سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2945
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453530
صفحات وبلاگ
نویسندگان
سه شنبه 91 تیر 6 :: 4:16 عصر ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین

مهدی هنری
مقاله پیشرو در اواسط دوره 8 ماهه نبرد نرم جمهوری اسلامی با فتنه چند وجهی سبز نگاشته شده است؛ لذا از آنجا که همچنان دارای اطلاعات درخور تأملی است، 9 دی آن را با تغییرات اندکی بازنویسی کرده است. این تحلیل کوشیده با مطالعه در تاکتیک ها و استراتژی های عملیاتی فتنه سال 88 زوایای گوناگون سازمانی آن را کشف نماید، مکاشفه ای که درک صحیح آن بهترین راه حل برای مقابله با این سازمان است. سازمانی که هر چند در حال حاضر بدلیل بیداری ملّت مسلمان در خواب زمستانی فرو رفته است امّا با سپری شدن زمستان امکان بیدار شدن مجدّدش وجود دارد، از این حیث شناخت چگونگی تشکیل سازمان عملیاتی براندازی در تهران برای تجارب احتمالی آینده لازم است. متن تحلیل فوق در اینجا آمده است:
 حُکم اوّل: پَس پرده؟
سردار سرلشگر «محمد علی جعفری»، فرمانده سپاه پاسداران طی سخنرانی خود میان پیشکسوتان جهاد و شهادت از اعترافاتی خبر می دهد که تأمّل در آن از واقعیات تلخی پرده برداری می کند. وی مورخ 10/6/88 می گوید:
«آقای موسوی خوئینی ها در بهمن 87 اینگونه می گوید: ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم. او باید بفهمد که این مملکت آن طور نیست که ایشان هر جور بخواهد، به هر سمت بکشد. خاتمی و یارانش اکنون کلی تجربه دارند.»، «آقای ابطحی در اعترافات خود می گوید: خاتمی و (ابوالفضل) فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می گفتند که برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می کند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر، دیگر نمی توانند سرشان را بلند کنند و این به معنای یکسره کردن کار است. یعنی رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه جا بیفتد. اعتراضات در انتخابات کاملاً برنامه ریزی شده بود، آقای خاتمی در بهمن 87 می گوید: اگر در این انتخابات احمدی نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد. ... آقای نبوی می گوید: باید سعی کنیم احمدی نژاد را کاندیدای مورد نظر رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد، رهبری شکست خورده باشد. ما یک بار این کار را در خرداد 76 انجام دادیم که ضربه سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند، اکنون باید ضربه نهایی را به بالاترین قدرت شروع کرد، آقای عطریان فر اعتراف می کند که آقای تاج زاده در انتخابات می گفت: اگر بتوانیم ببریم، با تجربیاتی که در این سال ها کسب کرده ایم به راحتی می توانیم رهبری را مهار کنیم. شاید تنها کسی که انقلاب مخملی در ذهنش کاملا تئوریزه شده بود و بدون آنکه اسمش را بیاورد همان ایده ها را مطرح می کرد، آقای تاج زاده بود.». لذا تدبیر واحد فتنه 2009 م. تهران که حول انتخابات دهم ریاست جمهوری شکل گرفت  یک چیز است: «جمهوری اسلامی بدون نهاد ولایت فقیه»!
البته آنچه به نقل از سردار «جعفری» با سرعت مافوق تصوّری در فضای رسانه ای ایران طنین انداز شد دلالت بر واقعیاتی دارد که بی شک تنها مستند و مدرکش اظهارات فرمانده محترم سپاه نیست بنابر این استنتاج فوق الذّکر از طرق دیگری نیز قابل کشف است که برای اخذ دوباره این نتیجه باید به بازخوانی مختصری از جریانات اخیر پرداخت.
 حُکم دوم: آنچه گذشت velvet revolution (عملیات انقلاب مخملین)
رمز عملیات: تقلب
گزارش: شامگاهان جمعه22 خرداد سال 1388عملاً صفحه سیاسی ایران با بیانیه مهندس «میر حسین موسوی» وارد چیدمانی جدید می شود: «طبق گزارش ها و مستندات واصله علیرغم تخلفات و کارشکنی های متعدد و نارسایی های گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است. ... ما از دولتی که ادّعای مردمی بودن دارد، دعوت می کنیم حق مردم را محترم بشمارد و پاسخگو باشد. ما منتظر شمارش آراء هستیم و انتظار داریم تا بعد از شمارش آراء همراه مردم در جشن پیروزی شرکت کنیم.» بعد از این شاهد انبوه بیانیه ها، اخبار و سخنرانی هایی هستیم که بر تقلب گسترده توسط دولت دلالت دارد. سپس مردم توسط رسانه های گوناگون از سایت های اینترنتی گرفته تا ایمیل های گسترده و وبلاگ های گوناگون تشویق به حضور در خیابان ها می شوند و شد آنچه نباید می شد.
عملیات روانی، تحرکات خیابانی و اعمال تروریستی روی داده در تهران طی روزهای پس از انتخابات از آن جا که همزمان، هم هدف و دارای پروسه handeling وholding می باشد قابل بررسی است. چگونه در یک فاصله زمانی بسیار کوتاه تعداد زیاد و غیر قابل وصفی خبر و ایمیل در فضای سایبری، افرادی را به یک نقطه کانونی در شهر تهران می خواند، همزمان گروه های چند نفره با نسبتی تقریباً یکسان از تعداد دختران به پسران با تماس های تلفنی گسترده هدایت می شوند که از چه خیابانی طیّ مسیر کنند، از سوی دیگر عمّال تروریستی و کسانی که بنا به اعترافاتشان برای شورش های خیابانی آموزش دیده بودند وارد این کلونی های جمعیتی می شوند و جالب اینکه تصاویر درگیری های خیابانی این اغتشاشگران با نیروهای انتظامی و امنیتی، آنلاین روی صفحه ابرشبکه های تلویزیونی مخابره می گردد. از طرف دیگر این شبکه ها تعداد زیادی گفتگوی تلویزیونی با کارشناسان مختلف ترتیب داده و در خلال همین برنامه ها شبکه هایی چون «B.B.C فارسی» علناً به مخاطبان خود آموزش شورش خیابانی می دهند. متن کیفر خواست عمومی دادگاه چهارم «فتنه 88» می گوید: «در منطقه "قیطریّه" ستادی تشکیل گردید که منشأ فعالیت های غیر قانونی گسترده، مانند پخش شایعات، تخریب علیه سایر کاندیداها، راه اندازی و هدایت گروه های غیر قانونی و کشیدن آنها به خیابان ها، راه اندازی شبکه تلویزیونی غیر قانونی، ارتباط با ایستگاه پخش تلویزیون «B.B.C فارسی»؛ آغازگر و هدایت کننده اغتشاشات و درگیری های خیابانی شد. ... ارتباط مستقیمی بین این شبکه و تلویزیون استعماری B.B.C برقرار شده و عملاً این ستاد را به مجموعه ای تبلیغاتی در اختیار دستگاه تبلیغاتی رژیم انگلیس در آورده بود. ساعت 18:00روز جمعه 22 خرداد زمانیکه هنوز رأی گیری جریان داشت گروهی از مأموران انتظامی برای بستن این شبکه غیرقانونی به محل مراجعه نمودند که با مقاومت و سپس گروگانگیری توسط عوامل ستاد مواجه شدند. سپس مسئولان "ستاد قیطریّه" با فراخوان هواداران خود که از پیش برای درگیری آماده شده بودند، تلاش کردند راه را بر اِعمال قانون توسط مأموران ببندند و این تجمع شروع اغتشاشاتی بود... . آقای «امین زاده» در همان شرایط می گوید: عده ای از مأمورین اینجا ریخته اند ... خبر این حمله پخش شده، چند هزار نفر جلوی ستاد جمع شده اند. خوب شد اینها آمده اند، احتمالاً پیروزی موسوی اعلام می شود و اینها می توانند به «بزرگراه صدر» بروند و از آنجا کل اتوبان ها تحت تأثیر قرار گیرد، اگر هم موسوی اعلام نشد حتماً به عنوان اعتراض به خیابان ها می ریزیم.». آنچه از این رفتارهای گسترده و یک هدف بر می آید اینکه اگر اتفاقات بعد از انتخابات برای این شبکه های درهم تنیده برنامه ریزی نشده بود؛ چگونه توانستند با فشار اولیه بالا از همان ابتدا شروع به کار کنند؟ در واقع اگر این شبکه های زنجیره ای برای انجام عملیاتشان برنامه ریزی نشده بودند، مدتی طول می کشید تا از لحاظ عملیاتی، فشار خود را به حدّ آخرین برسانند نه اینکه از همان ساعات ابتدایی با هماهنگی گسترده و فشار ماکزیمم دست به عملیات بزنند. به عبارت دیگر نمودار زمان- فشار عملیات براندازی نرم در ایران بصورت خطی موازی با محور زمان بود که با گذشت زمان کاهش می یافت. «یحیی کیان تاجبخش» عامل نفوذی «بنیاد سوروس» حین دفاعیات خود در تصدیق برنامه محوری اتفاقات انتخاباتی تهران می گوید: «حوادثی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داد، تصادفی نبود و نتیجه برنامه ریزی نسبتاً دراز مدت بود.»
هر چند فتنه گران و بیشتر از آنان ساکتین فتنه همچنان بر عدم طراحی شده بودن رویدادهای سال 88 تهران تأکید دارند (مانند آنچه «علی لاریجانی» اخیراً درباره تئوری ساکتین فتنه گفت یا «محسن رضایی» از اعتراض بودن ماجراهای سال 88 سخن به میان آورد) لیکن آنچه از ورای واقعیات وضوحاً دیده می شود و البته فقط یکی از تصدیق کننده های آن همین اعترافات اهل آشوب است، اینکه رفتارهای خیابانی- سیاسی تهران دارای یک مغز فرماندهی واحد بوده است که لحظه به لحظه نیروهای صف خود را به فرمان های گوناگون (که نشأت گرفته از تدبیری بوده) دچار می ساخته سپس از طرق مختلف چون ارتباط مخابراتی، آن ها را چِک نموده و دوباره فرمان های نو صادر می کرده؛ چیزی که با تأمّل در روزهای نخستین بعد از رای گیری و بویژه شنبه 30 خرداد روشن می شود. لذا سوال اساسی این است که براستی ارتباط ساختاری- سازمانی این شبکه های زنجیره ای چیست؟
 حُکم سوم: صف و ستاد؟
اول آنکه بدون وجود سلسله مراتب تشکیلاتی، هرگز فرمانده و سرباز و تفاوت های فی ما بین و نیز اجرای اوامر "فرمانده" توسط "فرمان بر" معنا نخواهد شد به عبارت دقیق تر سیستم "فرمانده- فرمانبری" مستلزم تشکیلات است. دوم آنکه در تحلیل ساختار سازمانی هر تشکیلاتی برای تبیین ماهیت آن تشکیلات باید به بررسی عوامل صف و ستادی و رابطه فی مابین آنان پرداخت؛ تشکیلات براندازی نرم نیز از این اصول مستثنا نیست. تشکیلات براندازی نرم که هدف غایی خود را تغییر فیزیکی و در صورت عدم امکان، تهی کردن روح اسلامی از قالب جمهوری اسلام قرار داده بود از لایه های مختلف صف و ستادی تشکیل می شود که هر یک مأموریت ویژه ای دارد و در یک سازمان دقیق ایفای نقش می کند. هر یک از بخش های تشکیلات نقش فرماندهی و پشتیبانی نسبت به بخش پایین تر را بر عهده دارد و بخش پایینی وظیفه اجرایی کردن دستورات ستاد مافوق را به صورت عملیاتی به عهده می گیرد. در واقع ستاد به مثابه مغز بدنه است و صف به مثابه بازوان تشکیلات که فرمان دست بالا را به شکل اجرا و عمل معنا می کند. لذا صف و ستاد تشکیلات براندازی نرم به طریق زیر متصور است:
1- صف (پیاده نظام): سازمان رأی، سازمان ترور
2- ستاد مرکزی (عوامل میدانی): شواری سیاستگذاری (کمیته X):
بخش ضدّ امنیت
بخش پشتیبان مالی
بخش همیار خارجی
بخش رسانه ای- سایبری
بخش انتخاباتی
قسمت وسیعی از عوامل میدانی تشکیلات (ستاد مرکزی) و نیز قسمتی از عوامل بدنه (صف) در کوران فتنه بازداشت شده و طی سلسله دادگاه هایی به اعترافاتی پرداختند که مبیّن همین دسته بندی است.
• سازمان رأی
نیاز مبرم به جذب گسترده نیروی انسانی به امید صف سازی برای تشکیلات و به بهانه غلبه بر محبوبیت نظام و در صورت شکست، دسترسی به مقاصد خیابانی در فاز اول عملیات انقلاب مخملی واضح می نمود. از این رو شورای سیاستگذار تشکیلات از مدّت ها پیش به تکاپو افتاده بود تا با استفاده از تجارب گوناگون از جمله: 1- مکانیزم تبلیغاتی دکتر «احمدی نژاد» در انتخاب نهم ریاست جمهوری (تبلیغات چهره به چهره)، 2- انقلاب های مخملین در کشورهای حوزه قفقاز و بالکان، 3- نحوه جذب نیرو در شبکه های اقتصادی- هرمی چون گلدکوئیست و 4- سازماندهی نیرو در سازمان منافقین؛ دست به تأسیس سازمان رأی بزند. متعاقب این تلاش سازمانی، ستادهای تبلیغاتی دوم خردادی ها بر اساس شهوت و رابطه بازدختر- پسر شکل می گیرد. از این منظر نباید تعجّب کرد که کارکرد روابط باز جنسیتی هم در «سازمان مجاهدین خلق» و هم در «فرقه ضالّه بهائی» با نحوه جذب دوم خردادی ها شبیه باشد؛ چرا که بدنه قابل توجّهی از جوانان این ستادها با دو مجموعه بالا اشتراک منابع انسانی داشتند. بر این اساس شناسایی و سازماندهی دختران سرشاخه از حدود 3 سال پیش کلید خورد تا دخترانی با جذابیت های کاذب از محافل مختلف چون خبرگزاری ها به تشکیلات دعوت شوند. بعدها تیم های 5 یا 6 نفره که بین آنها حداقل یک یا دو دختر حضور دارد در جریان راهپیمایی های تبلیغاتی قبل از رأی گیری و بعد از رأی گیری رخ
 می نماید که نظامشان قبل از انتخابات به وسیله سینما رفتن، کوهپیمایی، تفریحات مشترک و بالاخره ساعت ها بحث و صحبت مختلط و روابط سنگین عاطفی؛ قوام یافته بود. از سوی دیگر صدور کارت عضویت ستاد در دو وضعیت عادّی و فعّال و پرداخت پول نقدی از 50 تا 100 هزار تومان به صورت روزانه برای اعضای فعال، رغبت بیشتری را برای ادامه فعالیت ایجاد می نمود. (1) تزریق نفرت نسبت به طرفداران نظام (که در انتخابات 88 بیشتر در جُرگه طرفداران کاندیدای پیروز جمع شده بودند) و خواندن آنها به صفاتی چون متحجّر، خشک مقدس، ... (2) ایجاد روحیه "آنتی احمدی نژاد" در سازمان رأی از طریق سر شاخه ها، (3) شیوع اپیدمی مستندنمای «وقوع تقلب گسترده در انتخابات»و (4) تمرین حضور خیابانی و راهپیمایی های انتخاباتی چون زنجیره انسانی و میدان نشینی های شبانه در نقاط اصلی شهر؛ در حقیقت زمینه ساز فاز اوّل عملیات شد. در متن کیفر خواست عمومی دادگاه چهارم آمده: «این رفتار غیرقانونی و به صحنه کشاندن هواداران برای برخورد با دولت قانونی موضوعی اتّفاقی و از سر احساسات ناشی از شکست در انتخابات نبوده بلکه بر اساس اسناد موثق موجود، استراتژی دائمی این حزب آشوبگر [مشارکت] می باشد که فشار از پایین و چانه زنی از بالا به عنوان شعار محوری که بارها توسط سران آن تکرار شده ... است. در این راستا با ایجاد سازمان ها و گروه های غیر قانونی بدون ثبت در وزارت کشور ... با اقتباس از روش گلدکوئیستی بنام های سازمان رأی، موج سوم، گروه 88 از جمله آنهاست. آقای حجاریان می گوید: «این سازمان به صورت خوشه ای و مانند گلدکوئیست می باشد. طراح آن آقای «میردامادی» بود و با طرح آن در دفتر سیاسی ما به آن رأی دادیم و آن را تأیید کردیم.». ساده اندیشانه است که فکر کنیم سازمانی با سال ها صرف انرژی و زمان در حال حاضر به راحتی از بین رفته باشد، سازمان رأی مورد اشاره فقط مأموریت درون انتخاباتی و درون خیابانی بین تاریخ 10 خرداد تا 9 دی سال 1388 را نداشته است بلکه هم اکنون نیز مأموریت های گوناگونی دارد. در این راستا «مهرداد اسلانی» (متّهم اقدام علیه امنیت کشور، تخریب و آتش زدن اموال عمومی و ...) حین دفاعیاتش می گوید: «موضوع تقلب از سوی برخی شخصیت های نظام مطرح شد و همین ها بودند که "کمیته صیانت از آراء" را تشکیل داده اند؛ بر همین اساس ما به آنها اعتماد کرده و فریب خورده ایم. یکی از سیاسیون گفته ما نخبگان سیاسی هستیم و اینها اغتشاشگر هستند، من تعجب می کنم چطور قبل از انتخابات به ما بهاء می دادند و امروز این حرف ها را در مورد ما می زنند ... در انتخابات سوم شوراها یکی از آشنایان به من گفت تعدادی اسم برای عضو در سازمان رأی به او بدهم و من پس از آن دیگر هیچ فعالیتی نداشته ام.».
• سازمان ترور
موازی با تجمعات ایذایی در نقاط مختلف شهر با مرکزیت وزارت کشور- میدان فاطمی (جهاد)- سازمان ترور که عمدتاً در خارج و توسط تروریست های خارج از کشور آموزش دیده اند با هماهنگی کامل در ساعات پایانی نبض اعتراضات را بدست می گیرند و بدین ترتیب تجمعات اعتراض نما تبدیل به استتاری استراتژیک برای تروریست ها می شود تا بعد از دست یافتن به مقصود سیاسی- رسانه ای با هدف فشار به مسئولین نظام برای ابطال انتخابات و ضربه زدن به آبروی نظام اسلامی در عرصه بین المللی؛ جنگ شهری نیز بتواند تاکتیک خود مبنی بر نا امنی شهری را پیاده کند؛ باید توجّه کرد که در علوم جنگ های نیمه سخت، ناامن سازی محیط های مسکونی در یک دوره فرسایشی از مهمترین علل سقوط نظام های سیاسی به شمار می رود. همین فرایند درهفته اوّل فتنه و مخصوصاً روز شنبه مورخ 30 شهریور (سالگرد اقدام نظامی منافقین علیه مردم و رونمایی از نفاق سازمان مجاهدین خلق) کاملاً بارز و مشهود است. «رحمانی پور»، عضو «انجمن پادشاهی ایران» طیّ دفاعیات خود در دومین دادگاه آشوب طلبان می گوید: «ایجاد درگیری بین نیروهای حکومتی و مردم و ضربه زدن به نظام برای سرنگونی آن و ایجاد پادشاهی و بازگشت به دوران قبل از انقلاب از جمله اهداف گروهک انجمن پادشاهی ایران بود ... انفجار «حسینیه ارشاد» و «مسجد النّبی» برای ایجاد جنگ روانی از جمله اهداف ما بود چرا که این دو شعبه انتخاباتی بسیار مهم بود.».
در اینجا به اختصار به مهمترین بخش های ستادی "سازمان بورژوآها" اشاره می شود:
• شورای سیاستگذاری (کمیته X)
در جریان براندازی شورای سیاستگذار به تبیین چرایی حرکت (تئوری) و چگونگی حرکت (استراتژی) می پردازد. در واقع این شورا نقش فرماندهی عوامل میدانی و بخش های ستاد را به عهده دارد یعنی وقتی تدبیر دست بالایی به مجموعه تشکیلات می رسد اولین نهادی که موظف است این تدبیر را در دو مرحله تئوری و استراتژی برای بقیه عوامل معنا کند و آنها را سر خط نگه دارد و از این طریق هیجان را به لایه های پایین سیلان دهد؛ شورای سیاستگذاری است. کسانی چون بهزاد نبوی، حجاریان، کیان تاجبخش، عطریانفر، امین زاده و میردامادی در حوزه های تخصصی خود به توجیه نیروهای بخشی می پردازند و این سیر ادامه دارد تا به آخرین حلقه تشکیلات یعنی پیاده نظام برسد. «کیان تاجبخش» نفوذی «بنیاد سوروس» به عنوان تکنسین انقلاب های مخملین می گوید: «عوامل اصلی اغتشاشات اخیر مجموعه دستگاه های پنهان و نیمه پنهان و حتی مخفی و سرویس های اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای غربی بودند و انتخابات یک بهانه و فرصتی برای انجام یک نوع برنامه از پیش تعیین شده برای اجرای انقلاب انتخاباتی با استفاده از تاکتیک های مختلف همچون ایجاد شبهه در خصوص صیانت از آراء و زیر سئوال بردن نظام انتخاباتی و نهادهای برگزار کننده انتخابات، پیگیری شد.».
• بخش ضدّ امنیت
این بخش متشکل از سابقه داران امنیتی است. کسانی که طی 16 سال با حضور در نقاط استراتژیک نهادهای امنیتی همچون وزارت کشور، وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی و با مطالعه مفصل در مورد راه های مبارزه با شورش های خیابانی، اعتراضات و مطالبات مدنی؛ نقاط کور سیستم انتظامی و امنیتی فعلی را به خوبی می دانند، لذا چیدمان پیاده نظام و سازمان رأی را در نقاط مختلف شهری و زمان های مختلف طوری تنظیم می کنند که بیشترین آسیب و کمترین تلفات را داشته باشد و نیز جمعیت موجود مخالف را چند برابر آنچه که هست نشان دهد.
• بخش پشتیبان مالی
پول برای به جریان انداختن براندازی نرم چون اکسیژن است برای ارگان های مختلف بدن که توسط دلالان سیاسی و با شیوه های پولشویی از طریق داخل و خارج بدست عوامل میدانی و پیاده نظام تشکیلات می رسد. «کرمی»، «مدیر سایت جمهوریت» طیّ دفاعیات در ذیل این مسئله می گوید: «از بازداشت شدگان اخیر جمهوریت بودم و در واقع مدیر رسمی این سایت آقای «م.ه» (متّهم فراری به انگلیس) بود ... یک شرکت،500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25 هزار جلد کتاب شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر آقای «م.ه» شد، آقای «م.ه» معتقد به پولشویی بود. وی پول ها را از سازمان بهینه سازی دریافت می کرد و آنها را مکرراً به دلار و ریال تبدیل می کرد. وقتی دلیل این کار را پرسیدیم، گفت با این کار کسی نمی تواند منشأ پول ها را کشف کند. با فشار آقای «م.ه» از سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به منظور تبلیغات در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش یعنی «ا.ه» پول برداشت می شد ... پول هایی که برای تبلیغات در دور نهم ریاست جمهوری برای پدرش هزینه کرد معادل 2 میلیارد تومان بود.» وی با اشاره به انتخابات دهم می گوید: «پرسنل سایت با چاپ شبنامه در ستادهای «میرحسین موسوی» و توزیع آن ها، به تضعیف دولت و نظام می پرداختند. «جاسبی» به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از «احمدی نژاد» رئیس جمهور شود.». «باستانی»، «سردبیر سایت جمهوریت» نیز می گوید: «دفتراین سایت در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می شد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود.». اضافه بر این اطلاعات اخبار موثّق و پنهانی وجود دارد که فتنه به واسطه یک یا دو حلقه از طریق «عربستان پادشاهی» نیز ارتزاق می کرده است.
• بخش همیار خارجی
عوامل بیگانه در جریان این دست انقلاب های انتخاباتی، بیشترین سود را حاصل و برای اهداف بعدی از آن استفاده می کنند. بر اساس این منطق و برای عملی کردن جزئیات ایده های براندازی که نسخه کلّی خارجی است در جریان عملیات سال 88، حضور نیروهای دست چندم سفارتی و خبرنگار برای جاسوسی معنا شد. «تاجبخش» در دادگاه می گوید: «دریک مورد «رزاقی» از دوستان آقای «حجاریان» از «سوروس» بیش از 300 میلیون تومان برای عملیاتی کردن یک برنامه 5 ساله دریافت کرده که این رقم از طریق یکی از "مؤسسات پوششی هلندی" پرداخت شده بود.». «رسام»، «تحلیلگر ارشد سفارت انگلستان» ضمن یاد کردن از عطریانفر، سعید لیلاز و شمس الواعظین به عنوان مرتبطین مهم خود، می گوید: «من در طول 5 سال اخیر 130 مرتبط با سفارت انگلیس و طی یکسال 50 نفر دیگر را جذب کرده ام و از طریق قرارها و ملاقاتی که با آن ها در رستوران ها و کافی شاپ ها می گذاشتم، اطلاعات مورد نیاز را کسب می کردم.»، درباره حضور «اَلکس»، «دبیر اول سیاسی سفارت انگلیس» در ستادهای اتخاباتی می گوید: «در تهران به ستاد آقای «موسوی» رفته و با مسئولان تبلیغاتی و مشاورین وی جلسه داشت. ملاقات هایی را نیز با اعضای حزب اعتماد ملی داشتیم که این تماس ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نیز ادامه پیدا کرد.»، درباره «دومنیک»، «دبیر سوم سفارت انگلیس» از حضور او با لباس سبز بین تجمع کنندگان خبر داده و می گوید: «تلاش این بود که این انتخابات نقطه عطفی برای اقدامات آینده باشد تا نظام یا مجبورتغییر رفتار شده و یا کلیت آن تغییر کند.»
• بخش رسانه ای- سایبری
این بخش از ستاد مرکزی با استفاده از ابزارهایی چون مطبوعات در حوزه رسانه های مکتوب، شبکه های تلویزیونی، سایت، وبلاگ و ایمیل در حوزه دیداری و سایبری و نیز پخش گسترده "SMS" و شبنامه های بی نام و نشان؛ عهده دار پخش تئوری تشکیلات، در کلان جامعه است و به فضاسازی و انجام جنگ روانی می پردازد. سیستم رسانه ای تشکیلات برای سر خط کردن پیاده نظام و ملحق کردن قشرهایی از مردم در کنار سازمان رأی عمل می نماید تا جایی که اکثر بازداشت شدگان حین اعترافات خود را فریب خورده رسانه ها و دروغ «تقلب» می دانستند. در کیفرخواست دادگاه چهارم که ماحصل اعترافات مستند و حقوقی بازداشت شدگان و اطلاعات موثق است، آمده: «برای احراز بیشتر موضوع به گزارش موثق کاملاً مستندی که در جلسه ساعت 18:00 روز 21 خرداد 88 در محل "ستاد قیطریّه" به ریاست آقای «امین زاده» تشکیل شده اشاره می کنم: در این جلسه که با ترکیب چند تن از اعضای اصلی یا مرکزیت حزب مشارکت از جمله آقایان تاج زاده، ... و همچنین مرکزیت سایر احزاب مانند کارگزاران و مجاهدین انقلاب از جمله آقایان عطریانفر، هدایت آقایی، عرب سرخی و علی هاشمی و با حضور مسئولان شاخه های جوانان و گروهک های غیر قانونی خود ساخته برای حضور خیابانی مانند ستاد پویش و 88 تشکیل می گردد؛ ابتدا علی هاشمی با ارائه نظرسنجی مجعولی که ... بیشتر به نظرسازی برای دنبال کردن مقاصد خاص شباهت دارد؛ تلاش می کند اکثریت اعضای جلسه را که جوانان نا پخته و تازه وارد به عرصه سیاسی بوده اند را به اوج هیجان و آمادگی برای درگیری پس از انتخابات برساند. «علی هاشمی» می گوید: در مجموع موسوی 18 میلیون و احمدی نژاد 10 الی 11میلیون رأی دارد و اگر غیر از این شود حتماً تقلب شده است و باید به یک سری کارهایی دست بزنیم. به دنبال گزارش های مجعول و تحریک کننده، جوانان حاضر در جلسه که بنا به اقتضای طبع جوانی، شور عدالتخواهی بیشتری دارند واکنش های تند و شدیدی را در ساعات پس از رأی گیری پیشنهاد می دهند.». قسمت اعظم فعالیت های مربوط به جنگ نرم مربوط است به عملیات روانی- رسانه ای و در واقع این رسانه ها هستند که بیشترین نقش را به منظور جهت دهی افکار عمومی ایفاء می کنند. به طور مثال سایت "کلمه سبز" طبق دستور شورای سیاستگذاری در صفحه اصلی خود مردم را دعوت به حضور در نقطه ای از شهر می کند، متعاقب آن بخش انتخاباتی با اعلام این خبر به سازمان رأی به ساماندهی اعضاء می پردازد و دستورات ضدّ امنیت را نیز به سازمان رأی تسرّی می دهد. شعارهای مطرحی و اینکه اعتراضات با چه جمله ای شکل بگیرد توسط رسانه به شرکت کنندگان در اعتراض آموزش داده می شود.
• بخش انتخاباتی
بخش انتخاباتی که بیشتر متشکل است از ستادهای انتخاباتی قبل از انتخابات به تمرین و ساماندهی می پردازد و در روز مقتضی به عملیات می پردازد. ستادهایی چون پویش، ستاد88، موج سوم و ستادهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری از این دست هستند. این ستادها طبق اعترافات بازداشت شدگان از روزهای پایانی دولت اصلاحات یعنی انتخابات شورای شهر شروع به ساماندهی کرده اند و این کار با محوریت تشکیل سازمان رأی ادامه داشته است. ستادهای انتخاباتی قبل از رأی گیری موظف بودند فضایی را مهیا کنند که شرایط برای اعتراضات بعد از انتخاباتی آماده شود لذا در تمامی شهرها به انجام راهپیمایی های انتخاباتی، شب نشینی در میادین اصلی شهر، شایع کردن شعارهای انتخاباتی سازگار با شعار اعتراضی بعد از انتخابات و از این دست رفتارهای جهت دار تبلیغاتی دست می زند. در واقع آنچه تبلیغات ریاست جمهوری موسوی نامیده می شود، مانوری برای اغتشاشات بعد از 22خرداد بوده است. ستادهای انتخاباتی همچنین وظیفه پخش محصولات بخش رسانه ای- سایبری بین افکار عمومی را دارند. اینچنین است که CD تخریبی "90 سیاسی" در زمان کوتاهی در اکثر نقاط شهر تهران پخش می شود، چیزی که به شهادت آمارهای علمی صدا و سیمای جمهوری اسلامی کاهش محبوبیت «احمدی نژاد» در تهران را بصورت دفعی به ارمغان آورد. رواج دادن شعارها و "اتیکت" های تبلیغی از دیگر وظایف ستادهای انتخاباتی است، شعارهایی چون تقلب، متحجر بودن طرفداران نامزد مقابل، ناکارآمدی دولت مستقر، فساد اخلاقی رئیس دولت مستقر و ... . از هدف های این نوع شعارپردازی طی دوران انتخابات ایجاد شکاف بین مردم بود تا از این طریق با استفاده از حس تنفری که در بین طرفداران موسوی از کاندیدای مقابل و طرفداران او شکل گرفته به پروژه نا امن سازی شهر بعد از انتخابات و نیز به پروژه ایجاد حاکمیت دوگانه کمک شود. پروژه ی ناامن سازی با شعارهای ضد بسیج نوعی صف بندی اجتماعی در تهران را به ارمغان آورد.
 حُکم چهارم: ایدئولوگ ها؟
لایه رهبری عملیات براندازی نرم و تشکیلات آن که تا امروز از گزند قانون در امان مانده است ساختار تشکیلات را کامل و منطقی می کند. از آنجا که براندازی نرم یک طراحی آمریکایی برای تغییر رژیم در کشورهای نامتبوعش است لذا برای آنکه نسخه آمریکایی بتواند قابلیت نصب بر فضای نرم کشورهای هدف را داشته باشد به یک زبان بومی احتیاج است، چرا که مردمان این کشورها با دیدن دست بیگانگان آنها را به راحتی پس می زنند و از طرف دیگر نیز محدودیت های قانونی اجازه تحرک را به نهادهای براندازی نرم آمریکایی نمی دهد. اینجاست که عوامل بومی یا همان رهبران براندازی نرم تحت عنوان تکنسین های بومی نصب «سیستم عامل تغییر رژیم» وارد میدان می شوند تا ایدئولوژی غربی که در جوامع مورد نظر نامطبوع است با استفاده از ابزار محبوبیت شان بین مردم و نیز مقبولیت شان در هیئت حاکمه به یک گفتمان رایج تبدیل شود، چیزی که در دوران سازندگی تحت عنوان توسعه و در دوران اصلاحات تحت عنوان جامعه مدنی و آزادی به خورد جامعه داده شد. پروژه ای که بیشتر تحت نام "حاکمیت دوگانه" شناخته شده است. در این پروژه قشری از جامعه که اکثراً خرده بورژواهای شمال شهر تهران هستند در حاکمیت به جستجو می پردازند و فردی را برای تبعیت پیدا می کنند که منطبق بر مدل زندگی خودشان باشد و از دیگر سو نیز قشر متدین- سنتی و طبقات متوسط و پایین جامعه نیز همچنان به تبعیت از ولی فقیه می پردازند. متأسفانه مستند عینی این پروژه در تهران به نمایش درآمد، آنجا که «اکبر هاشمی رفسنجانی» به نماز جمعه ایستاد و دختران و پسرانی که تا به حال حتی یک بار هم در نماز جمعه شرکت نکرده بودند با کفش و در کنار همدیگر به نماز ایستادند. «یحیی کیان تاجبخش» در این باره می گوید: «ریشه این شورش ها و عملیات ها به گذشته دور بر می گردد که نهادهایی در آمریکا از 40 سال قبل برای پیشبرد برنامه های براندازانه در قالب ترویج دموکراسی یا تغییر رژیم ها تأسیس شدند و منشأ تفکر و ایدئولوژی آنها چندین اتاق فکر در آمریکا مانند مؤسسه رند، میراث آمریکایی و پروژه قرن جدید آمریکاست که تلاش می کنند ایدئولوژی آمریکایی را به عنوان ایدئولوژی برتر مطرح کنند ... عوامل مستقیم فعّال در پروژه ردیف 2 آقایان «ناصر هادیان» و «هادی سمتی» از اساتید دانشگاه بودند که به "سوئد" و "سوئیس" می رفتند و ... احزاب سیاسی اصلاح طلب مانند حزب مشارکت از طریق این افراد با نهادهای آمریکایی ارتباط برقرار می کردند و اشخاصی چون تاج زاده و حجاریان از طریق عوامل پروژه مذکور در قالب پروژه های تحقیقاتی و عملیاتی با "بنیاد سوروس" و مؤسسات فعّال انقلاب رنگین ارتباط برقرار می کردند ... کسانی که برای گفتگو دعوت می شدند، از سوی بنیاد هایی مانند "سوروس" و "پیلفر" حمایت مالی شدند و هر چند وقت یک بار در سوئد و سوئیس دور هم جمع می شدند و در قالب پروژه ردیف 2 با هم گفتگو داشتند. ... عطریانفر از سران حزب کارگزاران در سال 75 به دعوت «سوروس» در رأس هیئتی رسانه ای به آمریکا سفر کرد و در آنجا با شخص «سوروس» ملاقات کرد و روند تعامل اصلاح طلبان با مؤسسات آمریکایی از همانجا آغاز شد.». لذا رهبران سیاسی- فکری براندازی تحت عنوان مجسمه تمام عیار ایدئولوژی غربی سعی می کنند؛ عملیات خالی کردن نظام از محتوا؛ به صورت خزنده را دنبال کنند و در واقع به جهت دهی افکار عمومی بپردازند و فکر بیرونی را به صورت قابل پذیرش برای آن ملت وارد کشور کنند. کسانی چون موسوی خوئینی ها، خاتمی، موسوی و تا حدودی کروبی به عنوان نفرات اصلی، نقش رهبری براندازی نرم را در کشور ایران بازی کرده اند. از این جهت چون رهبران براندازی مهمترین عامل تقابلی با پروژه خود را در ساز و کار "ولایت فقیه" می بینند بنابر این تدبیر واحد تشکیلات براندازی نرم یک جمله کلیدی است که اغلب اعضای ستادی درصدد رسیدن به آن هستند: «جمهوری اسلامی بدون نهاد ولایت فقیه یا با یک ولایت فقیه تضعیفی و تشریفاتی»!
  حُکم پنجم: فرآیند ساخت سازمان؟
ساختار سازمانی تشکیلات براندازی نرم که به مطالعه ی آن پرداخته شد هر چند برای مقابله با جنگ نرم موثر است اما علاوه بر آن باید برای عقیم سازی این تشکیلات گزینه دیگری را نیز به بررسی نشست. اینکه مراکز آمریکایی تشکیلات براندازی نرم چه شیوه ای را برای ساخت تشکیلات در داخل کشور صید می گزیند، مهم است حتی مهمتر از چگونگی خود تشکیلات. به طور کلی تنها برشی از هرم تشکیلاتی براندازی نرم که همیشه ثابت است، برش فوقانی یعنی همان مراکز آمریکایی است. مابقی برش های هرم با توجه به شرایط کشور صید و یا اینکه در چه زمانی قرار است براندازی نرم و یا به صورت خاص فاز انتخاباتی آن انجام شود قابل تغییر است. ممکن است فرآیند براندازی نرم از سال ها پیش در کشوری کلید بخورد اما انقلاب مخملین با توجه به شرایط و نتیجه آنچه در سالیان گذشته رخ داده در یک برهه مشخص انتخاباتی رخ دهد. آمریکاییان برای ساخت ادامه هرم که خاستگاه آن در کشور مقصد است؛ دو شیوه دارند: از بالا به پایین، از میانه به بالا. با توجه به هرم تشکیلاتی براندازی نرم مشخص می شود که از سطح تشکیل شده:1- سطح بالا، 2- سطح میانه و 3- سطح پایین. در روش اول مراکز آمریکایی با استفاده از ارتباط فیزیکی یا غیر مستقیم به گزینش رهبر یا رهبران داخلی (شکار میانجی) دست می زند. مثال بارز آن در گرجستان است که ساکاشویلی با ارتباطات گسترده فیزیکی انتخاب گردید و سپس حمایت شد. امّا روش دوم: طی مرحله اول مراکز آمریکایی ابتدا با استفاده از لینک ها و عملیات جاسوسی خود در پوشش های فرهنگی، اقتصادی و دانشگاهی به جذب نیروهای سطح میانه یعنی همان ستاد مرکزی دست می زند سپس این عوامل میدانی در ارتباط تنگاتنگ با بیگانگان، حلقه رسانه ای را تشکیل و سامان می دهد. بعد از آن شورای سیاستگذاری با تشکیل سازمان رأی به صف سازی دست می زند. در مرحله دوم این سطح میانی تشکیلات و مراکز آمریکایی هستند که برای این بدن یک سر انتخاب می کنند. بعد از این مرحله دیگر سطح میانی و بالایی در هماهنگی کامل به عملیات براندازی نرم یا حالت خاص آن یعنی انقلاب مخملین دست می زنند. آنچه در ایران طی انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد از نوع دوم است. چرا که عوامل میدانی یعنی کسانی چون عطریانفر، حجاریان، نبودی، امین زاده، ابطحی و ... بدنه و صف تشکیلات را آماده کرده بودند. به طور مثال سازمان رأی توسط این افراد از انتخابات شورای شهر در دوران اصلاحات ساخته شده بود. تیم رسانه ای اصلاحات نیز از دوران دولت خاتمی ساماندهی شده بود. در واقع در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری این عوامل میدانی بودند که طی جلساتی موسوی را مناسب یافتند و در واقع موسوی حائز شرایط مورد نظر بدنه و مرکز آمریکایی شد لذا این قبای سبز به تن موسوی مناسب آمد. آنچه واضح است اینکه تیم رسانه ای و کمیته x (شورای سیاستگذاری) سال ها در هماهنگی کامل با هم بوده اند و کسی که باید خط دهی آنها را به اجراء می گذاشت موسوی بود که چون بعد از حضور در انتخابات تیم اجرایی- عملیاتی نداشت شوق زده پیشنهاد مشارکتی ها و مجاهدینی ها را پذیرفت.
 حُکم ششم: «سازمان بورژواها» به چه کسانی ارث می رسد؟
البته به هیچ وجه نباید این سازمان را بیش از اندازه واقعیش توصیف نمود. با این وجود که این سازمان تا حدود زیادی توان عملیاتی خود را بدلیل رخداد فتنه سال 88 از دست داده است لیکن سخت است که باور کرد تشکیلاتی با این همه هزینه مالی، زمانی و سیاسی در حال حاضر کاملاً از بین رفته باشد. معتقدیم این سازمان در لایه های میانی، سازمان رأی و ستادهای انتخاباتی علیرغم پیگیری های قضائی زمان فتنه همچنان می تواند خود را احیاء کند؛ نگاهی به تکاپوی اصلاح طلبان در دانشگاه ها، مراکز آموزش عالی غیرانتفاعی و حتی دبیرستان های زنجیره ای مانند انرژی اتمی و تمرکز فعّالیت های مطبوعاتی و رسانه ای در برخی شهرستان ها در حال اصلاح و Recovery خویش است. اگر این دغدغه درک شود متعاقباً از دغدغه سرنوشت ساز تری پرده برداشته می شود، این دغدغه که ممکن است در انتخابات های آینده و در بزنگاه های تاریخی بار دیگر این تشکیلات با پیدا کردن یک رأس جدید از درون اصلاح طلبی یا از جریان های نوظهور سیاسی انحرافی و یا حتّی از شبه اصولگرایان مورد تأیید اصلاحات و در اقدامی پیچیده تر با ائتلافی پنهان؛ نیروهای خود را به کارزار سیاسی بیاورد. این نگرانی وقتی جدّی تر می شود که امروز بیش از پیش اخبار آشکار و پنهان از کم شدن فاصله های ساکتین فتنه و فتنه گران پرده بر می دارد و از سوی دیگر روزنه هایی در نهادهای دولتی پیدا می شود که نشان از رسیدن خطوط ظاهراً متضّاد به همدیگر دارد. بنابر این باید بار دیگر به چگونگی مهار این تشکیلات قبل از بیدار شدنش اندیشید.




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2945
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453530