سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
جمعه 92 تیر 28 :: 7:23 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

ادامه مطلب قبلی از قسمت اول...

فاش: چراجامعه ی ایثارگری به اونها نگاه مثبتی داره؟
زریبافان: به کیا؟
فاش: به همون مجلسی ها
زریبافان: میدونی چرا؟ برای اینکه همیشه اونی که حرف میزنه برنده است. اونی که عمل می کنه محدودیت داره. قوه ی مجریه همیشه تو سری خورترین قوه است چون مورد سواله . برای اینکه اگر کار خوب بشه میگن قانون بوده اگر بد بشه میگن بد اجرا کردی . ببین من الان 3 روزه با یک بچه ی شهید چونه می زنم میگم آقاجون تو می خوای بری مجوز دارو بگیری این دارو رو هم بگیر . اون بر اساس استدلال های فنی پیش خودش میگه این دارو رو من نباید بگیرم . من بنابر ضرورت جانبازان میگم بگیر، اون بنابه ضرورت خودش نمی گیره. 3 روزه با طرف چونه می زنم آخرسر گفتم بکن این کارها رو؛  گفتیم حتما" طبق نظر ما عمل کرده. خدا شاهده من 3 روز با این آقا بحث کردم . کار اداری اینجوریه ها ، کار اجرایی اینجوریه، کار اجرایی هی تو دست انداز می افتی تو سنگلاخ می افتی با لگد سرکار پیدا می کنی، با کلوخ سرکار پیدا می کنی. اما حرف زدن اینجوری نیست. من میتونم از بنیاد بیام بیرون شروع کنم فقط سخنرانی کردن، آقا باید به همین ایثارگران باید مطالباتشون رو سریع بدی، همه این حرف ها رو بلدم بزنم اما  وقتی میخوای بگی ولی نعمت رو می خوام کمکش کنم گیر می کنی تو این راه. اون چون حرف می زنه محبوبه من چون اجرا می کنم ....... شما مطمئن باشید که من از آقای خجسته بیشتر مسئولیت جانبازی و ایثارگری رو می فهمم چون  تو این چهار ساله بنده به اندازه ده سال تو همین اتاق وقت گذاشتم . ببینید من باید تو این اتاق باید 6 ساعت وقت بزارم  دیگه بیشتر وقت گذاشتم، روز عاشورا تاسوعا همه هم بودن بالاخره بیشتر از ما درگیر بودن برن همه ی اینها رو خودم می خونم جواب میدم. نامه ها را می خونم من دقیقا" این رو می فهمم . اما تا این جا که میام می بینم دستام بسته است . زن شهید میاد گریه میکنه . میگم حق با شماست من فقط می تونم برات گریه کنم چون دستم بسته است.
فاش: آقای مهندس همون احساس عدالت و نبود عدالت رو که می گفتین اون رابطه ای که بین این دو هست همون احساس رضایت و این که شما به فکر جلب رضایت ایثارگران باشید تا این که به نظر خودتون به فکر مصلحت و درواقع نیازهای واقعی ایثارگران ، چه رابطه ای بین این دو تا برقرار می کنید ؟
زریبافان: بین نیازتا واقعیت یک فاصله ای همیشه هست. من به سمت نیاز نگاه بکنم و حرکت کنم . ولی وسع من بیشتر از امکانات که نیست، امکانات رو مدیریت بکنم. پس برم اینکه امکانات رو افزایش بدم به سمت نیاز، خوب بعضی هاشون دست خودمه بعضی هاشون هم دست من نیست. حالا میگم چی دست منه چی دست من نیست. اونی که دست من نیست که من تقصیری ندارم که بیگناهم دیگه من تلاشم رو می کنم اما ببین امکان داره هر تلاشی میکنم این که با هر نفر جر و بحث می کنم دعوا می کنم رسانه ایش هم بکنم؟ نه. من امکان داره که روزی یک بار بادو سه تا مسئول تو این کشور دعوام بشه سرایثارگران ولی نمیگم. این نیاز هست، این هم امکانات منه، این امکاناتو مدیریت می کنم برای این که به نیازم برسم درضمن تلاش میکنم این امکانات رو بیشتر بکنم .
فاش: آقای مهندس! درپایین دست شما شاهد بودیم بعضی اوقات وقتی که طرف موفق نمی شد راهی رو پیش ببره می آمد برخورد منفی می کرد مثلامن یکی دو تا نامه داشتم که ما اومدیم شهادت بعضی از شهدای سپاه و بسیج و ناجا را نامه زدیم گفتیم ما شهادتشون رو قبول نداریم. مشروط براین که خود شما حقوقشان را بدهید.
زریبافان: براساس قانون گفتیم باید شما بدید. گفتن ما موافق نیستیم . ما با آقای امیرحاتمی صورت جلسه امضا کردیم قبول کرد . گفت فعلا" شما حقوق شهدای قدیم رو بدید.
فاش: نامه هایی که زدید ما شهادتش را نمی پذیریم ....
زریبافان: نه ، ما توافقی که با آقای امیر حاتمی کردیم این بود که فعلا" شهدای جدید رو حقوقشون رو قطع نکنن. به عبارتی تا تکلیف روشن بشه . بعد اونا اومدن گفتن ذیحساب ایراد گرفته اگر پر میکنه خود به خود خودش قطع میشه بعد از 7 الی 8 تا 10 ماه گفتیم باشه اونم خودمون میدیم.
فاش: در طول سال که قطع نمیشه ، سال بعد قطع میشه.
زریبافان:  نه بلافاصله قطع می کنند. اشکال کار همینه،ما می گیم آقاجون این شهید شماست.
در توافق جدید گفتیم خیلی خوب، تا ما حقوق را برقرار نکردیم شما قطع نکنید. طبق توافق با آقای حاتمی از یک طرف گفتیم اشکال نداره ما برقرار می کنیم . اما چون یه پروسه ای داره دیگه تا ما برقرار کنیم شما قطع نکنید . چون یک ماه هم یک ماه برای خانواده طرف هست . چون باید بیاد و اونها به ما اعلام کنند مدارک رو بگیریم فلان کنیم اونها حکم بزنند خود همین  یکی دوماه طول می کشه . گفتیم خواهش ما اینه که شما قطع نکنید تا مطمئن شوید ما برقرار کردیم. حتی بعضی از دوستان گفتند بودجه اش را منتقل کنید. گفتیم نمیخواد منتقل کنید برای اینکه همین بودجه منتقل کردن یک پیراهن عثمان میشه برای بعضی از دستگاه ها و  کار پیش میاد .
فاش: ما الان که سالی صد تا شهید که بیشتر نداریم ؟
زریبافان: این دو سه سالی تا سیصد  شهید داشتیم.
فاش: این مواردی که مربوط به مانورها هستند(در مانورها شهید می شوند) چه حکمی پیدا می کنند؟
زریبافان: مانورهایی رو که قرارگاه خاتم اعلام می کنه چون قرارگاه خاتم گفته هر مانوری رو قبول نکنید چون بعضی جاها خود سرانه کارهایی می کنند بعد میگن مانور بوده بعد هر اتفاقی هم بیافتد بدبختی اش به گردن ما می افتد. بنده ی خدایی رو که  فوت کرده بوده نامه نوشتن  که ایشان درحین آموزش آزمایش رو فلان کلی براش قصه گفتن که این شهید بشه. بنیاد شهید محسوب کرده . بعدا" اتفاقی تو گزارشات یک نامه میاد از پلیس راه که فلان آقا با فلان ماشین  در اثر سرعت زیاد چپ شده اما آنها گواهی کردن در میدان مانور در حال آموزش شلیک توپ ماشین چپ شده و ایشون مجروح وفوت کرده . لذا خود قرارگاه میتونن تایید بکنن . واحد مربوط اول مجوز قرارگاه رو می فرستد. بر اساس رویت مجوز قرارگاه این حالا قانونی بوده این هم در اثر حادثه شهید شده و ما قبول می کنیم .
اما بعضی وقت ها می نویسه این آقا داشته می رفته برمی گشته از محل  ماموریت اش تو جاده تو گردنه ی قوشچی در اثر واژگونی فوت نموده است لطفا ایشون رو شهید محسوب کنید . می گیم آقا  خودت داری میگی گردنه ی قوشچی، خود شما میگی واژگونی خودرو، خود شما میگی فوت کرده بعد به من میگی شهید محسوبش کن . از این اتفاقات می افته . اگر نیرو های مسلح کاری با من ندارند. شما بنویس آقای حسن خان قلی زاده در منطقه ی مانور با مجوز فلان در اثر انجام مانور به شهادت رسیده . مثلا" من چند و چونش رو ازت سوال نمی کنم . به من مربوط نیست مسئله ی شرعی اش با تو . اما وقتی می نویسی ایشون در گردنه ی قوشچی بر اثر واژگونی خودرو فوت کرده معلومه شهید محسوب نمی کنن.
فاش: مرجعی برای رسیدگی اختلافات هست؟
زریبافان: الان اختلافاتمان با نیروهای مسلح صفر شده و با نیروی انتظامی هم داره به صفر میرسه. الانم اختلاف ما با نیروی انتظامی در این است که مثلا" می گوید اگر یه اتفاقی برای پلیس راهنمایی و رانندگی افتاد شهید محسوبش کنید یا اگر تصادف کرد شهید محسوبش کنید که حتی این ها را هم با آنها حل و فصل نمودیم.
در قانون هم آمده است که اگر فردی در راه حراست از نظام جمهوری اسلامی و .... و مقابله و مبارزه با اشرار و .... کشته شد شهید محسوب می شود. اما نگفته اگر مامور راهنمایی و رانندگی اگر در راه ماموریت موتوری به او زد شهید محسوب می شود. بعد می گویند اگر در حال ماموریت ویژه بوده است. برای ما باید کاملا" علت فوت فرد مشخص شده باشد. گاهی اوقات پیش می آید که می گویند مامور ما در محل ماموریتش جانش را از دست داد و من هم مجبورم چند و چون ماجرا را جویا شوم و بعد تصمیم بگیرم اما اگر قید شود که مامور در حین تعقیب و گریز یا در محل ماموریت ویژه جانش را از دست داده آن وقت من هم زیاد پرسش و چون و چرا نمیارم. مسئله مهم این هست که نحوه جان باختن مامور باید کامل و واضح باشد. اگر تشخیص بدهم که متن گزارش صحت نداره زیر بار نمی روم ولی اکثر اوقات تشخیص نمی دهم. بزارید یه نمونه بیارم. چند کارمند بودند از یه اداره که مامور بودن به وزارت دفاع که داشتند راجع به یه پروژه ای که مربوط بود به مسائل موشکی و نانو بوده کار می کردند. مدافع این ها هم وزارت خانه شان بود هم وزارت دفاع و هم فناوری اطلاعات ریاست جمهوری .
حالا سه تا گزارش برای ما ارسال شده بود که یکیشون گفته بود در حین آزمایش موشکی اتفاق برایشان افتاده . اما یکی از گزارش ها نوشته شده بود که در راه رسیدن به محل ماموریت به دلیل عدم توانایی کنترل، ماشین مزبور دچار حادثه شده و سه نفر کشته و 5 نفر مجروح شده اند. حالا ببینید چه اختلافی بین این گزارش ها وجود داره یا گزارش دیگری آمده که بین دو بونکر مواد سوختی در حین ماموریت دچار حادثه و فوت شده است.
فاش: جایی هست که این جور اختلافات بین شما و دستگاه ها سر این جور مسائل باشه و حکمیت کنه؟
زریبافان : الان دیگه موارد اختلافی با دستگاه ها نداریم.
فاش: در احراز جانبازی هم همین حالته؟
زریبافان: بله همین حالته. در مسئله جانبازی مسئله مشخص و روشنیه. طرف اگر مدرکی داره ولو یه تکه کاغذ از سوابقش میاره و میگه من در فلان تاریخ  مجروح شدم و کپی دفترچه ای هم نشون میده ما قبول می کنیم که حداقل طرف جانبازه اما درصد بالا نمی شناسیم و حداقل جانباز 5 درصد قبول می کنیم. اما اگر کسی مدرک نداشته باشه چه کار کنه؟ می گوییم هر مدرکی داشتی بردار بیار و طرف کلی ورق میاره اعم از اینکه فلان روز از یگان مربوطه اش مرخصی گرفته یا مثلا" نوشته طرف 10 تا کمپوت داره حمل میکنه یا نوشته برای مریضی مرخصی استعلاجی گرفته و میگیم مدرک مجروحیتت کجاست.میگه از بین رفته. می گوییم خودت قضاوت کن یه برگه مرخصی رو داری ولی از مجروحیتت هیچ مدرکی نداری؟
فاش: خیلی از جانبازانی که شیمیایی شدند در منطقه هم شاید همچنین مشکلاتی با مدرک داشته باشند.
زریبافان : قضیه شیمیایی ها جداست. بزرید کلیاتش رو بگم. قاون میگه اگر مدرکی نداشت با تایید یگان مربوطه. خب یگان مربوطه چکار باید یکنه. باید سه نفر امضاء کنن که طرف درآن یگان یا پایگاه بوده. و در قضیه مجروحیت هم همین کار را کردیم و دیدیم خیلی گزارش ها و مدارک تقلبی و جعلی درست شده. طوری شده که حتی سپاه هم اینجور مدارک رو قبول نداره و میگه گواهی سه پاسداررا قبول نداره. گفتیم حالا ما چه چیزی را قبول کنیم. به این روش رسیدیم که ما کاری به نحوه تهیه مدرک نداریم اما فقط با امضاء مجاز  قبول می کنیم. اونم امضای معاون نیروی انسانی آقای شریفی هست. گفتیم  به ما نگویید چطوری مدرک تهیه شده. ننمویسید به ما که مثلا" طرف را با توجه به بررسی های میدانی جانباز می دانیم. ما هم می گوییم ما فقط گواهی از شما می خواهیم و احراز جانبازی به عهده خودتان باشد. ما تنها گواهی را قبول می کنیم.
فاش : بنیاد آمد برای جانبازان پرونده جانبازی درست کرد و بعد از اینکه بنیاد تغییر کرد پرونده ها هم به بنیاد جانبازان منتقل شد. بنیاد جانبازان هم تا مدتی شروع کرد به جانبازان خدمات دادن. بعد اومدن بخشنامه کردن، آقای ویسی، گفتن آقای زریبافان که در بنیاد شهید جانباز شده من جانبازیشو قبول ندارم من دو ماه بهش فرصت میدم تا بیاد پیش من، یه عده افتادن دنبال مدرک جمع کردن و رفتن و آوردن و بردن بنیاد شهید تا تایید کنن، میگم اینجوری قبول نیست که هر مدیر جدیدیی که بیاد بگه من امضای زریبافان را قبول ندارم.
نکته اینه که یه کار مدیریتی در بنیاد افتاد.
زریبافان : شما الان باید کار کارشناسی انجام بدی اگر پرونده ای برات آوردن ببین مدارک درست و کامل هست یا نه. از جمله این که پرونده ای داشتیم که دکتر بنیاد دیده و خندیده که در برگه طرف نوعی قرص نوشته که این قرص تازه 2 ساله که تو بازار اومده و طرف سال 63 از این قرص استفاده کرده یا میبینه مهری که پای برگه خورده شماره سریال پزشکی مال 5 سال قبله و زمان جنگ این مهر نبوده و قص علیهذا
فاش : مشکل مدیریتی رو چطور باید درست کرد؟
زریبافان : ببینید من خودم به حقوق مکتسبه اعتقاد دارم ولی به جعل سند اعتقاد ندارم، این نامه ای که به ریاست جمهوری نوشته شده که درصد ها رو کم نکنید دست خط خودمه که به آقای احمدی نژاد نوشتم و طوری که آقای احمدی نژاد اعتمادی به من دارن که نخونده امضا میکنن. اون موقع من که هنوز تو بنیاد نبودم ولی به بنیاد گفته بودم درصدها رو کم نکن. زمانی که اومدم بنیاد گفتم خودمون گفتیم که درصدها رو کم نکنیم ولی گفتیم اصل درصد ها زیر سواله. مشکل اصلی این بود که جعل سند وجود داشت. مثلا"برداشته مال کس دیگه ای رو دستکاری کرده و کرده مال خودش.
فاش : یعنی بیشتر پرونده ها ابطال شده
زریبافان : ابطال نه، درصد ها افزایش پیدا کرده. مثلا" یه دفعه ای 50 یا 60 درصد کردن. ما گزارش دادیم به رییس جمهور که برخی جعل سند کردن و اشکال سندی داریم. لذا ما اگر در مرحله درصد باشیم و  تشخیص بدیم یعنی مثلا" شما دکتری و همه را معاینه می کنی و میگی این 20 درصد و دیگری 60 درصد. و من معاینه میکنم و میگم 60 درصد صحیح نیست و 20درصد درسته. اگر شما در مرحله تشخیص درصد باشید من دیگه نمیتونم اون درصد شما رو کم کنم.  الان اگر دکتری بگه من تشخیص دادم 20 درصده ، میگیم چون اول 60 درصد تشخیص دادن حق کم کردن نداری. کاری که الان میکنیم این هست که میگیم جانبازی ایشان 20 درصد هستش ولی به 60 درصد ادغام میشه.بعدش گفتیم اینم ننویسین که طرف دل چرکین بشه، بهش بگین شما 20 درصد هستید ولی 60 درصد نوشتیم برات.
فاش : انحرافاتی رو که به این شکل جعل سند بوده  و مسدود شده باید بنیاد برگردونه یا نه؟
با عنایت به اینکه در یک پروسه ای از مدیریت بنیاد پرونده ای مسدود شده باشد و الان در مدیریت شما بایگانی شده. یا سوال اینکه آقای رییس جمهور من میدانم در زمان مدیریت زریبافان یا کروبی تعدادی پرونده تشکیل شده و بعد از اینکه مدیریت عوض شده و پرونده در هر مدیریتی مسیر کامل را طی کرده باشد مدیران بعدی اگر پرونده را مسدود کرده اند خلافه و اگر به بندهای پرونده اعتراضی دارند باید گزارش کنند تا ایراد پرونده برطرف گردد. آیا در فرصت باقیمانده تا ریاست جدید بنیاد این گونه پرونده های مسدودی را باید برگردونه یا نه؟
زریبافان: به طور مثال اگر شخصی آمد و گفت مثلا در سال 68 پرونده من به دلایلی مسدود شده ما بررسی می کنیم. مثلا طرف رو شهیدمحسوب کردن و پرونده خاتمه پیدا کرده. ما دوباره پرونده را باز کردیم.
فاش : به صورت بخشنامه صادر میشه یا باید افراد حضوری مراجعه کنند؟
زریبافان : ما کلا 15000000 پرونده داریم که حدود 700000 تاش جانبازی هستن. سیستم ما هم که از اول الکترونیکین بوده که پرونده به صورت برگه های کاغذی بوده و الان هم بایگانی هست. الان اگر کسی مدعی باشه ما میدیم کمییسون نظر بده. بزارید یه مثال بزنم. یه کارگر جوشکاری بوده و موقع جنگ برای داربست ضدهوایی و پدافند از بالای بلندی افتاده و درگذشته و اومدن ایشان را شهید اعلام کردن. حالا زمان ما پسرش که حددود 20-25 ساله شده اومده و میگه بابای من شهید شده و پروندش رو دوباره بررسی کنید. ما هم اولین کاری که کردیم مراجعه کردیم به سستم کارتکس هامون. سیستم کارتکس که در زمان ما انجام شد و ما هم رسانه ای نکردیمش این هست که هر کسی که در زمان جنگ به بیمارستان اعزام شده اطلاع میدادن که شخص مورد نظر ساعت 9 اومده و به این دلیل در این بیمارستان پذیرش شده. ما هم این اطلاعات کارتکس رو با کارگذاشتن چندین اپراتور و تحت نظر  دوربین های امنیتی که مبادا اپراتورها دست تو پرونده ببرند، همه این اطلاعات را الکترونیکی کردیم. الان هم بهترین مدرک ما همینه.طرف هم که اومده بود اولین کاری که کردیم این بود که کارتکس طرف رو درآوردیم و دیدیم که آمده طرف در اثر افتادن از بلندی بخاطر جوشکاری داربست ضد هوایی مجروح شده و به فلان بیمارستان مراجعه کرده. در واقع این کارتکس ها حاوی اطلاعاتی از قبیل نام و نام خانوادگی و تاریخ مجروحیت و نوع مجروحیت و بیمارستان پذیرش کننده می باشد.
فاش : یعنی بهداشت میومد سر هر ساعت خاصی گزارش مراجعین به بیمارستان ها را می گفت. و تمامی این گزارش ها در مرکز ثبت شده است.
زریبافان : همون مثال قبلی، ما بررسی کردیم دیدیم طرف در فلان تاریخ مجروح شده و در فلان تاریخ دیگه به شهادت رسیده و با گذاشتن این مدارک به کمییسون و اونا هم شهادت ایشان را احراز کردن. درصورتی که پسرش تازه اومده بوده پیگیری کنه و ما هم گفتیم اگر تا الان مسدود بوده بخاطر اینکه این مدرک تا الان موجود نبوده و الان با قاطعیت میگیم ایشان شهادتش احراز شده.
فاش : ما الان تعدادی جانباز داریم که پرونده هاشون بخاطر همین مسائل مسدود شده(جعل سند).
زریبافان : الان هر کسی خواست مراجعه کنه برای مسدود شدن پروندش و ما  پیگیری میکنیم. اگر ادعاش درست نبود دلیل اشتباهش رو میگیم و اگر درست بود که اصلاح میکنیم. و از هیچ چیز بی تفاوت نمیگذریم. و کلا" برای رد ادعای طرف توضیح کامل میدهیم تا توجیه شوند.
بزرگتین کاری که کردیم همین جمع آوری کارتکس ها که حاوی اطلاعات ثبت شده از رزمندگان هست می باشد. مثلا" یکی از همکارانمان تو  تاکسی نشسته بود و طرف گفته بود ما رزمنده بودیم و الانم جانباز هستم ولی مدرک ندارم.همکارمون بلافاصله زنگ میزنه و با دادن نام طرف میبینن اسمش تو کارتکس هست و میگه ازشما مدرک دارن و میتونی اقدام کنی.
فاش : این اقدام رو تا الان اطلاع رسانی کردید؟
زریبافان : نه. شما ها فقط بدی هایمان را می بینید.
فاش : ما از خدامونه شما یه همچین خبری را به ما بگید و ما هم اطلاع رسانی کنیم. کار ما خبر و اطلاع رسانی هستش. ما الان هم اومدیم اینجا تا یه گزارش کاری از دوره مدیریت شما را بشنویم و اطلاع رسانی کنیم. همین الان هم که می آمدیم خدمتتان یک پیش خبر در سایت زدیم برای مصاحبه با شما و از خوانندگان خواستیم پرسش های خود را برایمان ارسال نمایند و بعضی از خوانندگان می گفتند حالا چرا؟ الان میخوای بگی میخوای چه کار کنی؟
همان طور که شما فرمودید احساس رضایت بهتر از این هست که عدالت را رعایت بشه بدون این که رضایت باشه. یه مشکلی که نه فقط در دوره شما بلکه در باقی دورهای پیشین هم همین مشکل را داشتن بنیاد با جامعه هدف یا همون ایثارگران فاصله داره وشکاف بینشان هست.
زیبافان : ما با جامعه ایثارگری مشکلی نداریم. بارها پیامک هایی برایم آمده که کلی تشکر و ابراز ارادت و علاقه کردند. از کل جامعه ایثارگری 70 درصدشان اصلا" به ما مراجعه نمی کنند و فقط دعاگوی نظام هستند. و 25 درصد از 30 درصد هم -------
فاش : ببخشید این که عذر بدتر از گناهه. شما می فرمایید 70 درصد جامعه هدف شما بی توقع از شما هستند که این چقدر از مسئولیت شما رو سبک می کنه.
زریبافان : 43 هزار آزاده داریم که کلا" اگر جمع کنیک کلا" 200 نفر اعتراض دارن و من بخاطر این 200 نفر که نمی تونم آبروی 43000 نفر دیگه رو ببرم.
فاش : آقای مهندس شما با این عدم شفافیت درمدیریت و پنهان کاری باعث دغدغه وخرد شدن اعصاب ایثارگران می شوید.
زریبافان : من اعتقاد دارم ما نباید هر کاری را که می خوایم برای ایثارگران انجام بدیم تو بوق و کرنا کنیم. حتی نگیم ایثارگران نیاز ندارن چون نمیدونن که این از عزت نفسشه. اتفاقا" ایرادی که به شما دارم اینه که میرید خونه جانباز و اوضاع زندگیشو نشون میدید و مصاحبه با همسرش می کنید که اونم میگه با شوهرم مشکل دارم و تو مترو دستفروشی میکنم. ما باید فرهنگ ایثار و شهادت رو جوری گسترش بدیم که باعث عزت نفس و نشون دهنده بزرگی این عزیزان باشد که با داشتن اوضاع نامناسب جسمانی باز هم خدا رو شاکره نه اینکه مصاحبه بگیره و اونم بگه بنیاد بهم پتو نداده و ......
فاش : شما با چه انگیزه ای قبول کردید بیایید بنیاد آیا مجبورتون کردند و آیا برنامه داشتید؟
زریبافان : در ذات برخی آدم ها یه سری خصوصیات هست که با پوست و گوشتشون عجین شده و در ذات من هم خدمت رسانی هست. خب رشته اصلی من شهرسازی هستش و نسبت به همه شهرداران دارای مزیت و توانایی های خوبی هستم.
فاش : چرا نرفتید اونجا؟(وزارت راه و شهرسازی)
زریبافان : من در کار فنی خودم خیلی واردم و مهارت دارم ولی کل کارهای من فنی نبوده، از شهرداری و فرمانداری و معاون فرمانداری و ....خدمت کردم و مختص کار شهرسازی و رشته خودم نبوده . در دولت آقای احمدی نژاد هم شاید اگر در وزارت مسکن می بودم می شدم قهرمان اجرایی کشور ولی وقتی می بینم  برای خدمت جای دیگری هست و با خلق و خوی من هم سازگار است، کلا" آدم متعصبی نیستم و دوست دارم خدمت کنم و کار کنم و هر چقدر کار سخت باشه برای من لذت بخشتره. دیدم در بنیاد جای خدمت بسیار هست و جا داره  به افراد عزیزی همچون ایثارگران خدمت کنم.
فاش : بالاخره جایی که می خواهید خدمت کنید باید  تناسبی بین توانایی ها و سنخیتی با اون کارباشه.
زریبافان : توانایی رو که من نباید تشخیص بدم، مسئول بالاتر از من باید تشخیص بده. توانایی و تجربه یه چیز نسبی هستش و من خودم خیلی ها رو که ظاهرا" قوی هستن  ضعیف می دونم و بالعکس. خرده ای که شما به من میگیرید این هست که میگی چرا کارهات رو نمیگی.
فاش : مهمترین نشانه ای که شما موفق نبودید این هست که نارضایتی از شما زیاده.
زریبافان : اصلا" اینجوری نیست. به قول احمدی نژاد در جامعه بحران کلی هستش. و ما هم بحران های اجتماعی را از بحران های کارگری باید بدونیم. تو این 8 سال مگه نمیگن بحران کارگری داریم و هزاران کارگر بیکار شده اند؟ در زمان خاتمی و هاشمی اسلامشهر، مشهد خراسان و جاهای دیگه اتفاقای وحشتناکی افتاد درصورتی که در دوره احمدی نژاد اتفاقی نیفتاد. بحران کارگری و به تبع آن بحران تولید به صورت گذشته نداشتیم.
من خودم از همون سال اولی که تو بنیاد اومدم همین مشکل نارضایتی راداشتم. صبح با مشکل میومدم و  با مشکل هم برمی گشتم. اما تو این دو ساله ما هیچ مشکلی از نارضایتی نداشتیم، به استثنا دیروز. وقتی 70 درصد خانواده ایثارگران تشکر می کنند این اصلا" نارضایتی کلی نیستش. بلکه یک نوع رضایت هم هستش و من با اعداد و ارقام ثابت می کنم. زمانی که من دفتر خیابان ظفر رو تعطیل کردم و بعضی دوستان مخالف این کار بودند . خیابان طالقانی رو میگفتن خیابان خطرناکی هست و اگر خیابون رو ببندن آبروت میره. و من گفتم اعتقاد دارم این اتفاقات نمی افته و تا الان هم نیفتاده در صورتیکه قبلا" همچین موردی داشتیم. روزی نبود که در بنیاد شیشه ای شکسته نشه و ناآرامی نداشته باشیم، که تا الان همچنین مواردی نداشتیم. فقط هفته اول شیشه این اتاق شکسته شد و دیگه همچنین اتفاقی نیفتاد. یه سری افراد که می اومدن و این اتفاقات رو ایجاد می کردند بسیار نادر بودن وهمیشه جزء مشکلات ما بودن و الان اینها را متقاعد کردیم که بنیاد جای مطالبات منطقی هستش. اگر میگی نارضایتی هست باید ببینید در تاریخ بنیاد چه اتفاقاتی افتاده و مقایسه کنی.
ایرادی که به من میگیرن این هست که میگن تو بلد نیستی رسانه ها را اداره کنی. هر سال یکی دوبار با این رسانه ها جلسه بذاری مشکل حل میشه. منم گفتم من به اینجور کارها اعتقاد ندارم و بلد نیستم. من این اشکال رو قبول دارم ولی این رو که نمیشه جزء نارضایتی قرار داد. شما ببین مگه مطالبات ایثارگران مال زمان منه. از قبل همین طوری جمع شده و شده تا زمان من خودشو نشون داده و این مطالبات همگی در زمان من ایجاد نشده بلکه از قبل بوده و تا الان جمع شده و الان خودشو نشون داده. یک فرزند شهیدی که الان وقت اشتغالش شده قبلا" وقت اشتغالش نبوده و الان در مدیرت بنده باید اشتغالش رو تامین کنم. شما به عنوان جانباز همون مشکلات 30 سال پیش رو دارید؟ نخیر. اون زمان جوان بودید و خیلی از ناراحتی های جسمی رو تحمل می کردی و الان مثل من با بالارفتن سن تحمل آدم کمک میشه. مشکلات حاد شده و تعداد جانبازها زیاد شده و درصداشون زیاد شده و پدر ومادر شهید پیر شده وهمسر شهید پا به سن گذاشته و هزاران مشکلات درمانی داره. جانبازالان مطالبات خودشو میخواد با توجه به سنش. پس مشکلات به واسطه افزایش سن بیشتر شده ولی نارضایتی بیشتر نشده. اگر هم ایراد به مدیریت می گیرید، این مدیریت من هست که دیگه شیشه شکسته نمیشه و خیابان بسته نمیشه و بگویم که خیلی از این کنترل ها از رفتار آدم ها هم نشات میگیره. مثلا میخوای بزنی به گوشم منم میگم بفرما ولی شما منو میبوسی. من وقتی واردمجموعه شدم قفل در رو برداشتم و مثل بقیه تشریفات نداشتم. گفتن زریبافان! خطرناکه و میان میزنن تو سرت. ولی من گفتم هرگز همچین اتفاقی نمی افته.
گاهی اتفاق افتاده که طرف با کلی عصبانیت اومده تو اتاق و میگه این زریبافان کو. و منم میگم خودمم و نشسته با من گپ زده. یا داشتم میرفتم هیات دولت یه دفعه طرف با حالت عصبانی اومده و میگه با زریبافان کار دارم و با هم داخل ماشین خودم شدیم و گفتش که ای بابا تو هم که از جنس خودمونی. باید با منش و اخلاق درست امور رو اداره کرد. اگر من در رو ببندم ، طرف میاد با لگد در رو خرد میکنه. الانم تو خیلی وزارت خونه ها برای ارباب رجوع و بخصوص جانبازا اینقدر تشریفات هست که خود من دفتر وزیر یا مدیر رو گم میکنم. اما در دوره من این طوریه؟ نه این طور نیست. اخیرا" هم دو تا برادر شهید بودن که اومدن شیشه شکستن و کلی داد و هوار که من رفتم پایین و اونا اصلا" فکر نمیکردن من زریبافان باشم و رفتم بلافاصله یکی از اونا رو بوس کردم و اصلا" انتظار نداشتن از من این کار رو انجام بدم و همین منش باعث شد که با ما رفیق بشن.
حالا شما هم نگاه نکنید به برخی افراد مانند "خ" که مدام ناراضی است چون برکنارش کردم. پرونده اش را هم بردم دادگاه و قوه قضائیه و شورای نگهبان و نظارت استان. کلی هم بهش محبت کردم ولی اینها رو ندید و بخاطر سوء استفاده مالی در انتخابات، برش داشتم. حالا اگر کسی میگه مدیریت نکردی بی انصافی هست دیگه. همه این منش ها و رفتارها خودش مدیریت هستش. الان هم در اکثر وزارتخانه ها ارباب رجوع اگر دستش به وزیر برسه یه چیزی میگیره  ولی ما این طوری نیستیم. اگر کسی امکانات میخواد من بهش میگم مراجعه کن به بنیاد شهرستان خودت .............................................
حالا چند نفر داد و بیداد کردن درست نیست  بگید ضعف مدیریت دارید. بیشتر این ناآرامی برخی ایثارگران هم بخاطر شرایط کلی ایثارگران هست. گفتم سنشون بالا رفته و جسمشون مریض شده و تحمل نداره و داد میزنه. اگر یه جانباز داد زد نباید بگید که بنیاد مدیریتش ضعیفه بلکه اون آدم طبیعی هست که با توجه به شرایطش داد بزنه. مثلا" میرن مصاحبه با جانباز تو بیمارستان ساسان و طرف هم نمیتونه صحبت کنه و از بنیاد انتقاد میکنه ولی چون پرستارای بیمارستان دارن پیشش کارهاشو انجام میدن مینویسه از کادر بیمارستان ساسان مچکرم. مگه بیمارستان ساسان مال بنیاد نیست و مدیریت اون به عهده ما نییست؟!
یا مثلا" اگر بیمارستان خاتم خوب کار کنه میگن بیمارستان خوبیه و اگر بد کار کنه میگن این تقصیر بنیاده.
این بی انصافی هست. بنیاد میاد بهترین متخصصان داخلی و خارجی و آلمانی رو برمی داره میاره و عمل مغز بدون بی هوشی انجام میده اما صدا و سیما میزنه عمل جراحی در بیمارستان خاتم. خب بگید بنیاد ، چرا فقط بیمارستان خاتم؟! حتی خود مدیر بیمارستان هم وقت تعریف از خود میگه بیمارستان خاتم و اگر نارضایتی داشته باشه پای بنیاد میاد وسط. ما پرفسور آلمانی رو آوردیم ایران و به اعتبار ما اومده.
فاش : خب این ظلمی که هم به خودتون می کنید و هم به جامعه ایثارگری. اعصاب جامعه ایثارگری رو خرد می کنید بخاطر اینکه ریا نشه!
زریبافان : من چه کار کنم، من که نمی تونم همیشه بگم بنیاد این کار رو کرد.
فاش : شما نباید بگی که . باید کار سیستماتیک انجام داد. مدیریت یعنی این. نه اینکه شما که ذاتا" ساده زیستی و خوش برخوردی که خود شما گفتید این ها ارزش نیست وذاتیست.
زریبافان : یه سری مشکلات هست که مربوط به مدریریت کشور است.
فاش : در مقطعی بنیاد اومد خودش شرح وظیفه داد و شرح خدمات به ایثارگران را اعلام کرد و چرا در این دوره ادامه ندادید؟
زریبافان : قدیما که کامپیوتر و از این چیزا نبوده ولی الان از طریق سایت اطلاع رسانی می کنیم.
فاش: الان یه جانباز 20 درصد از کجا میدونه از بنیاد چه توقع قانونی میتونه داشته باشه؟
زریبافان : میتونه وارد سایت بشه و قوانین رو مطالعه کنه. الان دیگه تو سایت ها قوانین مربوط به ایثارگری هست. اگرم کسی به سایت دسترسی نداشت میتونه بیاد بنیاد و بگه من جانباز مثلا 25 درصدم و کارکنان به ایشان میگن با توجه به شرایط شما از این موارد معاف هستید و در صورت نیاز به طرف دفترچه می دهند. معمولا" آدما دنبال قانون نمی گردند و وقتی یه مشکل عجیب غریب و نصفه نیمه پیدا می کنند. باید این مشکل فرهنگی برطرف بشه. مثلا طرف نمیره دنبال قوانین و پیش خودش میگه جانباز 25 درصد از هیچ خدماتی استفاده نمیکنه. بعد بهش میگیم اگر کارمندی مگه مالیات ازت کم میشه یا بیمه ازت کم میشه، میگه نه. و خب میگم پس این خدمات چیه.میگه غیر از این ها به من چی تعلق میگیره. میدونه ولی بازم میخواد بیشتر خدمات داشته باشه. از ناآگاهی از قوانین هست.
فاش : حالا اگه جانباز 25 درصد  کارمند نباشد چه وضعیتی داره؟
زریبافان : اگر کارمند نباشه ما بیمه اش میکنیم. اگر حالت اشتغال باشه حقوق برایش درنظر میگیریم.
فاش : یکی از خلاء هایی که دوست داشتیم در دوران شما برطرف بشه همین بود که برای سربازان ارتش حقوق تعیین شده بود ولی برای سربازان سپاه وبسیجیان نه.
زریبافان : این هارا باید قانون تعیین کنه، مربوط به نیروهای مسلح می باشد. اینکه ارتش یا سپاه برای رزمندگانشان حقوق تعیین کردند دست من نیست.
فاش : بنیاد دو سال پول این ها رو گرفته.
زریبافان : ببینید من به دوره گذشته کار ندارم. هر چی که قانون به من بگه من انجام میدم. بودجه اش رو به من بدن من پرداخت می کنم. من میگم آقای دولت! پدر و مادر شهدا پیر شدند و خیلی هاشون نیاز به پرستار دارند. دولت میگه بودجه من مشخصه و بیشتر از این نمیتونم در اختیارتان قرار دهم. درصورتیکه من بیشتر به بودجه مصوب احتیاج دارم. من هم به نوبه خودم محدودیت هایی دارم. نمیتونم بیشتر از بودجه هزینه کنم.
الان دغدغه این است که هزینه پرستاری والدین شهدا و جانبازان رو افزایش دهیم. ولی وقتی میگن هر سال از این مقدار مشخص نمیتونی زیاد کنی من چکار میتونم انجام بدهم. پس قانون و بودجه باید باهم باشه که بتونم افزایش حقوق بدهم. اگر بودجه رو دادن و من عمل نکردم اون وقت این ایراد به من وارده و اگر ندادن و من عمل کردم که این هنره که تونستم انجامش بدم.
فاش : این که ما باید اگر قانونی ناقصه  بریم بگیم درسته یا نه که وظیفه شماست.
زریبافان : ما که نمیتونم مدام بگیم که چه کار کردیم یا نکردیم. من نمیگم که چقدر با دولت دعوا دارم و دلیلی هم نداره که من بگم. حالا هر وقت بودجه اش تصویب شد من عمل می کنم. اگر محدودیت های بودجه ای نبود که من  کار رو انجام میدادم.

ادامه مطلب در قسمت سوم...




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2893
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122047
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2893
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122047