أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم میلاد حضرت امام حسین(روزپاسدار) و حضرت ابالفضل العباس(روزجانباز) و حضرت امام سجاد بر همه مبارک باد أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

نمایندگان منتخب مردم به درد مردم برسند و از سیاسی کاری پرهیز نمایند

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : صلوات بر من و اهل بیت من نفاق و دشمنی را از بین میبرد. عین الحیوة صفحه 414

پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 5763
  • بازدید دیروز: 5141
  • کل بازدیدها: 7611544
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
فیاض زاهد نوشت:‌ سخنان خانم حسینی یک نمک‌نشناسی آشکار به جریان اصلاحات است. اگر فرآیند سیاست در ایران چارچوبی داشت و نماینده‌ها از احزاب می‌آمدند این خانم بلافاصله باید از پارلمان اخراج می‌شد.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از مشرق:پس‌لرزه‌های اقدام خلاف قانون سید فاطمه حسینی در مجلس که با در اختیار گرفتن وقت دیگر نماینده پشت تریبون خانه ملت رفت و برخلاف دستور کار علنی مجلس که با حضور وزیر ارتباطات به موضوعات مربوط به این وزارتخانه اختصاص داشت، بیانیه‌ای را در حمایت از خانواده خود قرائت کرد هنوز ادامه دارد.[1]

 

سید فاطمه حسینی فرزند سید صفدر حسینی، رئیس سابق صندوق توسعه ملی است که به سبب افشا شدن فیش نجومی‌اش استعفا کرد و گفته می‌شود که فاطمه حسینی با توصیه پدر به لیست اصلاح‌طلبان تهران (امید) اضافه شد تا اکنون بر صندلی سبز بهارستان تکیه زند.[2]

 

فیاض زاهد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب که دست بر قضا از نزدیکان سید صفدر حسینی نیز هست نسبت به عدم برخورد با این اقدام غیرقانونی فاطمه حسینی انتقاد کرده و در صفحه اینستاگرام خود نوشت:‌ « این عکس به همراه سخنان فاطمه حسینی برای من و البته بسیاری از شما ارسال‌شده است. من با دکتر صفدر حسینی رفاقتی دیرینه دارم. به معدود ستادهایی که سرزدم ستاد این خانم جوان بود. پس از بحران فیش هم با دکتر صفدر تماس گرفتم. مرام من رفاقت با حاکم معزول است. اما سخنان خانم حسینی یک نمک‌نشناسی آشکار به جریان اصلاحات است. اگر فرآیند سیاست در ایران چارچوبی داشت و نماینده‌ها از احزاب می‌آمدند این خانم بلافاصله باید از پارلمان اخراج می‌شد.»

 

 

واکنش اصلاح‌طلبان به نمک‌نشناسی آقازاده صفدر حسینی چیست؟ 

وی افزوده است:‌ «بااین‌همه به دکتر صفدر عزیز توصیه می‌کنم به این دختر جوان خود توصیه نماید بابت سخنانشان عذرخواهی نمایند. آن‌ها و همه لیست امید باید بدانند از شانه چه کسی بالا رفته‌اند.»

 

واکنش اصلاح‌طلبان به نمک‌نشناسی آقازاده صفدر حسینی چیست؟البته اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه مسئولیت و هزینه چنین کارهایی را بر عهده نگرفتند گرچه همواره ادعای جامعه مدنی و حکومت دموکراسی را یدک می‌کشند. به‌طور خاص در موضوع سید فاطمه حسینی این مطالبه وجود دارد که محمدرضا عارف و یا یکی از اعضای شاخص فراکسیون اصلاح‌طلبی امید نسبت به اقدام وی واکنشی نشان دهند و ضمن تقبیح عمل غیرقانونی‌ عضو فراکسیون امید از مردم نسبت به بروز چنین رخدادی عذرخواهی کنند اما این موضوع با سکوت کامل و بعضاً حمایت‌های برخی از اعضای فراکسیون اصلاح‌طلب مجلس از فاطمه حسینی همراه بوده است.

 

البته این روند به پروژه «تکرار می‌کنم»‌ اصلاح‌طلبان لطمه زد و به‌عنوان یکی از آبروریزی‌های فراکسیون امید در مجلس دهم که حالا سیل انتقادات را به سمت این فراکسیون روانه کرده، تبدیل شد.

 

کسانی چون حسین مرعشی نیز در ابتدای تشکیل مجلس دهم پس‌ازاینکه در شهرستان‌ها اصلاح‌طلبان رأی نیاوردند اعلام کرد که در تهران مردم به توسعه سیاسی رسیده‌اند و به لیست مشخص رأی داده‌اند و این شاخص در شهرستان‌ها ضعیف است و بدین طریق نسبت به‌حق انتخاب طبیعی مردم شهرستانی توهین کرد. [3]اما اینک که یکی از همین افراد لیست امید در شهر تهران که مرعشی رأی به آنان را نشانه توسعه سیاسی عنوان کرده اقدام خلاف قانونی را انجام داده،‌ اصلاح‌طلبان به‌هیچ‌وجه توسعه‌مند رفتار نمی‌کنند و نسبت به اقدام غیرقابل‌قبول فاطمه حسینی در استفاده از میز خطابه خانه ملت برای حمایت از اشرافیت، واکنشی از خود نشان نداده‌اند.

 

این در حالی است که همین موارد در کشورهای دیگر با برخورد ویژه احزاب همراه می‌شود تا بدین‌وسیله جلوی آبروریزی و از بین رفتن اعتبار جریان سیاسی حامی فرد گرفته شود اما اصلاح‌طلبان ایران نشان داده‌اند که هیچ‌گاه توسعه‌مند رفتار نمی‌کنند و یک جریان را فدای یک خانواده و آقازاده آنان می‌کنند.

 

به‌هرحال سخنان زاهد نشان داد که این مطالبه از بدنه جریان اصلاحات برای برخورد با اقدام غیرقانونی فاطمه حسینی وجود دارد و وی در حالت طبیعی بایستی توامان از سمت خود استعفا و عذرخواهی کند اما در حالت مسامحه‌آمیز تری بایستی از ملت ایران عذرخواهی و طلب بخشش کند؛ مشابه اقدامی که پروانه سلحشوری، نماینده اصلاح‌طلب و رئیس فراکسیون زنان مجلس انجام داد و نسبت به سخنانی که با یک رسانه خارجی ضدحجاب انجام داده و آن‌هم با فشار افکارعمومی و رسانه‌ها عذرخواهی کرد اما به نظر می‌رسد که در مورد آقازاده صفدر حسینی این مطالبه از سران اصلاحات صورت نگرفته و وی بدون عقوبت عملش و با بی‌اعتنایی در حال فعالیت در روند گذشته خود است و با این اوصاف این سؤال به وجود می‌آید که آیا در آینده نیز بایستی شاهد رفتارهای به‌مراتب بدتر ازآنچه توسط وی رخ داد، باشیم؟

 



[1] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/04/13/1121060 

[2]خبرگزاری ایلنا، کد خبر   386459 

[3] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/541758 




برچسب ها:واکنش به نمک نشناسی آقازاده
موضع‌گیری جدید امیری نشان می‌دهد که معاون پارلمانی و عصبانی روحانی، با فضای مجلس آشنایی زیادی ندارد و تصور می‌کند که می‌تواند از موضعی بالا با نمایندگان مجلس رابطه داشته باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از مشرق:هفته گذشته مراسم تودیع و معارفه معاون پارلمانی رئیس‌جمهور برگزار شد و حسینعلی امیری جای حمید انصاری را در این سمت گرفت. وظیفه اصلی این معاونت تسهیل روابط بین دولت و مجلس است و دولت‌ها سعی می‌کنند از افرادی در این سمت استفاده کنند که سابقه نمایندگی داشته باشند و فضای مجلس را از نزدیک لمس کرده باشند. به‌طور مثال، محمدرضا میرتاج‌الدینی در دولت دهم این مسئولیت را بر عهده داشت و از جمله افرادی بود که در مجالس گذشته سمت نمایندگی را نیز بر عهده داشت. مجید انصاری نیز که در اوایل دولت یازدهم این سمت را بر عهده گرفت، دارای سابقه نمایندگی در چندین دوره است.

اما معاون جدید پارلمانی رئیس‌جمهور هیچ سابقه نمایندگی در مجلس را نداشته و با فضای این قوه آشنایی زیادی ندارد،‌ البته ایشان یک دوره عضو حقوقدان شورای نگهبان بوده و از نزدیک با برخی از مسائل قوه مقننه آشناست، اما هیچ سابقه نمایندگی در کارنامه ایشان مشاهده نمی‌شود. شاید بر همین اساس است که اولین موضع رسمی ایشان از جایگاه معاونت پارلمانی، موضعی عجیب و ناپخته به نظر می‌رسد.

امیری‌ در مراسم معارفه خود با بیان اینکه به رویکرد اعتدالی که آقای رئیس‌جمهور بر آن تأکید دارند به آن معتقدم گفت: سؤالات بی‌مورد نمایندگان نباید موجب سلب آرامش رئیس‌جمهور و وزرا شود، نباید وقت را با سؤالات و درگیری‌های بی‌جهت هدر بدهیم.[1]

 

 

 

این موضع‌گیری نشان می‌دهد که معاون پارلمانی و عصبانی با فضای مجلس آشنایی زیادی ندارد و تصور می‌کند که می‌تواند از موضعی بالا با نمایندگان مجلس رابطه داشته باشد.  

پاسخ رسایی به امیری

حمید رسایی، نماینده مجلس نهم، در جواب به امیری در کانال تلگرامی‌اش نوشت: فرض کنید این جملات و این ادبیات را معاون پارلمانی رئیس دولت قبل بکار برده بود، آن‌وقت برخی از رسانه‌های مدافع دولت فعلی و برخی از نمایندگان فعلی مدافع دولت چه می‌کردند؟!

مگر حسن روحانی اعلی حضرت تشریف دارند که خاطر مبارکشان نباید از سؤال نمایندگان مکدر شود! در اینکه همه سؤالات نمایندگان الزاماً بجا نیست، تردیدی نیست اما در اینکه سؤال و مطالبه و حتی اشکال گرفتن از امور حق نمایندگان است و در اینکه معاون جدید پارلمانی رئیس‌جمهور هم به خاطر گرفتن چنین پستی، حق ندارد تا این اندازه خم و راست شود به‌طوری‌که سرش به میز بخورد، هم نمی‌توان تردید کرد.

در پایان باید گفت که طبق اصل 88 قانون اساسی «    ‎‎در هر مورد که‏ حداقل‏ یک‌چهارم‏ کل‏ نمایندگان‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ از رئیس‌جمهور و یا هر یک‏ از نمایندگان‏ از وزیر مسئول‏، درباره‏ یکی‏ از وظایف‏ آنان‏ سؤال‏ کنند، رئیس‌جمهور یا وزیر موظف‏ است‏ در مجلس‏ حاضر شود و به‏ سؤال‏ جواب‏ دهد و این‏ جواب‏ نباید در مورد رئیس‌جمهور بیش‏ از یک‏ ماه‏ و در مورد وزیر بیش‏ از ده‏ روز به‏ تأخیر افتاد مگر با عذر موجه‏ به‏ تشخیص‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏.» بر اساس این اصل نمایندگان مجلس حق سؤال از وزرا و رئیس‌جمهور را دارند و هیچ محدودیتی برای این حق در نظر گرفته نشده است.

به نظر می‌رسد آقای امیری باید با سعة صدر بیشتری در سمت معاونت پارلمانی ایفای وظیفه کنند، زیرا این جایگاه، رابطی بین دو قوة اجرایی و تقنینی کشور است و صحیح نیست که معاون پارلمانی رئیس‌جمهور، از همان روز اول انتصاب خود، به حق قانونی نمایندگان ایراد وارد کند و آن را موجب سلب آرامش وزرا بداند. 

 در ادامه برخی از حاشیه‌های مسئولین دولت یازدهم در ارتباط با مجالس نهم و دهم را مرور خواهیم کرد.

اظهارات جنجالی آشنا درباره نمایندگان مجلس 

پس‌ازآنکه محمود نیلی احمدآبادی توسط رئیس‌جمهور به عنوان وزیر پیشنهادی علوم، تحقیقات و فناوری به مجلس معرفی شد، موجی در مجلس برای مخالفت با وی شکل گرفت که با واکنش حسام‌الدین آشنا همراه گردید. او در صفحه شخصی فیس‌بوک خود با اشاره به جلسه روز بعد رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی دولت نوشت: «نمایندگان محترم مجلس فردا انتخابی راه گشا را در پیش رو دارند؛ این عزیزان می‌توانند: میانِ رفتن زیر بار سلطه گفتمانی اقلیت مطلق پایداری و استقلال مجلس از افراط‌گرایان یکی را انتخاب کنند. میان راهبرد همراهی یا عدم همراهی قوا یکی را انتخاب کنند. میان خواسته دانشگاهیان و خواسته‌های باج خواهان یکی را انتخاب کنند. آقای دکتر نیلی احمدآبادی وزیر پیشنهادی ریاست جمهوری نه اهل فتنه است نه بی‌تجربه و نه ناشناخته او یک جرم بیشتر ندارد دانشگاه را برای دانشگاهیان می‌خواهد نه برای سیاستمداران.»

این اظهارات آشنا با واکنش شدید نمایندگان مجلس مواجه گردید و نهایتاً مجلس به نیلی احمدآبادی رأی اعتماد نداد. 

آشنا: مجلس در سطحی نیست که درباره برجام نظر دهد!

حاشیه‌‌سازی‌های حسام‌الدین آشنا به همین موارد ختم نشد. وی پس از تصویب برجام و در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه برخی عقیده دارند توافق حاصل‌شده باید به تأیید مجلس برسد بر این اساس آیا دولت توافقنامه نهایی را برای اخذ نظر مجلس به آن ارجاع می‌دهد یا خیر گفت: مسئله مذاکرات هسته‌ای چیزی است که در سطح کلان نظام مطرح می‌شود. در مورد مذاکرات هسته‌ای هرچه در سطح کلان نظام مصلحت دیده شود همان انجام می‌شود و روشن است که هدایت این مذاکرات با مقام معظم رهبری، مدیریت آن با رئیس‌جمهور و اجرای آن با وزارت خارجه است؛ بنابراین وقتی ما در این سطح داریم صحبت می‌کنیم و طراحی می‌کنیم تشخیص اینکه چه چیزی نیاز به مصوبه مجلس دارد یا به مصوبه آن نیاز ندارد نه در حد تعدادی از نمایندگان مجلس است نه در حد رسانه‌ها و نه در حد دلواپسان است، بلکه در حد کسانی است که هدایت، طراحی مدیریت و اجرای آن را بر عهده‌دارند.[2]

انتقاد روحانی از حجم سؤالات نمایندگان از وزرا

آنچه توسط امیری، معاون پارلمانی جدید رئیس‌جمهور مطرح‌شده است، بی‌سابقه نیست و رئیس‌جمهور نیز در سال 1392 نسبت به این ابزار قانونی و نظارتی مجلس موضع گرفت.

رئیس‌جمهور با اشاره به طرح ده‌ها سؤال از وزرا در مدت سه ماه از سوی نمایندگان مجلس خاطرنشان کرد: سؤال حق نمایندگان است، اما چنین حجمی از سؤال از وزرا با حجم کاری بالای آن‌ها تناسب ندارد و بعضاً برخی از تقاضاها و درخواست‌ها نیز منطبق با قانون نیست و وزیر در قبال عدم برآورده کردن آن، نباید تهدید شود. باید نمایندگان محترم وزرا را برای انجام کار بهتر دلگرم کنند.

دکتر روحانی گفت: اما بنده از وزرا خواسته‌ام ضمن احترام کامل به نمایندگان و مجلس بر اجرای دقیق قانون ایستادگی کنند. تردیدی ندارم که نمایندگان مجلس هم دلسوز و خواهان شرایط بهتر برای کشورند.[3]



[1]  -http://www.entekhab.ir/fa/news/  281872/

[2]  -http://www.fardanews.com/fa/news/  521076/

[3]  -http://www.tabnak.ir/fa/news/368043




برچسب ها:نگاه عصبانی دولتی‌ها به مجلس
فرمانده سپاه: آمادگی داریم تا ناوهای آمریکایی را به اعماق خلیج فارس بفرستیم
فرمانده کل سپاه پاسداران با تأکیدبر اینکه "برخی از کشورهای منطقه‌ای و آل‌سعود به دشمنان آشکار اضافه شدند"، گفت: امروز آمادگی داریم تا قایق‌های متجاوز به خلیج فارس را توقیف کنیم و با بازوان پرتوان نیروی دریایی، ناوهای آمریکایی را به اعماق خلیج فارس بفرستیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از دانا؛سردار سرلشکر محمدعلی جعفری صبح امروز در گردهمایی فرماندهان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی(ع) اظهار داشت: با گرامیداشت شهدای 8 سال دفاع مقدس و تمامی آنهایی که بعد از جنگ جان خود را تقدیم اسلام کردند، خدا را شکر می‌کنیم که در مقطعی از زمان زندگی می‌کنیم که سایه ولایت بالای سر ما قرار دارد.

*تأمین امنیت ‌کار اصلی سپاه در خلیج فارس و عرصه دریا و بخش جنوبی میهن اسلامی است

فرمانده کل سپاه پاسداران بیان کرد: در نظام مقدس جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم و از همه بالاتر پاسدار این نظام و انقلاب هستیم، امیدواریم خدای متعال توفیق ویژه‌ای به ما بدهد تا بتوانیم پاسدار خوبی برای اسلام عزیز باشیم و از سردار فدوی بابت برگزاری این همایش تشکر می‌کنیم.

وی عنوان کرد: تأمین امنیت که کار اصلی سپاه در خلیج فارس و عرصه دریا و بخش جنوبی میهن اسلامی است به‌ویژه بیشتر از گذشته روشن است در حالی که در همه منطقه، هر کس به‌طریقی قصد ایجاد ناامنی‌هایی دارد، ایران اسلامی از یک امنیت بی‌نظیر برخوردار است.

سرلشکر جعفری عنوان کرد: دشمنان انقلاب اسلامی و ایران اسلامی تمامی تلاش خود را برای گسترش ناامنی در ایران به کار می‌گیرند، برخی از کشورهای منطقه‌ای و آل‌سعود به دشمنان آشکار اضافه شدند.

وی تصریح کرد: امروزه هزینه‌های بسیاری برای ایجاد ناامنی در کشور ما ‌می‌شود اما آمادگی بسیار زیاد نیروهای نظامی در کشور سبب خنثی شدن تمامی توطئه‌های دشمن شده است.

*نیروی دریایی سپاه اجازه تعرض به هیچ فرد و یا کشوری را به خاک عزیز ایران نمی‌دهند

فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به فعالیت بی‌‌نظیر نیروی دریایی سپاه پاسداران عنوان کرد: امید داریم تا سربازان جان بر کف نیروی دریایی سپاه با قدرت همیشگی در برابر هرگونه تهدید ایستادگی کنند و اجازه تعرض هیچ فرد و یا کشوری را به خاک عزیز ایران ندهند.

سرلشکر جعفری با تأکید بر "در بحث دریایی شرایط بسیار خوبی را سپری می‌کنیم" بیان داشت: امروز آمادگی داریم تا قایق‌های متجاوز به خلیج فارس را توقیف کنیم و با بازوان پرتوان نیروی دریایی، ناوهای آمریکایی را به اعماق خلیج فارس بفرستیم.

وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در ماه‌های اخیر گفت: رهبری بارها در این ماه‌ها بر کلیدواژه انقلاب و انقلابی بودن تأکید داشته‌اند و به‌صورت مداوم از مسئولان نظام و قوای سه‌گانه خواسته‌اند تا به این مهم توجه داشته باشند.

فرمانده کل سپاه پاسداران متذکر شد: تمامی فرماندهان نظامی و مسئولان کشوری باید این موضوع را بررسی کنند که چرا رهبری به این میزان به مقوله انقلاب و انقلابی ماندن تأکید دارند و اینکه ایشان نگران چه‌چیزی در این باره هستند.

*اصالت و هدف اصلی سپاه پاسداران حفظ انقلاب اسلامی است

سرلشکر جعفری با بیان اینکه رهبری نگران انقلاب و حرکت انقلابی هستند، عنوان کرد: اصالت و هدف اصلی سپاه پاسداران حفظ انقلاب اسلامی است و در تمامی زمینه‌ها برای این دفاع و حفظ آن، آمادگی داریم.

فرمانده کل سپاه پاسداران تصریح کرد: این شبهه که خطاب رهبری در ارتباط‌ با حرکت انقلابی ما نبوده‌ایم و خطاب آنهایی هستند که در راه، انقلابی نیستند نباید برای ما به وجود بیاید زیرا یکی از وظایف اصلی سپاه پرداختن به این موضوع، حفظ، توسعه و ترویج انقلابی اسلامی است.

وی ادامه داد: مأموریت عمق‌بخش داخلی و خارجی جزو وظایف اصلی و مأموریت‌های سپاه پاسداران است و پاسداران نیز باید در این باره تلاش مضاعفی از خود به نمایش بگذارند.

سرلشکر جعفری تصریح کرد: پاسداری از انقلاب اسلامی وظیفه اصلی پاسداران، واحدها و یگان‌های مختلف سپاه بوده و در تمامی عرصه‌های مأموریتی این مهم را به‌صورت اعتقادی در دستور کار دارند.

*از بیرون سپاه سعی شده تا نقش انقلابی سپاه به یک مجموعه مسلح تبدیل شود

فرمانده کل سپاه پاسداران عنوان کرد: وظیفه‌های تخصصی در ارتباط با مباحث دفاعی و جنگی بر دوش سپاه است، اما شاید اینها کار اصلی نباشد، زیرا در سال 84 که آمریکایی‌ها اطراف ما را گرفته بودند و تهدیدهای زیادی را به وجود می‌آوردند رهبری خطاب به سپاه فرمودند که مسئولیت اصلی سپاه حفظ انقلاب این و شرکت در جنگ با نیروهای خارجی به‌عنوان کار درجه دوم شما محسوب می‌شود.

وی افزود: ما تمامی نیروهای پاسدار باید این پاسداری از انقلاب اسلامی را برای خود معنا کنیم و بدانیم به‌غیر از وظیفه تخصصی خود وظیفه سنگین بزرگتری بر دوش داریم.

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه حفظ انقلاب یک وظیفه مشترک بین همه پاسداران و وابستگان به سپاه است، گفت: بعد از اتفاقات بسیار ناشی از برجام و توافق هسته‌ای، خطرها و نگرانی‌هایی وجود دارد که شرایط را حساس می‌کند از این رو باید توجه به حفظ انقلاب مورد توجه ویژه قرار بگیرد.

سرلشکر جعفری یادآور شد: در طول این سال‌ها از بیرون سپاه سعی شده تا نقش انقلابی سپاه به یک مجموعه مسلح تبدیل شود که تنها به بحث دفاعی و جنگی می‌پردازد و همانند سایر نیروهای مسلح دنیا رفتار می‌کند؛ سپاه نمی‌تواند تنها وظیفه خود را دفاع مسلح از انقلاب اسلامی بداند زیرا محتوای سپاه نظارت بر انقلاب است.

*بعد از جریانات دوم خرداد ‌تهدیدها علیه انقلاب جدی شد‌

وی سپاه را یک تشکیلات با وظیفه دفاع از انقلاب دانست و افزود: سپاه پاسداران از ابتدای تشکیل به‌عنوان نیروی انقلابی براساس دین، تقوا، درک و عمل انقلابی به وجود آمده است.

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه از زمانی که تحریم علیه انقلاب به‌صورت مستقیم از مسائل نظامی، امنیتی و دفاعی به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی رسید انقلاب در معرض خطر جدی قرار گرفت، افزود: بعد از جریانات دوم خرداد که شعار توقف انقلاب توسط بخشی از مدعیان اصلاحات در انقلاب سر داده شد این تهدیدها جدی شد.

وی ادامه داد: از سال 78 این خطر بسیار جدی شد و از آن روز بود که رهبری برای مخالفت و مبارزه با این تفکر خطرناک، چفیه‌ای را بر دوش خود قرار دادند و تا به امروز آن را نگه داشته‎اند.

سرلشکر جعفری با بیان اینکه با شعارهای مختلف می‌خواستند انقلاب متوقف شود، افزود: آنها می‌گفتند که نظام و انقلاب باید از یکدیگر جدا باشند و برای تحقق این نظر خود نیز در عمل حرکت‌هایی برای انحراف انقلاب انجام می‌دادند.

وی با تأکید بر اینکه سپاه حواسش به مأموریت اصلی که حفظ انقلاب است، گفت: کنار آمادگی‌های نظامی و تجهیزات که در حال صورت گرفتن است، ابعاد دیگر باید در سپاه تقویت بشود تا سپاه بتواند از انقلاب به‌درستی دفاع کند.

*برخی انتظار دارند ‌سپاه ‌براساس قوانین بین‌المللی کشورهای غربی به فعالیت بپردازد

فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به سخنان رهبری در سال 90 یادآور شد: رهبری در آن دیدار خطاب به مجموعه سپاه فرمودند که این سپاه باید از انقلاب پیش‌رونده و انقلابی که به‌سوی اهداف گام برمی‌دارد حفاظت کند.

سرلشکر جعفری با یادآوری وظایف تغییرناپذیر سپاه تصریح کرد: برخی انتظار دارند تا سپاه به یک گوشه برود و براساس قوانین بین‌المللی کشورهای غربی به فعالیت بپردازد و نسبت به ظلم‌های جهانی و منطقه‌ای بی‌تفاوت باشد؛ امروزه شاهد هستیم در مسائل داخلی در بحث حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی هر روز یکی از یک سمتی با یک حربه‌ای و به یک شکلی به این ارزش‌ها حمله می‌کند.

فرمانده سپاه پاسداران ابراز کرد توجه به ابعاد داخلی و مؤلفه‌های اصلی سپاه برای این است که سپاه بتواند در همه ابعاد از انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن دفاع کند؛ رهبری در ارتباط با جنگ نرم می‌فرماید که جنگ سخت به یک خلوص کامل نیاز دارد اما جنگ نرم آن‌قدر مهم‌تر است که خلوص آن باید بسیار ویژه باشد.

وی با اظهار اینکه موضوع امر به معروف و نهی از منکر راهبردی است برای تقویت دین و فضای معنوی عنوان کرد: تأکید بر معنویت به‌عنوان محور اصلی سپاه نکته‌ای است که رهبری بارها بر آن تأکید کرده است.

جعفری افزود: نمی‌توانیم ادعا کنیم از لحاظ ارزش‌ها و معنویت در بحث ایده‌آل و مطلوب هستیم اما نیاز داریم تا سپاه به بالاترین سطح ارزشی و معنوی دست پیدا کند تا بتواند مأموریت خطیر خود را انجام دهد.




برچسب ها:فرمانده سپاه, ناوهای آمریکایی, اعماق خلیج فارس

پرونده "بانک دی" روی میز دادسرای کارکنان دولت/ از ماجرای فروش ساختمان‌های متعلق به بنیاد تا برداشت خلاف قانون از حساب‌های ایثارگران

تا به امروز قریب به دو سال از زمان رسیدگی به تخلفات بانک دی که وابسته بنیاد شهید است می گذرد و تا کنون این کلاف سردرگم باز نشده است و به حاشیه رانده شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از دانا:بعد از گزارش چندی پیش دانا در خصوص آخرین اخبار از تخلفات بانک وابسته به بنیاد شهید(بانک دی) جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران در نشست خبری‌اش با اصحاب رسانه به مهم‌ترین پرونده‌های اخیر دادسرای تهران که با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شده، اشاره کرد و اظهار داشت: پرونده بانک دی که در گزارش تحقیق و تفحص مجلس از آن یاد شده، به دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است.

این در حالی است که تا به امروز قریب به دو سال از زمان رسیدگی به تخلفات بانک دی که وابسته بنیاد شهید است می گذرد و تا کنون این کلاف سردرگم باز نشده است و به حاشیه رانده شده است.

تصمیم‌های خلاف قانون رئیس بنیاد، مسدود کردن پرونده ایثارگران، بی‌عدالتی در نظام پرداخت ایثارگران برداشت خلاف قانون از حساب‌های ایثارگران و سپس بازگرداندن آن پس از چند‌ماه به حساب‌ها همچون واریز حقوق جامعه هدف به بانک دی و باقی ماندن آن در حساب بانک، فروش بی ضابطه برخی اماکن، در کنار تخلف‌هایی مثل فروش ساختمان‌های متعلق به بنیاد و شفاف نبودن شیوه هزینه آنها، فقدان شفافیت جریان مالی در مراکز تحت پوشش بنیاد مانند بیمارستان خاتم و همچنین افزایش میزان شکایات از بنیادشهید از جمله محورهایی بودند که سیگنال‌های لزوم شروع تحقیق و تفحص از بنیاد شهید را به مجلس ارسال کردند.

حتی در این باره علیرضا زاکانی، نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی نیز در نشست خبری خود که در خصوص بررسی فیش های نجومی و تخلفات برخی از مسئولان بر پاشده بود گفته بود که رسانه‌ها بانک دی را در دوره اخیر بررسی کنند، قطعاً هوش از سر شما می‌رود، بنده ریز عملکرد بانک دی را از یک سال پیش دنبال می‌کردم، چون این بانک متعلق به جانبازان و بنیاد شهید است باید ببینید چه نسبتی با چه کسانی دارد.برخی افراد در این زمینه همان کسانی بودند که در دولت قبل صحنه‌گردانی می‌کردند و از جنس این دولت بوده‌اند و با رسوخ در آنجا کار خود را انجام می‌دادند و الآن نیز که دیگر دولت خودشان است.




برچسب ها:جانبازان, ایثارگران, آزادگان, بنیاد شهید, خانواده شهدا, بانک دی
زندانی شدن یک مربی، ‌به معنی مختومه شدن پرونده مدارس فوتبال و بی‌اخلاقی‌های آن نیست. مدارسی که هنوز اخبار فاجعه‌باری از آن به گوش می‌رسد و هنوز، نهادهای نظارتی و مسئولان، برابر این فجایع مهر سکوت بر لب زده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ روزنامه جوان نوشت: چند سالی است که جسته و گریخته، اخبار تلخ و اسفناکی از اتفاقاتی که در مدارس فوتبال رخ می‌دهد، ‌منتشر می‌شود. اخباری که گاه از مسائل غیرقانونی مالی خبر می‌دهد و گاه از بی‌اخلاقی‌هایی که پرداختن به آن کار آسانی نیست. اخباری نظیر تجاوز به کودکان، گرفتن مبالغ هنگفت از والدین آنها و مسائلی از این دست.
به عنوان مثال آکادمی پرسپولیس از هر کودکی که در تست‌گیری این باشگاه شرکت داشت، مبلغی پول دریافت می‌کرد. حتی شایعه شده بود که مدیران آکادمی قبلی یکی از این دو باشگاه، از طریق شماره شناسنامه مادر و پدر بازیکنان، شرایط زندگی آنها را بررسی می‌کردند و سعی بر این داشتند که از بازیکنانی استفاده کنند که مادرشان بیوه‌ بوده باشد.
فساد بزرگی که برای هیچ نهادی اهمیت ندارد و این مدیران باز هم، سال‌های بعد روی این صندلی‌ها حضور دارند.

  
پرونده غیراخلاقی مدارس فوتبال
اوایل سال 90 بود که بحث رفتارهای غیراخلاقی در مدارس فوتبال و حتی آکادمی برخی باشگاه‌های معتبر به طور جدی مطرح شد. البته ابتدا حرف از پرداخت رشوه و گرفتن مبالغ بالا از والدین کودکانی بود که برای آینده‌ای درخشان، قدم به مدارس و آکادمی‌های فوتبال گذاشته بودند. اما طولی نکشید که اخباری تأسف‌بارتر از گرفتن رشوه از والدین کودکان منتشر شد. اخباری که وجهه فوتبال را خدشه‌دار کرد و زنگ خطری جدی برای مسائل اخلاقی بود.
  
اخبار تکان‌دهنده
این اخبار در حالی منتشر شد که تقریباً 9 سال پیش روزنامه ایران ورزشی در یکی از شماره‌های خود نوشت فردی با ساک ورزشی یکی از باشگاه‌های تهران، کودکی را به بهانه گرفتن تست فوتبال به محلی کشانده و به او تعرض می‌کند و سپس او را می‌ترساند و از او می‌خواهد شاگردهای دیگر را هم بیاورد که از آنها هم سوء‌استفاده کند و با همین روش چهار نفر را مورد اذیت و آزار جنسی قرار می‌دهد. خبر تکان‌دهنده که البته هیچ اقدام خاصی را به دنبال نداشت. بعد از آن، خبر تعرض لیدر یک باشگاه، ‌به یک نوجوان منتشر شد که ماجرا توسط مدیرعامل باشگاه لاپوشانی شد و اعتراض خانواده نوجوان مذکور که بعد از این اتفاق در شرایطی نامناسب به آکادمی باشگاه بازگردانده شده بود و در حالی که خون بالا می‌آورد راهی بیمارستان شده و ‌با رفت و آمدها و توصیه‌های برخی، خاموش شد.
 
افشاگری سوءاستفاده‌های فوتبالی

بسیاری معتقد هستند که در مدارس و آکادمی‌های فوتبال، ‌آزار و اذیت جنسی کودکان رواج دارد اما تصور می‌کنند صحبت کردن در این زمینه به معنای قبح شکنی است اما ناصر فریادشیران چنین اعتقادی ندارد. اولین بار، پنج سال پیش بود که فریادشیران در خصوص این فاجعه لب به سخن گشود تأکید کرد که سکوت در این باره، چشم بستن بر رواج بی‌اخلاقی است: «هیئت‌های فوتبال استان‌ها نظارت مستمر روی مدارس فوتبال انجام نمی‌دهند. بسیاری از این افراد، سالم نیستند. مثلاً برای آگاهی از وضعیت روحی روانی و شرایط بازیکنان، ‌فرم‌هایی تهیه می‌شود که اطلاعات خانوادگی آنها در آن درج می‌شود اما بسیاری از این اطلاعات استفاده سوء می‌کنند. یا بازیکنی از شهرستان به تهران می‌آید، در خانه‌ای به او چایی داده می‌شود و این فرد از هوش می‌رود. سپس به او تعرض می‌شود و از آن فیلم و عکس گرفته می‌شود. بدین ترتیب بازیکنی که ممکن است یک استعداد فوتبالی با 14- 15 سال سن باشد اسیر دست این افراد می‌شود و هر کاری که آنها بخواهند را انجام می‌دهد و به هر تیمی که بگویند می‌رود. متأسفم اما باید این حرف‌ها را بزنم. در همین مدارس فوتبال افرادی هستند که متأسفانه به دنبال مسائل جنسی هستند و بچه‌ها را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند اما باید نام مربی که اعمال غیراخلاقی در مدارس فوتبال انجام می‌دهند باید اعلام شود.» مسئله‌ای که دو سال پیش نیز برنامه نود در آیتمی، ‌توسط یکی از مربیان پایه به آن پرداخت.

  
حبس برای مربی متجاوز

در پی این افشاگری‌ها، شکایت‌هایی هم مطرح شد. هرچند بسیاری برای حفظ آبرو ترجیح به سکوت دادند اما ماجرای آزار کودکان آکادمی یکی از باشگاه‌های پرطرفدار تهرانی، ‌سرانجام کار را به شکایت کشاند اما بعداز مدتی کوتاه که خبری از مربی متخلف در رسانه‌های صوتی و تصویری نبود، بار دیگر روی کار آمد و حتی هدایت یکی از تیم‌های مطرح تهرانی را هم به دست گرفت تا بحث تعرض در مدارس فوتبال همچنان به قوت خود باقی بماند، اما بعد از آن نیز چند شکایتی در این راستا ثبت شد که در پی آن، سال گذشته، یک مربی تیم‌های پایه به خاطر سوءاستفاده جنسی از یک بازیکن و ارتکاب مسائل غیر روانه زندان شود. مسئله‌ای که از سوی حبیب‌الله شیرازی، رئیس هیئت فوتبال استان تهران نیز تأیید شد: «گزارش‌هایی از این دست محرمانه به حساب می‌آید ولی موردی داشتیم که یک مربی در یک مدرسه فوتبال مرتکب مسائل غیراخلاقی شده بود که به سرعت به این اقدام زننده او رسیدگی شد. این اتفاق در مدرسه فوتبالی رخ داد که از طرف هیئت فوتبال مجوز نداشت. چنین اتفاقاتی در مدارسی که مجوز دارند، رخ نمی‌دهد. بعد از زندانی شدن این مربی، به ما اعلام شد که وی ممنوع‌الفعالیت شده و دیگر حق فعالیت در فوتبال را ندارد.»
 

اما زندانی شدن یک مربی، ‌به معنی مختومه شدن پرونده مدارس فوتبال و بی‌اخلاقی‌های آن نیست. مدارسی که هنوز اخبار فاجعه‌باری از آن به گوش می‌رسد و هنوز، نهادهای نظارتی و مسئولان، برابر این فجایع مهر سکوت بر لب زده‌اند.




برچسب ها:مدارس فوتبال, مدرسه آکادمی فوتبال

30

رستگار سرخه ای بانک ملت

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از تسنیم،موضوع فیش‌‌های نجومی از چند هفته گذشته با دستور رهبر معظم انقلاب وارد پیگیری‌های جدی حقوقی و قضایی شده است. در آخرین اقدام، سازمان اطلاعات سپاه علی رستگار سرخه‌ای که گفته می‌شود ارتباطات نزدیکی با حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دارد را به دستور مرجع قضایی و به اتهام فعالیت گسترده در یک باند سازمان یافته فساد بانکی بازداشت کرده است.

این پایگاه نیز در همین زمینه به اسناد متعددی دست یافته است که نشان‌دهنده مدیریت اشرافی و لجام‌گسیختگی عجیب در حیف و میل بیت‌المال توسط این مدیر سابق بانک ملت است. 

برخی اسنادی که خبرنگار تسنیم از طریق برخی منابع در بانک ملت به دست آورده، نشان می‌دهد علی رستگار سرخه‌ای در مسافرت‌های خارج از کشور و برخی مأموریت‌های بانکی به صورت اشرافی و با سوء استفاده از بیت‌المال در هتل‌های گران قیمت و لوکس اقامت داشته است و از جیب ملت هزینه‌های گزافی پرداخته است.

بر اساس آنچه در جدول بالا به صورت جزء به جزء درج شده، هزینه بیش از 944 میلیون ریالی رستگار سرخه‌ای برای اقامت در هتل‌های مجلل و خریدهای میلیونی، اقامت در اتاق 500 متری  در هتل مجلل Presidential Suite (هر شب 5 هزار دلار) اجاره خودرو لیموزین و بادیگارد شخصی از جیب مردم و بیت‌المال تنها گوشه‌ای از زندگی اشرافی این مدیر دولتی است.

فاکتور بالا نیز مربوط به ریز حساب اقامت رستگار سرخه‌ای و ناصر شاهین‌فر معاون وی در در تاریخ دوم تا چهارم سپتامبر 2015(یازدهم تا سیزدهم شهریور 1394) هتل پنج ستاره GRand Hyatt دوبی است. بر اساس آنچه در فاکتور بالا آمده، وی فقط برای برخی وعده‌های غذایی خود نزدیک به 600 هزار تومان! هزینه کرده است. ارقام قید شده در فاکتور بالا به درهم امارات است.

 

 

تصویر بالا نیز مربوط به سند اقامت آقای رستگار سرخه‌ای در هتل پالاس دوبی از تاریخ 12 اکتبر 2015 تا فردای همان روز است؛ طبق این سند وی 18079 درهم برای اقامت پرداخته است؛ این رقم با احتساب درهم 9700 ریالی، مبلغی معادل 175 میلیون و 536 هزار و 630 ریال می‌شود!

پیش از این نیز خبرگزاری تسنیم با انتشار اسنادی دریافتی‌های رستگار سرخه‌ای از دو شرکت در خارج کشور طی سال گذشته را  منتشر کرد. بر اساس اسناد، وی 125 هزار دلار(437500000 تومان) و 200 هزار پوند دریافت کرده است که مجموعاً به پول ایران بالغ بر یک‌ میلیارد و 400 میلیون تومان می‌شود.




برچسب ها:رستگار سرخه ای, ناصر شاهین فر, حسین فریدون

نشست خبری سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
فرمانده کل سپاه پاسداران درباره دستگیری مدیرعامل معزول بانک ملت گفت: فرد مذکور به سبب حضور در پرونده اقتصادی بزرگتری که برخی سیاسیون و افراد دیگر در آن حضور داشته‌اند، دستگیر شده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از تسنیم، سرلشکر محمدعلی جعفری در حاشیه همایش فرماندهان و مسئولان نیروی زمینی سپاه پاسداران در مجتمع عقیدتی- سیاسی امام رضا(ع) در جمع خبرنگاران اظهار داشت: آماده هستیم که دشمن را در کف خلیج‌فارس دفن کنیم.
وی با اشاره به اهداف و عوامل خارجی برای تضعیف سپاه پاسداران گفت: دشمن، آمریکایی‌ها و مخالفان داخلی به دنبال این هستند تا ارزش‌های انقلاب اسلامی را استحاله کرده و حرکت انقلاب را در کشور کند کنند، از این رو در تلاشند سپاه را که پرچم‌دار حفظ و نگهداری انقلاب اسلامی است را با فعالیت‌های خود تضعیف کنند.
فرمانده‌کل سپاه پاسداران با اشاره به آمادگی قابل وصف نیروهای سپاه در سراسر کشور تأکید کرد: آمادگی و روحیه تمامی کارکنان سپاه در کشور به‌گونه‌ای است که از اهداف خود دست نخواهند کشید و همواره به توسعه و نشر انقلاب اسلامی ادامه خواهند داد.
سرلشکر جعفری افزود: امروزه با توجه به شرایط منطقه و اتفاقات کشورهای همسایه مردم باید بیشتر قدر این امنیت را بدانند و برای حفظ آن در کنار نیروهای نظامی و اطلاعاتی تلاش کنند.
وی در ادامه در پاسخ به پرسشی پیرامون دستگیری مدیرعامل معزول بانک ملت گفت: یکی از پروژه‌های اطلاعاتی سپاه رصد و بررسی پرونده‌های مرتبط با مباحث امنیتی، بحث نفوذ و بحث فسادهای اقتصادی است که دنبال می‌کند. این هم یکی از پروژه‌هایی است که وقتی به قوه قضائیه گزارش شد، ما دنبال کردیم و پس از صدور حکم توسط دستگاه قضایی، دستور دستگیری نیز صادر شد.
فرمانده‌کل سپاه پاسداران عنوان کرد: مردم تصور می‌کنند این دستگیری در رابطه با دریافت حقوق‌های نجومی بوده است؛ قطعاً دریافت آن حقوق‌ها یکی از تخلفات بوده است. اما فرد مذکور به‌دلیل حضور در یک فساد اقتصادی بزرگ‌تر دستگیر شده‌است.
وی در پاسخ به اینکه آیا دستگیری‌ها ادامه دارد؟، اظهار داشت: در این پرونده برخی سیاسیون و افراد دیگر نیز حضور داشته‌اند.
سرلشکر جعفری در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برگزاری رزمایش‌های متعدد در طول سال در سراسر کشور گفت: امسال رزمایش‌های بسیاری در کشور برگزار خواهیم کرد تا ضمن حفظ آمادگی نیروی نظامی خود، پیام خود را به دشمن مبنی بر آمادگی دفن‌کردن آن‌ها در آب‌های خلیج‌فارس برسانیم.
وی در رابطه با دستگیری‌های تیم‌های تروریستی اخیر در کشور اظهار داشت: تنها برخی از نیروهایی که در کشور دستگیر شده‌اند وابسته به داعش بوده‌اند و سایر تروریست‌های دستگیری به گروه‌های ضدانقلاب تعلق داشته‌اند. داعش در زمینه اقدام و انجام عملیات‌های تروریستی در کشور هیچ قدرتی نداشته و با فعالیت‌های اطلاعاتی نیز درصدد هستیم تا جلوی این اتفاقات را بگیریم.
فرمانده کل سپاه پاسداران ادامه داد: برخی از این‌ها ضد انقلاب‌های معمولی هستند که هر ماه تعدادی از آن‌ها در جنوب‌شرق و شمال‌غرب کشور توسط چشم‌های بینای سپاه رصد شده و یا توسط دستان پر توان نیروهای اطلاعاتی دستگیر یا کشته می‌شوند.
سرلشکر جعفری ضمن تقدیر و تشکر از تمامی مردم ایران تاکید کرد: مردمی‌بودن امنیت در کشور ما یک عامل بسیار مهم است و می‌توان گفت که ما عزت، اقتدار و امنیت خود را پس از الطاف الهی مدیون مردم هستیم.




برچسب ها:
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از مشذق:جریان اصلاحات بستر فعالیت آقازادگی در فضای سیاسی کشور است؛ فروپاشی پدیده آقازادگی را زمانی شاهد هستیم که جریان اصلاحات از حمایت لابی‌های قدرت و ثروت که در ساختار سیاسی این نهاد رشد کرده است؛ دست بکشد.
«ورود و دخالت اقوام هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعاً درست نبود، این‌که این‌ها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلاً در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتماً باید از نزدیکان ایشان باشد؟»[1]این سخنان علی مطهری در اوج دوران اصلاحات علیه پدیده «آقازادگی» خاندان هاشمی رفسنجانی است؛ هرچند این روزها گوینده، سخنان پیشین خود را فراموش کرده است.
بار دیگر تکرار پدیده «آقازادگی» با انتشار فیش‌های حقوقی نجومی دولتمردان در صدر اخبار کشور قرارگرفته است که به دستور مقام معظم رهبری باید مسئولین «مسئله? عزل کردن و برکنار کردن و برگرداندن آنچه از بیت‌المال به‌صورت نامشروع خارج‌شده است، این را در دستور قرار بدهند»[2] 

«مهدی هاشمی رفسنجانی» و «فاطمه حسینی» فصل مشترک یک پدیده شوم در ساختار کشور هستند؛ آنان دو سر یک طیف هستند، یکی در اوج و دیگری رهروی جوان راه میانبر «آقازادگی». آنان نشان «آقازادگی» را بر همه قانون‌ها برتر می‌پندارند.

سوگ اصلاحات برای مهدی هاشمی رفسنجانی 

مهم‌ترین پرونده مبارزه با فساد از طریق «آقازاده» بانام مهدی هاشمی گره‌خورده است؛ پرونده? که با فشار بسیار از سوی لابی‌های قدرت سیاسی و رسانه? به قوه قضاییه در جریان بود به‌نحوی‌که سخنگوی دستگاه قضا در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا وجود فشار در قوه قضائیه باعث تأخیر در رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی شده است؟ گفت: «صاحبان قدرت و ثروت همیشه تلاش می‌کنند فشار بیاورند، اما مهم این است که آیا قوه قضائیه تسلیم این فشار می‌شود یا خیر    .     صاحبان قدرت یا از طریق رسانه‌ها فضاسازی می‌کنند یا اینکه چند وکیل می‌گیرند و اشکالات زیادی وارد می‌کنند و به دلایل مختلف پرونده را عقب می‌اندازند. البته این امر به‌ظاهر قانونی است، منتهی برای هرکسی میسر نیست که یک یا چند وکیل بگیرد و پول هنگفتی به آن‌ها بدهد  . من به‌هیچ‌وجه رد نمی‌کنم فشار وجود داشته اما قوه قضائیه [فشارها را] قبول نمی‌کند.»[3]

سرانجام همه تلاش‌های لابی‌های فشار به قوه قضاییه ناکام ماند و مهدی هاشمی «بر اساس ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاه‌برداری، نامبرده متهم به اخذ رشوه و اختلاس 600 میلیونی تومانی بود که بر اساس این ماده‌قانونی، وی به 10 سال حبس، رد مال 600 میلیون تومانی و 1.2 میلیارد تومان جزای نقدی و همچنین انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شد.

بر اساس ماده 3 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاه‌برداری، این فرد متهم به ارتشاء به مبلغ 5 میلیون و 200 هزار دلار بود که بر اساس همین ماده‌قانونی به 10 سال حبس، رد مال به مبلغ 5.2 میلیون دلار و جزای نقدی معادل همان مقدار (5.2 میلیون دلار) و انفصال دائم از خدمات دولتی به همراه 50 ضربه شلاق محکوم شد. بر اساس ماده 610 قانون مجازات اسلامی، نامبرده به 5 سال حبس محکوم شد.»[4]

اما جریان اصلاحات در برابر محکومیت مهدی هاشمی رویکرد متفاوت با افکار عمومی داشت. «عصبانیت» و «پرخاش» واکنش روزنامه خانوادگی هاشمی رفسنجانی به حضور مهدی هاشمی در زندان اوین بود. آنان معتقدند مهدی هاشمی اهل «کینه‌توزی» نیست و به‌رسم منش پدر «تهمت‌ها» را به خدا واگذار می‌کند. حال آنچه را که «تهمت» می‌خوانند چه نسبتی با «محکومیت» از سوی دادگاه دارد را باید در عدم پذیرش حکم دادگاه از سوی خانواده هاشمی رفسنجانی کنکاش کرد.

در همین رابطه روزنامه‌های اصلاح‌طلب، آرمان هاشمی، ابتکار، شرق و آفتاب یزد روز دوشنبه 19 مردادماه 94 با انتخاب تیترها و تصاویر احساسی و حماسی از ماجرای زندان رفتن مهدی هاشمی (به جرم اختلاس، ارتشاء و مسائل ضد امنیتی) سعی کردند آن را به‌گونه‌ای روایت کنند که گویی یک قهرمان ملی به زندان افتاده است نه یک مجرم اقتصادی- امنیتی!

کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی
 
کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی

کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی
کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی

به نام پدر؛ در لیست اصلاحات

انتخابات فصل برتری‌جویی آقازاده‌ها بر شایسته‌سالاران است؛ فاطمه حسینی نامی که از هفته اول اسفند 1394 در رسانه‌ها به میان آمد؛ آن هنگامی‌که لیست امید او را به خاطر «پدرش» در لیست انتخاباتی قرارداد.


کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی فاطمه حسینی در پوسترهای انتخاباتی از «مبارزه با فساد» و «افزایش شفافیت اقتصادی» سخن به میان آورد و سرانجام مردم تهران به این شعارها اعتماد کردند و فاطمه حسینی رهسپار «خانه ملت» شد. اولین گفتار وی در خانه «ملت» دفاع از «خانواده» خود خارج از موضوع بود که با قطع سخنان وی از سوی علی مطهری باوجود تذکرهای متعدد همراه شد.



کارنامه اصلاح‌طلبان در حمایت از مهدی هاشمی تا سکوت در قبال فاطمه حسینی
پایان آقازادگی در جریان اصلاحات

جریان اصلاحات بستر فعالیت آقازادگی در فضای سیاسی کشور است؛ فروپاشی پدیده آقازادگی را زمانی شاهد هستیم که جریان اصلاحات از حمایت لابی‌های قدرت و ثروت که در ساختار سیاسی این نهاد رشد کرده است؛ دست بکشد و همچنین نسبت به رفتار گذشته خود که خسارت فراوانی را برای نظام و ملت ایجاد کرده است؛ ابزار پشیمانی کند و با نهادهای نظارتی برای رسیدگی به پرونده‌های «آقازاده» همکاری نماید.



[1] گفت‌وگو با روزنامه کیهان، 1379

[2] خطبه‌های نماز عید فطر 1395

[3] http://www.fardanews.com/fa/news/399872

[4] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940518000972




برچسب ها:کارنامه آقازادگی در کارگزاران - اصلاحات
در آن جلسه‌ای که آیت الله خامنه‌ای به لشگر ما آمدند افرادی به عنوان فرمانده حضور داشتند که چهار سال قبل از پذیرش قطعنامه، جام زهر را دیده بودند و در هیچ لشگری چنین اتفاقی نیفتاده بود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از مشرق؛در روز 27 تیر 1367 به دنبال پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، جنگ هشت ساله میان ایران و عراق رسماً به پایان رسید. در این میان رزمندگان عملیاتی که در صحنه نبرد حضور فعال داشتند ناراحت و مایوس شده بودند. مجددا نقش شگفت رهبری انقلاب اسلامی یعنی امام خمین مجددا خود را به رخ کشید و چند روز پس از پذیرش قطعنامه 598 با محول کردن ماموریتی به آیت الله خامنه‌ای که آن روزگار در قامت رئیس جمهور مشغول به فعالیت بودند و مورد اعتماد آن روز امام بودند سپرده شد. ماموریتی که تا به امروز در مورد آن کمتر صحبت شده است.
این پایگاه با توجه به نزدیک بودن به تاریخ این سفر و جلسه یا یکی از فرماندهان نظامی که در آن جلسه حضور داشته به گفتگو نشسته است.
سردار محمد علی فلکی از یادگاران دفاع مقدس است که از آغاز جنگ تحمیلی تا پایان در نقاط مختلف عملیاتی حضوری مؤثر داشته است. وی به عنوان مسئول گردان ادوات لشکر 10سیدالشهدا (ع) حرف‌های بسیاری دارد که گوشه‌ای از آن از نظر گرامی تان می‌گذرد.


روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


* بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط امام خمینی، ناراحتی هایی در میان نیروهای عملیاتی جبهه پیش آمد. به طوری که امام، ماموریتی به آیت الله خامنه ای که آن زمان رئیس جمهور بودند محول کردند تا با نیروهای عملیاتی جبهه و جنگ گفتگو کرده و روشنگری‌هایی در این زمینه انجام دهند. یکی از لشکرهایی که مقام معظم رهبری در آن روزگار تشریف بردند و سخنرانی کردند، لشکر 10 سیدالشهداء(ع) تهران بود. حضرتعالی در آن جلسه حضور داشتید. لطفا در این زمینه برایمان صحبت کنید.

در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که جنگ فی نفسه یک پدیده مخرب و منفی است. در هر کجا که جنگ اتفاق افتاده خرابی بوجود آورده و باعث رکود شده است. حتی در خیلی از جاها قبل از اینکه سرنوشت جنگ در میدان نبرد تعیین شود، دولت و مردم مضمحل شده و شکست را پذیرفته‌اند. لذا الان اگر از جنگ ایران و عراق به عنوان یک امر نیکو یاد می‌کنیم به لحاظ شرایط و اتفاقاتی است که در آن افتاده است. والا خود جنگ را ما به عنوان یک پدیده خوب نمی‌دانیم و جنگ را مذموم می‌دانیم. این را نسل‌های بعدی باید بدانند که اگر ما به جنگ افتخار می‌کنیم نه به این دلیل است که جنگ را یک پدیده خوبی می‌دانیم بلکه حوادث و دستاوردها و حماسه ایثار آن دوران را پاس می‌داریم. 
مسئله بعدی اینکه، وقتی نگاه می‌کنیم، در تمام دنیا جنگ که یک پدیده منفی است، ویرانی‌های جنگ تا سالیان سال آثارش بر زندگی مردم می ماند. در زمان جنگ فقر، فحشا، فساد و بیماری‌های روانی خیلی اوج پیدا می‌کند. اما وقتی جنگ تحمیلی اتفاق افتاد به عنوان یک پدیده خیر در فرهنگ بعد از جنگ ما نمود پیدا می‌کند و این پدیده منفی تبدیل به یک حماسه مثبت و دائمی می‌شود. به چند دلیل این اتفاق می‌افتد؟
نکته اول حضور امام و درایت ایشان بود. یعنی اگر شما امام را از جنگ جدا کنید، اصلا معلوم نیست که ما پیروز می‎شویم یا نه. حتی اگر پیروز هم می‌شدیم معلوم نبود که این پیروزی اینقدر برای ما لذت بخش و حلاوت داشته باشد. یکی از عواملی که باعث شد که این پدیده منفی تبدیل به پدیده مثبت بشود، حضرت امام بود. ایشان رهبر معنوی انقلاب و فرمانده بصیر و آگاه در هدایت جنگ بود. نکته دوم فرهنگ عاشورایی کربلا بود که در وجود ملت ما بوجود آمده بود. در حادثه عاشورا علیرغم اینکه حضرت زینب (س) اسیر شدند و مردان حادثه کربلا به شهادت رسیدند و سرهایشان بریده شد و روی نیزه رفت ولی بازماندگان آن اتفاق همگی می‌گفتند ما پیروز شدیم. دنیا هم می‌گوید که آنها در این جنگ پیروز هستند. در واقعه عاشورا این تلخی کشته شدن تبدیل به پیروزی شد. این فرهنگی شد که ما در جنگ از آن استفاده کردیم. شما می‌بینید وقتی «یدالله کلهر»، یک بزرگی در شهرستان کرج، وقتی شهید می‌شود به جای اینکه یاس، ناامیدی و افسردگی در مردم یا ملت بوجود بیاورد، یک نشاط، هیجان و یک عزمی برای ادامه راه در کرج بوجود می‎آورد.
اگر می‌بینیم که شهیدان «حسن بهمنی»، «کاظم رستگار»، «علی موحد دانش»، «حسین اسکندرلو» و خیلی از اینها اسوه‌ها و بزرگانی بودند که وجودشان فراتر از یک فرد معمولی بود. وقتی که می بینیم اینها شهید می شوند، نه تنها یاس و نا امیدی و آن جنبه های منفی فوت یک فرد تجلی پیدا نمی کند بلکه مثبت هم می شود. این ناشی از آن فرهنگ عاشورایی ما هست.
نکته بعدی اینکه بدون شک و بدون استثناء دست غیبی حضرت حجت (ص) و حضور آقا امام زمان در تمام صحنه‌های جنگ است. از خط مقدم گرفته تا آن نقطه‌ای که یک پیرزن که حالا فرستادن 4 عدد تخم مرغ و نان خشک است، دست آقا امام زمان در همه جا هست. از حوادث و رخدادهای مهمی مانند اتفاقات مثبت در عملیات‌هاو کور کردن دشمن و ... .
نکته بعدی ساختار و سازمان بسیج که در دل سپاه شکل گرفت باعث شد که ما این جنگ را به این شکل موفق بدانیم و پیروزش بشویم. مسئله آخر و انتهایی که من در تحلیل خودم معتقدم که این 5 عامل باعث شد که ما این پدیده بزرگ جهانی را که بر ما تحمیل شد و جنبه های منفی هم داشت و انکار ناکردنی است تبدیل به جنبه های مثبت بشود.
پنجمین عاملش وجود مقام معظم رهبری در زمان جنگ به ویژه بعد از جنگ است. من به شخصه معتقدم روزی که جنگ سخت تمام شد ما پیروزی مان کامل نشد، ما آن روز پیروز نشدیم. عصر روز عاشورا در منظر عمومی امام حسین و لشگرش شکست خورد، آنها زمانی پیروز شدند که حضرت زینب (س) در دربار یزید شروع کرد آن حرف‌ها را زد. من معتقدم که به همان اندازه ای که نقش حضرت امام، فرهنگ عاشورایی، نقش حضرت حجت(ص) یا نقش بسیج در این جنگ موثر بوده، نقش مقام معظم رهبری بعد از پذیرش قطعنامه در پیروز کردن این جنگ موثر بوده.
طبیعی است اگر ما پیروز شده بودیم، زمان پذیرش قطعنامه 598 رزمنده‌ها گریه نمی‌کردند. برای چه گریه می‌کردند؟ گریه ذوق و شوق که نبود. اگر پیروز شده بودیم که امام نمی‌فرمودند من جام زهر را نوشیدم. همین دو دلیل نشان می‌دهد که آن موقع پیروزی ما کامل نشده بود.

روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


خب برمی گردیم به سوال شما؛ نقش مقام معظم رهبری بعد از پذیرش قطعنامه به این صورت بود که ما آن سختی‌ها را تبدیل به پیروزی کردیم و آن پیروزی را عیان کردیم. این نیست که ما یک واقعه تلخ را در ذهن خودمان تبدیل به شیرینی کردیم. زوایای پنهان پیروزی را حضرت آقا به ما نشان داد، همچنان که حضرت زینب (س) این کار را در دربار یزید انجام داد و آنجا بود که یزید متوجه شد شکست خورده و پیروز نشده است. حضرت آقا هم بعد از پذیرش قطعنامه این کار را انجام دادند.
هدف حضرت آقا برای حضور در جبهه بعد از پذیرش قطعنامه بیان دو موضوع بود: 1- به ما (رزمنده‌ها) بگویند که شما کار خودتان را انجام دادید و خطایی نداشتید.2- پذیرش قطعنامه پایان جنگ نیست.
ببینید من الان در ذهنم نیست که عین کلمات حضرت آقا را بخواهم برای شما بگویم. اما برداشتم از آن صحبت‌ها همین دو نکته بود. آقا این دو مطلب را گفتند که ای رزمنده‌ها اگر قطعنامه پذیرفته شد؛ اگر حضرت امام فرمودند که من جام زهر را نوشیدم؛ این جام زهر را شما (رزمنده‌ها) به امام نداده‌اید و کاری که شما کردید دفاع از میهن بود که کار درستی بود. این جام زهر توسط سیاسیون و مرعوبین و کسانی که فهم درستی از این حوادث نداشتند به امام دادند. باید در این مورد بیشتر دقت شود.
در نکته دوم آیت الله خامنه‌ای استارت پیروزی را زدند و مطرح کردند که پذیرش قطعنامه انتهای کار ما نیست، بلکه ابتدای یک روندی بود که الان آن را مشاهده می‌کنید. بعد از 26-27 سال از پذیرش قطعنامه روز به روز زوایای پنهان این پیروزی برایمان نمایان می‌شود. نه اینکه زوایای حماسه؛ حماسه که جای خودش. زاویه پنهان این است که در ایران، در طول 200 سال گذشته در هر مقطعی که جنگیدیم یک بخشی از مملکت‌مان را از دست دادیم اما در طول این 8 سال جنگ تحمیلی علیرغم همه فشارها؛ که اسناد و مدارک آن موجود است که سی و چند کشور به عراق کمک می‌کردند اما یک وجب از خاک مملکت در دست دشمن باقی نماند. من همیشه معتقد بودم که جنگ بین ایران و عراق، جنگ سوم جهانی بوده است، منتهی صدایش را در نیاوردند برای اینکه نخواستند آبروی خودشان برود.
امروز که دارم برای شما صحبت می‌کنم سالگرد کودتای نقاب معروف به نوژه است. اگر دست غیب امام زمان در آن حادثه نبود انصافا در کودتای نوژه شما تصورتان این است که ما کمتر از صد هزار کشته در این مملکت می‌دادیم؟ ما در جنگ چقدر کشته دادیم؟ 230هزار نفر. جنگی که هیچ سربازی را نگفتیم که تو به اجبار باید به جبهه بروی. همه اینها زوایای پنهان بود که حضرت آقا در آن جلسه مطرح کردند. در طول این سالها حضرت آقا شاید بیش از صد موضوع مهم و اساسی که هر کدامش می‌توانست یک جنگی بوجود آورد و باعث خجالت یک امت باشد را به گونه‌ای مدیریت کردند که همه آنها باعث افتخار ایران شده است. همین است که ما در این جنگ یک وجب از خاک مان را از دست ندادیم. علیرغم اینکه ما 40 میلیون جمعیت داشتیم هیچ فردی را به زور جبهه نفرستادیم. هیچ فردی را نگفتیم بروید و ما پشت سر شما هستیم. هیچ فردی را مجبور نکردیم که یک بخشی از درآمدش را حتما به جبهه بدهد. هیچ مالیاتی را در این زمینه وضع نکردیم. به هیچ فردی در جنگ مدال ندادیم، به هیچ فردی که فرزند شهید شد به غیر از آن اقلام ضروری که بتواند یک مراسم را برگزار کند بیشتر از این بهش چیزی ندادیم که بگوییم آقا موتور دادیم، ماشین دادیم، خانه دادیم و... هیچ چیز را در زمان جنگ ندادیم. همه اینها پیروزی است. اینها پیروزی هایی هست که حضرت آقا آوردند. من تصورم این است که نقش مقام معظم رهبری در پیروز کردن این جنگ بسیار برجسته بود و حضرت آقا در زمانی که قطعنامه 598 پذیرفته شدند، به میان فرمانده گردان ها آمدند تا این دو مطلب را بگویند.

روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


* بعضا در میان نظامیان رده بالا و سیاسیون این اختلاف وجود دارد که در زمان جنگ تمامی امکانات کشور در اختیار جبهه نبود. شما در آن سالها یک نیروی عملیاتی بودید. نظرتان در این زمینه چیست؟

در آن جلسه‌ای که آیت الله خامنه‌ای به لشگر ما آمدند افرادی به عنوان فرمانده حضور داشتند که چهار سال قبل از پذیرش قطعنامه، جام زهر را دیده بودند. در هیچ لشگری چنین اتفاق نیفتاده بود. در جامعه ما متاسفانه انتقاد سازنده جا نیفتاده است. ما زود از نظر مخالف می‌ترسیم. شاید کسی بابت موضوعی که مخالفت می‌کرده از باب رفاقت  بوده است. آقایان کاظم رستگار و حسن بهمنی افرادی بودند که در قضیه سال 63 با فرماندهی جنگ مخالفت کردند. آنها با چه چیزی مخالفت کردند؟ چرا ما همیشه می‌خواهیم برای هر موضوع به همان موضوع بپردازیم و نمی‌خواهیم گذشته آن موضوع را در بیاوریم. چرا ستاد جنگ در سال 65 ایجاد شد و چرا اعضاء این ستاد بیشتر وقت خود را در دولت می‌گذراندند؟ چرا اهمیت جنگ را به اندازه دشمن نمی‌دانستند؟ اگر در سال 67 قطعنامه پذیرفته شد؛ آیا استارت این کار از قبل نخورده بود؟ چطور ما همه کارهایمان را می‌گوییم باید استارتش را از قبل بزنیم. پذیرش قطعنامه را شما به من بگویید استارتش از کجا خورد؟

* بعد فتح خرمشهر عده‌ای این موضوع را مطرح کردند.

آقای هاشمی رفسنجانی در کتاب «اوج دفاع» (خاطرات سال 65 آقای هاشمی رفسنجانی) در رابطه با عملیات کربلای 5 نکاتی را مطرح می‌کند. در آن کتاب به صراحت نوشته شده اولین کسی که موافق پذیرش قطعنامه بود، چه کسی است.
قبل از عملیات کربلای4 و5 فرمانده‌هان ما دو دسته شدند. در همین کتاب؛ سال 65، سال سرنوشت ساز از طرف حضرت امام عنوان شده بود. حضرت امام اعلام کرد امسال سال سرنوشت است. اینها آمدند به خاطر اینکه حضرت امام یک همچین مطلبی را مطرح کرده، برآورد کردند که ما باید برای پایان دادن جنگ چقدر نیرو داشته باشیم. به این نتیجه رسیدند که هزار گردان سازماندهی کنند. شما بروید اسناد و مدارک آن زمان را ببینید، آیا ما برای هزار گردان؛ تجهیزات و امکانات مورد نیاز را داشتیم؟ ما که آن موقع موشک تاو و هواپیمای میگ که نمی‌خواستیم. گردان‌هایی که در عملیات کربلای 5 عمل کردند، گردان‌هایی که آخر جنگ هم جنگیدند این هزار گردان چی داشتند؟ برای این هزار گردان چادر، کوله پشتی، یقلوی، اردوگاه، آموزش و... می‌خواستیم. این دوستان تعداد هزار گردان را به 500 گردان رساندند. بعد500 گردان را کردند 400 گردان. بعد 400 تا را کردند 250 گردان. در نهایت هم 50 گردان را در عملیات کربلای 4 از میان برداشتند و 200 گردان را در کربلای 5 وارد عمل کردند.
این همان 200 گردانی بود که حسن بهمنی در سال 63 در سپاه منطقه ده (سپاه تهران) جلوی محسن رضایی گفت: نیروهایتان، 15 الی20 نفرش به اندازه یک نیرو کار می‌کند. آموزش‌هایی که به آنها می‌دهید از نظر نظامی در منطقه جنگی کاربری ندارد. نیرویی که 15 روز آموزش می‌بیند چقدر کاربری دارد؟ شما اگر یک موضوع درسی را 15 ساعت بخوانید، می‌توانید بروی سر کلاس و آن را تدریس کنی؟ شما با 15 روزآموزش نظامی که همه آن هم دویدن و از ماشین پایین پریدن باشد، می‌توانید نیروی زبده بار بیاورید؟ آقایان حسن بهمنی و کاظم رستگار دو موضوع را به آقای محسن رضایی گفتند. اول موضوع آموزش بود. در ابتدا هم به فرمانده سپاه موضوع را گفتند اما او این حرف‌ها را قبول نکرد. بعد به آقای هاشمی مراجعه کردند. او گفت: حرف‌هایتان را روی برگه‌ای بنویسد. این دوستان هم مطالب خود را روی کاغذ نوشتند. بعد آقای هاشمی گفت: اسمتان را زیر کاغذ بنویسید.  بچه‌ها گفتند: آقای هاشمی ما اگر اسم‌مان را بنویسیم یعنی سرمان بر باد رفته است. اما با این حال اسمشان را پایین برگه نوشتند و برگه را به آقای هاشمی دادند. او هم عین برگه را به محسن رضایی داد. فرمانده سپاه هم فهمید حرف‌هایی که بین او و فرماندهانش رد و بدل شده به گوش آقای هاشمی رسیده است. به همین دلیل به حرف آنها ثمر نداد. آقای هاشمی به بچه‌ها گفت پیش آقای منتظری بروند و با او طرح مسئله کنند. آنها هم این کار را کردند. در بیت آقای منتظری یکسری آدم‌های خناس حضور داشتند. این افراد از نامه به عنوان یک حربه سوء استفاده کرده و شروع به داد و بیداد علیه امام کردند. امام هم به این دوستان گفتند: من حرف شما را شنیدم؛ اگر بیشتر از این بخواهید بحث را ادامه بدهید، این صدا از حلقوم آمریکا در می‌آید. برای اینکه اطرافیان آقای منتظری بازیچه بودند. این فرماندهان هم به امام گفتند: چشم، سمعا و طاعتا. آقای حسن بهمنی به جبهه رفت و شهید شد. ناصر شیری به جبهه رفت و شهید شد. کاظم رستگار به جبهه رفت و شهید شد. بقیه هم به همین صورت. احمد غلامی، تقی محقق، ابوترابی، بهمن میثمی، بهمن نجفی، محمد فلکی و... همه اینها رفتند و به جنگ ادامه دادند.

روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


وقتی بعد از پذیرش قطعنامه حضرت آقا به روبروی پادگان دو کوهه آمدند، به ایشان گفتیم: حضرت آقا (البته آن موقع می‌گفتم آقای خامنه‌ای چون آن موقع رئیس جمهور بودند) در این مدت یک بار یکی از مسئولین به اینجا نیامد تا حال ما را بپرسید و از ما گزارش بخواهد. یک بار مسئولین به ما گفتند که مشکلات مان چیست؟ مسئولین یک بار آمدند مسائل ما را ببینید.
من سه مرتبه در طول جنگ این حرف را به سه شخص متفاوت زدم. بار اول به آقای موسوی (مسئول عقیدتی سیاسی سپاه در منطقه ده) گفتم. او وقتی به اردوگاه کوثر آمد و با فرمانده گردان‌ها هر کدام یک ساعت صحبت کرد. موسوی با بنده صحبت کرد و از مشکلاتمان پرسید. در آخر هم یک انگشتر از طرف امام برایم هدیه آورد. گفتند این انگشتر را امام متبرک کرده. من گریه کردم و خیلی هم خوشحال شدم. با این حال گفتم آقای موسوی، شما مرا می‌شناسی. در این مدت یک بار آمدی به من بگویی تو مشکلاتت چیست؟ من که نمی‌خواهم مشکلات خانه و زندگی و زن و بچه‌ام را بگویم. من می‌خواهم مشکلات جنگ را بگویم.
من اولین نفری هستم که موشک تاو ارتش را از دزدیدم. بیست موشک تاو ارتش را دزدیدیم. عملیات والفجر 8 که شد یک موشک تاو به ما دادند. به همراه یک استوار ارتشی و یک سرباز که راننده جیپ بود. ما نقشه کشیدیم و به این استوار گفتیم: تو مرخصی نمی‌خواهی بروی؟ به استواره و سربازش مرخصی دادیم. ما هم موشک تاو را بردیم در پادگان دو کوهه گذاشتیم. استوار که از مرخصی برگشت، سراغ موشک تاو را گرفت. گفتیم: موشکت را سوار قایق کردیم تا به آن طرف رودخانه ببریم. هواپیما دشمن که بمباران کرد، باعث شد که موشک  انتهای اروند. او هم گریه می‌کرد و به سرش می‌زد. ما هم به او می‌گفتیم آقا مشکل نیست. برایش نامه‌ای می‌نوشتیم که به قرارگاه خاتم الانبیاء برود. آقای محسن لسانی هم آن نامه را تایید می‌کرد که به آقای صیاد شیرازی نشان دهند. این کار باعث شد که بقیه هم یاد گرفتند. حالا چرا ما این کار را کردیم؟ برای اینکه موشک های تاو در انبارهای ارتش خاک می‌خود. اما ما در لشگر سیدالشهدا جوان‌هایمان جلوی تانک‌های عراقی داشتند خون می‌دادند. اما دریغ از یک موشک تاو.
روزی که به آقای موسوی گفتم بیایید من مشکلاتم را بگویم. من که نمی‌خواستم بگویم حقوقم کم است. اصلا مسائل شخصی نگفتم. می‎‌خواستم مشکلات جنگ را بگوییم.
مرتبه دوم به آقای محمدی عراقی گفتیم. او گفت: تو چقدر تلخی؟ گفتم: شما مگر نیامدی حال مرا بپرسی؟ به ایشان گفتم تو آمدی دنبال اینکه خودت را مطرح بکنی. نیامده‌ای مشکلات ما را حل بکنی. اگر می‌خواستی مشکلات را حل بکنی آن موقع که معاون شهید محلاتی بودی احوال ما را می‌پرسیدی. ما فرمانده گردان هستیم و 400 الی 500 نیرو را به خط مقدم می‎بریم.
سال 67 هم همین حرف را خدمت آقا زدم که شما تا حالا کجا بودید. من حریم خودم را رعایت نکردم. ایشان رئیس جمهور بودند. ایشان هم در جواب من برگشت و گفت: من تا قبل از عملیات خیبر نماینده حضرت امام در جنگ بودم و می‌آمدم به بچه‌های جبهه سرکشی می‌کردم. بعد هم تعداد سفرهای خودشان به جبهه را به ما گفتند که چند بار به غرب و جنوب رفته‌اند. ازآن زمان به بعد که آقای هاشمی رفسنجانی نماینده امام در شورای عالی دفاع شدند، من کاری در این قضیه نداشتم.
حضرت آقا تصورشان این بود که من می‌گویم چرا خود شما تا حالا برای بازدید از جبهه نیامده اید. در صورتی که سئوال من این بود که مسئولین جنگی چرا به رزمنده‌ها سر نمی‌زنند. من خدمت آقا این حرف را زدم، ایشان هم این دو موضوع را مطرح کردند.

روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


در حاشیه این دو موضوع، این مسئله را مطرح کردند که از خیبر به این طرف ایشان دیگر مسئولیت خاصی در جنگ نداشتند.
ولی من سئوالم این است؛ آیا واقعا اسناد و مدارک نشان می‌دهد که مسئولین همه امکانات را برای جنگ فراهم کردند؟ اگر الان از آقای هاشمی رفسنجانی در این زمینه سوال شود خواهند گفت که ما گونی نداشتیم، سیم خاردار نداشتیم،فلان نداشتیم، بهمان نداشتیم و... این حرف‌ها را می‌زنند.

به همین دلیل من معتقدم که «جام زهر» یک باره نوشیده نشد. من اعتقادی هم به این ندارم که بعد از عملیات بیت المقدس این اتفاق افتاد. می‌خواهم بگویم که بعد از عملیات بیت المقدس زهر داخل این جام ریخته شد. اما جام چطوری تهیه شد؟ افرادی که در آن جلسه با حضرت آقا بعد از پذیرش قطعنامه حضور داشتند، بچه‌هایی بودند که 4 سال پیش حنجره‌شان را پاره کردند که آقایان این شیوه جنگ غلط است. آقایان حسن بهمنی و کاظم رستگار این موضوع را گفتند که آموزش‌ها نظامی ضعیف و تاکتیک‌ها غلط است. چه لزومی دارد که ما در عملیات رمضان که شکست خوردیم دوباره برویم عملیات والفجر مقدماتی را در فکه انجام بدهیم. چه لزومی دارد که وقتی عملیات والفجر مقدماتی را در فکه انجام دادیم، مجددا عملیات والفجر یک را در همان منطقه انجام بدهیم. به همین دلیل وقتی برای انجام عملیات والفجر دو و والفجر چهار به غرب رفتیم موفق شدیم و حداقل آن موتور جنگی در مملکت به تلاطم درآمد و به روشنایی درآمد. اما چرا دوباره برای عملیات خیبر به جنوب رفتیم. خب حاصل عملیات خیبر که آن شد، چرا عملیات بدر را انجام دادیم؟ شما این موضوعی که الان مطرح می‌کنم را از دیگر دوستان بپرسید؛ اگر دروغ نگفته باشم 100 گلوله آرپیجی که شلیک می‌کردیم یک دانه آن به تانک دشمن نمی‌خورد. حالا آن یک گلوله هم که به تانک اصابت می‌کرد، عمل می‌کرد یا نه با خدا بود.
آموزش‌هایمان ضعیف بود، شما یک گردان وارد خط می‌کردید اولین درگیری که می‌شد از این یک گردان نصفشان عقب می‌ریختند و پخش و پلا می شدند. یک گردان را با یکی دو تا بیسیم چطوری هدایت‌شان می‌کردیم؟ تاکتیک‌های جنگی‌مان هم ضعیف بود. در دوره دافوس از آقای غلامعلی رشید سئوالاتی در این زمینه پرسیدم. آقای رشید گفت: حالا که داری این حرف را می‌زنی، دوره دافوس را گذرانده‌ای، من هم دافوس را دیده ام. در زمان جنگ نه تو دافوس خوانده بودی و نه من.
من می خواهم بگویم بی انصاف نباشیم، تجربه ای که الان داریم در زمان جنگ تحمیلی نداشتیم. آقای رستگار بعد از عملیات خیبر به خاطر اینکه در جنگ و جبهه یک وقفه‌ای ایجادشد نیروها را در پادگان ابوذر جمع کرد. به یکی از نیروها گفت شما که تاریخ می‌دانی برو یک جزوه برای من در این زمینه بنویس، می‌خواهم برای فرمانده دسته‌ها تاریخ درس بدهیم. به شما گفت از تخریب مطالب ناگفته و خوبی می‌دانی؟ در حد اینکه بتوانی فرمانده دسته‌ها و فرمانده گروهان‌ها را آموزش تخریب بدهی برایشان کلاس بگذار. این مربی ها شب‌ها می‌نشستند و با یکدیگر بحث می‌کردند. همین بحث ها و تبادل نظرها به این نتیجه رسید که داریم این مطالب را می‌گوییم. چرا اینجا را غلط انجام دادیم؟ چرا آنجا این اشتباه را کردیم؟ به این نتیجه رسیدیم که ما تاکتیک جنگ را داریم اشتباه انجام می‌دهیم. شما ببینید از فاصله عملیات خیبر تا بدر یکسال است. در این مدت ما چه کار کردیم. شما یک بسیجی را به من نشان بدهید که در این مدت بیشتر از 15 روز آموزش دیده باشد.
می‌خواهم بگویم که پذیرش قطعنامه 598 را هیچ وقت فراموش نکنیم که «جام زهر» بود. در آن مقطع که با تدبیر مقام معظم رهبری آن زوایای پنهان پیروزی سر از خاک برداشتند و نمایان شدند، نه اینکه بگوییم این را تبدیل به آن کرد، تبدیل نکرد بلکه نمایان کرد. ما روزی که قطعنامه را پذیرفتیم هرگز فکر نکردیم که آقا ما در طول این 8 سال یک وجب از خاک مان را از دست ندادیم. ببینید حضرت آقا چه کار کرد. این موارد را نشانمان داد.
من معتقدم که پذیرش قطعنامه پایان جنگ نبود بلکه شروع پیروزی بود. ما بعد از پذیرش قطعنامه 598 چه کار کردیم، پیروزی ها را نشان مردم دادیم.
لذا در دیداری که رهبر انقلاب آن روزها با فرماندهان داشتند بر همین دو موضوع تاکید فراوان داشتند و به ما می‌گفتند شما تکلیف‌تان را انجام دادید و امام از شما نگرانی و دلخور ندارد. شما یار امام هستید و این یاوری خودتان را حفظ کنید و پشت امام بمانید. جبهه‌ها را به هیچ وجه خالی نکنید. اگر این کار را کنید حوادث ناگواری بوجود می‌آید. درست بعد از پذیرش قطعنامه هم چنین اتفاقاتی افتاد یعنی دوباره بعد از پذیرش قطعنامه598 شما دیدید آن هجومی که اتفاق افتاد و سیل عظیمی از مردم به جبهه رفتند.

روایتی از دیدار آیت الله خامنه‌ای با برخی از فرماندهان نظامی بعد از پذیرش قطعنامه


به هر صورت مسئولین امکانات بهتری را می‌توانستند برای جبهه بیاورند. در طول هشت جنگ تحمیلی چه مقدار امکانات زیاد شد. به امکانات عراقی‌ها نگاه کنید، فاصله بین امکانات ما و امکانات عراق را در سال 59 تا سال 67 مقایسه کنید تا متوجه تفاوت بشوید.
البته مهمترین مشکل از طرف ما، نوع تاکتیک جنگ بود. مشکلات زیادی در نحوه آموزش نیروها داشتیم. اینکه به امام گفتند اگر بخواهیم جنگ را ادامه بدهیم باید این مقدار امکانات داشته باشیم؛ به نظرم زیاد برای روند جنگ اهمیت نداشت. نه اینکه کاملا نداشته باشد، بلکه ما باید نوع تاکتیک جنگ را تغییر می دادیم.
من اعتقاد دارم که یک اجماعی ناثواب به امام دروغ گفتند و این گونه مطرح کردند که هیچ راهی جز پذیرش قطعنامه نداریم و آن انحرافی که از چند سال قبل شروع کرده بودند منجر به آن شد که در انتهای جنگ نیروها را از جنوب به غرب کم اهمیت ببریم و مهم ترین مواضع در جنوب را خالی کنیم تا صدام فاو، جزایر، شلمچه و... را بازپس بگیرد و قدرتی داشته باشد که مجددا تا نزدیکی اهواز پیشروی کند.
ما باید به دنبال این پاسخ گفتن به این سوال باشیم که آن جامی که امام به آن اشاره می‌کنند از چه زمانی تهیه و درون آن زهر ریخته شد.

گفتگو از حسین جودوی و امیرحسین دهقان




برچسب ها:ناگفته‌های سردار فلکی
رئیس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت با بیان اینکه سکوت آقای روحانی در برابر رانت‌خواریهای برادرش با شفافیت مورد نظر وی سازگاری ندارد، گفت: آقای روحانی اگر دفاعی از براردش ندارد وی را مجازات کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از مشرق:احمد توکلی رئیس سازمان مردم نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت و نماینده مردم تهران، در واکنش به ویژه‌خواریهای اخیر «حسین فریدون» برادر رئیس‌جمهور از جمله در حوزه‌های مالی و آموزشی گفت: آقای روحانی امروز در معرض آزمون مهمی قرار گرفته است که امیدوارم از آن سربلند بیرون بیاید.
وی با تأکید بر اینکه برادر رئیس‌جمهور به عنوان دستیار او متهم به سوء‌استفاده‌هایی در حوزه‌ تحصیلی و مسائل مالی شده است، اظهار کرد: آقای رئیس‌جمهور نمی‌تواند در برابر این امر سکوت کند؛ سکوت آقای روحانی نه در برابر رانت‌خواریهای برادرش با شفافیت مورد نظر وی، عدالت‌خواهی مدنظر رؤسای جمهور پیشین که به آن قسم می‌خورند و نه با موقعیت بسیار مهم و خطیر این روزهای کشور، سازگاری ندارد.
رئیس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت افزود: آقای روحانی باید یکی از دو راه را انتخاب کند، یا درباره اتهامات برادرش دلایل و توضیحات کافی به مردم ارائه دهد و به مردم بگوید تا از اخوی‌اش رفع اتهام کند و یا اگر هم این کار را نمی‌کند و یا حتی نمی‌خواهد این کار را انجام دهند، باید قاطعانه اول از خودش و دفترش برای مجازات متخلفان شروع کند تا صدق گفتارش مبنی بر مخالفتش با هر نوع رانت‌خواری برای همه اثبات شود و این شبهه پیدا نشود که رئیس‌جمهور ملت ایران به وعده‌هایش بی‌اعتناست و به خودش و نزدیکانش که می‌رسد، تبارگرایی اجازه نمی‌دهد که وظیفه‌اش را تشخیص داده و یا به آن عمل کند.
وی تصریح کرد: ما به عنوان سازمان دیده‌بان شفافیت و عدالت که یک سازمان مردم‌نهاد است، اصرار داریم که رئیس‌جمهور حتماً یکی از این دو راه برخورد با برادرش و یا رفع اتهام ویژه‌خواریها از وی را انتخاب کند.
نماینده سابق مردم تهران در مجلس نهم به موضوع مدرک تحصیلی مرحوم کردان وزیر کشور دولت نهم که به استیضاح وی در مجلس هشتم منجر شد، اشاره کرد و گفت: یکی از برجسته‌ترین مواردی که  مجالس گذشته نسبت به آن حساس بودند، رانتخواری و ویژه‌خواری یکی از وزرای دولت وقت بود، به‌نحوی‌ که نمایندگان در برابر مشابه این رفتار، رأی به استیضاح آقای کردان دادند.
توکلی افزود: معتقدم کسانی که در مقام امین قرار می‌گیرند، نمی‌توانند خلاف‌گو و یا خلاف‌کار باشند، زیرا اگر این چنین باشند، امین نیستند. حساسیت نسبت به مقامات سیاسی، هرچه مقامشان بالاتر باشد، بیشتر می‌‌شود.
وی تأکید کرد: در گذشته امتهایی بودند که وقتی صاحبان قدرت و شوکت خطایی می‌کردند، از سوی حاکمان، از خطای آنها چشم‌پوشی می‌شد، اما وقتی اقشار ضعیف جامعه قصور و خطایی به مراتب کمتر از آن را مرتکب می‌شدند، آنها را محاکمه و مجازات می‌کردند که همین امر، علت سقوط این جوامع شد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نهم با بیان اینکه در صدر اسلام به عدالت‌خواهی، عدالت‌جویی و مبارزه با فساد و رانت سفارش شده که ما آن را در سیره عملی ائمه معصومین(س) و پیامبر اسلام(ص) می‌بینیم، خاطرنشان کرد: ما چنین سابقه و میراث بلند انسانی داریم و باید بدانیم که اگر خطایی می‌کنیم، مجازات‌مان سنگین است و باید مجازات شویم.
رئیس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت خاطرنشان کرد: رئیس‌جمهور اگر در برابر اتهامات برادرش دفاعی دارد، بگوید و اگر دفاعی ندارد، وی را مجازات کند.



برچسب ها:رئیس جمهور, احمد توکلی, حسین فریدون

پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 
https://telegram.me/Alireza_Ehsaninia به کانال تلگرامی پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار خوش آمدید - E00FE22B28A17A748612B1B60D4781A7