سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
جمعه 92 تیر 28 :: 7:24 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

ادامه قبل در مطلب قسمت دوم...

فاش : آقای مهندس داشتید از این می گفتید که چطور شد به بنیاد آمدید.
زریبافان : پس اول بگم من نارضایتی رو که فرمودید اصلا"قبول ندارم. آمار و ارقام و شواهد نشان دهنده نارضایتی نیست و کلا" آدم خدمتگذاری هستم.
فاش : حاضر هستیم ما یک نظرسنجی در مورد رضایتمندی از مدیریت شما در سایت قرار دهیم؟
زریبافان : اگر از مدیدیت های قبلی هم این نظرسنجی انجام گرفته بود بله ایرادی نداره. چون نسبی هستش رضایتمندی.
فاش : خب شما الان ادعا دارید که رضایتمندی وجود داره و ما هم می خواهیم به نظرسنجی بزاریم.
ببینید ما الان دونفر آمدیم پیش شما و یه سری واقعیت ها رو می بینیم و تا حدودی التیام پیدا می کنیم. شما باید سعی کنید از طریق رسانه ای که در اختیار ماست وضعیت جاری بنیاد رو منتقل کنید. اگر این کاررو انجام ندید هم به خودتان و هم به بنیاد و هم به جامعه ایثارگری ظلم کردید. بنیاد رو متهم به این کردید که نمیتونه مدیریت کنه. الانم چرا دارید این مسائل رو به ما میگید. چون می خواهید رفع اتهام کنید. ما هم از طرف یک عده زیادی از شما سوال می کنیم. شما اصلا" در طول مدیریتتان اصلا" راه نمیدادید البته نه فقط من . من نوعی را.
زریبافان : بگم چرا؟ چون یه شبی آمدید اینجا، کلی گپ زدیم و گفتگو و بحث کردیم.
فردا تیتر زدید "بوی کباب در بنیاد". گفتم این تیتره که زدید. گفتید باید تا انتها مطلب رو خوند. گفتم 95 درصد افراد تیتر رو میخونن و قضاوت می کنند. گفتم شما منو تحقیر کردید. تیتر واقعا" خراب کرد.
فاش : چون شما تخصص رسانه ای ندارید اینگونه برداشت می کنید.
زریبافان : عزیز من وقتی خود من کباب در بنیاد هم نخوردم این تیتر واقعا" تخریب کننده ست.
فاش : اتفاقا" تنها مطلبی که خوانندگان با خواندن آن نظر مثبتی نسبت به شما پیدا کردند همون مطلب بود. هر کسی ما رو میدید می گفت خوب رپرتاژ اگهی زدید برای بنیاد و زریبافان.
زریبافان : من هنوزم میگم 95 درصد مردم تیتر رو میخونن.و اینجور تیتر زدن بیشتر تخریب کننده است. گفتم جو گفت و گو و مصاحبه ای بود و این تیتر همخوانی با موضوع نداشت. شما برو در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تیتر و موضوع انتخاب کن و خبر مثبت بزن. زریبافان اگر کار بدی کرد همه انتقاد و بوق و کرنامی کنند ولی فلان کار سازنده رو نادیده میگیرن. همین چند روز گذشته فردی آمد همین طور سرزده (برنامه سرزده)و کلی مصاحبه کردیم و گفتم فلانی دیدید که راحت و بدون تشریفات آمدید داخل اتاق و گفت آره همین طوره. گفتم خب این ها جنبه مثبت هستش دیگه. گفت بله حتما منعکس می کنیم. ولی دیدم فردا مصاحبه رو با جو منفی منعکس کرده.
دیدم اینجوری نمیشه که وقت بزارم و بعدش بخوان منفی منعکس کنن. چرا باید وقتم رو بزارم برای این کار.
بزارید در مورد کارهایی که انجام دادم بگم.  چون واقعا" با گستردگی کار در بنیاد مواجهیم. چون بنیاد واقعا" برای خودش یک دولته، هم تنوع کار و هم عمق کار و هم جامعه هدف ویژه داشتن. برای بهتر انجام دادن خدمت در بنیاد آمدیم در وهله اول تکدی گری رو از بنیاد دور کردیم تا بنیاد تبدیل بشه به یه بنگاه سیاستگذار و نادر. اگر یک دستگاهی در وظایفش نسبت به ایثارگران کوتاهی کرد بره یقه اش رو بگیره. الانم اگر در اداره ای به ایثارگر ظلم بشه من نمیتونم کاری بکنم. ولی من باید قدرت تعزیرات حکومتی داشته باشم تا بتونم حق ایثارگران ظلم شده رو بگیرم و نظرم نظر حکومتی باشه تا برش داشته باشه. ولی الان این طور نیست. مثلا" الان نمیتونم بگم وزیر بهداشت! چرا درمان ایثارگران اینطوری شده میگه خودت وظایفت رو درست انجام میدی؟
مثلا همین مسئله حقوق؛ به فلانی میگم شما که 700 – 800 هزار نفر رو حقوق میدی حقوق بنیاد شهید را هم بده. مثلا میگیم فلانی کارمند فلان اداره هست، اگر بیمه اش کردی بیمه تکمیلی هم بکن. میخوام بنیاد این طور بشه که حق همه ایثارگران در ادارات و ارگان ها رو بگیره. اما الان خود بنیاد هم درگیر خودش شده. خود آقا فرمودند به وزیر آموزش و پرورش که موظف هست  بر اساس سیاست های بنیاد عمل بکنه ولی الان اینطوریه؟ نه نیست . مثلا" آموزش و پرورش میگه بچه های مدارس شاهد نیازی به فوق برنامه ندارن.
فاش : اتفاقا الان بیشتر مدارس شاهد تبدیل به مدرسه بچه های فرهنگی ها شده.
زریبافان : اتفاقا" الان اینطوری شده که ما قدرتی نداریم که بتونیم جلوی برخی از این تبعیض ها و ظلم هایی که به ایثارگران می شود را بگیریم.
فاش : یکی از ضعف هایی که به مدیریت شما وارد شده این هست که ضعف نظارت دارید.
زریبافان : اتفاقا" در هیچ دوره ای بنیاد مثل دوره من به وزارت علوم و آموزش و پرورش تشر نزده بابت رعایت نکردن حقوق ایثارگران. و الانم آموزش و پرورش یه تجربه  بیست و اندی ساله داره و اون موقع که تبصره کردن و کل مدارس رو به اون ها سپردند باید فکرش رو می کردند. الان اهرم نظارتی در اختیار من نیسیت. زمان قبل از من هر کاری که برای بچه های شاهد میکردن میومدن پولش رو از بنیاد می گرفتند. اما من اومدم قاون رو نشونشون دادم و گفتم شما باید ردیف بودجه مشخص کنید و هزینه اش رو خودتون باید انجام بدید. بنیاد باید برای کارهای ویژه فرهنگی سرمایه گذاری کنه و با این ها درگیر شدم و کلی حرف زدم.
فاش : بسیاری از دانشجویان شاهد و ایثارگر که الان دانشگاه قبول شدند و با استناد به قانون باید وزارت علوم این ها رو رایگان پوشش بدهد یا بخشی از هزینه هاشون رو بده ولی زیر بار نمیره.
زریبافان : بزارید روشن کنم. قبل از من حدود 20 تا 50 درصد از شهریه بچه ها رو وزارت علوم پرداخت می کرد و  تنها زمانی که صد درصد از شهریه بچه ها در دانشگاه آزاد و غیردولتی پرداخت شده سال های 89 و 90 و حدودی از 91 بوده. پس نگویید عمل نشده یا نظارت نشده. اومدن گفتن دانشگاه های دولتی مجانی ولی غیردولتی مبلغی پرداخت بشه. حالا برخی دانشگاه ها مثل پیام نور و علمی کاربردی . چون دارای مدیریت خصوصی هستند ولی قانون این ها رو دولتی در نظر گرفته بود و الانم بچه ها بدون شهریه در این دانشگاه ها ثبت نام کرده اند.
فاش : خب قضیه این پردیس های دانشگا ه ها چی میشه، این ها رو هم باید طبق قانون، وزارت علوم بده؟
زریبافان : منظور از رایگان بودن اینه که طرف آزمون داده باشه و از اون طریق وارد دانشگاه شده باشه. ولی طرف که رفته پردیس و باید ترمی 5-6 میلیون بده، نمی تونم که شهریه 10 تا بچه ی شاهد رو بخاطر یه نفر قطع یا کم کنم. این ها هم اصلا" دولتی محسوب نمیشن. تازه در این چند مدت هم میانگین نمرات بچه های ایثارگر بیشتر  شده و هم تعداد مشروطی ها کم تر شده که نشون دهنده پیشرفت بچه های شاهد و ایثارگر هست. قبلا" بنیاد برای هر کاری که برای بچه های ایثارگر انجام می داد می اومد پول می گرفت ولی الان نمیان. خب این ها از نظارت خوب بر وضعیت بچه ها ست. تعداد اعضای هیات علمی هامون بیشتر شده، تازه آن هم با نمرات بالا.
یا اعضای اندوخته شاهد ببینید قبلا" چقدر بچه های شاهد استخدام بودند و الان بیشتر شده. این ها همگی موفقیت هستش و متاسفانه رسانه ای نکردیم. همین مسئله دانشگاه ها؛ یه روزی وزیر علوم آمد و جلسه ای گذاشت و تمامی مسئولین شاهدش رو دعوت کردو منم آمدم از روی قانونی که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کرده بود و امضای رییس جمهور پای آن بود خواندم ولی همگی اعتراض کردند که تو می خواهی جو رو بهم بزنی و اخلال ایجاد کنی و من هم گفتم من فقط قانون رو براتون خوندم، از خودم که نظر ندادم. قانون هم این بود که وزارت علوم و آموزش و پرورش باید ردیف بودجه ای اختصاص بدن به بچه های شاهد برای آموزش و ارتقاء سطح علمی. هیچ جا نگفته بنیاد باید به شما پول بده. پس سطح نظارتی ما کمتر که نه بلکه بیشتر شده است. ما هم به نوعی میراث خور گذشتگان هستیم. اگر بچه شهید در دانشگاه به مشکل برخورده تنها مقصر من هستم؟ من باید سعی کنم وضعیتشون رو کمی بهتر کنم. من در حد مدیریتی خودم سعی می کنم یه تکانی به وضعیت بچه های ایثارگر و شاهد بدم نه اینکه بتونم معدل 10 رو بکنمش20. هنر کنم کمکش کنم تا 11 برسه. اگر تونستم به این وضعیت برسه مدیر موفقی هستم. انتقاد این بود که چرا وضعیت بچه های شهید اینجوریه. منم گفتم الان بچه های شهید چند  سالشونه؟ گفتن 25-30 سال. گفتم اون موقع که 17-18 سالش بود مدیریت آن زمان بنیاد چه کاری براشون انجام داده که الان اوضاع اینجوری شده؟! وظیفه من این هست که الان اگر بچه شهید یه خورده کج رفت من برم راستش کنم.اگر همین هم بتونم انجام بدم مدیر موفقی بودم.
اگر میبینید که جانباز الان ناراضی هست بیشتر بخاطر مسائل جسمانی است که حاد و بیشتر شده و اگر این وضعیت جسمی شون نبود اصلا" این نارضایتی ها وجود نداشت. اما این ها اصلا" برای من مهم نیست. برای من دعای خیر یک فرزند جانباز یا شهید ارزش داره. هفته پیش یک دختر شهید از مشهد زنگ زده بود و فقط گفت من زنگ زدم که بگم فقط میخوام برات دعا کنم. گفتم چرا؟ گفت: من مریض بودم و مونده بودم چکار بکنم. رفتم یکی از بچه های شهدا گفت که بنیاد بیمه ات نکرده و منم رفتم دیدم دفترچه ام آماده است. رفتم برای درمان دیدم 4 -5 میلیون خرجم شده و گفت دعا می کنم که این شرایط درمانی فراهم شده. اما الان اگر یک جانباز اعتراضی نسبت به شرایطش داشته باشه به حساب من میزارن. مثلا پدر و مادر شهید در روستا برای درمان باید می اومدن شهر و برای هر هزینه ای که کردن فاکتور میگرفتن و می آمدن بنیاد و پولش رو می گرفتند.
این همان صندوقی هست که آقای رحماندوست می گوید باید احیا شود. این کار غیر شفاف است. چون یه قلکی درست شده بود که هیچ نظارتی هم روش نبود. چون هدف اصلی هم کمک مالی بود، حسابرس هم نمی تونه واکاوی کنه و پیش خودش میگه خب این کمک بوده. اما الان دفترچه فراگیر شده و سازمان دهی بهتری پیدا کرده. حالا این کارها قوته یا ضعف؟ بعضی ها راهشو یاد گرفته بودند و تا الان 100 میلیون پول دارو گرفتن. مدام می رفته داروخانه و نسخه و فاکتور و از این صندوق بهش پول می دادند. الان سازمان دهی شده توسط دفترچه ها، و میزان دریافتی و کمکی به هر فرد مشخصه ولی مال صندوق به این صورت منظم و قابل حسابرسی نبوده. خب حالا روش قبلی خوب بوده که پول رو یه عده خاص استفاده می کردند یا الان که پول و کمک بین ایثارگران تقسیم شده؟ اولین مدعی ما نیروهای مسلح بود در بحث درمان اما الان بهترین خدمات درمانی مربوط به نیروهای مسلح شده درحالیکه اولین جایی که در مقابل ما مقاومت کرد نیروهای مسلح بود. بیشترین شکایت و اعتراضات هم جانبازان شاغل در نیروهای مسلح داشتند که الان دیگه اینطور نیست. الان فقط جانبازان فرهنگی یه مقدار اعتراض دارن که مقداریش هم به بیمه  طلایی نکردن اونها مربوط میشه. بالاخره با صحبت ها و جلسات تونستیم تا حدودی رضایت جانبازان شاغل در نیروهای مسلح رو جلب کنیم.




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2888
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122042
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2888
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122042