سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
مقدمه :  فرار از خانه از جمله رفتارهای ناسازگارانه ای است که بیشتر از نوجوانان و جوانان سر می زند. با توجه به پی آمدهای سوء آن یکی از آسیب های خانوادگی و اجتماعی جامعه شناخته می شود. آسیبی که می تواند بهداشت روانی  فرد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.مسئله فرار زنان و دختران همراه با سایر معضلات و آسیبهای اجتماعی مرتبط با آن در سال های اخیر با رشد روزافزون در شهرهای بزرگ بالاخص شهر تهران مورد توجه کارشناسان متخصصان علوم انسانی قرار گرفته است.      فرار از خانه در واقع زیرپا گذاشتن مقررات خانوادگی و هنجارهای اجتماعی است که اغلب به علت ترس، خشم، یا انتقام جویی در مقابل عوامل مخرب و آشفته خانوادگی و اجتماعی رخ می دهد. دختران بیشتر برای مدت کوتاهی حضور در مکانهای دیگر را به جای ماندن در خانه خود ترجیح می دهند .     ساخت و روابط  متزلزل افراد درون خانواده  اعضای معترض و ناخشنود از این وضعیت نابسامان را به طرف جامعه پرتاب می کند با این اتفاق فرد را به فراری تبدیل کرده و به سوی بزه کاری و ارتکاب سایر جرائم سوق می دهد. «گزارش سازمان بهداشت جهانی حاکی است که سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار می کنند که 60 تا 70 درصد این افراد، شامل شامل دختران و 30 تا 40 درصد از آن در بین پسران رخ می دهد.»      دختران فراری معمولاً در گروه سنی 14 تا 25 سال قرار دارند. موقعیت سنی این افراد نشان دهنده ی میزان آسیب پذیری، احتمال بزهکاری، بزه دیدگی و یا قربانی شدن در برابر سوء استفاده های جنسی مختلف و دیگر سوء استفاده ها می باشد. در این مرحله اهمیت مداخله سریع و همه جانبه خانواده و مسئولین ذیربط بسیار حائز اهمیت است. باید توجه داشت که خطر فقط خانواده های طبقات پایین از نظراقتصادی و اجتماعی را تهدید نمی کند. بلکه بنابر تحقیقات درصد قابل توجهی از دختران فراری، متعلق به خانواده های مرفه و متوسط به بالا هستند. قاچاقچیان ایادی خود را در مناطقی مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمایی و دبیرستانها و اماکن عمومی می گمارند تا با پرسه زدن در این اماکن و شناسایی دخترانی که از منازل خود فرار کرده اند، آنها را با وعده هایی، به دام اندازند. گاهی فرار، پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکه های قاچاق و دادن وعده های مختلف چون خروج آسان از کشور  و درآمد خوب و زندگی بهتر، اتفاق می افتد.     معمولا دختران فراری که آسیب پذیر نیز هستند، گرفتار مشکل تجاوز اجبار و تحمیل می شوند. قاچاقچیان، دختران جوانی را که به هر انگیزه از خانه خود گریخته اند، وسیله درآمد خود قرار میدهند. آنها را به برقراری ارتباط  جنسی و انجام کارهای خلاف مجبور می کنند. در سال های اخیرنوع جدیدی از فریب و قاچاق دختران و زنان ازطریق اینترنت مشاهده می شود که بیشترحاصل گسترش شبکه های ارتباطی مجازی است. بیان مسئله    فرار از خانه بر سه عنصر فرد، خانواده و جامعه تاثیراتی جبران ناپذیر می گذارد که در ذیل به بررسی آنها می پردازیم:     فرار با ضریب 99% با آسیب همراه است و بیشترین این آسیب ها را بر فرد فراری بر جای می گذارد، دختران پس از فرار با خیلی مسائل و بزه ها آشنا می شوند که بر شخصیت آنها تاثیر می گذارد و از طرف دیگر چون معتقد است که با فرار تمام پل های پشت سرش را خراب کرده دچار آسیب های شدیدتری می شود که به چند نمونه اشاره می کنیم:    گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان: تجاوز، اجبار و تحمیل که به خاطر نداشتن مکان و سرپناه مناسب بعد از فرار دچار آن می شوند و افراد سودجو و باندهای فساد به این بهانه آنها را فریب داده و وسیله درآمد خود قرار می دهند، آمارها نشان داده است که دختران فراری در همان 24 ساعت اول پس از فرار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.    انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته: دخترانی که بعد از فرار دوباره به خانه بر می گردند، با برخوردهای توهین آمیز اطرافیان روبرو می شوند و این مسئله آنها را مخمصه ای شدیدتر از قبل گرفتار می کند.     از مهمترین پیامدهای فرار در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضای خانواده خصوصا پدر و مادر است، رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با فرزندان دیگر تغییر می کند، آنها بدون بررسی دقیق مسئله فرار فرزندشان، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند و به شدت سخت گیر می شوند و یا بیش از حد فرزندان خود را آزاد می گذارند .       چون فرار دختران منجر به فساد و جرایم دیگر می شود مبارزه با آنها مستلزم صرف زمان و هزینه های هنگفتی برای جامعه خواهد بود.      امروزه در اکثر کشورهای جهان، فرار از خانه به یک معضل جدی اجتماعی تبدیل شده است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه یک میلیون نوجوان 19 –13 ساله از خانه فرار می‏کنند که 74 درصد آنها دختر هستند. در ایران نیز مسئله فرار دختران به عنوان یک معضل مطرح می‏باشد، هر چند آمار و ارقام دقیقی در اختیار نداریم، لیکن اخبار جرائد و مطبوعات از روند رو به رشد این آسیب اجتماعی، کاهش میانگین سنّی دختران فراری و ظهور پیامدهای ناگوار آن حکایت می‏کند.انواع فراراین عمل بر حسب موضوعات مختلف به قرار ذیل قابل دسته بندی می‏باشد:الف)- از نظر جنس و تأهل   اقدام به فرار، هم از سوی پسران ( و مردان متأهل) و هم از سوی دختران (و زنان متأهل) انجام می‏شود.لازم به ذکر است دلائل چنین اقدامی توسط مردان متأهل و پسران با یکدیگر متفاوت است. زنان متأهل نیز اغلب به دلیل خشونت و مفاسد اخلاقی همسر یا اغفال و مفاسد اخلاقی خود از خانه متواری می‏شوند.ب)- از نظر اطلاع خانوادهدر اکثر موارد اقدام به فرار به طور ناگهانی، بدون خبر و اطلاع اعضای خانواده صورت می‏گیرد، اما در برخی شرایط، فرد قصد خود را به صورت «تهدید به فرار» اطلاع می‏دهد. این عمل اغلب در بین پسران فراری معمول است.ج)- از نظر تعداد همراهان  در شرایطی ممکن است که اقدام به فرار به همراهی فردی از جنس مخالف با زمینه دوستی و قرار ملاقات انجام شود. اخیراً مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است. اما اغلب، دختران به تنهایی فرار می‏کنند.د)- از نظر مدت زمان   در برخی شرایط فرد پس از فرار و مواجهه با مشکلاتی نظیر عدم امنیت و فراهم نبودن امکانات زندگی، پشیمان می‏شود و در صورت خوش اقبالی، با کمترین لطمات روحی و جسمی توسط نیروهای امنیتی، شناسایی و در مدت زمان کوتاهی به خانه بازمی‏گردد. در چنین وضعیتی به نظر می‏رسد دلائل فرد جهت فرار چندان منطقی نبوده یا فرد برنامه و هدف معینی برای فرار نداشته است. دسته ای از دختران فراری نیز به دلیل شرایط واقعاً نامساعد خانه، حاضر به بازگشت نیستند و برای جلوگیری از اینکار از نام مستعار استفاده می‏کنند و یا اظهار می‏دارند که خانواده ای ندارند.هـ)- از نظر مبدأ و مقصد   اغلب فرارها از شهرستانها به مرکز یا شهرهای بزرگ انجام می‏شود، هر چند مبدأ و مقصد معدودی از فرارها نیز بالعکس می‏باشد و گاهی نیز از شهرهای کوچک و بزرگ به قصد عزیمت به کشورهای دیگر اتفاق می‏افتد.و)- از نظر تکرار   برخی از دختران برای نخستین بار اقدام به فرار می‏کنند و دسته ای دیگر علیرغم تلاشهای مددکاران جهت بازگشت به محیط خانه و خانواده،‌مجدداً از محیط خانه می‏گریزند انگیزه های فرار   آمار نشان می‏دهد انگیزه افراد فراری بر حسب جنس، سن، تحصیلات و محیط زندگی متفاوت است اما انگیزه های ذیل بین همگان عمومیت دارد:الف)- اثبات وجود و جلب توجه اطرافیان و اجبار آنها برای اجرای تمایلات و خواسته های خویش؛ب)- رهایی از هنجارها، فشارها، تحمیل ها، قید و بندها، خشونتها و آزارهای خانواده و کسب آزادی عمل در رفتارهای فردی و اجتماعی؛ج)- لجاجت با خانواده، سلب آرامش و ایجاد بدنامی یا مشکل برای آنان به جهت عدم تعلق و دلبستگی به خانواده.د)- تحت فشار قرار دادن دیگران برای تحقق خواسته های خود درخصوص زندگی آینده و موقعیت بهتر اقتصادی.تبیین عوامل مؤثر در فرار دخترانآسیبهای اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینه ها و ابعاد مختلفـی هستنــد و عوامــل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل گیری آن مؤثر می‏باشد.عوامل فردیاین دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آنها اشاره می‏شود.الف) – شخصیتهای ضد اجتماعی    ویژگیهای این نوع شخصیت، بهم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه و ارتکاب رفتارهای نابهنجار است که مورد قبول جامعه نمی‏باشد، ولی معمولاً نزد عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص، ناپسند شمرده نمی‏شود. افراد روان‏رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی‏تفاوت بوده و کمتر آنها را رعایت می‏کنند. اعمال این افراد نظام اجتماعی را متزلزل می‏کند و رعایت ارزشهای اخلاقی را به پایین‏ترین سطح آن تنزل می‏دهد. از مشخصات بارز شخصیت های ضد اجتماعی خود محوری، فریبندگی سطحی و ظاهری، عدم احساس مسئــولیت، فقدان بینش نسبت به انگیزه های عمل می‏باشد. آنها به طور تکانشی عمل می‏کنند، به پیامد عمل خود نمی‏اندیشند، در کارهای خود بی پروا و بی ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربیات، بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یکسویه می‏باشند. این نوع شخصیتها عمدتاً از محیط خانه و مدرسه فرار می‏کنند.ب)- شخصیتهای خود شیفتهاین شخصیت ها تمایل شدیدی به خود محوری دارند و پیوسته به تمجید و توجه دیگران نیازمندند و در روابط خود با مردم به نیازها و احساسات دیگران بی توجه می‏باشند و با آنها همدردی و علاقه نشان نمی‏دهند. این افراد اغلب با رویاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند. این گروه ممکن است مشکلات خود را بی همتا بپندارند و احساس کنند که فقط افراد هم سطح خودشان آنها را درک می‏کنند. اغلب این افراد والدینی داشته اند که نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد کننده بوده اند یا بیش از حد به آنها ارج نهاده اند.نـوجوانان خود شیفته، به علت سرکوب خواسته ها و فقدان ارضای تمایلات درونی از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می‏دهند.ج) - شخصیت برونگرا«آیزنک» معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد. فرد برونگرا به دنبال لذت جویی آنی است و دَم را غنیمت می‏شمـارد، دوست دارد در انواع میهمانی ها و جشنها شرکت کند، تشنه هیجان و ماجرا جویی است، کمتر قابل اعتماد می‏باشد، نمی‏تواند احساساتش را کنترل نماید و بدون تأمل عمل می‏کند.د)- شخصیت هیستریک (نمایشی)  نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد. دوست دارند پر جوش و خروش صحبت کنند. مشخصه بارز آنها بیان اغراق آمیز، هیجانی، روابط طوفانی بین فردی، نگرش خود مدارانه و تأثیر پذیری از دیگران است. توجه کافی به درک موقعیت ندارند و تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند. این افراد برای آنکه «خود» را ثابت کنند، هر تجربه ای را حتی اگر برای آنان گران تمام شود و مشکلاتی را ایجاد نماید، انجام می‏دهند.   هیجان طلبی، ماجراجویی، تنوع طلبی، کنجکاوی، استقلال طلبی افراطی، لذت گرایی کوتاه مدت و ارضای تمایلات آنی، خود‏باختگی احساسی و غلبه کنشهای احساسی بر کنشهای عقلانی از جمله مشکلات رفتاری است که فرد را به سوی موقعیتهای خطر زا نظیر فرار از خانه رهنمون می‏شود.از دیگر مشکلات روحی - روانی که منجر به رفتارهای ضد‏اجتماعی می‏شود، می‏توان به ضعف عزت نفس، احساس کهتری، فقدان اعتماد به نفس، خود انگاره ضعیف، احساس عدم جذابیت، افسردگی شدید، شیدایی، اختلال خلقی دو قطبی و... اشاره نمود. چنین افرادی معمولاً مستعد انجام رفتارهای نسنجیده،‌ نظیر فرار از خانه می‏باشند.عوامل خانوادگی1- نوع خانوادهبه اعتقاد صاحبنظران، خانواده در شکل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی مؤثر است. اگر خانواده با مشکلات و آسیبهای عدیده‏ای مواجه باشد،‌ روند جامعه پذیری اعضای خانواده مختل می‏شود. «کلمن» در سال 1980 از چهار نوع آسیب برای خانواده نام می‏برد که بر کنشهای نابهنجار فرزندان مؤثر می‏باشد:الف)- خانواده بی کفایتاین خانواده فاقد منابع جسمانی یا روانشناختی مؤثر برای سازگاری با عوامل تنیدگی زندگی بهنجار است و نمی‏تواند با مسائل زندگی خانوادگی مقابله کند.ب)- خانواده ضد اجتماعیاین خانواده واجد ارزشهایی به شدت مغایر با ارزشهای اجتماعی می‏باشد و رفتارهای نامطلوب را تشویق می‏کند. به اعتقاد «مسنر» و «کروهن» شرایط برخی خانواده ها نابهنجاری را تأیید می‏نماید.ج)- خانواده آشفته   این خانواده با کنشها و اختلالات رفتاری نظیر غیر منطقی بودن، دعوا، تعارض و ... مشخص می‏شود و اعضای آن دارای شخصیت های مخرب و غیر عادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش می‏کشانند. هر چند والدین در چنین خانواده هایی حضور فیزیکی دارند، اما فضای حاکم بر خانواده توأم با طرد فرزندان، عـدم محبت و بی توجهــی به مسائــل آنهـا می‏باشد. فرد به دلیل کمبود محبت و تربیت ناصحیح در مواجه با یک محبت کاذب اقدام به فرار می‏کند. والدین چنین خانواده هایی در کانون ارتباطات خانوادگی حضور فعال ندارند و فرزندان به حال خود رها شده اند و روابط آنها فاقد هر نوع نظارت صحیح می‏باشد و کارکرد تربیتی و کنترل غیر رسمی خانواده تضعیف شده، آرزوهای بی حد آنومیک شدت یافته و زمینه هنجار شکنی فرزندان فراهم است . این نوع خانواده، فاقد سرمایه اجتماعی است و نمی‏تواند به عنوان یک منبع کنترل، مانع رفتارهای تند جوانان از جمله فرار آنان از خانه شود.د)- خانواده از هم گسیخته     این خانواده به دلیل از دست دادن پدر و مادر خانواده بر اثر مرگ، طلاق و جدایی در اکثر موارد برای تربیت فرزندان و سازگاری اجتماعی آنها دچار مشکل می‏باشد.در چنین خانواده ای فرد با احساس ناکامی و محرومیت، کمبود محبت و خلاء واکنش عاطفی مواجه است و در صورتی که فردی جانشین والدین خانواده شود، احتمال اختلال در هویت خانوادگی و عدم پذیرش او از سوی فرزندان و ناسازگاری با وی و فرزندان ناتنی وجود دارد که همین امر می‏تواند زمینه اختلالات رفتاری مانند فرار از خانه را فراهم کند.2- روابط در خانوادهالف)- خشونت در خانواده     فرار از خانه یکی از بازتابهای خشونت خانگی است که به دلیل تأثیرات اجتماعی آن قابل تأمل است. اعمال خشونتهای روحی، جسمی و جنسی از سوی اعضای خانواده (تجاوزات جنسی توسط پدر یا جانشین پدر یا برادر تنی یا ناتنی) عامل بسیار مهمی در فرار برخی از دختران است. بسیاری از دخترانی که قربانی این نوع خشونتها می‏باشند به دلیل ترس از آزار‏دهندگان و آبروی خویش جرأت اظهار مشکلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار می‏کنند و در شرایطی که از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند، تمایلی به اینکار ندارند ،‌ زیرا از محیط ناامن خانه می‏هراسند.ب)- تبعیض در خانه     بسیاری از والدین آگاهانه یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی از زندگی می‏شوند. تبعیض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و عدم اتخاذ رویه منطقی برای برخورد با خطاهای فرزندان و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعکس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می‏شود. تبعیض در خانه با روحیه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنان وارد می‏کند و با ایجاد بحرانهای روحـی و سـرخـوردگـی، آنان را به سوی عکس العملهـای منفی نظیر فرار از خانه سوق می‏دهد.ج)- محدودیت مطلق    در این نوع شیوه تربیتی، فرزندان از آزادی و اختیار لازم،‌ متناسب با سن و شرایط خویش محرومند و باید نظر والدین را بدون آگاهی از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر، دخالت یا تصمیم گیری را ندارند. به طور نمونه نمی‏توانند درباره زندگی آینده خویش تصمیم بگیرند و باید تن به ازدواجهای اجباری دهند.در این خانواده ها به خواسته های مادی ومعنوی فرزندان توجهی نمی‏شود، لذا توانایی و مقاومت آنها درهم می‏شکند. فرزندان نسبت به خانواده خود احساس نارضایتی،‌تحقیر، تنفر و سرخوردگی می‏کنند. زیرا همنوایی با هنجارها و درخواستهای خانواده، برای آنها سنگین بوده و موجب ایجاد تنفر از خانواده می‏شود، لذا از هر فرصتی جهت عدم پیروی از هنجارهای خانواده بهره می‏برند و درصدد هستند با فرار از خانه، از این محدودیت‏ها رهایی یابند.د)- آزادی مطلق (فرزند سالاری)    همانطور که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می‏تواند عامل فرار آنان از کانون خانواده باشد؛ توجه بیش از حدّ متعارف و در اختیار بودن امکانات فوق حد سنی فرزند (فرزند سالاری) هم می‏تواند زمینه مسائلی چون فرار از خانه را ایجاد نماید.    در شیوه فرزند سالاری، اغلب تمایلات و خواسته های فرزندان محقق می‏شود، لذا به محض ایجاد مشکلات و بحرانها و فشارهای زندگی که در آن امکان تحقق برخی از آرزوها سلب می‏شود و یا در شرایطی که خواسته های فرزند به افراط می‏گراید و والدین با آن مخالفت می‏نمایند، فرزند به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی)، روحیه عدم درک منطقی شرایط، نازپروری و کاهش دامنه استقامت و آستانه تحمل در برابر مخالفت والدین و مسائل خانه، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می‏گردد که نهایتاً می‏تواند زمینه فرار از خانه را فراهم نمـاید. به عبارت دیگر فرد علیرغم وجود خانواده ای که در اغلب موارد خواسته های او را جامه عمل پوشانده است، کوچکترین انتقاد یا منعی را تحمل نمی‏کند و اقدام به فرار می‏نماید. در این شرایط مسائل بسیار کوچک به دلیل پایین بودن آستانه مقاومت، در نظر فرد بزرگ و غیر قابل تحمل جلوه می‏کند. چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه می‏کند و با احساس عمیق بیدادگری به متهم کردن اطرافیان می‏پردازد و معتقد است فرار او در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می‏شود.عوامل اجتماعی1- شبکه روابط اجتماعی   طبق نظریه انتقال فرهنگی ساترلندانحرافات و نابهنجاری های رفتاری عموماً از طریق گروههایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می‏شود.   «اسگود» معتقد است هر چقدر میزان گذران جوان با گروههای همسن خود که امور خلاف در آنها هنجار است، بیشتر باشد، فرد همرنگ و همانند آنها می‏شود و برای کسب احترام در گروه، به رفتارهای خود نمایانه نظیر فرار از خانه تشویق می‏شود.   فرد عضویت یافته در گروه های ناباب، ارزشهای نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امر و نهی والدین، نحوه مخالفت و به کرسی نشاندن خواستها و تمایلات نفسانی در خانه، ... را درونی می‏کند و با دسترسی به فرصتهای نامشروع، آنها را به مرحله عمل می‏رساند. در این گروهها رفتار کجرو و نابهنجار بسیار عادی و روال شده است و به عنوان ارزشهای مدرن اشاعه می‏شود و نگرشها و نصایح والدین به عنوان ارزشهای منسوخ محسوب می‏شود. بر اساس تحقیقات حدود 79 درصد جوانان به همانند سازی با دوستان خود می‏پردازند.2- وسایل ارتباط جمعیرسانه های نوشتاری و دیداری دارای کارکــردهــای ســه گانه از جمله اطلاع رسانی هستند. زمانی که رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می‏کنند، (البته این کار اغلب با هدف جذب مخاطب و فروش بیشتر انجام می‏شود) در واقع افراد را نسبت به وضعیت افراد فراری که شرایط نامساعد و بغرنج خانه را تحمل نکرده اند، مطلع می‏کنند و باعث می‏شوند آنها نیز همین عمل را در مواجه با مسائل خانواده تکرار کنند. ضمن آنکه قبح مسئله تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک عمل عادی جلوه می‏نماید.   از سوی دیگر برخی از فیلمها و سریالهای تلویزیونی مشوق فرار از خانه است، ترویج روحیه استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نوجوانی، تنوع طلبی، عدم رعایت احترام به نظرات والدین و پرخاشگری نسبت به بزرگترها، ترویج فرزند سالاری، مادی گرایی و . . . حتی نمایش فرار جمعی از جوانان، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می‏تواند در شیوع این پدیده مؤثر باشد.نقش رسانه های جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بند و باری اخلاقی، مقابله با هنجارهای اجتماعی، عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است.3- شهرنشینیبافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روزافزون زندگی شهری، گمنامی و ناشناخته بودن در جمعیت میلیونی شهرهای بزرگ و کاهش نظارت رسمی و غیر رسمی، دور بودن از چنگال قانون و عدم شناسایی دقیق متخلفان، فرصت ارتکاب جرائم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می‏کند.جاذبه شهرهای بزرگ، رفاه، تجملات شهری و امکانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می‏کند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امکانات فوق مهاجرت می‏نمایند و شهرهای بـزرگ را بـا خـرده فرهنگهــای مختــلف درهم می‏آمیزند و بدین ترتیب پایبندی به آداب و رسوم کاهش می‏یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می‏شود. گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل، دختران را به سوی شهرها متواری می‏نماید.4- ‌تغییر ارزشها    انسانهای دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند به کدامین سو حرکت کنند. از یکسو جامعه بستر نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد قرار می‏دهد و از سوی دیگر فرد را با بن بستهای بسیاری در دستیابی به اهداف جدید مواجه می‏کند. جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت، کاهش پایبندی به ارزشهای دینی و اجتماعی و شکاف نسلی بین خود و والدینش مواجه است. گاه آنچه که اجتماع به طور عملی به او می‏آموزد با ارزشهای خانوادگی سنخیتی ندارد و حتی در تناقض آشکار می‏باشد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می‏نماید. دختران امروز دچار خود درگیری می‏شوند و برای فرار از این حالت به شیوه های مختلفی نظیر فرار از خانه متوسل می‏گردند. 5- مشکلات اقتصادی    برخی از صاحبنظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیبهای اجتماعی می‏دانند، البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی‏باشد. به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی انسانها تأثیر گذار است. فقر و توزیع ناعادلانه ثروت، به همراه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می‏باشد. «ژان دولارد» معتقد است انسانها به طور معمول به علت کشمکش درونی ناشی از محرومیت، عکس العمل هایی نشان می‏دهند، اما نکته قابل تأمل آن است که محرومیت های اقتصادی، عکس العملهای تند و ضد اجتماعی را تحریک می‏کند زیرا فقر، ترس از مجازات را به حداقل می‏رساند و فرد محروم مسئولیت عمل ضد اجتماعی خود را متوجه بی سامانی اجتماعی می‏داند.   در شرایطی که یک قشر از جامعه به آسانی ثروتهای کلان و بادآورده در دست دارند و شخصیت انسانها با ثروت و دارایی آنها سنجیده می‏شود، طبقات زیرین هرم طبقاتی همواره خود را با طبقات بالا مقایسه می‏کنند و از این توزیع ناعادلانه، احساس محرومیت می‏نمایند، همین احساس محرومیت نسبی موجب می‏گردد که فرد سعی کند به هر طریق ممکن به اهداف و آرزوهای مادی خود دست یابد یا تصمیماتی بگیرد که مشکلات اقتصادیش برطرف شود. به طور نمونه در زمان بیکاری و بحران اقتصادی در خانواده، پدر یا جانشین پدر تصمیمات نامناسبی نظیر اجبار دختر به ازدواج با مرد مسن ثروتمند یا اجبار دختر به اشتغال در مشاغل غیر مجاز همانند خرید و فروش مواد مخدر را اتخاذ می‏کند و دختر خانواده نیز متعاقباً درصدد خواهد بود که خود را از این وضعیت اسف بار نجات دهد و به استقلال اقتصادی دست یابد، همین امر انگیزه فرار از خانه را در او تقویت می‏کند، غافل از آنکه رو به سوی سیاهی در حرکت است.   امروزه فشارها و مشکلات اقتصادی، احتمال دو شغله بودن یا اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است. همین مسئله منجر به کم توجهی آنها نسبت به نیازهای جوانان، رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها گردیده است. به اعتقاد «اسگود» در شرایطی که عضو مقتدر خانواده به واسطه اشتغال در شغل دوم، دیر وقت در منزل حضور داشته باشد و نظارت او بر اعضای خانواده کاهش یابد، اعمال ضد اجتماعی نظیر فرار از خانه در جامعه رو به گسترش خواهد بود.در این جهت انعکاس شرایط افسانه ای برخی زندگی ها و نمایش فاصله های طبقاتی توسط رسانه ها نقش مؤثری در ازدیاد این مشکل دارند.6- ضعف نظارت اجتماعی    با استناد به انگیزه های فرار دختران از خانه درمی‏یابیم که اکثر آنان برای کسب استقلال و آزادی روابط در خارج از خانه (جامعه) اقدام به فرار کرده اند. این بدان معناست که جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی (امر به معروف و نهی از منکر، گزارشات مردمی، نیروهای بسیج…) را کاهش داده و آزادی بی‏قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است، به گونه‏ای که آنها بدون واهمه و کنترل به امور خلاف می پردازند، در حالی که این حد افراطی از آزادی، مقبول بسیاری از خانواده ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود کنند و این محدودیت و کنترل، دختران را با عقده های روحی ـ روانی مواجه می نماید و آنان احساس خواهند کرد که خانواده،‌‌ آنها را درک نمی‏کند، در صـورتی که بـرعکس، خـانـواده به دلیل آینده نگری و مصلحت اندیشی فرزند و شناخت نسبت به اوضاع اجتماعی، می‏کوشد دختر را از حیطه خطر دور سازد، اما برخی دختران به دلیل حساسیت های روحی و کوته بینی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی تعبیر می کنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می نمایندپیامدهای فرار دختران    فرار دختران در واقع تعرض به قاعده کهن و مرسوم زمانهای دیروز و امروز است که خانه را محل امن و آرامش افراد می‏داند، نه محلی که باید از آن گریخت. این تعرض و جدال، جامعه را تحریک کرده و آشفتگی های خاصی را دامن می‏زند. هنگامی که دختری به هر دلیل منطقی یا غیرمنطقی از خانه فرار می‏کند، خود و پیرامونش، یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیبها و خطرات بسیار زیادی قرار می‏دهد. این پیامدها در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است:1- پیامدهای فردی    فرار، آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر، زمینه ارتکاب بسیاری از جرائم را فراهم می‏کند. دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی گری، توزیع مواد مخدر، مشروبات الکلی و کالاهای غیر مجاز، روسپیگری، عضویت در باندهای مخوف و کثیف اغفال و فحشاء اقدام می‏کنند. برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروکه، پارک، خانه های فساد . . . شب را به صبح می‏رساند و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند، فقط برای آنکه بتوانند زنده بمانند. آنها با اسامی مستعار و تیپ پسرانه و کارهای مردانه در جمع دوستان (دختر و یا پسر) روزگار فلاکت‏باری را سپری می‏کنند. شکارچیان با اغفال این دختران که اغلب شهرستانی، ساده و بی آلایش می باشند و از اوضاع و احوال شهرهای بزرگ خبر ندارند، تمام اموالشان را به سرقت می برند و پس از تجاوز به عنف، یا آنها را رها می کنند و یا پس از شکنجه و آزار به دلیل ناشناخته بودن و غربت، می کشند. برخی از باندهای فحشاء نیز اقدام به انتقال دختران فراری به کشورهای دیگر، تجارت سکس و فروش اجزای بدن آنها می کنند. دختران فراری تمام پلهای پشت سر خود را خراب و ویران می‏کنند. ارتکاب به انواع جرائم و فساد اخلاقی موجب می شود که دچار انواع بیماریها و اختلالات روحی و روانی شوند و برخی از آنها به دلیل سرافکندگی ناشی از تجاوزات، دست به خودکشی می زنند.  از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماریهای مقاربتی از جمله ابتلا به ویروس ایدز می باشد. هر چقدر مدت زمان فرار فرد طولانی تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد، خطر ابتلا به ویروس ایدز افزایش می یابد.2-‌پیامدهای خانوادگیفرار دختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد. این عمل اولاً نشانه ای از ناکارآمدی خانواده در تربیت فرزند، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان و اختلافات خانوادگی است و ثانیاً از آنجا که فرجام و سرانجام فرار دختران در اکثر موارد چنانچه ذکر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است، لذا فرار به مفهوم لکه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می شود و بدین لحاظ است که فرار دختران، کمتر تـوسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجو ها و تلاشهای خانوادگی، فرار دختر با عنوان فقدانی دختر (دزدیده شدن او) به مراجع قضایی گزارش می شود.    فرار دختران زندگی آینده آنان را به تباهی و سیاهی می‏کشاند. احتمال تشکیل خانواده برای دختر فراری به دلیل تهدید سلامت روحی، جسمی و جنسی (به علت رفتار خلاف اخلاق ـ خواسته یا ناخواسته) و خدشه دار شدن اصالت و شرافت خانوادگی به حداقل ممکن کاهش یافته و در اغلب موارد به صفر می رسد.   از طرف دیگر دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیراخلاقی، نمی توانند به خانواده بازگردند، مگر آنکه خانواده به این نکته توجه نماید که عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است، لذا با اکراه، وی را در خانواده جای می‏دهد یا آنکه خانواده دختر فراری، از نوع خانواده از هم گسیخته است و بود و نبود دختر فرق چندانی ندارد. در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشکلات مضاعف خواهد بود، زیرا خانواده، وی را به دلیل ارتکاب اعمال خلاف، بیشتر از گذشته مستعد کجروی و رفتارهای انحرافی می‏داند، لذا قیود خود را بیشتر خواهد نمود، ضمن آنکه دختر نیز به دلیل تجربه آزادی های خارج از خانه که متناسب با سن و موقعیت او نبوده، محیط خانه را غیر قابل تحمل تر می‏داند.3- پیامدهای اجتماعیالف)- افزایش نرخ مفاسد اجتماعی   جامعه شناسان معتقدند پدیده های اجتماعی همچـون حلقه های زنجیر به هم متصل و وابسته اند، به طوری که افزایش نرخ آسیبهایی چون طلاق، بیکاری، اعتیاد، . . . منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار دختران می‏شود و نکته قابل توجه تر آنکه فرار دختران از خانه نیز به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی (فعالیت باندهای تجارت دختران، باندهای فحشاء و روسپیگری، اعتیاد،… ) منتهی می‏گردد.ب)- تهدید بهداشت اخلاقی و روانی جامعه   آسیبهای اجتماعی از جمله فرار همچون امراض و ویروسهایی هستند که اخلاقیات و حیات اجتماعی را با خطر مواجه کرده و منجر به رواج بی حرمتی اخلاقی، تخطی از هنجارهای اجتماعی و ایجاد فضای مسموم در جامعه می‏شوند که می‏توانند ضمن لکه دار نمودن عفت عمومی و شکستن حریمهای اخلاقی، بهداشت روحی و روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و‌ آسیب جدی بر سلامت جامعه وارد نمایند.ج) تحمیل هزینه های اجتماعی   فرار دختران هزینه های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می‏گذارد، به طوری که اقداماتی نظیر دریافت گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چندگانه امنیتی، بازجویی و انجام مراحل قضایی، ایجاد مراکز مختلف ـ مانند کانون اصلاح و تربیت و مراکزی که قبلاً در زمینه ساماندهی دختران فراری فعال بودند و نیز مسئولیت سازمان بهزیستی ـ که تماماً هزینه های هنگفتی را بر جامعه تحمیل می‏نمایدتعریف واژگانتعریف فرار      فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد، غیرقابل تحمل و بعضاً تغییر ناپذیر است. این عمل معمولاً به عنوان یک مکانیسم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزار دهنده و مضر و دستیابی به خواسته های مورد نظر و عموماً آرزوهای دور و دراز انجام می‏شود.دختر فراری کیست؟    دختران فراری به دخترانی گفته می شود که به دلایل مختلف از خانه و خانواده می گریزند و به جامعه پناه می برند، در واقع نوعی گریز بدون بازگشت است، دختران فراری همگی به امید رسیدن به زندگی بهتر چنین کاری را انجام می دهند و این نشان می دهد که آنها از خطرات رفتار و تصمیم خود مطلع نیستند.آسیب شناسی اجتماعی چیست؟      آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه رو می گردد و با پیگرد قانونی و طرد اجتماعی مواجه می شود. پیشینه و ادبیات1 . تحقیقات جهانی                  براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی سالانه بیش از یک میلیون نو جوان19 – 13ساله از خانه فرار می کنند. سازمان ملل متحد معتقد است :مشارکت با جامعه مدنی اختیاری نیست بلکه یک نیاز است . سازمان ملل انقلاب سازمان های غیر دولتی  یا به عبارت دیگر قدرت نوین مردمی جهان را به رسمیت می شناسد و معتقد است که این بهترین اتفاقی است که برای سازمان ملل طی زمان طولانی رخ داده است .در جهانی شدن تمامی احساسات عمیق ما تاکید  بر ظهور همشهری گری جهانی استO) ..N.G) های بسیاری از زمان برگزاری اجلاس زمین در سال 1992در یک سری همایش های جهانی در مورد موضوعات حیاتی محیط زیست حقوق بشر جمعیت فقر آسیب های اجتماعی زنان و بهبود وضعیت زنان و کودکان شرکت نمو ده اند . در این رابطه تحقیقات وسیعی در سطح جهان انجام شده که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:    (ریلی) در سال 1978 تحقیقاتی در بوستو ن انجام داد این تحقیق بر روی 50دختر فراری انجام شد . این 50 دختر توسط پلیس دستگیر شده بودند که از طریق مصاحبه روانپزشکی مورد مطالعه قرار گرفتند. هدف تحقیق برسی علل فرار بود .در این تحقیق علاوه بر دختران با والدین آنها نیز مصاحبه شد . این مطالعه نشان داد که آثاری از جنون و عقب ماندگی ذهنی در این دختران وجود ندارد .در برسی علل عوامل مشترک مسایل جنسی آشفتگی خانوادگی مسایل فرهنگی و منطقه ای مشاهده شد. این دختران نوعی همسانی در رفتار خود با یکدیگر نشان می دادند. در تمامی موارد خانواده در مانی احساس شده است. یک تحقیق توصیفی در امریکا در مورد 120 دختر نوجوان نیازمند به حمایت که موقتا از حیطه مراقبت والدین خارج شده بودند نشان داد که دختران مورد نظر غالبا قربانی طرد والدین سوء استفاده و محرومیت بوده اند که این امر نیاز به استراتژی های خاص مراقبت در دوران  نوجوانی را مطرح می کند. نتایج تحقیق (کاپادیا)  1927 در شهر بمبئی از کشور هندوستان که بر روی 300 نوجوان حاضر در کانون اصلاح و تربیت  انجام شد ه است نشان میدهد که 71/ 4% پسران و8/58% دختران در سن نوجوانی از خانه فرار کرده اند. 43 / 4%پسران  26/  7  %  دختران برای ارضای حس کنجکاوی خویش و دیدن نقاط فریبنده شهری که در فیلم وجود داشته است از خانه گریخته اند .یافته های تحقیق نشان می دهد که54/ 7  % از پدران نوجوانان فراری بی سواد و یا کم سواد بوده اند 31 /7 % تحصیلات ابتدایی داشتند. همین پژوهش نشان میدهد که درصد بالایی از این نوجوانان مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند . ( استرمن ) در تحقیقی بر روی 291 نوجوان فراری 12تا 18 ساله در واشنگتن به این نتیجه رسید که اکثر فراریان در خانه با مشکلاتی چون اعتیاد والدین و شخصیت ضد اجتماعی روبه رو بوده اند. همچنین این تحقیق نشان می دهد که نوجوانان فراری عموما مقدار زیادی تجارب ناگوار در زندگی خود داشته اند . به علاوه این تحقیق تایید کرده است که اکثر نوجوان فراری مورد سوء استفاده جنسی قرار  گرفته اند .  در پژوهش (روترمن)1990 که به منظور برسی میزان عوامل تنش زا در سه ماه قبل از اقدام به فرار نوجوانان از منزل صورت گرفته است .به این نتایج دست یافته اند که این نوجوانان قبل از اقدام به فرار در حد زیادی سابقه بحث و جدل و مناقشه کلامی با والدین خود داشته اند . هم چنین مشکلات مدرسه تقریبا مشکل مشترک همه آنهاست و از بین همه نوجوانان فراری دختران بیشتر مشکل با همسالان و مشکل با مدرسه را گزارش کردهاند از این رو دوستان و ارتباطات رمانتیک   با آنها از جمله مهمترین عوامل پیچیده برای آنها بوده است. در پژوهش (وایتبک) و همکاران 1997 پیرامون وضعیت خانواده های نوجوانان فراری اشاره شده است که سطوح پایین مراقبت والدین عدم گرمی و حمایت والدین و همچنین سطوح بالای طرد والدین و انواع  خشونت فیزیکی  از مهمترین عوامل موثر فرار دختران از خانه می باشد همچنین در حل تحقیقی ضمن تأثیر اثر بخشی مداخلات درمانی در الگوی دلبستگی ناایمن این نتیجه حاصل شده که چون خانواده الگوهایش را از راه منشور خانواده منتقل می کند خانواده در مانی می تواند نقش موثری در افزایش  برای زندگی  فردی و دلبستگی ایمن  خانواده داشته باشد .       در پژوهش 1996 به منظور پیشگیری از بروز تخلفات جنسی در زنان و دختران فراری روان درمانگری حمایتی را بسیار موثر عنوان کرده است. (کورتنی) 1998 در تحقیقی بر روی یک گروه دختر ان فراری 15 ساله بهترین پیشگیری از فرار مجدد را رویکرد خانواده درمانی می داند 2-گزارشات داخل کشور    سالانه 6 هزار نوجوان از خانه فرار می کنند . میانگین سن دختران فراری در سال 1378 به 16 و در سال 1379 به7/14 سال رسیده است . طبق آمار در 6 ماهه اول سال 1381در مقایسه با سال گذشته تعداد دختران فراری  بین 10تا 15 درصد رشد داشته است ، یک تحقیق دانشجویی نشان می دهد فرار از منزل در ایران به دلایل متعدی از جمله بد رفتاری والدین و سرپرستان، شیوه های فرزندپروری سهل انگارانه یا مستبدانه ، اختلاف شدید بین والدین و اعضای خانواده ، تک والدی ، بی سرپرستی ، وجود ناپدری یا نامادری ، اعتیاد ، جدایی و فوت زود هنگام والدین ، مشکلات اجتماعی – اقتصادی ، رسریع جمعیت ، تغییرات فرهنگی ، فرصت اندک شغلی و سطح پایین تحصیلات صورت می گیرد. .بر اساس این تحقیق در ایران نوجوانان سیزده الی هجده ساله ، بخش عمده ای از فراریان از منزل را تشکیل می دهند و به طور متوسط روزانه چهل و نه مورد فرار از منزل به مرکز سامان دهی کودکان و نوجوانان فراری وابسته به شهرداری تهران گزارش می شود..این تحقیق  نشان می دهد ، خانواده های دختران فراری به نسبت دختران عادی ، دارای کشمکش و تعارضات شدید ، فقر ارتباطی ، عدم صمیمیت ، عدم حمایت ، عدم نظارت و در برخی موارد مبتلا به آسیب هایی از قبیل اعتیاد، جدایی و شیوه های افراطی مستبدانه یا سهل گیرانه هستند. همچنین چنین دخترانی دارای ویژگی هایی از قبیل تمایل به سلطه گری ، برون گرایی ، تهور ، تخیل گرایی ، آزمایش گری ، خلقیات متفاوت دوره ای ،قضاوت های ضعیف ،مشکلات ذهنی و هیجانی هستند و در حالیکه دچار بی اعتمادی و بدگمانی اولیه هستند در مراحل بعدی، ‌به راحتی توسط سایرین تحت تاثیر قرار می گیرند.    به نظر می رسد نوجوانی که در خانواده ای پر تشنج و پریشان پرورش می یابد ، به مرور احساس امنیت و آرامش خود را از دست می دهد و احتمالاً به این نتیجه می رسد که کانون خانواده، فضای مطلوب  و خوشایندی نیست که معمولاً وی در مراحل اولیه به منزل بستگان و دوستان پناه می برد تا بلکه آنها را واسطه حل مشکلات خود قراردهد، اما چنانچه آنها در دسترس نباشند یا نوجوان را به علل گوناگون نپذیرند و از او حمایت نکنند، باعث می شود که فرد به اشخاص و مکانهای دیگر گرایش پیدا کند. براساس تحقیقی که بر روی 110دختر با سابقه فرار از منزل که 30 نفر آنها در اماکن عمومی 40 نفر در مراکز با ز پروری دختران بهزیستی و 40 نفر در زندان  ها  با همکاری  معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی توان بخشی صورت گرفته6 /92 درصد این دختران سابقه دستگیری پس از فرار 68 درصد  دارای سابقه گریختن 44 درصد سابقه تحویل به مراکز بهزیستی و 7 درصد سابقه زندان دارند . بیش از نیمی از این دختران با هدف کسب پول و یا سر پناه در طول مدت فرار تقریبا هر روز ارتباط جنسی بر قرار می کنند  7 / 3 درصد این دختران ارتباط جنسی هم با مردان وهم با زنان را ذکر کرده اند و میا نگین  تعداد شرکای جنسی در دخترانی که هر روز ارتباط جنسی دارند حداقل یک نفر و حداکثر 10 نفر است.  وی اظهار می دارد:9/ 38 درصد این دختران بدون داشتن  هیچ  سر بر نامه ای برای  تامین مخارج و 50 درصد بدون داشتن هیچ سر پناه مشخصی برای سکونت پس از فرار (حداقل شب ها ) از منزل می گریزند2/35 درصد این دختران با برداشتن پول از منزل، 4/20 درصد با کار کردن،7/3 درصد با  قرض کردن، 6/5 درصد با سرقت، 4/7 با خود فروشی،4/7  درصد با خرید و فروش  مواد مخدر و    6/5 درصد با زندگی با دوست پسر و یا ازدواج با آنها روزهای پس از فرار را به شب می رسانند. تحقیقات کار شناسان بر روی دخترانی که از خانه فرار کرده اند  بیانگر این امر است که اکثر قریب به اتفاق آنها از طرف سر پرست و یا سایر اعضای خانواده حداقل  به وسیله  یکی از رفتارها که شامل کتک زدن ، توهین کردن، مراقبت شدید، زندانی کردن،   مسخره کردن  و یاد آوری مکرر اتفاقات گذشته، آزار دیده و فقط 14 درصد نمونه ها  با بر خورد مناسب والدین    پس از باز گشت مواجه می شوند . در مجموع یافته های این تحقیق نشان می دهد که این دختران به خانه هایی باز گردانده شده اند که شرایط قبلی منجر به فرار آنها تغییر نکرده و خانواده ها نیز فاقد مهارت های لازم برای برخورد با این دختران بوده اند . علیرغم اینکه مسئولان و متولیان امر خبر از جمع آوری و ساماندهی این دختران می دهند اما با این حال معضل دختران فراری هر روز پر رنگ تر شده و هر ساله نیز با روند تصاعدی 15 تا20 درصدی مواجه می شود گویی از هر طرف که این دختران جمع آوری می شوند از سوی دیگر   به تعداد آنها افزوده می شود.  امروزه در اکثر کشورهای جهان فرار از خانه به یک معضل جدی اجتماعی تبدیل شده . بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی سالانه یک میلیون نوجوان19- 13 ساله از خانه فرار می کنند که 74% آنها دختر هستند . در ایران نیز  مسئله فرار دختران به عنوان یک معضل مطرح می باشد و تعداد دختران فراری به گونه ای  نگران کننده در حال افزایش است.  به طوری که آمار دختران فراری در سال 1378 نسبت به سال 1365 حدودا  20 برابر شده است. طبق آمار منتشره از سوی نیروی انتظامی در 4 ماهه سوم سال 1380 تعداد 60156 نفر نوجوان فراری توسط نیروی انتظامی دستگیر شده اند . و در سال  4 138، 752 نفر از دختر فراری به مرکز بهزیستی مراجعه نموده اند. جدول توزیع درصد بستگی عوامل موثر بر فرار دختران(تحقیقات دانشگاهی و تحقیقات میدانی)عوامل موثر درصد بستگی1- فساد اخلاقی در خانواده 17%2- طلاق و ازدواج مجدد والدین 14%3-بی توجهی و بی اعتنایی والدین 14%4-عدم وجود اعتقادات مذهبی 12%5- وجود تشنج در خانواده 12%6- وضعیت تحصیل 8%7- اعتیاد اعضای خانواده 8%8- تعداد افراد خانواده 8%9-فقر مادی و اقتصادی 7%   استناد به یافته ها          http://fa.wikipedia.org
متن کامل مقاله


جدول توزیع درصد بستگی عوامل موثر بر فرار دختران
(تحقیقات دانشگاهی و تحقیقات میدانی)
عوامل موثر درصد بستگی
1- فساد اخلاقی در خانواده 17%
2- طلاق و ازدواج مجدد والدین 14%
3-بی توجهی و بی اعتنایی والدین 14%
4-عدم وجود اعتقادات مذهبی 12%
5- وجود تشنج در خانواده 12%
6- وضعیت تحصیل 8%
7- اعتیاد اعضای خانواده 8%
8- تعداد افراد خانواده 8%
9-فقر مادی و اقتصادی 7%

جدول درصد فراوانی عوامل موثر در فرار دختران
(تحقیقات میدانی سال 1384)
عوامل موثر درصد بستگی
1- بی توجهی و بی اعتنایی به والدین 17%
2- وجود تشنج در خانواده 15%
3- طلاق و ازدواج مجدد والدین 14%
4- فساد اخلاقی در خانواده 10%
5- عدم جود اعتقادات مذهبی 10%
6- تعداد افراد خانواده(بعد خانواده) 9%
7- فقر مادی و اقتصادی 9%
8- اعتیاد اعضای خانواده 8%
9- وضعیت تحصیل 8%

فرار دختران معضلی قدیمی است که سال های قبل توجه آسیب شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است آمار انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران نشان می دهد سالانه 300 تا 400 دختر فراری و خیابانی توسط نیروی انتظامی دستگیر می شوند، این دختران برای فرار از خانه انگیزه های مختلفی داشته اند اما همگی آن ها در یک نکته مشترک هستند و آن اینکه تصورمی کنند که در خانه به آنها ظلم شده است حال این نکته می تواند در واقعیت ریشه داشته باشد و یا اینکه کاذب باشد.
در برخی خرده فرهنگ ها فرزند دختر را محترم نمی دانند و با نگاهی منفی به آنها ظلم می کنند، این تفکر سبب می شود بدرفتاری نسبت به دختران شکل بگیرد و تبعیض و رفتارهای خشونت آمیز به وجود بیاید که گاه به صورت فیزیکی نمود پیدا می کند و گاه بصورت روانی.
بنا به گزارشهـای آماری از نیـمه سال 78 تا سال 83 ، در مجموع 3781 دختر خانه گریز در مراکز مداخله در بحـران های اجتماعـی کشور مورد پذیرش قرار گرفته اند . که این دختـران یا به صورت خود معرف مراجعه کرده اند ، یا از مراجع قضایی و انتظامی به این مراکز ارجاع داده شده اند.
نتایج مطالعات ، افزایش این پدیده را در سطح جامعه نشان می دهد ، چنانچه در فاصله سالهای 78-65 شیوع این پدیده بیست برابر شده است. میانگین سن دختران فراری 16 سال است و همچنین بر اساس خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران در طول سال 1380 ، تنها 4073 نوجوان فراری توسط مرکز ساماندهی کودکان و نوجوانان خیابانی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در خیابانها شناسایی شده اند .که بیش از نیمی از آنها دختر هستند. بر اساس آمار نیروی انتظامی در چهار ماه آخر سال 1380 ، 6 هزار و 156 دختر فراری توسط این مرکز دستگیر شده اند. و این درحالی است که به دلیل زندگی پنهانی دختران فراری و جابجایی سریع آنها ، دستیابی به آمار دقیق امکان پذیر نمی باشد.
در سالهای اخیر حرکت روبه افزایش این پدیده ، بر نگرانیهای خانواده ها و جامعه افزوده است و پیامدهای منفی آن تاثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است که به سختی جبران می شودو یا هرگز قابل جبران نخواهد بود. اما به این موضوع درست فکر نشده که چرا جوانان و خصوصا دختران از خانه می گریزند؟.
بحث و نتیجه گیری
پدیده خانه گریزی دختران درنگاه اول پدیده فردی به نظر می رسد، اما با توجه به پیامدهای سوء آن در جامعه ، تبدیل به یکی از آسیب های اجتماعی جدی در سالهای اخیر شده است. مسلما عوامل متعدد اقتصادی ،‌فرهنگی و‌اجتماعی موجبات خانه گریزی دختران را فراهم می آورد ، اما برخورد ناصحیح متولیان امر و عدم برنامه ریزی درست و منسجم در این زمینه را نباید نادیده انگاشت .
در طی سالهای اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکز مداخله در بحران های اجتماعی زیر نظر سازمان بهزیستی در شهر های بزرگ ایجاد شده ، که به امر ساماندهی دختران فراری می پردازند. اما با وجود این شاهد افزایش این پدیده در جامعه هستیم و به نظر می رسد فعالیت بهزیستی و سایر ارگانهایی ذیربط چندان موفقیت آمیز نبوده است و حتی برخی دختران با وجود ساماندهی مراکز مداخله در بحران و... اقدام به فرار مجدد می کنند.
اما واقعیت این است که هیچ یک از دختران جامعه ما دوست ندارند فضای خانه را با همه سختی ها و مشکلاتش رها کرده وبا « فرار » در منجلابی از فساد و تباهی بیفتند. هیچ یک از دختران دوست ندارند زندگی را در « سراب » و تنهایی تجربه کنند. اما یکسری شرایط و عوامل در جامعه و خانواده (چنانکه در بخشهای قبل اشاره شد ) آنها را ناخواسته به سمت خانه گریزی سوق می دهد. دختران فراری از روز اول فراری و خیابانی نبودند. اگر زندگی آنها را بررسی کنیم می بینیم پدر و مادر نداشتند ، یا والدین معتاد داشتند ، یا فقر اقتصادی در این امر دخیل بوده است. دختری که امروز از خانه به لحاظ اوضاع بد اقتصادی ، اعتیاد والدین ، ازدواج اجباری و.. فرار می کند ، وقتی با سرزنش و تحقیر و تهدید والدین روبه رو شد و جامعه هم به جای حل و پرداختن به مشکل ، او را انگشت نما کرد ، مسلما تبدیل به زن خیابانی ، معتاد ، دزد و حرفه ای سابقه دار می شود. و در واقع می توان گفت همه این آسیبها به نوعی با هم در ارتباط هستند.بنابراین مسئولین امر می بایست پدیده خانه گریزی دختران را یک آسیب جدی قلمداد کرده و در جهت کاهش آن اقدامات اساسی انجام دهند. البته برای پیشگیری بهتر و بیشتر همه جامعه باید فعالیت کنند. مطبوعات ، صدا و سیما ،‌ خانواده ها ،‌متولیان امر فرهنگی و مدرسه و... می توانند در پیشگیری از این آسیب اجتماعی موثر باشند.
انتقاد و پیشنهاد
طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکزی ایجاد شده است که به ساماندهی دختران فراری می پردازند، با وجود این هنوز هم شاهد این بحران اجتماعی هستیم، کارشناسان راهکارهای متعددی را برای پیشگیری از این معضل پیشنهاد می کنند.
- برطرف کردن فقر:
منظور از فقر، فقر فرهنگی و عاطفی است نه فقط فقر اقتصادی،‌ با توجه به اینکه پدیده دختران فراری در خانواده های پرجمعیت بیشتر دیده می شود از طرفی مبدا دختران فراری غالبا شهرهای کوچک و مناطقی است که ساکنانش بسیار متعصبانه رفتار می کنند، خانواده ها باید بدانند محدود کردن بیش از حد دختران، منع کردن آنها از تحصیل و اقداماتی از این دست سعادت به همراه ندارد.
- پررنگ کردن مذهب:
ترویج عقاید مذهبی و دینی و درونی کردن آن برای نوجوانان و جوانان از عوامل مهم کاهش فرار جوانان است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و فرزندان خود را به رعایت اصول مذهبی و انجام فرائض دینی تشویق کنند زیرا مقید بودن به فرائض دینی سد محکمی در پیشگیری از آسیب ها و معضلات اجتماعی است.
- رادیو و تلویزیون:
بچه ها باید اطمینان کنند که هر اتفاق بدی که برایشان افتاده باشد با صحبت کردن درباره آن با پدر و مادرشان وضع از آنچه که هست خرابتر نمی شود، ایجاد یک رابطه سالم بین اعضای خانواده، تبعیض قائل نشدن والدین بین فرزندان، شناخت و آگاهی والدین از روحیات جوانان، حمایت از حقوق اجتماعی زنان، استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک ها، ترمینال ها و راه آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.
- فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره باز پروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند و انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از دیگر راهکارهای پیشگیری از این آسیب اجتماعی است.
- مهمترین عامل فرار دختران عدم توجه و بی احترامی، آزار و اذیت آنان، محدودیت و محرومیت شدید، سردی روابط و کم محبتی، تبعیض قائل شدن، آشفتگی خانواده، طلاق، روابط دوستی ناسالم به ویژه دوستی با جنس مخالف، اصرار بر ازدواج اجباری و ناآگاهی والدین از خصوصیات دوره نوجوانی و بلوغ است.
- به فرزندانتان توجه و محبت کافی ابراز و برای آنان ارزش و احترام قائل شوید و برای آنان هم وقت صرف کنید. میان فرزندانتان به ویژه در مورد دختران تبعیض و تفاوت قائل نشوید.
- با تربیت صحیح و اسلامی و کاشتن ایمان در دل فرزندانتان برای آنان مصونیت ایجاد کنید نه محدودیت و محرومیت .
- خانه و خانواده محل آرامش، اگر امنیت و لذت فرزندان نباشد آنها به دنبال پناهگاهی بیرون از خانه می گردند .
-اختلافات و مشاجرات خانوادگی، ضرب و شتم و کتک کاری در خانواده ، زمینه فرار کودکان به ویژه دختران را آماده می کند .
- روزانه حداقل 15 دقیقه زمان برای هر کدام از بچه های خود به صورت فردی اختصاص دهید و با آنها ارتباط برقرار کنید . سعی کنید با دوستان فرزندان ارتباط برقرار کنید و با آنها آشنا شوید .
- به علائق و سرگرمی های فرزندتان احترام بگذارید و به همراه دوستان آنها در این سرگرمی ها شرکت کنید .
- به جای انتقاد از فرزندتان از رفتار او انتقاد کنید.(عزیزی، محمد جعفر، نشریه تابناک)
-استواری و تحکیم کانون خانواده با ارائه آموزش های مختلف .
-افزایش توان مالی و فرهنگی خانواده ها ی آسیب پذیر.
-حمایت از حقوق اجتماعی زنان به عنوان قشری که ضریب آسیب پذیری آنان بالاست.
-آموزش به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون.
-آموزش به والدین و نوجوانان در خصوص شناخت دوران حساس بلوغ و نوجوانی.
-فراهم نمودن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره باز پروری را در مراکز باز پروری سپری کرده اند.
-استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس.
- استقرار مددکاران در پارکها ، ترمینالها ، راه آهن برای شناسایی دختران فراری.
- رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که کودک خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند .
- ایجاد مراکز مددکاری یا مشاوره خانواده بصورت رایگان با هزینه های خیلی کم در مناطق آسیب پذیر.
- انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و علل فرار مجدد.
- برخورد جدی و قانونی با بی بندو باری و بدحجابی در جامعه.
- توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف تربیتی، اقتصادی، فرهنگی آنها از طریق دولت.
- تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی مؤثر در امداد خانواده از جهات مختلف، نظیر کمیته امداد امام خمینی(ره)، بنیادهای خیریه، صندوقهای قرض الحسنه و … .
- احیای سنتهای دینی و حاکمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیر وجوب احترام به والدین، رسیدگی به خویشان، نظارتهای فامیلی چون ولایت پدر، جدپدری، برادر بزرگتر.
- نظر به اینکه با استناد به اطلاعات و تحقیقات، بیشتر دختران فراری از بین خانواده های نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند،به کارگیری تمام تمهیدات جهت پیشگیری و کاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراکز مشاوره، اجبار به شرکت در کلاسهای آموزش حقوق و تکالیف زوجین قبل از عقد رسمی، اجبار در مراجعه به مراکز مشاوره از طریق اهرمهای دولتی . . . ضروری است. نهایتاً چنانچه خانواده ای به دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیکاری و بیماری همسر، . . . از هم گسسته شد، می‏توان خانواده را موظف نمود که وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی که از سوی دولت مشخص می‏شود، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشکلات فرزندان چنین خانواده هایی تلاش می‏نماید و نسبت به رفع خشونت ها و مشکلات این خانواده ها اقدام نماید. از آنجا که بسیاری از دختران فراری (70درصد) در سنین 16-14 ساله و در دوره های حساس نوجوانی و راهنمایی قرار دارند و با مشکلات متعدد خاص این دوره مواجه می‏باشند؛ لذا بخشی از پیشنهادات جهت پیشگیری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می‏باشد؛
- تهیه و نمایش فیلم های آموزشی درباره اثرات انواع روشهای نادرست تربیتی (از جمله محدودیت زیاد، آزادی زیاد، فاصله عاطفی ، ‌ فاصله اطلاعاتی، . . .) فقط برای اطلاع والدین؛
- تقویت ارتباط میان والدین دانش‏آموزان با مربیان و عدم واگذاری مسئولیت تربیت فرزندان به مدرسه یا خانواده به تنهایی؛
- تقویت مراکز مشاوره ای مفید و کارآمد در مدارس یا تمام مناطق آموزش و پرورش استانها و شهرستانها؛
- اجبار در انجام تست روانکاوی و سلامت سنجی روحی و روانی از تمام دانش‏آموزان و تشخیص و شناسایی کودکان مستعد فرار از لحاظ ویژگی های روحی و خانوادگی و الزام مراقبت های روانکاوی از آنها؛
- بها دادن به مسئله ترک تحصیل دانش‏آموزان یا فرار آنها از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده های این دختران؛
- به کارگیری مکانیزم های تشویقی یا اجباری جهت مراجعه دانش‏آموزان و والدین به مراکز مشاوره (فرهنگسازی در زمینه استفاده از خدمات مشاوره)؛
- آموزش به خانواده جهت اطلاع زود هنگام فرار دختران به پلیس و نوع همکاری آنان، جهت شناسایی هر چه سریعتر و مقابله با خطرات ناشی از فرار؛برخی دیگر از پیشنهادات مربوط به سایر عوامل اجتماعی است که در کاهش فرار دختران دخیل می‏باشد:
- نظارت، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاههای ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر جهت هماهنگی و وحدت رویه و بهینه سازی و حتی ادغام آنها- تأسیس یک مرکز توانمند جهت جمع آوری آمار و اطلاعات منطقه ای، کشوری، بین المللی دختران فراری و شبکه های مربوطه؛
- تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدین جهت این مسئله خاص؛
- ضرورت آشنایی نیروهای نظامی به ویژه پلیس زن با مسائل روانشناسی دختران فراری و خرده فرهنگ آنها؛
- اعمال مجازات های بسیار سنگین، علنی و جدی (در ملاعام) برای باندهای فساد، اغفال، تجارت جنسی؛
- قانونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از بیان جزئیات فرار به دلیل بد آموزی و اشاعه منکرات و جلوگیری از قهرمان سازی مطبوعاتی از این عاملین ؛
- به کارگیری نیروهای مردمی و سازمانهای غیردولتی جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع رسانی به نیروهای امنیتی.
- تقویت نظارتهای اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارتهای مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر جهت پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادیهای اجتماعی.

سیدمحمدابراهیمی

منابع
1- صدر اشکوری، آسیه - مددکار اجتماعی، ایسکانیوز (1387)
2- عزیزی ، محمد جعفر، نشریه تابناک – (1388)
3- نشریه الکترونیکی چارقد، سال (1387)
4- احمدی علی آبادی، کاوه (1384) تبیین چشم انداز توسعه فرهنگی در ایران، جلد چهارم، فرهنگ و توسعه؛
5-ستوده، هدایت ا..، (1383)، آسیب شناسی اجتماعی، تهران، آوای نور ‍
6- احمدی علی آبادی، کاوه (1386) «ریشه های الگوهای خاموش و پنهان کنش معطوف به قدرت» رونا، شماره های 9 و 10، تهران.
7-رفیع پور، فرامرز،‌ آنومی یا آشفتگی اجتماعی، نشر سروش 1378
8-ابهری، مجید، علل و عوامل بروز آسیبهای اجتماعی، انتشارات پشوتن، 1380
9-بررسی علل، عوامل و انگیزه های فرار زنان از خانه، معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا، 1370.
10-جمعی از نویسندگان، خشونت و جامعه، ترجمه دکتر اصغر افتخاری، ‌انتشارات سفیر، 1379،‌
11-سارا سون، ایروین جی، روانشناسی مرضی، ترجمه دکتر بهمن نجاریان و همکاران، نشر رشد، 1371.
12-کلمن، جیمز، سی، روانشناسی نابهنجار و زندگی نوین، ترجمه دکتر کیانوش هاشمیان، انتشارات دانشگاه الزهراء.
13-صالح، علیرضا، بررسی مقایسه ای ویژگیهای شناختی، رفتاری، اجتماعی، کودکان خیابانی و شبانه روزی شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، 1379.
14-فرجاد، محمد حسین، آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، انتشارات بدر،1378، چاپ هشتم.
15-قابضی، علیرضا، پرستوهای بی آشیان (بررسی علل فرار دختران)، مجله اصلاح و تربیت، اسفند79.
16-مساواتی، مجید، جامعه شناسی انحرافات، انتشارات نوبل، 1374.
17- گل پور، محسن، بررسی تجزیه تحلیل عوامل موثر بر فرار دختران ،چاپ اول، نشر چاپار،( 1386)
18- طهرانی زاده ، مریم ،(1383) بررسی نارسا کنش وری نگرش دختران فراری و عادی ، تهران، دانشگاه تربیت مدرس
19-محبی ، سیده فاطمه ، خبر گزاری مهر
20- http://www.sarmayeh.net
21-http://lums.ofis.ir
22-http://badernews.persianblog.ir
23-http://www.allacademic.com
24-http://www.shafaf.ir/fa/pages
25-http://fa.wikipedia.org




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1029
  • بازدید دیروز: 1914
  • کل بازدیدها: 9749472
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1029
  • بازدید دیروز: 1914
  • کل بازدیدها: 9749472