جهان ـ جابر سعادتی صدر: سرانجام پس از کشوقوسهای متعدد، تکلیف یارانهها در بودجه امسال توسط مجلس شورای اسلامی مشخص شد.
مجلس شورای اسلامی رقم 66 هزار میلیارد تومان را به عنوان درآمد حاصل از اجرای قانون هدفمندی یارانهها برای سال 91 به تصویب رساند.
طبق این تصمیم مجلس و بر اساس ماده 7 قانون هدفمند کردن یارانهها که دولت را مجاب کرده که حداکثر تا 50 درصد خالص وجوه حاصل از این اجرای این قانون را در قالب پرداخت نقدی و غیرنقدی به سرپرستان خانوار پرداخت کند، دولت در سال جاری باید مبلغ 48 هزار میلیارد تومان از منابع حاصل از اجرای قانون هدفمندی را به حساب سرپرستان خانوار واریز کند.
اما نکته مبهم و البته مبهم درخصوص این مصوبه و میزان یارانهای که به هر ایرانی تعلق خواهد گرفت، "مجموع افرادی" که امسال در شمول دریافت یارانه نقدی قرار خواهند گرفت؛ آیا در سال جاری مبلغ کل 48 هزار میلیارد تومان یارانه نقدی که طبق مصوبه مجلس باید مستقیم بین سرپرستان خانوار توزیع شود، بین 75 میلیون ایرانی توزیع خواهد شد و یا این رقم به 65 میلیون ایرانی تعلق خواهد گرفت؟
در توضیح این مسئله باید گفت که کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی برای سال جاری 10 میلیون نفر از "اقشار مرفه" جامعه را از دریافت یارانه نقدی معاف! کرده است و به عبارت دیگر امسال صرفا 65 میلیون نفر یارانه نقدی دریافت خواهند کرد.
گرچه هنوز مسئولان دولتی خبر حذف 10 میلیون ایرانی از فهرست یارانه بگیرها را رسما اعلام نکرده اند اما این خبر چند روز پیش هم از سوی خبرگزاری نزدیک به دولت(ایسنا) هم منتشر شد تا احتمال تحقق این تصمیم بیشتر شود.
با این اوصاف و در صورتی که قرار باشد امسال 10 میلیون نفر ایرانی از لیست دریافت یارانه نقدی حذف شوند، این سوال مهم مطرح می شود که این 10 میلیون نفر چه کسانی خواهند بود؟
آیا این 10 میلیون ایرانی که قرار است امسال یارانه نقدی آنها قطع شود، همان کسانی هستند که در اواخر سال 90 "پیامک سازمان هدفمندی یارانهها" مبنی بر مراجعه به سایت رفاهی برای اعلام انصراف از دریافت یارانه را دریافت کردهاند؟!
در صورت صحت این مسئله باید از دوستان محترم دولتی پرسید، مبنا و معیار آنها برای ارسال "پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه" به یک میلیون و 500 هزار سرپرست خانوار بر چه اساسی بوده است و آیا تمام این افراد که قرار است در سال جاری از دریافت یارانه نقدی محروم شوند، به لحاظ مالی "متمول و مرفه" محسوب میشوند؟!
اما در خصوص این موضوع چند نکته قابل تامل است؛ نخست اینکه با اندکی دقت در لیست افرادی که پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه برای آنها ارسال شده میتوان دریافت که حداقل بخشی از افراد این لیست از قشر آسیبپذیر و کمدرآمد جامعه هستند و در عین حال هر یک از ما در اطراف و آشنایان خود، افراد متمول و مرفهی را سراغ داریم که این پیامک را دریافت نکردهاند. حتی مسئولان سازمان هدفمندی یارانه ها هم به وجود خطا در پیامک های ارسالی اذعان کردند.
بر این اساس میتوان گفت بانک اطلاعات یا مبنایی که دولت بر اساس آن این لیست یک میلیون و 500 هزار سرپرست خانوار "مرفه" را گزینش کرده، چندان نمیتواند مورد اطمینان و مبنای چنین انتخابی باشد.
از سوی دیگر اگر قرار است امسال قطعا 10 میلیون نفر از لیست دریافتکنندگان یارانه حذف شوند و اساس حذف این تعداد، همان پیامکهای ارسالی سازمان هدفمندی است پس به چه دلیل رئیس سازمان هدفمندی به کرات از طریق رسانهها اعلام کرد که "اعلام انصراف از دریافت یارانهها اجباری نیست و افرادی که پیامک را دریافت کردهاند و مایل به انصراف نیستند صرفا باید با مراجعه به سایت رفاهی عدم تمایل به انصراف خود را اعلام کنند."
همچنین اگر قرار است دریافتکنندگان پیامک سازمان هدفمندی از لیست دریافتکنندگان یارانه نقدی حذف شوند ـ جدای از تمایل و یا عدم تمایل آنها ـ دیگر چه نیازی بود که برای مراجعه با سایت رفاهی آن هم تا یک مهلت مقرر (12 اردیبهشت) آن حجم گسترده تبلیغات و فضای روانی مخرب صورت گیرد؟!
با توجه به این واقعیت ها، اگر قرار است طبق مصوبه کمیسیون تلفیق مجلس در سال جاری 10 میلیون نفر از اقشار "مرفه" از دریافت یارانه معاف شوند، ضروری است که راهکار، معیار و نحوه انتخاب این تعداد ایرانی نیز مشخص شود تا خداییناکرده، افراد کمبضاعت و آسیبپذیر جامعه به اشتباه در لیست افراد محروم از یارنه نقدی قرار نگیرند.
بر این اساس، نکته مهمی که باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، اصل امکان برآورد تمکن مالی افراد بر اساس بانک اطلاعاتی است که دولت در اختیار دارد؛ چرا که دولت صرفا قادر به برآورد اموال منقول و غیرمنقولی است که بهصورت رسمی در مراکز دولتی به ثبت میرسند و بر این اساس بسیاری از اموال، درآمدها و دارییهای افراد که به صورت رسمی در جایی به ثبت نمیرسند، قابل احراز نخواهد بود بنابر این صرفا تکیه به چنین بانک اطلاعاتی برای تفکیک افراد "مرفه" جامعه از "غیرمرفه" نمیتواند منطقی و صحیح باشد.
مردم در حسرت اطلاعات
البته آنچه پیش از همه این توصیه ها لازم به نظر می رسد، اطلاع رسانی صحیح، به موقع و شفاف مسئولان دولتی درباره قانون هدفمند کردن یارانه هاست. متاسفانه در نتیجه آگاهی رسانی ناقص و مبهم مسئولان از ابتدای اجرای این قانون، ده ها شایعه و خبر شوک انگیز درباره یارانه های نقدی و نرخ اقلام در جامعه رواج پیدا کرده و در نبود اطلاعات درست، فشارهای روانی و نگرانی های زیادی را به مردم تحمیل کرده است.
به همین دلیل مهمترین نیاز این روزها اطلاع رسانی سریع، شفاف و صریح مسئولان سازمان هدفمندی به مردم و ارائه واقعیت ها و جزئیات اجرای مرحله دوم قانون مذکور است.
به گزارش سایت اوباما به نقل از نیویورک تایمز، مالائیکا بروکس که هفت ماه از حاملگی خود را پشت سر گذاشته بود و پسر 11 ساله خود را در سیاتل به مدرسه میبرد، توسط پلیس به خاطر سرعت نگه داشته شد. پلیس می گوید او 32 مایل در ساعت در منطقه مدرسه سرعت داشته است در حالی که سرعت مجاز 20 مایل در ساعت است.

بولتن نیوز: یکی از اساتید محترم و دلسوز دانشگاه، با ارسال نامهای به تحریریه بولتن نیوز، نسبت به برخی اقدامات و کاستیهای دانشگاه آزاد انتقاد کردهاند. متن کامل این نامه که در اختیار بولتن نیوز قرار گرفته به شرح زیر است:
دکتر فرهاد دانشجو، رییس تازه منصوب دانشگاه آزاد اسلامی در حاشیه برگزاری آزمون کارشناسی ارشد این دانشگاه، خبر از افزایش 20درصدی پذیرش دانشجوی ارشد داده اند. اگرچه می بایست با شنیدن این خبر خوشحال شد و مسرور که جمعیت تحصیلات تکمیلی دانشجویان باز هم افزون می شود و جای سپاس دارد اما نکته هایی بس آزاردهنده، شیرینی و حلاوت چنین اخباری را زیر تیغ پرسش می گیرد.
این بسیار خوب است که از جمعیت رو به رشد و خواهان مدارک بالاتر، هر ساله تعداد بیشتری در دانشگاههای مختلف و ازجمله آزاد پذیرفته شوند تا شاید در آینده شغل و حرفه مناسب تری بیابند اما نکته اصلی در این میان بهایی است که سیستم آموزش عالی و سطح علمی دانشگاهها می بایست در این سیر شتابنده بپردازند و همچنین هزینه متحملی که دانشجویان می بایست برای به دست آوردن برگهای مهر و امضاشده متحمل شوند.

در طی این سال ها دانشگاه آزاد با افزایش کمیتی پذیرفته شدگان، ظرفیت کارشناسی ارشد خود را تا حد ممکن بالا برده است. چنانکه با سه نوبت اعلام پذیرش شهریور، تکمیل ظرفیت مهر و تکمیل ظرفیت بهمن، تا توانسته دانشجوی ارشد جذب کرده است. چنانکه گویی مسوولیتی جز افزونی آمار قبولی و بالطبع جذب شهریه های کلان از این رهگذار برعهده ندارد!
در برخی رشته ها تا 150نفر دانشجو با انواع لطایف پذیرش شده اند. اما در قبال این پذیرندگی عدیده دانشجویان ارشد، چه مقدار امکانات انسانی، آموزشی، آزمایشگاهی و... رشد یافته است، پرسش محل تردیدی می باشد که مسوولان دانشگاه می بایست پاسخ گویند. اکنون در برخی رشته ها، صفی از متقاضیان دفاع از پایان نامه وجود دارد که به علت نبود استاد راهنما و مشاور همچنان معطل مانده اند و جالب تر آنکه به دانشجویان پیشنهاد یافتن اساتید از دانشگاهها و شهرهای دیگر داده می شود.
جناب دکتر دانشجو!
نمی دانم از وضعیت زیرمجوعه خود در بخش آموزش خبر دارید یا نه؟ آیا می دانید در برخی واحدهای دانشگاهی و علوم و تحقیقات که به صورت بی رویه دانشجو جذب شده است نه استاد و مدرس آن رشته ها وجود دارد و نه دانشجویان از کمترین امکانات مناسب آموزشی مثل کلاس درس برخور دارند؟ آیا جنابعالی اطلاع دارید که در واحدهای علوم و تحقیقات و یا عادی دانشگاه آزاد، اصولا چیزی به نام تطابق سنجی علمی ـ آموزشی رشته های اعلام شده با تعداد دانشجوی قابل توجه (صد نفر به بالا) وجود ندارد و چند صباحی دیگر می بایست برای این تعداد دانشجوی متقاضی دفاع از پایان نامه فکر بکری بکنید؟ چگونه با این قوانین موجود مانند محدودیت ظرفیت راهنمایی و مشاوره برای اساتید (6نفر،3نفر) دانشجویان فرصت می یابند پروژه های خود را به پایان برند و یا به اجبار می بایست همچنان در پشت خط اشغال استاد راهنما بمانند و شهریه های تاخیری جریمه ای به دانشگاه بپردازند؟
جناب دکتر دانشجو!
در بسیاری از مراکز علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و حتی واحدهای آن، زیرساخت قابل توجه آموزشی ـ علمی برای دانشجویان پی ریزی نشده و ظاهرا تنها هدف، جذب دانشجو به هرقیمتی بوده است! آیا برای برگزاری کلاس های یک رشته در جایی دوردست نمیبایست اساتید مجرب، فضای آموزشی، امکانات کمک آموزشی و... مد نظر قرار گیرد؟ اکنون دانشجویان بسیاری در نوبت دفاع از پایان نامه اند اما استاد مورد نظرشان را نمی یابند. علت شلوغی و ترافیک ظرفیتی و متقاضی بالای اساتید و تعداد کم آنها نسبت به جمعیت دانشجویی است. بماند که مجله علمی مناسبی هم برای چاپ و انتشار مقاله در دسترس دانشجویان نیست و بماند که دانشجویان با صدجور گرفتاری و هزینه های گزاف و خون دل می بایست در این فضای معطوف شده به کمیت گرایی، تحصیل خود را پایان ببرند. برخی از روسای واحدهای علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد به متقاضیان اعلام کرده اند که شما بعد از آزمون، نامه ای بنویسید و تقاضای رشته را بدهید تا ما برای شما ایجادکنیم! این چه منطق و استدلالی است؟ با کدام استاد، کدام فضای آموزشی و کدام امکان؟ جالب تر آنکه برخی از این واحدها حتی کارشناسی رشته های مزبور را هم ندارند!
جناب دکتر،به دست آوردن شهریه و توسعه عددی و کمی دانشجو و دانشگاه به چه بهایی؟ از دست رفتن فرصت های آموزشی و جوانی دانشجویان کسی مخالف تحصیلات تکمیلی دانشجویان و جوانان و علاقه مندان نیست اما نمی بایست حداقل استانداردها در این مسیر رعایت شود. آیا صرف پذیرش دهها نفر دانشجو در رشته های مختلف می تواند شرایط ایده آلی برای یک دانشگاه باشد بدون آنکه ارزش هایی مانند سطح علمی، نسبت دانشجو و استاد و... رعایت شود؟
جناب دکتر دانشجو!
اگر پذیرش عددی دانشجو، الویت دانشگاه آزاد است و با انواع شیوه ها، هر ساله بر تعداد آنان افزوده می شود لااقل تجدید نظری در بقیه شرایط هم بکنید تا دانشجویان گرفتارتر نشوند. فرض مثال محدودیت پذیرش دانشجو برای اساتید رشته ها را بردارید یا تعداد آن را افزایش دهید تا دانشجویان معطل خالی شدن ظرفیت اساتید برای راهنمایی و مشاوره نشوند یا اجازه دهید آنان از اساتید دارای تجربه اما غیرهیات های علمی هم بهره گیرند و یا پایان نامه ها را حذف کنید! اینطوری بهتر نیست؟
جناب دکتر دانشجو!
این موج کارشناسی ارشد تا دو سه سال دیگر به دکتری هم می رسد و این سونامی را اگر اصلاح نکنید در فردا روزی کشور با مدرک به دستانی روبهروست که پس از فارغ التحصیلی، تازه می بایست کلاس های کاربردی و مهارتی را از سر بگذرانند و یابه مدرکی که در دست دارند دل خوش باشند.
پس بهتر است از همین حالا که تازه شروع روی کار آمدن جنابعالی است و هنوز توان و قدرت شما به تحلیل نرفته است، برای این موضوعات فکری کنید و علاج واقعه را پیش از وقوع آغاز کنید. و یقین بدانید در این راه همه اساتید متعهد و دلسوز، پشت سر و یار و یاور شما خواهند بود.
س.هاشمی (استاد دانشگاه )
ایسنا: رییس جمهوری آمریکا در یک گفتوگوی تلویزیونی اعلام کرد که دخترانش مالیا و ساشا میتوانند تنها در روزهای تعطیل از تلفن همراه استفاده کنند.
وی تصریح کرد که دخترانش از حضور در فیسبوک منع هستند، نمیتوانند تلویزیون تماشا کنند و تنها زمانی که باید تکالیف خود را انجام دهند میتوانند از کامپیوتر استفاده کنند.
او همچنین گفت: من یک حساب کاربری در توییتر دارم که دنبالکنندههای زیادی دارد اما میشل به من میگوید که تو پرچانهتر از 140 حرف (محدودیت حروف برای تویئت کردن در توییتر) هستی.
در این رابطه پدرام پاک آئین مدیر کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی وزارت ارشاد در گفتگو با باشگاه خبرنگاران اظهار داشت: نباید رسانه های داخلی تحت هیچ عنوانی با کسانی که بارها عناد خود با ملت بزرگ ایران را به اثبات رسانده اند همکاری کنند.
وی افزود:مطبوعات داخلی نباید به هیچ وجه مروج چهرهای معاند نظام اسلامی که بعضا با رسانه های بیگانه و ضد ایرانی همکاری می کنند،باشند.
پدرام پاک آیین تاکید کرد:اداره کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد به عنوان چشم رصد گر فعالیت های مطبوعاتی هرگونه اقدام خارج از حدود قانونی مطبوعات یا مغایر با مصوبات شواری عالی امنیت ملی را برسی ، پیگری و در صورت لزوم نسبت به ارجاع آن به هیئت نظارت بر مطبوعات اقدام خواهد کرد.
وی هم چنین با توصیه به روزنامه شرق تصریح کرد: همه مطبوعات داخلی باید به رعایت قانون مطبوعات التزام داشته و به مصوبات شورای عالی امنیت ملی که طبق تبصره 2 ماده 5 قانون مطبوعات لازم الاتباع است، تقید داشته باشند.
همچنین حجت الاسلام محمد تقی رهبر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی نیز درباره اقدام روزنامه شرق گفت: روش روزنامه شرق در مصاحبه با این افراد خط مشی درستی نیست چرا که آزادی روزنامه شرق در زمینه نوشتن به برکت نظام اسلامی است.
وی در ادامه با اشاره به توصیههای رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم سیاهنمایی در مسائل کشور اظهار داشت: این نظام برآمده از خون شهدا و فداکاری این ملت است.
رهبر تأکید کرد: انتقاد اگر منصفانه و راهگشا باشد درست است اما اگر تخریبی باشد راه به جایی نخواهد برد.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: اینگونه اقدمات، ریشه در افراط روزنامه شرق دارد و در پیش گرفتن راه افراط برای کشور زیان بار است.
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، انتقاد را منصفانه و راهگشا دانست و گفت: اقدام روزنامه شرق ریشه در تفکر سیاهنمایی دارد و مشی تخریب، روش صحیحی نیست.
وی در پایان خاطرنشان کرد: چرا روزنامه شرق، افراد مسئلهدار و ضد نظام را که همواره بر کشور و نظام اسلامی میتازند را بزرگ جلوه میدهد
بولتن نیوز، روزنامه شرق در شماره روز چهارشنبه خود با یکی از چهرههای ضدانقلاب که ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی آمریکا دارد، گفتگویی در خصوص تحریمهای غرب علیه ایران انجام داده است.
این روزنامه که به تیم رسانه ای نزدیک به هاشمی رفسنجانی تعلق دارد، تریبونش در خصوص مذاکرات هستهای میان غرب و ایران و تحریمهای یکجانبه غرب علیه کشورمان را به "مهرداد عمادی" اختصاص داده و از وی به عنوان "مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا" یاد کرده است و البته از سمت واقعیاش نام نبرده است.
مهرداد عمادی گزارشگر بخش عملیات روانی سایت ها، نشریات و مهمتر از آن شبکه های تلویزیونی ضدانقلاب درباره تحریم های "کشنده" غرب است، وی در سال های اخیر دهها ساعت برنامه در "بی بی سی فارسی" با عنوان مجعول "مشاور اقتصادی" اجرا کرده است تا جایی که در ماجرای تحریم نفتی ایران به صورت لحظه ای به روی آنتن این شبکه انگلیسی می آمد و از وضعیت اسفبار ایران پس از اعمال این تحریم ها سخن می گفت.

عمادی در گزارش های متنوع خود تحریم های غرب علیه ایران را یک پیروزی بزرگ می داند و تاکید می کند که با این تحریم ها کار ایران تمام است! وی یکبار در جملهای تاریخی گفته بود: در مهرماه در ایران، گرسنگی در سطح کشورهای صحرای آفریقا خواهیم داشت.
او میگوید: "از روزی که کد سویفت از نهادهای مالی ایران گرفته شود، سیستم تجارت ایران دچار فلج شدید در تمام سطوح خواهد شد."
حالا مهرداد عمادی مورد سوال روزنامه شرق قرار می گیرد و وی تاجایی که جا دارد ایران را در موقعیت خطرناک و غیرقابل برگشتی می داند؛ شرق امروز اگر نسخه کاغذی بی بی سی فارسی نباشد دقیقا حرف های مورد علاقه اروپا و امریکا علیه ایران را منتشر کرده است.
عمادی به شرق می گوید: من پرصدمهترین اثر تحریمها را محروم شدن صنایع ایران از تکنولوژی پیشرفته روز میدانم که سبب شده صنعت ما در بعد بهرهوری نیروی کار رو به جلو نرود و توانش برای رقابت با اقتصادهای دیگر در بازارهای جهانی کم شود؛ باید گفت ما از بسیاری بازارها حذف شدیم.
مشکل مهرداد عمادی و روزنامه شرق در این پاراگراف این است که نه نگارنده و مصاحبه گیرنده روزنامه شرق درک درستی از تعریف بهره وری نیروی کار داشته و نه اینکه مهرداد عمادی آنچنان که خود می گوید و برخلاف نظر اتحادیه اروپا که سمت کارشناس اقتصادی را به وی داده است، دارای آنچنان درجه اجتهاد در علوم اقتصادی و مسائل اقتصاد سیاسی ایران است .
برای بهتر درک کردن این موضوع باید گفت طبق تعاریف آکادمیک عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری نیروی کار را میتوان چنین برشمرد:
در عصر حاضردیگر پیشرفت تکنولوژی بدون تحولات نیروی انسانی فاقد کارایی است و تزریق منابع مالی به عنوان فاکتور اصلی توسعه به شمار نمی آید بلکه تحولات و بهره وری نیروی انسانی با رشد خود سبب ارتقای سازمان ها و به تبع آن توسعه نظام های اقتصادی در جهان می شوند، به طوری که سرمایه های انسانی میزان سرمایه های مادی را تعیین می کنند. به جرأت می توان ادعا کرد که هر ماشینی در نهایت یک ظرفیت تعریف شده دارد که بیش از آن نمی توان انتظار داشت اما ظرفیت های انسان تا بی نهایت است و همچنین تا کنون هیچ فرایند تولیدی اختراع نشده است که به کار انسانی نیازمند نباشد.
ریشه و علل عقب افتادگی کشورهای توسعه نیافته بطور اساسی تحت تاثیر پدیده بهره وری پایین است. بنابراین رشد بالای بهره وری خصوصاً بهره وری نیروی انسانی همه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. استفاده صحیح از نیروی انسانی به مثابه ارزشمند ترین و بزرگترین ثروت هر جامعه به صورت مسئله ای حائز اهمیت مورد توجه دولت ها بوده است. به عبارت دیگر می توان گفت که انسان هم، هدف توسعه و هم عامل آن محسوب می شود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهی به نحوه ی اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی یافته است. در این میان تجربه نشان داده است که کوچک سازی دولت ها و میدان دادن به بخش خصوصی و تعاونی و همزمان سبب صعود روند بهره وری و سرمایه گذاری، مشارکت و منابع انسانی می شود بنابراین بهره وری منابع انسانی یکی از رکن های مهم هر موسسه یا سازمان می باشد که البته بر خلاف نظر مهرداد عمادی و روزنامه شرق ارتباط معنی دارای با محروم شدن صنایع ایران از تکنولوژی پیشرفته ندارد!.
به واقع اینکه بر خلاف پندار برخی که مورد تایید روزنامه شرق هم هستند هر بهره وری ، بهره وری نیروی انسانی نیست و تحریم تکنولوژیک و صنعتی ایران هم رابطه ای به بهره وری نیروی کار ندارد.
بدیهی است که موضوع بهره وری بیشتر در سطوح سازمانی مطرح میشود و بیشترین ضوابط و شرایط مربوط به بهره وری را میتوان در آنها مشاهده کرد. همچنین برابر آموزه های آکادمیکی که هم در ایران و هم در اروپا و آمریکا تدریس می شود! و لازم می بینیم هم شرق و هم آقای مهرداد عمادی کارشناس اقتصادی محترم اتهادیه اروپا مطالعه فرمایند موانع بهبود بهرهوری است که اینها هم ربطی به تحریم تکنولوژی و صنعتی ندارد و عبارتند از:نداشتن اعتقاد و باور ملی به نتایج وفواید بهبود بهره وری، ترس از برخی نمودهای ظاهری بهره وری از جمله ترس از بیکاری، ناآگاهی عمومی نسبت به مفاهیم وجایگاه بهره وری، میزان اهمیت آن ونقش ووظایف افراد در این راستا، بی توجهی به فکرهای خلاق ومبتکر، عدم توجه به رشته های مدیریت، اقتصاد و حسابداری، مقاومت افراد در مقابل تغییرات وعدم تمایل به ترک برخی عادات، غرق شدن در روشها و تکنیکها و تغییر باورهای فکری، بلند پروازی وبی توجهی به مسائل به ظاهر کوچک وراه حلهای خرد، مشخص ننمودن متولی کار، ناهماهنگی ونبود هدایت ونظارت مناسب، ضعف تعهد اجرایی، عجله در حصول نتیجه، دخالتهای بی جای برخی کارشناسان در سایر حوزههای کاری واظهار نظرهای غیر کارشناسانه، عدم وجود کارشناسان خبره و یا عدم انگیزش آنها در ارزیابی سیستم و تجزیه و تحلیل و اندازه گیری بهره وری، برخورد مقطعی با موضوع بهره وری وناپیوستگی روند بهره وری.
نهایت اینکه بهبود و ارتقای بهرهوری مستلزم کوشش و تلاش برنامه ریزی شده همه جانبه از سوی افراد و مسئولین ذیربط است که خود نیازمند بهبود شرایط کار و تغییر محرکهها و روشهای انگیزشی کارکنان، بهبود نظامها، دستورالعملها، قوانین، بخشنامهها، دستورالعملها، روشها، فناوری و غیره میشود نه آنچنان که مهرداد عمادی و روزنامه شرق به کشف آن نایل شده اند مربوط باشد به تحریمهای مالی و تکنولوژیک صنایع ایران.
مهرداد عمادی و روزنامه شرق در بخش دیگر ازمصاحبه منتشره، با دامن زدن به موضوع تحریمها به نکته مهمی اشاره می کنند و آن اینکه تحریمهای وضع شده بیشتر بر زندگی روزمره مردم تاثیر گذاشته چراکه با افزایش قیمت دلار، در واقع تاثیر تحریمها بر اقتصاد و معاش شهروندان ایرانی است. در واقع در این پاراگراف نویسنده و مصاحبه شونده اعتراف می کنند که غرب با ادامه تحریمها و فشارهای وارده به اقتصادایران سعی دارد ضمن فشاروارد کردن به بخش ضعیف و متوسط ، شرایط را هر چه بیشتر به این بخش از جامعه تنگ کرده و با ایجاد بیکاری و نارضایتی مصنوعی ، قشر متوسط جامعه را نسبت به مسولین حکومتی دلسر نمایند.
به واقع اینکه هدف از تحریمها چیزی نیست جز فشار هر چه بیشتر به مردم ایران برای اعتراض و تغییر در نظام و این مانند این است که برای اعتراف گرفتن و مجبور کردن شخص به عملی غیرقانونی، فرزند وی را تحت شکنجه قرار دهند. کاری به دور از انسانیت که امروز از سوی غرب به شدت دنبال می شود و رسانه های غرب با علم به آن و برخی رسانه های داخلی، دانسته یا ندانسته به تعریف وتمجید از آن می پردازند.
در ادامه مصاحبه منتشره از سوی شرق، مهرداد عمادی با بیان اینکه "باور شخصی من این است که اگر در نشست بغداد گام عملی و سریعی برای بیرون رفتن از بنبست برداشته نشود، شرایط فعلی هم ادامه نخواهد یافت و تحریمهای بعدی تعیین میشود" عملا نشان می دهد که برای او تنها چیزی که پر اهمیت است سرنگونی جمهوری اسلامی است و بس و عالمانه از فشار بیشتری به بخش کم درامد جامعه ابراز خرسندی می نماید.
عمادی در ادامه با ایراد بیاناتی کاملا متناقض در عین حال که می گوید: "تمامی پروژههای انرژی ما که شریک غربی، ژاپنی و کرهجنوبی داشتهاند لغو شدهاند و پس رفتهاند. سیستم بانکی ایران از سیستم بانکی جهانی و سوئیفت جدا شده است. چین، ژاپن، اتحادیه، هند و حتی ترکیه خرید نفت خود را از ایران کم کردهاند. میزان نفت ذخیره ناخواسته که نفت قابل صادرات است بالا رفته و ایران از تانکرها به عنوان انبار نفت استفاده میکند. ادامه می دهد " تولید صنعتی بسیار پایین آمده و ما کاملا به بازار بدون رقیب برای کالاهای چینی، هندی و مالزی تبدیل شدهایم."
نکته مهم در این پاراگراف این است که عمادی و روزنامه شرق به این موضوع توجه نکرده اند که به فرض اینکه تمامی این گفته ها درست باشد. پس چگونه بازار ایران که از سوی چین، ژاپن، اتحادیه اروپا، هند و حتی ترکیه مورد تحریم قرار گرفته و اینها خرید نفتشان را هم به شدت از ایران کم کرده اند. لطف کرده و بازارهای ایران را کاملا با کالاهای خود اشباع کرده اند!. اگر این طور است که از خداوند منان آرزو می کنیم برای این انفاق و بخشش این کشورها به اقتصاد ضعیف و درمانده و مردم مستحق و مستمند ما، به آنها خیر داده و در آن دنیا ایشان قرین رحمت نماید.
ضمنا عمادی به این موضوع پاسخ نداده که اگر نفت ایران مشکل فروش دارد و داخل تانکر نگهداری می شود، برای نگهداری ماهانه بیش ا از 74میلیون بشکه نفت که از ایران به خارج صادر می شود ( به جز میعانات گازی) چه تعداد تانکر و کشتی لازم است!!!.
همچنین با حسابی سر انگشتی به راحتی می توانیم دریابیم که در صورت در نظر گرفتن بهای 100 دلار در هر بشکه و فقط در قسمت فروش نفت، درامد حاص از فروش 900 میلیون بشکه نفتی ایران در سال چیزی بالغ بر 90 میلیارد دلار خواهدبود. سوال هر خواننده ای که به مصاحبه عمادی و روزنامه شرق دقت می کند ان است که ایا جمهوری اسلامی ایران برای گرفتن حدود 90 میلیلرد دلار در سال و یا پرداخت بخش از آن در بازارهای بین المللی از گاری و یا تریلی استفاده می کند!. یا به جز سویفت راه های دیگری هم برای تجارت بین الملل وجود دارد و از نظر کارشناس محترم اقتصادی اتهادیه اروپا مغفول مانده است!.
ضمنا نظر روزنامه شرق و کارشناس اقتصادی اتحادیه اروپا که می گویند تمام پروژه های نفتی و صنعتی ایران خوابیده است و جمهوری اسلامی ایران آچمز شده راجع به آخرین آمار اقتصادی ذیل که تنها مربوط به بخشی از صنعت ایران می شود چیست:
موسی سوری در سومین روز از نمایشگاه بین المللی صنعت نفت با بیان اینکه پیشرفت پالایشگاه خشکی فازهای 22 تا 24 از مرز 60 درصد عبور کرده و خرداد سال آینده جشن راه اندازی نخستین پالایشگاه فازهای 35 ماهه برگزار خواهد شد در مقایسه با روند توسعه فازهای پارس جنوبی گفت: فازهای 2 و 3 پارس جنوبی با گذشت 30 ماه از فعالیت خود، فازهای 4 و 5 در ماه سی و سوم، فازهای 6 تا 8 پارس جنوبی در ماه 51 و فاز 9 و 10 پارس جنوبی در ماه 53 به 30 درصد پیشرفت رسیده بودند. وی همچنین پیشرفت فازهای 13 و 22 تا 24 پارس جنوبی به ترتیب 41 و 47 درصد اعلام کرد.
موسی سوری فازهای 13 و 20 تا 24 را به عنوان فازهای پیشتاز در گروه فازهای 35 ماهه اعلام و تصریح کرد: پیشرفت این فازها در شانزده ماه به 30 درصد رسیده است که این مهم نشان می دهد سرعت متخصصان داخلی پارس جنوبی حدود 2 برابر بیشتر از پیمانکاران بین المللی بوده که در فازهای قدیمی پارس جنوبی فعالیت داشتند.
مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس با بیان این که سال گذشته 12.4 میلیارد دلار سرمایه در پارس جنوبی جذب شد، گفت: امسال در بازبینی که بودجه پارس جنوبی صورت گرفت مقرر شد 22.8 میلیارد دلار به شرکت نفت و گاز پارس اختصاص یابد.
احمد قلعه بانی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نیز در این روز از اجرای بیش از 130 میلیارد دلار پروژه در دست اجرا در این شرکت خبر داد و گفت: سال گذشته بیش از 22.6 میلیارد دلار سرمایه برای اجرای پروژه ها جذب شد که نسبت به سال پیش از آن 16.7 درصد رشد داشته است.
و ......
مرتضی حیدری آل کثیر متولد 1362 و از شاعران شهر حر (بیت چریم) از توابع شهرستان شوش دانیال در خوزستان است.
آل کثیر را بیشتر به خاطر اشعار فارسی اش می شناسند. او بیشتر در قالبت آئینی می سراید. اما در سرایش شعرعربی نیز بین شاعران عرب شناخته شده است.
این شاعر تاکنون چندین بار موفق به شرکت در جلسات شعر با حضور رهبر انقلاب بوده است. حیدری آل کثیر کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است که شعر را از سال 77 به طور جدی شروع کرد و از 81 وارد عرصه حرفهای ادبیات فارسی کشور شد و توانست پنج مجموعه شعر فارسی به چاپ برساند.

اولین کتابش در سال 1386 چاپ شد. وی توانست در خلال شرکت در کنگره های ادبی مقامهای متعددی را کسب کند. در سال 1386 در جشنواره بین المللی شعر فجر رتبه برتر را در بخش آئینی کسب کرد و در جشنواره شعر نبوی که در سال 1385 در مشهد برگزار شد جز برگزیدههای این جشنواره انتخاب شد. آل کثیر در جایزه قدس و کنگره دفاع مقدس و جایزه سراسری شعر جوان نیز رتبه اول را کسب کرده است.
در کارنامه شعری او علاوه بر چاپ آثار فراوانی در نشریات، مجموعه شعرهای کتاب «خورشید در عبای تو پیچیده است» که در سال 86 جز هفت کتاب برتر جایزه قیصر امین پور بود، «دیر آمدی بهار»» که گزیده ای از سه کتاب قبلی به علاوه 180 صفحه شعر منتشر نشده است که گزیده شعرهای او است. یک کتاب دیگر در قالب نثر ادبی به نام «تشنه در ابر» که در سال 88 منتشر شد. «سرفه خونین تفنگی در باد» نیز از دیگر کتاب های چاپ شده آل کثیر است.
این شاعر توانست جایزه کتاب سال دفاع مقدس سال 86 را کسب کند. او همچنین مجموعه شعری به نام «پایتخت جهان» که مجموعه ای از غزلها و شعر سپید که رویکردی اجتماعی دارند را به چاپ رسانده است.
با او درباره شعر آئینی و تجربه شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری گفتگوی انجام شده که از زیر آمده است.
مرتضی حیدری را در کدام گونه از شعر طبقه بندی کنیم؟
من در خلال شعرهایی که در زبان عربی سرودم بیشتر موفق شدم نوحهها و مرثیههای خود را در دو کتاب به نام دموع و دماع یک و دو که در بازار هست و مداح ها از آن استفاده می کنند را به چاپ برسانم. اما اشعار عربی جدی من با موضوع آزاد و اجتماعی هم به لهجه محلی عربی و هم به زبان فصیح هنوز موفق به چاپشان نشدم.
من در دو حوزه کار می کنم اما بیشتر تخصص و درسم در زبان فارسی است و بیشتر موفقیتهایی که کسب کردم در شعر فارسی است.
اما هنوز اشعار جدی عربی شما به بازار نیامده است.
به این دلیل است که اشعار فارسیم خیلی من را مشغول و سرگرم کردند و مرتب به دنبال این هستم که مجموعه ای را بتوانم چاپ کنم که فضایی جدیدی از شعرهای من را به دیگران معرفی کند. دغدغه من بیشتر در شعر فارسی است؛ به خاطر اینکه حرکتی را شروع کردم و همگام با دیگر هم نسلان خودم یک رسالتی را بر دوش داریم و شنونده من بیشتر در ایران است. اما عربی مطئناً مخاطبش بیشتر است و اگر بخواهیم جهانی فکر کنیم می بینیم که مخاطب شعر عرب در جهان بیشتر است به همین خاطر برای چاپ کتاب شعر عربی وسوسه و دقت من بیشتر می شود.
البته این به آن معنا نیست که چون چهار کتاب در فارسی چاپ کردم نشان از وسوسه کمتر دارد. به خاطر اینکه حجم بیشتری از مطالعه و اشعار من در زبان فارسی بوده به همین جهت حجم کارهای چاپ شده به زبان فارسی از من بیشتر است. اما در زبان عربی هنوز در فضایی قرار نگرفتم که واقعاً احساس کنم باید یک مجموعه را چاپ کنم با اینکه تعداد اشعار عربیم می توانند یک مجموعه را تشکیل دهند.
گفتید که بیشتر شاعر فارسی هستید اما بارها نزد رهبر انقلاب به عنوان شاعر عرب حضور پیدا کرده بودید.
بله من از سال 1386 تا کنون نزدیک به هفت یا هشت مرتبه توفیق پیدا کردم که در محضر رهبر باشم و دو بار توفیق شعر خوانی را داشتم. بار اول در سال 86 و بار دوم در سال 90 بود اما بار دوم بیشتر رسانهای شده و حتی به کشورهای عربی همچون لبنان هم رسیده و کشورهای عربی دیگری که علاقمند به رهبری هستند این تصویر را دیده اند.
جدیداً از من به عنوان شاعر عرب نیز استفاده و یاد می کنند یا برای گفتن مرثیههای عربی و چه برای سرودن در محافلی مثل بیداری اسلامی که از شاعران عرب دعوت می شود از من نیز دعوت به عمل می آورند. من از این قضیه خیلی خوشحالم، به هر حال فرصت پیدا می کنم که در زبان مادری خودم ذوق خود را امتحان کنم و فرصتی است تا بتوانم فضاهای جدیدی را در شعر تجربه کنم.
از مشاعره خودتان با رهبر انقلاب بگویید؟
این دیدار یعنی شعرخوانی من و صحبتهای رهبر حدود پنج دقیقه طول کشید اما چیزی که در رسانه دیده می شود در حد یک دقیقه است و ایشان مستقیم جواب ندادند. ایشان بعد از شنیدن شعرهای من کمی در مورد قالب «ابوذیه» برای حضار توضیح دادند. شعر من به امام زمان (عج) تقدیم شده بود و یک فضای شعر آئینی فارسی در جلسه ایجاد شده بود.
در جلسه فضای بسیار زیبای عرفانی حکم فرما بود و همه دوست داشتند شعر آئینی بشنوند و حتی ممکن بود یک شعر متوسط نیز جای خودش را در بین شنوندهها باز کند و واقعا آن فضا ایجاد شد و من هم به واسطه اینکه دوستان اطلاع داشتند که شعر فارسی می گویم منتظر بودند که شعر فارسی بسرایم اما قبل از جلسه مجری به من گفته بود که دوست داریم شعر عربی شما را بشنویم و من هم از این موضوع استقبال کردم و تنها نگران این بودم که نکنه حضار بدلیل عربی بودن شعرم متوجه شعر نشوند، در نهایت به خدا توکل کردم و شعرم را خواندم اما قبل از آن توضیح دادم که این شعر در قالب «ابوذیه» است و می دانستم رهبر از این قالب اطلاع دارد.
قبل از مراسم هم با اساتیدی مثل استاد عباس حزباوی مشورت کردم و آنها گفتند که اگر «ابوذیه» بخوانی بهتر است. وقتی شروع به شعر خوانی کردم از همان اول حضار جلسه همراه من بودند و حس می کردم که حضار گوش می دهند و لذت می بردند نه از معنا بلکه از موسیقی کلمات و با توجه به تجربه خودم در شعر میدانستم که حضار به خاطر اینکه اهل ذوق بودند با من همراه هستند و رهبر از باقی حضار بیشتر همراهم بود چون قبلا این قالب را شنیده بودند و حتی ابوذیهها ای را حفظ بودند، بعد از اینکه شعر خوانیم تمام شد، مورد استقبال و تشویق رهبر قرار گرفتم. بعد از آن رهبر به توضیحاتی درباره این قالب شعر پرداخت و گفتند که این قالب در خوزستان و در آن منطقه بیشتر جریان دارد و اهالی آنجا در محافل و مجالس از این قالب استفاده می کنند که دارای چهار مصرع است که سه مصراع اولش از سه جناس تام تشکیل شده و هر کدام یک معنای خاص دارد و در آخر هم به یک مصرع تمام می شود که در همه این قالب این قانون رعایت می شود و سپس گفتند که من در سال 42 با تعدادی از شاعران عرب خوزستان زندانی بودم و این ابوذیه را از شاعران عرب خوزستانی شنیدم و خیلی از آن خوشم آمد.
رهبر از این شعر استقبال کرد به خاطر اینکه ایشان خودشان شاعر و اهل ذوق هستند و چند ابوذیه را حفظ کرده اند و در خلال صحبت هایشان این ابوذیه عاشقانه عرفانی را می خوانندکه باعث بهت همه جلسه شد:
»إلبدر شع ابجبینک والله لیله
إلبرد بشفاک یدعج والله لیله
مضت لیله ابوصالک والله لیله
عثربیها الدهر واحواک لیه
ماه کامل در حسن تو تابید و نمایان شد
و دانههای باران بر لبان تو به گوهرهای گرانبها میمانست
در وصل تو شبی بر من گذشت که با همهی شبها تفاوت داشت
شبی که روزگار حواسش نبود و تو را نصیب من کرد
و من واقعا شگفت زده شدم که رهبر اینقدر کامل و دقیق از قالب ابوذیه با خبر باشند و دیگر اینکه ابوذیه ای با این عنوان و این مذمون در جواب من بدهند و از ابوذیه لذت بردم، چون این ابوذیه تا حدودی عاشقانه بود.
گفتید که بیشتر اشعار شما فارسی و آئینی است. چرا برخی فکر می کنند استقبال از این سبک شعر پایین است؟
اگر شما در عمق ادبیات کشور و در عمق جریان سرایش شعر باشید متوجه می شوید که این موضوع عکس است یعنی ما فکر می کنیم که استقبال از شعر آئینی کم است و وقتی استقبال از هیئتهای مذهبی را ببینید متوجه می شوید که خیل عظیمی از مردم مخاطب مستقیم شعر آئینی هستند.
ما در هر شهر حداقل 100 مداح داریم و اینها همه از اشعار آئینی شاعران جوان استفاده می کنند و این نشان می دهد که خیلی از شاعران جوان به این گونه ادبیات میل دارند و دوست دارند شعر آئینی بگویند. انگیزههای زیادی وجود دارد برای این موضوع. البته قبول دارم در جاهایی کم استقبال می شود. فضای ادبی فکر می کند که شعر آئینی کمتر استقبال می شود ولی واقعا شعری که مردم بیشتر گوش می دهند آئینی است.
چرا این فضا وجود دارد؟
باید به تاریخ برگردیم. ببینید من با اسم شعر آئینی مشکل دارم. ما یک نوع شعر مذهبی داریم که این شعر زیر مجموعه شعر آئینی است. وقتی شما راجع به خدا شعر عاشقانه بگویید خود به خود زیر مجموعه شعر آئینی می شود.
شعری که کمتر مورد استقبال قرار گرفته شاید شعر مذهبی باشد و شعرا فکر می کنند که اگر به این شعر بپردازند شعرشان ضعیف می شود. در صورتی که اینطور نیست و ضعف و قوت شعر به خود شاعر بر می گردد و نه به موضوع شعر.
بله همینطور است، مثلا «الجواهری» شاعر مذهبی ای نیست اما می گویند قوی ترین شعری که سروده در وصف امام حسین (ع) است. نظر شما چیست؟
درسته. در تاریخ کسایی هستند در شعر عربی که کسی نمی تواند منکر آنها شود و شعر آئینی گفتهاند. مثلا «دعبل خزاعی» از شعرای بزرگ عرب بود که شعر آئینی می گفت. یا فرزدق شاعری که در جواب هشام در دفاع از امام سجاد (ع) شعر معروفش را سرود که از بزرگان شعرای عرب در جهان عرب است.
حسان بن ثابت که درباره موضوع غدیر شعر می گوید و همه در تاریخ ثبت شده اند. «الحمیری» و «کمیت» اینها شاعرانی هستند که در جهان شناخته شده هستند که به شعر آئینی پرداختند، حتی کسی مثل «نزار قبانی» که یک شاعر مسیحی - سوری است و اصلا از دور به اسلام می نگرد باز هم شعرهایی در وصف امام حسین (ع) و امام علی ( ع) سروده است که از بهترین قصاید ایشان هستند. بنا بر این شعر هیچ مرزی و حصاری ندارد و هر آدمی با هر فکر می تواند شعر آئینی بگوید. و اگر استقبال کم شده این پنداره در فضای شعر وجود دارد و در واقع اینچنین نیست.
وضعیت شعر آئینی را در خوزستان چگونه می بینید؟
بعد از انقلاب اسلامی یک عده از شاعران رویه شعر سبک نیمایی را ادامه دادند، البته شاعران بزرگی بودند که از فضای شعر آئینی محروم بودند مثل اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج و سهراب سپهری اینها به لحاظ سبک هنری واقعا بالا هستند. اما کمتر به شعر آئینی پرداختند و کسانی که ادامه دهنده آنها بودند خواسته یا ناخواسته تحت شعاع این جریان قرار گرفتند و کمتر به این نوع شعر پرداختند.
اما بعد ازانقلاب شاعرانی همچون موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، علیرضا قزوه، علی میرشکاک و بسیاری از شعرای دیگر در قالب شعر نو ادبیات آئینی را بیدار و برجسته کردند. گرمارودی در وصف امام علی(ع) آثار فاخر زیادی دارد یا سید حسن حسینی یک شعر بسیار زیبا در وصف امام حسین (ع) سروده است.
اما شعر خوزستان چند جریان و طیف دارد و طیفی که کمتر به شعر آئینی می پردازد از نظر کمی بیشتر از طیف مقابل هستند. شاعرانی مثل حبیب الله معلمی را داشتیم که آئینی می سرودند و اشعارش ماندگار است. اما حالا این وضعیت تعدیل شده و غالب جوانان شعر آئینی می سرایند.
اما در شعر عربی خوزستان هیچ شک و شبیه وجود ندارد و من به جرات می گویم که صد در صد شاعران عرب خوزستان ذاتاً شاعر آئینی - مذهبی هستند و افتخارشان به این است که یک قصیده برای حضرت ابوالفظل (ع) بسرایند.
این موضوع نیز دلیل دارد. شاعر منتقل کننده احساسات مردم است و وقتی وارد زندگی مردم عرب خوزستان بشوید، متوجه عشق وافر آنها به اهل بیت می شوید و این مردم نمی توانند این علاقه را پنهان کنند و همیشه آن را ابراز کرده اند و آن را یکی از افتخارات خود می دانند. پس کسی که از بین این مردم شعر بگوید از همین مردم است و احساسات همان مردم را بر زبان می آورد.
اما شاعران فارسی چون بیشتر به ادبیات غرب نگریستند کمتر به شعر آئینی می پردازند اما باز هم می گویم که بعد از انقلاب این موضوع تعدیل شد و بواسطه جنبش شعر هیئتی و آئینی جوانان بیشتر به شعر آئینی می پردازند. در نهایت امیدوارم گفتگوهای این چنینی باعث آسیب شناسی شود و شعر آئینی شعری پیشرو قرار گیرد که شاعران زیادی را تحت لوای خودش قرار دهد.
*عصر ایران
نماینده تام الاختیار دانشگاه هنر در طرح جامع کرج گفت: پیش از ظهر امروز نیروی انتظامی کرج با ورود به دانشگاه هنر با هدف دیوارکشی در این دانشگاه زمینههای درگیری را به وجود آورد.
به گزارش فارس، سعید زاویه گفت: ورود عوامل نیروی انتظامی در یک روز نیمه تعطیل جای سئوال دارد.
وی ادامه داد: اختلافات ملکی بر سر زمین این دانشگاه سالها است که گریبانگیر مسئولان دانشگاه و دانشجویان بوده اما متأسفانه تا کنون اقدامی شایسته در این باره صورت نگرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر افزود: در چنین شرایط سیاسی که کشور نیازمند آرامش است اقدام نیروی انتظامی و عوامل دادستانی خارج از درایت و تدبیر بوده است.
زاویه خاطرنشان کرد: طی تماسهای مکرر با مسئولان ذیربط از جمله استانداری، هیچ پاسخی دریافت نشده است.
وی اظهار داشت: امروز حدود 300 نفر از عوامل نیروی انتظامی با ورود به دانشگاه با همراهی لودر و بیل مکانیکی قصد اجرای یک حکم حقوقی را در این دانشگاه داشتند که با مقاومت حراست دانشگاه مواجه شده و همین مسئله منجر به درگیری و ضرب و شتم عدهای از کارکنان این دانشگاه شد.
زاویه تأکید کرد: زمین این دانشگاه حدود 40 سال است که در خدمت دانشگاه هنر بوده و ملک آن محسوب میشود.
وی افزود: هم اکنون نیروی انتظامی در محوطه دانشگاه حضور دارد و همین مسئله را پیچیدهتر کرده است.
این مسئول تصریح کرد: باتوجه به این که خوابگاه دانشجویان نیز در این مکان وجود دارد، تعدادی از نیروهای خود را برای آرامش دادن به دانشجویان مستقر کردهایم، اما با توجه به جوان بودن دانشجویان و حضور نیروی انتظامی در این محیط آموزشی نمیتوانیم به طور کامل بر عکس العمل دانشجویان احاطه داشته باشیم.
زاویه گفت: صدور حکم دیوارکشی از سوی دادستانی بدون این که بدانند این حکم در چه مکانی و در چه زمانی اجرا شود بیتدبیری است.
احمدینژاد خاطرنشان کرد: ایران و تایلند با هوشیاری تمام، همه نقشههایی را که با نیت ضربه زدن به روابط دو کشور طراحی و اجرا میشوند، شناسایی کرده و کنار میزنند.
رییسجمهور تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران روابط با تایلند را به نفع دو کشور و سایر کشورهای منطقه میداند و این روابط بر علیه هیچ کشور دیگری نیست.
سفیر جدید تایلند نیز در این دیدار با تقدیم استوارنامه خود به دکتر احمدینژاد به سابقه بیش از 400 ساله روابط دو کشور اشاره کرد و گفت: دولت تایلند بسیار مایل و مشتاق به گسترش روابط خود با جمهوری اسلامی ایران بویژه در عرصههای تجاری و توریسم است و گسترش روابط در این عرصهها را پایهای برای تعمیق دوستی، سعادت و رونق بیش از پیش دو کشور میداند.


طویلترین مزار جهان با 30 متر طول در کشور عمان قرار دارد و متعلق به یکی از مشهورترین پیامبران الهی است.
به گزارش فارس، طویلترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتیمتر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفتهاند.

کشور عمان در جنوب دریای عمان قرار دارد. مقبره عمران نبی(ع) در شهر «صلاله» مرکز استان «ظُفار» قرار دارد و ظفار، جنوبیترین استان عمان است. این کشور از سمت غرب با سه کشور امارات متحده عربی، عربستان سعودی و یمن همسایه است.
صلاله نه تنها از حیث وجود زیارتگاه عمران نبی(ع) یک شهر زیارتی محسوب میشود، بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود، مرکز فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمان به حساب میآید و قطب گردشگری این کشور است.
اما «عمران» کیست؟
«عمران» یکی شخصیتهای مشهور در قرآن کریم و نام مشترک پدر حضرت موسی(ع) و حضرت مریم(س) است.
البته به اعتقاد اکثر مفسران از جمله آیتالله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه، ج 2، ص 390)، عمرانی که قرآن از آن نام میبرد همان پدر مریم مقدس است.
در آیه 33 سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.
علام طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه (المیزان، ج 3، ص 4-191) مینویسد: مراد از «آل ابراهیم» در این آیه معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل به ابراهیم خلیل میرسند و آنها پیامبر اسلام (ص) و خاندان معصوم ایشان هستند.
مرحوم علامه در روایتی که گفتوگوی امام رضا(ع) با مأمون را حکایت کرده میآورد که مأمون سوال کرد: آیا خداوند عترت پیامبر (ص) را بر سایر مردم برتری داده است؟ و حضرت فرمود: خداوند برتری عترت بر سایر مردم را در آیات قرآن روشن کرده است. مأمون پرسید: در کجای قرآن؟ امام رضا (ع) فرمود: در آیه «اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ».
همچنین این مفسر گرانسنگ ذیل «آل عمران» عمران را پدر حضرت مریم معرفی میکند و مراد از آل عمران در آیه را حضرت مریم، حضرت عیسی یا آن دو به علاوه همسر عمران میداند.
علامه طباطبایی در تفسیر خود (المیزان، ج 3، ص 260) چنین بیان میکند که «آل عمران» در این آیه یکی از ذریه ابراهیم است، پس با آوردن آل عمران دوباره آل ابراهیم را ذکر کرده است. زیرا آل ابراهیم چه از طریق اسماعیل و چه از طریق اسحاق شامل هر دو عمران و همه پیامبران و معصومان پس از ابراهیم میشود.
در واقع، «آل ابراهیم» موسی و پیامبر اسلام و برگزیدگان خاندان او را شامل میشود، زیرا همه از دودمان ابراهیم هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم حضرت ابراهیم(ع) را موحد و مسلمان معرفی میکند: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (آل عمران/ 67)
آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر خود (نمونه، ج 2، ص 594 و 606) مینویسد: حضرت ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی بلکه مسلمان بود، چنانچه او سالها پیش از موسی و عیسی میزیسته و تورات و انجیل پس از وی نازل شده است.
باید توجه داشت که «مسلم» در اصطلاح قرآن تنها به معنای پیروان پیامبر اسلام نیست، بلکه اسلام به معنای تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دوگانهپرستی است که حضرت ابراهیم پرچمدار آن بود.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
افتادن به جان زن حامله با شوکر برقی+عکس
آقای دکتر دانشجو! کیفیت فدای کمیت، آخر به چه بهایی؟
ممنوعیت هایی برای دختران اوباما
مجلس و وزارت ارشاد به مصاحبه شرق با عمادی واکنش نشان دادند
حمایت از شکنجه فرزند برای اعتراف گیری از مادر
ماجرای مشاعره رهبر معظم انقلاب به زبان عربی
جنجال در دانشگاه هنر کرج
هدیه سفیر جدید تایلند به احمدی نژاد+عکس
قبر حضرت عمران نبی ، طویل ترین قبر جهان
[عناوین آرشیوشده]











