آیا واقعا حضرت امام (ره) اینگونه که ادعا می شود مخالف موضع گیری سیاسی و فعالیت سیاسی نظامیان بوده اند؟ یا اینکه  خط تحریفی که مقام معظم رهبری فرمودند خواسته یا ناخواسته در این فقره هم فعال است همان کسانی که مایلند حضرت امام محدود به فرد مقدس مهربانی باشد که همسر خود را دوست داشت و از لبنان نامه ی با تعابیر عاشقانه ای می نویسد، بدون حضور همسر بر سفره ی غذا حاضر نمی شود و حتی امسال در تقارن لیالی قدر با قیام پانزده خرداد و ارتحال حضرتش نیز حاضر نشدند در سخنرانی شبهای قدر، چند جمله ای از قیام و توفندگی حضرت روح الله در عرصات زندگی مطرح کنند.

اگر امام به طور کلی با حضور سیاسی نظامیان مخالفند پس چرا حافظه ی همه ی ما سرشار از سخنرانیهای نظامیان با موضعگیری هایی علیه آمریکا، اسراییل، رژیم بعث و ...رژه ی مکرر نیروهای مختلف نظامی برروی پرچم آمریکا و اسراییل است بدون اینکه مخالفتی از حضرت ایشان با این فعالیتها گزارش شده باشد؟ واقعا دایره ی عملکرد سیاسیون و نظامیان در اندیشه ی حضرت امام (ره) چه بود؟ آیا ایشان مخالف اظهار نظر نظامیان یا بیان و تبیین سیاست های بین المللی مربوط به کشور توسط نظامیان ( سیاست خارجی) بوده اند یا از دخالت نظامیان در مسایل سیاسی داخلی نگرانی داشته اند؟ با بررسی سیره و سخنرانی هایشان به نفی کدام بخش از فعالیت نظامیان خواهیم رسید؟

ذیلا با مرور دو بخش از صحیفه امام تلاش می شود این موضوع شفاف شود هرچند مشروح کاملتر این بیانات و دیگر بیاناتشان که همگی از وحدت رویه و وحدت موضوعی برخوردار هستند (به منظور جلوگیری از تطویل) در پاورقی ذکر شده است :

 

  1. من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسی، در هیچ یک از گروه ها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه، آن ارتش را خواند، در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید، اصلا تکلیف الهی– شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید، مختارید از ارتش کناره گیری کنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتش و هم حزب معنایش این است که ارتشی باید از ارتش اش دست بردارد، بازیهای سیاسی باید توی ارتش هم وارد بشود، در هر گروهی که وارد هستید، باید از آن گروه جدا بشوید. ولو یک گروهی است که بسیار مردم خوبی هم هستند، ولو یک حزبی است که بسیار حزب خوبی هست. (صحیفه امام، جلد 16، ص 110 و 111 )                                                                                                                                                           
  2. همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را؛ ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جند الله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای اینکه اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم. (صحیفه امام، ج 19، ص 11)(سایر بیانات امام در پاورقی)

 

چکیده مطالب فوق و مشروح ارجاعات پنجگانه بیانات ایشان در پاورقی حاکیست تاکید موکد حضرت امام، هرگز عدم مقابله نظامیان با رجزخوانیهای استکبار و قدرتهای بین المللی نبوده است و بلکه حضرت امام صرفا با ورود نظامیان به گروهها و احزاب سیاسی و انتخاباتها مخالف بوده اند (دخالت در سیاست داخلی). امام در هیچ کدام از فرمایشاتشان، متعرض مقابله ی نظامیان با رجزخوانی قدرتهای جهانی و دشمنان خارجی نشده است.

حتی در مقام تمثیل که "همه ی دنیا" را برای برکناری نظامیان از سیاست ذکر فرموده اند اشاره شان به دسته بندی سیاسی و جهات سیاسی است که البته مرور موضعگیریهای شخصیتهای نظامی کشورهای دنیا و مجموعه هایی مثل ناتو، بیانگر اظهارنظرها و رجزخوانیهای نظامیان در عرصه ی مقابله با دیگر کشورهاست حتی در عرصه های غیر نظامی هم ( از جمله برجام) هم مثلا ژنرال جوزف دانفورد رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا به عنوان "یک شخصیت نظامی صرف" اظهار نظر کرده است.  به عبارت دیگر باید پرسید جایی که بخشی از سیاست خارجی کشورها را قدرت سخت آنها (میدان متعلق به نظامیان) شکل می دهد چرا برخی از جمله آقایان مسیح مهاجری و علی مطهری، خواهان حذف رجز خوانی نظامیان و نمایش قدرت سخت کشور در سیاست خارجی هستند تا جایی که از آن به موشک پرانی یاد می شود؟

چرا به ثمن بخس رقابتهای سیاسی و جناحی داخل کشور، حاضریم قدرت سخت کشور و "ترهبون به عدوالله" را از میز مذاکراتی که همه ی گزینه ها ( از جمله جنگ) روی آن بوده است را حذف کنیم؟ آیا بیانات مکرر در مکرر و صریح حضرت امام(ره) جایی را برای تحریف گذاشته است که اینگونه به بهایی ناچیز در زیر لوای دفاع از حضرت امام(ره) با خلط مباحث سیاست داخلی و خارجی، آشکارا به تحریف امام پرداخته می شود؟ البته تردیدی نیست که نظامیان باید همواره در هماهنگی کامل با سیاست نرم کشور زیر نظر ولایت فقیه فعالیت داشته باشند (که خوشبختانه مرور متن اظهار نظرهای سردار سلیمانی نیز نشان دهنده ی همین هماهنگی است.) لیکن تعجب از نادیده گرفتن اینهمه نص باقیمانده از حضرت امام و بار کردن مفاهیمی غریب به فرمایشهای ایشان است.

 به طور خلاصه در این فقره باید گفت شاید بتوان امثال دکتر علی مطهری را به ماهیگیری سیاسی دیگری دعوت نمود اما از امثال آقای مسیح مهاجری هرگز انتظار تحریفی چنین واضح در سیره و روش امام نمی رود به خصوص اینکه این موضوع مکرر از طرف حضرت امام در بازه های زمانی مختلف مطرح شده است.

والعاقبه للمتقین

 

 پاورقی:

  1. من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسی، در هیچ یک از گروه ها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه، آن ارتش را خواند، در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید، اصلا تکلیف الهی– شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید، مختارید از ارتش کناره گیری کنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتش و هم حزب معنایش این است که ارتشی باید از ارتش اش دست بردارد، بازیهای سیاسی باید توی ارتش هم وارد بشود، در هر گروهی که وارد هستید، باید از آن گروه جدا بشوید. ولو یک گروهی است که بسیار مردم خوبی هم هستند، ولو یک حزبی است که بسیار حزب خوبی هست. لکن اصل وارد شدن در حزب برای ارتش، برای سپاه پاسداران برای قوای نظامی و انتظامی وارد شدنش جایز نیست، به فساد می کشد اینها را و من عرض می کنم که کسانی که در راس ارتش هستند و کسانی که در راس سپاه پاسدارن هستند، موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قوای مسلح را از احزاب کنار بزنند و اگر کسی در حزب هست، باید او را از ارتش بگیرید یا در آنجا یا در اینجا و همین طور سپاه پاسدارن و همین طور سایر قوای مسلح باید وارد در جهات سیاسی نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشود بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید کرد، تکلیف همه شما این است که با هم باشید بدون اینکه در یک حزب یا در گروهی وارد شده باشید، هر گروهی می خواهد باشد، باید شما مستقل بدون اینکه پیوند به یک گروهی داشته باشید مستقل باشید و از حزب الله تعالی شانه. (صحیفه امام، جلد 16، ص 110 و 111 )
  2. همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را؛ ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جند الله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای اینکه اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم. (صحیفه امام، ج 19، ص 11)

 

  1. برای سپاهی ها جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی، به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی ها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا بکنند، برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می دارد و همین طور ارتش را. (صحفیه امام، جلد 19، ص 12)
  2. باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود،که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود، جهات نظامی آن از بین می رود، همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند. (صحیفه امام، جلد 18، ص 45)
  3. از امور مهمی که باید تمام نیروهای مسلح از آن پیروی کنند و اغماض از آن به هیچ وجه نمی توان کرد و باز هم تذکر داده ام، آن است که هیچ یک از افراد نیروهای مسلح، چه رده های بالا یا پایین در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هر چند آن حزب و گروه صد در صد و به جمهوری اسلامی وفادار باشند و هر کس در یک حزب و گروه وارد شد باید از ارتش و سپاه و سایر قوای انتظامی و نظامی و قوای مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند که هر کس در یکی از احزاب یا گروه های سیاسی یا دینی وارد شد به او تذکر دهند که از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود. و اگر تخلف کرد او را از ارتش یا دیگر قوای مسحل اخراج کنند، و همه افراد موظفند چنین اشخاصی را به فرماندهان معرفی نمایند. و باید توجه داشته باشند که ورود قوای مسلح در احزاب وگروهها و سازمانها، پایه قوای مسلح را متزلزل خواهد کرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود. (سایت جماران به نقل از صحیفه امام)