سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
دوشنبه 91 بهمن 16 :: 4:30 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
در تاریخ 30 آذرماه منتشر شد:
 جوابیه ستاد اجرایی کتاب های فجر
ابوالفضل صادقی مدیرعامل راهبرد اقتصاد فردا و رییس ستاد اجرایی کتاب های فجر در جوابیه ای که در تاریخ 30 آذرماه و به امضای شخص دیگری "از طرف" امضا شده است، به مطلب " کتاب های فجر و تبلیغ گسترده عرفان های کاذب " عکس العمل نشان داد. فرزانگان امیدوار ضمن تبعیت از قانون مطبوعات، خبرگزاری ها و سایت های خبری به انتشار این جوابیه اقدام می کند. ضمنا نکاتی در این جوابیه مطرح شده است که دیدبان حق پیگرد قانونی و جواب را برای خود محفوظ می داند.
متن کامل جوابیه ابوالفضل صادقی در ادامه می آید:
دبیر فرهنگی سایت خبری دیدبان، احتراما متن جوابیه اینجانب (ابوالفضل صادقی) در رد اتهامات سایت دیدبان ارسال می گردد. لطفا در اسرع وقت نسبت به درج جوابیه اقدام نمایید:
28 آذر 1391
سپاس پروردگاری را شایسته است، که بخشنده و مهربان است. 
بگو ای رسول ما ، من پناه می جویم به پروردگار آدمیان. مالک و حاکم آدمیان. به یکتا معبود آدمیان . از شر شیطان وسوسه گر پنهانکار، آن شیطان که در درون سینه انسانها وسوسه می کند. چه آن شیطان از جنس جن باشد یا از جنس انسان. 
از امیرالمومنین علی علیه السلام پیشوای خود، در وصیت نامه اش به امام حسن علیه السلام آموختم که چگونه باید با افراد تند خو رفتار کرد؛ 
" ای حسن به هوش باش که با مردم تند خو مدارا قویترین حربه پیکار است و سیلاب خروشان در آغوش اقیانوس آرام گیرد. پیروزی در برابر دشمن منحصر به آن نیست که در حملات نبرد شهامت بیشتر کنند و بر تهور بیافزایند، ابزار فضیلت و اخلاق که دشمن را شرمسار کند نوعی از پیروزی است که بی قعقعه سلاح و همهمه سپاه بدست آید." 
سایت های خبری به ویژه سایت دیدبان و رسانه ها از کتاب های فجر چه می دانند. تحلیل گر آنها کیست؟ سبقه او چیست؟ چگونه می تواند صداقت در گفتار و روشن بینی خود را ثابت کند؟ آیا صادقانه با مردم صحبت می کنند؟ 
چرا سایت دیدبان پژوهش ها و برنامه های خبری خود را با مخفی کاری می آمیزد و چنان در گوش جان مخاطبان هم چون خناس می دمد که مخاطب می رود تا باور کند فکر و تحلیل این سایت، تحلیل خود اوست! 
نویسنده کتاب های فجر یا همان ابوالفضل صادقی کیست؟ 
آیات نورآنی 7 و 8 سوره زلزل ویژه حسابرسی است، با هم مرور کنیم. این آیات پشت انسان را می لرزاند و نشان می دهد که حسابرسی خداوند در آن روز فوق العاده دقیق و حساس است و ترازو های سنجش عمل در قیامت آنقدر ظریف است که حتی کوچکترین اعمال انسان را وزن می کند و به حساب می آورد. ایمان و اعتقاد عملی به همین سوره برای مسلمان بودن کافی ست. 
آیه 11 از سوره مبارکه نور، قوت قلب است برای من. در این آیه مومنانی را که از ایراد تهمت ناروا به شخصی پاک دامن سخت ناراحت شده بودند، دلداری می دهد و می فرماید : " گمان نکنید که این ماجرا برای شما بد است؛ بلکه برای شما خوب است" چرا که در این ماجرا، پرده از نیات پلید گروهی از مسلمان نماها برداشته شد و از سعادت یک جامعه صالح است که منحرفان در آن مشخص شوند و بدین وسیله مردم درستکار، به وضعیت شان بیناتر شوند. 
پروردگار دانای نهان، برهر نیتی آگاه است و بر افکار و اعمال ما نظارت دارد. با خود خلوت کنیم و از درگاه خداوند بخواهیم که ما را به راه راست که همان را ائمه معصومین علیهم السلام است هدایت نماید. شاید رستگار شویم. 
می خواستم جواب دروغ پردازی های برخی سایت ها به ویژه سایت دیدبان را بدهم، اما زمانیکه قرآن کریم را گشودم به یاد آیه 235 سوره بقره افتادم که در خصوص بحث فضیلت حلم و بردباری است. حلیم کسی است که در عین توانایی ، در هیچ کاری قبل از وقتش شتاب نمی کند و در کیفر مجرمان عجله ای نشان نمی دهد. مصداق کامل این سخن، خداوند تبارک و تعالی است. اما در آیه 114 سوره توبه قرآن کریم حضرت ابراهیم علیه السلام را حلیم می داند یعنی او نیز چنین است. در روایتی آمده است که امیرالمومنین علی (ع) شنید که کسی به قنبر – خدمتکار و یار با وفایش – دشنام داد و قنبر خواست مقابله به مثل کند. امام او را صدا زد و فرمود: " آرام باش و کسی را که به تو دشنام داد، رسوا شده رها کن. که در این صورت خدای رحمان را راضی کرده ای و شیطان را خشمگین کرده ای و دشمنت را مجازات کرده ای. قسم به خدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید، انسان با ایمان با هیچ چیزی همانند حلم و بردباری، خدای خود را خشنود نمی کند و شیطان را با هیچ چیز همانند سکوت خشمگین نمی سازد و آدم احمق را به خاطر کار زشتش با هیچ چیزی مثل سکوت در برابر { بی ادبی های او} مجازات نمی کند. (سفینه البحار ، جلد 2 صفحه 323) 
نویسنده ناشناخته سطور سایت دیدبان که مرا به ناشناخته بودن متهم ساخته، در ابتدا گفته «انتخاب عناوین کتاب ها نیز ابهامات فراوانی داشت و اصلا به حال و هوای طرح نمی خورد.» حال آنکه معلوم نیست از طرحی که به عنوان طرح ملی کتابخوانی معرفی شده، انتظار کدام حال و هوا را داشته است و مبهم بودن عناوین کتاب ها از نظر وی به چه معنا بوده است؟ آیا نام کتاب ها گویای محتوای آن ها نبوده ؟ یا کتاب ها قابلیت خوانده شدن توسط عموم مردم را به عنوان یک طرح ملی ندارد ؟ 
در جای دیگری اتهام زده شده که «کتاب های فجر شامل سه کتاب شخصیت شناسی و یک کتاب دینی است. نکته جالب این است که در ابتدا مجموعه سه جلدی با عنوان "تیپ شخصیتی خود را بشناسید" منتشر شده و کتاب چهارم یا همان "علی (ع) به فرزند فاطمه (س) چه گفت؟" - که اخیرا تنها همین کتاب در تبلیغات تلویزیونی تبلیغ می شود - بعدا و به صورت مجزا چاپ شده است.» در صورتی که از ابتدای طرح که اردیبهشت ماه سال جاری در 25 امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آغاز شد، هر چهار کتاب در قالب یک بسته ارائه شده و اولین تبلیغات تلویزیونی کتاب نیز ماه ها بعد از آن آغاز شده است. 

تصویر چاپ اول کتابهای فجر که همزمان با 3 کتاب دیگر چاپ شده است 
در رابطه با اینجانب در ابتدا نوشته شده «هیچ اطلاعاتی از تخصص و تحصیلات نامبرده موجود نیست» و اندکی جلوتر عنوان شده «البته صادقی پیش از این کتاب هایی را به رشته تحریر درآورده بوده که بیشتر در حوزه تجاری و بازاریابی است.» و نویسنده تکلیف خود را ندانسته که بالاخره ابوالفضل صادقی ناشناخته است یا دارای سابقه شناخته شده ؟ 
وی ادعا کرده عناوین و محتوای کتاب هیچ ارتباطی با شعار طرح «راه حـلی بـرای زنـدگی بهتـر و شـادتـر و استحـکام بنیـان خـانـواده » ندارد، اما سوال بنده این است که شما اگر بخواهید در قالب فرهنگ کتابخوانی و با توجه به وضعیت موجود زندگی در خانواده های ایرانی، آن را تحکیم ببخشید، به سمت چه مضامینی می روید؟ آیا جز این است که عمده مشکل زندگی های کنونی عدم شناخت درست یکدیگر و نداشتن ارتباط صحیح و موثر به خاطر فقدان درک بنیان های ارتباطی است؟ آیا توصیه های امیرالمومنین علی علیه السلام به فرزندش، نمی تواند راهگشای زندگی کنونی ما باشد؟ 
در بخش دیگر، نویسنده تلاش بسیاری داشته تا کتاب های طرح فجر را با فرقه های عرفانی نوظهور و صهیونیست و چنین جریان هایی مرتبط سازد، اما سوال اینجاست به راستی اگر ما در طرح فجر به دنبال چنین جریان هایی بودیم، چه لزومی داشت که یکی از کتاب ها را به سخنان بدون تفسیر پیشوای شیعیان اختصاص دهیم که آن وقت بخواهیم نظریه های کابالیست ها را در سه کتاب دیگر ترویج کنیم؟! 
به نظر می رسد شتابزدگی بیش از حد فرد در نگارش مطلب مذکور و تناقض گویی های وی کاملا آشکار است. 
چرا که با مراجعه به کتاب شوریادگیری (تألیف اینجانب) که در ذیل مطالبی از این کتاب مربوط به عرفان های کاذب می باشد، با شخصیت و تفکرات نویسنده کتابهای فجر بیشتر آشنا می شوید. 
رهبر فرزانه انقلاب در پیام به کنگره بزرگداشت علامه قطب الدین شیرازی چه نیکو فرمودند: " با وجود چنین الگوهایی ، لزومی ندارد که ما افرادی را از اعماق تاریکی های قرون وسطای اروپا بیرون بکشیم و آنان را به عنوان یک شخصیت معرفی کنیم." 
حال جای سوال است؛ چرا سایتی که ادعای جریان شناسی دارد فردی مانند گورجیف را از اعماق تاریخ بیرون می کشد و با اتهام نا مربوط به کتابهای فجر ارتباط می دهد. 
پژوهشگران به اصطلاح فرهنگی و خبری سایت دیدبان، شما با چه توجیهی این رهنمود را نادیده گرفته اید. و چقدر راحت و براساس حدسیات خود و بدون هیچ دلیل مدرک و سندی تهمت می زنید؟! 
این افکار متهورانه ای است که کتابهای فجر، عرفان های کاذب را ترویج می دهند و خبرهایی این چنینی برپایه یک مشت تئوری هرج و مرج بنا نهاده شده است. بروید کتابهای فجر ، کتاب شور یادگیری، کتاب شما هم روزی مدیر می شوید و کتاب دانشگاه نروید تألیف اینجانب را با دقت، جستجوگرانه و موشکافانه ورق بزنید، شاید متوجه شوید، اگر خدا بخواهد. 
راهبرد سه کتاب تیپ شخصیتی خود را بشناسید شامل کتاب تیپ های احساسی، کتاب تیپ های ذهنی و کتاب تیپ های حرکتی چه می تواند باشد؟ 
در این سه کتاب به ویژگی های هر یک از شخصیت ها پرداخته شده، نقاط قوت و ضعف آنها شمرده شده و در انتها برای هر شخصیت کلامی از امیرالمومنین علی علیه السلام آورده شده است. انیگرام (تیپ های شخصیتی 9 گانه)این را می گوید و علی (ع) در 14 قرن پیش چنین گفته است و این نشان دهنده این است که فرهنگ اسلام خیلی جلوتر از اینها نقاط ضعف و قوت انسان ها را بیان داشته است. 
به راستی چه می توان کرد تا، خانواده های تک سرپرست، زن و شوهری که سابقه ازدواج قبلی دارند، خانواده های بدون فرزند و یا تک فرزند و کسانیکه که تنها زندگی می کنند فزونی نیابد. این یعنی استحکام بنیان خانواده و استحکام جامعه ایران اسلامی. 
گر تو بهتر میزنی بستان بزن 
به درگاه پروردگار دعا می کنیم که در برخی رسانه ها خطایی نا آگاهانه در مورد کنابهای فجر اتفاق افتاده باشد و عمدی در کار نباشد. 
با افتخار می گویم؛ من بخش کوچکی از تاریخ زنده بچه های بسیج در جبهه های جنگ هستم. ولی اکنون دلگیر شده ام. برخی سایت ها نخوانده و با یا غرض ورزی از کتابهای فجر می نویسند ولی هیچ صحبتی از سابقه ما در جنگ و کتاب شور یادگیری نمی کنند. کتابی که تیراژ آن به 59 هزار نسخه رسید. کتابی که در آن عرفان های کاذب را رد کرده ام و شیوه درست مراقبه را ذکر نموده ام. ای کاش اصحاب محترم رسانه حداقل این کتاب را ورق می زدند بعد اقدام به سخن پراکنی می نمودند. 


البته ظاهراً دبیر خبری سایت دیدبان و برخی سایت های پیرو یا با دقت کتاب را مطالعه نکرده اند یا به طور عمدی صفحه 62 کتاب تیپ شخصیتی خود را بشناسید تیپ های ذهنی را هم عوض کرده اند. "روش انیگرام براساس یافته های دهها دانشمند و محقق پدید آمده است و من یافته های آنها را در زندگی خانوادگی و محیط کار خود (با گفتار بزرگ روانشناس تاریخ ؛ امام علی (ع) در آمیختم –قسمت داخل پرانتز را حذف نموده اند) و تا حد امکان به اجرا در آورده ام." 
چشمان سردبیر فرهنگی سایت دیدبان دچار کم سویی شده! و اصلاً مقدمه صفحه 12 کتاب علی (ع) به فرزند فاطمه (س) چه گفت؟ را ندیده و یا نخواسته ببیند! 
آقایان جریان شناس! اندکی بصریت و روشن بینی را چاشنی نوشته های خود کنید! چرا فیلم دیگران را همانند برخی سایت های غربی دستکاری می کنید؟ اسم مسلمان را برای خود می گذارید! این خیانت است و البته حق شکایت محفوظ است 
سر دبیر فرهنگی سایت در تماس تلفنی مورخ 28 آذر 91 به من می گوید؛ آقای صادقی می آمدید با مشورت ما کتابی بهتر و از آدم شناخته شده را به این شیوه اجرا می کردید حالا ظاهرا شما باختید و باید فاتحه این سایت را خواند! 
من در طول عمرم به هیچ کس رشوه نداده ام، در جایی که پای حق و حقیقت باشد کوتاه نیامدم و نمی آیم، بچه های جنگ فرمانده اشان امام (ره) بود متاسفانه ظاهرا شما بخاطر جایگاه تان، پست و مقام تان است که اکنون دلسوز نظام شده اید. ما بدون داشتن پست و مقام از ولایت با فکر و مالمان حمایت کرده و می کنیم چرا که اعتقاد درونی و عملی داریم. سایت دیدبان، گاف بدی دادید! 
برخی رسانه ها از جمله سایت دیدبان فکر کرده اند در مورد محتوای کتابهای فجر و همچنین نویسنده آن محاسبات دقیق انجام داده اند. بدون تردید بیشتر تحلیل هایشان موارد مغلوط ، گمراه کننده و آمیخته با عوامل دیگر است موج می زند و این ناشی از برآورد نادرست ، تعصب کورکورانه، افراط گرایی و شاید هم از بدشانسی محض دبیر فرهنگی خبرگزاری سایت دیدبان سرچشمه گرفته است. 
این استدلال که کتابهای فجر عرفان های کاذب را ترویج می دهد، بسیار ساده اندیشانه و البته از کار افتاده است. چراکه با مراجعه به کتاب شور یادگیری اینجانب ( آخرین سال انتشار مهر 1390 کل تیراژ 59 هزار نسخه) بدون تردید دچار سرگیجه می شوند. 

البته برخی سایت ها با هم سرایی کورکورانه خاموشی گرفته اند. آنها برای چه کسی ندای هل من مبارز سر می دهند؟ ایا مطمئن هستید که اشتباه نکرده اید؟ شاید هم قصد دیگری داشته باشید! 
بصیرت اجتماعی، بصیرت ذهنی، بصیرت احساسی و بصیرت معنوی شما ــ این 4 بصیرت رادر کتاب شور یادگیری بخوانید ــ کجا رفته است؟ 
ولی حقیقت ترس آور آن است که وقتی خبر رسانه ها در مورد کتابهای فجر بر تحلیل ها و مفروضات از هم پاشیده استوار گردد ممکن است با صدای دلخراشی به پایان برسد. آیا می دانید تیر را به سمت چه کسی نشانه رفته و در حال چکاندن ماشه هستید؟ 
شما می توانستید اطلاعات را دقیق تر، سالم تر و ارزان تر از واسطه ها به دست آورید و وقت خود را صرف شیار زدن بر زمین سرسخت هدر نمی دادید و افکار جامعه را منحرف نمی ساختید! 
حال که روزهای از پا افتادگی فرهنگ غرب را همه به تماشا نشسته اند (مراجعه کنید به کتاب شور یادگیری تألیف اینجانب) متاسفانه ماشه عمیق ترین نبردهای رسانه ای خود را به سمت خود نشانه رفته اید. البته ما بچه های جنگ یاد گرفته ایم چگونه تحمل خود را بالا ببریم و نظام را با افراد و خواص نسجیم. دلسوزان نظام هوشیار باشند و نباید اجازه دهیم برخی افراد نا آگاه، با تبلیغات مسموم، تفرقه هدفمند ایجاد کنند. اما حقیقت تنها همین نیست بروید کتاب شور یادگیری و کتابهای فجر را برای یکبار هم که شده مطالعه کنید. 
به گفته یک افسر نیروی هوایی؛ جنگ افزارها فقط به اندازه کسانیکه آنها را به کار می برند باهوشند. این قاعده شامل سایت ها و رسانه های خبری نیز می شود. 
اما از کدام آچار برای چرخاندن مغز مردم دارید استفاده می کنید. می خواهید تبلیغاتی راه بیاندازید که تبلیغات دیگران را بی اعتبار کند. برخی می خواهند عمده فروشی بی اعتقادی نسبت به نویسنده کتابهای فجر که البته باخرده فروشی فرق می کند، ایجاد نمایند. به فضل پروردگار موفق نمی شوید، که ایجاد شک و تردید راه بیاندازید و برخی دیگر سایت های مغرض قصد دارند نویسنده کتابهای فجر را پیامبر کفر و مادیگری نشان دهند، این را هم انشاء ا... موفق نخواهید شد. 
نگرفت، نمی گیره و نخواهد گرفت 
در پاسخ به تمامی اتهامات، نوشته ها و نگاره های غیر اخلاقی سایت دیدبان و برخی از سایت ها چکیده ای از کتاب شور یادگیری است که آخرین نوبت چاپ آن مهر 1390بود و اولین نوبت انتشار آن فروردین 1389 می باشد و آن را در محضر شما خوبان قرار می دهم که تا مهر 1390 ، 59 هزار نسخه از آن منتشر شده است. 
بخش هایی از کتاب شور یادگیری تألیف ابوالفضل صادقی را بخوانید و خود قضاوت کنید که ایشان تفکر انحرافی دارد یا مجریان سایت دیدبان! 
مطالب ذیل عیناً با همین تیترها در کتاب شور یادگیری می باشد و به زودی به فضل پروردگار پیش فروش چاپ هفتم آن از طریق سایت کتاب 57 آغاز می شود. 
ما کجائیم و به چه می اندیشیم؟ (تیتر صفحه 11 کتاب شور یادگیری) 
آن چه در جهان امروزی در حال عریان شدن است، این است که، اندیشمندان و روشنفکران غربی به خوبی یافته اند کلید حل مشکلات در تفکراتی نیست که منجر به محو انسانیت شود. غربی ها همیشه عادت کرده اند به دنبال راه حلی برای مشکلات باشند، اما توجه ای به عوامل درونی ایجاد کنندة مسائل و مشکلات ندارند. در نتیجه سال هاست در دام چرخة بی پایان راه حل های سطحی گیر افتاده اند. 
فرهنگ غرب به دلایل ساده و نظام علت و معلولی رویدادها اعتقاد دارد و پیوسته برای همة چیزهایی که با آن مواجه می شوند در پی پاسخ هستند. اما در ایران ما نه تنها به دنبال علت و معلول رویدادها هستیم بلکه در پی علل و عوامل موضوع های واقعی می باشیم و بیشتر در جستجوی وابستگی های درونی اتفاقات هستیم. غرب به زمان به صورت رقیب نگاه می کند، اما ما ایرانی ها زمان را دوست و هم پیمان خود می دانیم. در غرب، نهادهای اجتماعی به دلیل انفکاک شدید، در حال از هم گسیختن هستند و سلامت جسم از سلامت روح و روان جدا شده است. اکنون مردم زندگانی طولانی تر، اما سلامت کمتر دارند که هزینه های بیشتری بر دوش جامعه می گذارد. 
خوش بختانه فرهنگ غنی ما ایرانی ها هنوز درک خود را از روابط درونی زندگی، خانواده و اجتماع از دست نداده است. ما هنوز به خانواده و اجتماع علاقه مند هستیم و احترام می گذاریم، و این از ویژگی های جامعة ماست که ناشی از آموزه های قرآن و بهره گیری از اندیشه های بزرگ روانشناس تاریخ، علی (ع) است. البته ما نباید در برخورد با پدیده ها دچار غفلت و یا افراط و تفریط شویم. متأسفانه ما گاهی متوجه خطر نمی شویم زیرا حرکت آن آهسته است. 
ما گنجینه هایی همچون قرآن کریم و نهج البلاغه داریم که دریایی پُرگوهر است و انسان را خیره و مات می سازد. آموزه های قرآن و نهج البلاغه در 14 قرن پیش بیان شده است، اما انگار این سخنان گوهربار برای امروز گفته شده و گذر زمان بر آن بی اثر است. من در تألیف کتاب شور یادگیری از این خرمن پربرکت خوشه هایی چیده ام. 
وقتی کتاب شور یادگیری را می نوشتم، با خود می گفتم، اگر کتاب بتواند حسی متفاوت و ارزشمند به مخاطب منتقل کند و یا انگیزه ای ایجاد نماید، آن وقت منتظر باش تا کتابت، با استقبال پُرشور مواجه شود. ممکن است اهل کتاب برای استقبال کم نظیر از این کتاب دلایل متفاوتی متصور شوند، اما نگارنده شخصاً به لطف پروردگار، آن مقتدر دانا اعتقاد دارد. 

نویسندة این سطور به عنوان یک فعال اقتصادی، سعادت و ثروت را دو امر از هم جدا می داند. می توان ثروتمندترین انسان جهان بود، اما بی مهر خانواده، دوستان و جامعه، فقیرترین انسان ها بود. 
واقعیت این است که پول هنگفت می تواند سبب نکبت شود، حرص به لذت ها و اساس گمراهی را بنا نهد و انسانیت انسان را در هم شکند. 
چه بسا پول هنگفت، ما را در چنبرة چابلوسان و در دام ابلیس گرفتار کند. از امام علی (ع) در باب نکوهش تجمل گرایی روایت شده است: «پیرو شهوات، کسی است که ساختمان اشرافی بسازد و مرکبی را سوار شود که چشم های مردم را خیره کند و لباس انگشت نما بپوشد.» 
از طرفی بچه هایی که صاحب میراث کلان می شوند معمولاً زندگانی خود را عاطل و باطل می گذرانند و منتظر میراثند. چنین فرزندانی صاحب عزت نفس نمی شوند، چرا که عزت نفس با کار کردن به دست می آید. برای جامعه هم خوب نیست طبقه ای از افراد آن، میراث خوار باشند. وقتی امیر سخن علی (ع) اینگونه می فرمایند: «دل به دنیا بستن با تغییراتی که دیده می شود، نادانی است»، تکلیف انسان روشن می شود. چه خوب است بخشی از ثروت خود را برای جامعه ای صرف کنیم، که ثروت خود را از آنجا کسب کرده ایم. 
کتاب شور یادگیری در نگاه اول معمولی و ممکن است همانند سایر کتاب ها، عادی به نظر برسد، اما این کتاب پیامی دارد. علی (ع) می فرمایند: «دانش بدون موفقیت سودمند نباشد.» از این رو بر این باورم که، دانش حاصل از مطالعه باید مأمور رساندن ما به نتایج مؤثر در زندگی باشد. 
این کتاب بر تفکر و تدبر، متفاوت و مؤثر اندیشیدن و کسب مهارت های فردی تکیه دارد. پس از مطالعة کتاب ما باید بتوانیم برای پرسش های ذیل پاسخ های قانع کننده داشته باشیم. 
• آیا توانمندی ما همین است؟ توانمندی های مهم ما کدام اند؟ 
• توانمندی های ما پیش رفت می کنند یا پس فت؟ 
• آیا ما تاب دیدن موفقیت های دیگران را داریم و به آن ها با دیدة تحقیر نمی نگریم؟ 
• آیا به فرزندان خود یاد داده ایم که کنار پرت گاه بازی نکنند؟ 
• آیا ما می توانیم یادگیری های گذشتة خود را دستکاری کنیم و آنها را با گفتار علی(ع)‌ درآمیزیم؟ 
• علی (ع) در وصیت خود به فرزند فاطمه (س) چه گفت؟ 
• به راستی ما کجائیم و به چه می اندیشیم؟ 
به هر حال ما برای ادای دین به نسل های آینده، هیچ راه بهتری نمی توانیم پیدا کنیم جز اینکه تجربیات و آموخته های خود را با یکدیگر در میان گذاریم. همان طور که شما آموختید، ما نیز خواهیم آموخت. 
من شما را می بینم و از بودن و دیدن شما بسیار مسرورم (تیتر صفحه62 کتاب شور یادگیری) 
انسان ها برای توسعه و تقویت مهارت های فردی خود، از روش هایی نظیر «تمرکز قوای روحی و معنوی» استفاده می کنند. ذهن ناخودآگاه، به طور خودجوش عمل نمی کند و نمی تواند اهدافش را خودش تعریف کند. ذهن ناخودآگاه تأکید یا اصرار خاصی نیز بر موضوع خاصی ندارد. انتخاب روش های صحیح معنوی و روحانی می توانند در بهبود و افزایش کارایی ذهن ناخودآگاه تأثیر بسیار زیادی داشته باشند. 
یکی از روش های تمرکز و آرامش ذهنی، «مراقبه» است که با استفاده از تمرکز عمیق شروع می شود، و سپس فرد، به بیان ذکر می پردازد. البته ذکر در صورتی مفید است که همراه با تصفیه روح و تهذیب اخلاق باشد. 
اجازه دهید در اینجا مقداری از تجربۀ شخصی ام را در این خصوص (مراقبه) برایتان بیان کنم. من به این فرمایش امیرالمومنین (ع) که فوق العاده برایم مفید و مؤثر واقع گردیده است باور دارم که می فرمایند: «دعا، اسلحة دوستان خداوند است»، و من نیز اینگونه خود را مسلح می کنم. 
من گاهی چشمان خود را می بندم، تمرکز می کنم و به بیان و تکرار ذکر" الله"» می پردازم. در این هنگام حس می کنم خداوند در نزدیکی من قرار دارد، می بیند و صحبت های مرا می شنود، می داند و مطلع است بر هر آنچه که می کنم و می اندیشم و این اصل مراقبه است. مراقبه به معنای حضور دل است با خدا، وعبارت است از یقین بنده به اینکه خداوند درجمیع احوال عالم بر قلب و ضمیر و از رازهای درونی و خواست های ما آگاه است. پیامبر(ص) می فرماید: خدای را چنان پرستش کن که گویا او را می بینی و اگر نمی توانی این حس را در خود ایجاد کنی به حقیقت بدان که او تو را می بیند. 
اگر پس از پایان نماز، در معنای چند آیه از قرآن کریم تمرکز و تدبر صورت بپذیرد و سپس این کار را انجام دهیم بسیار مؤثرتر و شگفت انگیزتر می باشد. ضمن اینکه برای تمرکز آماده می شویم، قوت قلب بیشتری پیدا می کنیم، و آرامش، اطمینان و تمرکز به تمام وجود انسان همانند آبشار سرازیر می شود. به راستی که انسان هر وقت یادی از خدا کند، معلوم می شود اول، خدا یادی از بنده اش کرده است. 
تدبر در آیات قرآن، حضور دل و ارتباط آگاهانه با خداوند، پیامی را به همراه دارد. من شما را می بینم و از بودن و دیدن شما در این حالت بسیار مسرورم. 
همچنین اگر در این روش، از ذکری استفاده کنیم که معنادار باشد (به طور مثال کلمة الله)، ذهن ناخودآگاه آرایش بهتری می گیرد؛ چرا که ذهن ناخودآگاه کلماتی را که به کار می برید ثبت و ضبط می نماید، و اگر کلمه ای را نشناسد و یا اینکه کلمه ای را به کار ببرید که باوری نسبت به آن ندارید پس می زند. شرط نتیجه گیری از انجام این روش، تمرینات متمرکز است که البته با صبر و حوصله و دعا بدان دست پیدا خواهید کرد. حضرت علی (ع) می فرمایند: «ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد.» 

همان گونه که در این فصل گفته شد به کار گرفتن روش های عرفانی موهوم نمی تواند اثربخش باشد، و خطر مکانیکی شدن و فریب خوردن ذهن ناخودآگاه را دربر دارد. در نتیجه انتخاب روش و شیوة مراقبه بسیار مهم است. 
این نگرانی بیهوده و بیجایی نیست که برخی برای توسعه و تقویت مهارت های معنوی، دکان های عرفانی بی پایه و اساس باز کرده اند که هیچ مبنای درستی ندارد. این گروه‌ها با سوءاستفاده از بی اطلاعی دیگران و به ویژه نسل جوان از مسائل عرفانی، ضمن دوشیدن ذهن ها، در پی تهی کردن ذهن نسل جوان از اندیشه‌های صحیح اسلامی، عرفانی و معنوی هستند. بیشتر مراقب باشیم و در این زمینه از اهل فن و متخصص بهره بگیریم. 

مقدمه کتاب شور یادگیری (صفحه 15 کتاب شور یادگیری) 
از خداوند بی نهایت عادل، که بر بندگانش لطف دارد می خواهیم، اندک علم و دانش ما را در سایة چتر تفکرات و اندیشه های بزرگ مرد تاریخ، علی (ع) قرار دهد و منور کند. از او که همیشه توبه پذیر است می خواهیم کمک کند به آن چه که می گوئیم رفتار کنیم و همانند ناودان عمل نکنیم که فقط باران پشت بام را از خود عبور می دهد و هیچ طراوتی به خود نمی گیرد. 
هدف کتاب این است که ما را با موانع و آفات پیشرفت فردی و اجتماعی آشنا کند؛ توانایی های بالقوۀ ما را برانگیزد و ما را به تفکر و اندیشة بیشتر سوق دهد. بسیاری از انسان ها استعداد پیشرفت دارند، اما هرگز نتوانسته اند پیشرفت کنند؛ زیرا برنامۀ دراز مدتی برای توسعۀ استعداد خود نداشته اند. 
در فصل اول کتاب متوجه خواهیم شد که گاه ما فریب این تفکر را می خوریم که: «دیگران مقصر هستند»! یعنی غالباً شرایط بیرونی را مقصر اصلی ناکامی هایمان می شناسیم و همواره تمام گناهان را به عهدۀ چیزی بیرون از خود می نهیم. باید دانست که تمام اسباب و علل مسائل، درون خود ماست. 
در فصل دوم کتاب با یادگیری مهارت هایی همچون شناسایی محدودیت های رشد، چگونگی افزایش قابلیت ها و شایستگی های فردی، تربیت و پرورش صحیح ذهن ناخودآگاه این معدن طلایی وجود انسان بیشتر آشنا می شویم. 
با توسعة مهارت های شخصی و با استفاده از هوش هیجانی (عاطفی)، بهتر می توان مسائل و مشکلات را در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی مدیریت نمود. ما در فصل سوم کتاب، با یادگیری مهارت های هوش هیجانی، قادر به کنترل و مدیریت بر رفتارها و احساسات خود و دیگران می¬شویم. 
در فصل چهارم کتاب پای درس بزرگ مرد تاریخ می نشینیم و به بخش هایی از وصیت آن بزرگوار به فرزندش توجه می¬کنیم. آیا ما وصیت علی (ع) به فرزند فاطمه (س) را مطالعه کرده¬ایم؟ امید است با تفکر و تدبر در اندیشه های امیر سخن علی (ع)، تغییری در ما حاصل گردد. به راستی ما کجائیم و به چه می اندیشیم؟ 
اگر چه در نگاهی سطحی به نظر می رسد مطالب مطرح شده در کتاب ارتباط نزدیکی با هم نداشته باشند؛ اما مطالعۀ آن ها برای شناخت بهتر خود، تفکر و اندیشه و درک مسائل موجود، و افزایش قابلیت ها و شایستگی های فردی،خانوادگی و سازمانی نه تنها لازم، بلکه حیاتی است. علم و تهذیب دو بالی هستند که با آنها می توان به همه چیز رسید، با یک بال نمی توان پرواز کرد. 
به عزت و مردانگی احترام بگذاریم (تیتر صفحه 26 کتاب شور یادگیری) 
سازمان ها اگر نتوانند در ایجاد وفاداری و تعهد کارکنان گام بردارند، و تا هنگامی که سازمان ها به نیازهای درجه بالاتر کارکنان، یعنی به احترام و خودشکوفایی آنان نپردازند، در جای خود باقی خواهند ماند. با نگاهی به گذشته پی به این واقعیت می بریم، که سال ها پیش و در زمان جنگ، ما به نیازهای احترام و خودشکوفایی پی برده بودیم و این نیازها را مهم تر از بقیۀ نیازهای انسان ها می دانستیم و می دانیم. 
به طور مثال، فرماندهانی مسئولیت عملیات جنگ را بر عهده داشتند که از سن و سال بالایی هم برخوردار نبودند؛ ولی تمام نیروها داوطلبانه از فرمانده خود پیروی می کردند. در تاریخ جنگ های دنیا کم سابقه است که به یک جوان 23 ساله، مسئولیت فرماندهی یک لشکر واگذار شود. 
شهید مهدی زین الدین در همین سن فرماندهی لشکر 17 علی بن ابی طالب را به عهده گرفت، در حالی که از برخی دانشگاه ها، برایش دعوتنامه آمده بود؛ زیرا نفر چهارم کنکور دانشگاه شیراز شده بود. شهید زین الدین اولین فرمانده لشکری بود که به موضوع «راهبرد (استراتژی)»، در جنگ پرداخت. این گونه تفکر در یک جوان، خبر از وجود بصیرت ذهنی می دهد. 
شهدای جنگ تحمیلی رضایت خداوند را گواراتر از بهشت می دانستند. احترام به آن ها، احترام به عزت، مردانگی، شجاعت و از خودگذشتگی است. 
مرکز آموزش ملی ارتش آمریکا که خود را یک سازمان یادگیرنده می داند و به منظور ارتقای آگاهی سازمانی کارکنان، از کارهای عملی و شبیه سازی و بازنگری کارها استفاده می کند و موفقیت خود را در عملیات های تاکتیکی طوفان صحرای هاییتی و بوسنی، حاصل این نوع رویکرد می داند، اما همین سازمان یادگیرنده، از قدرت ایمان به خداوند غافل است. آن ها هرگز قادر به شناخت و واکاوی دقیق عملیات های نیروهای ایرانی در دوران جنگ نبودند. نیروهای داوطلب با حضور در جبهه، در ایجاد وفاداری به کشور خود و پیروی از فرماندهان خود، یک سازمان یادگیرنده به تمام معنا بودند. 

چهار بصیرت لازم برای هر انسان (تیتر صفحه 28 کتاب شور یادگیری) 
1. بصیرت اجتماعی همانند قطب نما عمل می کند 
2. تفکر بهتر و عمیق تر با بصیرت ذهنی 
3. بصیرت معنوی 
4. چرا بصیرت احساسی این قدر مهم است؟ (تیتر صفحه 31 کتاب شور یادگیری) 
این بصیرت به درک و طرح احساس ها در زمان واقعی و شناسایی پیام های آن ها توجه دارد. ممکن است این تجربه را داشته باشید که به فردی گفته باشید: «نمی توانم منطقی توضیح بدهم چرا این کار را می کنم یا اینکه چرا این احساس را دارم؛ فقط می دانم که این کار یا این احساس درست است». برای درک بهتر و عمیق تر بصیرت احساسی، در ادامه، بخشی از تجربۀ خودم را در دوران دفاع مقدس بیان می کنم. 
در آن زمان من 15 سال بیشتر نداشتم. نمی دانم چرا تحصیل را رها کردم تا به جبهه بروم؛ چون شرایط لازم را از لحاظ سنی نداشتم و نیز برخی شرایط دیگر که در ادامه خواهم گفت. ولی برای رفتن به جبهه، تاریخ تولد خود را در شناسنامه تغییر دادم تا مورد پذیرش قرار گیرم. نمی دانم در آن زمان چرا دست به چنین کاری زدم. پس از دستکاری شناسنامه ام، تازه با چالش های فراوان و در عین حال هیجان آور روبه رو شدم. سفر من برای اعزام به جبهه، همانند مسیر پیموده شده توسط بسیاری از هم رزمان، مسیری خطی نبود و در این سفر، با پیچ و تاب های جالب و شگفت انگیزی مواجه شدم. چون قدّم خیلی کوچک بود، فرمانده پادگان در آن زمان اجازه نداد وارد پادگان آموزشی شوم. 

درست مانند مسافری که قصد خروج از کشور را دارد و به تصور خود، چون سوار هواپیما می شود فکر می کند که دیگر کار تمام شده است؛ ولی اگر شرایط لازم را برای ورود به کشور مقصد نداشته باشد او را دیپورت می کنند. 
با اینکه فرمانده پادگان، با حضور من در دورۀ آموزش نظامی مخالفت کرده بود، نمی دانم چرا از رفتن به جبهه منصرف نشدم. چیزی درونم می گفت باید تلاش کنم و بتوانم عازم جبهه شوم. اما ابتدا باید دورۀ آموزشی را در پادگان می گذراندم. 
به ذهنم رسید: او که فرمانده پادگان است، از چه کسی پیروی می کند و حرف چه کسی را می خرد؟ به نظرم رسید اگر یک نمایندۀ مجلس وساطت کند و یا نامه ای بنویسد، فرمانده پادگان مخالفت نخواهد کرد. چرا این قدر سماجت می کردم؟ نمی دانستم، اما احساس می کردم کار درستی را انجام می دهم. 
سرانجام به مجلس رفتم تا راهی پیدا کنم و از این طریق مشکل حل شود. موفق شدم با آقای موحدی ساوجی که در آن زمان نمایندۀ مجلس شورای اسلامی (دورۀ سوم) بود ملاقات کنم. داستان را برایش تعریف کردم. او نیز در ابتدا از من خواست در این مورد بیشتر فکر کنم و برگردم و به ادامۀ تحصیل بپردازم. سرانجام پس از یک ساعت گفتگو و زمانی که متوجه شد از نظر من مرغ یک پا دارد، برایم نامه ای خطاب به فرمانده پادگان نوشت، که در صورت امکان مرا بپذیرد. 
خوشحالی ام دو چندان شده بود؛ اول به خاطر اینکه توانسته بودم به خواستۀ خود دست یابم و نامه ای برای حضور در پادگان دریافت کنم. دوم اینکه احساس خوبی داشتم، چون او نه تنها به راحتی مرا پذیرفت، بلکه به حرف هایم به دقت گوش داده بود. 
پس از گذشت سال ها، نحوۀ برخورد خوب ایشان با یک ارباب رجوع در ذهنم به یادگار مانده است که به نظر می رسد ایشان از هوش هیجانی (عاطفی) بالایی برخوردار بودند. البته در فصل سوم کتاب با این مهارت بیشتر آشنا خواهیم شد. سرانجام تلاشم نتیجه داد و موفق شدم در پادگان آموزشی 21حمزۀ تهران، آموزش ببینم. پس از آن راهی جبهه شدم. وقتی بیشتر دقت می کنیم، متوجه می شویم ممکن است برای بسیاری از کارهایی که انجام می دهیم، نتوانیم دلیل روشن و واضحی بیاوریم؛ اما حس کنیم انجام آن کارها درست و صحیح است؛ و این یعنی بصیرت احساسی. بصیرت احساسی، الهامی درونی است که احساس می¬کنیم و می دانیم چیزی درست است. 
واقعیت این است که ما در زمان جنگ دیدیم و حس کردیم که وجود بصیرت احساسی در افراد یک جامعه، چگونه می¬تواند آن ها را به درک و شناخت دو بصیرت حیاتی دیگر، یعنی بصیرت ذهنی و اجتماعی هدایت نماید. چرا بصیرت احساسی این قدر مهم است؟ 
مطالعات اخیر در مورد اثرات ضایعات مغزی چنین نشان داده اند هنگامی که ساختارهای عصبی مربوط به بخش احساسات یا استدلال ها آسیب می بینند، افراد مذکور توانایی خود را در اتخاذ تصمیم های صحیحی که برای یک زندگی عادی ضروری است، از دست می دهند. این تحقیقات نشان می دهد احساس، نقش مهم و مؤثری در تصمیمات ایفا می کند و انسانی که فاقد احساس باشد، نمی تواند تصمیمات مهم را درست اتخاذ نماید. به این ترتیب می توان اینگونه بیان کرد که، حضور رزمندگان در جبهه های جنگ تحمیلی، ناشی از بصیرت احساسی آن ها بوده که با دو بصیرت ذهنی و اجتماعی هدایت شده است و منجر به تصمیمی بزرگ برای دفاع از ناموس، حیثیت، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور شده است. به هر حال بصیرت احساسی به انسان ها کمک می کند که حتی خطرهای ضعیف در اجتماع و محیط را به راحتی درک کنند. اما پرسش این است که چرا این نوع بصیرت در سازمان های اقتصادی و اجتماعی ما تقریباً نایاب است و یا به ندرت دیده می شود؟ 


ابوالفضل صادقی لشکر 17 علی ابن طالب گردان امام سجاد دسته ادوات 
(16 سالگی نویسنده کتابهای فجر و کتاب شور یادگیری در نونی شلمچه) 

خطر مکانیکی شدن و فریب خوردن ذهن ناخودآگاه (تیتر صفحه 60 کتاب شور یادگیری) 
شناگران بزرگ، که در سطح جهان مطرح هستند، دریافته اند که اگر تصور کنند دستانشان دو برابر اندازۀ واقعی است و پاهای آنان همچون پروانه است، حقیقتاً سریع تر شنا می کنند. برخی تمرین¬های معمول در روانشناسی برای تقویت مهارت های شغلی به کار گرفته می شوند؛ همان گونه که در مثال قبل ذکر شد. اما همواره باید به خاطر داشت که اثربخشی حقیقی و قاطع، تنها زمانی حاصل می شود که شما واقعاً بدانید که چه می خواهید و این اهداف چقدر برای شما مهم است. همچنین به کار گرفتن روش های عرفانی بی پایه و اساس و  موهوم نمی تواند اثربخش باشد، و خطر مکانیکی شدن و فریب خوردن ذهن ناخودآگاه را دربر دارد؛ به عبارت ساده، شما خود را وادار می کنید که با تلقین یا روش های مشابه، خود را بهره ورتر کنید. این نگرانی بیهوده و بیجایی نیست؛ زیرا تقریباً تمام روش هایی که برای توسعه و تقویت قوای ذهنی به کار می روند، مؤکداً بر تصفیۀ روحی و معنوی و تداوم بر این مفهوم، اصرار دارند و اقدامات مکانیکی را تقبیح می نمایند. 

خود به قضاوت بنشیند (تیتر صفحه 67 کتاب شور یادگیری) 
شایسته است قبل از اینکه به مقولة هوش هیجانی یا هوش عاطفی (Emotional Intelligence) بپردازیم، به این سفارش علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) توجه فرمایید: «ای پسر، هر آن دم که در پیچ وخم زندگی دچار تردید شدی، بی درنگ قدم واپس گذار، و هرگز با تهور و خیره سری دست به کاری مزن؛ که ممکن است سرانجام به پشیمانی منتهی شود.» این گفتار بزرگ روانشناس تاریخ، علی (ع) است و 1400 سال پیش بیان شده است و معنا و مفهوم آن چیزی جزء مدیریت بر خود و خودکنترلی نیست. مطالب را تا انتها بخوانید و با هوش هیجانی (عاطفی) در این فصل آشنا شوید. سپس فصل چهارم را به دقت مطالعه کنید و آن گام خود به قضاوت بنشیند که چه کسی برای اولین بار به موضوع هوش هیجانی (عاطفی) پرداخته است. بحثی که غربی ها با قیل و قال فراوان ادعا می کنند کاشف آن هستند! 

آغازی بر یک پایان ... 
به راستی که چه بسیار آموزه های خودمدیریتی را که از زبان بیگانگان بازگو می کنیم و چون نیک بنگریم ریشه در گفتار و کردار آشنایان دارد.  آشنایی چون امیرمؤمنان (ع). در کلاس درس این بزرگ مرد رهبری و مدیریت درس هایی می آموزیم که تاروپود زندگی انسان را تغییر می دهد. 
سخنان علی (ع) بی تردید مورد توجه همگان قرار گرفته است. من اندیشه ها، رهنمودها و تحلیل های این بزرگ روانشناس تاریخ را از همه مؤثرتر و پُرمغزتر یافتم. می توان به گونه ای دیگر در فصاحت کلامش دقت کرد و در مضامین بکر او، و رموز اخلاقی و اجتماعی اش که همه اعجاب آور و شگفت انگیز است تأمل و تدبر کرد، که برای من تجربه ی دگرگون ساز بوده است. 
با گذری بر نهج البلاغه می توان به مجموعه ای ارزشمند که بهترین راهنمای اخلاقی، اقتصادی، معنوی، عرفانی، دینی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی است دست یافت. 
چه خوب است در هر کتابی که نوشته می شود، درس هایی از ائمه اطهار (ع) اشاره کنیم. البته گاهی ما به دلایل به ظاهر موجه اما غیر واقعی متوسل می شویم و از گسترش فرهنگ و شیوه زندگی آن بزرگواران که می تواند بهترین الگوی معرفتی باشد و سعادت مندی انسان را به همراه آورد طفره می رویم. 
به راستی ما کجائیم و به چه می اندیشیم؟ علم و دانش اگر به معرفت الهی منتهی نشود تهی و بی مایه است. 

مطالب فوق عیننا از کتاب شور یادگیری می باشد که پیش فروش چاپ هفتم کتاب شوریادگیری تألیف ابوالفضل صادقی (نویسنده کتابهای فجر) را از طریق سایت کتاب 57 به زودی آغاز می شود (با جوایز ارزشمند) 

حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ 
قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است 

حضور ابوالفضل صادقی مدیر عامل راهبرد اقتصاد فردا در برنامه زنده تلویزیونی صبح تازه، 
موضوع گفتگو: سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی 14 فرووردین 1391 

ما از ملت غیور و رسانه های متعهد درخواست می نماییم دروغ پردازی های سایت دیدبان را انتشار داده اند این جوابیه را نیز منتشر نمایند. 

جوابیه ابوالفضل صادقی نویسنده کتابهای فجر با پیامی از قرآن کریم و سخنی از امیر مومنان علی (ع) به پایان می رسد 
مباد زندگی دنیا شما را بفریبد (سوره لقمان آیه 33) 
آیا آزاده ای نیست که این ته مانده ی دنیا را برای آنان که درخور آنند بیفکند؟! هر آینه جان های شما را به بهایی جز بهشت نیست؛ پس خود را به جز آن مفروشید. (امیرالمومنین علی علیه السلام) 

ابوالفضل صادقی 
مدیرعامل راهبرد اقتصاد فردا و رییس ستاد اجرایی کتاب های فجر

امضا از طرف نظری




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3707
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10006348
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3707
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10006348