سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
یکشنبه 92 خرداد 19 :: 1:36 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

در این گزارش در خصوص سعیده پورآقایی آمده بود:«۱ - پدر وی شهید نبوده و چند سال پیش فوت کرده واصولاً (س – پ) تنها فرزند خانواده نیست و دختر شهید هم نمی باشد. ۲- مشارالیها با مادرش اختلاف داشته و از سال ۸۶ تاکنون ۶ مورد از منزل فراری شده و هر بار مادرش برای پیدا کردن او به مراکز انتظامی مراجعه داشته است و در مواردی پس از روزهایی به منزل برگشته و در چند مورد هم توسط مأمورین انتظامی با پسر و دختر دیگر دستگیر و زندانی و یا تحویل مادرش شده است.»
چندی بعد بود که بالاخره سعیده پورآقایی پیدا شد. او ماجرای خود را این گونه روایت کرد: «روز 13 تیر از خانه بیرون رفتم. چون در قفل بود و مادرم ممانعت می کرد از تراس پریدم و پایم شکست، وقتی رفتم بیرون در راه با فردی آشنا شدم، خیلی حالم بد بود و بدنم زخمی شده بود من را به بیمارستان بردند و حدود دو ماه در خانه ایشان بستری بودم و از من پرستاری کردند.در این مدت یک بار یکی از افراد آن خانه بود به من گفت که عکس من را به عنوان کسی که در تظاهرات کشته شده در سایت ها زده اند.»
سعیده در پاسخ به این سؤال گزارشگر که آیا در این مدت هیچوقت نخواستند او را به خانه برگردانند؟ گفت:«بله، سؤال می کردند اما من چیزی نمی گفتم و چون حالم بد بود، می ترسیدم مادرم مرا اینطور ببیند حالش بد شود، چون بیمار هم هستند. اما وقتی که در سایت ها آنطور خبر دادند خیلی تعجب کردم و اصلاً باورم نمی شد.»
او ادامه داد: «حتی اگر می خواستم برگردم، با شنیدن این شرایط می ترسیدم،چ ون من که زنده بودم ترسیدم برگردم و واقعاً بلایی سرم بیاورند.»
شنیدن ماجرا اما از زبان مادر سعیده توجه بیشتری به خود جلب می کند: «حدود یک ماه و نیم از غیبت سعیده گذشته بود، در تماس تلفنی که خود را معرفی نمی کردند گفتند دخترت را کشته اند، من گریه زاری می کردم و آنها قطع می کردند بدون آنکه نام خود را بگویند و فقط می دانم مرد بود. چند روز بعد زنگ زدند و گفتند حتماً ختم بگیرید. من هم تصمیم گرفتم مراسم را برگزار کنم چون با این شرایط همه دوستان و آشنایان تماس می گرفتند و می پرسیدند سعیده کجاست؟ نمی دانستم تا کجا می خواهم موضوع را کش بدهم، حتی دو بار نه اینکه بخواهم جلب توجه کنم اما به مرز خودکشی رسیدم.»
مادر سعیده می گوید: «در مجلس ختم دوستان و آشنا ها بودند اما پس از اتمام قرائت قرآن ورود مهندس میرحسین موسوی را خیر مقدم گفتند، برایم جای تعجب داشت که ایشان از کجا خبر دارد، پیغام دادند که من بروم که آقای موسوی می خواهد تسلیت بگوید البته من نرفتم و گفتم حالم خوب نیست.»
او همچنین از سه آقا و یک خانم سخن می گوید که از طرف ستاد انتخاباتی آقای کروبی و برای کمک و پشتیبانی از آنها به درب خانه شان آمده اند:«پرسیدم آدرس ما را از کجا آورده اند گفتند پیدا کردن آدرس منزل شما برای ما کاری ندارد. گفتند که دخترتان را کشته اند یا در قطعه 302 دفن کرده اند یا در گور دسته جمعی. گفتم شما از کجا می دانید، من مطمئن نیستم. گفتند ما مطمئن هستیم. همانجا تکذیب کردم و گفتم دخترم نارسایی قلبی و عارضه کلیوی داشته، گفتند دروغ است نمی دانیم شما از چه می ترسید و پیگیری نمی کنید.»
در واکنش به زنده شدن سعیده پورآقایی رسانه های سبز اما طریقی دیگر را پیش گرفتند و این همه را سناریوسازی نهادهای امنیتی کشور خواندند! و توضیح دادند که فریب خورده اند. سوالی که وجود داشت این بود که بر فرض درستی این توجیه کودکانه برای فرار از فشار افکار عمومی آیا نزدیکان میرحسین و کروبی همه اطلاعاتشان را به این شکل به دست می آورند؟! اما این به اصطلاح فریب خوردن ها یکی، دو مورد نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
 این همه در رسانه های برون مرزی بازتاب می یافت و اخبار آن در اختیار نهادهای حقوق بشری و... قرار می گرفت تا در سیاه نمایی وضعیت ایران سوژه های ساختگی بیشتری برای طرح داشته باشند. اصلاح طلبان نه تنها هیچ گاه اعتراض نکردند و هیچ گاه توضیح ندادند که با چه پشتوانه منطقی ای به مراسم ختم این دختر رفته اند و اخبار مربوط به او را با آب و تاب تمام در رسانه هایشان منتشر کرده اند، بلکه در جای شاکی نشستند و نهادهای امنیتی را مسئول این ماجرا دانستند! اما آیا می شد همه رسوایی ها را به نهادهای امنیتی نسبت داد؟ آیا تواتر این فرافکنی می توانست در افکار منطقی جلوه کند؟ آیا با پذیرش مدعای اصلاح طلبان، درستی سایر اطلاعاتی که در این زمینه ها به آنها می رسید و آنها نیز سراسیمه منتشر می کردند نیز زیر سوال نمی رفت؟!
دروغ جدید: عاطفه امام را ربودند و چادر از سرش کشیدند!
"به داد دخترم برسید!" این جمله ای بود که به نقل از مادر "عاطفه امام"در تابستان 88 تیتر اول رسانه های خبری شد تا در سلسله دیالوگ هایی ترحم آمیز و مظلوم نمایانه، قمار آبروی انقلاب و ایران برای جلب منافع سیاسی بازندگان قطعی انتخابات دهم کامل شود.
ماجرا از این قرار بود که ادعا می شد چند نفر با هویت نامعلوم عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین را بازداشت کرده‌اند و چادر از سرش گشیده اند. بلافاصله پس از انتشار این خبر مادر عاطفه امام به سراغ بی بی سی رفت تا با رسانه وابسته به دولت بریتانیا درد و دل کند.
 در خبری که بی بی سی از این مصاحبه منتشر کرد، آمده بود: «لیلی سادات جلال زاده، همسر جواد امام، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که عاطفه در یک تماس تلفنی کوتاه با او گفته است که هنگام بازداشت، ماموران چادر را از سر او کشیدند و گفتنه که لایق استفاده از این پوشش نیست. عاطفه امام در این گفتگوی تلفنی گفته است که نمی داند در کدام محلی در بازداشت به سر می برد اما از گفتگوی ماموران دریافته است که احتمالا در صدد انتقال او به محل دیگری هستند.» جلال زاده در مصاحبه با بی بی سی تاکید کرد که دخترش هنگام بازداشت کاملا سالم بوده و خواست این واقعیت به آگاهی همگان برسد!
در این میان نوری زاد هم به میدان آمد تا با تایید کامنت جعلی از پسر آهنگران این سناریوی مسخره را کامل کند. کامنتی که چندی بعد به صراحت صحت آن تکذیب شد:«شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم می زد و اشک می ریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامه ای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک می ریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته می بیند...» این ماجرا به همین نسبت در بسیاری از روزنامه ها و شبکه های تلویزونی بازتاب گسترده یافت.
ماجراجویی ها ادامه پیدا کرد. مادر عاطفه امام باز هم مصاحبه کرد. سایت کلمه در مقدمه مصاحبه نوشت: «عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدی در حالیکه چادر را از سرش کشیدند بازداشت شد. لیلا سادات جلال زاده مادر عاطفه در گفت و گو با "کلمه" درباره آخرین وضعیت دختر و همسرش اطلاعات تازه ای ارائه کرد. او درباره فشار شدید بر روی دخترش برای اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و از برگزار شدن دادگاه غیرعلنی همسرش بدون حضور وکیل خبرداد. او خواست تا به داد دخترش و دیگر زندانیان سیاسی برسند.»
پروژه سناریوسازی و مظلوم نمایی همچنان ادامه داشت و در این مسیر جعل هر خبر کذبی و انتساب هر نسبت ناروایی مشروع می نمود. مادر عاطفه امام در پاسخ به کلمه که از آخرین تماس دخترش سوال می کرد، گفت:«امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت که خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند تا اعتراف کند.» او مدعی شد از دخترش خواسته اند "به ارتباط نامشروع با یکسری از افراد سیاسی که هم اکنون درون زندان هستند"، اعتراف کند!
جلال زاده مادر عاطفه هم در مورد شکنجه گفت: «می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یک دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یک اتاق کوچک نگه اش می دارند که مجبور است خودش را درون آن مچاله کند. یک گربه را هم در این اتاق کوچک گذاشته اند.»
مادر عاطفه امام درخصوص هدف کسانی که عضو نیروی انتظامی یا سپاه می خواند گفت: «تنها برای اعتراف دروغین است.آیا اسلام این را به ما گفته که می شود چادر از سر یک دختر 18 ساله بکشند و بدون چادر بین دو مرد بنشانند و با چشم بسته ببرندش و بدون چادر برای تلفن زدن بیرون بیاورندش؟ دختری که پدرش حدود 8 سال سابقه جبهه دارد. این دختر از شش سالگی چادر سرش می کرده حال چطور جرات می کنند با او این چنین رفتار کنند؟ …پدرش امروز دادگاه داشته است. شاید بخواهند با این کارها پدرش را بشکنند یا دخترم وسیله ای شود تا بتوانند به هدفشون برسند و هدفشون هم اعتراف گرفتن از دوستانی است که داخل زندان هنوز شکسته نشده اند. بچه های کوچک را گرفته اند تا با ترس و ارعاب بزرگ ترها را بشکنند.»
چندی بعد خبر رها شدن عاطفه امام در بهشت زهرا منتشر شد. در این شرایط نوبت به سازمان مجاهدین رسید تا در نبود تعدادی از اعضای خود در خصوص عاطفه امام نامه سرگشاده صادر کند! در آغاز این نامه خطاب به رئیس قوه قضائیه آمده بود: «دو روز پیش در آستانه برگزاری پنجمین جلسه دادگاه متهمان حوادث اخیر، خانم عاطفه امام دختر برادر مجاهد و در بندمان آقای جواد امام در یکی از خیابان های تهران توسط افراد مسلح و مجهز به بی سیم و دستبند ربوده شد. او پس از دستگیری طی تماس تلفنی خبر دستگیری اش را به مادر اطلاع می دهد و به او می گوید مأموران به هنگام دستگیری با اهانت و فحاشی چادر از سر وی کشیده اند. ساعاتی بعد مجدداً با منزل تماس می گیرد و به مادرش می گوید که بازجوها وی را تحت فشار گذاشته اند تا به داشتن روابط نامشروع با برخی فعالان سیاسی در بند اعتراف کند. عاطفه به مادرش می گوید که به توصیه بازجویش با وی تماس گرفته است، زیرا بازجو به او گفته است شرط آزادی وی چنین اعترافی است و در این زمینه می تواند با مادرش مشورت کند. همسر جواد امام بلافاصله طی مصاحبه با رسانه های گروهی داخل و خارج کشور ضمن افشای این توطئه کثیف، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول سلامت و حفظ جان دخترش معرفی می کند. پس از رسانه ای شدن این ماجرا و پیگیری های خانواده جواد امام، عاطفه شب گذشته در اطراف حرم امام(ره) رها می شود و به حرم پناه برده آزادی خود را به مادر اطلاع می دهد.»
با گذشت زمان اما کم کم پرده از این سناریوی دروغین هم برافتاد. همسر جواد امام طی مصاحبه ای خبر دستگیری و بازداشت دختر خود را دروغ اعلام کرد. او گفت:«دختر بنده در اقدامی ماجراجویانه و با توجه به شرایط خاص روحی و روانی ناشی از دستگیری پدرش، چنین اقدامی را کرد که به همین خاطر از همه عذرخواهی می کنم.»
این همه آبروریزی و بیانیه و مصاحبه و دست آخر یک عذرخواهی خشک و ساده که هیچ گاه نمی توانست آبروی از دست رفته ایران را بازستاند!
نامه سراسر افترا و توهین کروبی؛ به زندانیان سیاسی "تجاوز جنسی" شده است!/ یک ماه بعد: ماجرای سند آوردن و سند بردن را خاتمه دهیم!
روزنامه اعتماد ملی در 18 مرداد 88 نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد که وی در این نامه از هاشمی خواست درباره شایعاتی که درباره تجاوز به زندانیان منتشر شده است، تحقیق کند.
سه روز پس از انتشار نامه سراسر کذب کروبی، در 21 مهرماه رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به نامه مهدی کروبی خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت: «کمیته تحقیق مجلس موضوع آزار جنسی بازداشت‌شدگان را رد کرده است.»

وی افزود: «محتوای این نامه تکان‌دهنده بود و فورا در رسانه های خارجی نیز مورد توجه قرار گرفت. به دلیل حسایست موضوع مطرح شده از کمیته حقیقت‌یاب مجلس خواستم که درباره این موضوع تحقیق کند. در بررسی‌های دقیق و جامع انجام شده درباره بازداشت‌شدگان در کهریزک و اوین هیچگونه موردی که مبتنی بر آزار و تجاوز جنسی باشد، مشاهده نشده است. در گزارش کمیته مجلس بیان شده است در صورتی که جناب آقای کروبی شواهد و مستنداتی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی در اختیار دارند به رئیس مجلس شورای اسلامی اطلاع دهند تا به طور جدی پیگیری شود.»
لاریجانی افزود: «لازم به ذکر است اینجانب از طریق دیگری نیز این موضوع را پیگیری کردم و به دلیل اهمیت آن دنبال شد و نتیجه همان است که در گزارش کمیته ویژه مجلس آمده است و ملاحظه می‌کنید که موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است و امری که مبنای واقعی نداشت چه سر و صدایی به راه انداخت. این امر هشدارباش به سیاستمداران است که مراقبت کنند، در شرایط غبارآلود افکار عمومی و ادعایی را قبل از تحقیق آن هم تحقیق کافی به ثبت رسانه ها نرسانند تا دستاویز بیگانگان نشود.»
20 شهریور 88 و در حالی که همچنان افکار عمومی منتظر ارائه اسناد مهدی کروبی پیرامون ادعای تجاوز جنسی در زندان ها بود، کروبی در نامه‌ی سرگشاده‌ای خطاب به رییس قوه قضاییه نوشت: «من در مسیر تحقیق خود به نتیجه‌ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعای یکی از شاکیان رسیدم. از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته‌های پیشین بود.»
کروبی همچنین در این نامه از آیت‌الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه خواست ماجرای سندآوردن و سندبردن را در همین جا خاتمه دهیم.
افشای دروغ جدید سبزها:  پروژه 72 کشته سازی الویری و بهشتی
14 شهریور 88 بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگو با فارس گفت: «چند هفته پیش آقایان بهشتی و الویری با حضور در کمیسیون امنیت ملی، لیست 69 نفری از کشته‌شدگان حوادث اخیر را بدون مشخصات دقیق از جمله نام پدر و شماره شناسنامه ارائه کردند که در مقابل از آنان خواستیم به دلیل اینکه این اسامی بدون مشخصات دقیق فاقد ارزش قانونی است، مشخصات دقیق آنان را به ما ارائه کنند.
پس از گذشت یک هفته این اقدام از سوی آنان ارائه نشد و پس از پیگیری‌های متعدد دبیر کمیسیون آنان دوباره طی نامه‌ای به کمیته ویژه پیگیری مجلس اسم این افراد را بدون مشخصات اولیه و ضروری ارائه کردند. پس از گذشت یک ماه از حضور این افراد در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و پیگیری‌های متعدد این کمیسیون و کمیته ویژه مجلس هنوز علی‌رغم اینکه سه نفر به لیست 69 نفره آنان افزوده شده است و کشته‌ شدگان را 72 نفر اعلام کرده‌اند اما نام پدر و شماره شناسنامه آنان را که مراجع ذی‌ربط می‌توانند از این طریق نام آنان را پیگیری کنند، هنوز واصل نشده است.»
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس در پایان تاکید کرد: «ادعاهای مطرح شده در این زمینه با توجه به عدم ارائه مشخصات اولیه آنان به شدت زیر سئوال است»
این در حالی بود که برای نخستین بار سایت نوروز ارگان حزب مشارکت از 72 شهید! سبز در حوادث بعد از انتخابات خبر داده بود.72 نفری که هیچ گاه اسامی کامل تعدادی از آنها اعلام نشد، بخش دیگری از آنها کسانی مانند سعیده پورآقایی، فاطمه براتی و ... بودند که زنده بوده و اساسا کشته نشده بودند و در نهایت بخش دیگری از آنها نیز کشته شدگانی مانند محسن روح الامینی بودند که خانواده آنها بارها از جریان سبز و موسوی اعلام برائت کرده بودند.
و همه این دروغ ها در حالی بود که موسوی قبل از انتخابات نیز بزرگترین دروغ های گفتمانی را اعلام کرد. وی در فیلم تبلیغاتی خود گفته بود:
"حضور خودمان، این حضور سبز و پر از معنویت و نورانیت و همراه با تعادل و احترام به مقررات و هنجارهای دینی و اعتقادی را باید حفظ کنیم. ما رنگ سبز را به عنوان نمادی که رنگ اهل بیت(ع) است انتخاب کردیم تا متمسک بشویم به اخلاق و رویه آن عزیزان. " اما پس از انتخابات، عبور آقای موسوی از قانون و خروج او از تعادل و احترام به مقررات سبب شد تا سبزهای هوادار او در روز قدس در حالی که از رنگ سبز- این نماد اهل بیت(ع)- به شکل‌های زنندهای(لاک سبز، رژ سبز و... ) استفاده کرده بودند، ضمن روزه‌خواری در ملأعام فریاد  "جمهوری ایرانی" برآورند.
در نهایت باید اذعان داشت، میرحسین موسوی و جریان سبز که با شعار صداقت و مبارزه با دروغ به میدان آمد، بزرگترین دروغ ها را گفت بگونه ای که برای مرور همه این دروغها فقط کافی است بار دیگر، جمله تاریخی وی در فیلم دوم تبلیغاتش اش را که 4 روز قبل از انتخابات از رسانه ملی پخش شد را مرور کنیم، آنجا که موسوی با ‍‍ژست قانون و قانون گرایی، گفت:
"بحث برخورد منطقی و قاطع با یک پدیده ناروا یک مسئله است و اینکه ما بعضی مرزها را درنوردیم و به فراتر از آن برویم و با این کار خودمان انسجام ملی خودمان رو از دست بدهیم، ارزش های بنیادی خودمان را مورد تهدید قرار بدهیم، سرمایه اجتماعی عظیمی که داریم را مورد تهدید فرار بدهیم، این یک مساله است ..."




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1063
  • بازدید دیروز: 1898
  • کل بازدیدها: 12723808
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1063
  • بازدید دیروز: 1898
  • کل بازدیدها: 12723808