سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
برخی از طرفداران حجاب اختیاری برای اثبات ادعای خود به اختیاری بودن نماز و روزه استناد می‌کنند که هرکس که نماز نخوانْد یا روزه نگرفت گناهش پای خودش است و ما مأمور به الزام نیستیم. به این افراد باید گفت رعایت پوشش اسلامی که شامل زن و مرد می‌شود و به دلایلی برای زن حدود بیشتری دارد، در دو حوزه قابل بحث است، یکی در حریم خصوصی و دیگر در اجتماع . در حریم خصوصی مانند محل سکونت، حکم الزام یا اختیار حجاب مانند حکم نماز و روزه است و کسی نمی‌تواند الزام ایجاد کند و اساساً الزام شدنی نیست. اما در حوزه اجتماع، مسئله حجاب و پوشش قابل قیاس با نماز و روزه نیست چرا که بی‌حجابی آثار مستقیم خاص خود را دارد و در اینجا حق اجتماع مطرح می‌شود و کسی نمی‌تواند بگوید نوع پوشش من فقط به خودم مربوط است.
برخی از طرفداران حجاب اختیاری برای اثبات ادعای خود به اختیاری بودن نماز و روزه استناد می‌کنند که هرکس که نماز نخوانْد یا روزه نگرفت گناهش پای خودش است و ما مأمور به الزام نیستیم. به این افراد باید گفت رعایت پوشش اسلامی که شامل زن و مرد می‌شود و به دلایلی برای زن حدود بیشتری دارد، در دو حوزه قابل بحث است، یکی در حریم خصوصی و دیگر در اجتماع . در حریم خصوصی مانند محل سکونت، حکم الزام یا اختیار حجاب مانند حکم نماز و روزه است و کسی نمی‌تواند الزام ایجاد کند و اساساً الزام شدنی نیست. اما در حوزه اجتماع، مسئله حجاب و پوشش قابل قیاس با نماز و روزه نیست چرا که بی‌حجابی آثار مستقیم خاص خود را دارد و در اینجا حق اجتماع مطرح می‌شود و کسی نمی‌تواند بگوید نوع پوشش من فقط به خودم مربوط است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز:در پی هجمه های اخیر به موضوع حجاب و عفاف، علی مطهری نایب رییس دوم مجلس شورای اسلامی یادداشتی را منتشر کرد که به صورت منطقی ریشه های این هجمه ها را نشان داده و استدلال می کند حجاب اختیاری در نهایت به برهنگی ختم خواهد شد.

این  موضع درست علی مطهری که جزو معدود مواضع درست وی در سالیان گذشته است، باعث فحاشی و هجوم کم سابقه جریان روشنفکری به وی شده است. کسانی که تا مدتی قبل سنگ او را محکم تر از بقیه به سینه میزدند!

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

آنچه امروز تحت عنوان حجاب اختیاری مطرح است و رسانه‌های خارجی به آن دامن می‌زنند، ظاهری دارد و باطنی و به قول شاعر «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی». ظاهر قضیه این است که می‌خواهیم در داشتن روسری آزاد باشیم. اما وقتی تعمق می‌کنیم می‌بینیم بعید است این روسری نیم‌بند که فلسفه پوشش اسلامی را هم تأمین نمی‌کند آنقدر مزاحم باشد که افرادی برای حذف آن حاضر به در خطر قرار دادن خود باشند، بلکه هدف، بالاتر از این حرفهاست و آن اینکه بعد از حذف روسری نوبت به پوشش‌های دیگر می‌رسد تا به نقطه آخر یعنی خیابانهای اروپا و آمریکا و شمال تهران در زمان رژیم گذشته برسیم، چیزی که تحقق آن همان و بیرون رفتن روح فتوت و رشادت و شجاعت و آرمان‌خواهی از وجود جوانان و میانسالان و کهنسالان همان.

وقتی از طرفداران حجاب اختیاری سؤال می‌کنیم مرز این اختیار کجاست، پاسخی ندارند جز اینکه جامعه اروپا و شهرهایی مثل آنتالیا را نشان بدهند و در نهایت بگویند برهنگی، که بیماری امروز دنیای ماست و به عقیده محققان اجتماعی مدیریت جهانی آن با صهیونیسم است چرا که تا هفتاد هشتاد سال پیش حتی زنان اروپا نیز از پوشش قابل قبولی حتی با روسری برخوردار بودند و این وضعیت رسوا مربوط به حدود نیم قرن اخیر است.

متأسفانه برخی محترمین نیز به این موضوع دامن می‌زنند. حجت‌الاسلام ایازی با استناد به نقل قولی از استاد حکیمی مدعی شده‌اند که شهید آیت‌الله مطهری طرفدار حجاب اختیاری بود، در حالی که همان نقل قول نیز دالّ بر این مطلب نیست. طبق نقل آقای حکیمی، در موضوع قانونی شدن پوشش اسلامی در ادارات دولتی در ماه اول پیروزی انقلاب اسلامی، استاد مطهری گفته‌اند «طرح مسئله حجاب زود بود» و بعد فرموده‌اند «من خدمت امام رفتم و گفتم الان وقت این نبود که شما این مسئله را مطرح کنید.» در یادداشتی هم که زمان شهادت آیت‌الله مطهری در جیب لباس ایشان یافت شد و در آن، مطالبی که بنا بوده با امام خمینی(ره) مطرح کنند یا مطرح کرده بودند فهرست شده، از جمله آمده است: «پیشنهاد آقای تهرانی (آیت‌الله سید محمدحسین حسینی تهرانی) و حجاب استاندارد شده» و «توقیف اجرای حدود اسلامی به برقرار شدن نظامات اسلامی». 

از مجموع اینها برمی‌آید که نظر استاد مطهری این بوده است که مطرح شدن الزام حجاب در اسفند 1357 زودهنگام بوده و می‌بایست بعد از استقرار نسبی نظامات اسلامی در کشور مطرح شود، نه این که ایشان موافق حجاب اختیاری بوده‌اند.

اما کسانی که سنگ حجاب اختیاری را به سینه می‌زنند باید بدانند که بانوان ما با آنها همراهی نخواهند کرد زیرا آنها پوشش اسلامی را انتخاب و اختیار کرده‌اند و آن را از نظر بالا رفتن ارزش و احترام زن و آرامش روانی جامعه و افزایش نیروی کار جامعه و استحکام کانون خانواده، بهتر و برتر از بی‌حجابی می‌دانند و آثار بی‌حجابی را بهتر از مردان می‌دانند.

به یاد دارم در ماههای اول پیروزی انقلاب اسلامی، تلویزیون با یک کارمند زن درباره پوشش جدیدش مصاحبه می‌کرد. او می‌گفت از مسئولان کشور تشکر می‌کنم که ما زنان اداری را از یک رقابت سخت در ادارات نجات دادند. ما قبل از انقلاب، هر روز صبح پیش از آمدن به اداره یک ساعت آرایش می‌کردیم و به خود می‌رسیدیم تا از رقبای خود در اداره عقب نمانیم، امروز همه با یک لباس ساده و پوشش مناسب و بدون آرایش به اداره می‌رویم و از آن رقابت نفس‌گیر راحت شدیم.

کسانی که از حجاب اختیاری سخن می‌گویند مفاسد ناشی از بی‌حجابی دوره رژیم گذشته را فراموش کرده‌اند یا سنشان اقتضا نمی‌کند که به یاد آورند، که برخی از آنها قابل ذکر کردن نیست. فاجعه اندلس را که طی آن غربیها سرزمین اندلس را به گفته خودشان به کمک دو عنصر زن و شراب از دست مسلمانان خارج کردند و مرتکب جنایتهای وحشتناک شدند نباید فراموش کنیم.

اصرار رژیم گذشته بر بی‌حجابی و دایر کردن مراکز فحشاء و کاخهای جوانان، یک سیاست حساب شده بود که جوانان فیلشان یاد هندوستان نکند. هر نظام سیاسی که می‌خواهد مردمش او را راحت بگذارند، به اشاعه بی‌بند و باری می‌پردازد تا مردم مشغول باشند و او به کارش بپردازد. اگر جمهوری اسلامی بر پوشش اسلامی تأکید دارد گذشته از این که دستور اسلام است، بدین علت است که خیر دنیا و آخرت مردم خود را می‌خواهد و نسبت به سعادت اخلاقی و روحی مردم خود نیز احساس مسئولیت می‌کند و مانند یک حکومت سکولار نسبت به اخلاق و عقاید مردم بی‌تفاوت نیست و خود را تنها متعهد به تأمین معاش مردم نمی‌داند. 

برخی از طرفداران حجاب اختیاری برای اثبات ادعای خود به اختیاری بودن نماز و روزه استناد می‌کنند که هرکس که نماز نخوانْد یا روزه نگرفت گناهش پای خودش است و ما مأمور به الزام نیستیم. به این افراد باید گفت رعایت پوشش اسلامی که شامل زن و مرد می‌شود و به دلایلی برای زن حدود بیشتری دارد، در دو حوزه قابل بحث است، یکی در حریم خصوصی و دیگر در اجتماع . در حریم خصوصی مانند محل سکونت، حکم الزام یا اختیار حجاب مانند حکم نماز و روزه است و کسی نمی‌تواند الزام ایجاد کند و اساساً الزام شدنی نیست. اما در حوزه اجتماع، مسئله حجاب و پوشش قابل قیاس با نماز و روزه نیست چرا که بی‌حجابی آثار مستقیم خاص خود را دارد و در اینجا حق اجتماع مطرح می‌شود و کسی نمی‌تواند بگوید نوع پوشش من فقط به خودم مربوط است.

به هرحال کسانی که این روزها بر طبل حجاب اختیاری می‌کوبند در تقسیم اول دو دسته‌اند یکی گروهی که هدف سیاسی دارند و رسانه‌های خارجی پیگیر کار آنها هستند، گروه دوم کسانی که هدف سیاسی ندارند و خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: افرادی که در امور دینی سهل‌انگار و به دنبال راحتی و بی‌قیدی هستند که در میان آنها به تعبیر شهید مطهری مردان شکارچی نیز حضور دارند که با شعار آزادی زن، دنبال شکارهای خود هستند؛ و دسته دیگر کسانی که از روی حسن نیت و اعتقاد، فکر می‌کنند حجاب اختیاری به نفع جامعه است. خطاب این مقاله بیشتر به این افراد است.




موضوع مطلب : علی مطهری, موضع قابل تقدیر علی مطهری درباره حجاب
چهار دوره نمایندگی مردم پایتخت، گرد سفیدی بر موهایش پاشیده، زبده‌تر شده و از صندلی‎های صحن به جایگاه هیات رئیسه رفته است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فرارو و خبرآنلاین، شاید اقتدار باهنر در اداره جلسات را نداشته باشد اما رودربایستی با نمایندگانی که زمان استفاده از تریبون را رعایت نمی‎کنند یا خارج از موضوع حرف می‎زنند را کنار گذاشته و مدتی است که دستور قطع میکروفن‌شان را می‎دهد.
سخن از اصولگراترین نماینده‎ای است که مواضع اصلاح‎طلبانه دارد و بیش از همه آنها پیگیر آزادی‎های سیاسی مصرح در قانون اساسی است.
شخصیت ذووجهین «علی مطهری» سبب شده که هم چنین ویژگی‎ای نسبت به نمایندگان اصلاح‎طلب داشته باشد و هم بیش از نمایندگان اصولگرا نگران مسائل فرهنگی واجتماعی جامعه باشد. می‏‎گوید«خیلی درمتن جریانات سیاسی نیستم چه دراصولگراها و چه در اصلاح‎طلب‎ها»؛ اما حرفش را هم اصولگراها می‎خوانند هم اصلاح‎طلب‌ها. برای همین است که یک باربا لیست رایحه خوش خدمت به مجلس هفتم راه می‎یابد و یک‎بار با لیست امید نماینده مجلس دهم می‎شود. سخنرانی‎هایش را همچون برخی مراسم اصلاح‎طلبان ممکن است بر هم بزنند، اما کوتاه نمی‎آید و تا مرز پیگیری آمران و عاملان پیش می‌رود.
اعتراض او به عدم توزیع یکسان تریبون‌های حکومتی میان جریانات سیاسی، پیشنهادش برای حل مساله محصورین، موضعش نسبت به حضور دوباره محمود احمدی‎نژاد در فضای سیاسی کشور و موضع متفاوت شورای نگهبان به او، نگاهش به قالیباف و رئیسی به عنوان دو کاندیدای اصلی اصولگرا در انتخابات گذشته، نسبت اصولگرایان با ولی فقیه، اتحاد میان اصلاح طلبان و اعتدالیون، موضع جمنا نسبت به اصلاح طلبان، پاسخ به خبرسازی علیه آقازادگی پسرش و ..... از جمله مواردی است که مطهری در کافه خبر مطرح کرد.

مشروح این گفت و گو را در ادامه بخوانید:

در گزارشی که از پیگیری ماجرای سخنرانی شما در شیراز در مجلس قرائت شد، به اسامی آمران آن اتفاق اشاره‎ای نشده بود در حالی که بر اساس پیگیری‎های شما این انتظار وجود داشت هم آمران معرفی شوند و هم پرونده خودسرها یک بار برای همیشه بسته شود. چرا چنین نشد؟
گزارش مربوط به قضیه مشهد بود ولی در هردو ماجرای مشهد و شیراز بحث خودسرها نبود. قضیه مشهد کار دادستان آنجا بود که بدون دلیل و به طور غیرقانونی سالن را پلمپ کرده بود و قضیه شیراز یک کار سازمان‌یافته از سوی یک نهاد نظامی بود. ماجرای شیراز به نتیجه خوبی رسید. دو دادگاه به پیگیری آن اختصاص داده شد. یکی دادگاه مهاجمانی که در صحنه حضور داشته و به من حمله کرده بودند که محاکمه شدند و همگی محکوم شدند. در آخرین جلسه دادگاه، آنها عذرخواهی کرده و قبول کردند که اشتباه کرده‌اند. آنها در اعترافاتشان و بازجویی‌ها گفته بودند که به ما دستور داده شده بود و ما دستور را اجرا کردیم و اسم سه نفر از کسانی را که دستور داده بودند اعلام کردند.
البته مجازات این مهاجمان خیلی سبک بود و ما می توانستیم درخواست تجدیدنظر کنیم تا احتمالا مجازات سنگین‎تر شود اما از اینها گذشتیم و گفتیم که از روی نادانی این کار را کرده‌اند. به نظرم مهم آمران این ماجرا بودند که شکایت مجددی از آنها کردیم و اخیراَ محکوم شدند. یعنی بالاخره برای همگی مجازات زندان در نظر گرفتند. به نظرم تا همین مقدار پیگیری ما مثبت و مفید بود و به طور کلی حادثه شیراز باعث تحولی در استان فارس شد و آن فضای بسته و خفقان‌آور باز شد.

البته برخی همکارانتان در مجلس که نزدیک به جبهه پایداری هستند معترض بودند که مراسم‌های سخنرانی آنها هم به هم خورده و اگر مجلس در مورد شما اقدام به تهیه گزارش کرده باید در مورد آنها هم رسیدگی شود.
اولاً تاکنون جلسه سخنرانی من در جایی به هم نخورده. ماجرای شیراز در فرودگاه اتفاق افتاد و ماجرای مشهد هم مربوط به تصمیم دادستان بود، یعنی هردو قبلاً توسط نهادی تصمیم گرفته شده بود، نه این که افرادی بریزند و جلسه را به هم بزنند. بنابراین مورد من با موارد افراد دیگر متفاوت بوده است. ثانیاً اگر مثلا تیپ‎های تندرو اصولگرا سخنرانی داشته باشند، طرف مقابل معمولا حمله‎ای به مراسم‎ آنان نمی‏‎کند و جلساتشان را برهم نمی‎زند.

معمولا سخنرانی‎های آنها ممکن است لغو شود. مثل سخنرانی انتخاباتی آقای رسایی.
بله ممکن است از طرف مسئولان محل برگزاری چنین تصمیمی گرفته شده باشد. مثلا دانشگاهی مجوز نداده باشد و نگاه سیاسی اعمال شده باشد. ممکن است یک جاهایی تصمیمات غلطی گرفته باشند ولی اینکه بگوییم افرادی از این طرف جلسه آنها را به هم بزنند، تاکنون نشنیده‎ام یا خیلی کمتر بوده است  چون هم روش اینها این گونه نیست و هم آن پشتوانه را ندارند که نگران از برخورد نباشند. طرف مقابل خودش را در یک حاشیه امن می داند و احساس می کند که کسی مزاحمش نمی شود. بنابراین نوع برخوردها با جلسات سخنرانی چهره‌های سیاسی متفاوت است.
در قضیه شیراز از همان فرودگاه می‌خواستند از ورودم به شیراز جلوگیری کنند. ظاهراً هفته قبلش خانم کولایی را مجبور کرده بودند از همان فرودگاه برگردد. در مورد سخنرانی آقای زیباکلام هم اتفاقی شبیه این انجام شده بود اما انعکاسی نداشت. یعنی یک نهاد نظامی تصمیم می‌گرفت چه کسی به دانشگاه بیاید و چه کسی نیاید.  ولی در مورد من ماجرا انعکاس داشت و خیلی به ضررشان تمام شد. حتی باعث شد که فضای استان فارس عوض شود و خودکامگی برخی مقامات و نهادهای آنجا خیلی کم شد و به دنبال آن قضیه استاندار هم تغییر کرد. به نظرم حادثه شیراز حادثه خیلی بابرکتی بود و پیگیری‎های قضایی‎اش هم به نتایج خوبی رسید.
یعنی هم مباشران و کسانی که مستقیما حمله کردند تنبیه شدند و هم آمران درجه دو. نام آمر اصلی را هم به لحاظ اینکه الان یکی از مقامات رده بالای نظامی است و اخیراً ارتقاء پیدا کرده نخواستیم اعلام شود. ممکن است بگویید که بهتر بود پیگیری ما ادامه پیدا می‌کرد تا به محاکمه فرمانده اصلی هم برسد. اما به نظرم همه فهمیدند که منظور کیست و البته او هم متنبه شده است.

پرمخاطب‎ترین تریبون‌های عمومی، صداوسیما، نمازجمعه و مساجد هستند. به نظرتان چقدر این تریبون‌ها بین صاحبان گرایش‌های سیاسی به طور متوازن توزیع شده‌اند تا مواضعشان را اعلام کنند؟
البته حساب مساجد جداست و عوامل مختلفی در آن دخالت دارد. ولی به طور کلی توزیع  تریبون‌های حکومتی ما درست نیست. نگاهشان به شکلی است که اگر کسی در جایی انتقادی به نظام کرده باشد، باید در لیست سیاه قرار بگیرد و فقط کسانی باید از تریبون‎های عمومی حرف بزنند که هیچ انتقادی نداشته و صرفا از نظام تعریف و تمجید کرده باشند. انتقاد از دولت‎ها بحث دیگری است. اگر دولت هم‎راستای خودشان باشد، شاید انتقاد از دولت را هم نپذیرند ولی اگر دولت نقطه مقابلشان باشد، قضیه فرق می‎کند. به نظرم اصل این نگاه غلط است و باید عوض شود چه در تریبون های نماز جمعه و چه در صداوسیما.
نماز جمعه‌های ما نباید شبیه نمازجمعه‌های دوره بنی امیه و بنی عباس باشد که دستور و متنی را می‌دادند و همه باید همان را می‌گفتند! نمازجمعه شیعه نباید به این صورت باشد. امام جمعه‌ها باید نظرات خودشان را بدهند، البته طبعا مصالح نظام را هم باید رعایت کنند. اگر سخنان امام جمعه حالت طبیعی داشته باشد و امام جمعه نظرات خودش و مردم را بگوید، خیلی مؤثرتر است تا اینکه مردم احساس کنند دستوری از بالا می‌آید و ائمه جمعه حرف‌های کلیشه‌ای شبیه به هم می‎زنند. در حال حاضر روشن است که همه از یک مرکز دستور می‌گیرند ‎که این هفته باید علیه فلان شخص صحبت شود یا راجع به فلان موضوع. این امر استقلال ائمه جمعه را از بین می‌برد. البته ائمه جمعه‌ای هم داریم که حرف‎های خودشان را می‌زنند و مستقل هستند ولی تعدادشان کم است.

بازنشسته کردن برخی از این نیروهای مستقل از یک طرف و انتشار مواضع سیاسی یک طیف خاص از این تریبون از طرف دیگر، چقدر روی ارتباط مردم با ائمه جمعه و اصل حضورشان در چنین جمع های مذهبی تاثیر می‎گذارد؟
طبیعی است وقتی شما افراد متفکر و باکیفیت را کنار می‌گذارید، در ریزش مخاطبان هم تاثیر می‌گذارد. شخصیت ائمه جمعه و صحبت‎هایی که بیان می‌شود باید به شکلی باشد که اقشار مختلف مردم مایل به شرکت در این مجامع باشند نه اینکه فقط یک قشر خاصی شرکت کنند و بقیه خیلی تمایلی به شرکت نداشته باشند. به نظرم این قابل اصلاح است و باید روش‎شان را تغییر دهند. هیچ اشکالی ندارد که در نمازجمعه انتقادی هم به دستگاه‌های زیرمجموعه رهبری شود.
در این صورت مردم یک حالت طبیعی احساس می کنند. باید از حالت مصنوعی خارج شویم. در صورت ادامه این روند اعتماد مردم کم می شود. چون احساس می کنند که حرف دلشان گفته نمی‌شود و طبیعی است که کم کم فاصله بین مردم و نظام ایجاد می شود.

به نظرتان تریبون‎های نماز جمعه از دهه 60 که مثلا در پایتخت در اختیار چهره‌هایی چون مرحوم طالقانی و مرحوم هاشمی رفسنجانی بود، تا دهه کنونی، چه تفاوت‎هایی یافته است؟
در مجموع سطح خطبه‌ها پایین آمده و مسائل فکری و اعتقادی و نیازهای روز جامعه کمتر مطرح می‌شود. دافعه خطبه‌ها بیشتر از جاذبه آنهاست و اصولاً دستوری بودن خطبه‌ها به این پایگاه مهم اجتماعی سیاسی اسلام ضربه زده است. باید از علمای بزرگ و مستقلی که زینتی برای این منصب هستند استفاده شود نه کسانی که این منصب زینتی برای آنهاست.

گاهی با یک پارادوکس رو به رو هستیم. مثلا اینکه برخی از چهره‎ها علی‎رغم اینکه پرونده‎های متعدد تخلف علیه‌شان وجود دارد همچنان فرصت استفاده از تریبون‎ها را دارد ولی برخی دیگر با اینکه سابقه محکومیت ندارد، با ممنوعیت‎هایی در همین زمینه روبروست. چطور می شود این پارادوکس را برای مردم توضیح داد؟
آنچه که مردم را خیلی ناراحت و بدبین می‌کند، همین تبعیض است. ولی اگر یک سختی‎هایی برای همه باشد، مردم تحمل می‌کنند. مثلا در مورد مسائل معیشتی اگر مردم احساس کنند چنانچه محرومیتی هست برای همه هست، خیلی راحت این را تحمل می کنند ولی اگر احساس کردند که تبعیض وجود دارد و عده ای برخوردارند و عده‌ای محروم، اینجاست که تحمل نمی کنند.
در مسائل قضایی و حقوق اجتماعی افراد جامعه هم همین طور است. اگر احساس کنند که تبعیضی وجود دارد، مثلا در مورد برخورد متفاوت با آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد، نمی‌توانند این را بپذیرند. این موضوع به عملکرد قوه قضائیه برمی‎گردد. اگر قضات به دنبال این بروند که حق این آدم چیست و حکم واقعی و عادلانه صادر کنند، مردم به آنان اعتماد بیشتری می‎یابند. نه اینکه نگاه کنند که نظر مقامات عالی در مورد فلانی چیست و همان را اجرا کنند. این روش منشأ تبعیض می‌شود.

البته قوه قضائیه برخی تصمیمات را به شورای عالی امنیت ملی منتسب می‌کند که مصوبه آن شورا بوده است.
این خلاف قانون اساسی است و ما اصلا چنین چیزی نداریم. اینکه یک موضوع قضایی را به شورای عالی امنیت ملی محول کنید که آنها تصمیم بگیرند و مجازات کنند، کاملا خلاف قانون اساسی است. اصلا شورای عالی امنیت ملی کارش این نیست که برای افراد مجازات تعیین کند و بگوید که کسی باید حصر خانگی شود. البته در یک شرایط اضطراری در حالی که جامعه در حال آشوب است، در کشورهای دیگر هم این اتفاق می‌افتد و ممکن است که رهبران را برای یک مدتی محدود کنند که از اطرافیانشان دور باشند تا این شورش را کنترل کنند ولی وقتی کنترل شد دیگر شورای عالی امنیت ملی وظیفه‌ای ندارد و بقیه کار با قوه قضائیه است.
اگر بناست حصر ادامه پیدا کند، قوه قضائیه باید نظر دهد و اگر باید مجازات سنگین‌تری هم باشد قوه قضائیه باید تصمیم بگیرد. تصمیمش هم باید بعد از طی روال قانونی اعم از تفهیم اتهام و صدور کیفر خواست و برگزاری دادگاه صالح علنی با حضور وکیل آنها و استماع دفاعیات آنها باشد. همچنین متهم حق درخواست تجدیدنظر داشته باشد و خلاصه باید مراحل قانونی خود را طی کند. علاوه بر این باید پرونده دو طرف ماجرا به طور همزمان رسیدگی شود. در این صورت جامعه نتیجه چنین دادگاهی را می‌پذیرد ولی اگر بدون طی این مسیر، بگوییم که اینها خائن بوده‌اند پس بنابراین باید از حقوق اجتماعی‌شان محروم شده و در حصر باشند و هر وقت دوست داشتیم بیرونشان می‌آوریم، اصلا قابل قبول نیست. یعنی در هیچ جای دنیا چنین چیزی قابل قبول نیست.

پیشنهاد شما برای حل این قضیه چیست؟ بالاخره پرونده مسائل سال 88 باید چه طوری تمام شود؟
به نظرم قوه قضائیه باید سال‎ها قبل این کار را می‌کرد. باید متهمان دو طرف را می‌خواست و دادگاه علنی تشکیل می‌داد و پرونده را می‌بستند ولی تاکنون کوتاهی شده و خلاف قانون اساسی عمل شده است. اصلا چیزی به نام حصر خانگی نداریم که بدون حکم قضایی کسی را مجازات کنند. این کار خلاف قانون اساسی و غیر قابل دفاع است. به هر حال ماجرا باید به نحوی حل شود. به نظر من محصوران در طولانی کردن اعتراضات و استفاده دشمن دچار خطا شدند. همین هفت سال حصرِ بدتر از حبس را می‌توان به عنوان مجازات درنظر گرفت و مسئله را تمام کرد.
قانون اساسی خوبی داریم ولی دائما آن را دور می‌زنیم. درواقع همه حرفهای خوب را در قانون اساسی آورده‌ایم ولی نهادهایی مثل شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، دادگاه ویژه روحانیت و ... درست کرده‌ایم تا قانون اساسی و مجلس را دور بزنیم و کارهایی را که دوست داریم انجام دهیم. این قابل قبول نیست و باید درست شود. البته شورای عالی امنیت ملی در قانون اساسی وجود دارد ولی مسائل غیرمربوط را به آن ارجاع می‌دهیم. اینها اشکالاتی است که در نظام ما وجود دارد و دستگاه‌ها کار خودشان را درست انجام نمی‌دهند و در وظایف یکدیگر دخالت می‌کنند.

بخشی از صحبت‎های شما به احضار طرفین مسائل 88 اشاره داشت. اما آقای احمدی‎نژاد با اینکه بر اساس برخی گزارشات مصوب مجلس و دیوان محاسبات متخلف شناخته شده‎اند، حتی در مورد همین پرونده‎ها هم به دادگاه نرفته است.
همان طور که گفتم این ایراد به قوه قضائیه وارد است که در مواردی استقلال کافی ندارد و این مشکل هست. مثلا وقتی می‌خواهند یکی از نزدیکان آقای احمدی نژاد را بازداشت کنند، به دنبال ایجاد تعادل می‎روند و همزمان فرد دیگری از طرف مقابل را هم بازداشت می‌کنند! برای همین، مردم احساس می‌کنند که این کارها خیلی واقعی نیست و نوعی بده بستان است، نه اجرای حق و عدالت.

برخی معتقدند آقای احمدی‎نژاد درحال برنامه ریزی برای انتخابات آتی مجلس است. چقدر حضور دوباره ایشان را در فضای سیاسی و مدیریتی کشور جدی می‎دانید؟
بستگی به نظر آقای جنتی و شورای نگهبان  دارد که بخواهد ایشان را رد یا تایید صلاحیت کند. اگر تایید کنند که ایشان می آید.

به نظرتان آقای احمدی‎نژاد همچنان محبوبیت لازم را دارد و چهره رای آوری است؟
اگر از گرمسار کاندیدا شوند رأی می‌آورند ولی اگر از تهران کاندیدا شوند معلوم نیست رأی بیاورند.

این  پارادوکس نیست که کسی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و منصوب رهبری باشد، چه آقای هاشمی باشد چه آقای احمدی‌نژاد و  از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت می‌شود؟
این می‌تواند به معنی نظرات مختلف در درون نظام باشد. شورای نگهبان ایشان را برای ریاست جمهوری صالح نمی‌داند ولی رهبری ایشان را برای مجمع صالح می‌دانند. مثلا می‌گویند به خاطر تجربیاتی که در دوره ریاست جمهوری داشته از نظرات ایشان استفاده شود. بدون اینکه اتهاماتی که در مورد ایشان است، مورد توجه باشد. ممکن است مقداری سؤال برانگیز باشد ولی به نظرم فعلا مشکلی نیست. ممکن است نظر رهبری یک چیز باشد و نظر شورای نگهبان چیز دیگر. نباید بگوییم که لزوما باید برهم منطبق باشند. رهبری از قدیم یک علاقه خاصی به آقای احمدی‌نژاد داشتند و ظاهراً همچنان این علاقه باقی مانده است.  محبت و علاقه را کاری نمی‌توان کرد و یک امر درونی است. همان طور که علاقه ایشان به آقای حسین شریعتمداری باعث شده است که کیهان سبک ویژه خود را ادامه بدهد.

گریزی به بحث انتخابات بزنیم. در این دوره به غیر از آقای احمدی‎نژاد که رد صلاحیت شد، آقایان رئیسی و قالیباف و میرسلیم به عنوان نامزدهای اصولگرایان هم که تأیید شده بودند، نتوانستند رأی لازم را کسب کنند. سرنوشت آتی این افراد را چگونه می‎بینید؟
من معتقدم که مدیران خودمان را نباید حذف کنیم. اگر کسی دو، سه تا نقطه منفی هم دارد یک طوری نباشد که او را تحقیر کنیم و اساساً از گردونه نظام خارج کنیم. بالاخره نقاط مثبت افراد را هم باید در نظر بگیریم و آنجایی که باید، از او تقدیر کنیم و حالت گروه گرایی و تعصب جناحی در کار نباشد.
آقای قالیباف مدیر قوی‎ای بوده و هست، ممکن است تخلفاتی هم داشته باشد. مثلا خود من نسبت به مسئله بلندمرتبه سازی در تهران بارها به او انتقاد کردم. چون بسیاری از مشکلاتی که امروز در تهران هست مخصوصا مسئله ترافیک، ناشی از همین نوع ساخت و ساز در تهران است. اگر ایشان چند تا نقطه ضعف داشته، چند تا نقطه قوت هم داشته و برای تهران زحمت کشیده و کارهای مثبتی انجام داده. برای همین من در جلسة تقدیر از ایشان شرکت کردم.
آقای رئیسی را هم برای ریاست جمهوری چندان مناسب نمی‌دیدم. ضمن اینکه نظر من به تبع نظر شهید مطهری این است که روحانیون تا آنجا که ممکن است پست‌های اجرایی دولتی را اشغال نکنند مگر اضطراراً، یعنی در جایی که شخص غیر روحانی صالح برای آن وجود نداشته باشد.
حضور انتخاباتی آقای حسن روحانی تقریبا چنین شرایطی داشت. یعنی در سال 92 یا 96 کشور در شرایطی بود که مساوی یا بهتر از ایشان کسی نبود. ولی به طور کلی اگر رئیس جمهور غیرروحانی باشد، بهتر است تا روحانیون بیشتر به کار اصلی خودشان بپردازند. آقای رئیسی همین کاری که الان انجام می‌دهد کار بزرگی است و مطابق اطلاعات من در کارش موفق بوده است.

به نظرتان آقای قالیباف ظرفیت اینکه دور بعد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شوند و رای بیاورند را دارند؟
الان زود است که در این‎باره اظهارنظر کنیم. این بستگی به شرایط آن روز و نظر مردم دارد.

پس از انتخابات این دوره، ضرورت حفظ 16 میلیون رای آقای رئیسی به عنوان پشتوانه آرای اصولگراها مطرح شد. حتی این تصور ایجاد شده بود که آقای رئیسی لیدری جریان اصولگرا را عهده دار شود. نظر شما چیست؟
من خیلی در متن جریانات سیاسی نیستم چه در اصولگراها و چه در اصلاح طلب‌ها. لذا این را باید از خود اصولگراها که در متن قضایا هستند بپرسید. اگر جریان اصوگرایی به طور کلی یک اصلاحاتی در خودش انجام ندهد، هر کسی که می‌خواهد رهبر و راس آنها باشد راه به جایی نمی‌برند. تا زمانی که آنها در بعضی مسائل حالت دگم و بسته‌ای دارند نمی‌توانند یک پایگاه اجتماعی قابل توجه پیدا کنند.
اصولگرایان اگر دولتی در راستای گرایش آنها باشد، از او انتقاد نمی‌کنند و کارهایش را توجیه می‌کنند ولی اگر در نقطه مقابلشان باشد، با بدترین روشها به او حمله می کنند و از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدفشان استفاده می‌کنند. ضمن اینکه در مورد دستگاه‌های نهادهای زیرمجموعه رهبری به هیچ وجه انتقاد نمی‌کنند و اصلا این را جایز نمی دانند. یعنی فکر می‌کنند که اگر یک انتقادی از دستگاه های زیرمجموعه ایشان داشته باشند، یا حتی از خود ایشان، خلاف اصل ولایت فقیه است.
در صورتی که این طور نیست و هرجا انتقادی دیدیم و نظر مخالفی داشتیم باید بتوانیم بیان کنیم، همان طور که مقام رهبری بر آزاد بودن اظهارنظر مخالف نظر ایشان تأکید کرده‌اند. همین حالت دُگم بودن و بسته بودن اینها نسبت به اصل ولایت فقیه و زیرمجموعه ولی فقیه باعث شده که گروه زیادی از مردم از اینها گریزان باشند. یعنی احساس می‌کنند که اینها یک آدم‌های کلیشه‎ای هستند که از یک طرف فقط باید از یک بخشی از نظام تعریف و تمجید کنند و از طرف دیگر اگر دولتی هم‎راستای آنها نبود با بدترین روشها به او حمله کنند.
چنین رویکردی برای مردم مقبول نیست. بیشتر یک حالت مصنوعی دارد. مردم کسانی را دوست دارند که دنبال حق، حقیقت و عدالت باشند و حرف دل آنها را بزنند و واقعیت را بگویند در هر جا که باشد، از زیرمجموعه رهبری گرفته تا دولت‎ها؛ لذا تا اصولگرایان اصلاحی در کار خودشان انجام ندهند، همین مشکلات را خواهند داشت و در انتخابات‌ها باز هم شکست می خورند




موضوع مطلب : علی مطهری, اصول گرایی, اصلاح طلبی

آقای نماینده چرا از جاسوس‌ها و اپوزیسیون حمایت می‌کنی؟/ قوه قضاییه و سپاه را تضعیف می‌کنند تا به نظام ضربه بزنند/ برخی آقایان در انتخابات تخلفات صریح خلاف قانون داشتند

دادستان کل کشور گفت: پستی که امروز به منو شما سپرده شده یک امانت است که باید قدرش را بدانیم و از این سنگر به مردم خدمت کنیم این موجب می شود هم کارگزاران خیانت نکنند و هم مردم در آرامش باشند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا؛ حجت الاسلام محمدجعفر منتظری در سی و ششمین سالگرد تأسیس سازمان بازرسی کل کشور اظهار داشت: اگر منشور حکومت امیرالمومنین را در همه عرصه ها و نیروهای مسلح و امنیتی حاکم کنیم قطعاً زندگی ما خیلی بهتر از این خواهد بود.

وی در رابطه با به کارگیری کارگزاران گفت: حضرت علی به مالک نوشته بود کارگزارانی را که می خواهی به کار بگیری بر اساس رابطه های شخصی و خانوادگی به کار نگیر و آنها را آزمون و خطا کن، باید اعمال آنها را کاملاً تحت مراقبت قرار دهی و ماموران صادق و راستگو و وفادار به کار را برای مراقبت آنها به کار گیری.

منتظری گفت: پستی که امروز به منو شما سپرده شده یک امانت است که باید قدرش را بدانیم و از این سنگر به مردم خدمت کنیم این موجب می شود هم کارگزاران خیانت نکنند و هم مردم در آرامش باشند.

وی ادامه داد: قطعا داشتن سیستم اداری سالم مایه آرامش مردم است البته عرایض امروز من تنها ناظر به یک دستگاه نیست بلکه ناظر به قوای سه گانه است.

دادستان کل کشور گفت: چه زمانی مردم احساس اعتماد و آرامش خواهند داشت؟ وقتی به قوای سالم مراجعه کنند.

وی افزود: یکی از مشکلاتی که امروز داریم موضوع فساد اداری است که این مسئله متناسب با مملکت اسلامی نیست.

منتظری تصریح کرد: کشوری که در اداراتش امکان کار در ساعت اداری هست اما کارمند کار نمی کند خیانت است. آنچه مهم است قانون و اجرای قانون است.

دادستان کل کشور گفت: اگر در قوه قضاییه 50 درصد مردم ناراضی باشند طبیعی است چون محکوم می شوند اما این مقدار نارضایتی مردم یعنی قطعاً یک مشکلی وجود دارد.

وی به وظایف سازمان بازرسی کل کشور براساس اصل 174 قانون اساسی اشاره کرد و گفت: اگر در سازمان بازرسی مواردی را که قانون به عهده شما گذاشته به درستی انجام دهیم آیا باز هم شاهد این حجم از فساد هستیم؟

منتظری گفت: این حرف من به معنای زیر سوال بردن زحمات شما نیست اما امروز می خواهیم خروجی کار شما را تحلیل کنیم. به نظر شما چه اشکالاتی وجود دارد که شاهد اینگونه فسادها هستیم.

وی ادامه داد: اگر ما در قوه و شما در بازرسی آنگونه که باید عمل می کردیم شاهد این حجم از فساد نبودیم. آدم هایی که دنبال سوء استفاده از منافذ هستند ما باید این منافذ را ببندیم.

دادستان کل کشور گفت: من عضو شورای پول و اعتبار هستم و می گویم سیستم بانکی ما یک سیستم ناسالم است. این وام ها و تسهیلات به نورچشمی ها و کسانی که دارای ویژگی ویژه خواری هستند برای چه داده می‌شود؟ اگر نظام بانکی ما درست بود شاهد این موضوعات نبودیم.

وی افزود: همین الان 13 پرونده در هیأت انتظامی بانک مرکزی داریم. اگر بخواهیم اقتصاد سالم باشد باید آن را از حالت دولتی خارج و به دست مردم بسپاریم که یک راهش همین خصوصی سازی است.

منتظری گفت: سازمان بازرسی! چرا از وقتی کلید واگذاری ها می خواهد بخورد نباید در صحنه حضور داشته باشید؟ می گویید فلان مقدار نیرو داریم و فلان و فلان. من واقعا به آقای سراج می گویم اگر نیاز به قانون داریم قانون تان را در مجلس پیگیری کنید. چرا از فناوری روز استفاده نکنیم و در سیستم مالیات و گمرکات ورود نکنیم؟

وی ادامه داد: یک بخشی از نارسایی ها طبیعی است و حتی در دستگاه امیرالمونین هم بوده اما تاریخ برخورد حضرت امیر را هم ثبت کرده است
اما اینکه فساد اینگونه باشد خب مطلبی است. ما می بینیم با یک مسایلی مواجه هستیم که در هیچ عقل و منطقی نمی گنجد.

دادستان کل کشور گفت: قوه قضاییه تا می خواهد در یک پرونده های مهم با مهره های مهم برخورد کنند می گویند سیاسی کاری می‌کنیم. آقایی می گوید قوه بیکار است و مردم را احضار می کند!

منتظری گفت: در انتخابات تخلفات صریح خلاف قانون داشتیم و من یه واسطه جایگاه حقوقی ام از ایندا تا انتها در جریان آن بودم. برخی آقایان تخلفات روشنی داشتند می خواهیم برخورد کنیم می گویند برخورد سیاسی است.

وی افزود: این حرف هم مربوط به دولت سابق و هم مربوط به دولت فعلی است. اینکه می گویند سیاسی برخورد می کنیم یعنی چه؟ آخه بی انصاف ها این چه حرفی است که می زنید؟

منتظری گفت: شما تصور می‌کنید اگر قوه قضائیه در یک کشور بی خاصیت شود به نفع مردم است؟ آقای نماینده که از رانت وابستگی به این آن استفاده میکنی دنبال بدست آوردن نکته ای علیه قوه قضائیه هستی تا قوه را به چالش بکشی حالا اگر انسان میدید این فرد در همه عرصه ها وارد می‌شود دلش نمی سوخت این آقا حق ورود در مسائل قضایی ندارد.

حکایت این آقا مثل کسی است که روضه میخواند غش می‌کرد سمت خانم ها چرا از جاسوس ها و اپوزیسیون حمایت میکنی چرا از افراد عادی حمایت نمیکنی. می‌روند از جریان فتنه و امثالهم حمایت می‌کنند. اینها خود را مدعی آزادی معرفی می‌کنند اگر مدعی آزادی هستید چرا دروغ میگویید از جریان سیاسی خاصی حمایت میکنید این یعنی دنبال عدالت واقعی نیستید.

دادستان کل کشور گفت: نمی‌گویم از قوه قضائیه انتقاد نکنید نقد راه دارد یا علمی حقوقی است یا رایی را نقد کنید اما از یک جریان و اشخاص خاصی یا محکومین خاصی حمایت کردن نشان می‌دهد به دنبال منافع سیاسی هستید نه برای نماینده نه قاضی نه مقامات اجرایی امری شایسته است امروز به صراحت می‌گویم امروز طوایف سازمان بازرسی آسیب شناسی خود سازمان است اگر کردید بگویید این نقایص است
اینکه نماینده ای هر روز تریبونی پیدا کند قوه قضائیه را بکوبد به نفع کی است. فردا دعوایی داشته باشی به چه کسی مراجعه میکنی؟ بگذارید دستگاه قضایی را چارچوب قانون اقتدار خود را داشته باشد.

منتظری گفت: قوه قضائیه مقتدر مانند قوه دفاعیه مقتدر موثر است میتوانید در ایجاد امنیت بهره ببرید اشکال را منطقی و حقوقی بگویید. هیچ دستگاهی به اندازه قوه قضاییه در درون خود عوامل نظارتی ندارد و اگر یک قاضی مشکلی داشته باشد برخورد می شود. شما ببینید در همین سال 95 چه تعداد قاضی منفصل شد.

وی افزود: اینها را نمی بینند و اینگونه به قوه قضاییه هجمه می کنند و اظهار دلسوزی هم می کنند. از سوی دیگر کشورهای استکباری از این مسایل استفاده کرده و نظام را تضعیف می کنند. قوه قضاییه یکی از محورهای اصلی است که دشمن به دنبال تضعیف آن است. کسانی که دنبال براندازی نظام هستند، قوه قضاییه را هدف قرارداده اند.

منتظری گفت: دشمنان حساب شده و دقیق می‌بینند کجا را باید هدف قرار دهند تا نطام تضعیف شود یکی از محورهای اصلی قوه قضائیه است ما تهاجماتی که نه از طرف دوستان است حسابش جداست آنهایی که با هدف براندازی کار می‌کنند آنها چند هدف عمده استراتژیک را هدف قرار دادند برنامه ریزی شده و مسیر حرکت‌شان براندازی را ادامه می‌دهند البته از روز اول این کار را می‌کردند.

دادستان کل کشور افزود: امروز قوه قضائیه را به روش‌های مختلف میکوبند با دروغ، نسبت ناروا این کار را می‌کنند و این را بدانید یکی از راه‌های دشمن از بین بردن اعتماد مردم نسبت به قوه قضائیه است ما باید کاری کنیم اعتماد مردم حفظ شود مثلا می‌بینید سپاه را هدف قرار می‌دهند زمزمه س داده که او را حز گروها تروریستی معرفی کنند آنهم سپاهی که تولدش با تولد انقلاب است از ابتدای پیروزی انقلاب در عرصه‌های مختلف بوده و اگر یگان قدس نبود عراق آیا شاهد این پیروزی بود وقتی سردار سلیمانی به عراق لبنان سوریه می‌رود ببینید مردم چطور با او برخورد می‌کنند سردار سلیمانی نماد کارهای سپاه است جالب است سپاه تروریست شود و نتانیاهو و اسرائیل نماد آزادیخواهی شوند مسیر حرکت استکبار کجاست.

وی ادامه داد: حرکت دشمن حساب شده است ولی بدانید سپاه چراغی نیست که بخواهید با فوتی خاموش کنید ریشه شما می‌سوزد. همین امروز تیتر برخی از روزنامه های امروز را دیدم که بسیار جای تاسف است، این روزنامه ها چه کار می کنند؟ برخی از این تیترها جز آن است که انسان بگوید تو عامل استکبار هستی.

منتظری گفت: فکر می کنید اگر سپاه و قوه تضعیف شد نون شما در روغن است؟ این ره که شما میروید به جهنم است. نظام با اقتدار ایستاده و هچچ شکی در آن نیست. برخی عناصر که کرم صفتانه دارند آسیب می زنند حواس شان را جمع کنند نظام تا یک جایی سکوت می کند.

مطلب مرتبط:




موضوع مطلب : علی مطهری, دادستان کل کشور

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بیرجند در نامه ای سرگشاده نسبت به اظهارات علی مطهری درباره ابراهیم یزدی انتقاد کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از  رجانیوز در این نامه آمده است:


سلام علیکم
یادداشت منتشر شده از جنابعالی در رسانه ها (روزنامه اعتماد) را مطالعه کردیم و دوباره نسبت به مواضع متناقض و نامشخص شما دچار تعجب شدیم
ضمن احترامی که برای پدر بزرگوارتان شهید مرتضی مطهری قائل هستیم لازم دیدیم چند نکته ای را در مورد نهضت آزادی و مرحوم ابراهیم یزدی خدمتتان یادآور شویم:
دریادداشت خود از نهضت آزادی ایران به عنوان یک گروه اسلامی اصیل و سابقه دار نام برده اید؛ واعجبا از این تعابیر؛ مگر شما پاسخ امام راحل به نامه علی‌اکبر محتشمی‌پور(وزیر وقت کشور) ناظر به نفاق نهضت آزادی را نخوانده اید که در آن ایشان میفرمایند : «ضرر آنها به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن‌کریم و احادیث شریفه و تأویل‌های جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‌های دیگر حتی منافقین - این فرزندان عزیز مهندس بازرگان- بیشتر و بالاتر است»
فرموده اید ما آن ها را از آزادی بیان و بسیاری حقوقشان محروم کرده ایم! ؛پیشنهاد می کنم یک بار دیگر به کتب مرحوم پدرتان مراجعه کنید و اندیشه های ایشان درباره آزادی بیان را مروری کنید ایشان معتقد بودند «احزاب و افراد در حدی که عقیده خودشان را صریحاً می گویند، و با منطق خود به جنگ منطق ما می آیند، آنها را می پذیریم. اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام، افکار و عقاید خودشان را بگویند، ما حق داریم که از اسلام خودمان دفاع کنیم و بگوییم اسلام چنین چیزی نمی گوید، حق داریم بگوییم به نام اسلام این کار را نکنید»
جای تاسف است اگر این مواضع امام را فراموش کرده اید و سعی در تطهیر گروه خطرناک‌تر از منافقین را دارید.
خوب است در همین جا شما را به اسناد لانه جاسوسی نیز ارجاع دهیم تا ابراهیم یزدی را بهتر بشناسید. در اسناد‌ مختلف‌ی، برجاه‌طلبی‌های‌ شخصی‌ و قدرت‌طلبی‌ او و نیز امکان‌ جایگزینی‌ او به‌ جای‌ امام‌ تأکید شده‌ و به‌ تماس‌ و مذاکره‌ و کسب‌ اطلاعات‌ از وی‌ تمایل‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌. در یکی از اسناد در مقام مقایسه بین امام و یزدی چنین می خوانیم: «[آیت‌الله‌] خمینی‌ به‌ اینکه‌ ایران‌ در آمریکا وجهه‌ای‌ دارد اهمیت‌ نمی‌دهد، ولی‌افرادی‌ دیگر مثل‌ یزدی‌ هستند که‌ به‌ این‌ موضوع‌ اهمیت‌ می‌دهند [!]»
همچنین‌، یزدی‌ مانند دیگر اعضای‌ دولت‌ موقت‌، فعالیت‌ کمیته‌های‌ انقلاب‌ را اختلال‌ در کار خود می‌دانست‌ و خواستار پایان‌ آن‌ بوده‌ است‌: «دکتر یزدی‌، به‌ چارلز ناس‌ گفته‌ که‌ کمیته‌های‌ انقلاب‌، روزی‌ که‌ دولت‌ جدید منصوب‌ شود، از دور خارج‌ خواهند شد. این‌ گفته‌ درنظر ما خوش‌بینی‌ بیهوده‌ای‌است‌.»
آقای مطهری لطفا به صحیفه امام مراجعه ای داشته باشید و بخوانید که ایشان چند ماه قبل از رحلت صراحتا درباره نهضت ‌آزادی فرمودند: «من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهکی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی‌رود، گرچه در آن موقع هم من شخصا مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تایید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تاسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها می‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید!  چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم، و صدها چرای دیگر».
آقای مطهری سوال ما از شما این است که آیا همین نهضت آزادی و ابراهیم یزدی که اکنون آن ها را مظلوم و نظام را در مقابلشان ظالم جلوه می دهید نبودند که با وجود تظاهر به قبول قانون اساسی، همراه با هدایتگران اصلی آشوب های 78 و 88 به نیابت از دشمن خارجی بودند و ندای «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» سر دادند؟




موضوع مطلب : علی مطهری, انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بیرجند, اظهارات علی مطهری درباره ابراهیم یزدی, مرحوم ابراهیم یزدی

دعایی گفت: هیچ یک از مطالب ارائه شده از سوی هنرمندان، اساتید در خصوص آقای قالیباف مبالغه نیست و تمامی این‌ها ثبت شده و در تاریخ خواهد ماند و مردم ما حق‌شناس هستند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق، در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز با حضور حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، سردار وحید، علی مطهری و حجت‌الاسلام دعایی و جمعی از اساتید و هنرمندان در تالار ایوان شمس برگزار شد، اصغر همت مدیرعامل خانه تئاتر ایران به پاس زحمات ارائه شده از سوی آقای قالیباف شهردار سابق تهران در حوزه فرهنگی و هنری نشان ویژه به وی اهدا کرد.
وی گفت: این نشان برای مجموعه خانه تئاتر ایران اهمیت ویژه‌ای دارد و آن را به شخص آقای قالیباف به پاس زحمات وی در حوزه فرهنگی اهدا می‌کنیم.  این نشان ویژه با امضای عزت‌الله انتظامی و اصغر همت به قالیباف داده شد.
قالیباف :
محمد باقر قالیباف در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری شهردار سابق تهران گفت: به یکایک اصحاب علم، فرهنگ، هنر، رسانه، علمای بزرگوار خیر مقدم عرض می کنم. من لایق محبت‌های شما نبودم و نیستیم و از یکایک شما تقدیر و تشکر می کنم.
طبیعتا هر مدیری در هر مجموعه‌ای هم خدمت می‌کند و هم خطا. انشالله خدمت‌ها با اخلاص بوده باشد و در پیشگاه خداوند مقبول واقع شود تا گره‌ای از کار مردم باز کرده باشد، چرا که رضایت مردم نشانی از رضایت الهی است. از خداوند بزرگ هم می‌خواهم که خطا و کوتاهی بنده را ببخشد و مطمئن هستم شهروندان خوب، عزیز و با محبت و با گذشت شهر و کشور نیز به بزرگی خودشان خطاها و کوتاهی های بنده را خواهند بخشید. مخصوصا بزرگان اصحاب قلم و نخبگان و سرمایه های اجتماعی شهر و کشور.
در این مدت 12 سال توفیق داشتم که جلسات رسمی و غیر رسمی زیادی در محضر مقام معظم رهبری باشم. ایشان همیشه در کنار تذکراتی که طبیعتا برای هر مدیری است، سه نکته مهم را تاکید می کردند. اولین نکته غفلت نکردن و توجه کردن به محرومان و جنوب شهر است، ایشان فرمودند هر کاری می کنید از قشر محروم و مظلوم و محرومیت‌زدایی غفلت نکنید و بر این اساس بحث شمال و جنوب و توجه به جنوب شهر را مطرح کردیم.
دومین نکته تاکید بر فرهنگ و هنر بود، فارغ از اینکه مقام معظم رهبری در جایگاه ولی امر هستند به عنوان یک شخصیت فرهنگی و هنری، هنرشناس و هنر دوست مورد اتفاق همه سلایق هستند. اگر من در خانه هنرمندان در 11 سال و هفت ماه قبل تا امروز کمک کردم دستور مستقیم مقام معظم رهبری به من بود. موضوعات خانه سینما ، خانه موسیقی و ... ایشان گفتند از موضوع فرهنگ و هنر در شهر غفلت نکنید.
یک وقتی ما در همه بحث ها مثل هیات‌های مساجد و ... دقت داشتیم. یک روز با آقای قرائتی در جمع ایشان بودیم درباره مسائل مسجد و مسجدسازی آقا فرمودند شهرداری هم در حوزه مسجد تلاش می‌کند اما وظیفه ایشان در این کار نیست، دیگران باید دنبال کنند اما در حوزه فرهنگ و هنر همیشه به من تاکید داشتند در این مسیر حرکت کنید.
نکته سوم که ایشان در هر جلسه مهم تاکید داشتند بحث محیط زیست، توسعه فضای سبز و جلوگیری از گسترش تهران به منظور آسایش برای مردم بود. این تصمیم عجیبی بود که در این دوره در محدوده شهر تهران بیش از دو هزار هکتار از فضاهای دستگاه اهی مختلف از جمله دستگاه‌های نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی را با دستور مستقیم در اختیار مردم قرار دادند. اگر من خدمتی کردم در حقیقت انجام وظیفه بوده است و با افتخار فرمان مقام معظم رهبری را اجرا کردم.
از محبت‌های یکایک شما عزیزان تقدیر و تشکر می کنم و فکر می کنم که همه ما به محرومان و مظلومان در این شهر و سراسر کشور مدیون هستیم.
ما جزو کسانی بودیم که حضرت امام در 15 خرداد 42 وقتی رژیم ساواک تهدید کردند گفتند سربازان من در قنداق‌ها هستند. من یک روستا زاده بودم و در محیطی زندگی کردیم که باید کار می‌کردیم تا زندگی را اداره می‌کردیم. اگر امروز در این مسئولیت‌ها قرار گرفتیم، جز امام، شهدا و مردم مدیون هیچ کس دیگری نیستیم. تا زنده هستیم برای این مردم و نظام تلاش می کنیم تا بتوانیم گره ای از گره آن ها را باز کنیم.
ما هر کجا کار کردیم هر دو جریان سیاسی از دست ما دلخور بودند. من 12 سال شهردار بودم همیشه با فاصله اختلاف یک رای شهردار شدم چه اصولگراها بودند چه اصلاح طلبان. بعضی وقت‌ها ممتنع می‌شد و یکی که ممتنع می‌داد هفت به هفت می‌شدند.
هیچ وقت در حوزه هنر رفتار ابزاری نکردم. هیچ درخواست سیاسی نداشتم چه آنهای یکه در مقطع مسایل سیاسی از ما حمایت کردند و نکردند در رفتارم با آنها هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتاد چون هر کسی به وظیفه و باور خودش عمل می کند. من همه شما را فارغ از گرایش‌های سیاسی، سرمایه کشور می‌دانم و این سرمایه ملی برای همه است.
به دلیل اینکه ما مدیون این مردم و خصوصا محرومان و مستضعفان هستیم، از این به بعد هم به عنوان یک شهروند در این شهر زندگی می‌کنم، هم در خدمت دوستان عزیز در شهرداری هستم و هر کاری از من بخواهند در دمت خواهم بود تا آن چیزی که فهم می‌کنم به آنها کمک نی کنم، دوم هم اینکه به عنوان یک شهروند این وظیفه را دارم که از مسجد و همین محل‌های فرهنگی و هنری کمک به محرومان و مستضعفان را فراموش نکنیم. دست به دست هم دهیم و دلشکستگان را دلشاد کنیم.
مطهری: به دولت پیشنهاد دادم که از قالیباف به عنوان وزیر استفاده کند/3 دولت گذشته با شهرداری هماهنگ نبودند
علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز به همت خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار کرد: به نظر من یکی از نکات مهم خدمات آقای قالیباف این است که در این 12 سال علی‌رغم اینکه دولت‌ها با شهرداری همراه و هماهنگ نبودند، خدمات موثری را به شهروندان ارائه کرده است.
وی تصریح کرد: دولت‌های نهم، دهم و حتی یازدهم همراه و همکار آقای قالیباف در شهرداری نبودند و علی‌رغم تمام سختی‌ها، ایشان خدمات زیادی را در تهران انجام دادند و قابل تقدیر است.
نماینده مردم مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در مجلس هشتم ما یک مصوبه‌ای را به تصویب رسانده‌ایم براین اساس که تسهیلاتی در تسریع ساخت مترو ( 2 میلیارد دلار) در اختیار شهرداری قرار بگیرد که علی‌رغم اینکه این مصوبه در مجمع تشخیص به تصویب رسید و قانونی نیز شد، رئیس‌جمهور وقت مخالف اجرای آن بود و تاکید داشت که چون این قانون به مجمع رفته است آن را اجرا نمی‌کند و حتی یکی از سوالاتی که ما از رئیس‌جمهور وقت داشتیم به این موضوع اختصاص داده شد.
مطهری اضافه کرد: متاسفانه در تمامی دولت‌، نهم‌، دهم و یازدهم هماهنگی با شهرداری نبود و شهرداری برای تامین درآمدهای پایدار با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو بود و علی‌رغم همه این مشکلات، خدمات مهمی در تهران ایجاد شده است.
وی گفت: البته بنده به برخی از امور شهری که مختص به این دوره نیست از جمله بلندمرتبه‌سازی انتقاد داشتم که البته در دوره مدیریت آقای قالیباف این موضوع کنترل شد.
نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: دومین موزه به خانه شهید مطهری مربوط بود که توسط آقای قالیباف در تهران راه‌اندازی شد.
وی همچنین به احداث باغ کتاب در شهر تهران اشاره کرد و گفت:‌این اقدام بزرگی بود که در این دوره انجام گرفت ضمن اینکه بسیاری از خدمات شهر تهران از جمله ساخت بزرگراه، پل طبیعت، بوستان‌های متعدد جزء کارهای فرهنگی محسوب می‌شود.
نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی همچنین به جمع‌آوری معتادان و نگهداری آنها توسط مراکز پیش‌بینی شده از سوی شهرداری اشاره کرد و گفت: این اقدامی است قابل توجه و اهمیت است.
وی در ادامه به احداث بوستان‌های ویژه بانوان در شهر تهران اشاره کرد و گفت: این کار ابتکاری بود که در این دوره صورت گرفت و از جمله کارهایی است که باید در آینده ادامه پیدا کند.
مطهری همچنین به آماده‌سازی بانوان در شهرداری در دوره قالیباف اشاره کرد و گفت: آقای قالیباف علی‌رغم همه فشارهایی که بود در این خصوص ایستادگی کردند و موفق نیز بودند.
نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تجلیل کار بسیار خوب و پسندیده‌ای است آن هم از یک مدیر توانمند و موثر همانند قالیباف.
وی گفت: بنده حتی به دولت پیشنهاد کردم که از آقای قالیباف به عنوان وزیر استفاده کند که مورد موافقت قرار نگرفت.
مطهری ادامه داد: دیواری بین اصولگرایی و اصلاح‌طلبی وجود ندارد و باید واقعا از دو طیف استفاده شود.
عسگرپور: فعالیت‌های فرهنگی و هنری قالیباف مشابه ندارد
 محمدمهدی عسگرپور در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران اظهار کرد: از خانه هنرمندان بابت تقدیر و تشکر بهنگام از محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران تشکر می‌:ن.
وی تصریح کرد: اگر تندبادهای سیاسی نبود راحت‌تر به موضوع پرداخته می‌شد اما چه کنیم که تندبادهای سیاسی نمی‌گذارند به اصل موضوع اشاره شود.
عسگرپور بیان کرد: متاسفانه تندبادهای سیاسی باعث از بین رفتن انصاف‌ها می‌شود و نمی‌توانیم حق مطلب را ادا کنیم.
وی به اقدامات انجام شده از سوی شهردار سابق تهران در حوزه فرهنگی و هنری اشاره کرد و گفت: فعالیت‌های آقای قالیباف در حوزه فرهنگ و هنر مشابه ندارد و در سال‌های گذشته این موضوع لمس خواهد شد.
عسگرپور گفت: این حجم گسترده فعالیت‌هایی که در دوره آقای قالیباف انجام شده است بی‌بدیل است که از آن جمله می‌توان به موضوع گسترش فضاهای فرهنگی و هنری اشاره کرد.
وی ادامه داد: ساخت سینمای آزادی در سال‌های گذشته و در آن زمان به آن شکل برای خود یک شاخص مهم تلقی می‌شد و در ادامه نیز اقدامات موثری در حوزه فرهنگی صورت گرفت.
عسگرپور افزود: برخی از افراد کارهایی را انجام می‌دهند و بعدها توقعی از جامعه هنری و فرهنگی دارند که از امکانات هنرمندان و یا از چهره‌های آنها استفاده کنند اما بنده شهادت می‌دهم که آقای قالیباف چنین روحیه‌ای را نداشتند و حتی در برخی از موارد تاکید داشتند که نامشان ذکر نشود.
وی گفت: برای اجرای کارهای فرهنگی نخستین کسی که در ذهن ما حس می‌شد، آقای قالیباف بود چه در بحث مالی و چه در بحث‌های دیگر شخص دکتر قالیباف در حوزه فرهنگی هنرمندان را حمایت می‌کرد.
وی افزود: ولی متاسفانه تندبادهای سیاسی باعث می‌شود یادمان برود که چه کسانی خدمات موثری داشته‌اند و قطعا ما هنرمندان قدر این موفقیت‌ها را مدیون آقای قالیباف هستند خواهند دانست و مخصوصا در آینده.
عسگرپور گفت: قطعا آقای قالیباف هرجا باشند منشأ خدمات موثری خواهند بود.
دعایی: قالیباف نگرانی‌های ما در حوزه مدیریت شهری را برطرف کرد
حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز در تالار ایوان شمس به همت خانه هنرمندان برگزار شد، خطاب به قالیباف اظهار کرد: شما حق بزرگی به کشور و انقلاب دارید و هرجا حضور داشتید منشأ تحول بوده‌اید.
وی تصریح کرد: حضور در نیروی هوایی سپاه و اقدامات گسترده در آن مجموعه یکی از افتخارات آقای قالیباف محسوب می‌شود.
مدیرمسئول روزنامه اطلاعات گفت: آقای قالیباف با حضور در نیروی انتظامی که در آن زمان از دست ما رفته بود، اعتبار ویژه‌ای به آن داد و نیروی انتظامی را به قدرت رساند.
وی ادامه داد: در مقطعی که همه نگران تهران بودند حضور آقای قالیباف همه این دغدغه‌ها را برطرف کرد و نشان داد که خیلی بهتر و موفق‌تر امیدها را می‌توان شکوفا کرد.
حجت‌الاسلام دعایی افزود: شهردار تهران در تمامی برنامه‌های خود احترام خاصی را به اساتید و هنرمندان داشت و جلسات خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کرد که زمان جلسات صبح‌های زود و قبل از طلوع آفتاب بود.
وی ادامه داد: آقای قالیباف علاوه بر ویژگی‌هایشان در حوزه کاری به مبانی و عالم به مسائل دینی بودند و از بزرگانی هستندکه خدمات ارزشمندی را به جامعه داشته اند.
حجت‌الاسلام دعایی گفت: آقای قالیباف زمانی که بسیاری از افراد از صحنه خارج می‌شدند را مورد حمایت و پناه خود قرار می‌داد که می‌توان به مرحوم دکتر حبیبی اشاره کرد که آن زمان مورد عنایت آقای قالیباف قرار گرفتند.
مدیرمسئول روزنامه اطلاعات  ادامه داد: در زمان حضور قالیباف در شهرداری تهران خانه‌های بسیاری از شخصیت‌های ارجمند من‌جمله شهید بهشتی، مطهری و مرحوم جلال آل احمد به موزه تبدیل شد و در کل حضور قالیباف در شهرداری اثرگذار بوده است.
دعایی گفت: هیچ یک از مطالب ارائه شده از سوی هنرمندان، اساتید در خصوص آقای قالیباف مبالغه نیست و تمامی این‌ها ثبت شده و در تاریخ خواهد ماند و مردم ما حق‌شناس هستند.
وی در پایان خطاب به قالیباف گفت: شما هرجا که باشید منشأ اثرات هستید چرا که از بزرگان هستید و خداوند کمک‌تان خواهد کرد.
هیچ شهرداری همانند قالیباف به حوزه فرهنگی توجه نکرده است
معاون هنری وزیر ارشاد با بیان اینکه در آینده بیشتر و بیشتر زحمات و کارهای آقای قالیباف به چشم خواهد خورد، گفت: هیچ شهرداری به اندازه قالیباف در حوزه فرهنگی کار نکرده است.
علی مرادخانی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران که به همت خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار کرد: آقای قالیباف مردی است که توجه ویژه‌ای را به موضوعاتی که کمتر کسی به آن توجه داشت عنایت کرد.
وی تصریح کرد: بخش هنری در بسیاری از موارد با سال‌های گذشته فرق کرده است و یک امنیت برای حوزه فرهنگی شهر به وجود آمده است که شهردار سابق تهران در این زمینه اقدامات لازم را انجام داده است.
مرادخانی افزود: زمانی که شاید خیلی‌ها اهالی هنر را تحویل نمی‌گرفتند تنها کسی که به آنها اهمیت می‌داد شخص دکتر قالیباف بود.
معاون هنری وزیر ارشاد بیان کرد: کارهایی که دکتر قالیباف طی این سالها انجام داده‌اند در هیچ زمانی صورت نگرفته است و زحمات زیادی در حوزه هنری و فرهنگی کشیده‌اند.
وی با بیان این جمله که قالیباف شهردار موفقی بوده است، گفت: ما در سال‌های گذشته نیز شهرداران زیادی دیده‌ایم اما هیچ یک نتوانستند خدماتی همانند دکتر قالیباف ارائه کنند.
مرادخانی به راه‌اندازی موزه موسیقی به عنوان یکی از اقدامات انجام شده در حوزه فرهنگی در دوره قالیباف اشاره کرد و گفت: مهمانان خارجی و سفرای زیادی به این مجموعه مراجعه کرده‌اند و این مجموعه افتخاری برای کشور محسوب می‌شود چرا که آرشیو حوزه موسیقی در این مجموعه جمع‌آوری شده است.
معاون هنری وزیر ارشاد افزود: قطعا در آینده بیشتر و بیشتر زحمات و کارهایی که قالیباف کرده است، به چشم خواهد خورد و مشخص می‌شود که چه کسی در حوزه فرهنگی موثر بوده است
حدادعادل: تعابیری همانند شهر سوخته بی‌انصافی است/ قالیباف منشأ خدمات بزرگی در شهر بوده است
غلامعلی حدادعادل ریاست فرهنگستان ادب فارسی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران گفت: امروز به احترام یک مدیر خدمتگذار موفق در این مکان گردآمده‌ایم.
وی تصریح کرد: اهالی فرهنگ و هنر معمولا کارهای اجرایی انجام نمی‌دهند و آنها موفقیت‌های خود را مدیون مجری‌هایی هستند که راه را برای آنها هموار می‌کنند و آقای قالیباف از این جهت به اهالی هنر و فرهنگ خدمت کرده است.
رئیس فرهنگستان ادب فارسی اضافه کرد: آقای قالیباف با توجه به تجربه‌ای که در 8 سال دفاع مقدس کسب کردند، به مدیریت نیروی انتظامی منصوب و در ادامه به مدیریت شهرداری تهران انتخاب شدند و بنده از کسانی هستم که در دو هر مقطع با وی ارتباط داشته‌ام و از نزدیک شاهد فعالیت‌های آقای قالیباف بوده‌ام.
حدادعادل بیان کرد: وی با مدیریت در نیروی انتظامی از بروز فاجعه‌هایی جلوگیری کرد که چون اتفاقی نیفتاد صحبتی از آنها نمی‌شود.
وی ادامه داد: بسیاری با انتخاب شهردار تهران برای شهرداری مخالفت می‌کردند و این در حالی بود حتی کسانی که سر هیچ موضعی وحدت نداشتند هیچ وقت دلشان نمی‌خواست آقای قالیباف شهردار تهران شود.
رئیس فرهنگستان ادب فارسی بیان کرد: آقای قالیباف تعریف جدیدی را از شهرداری ترسیم کردند و ایشان معنای نوین شهرداری را در تهران ارائه کردند.
حدادعادل اضافه کرد: هر کسی نگاهی به شهر بیاندازد، خدمات صورت گرفته از سوی شهردار تهران را تصدیق می‌کند و این در حالی است که روانشناسی انسان به گونه‌ای است که تحولات را تدریجی حس نمی‌کند و تحولات وقتی آهسته صورت می‌گیرد حس نمی‌شود و کاری که آقای قالیباف در تهران کردند چنین بود.
وی ادامه داد: قدرشناسی از خدمتگذاران انسانیت است و قدرناشناسی فضیلت نیست و ضدانسانیت است و تعجب می‌کنم در روزهایی که دوران مسئولیت آقای قالیباف در شهرداری روبه پایان بود برخی‌ها تعابیری را از جمله شهر سوخته تهران را استفاده کردند که این موارد بی‌انصافی و صحیح نیست.
رئیس فرهنگستان ادب فارسی گفت: افرادی که چنین تعابیری استفاده می‌کنند بیماری فرهنگی دارند و عید بزرگی است.
حدادعادل گفت: کسانی که هنوز نیامده‌اند می‌خواهند کارهای نکرده را به حساب خود بگذارند و امیدوارم دیگرانی که بر سر کار شهرداری می‌آیند موفق باشند و امیدوارم دوستانی که در ماه‌های آتی مدیریت شهر را به عهده می‌گیرند شهر خوبی را که از آقای قالیباف گرفته‌اند خوب‌تر کنند و به شهردار بعدی بدهند.
وی همچنین حضور محمدباقر قالیباف در مجمع تشخیص مصلحت نظام را گرانبها دانست و گفت: حضور وی می‌تواند منشأ بسیاری از کارها باشد.
نصیریان: قالیباف موجب توسعه فرهنگی در کشور شده است
علی نصیریان هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز با حضور جمعی از هنرمندان و اساتید دانشگاه در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار کرد: خوشحالم که خانه هنرمندان چنین اقدامی را قبل از هر نهاد دیگری انجام داد.
وی تصریح کرد: در این 6 دهه‌ای که کار نمایشی انجام می‌دهم، شهرداری ندیدم که جدای از خدمات شهری، در اندیشه فرهنگ و هنر و بُعد معنویات ولو بُعد ذوق به طور کلی با استفاده از ابزار امکان کار فرهنگی و هنری در اندیشه بوده باشد و تنها کسی که به سمت این اندیشه رفت و اقدام کرد دکتر قالیباف بوده است.
نصیریان تصریح کرد: قطعاً کسی را قبلا سراغ نداریم که موجب توسعه فرهنگی در کشور شده است، و در حال حاضر با اقدامات صورت گرفته در دوره آقای قالیباف حدود 108 تئاتر در صحنه است و هر شب برنامه اجرا می‌کنند.
وی بیان کرد: فرهنگ و هنر توسعه پیدا کرده است و جامعه هشیار شده است و به این حوزه نیاز دارد و این اقدامات توسط آقای قالیباف انجام شده است.
رمز توفیق قالیباف حس کردن دردهای جامعه بوده است/ماجرای حضور شبانه قالیباف و سیدحسن خمینی با لباس مبدل در شهر
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز با حضور هنرمندان، اساتید حوزه و دانشگاه که به همت خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار کرد: ابتدا به نوبه خودم از تلاش‌های یکی از مدیران موفق جامعه تشکر می‌کنم.
وی با ذکر یاد و نام امام و شهدا، یاد و خاطره برادر شهید قالیباف را نیز گرامی داشت و از حاضرین خواست برای وی فاتحه‌ای بفرستند.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: در جمع دوستان حاضر من یکی از آشنایان به وضعیت آقای قالیباف بوده که از آن جمله می‌توان به منزلشان در طرقبه و زندگی پدر و مادر گرامی‌شان اشاره کرد.
وی گفت: آقای قالیباف در جوانی و در هفده هجده سالگی همراه با کار و تحصیل به یک جوان موفق تبدیل می‌شود و این جوان موفق امروز شهردار موفق شهر تهران بوده است.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: رمز موفقیت قالیباف و امثال وی این است که روزگاری از پایین به جامعه نگاه می‌کردند و در واقع این نکته را باید بیان کرد که آنها درد را نخوانده‌اند بلکه چشیده‌اند.
وی افزود: آقای قالیباف و بنده شب‌های متعددی را با لباس‌های مبدل در برخی از دره‌های تهران از جمله دره فرحزاد که در آنجا معتادین بوده‌اند شب‌ها تا صبح را گذرانده‌ایم و با معتادان گده‌ای را برگزار کرده‌ایم و در واقع آقای قالیباف مشکلات را کاملاً لمس کرده‌اند.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: اینکه فردی مشکلات را لمس کرده باشد می‌تواند در حل آنها نیز اقدام لازم را انجام بدهد و یکی از رموز توفیق آقای قالیباف دردهایی است که حس کرده است.
وی اظهار داشت: آقای قالیباف و امثال وی نتیجه تحول انقلاب هستند و تحول انقلاب نسلی را دگرگون کرده است.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی تصریح کرد: اینکه ما برای پیشبرد کشور نیاز به همدلی داریم بسیار حائز اهمیت است چرا که ما نیازمند به دست‌های گره‌شده داریم و لازمه پیشرفت نظام دموکراسی و جمهوریت است.
وی با بیان اینکه افراد روزی می‌آیند و روزی می‌روند، گفت: هر جایی که تغییر و تحول نباشد فسادزاست و هرجا بستر تغییر و تحول باشد شاهد پیشرفت خواهیم بود و هویت انقلاب هم به همین است اما به این معنا نیست که به ستیزه برخیزیم و حافظه تاریخی برای کارهایی که شده است نداشته باشیم.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی افزود: اگر کسی از سمتی جابه‌جا می‌شود نباید به دیده یک رفته نگاه کنیم و این جز از بین رفتن منافع کشور چیز دیگری به همراه نخواهد داشت.
وی با اشاره به برگزاری آیین تجلیل از محمدباقر قالیباف گفت: امثال این جلسات تقدیر از مدیران رفته است که نباید اینگونه باشد و در واقع ادای دین ما به این افراد به اندازه یک تجربه طی سال‌های گذشته است.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی با اشاره به اقدامات انجام شده طی سال‌های گذشته از زمان کرباسچی در شهر تهران تا قالیباف گفت: تحولات زیادی در شهر صورت گرفته است و انشاءالله شهردار جدید تهران نیز در کار خود موفق باشد.
وی افزود: چیزی که مهم است این است که آقای قالیباف به شهادت خیلی از افراد طی 12 سال گذشته در شهر موفق بوده و رضایت شهروندان را به همراه داشته است و هم‌اکنون نیز یک تجربه ویژه در این بخش کسب کرده است.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: به نوبه خودم از زحمات صورت گرفته در 12 سال گذشته از آقای قالیباف تشکر می‌کنم به طوری که وی اقدامات خوبی را در این دوره انجام داده است که از آن جمله می‌توان به فعالیت خوب شورایاران در محلات و دخالت دادن آنها در تصمیمات شهری و پروژه‌های عمرانی اشاره کرد.
وی همچنین از توجه ویژه آقای قالیباف به آسیب‌های اجتماعی و برطرف کردن آنها اشاره کرد و گفت: فقط فقر نیست بلکه اعتیاد، بیکاری و زنان بی‌سرپرست نیز از جمله آسیب‌هایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد که در این دوره آقای قالیباف عنایت ویژه‌ای را به این موضوعات داشته است.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: در دوره مدیریت شهری آقای قالیباف اقدامات خوبی در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی که البته وظیفه شهرداری نیز است، انجام داده شده که قابل توجه و حائز اهمیت است.
وی گفت: آقای قالیباف یک مدیر توانمند، مقتدر با عزم جزم بالا و پرکار و پرتلاش است  و امیدوارم جامعه بتواند از ایشان و امثال وی در پست‌های دیگر استفاده کند.
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی با اشاره به اینکه دوران رقابت به سر رسیده است، اظهار داشت: امیدوارم رفاقت‌ها مورد توجه قرار گیرد و فضاهای سیاسی باعث نشود که از تجربه دیگران استفاده نشود.
وی اظهار امیدواری کرد: در آینده شاهد شهری بهتر و روزهای بهتر برای قالیباف باشیم.
 در پایان آیین تجلیل از خدمات فرهنگی هنری محمدباقر قالیباف لوح‌های بسیاری از بخش‌های مختلف هنری تقدیم شهردار سابق تهران شد.




موضوع مطلب : علی مطهری, حدادعادل, علی نصیریان, سید حسن خمینی, محمود دعایی, محمدباقر قالیباف, محمدمهدی عسگرپور, علی مرادخانی
شنبه 96 خرداد 27 :: 10:48 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز/سعیدفتحی سارانی:با شروع دولت اصلاحات، رفتار سیاسی برخی افراد و گروه‌های سیاسی نسبت به دهه 60 تغییرات جدی کرد؛ کسانی مانند اکبر گنجی که به دلیل دیدگاه‌های تند خود علیه بدحجاب‌ها به اکبر پونز ملقب شده بودند یا افرادی مانند محسن مخملباف، محسن سازگارا، هاشم آغاجری و ... که برخوردهای خارج از منطق و خشن با منتقدین در دهه شصت داشتند؛ یا موسوی خوئینی‌ها که پدر معنوی گروه منحرف فرقان بود یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که نماد یک جریان اقتدارطلب با روحیه چپ بود ناگهان در چرخشی 180 درجه‌ای نسبت به عملکرد، رفتار و نگرش خود نسبت به یک دهه پیش ظاهر شدند. خط امامی‌های دهه شصت صرفاً از نام امام (ره) استفاده می‌کردند و قصد داشتند امام را به گوشه‌ای موزه تاریخ بسپرند. رفتار و اظهاراتشان پر از تناقض و خارج از منطق و از روی هیجان بود تا زمانی که مهره و عناصر نفوذ آمریکا و غرب در کشور شدند، در آن زمان حداقل شاهد انسجامی در اظهارات سیاسی آنها شدیم. همانگونه مارقین تا زمانی خوارج نامیده می‌شدند، رفتار و عملکردی پاردوکس‌وار داشتند ولی همینکه مانند شمر به سپاه معاویه و یزید گرویدند، در راستای برنامه امویان قرار گرفتند. خوارج هر چند بی‌بصیرت بودند ولی دغدغه اصلاح جامعه را داشتند.
 
اینکه چرا علی مطهری حساس به مباحث فرهنگی اینگونه از سند 2030 می‌گذرد، در برابر اظهارات روحانی و مسئولین فرهنگی دولت واکنشی نشان نمی‌دهد و یا دیگر حرفی از آزادی بیان برای منتقدین دولت به زبان نمی‌آورد، علامت‌های خطرناکی برای وی می‌باشد که شاید مانند اکبر پونزها و شمرها دیگر حتی مانند خوارج دغدغه اصلاح جامعه را ندارد. 
 
رفتار و عملکرد علی مطهری در یک دهه گذشته نیز یادآورد اکبر پونزها هست؛ 
 
1. فردی که در دولت اصلاحات منتقد جدی فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خاندان هاشمی رفسنجانی بود ولی در سال 88 برای دفاع از خاندان هاشمی در برابر همان انتقادات خود ولی از زبان احمدی‌نژاد، رفتارهای هیجانی و غیرمنطقی و عقلایی از خود نشان داده است.
 
 2. انتقادات احمدی‌نژاد و مشایی از طرح گشت ارشاد موجب شد که مطهری به آنان اتهام غیراخلاقی ایجاد کاواره و بار بزند و منتقد جدی سیاست‌های فرهنگی دولت وقت شود؛ ولی چهار سال در برابر اظهارات مشابه از سوی روحانی و مسئولین فرهنگی دولت یازدهم سکوت اختیار کرد. حتی انتقادات احساسی خود نسبت افراد بی‌حجاب و بدحجاب در یک سال گذشته دیگر از سوی مطهری تکرار نشد؛ علی مطهری که روزی تصاویر دختران ساپورت‌پوش را در مجلس نشان می‌داد، در برابر مراسم‌های خارج از شئون اسلامی ستادهای انتخاباتی حسن روحانی سکوت کامل اختیار نمود. متهم‌کننده احمدی‌نژاد به ایجاد بار و فاحشه‌خانه در برابر ظهور کاواره‌ها و بارهای واقعی در برخی ستادهای انتخاباتی حسن روحانی موضعی اتخاذ ننمود.
 
3. مطهری حتی تا پایان دولت احمدی‌نژاد یکی از مدافعین شیوه سیاست خارجه دولت نهم و دهم بود. این اظهارات مطهری در فروردین 92 در برشمردن نقاط قوت احمدی‌نژاد است: "از جمله نقاط قوت رئیس جمهور ساده زیستی، سخن گفتن به زبان مردم، قدرت بیان خوب، حضور درمیان مردم، داشتن صلابت لازم در مقابل غربی‌ها و باج ندادن به آنها است، گرچه در این اواخر در مورد قضیه هولوکاست و رابطه با آمریکا کوتاه آمد." چگونه مطهری که طرفدار حمله به اسرائیل با بیان قضیه هلوکاست و مخالف رابطه با آمریکا در فروردین 92 بود در خرداد همان سال مدافع روحانی می‌شود و در دولت یازدهم نیز به دفاع از برجام می‌پردازد؟
 
4. مطهری بارها اظهار داشته است که رفتار احمدی‌نژاد موجب بروز فتنه 88 شده است؛ هر چند تحلیل علی مطهری نسبت به فتنه 88 سطح نازلی دارد ولی بر فرض صحت ادعای مطهری، چرا وی در برابر رفتارهایی با شدت بیشتر توسط روحانی در انتخابات 96 سکوت کرد و از روحانی حمایت تام انجام داد؟ چگونه انتقاد از هاشمی رفسنجانی بد است ولی اتهام به نهادها و شخصیت‌های نظام توسط روحانی مورد اعتراض قرار نمی‌گیرد؟
 
5. مطهری بارها از آزادی رسانه‌ها در عرصه سیاسی کشور سخن گفته است؛ چگونه در برابر اتهامات بی‌اساس دولت روحانی نسبت منتقدین و رسانه‌های آنها سکوت کرده است و حتی خواهان توقیف رسانه‌های منتقد دولت یازدهم مانند کیهان و وطن‌امروز شده است؟ چگونه حکم به توقیف یک روزنامه صرفاً به خاطر تحلیل متفاوت می‌دهد هر چند فرض شود که تحلیلهایشان اشتباه باشد؟ در دوران دولت نهم و دهم نه روزنامه‌ای به خاطر انتقاد از عملکرد دولت توقیف شد و نه مانند روحانی منتقدین خود را بی‌سواد، بی‌شناسنامه و ... معرفی کردند. اگر روزنامه و نشریه‌ای توقیف شد به خاطر اقدامات خلاف قانون بود نه اینکه نشریه‌ای توقیف شد و بعد در دادگاه تبرئه شود.  البته از مطهری که این حق را برای خود قائل هست که هر اتهامی به هر کسی بزند ولی برای دیگران کوچکترین حقی در انتقاد از خود قائل نیست انتظاری دیگر نیست. از مطهری که منتقد خود را پفیوز خطاب می‌کند باید از ادبیات روحانی نسبت به منتقدین استقبال کند. مطهری دیگر به هیچ عنوان دغدغه دفاع از آزادی و رسانه‌ها را ندارد بلکه مدافع کسانی است که منافع مشترک با آنها دارد.  
 
امثال مطهری در این کشور زیاد است، نقویانی که فساد اقتصادی بهانه‌ای شد برای حمله وی به نهادهای حاکمیتی و دولت سابق، چهار سال در برابر فسادهای مختلف در دولت یازدهم سکوت کرده است و به حمایت از وی پرداخته است. سید مهدی طباطبایی که با نام اخلاق منتقد دولت سابق بود چهار سال در برابر بی‌اخلاقی‌های روحانی و دولتش سکوت کرده است. غرویانی که فاصله گرفتن احمدی‌نژاد از فرمایشات رهبرمعظم انقلاب را دلیلی برای تصمیمات جریان انقلابی می‌دانست، در برابر تمام اظهارات برخلاف نظر رهبرمعظم انقلاب توسط روحانی و دولت نه تنها سکوت کرده است بلکه به توجیه آن می‌پردازد. 
 
رفتار امثال مطهری،غرویان، امجد، نقویان، سید مهدی طباطبایی و ... که پر از تناقض و پارادوکس هست نگران کننده است. اگر در رفتار آنان دنبال انسجام مشخصی وجود نداشت می‌توان امید داشت که حداقل دغدغه اصلاح کشور را دارند. خطر بی‌حجاب‌ترین و بی‌حیاترین زنان از علی مطهری مخالف بی‌حجابی، خطر فاسدترین فعالین اقتصادی از نقویان منتقد فساد، ضدنظام‌ترین افراد بین اپوزوسیون از غرویان مدعی حامی مراجع و ولایت، بی‌اخلاق‌ترین افراد از طباطبایی و امجد مدعی اخلاق به مراتب کمتر است زیرا تاریخ ثابت کرده است کمکی که اهل شام به معاویه و یزید نتوانستند بکنند، ابن‌ملجم ضد اموی، شمر جانباز صفین و عمربن سعد به اصطلاح معلم اخلاق انجام دادند.



موضوع مطلب : اکبر پونز, علی مطهری

 علی مطهری مدت هاست خود را متولی مسئله حصر موسوی و کروبی می داند. تازگی هم نامه ای به رییس قوه قضاییه در این باره نوشته است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:مهدی محمدی در کانال تلگرامی خود نوشت: علی مطهری مدت هاست خود را متولی مسئله حصر موسوی و کروبی می داند. تازگی هم نامه ای به رییس قوه قضاییه نوشته و حرف های هزاربار گفته در این باره را یک بار دیگر تکرار کرده است.

من چند سوال ساده از ایشان می پرسم، شاید باب گفت وگویی را باز کند. 1- حصر مصوبه شورای عالی امنیت ملی و روحانی رییس این شوراست. اگر قصه حصر هم یکی دیگر از دروغ های حضرات برای سرکیسه کردن ملت نیست، بگویند چرا در این 4 سال موضوع حصر را حتی یک بار لااقل در دستور کار این شورا نگذاشته اند؟ آیا حق نداریم فکر کنیم آقای روحانی در تداوم این موضوع برای خود منافعی قائل است؟ 2- از ماجرای حقوقدانی آقای روحانی که سر در نیاوردیم، علی مطهری اما ظاهرا مختصر درسی خوانده است. یک سوال حقوقی از ایشان و آقای رییس جمهور مشترکا: همین حالا اگر مصوبات شورای عالی امنیت ملی را از دولت بگیرند، آیا دولت حتی یک ساعت می تواند صرفا با استناد به قوانین و رویه های عادی کشور را اداره کند؟ چطور است که مصوبات شورا آنجا که گره گشای کار دولت است، قانونی است و اینجا که خلاف خواست سیاسی حضرات است، غیرقانونی است؟ 3- آقای مطهری بفرمایند فاصله 25 بهمن 89 که حصر اعمال شده، از 22 خرداد 88 که روز انتخابات و آغاز فتنه بود، چقدر است؟ در این حدود دو سال که موسوی و کروبی راست راست در خیابان های کشور راه می رفتند و مردم را به جان هم می انداختند، چرا کسی کار به کار آنها نداشت؟ و 25 بهمن که حصر اعمال شد در این مملکت چه رخ داده بود؟
4- و یک سوال دیگر، روزی که حصر اعمال شد حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی چه کاره بود و در آن جلسه چه رایی داد؟
باقی باشد وقت دیگر.




موضوع مطلب : چند سوال, علی مطهری, حسن روحانی, موضوع حصر
1   2   3   4   5   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 175
  • بازدید دیروز: 2024
  • کل بازدیدها: 11250900
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 175
  • بازدید دیروز: 2024
  • کل بازدیدها: 11250900