سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

پیدایش ، رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیونشناسایی و بررسی تحلیلی
پیدایش ، رویکرد و فرجام گروه های معاند و اپوزیسیون
فرزانگان امیدوار از واجا :این مطلب را در سه قسمت پی در پی مورد شناسایی و تحلیل قرار می دهیم:قسمت (اول )
بسمه تعالی
  مقدمه:
          برای اینکه یک نظام سیاسی پایدار بماند باید دارای ارزش ها و اصولی عقلی و مورد پسند جامعه و مردم باشد ، تا مردم از آن حمایت نمایند ودر مقابل نظام حاکم از مردم خود دفاع نموده و امنیت ورفاه آن ها را تامین نماید .
لذا نظام های حاکم در جهان هر کدام بر اساس دیدگاه خاصی ایجاد شده و ادامه حیات می دهند .
از طرفی هم در همان جوامع گروه هائی پیدا می شوند که بنا به عقاید خود با نظام همراه نبوده و مخالفت می ورزند یا به مقابله با نظام حاکم می پردازند .
در این مبحث به بررسی گروه های معاند علیه نظام جمهوری اسلامی ایران خواهیم پرداخت . 
تعریف نظام:
         واژه ای است که به یک تئوری یا نظریه ای بنام تئوری سیستم ها اشاره داشته،و این تئوری در چند دهه اخیر در علوم انسانی وسیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
1)  تعریفی که از نظام به طور مشترک بین علوم مختلف وجود دارد البته با تفاوت هایی این است که گردهم آمدن مجموعه ی اجزای متفاوتی که در تعامل با یکدیگر تحت قاعده خاصی کنار هم قرار میگیرند وپیکره واحدی را می سازند که این پیکره واحد یک هدف خاصی را دنبال می کند یا محصول خاصی را تولید خواهد نمود.
2)  مثلا وقتی می گویید ، ایران یک کشور جهان سومی است ، در حقیقت شما به یک تئوری اشاره کرده اید بنام تئوری سه جهانی که آقای مائو برای اولین بار آن رامطرح کرده است .
3)  خصوصیات یک نظام به طور کلی و برجسته به شرح زیر است:
4) 1-هر نظام یا سیستم یا ارگان یا نهاد دارای اجزای خاص خود است.
5 -هر نظام دارای یک ورودی خاص است.مثلا ورودی ماشین سوخت آن است.
6-هر نظام دارای یک خروجی خاص خود است.آنچه به عنوان محصول از نظام های مختلف خارج می شود ، متفاوت از هم است.اگر در ورودی یک نظام خللی بوجود آید ، در خروجی آن هم خلل ایجاد خواهد شد.
تعاریف :
1-محیط ؛
 یعنی فضایی که اجزای آن نظام یا سیستم در آن شناور هستند.این محیط می تواند داخلی یا خارجی باشد .
-  محیط داخلی
محیط داخلی یعنی فضایی که بین اجزای آن سیستم وجود دارد.
- محیط خارجی
یعنی محیطی که کل سیستم و نظام در آن محیط شناورهستند.
2-انعطاف پذیری یا الاستیسیته یا کشانی ؛
به قدرت انطباق جزء و یا کل از یک سیستم ،با محیط گفته می شود .
هر نظام دارای یک ضریب کشانی یا انطباق است ،که هر چه این ضریب بالاتر باشد، قدرت استمرار این نظام بیشتر خواهد بود وبالعکس.
3-کنترل ؛
هر نظامی دارای یک جزء کنترل کننده است ، که همه ی اجزا را کنترل می کند . این کنترل کننده یک جزء هشدار دهنده نیز می باشد.
4-تهدید ؛
 عواملی که تعادل نظام را به هم می زنند تهدیدی برای هرنظام بوده و آن سیستم را به چالش می کشند  .
5-باز خورد یا feed back  ؛
 یعنی تآثیر خروجی بر ورودی ، بدین معنا که محصول تولیدی یک سیستم، چه باز تابی در جامعه دارد . لذا بر اساس آن می آیند کار سیستم را تنظیم یا تغییر می دهند .
6- زاویه ی دید ؛
در علوم سیاسی و انسانی و ... بحث مهمی بنام زاویه دید ،وجود دارد که تاثیر جدی در همه مسائل می گذارد.
مثال: اگر چند گل در یک جا وجود داشته باشد از چند نفر می پرسند چند گل می بینی ، یکی می گوید : 8 عدد ، یکی می گوید : 7 عدد و ... . هر کسی از یک نظر یا زاویه دید خود اعلام نظر می کند ، یکی از لحاظ رنگ ، یکی از لحاظ بو ، دیگری از لحاظ شکل می گوید . این نشان می دهد که یک پدیده دارای زوایای مختلفی است.
در این درس هم جریانات را از زوایای مختلف بر اساس مدل ها دسته بندی می کنیم :
-  کلیت نظام جمهوری اسلامی را در یک نماد سه ضلعی نشان می دهیم
در یک ضلع پرسنل سیاسی قرار دارد یعنی مسئولان تراز اول
در ضلع دیگر تصمیمات و سیاست های کلان نظام
در ضلع سوم بنیاد های نظری و بنیاد های ارزشی
          مسئولان تراز اول             تصمیمات کلان
                                                 بنیاد های نظری
براساس سه ضلع بالا جریانات سیاسی اجتماعی را دسته بندی می کنند:
1-جریاناتی که هر سه ضلع را قبول دارند. حداکثرافراد سیاسی را قبول دارند. چنین جریاناتی را جریانات محافظه کار می گویند.
در روان شناسی سیاسی ، رفتار سیاسی و رفتار جمعی سیاسی گروهها  ، و تشکل ها  ،واحزاب ودسته ها در نظام را ، مورد بحث وبررسی قرار می دهند لذا در این مطالعات ، دسته جات سیاسی به تیپ های مختلف رفتار سیاسی تقسیم بندی می شوند . یکی از این تیپ ها، رفتار سیاسی محافظه کاری است.
محافظه کاری، در تیپ رفتار سیاسی یعنی رفتار سیاسی ای که وضع موجود را برمی تابد، وضع موجود را تایید می کند، دنبال تغییر و دگرگونی وضع موجود نیست . در واقع در این جا به معنی محافظت وضع موجود است.
2-جریاناتی که هم با پرسنل سیاسی و هم با تصمیمات وسیاست ها (با دو بعد ) مخالفند این جمعیت ،جمعیت اصلاح طلبند.
تیپ دیگری که عکس محافظه کاری است مثل رادیکال که دگرگون طلب است.رفتار سیاسی جمعی آنها اصلاح طلبی است که به دنبال دگرگونی همه جانبه نیست اما دنبال دگرگونی های جزئی است. در واقع یک رفتار سیاسی دیگری است ، که لیبرال بوده و رفتار سازشکارانه دارد.
3-جریاناتی که با هر 3 بعد مخالفند از لحاظ تیپ شناسی رادیکال یا شورشی یا برانداز می گویند.
مدل بعدی از یک جامعه شناس معروف بنام رابرت مرتون است که جریانات را بر اساس کار کردی و ناکارکردی در جامعه یا هنجار و نا هنجاری در جامعه دسته بندی کرده است که ما این مدل را بر اساس جامعه خودمان اصلاح و بومی می کنیم  .
مدل اصلاح شده مرتونی:
دو پارامتر در این مدل وجود دارد؛
 الف: هدف: یعنی اهدافی که نظام جمهوری اسلامی به دنبال آن است.
 ب: وسیله: یعنی نظم و تنظیماتی که به صورت قانون و نظم اجتماعی بر جامعه حاکم شده است.
جریانات حاضر در انقلاب مشروطیت .
1-  جریان ناسیونالیسم به معنای ملیت  پرستی و ملی گرایی است .
درزمان مشروطیت سردمدارناسیونالیسم زین العابدین مراغه ای بود. مثلا در آلمان ناسیونالیسم افراطی به صورت نازیسم ظهور پیدا کرد، در ایتالیا به صورت فاشیسم و...
2-  لیبرالیسم به معنای آزادی خواهی است .
  جریان لیبرالیسم در انقلاب مشروطیت ایران ، توسط میرزا ملکم خان که در فرانسه تحصیل کرده بود  و افرادی همچون طالب زاده یا طالب اوف و آخوندوف هدایت می شد.
3-  دموکراسی = مارکسیسم
افرادی در مشروطیت مثل آقای اسکندری که لیدر این جریان بود و حیدر خان و سلطان زاده ادامه دهندگان آن بودند.
4- تجدد خواهی یعنی نو خواهی و نو گرایی.
این گروه تأکید افراطی بر غرب گرایی داشتند. سردمداراین جریان سید حسن تقی زاده بود که کورکورانه از غرب تقلید می نمود .
5- جریانات اسلامی زمان مشروطیت؛
1/5 – مکتب سامرا ،
افراد این جریان پیروان مکتب میرزای شیرازی بودند که یک مرجع عام بود و چون در شهر سامرا زندگی می کرد از سامرا به عنوان کد این مکتب استفاده شده است . نماینده این مکتب در انقلاب مشروطه آقای شیخ فضل الله نوری بود. این مکتب دارای اصولی به شرح زیر است.
· خصوصیات مکتب سامرا:
الف: باز شناسی سیاست در شریعت اسلام( در این مکتب اصل بر شریعت است که سیاست درآن جای دارد ) .
ب: ولایت فقیه ،حکومت مورد قبول شیعه درزمان عینیت امام زمان علیه السلام
ج: اولویت مشروعیت بر مقبولیت یا جمهوریت
د: اصل اصالت وظیفه یا تکلیف
ه:  ایجادحکومت تام و تمام اسلامی
2/5 – مکتب نجف ،
       افراد این جریان پیروان مکتب آخوند خراسانی بودند ، لذا با توجه به اینکه آخوند در نجف زندگی می کرد  این جریان را مکتب نجف می نامیم.
·خصوصیات مکتب نجف:
الف: باز شناسی شریعت در سیاست ، ( دراین مکتب موضوع اصلی سیاست است و شریعت در آن جای دارد )
  ب: اصل وکالت فقیه (یعنی فقیه از طرف مردم و در چارچوب نقطه نظرات موکل عمل می کند.)
ج: اصل اصالت ساخت و چارچوب حکومت اهمیت بیشتری دارد و اولویت اول است.
د: اولویت مقبولیت بر مشروعیت یعنی اول پذیرش مردم بعد شرع
ه­: اصل حکومت حد مقدور ، یعنی در زمان غیبت فقط در حد مقدور می توان تشکیل حکومت داد و در حد تمام و تام نمی توان.
3/5 -جریان اتحاد اسلام ،
این جریان  توسط آقای سید جمال الدین اسد آبادی بنانهاده شد که سه شعار اصلی دارد:
الف: بازگشت به قران
ب: مبارزه همه جانبه با استعمار
ج: اتحاد جوامع اسلامی
4/5 – مکتب قم ،
 مکتب قم به مکتب امام خمینی( ره ) می گوئیم که تلفیقی از دو مکتب سامرا و نجف است .
حال به بررسی این می پردازیم که انقلاب اسلامی بر اساس کدام یک از این مکاتب پایه گذاری شده و همچنان ادامه دارد.

 مکتب نجف :                                                                      مکتب سامرا :
                     
                                          مکتب قم :
شعار اصلی مکتب قم : استقلال ،آزادی ،جمهوری اسلامی
خصوصیات این مکتب :
الف : باز شناسی سیاست در شریعت و باز شناسی شریعت در سیاست . ( دیانت ما عین سیاست ما ، سیاست ما عین دیانت ما)
ب: ولایت فقیه حکومت مورد قبول شیعه در زمان غیبت
ج: مقبولیت یا جمهوریت و اسلامیت در یک رتبه از ارزش قرار دارند.
د: هم ساخت حکومت مهم است وهم وظیفه و موظف به اجرای احکام اسلامی می با شد .
ه : حکومت تام و تمام منتها با یک سرعت خاصی .
رویکرد ها نسبت به دین :
1- رویکرد دینی
2- رویکرد غیر دینی یا سکولار
3- رویکرد های ضد دین یا الحادی
رویکرد های دینی
 الف – رویکرد دینی اصولگرائی یعنی تمام فعالیت ها بر اساس اصول و پایه و مبنای دین باشد . ( رویکرد پایه گرا یا اورتودوکس )
 ب – رویکرد اید ئولوژیکی به دین دارد.
 ج – رویکرد دینی دموکراتیک ، رویکرد دموکراتیک به دین دارد .
 
 الف – رویکرد اصول گرائی
·وجوبی ( حکومت اسلامی و دینی را بر می تابند )
·امتناعی ( در زمان غیبت امام عصر عج حکومت دینی را قبول ندارند ونظرشان این است که نباید وارد مسائل سیاسی شد . )
ب- رویکرد ایدئولوژیک به دین
       اسلام را در چار چوب ایدئولوژی های مطرح در دنیا می بینند ( ایدئولوژی های مطرح در دنیا شامل ناسیونالیسم ، لیبرالیسم ، مارکسیسم و ...می باشند ) ایدئولوژی های مذکور دارای سه بخش یا جز هستند .
 ابعاد ایدئولوژی :
1- بخش فلسفی یا جهان بینی ، به نحوه ی نگرش به جهان و انسان گفته می شود .
2- بخش اخلاقی به حوزه رفتاری وکرداری بر می گردد . ( باید ها و نباید ها )
3-بخش سیاسی در این مبحث به چارچوب و مدل اداره ی جامعه می پردازند.
  در نهایت با رویکرد  فوق ، اسلامی التقاتی بنا می شود تا استکبار بتواند به اهداف خود نائل آید .
  هدف این گروه از متفکرین مطرح ساختن اسلام به عنوان یک ایدئولوژی وهم سطح ساختن آن با ایدئولوژی های دیگر است . ( ایدئولوژی های مطرح شده تفکر انسانی هستند در صورتی که اسلام تفکر و ساخته بشر نیست )
ج- رویکرد دموکراتیک به دین :
 دین را بر اساس چارچوب دموکراتیک و مردم سالاری می دانند.
 خصوصیات رویکرد های دینی :
  الف: رویکرد اصول گرایی و جوبی ،
· شریعت گرا: بر اساس شریعت و فقه عمل می کنند.
· غرب ستیز
· مدرنیته را بر نمی تابد: یعنی مکتب اخلاقی خاصی که به عنوان مدرنیته و مدرنیسم مطرح است را قبول ندارد ولی با مدرنیزاسیون مخالف نیست.
+  مدرنیزاسیون : یعنی مدرن کردن ، نوسازی ، نوکردن صنعت ، نو کردن روش های مدیریتی
+ مدرنیته و مدرنیسم مکتب هستند یعنی چارچوب خصوصیات اخلاقی و رفتاری و انسانی هستند که از پشرفت تکنیک و صنعت نتیجه گرفته شده است. از جمله حس گرایی، سکولار،
مدرنیسم یعنی مکتب پرستش نو گرایی
مدرنیته به مفهوم چارچوب ایدئولوژی است .
ب: خصوصیات رویکرد ایدئولوژیک ؛
·  بعضاً شریعت گرا است .
·  غرب ستیز نیست ولی منتقد است.
·  منتقد مدرنیته است .
· حکومت اسلامی را مشروط قبول دارد.
ج: رویکرد دموکراتیک ؛
· شریعت گرا نیست
· غرب ستیز نیست و برای انطباق در چارچوب جهانی غرب تلاش می کند.
· مدرنیته را بر می تابد و بحث سنت و مدرن را مطرح می کند.
· حکومت اسلامی را هم برنمی تابد و به دنبال حکومت سکولارند.
د- رویکردهای غیر دینی یا سکولار ؛
· جدایی دین از سیاست و حکومت یک امراین جهانی و عرفی است.
گروه های مطرح این رویکرد شامل :
 گروه های سلطنت طلب مشروطه خواه
  ناسیونالیست ها ، ملی گراها مثل حزب جبهه ملی
4- رویکرد های ضد دین یا الحادی نه تنها نسبت به دین بی طرف نیستند و بلکه آن را مانع ومخل فعالیت های سیاسی و اجتماعی و انواع ترقی بشر می دانند. از جمله : گروه های مارکسیستی به دلیل پایه و اساسی که در مبانی فلسفی شان دارند. مانند کلام معروف کارل مارکس که می گوید دین افیون ملت هاست . دین ستم طبقاتی است و ... وبا دین به عنوان مخل پشرفت مبارزه می کنند.
گروه های مارکسیستی که در جامعه ما هستند مثل : حزب توده، چریک های فدایی خلق (اکثریت و اقلیت) ، راه کارگر ، حزب کمونیست کارگری ، حزب رنجبران و حزب طوفان می باشند.
یک گروه سلطنت طلب هم هستند که مبارزه زیر بنایی با دین می کنند.
عرفان طبیعت گرا: مادیت و طبیعت
فمنیسم:  femen\female به معنای زن گرایی ، ترجیح زن بر مرد
 موج اول – ماری کرافت (خواست حقوق مدنی )
 موج دوم – سیمون دیوار برزی
 موج سوم – مارگارت مید الغارحست
شیطان پرستی به چند شاخه تقسیم می شود که حرف اصلی و خلاصه شده ی آن ، این است که همه دین ها ومقدسات در طول تاریخ شکست خوردند و همیشه دین داران در اقلیت اند .پس قدرت شیطان بیشتر است و ما به سمت آن می رویم.
شاخه تاریخی شیطان پرستی دنباله جریان پرستش از ارواح خبیثه است .
شیطان پرستی جدید فلسفی که مضمون مادی گرایانه ی اومانیستی غرب است که به این شکل در آمده است. مثلاٌ: فردی کلیسا ساخته و انجیل شیطانی نوشته است.
شاخه دیگر شیطان پرستی بنام شر پرستی :پرستش تمام اعمالی که به عنوان شرارت و به عنوان پستی و رذالت در کلیسا مطرح می شود بر ایشان ممدوح است. مثل: خونخواری ، استفاده مواد مخدر در اندازه زیاد و موسیقی های حاد و شهوت رانی .
کابالیسم شاخه ای از عرفان یهودی است که به نوعی به شیطان پرستی نزدیک شده است.
 عرفان صفت گرا : معنویت و روحانیت را از عرفان جدا و یک ، سیر مادی برای سلوک در نظر می‏گیرد.
( قسمت دوم )
سرفصل‌ها :
تعریف اپوزیسیون:
الف : عدم ملاک بودن کمیت
ب : مخالفت با اصل و اساس نظام
ج : نوع فعالیت
طبقه بندی اپوزیسیون بر اساس خاستگاه فکری
الف : گروه های معروف به چپ
ب : گروه های معروف به راست
تغییرات اپوزیسیون قبل و بعد از دهه 70
الف : تغییرساختار تشکیلاتی از سلسله مراتبی به گروهی
ب : تغییر شیوه فعالیت از عمدتاً مخفی به کاملاً آشکار
ج : تغییر فعالیت از شیوه براندازی سخت به براندازی نرم
د : تغییر گرایش فعالیت از سلولی به اتحاد و ائتلاف
ه : تغییر نگرش از حکومت های اتوپیایی به سمت جمهوری و دمکراسی
علل وعوامل تغییرات در اپوزیسیون بعد از دهه 70
الف : تغییر شرایط بین المللی
ب : ثبات نظام جمهوری اسلامی
ج : مدیریت مناسب اپوزیسیون توسط دستگاه های ذی ربط
مقدمه ؛
برای شناخت گروه های معاند و احزاب اپوزیسیون و این که این معانی بر چه کسانی بار می شود یا در حقیقت اپوزیسیون کیست ؟ و چرا به آنها اپوزیسیون اطلاق می گردد لازم است ابتدا تعریفی دقیق و همه جانبه از آن ارائه داده تا بتوانیم به راحتی مصداقهای آن را شناسایی و مورد بررسی قرار دهیم.
هر تعریف دارای دو وی‍‍‍ژگی مهم و کلی است . به عبارت دیگر هر تعریفی باید جامع و مانع باشد. جامع یعنی اینکه تعریف همه مصادیق خود را در بر گیرد و مانع یعنی اینکه آن تعریف به گونه ای باشد که هیچ مصداق غیر خودش را در خود راه ندهد.
برای روشن تر شدن مسئله به این مثال توجه کنید:
چنانچه در خصوص تعریف "انسان " گفته شود "انسان حیوان است" این یک تعریف جامع می باشد زیرا تمامی انسانها حیوان هستند لاکن تعریف مانعی نیست زیرا سایر حیوانات دیگر را مشمول خود نموده است که انسان نیستند. اما اگر در تعریف انسان گفته شود " انسان حیوان ناطق ضاحک است " چنین تعریفی یک تعریف جامع و مانع است و در حقیقت کامل می باشد.
در مورد تعریف اپوزیسیون نیز چنین است اگر تعریف ما از اپوزسیون جامع و مانع نباشد درتشخیص مصادیق آن دچار مشکل شده و اختلاف دیدگاهی در مورد افراد، احزاب و جریانات از آن ناشی خواهد شد. بنابراین ارائه یک تعریف دقیق و کامل برای پرهیز از اختلافات ضروری به نظر می رسد. البته بر همین اساس افراد سیاسی ،جناحی و رسانه ای از کلمه اپوزسیون به غلط در غیر جای خود استفاده نموده و تلاش می کنند سایر احزاب و گروهها را با این کلمه از میدان به در کنند. با عنایت به اینکه اپوزسیون دارای بار منفی بوده می‌تواند این مسئله تبعات زیادی را برای جامعه به دنبال داشته باشد.
1-تعریف اپوزیسیون:
      تعریفی که از اپوزیسیون مورد نظر ماست به شرح زیر می باشد.
"به هر فرد، گروه، حزب، دسته، جمعیت، فکر، مرام که مخالف نظام حاکم بوده و برای براندازی آن تلاش و فعالیت نماید اپوزیسیون گفته می شود. "
در این تعریف سه نکته اساسی لحاظ گردیده است:
الف: در این تعریف "تعداد" (کمیت) ملاک نمی باشد، ممکن است در یک نظامی یک نفر بدون اینکه در ابتدا دارای حزب و گروه و تشکیلات باشد اپوزیسیون نظام بوده و در جهت مخالفت با آن فعالیت نماید. بنابراین در نظامهای گوناگون تعداد افراد اپوزیسیون آن نظام ممکن است متغیر باشد در نتیجه هر نامی که برای تعدادی از اپوزیسیون نظام ها گذاشته شودمی تواند در این تعریف گنجانده شود از قبیل سازمان ، انجمن، هیئت و ....        
ب: هر نظامی که در عرصه بین المللی تشکیل می شود فارغ از اینکه آن نظام دارای چه ایدئولوژی و یا گرایش فکری سیاسی بوده و چه دیدگاهی دارد همه این نظام ها بلا استثناء دارای یک چارچوب و هدف هستند. افراد، گروهها و احزابی هستند که درون این چارچوب با یکدیگر رقابت می کنند و در نتیجه این رقابت هر از چندی یک گروه دولت حاکم بر آن نظام را در دست می گیرد/. دولت یک تیم از افراد سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و ... هستند که دارای برنامه و دکترین بوده و معتقد این برنامه و دکترین اهداف نظام را پیش خواهد برد و در نتیجه تبلیغات، مردم به آنها رای داده و دولت را به آنها می سپارند. ازسوی دیگر گروهها و احزاب دیگر در درون همان نظام و از همان ابتدا با برنامه های دولت حاکم مخالفت می کنند و معتقدند که برنامه ها و دکترین آنهاست که اهداف و چارچوب نظام را به پیش خواهد برد . لذا ضمن مخالفت قانونی با دولت، برنامه های خود را تبلیغ می کنند و چندی بعد ممکن است مردم به برنامه های آنها رای دهند و دولت را به آنها بسپارند . در حقیقت به این احزاب و گروهها که در چارچوب یک نظام با یکدیگر رقابت می کنند اپوزیسیون گفته نمی شود. بلکه آنها رقیب یکدیگر هستند . به عنوان مثال : در نظام ایالات متحده آمریکا هنگامی که حزب جمهوری خواه دولت را در دست دارد از همان ابتدا حزب دمکرات با برنامه ها و دکترین حزب جمهوری خواه مخالفت کرده و برنامه های خود را تبلیغ می کند در نتیجه ممکن است چهار یا هشت سال بعد حزب دمکرات با رای مردم سکان دولت را در دست بگیرند و این چرخه همینطور ادامه پیدا می‌کند.
در نظام جمهوری اسلامی نیز مدتی دولت دوران جنگ سکان هدایت دولت را در دست گرفت و بعد از مدتی با رای مردم دولت سازندگی ، بعد از مدتی دولت اصلاح طلبان و چندی بعد دولت اصول گرا و بعد از آن ممکن است دولت دیگری با رای مردم قدرت دولت را در دست بگیرد . هر کدام از دولتهای فوق که مشغول هدایت دولت هستند ممکن است سایر گروهها در چارچوب قانونی با دولت وقت مخالفتهایی را اعمال نمایند. بنابراین به این گروهها و احزاب ،اپوزیسیون اطلاق نمی شود بلکه همانطور که گفتیم به آنها رقیب گفته می شود. اما احزاب و گروهها و دسته هایی هستند که مخالفت با دولت فقط ملاک عمل آنها نیست . این گروهها با اصل و اساس نظام مخالفت می کنند و در صدد هستند که نظام حاکم را سرنگون کرده و یک نظام جدید را در کشور خود حاکم گردانند . مثلاً : در کشور ترکیه که نظام لائیک حاکم است برخی از گروهها و احزاب تلاش می کنند که نظام لائیک ترکیه را از بین برده و یک نظام اسلامی جایگزین آن نمایند. بنابراین نتیجه میگیریم اپوزیسیون به افراد و احزاب و گروههایی اطلاق می شود که مخالفت خود را بر پایه مخالفت بااصل و اساس نظام موجود گذاشته باشند و در صدد باشند که نظام جدیدی را پایه‌ریزی نمایند.
ج: یکی از نکات مهم در این تعریف بحث مهم فعالیت می باشد . فعالیت مورد نظر در این تعریف عبارت است از هر نوع اقدامی که در جهت براندازی نظام حاکم پی ریزی شود خواه این فعالیت یک اطلاعیه ، یک سخنرانی و یا یک مصاحبه باشد، خواه یک اقدام ترور یا بمب گذاری و یا اقدام براندازانه.
همه این اقدامات به عنوان فعالیت علیه نظام حاکم تلقی خواهد شد . در اینجا ممکن است این شائبه پیش آید که آیا هیچ فرقی بین یک مصاحبه یا سخنرانی و یک اقدام بمب گذاری و ترور به عنوان فعالیت علیه نظام وجود ندارد؟
در جواب باید گفت که خیر. هیچ فرقی از نظر اطلاق فعالیت بر این اقدامات وجود ندارد زیرا همه آنها اقداماتی است که علیه نظام حاکم با نیت و در جهت براندازی صورت گرفته است. تنها فرقی که در این نوع فعالیتها وجود دارد نوع برخورد با کسانی است که این اقدامات را انجام داده اند مثلاٌ: ممکن است کسی که یک اطلاعیه و یا مصاحبه و یا سخنرانی علیه نظام حاکم انجام داده است از طرف دستگاههای ذی ربط احضار و در یک محیط دوستانه با آنها صحبت شده و آنها را متنبه کرده و سپس آزاد نمایند. اما در اقداماتی مانند ترور و یا بمب گذاری ، اقدام کنندگان با احکامی همچون زندان طویل المدت و یا اعدام روبرو می شوند . از طرف دیگر در بعضی از مواقع و برخی از نظامها ممکن است همین اطلاعیه یا مصاحبه و یا سخنرانی در جهت براندازی بتواند آن نظام را با مشکلات عدیده و متمادی روبرو نماید و اقداماتی مانند ترور و بمب گذاری وحدت آحاد آن نظام را بیشتر نماید.
در پایان بحث "تعریف" یک نکته قابل ذکر است و آن اینکه اولاً همه اپوزیسیونی که با نظام حاکم مخالفت می کنند طبیعتاً با دولت حاکم هم مخالف هستند . ثانیاً این تعریف فقط در کشورهایی که دارای نظامهای چند حزبی هستند صادق است. در کشورهای تک حزبی مشخص است هر کس با دولت حاکم مخالف باشدبدان معنی است که با نظام حاکم هم مخالف است زیرا دولت و نظام نعل به نعل تابع هم هستند.
 2-طبقه بندی اپوزیسیون بر اساس خاستگاه فکری :
    سال 1370 یک نقطه عطفی در بررسی و شناخت اپوزیسیون جمهوری اسلامی است همانطور که می دانیم دهه 70 از اهمیت خاصی برخوردار است هم برای نظام ما و هم برای نظام بین الملل .
تغییر و تحولاتی که قبل و بعد از دهه 70 روی داده است اهمیت این موضوع را دو چندان می کند . بنابراین محور بحث ما از این به بعد به قبل و بعد از دهه 70 تقسیم بندی می گردد.
قبل از دهه 70 نظام بین الملل به دو قطب عمده دسته بندی می شد. یک قطب ،نظام سرمایه داری و کاپیتالیسم به سردمداری آمریکا و جهان غرب و قطب دیگر نظام کمونیسم به سردمداری کشور شوروی سابق و اقمار آن.
احزاب و گروههای اپوزیسیون کشور ما نیز به پیروی از سایر اپوزیسیون کشورهای دیگر هر کدام به لحاظ ساختار فکری به یکی از این دو قطب وابسته بودند و آبشخور فکری و عقیدتی آنها از یکی از این دو قطب پیروی می کرد. با این توضیح به طور عموم می توان گروههای اپوزیسیون را به دو دسته کلی تقسیم بندی نمود.
الف: گروههای معروف به چپ : مانند چریکهای فدایی خلق (اقلیت و اکثریت) حزب کمونیست ایران ، سازمان انقلابی پیکار، سازمان انقلابی راه کارگر ، حزب توده و ...و همه گروههایی که مرام آنها کمونیستی و چپ بود را می توان در این دسته وارد نمود.
ب: گروههای معروف به راست : مانند سلطنت طلبان ، درفش کاویانی ، جبهه ملی ، گروه بختیار، نهضت آزادی و ...و همه گروههایی که دارای مشی و مرام کاپیتالیستی و یا سرمایه داری و یا لیبرال دمکراسی باشند را می توان در این تقسیم بندی جای داد.
در این میان گروههایی از اپوزیسیون هم وجود داشتند که در وحله اول در هیچ یک از طبقه بندی فوق قرار نمی گرفتند مانند گروه فرقان لیکن چنانچه هر یک از این گروهها که در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستاده اند را واکاوی و بررسی نماییم قطعاً در یکی از تقسیم بندی فوق قرار خواهند گرفت.
3- تغییرات اپوزیسیون قبل و بعد از دهه 70 :
در این بخش به تغییر و تحولاتی کلی اپوزیسیون پرداخته خواهد شد.
الف: تغییر ساختار تشکیلاتی از سلسله مراتبی به گروهی
       قبل از دهه 70 ساختار تشکیلاتی اکثریت گروههای اپوزیسیون به صورت سلسله مراتبی بود بدین معنی که در راس هر گروه یک قوه عاقله ( متشکل از یک یا چند نفر ) قرار می گرفت، این قوه عاقله در برخی از گروهها رهبر یا دبیر کل ،هیئت سیاسی، هیئت اجرایی، شورای مرکزی و یا ... نامیده می شد . این قوه عاقله دارای چند زیر مجموعه بود و هر کدام از این زیر مجموعه نیز خود به زیر مجموعه های کوچکتر تقسیم می شدند و به همین ترتیب این زیر مجموعه ها ادامه پیدا می کرد تا به افراد می رسید در این ساختار اغلب تصمیم گیری‌ها در قوه عاقله انجام و به عنوان دستور و بخشنامه به زیر مجموعه های مربوطه ارجاء و در انتها افراد آن را اجرا می‌کردند. از سوی دیگر افراد و اعضای سازمان مجاز نبودند نظرات شخصی خود را به مرحله اجرا بگذارند زیرا در این صورت بر خلاف دستور تشکیلات مطبوع خود رفتار کرده بودند و مورد برخورد تشکیلات قرار می گرفتند. اما بعد از دهه 70 این روش به کلی منسوخ و ساختار تشکیلاتی آنها از سلسله مراتبی به گروهی تغییر کرد بدین ترتیب که همه اعضای رسمی سازمان ضمن برخورداری از حق رأی می توانند در همه تصمیم گیری‌های سازمان مشارکت داشته باشند و در این صورت رأی اکثریت اعضا ملاک عمل قرار می‌گیرد وقوه عاقله می بایست رأی اکثریت را اجرا نماید.
ب: تغییر شیوه فعالیت از عمدتأ مخفی به کاملأ آشکار
 قبل از دهه 70 فعالیت اکثریت اپوزیسیون به صورت مخفیانه انجام می گرفت . خانه های تیمی، اجرای قرارها، نوشتن مقاله ها، اماکن تشکیلاتی و اسامی اعضای سازمان اکثرأ به صورت مخفی و با پوشش انجام می‌گرفت به عنوان مثال : چنانچه قرار بود در خصوص یک مسئله مثلأ "جنگ" اطلاعیه پخش شود تصمیم گیری در خصوص محتویات اطلاعیه ، بخش مربوطه ، عوامل پخش، زمان پخش و چگونگی پخش اطلاعیه همه و همه به صورت مخفیانه انجام می گرفت. تمامی مسائل سازمان بر همین اصول استوار بود . اما بعد از دهه 70 این مسائل کاملأ تغییر نمود و اکثریت مسائل سازمانی صورت کاملأ آشکار به خود گرفت . اسامی مستعار از بین رفت و اسامی واقعی اعضای سازمان جای آن را گرفت ، تصاویر اعضای اصلی سازمانها بر روی رسانه ها و اینترنت منتشر شد،جلسات سازمانها با حضور اصحاب رسانه ها و نماینده سایر گروهها تشکیل و اطلاعیه با نام و امضاء نویسنده آنها منتشر شد. به صورت کلی سازمانها و اعضای آنها تلاش نمودند که کلیه فعالیتهای آنها آشکار و در سایتها و رسانه انعکاس علنی پیدا کند .
ج: تغییر فعالیت از شیوه براندازی سخت به براندازی نرم
 قبل از دهه 70 فعالیت اپوزیسیون در قالب براندازی سخت صورت می گرفت . حمل سلاح، کپسول سیانور، قرارهای مخفیانه، تعقیب و ضد تعقیب همه و همه از مواردی بود که اعضای سازمانهای اپوزیسیون به شدت آنها را رعایت و جزء لاینفک اصول تشکیلاتی آنها بود.
از جمله موارد دیگر تشکیل تیمهای عملیاتی، تشکیل بخشهای مخفی و ... را می توان نام برد. اما بعد از دهه 70 گروههای اپوزیسیون از این مسائل دست برداشتند و به تأسیس انجمنهای علمی گوناگون، برگزاری کلاسهای آموزشی در تمامی زمینه ها برای اعضای سازمان و حتی سایر اعضای جامعه پرداختند. آنها سعی نمودند از امکانات شهری و اجتماعی که به صورت قانونی می توانستند فراهم کنند استفاده نموده نگاه و بخشی از جامعه را به سوی خود معطوف دارند.
حال اینکه تفاوتهای براندازی نرم و سخت چیست؟ هر کدام از این دو روش چه محاسن و چه معایبی دارد؟ شیوه ها و روشهای هر کدام چیست؟ تأثیر هر کدام از این روشها در جامعه و آحاد آن به چه کیفیتی می باشد؟ بحثی است که پرداختن به آن مقوله ای دیگر را می طلبد که می توان آن را در مباحثی همچون جنگ نرم و براندازی نرم پیگیری نمود.
د: تغییر گرایش فعالیت از سلولی به اتحاد و ائتلاف
سازمانها و گروههای اپوزیسیون در قبل از دهه 70 هر کدام به صورت سلولی یا مستقل عمل می کردند بدین معنی که هر گروهی خود را به تنهایی آلترناتیو جمهوری اسلامی می دانست و تلاش می کرد که ضمن سرنگونی جمهوری اسلامی نظام مورد علاقه خود را جایگزین آن نماید. این مسئله در اطلاعیه ها، مقالات و نشریات آنها به صورت روشن بیان می گردید. به عنوان مثال : حزب توده معتقد بود که تنها آلترناتیو و جانشین نظام جمهوری اسلامی گروه متبوع آنها می باشد و همه تلاش خود را معطوف این مسئله می کرد وهیچیک از آنها حاضرنبودند حتی در تئوری هم که شده سهمی برای سایرین قائل شوند .بررسی این مسئله که این نظریات تا چه حد با شرایط ایران اسلامی مطابقت دارد و تا چه میزان می توانند همراهی مردم و جامعه را به دنبال خود داشته باشند از جمله مباحثی است که معمولأ یا به آن نمی پرداختند و یا توهم گونه می پنداشتند که زمینه راه اندازی چنین نظامهایی در ایران فراهم است .
اما با گذشت زمان و مهاجرت اجباری اعضا و کادرهای این گروهها به خارج از کشور آنها را از خواب خرگوشی بیدار نمود و یخهای فکری آنها باز شد در نتیجه به سمت اتحاد های مختلف گرایش پیدا نمودند. گروههای چپ سعی کردند از اختلافات جزئی چشم پوشی نموده و بستر را برای یکپارچه کردن گروههای هم سو فراهم نمایند، بدین ترتیب گروههای مانند سازمان اکثریت، سازمان جمهوری خواهان ملی ، حزب دمکراتیک مردم ایران و بخشی از اعضای گروهک کشتگر، اتحاد جمهوری خواهان ایران "آجا" را راه اندازی نمودند. گروهی دیگری از سازمانهای چپ مانند بخشی از حزب توده ،سازمان اقلیت، سازمان انقلابی راه کارگر، حزب کمونیست ایران و ... اتحاد جمهوری خواهان لائیک را برپا نمودند، در طیف گروههای راست، سلطنت طلبان، جبهه ملی و مشروطه خواهان پادشاهی ، سازمان جمهوری خواهان را سازماندهی کردند. مجددأ با گذشت زمان و عدم کارآیی این اتحادها و مخصوصأ بعد از حمله آمریکا به عراق و افغانستان قوه عاقله گروههای اپوزیسیون به این نتیجه رسیدند که کلیت اپوزسیون گذشته از همه اختلاف نظرهایی که با هم دارند یک نقطه اشتراک در میان آنها وجود دارد و آن براندازی نظام جمهوری اسلامی است لذا با رهنمود عوامل سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل حول محور مشترک براندازی نظام با یکدیگر ائتلاف نمودند یعنی گروههایی که قبل از دهه 70 کاملأ با هم مرزبندی داشته و اصطلاحأ سایه همدیگر را با تیر می زدند در یک جبهه واحد علیه نظام وارد مبارزه شدند که نمونه عینی آن را در وقایع تیرماه سال 78 و اغتشاشات روز عاشورای سال 88 به خوبی می توان جستجو نمود.
ه: تغییر نگرش از حکومتهای اتو پیایی به سمت جمهوری و دمکراسی
سازمان ها و گروه های اپوزیسیون قبل از دهه 70 هر کدام خود را به تنهایی آلترناتیو جمهوری اسلامی می‌دانستند و برای دوران بعد از سرنگونی ، حکومت های مورد نظر خود را که ناشی از عقبه فکری آنها بود مطرح می کردند . اکثر این گروه ها به دنبال حکومت های آرمانی بودند . در نوشته ها و سخنان تئوریسین های آنها یک ناکجا آباد و مدینه فاضله همیشه مطرح بود.مثلا حزب توده به دنبال استقرار یک حکومت کمونیستی که در نهایت به سوسیالیسم ختم شود بود و تلاش می کرد مقدمات برپایی این حکومت را در ایران مهیا نماید یا سازمان راه کارگر به دنبال جایگزینی حکومت پرولتاریای کارگری در ایران بود و یا حتی گروه های سلطنت طلبان تلاش می کردند مجددا حکومت سلطنتی در ایران برپا نمایند که در این نظام، پادشاه سلطنت کند نه حکومت. در نتیجه تقریبا تمامی گروه ها و احزاب اپوزیسیون حکومت غایی مورد نظر خود را یک حکومت اتوپیایی و حکومتی که تا کنون شکل واقعی ویا به عبارتی "واقعا موجود" را نداشته است بیان می نمودند . اما بعد از دهه 70 و با تغییرشرایط داخلی و خارجی و تاثیرپذیری از کشورهایی که به آنجا مهاجرت کرده بودند تغییر نگرش فکری در آنها پدید آمد و به این نتیجه رسیدند که اینگونه حکومتها حداقل با شرایط کنونی کشور ما همخوانی ندارد و باید به سمت واقعیت ها پیش رفت لذا عنوان کردند که به دنبال حکومتی مانند همه حکومت های جمهوری که در غرب وجود دارد هستند،زعم خود که حداقل دمکراسی در آنها رعایت شود .
4- علل و عوامل تغییرات در اپوزیسیون بعد از دهه 70
      عوامل بررسی شده در قسمت 3 از اهمیت خاصی برخوردار است و می طلبد که پیرامون آن تحقیقات گسترده ای صورت گرفته و مسائل به صورت عمیق و ژرف مورد تدقیق موشکافانه قرار گیرد. لاکن مهمتر از آن بررسی این مسئله است که چرا این تغییر و تحولات رخ داد و چگونه این گروهها و سازمان ها این تغییرات را پذیرفتند. این چرخش 180 درجه ای باعث گردید بسیاری از اصول اولیه سازمانهای مورد علاقه خود را زیر پا گذاشته و از آن چشم پوشی نمایند. با توجه به مطالب فوق مهمترین علل و عوامل این تغییرات را می توان چنین بیان نمود:
الف: تغییر شرایط بین المللی
با نگاه سطحی به مسائل جهانی و بررسی مختصر آن می توان به سادگی شرایط بین المللی قبل و بعد از دهه 70 را احصا و تفاوت آن را با وضوح و شفافیت فوق العاده ملاحظه نمود . یکی از این موارد پیشرفت تکنولوژی می باشد. وضعیت تکنولوژی قبل و بعد از دهه 70 اصلأ با یکدیگر قابل مقایسه نیست. ویدئو، فاکس، موبایل ، کامپیوتر، ماهواره، تجارت الکترونیک، اینترنت،چت و گفتگو، اطاق پالتاک همه و همه از مصادیق پیشرفت تکنولوژی هستند که تا قبل از دهه 70 فقط در داستانهای تخیلی قابل پذیرش بود لاکن بعد از دهه 70 همه آنها به واقعیت تبدیل و جزء لاینفک زندگی بشریت گردید.
باز از جمله این موارد می توان به انفجار اطلاعات اشاره نمود با پیشرفت تکنولوژی درهای اطلاعات محرمانه و غیر قابل دسترسی بر روی بشریت باز گردید. همه مردم حتی در ممالک، شهرها و روستاهای دور افتاده نیزبا یک جستجوی ساده می توانستند به هر نوع اطلاعاتی که مورد نیاز آنها بود دسترسی داشته باشند. دیگر هیچ پدیده و اتفاقی در جهان قابل مخفی کردن نبود و در کمتر از حد تصور در تمام جهان گسترش پیدا می کرد. مردم جهان با دسترسی به اینترنت و ماهواره به راحتی در منازل خود می توانستند اطلاعات گوناگون را از اقصا نقاط جهان در برابر دیدگان خود ملاحظه کنند که تا قبل از آن برای بدست آوردن هر کدام از آنها زحمات، هزینه ، وقت و عمر زیادی را باید صرف می نمودند.
ب: ثبات نظام جمهوری اسلامی
زهنیت عمومی اپوزیسیون و افکار عمومی اعضا و هواداران آنها قبل از دهه 70 بگونه ای بود که احساس می‌کردند در هر یک از مشکلات پیش روی جمهوری اسلامی امکان و درصد سرنگونی نظام بسیار بالاست و همواره بر این اعتقاد بودند که سرانجام جمهوری اسلامی در برابر یکی از این بحرانها و موانع زانو زده و سرنگونی انجام خواهد شد و آنها قدرت را در دست خواهند گرفت حتی در دهه 60 که سیل مهاجرت اعضای آنها به خارج از کشور شروع گردید بر این اعتقاد بودند که مهاجرت دیری نخواهد پایید و با سرنگونی نظام، آنها ظفرمندانه وارد کشور خواهند شد به همین خاطر در کشورهایی که به آنجا مهاجرت کرده بودند حالت اسکان موقت را برای خود انتخاب و بقول تئورسین های گروهها اپوزیسیون " چمدانهای خود را باز نکرده بودند" و این فکر و زهنیت که به زودی نظام سرنگون خواهد شد و آنها به کشور باز می گردند انگیزه، پشتکار و تلاش آنهارا در مبارزه با نظام دو چندان می کرد. از طرف دیگر مشکلات عدیده ای که اپوزیسیون ،استکبار جهانی و مخالفین منطقه ای نظام برای آن بوجود آورده بودند بازتاب یک نظام با ثبات نبود. قائله ها و اغتشاشاتی که در اقصا نقاط کشور بروز کرده و گروههای اپوزیسیون با حمایت قدرتهای جهانی و منطقه ای به آن دامن می زدند از قبیل قائله کردستان ، قائله گروههای چپ در ترکمن صحرا، گروههای وابسته خلق بلوچ در جنوب شرقی کشور، بلوای گروههای موسوم به خلق عرب در جنوب کشور از جمله مواردی بود که اپوزیسیون برای سرنگونی نظام به آن دل خوش کرده بود . با فروکش کردن این بحرانها جنگی ویرانگر با حمایت اکثریت قریب به اتفاق کشورهای اروپایی با سردمداری ایالات متحده آمریکا و چشم پوشی اتحاد جماهیر شوروی بر نهال نو پای انقلاب اسلامی تحمیل گردید. این جنگ بقدری اپوزیسیون را با توهم سرنگونی برسر شوق آورد که سازمان منافقین یعنی حرفه ای ترین سازمان تشکیلاتی اپوزیسیون را وادار کرد در کشور متخاصم یعنی عراق و در نزدیکی های مرز ایران اردو زده تا به محض سرنگونی نظام اولین گروه از اپوزیسیون باشد که وارد کشور می گردد. علاوه بر همه این موارد وضعیتی بود که نظام در عرصه بین المللی با آن روبرو بود با کار شکنی دولتمردان اروپایی و آمریکایی و لابی قدرتمند صهیونیست ها در مجامع بین المللی نظام از دستیابی به کرسی های بین المللی و عرض اندام در این سازمانها به دور مانده بود.
از طرف دیگر اپوزسیون بر این باور بود که اگر با هیچ یک از این عوامل سرنگونی نظام تحقق نیابد با توجه به کهولت سن رهبری نظام که به عنوان ستون اصلی استواری آن در برابر مشکلات بود به زودی این رهبری را از دست خواهد داد و جنگ قدرت در درون کشور شروع و در نهایت سهولت خواسته آنها یعنی سقوط نظام جامه عمل به خود خواهد پوشید. با شروع سالهای ابتدایی دهه 70 نظام به سلامت از همه این دشواری ها عبور کرده بود بحرانها مهار ، جنگ طلبان در رسیدن به اهداف خود ناکام، جانشین قدرتمند رهبری انتخاب و نظام در عرصه بین المللی به یک بازیگر تأثیر گذار تبدیل شده بود. همه این رویدادها یأس و نا امیدی اپوزسیون را به دنبال داشت . اسکان های موقت به دائمی و چمدان های بسته باز گردید. تأثیر این عوامل بقدری عمیق بود که بسیاری از سازمانها و گروههای اپوزیسیون شعار سرنگونی را از صدر و ذیل اطلاعیه ها و شاه بیت سخنرانی ها ، مصاحبه ها و مقالات خود حذف نمودند.
ج: مدیریت مناسب اپوزیسیون توسط دستگاههای ذی ربط
 با بررسی انقلابات مردمی که در کشورهای مختلف دنیا روی داده پی به چگونگی برخورد انقلابیون با اپوزیسیون خود خواهیم برد. انقلاب بلوشویکها در روسیه ، انقلاب جمهوریخواهان در فرانسه ، انقلاب کمونیستی مائو در چین و یا انقلاباتی که در دهه های گذشته تحت عنوان انقلابات مخملی در کشورهای گرجستان ، لهستان، لیتوانی، اوکراین و ... روی داد با مختصر تحقیق و تفحص در سرگذشت آنها یک نکته به خوبی بدست خواهد آمد و آن اینکه همه این انقلابات با توجه به نو پا بودن آنها به شدت با اپوزیسیون خود برخورد کردند و به صورت مبالغه آمیزی آنها را از مواهب شهروندی و اجتماعی محروم و با قوه قهرآمیز فعالین و کادرهای اصلی و فرعی آنها را روانه جوخه های اعدام ، زندانهای طولانی و تبعیدهای گوناگون کردند. کافی بود یک نفر از اعضای یک خانواده عضو و یا حتی مشکوک به فعالیت در یکی از سازمانهای اپوزیسیون باشد تمامی اعضای خانواده با محرومیت ها و آزار و اذیت های گوناگون روبرو می گردیدند. این مسئله بقدری با شدت و حدت اعمال می شد که اعتراض شدید سازمانها و گروههای حقوق بشری را (که در ابتدا حامی این انقلابها بودند) به دنبال داشت.
اما در انقلاب اسلامی ایران دستگاههای ذی ربط امر اپوزیسیون علی رغم جوان بودن ، نداشتن هیچگونه آموزش خاص و حرفه ای ، مرتبط نبودن با هیچ یک از سرویسهای اطلاعاتی رایج در دنیا ، فقط وفقط بر اساس آموزه های دین مبین اسلام و با سعه صدر تمام و تسامح و تساهل وصف ناپذیر بد اخلاقی ها و هنجار شکنی اپوزسیون را تا زمانی که سلاح در دست نگرفته بودند و به ترور و قتل دست نزده بودند تحمل کردند و بعد از مقابله و سپس تسلیم با مدارا با آنها رفتار نمودند که این مسئله تأثیر شدیدی بر اعضا و هواداران این گروهها که اندک تعقل و علاقه ای به کشور و مردم خود داشتند، گذاشت تا آنجا که بسیاری از آنها از مبارزه و رویارویی با نظام دست کشیده یا به صف مردم علاقمند به انقلاب اسلامی پیوستند و یا به زندگی عادی خود برگشتند.  
( قسمت سوم )
  پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال 57 ملت شریف ایران به رهبری قائد اعظم حضرت امام خمینی (ره) بر پایی حکومتی بر پایه شریعت و احکام اسلام به دور ازهر گونه آزادی ساختگی و تصنعی به شیوه لائیسم ، بی دینی و دموکراسی غربی و یا شرقی پایه ریزی نمودند.
برهمین اساس مردم مسلمان ایران با اعتقاد به اسلام و مرجع دینی و ولی فقیه به چنین حکومتی رأی قاطع داده و با شناخت کامل خود از اسلام و ولایت فقیه ،رأی به جمهوری اسلامی دادند. دراین انتخاب از بر گزیدن هر شخص یا فردی با هر گونه گرایش به رژیم ظالم و پوسیده پهلوی و افراد وابسته به گروهها و سازمانها با گرایش غیر مذهبی و کمونیستی و نیز سازمانهایی با افکار آمیخته و التقاطی با کمونیسم و چپ، خودداری نمودند.
این انتخاب و رأی به جمهوری اسلامی و نیز ادامه راه مردم باعث مخالفت برخی از گروه های یاد شده و یا برخورد مسلحانه آنان با جمهوری اسلامی گردید ، که به نام برخی از آنان اشاره می شود. در این بحث از آنان به عنوان گروههای راست و چپ و التقاط نام برده خواهد شد .
الف: گروههای راست :
این دسته در ردیف گروههای سیاسی با اعتقاد و مشی راست قرار گرفته و از نظر عقیدتی و اقتصادی به کمونیسم  گرایش نداشته و در زیر شاخه گروه های چپ قرار نمی گیرند.
سلطنت طلبها "
مشروطه خواهان: این گروهها در حال حاضر به رهبری فواد پاشایی و بهزاد فراهانی در اروپا فعالیت دارند.
مشروطه خواهان ملی: گروهی جدید بوده متشکل از حزب مشروطه خواه ، رضا پهلوی ، برخی ساواکیها و بخشی از صاحب منصبان فراری مانند ارتشبد آریانا و برخی از اعضای انجمن پادشاهی ایران.
گروه منحله درفش کاویانی : این گروه در اروپا سالها به رهبری هوشنگ انصاری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، به مبارزه پرداخته و در حال حاضر با این نام فعالیت ندارد.
گروه منحله بختیار (نهضت مقاومت ملی ) :
     این گروه نیز به رهبری شاپور بختیار ، آخرین نخست وزیر رژیم منفور پهلوی سالها در فرانسه به مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت و از سال 1370 و با قتل وی در پاریس به طور کلی از فعالیت علیه نظام باز ایستاد.
گروه تندر:مدعی و طرفدار پادشاهی بوده ولی معتقد به فردی لایق و به غیر از رضا پهلوی می باشد. فرد ایرانی ، شجاع و از سلاله پاکان مانند کلیساها یا روزبهان یعنی زنان و مردان مبارز در زمان هخامنشیان و معتقدند روزی یکی از این افراد لایق در ایران به پادشاهی خواهد رسید.
این گروه انفجار 24/1/87 در حسینیه شیراز را که منجر به شهادت برخی ازهم وطنانمان گردید و نیز انفجار در هتل جهان تهران را که منجر به کشته و دستگیری دو تن از آنان گردید ، در کارنامه ننگین خود دارد.
این گروه جزء برجسته ترین گروهها در بین گروههای راست می باشد.
 غیر سلطنت طلبها:
الف : نهضت آزادی :
      در سال 1340 با انشعاب مرحوم مهندس بازرگان و یدالله سحابی از جبهه ملی ایران بوجود آمد و یکی از گروههای مخالف رژیم پهلوی بوده ، پس از انقلاب در پی اختلاف در مواضع اقصادی ، عزت الله سحابی از آنان جدا شده و گروه فعالان ملی مذهبی را در داخل کشور تشکیل داد. در حال حاضر بخشی از آنان در خارج کشور فعالیت داشته که افراد سرشناس نیستند.
ب: گروه های چپ
     این گروه ها در مسائل اعتقادی به ماتریالیسم و ماده اعتقاد داشته و در مشی سیاسی عمدتأ مارکسیست لنینیست بوده و در زیر شاخه گروه های کمونیستی و الحادی و با عدم اعتقاد به خدا به پروردگار متعال و خالق هستی قرار دارند.
 حزب توده ایران:‌
      این حزب در زمان حکومت پهلوی و با هدف تأمین منافع شوروی سابق در ایران تأسیس و علی رغم اعتقاد به مارکسیسم و ماتریالیسم و طرفداری از رژیم شوروی سابق ، پس از انقلاب اسلامی ایران مشی خود را با زیرکی و منافقانه، پیروی از امام (ره) و در عین حال و همزمان ،جاسوسی به نفع شوروی قرار داد.
اعضای اصلی آن عبارت بود از :
نورالدین کیا نوری (فوت شده) ، ایرج اسکندری (فوت شده)، کامبخش، محمد علی عمویی (بریده وساکن در ایران)، احسان طبری (بریده و در ایران فوت شد)، علی خاوری و علی خدایی .
      پس از ضربه سال 62-61 به حزب توده در ایران اعضای اصلی آن مثل بابک امیر خسروی ، فریدون آذرنور ، فرهاد فرجاد، علی خاوری و علی خدایی به آذربایجان ، شوروی و شهر باکو گریخته و بعدها و پس از فروپاشی شوروی اکثرأ به اروپا مهاجرت نموده و به دو دسته تقسیم شدند.
دسته اول:
      این افراد بر مرام حزب توده باقی مانده ، افرادی مثل علی خدایی و علی خاوری که حزب توده خارج از کشور را در آلمان تشکیل دادند.
دسته دوم:
     حزب دموکراتیک مردم ایران را تشکیل داده ، افرادی مانند بابک امیر خسروی و فرهاد فرجاد و محسن حیدریان که در حال حاضر در آلمان بسر می برند.
چریک های فدایی خلق ، اکثریت :
      این گروه که از نظر خط مشی از حزب توده پیروی می نمودند با مشی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران مخالف بوده و بخشی از آنان با نام چریک های فدایی خلق ، اقلیت در سال 62-61 از اکثریت اتشعاب نموده و مشی مسلحانه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به رهبری اشرف دهقان و خلیل توکلی در پیش گرفتند . در حال حاضر این افراد فعال بوده و در آلمان به سر می برند.
سازمان انقلابی راه کارگر:
      این گروه از نظر اعتقادی به ماتریالیسم و ماده معتقد بوده و از نظر مشی سیاسی دارای مشی لینینیسم می باشد . در حال حاضر در کشور آلمان به فعالیت نرم افزاری و غیر مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته و مهمترین آنان عبارتند از : فرخ نگهدار ،ملیحه محمدی ، خسرو فتاپور ، بهزاد تقوی .
حزب منحله دموکرات و کومله :
     به لحاظ فعالیت در زیر شاخه گروه های قومی قرار گرفته و با مشی مسلحانه و با گرایش جدایی کردستان ایران و خدشه دار نمودن تمامیت ارضی کشور فعالیت می نمودند به لحاظ خواستگاه فکری چپ بوده و بیشتر به دنبال مسائل تجزیه قومی و وابستگی به عراق بودند.
گروههای جدید:
1-   مشروطه خواهان ملی متشکل از :
مشروطه خواهان سنتی
برخی صاحب منصبان فراری رژیم گذشته
برخی از ساواکی های فراری
2-   جمهوری خواهان لائیک متشکل از :
حزب توده و راه توده در خارج از کشور
بخشی از افراد چپ منفرد به مارکسیسم لینینیسم
گروه راه کارگر :
که در حال حاضر در آلمان فعال می باشند.
اتحاد جمهوری خواهان یا سازمان جمهوری خواهان ایران متشکل از :
چریک های فدایی خلق اکثریت
حزب دموکراتیک مردم ایران ( بابک زهرایی ، امید خسروی )
سازمان حزب جمهوری خواهان (حسن شریعتمداری ، بیژن حکمت، مهران برائی)
     این اتحاد که در حال حاضر به عنوان اصلی ترین جناح چپ معاند جمهوری اسلامی ایران محسوب گردیده و در عرض چهار سال گذشته سه نشست کاری در اروپا برگزار نمود.
سال 1382 در برلین که به نشست برلین معروف شد و حدود 1100 نفر شرکت کردند .
سال 1384 در بروکسل که به نشست بروکسل معروف شد و حدود 600 نفر شرکت کننده داشت.
سال 1386 در پاریس که به نشست پاریس معروف گردید و حدود 100 نفر شرکت کننده داشت.
       شایان ذکر است که در سال 1382 ، 1100 نفر شرکت کننده شامل اعضای اصلی و هواداران حزب بوده ولی در سال 1386 هزار نفر از هواداران و نفرات کم شدند و صد نفر باقی مانده فقط اعضای اصلی حزب بودند.
ج: گرو التقاط
سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین)
Mojahdin khalgh organization   (MKO)
تاریخچه:‌
        در سال 1344 شمسی سه تن از اعضای جوان نهضت آزادی ایران به نام محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان که افرادی انقلابی ، مسلمان و تحصیل کرده بودند از این نهضت به دلیل مبارزه صرفأ فرهنگی و نرم افزاری نهضت با رژیم پهلوی جدا شده و تا زمانی تحت عنوان مجاهدین خلق ایران با عقاید اسلامی و معتقد به مبارزه و مشی مسلحانه با رژیم پهلوی تأسیس نمودند . مهمترین دلایل گرایش سازمان به عقاید مارکسیستی را می توان ذیلأ چنین برشمرد:
این افراد در زمان تأسیس برخی از منابع مطالعاتی خود را از میان کتب چپی با اعتقاد به مارکسیسم لینینیسم انتخاب نموده و نیز از پذیرش اعضای جدید با اعتقادات چپ به عنوان عضو اصلی ابائی نداشتند.
این دو عامل اصلی است که سازمان از عقاید اسلامی به سمت عقاید چپ گرایش پیدا کرد و با عنوان مارکسیست های اسلامی خوانده شدند. همین دو عامل باعث شد تا هدایت سازمان مجاهدین خلق در سالهای 50 الی 54 که دستخوش ضربه از سوی ساواک شده بود و یازده تن از سران آنها در زندان اعدام شدند به دست نفرات چپ سازمان مثل شهرام و بهرام آرام افتاد و این افراد پس از یک سری تسویه حساب درون سازمانی که منجر به شهادت بخش مسلمان سازمان مانند شهید مجید شریف واقفی و مرتضی صمدی لباف شد. در سال 1354 رسمأ اعلامیه تغییر ایدئولوژیک سازمان از اسلام به مارکسیسم را صادر نموده و بدین ترتیب سازمان عملأ و علنأ وارد مبارزه با رژیم پهلوی با عقیده مارکسیستی و مشی لینینیستی گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری قائد اعظم حضرت امام خمینی (ره) در بهمن 57 و باز شدن درب زندان ها توسط مردم شهید پرور ایران ، یکی از اعضای مرکزیت قبلی سازمان که به دلیل همکاری با ساواک در زندان و لو دادن اطلاعات هم رزمان خود به سازمان امنیت شاه ، از مجازات اعدام رهایی یافته وبه حبس ابد محکوم شده بود ، به نام مسعود رجبی از زندان گریخته و با تصور و هوای ریاست در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به عضو گیری و سازماندهی سریع و مجدد نفرات جدید این سازمان در تهران و دیگر شهرهای کشور پرداخت.
این روند تا سال 1359 ادامه داشت و از اوائل این سال که وی برای خود و عقاید و سازمانش میان مردم مسلمان ایران جایی نیافت و در چندین انتخابات و رأی گیری مجلس و ریاست جمهوری اسلامی ایران رأیی نیاورد ، نهایتأ در سال 1360 با اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران عملأ وارد فاز نظامی شد.
رجبی پس از ورود به فاز نظامی ، با هم پیمانی با رئیس جمهور مخلوع ایران بنی صدر و با هواپیمای اختصاصی شاه به خلبانی سرهنگ معزی خلبان شاه به پاریس فرار نمود و در آنجا با همکاری احزاب منحله ایران مثل دموکرات، کومله، برخی بقایای رژیم گذشته ، برخی از خواننده های رژیم گذشته و بعضی از ورزشکاران رژیم شاه ، اقدام به تأسیس سازمانی تحت عنوان شورای ملی مقاومت ایران نمود.
شورای ملی مقاومت ایران:
National Council Resistance of Iran (NCRI)
     در داخل کشور مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران را با ترورهای کور و بی هدف افراد طرفدار جمهوری اسلامی ایران به جرم طرفداری و مسلمان بودن ادامه داده که بر اساس آمار منجر به شهادت بالغ بر 1600 نفر از هموطنانمان گردید و نهایتأ در اروپا با مرکزیت فرانسه به مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داده و در سال 65-64 با انتقال بدنه اصلی سازمان با گرایش نظامی به عراق و همکاری با صدام حسین ، به تشکیل ارتشی با هدف نابودی جمهوری اسلامی ایران در پادگانی بنام اشرف در 92 کیلومتری شمال شرقی بغداد ، استان دیالی عراق ، مستقر گردیده و نام خود را ارتش آزادیبخش ملی نهادند.
ارتش آزادیبخش ملی:
National Liberation Army (NLA)
      این به اصطلاح ارتش چند روز پس از پایان جنگ و دفاع مقدس رزمندگان از میهن و پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران با استعداد نفراتی بالغ بر 4500 نفر از اعضای آموزش دیده در پادگان اشرف و چند صد دستگاه تانک زره پوش و خودروی نظامی و نیز پشتیبانی هوایی عراق در تاریخ پنجم مرداد ماه سال 1367 از طریق مرز زمینی خسروی در غرب کشور وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شده و با هدف و قصد اشغال 48 ساعته تهران از شهرهای قصرشیرین ، سرپل ذهاب ، کرند غرب و اسلام آباد گذشته و با قتل و جنایت و به شهادت رساندن هموطنان غرب کشور ، از این شهرها عبور نمودند . در مسیر حرکت به سوی شهر کرمانشاه د رتنگه ای استراتژیک به نام محلی چهار زبر و به طور معجزه آسایی توسط رزمندگان اسلام متوقف گردیده و با دادن تلفات سنگین در این تنگه که به مرصاد (یا کمینگاه) معروف گردید ، پس از دو روز با خفت و خواری و قبول شکست قاطع به عراق باز گشتند.
در بازگشت مفتضحانه آنان به عراق مسعود رجبی که خیال واهی فتح دو روزه تهران و رهبری کشور را در سر داشت ، پس از نا امیدی کامل از چنین پیروزی خیالی ، به نفرات خود اتهام کوتاهی در جنگ را به دلیل وابستگی آنان و داشتن علاقمندی های خانوادگی و علقه های شخصی وارد نمود و داستان طلاق های اجباری را با رنگ و لعاب انقلاب ایدئولوژیک برای اقدام عملی درسازمان دستور داد. پس از اعلام انقلاب ایدئولوژیک نیز با اعلام دستور ریاست و هژمونی زنان در سازمان ، آنان را به دلیل تبعیت بیشتر از خود نسبت به مردان در مصادر اصلی سازمان بکارگیری نمود و شخصأ ازدواج با همسر یکی از نفرات اصلی سازمان یعنی مهدی ابریشم چی خود رهبری سازمان را به عهده گرفت و مریم قجر عضدانلو از آن پس به نام مریم رجبی معروف گردید و با انتقال بدنه غیر نظامی سازمان به اروپا ، مقر اصلی خود را در شهر اورسورواز ، در حومه پاریس قرار داد.
بدین ترتیب سازمان مجاهدین خلق MKO و نیز NCRI در عراق با رهبری مسعود رجبی و نیز ارتش آزادیبخش ملی NLA به ریاست فردی به نام مهوش سپهری در پادگان اشرف عراق و MKO در پاریس به ریاست مریم رجبی به فعالیت خود ادامه داد.
در خرداد ماه سال 1382 (17 ژون 2003) پلیس امنیتی فرانسه با کمک 1200 نفر از نیروهای پلیس شهری به مقرهای منافقین در اور حمله برده که 165 نفر دستگیر و حدود یکصد دستگاه کامپیوتر به همراه مبلغی بالغ بر ده میلیون دلار از آنان ضبط گردید.
منافقین با هدف تحت فشار قرار دادن سیستم قضایی فرانسه و آزادسازی مریم رجبی اقدام به اعمال خشونت آمیز خود امحایی و خود سوزی در پایتخت کشورهای اروپایی نموده که از میان حدود 16 نفر که اقدام به خود سوزی نموده با یک تراژدی انسانی ، تعداد دو نفر به نام های صدیقه مجاوری 40 ساله و ندا حسینی 19 ساله جان باختند و دنیای غرب هر چه بیشتر با ماهیت فرقه گونه و خطرناک این گروه تروریست آشنا گردیده ، به همین علت نام سازمان منافقین در اکثر کشورهای اروپایی وارد لیست سازمان های تروریستی گردید. فرقه گونه به دلیل این که حالت مرید و مراد دارد.
نهایتأ سیستم قضایی فرانسه مریم رجبی را به حبس خانگی و عدم خروج از محل زندگی محکوم نمود که این حکم در سال 2008 توسط قاضی معروف و کارشناسی ضد تروریست فرانسه ، ژان لویی بروگر ، لغو و مریم رجبی به فعالیت های عادی سیاسی خود بازگشت و ملاقات های خود را به عنوان رئیس جمهور شورای ملی مقاومت ایران ، با نمایندگان مجالس های کشورهای اروپایی و پارلمانترهای آمریکایی و دیگر شخصیت های سیاسی حقوقی دنیا از سر گرفت.
لازم به ذکر است تعداد نفرات منافقین در پادگان اشرف در عراق حدود 1400نفر بوده که پس از خلع سلاح کامل آنان توسط نیروهای آمریکایی ، بسیار منفعل شده و از سر ناچاری فقط به تمرین موسیقی و خوانندگی مشغول بوده و دولت عراق تصمیم به خروج آنان ازکشورش گرفته است. در کشورهای اروپایی ،آمریکا ، کانادا و استرالیا رقمی نزدیک به 1200 نفر عضو و هوادار داشته که این افراد گزارش فعالیت های روزانه خود را اعم از جمع آوری های مالی (گدایی سیاسی ) و تبلیغات ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران روزانه از طریق نامه های الکترونیک و با رعایت سلسله مراتب سازمانی به مقر سازمان در اور ، جهت ملاحظه و تصمیم رئیس سازمان ، مریم رجبی ارسال می دارند.
لازم به ذکر است در سالهای اخیر تعدادی از نادمین سازمان بالغ بر 700 نفر به دامان جمهوری اسلامی ایران و به جمع گرم خانواده های خود باز گشته و در ایران ، انجمن خود جوش با نام انجمن نجات با تمرکز فعالیت علیه سازمان منافقین تشکیل دادند .www.nejatngo.org
از این سازمان می توان به عنوان یکی از اصلی ترین گروه های معاند جمهوری اسلامی ایران نام برد که دارای عده و عده بسیار زیادی بوده و نسبت به دیگر گروه های معاند خطر جدی تری برای کشور محسوب می گردد. بنابر اخبار نسبتأ تایید شده ، در حال حاضر مسعود رجبی در حصر خانگی محترمانه بدون ملاقات ، در آمریکا بسر می برد . در صورت صحیح بودن مطلب اخیر به نظر می آید شاید وی را برای استفاده در زمان لازم و مورد نظر نگه داشته اند.
سایت عکس های خود سوزی و فیلم دستور آتش مریم رجبی و دیدار مسعود رجبی با صدام :       
www.irandidban.com
 www.iran-interlink.com
www.habilian.com
منابع مالی MKO :
مالی کاری : جمع آوری اعانه از طریق نشان دادن عکس های اعدامی های مواد مخدر در معابر عمومی کشورهای دیگر و وانمود کردن به نقض حقوق بشر در ایران توسط رژیم در اعدام انقلابیون (و به عبارتی گدایی سیاسی ) ، اقدام می نمایند .
کار تجارتی : انجام فعالیت های تجاری از طریق شرکت های متعلق به سازمان و بردن سودهای کلان (مثل خرید روغن از برزیل و فروش آن به پاکستان )
پرستاری : نگهداری از شهروندان مسن اروپایی و آمریکایی تا زمان مرگ آنها و بالا کشیدن ثروت آنها پس از مرگشان از طریق اخذ وکالت نامه از آنها در زمان حیاتشان برای تصاحب ارثیه آنان.
برنامه نفت در برابر غذا (oil for food programme)
برنامه ای که طی آن سازمان ملل در زمان صدام و تحریم عراق به این کشور برای جلوگیری از فقر و گرسنگی اجازه فروش مقداری محدود از نفت را به صدام داد و سپس (اعطای 25 میلیون بشکه نفت از سوی صدام به سازمان و فروش آن به مبلغ حدود 40 میلیون دلار توسط سازمان و تصاحب این مبلغ)
کتابهایی که در این مورد موجود است :
کتاب از نهضت آزادی تا مجاهدین ،خاطرات لطف الله میثمی
کتاب آنها که رفتند ،خاطرات لطف الله میثمی
-نشریه ای بنام چشم انداز ایران داده و کتاب سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام و کتاب برفراز خلیج فارس




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2987
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10005628
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2987
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10005628