سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

ایران:حزب مؤتلفه اسلامی، پسوندی که دبیرکلش در تمام مصاحبه آن را تکرار می‌کند، با قدمتی به اندازه نیم قرن، این بار تصمیم گرفته که جدا از همفکرانش حضور مستقل در انتخابات را تجربه کند. حضوری که هر چه علتش را پرسیدیم، کمتر جواب گرفتیم. بسیاری معتقدند مؤتلفه به دنبال امتیازگیری و سهم‌خواهی است اما محمدنبی حبیبی، دبیرکل 8 ساله این حزب معتقد است که مؤتلفه امتحان خود را پس داده است و هر جا که مصلحت اصولگرایی ایجاب کند آن را به مصلحت خود ترجیح می‌دهد. اما مؤتلفه چنان از کاندیدایش می‌گوید که گویی با حضور وی این رؤیای مدینه فاضله است که محقق خواهد شد.دبیرکل این حزب 50 ساله از تمام سیاست‌های مؤتلفه گفت. از رویکردش در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تا رأیش در انتخابات هیأت رئیسه مجلس نهم که علی لاریجانی بوده است.مجلس هشتم و نهم را اصولگرا خواند و بر این نکته تأکید کرد که مجلس هفتم را خیلی بهتر از مجلس ششم می‌داند. اما چندان اصولگرا خیر!وی اما می‌گوید که در بحث دانشگاه آزاد در مجلس هشتم جوسازی شد!حبیبی از ویژه‌نامه جنجالی تحزب الهی نیز گفت. وی معتقد است: مؤتلفه اسلامی به تضارب آرا اعتقاد دارد و حتی مصاحبه با یک مارکسیسم را بدون اشکال می‌داند. دبیرکل، وجود تلقی که مؤتلفه را مساوی بازار می‌داند قبول دارد، اما تأکید می‌کند ماهیت مؤتلفه امروز با دیروز بسیار تفاوت کرده است.مؤتلفه جوانگرایی را نیز آغاز کرده است. هر چند هنوز ساختمانش در خردمند جنوبی همسن و سال اعضای قدیمی است اما ساکنان آن جوان شده‌اند و امروزی!در ظاهرشان دیگر نشانی از نسل گذشته مؤتلفه نمی‌بینی. مؤتلفه امروز به گمان دبیرکلش پهلوان میدان است و مبارز می‌طلبد!
محمدنبی حبیبی، دبیرکل مؤتلفه اسلامی می‌گوید که با روزنامه مشکلی ندارد و این روزنامه نخستین رسانه‌ای بوده است که در سال 91 با آن مصاحبه کرده است.
٭ ٭ ٭
اخباری که از قطعیت معرفی کاندیدای مستقل توسط مؤتلفه اسلامی در انتخابات آتی ریاست جمهوری منتشر می­شود حاکی از آن است که گویا مؤتلفه دیگر نمی‌خواهد گذشت کند و به نفع دیگران کنار رود.
ما در انتخابات مجلس نهم، قبل از اینکه بسیاری از اصولگرایان کار انتخاباتی را شروع کنند، جلسات مربوط به انتخابات را از اوایل سال 89 برگزار کردیم و پس از مطالعه و بررسی یک فهرست از نامزدهای مورد تأیید مؤتلفه در سراسر کشور تهیه شد، کاری که در هر دوره انتخاباتی انجام می‌شد و در انتخابات مجلس نهم خیلی گسترده‌تر و جدی‌تر انجام شد.
این مطالعه جداگانه به چه منظور صورت گرفت؟
بدین منظور که اگر در نزدیکی‌های انتخابات با این سؤال مواجه شدیم که نامزدهای مؤتلفه چه کسانی هستند و اقتضا کرد که به صورت مستقل در صحنه حاضر باشیم، دستمان خالی نباشد و اگر هم مصلحت جریان اصولگرایی این بود که با ائتلاف وارد فضای انتخاباتی بشویم، آن زمان هم با داشتن نامزدهای مشخص وارد مذاکره گردیم. در انتخابات مجلس نهم ما این روند را طی کردیم و تعداد قابل توجهی از نامزدهایی که قبلاً شناسایی کرده بودیم و مسئولان دفاتر ما در استان‌ها هم تأییدشان کرده بودند، مورد قبول جبهه متحد اصولگرایان نیز قرار گرفتند. برای انتخابات ریاست جمهوری آتی تصمیم اولیه شورای مرکزی این است که حزب مؤتلفه اسلامی از درون خودش یا خارج از خودش یک فرد را به عنوان نامزد ریاست جمهوری در نظر داشته باشد. بنای اولیه ما هم این است که با 2 آورده وارد انتخابات بشویم. یکی داشتن نامزد، دیگری برنامه مؤتلفه برای ریاست جمهوری آینده.
منظورتان برنامه کاری است؟
این حق را برای همه احزاب، چه احزاب رقیب خودمان و چه احزاب همفکرمان به رسمیت می‌شناسیم که هم نامزد داشته باشند و هم برنامه کاری به مردم ارائه دهند. من در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، معتقدم هر تشکیلات حزبی از قبل باید هم فرد مطلوبش را آماده کرده باشد و هم برنامه‌ای را که یک تشکیلات حزبی می­‌خواهد به مردم ارائه دهد را باید قبلاً کارشناسی کرده باشد و با این 2داشته وارد میدان شود:
داشته اول: نامزد ریاست جمهوری، داشته دوم: برنامه برای اداره کشور
مؤتلفه برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم این دو مؤلفه را در اختیار دارد؟
ما در حال حاضر نمی‌توانیم ادعا کنیم، در هر 2 مورد داشته‌هایمان کاملاً مشخص است، اما اینکه ما در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با این روندی که به آن اشاره کردم، جلسات اولیه را شروع کرده­‌ایم را می‌توانم اعلام کنم. در همین خصوص، بارها از ما سؤال شده که بالاخره نامزد ریاست جمهوری شما چه کسی است؟ برخی‌ها نیز از طرف مؤتلفه، کسانی را به عنوان نامزد مؤتلفه اعلام کرده‌اند و یا ممکن است بعدها اعلام کنند! باید بگویم در مورد نامزد انتخابات ریاست جمهوری فعلاً روی هیچ شخصی در مؤتلفه اسلامی بحث نشده است!
منظورتان این است که هنوز در خصوص فرد خاصی به اجماع نرسیده­‌اید؟
خیر، راجع به اشخاص هنوز بحثی نشده است! اینکه ما شخصی را در انتخابات داشته باشیم، مورد تصویب شورای مرکزی است، اما اینکه روی افراد بحث شده باشد، هیچ مصداقی تا به حال نداشته‌ایم!
جدیدترین گزینه ­ای که اخیراً مطرح شده آقای متکی است.
من به همین دلیل این توضیحات را دادم که مؤتلفه اسلامی راجع به هیچ شخصی به عنوان نامزد ریاست جمهوری در جلسات داخلی‌اش بحثی را آغاز نکرده است!
چه زمانی بحث درخصوص مصداق را آغاز می‌کنید؟
معمولاً در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری که خرداد ماه برگزار می‌شود، تشکل‌ها از اوایل نیمه دوم سال روی مصادیق کار می‌کنند. ما هم به طور طبیعی فکر می‌کنیم که از اوایل نیمه دوم سال جاری، باید مصداق‌هایی را مورد مطالعه قرار دهیم و به یک مصداق نهایی برسیم.
این تأکید بر حضور مستقل‌تان به چه منظور است؟ گروه‌های دیگر این اعلام استقلال را یک پیام می‌دانند!
ما فرض را بر این می‌گذاریم که در انتخابات ریاست‌جمهوری به هر دلیلی اصولگرایان خودشان را ملزم به ائتلاف بدانند. باز هم فرض کنیم مؤتلفه اسلامی هم این الزام را احساس کند. نهایتاً هر تشکل اصولگرایی که خود را ملزم به ائتلاف ببیند بایستی با یک پیشنهاد مشخص وارد میدان ائتلاف بشود وگرنه اینکه یک تشکل راجع به هیچ شخص و مصداقی بحث نکرده باشد که نمی‌شود!
اما الآن که نزدیک به یک سال تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی مانده، مؤتلفه می‌آید و اعلام می‌کند که می‌خواهیم مستقل در انتخابات شرکت کنیم. آن هم مؤتلفه‌ای که همیشه یک پایش در بستر اتفاقات مهم سیاسی کشور در میان بوده است. فکر نمی‌کنید این حضور مستقل به شاکله جریان اصولگرایی ضربه بزند؟
معتقدم اگر به نوع فعالیت‌های حزبی اعتقاد داشته باشیم، هر تشکلی که خودش را حزب تلقی می‌کند باید ابتدا به ساکن، یک نظر اختصاصی داشته باشد وگرنه حزبی که نظر مشخصی نداشته باشد، راجع به چه چیزی می‌خواهد ائتلاف بکند! بنابراین هم برای خودمان و هم برای دیگران معتقدیم با فرض اینکه نهایتاً همگی ایجاد یک ائتلاف را قبول کنیم، هر کدام از ما باید با یک نظر مشخص و مستقل از دیگران وارد میدان مذاکره بشویم!
اما در گذشته عملکرد مؤتلفه اینگونه نبوده، مثلاً همین سازوکار جبهه متحد اصولگرایان و یا گروه 6+5 انتخابات مجلس هشتم و یا حتی سازوکار انتخابات ریاست جمهوری سال 84، همیشه این طور بوده که گروه‌های اصولگرا دور هم جمع می‌شدند و بحث‌ها و گفت‌وگوهایشان را در جریان همان سازوکار مطرح می‌کردند تا به نتیجه برسند. اما این بار تأکید دارید بر حضور مستقل، چرایی‌ این موضوع را نمی‌دانم چرا توضیح نمی‌دهید؟ آیا نامهربانی یا بداخلاقی سیاسی‌­ای از دیگر همفکران‌تان دیده‌اید که این بار جلوتر از بقیه پیشقدم شده‌اید؟
در مقدمه صحبت‌هایم عرض کردم که ما در همین انتخابات مجلس، از اوایل سال 89 بدون مشورت با هیچ کدام از تشکل‌های اصولگرا، دستورالعمل تشکیلاتی صادر کردیم تا اگر قرار شد ائتلاف کنیم با دست پر حاضر باشیم. اگر بخواهم صریح‌تر پاسخ بدهم باید بگویم ما در اکثریت قریب به اتفاق حوزه‌های انتخاباتی مجلس نهم، فارغ از تشکل‌های وابسته به جبهه متحد نامزد شناسایی کرده بودیم، بنابراین مذاکرات جبهه متحد در هر منطقه‌ای که انجام شد ما با پیشنهاد مشخص به میدان ائتلاف رفتیم.
چه تعداد از نامزدهای مورد تأیید‌تان در کل کشور رأی آوردند؟
آن اشخاصی که مورد تأیید ما و جبهه متحد بودند، چیزی حدود 120 نفرشان رأی آوردند. البته باید بگویم که این 120 نفر همه عضو مؤتلفه نیستند. دستورالعمل انتخاباتی ما در سراسر کشور این بود که اگر ما عضو واجد شرایطی که امتیازش نسبت به دیگران بیشتر باشد پیدا کردیم، آن عضومان اولویت دارد، اما اگر فردی همفکر ما در مبانی بود و عضو مؤتلفه هم نبود و امتیازش بیشتر از عضو مؤتلفه باشد، آن فرد اصولگرا و غیر عضو مؤتلفه را معرفی می‌کنیم. ما گرچه یک تشکیلات حزبی هستیم ولی ثابت کردیم که مصلحت جریان اصولگرایی را به مصلحت حزبی خودمان ترجیح می‌دهیم!
یعنی می­‌فرمایید این 120 نماینده فعلی مجلس کسانی هستند که عضو مؤتلفه و یا حداقل مورد تأیید حزب می‌باشند؟
بله، اینها کسانی هستند که یا عضو مؤتلفه بودند یا مورد معرفی مؤتلفه به جبهه متحد بودند، بدون اینکه عضو حزب‌ باشند.
پس الان پتانسیل خوب و قابل تأملی در مجلس نهم دارید؟
بله. البته برای اینکه پاسخ کلی‌تری داشته باشم باید بگویم که من مجلس نهم را از نظر تعداد افراد اصولگرا مجلس اصولگراتری می‌دانم!
یعنی مجلس هشتم، مجلس اصولگرایی نبود؟
چرا، هم مجلس هشتم را اصولگرا می‌دانم و هم مجلس نهم را. البته ملاک‌ها متعدد است، اما ملاک من برای اصولگرایی این است که وقتی مجلس و نمایندگان آن از یک نظر مقام معظم رهبری مطلع می‌شوند به آن عمل کنند. من این موضوع را ملاک اصولگرایی می­دانم.
اگر عمل نکردند چه؟ در این خصوص مصداق‌هایی در مجلس هشتم وجود دارد؟
در هر صورت مجموع عملکرد مجلس هشتم را، اصولگرا می‌دانم. ملاک من تبعیت از مقام معظم رهبری است. طبیعتاً در اعمال سلیقه‌ها بین اشخاصی که نماینده مجلس هستند، ممکن است تفاوت‌هایی وجود داشته باشد.
بحث نظارت بر نمایندگان مجلس، یکی از مطالبات اصلی مقام معظم رهبری از مجلس هشتم بود اما آن طور که باید در مجلس مورد توجه قرار نگرفت. یا بحث وقف دانشگاه‌ آزاد و یا هتک حرمت رئیس‌جمهور که رهبر معظم انقلاب در این خصوص تذکرات شدید‌اللحنی را به نمایندگان و هیأت رئیسه مجلس دادند و در دیدار با منتخبان مجلس نهم نیز بار دیگر این موضوع را بیان کردند، این‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مجلس هشتم در موضوع نظارت بر نمایندگان تأخیر داشت ولی به نظر من تمرد نداشت! این دو با هم تفاوت دارد. یک وقت است مقام معظم رهبری یک نظری دارند، مجلس هم رسماً می‌گوید که نمی‌خواهد عمل کند! چنین اتفاقی که نیفتاده! تأخیر را من قبول دارم، هر چند که موجه هم نیست! یعنی باید تسریع می‌شد، نه اینکه با تأخیر انجام شود. اما بالاخره بین تسریع و تأخیر و تمرد یک تفاوت‌هایی وجود دارد و اصلاً معتقد به تمرد مجلس در این رابطه نیستم. یا در موضوع بحث دانشگاه آزاد، اولاً چیزی که در مجلس در حال بحث و تصویب بود یک چیز کلی‌تر از بحث وقف دانشگاه آزاد بود. یک مقداری در این خصوص جوسازی شد و هر بحثی متمرکز شد روی دانشگاه آزاد!
اما وقف اموال دانشگاه آزاد در حال تصویب تحت لوای آن بحث بود.
بله، ولی من در آن رابطه معتقد نیستم که آقا یک فتوایی داده بودند و مجلس خلاف آن عمل کرد.
اما این اتفاق اصلاً با شاخصه‌­های اصولگرایی همخوانی نداشت.
در آن رابطه بین خود اصولگرایان هم تفاوت نظر و سلیقه وجود داشت. یک عده‌ای از دوستان اصولگرای ما خود را اصولگرای ناب می­‌دانند که اگر قرار باشد این اصولگرایی ناب به تعبیر آنها تحقق پیدا کند دیگر چیزی از اصولگرایی وجود خارجی نخواهد داشت!
یعنی تعبیری با عنوان اصولگرایی ناب را قبول ندارید؟
من معتقدم با آن تعریفی که عده‌ای از اصولگرایی ناب می‌کنند، یک درصد بسیار اندکی در داخل این دایره قرار می‌گیرند و بقیه هم همگی از داخل دایره خارج می‌شوند. بنده اصلاً به این اصولگرایی معتقد نیستم! من اصولگرایی را با جذب حداکثری و دفع حداقل، در حد ضرورت می‌شناسم، یعنی باید یک کفی از اصولگرایی را تعریف کنیم بعد وقتی که این کف را تعریف کردیم، هرکسی این کف را داشت، اصولگرایش بدانیم! حالا یکی ممکن است درجه اصولگرایی‌اش خیلی بالا باشد، یکی هم ممکن است کف اصولگرایی را داشته باشد!
پس اصولگرایی دایره‌ای است با درجه‌بندی‌های مختلف؟
بله، من استنادم برای این تعریفی که کردم دیداری که 13 سال پیش با مقام معظم رهبری داشتیم. در دوم شهریورماه 1378، در اوج اقتدار اصلاح‌طلبان در کشور (هم در مجلس و هم در دولت) چهار تشکل بودیم که از هر کدام 3 نفر به دعوت دفتر مقام معظم رهبری با ایشان ملاقات داشتیم، بنده هم در آن دیدار حضور داشتم. یک موضوعی که آنجا مطرح شد، اعلام چهار شاخصه مهم از طرف مقام معظم رهبری برای نیروهای خودی بود که بعداً این خود، به اصولگرایی تعبیر شد، چرا که کلمه اصولگرایی قبلاً در ادبیات سیاسی ما بدین معنای فعلی وجود نداشت. در انتخابات شورای دوم شهر بود که کلمه اصولگرایی به تدریج وارد ادبیات سیاسی کشور شد. در آن جلسه که ما خدمت مقام معظم رهبری بودیم ایشان فرمودند: دشمن با پیچیدگی‌های فراوانی، وارد میدان برخورد با انقلاب شده و این پیچیدگی‌ها نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده، بنابراین ما باید همه نیروهای وفادار به انقلاب را در یک صف جمع کنیم و بعد این صف را در مقابل دشمن و عوامل آن قرار بدهیم! ایشان فرمودند: هر کس چهار خصوصیت 1- اعتقاد به اسلام 2- اعتقاد به نظام اسلامی 3- اعتقاد به خط و سیره حضرت امام (ره) و 4- پایبندی به ولایت فقیه را داشته باشد، در دایره خودی‌ها قرار می‌گیرد.
همان موقع بود که بحث خودی و غیرخودی مطرح شد؟
بله، ایشان افزودند: کسانی که به هر نسبتی این خصوصیات را نداشته باشند به همان نسبت غیرخودی هستند، البته همان جا هم مقام معظم رهبری فرمودند غیرخودی‌ها هم شهروند ما محسوب می‌شوند و حق شهروندی دارند و ما حقوق شهروندی را باید رعایت کنیم. این نکته را رسانه‌ها در آن موقع کمتر بهش پرداختند. ایشان همچنین فرمودند: نیروهای انقلاب باید خطوط بین خودشان را کمرنگ کنند. یعنی خودی‌ها، خطوط بین خودشان را کمرنگ و خط‌ بین غیرخودی‌ها را پررنگ کنند.
الان بنده می‌خواهم از این سخنان همین استفاده را بکنم، ما وقتی بگوییم خط بین خودی‌ها را کمرنگ کنیم یا اگر می­توانیم از بین ببریم اگر خودی‌ها را به معنای ادبیات سیاسی روز اصولگرا تلقی کنیم، معنایش این است کسانی که این چهار خصوصیت را دارند ولو سلیقه‌های متفاوتی داشته باشند، همگی در دایره خودی‌ها قرار می‌گیرند! یعنی در دایره اصولگرایی قرار می‌گیرند.
آیا مجلس هفتم را نیز در داخل این دایره قرار می‌دهید؟
مجلس هفتم به نظر من مثل مجلس هشتم نیست! ولی با مجلس ششم نیز فرق اساسی داشت.
یعنی شما مجلس هفتم را اصولگرا نمی‌دانید؟
ترکیب مجلس هفتم را اگر بررسی کنیم نشان می‌دهد تعداد مدعیان اصولگرایی چقدر است و تعداد کسانی که اصلاً اصولگرایی را قبول ندارند چند نفرند! و این خود تفاوتش را با مجلس هشتم نشان می‌دهد! بنده، مجلس هشتم را در معیار اصولگرایی خالص‌تر از مجلس هفتم می‌دانم. مجلس هفتم را خیلی بهتر از مجلس ششم می‌دانم. مجلس ششم را اصلاً قابل مقایسه با مجلس هشتم نمی‌­دانم.
مدیریت مجلس هفتم و هشتم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در مجلس هفتم در مجموع مدیریت آقای حداد را قبول داشتیم و دوستان مؤتلفه‌ای ما هم اکثراً به ایشان رأی دادند! در مجلس هشتم جمع اصولگرایان با فراکسیون بیش از 200 نفره‌ای که داشتند، یک استمزاج قبلی بین آقایان حداد عادل و لاریجانی به عمل آوردند، وقتی که مشخص شد رأی آقای لاریجانی خیلی بیشتر از آقای حداد است، آقای حداد داوطلبانه اعلام کردند که من نامزد نیستم! به نظرم کار درستی هم کردند و قاعده کار سیاسی را رعایت نمودند. البته این موضوع به نفع جریان اصولگرایی تمام شد. اگر آن زمان هم آقای حداد و هم آقای لاریجانی و یک نامزد غیراصولگرا نامزد می‌شدند، قطعاً رأی اصولگرایان می‌شکست! اما جریان اصولگرایی یک تدبیر و عقل سیاسی به خرج داد.
مؤتلفه در انتخابات هیأت رئیسه مجلس نهم، طرف کدام یک از آقایان لاریجانی و حداد بود؟
در مجلس نهم، ما نظرمان به ریاست آقای لاریجانی بود. ما امتیازات آقای حداد و امتیازات آقای لاریجانی را برای ریاست مجلس ارزیابی کردیم و برای هر دو امتیازات قابل توجهی قائل بوده و هستیم منتهی امتیازات آقای لاریجانی را نسبت به آقای حداد بیشتر می‌دانستیم!
درچه شاخصه‌هایی؟ آیا مصداق هم دارید؟
یک مصداق مهم مورد نظرمان، ضرورت مستقل عمل کردن رئیس مجلس است. یعنی ما معتقدیم آقای لاریجانی که مورد تأیید اکثریت دوستان مؤتلفه بود هیچ اشکالی ندارد که نظرات مؤتلفه را بداند و بشنوند، اما آقای لاریجانی اگر یک زمانی از خودش استقلال نداشت و آنچه را که مؤتلفه دیکته می‌کند را به عنوان ریاست مجلس اعمال بکند ما این ریاست را ریاست خوبی نمی‌دانیم! یعنی معتقد نیستیم که رئیس مجلس باید خودش را ملزم ببیند که از یک گروه خاص، ولو این گروه خاص مؤتلفه باشد، تبعیت داشته باشد!.
یعنی آقای حداد وابسته به جریان خاصی بودند؟!
نمی‌خواهم بگویم آقای حداد کاملاً وابسته به یک جریان خاصی است! اما موضوع استقلال رئیس‌مجلس را یک موضوع بسیار بسیار مهم می‌دانیم و معتقدیم هم آقای حداد برخوردار از این نعمت هستند و هم آقای لاریجانی منتهی درجه استقلال آقای لاریجانی را از درجه استقلال آقای حداد بیشتر می‌دانیم.
به نظرتان چرا‌ آقای حداد در این دوره به تعبیر شما قاعده بازی را رعایت نکردند و تا آخرین لحظه در میدان رقابت با آقای لاریجانی باقی ماندند؟
به دو دلیل. یکی این که احساس وظیفه کرده بودند.
این احساس وظیفه چه حسی است که برخی‌ها در بزنگاه‌های خاص آن را تجربه می‌کنند؟!
خود کسانی که این احساس را می‌کنند باید به این سؤال شما پاسخ دهند. اما من معتقدم اگر بین خودمان و خدایمان وظیفه‌مان را ارزیابی کنیم و صادقانه عمل کنیم، اشتباه هم کنیم باز ترجیح دارد تا این که بدون احساس وظیفه شرعی کسی همین طوری اقدام کند!
و اما آقای حداد؟
ما بنا را بر این می‌گذاریم که آقای حداد بین خود و خدایشان احساس وظیفه کردند که نامزد بشوند! دفعه قبل اما احساس وظیفه نکردند. هر دوی این احساس را هم ما برایش احترام قائلیم. هم برای آن احساس وظیفه نکردن و هم برای این احساس وظیفه کردن فعلی! در یک مقطعی آقای حداد گفتند اگر من خودم یک نفر هم باشم وارد میدان می‌شوم! از این سخن معلوم می‌شود که یک احساس وظیفه خیلی قوی کرده بودند و کاری هم به رأی اکثریت یا اقلیت نداشتند.
و دلیل دوم؟
دلیل دوم هم اینکه محاسباتشان نشان می‌­داد حتماً رأی می‌آورند. بخشی از دوستان آقای حداد و یا شاید خود ایشان هم نظرشان این بود که اکثریت با آنها خواهند بود!
پس محاسبه‌شان اشتباه بود؟
قاعدتاً اشتباه بوده!
بایدها و نبایدهای مجلس نهم را چگونه ارزیابی می­ کنید؟
من یک باید مهم برای همه نهادهای جمهوری اسلامی و برای همه دوره‌های مجلس شورای اسلامی قائل هستم! و آن مراقبت به منظور حفظ ارزش‌های اسلامی وانقلابی است. این مشخصه را در صدر فهرست بایدهای مجلس می‌دانم و اما اگر خیلی تفصیلی صحبت نکنیم و بپردازیم به یک موضوع اساسی که ذهن اکثریت مردم به آن مشغول است باید به موضوعات اقتصادی اشاره کنم.
بحثی که مقام معظم رهبری هم روی آن تأکید ویژه داشتند تعامل بین مجلس و دولت است، ارزیابی‌تان از این تعامل را بفرمایید، چرا که در عمل تعامل خوبی را شاهد نبوده­‌ایم.
درخصوص مسئله تعامل بین مجلس و دولت با نظر شما موافقم! در دوره هشتم در مواردی به مجلس و دولت برای این تعامل ایراد وارد است. حالا اگر به عنوان یک فردی که از اول انقلاب در مدیریت‌های مختلف بوده سؤال کنید که همچنین تعاملی ممکن است بنده معتقدم که بله! بهترین راه این تعامل هم این است که گروه یا گروه‌هایی از مجلس و از دولت انتخاب شوند و قبل از این که مسائل بین مجلس و دولت به یک درجه حاد برسد مسائل را با همفکری همدیگر حل بکنند و آن گاه یک موضوع حل شده را بیاورند در صحن مجلس. اما این که مجلس بدون تعامل با دولت هر چه که به نظرش می‌رسد را تصویب کند و دولت هم در مواردی بگوید این که تصویب کردند به نظر ما اجرایی و عملی نیست و اجرا نکند نتیجه‌اش می‌شود وضعیت موجود!
نبایدهای مجلس نهم را هم می‌گویید.
یکی از نبایدهایی که در مجلس نهم باید رعایت شود، تحت‌الشعاع قرار نگرفتن مصالح ملی کشور در مقابل مصالح منطقه‌ای است! برخی از موارد اتفاق می‌افتد یک نماینده مجلس درخواستی برای منطقه خود دارد و همت و وقتش را بیشتر از آنچه که برای کشور صرف بکند صرف آن خواست منطقه‌ای می‌کند! من نمی‌گویم که نماینده مجلس مسئولیتی در مقابل کمبودهای منطقه‌اش ندارد اما نگرش بخشی در ذهن نمایندگان مجلس هر وقت رجحان پیدا کرد نسبت به نگرش کشوری من این را یک موضوع بسیار بسیار مهم و خلاف می‌دانم و معتقدم که در این رابطه باید دائماً به نمایندگان مجلس تذکر داده شود! مسئله بعدی که هم در مجلس و هم در دولت باید به عنوان نباید مورد توجه قرار گیرد این است که خدای نخواسته کسانی پیدا بشوند که منافع شخصی‌شان را ترجیح بدهند به منافع کشور و منطقه‌شان! و خدای نخواسته به فکر سوءاستفاده باشند! این موضوعی است که مرتباً باید تذکر داده شود که یک وقت افراد اسیر منافع شخصی‌شان نشوند!
گفتید 120 نفر از اعضای مؤتلفه و یا افراد مورد تأیید این حزب در مجلس نهم حضور دارند آیا در این مجلس هم فراکسیون مؤتلفه را تشکیل می‌دهید؟
ما تا به حال یک جلسه مقدماتی برای فراکسیون مؤتلفه داشته‌ایم. اما هنوز در مقدمه هستیم. قطعاً قصد داریم فراکسیون مؤتلفه را در مجلس داشته باشیم.
پس فراکسیون مؤتلفه هم در کنار فراکسیون رهروان ولایت و اصولگرایان حضور خواهد داشت؟
بله ما در هر صورت فراکسیون مؤتلفه را خواهیم داشت. اما در کلیات خودمان را هماهنگ با جریان اصولگرایی در مجلس خواهیم کرد.
الآن که دیگر جریان یا فراکسیون واحدی به نام اصولگرایی در مجلس وجود ندارد؟
نه وجود ندارد. رقابت بین خود اصولگرایان است.
پس فراکسیون مؤتلفه هم به عنوان یکی از اضلاع جریان اصولگرایی مطرح است؟
من رقابت را در مجلس مضر نمی‌دانم. تضاد و جدال غیر احسن را مضر می‌دانم!
منظور تضاد و جدال نبود، بلکه مؤتلفه هم با ادعای 120 نماینده ظاهراً حرفی برای گفتن دارد.
ما به عنوان یک تشکیلات حزبی برای خودمان این حق اولیه را قائل هستیم که در مجلس فراکسیون داشته باشیم!
آقای بادامچیان در گفت‌وگویی گفته بودند که حضور مستقل مؤتلفه در انتخابات ریاست جمهوری دلایل متعددی دارد، اما آنها را توضیح نداده بودند، به عنوان دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی این دلایل را تشریح می‌کنید؟
من توضیحاتم را دادم!
اما این توضیحات برای حضور مستقل مؤتلفه قانع کننده نبود! برخی از گروه‌ها و اشخاص معتقدند که مؤتلفه می‌خواهد امتیازگیری کند. آقای باهنر هم گفته این حضور مستقل به صلاح جریان اصولگرایی نیست؟
از آن طرف هم که گفته بودند وحدت اصولگرایان معلوم نیست اتفاق بیفتد!
بله. اما آیا مؤتلفه دنبال امتیازگیری است. حزب مؤتلفه همیشه بسترساز اتفاقات مهم سیاسی بوده، همچنین از لحاظ تشکیلاتی و تأمین نیروی انسانی و تأمین منابع مالی اصولگرایان، همواره تأثیرگذار بوده، حالا این شعار جداشدن و مستقل عمل کردن، جریان اصولگرایی را با مشکل مواجه نخواهد کرد؟
اولاً، اینکه مؤتلفه اسلامی، امکانات مالی جریان اصولگرایی را تأمین می‌کند، حرف درستی نیست! ضمناً ائتلاف را هم نفی مطلق نمی‌کنیم.
مؤتلفه همواره یکی از تأمین‌کنندگان اصلی هزینه های جریان اصولگرایی بوده است
در ائتلاف‌های اصولگرایان، آن دسته از افراد و تشکل‌هایی که وارد می‌شدند، خودشان امکاناتی را به اندازه سهم‌شان ارائه می‌کردند. بنابراین هیچگاه جریان اصولگرایی متکی به امکانات مالی مؤتلفه نبوده است.
اسم مؤتلفه که می‌آید، خیلی‌ها را یاد بازار می‌اندازد!
در داخل مؤتلفه، الآن مدتهاست که با مشکل مالی مواجه هستیم و این تصور که مؤتلفه هر نیاز مالی داشته باشد، از قبل تأمین است، یک تصور کاملاً نادرست است. منتهی ممکن است گفته شود، شما اگر مشکل مالی دارید چگونه 200 دفتر را در سراسر کشور اداره می‌کنید؟ ما در مؤتلفه یک کار حزبی اعتقادی را واقعاً تجربه کردیم! که موفق بود. بسیاری از فعالیت‌های مؤتلفه را با امکانات اعضای‌مان اداره می‌کنیم. شاید برای یک عده این موضوع قابل قبول نباشد. در خیلی از موارد دوستان مؤتلفه‌ای ما همان تقدسی که برای کمک به ساختن یک حسینیه دارند، همان تقدس را برای مؤتلفه اسلامی قائل هستند. به همین دلیل با وجودی که مشکلات فراوان مالی در این چندسال اخیر داشتیم، اما باز هم در شهرستان‌های مختلف تقاضای تأسیس دفترمان بیشتر از گذشته است، منتهی ما به دفاترمان هم اعلام کردیم که هزینه‌هایش را خود کسانی‌که علاقه‌مند به تشکیلات مؤتلفه هستند باید بپردازند! اینکه شما اشاره کردید مؤتلفه یک ماهیت بازاری دارد...
در اذهان اینگونه جا افتاده که مؤتلفه مساوی بازار است!
بله من هم قبول دارم که این ذهنیت وجود دارد! اما کافی است که نگاهی بیندازید به ترکیب شورای مرکزی، ترکیب اعضا در سراسر کشور و همچنین ترکیب شوراهای مدیریتی‌ مؤتلفه خواهید دید که بازار و بازاری سهمی کاملاً متناسب با دیگران دارند.
مگر بازاری بودن اشکالی دارد؟ خود بازار و بازاریان همیشه نقش مهمی در معادلات سیاسی و وضع جامعه داشته‌اند!
نه نمی‌گویم بد است! من آن تصور نادرستی که یک عده از بازار اسلامی دارند، آن را اصلاً قبول ندارم. اما می‌خواهم بگویم همان بازار اسلامی مورد تأیید هم امروز نقش‌شان در مؤتلفه، نقش خیلی کمی است یعنی هم ردیف افراد مختلفی هستند که الآن به مؤتلفه پیوسته‌اند! ما الآن اکثریت اعضای‌مان از تیپ کارمند دولت و معلمین آموزش و پرورش هستند.
یعنی ماهیت مؤتلفه تفاوت کرده است؟
بله کاملاً متفاوت شده است، ضمن این که یک نوع جوان‌گرایی هم اتفاق افتاده. بنابراین ما ضمن احترامی که برای بازار اسلامی و بازاری متدین قایل هستیم و آن سوءبرداشت‌هایی که از بازار و بازاری در ذهن‌ها القا شده را قبول نداریم، اما ترکیب مؤتلفه فعلی را با ترکیب روزهای اولش کاملاً متفاوت می­‌دانیم.
آقای بادامچیان گفته‌اند که با توجه به 200 دفتر حزب مؤتلفه در نقاط مختلف کشور، کاندیدای این حزب از پشتوانه تشکیلاتی قوی برخوردار است! حالا این موضوع یک امتیاز برای کاندیدای مؤتلفه در بین دیگر رقبای اصولگرا محسوب می‌شود! آیا با استفاده از این پتانسیل‌ می‌خواهید از دیگر رقبا امتیازگیری کنید؟
تاریخ مؤتلفه نشان می‌دهد، وقتی‌که بحث ائتلاف در بین اصولگرایان مطرح است، دیگر به دنبال سهم‌خواهی برای خودش نیست! بلکه معتقد به پیروزی جریان اصولگرایی است، ما در همین انتخابات مجلس نهم، تمام ظرفیت مؤتلفه اسلامی را برای پیروزی نامزدهای جبهه متحد صرف کردیم نه برای نامزدهای مؤتلفه! این امتحان سخت را دادیم و کاملاً هم موفق بودیم. بنابراین ما به دنبال سهم خواهی به آن معنای سوءاش نه بوده و نه هستیم.
ببینید نخستین سؤالی که پرسیدم، این بود که چرا مؤتلفه دیگر نمی‌خواهد گذشت کند چرا که مؤتلفه همیشه در مسیر ائتلاف جریان اصولگرایی حرکت کرده است اما چرا این دفعه به قول معروف شمشیر را از رو بسته‌اید! و از اول بنای جدا شدن را گذاشته‌اید! به قول خودتان می‌توانستید همانند انتخابات مجلس در سکوت خبری فعالیت کنید. به نظر می‌رسد که این حضور مستقل مؤتلفه و رسانه‌­ای کردن آن پیام‌های بسیاری دارد.
ما بنای‌مان به عنوان یک تشکیلات حزبی، عملکرد حزبی مشخص است. حالا اگر در نهایت احساس کردیم، این ظرفیتی که فراهم کرده‌ایم به مصلحت جریان اصولگرایی در ائتلاف است، طبیعتاً آن موقع یک تصمیم دیگری خواهیم گرفت!
یعنی ممکن است در آخر به گزینه ائتلاف برسید؟
بستگی به شرایط سیاسی آن روز دارد. بنای‌مان فعلاً تشکیلاتی عمل کردن است. یک وقت ممکن است یک جریان رقیب جدی برای مجموعه جریان اصولگرایی وارد میدان شود که...
این موضوع که خیلی دور از ذهن است؟
حالا فرض می‌کنیم، چون فرض محال هم که فلاسفه معتقدند محال نیست! با فرض این که یک رقیب جدی برای جریان اصولگرایی به میدان بیاید، آن وقت ممکن است ما از آن قاعده‌ای که فعلاً قرار گذاشتیم عدول کنیم!
اگر به شرایطی رسیدید که قرار شد ائتلاف کنید اما کاندیدای مدنظرتان موردتأیید بقیه جریان‌های اصولگرایی قرار نگیرد، آن موقع چه می‌کنید؟ ضمن این که شما در این یک سال وقت و هزینه‌های بسیاری را برای کاندیدای مستقل‌تان صرف کرده‌اید.
در آن زمان، اگر به این نقطه رسیدیم که مصلحت جریان اصولگرایی یک موضوع است، مصلحت مؤتلفه یک موضوع دیگر، ثابت کرده‌ایم که مصلحت جریان اصولگرایی را ترجیح می‌دهیم. در انتخابات مجلس نهم این امتحان را دادیم و معتقدیم که به بهترین وجه هم این امتحان را دادیم. بنابراین جواب سؤال کاملاً برای ما روشن است. ما خودمان را با جریان اصولگرایی داخل یک کشتی می‌بینیم!
چند درصد احتمال دارد کاندیدای‌تان از درون حزب باشد؟
یک پاسخی آقای بادامچیان داده‌اند که حرف مرحوم بهشتی است. ما در شرایط مساوی کاندیدای حزبی را ترجیح می‌دهیم. ما در داخل مؤتلفه کمبود نامزد نداریم!
شما الآن هم افراد داخل حزب‌تان را می‌شناسید و هم بیرون از حزب را، با علم به این موضوع، چنددرصد احتمال می‌دهید، کاندیدای‌تان حزبی و از درون خودتان باشد؟
درصدش را من الآن نمی‌توانم تعیین کنم.
آیا در مورد نامزدتان با دیگر گروه‌های اصولگرا مذاکره داشته‌اید؟
در داخل خودمان هم هنوز راجع به مصادیق صحبتی نکرده‌ایم!
آیا در خصوص انتخابات ریاست جمهوری جلسه‌ای با دیگر گروه‌های اصولگرا داشته‌اید؟
ما اصولاً زمانی با دیگر اصولگرایان باید صحبت کنیم که خودمان یک نظر مشخص پیدا کرده باشیم، همین طور آنها. البته این نظر مشخص هنوز در بین تشکل‌های اصولگرا شکل نگرفته است. بنده سراغ ندارم که تا به حال تشکل اصولگرایی نامزد مشخصی را تعیین کرده باشد!
پس کلاً نه در خصوص انتخابات و نه در خصوص کاندیداها جلسه‌ مشترکی نداشته‌اید؟
نه ما هیچ جلسه مشترکی با دیگر اصولگرایان نداشته‌ایم.
لطفا در خصوص بحث جوانگرایی در حزب مؤتلفه اسلامی توضیح بفرمایید. این بحث پس از شکست حزب مؤتلفه در انتخابات مجلس نهم، همچون شکست شما و آقای بادامچیان قوت بشتری گرفت! حالا این پوست‌اندازی حزب مؤتلفه در راستای سیاست‌های کلی است یا به خاطر شکست در انتخابات؟
من با زبان ریاضی پاسخ شما را می‌دهم که در واقع منطقی‌تر است. میانگین سنی مؤتلفه، 15 سال پیش بین 40 تا 50 سال بوده است، الآن در حال حاضر 10 سال جوان شده، یعنی میانگین تبدیل شده به 30تا 40سال. بنابراین جوانگرایی در مؤتلفه هیچ ربطی به انتخابات ندارد! دوم اینکه، 15 سال پیش ما اصلاً بخش جوانان نداشتیم. الآن یک بخش جوانان فعال در سراسر کشور داریم. اگر کسی یک نگاه به شوراهای مدیریتی حزب مؤتلفه در سراسر کشور داشته باشد، این جوان بودن را کاملاً احساس می‌کند. همه این دوستان جوان ما که الآن در سطح معاون مؤتلفه اسلامی قرار گرفتند، از نوجوانی آمدند داخل مؤتلفه ساخته شدند و این رتبه‌ها را یکی‌یکی کسب کردند. جالب اینجاست که عمر مؤتلفه از عمر خیلی از اینها بیشتر است! چند نفر از معاونین حزب مؤتلفه سن‌شان در حدود 35 سال است.
یعنی شما معتقدید حزب جوان شده است؟
بله. حالا چون به تعبیر برخی از اشخاص مؤتلفه در انتخابات پیروز نشده که البته من اصل این حرف را قبول ندارم، دبیر کلش رأی نیاورده، قبول داریم، بهتر هم بود که رأی می‌آورد یا قائم مقامش رأی نیاورده که بهتر بود رأی می‌آورد، اما اینکه رأی نیاوردن دبیر کل و قائم مقامش، رأی نیاوردن مؤتلفه در کل کشور باشد را به دلیل آمار و ارقامی که در مجلس داریم، حرف نادرستی است. جوانگرایی جزو باورهای ماست، چرا که معتقدیم حزبی که جوانگرایی نکند، در واقع سقوط خودش را امضا کرده است. نسل اول مؤتلفه به تدریج از میدان خارج خواهند شد، باید نسل دوم و سوم مؤتلفه جایگزین شود.
الآن در معاونت‌هایتان، معاون خانم هم دارید؟
ما معاون خانم نداریم، اما نماینده مجلس خانم داریم. مسئولان بانوان کل کشور هم که معلوم است از خانم‌ها انتخاب می‌شود. اما این رقم را هم شما در مصاحبه ذکر کنید که اعضای مؤتلفه در سال75، 5 درصد خانم و 95 درصد آقا بودند، اما در 6 سال اخیر میزان جذب ما از قشر بانوان بین 30 تا 35 درصد بوده است. یعنی 35 درصد خانم‌ها جذب شدند و 65 درصد آقایان!
از نظر شما آیا واقعاً مردم نسبت به فعالیت‌های حزبی علاقه‌مندند، در سال84 رئیس‌جمهوری انتخاب شد که از هیچ پشتوانه حزبی برخوردار نبود یا لااقل مورد توافق هیچ کدام از گروه‌های اصولگرا نبود و همین انتخاب سال88 هم مجدداً تکرار شد!
من یک موضوع کلی را باور دارم و آن این است که یک نوع حزب گریزی در دوره‌های گذشته در جامعه ما بوده که البته کاهش پیدا کرده و علاقه‌مندی به تحزب افزایش داشته، دلیلش هم همین اقبالی است که در این چند مسئله اخیر برای عضویت در مؤتلفه اسلامی یا دیگر تشکل‌های اصولگرا به وجود آمده است.
اما تجربه انتخابات گذشته چیز دیگری را می‌گوید؟!
من معتقدم که مردم بتدریج احساس نیاز به تحزب را پیدا خواهند کرد. وقتی که حزبی با 3 شاخصه نامزد، کادر و برنامه وارد میدان می‌شود، مردم آن موقع بین مدیران و برنامه‌ها انتخاب می‌کنند، نه بین لفظ‌هایی که رقبا ارائه می ­نمایند!
از بحث مؤتلفه عبور کنیم. آیا شما هنوز به جریان واحدی به نام اصولگرایی اعتقاد دارید؟ با توجه به اینکه عملاً در انتخابات مجلس نهم این جریان چندتکه شد؟
اگر آن چهار شاخصه‌ای که در ابتدای مصاحبه به آن اشاره کردیم را مبنا قرار دهیم، معتقدم که یک جریان قوی اصولگرایی همین الآن در مجلس وجود دارد، مثل دوستان ما در جبهه پایداری که رقیب جریان جبهه متحد بودند اما الآن اگر در همین مجلس، موضوعی در حال شکل گرفتن علیه موضوع ولایت فقیه باشد...
نه بحث شاخصه‌ها نیست، خلط مبحث نشود، منظور این است که با حفظ شاخصه‌های اصولگرایی، اما عملاً شاهد رقابت‌ها هستیم. مثل انتخابات هیأت رئیسه مجلس نهم! که مطمئناً در انتخابات ریاست جمهوری آینده هم شاهدش خواهیم بود. جبهه متحد اصولگرایی عملاً دیگر وجود خارجی ندارد و جبهه‌هایی چون پایداری، ایستادگی، صدای ملت و... حضور دارند، اینها را چگونه توضیح می‌دهید؟
ببینید من معتقد نیستم که در اصول با هم رقیب هستند! اول این باید روشن شود که در اصول با هم رقیب نیستیم اما در سلیقه‌های اداره کشور، بعضی وقت‌ها متفاوت فکر می‌کنیم، بعضی وقت‌ها هم رقیب هستیم! این نوع رقابت‌ها را به شرطی که به اصول ضربه نزند را من هیچ ضرری برایشان قائل نیستم. اصولاً منکر وجود اختلاف سلیقه بین جریان اصولگرایی نیستم، اما منکر وجود تضاد و اختلاف در اصول اصولگرایی بین اصولگرایان هستم!
چند درصد احتمال می‌دهید که اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به وحدت برسند؟
یک فرض خارجی را هم باید در نظر گرفت که اگر رقیب کارآمد جدی برای جریان اصولگرایی به میدان بیاید، احتمال وحدت اصولگرایان را قوی می‌دانم!
اما اگر این فرض محال بود، من فکر می‌کنم در بین خود اصولگرایان رقابت اتفاق خواهد افتاد.
هرچند به این نکته اشاره کردید که درخصوص مصداق هنوز بحثی در مؤتلفه صورت نگرفته است، اما گزینه‌های مختلفی همچون آقایان قالیباف، لاریجانی، محسن رضایی و حتی متکی مطرح هستند، می‌خواهم بدانم چقدر امکان دارد، در سازوکار کمیته انتخابات مؤتلفه روی این گزینه‌ها بحث شود؟
من مطلقاً راجع به هیچ شخصی، چه خانم و چه آقا اظهارنظر نمی‌کنم و در مجموعه حزب نیز تاکنون راجع به هیچ شخصی بحث نشده است.
باتوجه به اینکه این گزینه‌ها غیر از آقای متکی یکبار در معرض آزمون انتخاب مردمی قرار گرفته‌اند، آیا مؤتلفه گزینه­ هایی را که یکبار آزموده شدند را دوباره می‌آزماید؟
این سؤال شما برمی‌گردد به افراد خاص که یکبار نامزد شدند و رأی نیاوردند.
امکان دارد مؤتلفه گزینه‌اش جزو کسانی باشد که یکبار در معرض آزمون مردم قرار گرفتند؟
مؤتلفه از تجربه و عقل سیاسی در انتخاب افراد استفاده خواهد کرد.
چند درصد امکان دارد که گزینه شما روحانی باشد؟
هیچ بحثی در خصوص اینکه نامزد ما از کدام قشر باشد، هنوز معلوم نشده است.
مؤتلفه اسلامی به مناسبت 50 سالگی‌اش یک ویژه‌نامه با عنوان تحزب الهی منتشر کرد که حواشی و بحث‌های بسیاری پیرامونش شکل گرفت. از جمله مصاحبه با دبیرکل حزب منحل شده مشارکت! نظر شما به عنوان دبیرکل در این خصوص چیست؟
من شخصاً معتقد به وجود تضارب فکری هستم. معتقدم که مجموعه جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه از تضارب فکری منطقی ضرر نخواهد کرد! به همین دلیل ما در مجله تحزب الهی سعی کردیم با مخالفین‌مان هم مصاحبه داشته باشیم!
حالا چرا با دیگر احزاب مخالفتان مصاحبه نکردید؟ اگر قرار باشد قانونگرایی را مدنظر قرار دهیم، حزب مشارکت منحل شده بود!
اینکه به نوبت با همه آنها ارتباط برقرار کنیم در دستور کارمان است!
یعنی با مشارکت هم در دستور کارتان است که ارتباط بگیرید؟!
نه، منظورم مصاحبه با صاحبان فکرهای مختلف بود. من به مصاحبه با یک مارکسیست هم هیچ اشکالی وارد نمی‌دانم!
اما شما با دبیر کل یک حزب منحله و از فعالان فتنه مصاحبه گرفتید؟
ما به عنوان دبیرکل که با ایشان مصاحبه نکردیم!
اتفاقاً چرا، به عنوان دبیرکل حزب مشارکت مصاحبه را گرفته بودید؟
نه به عنوان یک شخصیت که مدتی در مشارکت بوده و حالا منحل شده مصاحبه کردیم اما این شخصیت در هر صورت صاحب یک فکر است. ما معتقدیم که با صاحبان فکر و حتی مخالفان خودمان هم باید برویم در میدان تضارب و چالش! یک عده‌ای می‌گویند نه اصلاً چنین کارهایی ضرورت ندارد! ما با فکر آنها موافق نیستیم! به نظر ما تنها با فکر می‌توان با فکر مقابله کرد. با هیچ وسیله دیگری نمی‌توان یک تفکر را از میدان به‌در کرد. من معتقدم که مخالف‌ترین، مخالفان را هم باید بیاوریم در میدان چالش که مکنونات قلبیشان را نشان دهند، این جامعه است که باید بپذیرد یا نپذیرد! چون برای مؤتلفه یک مبنای فکری قوی قائل هستیم، می‌دانم که پهلوان این میدان هستیم که بیاییم و به اصطلاح مبارز بطلبیم!




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3930
  • بازدید دیروز: 5416
  • کل بازدیدها: 10002025
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3930
  • بازدید دیروز: 5416
  • کل بازدیدها: 10002025