سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1574
  • بازدید دیروز: 3247
  • کل بازدیدها: 9480338
صفحات وبلاگ
نویسندگان
چهارشنبه 91 مرداد 18 :: 6:45 صبح ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین

عقیده به لیله قدر، ویژگی ها و خصوصیاتی را برای مؤمین به دنبال دارد که هر یک نیاز به واکاوی و موشکافی فراوان دارد. اگر این ویژگی ها را حکمت، فلسفه،‌انگیزه یا کارکرد شب قدر معرفی کنیم، سخن گزافی نگفته­ ایم. این کارکردها متعددند و پاسخ این سئوال هستند که چرا شب قدر برای انسانها پیش­بینی و در ماه رمضان تعبیه گردیده است؟
ماه مبارک رمضان فرصتی برای تأمل و اندیشه و فهم و معرفت­ یابی نسبت به معارف عالیه قرآنی است زیرا دلها و ذهن ها با آیات قرآن اُنس بیشتری یافته و آوای قرآن از هر سو به گوش گوش­داران می ­رسد. بهانه شب قدر در این ماه، موضوع تقدیر، قدر،‌ لیله قدر، نزول قرآن و مانند آن را در رأس موضوعات مورد توجه قرار می­دهد. از این رو نکاتی در این باب را خالی از لطف ندیده و به نقل آن می ­پردازیم. لازم به ذکر است که همه این نکات به نحو احتمال از سوره قدر استفاده گردیده است.
آنچه مسلم است شبی در بین شبهای سال بعنوان شب قدر وجود دارد و تقریباً وفاقی بر این سخن هست که آن شب یکی از شب های ماه رمضان است. گرچه تردیدهائی احتمالاً عمدی در تعیین آن در روایات گوناگون ملاحظه می­ شود.
محتمل است پنهان کردن این شب گرانقدر بمنظور تجلیل و تکریم آن و یا پیشگیری از هرگونه کوتاهی عمدی و یافتن استحقاق شقاوت در آن و یا ترغیب به احیای شبهای رمضان و عبادات و یا همان فلسفه پنهان بودن اولیای الهی در مردم و یا عمل مقبول و مرضیًّ حق در بین اعمال باشد. همچنان که محروم نشدن مردم از آن در صورت خطای در شناخت شب های ماه را نیز بویژه در افق­ های گوناگون نباید از نظر دور داشت.
در مورد چرائی و چیستی شب قدر نکات را فراوانی می­ دانیم همانطور که ابهامات و سئوالات زیادی نیز وجود دارد و البته اهمیت آن در سطحی است که در طول سال و در تمام نمازهای واجب و مستحب، استحباب خواندن سوره قدر در رکعت اول و سوره توحید در رکعت دوم، هدف توجه دادن پیوسته و مستمر مؤمنین به آن دنبال شده است. گوئی قلْه قدر بایستی دائماً موردنظر سالکان و بندگان خداوند بوده باشد و همچون شاخص راهنما چشم­ها را به خود مجذوب و نیتها را به خود معطوف کند تا پالایشی دائمی در بینش و گرایش و رفتار آدمیان به قصد راه­یابی به اوج قله قدر شکل بگیرد.

عقیده به لیله قدر، ویژگی ها و خصوصیاتی را برای مؤمین به دنبال دارد که هر یک نیاز به واکاوی و موشکافی فراوان دارد. اگر این ویژگی ها را حکمت، فلسفه،‌انگیزه یا کارکرد شب قدر معرفی کنیم، سخن گزافی نگفته­ ایم. این کارکردها متعددند و پاسخ این سئوال هستند که چرا شب قدر برای انسانها پیش­بینی و در ماه رمضان تعبیه گردیده است؟
دلایل گوناگونی متصور است از جمله:
1ـ پیوند بین غیب و شهادت
احتمالاً یکی از کارکردها،انگیزه هاو فلسفه­ های جعل لیله قدر این بوده است که مؤمین به کشف رابطه بین عالم غیب و عالم شهادت نائل شده و این دو عالم را در رابطه با یکدیگر ببینند. اینکه از جهان غیب همه امور تدبیر و مدیریت شده و در شب قدر توسط ملائکه و روح همه امور تنزل یافته و به زمین می ­رسد و اینکه زمین و زمینیان و جهان شهادت در پیوند و پیوستگی با جهان غیب و باطن عالم بوده و این رابطه در حد تعیین همه مقدرات،‌ تنگاتنگ و نزدیک می ­باشد،پیام مهمی است.
کشف این رابطه که در گرو کشف و فهم کیفیت نزول قرآن است، اوج درایه و درک و معرفت و آگاهی از حقیقت هستی و البته با عنایت پروردگار و برای انسان کامل و به تبع اوبرای سایرین به فراخور استعداد و قابلیت ­های آنهاست.
2ـ تنظیم هندسه فکری
ضرورت سامان ­یابی ذهن انسان ها در تفسیر و تحلیل از پدیده ­ها و عالم آفرینش و بخصوص جهان انسانی و تحولات مربوط به زندگی انسان ها ایجاب می­کند تا پیوسته او را به وجود هندسه اداره عالم و کم و کیف تقدیرات امور توجه دهند و لیله قدر ،نظام­ بخش ذهن بوده و ترسیم­ گر نظم حاکم بر عالم هستی به طور پیوسته درذهن ها ویادآور انسانهابه این نظام و چینش حکیمانه می گردد.
3ـ‌ تقویت حسابگری در انسانها
اینکه جهان هدفمند، با حساب و کتاب و برنامه و برخوردار از حسابگری است، پیام بسیار مهمی برای انسانها دارد که باید حسابگر و برنامه ­ریز بوده و به فکر تقدیرات خود در پرتو نظم حاکم و براساس سنت ­ها و مقررات الهی باشند.
وجود لیله قدر این پیام را دارد که انسانها با تمهید مقدمات و کسب آمادگی ­های لازم می ­توانند مشمول برنامه ­های سعادت­بخش و خیرآفرین هستی گشته و سرنوشت خود را چنانکه حسابگری نموده ­اند، قرار داده و تقدیرات خود را به دست خویش مقدر نمایند.
بعلاوه شاید لیله قدر فرصتی برای حسابرسی و ارزیابی برنامه ­های زندگی نیزحداقل سالی یکبار باشد.
4ـ انگیزش
یکی از فلسفه ­ها و حکمت های شب قدر، ایجاد انگیزش در انسانها برای کسب عالی ترین مقامات و تهییج و ترغیب آنها به تلاش و حرکت برای دستیابی به بالاترین جایگاه ­ها و برخورداری های مادی و معنوی و احراز سعادت می ­باشد. طبیعت این انگیزش، رقابت و سبقت­ جوئی در بین انسانها و عمل به آیه سارعوا الی مغفره من ربکم.. با وجود لیس للانسان الاماسعی است.
5ـ پیوند بین امت و امام
ملائکه و روح در شب قدر همه امور را فرو می­آورند و باید تحویل کسی دهند وگرنه نزول آنان لغو است. تحویل ­گیرنده کسی جز امام و حجت برحق یعنی حضرت مهدی(عج) نیست. بنابراین نزول ملائکه بر ولی خداست و بر این اساس کارکرد لیله قدر پیوند دادن مردم با اولیاء الهی و بویژه امام زمان(عج) است. برنامه­ های زندگی و تقدیرات امور که بدست امام(ع) تأیید و امضاء می­ گردد، توجهات و ارتباطات با امام را نه تنها گوشزد که الزامی می­نماید ولذا این اثر شب قدر است که درپرتو آن پیوند امت و امام ،مستحکم تر و تجدید می­ گردد.
6ـ تعلیم و تفهیم نظام علی و معلولی
اصلی­ترین قاعده در جهان هستی ،قاعده علت و معلول، رابطه علّی بین اشیاء و پدیده­ها و سایر اصول مترتب بر آن همچون اصل سنخیت و قطعیت و امثال آن می­باشد.
شب قدر به ما این ذهنیت را می­دهد که جهان و حوادث آن و سرنوشت انسانها صدفه و اتفاق و حادثه­های بی­ دلیل نیست بلکه نظمی علّی و معلولی برآن حاکم است و مهمترین قاعده و اصل مربوط به هستی­ شناسی را یادآور می­ شود که مبنای همه قواعد فکری و علمی در همه رشته­ های علمی برای انسانهاست.والبته این پایه ومایه همه معارف وعامل هستی شناسی است.
7ـ یاد خدا از بندگان
پیام شب قدر این است که خداوند سبحان به فکر و یاد بندگان و مخلوقات خود بوده و آنها را فراموش نکرده و در این شب امور آنان را تدبیر و تقدیر می­نماید و توسط رسولان خود به زمین می­فرستد.
هیج امری از امور بندگان مورد نسیان و فراموشی قرار نگرفته و پروردگار ،انسانهارا از یاد نبرده و به خود رها نکرده و ربّ آنان است و مالک متصرف و دست ­اندرکار امور آنان بوده و کار خلق را به ربّ دیگری واگذار نکرده بلکه خود حیات و ممات آنان را مدیریت و اداره می­ کند.
8ـ خیریّت
شب قدر جز خیر برای بشر و موجودات عالم چیزی نیست اصل تقدیر خیر است، جعل لیله قدر خیراست ،اعلام آن به بشر خیر است ،اینکه در ماه رمضان قرار گرفته خیر است، هر نزولی از طرف خدا خیر است ،اساساً شر وجود ندارد و همه چیز که موجود می شود خیر است .جز سوءاختیار و انتخاب ناروای انسانها هیچ چیزی در عالم بد نیست و در شب قدر جز خیر انسان ها، چیزی تقدیر نمی­ گردد. نزول قرآن در لیله قدر حاوی این پیام است که تقدیرات انسانها همین قرآن است و خدا جز رحمت، فضل، نعمت،‌سعادت برای انسانها تقدیر نکرده است.
شب قدر نیز سلام و نور است .تاریکی و سایه را ایجاد نمی­کنند بلکه گناه،ضعف،کاستیهاو عیب­ها و نقصهاست که از شمول نور فراگیر الهی در این شب ،محرومیت را بوجود آورده و سایه می­ سازد در شب قدر تقدیر همه انسانها کمال و خیر است و خداوند براساس آیات قرآن تقدیر می­کند که همه انسانها به کمال خود رسیده و انسان کامل گردند و راه مستقیم این تدبیر الهی را نیز به تفصیل در آیات این کتاب و توسط پیامبر بزرگش به گوش همگان رسانده است.
9ـ تکوین و تشریع
قرآن که کتاب تشریع و دربردارنده همه امور تشریعی است در شب قدر نازل گردیده و امور تکوینی و تقدیرات نیز در همین شب تعیین و تنزیل می­یابند. پیام این مقارنت اولاً انطباق تکوین و تشریع است یعنی کتاب تشریع با کتاب تدوین و تکوین هستی با یکدیگر همسان بوده و از همین رو در قرآن همه چیز هست و هیچ موضوعی از آن بیرون نیست (مافرطنافی الکتاب من شی ـ ت‌بیان کل شی) ثانیاً همچنانکه در شب قدر امر همه چیز تنزل یافته و حکم تکوینی همه چیز روشن می­شود (فیها یفرق کل امر حکیم) حکم تشریعی همه چیز نیز روشن می­گردد و تکوین و تشریع با یکدیگر منطبق­اند.
10ـ رضایتمندی
مقام رضا و رضوان و رضایت که عالیترین مقامات است (و رضوان من الله اکبر) با معرفت نسبت به پروردگار و اراده او، جهان هستی، تدبیرات امور و اطمینان از نظام­ مندی، هدف­داری، عدالت و آینده روشن حاصل می­ شود. شب قدر یعنی اینکه خداوند برای انسانها تصمیم گرفته، امورات آنها را تدبیر می ­کند و در نظام احسن خود،‌آینده روشن و عادلانه بلکه فضل آمیزی را برای آنان رقم می­ زند.
علم و آگاهی به اینکه آنچه اتفاق می ­افتد از اراده و علم خداوند خارج نبوده و پسند پروردگار است، اطمینان خاطر و رضایت قلب انسانها را به دنبال خواهد داشت و لذا رضایت مندی انسانها دستاورد و نتیجه شب قدر است.
11ـ توحید
حکمت جعل لیله قدر،‌توحید است. توحید افعالی بیان دیگری از شب قدر است .کارها به دست خداست و تا مشیت و اراده او نباشد چیزی اتفاق نمی­ افتاد و هر آنچه واقع می ­شود خواست و اراده اوست. شب قدر پیام توحید، یاد خدا،‌سپردن کارها به خدا،‌کارها را از خدا دیدن و خلاصه پیوند زدن ذهن و دل و زندگی و حیات و ممات انسانها با خدارا دارد.
12ـ معیار مبنا
ذهن ما برای ارزش گذاری نیاز به معیار دارد. معیارنیز مقایسه می ­طلبد و در قیاس و مناسبات است که ارزشها ظهور می­ یابد. مکانها از نظر ارزش یکسان نیستند حرم و بیت­ الله همچون سایر جاها نیست .زمانها نیز یکسان نیستند. رجب و شعبان و رمضان متفاوتند. نقطه معیار و معیار مبنا که قلّه همه زمانها و شاخص آنهاست،‌شب قدر است. آنگاه که قدر آن شب روشن گردد برای سایر لیالی نیز می­ توان قدری و ارزشی را ارزش گذاری نمود. شب قدر معیار ارزش گذاری و قله ارزش وترغیب ­گر و تشویق­ کننده انسانهابه آن اوج است.
13ـ خدا معیار ارزش و قدر و ارزشگذار
هر عملی از انسان ارزشی دارد که ارزش­ گذار و تعیین کننده میزان قدر آن خداست و این مطلب بصورت کمی ودقیق برای هر عملی مشخص است مثلاً نماز جماعت 2 نفر 10 برابر و یا صدقه یا صله­رحم ثواب چند حج یا عمره دارد همچنانکه مجموعه اعمال انسانی، رتبه، جایگاه، منزلت و درجه­ای را برای اوفراهم می­ کنند.
که این نیز به دست خداست (لهم درجات). بالاتر از اینها هر انسان بلکه هر موجودی در نظام هستی دارای رتبه و جایگاهی است که همچون حلقات یک زنجیر یا اعداد در سلسله مراتب خود نسبت به سایرین ،قدر و ارزش معین و جایگاه و درجه مشخصی دارد. این جایگاه بسته به میزان حظّ و بهره هر موجود از وجود است. و با تدبیر و تقدیر الهی تعیین می­ گردد. از اینرو می­ توان گفت یکی از پیامها و کارکردهای شب قدر این است که ارزش ­گذار و تقدیرگر هر عمل یا موجودی فقط خداست. هم اوست که ارزش را به تقوا (ان اکرمکم عندالله اتقیکم)، علم (یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات)، جهاد (فضل ­الله المجاهدین علی القاعدین) و امثال آن داده و از ارزشهای پوچ، پوشالی، موهوم، غیرواقعی و فریبنده همچون حسب و نسب و مقام و مال تحذیر نموده است.
ملاک همه ارزشهای الهی نیز می­تواند قرب باشد و تقرّب به او تعیین ­کننده درجات آدمیان و معیار ارزش آنهاست.
14ـ قرآن متضمن مقرّرات عالم و آدم
نزول قرآن در شب قدر و قدر بودن شبی که در آن قرآن نازل شده حامل این پیام مهم و اساسی است که تقدیرات شما در این شب همانا چیزی است که در قالب آیات قرآن نازل شده است.
در این شب همچنانکه قرآن نازل شده، تقدیر همه امور نازل شده و این مقارنت و همراهی ،بیان یکی بودن آن دو می ­باشد. پس تقدیرات چیزی جز آنچه در قرآن آمده نخواهد بود.
مقدرات مؤمنین، منافین و کفار و همه سنت­ها و قواعد حاکم بر جهان هستی و زندگی انسانها که تقدیر آنهاست در قرآن و در قالب آیات و سور آن نازل شده است .اگر کسی بخواهد بداند تقدیر او چیست باید به قرآن مراجعه کند تا نه تنها تقدیرات دنیوی خویش بلکه مقدرات ابدی خود را در آن بیابد و با این نگاه همه آیات قرآن بیان تقدیرات است. ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین یعنی تقدیر این است که این کتاب برای متقین، هدایت است. همچنانکه برای ظالمین خسارت و شقاوت می­باشد.
15ـ تقدیر همگانی
ظاهراً همه موجودات دارای تقدیر هستند زیراهر موجودی یا دارای حالت منتظره و کمال متوقعه است یا نه. جز ذات اقدس حق که کمال محض و مستجمع جمیع کمالات است و هیچ حالت منتظره­ای در او و برای او وجود ندارد، سایر موجودات در درون خود یا نسبت به سایرین دارای حالت منتظره و کمال پیش­رو هستند و همگی در مسیر بسوی خدا (الا الی الله تصیر الامور) صیرورتی مقدّر و مسیری مشخص با تقدیری معین دارند .هر چند موضوع تقدیر برای جهان ماده و مادیات و از جمله انسان خصوصیت افزون ­تری دارد.
16ـ مشروط بودن تقدیرات به اذن خدا
تقدیر و لیله قدر به معنی خروج کار از دست خداوند نیست. تفاوت تقدیرگرائی منفی که باعث سقوط و انحطاط برخی جوامع گردیده با تقدیرگرائی قرآنی در مأذون بودن تقدیرات به اذن الهی است .
داستان یونس، رؤیای پیامبر(ص) و بسیاری از تقدیرات تغییر یافته بیانگر این است که اولاً یمحوالله مایشاء ویثبت وعنده امّ الکتاب وحتی خلود در بهشت یا جهنم، مشروط به مشیّت الهی است و تقدیرات امور،‌آنها را از دایره مشیّت پروردگار خارج نمی­ کند بلکه مشروط به اذن او و مادام الأذن هستند.
ثانیاً تصمیم ،برنامه و تقدیر با اجرا، وقوع و تحقّق تفاوت دارد .به محض تقدیر، تحقق شکل نمی ­گیرد و لذا ممکن است در بستر تقدیرات دیگر و سنت­ های دیگری، گریز از تقدیرات ممکن باشد. اصولاً تقدیرات برای هدایت انسان بوده و با این فلسفه است که انسان در بستر آنها و با اختیار و انتخاب خود راه هدایت و سعادت و تقدیرات مطلوب خود را برگزینند.
نکته قابل تأمل اینکه به نظر می­ رسد تقدیرات الهی هر چه بلندمدت­تر باشد ،قطعی ­الوقوع ­ترند و تقدیرات نزدیک در پرتو تقدیرات دیگر قابل تغییرترند. حوادث جهان آخرت و همچنین آخرالزّمان و تقدیرات تکامل تاریخ بشری و همه مقدرات بلندمدت­ تر، همچنانکه تاریخ نشان می­ دهد از درجه قطعیّت بالاتری برخوردارند کما اینکه تقدیرات روزمره و کوتاه ­مدت زندگی انسانها با توجه به عکس ­العمل های انسانها قابل تغییر هستند.
بدیهی است در همه موارد پیش گفته ،بین علم الهی و تقدیر الهی تفاوت وجود دارد.
*حجت الاسلام دکتر حسن علی اکبری
............
شب قدر در نگاه علامه طباطبایى و شهید مطهری
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏ گیرى است و شب قدر شب اندازه‏ گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏ گرداند.
گروه فرهنگی مشرق - مرحوم علامه طباطبایى ذیل تفسیر شریف المیزان در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطالبی را مطرح کرده اند که در ادامه از نظرتان می گذرد.
شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه ‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏ گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.
شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه‏اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن کریم مى‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو مى‏ فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مى‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین کرد.
در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.
تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.
ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.
ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمى‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار مى‏شود آن شب نیز تکرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار مى‏شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)
عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)
وقایع شب قدر
الف- نزول قرآن
ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .
آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏کند.
در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.
ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمى‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.
ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده مى‏شود.
1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است. (6)
د- سلام و امنیت
قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.
پى‏ نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع کافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .
6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.
******
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
حم × و الکتاب المبین × انا انزلناه فى لیلة مبارکة انا کنا منذرین × فیها یفرق کل امر حکیم × امرا من عندنا انا کنا مرسلین × رحمة من ربک انه هو السمیع العلیم × رب السموات و الارض و ما بینهما ان کنتم موقنین × لا اله الا هو یحیى و یمیت ربکم و رب ابائکم الاولین. (1- دخان / 1 - 8)
راجع به سه چهار آیه اول این سوره مبارکه در جلسه پیش بحث‏شد (1) . آیه اول کلمه «حم‏» بود، آیه دوم «و الکتاب المبین‏» ، آیه سوم و چهارم هم مربوط به نزول قرآن در لیلة القدر و درباره خود لیلة القدر بود. در آیه چهارم مى‏فرماید: «فیها یفرق کل امر حکیم‏» در این شب جدا مى‏شود (تعبیر «جدایى‏» دارد) هر امر حکیمى. نتیجه تدبرهاى مفسرین درباره این آیه مختلف بوده است. بعضى گفته‏اند مقصود این است که چون در این شب - و در واقع در یکى از این شبهاى لیلة القدر - قرآن نازل شد و به وسیله قرآن کریم دستورها و احکام بیان شد و به طور کلى بیان کردن یک چیز یعنى واضح کردن و روشن کردن و تفصیل دادن آن و در واقع بیرون آوردن آن از حد اجمال و ابهام به مرحله تفصیل و روشنى، پس «در این شب جدا مى‏شود هر امر حکیمى‏» . مقصود از این «امر» یعنى دستورهاى الهى، معارف الهى: این چیزهایى که به وسیله قرآ بیان شده است در این شب تفصیل داده شد. ولى البته این نظر، نظر صحیحى نیست، چون همین طور که عرض کردم این نظرها نظر مفسرین است‏به حسب تدبرى که در آیات کرده‏اند. و بعضى مفسرین دیگر که این نظر را رد کرده‏اند - و درست هم رد کرده‏اند - گفته‏اند آیه مى‏فرماید د راین شب جدا مى‏شود، تفصیل داده مى‏شود (نه شد).
اگر مقصود همان نزول قرآن و بیان احکام و معارف به وسیله قرآن باشد، همین طور که فرمود: «انا انزلناه فى لیلة مبارکة‏» ما در شب پر برکتى قرآن را فرود آوردیم، بعد هم باید بفرماید: «و در آن شب که قرآن فرود آمد هر امر حکیمى به وسیله قرآن بیان شد» همین طور که در مورد نزول قرآن معنى ندارد گفته شود: «در هر شب قدر قرآن نازل مى‏شود» ; قرآن در یک شب قدر نازل شد. پس اگر مقصود از «فیها یفرق کل امر حکیم‏» تفصیل معارف و احکام به وسیله قرآن باشد، باید گفته مى‏شد که «در آن شب بیان شد» یعنى به صیغه ماضى گفته مى‏شد: «فیها فرق کل امر حکیم‏» در صورتى که به صیغه مضارع گفته شده است و این از نظر علماى ادب روشن است که فعل مضارع دلالت‏بر استمرار مى‏کند، یعنى [دلالت مى‏کند بر] یک امر جارى و دائمى که پیوستگى دارد و همیشه هست، نه یک امرى که در گذشته بود و قطع شد; یک امرى که وجود دارد. بنا بر این این آیه مى‏خواهد بفرماید که در شب قدر چنین چیزى وجود دارد; و خود این آیه هم باز دلیل بر این است که لیلة القدر همیشه هست، یعنى لیلة القدر مخصوص به یک شب نیست آن طور که بعضى اهل تسنن گفته ‏اند که لیلة القدر اختصاص داشت‏به زمان پیغمبر و با فوت رسول اکرم لیلة القدر منتفى شد. معلوم مى‏شود که چنین چیزى نیست، چون وقتى که مى‏گوید در این شب به طور استمرار همیشه جریان این است، دلیل بر این است که خود لیلة القدر هم براى همیشه باقى است نه اینکه از بین رفته است، و بعلاوه معنى ندارد که لیلة القدر از میان برود، تا زمان پیغمبر هر سال لیلة القدر وجود داشته باشد و بعد از پیغمبر لیلة القدر از بین برود. مثل این است که بگوییم بعد از پیغمبر ماه رمضان رفت. ماه رمضان، دیگر زمان پیغمبر و غیر زمان پیغمبر ندارد. لیلة القدر شبى از شبهاى ماه رمضان است و همین طور که ماه رمضان، بودن و نبودنش به بودن و نبودن پیغمبر نیست لیلة القدر هم این گونه است.
پس مقصود از این که «در این شب تفریق مى‏شود» چیست؟ کلمه «فرق‏» همین چیزى است که ما مى‏گوییم «تفریق‏» ; یعنى دو چیز را که اول با هم هستند وقتى از یکدیگر تجزیه کنند و تفصل بدهند، این را مى‏گویند «فرق‏» ; است. این، هم در امور عینى و هم در امور ذهنى و فکرى درست است. اگر شما یک مطلب علمى را کاملا تجزیه کنید و بشکافید این هم باز خودش «فرق‏» و «تفریق‏» و «تفصیل‏» است; و «تفصیل‏» در خود قرآن هم آمده. قرآن کریم مى‏فرماید: « و ان من شى‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم‏» (2) هیچ چیزى نیست (این دیگر اختصاص به مساله وحى ندارد، شامل این سنگ و خاک و درخت هم هست، شامل همه چیز هست) هیچ چیزى نیست (با یک لحن قاطع استثنا ناپذیرى) مگر آنکه خزائن آن در دست ماست و ما آن را به اندازه معین و معلوم و حساب شده فرو مى‏فرستیم.
در این تعبیر قرآن همه چیز فرو آمده، از آسمان فرود آمده، حتى زمین هم از آسمان فرود آمده، حتى این آسمان هم از آسمان فرود آمده; نه فقط زمین فرود آمده از آسمان، آسمان هم فرود آمده از آسمان، خاکو آب و باد هوا و آتش و هر چه که شما در نظر بگیرید امر فرود آمدنى است; یعنى هر چیزى در نزد پروردگار حقیقتى و بلکه حقایقى دارد و خلقتش در این عالم در واقع تنزل و نزول آن حقیقت است، یا به تعبیر دیگر مثل این است که سایه آن حقیقت در این عالم اسمش مى‏شود «امر مادى‏» ، «امر زمانى‏» ، «امر مکانى‏» .
میرفندرسکى قصیده بسیار عالى حکیمانه عارفانه‏اى دارد که از شاهکارهاى ادبیات فارسى است (ادبیات به معنى اعم را عرض مى‏کنم، یعنى ادبیاتى که شامل معنى و معرفت است). این قصیده شرح شده است; قصیده‏اى است که یک حکیم گفته نه یک شاعرى که فقط مى‏توانسته الفاظ را سر هم کند; مى‏گوید:
چرخ با این اختران، نغز و خوش و زیباستى صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى
مقصود از «بالا» این آسمان نیست، خود آسمان هم در این منطق باز آن زیرین است; آن یک آسمان فوق آسمان است.
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستى
این همان معنا و مفهوم «نزول‏» را بیان مى‏کند که هر چیزى، حتى خود زمین، حتى آسمان از آسمان دیگر نازل شده; اما معنى این «نزول‏» این نیست که این [شى‏ء] با همین شکل، با همین خصوصیت‏با همین قدر و با همین حد در یک جاى دیگر بوده، آن را از آنجا برداشته‏اند آورده‏اند اینجا; مثل اینکه این آدم در یک جایى بوده، او را از آنجا برداشته‏اند، به یک وسیله‏اى - مثلا با هواپیما - آورده‏اند اینجا گذاشته‏اند; نه، این «نزول‏» همین چیزى است که در اینجا قرآن از آن تعبیر به «فرق‏» مى‏کند، تفصیل و تجزیه است، (فیها یفرق کل امر حکیم)، فرق و جدایى است.
این تشبیه، ضعیف است ولى باز نسبتا مى‏تواند چیزى را بفهماند: شما خودنویستان را جوهر مى‏کنید. در مخزن این خودنویس شما جوهر زیادى هست. بعد با این خودنویستان شروع مى‏کند به نوشتن، یک نامه مى‏نویسیدى: «حضور مبارک دوست عزیزم جناب آقاى الف ...» اگر از شما بپرسند که این کلمات چیست؟ مگر غیر از همین جوهرهاست که روى صفحه کاغذ قرار گرفته؟ اصلا غیر از این جوهر که چیزى نیست. آیا این جوهر الآن به وجود آمد؟ این جوهر نبود؟ [پاسخ مى‏دهید] چرا بود.
این جوهرها در مخزن که بود حد نداشت، شکل نداشت، از یکدیگر جدا نبودند، این خصوصیات نبود; این بود که در آنجا فقط اسمش جوهر بود و بس، ولى وقتى همان جوهر - نه چیز دیگرى - در اینجا مى‏آید حد و شکل و کیفیت مى‏پذیرد، این مى‏شود «حضور» آن مى‏شود «محترم‏» . در اینجا دیگر «محترم‏» غیر از «حضور» است. هیچ وقت انسان «حضور» را با «محترم‏» اشتباه نمى‏کند، چنانکه «الف‏» را با «ب‏» و «ب‏» را با «ج‏» اشتباه نمى‏کند. اینها که در سابق متحد و یکى بودند و در آنجا اساسا جدایى و چندتایى نبود و وحدت بود، در مرحله نوشتن بر آن کثرت و فرق و جدایى حکمفرما شد. البته با همین مخزن هم مى‏شد شما بجاى «حضور محترم ...»
چیز دیگرى بنویسید و شکل دیگرى به آن بدهید، ولى دست‏شما آمد این شکل را به آن داد.
پس این کلمات را شما در اینجا به وجود آوردید ولى کلمات به یک معنا قبلا وجود داشت اما نه به صورت کلمه و جدایى. این است که در آنجا به تعبیر قرآن: «احکمت ایاته‏» ، به مرحله احکام وجود داشت، در اینجا به مرحله تفصیل: «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت‏» (3) . این دو نزول قرآن بر پیغمبر این طور است. آن دفعه اول که قرآن بر پیغمبر نازل مى‏شود که کلمه و حرف و آیه و این حرفها نیست مثل این است که این خود نویس پر بشود. خودنویس پر مى‏شود اما از حقیقتى پر مى‏شود که در آن هیچ لفظ و کلمه‏اى نیست. مرحله دوم نزول قرآن آن وقتى است که هما پرشده‏ها بعد به صورت کلمات و الفاظ در مى‏آید. مولوى یک شعر خیلى عالى در این زمینه دارد (هرچه در این زمنه گفته‏اند از این آیه قرآن بیرون نیست: «و ان من شى‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم‏» ) مى‏گوید:
متحد بودیم و یک گوهر همه بى سر و بى پا بدیم آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب بى گره بودیم و صافى همچو اب
چون به صورت آمد آن نور سره تا ابد چون سایه‏هاى کنگره
کنگره ویران کنید از منجنیق تا رود فرق از میان آن فریق
مقصود از «ویران کردن‏» این است که وقتى شما از آن دید نگاه کنید مى‏بینید همه به یک اصل و یه یک وحدت بر مى‏گردند.
پس این «فیها یفرق کل امر حکیم‏» که به صورت مضارع و مستقبل آمده و یک امر جارى را دارد بیان مى‏کند که همیشه این امر جارى وجود دارد، نمى‏تواند اختصاص به نزول قرآن داشته باشد، بلکه [ناظر] به نزولى [است] که همه چیز دارد. حال این چه رابطه‏اى است میان این نزول تدریجى همه اشیاء از آن اصل و مبدا خودشان با لیلة القدر؟ آن رابطه‏اى است که عالم تکوین با انسان کامل دارد، که در جلسه پیش این مطلب را بیان کردیم. پس «فیها یفرق کل امر حکیم‏» هر امر حکیم - که در اینجا مقصود از «حکیم‏» همین چیزى است که عرض کردیم، یعنى در حال احکام و وحدت و بساطت است - در این شب از یکدیگر جدا مى‏شوند، تنزل پیدا مى‏کنند و به صورت حدود و اشکال و خصوصیات در مى‏آیند.
«امرا من عندنا انا کنا مرسلین‏» باز [آن] دو احتمال در اینجا هم آمده است. یکى اینکه «فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا» این امر همان امر باشد: هر امر حکیم در حالى که کارى است، امرى است، شانى است از نزد ما; یعنى همه اینها از ناحیه ماست. آن وقت «انا کنا مرسلین‏» هم قهرا شامل همه اشیاء مى‏شود. احتمال دیگرى اینجا داده‏اند و آن اینکه این «امرا من عندنا» به این آیه «فیها یفرق کل امر حکیم‏» نمى‏خورد، به «انا انزلناه فى لیلة مبارکة‏» مى‏خورد که آن وقت اختصاص به قرآن پیدا مى‏کند. «انا انزلناه فى لیلة مبارکة ... امرا من عندنا» در حالى که قرآن امرى است از ناحیه ما.
بعد مى‏فرماید: «انا کنا مرسلین‏» . نظیر «انا کنا منذرین‏» در دو آیه قبل است. در «انا کنا منذرین‏» این مطلب را در جلسه پیش عرض کردیم; وقتى قرآن مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیلة مبارکة انا کنا منذرین‏» ما چنین بوده‏ایم که همیشه منذر بشر بوده‏ایم و همیشه بشر را هدایت مى‏کرده‏ایم، مى‏خواهد بگوید که این دفعه اول ما نیست که ما انذار خودمان و هدایت‏بشر را از قرآن شروع کرده باشیم، بلکه از روزى که بشر به روى زمین آمده است‏خداوند شان انذار خودش را به وسیله پیغمبران داشته است. در «انا کنا مرسلین‏» هم مطلب همین است: ما همیشه چنین بوده‏ایم که رسول مى‏ فرستاده ایم.
این که قرآن [این مطلب را] ذکر مى‏کند - و در اختبار هم این مطلب خیلى توضیح داده شده و تفسیر شده - در مساله اصطلاح «دین شناسى‏» یا «تاریخ ادیان‏» نظر خاص قرآن را بیان مى‏کند و آن اینکه از نظر قرآن از لحظه اولى که بشر عاقل متفکر بر روى زمین آمده است رسول الهى بر روى زمین بوده; یعنى این جور نبوده که دوره‏ها بر بشر گذشته است و بشر همین طور در جهالتها و نادانیهاى خودش مى‏لولیده، پرستش هم از بت پرستى به معنى اعم مثلا از پدرپرستى به قول فروید شروع شده و بعد رئیس قبیله را بپرستند و بعد کم کم به بت و به ارباب انواع برسند، آن آخرین مرحله که مى‏رسد پیغمبرانى م آیند ظهور مى‏کنند و مردم را به خداى یگانه دعوت مى‏کنند; نه، چنین چیزى نیست. اینها تاریخ هم نیست که کسى بگوید تاریخ است. آنها هم که مى‏گویند، منشا حرفشان حدس و تخمین است، چون اینها مربوط به ازمنه‏اى است که خود آنها اینها را «ازمنه ما قبل تاریخ‏» مى‏ نامند.
پس اینها تاریخ نیست، فرضیات و حدسیات است، و واقعا عجیب هم هست! وقتى یک نفر دانشمند به بت‏بست مى‏رسد گاهى یک فرضیاتى مى‏گوید که یک آدم عادى هم به او مى‏خندد. فرضیاتى را که دانشمندان گفته‏اند در کتابها با آب و تاب مى‏نویسند در صورتى که مطالبى که به وسیله وحى و انبیاء رسیده اگر از نظر همان ظاهر منطق هم بخواهید [در نظر] بگیرید این عجیبتر از آن نیست، ولى این جلب نظرشان نمى‏کند. مثلا فروید وقتى مى‏خواهد ریشه پرستش را به دست‏بدهد که چطور شد که بشر به فکر پرستش افتاد - چون او مى‏خواهد به فطرت یا غریزه الهى اعتقادى نداشته باشد; اینها تاریخ هم که عرض کردیم نیست که بگوییم گوینده مدرکى بر خورد کرده - آمده فرض کرده و گفته است‏شاید چنین چیزى بوده. او چون تکیه‏اش روى غریزه جنیسى است این جور فکر کرده که در ادوار خیلى قدیم پدر خانواده - که از همه قویتر بود - همه جنس اناث خانواده را به خودش اختصاص مى‏داد، یعنى غیر از آن زنهایى که از آنها بچه مى‏آورد و به خودش اختصاص داشت دخترهایش را هم که بزرگ مى‏شدند جزء حرم و حریم خودش قرار مى‏داد و پسرها را محروم مى‏کرد. پسرها دو احساس متناقض نسبت‏به این پدر داشتند، یک احساس محبت آمیز و یک احساس نفرت آمیز.
احساس محبت آمیز براى اینکه او قهرمان خانواده بود، بزرگ خانواده بود، حامى خانواده بود، نان آور خانواده بود و اینها را در مقابل دشمن حفظ مى‏کرد. از این جهت‏به او به نظر محبت و احترام نگاه مى‏کردند. ولى از طرف دیگر (او همه احساسات را متمرکز در حس جنسى مى‏داند) چون همه جنس انثا را به خودش اختصاص داده و آنها را محروم کرده بود، یک حس کینه و حسادت عجیبى نسبت‏به او داشتند. این دو حس متناقض از آنجا پیدا شد. روزى بچه‏ها آمدند دور هم جمع شدند (عرض کردم اینها همه خیال است) گفتند این که نمى‏شود که تمام زنها را جمع کرده براى خودش و ما را محروم کرده است. ناگهان تحت تاثیر احساسات نفرت آمیزشان قرار گرفتند، گفتند پدرت را در مى‏آوریم، مى‏کشیمت; دسته جمعى ریختند او را کشتند. بعد که کشتند آن احساس محبت‏آمیز و احترام قهرمانانه‏اى که نسبت‏به او داشتند ظهور کرد، مثل هر موردى که وقتى انسان روى یک احساس کینه‏توزى یک کارى مى‏کند بعد که کارش را کرد دیگر کینه کارش تمام مى‏شود و تازه احساسات دیگرش مجال ظهور پیدا مى‏کند.

.......................

ویژگی های شب قدر در قرآن
این را می توان با کنار هم قرار دادن دو آیه از قرآن کریم به دست آورد یکی آیه 185/ بقره که می فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏ ؛ ماه رمضانی که در آن قرآن نازل شد و دیگری آیه 1/ قدر که می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
آن شب خاص در ماه رمضان شب قدر و تقدیر نامیده شد؛ زیرا خداوند متعال در آن شب، رخدادهای یک سال؛ یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند؛ یعنی زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل افراد را رقم می زند.
شب قدر شبی است در ماه مبارک رمضان که در آن شب، قرآن کریم نازل شد.
این را می توان با کنار هم قرار دادن دو آیه از قرآن کریم به دست آورد یکی آیه 185/ بقره که می فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏ ؛ ماه رمضانی که در آن قرآن نازل شد و دیگری آیه 1/ قدر که می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
پس تردیدی نیست که شب قدر، شب نزول قرآن یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است و گمان اینکه شب قدر، شب نزول قرآن در ماه رجب، شعبان و یا زمانی غیر از ماه رمضان باشد پندار نادرستی خواهد بود.
ویژگی های این شب از نظر قرآن کریم .
شب نزول قرآن کریم
همانگونه که گذشت قرآن کریم در (آیه 1/ قدر )خبر از نزول قرآن در این شب می دهد. سۆال مشهوری در این جا مطرح است که اگر قرآن در این شب به رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و پس آن آغاز نزول در 27 رجب و استمرار آن در طول بیست و سه سال چه می شود؟
علامه طباطبایی ره این مفسر بزرگ قرآن کریم با استناد به این آیه و آیات 2ـ3/ دخان می نویسد:
قرآن کریم دو جور نازل شده، یکى یکپارچه و در یک شب معین و یکى هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت؛ یکی انزال است و دفعی و یکی تنزیل است و تدریجی.[1]
منظور، جبرئیل امین است که روح الامین نیز نامیده مى‏شود و بعضى با توجه به آیه 25/ شوری روح را به معنى وحى تفسیر کرده‏اند که می فرماید: و کذلِک أَوْحَیْنا إِلَیْک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ؛ همانگونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحى کردیم
شب قدر و اندازه گیری
قرآن کریم با وصف قدر و اندازه گیری از این شب یاد می کند و آن را «لَیْلَة الْقَدْر» می خواند. اما چرا؟
آن شب خاص در ماه رمضان شب قدر و تقدیر نامیده شد؛ زیرا خداوند متعال در آن شب، رخدادهای یک سال؛ یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند؛ یعنی زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل افراد را رقم می زند.
این معنا در آیه 4/ سوره دخان که در وصف شب قدر است مشهودتر است. در آن آیه می فرماید:
«فِیها یُفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ» «فرق» ؛ به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است و «فرق هر امر حکیم» یعنی آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند.
بنابراین این شب را شب قدر نامید چون در آن شب هر واقعه ای که تا سال آینده باید رخ دهد در آن شب حد اندازه اش تعیین شده و رقم می خورد.
نامه اعمال
دو نکته:
اول. خداوند متعال حکیم است و تقدیر او نیز حکیمانه است و از این کار هم با تعبیر امر حکیم یاد کرد بنابراین واقعه ای که رقم می خورد حکیمانه و به تعبیر عامیانه روی حساب و کتاب است. برای مثال در شب قدر رقم می خورد: فلانی که با اختیار خود، فلان کارها را انجام خواهد داد به اضافه کارهایی که انجام داده است به همراه تأثیر عوامل دیگری مانند دعای خیر یا آه دردمندانه دیگران در حق او، به فلان سرنوشت خیر یا ناگوار دچار شود. به عبارت دیگر رابطه منطقی و ریاضی دو طرف تساوی به امضاء می رسد.
اگر کسی طرف اول این تساوی را که مربوط به اوست را بعد از این شب تغییر داد و آن در جهت خوب یا بد تغییر داد به شکل خودکار ، طرف دیگر تساوی متناسب با طرف اول تغییر می کند. چه بسا کربلای نوشته شده با گناهی از دست برود و کربلایی نانوشته با ترک واقعی یک گناه یا انجام یک کار خالصانه روزی انسان شود. تعابیری که مانند تغییر نعمت که در ادعیه و روایات به چشم می خورند بیانگر همین مطلبند.
دوم. از تفسیری که گذشت استفاده مى‏شود شب قدر منحصر در آن شب و آن سال نزول نیست؛ بلکه هر ساله این وقایع در یک شب خاص به نام شب قدر تکرار می شود؛ شبی که در آن، امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیرى و مقدر مى‏شود. این تکرار را می توان از کلمه «یفرق» که فعل مضارع است و استمرار را مى‏رساند به خوبی استنباط کرد.[2]
منظور از بهتر بودن این شب از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از نظر فضیلت عبادت است. این معنا با هدف قرآن هم تناسب دارد؛ چون هدف اصلی قرآن، نزدیک کردن مردم به سوى خدا و زنده کردن آنها با عبادت است بنابراین منظور از برتری، ارزش عبادت در آن شب است که از هزار شب عبادت برتر است. ناگفته نماند این همان معنایی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است
پس ما در ماه رمضان شبی داریم که در آن شب، یکبار قرآن به صورت دفعی و یکجا بر قلب مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و در همان شب هر ساله مقدرات یک ساله رقم می خورد؛ بنابراین آن شب، شب نزول قرآن است (یکبار) و شب قدر است (هر سال).
برتر از هزار ماه
قرآن کریم ارزش این شب را برتر از هزار ماه می داند و می فرماید: لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ؛ شب قدر بهتر از هزار ماه است.[3]
منظور از بهتر بودن این شب از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از نظر فضیلت عبادت است. این معنا با هدف قرآن هم تناسب دارد؛ چون هدف اصلی قرآن، نزدیک کردن مردم به سوى خدا و زنده کردن آنها با عبادت است بنابراین منظور از برتری، ارزش عبادت در آن شب است که از هزار شب عبادت برتر است. ناگفته نماند این همان معنایی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است.
فرشته
نزول ملائکه و روح در این شب
در این شب ملائکه و روح به دستور خداوند متعال ، تنزل پیدا کرده و پایین می آیند «تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ» [4]
علامه ره معنای آیه می نویسد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پرودگارشان نازل می شوند برای تدبیر هر امری از امور عالم.[5]
در سوره نحل، فرودگاه این گروه را بندگان برگزیده خدا دانسته و می فرماید:
یُنَزِّلُ الْمَلائِکةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِه‏[6] ؛ فرشتگان را با روح به فرمان خویش، بر هر کس از بندگانش که بخواهد، نازل می کند.
منظور از «روح» کیست یا چیست؟
بعضى گفته‏اند: منظور، جبرئیل امین است که روح الامین نیز نامیده مى‏شود و بعضى با توجه به آیه 25/ شوری روح را به معنى وحى تفسیر کرده‏اند که می فرماید: « و کذلِک أَوْحَیْنا إِلَیْک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ؛ همانگونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحى کردیم»
برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد. و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد
در اینجا تفسیر سومى هم وجود دارد که بر اساس روایت است و آن اینکه روح، مخلوق عظیمى است برتر از فرشتگان، چنان که در حدیثى از امام صادق ع نقل شده است که شخصى از آن حضرت سۆال کرد: آیا روح همان جبرئیل است؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود:
جبرئیل من الملائکه، و الروح اعظم من الملائکة ؛ جبرئیل از ملائکه است و روح اعظم از ملائکه است.[7]
غرق در سلام
این شب تا طلوع فجر غرق در سلام است ، سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر[8]
سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است.[9] بنابراین آیه اشاره به این دارد که خداوند متعال اراده کرده است که در آن شب، رحمتش شامل تمام بندگانی شود که به سوی او رو می آورند و نیز اراده کرده در آن شب درهای عذابش بسته باشد.
شب مبارک
قرآن کریم این شب را شبی مبارک توصیف کرده و می فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکةٍ»[10]
برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد. و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد.
پی نوشت ها:
1. ر.ک به المیزان 20/330
2. ر.ک به المیزان 20/331
3. 3/ قدر
4. 4/ قدر
5. المیزان 2/332
6 . نحل /2
7.  تفسیر نمونه 27/184
8. 5/ قدر
9. مفردات راغب ماده «سلم»
10.   3/ دخان

.....................................

رابطه حضرت فاطمه(س) با شب قدر
شب قدر نزدیک است، بار دیگر امت خداجو در تکاپو هستند تا به قرب الهی دست یابند، چرا که به فرموده پیغمبر(ص) «هر که از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته‏اش آمرزیده می‏شود».
شب قدر از شب‌هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‌ها به اعتبار امورى است که در این شب محقق مى شود وگرنه اجزاى زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودى‌شان یکى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.
شب قدر است و طی شد نامه هجر/ سلام فیه حتی مطلع الفجر
نامگذارى یکى از سوره‌های قرآن مجید به نام سوره «قدر»، گویاى فضیلت و اهمیت این شب است، در روایات رسیده از اهل‌بیت عصمت و طهارت نیز بر جایگاه رفیع این شب در نزد پروردگار تاکید بسیار شده است، در ادامه به برخی از فضیلت‌های شب قدر در سایه‌سار روایت نیم‌نگاهی خواهیم داشت:
-پیامبر اکرم (ص): «مَن أحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَی السَّنَةِ القابِلَةِ»؛
هر کس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او بر داشته می‏شود. (اقبال الأعمال، جلد 1، صفحه 345)
همچنین ایشان در روایتی دیگر فرمودند: «مَن قامَ لَیلَةَ القَدرِ إیماناً وَاحتِساباً، غُفِرلَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ»؛
هر که از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته‏اش آمرزیده می‏شود. (فضائل الأشهر الثلاثه، صفحه 136)
-امام صادق (ع): «قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدرِ»
قلب ماه رمضان، شب قدر است. (بحار الأنوار، جلد 58، صفحه 376)
در روایتی دیگر صادق آل محمد(ص) می‌فرماید: «مَن عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد أدرَکَ لَیلَةَ القَدرِ»؛
هر که فاطمه را، آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بی‏تردید شب قدر را درک کرده است. (بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 65)
همچنین در روایت دیگر در خصوص اینکه شب قدر چه روزی است، رییس مذهب شیعه (ع) می‌فرماید: «التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ والإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی وعِشرینَ والإمضاءُ فی لَیلَةِ ثلاثَ وعِشرینَ»؛
مقدّرات در شب نوزدهم تعیین، در شب بیست و یکم تأیید و در شب بیست و سوم ماه [رمضان] امضا می‌‏شود. (الکافی، ج 4، ص 159)
......................................
راز و رمز مخفی‌بودن شب قدر
حجت‌الاسلام قرائتی ضمن بیان رمز مخفی‌بودن شب قدر درباره زمان آن می‌گوید: طول شب قدر، یک شب کامل کره زمین است که 24 ساعت مى‏شود، نه آنکه مخصوص مکان خاصى همچون مکه و آن هم به میزان هشت ساعت شب آن منطقه باشد!
 به نقل از فارس، با توجه به فرارسیدن ایام شهادت امیرالمومنین علی(ع) و شب‌های قدر و نزول آیات الهی بر قلب حضرت رسول(ص) بر آن شدیم برای درک بهتر این شب‌های با عظمت، گذری بر مفاهیم و نکات سوره قدر داشته باشیم که بخش نخست آن با استناد به تفسیر نور حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در پی می‌آید. 
سیماى سوره قدر
سوره قدر در مکّه نازل شده و همانند دیگر سوره‏هاى مکّى، آیاتش کوتاه و موزون است.
این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏پذیرد.
روایات متعدّدى در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به کسى که آن را در نماز واجب بخواند خطاب مى‏شود: «غفر اللّه لک ما مضى فاستأنف العمل»؛ خداوند گذشته تو را بخشید، از نو آغاز کن.
امام رضاعلیه السلام فرمود: کسى که در زیارت قبور مؤمنین، سوره قدر را هفت مرتبه بخواند، خداوند آن مردگان و کسى که این سوره را تلاوت کرده است، مى‏آمرزد.
از انضمام آیه «انّا انزلناه فى لیلة القدر» با آیه «شهر رمضان الّذى انزل فیه القرآن» معلوم مى‏شود که شب قدر در ماه رمضان است، امّا اینکه کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان است، در قرآن چیزى بر آن دلالت ندارد و در روایات نیز به صورت مردّد میان یکى از سه شب آمده است. چنانکه از امام صادق‏علیه السلام در مورد شب قدر پرسیدند: آن حضرت فرمود: در شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم رمضان جست ‌و جویش کن. البته معروف میان اهل سنّت آن است که شب بیست و هفتم رمضان، شب قدر است.
این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برترى آن بر هزار ماه ادامه مى‏یابد و با سلام و درود الهى در آن شب پایان مى‏پذیرد.
کلمه «قدر» در قرآن، در چند معنا به کار رفته است:
الف) مقام و منزلت. چنانکه مى‏فرماید: «و ما قدروا اللّه حقّ قدره»؛ آن گونه که باید، مقام و منزلت الهى را نشناختند.
ب) تقدیر و سرنوشت. چنانکه مى‏فرماید: «جئت على قدر یا موسى»؛ اى موسى تو بنا بر تقدیر (الهى به این مکان مقدّس) آمده‏اى.
ج) تنگى و سختى. چنانکه مى‏فرماید: «و من قدر علیه رزقه...»؛ کسى که رزق و روزى بر او تنگ و سخت شود
دو معناى اول در مورد «لیلة القدر» مناسب است، زیرا شب قدر، هم شب با منزلتى است و هم شب تقدیر و سرنوشت است.
هستى، حساب و کتاب و قدر و اندازه دارد. «و اِن مِن شى‏ء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعیین شده فرو نمى‏فرستیم. حتّى مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است. «و انزلنا من السماء ماء بقدر»؛ نه تنها باران، بلکه هر چیز نزد او اندازه دارد. «و کلّ شى‏ء عنده بمقدار» چنانکه خورشید و ماه، از نظر حجم و وزن و حرکت و مدار آن حساب و کتاب دقیق دارد. «و الشمس و القمر بحسبان».
خداوند در شب قدر، امور یک سال را تقدیر مى‏کند، چنانکه قرآن در جایى دیگر مى‏فرماید: «فیها یفرق کلّ امر حکیم» در آن شب، هر امر مهمّى، تعیین و تقدیر مى‏شود. بنابراین، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پیامبر نیست، بلکه در هر رمضان، شب قدرى هست که امور سال آینده تا شب قدر بعدى، اندازه‏گیرى و مقدّر مى‏شود.
بیدار بودن شب قدر و احیاى آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشترى داشته‏اند. چنانکه شخصى از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معیّن کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمود: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.
امام صادق‏علیه السلام در حالى که بیمار بودند، خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند و حضرت زهراعلیها السلام در این شب، با پاشیدن آب به صورت بچه‏ها، مانع خواب آنها مى‏شدند.
در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان، پیامبر بستر خواب خود را جمع کرده و ده شب را احیا مى‏داشت.
در حدیثى طولانى از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله مى‏خوانیم که حضرت موسى‏علیه السلام به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم، پاسخ آمد: «قُرْبى لِمَن اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْر»، قرب من، در بیدارى شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رَحْمَتى لِمَنْ رَحمَ الْمَساکِینَ لَیلةَ الْقَدر»، رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است.
گفت: خدایا، جواز عبور از صراط مى‏خواهم. پاسخ آمد: «ذلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت‏هاى آن را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبیحَة فى لیلةِ القدر»، دستیابى به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ اسْتَغْفَرَ فِى لَیلةِ الْقَدْر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پایان گفت: خدایا رضاى تو را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «رِضاىَ لِمَنْ صَلّى‏ رَکْعَتَینِ فِى لَیلةِ الْقَدْر»، کسى مشمول رضاى من است که در شب قدر، نماز بگذارد.
از وقایع عجیب تاریخى، ضربت خوردن حضرت على‏علیه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آرى، اشرف خلق خدا، در اشرف مکان‏ها و اشرف زمان‏ها، در اشرف حالات، شهید شد.
شب قدر جایگاه ویژه‏اى در مسائل معنوى دارد که به چند مورد آن اشاره مى‏کنیم:
خداوند براى اهداى تورات، حضرت موسى را به مناجات شبانه فراخواند: «اربعین لیلة»
قرآن، زمان مناسب براى استغفار را، هنگام سحر مى‏داند: «و بالاسحار هم یستغفرون»
عروج پیامبر به آسمان، به هنگام شب بود. «اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام»
پیامبر مأمور بود که مناجات و عبادات شبانه داشته باشد. «و من الّیل فتهجّد به نافلة لک»، «قم الّیل الاّ قلیلا»
خداوند از عابدان در شب ستایش مى‏کند. «یتلون ایات اللّه اناء الّیل» و به تسبیح در شب سفارش مى‏کند. «فسبّحه لیلا طویلا»
خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر یک بار سوگند یاد کرده است ولى به هنگام سحر سه بار. «و الّیل اذا عسعس»، «و الّیل اذ ادبر»، «و الّیل اذا یسر»
طول شب قدر، یک شب کامل کره زمین است که 24 ساعت مى‏شود، نه آنکه مخصوصِ مکان خاصّى همچون مکّه و آن هم به میزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانکه مراد از روز عید فطر، یک روز کامل کره زمین است که شامل همه نقاط و مناطق مى‏شود.
تقارن شب تقدیر بشر با شب نزول قرآن، شاید رمز آن باشد که سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است. اگر پیرو قرآن باشد، سعادت و رستگارى و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختى براى او رقم مى‏خورد.
ابوذر مى‏گوید: به رسول خدا عرضه داشتم آیا شب قدر در عهد انبیا بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و پس از آنکه از دنیا مى‏رفتند، نزول امر در آن شب تعطیل مى‏شده است؟ حضرت فرمودند: شب قدر تا قیامت هست.
شاید رمز اینکه شب قدر مخفى است، آن باشد که مردم شب‏هاى متعدّد را به عبادت بپردازند، کسانى که یک شبِ آن را درک کردند مغرور نشوند و کسانى که آن را درک نکردند، از باقى شب‏ها مأیوس نشوند.
در روایات آمده است: «العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر» کار نیک در شب قدر، بهتر از کار نیک در هزار ماه بدون شب قدر است




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1574
  • بازدید دیروز: 3247
  • کل بازدیدها: 9480338