سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
سه شنبه 97 آبان 22 :: 11:42 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز:دیروز آقای ظریف در مصاحبه با یک سایت خبری و در دفاع از پیوستن ایران به گروه اقدام مالی FATF گفت: پولشویی در کشور ما یک واقعیت است و کسانی که هزاران میلیارد تومان پولشویی می‌کنند به راحتی ده‌ها میلیارد هم برای مخالفت با پولشویی هزینه می‌کنند! ایشان در بخش دیگری از مصاحبه خود بدون آنکه از هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی نام ببرد ادعا کرد که آنها فقط در یک قلم 30 هزار میلیارد تومان پولشویی کرده‌اند! اظهارات آقای ظریف بلافاصله با عنوان «در ایران پولشویی گسترده انجام می‌شود»! به تیتر اول خبرگزاری‌های آمریکایی و اروپایی و سایت‌های خبری ضدانقلاب تبدیل شد. درباره اظهارات دیروز آقای ظریف ‌اشاره به چند نکته و مطالبه پاسخ ایشان ضروری است؛

 

1- جناب ظریف! چرا دقیقا هنگامی که آمریکا و اروپا برای تصویب لوایح چهارگانه FATF در کشورمان یقه چاک می‌دهند و فشار می‌آورند، جنابعالی ایران اسلامی را به پولشویی گسترده متهم می‌کنید؟! جنابعالی در حالی که آمریکا اصرار داشت با ترساندن ملت از سایه جنگ اهداف خود را به ایران تحمیل کند، فرموده بودید آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام تاسیسات نظامی ما را نابود کند! و با این اظهار‌نظر خود، آن‌هم از جایگاه وزیر امور خارجه به کمک آمریکا در تهدید نظامی علیه مردم وطنتان رفته بودید و نمونه‌های دیگری از این دست که تاکنون از جانب شما بی‌پاسخ مانده است!


2- فرموده‌اید در ایران هزاران میلیارد تومان پولشویی می‌شود و کسانی یا کسی در یک قلم 30 هزار میلیارد تومان پولشویی کرده است! خب! چرا این پولشویان - به قول خودتان- صدها هزار میلیاردی را به مردم و مخصوصا به مراجع قضایی معرفی نمی‌کنید؟! اگر ادعایتان واقعیت دارد، خود‌داری شما از معرفی آنان خیانت به ملت و نظام و همدستی با پولشویان است! نیست؟!
3- ممکن است بفرمایید که خودداری شما از معرفی کلان‌پولشویان به علت ترس از آنهاست! در این صورت وقتی جنابعالی از پولشویان در داخل کشور می‌ترسید چه تضمینی هست که در انجام ماموریت خود در وزارت خارجه از کمترین تهدید دشمنان وحشت نکنید و منافع ملت و کشورتان را در پی این وحشت و ترس، بر باد ندهید؟!


4- این چه دولتی است که در سیستم بانکی آن هزاران میلیارد پولشویی صورت می‌پذیرد و این سیستم بانکی توان کشف آن را ندارد و برای مقابله با آن باید به بیگانگان متوسل شود (پذیرش FATF)! آیا این اظهار‌نظر جنابعالی تخریب دولت و اعتراف به ناکارآمدی آن نیست؟! دولتی که خود یکی از اعضای اصلی آن هستید؟!


5- آقای رئیس‌جمهور بارها اعلام کرده است که همه توان دولت را برای مقابله با مفسدان اقتصادی که پولشویی یکی از مصادیق آن است به کار می‌گیرد. آیا به رئیس‌جمهور اعتماد ندارید که عوامل هزاران میلیارد پولشویی را به ایشان معرفی نمی‌کنید؟! اگر به رئیس‌جمهور اعتماد ندارید در کابینه ایشان چه می‌کنید و اگر اعتماد دارید چرا پولشویان را معرفی نمی‌کنید؟!
6- از چهار لایحه FATF، لایحه موسوم به مقابله با تامین مالی تروریسم CFT که اصلی‌ترین آنهاست از سوی شورای نگهبان رد شده است. همان لایحه‌ای که جنابعالی اصرار فراوانی بر تصویب آن داشتید. اکنون جای این سؤال است که آیا اظهارات نسنجیده جنابعالی متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به پولشویی برای تامین مالی تروریست‌ها نیست؟! یعنی دقیقا همان که آمریکا و اسرائیل و اروپا همه‌روزه ایران اسلامی را به آن متهم می‌کنند! بیهوده نیست که اظهارات جنابعالی بلافاصله به تیتر اول رسانه‌های دشمن تبدیل شده و برایتان کف و سوت می‌زنند؟!
حسین شریعتمداری




موضوع مطلب : انتقاد حسین شریعتمداری, اظهارات خلاف واقع ظریف
اصلاح‌طلبان و حامیان جهانگیری در رسانه‌ها هر روز به عدم انسجام دولت صحه می‌گذارند و در برخی مواقع حتی به سیاه‌نمایی نیز می‌پردازند. باید پرسید که آقای جهانگیری بر چه اساسی امروز دولت را هماهنگ می‌خواند و مدعی شده که اختلافات به حواشی منجر نشده است؟
اصلاح‌طلبان و حامیان جهانگیری در رسانه‌ها هر روز به عدم انسجام دولت صحه می‌گذارند و در برخی مواقع حتی به سیاه‌نمایی نیز می‌پردازند. باید پرسید که آقای جهانگیری بر چه اساسی امروز دولت را هماهنگ می‌خواند و مدعی شده که اختلافات به حواشی منجر نشده است؟
این روزهای دولت پر است از اتفاقات و گفتگوهای عجیب و غریب؛ درست مثل سریالی که سال‌ها پیش از شبکه پنجم صداوسیما پخش می‌شد و آخر داستان کاراکتر مجری از شما می‌پرسید، «به نظرتون این داستان واقعی بود؟» اتفاقات این روزهای کشور را  شاید در واقعی بودنشان شک نداشته باشیم اما در عجیب و غریب بودنشان قطعا باهم اتفاق نظر داریم.
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز اخیرا جهانگیری معاون اول رییس جمهور در طی سخنانی مدعی شده که همه اعضای دولت در تصمیم گیری هماهنگ هستند... و قرار نیست با طرح برخی مسائل مردم را نگران کنیم. سخنانی که به صورت عجیبی با اتفاقات این روزها تناقض دارد.
 
اسحاق جهانگیری، طی اظهاراتی در مراسم معارفه محمد اسلامی، وزیر جدید راه و شهرسازی گفته است:
«همه اعضای دولت در تصمیم‌گیری هماهنگ هستیم، برخی وزیران مسئولیت مشترک دارند و در امور تبادل نظر می‌کنند، البته فشارهایی بر دولت بوده و هست ولی مهم این است که مدیرانی هستیم که باید دل دریایی داشته باشیم. قرار نیست موضوعات کوچک به موج بزرگ تبدیل شود و در جهت آشفتگی مردم باشد.» 
 
او در ادامه می‌گوید:
«مسئولیت گرفتیم تا زندگی مردم را آرام و دغدغه و نگرانی مردم را کم کنیم، البته به معنای این نیست که نگران نیستیم ولی حرف و گلایه از یکدیگر داریم، ولی قرار نیست با طرح برخی مسائل مردم را نگران کنیم.»
 
این سخنان درحالی از طرف اسحاق جهانگیری طرح شده است که مدتی قبل او در مراسم روز ملی صادرات که یک شنبه 29 مهرماه سال جاری برگزار شده بود با اعتراض و کنایه گفته بود:
«من دستم قلم و کاغذی نیست که کسی را برکنار کنم، این در حالی است که من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را هم نداشته ام. بنابراین از من انتظار نداشته باشید وکیل و وزیر تغییر دهم. »
 
جهانگیری کم‌تر از یک ماه پیش در آن مراسم سخنانی گفته بود که نمی‌شد آن‌ را چیزی جز ایجاد دوگانگی بین او و رییس جمهور معنای کرد. 
 
 در ادامه طعنه و کنایه‌های جهانگیری در آن مراسم به روحانی، محمد شریعتمداری وزیر مستعفی صنعت نیز گفته بود:
« اکنون برخی رایزنان بازرگانی 7 ماه است که حقوق نگرفته‌اند اما کسی جرات نمی‌کند که تامین حقوق آنها را از منابع غیر بپردازد. این به مصلحت کشور نیست من که دیگر نیستم هیچ جای دیگر هم مرا به کار نگیرید چون اگر این روند ادامه یابد حضور و وجود من کارایی ندارد..»
 
مراسمی که باعث شد اصلاح‌طلبان و حامیان جهانگیری برای بار چندم در روزنامه‌های خود از اختلاف کابینه و جهانگیری با روحانی تیتر بزنند و از جهانگیری تقاضا کنند برای انتخابات 1400 آماده شود و از سمت خود در دولت استعفا بدهد. 
 
 
 
علاوه بر موارد بیان شده، کارگزاران سازندگی حزب حامی جهانگیری نیز در بیانیه‌ی انتقادی خود نسبت به دولت روحانی تا توانسته بود از عدم هماهنگی دولت گفته بود. کارگزاران در آن بیانیه نوشته بود: 
«پیشنهاد مشخص ما به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دکتر حسن روحانی، نوسازی دولت در هر دو عرصه‌ی سیاستگذاری و اجراست. دولت خون تازه می‌خواهد. باید به قوای تازه‌نفس که آماده‌ی شرایط جدیدند مجال داد. مردان «بزم» را در شرایط «رزم»  نمی‌توان به کارگرفت. شمشیرهای مرصّع را باید به دیوار آویخت و با سلاح آخته، هوشمندانه به مقابله با شرایط جدید رفت.»
 
بیانیه حزب کارگزاران که بر علیه روحانی و قدرت گرفتن اعضای حزب اعتدال و توسعه نوشته شده بود از طرف اعتدال و توسعه‌ای‌ها بی جواب نماند و‌ این دو حزب علیه هم شروع به بیانیه‌کشی و عینی‌کردن اختلافات کردند. آن روزها گویا به نفع جناب جهانگیری نبوده است که وارد شود و حرف از عدم اختلاف بزند.
 
بنابراین صحبت‌های امروز جهانگیری از هماهنگی اعضای دولت و عدم بیان اختلاف بیشتر شبیه بیانیه‌ای سراسر غیرواقعی می‌ماند. اصلاح‌طلبان و حامیان جهانگیری در رسانه‌ها هر روز به عدم انسجام دولت صحه می‌گذارند و در برخی مواقع حتی به سیاه‌نمایی نیز می‌پردازند. باید پرسید که آقای جهانگیری بر چه اساسی امروز دولت را هماهنگ می‌خواند و مدعی شده که اختلافات به حواشی منجر نشده است؟ 
 
مدیری که به قول خودش اجازه عزل و نصب منشی خود را ندارد امروز چه شده که سخن از عدم اختلاف می‌زند و برعکس سخنان خود و هم‌قطارانش دولت را هماهنگ و منسجم می‌خواند؟



موضوع مطلب : سخنان دلسوزانه امروز جهانگیری, طعنه‌های دیروز جهانگیری به روحانی
بیت امام (ره) یک بار برای همیشه تکلیف خود را با سبک زندگی و آموزه های امام خمینی(ره) مشخص کند؛ یا باید نسبت به آموزه های خمینی کبیر اعلام برائت کنند و به تبع آن تمام منافعی که به سبب انتساب به امام (ره) در دست دارند تسلیم صاحبان اصلی آن نمایند و یا اگر این کار را نمی کنند باید خود را، هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ سبک زندگی و سلوک فردی و اجتماعی ملتزم به آموزه های معمار کبیر انقلاب بدانند.
بیت امام (ره) یک بار برای همیشه تکلیف خود را با سبک زندگی و آموزه های امام خمینی(ره) مشخص کند؛ یا باید نسبت به آموزه های خمینی کبیر اعلام برائت کنند و به تبع آن تمام منافعی که به سبب انتساب به امام (ره) در دست دارند تسلیم صاحبان اصلی آن نمایند و یا اگر این کار را نمی کنند باید خود را، هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ سبک زندگی و سلوک فردی و اجتماعی ملتزم به آموزه های معمار کبیر انقلاب بدانند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز: «نقد وارد است اما امروز با وجود رسانه‌ها و فضاهای مجازی بسیار در کشور،بدیهی است به اندازه سال‌های قبل، با تاریکخانه ای در عرصه سیاست داخلی با پشت پرده‌های پنهان ازدید مردم روبه رونیستیم بلکه در هر صحنه ای هزاران پروژکتور فعال است که می تواند بخش‌های تاریک را برای همه روشن کند و همین موضوع برای سیاستمداران دردسر ساز شود . پس دراین بین باید برخی انتقادها را به بیت امام وارد دانست و خواستار پاسخ‌ها و یا رفتارهای پخته تر آن‌ها نیز بود . اما این راهم از یاد نبریم که اگرچه ظاهرا زندگی لاکچری و میلیونی تازه جوان‌‌های خاندان امام خمینی مورد هجمه واقع شده اما در گفتارهای کارشناسان می‌توان این طور استنباط کرد که لااقل بخشی از این انتقادات رنگ و بوی سیاسی دارد».

 

این جملات متن روزنامه کیهان نیست بلکه اعتراف نامه روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد نسبت به رفتار برخی منسوبین به بیت امام (ره) است. 

 

به گزارش رجانیوز، روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد در واکنش به برخی رفتارهای منسوبین به بیت امام(ره) که در فضای مجازی موج جدیدی از انتقادات را روانه آنها کرده بود طی گزارشی به مصاحبه با غلامعلی رجایی از فعالان اصلاح طلب پرداخته است. رجایی در بخشی از مصاحبه می گوید: 

این که مردم توقع داشته باشند بیت امام مانند امام باشد توقع بی جایی نیست . اما مردم در عین حال باید انصاف را هم به خرج بدهند. از سویی البته برخی رفتارها نیز از بعضی سر می زند که به نظر می رسد پختگی لازم در آن نیست. مثلا فرض کنید یک نوجوان روی صندلی بنشیند اما کسی که حکم پدربزرگش را دارد روی زمین بنشیند این موضوع شایسته نیست . باید آداب این گونه مجالس و نشست و برخاست‌ها رعایت شود یا اینکه با توجه به وضعیت اقتصادی مردم آن فرد به گونه ای در میان مردم ظاهر شود که نماد اشرافیت نباشد.

حال سوال اینجاست که برخی از شخصیت های منسوب به بیت امام(ره) دقیقا چه رفتارهایی کرده اند که همفکران سیاسی شان ضمن اینکه تلاش می کنند تا بخشی از انتقادات را «سیاسی» جلوه دهند، به ورود انتقاد به بیت امام(ره) اقرار می کنند؟ 

 

عده ای به طرز فکر و مشی سیاسی سید حسن خمینی و مغایرت آن با خط امام(ره) نقد دارند، عده ای هم به برخی رفتارهای طلبه جوان خاندان مصطفوی منتقدند و عده ای دیگر به سبک زندگی برخی دیگر از اعضای بیت امام(ره) معترض اند. 

 

به عنوان نمونه، در گذشته نعیمه اشراقی نوه امام خمینی(ره) در پاسخ به انتقاداتی که در باب تحصیل دخترش در کانادا و پوشش نامناسب او مطرح بود در صفحه فیس بوکش نوشته بود: 

 

 

یادداشت خانم اشراقی در توجیه پوشش ناپسند دخترش در کانادا

پدر بزرگ من هر کاری کرده به من چه؟ من چرا باید توهین بشنوم؟گاهان میگن چرا از این امکاناتی که مردم عادی ندران استفاده می کنی؟می خوام بدونم شما بودید استفاده نمی کردید؟ برای چی‌ نباید دخترم رو بفرستم کانادا؟ مگه هزاران آدم نمیرن کانادا؟ اونجا شرایط و فضای داره که دختر من میتونه ایمان و اعتقاداتشو محکم تر کنه. کیفیت نمازی که در کانادا می‌خونه بمراتب بیشتر از ایران. تا به حل چندین جلد مفاتیح براش پست کردم. عمران اگه اینجا اینقدر دعا می‌خوند".من خودم هم از شرایطی که برای ایران بوجود آماده ناراحتم ولی کاری از دستم برنمیاد.

 

گرچه ممکن است برخی از نقدها غیر منصفانه باشد اما حجم قابل توجهی از آن ها صحیح و وارد است؛ بیت امام(ره) نباید به این نقد ها نگاه منفی داشته باشد بلکه باید تمامی این نقد ها را با آغوش باز بپذیرد و اصلاح کند. مردم منظومه فکری و سبک زندگی عملی امام خمینی (ره) را دیده اند و به حق نسبت به خروج منسوبین ایشان از آن خط فکری و سبک زندگی حساسیت دارند. 

 

بیت امام (ره) یک بار برای همیشه تکلیف خود را با سبک زندگی و آموزه های امام خمینی(ره) مشخص کند؛ یا باید نسبت به آموزه های خمینی کبیر اعلام برائت کنند و به تبع آن تمام منافعی که به سبب انتساب به امام (ره) در دست دارند تسلیم صاحبان اصلی آن نمایند و یا اگر این کار را نمی کنند باید خود را، هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ سبک زندگی و سلوک فردی و اجتماعی ملتزم به آموزه های معمار کبیر انقلاب بدانند.




موضوع مطلب : اعتراف روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد, انتقاد به بیت امام وارد است, نعیمه اشراقی
دوشنبه 97 مهر 9 :: 8:0 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
انتقام سپاه از تروریست ها/ حمله موشکی به مقر سرکردگان جنایت تروریستی اهواز در شرق فرات +تصاویر
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به حادثه تروریستی اخیر اهواز مقر تروریست ها و سران گروهک های تکفیری را در شرق فرات در سوریه هدف حمله موشک های بالستیک قرار داد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از سپاه نیوز،در ساعت 2 بامداد امروز (نهم مهرماه 1397)، یگان موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران در پاسخ به حمله تروریستی اخیر در اهواز که توسط عناصر وابسته به گروهک های تکفیری صورت گرفت، با چند فروند موشک بالستیک زمین به زمین از کرمانشاه، مقر سرکردگان تروریستها در کشور سوریه (منطقه البوکمال در شرق فرات) را در فاصله 570 کیلومتری هدف قرار داد.

موشک های شلیک شده از دو نوع ذوالفقار(750 کیلومتر) و قیام (800 کیلومتر) بودند.

روی موشک بدنه لااقل یکی از این موشکها، سه شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آل سعود» نوشته شده بود.

تعداد موشک‌ها هنوز اعلام نشده است.

 

این موشک ها با عبور از آسمان عراق، به شرق فرات در سوریه اصابت کردند.

سپاه پاسداران یک سال قبل نیز در پاسخ به حملات تروریستی داعش در تهران، با 6 فروند موشک، مقر آنها در دیرالزور را با موشک های ذوالفقار و قیام هدف قرار داده بود.

* قیام

موشک بالستیک میان برد «قیام» در 29 مرداد ماه سال 89 برای اولین با موفقیت تست و شلیک شد.

‌این موشک از کلاس جدید موشک‌های ایرانی بود که دارای ویژگی‌های فنی جدید و قدرت تاکتیکی منحصر به فرد است به طوریکه آن را را دروازه ورود ایران به عرصه جدید در ساخت موشک‌های بالستیک و گفته شد این موشک خلاصه‌ای از تجربه 25 ساله صنعت دفاعی کشور در عرصه هوافضاتا آن روز است که نداشتن بالک به عنوان یکی از ویژگی های آن، علاوه بر افزایش سرعت، قابلیت پرتاب موشک از انواع لانچرهای خاص را به آن می‌دهد.

این موشک بالستیک  بنا بر ماموریت‌های تعریف شده، می‌تواند اهداف را در فواصل مختلف مورد اصابت قرار دهد.

سردار حاجی‌زاده پیش از این در این رابطه گفته بود: «حاج حسن -طهرانی مقدم- یک بار برنامه‌ریزی کرد که به بُرد 2 هزار کیلومتر برسیم. پس از آن برنامه دیگری داشت و معتقد بود که باید برگردیم و خلاءهای این بُرد را به لحاظ کمی و کیفی برطرف کنیم.

‌در این زمان بود که احساس شد یک موشک با برد 800 کیلومتر برای اهداف آمریکایی نیاز داریم اما نه با ابعاد و اندازه موشک‌های بزرگ.»

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: «موشکی مدنظر شهید طهرانی‌مقدم بود که با برد 800 کیلومتر، ابعادی به اندازه موشک شهاب1 داشته باشد.»

سرعت آماده سازی و شلیک موشک قیام، یکی دیگر از ویژگی های مهم آن است و البته تمامی ویژگی‌ها از قبیل جنس، مواد و دیگر خصوصیات نیز در این موشک رادارگریز مد نظر قرار گرفته است.

امروز میزان انبوهی از موشک بالستیک قیام تحویل نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است.

 

* ذوالفقار

موشک سوخت جامد، تاکتیکی و نقطه‌زن «ذوالفقار»، موشکی مایل پرتاب با برد 750 کیلومتر است. این موشک ضدجمینگ بوده و تعداد انبوه آن تاکنون در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفته است.

این موشک اولین بار در مراسم رژه نیروهای مسلح (شهریورماه سال قبل) در بندرعباس رونمایی شده بود.

برخورداری از سکوی پرتاب متحرک و خودکشی، رادار گریزی، قابلیت نقطه زنی، سبک و تاکتیکی بودن را از دیگر ویژگی های موشک ذوالفقار است.

موشک «ذوالفقار» در کلاس موشک «فاتح» قرار دارد که دقیق ترین موشک ایرانی است.

موشک فاتح در انواع مختلف با بردهای 300 تا 750 کیلومتر است.

از این مدل موشک، انواع دریایی نیز به نام های «خلیج فارس» و «هرمز» با برد 300 کیلومتر ساخته شده است.


تصاویر شلیک های امروز

در جریان حمله تروریستی عناصر وابسته به گروهک‌های تکفیری به مراسم رژه 31 شهریور اهواز، بیش از 20 نفر از هموطنان به شهادت رسیده و چند نفر نیز مجروح شدند.

* حمله 7 پهپاد بعد از شلیک 6 موشک

دقایقی پس از شلیک موشک های سپاه به سمت مقر تروریستهای تکفیری در البوکمال سوریه، 7 فروند پهپاد نیز مقرهای تروریستها در این منطقه زیر آتش گرفتند.

نوع هواپیماهای بدون سرنشین در این عملیات اعلام نشده است.

در این عملیات بخش زیادی از زیرساخت ها و تاسیسات تروریستها از بین رفته است.

تعداد موشک های بالستیک شلیک شده هم 6 فروند بود.




موضوع مطلب : تصاویر, حمله موشکی به مقر سرکردگان جنایت تروریستی اهواز, شرق فرات

شیطنتی که تجمع طلاب را به حاشیه برد/ روایت ناقص یک عکس

انتشار یک عکس از تجمع طلاب معترض به وضعیت اقتصادی کشور، روایت ناقصی از آنچه در این مراسم گذشت را منعکس کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا؛ به نقل از مهر؛ تجمع طلاب و اساتید حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه و اعتراض به مشکلات اقتصادی کشور با عنوان «روحانیت همدرد مردم» روز پنجشنبه هفته گذشته با اعلام فراخوانی در مدرسه علمیه فیضیه قم برگزار شد.

به دلیل حساسیت برگزاری این تجمع از سوی طلاب علاوه بر شبکه‌های خبری، خبرنگاران و عکاسان خبرگزاری‌های مختلف نیز حضور داشتند و تلاش می‌کردند تا ابعاد مختلف این تجمع را مخابره کنند.

پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم مجری برنامه که خود از روحانیون بود پشت تریبون آمد و با تشریح اهداف تجمع، برای دقایقی شعارهایی در خصوص اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور سر داد و جمعیت نیز با او همراه شد.

بخشی از شعارهای نوشته بر روی این پلاکاردها این‌گونه بود؛ «یه اختلاس کم بشه گرونی‌ها حل میشه»، «مدیران فاسد باید مجازات شوند»، «این گفته امام است؛ مذاکره حرام است»، «سؤال از مسئولین وظیفه مجلس است»، «گرچه جیبا خالیه روحیه‌ها عالیه»، «من طلبه انقلابی‌ام یعنی در برابر فساد و تبعیض سکوت نمی‌کنم»، «شش سال مذاکره جواب نداد»، «مردم گله‌مندند»، «روحانیت متعهد به خون سرمایه‌داران زالوصفت تشنه است»، «جرثومه‌های فساد باید به‌شدت مجازات شوند».

در بین شعارهایی که بر روی این پلاکاردها نقش بسته بود شعاری نیز به چشم می‌خورد که منجر به ایجاد حواشی شد.

 یکی از مسئولان برگزاری همان دقایق اولیه‌ای که این شعار بر روی پلاکارد دیده شد به سمت طلبه‌ای که این پلاکارد را در دست داشت رفت و آن را پاره کرد و از او خواست تا آن را جمع‌آوری کند.

تذکر فرمانده تیپ امام جعفر صادق(ع) نسبت به برخی شعارها

در همین حین و قبل از آمدن رحیم‌پور ازغدی سخنران اصلی این تجمع، حجت‌الاسلام حسین طیبی‌فر فرمانده تیپ امام جعفر صادق(ع) پشت تریبون رفت و در همان آغاز کلامش، اعلام کرد یکی از شعارهایی که بر روی پلاکارد نوشته شده با اهداف این تجمع سنخیتی ندارد که باید جمع شود تا مورد سوءاستفاده و به حاشیه راندن اصل موضوع نشود.

تمامی این ماجرا تقریباً 5 دقیقه‌ای بیشتر طول نکشید و آن دو یا سه نوشته خاص جمع‌آوری شد.

دراین‌بین یکی از عکاسان مبادرت به عکاسی از این شعار خاص کرده و رسانه او نیز این عکس را منتشر کرد.

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا آن رسانه به رسالت خود عمل کرده و یا اینکه با انتشار آن عکس خاص؛ سعی داشته است که مسیری متفاوت از سایرین را طی کند و بدون توجه به تذکرات داده‌شده از برائت مسئولان برگزاری تجمع از آن شعار انحرافی، آن را به نحوی سازمان‌دهی شده به افکار عمومی تلقین کند.

برخی از عکاسان خبری حاضر در این تجمع نظرات متفاوتی در این خصوص دارند.

احمد ظهرابی عکاس خبرگزاری ایسنا به خبرنگار مهر می‌گوید که گرفتن این عکس از سوی عکاس غیرحرفه‌ای نبوده چراکه این اتفاق رخ داده است اما او بر این باور است که علاوه بر تذکر فرمانده تیپ امام صادق(ع) مسئولان برگزاری باید به عکاسان خبری در خصوص عدم انتشار آن نیز هشدار می‌دادند که چنین نشد و همین امر موجب شد تا عکاس، عکس موردنظر خود را به رسانه‌اش ارسال کند تا بر اساس سیاست آن رسانه تصمیم‌گیری شود.

وی معتقد است نسبت به روند آرام برگزاری این تجمع، برافراشتن این‌گونه پلاکاردها و جمع‌آوری آن مطابق به سابقه تاریخی و رسانه‌ای خبری، حاشیه‌ای محسوب نمی‌شده که نیاز به اعلام آن به رسانه متبوع بوده باشد. اما درعین‌حال می‌گوید موارد متعددی پیش‌آمده که اتفاقی در جریان مراسم خبری و یا دیدارهای مقامات رخ‌داده که از ما خواسته‌اند که عکس آن رویداد را منتشر نکنیم و ما نیز آن را منتشر نکرده‌ایم.

ظهرابی می‌گوید: اگر عکاس این توضیح حواشی را به رسانه‌اش می‌داد ممکن بود خبرگزاری، این عکس را بر روی خروجی خود منتشر نکند و یا به‌صورت ویژه برای نهادهای مسئول ارسال کند.

عکاس ایسنا عنوان می‌کند: درهرصورت پوشش کامل این‌گونه مراسم‌ها وظیفه ذاتی هر خبرنگار و عکاس خبری است و انتشار به‌صورت عام یا خاص آن بر عهده رسانه متبوع است و در نهایت مسئول رسانه پاسخگوی انتشار یا عدم انتشار خبر و تصویر در رسانه است.

یکی از نقاط ضعف سرویس عکس خبرگزاری‌ها عدم درج توضیح تصویر است

امیرحسامی نژاد از عکاسان خبری استان قم نیز دراین خصوص معتقد است یکی از نقاط ضعف سرویس عکس خبرگزاری‌ها عدم درج «کپشن» یا همان توضیح تصویر است که در این مصداق بارز می‌بینیم چگونه انتشار رسمی یک عکس بدون تفسیر و توضیح، روایت ناقصی از رخداد را نشان می‌دهد.

وی گفت: در اینجا رسالت دبیر عکس مشخص می‌شود که اگر حرفه‌ای بوده باشد باید از عکاس شرح ماوقع را می‌پرسیده و عکاس وظیفه‌اش را انجام داده و موظف بوده سوژه را ثبت و ارسال کند.

حسامی‌نژاد بر این موضوع هم تأکید دارد که در پوشش تصویری این‌گونه مراسم‌ها پیچیدگی‌هایی وجود دارد که عکاس خبری باید با زیرکی این پیچیدگی‌ها را بشناسد، درک کند و بهترین تصمیم را بگیرد.

محمدعلی مریزاد عکاس خبرگزاری تسنیم نیز که در این مراسم حضور داشت می‌گوید : متأسفانه در خبرگزاری‌های داخلی قابلیت کپشن نویسی برای عکس‌ها به‌درستی مورداستفاده قرار نمی‌گیرد درحالی‌که در برخی از رسانه‌های خارجی این مسئله رعایت می‌شود که همین امر موجب می‌شود واقعیات آن‌گونه که بوده کامل و به‌درستی انتقال داده نشود.

وی با بیان اینکه عکاس خبری به‌عنوان نماینده رسانه‌اش موظف است هر اتفاق رخ‌داده در مراسمی که در آن حضور دارد را ثبت و منعکس کند، افزود: از طرفی دیگر عکاس موظف است نسبت به حواشی رخ‌داده که انعکاس آن می‌تواند تبعاتی به دنبال داشته باشد به دبیر و مسئول انتشار عکس رسانه‌اش توضیح دهد که این توضیحات می‌تواند در تصمیم‌گیری آن رسانه نقش‌آفرین باشد.

محسن قائمی دبیر عکس خبرگزاری رسا در خصوص این موضوع نظراتی متفاوت دارد.

او می‌گوید که کار عکاس در این مورد اشتباه بوده است و کار دبیر عکس آن رسانه نیز اشتباه‌تر.

قائمی معتقد است که رسالت عکاس خبری با عکاس هنری و غیره متفاوت است و آن چیزی که یک عکاس خبری را متمایز می‌کند هوشیاری و درک سیاسی در برخورد با موارد اینگونه است.

قائمی می‌گوید: در این تجمع که با هدف همدردی روحانیت با آحاد مردم در خصوص مشکلات اقتصادی برگزار شد انتشار یک عکس از کار اشتباه یک فرد که دیگران آن را نفی کردند اینگونه به جامعه القا می‌کند که از ابتدا تا انتهای مراسم چنین شعارهایی وجود داشته است و ذهنیت مخاطبانی که از اصل ماجرا خبر ندارند را مخدوش می‌کند؛ این در حالی بوده که از سوی برگزار کنندگان این تجمع با اقدام آن فرد برخورد جدی شده و از پشت تریبون هم اعلام شد که این شعار مورد تأیید نیست.

دبیر سرویس عکس رسا می‌گوید به اعتقاد من یک عکاس متعهد وقتی می‌بیند یک کار اشتباه در مراسمی که برای حمایت از نظام و مردم برپا شده؛ صورت گرفته و با آن کار خطا برخورد شده است دیگر نباید آن را منعکس کند اما نمی‌توان از یک عکاس یا رسانه با گرایش‌های سیاسی خاص انتظاری برای عدم انتشار این اشتباه انتظاری داشت.

نگارنده که خود هم خبرنگار و هم عکاس خبرگزاری مهر در قم است و در این مراسم نیز حضور داشته و در طی نزدیک به ده سال کار خبری خود بارویدادهای مختلفی از این دست روبه رو شده در جمع بندی از این اتفاق معتقد است «رسالت عکاس خبری نه مرتب کردن صف است و نه بر هم زدن آن».

هدف ما اطلاع‌رسانی و پوشش بدون نقص بود

حبیب الله عباسی سردبیر خبرگزاری شفقنا نیز در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید این خبرگزاری، گزارش تصویری جامع و خبر کاملی از برنامه تجمع طلاب داشته است و در خصوص عکس منتشر شده از یک شعار جنجالی در این مراسم نیز باید گفت که هدف ما اطلاع‌رسانی و پوشش بدون نقص بوده و آن تصویر همانند سایر تصاویر و گزارش‌ها از این تجمع منتشر شد.

وی معتقد است گرچه این تصویر و برخی دیگر از دست نوشته‌ها و پلاکاردهای تجمع تمایزاتی داشت اما این که تا این اندازه برجسته و مورد توجه جامعه و سیاستمداران قرار گرفته ناشی از فضای عمومی سیاسی اجتماعی است.

تجمع به صورت خودجوش برگزار شده است

فرمانده تیپ 83 امام جعفر صادق(ع) قم نیز در خصوص حواشی تجمع طلاب در مدرسه فیضیه اظهار داشته است که این برنامه به صورت کاملاً خودجوش برگزار شده و پس از آن حوزه علمیه ورود کرد که وضعیت تجمع را کنترل کند و اتفاقاً در این خصوص موفق هم بود.

حجت الاسلام طیبی‌فر همچنین بیان داشت: در آن روز سالن پر از جمعیت بود و سخنران جلسه هم نیامده بود؛ لذا با درخواست برخی از دوستان حوزوی بنده برای اینکه شخص دیگری تریبون را در دست نگرفته و جلسه از کنترل خارج نشود، چند دقیقه‌ای به ایراد سخنرانی پرداختم تا سخنران اصلی این تجمع حضور پیدا کند.

وی به موضوع برخی از پلاکاردهای حاشیه‌ساز در این تجمع که سایت‌ها و روزنامه‌ها نیز بر روی آنان مانور داده بودند، اشاره کرد و اظهار داشت: در همان چند دقیقه‌ای که بنده برای پر کردن خلأ عدم حضور سخنران اصلی تجمع، سخنرانی داشتم، اعلام کردم برخی از این پلاکاردهای موجود در شأن جلسه طلاب و روحانیون نیست و با اصرار گفتم که آنها را جمع کنید و افرادی هم آنها را جمع کردند.

فرمانده تیپ 83 امام جعفر صادق(ع) قم ادامه داد: به نظر می‌رسد یا فردی نفوذی این کار را انجام داده و یا شیطنتی در کار بود که از یک پلاکارد خاص که بلافاصله جمع شده برای حاشیه‌سازی تصویربرداری شده است.




موضوع مطلب : شیطنت, تجمع طلاب, روایت ناقص یک عکس
دوشنبه 97 مرداد 29 :: 5:58 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فاش نیوز:جانباز نخاعی و آزاده سرافراز «حسین معظمی نژاد» یکی دیگر از حماسه سازان جان برکف خوزستانی می باشد که در شهر شوشتر به دنیا آمده است. او ده سال بعد از بازگشت پیروزمندانه اش به وطن خاطراتش را با نام "شورش در اردوگاه مرگ" زیر چاپ برد تا به رسالتش برای نشر فداکاری و صبوری آزادگان معزز و همرزمان شهیدش عمل کرده باشد.

در یک روز گرم تابستانی، به منظور بزرگداشت سالروز بازگشت آزادگان به میهن پای صحبت های ارزشمندش نشستیم و او با کلام گیرایش دلمان را تا مخوف ترین اردوگاه های حزب بعث عراق با آن زندانبان های خشن و بی رحمش برد. اما حسین ضعیف الجثه با قدرت اراده اش کاری کرده بود که دشمنش در مقابل او احساس خواری و بی مقداری می کرد. حتی در ایران هم مسئول اعزام به جبهه بعد از دیدن رضایتنامه والدین حسین با تعجب گفته بود: «چطوری راضیشون کردی؟! بزرگ تر از تو نتوانسته بودند»!

وقتی پای خاطرات باشکوه معظمی نژاد بنشینید، با تمام وجود درک می کنید که بعضی حماسه آفرینی ها به بزرگی دل و قدرت اراده مربوط است. شنیدن خاطراتش قلب انسان را به درد می آورد و با خود می گویی: "چرا این همه که مدعیان حقوق بشر از انسانیت دم می زدند، در قبال شکنجه های غیر انسانی بعثی ها همچون مردگان دم فروبسته بودند؟ چرا نوجوانان کم سن و سال ما را فقط به جرم دفاع از خاک وطن و دفاع در برابر تجاوز آشکار به کشورشان این چنین زجر می دادند؟

آزاده حسین از جمله کسانی بود که در دل خاک دشمن ثابت کرد با وجود شدیدترین شکنجه ها اراده شان تزلزل پیدا نمی کند زیرا در مکتب خمینی کبیر بلوغ فدا شدن در راه معشوق به سن و سال بستگی نداشت و چه توفیقی بالاتر از فدا شدن برای احیای مکتب عاشورایی امام حسین(ع).
 
 

فاش نیوز: آقای معظمی نژاد در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟

- آبان سال 61 بود. تازه 14 سالم شده بود که دو سال از جنگ می گذشت. وقتی خبرهای جبهه را می شنیدم، دلم آرام و قرار نداشت و آرزو می کردم من هم لباس رزم بپوشم و برای دفاع عازم منطقه بشوم اما سن کم و جثه نحیفم مانع اعزامم می شد. یک دوستی داشتم به اسم محمد بابازاده که آن هم مثل من فکر می کرد اما او جثه اش از من بزرگتر بود. یک روز در مدرسه آمد سراغم و گفت: «هنوز دلت میخواد بریم جبهه؟» گفتم: «از خدامه». گفت: «پس بزن بریم.» ما زنگ دیگر سر کلاس نرفتیم و از مدرسه یکسر رفتیم مقر سپاه شوشتر. مسئول ثبت نام ما را قبول نمی کرد. آن قدر التماس کردیم تا قبول کرد ولی مشروط به گرفتن رضایتنامه از والدین.

گرفتن رضایت پدر آسان بود. به من گفت: مادرت را باید متقاعد کنی؛ چون دو برادرم جبهه بودند. تازه یکی از برادرهایم در عملیات رمضان دچار ضایعه نخاعی شده بود اما با همان حالش باز هم پشت جبهه خدمت می کرد.

وقتی رفتم سراغ مادر، او در حال کار با چرخ نخ ریسی بود. افتادم روی دستش و شروع کردم به بوسیدن. با همان زبان صاف و ساده دوران نوجوانی شروع کردم از اوضاع جنگ برای مادرم گفتن و از ایستادگی کردن در راه خدا. راستش اشک هایم هم سرازیر شده بود و آمده بود به کمکم. بالاخره مادرم زیر نامه را با اشک و کلی دعا امضا کرد. پدرم باورش نمی شد که او قبول کرده است. تعجب مسئول ثبت نام بیشتر بود که چطور رضایت گرفتم.


 

فاش نیوز: شما را به کدام منطقه فرستادند؟

- ما را بردند پادگان شهید شرافت. بعد از ناهار و کلی توضیحات، برایمان لباس آوردند ولی هیچکدام اندازه من نبود. به همه اسلحه دادند بجز من و چند نفر دیگر. ناراحت شدم ولی بهتر از پس فرستادنم بود. مسئول ثبت نام به ما گفته بود که ممکن است در پادگان قبولتان نکنند. در پایان دوره برادری به اسم «ضرغام پور» آمد و با دیدن جمع 500 نفری ما گفت: شماها خیلی کم سن و سال هستید. بعد شروع کرد به بیرون کشیدن بچه های ریز. به من هم گفت: بلند شو؛ ولی یکی از مسئولین آموزش تعریف تند و فرز بودن من را کرد و از تیراندازی ام تمجید کرد، که باعث شد برادر ضرغام پور راضی شود. 40 نفر را برگرداندند شوشتر. ما را هم با اتوبوس هایی فرستادند سایت 4. در اینجا هم یک بار دیگر قلبم لرزید. فرمانده مان می گفت: هر کس گردان ما را می بیند، از کوچکی رزمنده هایش تعجب می کند. حالا مجبورم امتحان بگیرم. امتحانش هم پریدن از روی یک کانال به طول و عرض حدودا سه متر بود. من با توسل و توکل به خدا پریدم. وقتی چشم باز کردم، یک متر آن طرف تر روی زمین فرود آمده بودم. این خوان هم با موفقیت سپری شد و رفتیم برای رزم شبانه و پیاده روی های تمام نشدنی. عملیاتی در راه بود و ما را حسابی آب‌دیده می کردند.

 

فاش نیوز: پس در این مدت به دیدن خانواده نرفتید؟

- آنها به دیدنم می آمدند. یک بار همان اولش پدر و مادرم آمدند که فکر کردم پشیمان شده اند و آمده اند من را ببرند. به همین خاطر زدیم به بیابان که دستشان به من نرسد، اما ما را پیدا کردند و فهمیدم اشتباه کرده ام. یک بار هم برادرم آمد و یکبار دیگر هم پدرم با عمویم آمدند.

 

فاش نیوز: وظیفه شما چه بود؟ اسلحه هم که به شما ندادند؟

- من و دوستم محمد برای امدادگری انتخاب شدیم. به ما کمک های اولیه یاد دادند. یک روزه شدیم یک امدادگر تمام عیار.


 

فاش نیوز: از شب عملیات تعریف کنید.

- نیمه های شب ما را به طرف جنگل «امقر» بردند. اسم عملیات، والفجر مقدماتی بود. ما در دسته انصار گروهان اثنی عشر از گردان شهید شرافت بودیم. طولی نکشید که فهمیدیم عملیات لو رفته و عراقی ها با مهمات زیادی منتظر ما هستند، جوری که برای هر کدام ما یک آرپی‌جی شلیک می کردند. ما وظیفه داشتیم زخمی ها را پانسمان کنیم و برویم جلو. به جایی رسیدیم که دقیقاً در تیررس نیروهای بعثی قرار داشتیم. جنگ حالت تن به تن شده بود و هر چه دم دست بچه ها می آمد، به سوی عراقی ها شلیک می کردند. در همین حین از دوستم محمد جدا شدم. من فقط زخم های مجروحان را پانسمان می کردم. بعضی ها شکمشان پاره شده بود و من روده هایشان را جمع می کردم و داخل شکمشان جا می دادم و با پد، شکم آنان را پانسمان می کردم.

 

فاش نیوز: نحوه مجروحیتتان چطور بود؟

- وقتی به سمت آخرین مجروح می دویدم، یک دفعه احساس کردم چیزی به کمرم خورد. انگار نصف شده بودم. به یاد حرف های برادرم افتادم. فهمیدم من هم مثل او نخاعی شده ام. خونریزی ام شدید بود. شرایط انتقال ما به عقب وجود نداشت. مجروحان و شهدای زیادی در اطراف من بودند. از شدت ضعف بیهوش شدم. قبلش حس می کردم انگار با شهادت فاصله ای ندارم. شهادتین را خواندم و دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم، عراقی ها را در چند متری خودم دیدم. به مجروحان تیر خلاص می زدند. وقتی به من و مجروح بغل دستی ام رسیدند، تصور کردند ما زنده نیستیم. ما را در ماشینی روی هم انداختند. ما هم تکان نمی خوردیم اما بالاخره فهمیدند که بعضی ها زنده اند و ما را از اجساد مطهر شهدا جدا کردند.


 

فاش نیوز: با بازجوهای سفاک بعثی ها چه کار کردید؟

- یکی از آن ها کنار من ایستاده بود و فارسی صحبت می کرد. او برای هر سوالی که بازجوهای عراقی می پرسیدند، با چوبی که در دست داشت به سر و روی من می زد. از من خواستند به امام توهین کنم ولی من گفتم: هر چقدر می خواهید بزنید، محال است به رهبرم توهین کنم. ما دوازده نفر بودیم که بعد از بازجویی ما را در یک جیپ انداختند. یک ساعت در راه بودیم که رسیدیم به جایی که روی تابلویی نوشته بود «العماره». زخم من هنوز پانسمان نشده بود و خونریزی داشتم. بیشتر مسیر در حالت نیمه بیهوشی و بی حالی بودم. ما را به بیمارستانی به اسم "تموز" بردند. در آنجا هم به ما رسیدگی نکردند. همان روز اول 4 نفر شهید شدند. کف سالن خون آلود بود. عدم رسیدگی به ما باعث عفونت زخم هایمان شده بود. 20 نفرمان در همان جا شهید شدند. در آن حالت یک بچه تهرانی باحال بود که ما با حرف هایش روحیه می گرفتیم. می گفت: «حسین! فکر کن برای چه به جبهه آمدی و اسیر شدی؟ ما نباید هدفمان را از دست بدهیم».

 

فاش نیوز: محل نگهداری شما چطور جایی بود؟

- هفتاد نفر بودیم در یک سالن نامناسب. حدود 20 الی 25 تخت هم در آنجا بود. عراقی ها فقط می آمدند شهدا را می بردند و به ما توجه نداشتند. روز سوم یک سرباز عراقی با ظرف غذا وارد شد و به حال ما می گریست. انگار زنش ایرانی بود و می گفت: ایرانی ها را دوست دارد. حتی عذرخواهی کرد برای روزهایی که مجبور است جلوی افسران بعثی با ما بداخلاقی کند. او آب آورد و سر رویمان را شست. من خونریزی داخلی هم داشتم. بعد از چند روز سر و کله یک دکتر تنومند پیدا شد. می گفت: صلاح نیست تیر را از کمرت دربیاورم؛ جای بدی گیر کرده و ممکن است در حین عمل، بقیه اعصابت را از بین ببرد. او بدون آنکه به من بی حسی بدهد، نقطه ای در بالای قلبم را سوراخ کرد و یک لوله وارد آن کرد تا خون ها از بدنم خالی شود. بعد از ظهر همان روز سر و کله صلیب سرخ پیدا شد. از آن روز اسمم رفت در لیست اسرا. برگه ای به من دادند تا برای خانواده ام نامه بنویسم، اما من از نوشتن مجروحیتم برای آنها امتناع کردم. چون باعث رنج و اندوه آن ها می شدم. برادرم عبدالکریم نخاعی بود و خانواده می دانستند وضعش چطور است، ولی من در دست دشمن اسیر بودم و بدون هیچ امکاناتی. اگر وضع مرا می فهمیدند، دق می کردند. بعد از 28 روز ما را به اردوگاه انتقال دادند و رفتیم پیش اسرای ایرانی.

 

فاش نیوز: کدام اردوگاه؟

- اردوگاه «عنبر» در رمادیه. همین که ما وارد اردوگاه شدیم، بچه ها دویدند به سوی ما. عراقی ها با باطوم به سر و رویشان می زدند، ولی آنها دسته برانکاردها را رها نمی کردند. همان وقت بردندمان حمام. پزشکان ایرانی آمدند بالای سر ما. آنها هم بعد از معاینه من به این نتیجه رسیدند که نمی شود گلوله را خارج کرد.


 

فاش نیوز: خاطره ای از دوران اسارت بگویید؟

- یک روز یک دکتر به اسم مجید آمد سراغم و از من خواست جیب پالتویش را بزرگتر کنم. من کمی خیاطی بلد بودم. با پارچه هایی که به دستم دادند، دو جیب بزرگ به اندازه دو وجب برای پالتواش دوختم. بعدها فهمیدم او در فرصتی مناسب که صلیبی ها آمده بودند، وارد درمانگاه شده و دور از چشم عراقی ها جیب هایش را پر از دارو کرده بود و برای بچه ها آورده بود.

 

فاش نیوز: تردد شما جانبازان نخاعی در محوطه به چه نحو بود؟

- سه ویلچر داده بودند برای ما که 21 نفر بودیم. در دو ساعت آزادباش، گاه نوبت به ما نمی رسید که با آن به حیاط برویم.

 

فاش نیوز: اوقاتتان در اردوگاه چطور می گذشت؟

- یک دکتری به اسم پاکنژاد برایمان کلاس قرآن می گذاشت. خودش اکثر دعاها و سوره های قرآن را حفظ بود. من هم جزء سی ام را حفظ کردم. داشتن کاغذ جرم بود اما بچه ها با کمک یک تکه مقوا و پارچه و کمی روغن، تابلوی نوشتن برای آموزش دعاها و قرآن و زبان خارجه درست می کردند.

 

فاش نیوز: امکانات بهداشتی مورد نیازتان چطور فراهم می شد؟

- هیچ امکاناتی مثل سوند و غیره نداشتیم. بچه ها خودشان با ایثار زیاد از ما که شرایط خاصی داشتیم نگهداری می کردند و به نظافت ما می پرداختند. یکی از بچه ها به اسم «بهمن امیریان» به خاطر نبودن امکانات، در اردوگاه شهید شد. خودم زخم بستری گرفتم که فقط با کمک خدا و تلاش دکتر مجید بهبود پیدا کردم. زمستان ها پتوی درست و حسابی نداشتیم و ما مثل بید می لرزیدیم و گرفتار سینه پهلو و کلیه درد می شدیم.

فاش نیوز: بهمن امیریان به چه نحو شهید شد؟

- او بچه شاهین شهر اصفهان بود. به من دعای کمیل را چنان یاد داد که حفظش کردم. هیچ وقت از درد ناله نمی کرد. فقط دستش را می گذاشت روی سرش و به پائین فشار می داد و زیر لب مدام می گفت: "یاالله ... یاالله".

یک شب حالش خیلی بد شده بود. در اثر عفونت نمی توانست ادرارش را دفع کند. مثانه اش باد کرده بود و درد می کشید. دکتر مجید با التماس و عصبانیت به در آسایشگاه می کوبید تا عراقی ها او را به بیمارستان ببرند اما بعثی ها اهمیت نمی دادند. دکتر مجید گفت: «اگر بهمن طوریش بشه به صلیب سرخ میگم». سر همین حرف چندین ساعت بعد، یک دکتر عراقی با چشمان خواب آلود و پف کرده آمد. همین که سوندی به امیریان زد، خون از بدنش جاری شد. شدت خونریزی زیاد بود و ساعتی بعد بهمن مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید!

 

فاش نیوز: چرا اسم کتابتان "شورش در اردوگاه مرگ" است؟

- یک روز یک ماشین پرازخبرنگار دوربین به دست وارد اردوگاه شد. آمده بودند برای مصاحبه و فیلم برداری. جاسوس ها ریختند وسط و شروع به انجام کارهای منافی عفت در مقابل دوربین کردند. می رقصیدند و آواز می خواندند. اگر این فیلم پخش می شد، بعثی ها به هدف بزرگی رسیده بودند. چهره و جلوه بدی از اسرای ایرانی به نمایش درمی آمد. اگر این تصاویر به ایران می رسید، ایرانی ها درباره فرزندان خود چه فکری می کردند؟ به همین خاطر وقتی آزادباش دادند، بچه ها سریع از سیم خاردارها رد شدند و خود را به آن خودفروخته ها رساندند. اول دوربین ها را خرد و خاکشیر کردند. بعد هم باران مشت و لگد بود که به سر منافقین و جاسوسان فرود می آمد. فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر منافق» تا سقف آسمان می رسید. عراقی ها شروع به تیراندازی کردند و یکی از بچه ها مجروح شد. به دستور یکی از بچه ها، اسرا برگشتند سمت آسایشگاه ها؛ اما نیروی ضد شورش بعثی ها بر سر بچه ها هجوم آوردند و با باطوم شروع به زدن بچه ها کردند. بعضی از بچه ها لای سیم خاردارها گیر کرده بودند. خون از سر و رویشان می بارید. حتی در آسایشگاه هم آمدند و بچه ها را کتک زدند. هنگامه ای برپا شده بود ولی همه خوشحال بودند که منافقین و دشمن بعثی به هدف شومش نرسیده بود. بر اساس همین حادثه اسم کتاب را انتخاب کردم.

 

فاش نیوز: چه زمانی به میهن بازگشتید؟

- دو سال و اندی دوران اسارت من بود. بعد از آزادی یک جانبه اسرای مجروح عراقی، بر اثر پیگیری جمهوری اسلامی و صلیب سرخ حکم آزادی اسرای جانباز ایرانی هم صادر شد. ما را از خاک ترکیه به ایران اعزام کردند. بچه ها پیش ما می آمدند و هر کسی یک سفارش داشت. کلی اسم و شماره به ما دادند که خبر سلامتی آن ها را به خانواده هایشان بدهیم. خوشحال بودند که ما آزاد می شویم و از شرایط بد اردوگاه مخوف عراقی ها نجات می یابیم و این گونه برگشتیم به آغوش وطن.



فاش نیوز: اولین کسی از خانواده که در بدو آزادی دیدید چه کسی بود؟

- وقتی هواپیما در خاک ایران نشست، مسئولین به استقبال ما آمدند. بعد وقتی در قرنطینه بودیم، برادر و پدرم را از پشت شیشه اتاقم دیدم، اما وقتی زمان ملاقات شد، اول مادرم را دیدم. او مدام به سر و روی من بوسه می زد و می گفت: "حسین بلند شو قد و بالایت را ببینم. محمد، برادرم که ضایعه نخاعی شده بود، با کمک پزشکان بهبودی نسبی پیدا کرده بود و با عصا راه می رفت. او راه به راه از ما عکس می گرفت.

 

فاش نیوز: بعد از ورود به خاک کشور چه کردید؟

- اولش از مسئولین خواستیم ما را به دیدن امام و آسایشگاه سربازان عراقی در ایران ببرند. دیدن امام تمام رنج و درد اسارت را از ذهن ما پاک کرد. یک لحظه چشم از چهره نورانی امام بر نداشتم. می خواستم به جای همه اسرا نگاهش کنم. به جای دکتر مجید، به جای بهمن و ... بعد ما را به اردوگاه عراقی ها بردند. چه امکاناتی در اختیارشان بود! یکی از بچه ها با زبان عربی از شکنجه شدن بچه ها به دست عراقی ها صحبت کرد. اسرای عراقی سرشان پایین بود و بعضی ها گریه می کردند. بعد هم مرا به بیمارستان نجمیه فرستادند و یک سری کارهای درمانی برایم انجام دادند. خوب شدنی که نبودم اما میله ای در کمرم گذاشتند. بعد از 4 ماه که از آمدنم می گذشت، عازم شوشتر شدم. «محمد بابازادگان» پیشم آمد؛ ساعتی با هم گریه و درد دل کردیم. همان اول عملیات بر اثر انفجار خمپاره، موجی می شود و منتقلش می کنند عقب. مردم شوشتر استقبال باشکوهی از بنده به عمل آوردند. مرا شرمنده لطفشان کرده بودند. 15 کیلومتر مانده به شوشتر آمده بودند استقبال. در سال 69 هم با یک دختر فوق العاده مهربان و مومن ازدواج کردم. او با حضورش به من قوت قلب و انگیزه حرکت و تلاش می داد. با آگاهی کامل، ازدواج با جانباز را انتخاب کرده بود. هنوز که هنوز است حالت های بسیجی اش را حفظ کرده است. آچار فرانسه مشکلاتم است. شش ماه بعد از ازدواج به استخدام سپاه درآمدم و در قسمت ایثارگران خدمتگزار همرزمانم بودم.

 

فاش نیوز: ممنون. ان‌شاءالله دستاورد عظیمی که با صبوری و پایداریتان کسب شده، فراروی آیندگان ما باشد و در دل و ذهن مردم کشور ما حفظ شود.

- ان‌شاءالله. من هم از شما تشکر می کنم.




موضوع مطلب : معظمی نژاد, جانباز آزاده, آزاده سرافراز, جانباز قهرمان, شهید سرافراز بهمن امیریان
رضا کیانیان

رضا کیانیان در مراسم مرحوم دری:چهل سال از انقلاب می‌گذرد اما ما یک‌روز خوش دیدیم؟چرا نباید یک روز خوش ببینیم؟ ما چهل سال است که در بحران زندگی می‌کنیم،دری 65 سالش بود چرا باید بمیرید؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق - پرویز پرستویی و رضا کیانیان از بازیگرانی هستند که چه در فضای مجازی و چه محافل جمعی کارشان فضاسازی علیه حاکمیت جمهوری اسلامی است تا با این ترفند مورد توجه اهالی سینما قرار گیرند. بازار سینماگرانی که حاکمیت را به تمسخر می‌گیرند و تصویر جعلی از شرایط درون ایران به بیرون از مرزهای ایران مخابره می‌کنند بسیار داغ است. پرستویی و کیانیان آتش بیار چنین جریاناتی هستند و در مراسم‌های سینمایی علی الخصوص مراسم ترحیم هنرمندان از هر فرصتی برای سیاه‌نمایی استفاده می‌کنند.

بیشتر بخوانید:

اهانت ارژنگ امیرفضلی به تمامیت ارضی ایران +فیلم

یعنی اگر کسی با هنرمند متوفی آشنا نباشد تصور می‌کند که مرحوم مغفور در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران چندین سال شکنجه شده و به قتل رسیده است. این شوء کلیشه‌ای تقریبا میان چند نفر در مراسم‌های مختلف دست به دست می‌شود و البته پرستویی و کیانیان استاد اجرای چنین شوء هایی علیه نظام هستند. کیانیان در مراسم تشییع پیکر سید ضیاء الدین دری، همین شوء را در ابعاد ساده‌انگارانه‌تری برگزار کرد و از دم دستی‌ترین کلمات استفاده کرد. کیانیان در این مراسم اعتراف کرد که مدت‌هاست سراغی از سید‍‌ضیاالدین دری نگرفته است. حتی در مراسم تشییع چند تن از هنرمندان تمایلی نداشت که با کارگردان کیف انگلیسی سلام و علیک کند و چندین گواه برای این مسئله وجود دارند اما امروز ناگهان کیانیان از مرزهای تعیین شده سیاه نمایی عدول کرد و گفت: 

چهل سال از انقلاب می‌گذرد اما ما یک‌روز خوش دیدیم؟ هر روز یک بحرانی است . هر روز یک مکافاتی است. هر روزی یک جوری است که ما حالمان بد می‌شود. ما مردم بدی نبودیم چرا نباید یک روز خوش ببینیم؟ ما چهل سال است که در بحران زندگی می‌کنیم و در این اوضاع طبیعی است که یادمان برود از دوستی هایمان. دری 65 سالش بود چرا باید بمیرد؟

 

نکته‌ای که باید بدان توجه کرد این است که رضا کیانیان را عمدتا با عنوان شاگردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در رسانه‌های اصلاح طلب معرفی کرده‌اند و کیانیان با همین عنوان و نزدیکی با شهید بهشتی تنور نان‌داری برای خودش فراهم کرده است. در صورتیکه این شاگردی قبل و بعدی هم دارد. کیانیان پس از طی یک دوره طلبگی در مشهد و شاگردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکی کوتاه مدت به شهید بهشتی، مارکسیست می‌شود و به همکاری با سازمان «پیکار» با گرایشا ت شدیدا ضد اسلامی ملحق می‌شود.

بیشتر بخوانید:

از دریافت پول کثیف برای ساخت سریال هم عذرخواهی کنید+فیلم

رسول شوکتی یکی از زندانیان سیاسی  60 در مورد سوابق رضا کیانیان و برادران به رادیو زمانه می‌گوید:‌

 «من با رضا کیانیان (همین هنرپیشه معروف) که بعد از دو یا سه سال مخفی بودن خود را در تهران معرفی کرده و سپس به مشهد منتقل گردیده بود چند بار واسطه فرستاد برای صحبت کردن با من – قبلا گفته‌ام رضا کیانیان مسئول پیکار خراسان بود و دو یا سه باری که گروه‌های سیاسی در سطح استانی جلسه گذاشته بودند همدیگر را دیده بودیم – من نفرتم را از وی با پیامی “ مغولی در بیابان به اعرابی در رسید گفت بنهی یا بکشم اعرابی بنهید و پس از آن سی سال به نیکنامی بزیست” بیان کردم وی که مسئول کلاس عالی ما بود در پاسخ هر هفته یک کاریکاتور از من می‌کشید و یا بهتر بگویم من هم جای و یا نقش اصلی داشتم والحق که هنر کاریکاتورش شاید بیشتر از هنر هنرپیشگی‌اش باشد .

خانواده رضا کیانیان خانواده هنرمندی بودند. برادر بزرگترش داود کیانیان از جمله نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های با ذوق و نیز سیاسی بود که من در سال‌های 53 یک نمایشنامه در اردوی دانشجویی در مشهد دیدم که در آن زمان فاصله بین دو زندان و اوج چریک بودن و چریکی فکر کردن !! نمایش را پسندیدم .

بیشتر بخوانید:

استفاده ابزاری اصلاحات از سلبریتی‌ها

داود در زندان تواب شد. و چه توابی مسئول پخش و مالیدن کاه گل بر سر دسته سینه زنان در روزهای محرم در زندان اما یک نمایش نامه نوشت و با توابین زندان اجرا کرده بود به اسم “صد بار اگر توبه شکستی باز آ “ این نمایش که همچون فیلم آهنگ برنادت به تزریق به آحاد ملت بخصوص زندانیان سیاسی رسید شاید بیش از سه یا چهار سال چه جشنواره تئاتر زندانیان سیاسی و چه جشنواره تئاتر ده فجر و چه جشنواره تئاتر شهرستانها برنده می‌شد به هر روی هرسه برادر تواب بودند و تنها یک خواهرشان با سرفرازی زندان کشید.»

با توجه به اظهارات صریح رسول شوکتی، کیانیان در صورت عدم بازگشت از مسیری که در آن افتاده بود ، با طناب اعدام زندگی‌اش در دهه شصت  قطع می‌شد و فرصت بازی کردن در کیف انگلیسی سیدضیاالدین دری را پیدا نمی‌کرد. اما با تاکید بر شاگردی حضرت آیت الله خامنه‌ای از زندان و اعدام نجات پیدا کرد. نکته مهمتر این است که رضا کیانیان  چهل سال است با طرح عنوان شاگردی کوتاه مدت حضرت آیت الله خامنه‌ای در فاخرترین آثار حکومتی حضور پیدا کرده است و همواره بیشترین دستمزدها را از پروژه های دولتی دریافت کرده است، یعنی دستمزد رضا کیانیان مستقیم از ریاکاری شاگردی کوتاه مدت حضرت آقا و پول فروش نفت پرداخت شده است.

چون در سینمای ایران بخش خصوصی  وجود ندارد، کیانیان و پرویز پرستویی رکوردار دریافت دستمزدهای دولتی هستند. خوانندگان این سطور تصور نکنند که صرفا افراد فعال در سیما، مثل مجریان و بازیگران سیما از منافع مالی خاص دولتی و خصوصی منتفع می‌شوند. سینما پس از انقلاب کاملا دولتی شده و غیر از یک کمپانی باقی آثار سینمایی از منابع دولتی و با پول نفت مردم ساخته شود و همین مردم از همین محصولات بی‌کیفیت استقبال نمی‌کنند و امثال پرستویی و کیانیان پول حضور در آثار بی کیفیت را می‌گیرند و جالب‌تر این است که دو (غیر از درخشش در فیلم حاتمی‌کیا ) هنر خاصی از خود بروز نمی‌دهند.

بیشتر بخوانید:

سلبریتی‌هایی که مردم را فریب دادند +عکس

این آگاهی سازی باید در بین مردم رواج پیدا کند که  پیروزی انقلاب و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی برای امثال پرستویی و کیانیان که وابستگی پر و پیمانی به پول نفت دارند بد نشده و این گروه چهل سال است که با پول هنگفتی که در سینما بدست آورده‌اند لذت وافری از زندگی‌اشان برده‌اند. با این وجود مردم باور می‌کنند که آقا رضا کیانیان حالش بد شده باشد.

در حاشیه فوت نابهنگام سید ضیاالدین دری باید به این مسئله هم اشاره کرد که  رضا کیانیان و پرویز پرستویی از اعضای اصلی و تاثیر گذار جریان اصلی خانه سینما هستند.  این دو تحت اراده‌ای خاص فعالیت می‌کنند که چهل سال است که افسار سینما را در دست گرفته است. آخرین فیلمی که دری در سینما ساخت، زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی در سمت معاونت سینمایی ارشاد بود و به همین دلیل با پیروزی جنبش دوم خرداد ضیاالدین دری عملا از جریان اصلی سینما توسط باندی که کیانیان و پرستویی سرسپرده آنان هستند حذف شد. چرا ؟  جریان مدنظر،  نمی‌خواهد فیلمسازانی در این عرصه حضور داشته باشند که سینمای ایران را ارتقا دهند و نکته دوم مرحوم دری با نظام فکری جمهوری اسلامی منافع مشترکی داشت که ساخت کیف انگلیسی و کلاه پهلوی این نظر را تصدیق و تایید می‌کند.

بنابراین جریان نامحسوس سینما هیچگاه برای همکاری و حضور سید ضیاالدین دری را به خانه سینما دعوت نمی‌کرد. خانه سینما در چند سال اخیر عموما تحت تکلف افرادی بوده که وابستگی فکری و حتی محدوده مشترک اندیشه‌ای با نظام جمهوری اسلامی ندارند. در نتیجه حضور امثال کیانیان مسیر مراسم را بسوی انحراف رهنمون ساخت در صورتیکه مرحوم دری سال‌هاست منتقد نحوه اداره خانه سینما و بنیانگذارانش ،فخرالدین انوار و سید محمد بهشتی بود.(ثبت شده در برنامه کات سایت آپارات) . رفتار رضا کیانیان در مراسم امروز نشان داد او توبه نامه‌اش را پاره کرده است و پیکارش با جمهوری اسلامی را به عنوان یک عضو گروه پیکار آغاز کرده است.




موضوع مطلب : پرویز پرستویی, رضا کیانیان, ارژنگ امیرفضلی, پول کثیف در سینما

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2197
  • بازدید دیروز: 5362
  • کل بازدیدها: 11752043
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2197
  • بازدید دیروز: 5362
  • کل بازدیدها: 11752043