سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

اطلاع داشتم که آقای هاشمی چندین بار نزد رهبری رفتند. آقای هاشمی بیشتر از اینکه از محتوای کیهان هوایی ناراحت باشند از نامه‌های محرمانه من به خود دل‌گیر بودند.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا: دولت اول هاشمی رفسنجانی اگرچه از متن نیروهای انقلابی و رنجدیده دوران جنگ تشکیل شده بود اما چشم‌انداز کابینه برای آینده ایران بسیار متفاوت از آن چیزی بود که در دوران جنگ از خود بروز می‌داد.  «عباس سلیمی نمین»، مدیر روزنامه کیهان هوایی یکی از منتقدان جدی آیت‌الله هاشمی در دوران ریاست جمهوری او بود که با وارسی و موشکافی از اقدامات او و اعضای کابینه‌اش، به زعم خود سعی در اصلاح جهت‌گیری دولت داشت. به گفت‌وگو با سلیمی‌نمین نشستیم.  

زمانی‌که شما سردبیر کیهان هوایی بودید، از معدود نشریاتی بودید که به صورت پیوسته علیه سیاست‌های آقای هاشمی می‌نوشتید. چرا چنین فضایی در کیهان هوایی ایجاد شده بود؟ به عبارتی، این نشریه مشخصا چه سیاستی را در این نقدها دنبال می‌کرد؟

ما در کیهان هوایی با آقای هاشمی پیش از ریاست‌جمهوری ایشان، سابقه گفت‌وگو و همکاری مستمر داشتیم. اگر به آرشیو روزنامه مراجعه کنید، متوجه می‌شوید با آقای هاشمی در دوران ریاست مجلس مصاحبه‌های مفصلی داشتیم. آشنایی ما با ایشان برمی‌گشت به نوع نگرشی که ایشان در مورد مسائل مختلف داشتند. نوع مدیریت آقای هاشمی در دوران ریاست مجلس به گونه‌ای بود که برای نیروهای عدالت‌طلب جاذبه زیادی داشت، از طرفی مطالبی را هم که در خطبه‌های نماز جمعه ایراد می‌کردند، جذاب بود.
 
هاشمی دچار تغییرات فاحش شد
 
هرچند برخی از صاحب‌نظران معتقدند که آقای هاشمی در این دوران متناسب با جَو موجود سخن می‌گفت و از آنجایی که جو غالب بر فضای عمومی جامعه به‌نحوی بود که موضع‌گیری‌ها و اظهارات را از جانب ایشان می‌پذیرفت. ما آن زمان آقای هاشمی را نزدیک به مواضع امام و انقلاب می‌دیدیم، از این جهت با ایشان احساس نزدیکی داشتیم، بعدها اما تغییرات فاحشی در مواضع ایشان صورت گرفت که برای ما چندان خوشایند نبود. به عنوان نمونه یکی از تغییرات آقای هاشمی پس از ریاست‌جمهوری این بود که در دورانی که ایشان رئیس مجلس بودند، بازتاب نظرات ایرانیان خارج از کشور را در قالب سوال به ایشان منعکس می‌کردیم و ایشان هم با روی باز به این سوالات پاسخ می‌دادند و من هرگز در این زمینه در ایشان سخت‌گیری یا برخورد ناخوشایندی ندیدم که این تا پیش از ریاست‌جمهوری آقای هاشمی بود.

 مراودات شخصی هم با آیت‌الله هاشمی داشتید؟ به صورت حضوری رفت و آمد می‌کردید؟

بله، ما در کیهان هوایی نواقص و ضعف‌ها را به‌صورت صریح بیان می‌کردیم و تلاش داشتیم که نقطه نظرات مسئولان را در این زمینه به ایشان منعکس کنیم تا ابهامات برطرف شود. این‌که آقای هاشمی خیلی راحت با ما برخورد می‌کرد و ابهامات موجود را پاسخ می‌داد، برای ما پسندیده بود. اما اولین درخواست مصاحبه در دوران ریاست جمهوری ایشان ما را با شرایط کاملا متفاوتی مواجه ساخت.
 
گفت می خواهید با سوالات تان شبهه ایجاد کنید
 
سال اول یا دوم ریاست جمهوری ایشان بود که درخواست مصاحب? اختصاصی دادیم و ایشان پذیرفت و من به همراه دبیران سرویس روزنامه برای مصاحبه رفتیم. پیش از اینکه به حضور آقای هاشمی برسیم، ایشان سوالات را خواستند و اجازه ندادند ایشان را ملاقات کنیم. ما سوالات را از طریق مسئول روابط‌عمومی فرستادیم، پس از چند دقیقه آقای هاشمی فقط خواستند من را در اتاق خود ملاقات کنند. وقتی وارد اتاق شدم آقای هاشمی پشت میز خود ایستادند تا من ننشینم، من هم در برابر ایشان ایستادم. پرسیدند طراح این سوالات چه کسی است؟ گفتم طبق معمول خودم طرح کردم. گفتند نه، کسانی این سوالات را طرح کردند که می‌خواهند شبهه ایجاد کنند، گفتم فرض کنید که این‌گونه باشد، ما چندین صفحه را به شما اختصاص می‌دهیم تا رفع شبهه کنید.
 
نهایتا هم گفتند سوالات را با روابط‌عمومی مطرح کنید و برگردید. ما هم تسلیم شدیم و به اتاق روابط‌ عمومی رفتیم و در لابی با آقای شمسایی نشستیم و هرچه او گفت پذیرفتیم، برخی از سوالات را حذف کردند و هرچه اراده کرد ما انجام دادیم و او سوالات را برای آقای هاشمی برد، زمانی که برگشت اطلاع داد آقای هاشمی اصلا مصاحبه نمی‌کند. فکر می‌کنم اوایل دور? اول ریاست جمهوری آقای هاشمی بود.

به نظر شما نقطه شروع تغییرات آقای هاشمی که در صحبت‌هایتان به آن اشاره کردید از این مرحله بود؟

بله، دفتر بسیار اشرافی‌ای داشتند که اصلا برای ما قابل مقایسه با دفتر بسیار ساده ایشان در مجلس شورای اسلامی نبود. وقتی به ریاست‌جمهوری آمدند خیلی تغییر کردند، حتی نوع مشی ایشان هم متفاوت شد. این نقطه را می‌توانم نقط? آغاز جبهه‌گیری آقای هاشمی در ارتباط با فضای باز سیاسی کیهان هوایی بدانم.

البته آنچه شما در کیهان هوایی منتشر می‌کردید عمدتا پررنگ کردن نقاط منفی دولت آیت‌الله هاشمی و شخص او بود.   

من جمع‌بندی شما را منطبق با واقعیت نمی‌دانم. در همان دوران آقای هاشمی برخی از وزرای کابینه ایشان طرفدار کیهان هوایی بودند و عملکرد ما را بسیار مثبت ارزیابی می‌کردند. از جمله وزیر علوم، آقای مصطفی معین زمانی‌که ارز برای دولت مغتنم بود، در  قراردادی، چند ده هزار دلار به ما می‌دادند و برای هم? بورسیه‌های وزارت علوم کیهان هوایی را می‌خریدند. دولت در برابر کیهان هوایی یک دست نبود.
 
ولایتی از ما دلخور بود
 
از سویی آقای ولایتی به شدت از کیهان هوایی دلخور بود و مَشی کیهان هوایی را نمی‌پسندید. واقعیت این بود که من بسیاری از تخلفات دوران آقای هاشمی را در کیهان هوایی منعکس نمی‌کردم، به‌عنوان یک روزنامه‌نگار تلاش می‌کردم ابتدا یک تخلف را به تصمیم‌گیران در حوزه منعکس کنم، اگر اصلاح می‌شد در روزنامه منعکس نمی‌کردم و معتقد بودم حفظ اعتدال کشور از ایجاد یاس در مردم مهم‌تر است.

  آیت‌الله هاشمی بعد از دوران جنگ سعی داشت تا نوید دوره جدید و فضای بازسازی را به جامعه منتقل کند. اما شما در رسانه خود بیشتر به انعکاس نقاط و رویدادهای منفی می‌پرداختید و سعی در پررنگ کردن آنها داشتید. واقعا معتقدید که رسانه شما نیاز جامعه را منعکس می‌کرد؟

این با واقعیت هم‌خوانی ندارد. اجازه دهید به مواردی اشاره کنم که اصلا در کیهان هوایی منعکس نکردم، در حالی‌که برای یک روزنامه‌نگار اوج شادمانی است که اطلاعات بزرگی را بدست بیاورد و آنها را منعکس کند. حمید میرزاده معاون اجرایی آقای هاشمی، مدتی رئیس دانشگاه آزاد بود. مدرک تحصیلی آقای میرزاده دکتری نبود و برای اخذ مدرک به خارج از کشور رفت‌وآمد می‌کرد.
 
ماجرای رفت و آمد معاون هاشمی به خارج از کشور
 
یکی از ایرانیان خارج از کشور برای ما گزارشی از تحصیل ایشان در آن کشور به همراه تصویر فرستاد. سپس، من نامه‌ای به آقای میرزاده نوشتم و در نامه توضیح دادم، خوشایند نیست که شما به عنوان الگو، دکتری خود را در استرالیا بگیرید. بعد از آن به من زنگ زدند و از موضع پایین با من حرف زدند و تلاش کردند تا مرا توجیه کنند که این‌گونه نیست. یکی از مشکلاتی که در دوران آقای هاشمی آغاز شد و برخلاف معیارهای حکومت‌داری بود، تحصیل دیپلمات‌ها در کشور متوقف فیه است. هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد دیپلماتش در کشور متوقف فیه تحصیل کند زیرا این امر با کارکرد سفیر مغایر است. من این خبر را دربار? معاون اجرایی رییس‌جمهور یعنی آقای میرزاده منعکس نکردم. درحالی که می‌توانستم تصویرش را در موقع اخذ مدرک منتشر کنم.
 
وقتی این اطلاعات را دریافت می‌کردم، می‌توانستم یا خرج کنم یا با دولت آقای هاشمی وارد معامله شوم، اما من نه وارد معامله شدم و نه برخی از آنها را منعکس کردم.

 در موضوع مناطق آزاد نیز هر شماره اخبار و گزارش‌های افشاگرانه منتشر می‌کردید. این رویکرد برآمده از نگاه شخصی شما به این مناطق نبود؟

ما با مبنای منطقه آزاد مشکل داشتیم، نه من، حتی دفتر تحکیم وحدت هم در این خصوص موضع‌گیری داشت، همان تحکیم وحدتی که بعدها با آقای هاشمی پیوند خورد. تحکیم وحدت نمایشگاهی برگزار کرد و تمام کالاهایی که از منطقه آزاد وارد شده بود را با نگاه منتقدانه در آنجا به نمایش گذاشت. چیزی که آقای هاشمی را به شدت عصبانی کرد و در نماز جمعه علیه این نمایشگاه صحبت کرد. این مناطق در ظاهر اقدامی در جهت توسعه اقتصادی کشور بود اما در واقع تبدیل به تضعیف کننده اقتصاد شد.  یعنی در شرایطی که ما ارز محدود داشتیم و باید ارز محدودمان را در ارتباط با گسترش و تقویت اقتصاد ملی به کار می‌گرفتیم، داشتیم صرف واردات کالاهای اشرافی و لوکس می‌کردیم. آیا این موضع کیهان هوایی غیراصولی بود؟

درواقع شما در آن مقطع هیچ نقطه مثبتی از دولت آقای هاشمی سراغ نداشتید؟

من آقای هاشمی را مبتکر همه مسائل کشور نمی‌دانستم. این‌گونه نبود که همه کارهایی که در کشور صورت می‌گیرد را از سرانگشتان آقای هاشمی ببینم. من هم نقاط قوت و هم ضعف را می‌دیدم. آقای هاشمی می‌خواست توسعه اقتصادی را بدون توسع? سیاسی دنبال کند، یکی از اختلافات ما با ایشان هم همین موضوع بود. آقای هاشمی معتقد بود که باید اول یک شکوفایی اقتصادی در کشور ایجاد کنیم بعد از این شکوفایی می‌توانیم به توسع? فرهنگی و توسع? سیاسی بپردازیم.
 
هاشمی از نامه های محرمانه من دلخور بود
 
برای ما که آن زمان اهل رسانه بودیم قابل فهم بود که چنین چیزی اصلا ممکن نیست. بعدها البته برای کلیت جامعه مشخص شد که نگاه بخشی‌نگری در توسعه نمی‌تواند کشور را به سرمنزل خوبی برساند. اطلاع داشتم که آقای هاشمی چندین بار نزد رهبری رفتند. آقای هاشمی بیشتر از اینکه از محتوای کیهان هوایی ناراحت باشند از نامه‌های محرمانه من به خود دل‌گیر بودند. برای آقای هاشمی خیلی سخت بود که یک روزنامه‌نگار برای ایشان نامه بنویسد، آیت‌الله خامنه‌ای هم در برابر گلایه‌های اقای هاشمی گفتند خب شما نامه‌ها را نخوانید و اگر نامه‌های ایشان تند است به دفتر خود بگویید به شما ندهند.

چرا نامه می‌دادید؟

من بعضی چیزها را به همان دلیلی که شما هم اشاره کردید، برای این‌که یاس ایجاد نشود منتشر نمی‌کردم. به‌عنوان نمونه ضعف‌هایی که راجع به فرزندان ایشان بود را منعکس نمی‌کردم. آن زمان یکی از فرزندان ایشان کاری کرده بود و من محرمانه به ایشان نوشتم.
 
در مورد بعضی از مسائل خانوادگی ایشان نامه می‌نوشتم. من در مورد بسیاری از مسائل  مربوط به سفرا مثل سفیر و کاردار ایران در تاجیکستان که به بهان? جنگ‌های داخلی تاجیکستان، خانواده خود را اینجا گذاشته بودند و بعد برای خانم ماساژور تاجیک یک خانه‌ای در کنار سفارت از پول سفارت خریده بودند، نامه نوشتم. این برای کشور خیلی بد اما من این را منعکس نکردم. من این نامه را به آقای ولایتی نوشتم که چنین کارهایی انجام شده، چون پول‌های اضافه گرفته بودند. سفیر اگر بدون خانواده باشد یک حقوق دریافت می‌کند، با خانواده یک حقوق، اما این فرد حقوق با خانواده را می‌گرفت در حالی که خانواده‌های آنها حضور نداشتند.
 
چرا ولایتی با سفیر متخلف برخورد نمی کرد؟
 
نامه را محرمانه منعکس کردم، آقای ولایتی، آن زمان بازرس وزارت خارجه را برای بررسی فرستاد. بازرس رفت و خود بازرس با من تماس گرفت و گفت آقای سلیمی هرچه شما در نامه نوشتید درست و دقیق بود، من می‌دانم و گزارش هم خواهم داد اما با سفیر برخورد نخواهم کرد. چرا؟ من اسم سفیر را بگویم می‌فهمید چرا آقای ولایتی تمایل نداشت با او برخورد کند. آقای فیضی به من گفت شما پیگیری کنید و واقعا شرم‌آور است، این‌ها باید برگردند و مجازات شوند. آقای عباس ملکی یک بار آمد دفتر من و خواست تا این مسئله را رها کنم، توجه کنید معاون وزیر خارجه می‌آید دفتر من و از موضع بسیار پایین می‌گوید این موضوع را رها کن؛ آن سفیر به انداز? کافی لطمه خورده و بیشتر پیگیری نکن. گفتم نه، حتما باید برگردد یعنی باید فراخوانده شود. من نامه‌های متعدد نوشتم و آخر هم ایشان را برگرداندند، یعنی ما روی این قضیه ایستادیم و آن سفیر برگشت.
 
من منعکس نکردم. بحث سفیر ما در آذربایجان را هم منعکس نکردم و از طریق دیگر اقدام کردم. من بسیاری از ضعف‌ها را خصوصی منعکس می‌کردم. این در هم? دولت‌ها رویه من بود، البته در برخی از دوران به نامه‌های خصوصی ما جواب می‌دادند. آقای هاشمی اغلب به  نامه‌های خصوصی من جواب می‌دادند یا در دولت اصلاحات، آقای خاتمی هم به نامه‌هایم جواب می‌دادند اما پس از آن احمدی‌نژاد و حالا آقای روحانی اصلا جواب نامه‌ها را نمی‌دهد...

 پاسخ‌های آقای هاشمی به نامه‌های شما چه فضایی داشت؟

پیش از این‌که مسئل? استقراض عمومی صورت بگیرد، من نامه‌ای به آقای هاشمی دادم. از آنجایی که بسیای از اهل فکر و دانش با کیهان هوایی در داخل هم همکاری می کردند، من مطلع شدم که برخی از استقراض‌ها با آنچه که به مجلس منعکس شده کاملا مغایر است.
 
مثلا فرض کنید برای تجهیز اداری دانشگاه آزاد یا برای توسع? مراتع، استقراض خارجی کردند. به آقای هاشمی نامه نوشتم، ایشان نام? من را به آقای مهدی نواب معاون وزارت اقتصاد منعکس کرد. ما با ایشان در خارج از کشور رفیق بودیم و یکی از دبیران اتحادی? انجمن اسلامی بود اما بعد عضو نهضت آزادی شد و از ما کمی فاصله گرفت. براساس اطلاعی که دفتر آقای هاشمی به ما دادند، نزد آقای نواب رفتیم. با اینکه با ما رفیق بود و چندین سال همدیگر را می‌شناختیم از موضع بالایی گفت من برای رسانه‌های داخلی ارزش قائل نیستم و فقط دو روزنام? آلمانی را می‌خوانم. گفتم خب حالا که نمی‌خوانی بیا و لیست استقراض را بده، گفت نمی‌دهم. گفتم برای توسع? مراتع گرفتید یا نگرفتید؟ شروع کرد توجیه کردن. من به آقای هاشمی نامه نوشتم که ایشان جوابگو نیست. یک سال قبل از اینکه ریاست‌جمهوری آقای هاشمی تمام شود، جلساتی با مدیران مسئول می‌گذاشت.
 
من دیدم عکس آقای هاشمی را بالای سر ایشان گذاشتند. فردای آن روز به محسن که آن زمان رئیس دفتر آقای هاشمی بود نامه نوشتم و گفتم این خیلی بد است، شما دارید بدعت‌گذاری می‌کنید. اینکه ریاست جمهوری در تشکیلات خودش عکس آقای هاشمی را بزند، خوب نیست. گفت چه اشکالی دارد؟ گفتم ببینید اگر عکس را بردارید من خبرش را منعکس نمی‌کنم، آخر گفت ما بر می‌داریم و خبر را منعکس نکنید. من خبر را منعکس نکردم. خیلی موارد فراوان دارم که ما جلوی برخی بدعت‌ها و انحرافات را گرفتیم و هرگز هم در رسانه منعکس نکردیم. 
 
منبع: صدای پارسی



موضوع مطلب :
نایب‌رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی جزئیاتی از تخلف در مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت را تشریح کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز به نقل از تسنیم؛ هدایت‌الله خادمی نایب‌رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی  با اشاره به تخلف و سوء استفاده مالی یکی از کارکنان مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت، گفت: این فرد پس از مشخص شدن تخلف و سوء استفاده مالی به یکی از کشور‌های همسایه و از آنجا به کانادا رفته است.
 
وی با بیان اینکه مشخص شده که 15 میلیون دلار به‌علاوه 60 میلیارد تومان در حساب اکتشاف وجود ندارد، افزود: چک‌های مربوط به مدیریت اکتشاف برای وصول به بانک ارجاع می‌شده که مسئولان بانک به مسئولان مدیریت اکتشاف اعلام می‌کنند که به‌دلیل نبود منابع حساب‌های مدیریت اکتشاف مسدود می‌شود.
 
نایب‌رئیس کمیسیون انرژی مجلس ادامه داد: پس از مطلع شدن مسئولان مدیریت اکتشاف از این موضوع، به‌سراغ حسابرس مدیریت اکتشاف رفته که متوجه می‌شوند وی از کشور متواری شده است.
 
خادمی با تذکر اینکه نباید افراد 2تابعیتی در مناصب حساس مسئولیتی داشته باشند اظهار داشت: این فرد که تابعیت کانادا را داشته تقریباً نفر دوم مالی مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت بوده است.
 
وی تصریح کرد: پس از بررسی و تهیه گزارش از سوی نهاد‌های قضائی و اطلاعاتی کمیسیون انرژی نیز به این مسئله ورود کرده و با دعوت از مسئولان شرکت نفت و اکتشاف این موضوع را بررسی می‌کنند.
 
نایب‌رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس با ابراز اینکه مسئولان مدیریت اکتشاف در این زمینه ضعیف عمل کرده‌اند، گفت: معمولاً اسناد مالی حداقل 2امضایی هستند لذا یکی از امضا‌ها را این شخص انجام می‌داده است، امضای دیگر چگونه انجام می‌شده؟ آیاجعل می‌شده؟ این مسائل باید بررسی شود.
 
نماینده ایذه در مجلس با تأکید به اینکه "لذا این وضعیت نشان دهنده این است که این اتفاقات به‌صورت سازمان‌یافته رخ می‌داده و مسئولان مدیریت اکتشاف باید زودتر متوجه این سوء استفاده و تخلف می‌شدند"، ادامه داد: همچنین این وضعیت بیانگر این است که سوء استفاده طی چند سال گذشته نیز وجود داشته و اگر بانک به‌دلیل کمبود منابع به مسئولان مدیریت اکتشاف اعلام نمی‌کردند این روند ادامه پیدا می‌کرده است.
 
خادمی با بیان اینکه تخلف در مدیریت اکتشاف می‌تواند هشداری برای مسئولان وزارت نفت باشد که در سایر قسمت‌ها چنین سوء استفاده‌هایی صورت نگیرد، تصریح کرد: شاید پس از انجام بررسی‌های لازم از سوی اعضای کمیسیون در صورت نیاز تحقیق و تفحص مطرح شود تا بتوان چنین مسائلی را در سطح گسترده‌تری پیگیری کرد.



موضوع مطلب :

سخن نقد ائمه یا از روی جهل است یا ناشی از القائات دشمنان/ هرچه دیگران به دهنتان می‌گذراند تکرار نکنید

عضو شورای نگهبان خطاب به روحانی گفت: باید به مثل این افراد، نصیحت کرد که هرچه دیگران به دهنتان می‌گذارند تکرار نکنید و هرچه را که در گوشتان می‌خوانند باور نکنید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا؛ آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی یزدی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقهای شورای نگهبان در ابتدای درس خارج فقه با طرح موضعی با عنوان «نقدی بر تجویز نقد معصوم» در انتقاد به افرادی که نقد بر نبی اکرم (ص) و معصومین را مجاز و مفید دانسته‌اند، مطالبی را مطرح کرد.

********

در نهج‌البلاغه و کتاب کافی و امالی شیخ صدوق و... چنین نقل شده است که وقتی امیرالمؤمنین (ع) به پایان کلامشان در خطبه‌ متّقین رسیدند: فصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَهًْ کَانَتْ نَفْسُهُ فِیهَا؛ پس همّام بیهوش گشت و در آن بیهوشی جان داد.

بعد از این قضیه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: امَا وَ اللَّهِ لَقَدْ کُنْتُ أَخَافُهَا عَلَیْهِ؛ به خدا قسم از چنین پیشامدی بر او می‏ترسیدم‏؛ و سپس فرمودند: هَکَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ الْبَالغهًُْ بِأَهْلِهَا؛ پندهای رسا با آنان که شنوای آن هستند چنین کند

در این‌حال یکی از حاضران  از حضرت پرسید: فَمَا بَالُکَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِین؟‏خودت چه حالی داری؟‏

به اصطلاحِ بعضی، گویا می‌خواست یک نوع نقدی نسبت به حضرت داشته باشد. ظاهراً می‌شود دو وجه برایش ذکر کرد که فعلاً مهم نیست؛ بلکه مهم، پاسخی است که حضرت به او می‌فرمایند:
وَیْحَکَ إِنَّ لِکُلِّ أَجَلٍ وَقْتاً لَا یَعْدُوهُ وَ سَبَباً لَا یَتَجَاوَزُهُ؛ وای بر تو! هر اجلی را وقت معیّنی است که از آن نمی‏گذرد و علّتی است که از آن تجاوز نمی‏کند.

سپس فرمودند: فَمَهْلًا لَا تَعُدْ لِمِثْلِهَا؛ آرام باش! مثل این را دیگر تکرار نکن. فَإِنَّمَا نَفَثَ الشَّیْطَانُ عَلَی لِسَانِک‏؛ همانا شیطان بود که این حرف را بر زبانت جاری کرد. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص 230؛ الأمالی، ص 574؛ نهج البلاغة، خطبه‌193، ص 306)؛ خوب به برخورد حضرت دقّت کنید!

برخورد تند امام علی (ع) بااشعث

باز هم نظیر این مطلب در نهج‌البلاغه وجود دارد؛ روزی حضرت بالای منبر کوفه خطبه می‌خواندند ـ که به حسب آنچه که شارحان گفته‌اند، این خطبه درباره‌ قضایای اجتماعی و سیاسی و نظامی بوده است ـ در این‌حال،‌اشعث بن قیس (لعنهًْ الله علیه) آنجا خواست که به تعبیر بعضی‌ها نقدی بکند و چنین گفت: هذه علیک لا لک؛ این سخن به زیان تو است نه به سودت.‏

حضرت نگاه تندی به او کردند و فرمودند: مَا یُدْرِیکَ مَا عَلَیَّ مِمَّا لِی؛ تو چه می‌دانی که چه چیزی به سود، یا زیان من است؟

عَلَیْکَ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ لَعْنَهًُْ اللَّاعِنِینَ...؛ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد! (نهج البلاغة، خطبه‌19، ص 61)، این هم یکی دیگر از نقدهایی بر معصومین.

باز هم در کتاب شریف نهج‌البلاغه آمده است که شخصی به نام برج بن مُسْهِر طائی در تعریض به امیرالمؤمنین (ع) شعار خوارج را سر داد؛ حضرت در جوابش فرمودند: اسْکُتْ! قَبَحَکَ‏ اللَّهُ‏ یَا أَثْرَمُ. فَوَاللَّهِ لَقَدْ ظَهَرَ الْحَقُّ فَکُنْتَ فِیهِ ضَئِیلاً شَخْصُکَ خَفِیّاً صَوْتُکَ حَتَّی إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِز؛ خاموش باش! خدا تو را بشکند! ای دندان پیشین افتاده؛ به خدا سوگند آنگاه که حق آشکار شد، تو ناتوان بودی و آواز تو آهسته بود و آن‌هنگام که باطل بانگ بر آورد، چونان شاخ بز، سر بر آوردی. (نهج‌البلاغة، خطبه‌184، ص 268)

برخی مثل شاخ بز می‌مانند، دلشان می‌خواهد شاخ بزنند؛ ملاک که ندارند!

اینها نمونه‌هایی است که در کتاب نهج‌البلاغه ما دیدیم که خواسته‌اند مثلاً بر امام معصوم (ع) نقدی وارد کنند.

از این مطلب بالاتر، آنجایی است که به عنوان پیشنهاد و مشاوره، خدمت امیرالمؤمنین (ع) مطلبی را عرضه می‌داشتند؛ مشاوره‌ای که مطلوب است. در این‌حال ببینید حضرت با کسی‌که توقّع بیجا دارد چگونه برخورد می‌کند؛ آن هم با شخصی مثل عبدالله بن عباس. وقتی ابن عبّاس پیشنهاد و مشاوره‌ای به امام داد حضرت فرمودند: لکَ‏ أَنْ‏ تُشِیرَ عَلَیَّ وَ أَرَی فَإِنْ عَصَیْتُکَ فَأَطِعْنِی‏؛ بر تو است که رأی خود را به من بگویی و من باید پیرامون آن بیندیشم، آن‌گاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی.‏(نهج البلاغة، حکمت 321، ص 531)

با آنکه همه می‌دانند حضرت در پذیرش حقّ، هیچ کُندی نداشت: وَ لَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالاً فِی‏ حَقٍّ‏ قِیلَ‏ لِی‏؛ و گمان نکنید که شنیدن سخن حق بر من سنگین است.‏(نهج البلاغة، خطبه‌216، ص 336) آیا تسلیم‌تر از حضرت در مقابل حقّ، سراغ دارید؟

تسلیم پیامبر بودن یعنی تسلیم خدا  بودن

واقعاً جای تعجب است که برخی یک امر واضح در نزد عموم که دارای ادلّه‌ متعدّدی از کتاب و سنّت است زیر سؤال می‌برند و بلکه معکوس جلوه می‌دهند و تجویز نقد پیامبر (ص) و معصوم (ع) می‌کنند. به آیات قرآن شریف مراجعه کنید! مسلمان کسی است که از هر نظر هم تسلیم خدا باشد و هم تسلیم رسول خدا. اصلاً تسلیم رسول خدا بودن یعنی تسلیم خدا بودن:
- مَنْ‏ یُطِعِ‏ الرَّسُولَ‏ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ وَ مَنْ تَوَلَّی فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً؛ (النساء: 80)؛ هر که از پیامبر اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و آنان‌که سرباز زنند، پس ما تو را به نگهبانی آنها نفرستاده‏ایم.

- إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ‏ اللهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللهُ‏؛ (آل‌عمران: 31)؛ اگر خدا را دوست می‏دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد

- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ‏ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏؛ (النساء: 59)؛ ای کسانی‌که ایمان آورده‏اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید

آیا اینها قید دارد؟ آیا "أَطیعُوا الرَّسُولَ” قید دارد؟ مطلق است. اصلاً همه پیامبران این‌چنین بودند:
- وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ‏ بِإِذْنِ‏ الله؛ (النساء: 64)؛ هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آنکه دیگران به امر خدا باید مطیع فرمان او شوند

- وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهًْ ٍ إِذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً؛ (الأحزاب: 36)؛   و هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی حقّ ندارد که چون خداوند و پیامبرش امری فرمایند آنان را در کار خود اختیار باشد؛ و هرکس خداوند و پیامبرش را نافرمانی کند مسلّماً به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.

در مقابل حکم خدا و رسول خدا، برای هیچ‌کس حقّ انتخاب نیست حتی در آنچه مربوط به خودشان است.

- فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ (النساء: 65)؛  به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند

می‌فرماید در جانشان هیچ سختی و ناراحتی از حکم تو پیدا نشود؛ چه رسد به اینکه مخالفت زبانی کنند و چه رسد به اینکه مخالفت عملی نمایند.

اصلاً «النَّبِیُ‏ أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏»(الأحزاب: 6) یعنی چه؟ اولی است از جان تو به تو. کسی فکر بکند که بیاید در مقابل حضرت ایستادگی کند و بگوید من قبول ندارم. خیلی حرف زشتی است. آیه شریفه‌: "مَا آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ‏ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا”(الحشر 7) دلالتش واضح است. ذیل این آیه‌ شریفه روایات متعدّدی وارد شده است و در یکی از آنها که دارای سند معتبر و متقن است و درکتاب شریف کافی است این چنین آمده است:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ‏ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَیَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ؛ لَا یَزِلُّ وَ لَا یُخْطِئُ فِی شَیْ‏ءٍ مِمَّا یَسُوسُ بِهِ الْخَلْق‏؛ پیامبر خدا (ص) هدایت‌شده و توفیق‏یافته بود و به وسیله‌ روح القُدُس تأیید و کمک می‏شد و در هیچ امری از امور اداره‌ مردم، دچار لغزش و خطا نمی‏شد. (الکافی، ج‏1، ص 266)

رسول خدا (ص) مسدّد و موفّق و مؤیّد به روح القدس بود. این مطلب خیلی جالب است که در هیچ‌چیز از امور اداره‌ مردم یعنی همان امور اجتماعی، هیچ لغزش و خطایی نداشت.

امامان معصوم؛ حجت‌های خدا در روی زمین

در کتاب کافی روایتی از امام (ع) نقل شده است که: نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ‏ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ‏ أَمَرَ اللَّهُ‏ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِطَاعَتِنَا وَ نَهَی عَنْ مَعْصِیَتِنَا نَحْنُ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًْ عَلَی مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ؛ ما گنجینه‌داران علم الهی، مترجمان دستور خدا، ما افراد معصومی هستیم که خداوند تبارک و تعالی دستور داده است که همه از ما اطاعت کنند و از نافرمانی ما خودداری نمایند. ماییم حجّت رسای خداوند بر تمام آنچه که زیر آسمان و بالای زمین قرار دارد. (الکافی، ج‏1، ص 269)

اصلاً این لفظ معصوم و چهارده معصوم گفتن در شبانه‌روز برای ما عادی است و تبرک به این اسمای متبرکه جستن کار همیشگی ماست؛ این باور، از همین روایات گرفته شده و تفسیر شده است که معصوم از هر گناه و خطایی هستند و از این‌جهت، به طور مطلق امر به اطاعت و نهی از عصیان آنها شده است.

 در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق، ج 1، ص 124 از امام باقر (ع) چنین نقل شده است: هُمُ‏ الْمَعْصُومُونَ‏ الْمُطَهَّرُونَ الَّذِینَ لَا یُذْنِبُونَ وَ لَا یَعْصُونَ وَ هُمُ الْمُؤَیَّدُونَ الْمُوَفَّقُونَ الْمُسَدَّدُونَ؛ ایشان معصوم و پاک هستند (از هر پلیدی و اعمال زشت) و مرتکب هیچ‌گونه گناهی نشده و نمی‌شوند و نافرمانی خدا را نمی‌کنند بلکه مؤیّد من عنداللَّه و در راه و طریق صواب و صلاح می‌باشند.

بِهِمْ یَرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ تُعْمَرُ بِلَادُهُ وَ بِهِمْ یُنْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ وَ بِهِمْ یُمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَا یُعَجِّلُ عَلَیْهِمْ بِالْعُقُوبَةًِْ وَ الْعَذَابِ؛ و به سبب ایشان خداوند بندگان خود را روزی می‌دهد و شهرهایشان را آباد می‌گرداند و به واسطه‌ آنها باران از آسمان می‌بارد و برکات از زمین خارج می‏شود و به واسطه‌ وجود ایشان است که به گناهکاران مهلت داده شده و تعجیل در عذاب و عقوبت ایشان نمی‌شود. لَا یُفَارِقُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ وَ لَا یُفَارِقُونَهُ وَ لَا یُفَارِقُونَ الْقُرْآنَ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِین؛‏و روح القدس از ایشان دقیقه و آنی جدا نمی‌گردد و ایشان هم از او جدا نمی‌شوند و ایشان از قرآن جدا نیستند و قرآن هم از ایشان جدا نیست، صلوات اللَّه علیهم اجمعین.

وعده عذاب برای مخالفت کنندگان باحضرت رسول (ص)

اهل بیت، عِدل قرآن هستند و مصون از خطا و این را از روایات متعدّدی می‌توان استفاده کرد، این از یک طرف؛ و از طرف دیگر، اگر کسانی مخالفت کنند و آیه: "شَاقُّوا اللهَ وَ رَسُولَه”(‏الانفال: 13) بر آنها صادق باشد، ببینید که چه وعده‌های عذابی به ایشان داده شده است. مشاقّه‌ با رسول یعنی در مقابل رسول خدا و شِقِّ دیگر قرار گرفتن و مخالف حضرت بودن:
- وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً؛ (النساء: 115  )؛ کسی‌که بعد از آشکار شدن حقّ، با پیامبر مخالفت کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‏رود می‏بریم و به دوزخ داخل می‏کنیم؛ و جایگاه بدی دارد.

همچنین خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: فَلْیَحْذَرِ الَّذینَ‏ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصیبَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ؛ (النور: 63) پس آنان‌که فرمان او را مخالفت می‏کنند، باید بترسند از اینکه فتنه‏ای دامنشان را بگیرد، یا عذابی دردناک به آنها برسد.

باید حَذَر کنند کسانی‌که با امر پیامبر خدا مخالفت می‌کنند؛ مفسّرین نوعاً ضمیر «أَمْرِهِ» را به پیامبر اکرم (ص) بر می‌گردانند. در روایتی از امام صادق (ع) چنین آمده است: إِنَّکُمْ قَدْ رَأَیْتُمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِی خِلَافِنَا خَیْراً إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ "فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ‏ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهًْ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ‏”؛ شما به خوبی دیده‏اید که خدای عزّوجلّ برای هیچ‌کس در مخالفت با ما خیری قرار نداد، همانا خدای عزّوجلّ می‌فرماید: «پس آنان‌که فرمان او را مخالفت می‏کنند، باید بترسند از این‌که فتنه‏ای دامنشان را بگیرد، یا عذابی دردناک به آنها برسد.»(الکافی، ج‏8، ص 88)

خداوند متعال برای هیچ‌کس در مخالفتِ با ما و رسولش خیری قرار نداده است

آن وقت کسانی بیایند و نقد کردن و مخالفت در حکومت معصوم (ع) و در مقابل پیامبراکرم (ص) را که اساس عصمت است تجویز کنند! واقعاً جای تأمّل است. چه انگیزه‌ای باعث چنین افکار و سخنانی می‌شود؟ اگر کسی یک مقدار تعهّد داشته یا یک مقدار به مسائل اجتماعی توجّه داشته باشد، چنین مطلب واضح دینی و مورد قبول عامّه - چه رسد به اهل فن و متخصصین در مسائل - را زیر سؤال نمی‌برد، چه رسد به اینکه آن را معکوس جلوه دهد! واقعاً باید تحلیل شود. چرا چنین کاری از کسی سر می‌زند؟ به چه انگیزه‌ای؟ از جهل است؟ از عدم تعهّد است؟ از القائات دشمنان است؟ و یا ترکیبی از اینهاست؟ علاجش چیست و چگونه باید جبران بشود؟ یک امر واضحی که این همه آیات و روایات درباره‌ آن وجود دارد و امری که مورد قبول همه‌ است، معکوس جلوه داده شود؟!

باید به مثل این افراد، نصیحت کرد که هرچه دیگران به دهنتان می‌گذارند تکرار نکنید و هرچه را که در گوشتان می‌خوانند باور نکنید. از امام حسن مجتبی (ع) چنین نقل شده است: عَجَبٌ لِمَنْ یَتَفَکَّرُ فِی‏ مَأْکُولِهِ‏ کَیْفَ لَا یَتَفَکَّرُ فِی مَعْقُولِهِ فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا یُؤْذِیهِ وَ یُودِعُ صَدْرَهُ مَا یُرْدِیهِ؛ شگفتا از کسی‌که در آنچه می‌خورد فکر کرده و می‌اندیشد، چگونه در آنچه باید بفهمد و بداند نمی‌اندیشد؛ پس همانا شکمش را از آنچه به آن اذیّت و آزار می‌رساند باز داشته و دور می‌گرداند و سینه‏اش را می‌سپارد به آنچه آن را هلاک و تباه می‌سازد. (بحار الأنوار، ج‏1، ص 218)

شگفتا از کسی‌که در خوردنی‌های خودش فکر می‌کند که آیا عاری از باکتری مضرّ و سموم مضرّه هست؟ و...؛ اما آنچه که به ذهنش القا می‌کنند، بدون برآورد و بررسی دقیق و کارشناسانه بپذیرد و بعد طوطی صفت، تکرار کند. وقتی که در یک مسئله‌ مهمّ و اساسی در اسلام چنین واقعه‌ای اتفاق می‌افتد، آن وقت ببینید در مسائلی که این حسّاسیت را ندارد چه خبر است؟ در مسائل سیاسی، حقوقی، اقتصادی و در روابط بین‌الملل؛ چرا آدم این نقدی را که باید برای مصالح مردم و بخصوص در مقابل بیگانگان به کار ببرد نابجا به کار ببرد؟ ‌آیا بهتر نیست به جای اینکه تجویز نقد حکومت زمان معصوم و تجویز نقد پیغمبر بکنیم یک مقدار هم به طور جدّ، تجویز نقد لائیک‌ها و سکولارها بکنیم؛ نقد افکاری که از ماورای مرزها به روش‌های متعدّد القا می‌شود را تجویز کنیم. آن هم تجویزِ به جدّ نه صوری و نمایشی. وقتی تجویز جدّی بکنیم، باید یک مقدار هم در اعمال و گفتار و تصمیماتمان اثر بگذارد. اگر بناست که ما فقط نقد را تجویز کنیم امّا هیچ اثری نداشته باشد و نه پاسخ درست و نه عمل درستی طبق نقد داشته باشیم، آن وقت چه می‌شود؟

اگر ما گوش شنوایی نسبت به نقد داشتیم و همه باید نقد بشوند آیا واقعاً در این اجتماع ما ناقدی خبیرتر، دلسوزتر و عالم‌تر از رهبر معظم انقلاب (دام ظلّه) سراغ داریم؟‌ چقدر در سال‌های اخیر و نیز قبلش در زمینه‌های مختلف، دلسوزانه، مشفقانه و عالمانه نقد و نصیحت کردند و مشورت دادند. چقدر به این نصیحت‌ها و راه‌حل‌ها عمل شد؟‌ چقدر آنها در رفتار ما تأثیر داشت. آیا به اندازه‌ کافی تأثیر داشت؟ ‌اگر تأثیر داشت چرا باید رهبر معظم انقلاب در آن بیانشان‌اشاره بفرمایند که بیش از اینکه علنی تذکّر داده‌ام تذکّرات و اوقات تلخی‌ها در مجالس خصوصی بوده است. کسی‌که واقعاً استوانه‌ حلم و تحمّل و صبر است، چرا باید تذکّری را که همراه با اوقات تلخی باشد بدهد؟ یعنی به آن تذکّرات، ترتیب اثر داده نشده است.

شعار اینکه نقد باید باشد و دلسوزانه باید باشد و گوش شنوا باید باشد، اثرش کجاست؟ ‌این همه نقد دلسوزانه‌ای که مراجع و حوزه‌های علمیّه و جامعه‌ مدرّسین و آحاد مردم داشتند، چقدرش عمل شد؟ و چقدرش هباء منثورا شد؟

امیدواریم که خداوند متعال همه‌ ما را متنبّه کند و گفتار و کردارمان هر دو بر محور حقّ باشد و فعلمان تصدیق گفتارمان کند: انَّمَا شِیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ صَدَّقَ‏ قَوْلَهُ‏ فِعْلُهُ؛ مؤمن و شیعه‌ امیرالمؤمنین علی (ع) کسی است که کردارش، گفتارش را تصدیق کند. (الکافی، ج‏8، ص 228)


منبع: پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمی، پژوهشی، فرهنگی پرتو ثقلین




موضوع مطلب :
با کمی بررسی به این خواهیم رسید که ناقدان اهل بیت(ع) یا جاهل به مقام اهل بیت(ع) و عصمت آنها بوده اند یا اهل غرض ورزی و تخریب و دشمنی بوده­‌اند. که البته معصومین(ع) با رحمت خود بیشتر طریق اقناع، پاسخگویی و هدایت فرد را اتخاذ می کردند و البته گاهاً هم درصورتی که نقد فرد مغرضانه و مخربانه بوده است، آنان را با پاسخ قاطع روبرو کرده‌اند.
با کمی بررسی به این خواهیم رسید که ناقدان اهل بیت(ع) یا جاهل به مقام اهل بیت(ع) و عصمت آنها بوده اند یا اهل غرض ورزی و تخریب و دشمنی بوده­‌اند. که البته معصومین(ع) با رحمت خود بیشتر طریق اقناع، پاسخگویی و هدایت فرد را اتخاذ می کردند و البته گاهاً هم درصورتی که نقد فرد مغرضانه و مخربانه بوده است، آنان را با پاسخ قاطع روبرو کرده‌اند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز - آروین فرشی‌نعیم: چند روز پیش، قطار تفسیرهای غلط جناب روحانی از معارف شیعه به ایستگاه جدیدی رسید که لازم است نکاتی در این باره ذکر شود:
 
به گزارش رجانیوز، اینکه در طول تاریخ عده‌ای معصومین(ع) را نقد کرده‌اند و معصومین(ع) نسبت به نقدها گوش شنوایی داشته‌اند در این بحثی نیست، اما بحث در اینجاست که این نقدها از سوی چه کسانی بوده است و آیا یک عارف به جایگاه اهل بیت(ع) و مومن به عصمت حضرات معصوم(ع) می تواند، صحبت از جواز نقد معصوم به میان آورد؟ ورود نقد که جای خود دارد.
 
مسئله این نیست که در تاریخ کسی اهل بیت(ع) را نقد نکرده است بلکه مسئله این است که آیا یک روحانی شیعه که عالم به جایگاه و عصمت اهل بیت(ع) می تواند جواز نقد به معصوم را مطرح کند؟
 
با کمی بررسی به این خواهیم رسید که ناقدان اهل بیت(ع) یا جاهل به مقام اهل بیت(ع) و عصمت آنها بوده‌اند یا اهل غرض ورزی و تخریب و دشمنی بوده‌اند. که البته معصومین(ع) با رحمت خود بیشتر طریق اقناع، پاسخگویی و هدایت فرد را اتخاذ می کردند و البته گاها هم درصورتی که نقد فرد مغرضانه و مخربانه بوده است، آنان را با پاسخ قاطع روبرو کرده اند. برای نمونه در روایت است که هنگام سخنرانی امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مسجد کوفه، اشعث بن قیس به یکى از مطالب حضرت اعتراض کرد و گفت این سخن به زیان توست، نه به سود تو؛ امام نگاه خود را به او دوخت و فرمود: «چه کسى تو را آگاه کرده که چه چیزى به سود یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبّر متکبّر زاده، منافق پسر کافر...» (نهج البلاغه ترجمه دشتی ص65). 
 
لذا بحث بر سر وجود نقدها و حتی جواز آن، بر کسانی که جاهل به جایگاه معصوم بوده‌اند نیست بلکه مسئله، جواز نقد معصوم بر مؤمن به عصمت اهل بیت(ع) و عارف به جایگاه آن حضرات است. 
 
اگر کسی مؤمن به عصمت معصوم (ع) بود، نقد ایشان معنا پیدا نمی کند و در دل خود نقض غرضی دارد چرا که اگر به معصوم نقد وارد باشد اساساً او معصوم نخواهد بود و اگر معصوم نباشد قابل اتباع نخواهد بود درصورتی‌که قرآن کریم در آیات متعدد قرآن، خصوصاً آیه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم" دستور اتباع مطلق از معصومین(ع) را صادر کرده است. کسی که مؤمن به این مسئله باشد که نقد به معصوم نمی تواند وارد باشد، به طریق اولی بحث از جواز آن عبث است.
 
تفکیک امر خدا و رسول؟!
 
مسئله بعدی که اتفاقاً انحراف و اشتباه بزرگ‌تر است، مسئله تفکیک اقوال رسول خدا(ص) به قول از طرف خدا و قول از طرف خود است، که مخالف با عقائد تشیع است. 
 
جناب روحانی با طرح اینکه گاهاً عده‌ای سئوال می‌کردند که این کلام از طرف خدا است یا از طرف خودت "أ منک أو من الله؟"، نتیجه گرفته‌اند که وقتی کلامی از خود رسول خدا بود نقدش هم جایز بود، درصورتی‌که این مسئله از اساس باطل است. 
 
ابتدا نگاهی به نقل مذکور می‌اندازیم:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ کَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص سَلِّمُوا عَلَی عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ فَکَانَ مِمَّا أَکَّدَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ یَا زَیْدُ! قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص لَهُمَا:قُومَا فَسَلِّمَا عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ، فَقَالَا: أَ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ؟ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْکِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ(کافی،ج2 ، ح760)
زید بن جهم هلالی گوید، شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود: وقتی ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرموده بود، به علی به عنوان «امیرالمؤمنان» سلام کنید و ای زید: آنچه خداوند در آن روز به آن دو تأکید کرد، این سخن رسول خدا بود که: برخیزید و به او به عنوان امیرمؤمنان سلام دهید، آن دو گفتند: ای رسول خدا، آیا این از سوی خداوند است یا از سوی رسولش؟ رسول خدا به آن دو فرمود: از خدا و رسول اوست، پس خداوند این آیه را نازل کرد: «و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه می کنید» (نحل آیه 91)
(مشابه این حدیث را برخی نقل کرده اند و آنجا نعمان بن حارث فهری که یک منافق اعرابی است نقش معترض را دارد)
 
اولاً دلالت حدیث غلط فهم شده است. آنچه که برای ما حجت است، قول و فعل و تقریر شخص معصوم است نه یک اعرابی که کاری کرده باشد. یک اعرابی بلند شده است و برای مخالفت با مسئله غدیر، چیزی می‌گوید و سعی دارد قول خدا و رسول را تفکیک کند، اما سئوال اینجاست، طبق درس‌هایی که خوانده‌اید رفتار معصوم حجت است یا آن اعرابی؟! او یک چیز خلافی گفت و پیامبر(ص) پاسخش را داد و عذاب هم بر او نازل شد، آیا شما از رفتار این اعرابی جواز نقد معصوم را استنباط کرده‌اید؟
 
اشکال دومی که وجود دارد اصل فرق قائل شدن میان قول خدا و قول رسول (ص) در صحت و سقم است. این مسئله خلاف عقائد تشیع و صریح آیات قرآن و روایات معصومین(ع) است.
 
کلام و افعال معصومین(ع) حتی اگر وحی منزل قرآنی از سوی خداوند هم نباشد ملهم از وحی است و در عصمت و صحت تام و جامع قرار دارد. 
 
خداوند در آیات 3 و 4 سوره نجم به این امر تصریح کرده است:
و ما ینطق عن الهوی، إن هو الا وحی یوحی: پیامبر از روی هوس سخن نمی گوید، سخن او جز وحیی که به او نازل می شود نیست.
از تفسیر نمونه نیز چنین بر می‌آید که: این سخن قرآن "ان هو الا وحی یوحی" تنها در مورد آیات قرآن نیست، بلکه به قرینه آیات گذشته، سنت پیامبر را نیز شامل می شود که نه‌تنها گفتار آن حضرت بلکه رفتار و کردار آن جناب نیز بر طبق وحی الهی است؛ زیرا در آیات 3 و 4 سوره نجم، به صراحت بیان شده است: او از روی هوا سخن نمی‌گوید، هر چه می‌گوید وحی است.(تفسیر نمونه، ج 22، ص 481)
 
خداوند در آیه 150 سوره نساء هم از فرق گذاشتن میان امر خدا و رسول انتقاد کرده است:
إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً: کسانی که خدا و پیامبرانِ او را انکار می‌کنند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم و بعضی را انکار می‌کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند.
خداوند متعال در آیه 65 سوره نساء، اطاعت از حکم پیامبر و عدم احساس حرج و ناخشنودی از آن را شرط ایمان می‌داند: 
فَلا وَ رَبِّکَ لا یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلیماً: به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع و اختلاف دارند به داوری بپذیرند سپس از حکمی که کرده‌ای در وجودشان هیچ دل‌تنگی و ناخشنودی احساس نکنند و به‌طور کامل تسلیم شوند. لذا تفرق میان امر خدا و رسول باطل است. تمام اقوال و افعال معصوم منطبق بر وحی ، صحیح و دارای عصمت تام است. 
 
خداوند در آیه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم" دستور تبعیت "مطلق" از امر معصومین(ع) داده است، این در حالی است که اگر بخشی از اقوال و افعال معصومین منطبق بر امر خدا، وحی و دارای عصمت نبود، دستور به اتباع مطلق از معصومین خلاف حکمت الهی و دارای مفسده تلقی می شد. 
 
وقتی خداوند در آیه و لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة، پیامبر را الگوی عالمیان معرفی می کند، نشان از انطباق کامل قول و فعل رسول خدا با امر الهی دارد.
 
امام صادق(ع) در حدیثی مورد تأیید بودن پیامبر و خطاناپذیری ایشان در همه امور را تصریح فرموده‌اند:
و انّ رسول الله’ کان مسدداً موفقاً مؤیداً بروح القُدُس لا یزلّ و لا یخطئ فی شیءٍ ممّا یوسوس به الخلق فتأدّب بآداب الله؛ رسول خدا مسدد، موفق و مؤید به روح‌القدس بود؛ گمراهی و خطا در هر آنچه مخلوقات در آن دچار وسواس می‌شوند، در او راه نداشت؛ پس او مؤدب به آداب الهی بود.» (کافی، 1365: 1/ 266)
در زیارت آل یاسین و زیارت جامعه کبیره، اهل بیت(ع) معیار و معدن حق نامبرده شده‌اند که این هم دلیلی بر رد تفکیک میان امر خدا و معصومین است:
اَلْحَقُّ مَا رَضیْتُمُوهُ وَالْباطِلُ مَا اَسْتَخْطُمُوهُ وَالْمَعْرُوفُ مَا اَمَرْتُمْ بِهِ والْمُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ: حق چیزی است که شما (اهل بیت) آن را پسندیده باشید، و باطل چیزی است که شما آن را نپسندید. آنچه را فرمان دهید خوب و معروف، و آنچه را منع کنید منکر و ناپسند خواهد بود. (آل یاسین)
والحَقُّ مَعَکُم وَ فیکُم وَ مِنْکُم وَ إلَیْکُم وَ أنْتُم أهْلُهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ میراثُ النُّبُّوَةِ عِنْدَکُمْ: و حق، با شما و در وجود شماست و از شما  نشئت گرفته و به سوى شما، باز مى گردد و شما، اهل حق و معدن آن هستید.( جامعه کبیره)
نصیحت ائمه مسلمین 
ان رسول الله(ص) خطب الناس فى مسجد الخیف فقال: ...ثلاث لا یغل علیه من قلب امرى مسلم: اخلاص العمل لله، و النصیحة لائمة المسلمین و اللزوم لجماعتهم؛ سه خصلت است که دل هیچ فرد مسلمانى با آن خیانت نکند: خالص کردن عمل براى خدا، خیرخواهى پیشوایان مسلمین و همراه بودن با جماعت. (کافی،ج1، 403)
نصیحت ائمه مسلمین بحث مفصلی است که گاهاً در نقد بدان استناد می‌شود. نصیحت به معنای خیرخواهى است، یعنى هر گفتار یا عملى که در آن خیر منصوح، منظور شده باشد. ریشه این واژه در استعمالات زبان عرب، از «نصحت العسل» به معناى تصفیه و خالص کردن عسل گرفته شده است.
 
مناسبت این ماده با کارى که ناصح انجام می‏‌دهد، از آن جهت است که ناصح نیز کلام و عمل خود را از غش و ناخالصى پاک می ‏کند و هیچ انگیزه‌‏اى جز خیرخواهى در لوح جان خود باقى نمی‌گذارد.
 
لذا نصیحت به معنای نقد نیست بلکه یک واژه عام است و هر نوع خیرخواهی جهت پیشرفت و تعالی می‌تواند در دایره نصیحت قرار گیرد.
 
ائمه مسلمین چه معصوم و چه غیر معصوم خیرخواهی و نصیحت نیاز دارند، خیرخواهی که اعم از کمک فکری، کمک عملی، تبعیت و ... می‌باشد البته باید توجه داشت همانطور که گذشت، نقد به معنای اشکال‌گیری در مورد معصومین معنا نخواهد داشت و از دایره نصیحت آن بزرگواران خارج است.
 
نصیحت به معنای خیرخواهی، در قرآن کریم هم آمده است:
«ابلغکم رسالات ربى و انا لکم ناصح امین: پیام هاى پروردگارم را به شما می رسانم و براى شما خیر خواهى امینم.»
عده اى از محدثان همچون ملا محسن فیض و پس از وى، ملا محمد باقر مجلسى، »نصیحت ائمه مسلمین» را به «اعتقاد، محبت خالصانه و پیروى کامل از ائمه» تفسیر کرده ‏اند. البته این نوع تفسیر منحصر در ائمه معصومین است که عصمت دارند و پس از ایشان در مورد امام المسلمین غیر معصوم همان تعریف اعم از نصیحت قابل استفاده است.
 
در زیارت جامعه کبیره ناصح بودن اهل بیت نسبت به خدای تعالی مطرح شده است لذا معنای نصیحت در اینجا قطعا نقد نیست و این هم شاهدی برای مطالب فوق است: 
 
و نصحتم له فی السر و العلانیة: و خیرخواهی کردید برای خدا (دین و طریقت الهی) در آشکارا و پنهان .
 
در زیارتنامه عباس بن علی(ع) ایشان هم اهل نصیحت نامبرده شده است: 
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ [جَاهَدْتَ وَ] نَصَحْتَ وَ صَبَرْتَ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ 
در زیارت دیگری هم از ایشان آمده است:
أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِیکَ فَنِعْمَ الْأَخُ 
حضرت عباس(ع) را می توان بهترین الگوی نصیحت نام برد چرا که او در نصیحت امامش هرگز دست به نقد و تخریب و اعتراض نزد و خیرخواهی خود را با جانفشانی و خلوص و تبعیت از امام حسین(ع) به سرحد اعلا رسانید. و از طرفی همین عباس بن علی(ع) در مقام نصیحت غیر معصوم دست به هرکار خیرخواهانه‌ای می زند و در دایره اعم خیرخواهی قدم برمی داشت.
 
حق را به من هم بگویید ...
 
حدیث دیگری که در نقد بدان استناد می شود حدیث ذیل است: 
 
امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مى‌فرماید:
فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی.
 از گفتن حق و از مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم، مگر آن که خداوند( کسیکه به من از خودم مالک‌تر است)  مرا حفظ فرماید.
لازم به ذکر است که گفتن حق و مشورت در عدالت در همه‌جا خصوصا در همه حکومت‌ها در طول تاریخ لازم و ضروری است، اما در باب معصوم(ع) چند نکته درخور توجه است:
 
1) گفتن حق و مشورت در عدالت به خودی خود خوب است لکن نقد به معصوم زمانی مطرح می شود که حقی ترک و عدالتی فروگذار شود که این در باب معصوم محال است. 
 
2) امیرالمؤمنین(ع) این جملات را در جامعه‌ای فرموده است که امام(ع) را به عنوان معصوم قبول نداشتند بلکه حکومت ایشان در گمان غلط مردم حکومتی مانند ولایت فقیه بود و نه حکومت معصوم. لذا امیرالمؤمنین(ع) از باب نکلم الناس علی قدر عقولهم با زبان مردم جامعه و با مسلمات اعتقادی آنها استدلال می آوردند و خطابه می فرمودند. 
 
3) بخش «خود را برتر از آن نمی‌بینم که اشتباه کنم مگر آنکه خدا حفظ کند» دقیقاً بیان اعتقاد شیعه در عصمت است.
 
 امامانی که توان ارتکاب گناه و خطا دارند لکن تقوای حضرات و فضل و حفاظت الهی آنها را از کوچک‌ترین خطاها هم حفظ نموده است.  شبیه این مطلب را در قرآن کریم می‌بینیم ، آنجا که حضرت یوسف می‌فرماید: ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی .



موضوع مطلب :

جزئیات جلسات محرمانه منافقین و عربستان برای ایجاد اغتشاش در ایران/ زمان پاسخ دادن به دخالت های آمریکا رسیده است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: از دو تا سه سال پیش که مسئولین امنیتی عربستان در پاریس در گردهمایی منافقین حاضر شدند، مقدمات این سناریو چیده شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا؛ محسن رضایی در نشست دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست خبری امروز خود با اشاره به حوادث اخیر تهران و اغتشاشات در برخی شهرهای کشور اظهارداشت: این اتفاقات سناریویی بود که توسط منافقین، سلطنت طلبان، آمریکا و عربستان کلید خورد.

وی در ادامه گفت: در جلسه امروز مقرر شد کمیسیون سیاسی، دفاعی، امنیتی مجمع تشخیص به همراه کمیسیون اقتصادی آن جلساتی را داشته باشند و هم موضوع نارضایتی های اخیر و هم سواستفاده دشمنان از آن را مورد بررسی قرار دهند و پیشنهادات خود را به مجمع ارائه کنند.

رضایی با بیان اینکه در وهله نخست مسئولیت رسیدگی به حوادث اخیر بر عهده قوای سه گانه است بیان داشت: نخستین بار نیست که دشمنان ما از اعتراضات سواستفاده می کنند و از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در 40 سال گذشته همواره امریکایی ها و وابستگان آن ها مترصد ضربه زدن به نظام ما به هرشکلی بوده اند.

وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ثمره صد سال مبارزات ملت ایران است، گفت: دست هایی که مردم ما از نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت و واقعه 15 خرداد گرفتند، آن ها را به این نتیجه رساند که ما نظام جمهوری اسلامی را می خواهیم نه نظام سلطنتی را؛ مردم ما به این نتیجه رسیدند که ما استقلال و آزادی را می خواهیم، نه وابستگی و استبداد را؛ باید اشاره کرد که این شعار های ملت ما شعار هایی است احساساتی و یک شبه نبود بلکه حاصل صد سال مبارزه و درس و تجربه بود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه در طول 40 سال اخیر همواره سیلی خوردگان از انقلاب درصدد ضربه وارد کردن به ملت ما بوده اند، گفت: منافقین، صدامیان، امریکایی ها و صهیونیست ها و همچنین سلطنت طلبان در طول 40 سال اخیر توطئه های زیادی را برای ضربه زدن به نظام و انقلاب ما به کار بستند و در دوران جنگ تحمیلی نیز شاهد بودیم که با اطلاعاتی که منافقین به رژیم صدام می دادند مناطق کشور توسط ارتش بعثی بمباران می شد و همچنین بعضاً سلطنت طلبان نیز در این توطئه مشارکت می کردند.

رضایی با اشاره به نمونه ای از توطئه دشمنان ملت ایران در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در مردادماه سال 59 جلسه ای تشکیل شد که در آن جلسه اویسی از سران رژیم شاه نیز شرکت داشت؛ در آن جلسه چنین بحث شد که جنگ درگیرد یا کودتا؛ سرانجام چنین نتیجه گیری شد که سران رژیم شاه ابتدا کودتایی را انجام دهند و در صورت شکست، جنگ صورت گیرد؛ در عمل نیز ما مشاهده کردیم که در همان مردادماه سال 59 کودتا شکست خورد و حدود دو ماه بعد از آن بلافاصله جنگی را علیه ملت ایران تحمیل کردند.

وی در ادامه با اشاره به توطئه های ادامه دار امریکا و وابستگانش علیه ملت ایران پس از جنگ تحمیلی گفت: پس از جنگ نیز امریکایی ها به تحریم ملت ایران روی آوردند، سرانجام مسئولان ما با بردباری به مذاکره روی آوردند و توافق برجام حاصل شد؛ در برجام نیز حرف و حدیث هایی نیز وجود داشت، اما نظام چارچوب آن را پذیرفت؛ اما در همین برجام نیز امریکایی ها به نقض عهد روی آوردند.

وی با بیان اینکه اتاق عملیات این اتفاقات چند ماه پیش تشکیل شده بود عنوان کرد: چند ماه پیش در اربیل عراق جلسه ای بین رئیس میز عملیات ویژه CIA که مسئول میز عملیات ایران است، قصی رئیس دفتر پسر صدام و هانی تلفا برادر زن صدام، نماینده بارزانی ها، نمایندگان منافقین و نماینده عربستان تشکیل شد؛ البته بحث‌هایی نیز در مورد حضور داشتن نماینده امارات هم در این اتاق عملیات مطرح است که در حال بررسی آن هستیم.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در این جلسه، تاریخ عملیات در ایران مشخص شد؛ آنها مشخص کردند که اواخر آذرماه با استفاده از فضای مجازی کار را شروع کرده و در دی ماه و بهمن هدف براندازی را دنبال کنند. این عملیات «استراتژی همگرایی نتیجه بخش» نام داشت.

رضایی گفت: تصور می کردند با این کار، کنترل تمام شهرها از دست مسئولین خارج شده، در گام بعدی اسلحه وارد کشور می کنند که به این واسطه تعداد زیادی از مردم کشته شده و در نهایت آمریکا از شورای حقوق بشر مصوبه ای علیه ایران درخواست کرده و در نهایت تحریم های جدیدی را اعمال کنند و پس از آن منافقین وارد فاز بعدی شوند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه تمام این سناریو در اربیل طراحی شده است، گفت: از دو تا سه سال پیش که مسئولین امنیتی عربستان در پاریس در گردهمایی منافقین حاضر شدند، مقدمات این سناریو چیده شد.

وی تصریح کرد: تمام کسانی که در 40 سال گذشته از انقلاب سیلی خوردند در این حادثه نقش آفرینی کردند.


وی با اشاره 8 سال جنگ تحمیلی گفت: سال 59 قبل از اینکه جنگ اتفاق بیفتد مردادماه همان سال جلسه‌ای در بغداد شکل گرفت و افسران رژیم شاه نیز شرکت کرده بودند و تاکید داشتند که نخست جنگ صورت بگیرد یا کودتا و پس از اینکه کودتا خنثی شد 2 ماه بعد جنگ آغاز شد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: جنگ از سویی تیم سلطنت طلب، منافقین، آمریکا و اسرائیل شروع و بعد از جنگ نیز اینها آرام ننشستند و دوباره توطئه‌هایی را شروع کردند چرا که آمریکایی‌ها تحریم‌ها را آغاز کردند و ما در تحریم‌ها نیز با حداکثر بردباری برجام را شکل دادیم و هرچند که امروز خود آمریکایی‌ها آن را نقض می‌کنند.

وی با اشاره به حوادث اخیر در ایران گفت: چند ماه پیش در اربیل جلسه‌ای توسط رئیس تیم عملیاتی ویژه CIA درباره ایران و با حضور مایکل دی‌اندریا، رئیس دفتر صدام و هانی‌طلفاح برادر زن صدام با نماینده‌ای از بارزانی‌ها و عربستانی‌ها تشکیل شده بود. نحوه عملیات در این جلسه تدوین شد که در اواخر آذرماه با استفاده از فضای مجازی شروع و در طول دی‌ماه و بهمن‌ماه ادامه یابد.

رضایی خاطرنشان کرد: اسم پروژه‌ای که دشمنان ایران در اربیل عراق طراحی کرده بودند، «همگرایی نتیجه‌بخش» بود و این چیزی که در کشور اتفاق افتاد مرحله نخست این پروژه محسوب می‌شد و فکر می‌کردند پیروز می‌شوند. آن‌ها در مراحل بعد می‌خواستند اسلحه وارد ایران کنند و به‌تبع آن عده‌ای از مردم کشته شوند و آمریکا از شورای امنیت تقاضای مصوبه حقوق بشری علیه ایران کرده و قطعنامه و تحریم‌های جدیدی وضع کنند.

وی تأکید کرد:‌البته این پروژه از دو سال پیش زمانی که مسئول امنیت عربستان در همایش منافقین در پاریس شرکت کرد، شروع‌شده بود و تعبیر آن‌ها این بود که مردم از نظام خسته شده‌اند و محوریت باید به دست سلطنت‌طلب‌ها، منافقین و آمریکا باشد که در حادثه‌ای که صورت گرفت خوشبختانه یک اجماع سیاسی در کشور حاکم شد چراکه برنامه‌ریزی دشمنان این بود که این مصائب را به گردن جناح‌های سیاسی بیندازند و به تعبیر خودبین جناح‌ها جنگ صورت گیرد و بدین ترتیب اداره کشور را ضعیف کنند که این راهکار نگرفت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد:‌دومین برنامه دشمنان این بود که اگر به مردم دل و جرات بدهیم مردم به صحنه می‌آیند. بنابراین مردم در اعتراضات اخیر مطالبات به حقی داشتند اما وقتی دیدند یک عده مطالبات آن‌ها را منحرف کردند مسیر خود را از آن‌ها جدا کردند.

رضایی بابیان اینکه در این پروژه اختلاف بین سلطنت‌طلبان و منافقین به وجود آمد، گفت: منافقین از 7 دی‌ماه دیدند سلطنت‌طلبان شعارشان بیشتر از منافقین غالب شده است. بنابراین اعلام کردند که 9 دی اوج خشونت خواهد بود و سعی کردند از طریق فضای مجازی و ورود نیروهای بیشتر میدان را به دست بیاورند که البته بسیاری از این سرشاخه‌ها امروز مشخص شدند.

وی با اشاره به مصوبات امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در جلسه مجمع تشخیص بر وحدت مسئولان بر لزوم حل مشکلات مردم به‌صورت عملی تأکید شد و باید صف مردم از ضدانقلاب جدا شوند که امروز این صف‌بندی نیز مشخص‌شده است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به نقش رسانه‌ها در عصر حاضر اظهار داشت: رسانه‌ها امروز بازوی توانمند ملت ایران هستند و باید درصحنه حضورداشته و نباید منفعل باشند و همه باید از همه ابزارها در این جنگ رسانه‌ای استفاده کنیم.

رضایی تأکید کرد: باید به مردم اطلاع‌رسانی شود که هدف نهایی آمریکا درباره ایران این است که جمهوری اسلامی را نمی‌توانند ساقط کنند بلکه با کشته سازی از مردم بنا دارند تحریم‌های جدید اقتصادی را وضع کنند.

وی در پاسخ به سوال پایگاه اطلاع رسانی دانا مبنی برنشست شورای امنیت به درخواست آمریکا درباره ایران گفت: معتقدم دولت محترم باید یک شکایت جدی همراه با تمام اسناد و مدارک در این رابطه علیه آمریکا و کشورهایی که در امور داخلی ایران دخالت کردند، آماده و بابت تخریب‌ها و خسارت‌ها اعلام خسارت کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بابیان اینکه رفتار ایران ازاین‌پس با آمریکا تغییر خواهد کرد، بیان داشت: ما اجازه نمی‌دهیم که آمریکا ازاین‌پس در امور داخلی ایران دخالت کند چراکه مقابله‌به‌مثل خواهیم کرد. ما به آمریکایی‌ها ثابت می‌کنیم که باید دست از دخالت در امور داخلی ایران بکشد.

رضایی همچنین گفت: آمریکا 40 سال است که جلوی پیشرفت ایران را گرفته و دخالت می‌کند و ما همه خسارت مداخله ایران را خواهیم گرفت؛ اگر آمریکایی‌ها عقب نکشند عواقب بسیار بدی را خواهند چشید و خودشان هم می‌دانند ما این توانایی راداریم.

وی درباره ضرورت ارتباط بیشتر مسئولین با مردم نیز بابیان اینکه مسئولان باید مشکلات را به مردم بگویند، گفت: ارتباط مسئولان با مردم باید بیش از گذشته باشد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره نظر مجمع تشخیص در خصوص بودجه سال 97،‌ اظهار کرد: کمیسیون نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام فعال‌شده و همزمان که بحث‌ها در مجلس  دنبال می‌شود به‌محض اینکه مصوبه نهایی بودجه بیرون آمده و به شورای نگهبان فرستاده شود ما نظر خود و مغایرت‌ها را به شورای نگهبان اعلام خواهیم کرد چراکه بودجه باید در راستای سیاست‌های کلی نظام باشد.

رضایی با تأکید بر اینکه در بودجه 97 تولید، اشتغال، تأمین اجتماعی، بانک‌ها و نظام پولی برای ما مهم است،‌گفت: باید سیاست‌ها به سمت تولید و اشتغال باشد چراکه شعار امسال نیز همین است.




موضوع مطلب : محسن رضایی

برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی با حضور در برنامه " دستخط" از روزهای پایانی عمر آیت‌الله هاشمی و فوت وی و خاطراتش از دوران ریاست صدا و سیما سخن گفت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم و راه دانا؛ مهمان این هفته برنامه "دست خط"، محمد هاشمی رفسنجانی رئیس اسبق سازمان صداوسیما و برادر مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود.
متن زیر مشروح صحبت‌های محمد هاشمی در برنامه دست خط است:
س: ان شالله خوب هستید؟ رفع کسالت شده؟
الحمدالله رو به بهبود هستیم.
س: چون در سالگرد ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هستیم، از ایشان شروع کنیم. این یک سال بر شما چطور گذشت؟
خیلی سخت! به هر حال برای ما خیلی سخت بود. تحمل فراغ ایشان مشکل است واقعا. چون من بعد از انقلاب و در این سی و چند سال گذشته با ایشان خیلی مانوس بودم. در این 8-7 سال گذشته من مسئول دفتر ایشان بودم و هر روز با هم بودیم.
س: ارتباط نزدیکی داشتید. چند سال از شما بزرگ‌تر بودند؟
8 سال بزرگ‌تر بودند.
س: از روزهای آخر و لحظات آخر، خاطره و صحبت و ناگفته‌ای دارید؟
ایشان روزهای آخر به آن معنا نه مریض بود، نه مشکلی داشتند. این گونه نبود که در بستر بیماری باشند و احتمالی وجود داشته باشد. بنابراین برای ما خیلی ناگهانی و باورنکردنی بود. همان روز یکشنبه صبح به مجمع آمدند و اتفاقا بسیار سرحال بودند. در جلسه مطالب مهمی را مطرح کردند.
نهار هم آقای دکتر هاشمی تماس گرفتند که ایشان را ملاقات کنند و ایشان هم موافقت کردند، قبول کردند با هم نهار بخورند. حدود ساعت 4 ایشان مجمع را ترک کردند. من مرکز سرطان کار داشتم و کمی زودتر از ایشان مجمع را ترک کردم و آمدم.
کارها را انجام دادم و می‌خواستم به منزل بروم که نزدیک منزل یکی از محافظین ایشان با من تماس گرفت و گفت حال حاج آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان شهدا بردیم، اورژانس هستند اگر می‌خواهید بیایید. من هم همان نزدیک بودم و در عرض 4-3 دقیقه به بیمارستان رسیدم. دیدم ایشان روی تخت احیا خوابیده است و گروهی روی ایشان کار می‌کردند. سوال کردم آثار حیات دارند؟ گفتند خیر. این آثار حیات مربوط به همین عملیات احیا است.
س: یک نکته ای که در ایام ارتحال آقای هاشمی دیده شد، مدیریت بسیار خوب شما و آقا محسن هاشمی بود.
ببینید آقای هاشمی یکی از شخصیت‌های اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر نظام جمهوری اسلامی ایران بودند. وقتی این حادثه رخ داد، به طور طبیعی و عادی، عده‌ای می‌خواستند از این حادثه سوءاستفاده کنند و ما هم چون به ایمان و اعتقاد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به نظام واقف بودیم و می‌دانستیم ایشان همه زندگی‌اش را در این راه داده است، آبرو و عزت و زندگی خود را در این راه هزینه کرده است، بنابراین گفتیم نباید به گونه‌ای حرکت شود که بدخواهان سواستفاده کنند از ارتحال ایشان.
نتیجه این باشد که به وحدت و انسجام ملی و حمایت از نظام تمام شود، نه اینکه نقطه منفی باشد یا باعث تفرقه و تشنج شود.
س: اتفاق افتاده بود ایشان به شما توصیه‌ای کنند که بعد از ما چنین کاری کنید؟
خیر. اصلاً این حالت بین ما نبود. چون ایشان سرحال و سالم بود. من می‌توانستم به ایشان بگویم بعد از من چه کار کنید، چون بعضا کسالت‌هایی داشتم ولی ایشان وضع خیلی خوبی داشتند.
س: سر محل دفن ایشان روایت‌هایی شد که ابتدا گفتند قم و بعد مرقد امام شد. ایشان وصیت خاصی داشتند؟
خیر. ایشان برای محل دفن خود هیچ وصیتی نداشتند. نظر برخی از اعضای خانواده از جمله من این بود که قم جای مقدسی است و ایشان هم یک عالم هستند و خوب است در آنجا دفن شوند، اما بعداً ملاحظاتی شد و برخی از آقایان ملاحظاتی را مطرح کردند و گفتند ایشان علاوه بر این که یک عالم است، سیاستمدار هم هست و مورد تکریم بسیاری از سران دولت‌های مختلف است و آنها احتمالا وقتی به ایران بیایند، می‌خواهند سر مزار ایشان بروند و ادای احترام کنند.
نکته دوم هم، رابطه ایشان با امام خمینی (ره) بود و اعتمادی که امام به ایشان داشتند و همراهی ایشان با امام، عامل بسیار تعیین کننده‌ای بود که محل دفن در مرقد امام شود. ما هم گفتیم هم از لحاظ سیاسی که کسانی بخواهند سر مزار ایشان بروند و هم به لحاظ رابطه‌ای که با امام داشتند، ایجاب می‌کند الان هم در کنار امام باشند. البته باید توجه داشت اینها همه توجیح است و مقدر بود، ایشان در مرقد امام دفن شوند.
س: آدم بسیار صبوری در عرصه سیاست بودند. در مسائل خانوادگی هم این اندازه صبر داشتند؟
بله، فوق العاده.
س: به عنوان دو برادر بحثی بین شما شده بود؟
هیچ گاه نبود. اصولا در خانواده نسبت به من یا برادران دیگر یا اعضای دیگر خانواده بحثی نداشتند. ایشان خیلی با تکریم نسبت به خواهران و برادران خود رفتار می‌کرد. به تعبیر ما روابط عمومی و جنبه مردم‌داری ایشان فوق‌العاده بود. فوق‌العاده در این مسائل حساس بودند.
س: چند خواهر و برادر هستید؟
ما 9 خواهر و برادر بودیم، الان 6 تا هستیم. حاج آقا و یک برادر دیگر و یک خواهر فوت کردند.
س: چند خواهر و چند برادر بودید؟
4 خواهر و 5 برادر بودیم.
س: برادرهای دیگر هم اینجا هستند؟
بله.
س: چه می‌کنند؟
یکی وزارت خارجه بود و چند سالی است که بازنشسته شد. یکی دیگر در مس سرچشمه کار می‌کرد که او هم بازنشسته شد.
س: مادر به شدت به حاج آقا علاقه داشتند؟
نه، به همه علاقه داشتند.
س: خاطره‌ای از مادر ندارید؟
خاطره از مادر زیاد است. سفارشی که سال آخر کردند، جنگ طولانی شده بود و خسارات زیادی داشت، عده ای به مادر ما مراجعه می‌کردند. ایشان هر وقت می‌خواستند به جبهه بروند، گاهی مسیر را تغییر می‌دادند و از کرمان و از جاهای مختلف می‌رفتند، بعد محافظین‌شان را فرستادند که والده را بیاورند که می‌خواهم ایشان را ببینم و به جبهه بروم.
محافظین هم دنبال مادر رفتند و مادر هم گفتند به اکبر بگویید من که هر شب تو را در تلویزیون می‌بینم و اگر تو می‌خواهی من را ببینی به اینجا بیا! (می‌خندد) بعد حاج آقا به نزد مادر رفتند و ایشان هم دعایش کرد و گفت مادر می‌گویند جنگ دست تو است و اگر می‌توانید دیگر جنگ را تمام کنید. این هم سفارش مادر بود که اگر دست تو هست و می‌توانید، دیگر جنگ را تمام کنید.
س: امام (ره) بر پیکر پدرتان نماز خواندند؟
بله، ایشان سال 40 مرحوم شدند، آبان ماه سال 40 بود. در قم بودند.
س: پدر روحانی بودند؟
بله، پدر روحانی بودند و درس حزه خوانده بودند ولی کار روحانی نمی‌کردند. روحانی بودند که کشاورزی می‌کردند، به تبعیت از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) کشاورزی می‌کردند.
س: در جایی خوانده بودم آقای هاشمی در مسیر از امام همواره سوال می‌پرسیدند.
بله. داستان این طور بود که آقای هاشمی وقتی به قم آمدند- یعنی سال 1327 بود – ابتدا منزل یکی از بستگان اخوان مرعشی ساکن شدند. خانه آنها درست روبروی خانه امام بود، اخوی می‌گفتند که من بعد از 3-2 سال که فضا را شناخته بودم، امام برای درس که بیرون می‌رفتند، منتظر می‌ماندم و دنبال ایشان می‌رفتم.
بعد دو سه روز به خودم جرات دادم و جلو رفتم و از ایشان سوال می‌کردم و در واقع آغاز آشنایی ایشان با امام از این واقعه بود.
س: در جایی از شما خواندم که وقتی به امریکا رفتید برای درس، آقای هاشمی یک سفر نزد شما آمده بودند و برای شما جالب بوده که ایشان همه چیز را با دقت نگاه می‌کردندو می‌دیدند که اینها چطور پیشرفت کرده‌اند. سال 54 بود؟
بله. ایشان ابتدا از فرانسه پیش آقای یزدی رفتند، من هم از کالیفرنیا به هیوستون رفتیم و ماشینی خریداری کردیم و با ایشان آمدیم، چون ایشان می‌خواستند ببینند. من با هواپیما رفتم، چون 2 هزار مایل فاصله بین کالیفرنیا و هیوستون بود، لذا من با هوپیما رفتم و آنجا یک ماشین خریدیم و و زمینی برگشتیم. 17-16 ایالت امریکا در این مسیرمان بود. یک هفته در راه بودیم و ایشان در جاده مستقیم نمی‌آمدند.
دو هفته نزد من بودند. نکته مهم این بود که آنجا ایشان بیشتر روی این جنبه تاکید داشتند که آنها در چه زمینه‌هایی پیشرفت کرده‌اند و چگونه پیشرفت کرده‌اند. نقاط ضعف و مثبت نظام سیاسی آمریکا را در این سفر از نظر عملکردی می‌خواستند دربیاورند.
ایشان می‌گفتند وجه مشترک بین نظام سوسیالیستی و نظام سرمایه‌داری، نظام اجتماعی خوبی است؛ نه سیستم سرمایه‌داری و نه سیستم کمونیستی جوابگو نیستند. جوابگو، یک نظام مشترک بین این دو است.
س: آقای هاشمی چطور از زندان بیرون آمدند که آمریکا آمدند؟ اجازه خروج از کشور را داشتند؟
بله، ممنوع‌الخروج نبودند. ولی از آن سفر که بازگشتند تا پیروزی انقلاب در زندان بودند. به نظرم، خروج از کشور ایشان هم قاچاقی بود، چون بعد از بازگشت ایشان را زندان انداختند تا زمانی که انقلاب پیروز شد. در تحصن دانشگاه همان شب آزاد شد.
س: از آقای یزدی اسم بردید؛ در مبارزه، با آقای یزدی اختلاف نظر داشتید؟
اختلاف نظر به آن معنا نه، اختلاف دیدگاه وجود داشت. نهضت آزادی یک تز سه بعدی قائل بود. می‌گفت مبارزه سه بعد «ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی» دارد. کسی که می‌خواهد در بعد ایدئولوژی کار کند، پایه‌اش این انجمن‌های اسلامی است در داخل و خارج کشور و کسی که می‌خواهد در بعد سیاسی کار کند حزب سیاسی، نهضت آزادی است، بیایند عضو نهضت شوند و کسی که می‌خواهد در بعد نظامی کار کند، عضو مجاهدین خلق شود؛ چون ابتدا مجاهدین خلق از گروه‌های چریکی مسلمان بودند. در سال 48.
س: قبل از انحراف فکری؛
بله. بعد در این زمینه مثلا اگر دانشجویی می‌خواست تظاهرات کند، نظر آقای یزدی این بود که تظاهرات یک کار سیاسی است و دانشجویان نباید این کارها را انجام دهند چون در بعد ایدئولوژیک هستند.
س: چرا امام درباره نهضت آزادی بعد از انقلاب، چنین رویکردی گرفتند؟
نمی‌دانم، این بیشتر به دولت موقت بازمی‌گردد.
س: یعنی آقای بازرگان؟
وقتی دولت موقت تشکیل شد دو سه اقدام انجام شد که خلاف انتظار امام بود. یکی از آنها دیداری بود که دکتر یزدی و آقای بازرگان در الجزایر با برژینسکی داشتند.
س: این بدون اطلاع امام (ره) انجام شد؟
وقتی این خبر منتشر شد، در آن شورا مطرح شد که آیا آقای بازرگان و آقای یزدی که ملاقات کرده‌اند، با اطلاع امام بوده یا خیر؟ امام آن زمان در قم بودند، قرار شد از امام بپرسیم.
من با منزل امام در قم تماس گرفتم، گفتند امام الان نیستند، من هم گفتم این سوال را بپرسید از ایشان. آقای صانعی سوال کرده و نوشته بود برای امام، امام هم زیر آن نوشته بود نه تنها با اجازه من نبوده، بلکه با اطلاع من هم نبوده است. بازرگان هم که از الجزایر بازگشت، استعفا داد. به قم رفتند و استعفا دادند، امام هم دیگر این دفعه استعفا را پذیرفتند.
س: یک خاطره‌ای از شما خواندم که وقتی امام به پاریس رفتند، از آمریکا به دیدار امام(ره) رفتید. در همان ایام که هایزر به ایران می‌آید، کارتر را به عنوان نماینده‌اش خدمت امام(ره) میفرستد که به نوعی به ایشان بگوید دخالت نکنید و به تهران نروید که امام(ره) هم جواب سنگینی دادند.
بله. اوایل بهمن ماه بود، دو نفر شب تماس گرفتند که می‌خواهند با امام(ره) دیدار کنند که امام هم موافقت کردند. ده و نیم شب نماینده آقای کارتر با نماینده رئیس جمهور فرانسه خدمت امام(ره) آمدند. نماینده امریکا همین را بیان کرد و تلویحاً با بی‌ادبی به امام(ره) گفتند در مسائل ایران دخالت نکنید. امام(ره) هم گفتند من هنوز به مردم نگفته‌ام که با امریکایی‌هایی که در ایران هستند، چه بکنند و اگر لازم باشد می‌گویم.
یعنی امام(ره) او را تهدید کردند و او هم جا خورد. نماینده رئیس جمهور فرانسه هم از در مهربانی وارد شد و گفت رفتن شما به ایران خطر دارد و اگر جای شما اینجا خوب نیست شما را به قصر ورسای منتقل کنیم. امام(ره) تشکر کردند و گفتند جای من همینجا خوب است و جالب است که امام (ره) 117 روزی که آنجا بودند اصلاً قصد هم نکردند که می‌خواهند بمانند. یعنی تا یک ماه نماز شکسته می‌خواندند و سر یک ماه در ماشین می‌نشستند و به جایی می‌رفتم و بعد بازمی‌گشتند و نمی‌خواستند قصد کنند. من از ایشان سوال کردم که نماز کامل بخوانیم یا خیر؟ امام(ره) فرمودند که خیال می‌کنید برای خدا فرقی دارد که نماز 4 رکعتی باشد یا دو رکعتی باشد، اصل این است که تسلیم باشید.
س: در هواپیما که می‌آمدید خودتان منتظر یک حکومت و مسئولیت جدید بودید؟
خیر. ما ها که می‌ترسیدیم (می‌خندد) اکثراً در هواپیما رعب داشتیم. وارد فضای تبریز شدیم هواپیما 450 نفر جا داشت و 150 مسافر در آن بودند. همه در هواپیما قدم می‌زدند ولی وارد تبریز که شدیم خلبان خواست همه سرجای خودشان بنشینند، این شوک دوم بود که چه شده است که همه باید سرجایشان بنشینند،
به تهران که رسیدیم نیم ساعت هواپیما دور تهران می‌گشت و روی زمین نمی‌نشست. ما از بالا بهشت زهرا و خیابان‌ها را می‌دیدیم که همه پر بود، در فرودگاه هم همه پلیس بودند، این هم شوک سوم بود.
س: حاج آقا چطور ازدواج کردید؟
از آمریکا که آمدم یکی از بستگان موردی را معرفی کرد که مثلا خانواده مناسبی است، ما هم گفتیم می‌رویم می‌بینیم.
س: کرمانی بودند؟
بله. به کرمان رفتیم و با پدرومادرشان صحبت کردیم. بعد رفسنجان رفتیم، در منزل خاله ایشان با ایشان صحبت کردیم و تمام شد. من هم آمریکا رفتم و گفتم زندگی‌ام را جمع کنم و بازگردم. قرارها گذاشته شد؛ 15 شعبان، 18 تیر که امام در قم بودند، خدمت ایشان رفتیم و عقد را خواندند. باجناق ما در قم بودند و یک شامی برای 20 تا 25 نفر دادند و تشریفات دیگری نداشتیم.
س: مهریه چقدر بود؟
مهریه ما مهرالسنه بود. منتها امام فرمودند مهره‌السنه را نمی‌توان همینجوری گرفت و مهریه باید معلوم باشد. 500 درهم را تبدیل کردند و آن زمان نرخ نقره بود و سه هزار و 500 تومان شد.
س: اهل غذا درست کردن در خانه هستید؟
بله. من همه نوع غذا بلد هستم.
س: به خاطر زندگی که در امریکا داشتید؟
فقط آن نبود. قبل از آمریکا رفتن هم، وقتی به تهران آمدیم همه 8 سالی که تهران بودیم، مجردی زندگی می‌کردیم. گاهی مادر نزد ما می‌آمدند ولی بیشتر اوقات مجردی زندگی می‌کردیم.
س: چه غذاهایی را خوب درست می‌کنید؟
همه چی را خوب می‌توانم درست کنم. غذای ژیگو، انواع خورشت‌ها، انواع  کباب‌ها را بلد هستم.
س: الان هم درست می‌کنید؟
الان هم گاهی درست می‌کنم.
س: چند فرزند دارید؟
4 فرزند دارم. 3 تا پسر، یک دختر.
س: چه می‌کنند؟
همه ازدواج کرده‌اند. درس می‌خوانند، کار کشاورزی می‌کنند. یکی‌شان در باغ پسته کار می‌کند، مشترک با هم کار می‌کنند.
س: شما به شدت مخالف کار اقتصادی بچه‌ها هستید؟
من مخالف کار اقتصادی نیستم، ولی اگر مثلا کسی بخواهد از رانت استفاده کند یا آن چه بین برخی معروف است آن کارها را مخالف هستم.
س: حاج خانم کار فرهنگی می‌کنند؟
بله. افتخاری کار می‌کنند.
س: از جمله مدارس مذهبی را اداره می‌کنند.
بله. تقریبا از بهترین مدرسه ایران است. هم مذهبی، هم معتدل و هم از نظر درسی خیلی خوب هستند. یعنی تعلیم و تربیت را با هم دارند.
س: در فامیل هم درخواست دارید که ثبت‌نام کنید؟
فراوان هستند ولی اصلا سفارش قبول نمی‌کنند. چون ایشان ضابطه‌مند عمل می‌کنند. مصاحبه و امتحان ورودی دارند و همانطوری عمل می‌کنند. خارج از ضابطه کسی را قبول نمی‌کنند و من هم هیچ وقت اصراری نمی‌کنم.
س: جناب هاشمی، وضعیت اقتصادی جامعه را چطور می‌بینید؟
از جهت اقتصادی افراد نیازمند در جامعه ما زیاد هستند. کسانی هستند که میلیاردها ثروت دارند و امکانات عجیب و غریبی برای خودشان دارند، کسانی هم هستند که در فقر مطلق قرار دارند. یعنی فاصله طبقاتی در کشور بسیار زیاد شده است.
از نظر علمی اطلاعات من کم است، اما آنچه واقعیت اجتماعی در صحنه و میدان مشاهده می‌شود، مراجعات و گزارش‌هایی که می‌بینیم، وضعیت مطلوبی نداریم.
س: وضعیت فرهنگی چطور؟
وضعیت فرهنگی هم فاصله زیادی با فرهنگ اسلامی دارد. زیربنای انقلاب اسلامی مکتب اهل بیت (ع) است. مکتب اهل بیت (ع) هم ارزش‌های متفاوت در همه زمینه‌ها دارد و عمل‌گراست. متاسفانه الان می‌بینید جدایی خانواده‌ها و نرخ طلاق را، گاهی کشورها را می‌بینم نرخ طلاق آنها از ما کمتر است.
س: از کجا از این فرهنگ اسلامی فاصله گرفتیم؟
نمی‌دانم. مشکل است بخواهیم ابتدا را تعیین کنیم. ولی وضعیت کنونی و ناهنجاری‌های اجتماعی بسیار زیاد است. یک نکته‌ای که حالا جزو باورهای دینی ماست، انچه در تاریخ هم وجود دارد، این است که می‌گویند لقمه حرام آثار سویی دارد. ممکن است خیلی‌ها ندانند لقمه آنها حرام است. مثلاً اگر من در اداره‌ای از وقت خود بزنم، خب این مشکل است.
س: دولت آقای روحانی را چطور دیدید؟
دولت آقای روحانی هم که معجزه نمی‌تواند کند. شرایطی که دولت را تحویل گرفت، وضعیت کشور از جهات مختلف خیلی بد بود. مثلاً رشد اقتصادی منهای 5 درصد بود، بیکاری سر به آسمان می‌زد، اشتغال‌زایی وضعیت بدی داشت و بسیاری از واحدهای تولیدی تعطیل بود. این نیاز به سرمایه دارد و با شعار نمی‌توان کار اقتصادی کرد.
برآوردی که در دولت آقای روحانی در سال 95 شده بود که گفته بودند اگر بخواهیم به این تعداد شغل برسیم، نیاز به 50 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است. این میزان را از سه طریق می‌توان تامین کرد. یا بخش خصوصی بیاید یا دولت خود سرمایه‌گذاری کند، یا جذب سرمایه‌ خارجی داشته باشد.
نه بخش خصوصی به این قدرت رسیده است و نه زمینه لازم برای جذب سرمایه خارجی فراهم کرده‌ایم و نه دولت چنین بودجه‌ای دارد و در نتیجه وضع همین می‌شود.
 س: می‌گویند آقای هاشمی یک انتقادی این اواخر به دولت آقای روحانی داشتند که کارهای اقتصادی ملموس برای مردم آنچنان که باید، نکرده‌اید، در حالی که می‌توانستید انجام دهید. این درست است؟
من این را از آقای هاشمی نشنیده‌ام و نمی‌دانم. برخی افراد این جمله را از قول آقای هاشمی گفته‌اند، اما من شخصاً از ایشان نشنیده‌ام و این را مستند نمی‌دانم.
س: اگر خود ایشان بودند، ممکن بود برای سال 96 دوباره نامزد شوند؟
نمی‌دانم، نه دیگر؛ آقای روحانی که می‌شدند...
س: شما که نامزد شدید و گفتید به توصیه اخوی بود.
از این جهت بود که گفتند در کنار آقای روحانی دیگرانی هم باشند. از 5 نفر اسم بردند، نه این که هر 5 نفر باشند.
س: چه کسانی بودند؟
آقای ناطق، آقای ظریف، آقای جهانگیری، من و یک نفر دیگر که الان به خاطر ندارم بودند. چون هیچ کدام نیامدند، من نامزد شدم. من تا شنبه ظهر صبر کردم.
س: آقای جهانگیری که نامزد شده بودند!
نه، بعد از من بودند. حتی دو روز قبل یعنی روز پنج‌شنبه مراسمی درباره آقای هاشمی بود که آقای جهانگیری هم حضور داشت و آقای مرعشی و دوستان دیگر هم بودند، آنجا صحبت شد و ایشان نقل کردند که آقای روحانی مخالف هستند که کسی از کابینه‌اش ثبت‌نام کند.
س: آقای ظریف با آقای هاشمی صحبت کرده بود؟
نمی‌دانم.
س: مناظرات را چطور دیدید؟
بسیار بد! یعنی مناظره‌ها واقعاً هیچی برای نظام اسلامی جانگذاشت. در مناظره‌ها مسئولین دزد، قاتل، دروغگو بودند (می‌خندد). هجمه‌ای که به نظام شد هیچگاه از سوی دشمن نشده بود.
س: 6 رجل سیاسی چطور این رفتار را داشتند؟
جنگ قدرت همین است.
س: به کسی از این آقایان حضوری انتقاد کردید؟
بله.
س: چه کسی بود؟
به هر کسی که دسترسی داشتم انتقاد کردم. البته به هیچ کدام دستم نرسید (می‌خندد).
پیغام فرستادید؟
بله. من هیچ کدام را ندیدم. در گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایم این حرف‌ها را زیاد زدم.
س: آقای محمد هاشمی رفسنجانی چرا از کارگزاران بیرون آمد؟
همان زمان دلیلش را گفتم دیگر.
س:خیلی صریح بیان نکردید.
صریح بود. گفتم کارگزاران تبدیل به جبهه شده است و یک حزب سیاسی نیست.
س: یعنی چه جبهه؟
جبهه متشکل از احزاب است، اما حزب اساسنامه و مرام‌نامه‌ای دارد. اخیراً به تدریج در شورای مرکزی حزب ترکیب به شکل جبهه شد، دیگر حزب نبود. من هم چون طرفدار حزب بودم، با جبهه نخواستم کار کنم.
س: چه کسانی آمدند که شما نخواستید کار کنید؟
اسم نبریم بهتر است.
س: شفاف گفتید و این هم بیان کنید.
بهتر است گفته نشود. ترکیب جدید را نگاه کنید که چه کسانی هستند.
س:می‌توان این طور گفت که چون به نوعی کارگزاران در اصلاح‌طلبان هضم شده‌اند و به همین دلیل شما بیرون آمدید؟
نه، این بحثی که بیان می‌کنید در جناح اصلاح‌طلب مقبولیت ندارد. آنها می‌گویند کارگزاران پیشتازی دارند.
س: یعنی می‌گویند اصلاح‌طلبان در آنها هضم شده‌اند؟
مثلاً این چنین می‌گویند. یک نوع این صحبت‌ها بعضاً شنیدم که بین کارگزاران و اصلاح‌طلبان وجود دارد.
س: آقا محسن هاشمی را فکر می‌کردید اینقدر برای شوراها رای بیاورد؟
بله. بیشتر هم فکر می‌کردیم رای بیاورد.
س: خیلی‌ها انتظار داشتند آقا محسن شهردار تهران شود.  چرا اتفاق نیفتاد؟
من خیلی ورود نکردم، اما اینها گفتند کسانی که برای شورای شهر ثبت‌نام کرده‌اند از آنها قسم‌نامه یا تعهدنامه‌ای گرفته‌اند که با شورا بمانند و از شورا بیرون نروند.
س: الان آقای نجفی (شهردار تهران) را گزینه خوبی می‌دانید؟
آقای نجفی شخصیت برنامه‌ریز و اهل برنامه است. چون استاد ریاضی است، بسیار دقیق است. در جایی مانند شهرداری که خیلی شلوغ‌بازار بوده، ایشان رنج می‌برد. یعنی مسائلی که می‌بیند و از گذشته شهرداری خیلی رنج می‌برد.
اگر فرصت پیدا کند و چوب لای چرخش نگذارند، اقای نجفی جزء شخصیت‌هایی است که می‌تواند قدر زیادی شهرداری را اصلاح کند.
س: رئیس شورای شهر برای آقا محسن جایگاه خوبی است؟
بله، آنجا تجربه‌ای کسب می‌کند.
س: برخی‌ها می‌گویند این یک سکویی برای ریاست جمهوری است.
حالا این حرف‌ها زود است که کسی مطرح کند. تجربه‌ای که در اجرا داریم، این است که کسانی که زودهنگام برای مشاغلی مثل ریاست جمهوری خودشان را مطرح کرده‌اند، سوختند. نه تنها موفق نشدند بلکه سوختند.
س: یعنی توصیه شما به آقا محسن هم همین است؟
به همه چنین توصیه‌ای دارم. کسی اگر برنامه‌ای دارد هیچگاه نباید زودهنگام مطرح کند و باید در زمان خود و به موقع مطرح کند.
س: با آقا محسن در این زمینه صحبت کرده‌اید؟
خیر.
س: آقا محسن با شما ارتباط دارد که بخواهد مشورت بگیرد؟
ارتباط داریم، مشورت که چون من اطلاعات زیادی درباره شهرداری به آن معنا ندارم. مشاور باید عالم در رشته خودش باشد.
س: پیش آقای ناطق بودیم و ایشان خاطراتش را بیان می‌کردند. می‌گفتند قبل از سال 84 من چندین بار در ناهار معروف علمای مجمع، به آقای هاشمی گفتم بهترین فرد برای ریاست جمهوری شما هستید، آقای هاشمی هم مخالفت می‌کردند. من دو الی سه بار می‌گفتم و ایشان هم مخالفت می‌کردند تا اینکه 84 بدون اینکه به کسی بگویند یکباره تصمیم گرفتند. به عنوان امین آقای هاشمی بفرمایید چطور به این تصمیم رسیدند و آمدند؟
سال 84 یا 92؟
س: سال 84 منظورم است. البته سال 84 هم ظاهرا روی آقای ولایتی تاکید داشتند که نامزد مورد نظرشان باشد اما یکباره خودشان وارد صحنه می‌شوند.
سال 84 را من خیلی به یاد ندارم، ولی سال 92 را به خاطر دارم.
سال 92 هم کسی گمان نمی‌کرد، حاج آقا بیایند.
بله. در سال 92 درخواست از حاج آقا خیلی زیاد بود. هم گروه‌های سیاسی و هم نمایندگان مجلس و هم مردم، اصناف، چنین درخواستی داشتند. اکثر ملاقات‌های حاج آقا با همین درخواست‌ها همراه بود. حاج آقا هم مدام مقاومت می‌کردند و مخالف بودند.
ولی روزی که تصمیم گرفتند، گفتند من با خودم فکر کردم اینهمه درخواست‌های مردم چرا باید پاسخ منفی بدهم و استبداد رای داشته باشم و مخالفت کنم؟ من هم این را می‌پذیرم. منشا سال 92 عمدتاً درخواست‌های مردمی بود.
س: اطمینان صددرصدی به آقای روحانی نداشتند که بتواند.
آقای روحانی که ثبت‌نام کرده بودند ولی بحث این بود که خود حاج آقا در میدان باشند و کشور را نجات دهند.
س: چون خیلی‌ها می‌گفتند آقای روحانی با آقای هاشمی هماهنگ کرده بود.
نه، حالا آقای روحانی برای ثبت‌نام با آقای هاشمی مشورت کرده بودند. آقای عارف هم برای ثبت‌نام مشورت کرده بودند، دیگران هم که می‌خواستند ثبت‌نام کنند از حاج آقا مشورت می‌گرفتند، حاج آقا هیچ کسی را منع نمی‌کرد که ثبت‌نام نکنید و می‌گفتند شرکت کنید. مسئله منع برای کسی نداشتند، منتها منشا تصمیمشان همین اصرار مردم بود که باید به مردم پاسخ مثبت داده شود.
س: شما چرا سمت‌هایی را که آقای خاتمی در دولت دوم خرداد پیشنهاد کردند، قبول نکردید؟
در مجموع شرایط می‌دیدم باید کمی برای استراحت بروم.
س: فقط استراحت مدنظر شما بود یا دوست نداشتید کار کنید؟ چون ظاهرا به اخوی هم گفته بودید که دوست ندارید کار کنید؛
بله. علاقه‌مند خدمت به مردم بودیم، ولی در مجموع شرایط را مناسب نمی‌دیدم. چون من معاون اجرایی بودم و در معاونت اجرایی می‌توانستم خدمت کنم و مسلط به کارم بودم. معاونت اجرایی را منحل کردند. من هم پیام این را گرفتم و گفتم انحلال معاونت اجرایی برای این است که من نباشم. وگرنه دلیلی نداشت معاونت اجرایی را منحل کنند.
س: به شما پیشنهاد دیگری دادند؟
دو سه تا پیشنهاد دادند؛ هواپیمایی کشوری، تامین اجتماعی، وزارت کار، مسائل این چنینی بود. من شخصاً کاری که بدهند می‌سنجم و اگر توانائی در خودم احساس نکنم نمی‌پذیرم.
س: دلخوری شما از عملکرد آنها در انتخابات مجلس نسبت به آقای هاشمی، تاثیرگذار نبود؟
بالاخره آن زمان اختلاف نظر در مسائل گوناگون داشتیم. منتها نپذیرفتن مشاغل به دلیل عدم تخصص بود.
س: آقای هاشمی تلویزیون نگاه می‌کند؟
اخبار را سعی می‌کنم ببینم.
کدام بخش خبری را پیگیری می‌کنید؟
عصرها که منزل هستم خبر هفت را می‌بینم. 20:30 را معمولاً می‌بینم. خبر 21 را می‌بینم.
س: سریال‌ها را می‌بینید؟
سریال‌ها را خیلی نمی‌بینم. یکی دو تا سریالی که دیدم، کیفیت خیلی پایین آمده، پوشش‌هایی که در تلویزیون ظاهر می‌شود، آرایش مویی که وجود دارد، دیالوگ‌هایی که مطرح می‌شود و نوع ارتباطات...
س: تازه می‌گویند تلویزیون خیلی بسته عمل می‌کند!
اینها از نظر فرهنگ‌سازی، فاصله از فرهنگ اسلامی است. یک زمانی در دولت و یا در حاشیه مجمع بود که به آقای لاریجانی گفتم که شما چرا اینها را پخش می‌کنید؟ گفتند اگر اینها را پخش نکنیم مردم به سمت کانال‌های دیگر می‌روند یعنی بین بد و بدتر، گزینه بد را انتخاب کردند.
من گفتم رسالت اسلامی ما این نیست. ما باید متاع خودمان را عرضه کنیم، حالا هر کسی این متاع را می‌خواهد بیاید، اما اینکه متاع دیگران را بدهیم که مردم سراغ دیگری نروند، درست نیست.
س: خیلی از همفکران شما با نظر شما موافق نیستند.
من گفتم این منطق درستی نیست و باید متاع خود را عرضه کنیم. اگر همفکر من باشند، موافق این دیدگاه هستند.
از نظر سیاسی به شما نزدیک هستند ولی متفاوت نگاه می‌کنند. می‌گویند صداوسیما باید خیلی بازتر عمل کند. مثلا در یکی از شبکه‌های اجتماعی اخیرا دیدم که درباره یک موضوعی که واقعا منفی است حرف می‌زد، مثلا نظرشان را درباره این می‌پرسید که شما در خیابان از یک نفر خوشت می‌آید و او را انتخاب می‌کنی که یک شب با اون زندگی کنی! به همین راحتی چنین بحثی را مطرح می‌کند که چه بلایی سر فرهنگ مردم می‌اورد! در این فضا فکر نمی‌کنید کار صدا و سیما خیلی سخت‌تر شده؟ یعنی واقعا زمان شما واقعا اینقدر سخت نبود!
نه، سخت هست. اما جمله‌ای که رادیو معارف تقریبا هر روز از امام (ره) پخش می‌کند این است که این رادیو و تلویزیون باید اسلام را ترویج کند، اسلام را تبیین کند. یعنی شوخی نداشتند. من یک روزی خدمت ایشان رسیدم، دیدار ادواری با ایشان داشتم.
من نشستم و سلام کردم. امام (ره) یک دفعه گفتند من اگر خلاف شرع ببینم ملاحظه هیچ کسی را نمی‌کنم و اعلام می‌کنم. با یک حالت تقریبا تندی این را گفتند.
من ابتدا قدری جا خوردم و بعد گفتم بله من خیلی خوشحال هستم که این را می‌شنوم، معلوم می‌شود تابحال خلاف شرعی نداشته‌ایم که شما نگفته‌اید. (می‌خندد). امام یک تبسمی کردند. اما ایشان خیلی جدی بودند. مثلا در نامه‌ای که ایشان در سال 66 یا 67 نوشتند که من باید دو نکته را تذکر بدهم، یکی اینکه اجنبی گریم نکند و دوم اینکه بیننده از روی شهوت نظر نکند. من پرسیدم منظورتان چیست که اجنبی گریم نکند؟ فرمودند اینهایی که در تیتراژ می‌نویسید، من دقت کرده ام که شما بازیگر زن دارید ولی گریمور زن ندارید، یا بازیگر مرد دارید ولی گریمور مرد ندارید. تذکر دادند که اجنبی گریم نکند.
س: ولی قبول کنیم که بالاخره هر دولتی که بر سرکار می‌آید، مردم می‌خواهند صدایشان شنیده شود.
قبول دارم. ولی تحلیل به مردم بدهند، نه اینکه تخریب کنند.
س: خیلی استفاده کردیم؛ از حضور شما تشکر می‌کنم، برنامه با «دست‌خط» شما به پایان می‌رسد.
دست نوشته آقای محمد هاشمی رفسنجانی در برنامه «دستخط»:
«بسمه تعالی
با دعوت قبلی در برنامه دست‌خط شرکت کردم. از هر دری سخنی و از هر سوژه‌ای سوالی مطرح شد، آنچه برایم سخت بود صحبت کردن در خصوص ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود. یادآوری این حادثه از تلخ‌ترین خاطرات دوران زندگی من می‌باشد، اما از نکات شیرین این برنامه تجدید خاطراتی از امام راحل (ره) بود؛ نصیحت‌های امام (ره)، حمایت‌های امام (ره) از مدیریت اینجانب در صداوسیما.
صداوسیما برای من خاطره‌انگیز است چرا که 13 سال از عمر خود را در این سازمان گذرانده‌ام، آن هم در روزهای تلخ و شیرین!
ذکر خاطره‌ای از مادر مرحومم، برایم جذاب و آزاردهنده بود و سرانجام یاد پدر، پندها و اندرزهای حکیمانه پدر چه زیبا و اثربخش در زندگی من بود.
خداوندا خودت یاری‌ام کن عاقبت به خیر گردم.»




موضوع مطلب : برنامه دست خط, برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی, ماجرای ملاقات بازرگان با برژینسکی و برخورد امام(ره)

سردسته 33

تصاویر سردسته‌های آشوب‌های اخیر در تهران، منتشر شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، تعدادی از آشوب‌گران در چند روز گذشته در تهران، همزمان با برپایی چند تجمع مردمی برای پیگیری مطالبات اقتصادی، با سوء استفاده از این تجمعات به اموال عمومی و دستگاه‌های خدمات‌رسان آسیب رساندند.

آشوب‌گران که تعدادشان محدود بود، با هدایت سردسته‌های خود چند دستگاه خودرو، سطل‌های زباله، چندین بانک و . . . را به آتش کشیدند.

  • بیشتر بخوانید
  1. واکنش مردم به آتش‌زدن پرچم ایران توسط اغتشاشگران + عکس
  2. مشاهدات عینی خبرنگار تسنیم از اغتشاشات تهران + عکس
  3. تجمعات مردمی چگونه به اغتشاش کشیده شد + جزئیات
  4. مشاهدات عینی خبرنگار تسنیم؛ استمرار آرامش در تهران با هوشیاری مردم

در ذیل، تصاویری از سردسته‌های این اغتشاشگران را مشاهده کنید؛ در صورت شناسایی هر یک از این افراد، آنها را به یکی از مراجع ذیل معرفی کنید.

شماره تماس:

ستاد خبری وزارت اطلاعات: 113

ستاد خبری سپاه پاسداران: 114

ستاد خبری ناجا: 110



انتهای پیام/




موضوع مطلب : سردسته‌‌ های آشوب‌ های تهران, شناسایی سردسته‌‌ های آشوب‌ های تهران, آشوب های دی 96 تهران
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3646
  • بازدید دیروز: 6966
  • کل بازدیدها: 10323619
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3646
  • بازدید دیروز: 6966
  • کل بازدیدها: 10323619