سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 669
  • بازدید دیروز: 3272
  • کل بازدیدها: 9454528
صفحات وبلاگ
نویسندگان
دوشنبه 91 خرداد 8 :: 3:49 عصر ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین
گلپور : آیا اسفندیار رحیم مشایی در آموزش علوم غریبه به مرحله ای مافوق علم و عقل بشری رسیده و بدون احتیاج به همسر تولید مثل نموده و بچه دار شده است؟ به قلم مدیر مسئول؛
مشتی نمونه خروار از اتهام زنی های اسفندیار رحیم مشایی معاون اول وقت و سه نقطه ی رئیس جمهور به دیگران
آقایان وکلای مشایی به نمایندگی از طرف اسفندیار خان با ایراد اتهام نشر اکاذیب به آقای گلپور گفته اند : مورد ذیل در متن نامه منتشره کذب محض است : ازدواج دوّم مشایی ... در پاسخ باید گفت : جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی دارای سه فرزند به مشخصات : رضا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد : 18/12/1363 ؛ طیبه رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد: 6/9/1365 و زهرا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد 23/8/1384 با کد ملی : 441387268) میباشد که مادرِ رضا و طیبه ، سرکار خانم شهربانو (معروف به طاهره )ذبیحیان لنگرودی (از مسئولین عملیاتی محاربین در تنکابن و از عناصر دستگیر شده ی گروهک محارب با نظام مقدس جمهوری اسلامی م)بوده و اکیدا این خانم مادرِ زهرا نیست پس باید آقای مشایی حداقل دارای همسری که مادر زهراست بوده باشد( یعنی سرکار خانم زیبا امیرلانفر فرزند علی اکبر ... )

"عماریون"-به قلم مدیر مسئول

 

از برادر عزیزم جناب آقای رضا گلپور به عنوان پژوهشگر و خبرنگار آزاد معمولا مقالات و پژوهشنامه هایی را در سایت عماریون منتشر نموده ایم.

آقای گلپور ذیل تکلیف و مسئولیت حرفه ای خبرنگاری خود در جهت تنویر افکار عمومی و آگاهسازی جامعه ی اسلامیمان با توجه به ضرورت هوشیاری در برابر مواضع و عملکردهای مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به نگارش نامه هایی به بزرگان هم مشهور میباشند که  قسمتهایی از متن نامه ی آقای گلپور خطاب به جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی مسئول دفتر و ... رئیس محترم جمهور( از باب تخلیص ، به معنی چندین عنوان پستی و جایگاهی دیگر ، سه نقطه ی رئیس جمهور به کار برده شده ) را جهت انتشار عمومی در اختیار سایت عماریون قرار داد که در روز دوم آذر ماه 1389 در این سایت منتشر گردید.

دقایقی پس از انتشار نیز که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه قانون جرائم رایانه ای از این سایت خواست که مطلب فوق را از روی سایت حذف نماییم ؛ سایت عماریون با احترام کامل به قوانین اقدام به این کار نموده و با توضیح مطلب ، شرایط و دلایل خود از آقای گلپور عذر خواهی نمودیم که ایشان هم از قانونمندی ما تشکر و اعلام کرد احتیاج به توضیح در اعلام عذرخواهی نیست.

برخی سایتهای قانونی دیگر در همان فاصله اقدام به کپی و انتشار تمام و یا بخشهایی از نامه ی آقای گلپور نمودند  (که البته همگی آنان نیز با پیگیری و امر پر سرعت کارگروه فوق الاشاره اقدام به حذف آن نمودند) .

به نظر می آید در صورت عدم شکایت شاکی محترم(شخص شخیص اسفندیار خان رحیم مشایی) در مقام همه کاره ی عملی قوه مجریه ؛ چه بسا موضوع انتشار نامه فوق  عملاً مصداق قابل اعتنا در افکار عمومی و فضای قانونی رسانه ای نمی یافت. اما علی ایحال با فرض بسیار بعید بر پذیرش اینکه نامه ی فوق در همان چند دقیقه جهانگیر شده باشد! لازم به توضیح می دانیم که :

چند روزی پس از اعلام شکایت آقای اسفندیار رحیم مشایی ؛ جلسه ای در دفتر سایت  عماریون با حضور آقای گلپور برگزار گردید و ایشان قاطعانه صحت مطالب مطروحه در اصل نامه ی خود در باره ی آقای مشایی را صحیح دانسته و با ارائه ی دلایل محکم بر آن برای اینجانب و همکاران سایت ، تأکید متکی بر مستندات غیر قابل انکار  نمودند.

پس از چندی آقای گلپور پژوهشنامه ی دیگر خود را با عنوان اشباح جنگل در اختیارمان قرار دادند که بدلایل مختلفی از انتشار آن خودداری نمودیم که موجب رنجش ایشان و عدم تداوم همکاریمان گردید.

از آنجا که پس از اعلام موضع اخیر یکی از وکلای آقای مشایی(علی اصغر حسینی که امیدواریم خداوند شفای عاجل به ایشان عطا فرماید) ؛ بدلیل مسافرت آقای گلپور (که مشغول ساخت فیلم مستند احبّایی در خارج از کشور می باشند) امکان مصاحبه ی مستقیم ( حداقل تا پایان هفته ی آینده ) پیش نمی امد، قسمت اول متن پژوهشی اشباح جنگل و نیز خلاصه ی توضیحات مطروحه ی مکتوب شده ی آقای گلپور را در جلسه ی دفتر سایت عماریون ؛ جهت تنویر افکار عمومی شریف از باب پیش درآمد دفاعیات خود در دادگاه رسیدگی؛ منتشر می نماییم :

{خلاصه توضیحات گلپور در جلسه ی شورای سردبیری پایگاه مقاومت سایبری عماریون : }در ان نامه عیناً نوشته بودم :

بنده در لابلای پژوهشهای کاملاً آشکار از افراد مورد وثوق و آگاه به سؤالات ذیل برخوردم که به عنوان کمترین بنده ی خدا چون از یافتن پاسخ به آنها توسط شما ( مشایی) بویژه با این پیام اخیرتان نا امید شده ام و سکوت خود را در این مورد خطرناک می دانم

از باب انجام حدّاقل وظیفه برای تنویر افکار عمومی و توجه و توضیح آقای رئیس محترم جمهور آنها می پردازم :

 آیا در صحت معلومات ذیل می توان تردید نمود؟...

و سپس به بیان تبیینی موارد مختلف در سوابق و مدیریت سوال برانگیز آقای مشایی پرداختم.

اگر واقعاً تردیدی در صحت آن معلومات مطروحه وجود داشت اولا بهتر و معقولتر بود جناب آقای مشایی ضمن ارائه ی توضیحات خود به عنوان جوابیه و ارسال آن جهت انتشار به این سایت یا حتی سایتهای تحت امر و یا همسویش ، قضاوت را به افکار عمومی وا میگذاشت؟...

آقایان وکلای مشایی سه عنوان اتهامی نشر اکاذیب ؛ افترا و توهین به شرح ذیل وارد کرده اند که قویا هر سه مورد را رد می کنم :

* نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

الف ) ازدواج دوّم مشایی و اینکه ایشان یعنی مشایی، این موضوع را مخفی میکند.

در ایراد اتهام فوق یعنی کذب بودن مطالب مطروحه اینجانب دراین دو عبارت عنوان اتهامی نوعی پارادوکس قابل مشاهده است: اگر او ازدواج دیگری نکرده است که دیگر مخفی نکردن آن حتی بذهن نباید بیاید و اگر او ازدواج دیگری کرده است و او آن را مخفی نکرده است که چرا اعلام اصل آن را تکذیب نموده و به من اتهام می زند؟

بنده در اصل نامه منتشره در این جا (سایت عماریون) نوشته بودم :

آیا در صحت معلومات ذیل می توان تردید نمود؟...

بنده برای تجدید فراش به اذن مثل تویی احتیاج ندارم و ازدواج منقطع و تعدد زوجات را حکم مترقی و مدرن و انسانی اسلامی می دانم و بر خلاف تو که ازدواج با سرکار خانم زیبا امیرلانفر را که اکنون مادر دختر کوچک توست مخفی می کنی ؛ بنده فریاد میزنم که افتخار میکنم در این لحظه 3 همسر دائم رسمی دارم!ودر صورت فراهم بودن شرایط شرعی لحظه ای در تجدید و تداوم این روش الهی تردید نخواهم کرد و خود و خانواده ام را از شر شیطان رجیم در بدام انداختننمان به حرام ها ی گوناگون و بویژه دروغ ؛ به دامان لطف عام و خاص خداوند پناهنده میدانم...

همسر دوّم "اسفندیار" مادرِ دخترش " زهرا" که او معمولاً این ازدواج خود را مخفی نگه داشته و با استفاده از خودروی متعلّق به دخترش با او رفت و آمد دارد.

علی ایحال بنده تأکید می کنم از آنجائیکه در حد معلومات موثّق اینجانب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی دارای سه فرزند به مشخصات :

رضا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد : 18/12/1363 با کد ملی : 2279444879)

طیبه رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد: 6/9/1365 با کد ملی : 2279971143)

زهرا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد 23/8/1384 با کد ملی : 441387268)

میباشد که مادر رضا و طیبه ، سرکار خانم شهربانو (معروف به طاهره )ذبیحیان لنگرودی (از عناصر دستگیر شده ی گروهک محارب با نظام مقدس جمهوری اسلامی م از مسئولین عملیاتی محاربین در تنکابن )بوده و اکیدا این خانم مادر زهرا نیست پس باید آقای مشایی حداقل دارای همسری که مادر زهراست بوده باشد( یعنی  سرکار خانم زیبا امیرلانفر فرزند علی اکبر ... ) و اگر این خانم همسر دوم ایشان نبوده (و مثلا همسر سوم ویا اِن اُم ایشان است) باید تصریح کنند که منظور ایشان از اشاعه اکاذیب توسط بنده عدد ترتیبی مادر زهرا به عنوان چندمین همسر ( و نه لزوما دومین آنها!) می باشد.

شاید هم اسفندیار در آموزش علوم غریبه به مرحله ای مافوق علم و عقل بشری رسیده و بدون احتیاج به مادر تولید مثل نموده و بچه دار می شود!

* نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

ب)  طرح مطالب مربوط به محارب بودن همسر آقای مشایی و جریان بازجویی مشایی از ایشان و علاقمندی مشایی به ایشان

همسر آقای اسفندیار رحیم مشایی یعنی سرکار خانم شهربانو ذبیحیان لنگرودی(معروفه به طاهره یا مقدم ) فرزند ابوالفضل ش ش 249 صادره از تنکابن متولد  28/7/1338دارای کد ملی2219031586 دارای سابقه محاربه (عضویت در سازمان نفاق و بازداشت در خانه تیمی محاربین ) بوده است . این خانم برای انجام عملیات به یکی از خانه های تیمی آمده بود .وی قبل از دستگیری با خوردن قرص سیانور اقدام به خودکشی می نماید که با تلاش نیروهای امنیتی وقت از مرگ نجات می یابد.

یکی از برادران این خانم اعدام و یکی دیگر از آنها فراری و از عناصر رده بالای منافقین ساکن در آمریکا ست. فردی به نام حا. میم از کارکنان بازداشتگاه در خصوص نحوه حضور اسفندیار به عنوان بازجو در سلول این خانم متهمه اظهاراتی مهم نموده است که فعلا از بیان آن می گذرم.

حکم تعزیر در مورد این خانم صادر شده بود .

اما مسلماً و قطعاً اسفندیار پس از پذیرش بازجویی از این متهمه و به هنگام بازجویی  و انجام وظیفه ی امنیتی خود به او ابراز علاقه مندی نموده  و  نهایتاً  با پیوند قلبی و تشکیل زندگی زناشویی با یک متهمه منافق او را بعنوان شریک زندگی خویش انتخاب نموده است.

از باب العاقل یکفیه الاشاره و برای رجوع اسفندیار رحیم مشایی به وجدان ، از جناب آقای ض . غ  اهل کتالم نام می برم که در آن مقطع زندانبان در سپاه بوده و در نیمه های شب صحنه حضور اسفندیار در سلول متهمه را شاهد بود وپس ازاتمام حجت با حا. میم ...از سپاه تسویه حساب می کند و خارج می شود.باقی  مطالب با جزئیات را هم بگذاریم تا وقت دگر....

ماجرای دستگیری و نحوه ی بازجویی و دلبستگی اسفندیار رحیم مشایی به خانم ذبیحیان ( که در ارتباط با عملیات تروریستی به دنبال شناسایی و انهدام یکی از خانه های تیمی سازمان دستگیر و سپس به بازداشتگاه واحد اطلاعات سپاه رامسر منتقل گردید)نه تنها غیر قابل انکار بلکه با استناد به مستندات قابل تأکید است که :

طبق تحقیقات به عمل آمده پس از آشنایی و برقراری ارتباط  اسفندیار با این محاربه در زمان بازجویی ، با توجه به اینکه اتهام او مشمول مجازات اعدام و یا حداقل حبس طویل المدت بوده ولکن با اعمال نفوذ و پرونده سازی خلاف واقع ، پس از حبس کوتاه مدت به عنوان تواب وی را از زندان آزاد و پس از چندی با او ازدواج می نماید.

پیچیدگی این توبه سازی بویژه آنجاست که این خانم با تنها خواهرِ تنی اسفندیار و بختیار یعنی کافیه رحیم مشایی معروف به اشرف نیز قبل از دستگیری در لینک یکی از زنان مسئول سازمان جهنمی محاربین با نام خانم جعفری همراهی داشته اند.

* نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

ج) مداخله مشایی در درگیری با منافقین و نقش ایشان در دستگیر نشدن منافقین

بنده در اصل نامه منتشره در اینجا (سایت عماریون) نوشته بودم :

آیا در صحت معلومات ذیل می توان تردید نمود؟...

برای درک پیچیدگی این موضوع تنها از باب نمونه میتوان برای تقریب به ذهن ، حمله ی گروهک نفاق و همکاران گروهک پیکاری ایشان در 16/1/1360 را به پایگاه بسیج شهر کتالم مرور نمود:
در این تاریخ طیّ یک عملیّات ، منافقین با به کار گیری تیم 13 نفره ... با کمک و همراهی یک عامل نفوذی به نام "طاهر چمنی" ... به مقرّ حوزه ی بسیج شهر کتالم حمله کرده که در جریان آن فرمانده ی وقت حوزه "نظام الدّین خلعتبری" و "حجّت الله رستگاری" به شهادت رسیدند.
بعد از دستگیری "طاهرچمنی" و اعتراف او به دست داشتن و هدایت عملیّات توسّط "کورش {رحیم مشایی برادر اسفندیار}" ؛ با استفاده از شنود مکالمات ، مخفیگاه وی لو رفته و نهایتاً در تهران دستگیر می شود .

لازم است توضیح دهم از روش های سؤال برانگیز دیگر عملکردهای آقای اسفندیاررحیم مشایی در آن دوره  حذف سریع متهمانی است که بعضاً از اعضای تشکیلاتی سازمان بوده و به استناد شواهد و قرائن موجود؛ سابقه و اطلاعات جامعی از اهداف ، استراتژی و رویکرد مشی مسلحانه ی سازمان ، لایه های درونی و احتیاطی ، نحوه ی پشتیبانی ، آشنا با مقرهای نظامی و مخفی گاههای سلاح و مهمات و دیگر تیمهای تروریستی سازمان داشتند.

این افراد متأسفانه پس از شناسایی و دستگیری در طیّ مدت زمانی کوتاه بدون تخلیه ی اطلاعاتی حسب اوامر اسفندیار چه بسا به هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای سوابق خود و خانواده اش معدوم گردیده اند.

علاوه بر توضیحاتم در پاسخ به بند دیگر اتهامات وارده ( یعنی اعدام سریع "داوود طالش شریفی" حسب دستور "اسفندیار" بدون توضیح قانع کننده وقطع امکان تداوم بازجویی لازم برای دستگیری عوامل مرتبط دیگر و نیز اعدام سریع حسین شاه منصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان؛ و فیروز رحیمیان که سر پل های منافقین را می توانستند در تداوم بازجویی ها افشا نمایند) تأکید می کنم که طاهر رضایی چمنی عامل نفوذی منافقین در حوزه ی بسیج کتالم نیز به حکم آقای مشایی قبل از تخلیه ی لازم اطلاعاتی اعدام گردید! و باز هم توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون احکام لازم قضایی!

*  نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

د ) بحث تلاش آقای مشایی برای فراری دادن برادرش

از جمله مصادیق روشن و غیر قابل انکار این نحوه ی عملکرد می توان به عملیات تروریستی گروهک محاربین در تهاجم به مقر حوزه ی بسیج کتالم از توابع رامسر که در تاریخ 16/5/1360 صورت گرفت و منجر به شهادت فرمانده ی حوزه ی بسیج و یکی دیگر از نیروهای بسیجی گردید اشاره داشت.

تنها برادر تنی اسفندیار به نام بختیار رحیم مشایی با اسم مستعارکوروش رحیمی (روح الله) می باشد...

بختیار رحیم مشایی (معروف به کوروش رحیمی و در پاره ای موارد پس از زندان نام روح الله هم استفاده مینماید.)

از مرتبطین مستقیم با تیم محاربین تحت امر ماشا الله سعیدی(از سرکردگان اصلی تشکیلات جهنمی محاربین خلق در شمال کشور) .

کوروش از بنیانگذاران و شورای مرکزی سازمان نفاق در منطقه کتالم بوده است.بعد از اعلام جنگ مسلحانه از سوی سازمان منافقین وی وارد فاز نظامی می شود

از عوامل مستقیم عملیات سرقت مسلحانه به بانک صادرات و ملی سادات محله رامسر .

فرمانده عملیات حمله به پایگاه بسیج کتالم.

در این مورد کوروش و همدستانش با شهادت دو نفر از نیروهای بسیج کتالم به نام های حجت اله رستگاری و نظام الدین خلعتبری متواری و در خانه تیمی خیابان سید جمال الدین تهران - در اصل منزل یکی از اقوام(فرزندان عموی) او صدیقه و جواد رحیم مشایی - مخفی بوده که پس از بازداشت طاهر چمنی که صریحا اعتراف می کند با پیشنهاد کوروش (بختیار) رحیم مشایی و گذراندن آموزشهایی نزد او به تشکیلات بسیج نفوذ کرده و اطلاعات و اخبار خود را به کوروش منتقل می نموده ؛ ضابطان دادستانی با استفاده از شنود مکالمه تلفنی کوروش ؛ از مخفیگاه کوروش و همدستانش، با خبر و توسط سپاه تهران (مجموعه ی شهید اعرافی) در منزل محل مخفی شدنش به همراه 4 محارب دیگر دستگیر گردیده و به نقش مستقیم خود اعتراف می نماید.

حتی چهار نفر از اعضای سپاه رامسر به نام های شهید علی سلیمان نژاد(فرمانده وقت سپاه رامسر) ، هادی پیامی، عادل مشایی و بهرام قربانیان در مسیر انتقال کوروش به رامسر پس از شنیدن اعتراف وی به دست داشتن در این عملیات با علم به اینکه اسفندیار مانع از اعدام برادرش خواهد شد تصمیم به کشتن وی می گیرند که بعلت مخالفت یکی از این چهار نفر منصرف و وی را تحویل اسفندیار می دهند و با دخالت اسفندیار مجازات کوروش به حبس  ابد و سپس با تحمل کیفر و عدم اثبات آزاد می شود.

گفته شده اسفندیار با ترفندی اقدام به کشتن 6 نفر منافق بدون گرفتن و محاکمه توسط دستگاه قضایی به دست این 4 نفر می نماید و با تهدید آنها را مجبور به سکوت در مقابل جریان برادرش می نماید. سرانجام با تلاش زشت اسفندیار و تهدید و تطمیع دو شاهد این حادثه ، کوروش ابتدا به حبس ابد و سپس بعلت تواب شدن به سه سال حبس محکوم می شود.

*  نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

ه ) ذکر این مطلب که در میان دوستان حلقه های محفلی و بسیار نزدیک وی افرادی که دارای سوابق گروهکی نظیر منافقین ، توده ای و چریک فدایی

سابقه ی تحارب با جمهوری اسلامی از طریق سازمان منافقین در اطرافیان و خانواده ی نسبی و سببی مشایی مثال زدنی است : برادر خانمِ بختیار هم سابقه ی فوق و زندان به همین دلیل را دارد. برادر فوت شده ی دیگراسفندیار، ناصر رحیم مشایی همین سابقه و اخراج از آموزش و پرورش. علی صالحی خواهرزاده ی اسفندیار به دلیل همان سابقه اعدام شده . احمدرضا رحیم مشایی اعدام شده و در حیاط منزلش در کتالم رامسر دفن شده یعنی حتی مردم بدلیل نفرت از جنایاتشان ، اجازه ی دفن جنازه ی این محاربین را در مقبره ی عمومی نداده اند. صدیقه رحیم مشایی  همان سابقه از اقتصاد و دارایی اخراج شده .عظیم رحیم مشایی پسر اکبر عموی اسفندیار ؛چندین سابقه ی زندانی و فعلاً متواری و خارج از کشور از نیروهای فعال سازمان کثیف و جهنمی منافقین بوده است.عبدالکریم رحیم مشایی کارمند بانک در گیلان با همان سابقه اخراج از بانک،ساپورتر مالی و امکاناتی برای تیمهای آدمکش سازمان جهنمی.جواد رحیم مشایی کارمند فرودگاه مهرآباد با همان سابقه دستگیر و اخراج شده.خجسته رحیم مشایی فعلاً خانه دار همان سابقه و زندانی داشته.

طاهره ذبیحیان همسر اوّل اسفندیار همان سابقه و در اعضای خانواده ی او نیز به همین ترتیب.محمد رضا رحیم مشایی پسر عموی دیگر الان ساکن آمریکا

سپیده (دختر عموی اسفندیار و فرزند عبدالکریم)  شهردار رامسر هر دو برادرش از منافقین بوده و در حال  حمل بمب  و مواد منفجره دستگیر شده بودند.

این لیست گوشه ای از وضعیت اعضای خانواده و فامیل آقای مشایی است و در صورت علاقمندی جناب آقای مشایی به بررسی وضعیت سوابق توده ای و تحارب دوستان و آشنایان و اطرافیان وی در افکار عمومی لیست بعدی را می توانم به سادگی در اختیار افکار عمومی قرار دهم.

نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

و) عضویت پیگیر و فعال آقای رحیم مشایی در تأسیس تشکیلات حجتیه در مازندران

توضیح اینکه شخص آقای مشایی در صحبت با اینجانب با همین الفاظ به این سابقه ی خود اشاره و افتخار نموده است هرچند که می گفت پس از امر امام خمینی به مسئولان سپاه پاسداران , او از انجمن فاصله گرفته بود.او در زمان بیان این عبارات به بنده بر غیر قابل انکار بودن این عضویت و افتخار خود بر آن تأکید داشته است و اگر ذره ای به وجدان و ضمیر خود (که نمی دانم با چه صفتی باید از آن یاد کنم ) رجوع کند می داند حداقل این مطالب را به هر توجیه و دلیلی شخص خودش به شخص بنده که بیان داشته است.مستندات این ارتباط و ارتباطاتش با تاج لنگرودی که قابل انکار نیست...

*  نشر اکاذیب :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل کذب محض است :

ز ) ارتباط با شخصی به نام مرتضی لطیفی

در توضیحات دفاعی ام در بند یکم اتهاماتم (در فوق )اشاره کردم که در نامه ام به شکل مفصل به نحوه ی ارادت پابوسانه ی اسفندیار رحیم مشایی به قدرت الله لطیفی پرداخته ام.در اثبات این ارتباط همین بس که

پس از فوت "قدرت الله لطیفی" ، "مشایی" با تعطیل نمودن تمام کارهای خود در مراسم تشییع جنازه ی او در حسینیه ی بیت الرّقیّه در خیابان پنجم نیروی هوایی 29 مرداد 1386 شرکت کردندو سنگ تمام گذاشتند.

* توهین :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل مصداق توهین است :

پابوسی احمقانه مدعیان ارتباط با ولی عصر در صدر نامه .

توضیح اینکه بنده در تیتر نامه خود آورده بودم :

آقای مشایی ازدواج موقت و تعدد زوجات حلال است نه پابوسی احمقانه مدعیان ارتباط با ولی عصر

همچنین در قسمتی از متن نامه خود عیناً نوشته بودم :

اوج نمود انحرافات عقیدتی "اسفندیار" ناشی از ایمان او به ادّعاهای احمقانه ی "قدرت الله لطیفی نسب" (از اعضای تولیت مسجد جمکران) ... می باشد.
نامبرده از بزرگان مرتبط انجمن حجّتیّه و مدّعی ارتباط با امام زمان و دارای مأموریت از جانب امام زمان !!!برای انجام برخی امور بوده و از طریق "کاظم کیاپاشا" ...


برای نمونه قسمت هایی از مطالب مطروحه توسّط "مرتضی لطیفی نسب" {پسر قدرت الله } در دوّمین سالگرد فوت پدرش {که علنا در سایتهای رسمی منتشر گردیده بود} عیناً نقل می شود :
ویژه نامه ... " قدرت الله لطیفی نسب" : ...بعد از سه روز روزه و بی افطاری : در حجره دیدم سیّد بزرگوار نورانی است که متوجّه شدم خود حضرتند.حضرت (امام زمان )به من فرمودند شما چای برایم درست کن(!!!)...از این نان و خرما و کباب ...به کسی ندهید(!!!) این مخصوص خود شماست... دیگر در مشهد نمان... به تهران برو و ...
( مرتضی لطیفی نسب پسرش: ) هر چه عنایت خاص فضائل و کمالات انسانی ایشان {قدرت الله } داشت با عنایت حضرت {امام زمان }در همان شب کامل شد(!!!)
(قدرت لطیفی نسب:) {امام عصر(عج)} دم رفتن مشتی پول خُرد در دو دستم ریختند و فرمودند :اینها را بگیر ولی نشمار. زیر پوست تخت بریز و استفاده کن .
( مرتضی لطیفی نسب پسرش:) ایشان(پدرم)... (گفتند در 1348) به مسجد مقدّس جمکران مشرّف می شوند .50 نفر دیگر هم بودند...دیدم از در ورودی سه نفر تشریف فرما شده اند و حضرت {امام زمان} جلوی بقیّه .سلام کردم و دست آقا را بوسیدم.آقا فرمودند بلند شو و اقدام کن مسجد ما را از این وضع بیرون بیاور .وضع بهداشتی اش را درست کن ...ما هم کمکت می کنیم(!!!)...حضرت {امام زمان }کارتی به دست من دادند که یک طرف آن اسماءالله بود و طرف دیگر آن نقشه ی جدید مسجد با یک گنبد و دو گلدسته و قسمت مردانه و زنانه با زیرزمین آن.

{امام زمان} فرمودند"این نزد تو باشد ما به موقع آن را از تو می گیریم."امتثال کردم و آن را گرفتم و بوسیدم.فضا خیلی نورانی و معطّر شده بود. فرمودند شما سراغ آقای" احمدی" بروید.او خودش کارها را درست می کند...
آقای" احمدی" رئیس سازمان اوقاف (رژیم ستمشاهی) در تهران بود. آقای" احمدی" از ساعت 8 صبح که ماجرا را شنید تا حالا گریه می کند.از من پرسید واقعاً آقا امام زمان نام مرا بردند؟ ماجرا را گفتم . او گفت ما ترتیب کارها رامی دهیم.شما یک هیئت امنای 5 نفره تشکیل بدهید.در روز 17 ربیع الاول همزمان با ولادت پیامبر اکرم کلنگ را زدیم و این سرآغاز جهانی شدن نام امام عصر به برکت مسجد جمکران بود(!!!)
...حضرت {امام زمان} پیغام دادند چاهی را که می خواهید بزنید در آینده به مشکل می خورید. حضرت جای دیگر را مدّنظر داشتند.آن نقطه را نشان دادند...
آقا (پدرش قدرت الله )نظرشان این بود که حضرت(امام زمان) دو ظهور دارند: آفاقی و انفسی. ظهور انفسی حدود 55 سال پیش (آنهم با کلنگ حاج" قدرت الله خان! لطیفی نسب")شروع شده و از آن به بعد آرام آرام نام و یاد حضرت در همه جا جاری است.
پدرم جامع صفات انسانی و ملکوتی بودند(!!!)سیر الی الله را با ولایت خاندان عصمت و طهارت و با محبّت و عشق امام زمان خویش طی نموده بودند...اگر قلب انسان دائماًمتوجّه و متوسّل به حضرتش باشد همه ی دستورالعمل ها و راهکارهای طریق بندگی و سیر کمال انسانی به سینه ی انسان اشراق می شودو مربّی عالم وجود هدایتگر سیر ملکوتی شده و ما را از انحرافات باز میدارد...
حضرت طیِّ پیامی توسّط یکی از نزدیکانش ، ایشان و هیئت امنا مخصوصاًآیت الله "واحدی" را تشویق و ترغیب می کنند....از همین دست است ساختن چندین مسجد در تهران و دیگر شهر ها و تعمیر بقعه ی چندین امامزاده و امکنه ی متبرّکه از جمله امامزاده اسحاق مازندران و ...
در سال 1375 همین آقای مدّعی یعنی "قدرت الله لطیفی" (تولیت مسجد جمکران)با خودروی "کاظم کیاپاشا " (که حالت جانشین او را داشته ) از جمکران تا منزل "اسفندیار" ( در منطقه ی فرمانیه ی تهران ) آمد و بیش از دو ساعتی میهمان او بود تا به آنها بشارت هایی از آینده بدهد!!!
"اسفندیار"و همراهانش برای استقبال از "لطیفی"در ابتدای کوچه منتظر بوده و پس از پیاده شدن نامبرده به حالت سجده خم شد تا پای اورا ببوسد !!!

 

تأکید میکنم و خدمت دوستانم درس پس می دهم که ذیل کلمات گهربار معصومین و فرمایشات مراجع عظام تقلید ، بویژه حضرت امام خمینی(قدس سره)و مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) ،ادعاهای مدعیان ارتباط با امام زمان (عده ای که به این دکانداری ها میپردازند) صحیح نبوده و به دور از عقل و معمولاً ناشی از شیطنت و انحراف و در بهترین حالت ناشی از کم خردی و یا حمق و بی تقوایی مدعی و یا کم ظرفیتی و بله باورداران به این ادعاهای فاقد حجت و حجیت است. ذیل این منطق بنده ادعاهای مطرح شده توسط قدرت الله لطیفی را احمقانه خوانده و پابوسی مدعیان ارتباط و دارای مأموریت خاص را نیز اکیدا از روی کمی خرد و حمق انجام دهنده و دوری اش از فرهنگ فقاهت و مرجعیت میدانم.

 

* افترا :

وکلای محترم به نمایندگی از طرف اسفندیار خان رحیم مشایی گفته اند : مورد ذیل مصداق افتراء است :

آمریت مشایی در قتل چند نفر...

توضیح اینکه بنده در اصل نامه منتشره در اینجا(سایت عماریون) نوشته بودم :

آیا در صحت معلومات ذیل می توان تردید نمود؟...

پس از آنکه نهایتاً "داوود طالش شریفی" دستگیر میشود، با ممانعت "اسفندیار" زندانبان ودیگران موفّق به برقراری ارتباط با "داوود" جهت اخذ اطّلاعات لازم درباره ی عملیات کمین منافقین نمی شوند.باز هم بهت آور است که در اثنای این کش و قوس، "داوود طالش شریفی" ظاهراً حسب دستور "اسفندیار" بدون توضیح قانع کننده اعدام انقلابی میگردد!!!
بعد ها بدلیل عذاب وجدان برخی مباشران در این قتل و قتل های مشابه نیروهای تحت مدیریت "اسفندیار"، پرونده هایی در مراجع قضایی تشکیل و پیگیری گردید که حتّی نمونه ای از آن تا سالهای پایانی دهه ی 70 هم در سازمان قضایی نیروهای مسلّح در مازندران و سمنان درحال رسیدگی بود.

جالب اینجاست که غالب قربانیان شهودِ کلیدی درباره ی عناصر نفوذی گروهک ها در سپاه یا شهودِ کلیدی اثبات نقش مستقیم و سوابق اعضای خانواده ی (نَسَبی و یا حتّی بعداً سَبَبی !!!)"اسفندیار" در به شهادت رساندن پاسداران و بسیجیان منطقه بوده اند.

نه تنها بر صحت مطالب فوق تأکید می کنم بلکه اکنون با بیان اینکه باز از مصادیق دیگر این نوع اعدام های عجیب ، غیر قابل باور و شک برانگیز می شود به تیر باران 4 تن از اعضای گروهک محاربین به نامهای  :

حسین شاه منصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان؛ و فیروز رحیمیان اشاره کرد که توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون حکم قضایی به قتل رسیدند؛ ضرورت دقت مضاعف افکار عمومی و مسئولان مسئولان دستگاه قضا را به این بی تقوائی ها که در خوش بینانه ترین تحلیل ها ، ناشی از بی کفایتی آقای اسفندیار رحیم مشایی داشته است جلب و من تقاضای پیگرد قانونی دارم.عوامل تحت امر آقای مشایی که به اجرای این اعدامها پرداختند به نامهای هادی پیامی،عادل مشایی،بهرام قربانیان وغلامعلی سلیمان نژاد قابل اشاره اند.

غیر قابل انکار است که در خصوص اعدام افراد یادشده ، پس از چندی توسّط خانواده شان شکایتی علیه نیروهای مباشر و آمر در عملیات سپاه رامسر به مراجع قضایی تسلیم گردید که در جریان رسیدگی به آن آقای اسفندیار رحیم مشایی (قائم مقام واحد اطلاعات وقت سپاه رامسر ) هم چند جلسه در جایگاه متهم جهت بازجویی به دادسرای نظامی احضار گردیدکه فعلاً قصدم ورود به جزئیات نمونه های فوق نیست و به سادگی قابل استعلام از مراجع قضایی مربوطه میباشد ...

حسین رستمی - مدیر پایگاه مقاومت سایبری عماریونپ




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 669
  • بازدید دیروز: 3272
  • کل بازدیدها: 9454528