سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
دوشنبه 92 تیر 3 :: 5:57 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

لینک مطلب دنباله همین مطلب  را از اینجا بخوانید

این افراد در سخنان خود تلاش نمودند با طرح ادعاهایی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران[27] و بخصوص اصل ولایت فقیه[28] خود را مبارزانی معرفی نمایند که برای سرنگونی نظام دیکتاتوری در ایران و جایگزینی آن با یک نظام دموکراتیک تلاش می­ نمایند. شرکت­کنندگان در این کنفرانس همچنین به بیان دیدگاه‌­های خود در حمایت از تشکیل نظام سیاسی غیردینی در ایران پرداخته و انتخابات مجلس ششم را رأی منفی مردم به جریان حاکم دانستند.[29]

اکبر گنجی در سخنان خود در این کنفرانس مدعی شد: "در قانون اساسی ایران نهاد رهبری انقلاب اختیاراتش محدود است. یک مجلس نظارتی هم که منتخب مردم است می تواند وی را عزل کند. این ابزار تا به حال بکار گرفته نشده است. تا کنون رهبر انقلاب خود را بالاتر از قانون و قانون اساسی قرار داده است و حال ما خواسته ­ایم در محدوده قانون اساسی عمل شود. آقای خامنه ­ای هم با این امر موافقت دارد. ما در چارچوب قانون اساسی فعلی هم می­ توانیم یک نظام کاملاً دموکراتیک در ایران برقرار کنیم... ما نظرات امام خمینی را به گونه ­ای بازخوانی می­ کنیم که با دموکراسی سازگار باشد...".[30]

رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزاری این کنفرانس در آلمان را نشانه کندذهنی سیاستمداران آلمانی در تحلیل مسائل و جریانات سیاسی داخل ایران دانسته و آن‌ را اقدامی‌ زشت‌ و توطئه‌ای‌ برای‌ زیر سؤال‌ بردن‌ نظام‌ و انقلاب‌ دانستند. ایشان با اشاره‌ به‌ این‌ که‌ بنیادهای‌ برپاکننده‌ اینگونه‌ کنفرانس ­ها معمولاً مورد حمایت‌ دستگاه­ های‌ امنیتی‌، سیاسی‌ و جاسوسی‌ دشمنان‌ هستند، اهداف پشت پرده این برنامه را چنین برشمردند: "کنفرانس‌ برلین‌ به‌ دنبال‌ تدارک‌ و برنامه‌ریزی‌ چندین‌ ماهه‌ و با دقت‌ در انتخاب‌ میهمانان‌ کنفرانس‌ برگزار شد، تا اینگونه‌ وانمود شود که‌ این‌ افراد، نمایندگان‌ قشرهای‌ مختلف‌ ملت‌ ایران‌ هستند. برگزارکنندگان کنفرانس در واقع در صدد بودند با این مقدمات و تدارکات و دعوت از همه‌ی جناح‌های مخالف نظام در خارج، کنفرانس را به جلسه‌ی محاکمه‌ی انقلاب و نظام اسلامی تبدیل کنند و با تبلیغ ناکارآمدی نظام اسلامی از زبان دعوت‌شدگان داخلی، از زبان ضدانقلاب هم این گونه تبلیغ کنند که اصلاحات اساسی تنها با حذف اسلام، ولایت فقیه، شورای نگهبان و حدود اسلامی از قانون اساسی و یا کلاً نوشتن قانون اساسی جدید امکان‌پذیر است".[31]
این کنفرانس علاوه بر متن، از حواشی مهم و خبرسازی نیز برخوردار شد که اهمیت آن کمتر از متن نبود. "مرتضی غرقی" خبرنگار اسبق واحد مرکزی خبر در آلمان به عنوان تنها نماینده جمهوری اسلامی ایران که فیلم این کنفرانس را تهیه و به تهران فرستاد گوشه­ هایی از وقایع روی داده در این کنفرانس را اینچنین توصیف می­ کند:
"در حین سخنرانی گنجی هم دوباره همان شعارها سر داده شد. عده‌ای از کردهای حاضر در همایش به گنجی گفتند که: تو خودت مزدوری و در کردستان آدم کشتی بنابر این حق صحبت ندارید. گنجی گفت: همان ­هایی که این شعارها را در برلین می‌دهند در تهران هم نمی‌گذارند ما صحبت کنیم. شما خشونت طلبید و... به هر حال گنجی هم نتوانست صحبت خود را ادامه دهد و جلسه به هم ریخت. همزمان یک آقا که از چریک‌های فدایی خلق بود و طرف چپ من قرار داشت، بلند شد و لباس‌های خود را درآورد. لخت مادرزاد به میان جمعیت رفت و یک زخم بزرگی که روی بدنش بود که معلوم نبود این زخم براثر چه بوده را نشان داد و ‌گفت که جمهوری اسلامی من را شکنجه کرده است. همزمان در طرف دیگر سالن یک گروه که متعلق به حزب کارگران کمونیست بودند، زن رقاصه‌ای را آوردند که شروع به رقصیدن کرد و همزمان در کنار آن ویولون هم می‌زدند. این در حالی بود که سخنران هم برای خودش سخنرانی می‌کرد...»[32]
شرکت در کنفرانسی با این اوصاف به اندازه­ای مغایر با ارزش­ های انسانی و اخلاقی بود که موجی از محکومیت در داخل کشور علیه شرکت­ کنندگان در کنفرانس به وجود آمد و حتی جای دفاعی برای افرادی که اعتقادی به مذهب و دین نداشته ولی اندکی از غرور و غیرت ملی برخوردار بودند نیز باقی نگذاشت. بدین ترتیب اکبر گنجی به همراه برخی دیگر از شرکت ­کنندگان در کنفرانس برلین پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹ دستگیر شده و توسط دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند. دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد، اما دادگاه تجدید نظر محکومیت وی به شش سال حبس بدل گردید.

گنجی در کنار همسرش پس از آزادی از زندان

خروج از ایران

این مدعی حقوق بشر پس از آزادی به اروپا و سپس آمریکا رفت و به نگارش مقالاتی علیه نظام اسلامی و ادامه روند اتهام­زنی بدون هیچ سند و مدرکی پرداخت و با بسیاری از چهره­های معاند نظام اسلامی و خوانندگان فراری دیدار و همفکری نمود.


گنجی در کنار خواننده فراری و ضد انقلاب در حمایت از جنبش دروغین سبز

وی در سفرهای مختلف خود در اروپا و آمریکا همچنین با بیش از بیست نفر از به ظاهر اندیشمندان جهان از جمله آنتونی گیدنز، یورگن هابرماس، دیوید هلت، نوآم چامسکی، ریچارد رورتی، فوکویاما، رابرت بلا، نیکی کدی، خالد ابوالفضل، السدر مک­اینتایر، مارتا نونپام، مارشال برمن، رونالد رورکین، نانسی فریزر، مایکل سندل، چارلز تیلور، فیلیپ پتیت، عبدالحی عبدالنعیم، خوزه کازاناوا و اولیور روآ ملاقات و با آنان به گفتگو پرداخت.

اکبر گنجی در یکی از کنفرانس­ های مراسم دریافت جایزه قهرمان آزادی مطبوعات در وین

وی همچنین بخاطر فعالیت­ های هتاکانه رسانه ­ایش در دوران حضور در ایران و سخنانش در مخدوش ساختن چهره جمهوری اسلامی ایران در اذهان عمومی مردم جهان، جوایز متعددی از جشنواره ­ها و انجمن­ های وابسته صهیونیستی و نهادهای حقوق بشری غربی دریافت نمود.[33]  

دریافت جایزه از مؤسسات غربی با پاس مقالات هتاکانه و تهمت­ های بی ­پایه و اساس

در جریان حوادث پس از انتخابات 1388 نیز گنجی با حضور در تجمعات ضد انقلاب خارج­ نشسین، حمایت خود را از سران فتنه اعلام کرد و این در حالی بود که چندی بعد باز هم در یک چرخش آشکار، اپوزیسیون خارج­نشین را هم شوکه کرد و هر گونه ادعای تقلب در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را ادعایی گزاف دانست.

حضور گنجی در تجمعات پرتعداد! اپوزیسیون خارج­نشین در حمایت از ادعای تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری 1388

دگردیسی فکری طی دو دهه/از افراط در انقلابی­‌گری تا ژست روشنفکری

وی در حالی اکنون با ژست روشنفکری نظام جمهوری اسلامی را متهم به اقدامات ضد حقوق بشری می ­کند که در اوایل دهه 60 در پاسخ به سؤالی در گزینش یک نهاد، درباره اقدامات دادگاه انقلاب و اینکه کدام کارهای دادگاه انقلاب مورد تأیید شما بوده و کدامیک مورد تأیید شما نیست، اینچنین نوشته بود: "آن­که مورد تأیید ماست، اعدام مفسدین است و آنکه نیست، برخورد مکتبی نکردن با ضد انقلاب است که هزاران ساواکی و گروهه ای ضد انقلاب در کمال مطلق آزادی، هر کاری دلشان می­ خواهد می­ کنند".
وی همچنین در حالی انقلابیون ایران را به بنیادگرایی و تندروی متهم می­ نماید که در ابتدای پیروزی انقلاب و پس از استعفای بازرگان از دولت موقت، گفته بود "ببینید، دولت بازرگان دولتی نبود که انقلابی باشد و برخوردش به جای اینکه برخورد مکتبی باشد، یک برخورد سیاسی بود و در آن جو که احتیاج به یک دولت انقلابی با برخورد مکتبی بوده، این دولت ازش کاری ساخته نبود و فشار مردم از یک طرف و پیام های امام که دولت، انقلابی نیست از طرف دیگر، و ملاقات آمریکایی­ ها از طرف دیگر و بالاخره اشغال سفارت آمریکا باعث استعفای دولتش شد".[34]

دفاع از همجنس­‌بازی

اکبر گنجی در مقاله ای به نام "همجنس گرایی اقلیتی ناحق و فاقد حقوق" که مستقیماً در پاسخ به آرای "محسن کدیور" درباره عدم جواز عقلی و شرعی همجنس‌گرایی در روشنفکری دینی نوشته شده پس از ذکر آرای او همجنس­گرایی را "همچون یهودیت و بهائیت و تسنن و تشیع، یک سبک متفاوت زندگی محسوب" می­ کند و می‌نویسد:

"کدیور می‌گوید مجازات شدید هم‌جنس‌گرایان از احکام ثابت و دائمی شرعی است. ملاک و معیار تمایز احکام موقت از دائمی چیست تا بر اساس آن ملاک گفته شود مسأله‌ای جزو احکام دائمی اسلام است؟ کدیور می‌گوید مسلمانی مطلقاً با هم‌جنس‌گرایی نمی‌سازد. ملاک و معیار مسلمانی چیست تا بر مبنای آن ملاک بفهیمم چه چیز با مسلمانی سازگار است و چه چیز ناسازگار؟...


 

گنجی در جمع ضد انقلاب

کدیور هم‌جنس‌گرایی را امری غیرعقلانی، غیرانسانی، انحراف از مسیر صحیح بشری و تأسف بار به شمار می‌آورد. اما هیچ دلیلی برای موجه کردن مدعای خود ارائه نمی‌کند. پرسش این است: مسیر صحیح بشری چیست؟ مگر فقط یک راه صحیح وجود دارد که بشریت باید آن را طی کند؟ آیا نفی پلورالیسم و قبول انحصار گرایی معرفتی و اجتماعی لازمه‌ی منطقی این مدعا نیست؟
تا آن‌جا که من می‌فهمم، هر رفتاری که از آدمیان سر می‌زند (خوب و بد) عملی انسانی است؛ نه غیرانسانی یا حیوانی. انسان همان موجودی است که در تاریخ خود را محقق کرده (انسان واقعی مطابق تعاریف پسینی) نه انسانی آرمانی که وجود خارجی ندارد (انسان خیالی مطابق تعاریف پیشینی) ...هم‌جنس‌گرایی همان قدر انسانی است که ناهم‌جنس‌گرایی. عدالت‌ورزی همان قدر انسانی است که ظلم و بیداد. با این تفاوت که عدالت از نظر اخلاقی فضیلت است و ظلم رذیلت».[35] وی همچنین در مقاله ­ای تحت عنوان "از حق بهایی بودن تا بهایی صاحب حق بودن" بر خلاف فتوای غالب فقهای شیعه مبنی بر ضاله بودن فرقه بهاییت، به دفاع از حقوق بهائیان پرداخت.[36]

زیر سؤال بردن الهی بودن قرآن

اکبر گنجی به تدریج پای خود را از حد زیر سؤال بردن نظام جمهوری اسلامی فراتر نهاد و به تقلید از افرادی چون سروش و شبستری و به اسم "عقلانی کردن معتقدات دینی" به انکار بدیهی­ ترین اعتقادات مسلمین همچون کلام خدا بودن قرآن کریم، خاتم بودن پیامبر اسلام، وجود زندگی پس از مرگ و... پرداخته است.
گنجی با ایجاد شبهاتی بی ­پایه و اساس پیرامون سخن خدا بودن قرآن کریم، مدعی می ­شود قرآن می­ تواند سخنی غیرالهی و برساخته ذهن پیامبر باشد[37] چرا که دارای تناقضات عدیده ای است! حال آنکه سخن خدا باید مبری از تناقض باشد.[38]
وی با طرح این سؤال که "آیا گزاره "قرآن کلام خداست"، مدعایی قابل اثبات و خرد پذیر است؟ از میان دو مدل رقیب ، "قرآن کلام خداست" و "قرآن کلام محمد است" ، احتمال صدق کدامیک بیشتر است؟» می­ گوید: "تمام ادعای پیامبر اسلام این است که جبرئیل کلام خدا را به اطلاع او رسانده است. حتی اگر اثبات وجود خدا امکان پذیر باشد، اثبات سخن گفتن خدا با یک شخص محال ‏است". وی در نهایت با طرح این مقدمات مدعی می­ شود که "این مدعا که "قرآن سخن پیامبر است" ، سخنی غیر دینی نیست".[39]

اظهارات گنجی درباره قرآن و امام زمان (عج) (دانلود)

وی در ادامه، وجود زندگی پس از مرگ را نیز مورد تردید جدی قرار داده و مدعی می­شود «نه     دلیلی   بر صدق حیات شخصی پس از مرگ ارائه شده است، نه تصاویر بهشت و جهنم قابل دفاع عقلانی است». وی چهره به تصویر کشیده شده از بهشت و جهنم در قرآن را نتیجه «عصر بودن» قرآن دانسته و به تقلید از سروش، ادعا می­کند که بهشت و جهنم به تصویر کشیده شده در قرآن «تصویر صورت­ های اسطوره­ای عصری است که تجربه ی دینی در آن محقق شده است».[40]


شور و شوق گنجی در میان ضد انقلاب

انکار وجود امام زمان(عج)

گنجی پس از طرح ادعای "کلام پیامبر بودن قرآن" با نگارش مجموعه مقالاتی تحت عنوان "امام زمان به چه کار فقها می­آید؟" به طرح ادعاهایی به تردید در وجود امام عصر(عج) پرداخت و مدعی شد "تاکنون حتی یک دلیل بر وجود ”موجود مقدس و معصومی با عمر بیش از هزار و دویست سال" (مهدی موعود) اقامه نشده و اساساًاقامه شدنی نیست».[41]
وی سپس با ژستی متفکرانه! مدعی شد اولاً دلیل تاریخی متقنی در اثبات وجود امام دوازدهم شیعیان وجود ندارد و ثانیاً "به فرض آنکه بتوان از طریق تحقیقات تاریخی، اثبات کرد که امام یازدهم شیعیان فرزندی داشته اند، ادعای طول عمر بیش از هزار و دویست سال، با علم تجربی مدرن تعارض دارد" .[42]
وی سپس تلاش نمود تا اعتقاد به منجی و موعود آخرالزمان را مختص شیعیان جلوه دهد و با طرح این بحث که «در قرآن هیچ سخنی از موجودی به نام امام زمان، فرزند امام یازدهم شیعیان نیست»، مدعی شد «به همین دلیل اهل تسنن و شیعیان غیر دوازده امامی به وجود امام دوازدهم شیعیان باور ندارند. لذا می­ توان مسلمان یا شیعه بود و به وجود امام زمان باور نداشت».
این در حالی است که نه تنها تمام اهل سنت بلکه بسیاری از صاحبان ادیان توحیدی به وجود منجی آخرالزمان اعتقاد دارند و در برخی صحاح سته - معتبرترین کتب روایی اهل سنت - حتی بابی به نام "مهدی" وجود دارد که حکایت از باورمندی آنها به این مساله است.[43]
گنجی سپس در ادعایی مضحک در حالی که اعتقاد به وجود امام زمان(عج) از اعتقادات اصیل مسلمانان است که در زمان امامان معصوم(ع) نیز اشارات متعددی به وجود ایشان شده است، افسانه وجود امام زمان را ساخته و پرداخته روحانیون حاکم بر ایران دانست «چرا که حیات و ممات آنان وابسته و متکی بر این باور بلادلیل است. روحانیون حاکم بر ایران که با اتکا بر این باور مردم ایران را به اسارت گرفته اند» و مدعی شد «تصویر و تصور امامیه از امام زمان، با دموکراسی و حقوق بشر تعارض بنیادین دارد».[44]

مطالب مرتبط
منابع و مأخذ

[1] http://persianbok.wordpress.com/859-2/
[2] http://iusnews.ir/?pageid=159209
[3] http://mowjie.blogfa.com/post-48.aspx
[4] http://fararu.com/fa/news/74235
«حسین الله­ کرم» مدرس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز نیز درباره سابقه انقلابی اکبر گنجی چنین می­گوید: اکبر گنجی معروف به «اکبر پونز» بود که روسری‌های بدحجابان را جلو می‌کشید و پونز می‌زد و کارهایی از این دست انجام می­داد.
[5] http://mowjie.blogfa.com/post-48.aspx
[6] http://farhangname.org/
[7] http://iusnews.ir/?pageid=159209
[8] http://www.drsoroush.com/Persian/Interviews/P-INT-Kian.html
[9] http://goftomanedini.com/showthread.php?t=58767
[10] http://www.drsoroush.com/Persian/Interviews/P-INT-Kian.html
[11] http://farhangname.org/
[12] http://www.rajanews.com/detail.asp?id=77755
[13] http://mowjie.blogfa.com/post-48.aspx
[14] رهبر معظم انقلاب در تقبیح عملکرد روزنامه­های موسوم به زنجیره­ای در این دوران چنین فرمودند: متأسّفانه امروز مى‌بینم همان دشمنى که به‌وسیله تبلیغات خود، همّتش این بود که افکار عمومى یک کشور را به سمتى متوجّه کند، به‌جاى رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضى از این مطبوعاتى که امروز هستند، پایگاههاى دشمنند؛ همان کارى را مى‌کنند که رادیو و تلویزیونهاى بى.بى.سى و امریکا و رژیم صهیونیستى مى‌خواهند بکنند!... مروز مطبوعاتى پیدا مى‌شوند که همه همّتشان، تشویش افکار عمومى و ایجاد اختلاف و بدبینى در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان‌روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت مى‌شوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى کوچک را بزرگ مى‌کنند و تیترهایى مى‌زنند که هرکس این تیترها را مى‌بیند، خیال مى‌کند که همه چیز در کشور از دست رفته است! اینها امید را در جوانان مى‌میرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم کشور تضعیف مى‌کنند و نهادهاى اصلى کشور را مورد اهانت و توهین قرار مى‌دهند!... من نمى‌دانم مدل اینها کجاست و کیست!؟ مطبوعات غربى هم این‌طور نیستند! این یک نوع شارلاتانیزم مطبوعاتى است که امروز بعضى از مطبوعات در پیش گرفته‌اند! (بیانات در دیدار با جوانان در مصلّاى بزرگ تهران؛ 1/2/1379‌)
[15] http://siasi.porsemani.ir/node/2556
[16] این اقدام وزارت اطلاعات مورد تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفت و ایشان ضمن تشکر از وزارت اطلاعات فرمودند: این شوخی نیست که انسان یک نقطه ضعفی در پیکره خودش احساس بکند و صادقانه آن را با مردم در میان بگذارد و بگوید این جایم، این اشکال را دارد. ()
[17] با توجّه به تجربه خودم در زمینه‌هاى گوناگونِ اداره کشور در طول این بیست سال و آشنایى با جریانهاى سیاسى داخلى و خارجى، من نمى‌توانم باور و قبول کنم که این قتلهایى که اتّفاق افتاد، بدون یک سناریوى خارجى باشد؛ چنین چیزى ممکن نیست. این قتلها به ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود. یک گروه داخلى که جزو وزارت اطّلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بناى این کار را داشته باشند، در سطوحى از وزارت اطّلاعات که اهل تحلیلند، امکان ندارد دست به چنین قتلهایى بزنند. این افرادى که کشته شدند، بعضیها را ما از نزدیک مى‌شناختیم. اینها کسانى نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرفها باشد، سراغ اینها برود. اگر نظام جمهورى اسلامى اهل دشمن‌کُشى است، دشمنان خودش را مى‌کُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه‌هاى سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بى‌خطر و بى‌ضرر. بینى و بین‌اللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بى‌ضرر و بى‌خطر. اینها هیچ ضررى نداشتند. نه به جایى وابسته بودند و نه اقتداری داشتند (بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران؛ 18/10/1377).
[18] http://www.irdc.ir/fa/content/6873/default.aspx
[19] http://rajanews.com/detail.asp?id=110420
[20] گنجی، اکبر، عالیجناب سرخپوش و علیجناب خاکستری، تهران: طرح نو، 1379.
[21] روزنامه فتح ، ۲۳ / ۱۱ / ۱۳۷۸
[22] www.dw.de/a-16258116-1?maca=per-rss-per_politik-4076-xml-mrss
[23] http://iranbidar.com/index4Print.php?obj=News&taskName=ShowDetails&IDD=808
[24] حزب سبزها دشمنی عجیبی با اسلام دارد تا حدی که از اعطای مجوز به مسلمانان عرب ساکن آلمان در شهر آخن (از ایالات غربی آلمان) در جهت ساخت یک مدرسه‌ فرهنگی به اتهام اینکه روزی ممکن است این گروه نیز همانند جمهوری اسلامی شوند، مخالفت کرد و بیش از ده سال است که از اجرای این پروژه جلوگیری می‌کند. این حزب همچنین در پی جنجال‌های تبلیغاتی همچون دادگاه صهیونیستی میکونوس (1376) با صدور بیانیه‌ای تحت عنوان "شهامت"، اقدام دادگاه را در صدور حکم علیه مسئولان جمهوری اسلامی ستود. حزب سبزها روابط ویژه‌ای نیز با رژیم صهیونیستی دارد. این حزب از معدود احزاب در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی است که به دنبال مطرح شدن موضوع انتقال پایتخت اسرائیل به بیت‌المقدس، از این پروژه‌ی استکباری حمایت نمود. (مرتضی قمری‌وفا، براندازی در سکوت، تهران، کیهان، 1381، صص 116ـ117)
[25] http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5105
[26] http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5105
[27] چنگیز پهلوان از اعضای کانون ضدانقلابی نویسندگان نیز در کنفرانس برلین، جمهوری اسلامی را "کودکی عقب‌افتاده " خواند. «ایران در فاصله‌ی بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 تا روی کار آمدن اصلاح‌طلبان، مانند کودکی عقب‌افتاده بوده است که مردم آن در واقع نمی‌دانستند که چه می‌خواهند و برای اولین بار در انتخابات دوم خرداد 76 و بعد از آن در جریان انتخابات مجلس ششم نشان دادند که چه می‌خواهند».
[28] احمد طاهری به تقدیر از سحابی پرداخت. وی با تجلیل از عزت‌الله سحابی بیان داشت که: "ایشان از مخالفان شدید حاکمیت روحانیت و ولایت فقیه است".
[29] عزت‌الله سحابی: "مردم ایران در انقلاب سال 1357 می‌دانستند که چه نمی‌خواهند، برای اینکه نمی‌دانستند که چه می‌خواهند اما آنها در انتخابات مجلس ششم نشان دادند که چه می‌خواهند و رأی "نه" و منفی به جریانات حاکم بر کشور دادند".
[30] http://www.cloob.com/timeline/blog_2332_59127
[31] دیدار تنی‌ چند از شخصیت‌های‌ سیاسی‌ با رهبر انقلاب، 6/2/1379
[32] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9001243020
[33] مهم­ترین این جوایز که غالباً از مراکز غربی وابسته به صهیونیسم دریافت شد عبارتند از:
1) جایزه هلمن همت، برای دفاع از آزادی بیان در سال 1999
2) جایزه انجمن روزنامه نگاران کانادا در سال 2000
3) جایزه درفش نقره ای ایالت توسکانی ایتالیا از سوی شهرداری پراتو (آذر 84)
4) جایزه قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران (1384)
5) جایزه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به عنوان روزنامه نگار برتر (1385)
6) جایزه آزادی مطبوعات شهر سی ینا در ایتالیا( نوامبر 2006)
7) اعطای شهروندی افتخاری فلورانس در 25 نوامبر (آذر 1384)
8) جایزه ویژه گفتگوی فرهنگهای انجمن خبرنگاران خارجی در بریتانیا (آذر 1384)
9) جایزه قلم طلائی سال 2006 از سوی انجمن جهانی مطبوعات و بنیاد جهانی ناشران
10) جایزه مدافعان حقوق بشر مارتین آنالز در سال 2006
11) جایزه سال 2006 انجمن ملی روزنامه نگاران آمریکا در جولای 2006
12) جایزه آزادی بیان جان هامفری سال 2007 از سوی سازمان کانادایی حقوق و دموکراسی
[34] http://farhangname.org/
[35] گنجی، اکبر، همجنس­گرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق؟!
[36] http://www.nilgoon.org/archive/ganji/articles/Akbar_Ganji_Bahais.html
گنجی، اکبر، از حق بهایی بودن تا بهایی صاحب حق بودن؛ نکاتی پیرامون فتوای اخیر آیت الله منتظری
[37] گنجی، اکبر، روشنفکری فقیهانه
[38] گنجی، اکبر، قرآن محمدی(9)؛ ناسازگاری های درون متنی
[39] گنجی، اکبر، قرآن محمدی(۲)؛ برساخته های تاریخی
[40] گنجی، اکبر، قرآن محمدی (5)؛ عقلایی بودن زندگی پس از مرگ
[41] گنجی، اکبر، امام زمان به چه کار فقها می آید؟(1)؛ تأملاتی درباره ی تروریسم مقدس
[42] گنجی، اکبر، امام زمان به چه کار فقها می آید؟(1)؛ تأملاتی درباره ی تروریسم مقدس
[43] برای دیدن احادیث اهل سنت درباره وجود امام زمان رجوع کنید به؛ کتاب «منتخب الأثر» تألیف حضرت آیة الله صافی گلپایگانی، یا «معجم أحادیث المهدی» تألیف آقای علی کورانی و سایت http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=81910
[44] گنجی، اکبر، امام زمان به چه کار فقها می آید؟(3)؛ نقد دین، نقد دولت



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 912
  • بازدید دیروز: 1487
  • کل بازدیدها: 12619239
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 912
  • بازدید دیروز: 1487
  • کل بازدیدها: 12619239