سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی با حضور در برنامه " دستخط" از روزهای پایانی عمر آیت‌الله هاشمی و فوت وی و خاطراتش از دوران ریاست صدا و سیما سخن گفت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم و راه دانا؛ مهمان این هفته برنامه "دست خط"، محمد هاشمی رفسنجانی رئیس اسبق سازمان صداوسیما و برادر مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود.
متن زیر مشروح صحبت‌های محمد هاشمی در برنامه دست خط است:
س: ان شالله خوب هستید؟ رفع کسالت شده؟
الحمدالله رو به بهبود هستیم.
س: چون در سالگرد ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هستیم، از ایشان شروع کنیم. این یک سال بر شما چطور گذشت؟
خیلی سخت! به هر حال برای ما خیلی سخت بود. تحمل فراغ ایشان مشکل است واقعا. چون من بعد از انقلاب و در این سی و چند سال گذشته با ایشان خیلی مانوس بودم. در این 8-7 سال گذشته من مسئول دفتر ایشان بودم و هر روز با هم بودیم.
س: ارتباط نزدیکی داشتید. چند سال از شما بزرگ‌تر بودند؟
8 سال بزرگ‌تر بودند.
س: از روزهای آخر و لحظات آخر، خاطره و صحبت و ناگفته‌ای دارید؟
ایشان روزهای آخر به آن معنا نه مریض بود، نه مشکلی داشتند. این گونه نبود که در بستر بیماری باشند و احتمالی وجود داشته باشد. بنابراین برای ما خیلی ناگهانی و باورنکردنی بود. همان روز یکشنبه صبح به مجمع آمدند و اتفاقا بسیار سرحال بودند. در جلسه مطالب مهمی را مطرح کردند.
نهار هم آقای دکتر هاشمی تماس گرفتند که ایشان را ملاقات کنند و ایشان هم موافقت کردند، قبول کردند با هم نهار بخورند. حدود ساعت 4 ایشان مجمع را ترک کردند. من مرکز سرطان کار داشتم و کمی زودتر از ایشان مجمع را ترک کردم و آمدم.
کارها را انجام دادم و می‌خواستم به منزل بروم که نزدیک منزل یکی از محافظین ایشان با من تماس گرفت و گفت حال حاج آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان شهدا بردیم، اورژانس هستند اگر می‌خواهید بیایید. من هم همان نزدیک بودم و در عرض 4-3 دقیقه به بیمارستان رسیدم. دیدم ایشان روی تخت احیا خوابیده است و گروهی روی ایشان کار می‌کردند. سوال کردم آثار حیات دارند؟ گفتند خیر. این آثار حیات مربوط به همین عملیات احیا است.
س: یک نکته ای که در ایام ارتحال آقای هاشمی دیده شد، مدیریت بسیار خوب شما و آقا محسن هاشمی بود.
ببینید آقای هاشمی یکی از شخصیت‌های اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر نظام جمهوری اسلامی ایران بودند. وقتی این حادثه رخ داد، به طور طبیعی و عادی، عده‌ای می‌خواستند از این حادثه سوءاستفاده کنند و ما هم چون به ایمان و اعتقاد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به نظام واقف بودیم و می‌دانستیم ایشان همه زندگی‌اش را در این راه داده است، آبرو و عزت و زندگی خود را در این راه هزینه کرده است، بنابراین گفتیم نباید به گونه‌ای حرکت شود که بدخواهان سواستفاده کنند از ارتحال ایشان.
نتیجه این باشد که به وحدت و انسجام ملی و حمایت از نظام تمام شود، نه اینکه نقطه منفی باشد یا باعث تفرقه و تشنج شود.
س: اتفاق افتاده بود ایشان به شما توصیه‌ای کنند که بعد از ما چنین کاری کنید؟
خیر. اصلاً این حالت بین ما نبود. چون ایشان سرحال و سالم بود. من می‌توانستم به ایشان بگویم بعد از من چه کار کنید، چون بعضا کسالت‌هایی داشتم ولی ایشان وضع خیلی خوبی داشتند.
س: سر محل دفن ایشان روایت‌هایی شد که ابتدا گفتند قم و بعد مرقد امام شد. ایشان وصیت خاصی داشتند؟
خیر. ایشان برای محل دفن خود هیچ وصیتی نداشتند. نظر برخی از اعضای خانواده از جمله من این بود که قم جای مقدسی است و ایشان هم یک عالم هستند و خوب است در آنجا دفن شوند، اما بعداً ملاحظاتی شد و برخی از آقایان ملاحظاتی را مطرح کردند و گفتند ایشان علاوه بر این که یک عالم است، سیاستمدار هم هست و مورد تکریم بسیاری از سران دولت‌های مختلف است و آنها احتمالا وقتی به ایران بیایند، می‌خواهند سر مزار ایشان بروند و ادای احترام کنند.
نکته دوم هم، رابطه ایشان با امام خمینی (ره) بود و اعتمادی که امام به ایشان داشتند و همراهی ایشان با امام، عامل بسیار تعیین کننده‌ای بود که محل دفن در مرقد امام شود. ما هم گفتیم هم از لحاظ سیاسی که کسانی بخواهند سر مزار ایشان بروند و هم به لحاظ رابطه‌ای که با امام داشتند، ایجاب می‌کند الان هم در کنار امام باشند. البته باید توجه داشت اینها همه توجیح است و مقدر بود، ایشان در مرقد امام دفن شوند.
س: آدم بسیار صبوری در عرصه سیاست بودند. در مسائل خانوادگی هم این اندازه صبر داشتند؟
بله، فوق العاده.
س: به عنوان دو برادر بحثی بین شما شده بود؟
هیچ گاه نبود. اصولا در خانواده نسبت به من یا برادران دیگر یا اعضای دیگر خانواده بحثی نداشتند. ایشان خیلی با تکریم نسبت به خواهران و برادران خود رفتار می‌کرد. به تعبیر ما روابط عمومی و جنبه مردم‌داری ایشان فوق‌العاده بود. فوق‌العاده در این مسائل حساس بودند.
س: چند خواهر و برادر هستید؟
ما 9 خواهر و برادر بودیم، الان 6 تا هستیم. حاج آقا و یک برادر دیگر و یک خواهر فوت کردند.
س: چند خواهر و چند برادر بودید؟
4 خواهر و 5 برادر بودیم.
س: برادرهای دیگر هم اینجا هستند؟
بله.
س: چه می‌کنند؟
یکی وزارت خارجه بود و چند سالی است که بازنشسته شد. یکی دیگر در مس سرچشمه کار می‌کرد که او هم بازنشسته شد.
س: مادر به شدت به حاج آقا علاقه داشتند؟
نه، به همه علاقه داشتند.
س: خاطره‌ای از مادر ندارید؟
خاطره از مادر زیاد است. سفارشی که سال آخر کردند، جنگ طولانی شده بود و خسارات زیادی داشت، عده ای به مادر ما مراجعه می‌کردند. ایشان هر وقت می‌خواستند به جبهه بروند، گاهی مسیر را تغییر می‌دادند و از کرمان و از جاهای مختلف می‌رفتند، بعد محافظین‌شان را فرستادند که والده را بیاورند که می‌خواهم ایشان را ببینم و به جبهه بروم.
محافظین هم دنبال مادر رفتند و مادر هم گفتند به اکبر بگویید من که هر شب تو را در تلویزیون می‌بینم و اگر تو می‌خواهی من را ببینی به اینجا بیا! (می‌خندد) بعد حاج آقا به نزد مادر رفتند و ایشان هم دعایش کرد و گفت مادر می‌گویند جنگ دست تو است و اگر می‌توانید دیگر جنگ را تمام کنید. این هم سفارش مادر بود که اگر دست تو هست و می‌توانید، دیگر جنگ را تمام کنید.
س: امام (ره) بر پیکر پدرتان نماز خواندند؟
بله، ایشان سال 40 مرحوم شدند، آبان ماه سال 40 بود. در قم بودند.
س: پدر روحانی بودند؟
بله، پدر روحانی بودند و درس حزه خوانده بودند ولی کار روحانی نمی‌کردند. روحانی بودند که کشاورزی می‌کردند، به تبعیت از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) کشاورزی می‌کردند.
س: در جایی خوانده بودم آقای هاشمی در مسیر از امام همواره سوال می‌پرسیدند.
بله. داستان این طور بود که آقای هاشمی وقتی به قم آمدند- یعنی سال 1327 بود – ابتدا منزل یکی از بستگان اخوان مرعشی ساکن شدند. خانه آنها درست روبروی خانه امام بود، اخوی می‌گفتند که من بعد از 3-2 سال که فضا را شناخته بودم، امام برای درس که بیرون می‌رفتند، منتظر می‌ماندم و دنبال ایشان می‌رفتم.
بعد دو سه روز به خودم جرات دادم و جلو رفتم و از ایشان سوال می‌کردم و در واقع آغاز آشنایی ایشان با امام از این واقعه بود.
س: در جایی از شما خواندم که وقتی به امریکا رفتید برای درس، آقای هاشمی یک سفر نزد شما آمده بودند و برای شما جالب بوده که ایشان همه چیز را با دقت نگاه می‌کردندو می‌دیدند که اینها چطور پیشرفت کرده‌اند. سال 54 بود؟
بله. ایشان ابتدا از فرانسه پیش آقای یزدی رفتند، من هم از کالیفرنیا به هیوستون رفتیم و ماشینی خریداری کردیم و با ایشان آمدیم، چون ایشان می‌خواستند ببینند. من با هواپیما رفتم، چون 2 هزار مایل فاصله بین کالیفرنیا و هیوستون بود، لذا من با هوپیما رفتم و آنجا یک ماشین خریدیم و و زمینی برگشتیم. 17-16 ایالت امریکا در این مسیرمان بود. یک هفته در راه بودیم و ایشان در جاده مستقیم نمی‌آمدند.
دو هفته نزد من بودند. نکته مهم این بود که آنجا ایشان بیشتر روی این جنبه تاکید داشتند که آنها در چه زمینه‌هایی پیشرفت کرده‌اند و چگونه پیشرفت کرده‌اند. نقاط ضعف و مثبت نظام سیاسی آمریکا را در این سفر از نظر عملکردی می‌خواستند دربیاورند.
ایشان می‌گفتند وجه مشترک بین نظام سوسیالیستی و نظام سرمایه‌داری، نظام اجتماعی خوبی است؛ نه سیستم سرمایه‌داری و نه سیستم کمونیستی جوابگو نیستند. جوابگو، یک نظام مشترک بین این دو است.
س: آقای هاشمی چطور از زندان بیرون آمدند که آمریکا آمدند؟ اجازه خروج از کشور را داشتند؟
بله، ممنوع‌الخروج نبودند. ولی از آن سفر که بازگشتند تا پیروزی انقلاب در زندان بودند. به نظرم، خروج از کشور ایشان هم قاچاقی بود، چون بعد از بازگشت ایشان را زندان انداختند تا زمانی که انقلاب پیروز شد. در تحصن دانشگاه همان شب آزاد شد.
س: از آقای یزدی اسم بردید؛ در مبارزه، با آقای یزدی اختلاف نظر داشتید؟
اختلاف نظر به آن معنا نه، اختلاف دیدگاه وجود داشت. نهضت آزادی یک تز سه بعدی قائل بود. می‌گفت مبارزه سه بعد «ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی» دارد. کسی که می‌خواهد در بعد ایدئولوژی کار کند، پایه‌اش این انجمن‌های اسلامی است در داخل و خارج کشور و کسی که می‌خواهد در بعد سیاسی کار کند حزب سیاسی، نهضت آزادی است، بیایند عضو نهضت شوند و کسی که می‌خواهد در بعد نظامی کار کند، عضو مجاهدین خلق شود؛ چون ابتدا مجاهدین خلق از گروه‌های چریکی مسلمان بودند. در سال 48.
س: قبل از انحراف فکری؛
بله. بعد در این زمینه مثلا اگر دانشجویی می‌خواست تظاهرات کند، نظر آقای یزدی این بود که تظاهرات یک کار سیاسی است و دانشجویان نباید این کارها را انجام دهند چون در بعد ایدئولوژیک هستند.
س: چرا امام درباره نهضت آزادی بعد از انقلاب، چنین رویکردی گرفتند؟
نمی‌دانم، این بیشتر به دولت موقت بازمی‌گردد.
س: یعنی آقای بازرگان؟
وقتی دولت موقت تشکیل شد دو سه اقدام انجام شد که خلاف انتظار امام بود. یکی از آنها دیداری بود که دکتر یزدی و آقای بازرگان در الجزایر با برژینسکی داشتند.
س: این بدون اطلاع امام (ره) انجام شد؟
وقتی این خبر منتشر شد، در آن شورا مطرح شد که آیا آقای بازرگان و آقای یزدی که ملاقات کرده‌اند، با اطلاع امام بوده یا خیر؟ امام آن زمان در قم بودند، قرار شد از امام بپرسیم.
من با منزل امام در قم تماس گرفتم، گفتند امام الان نیستند، من هم گفتم این سوال را بپرسید از ایشان. آقای صانعی سوال کرده و نوشته بود برای امام، امام هم زیر آن نوشته بود نه تنها با اجازه من نبوده، بلکه با اطلاع من هم نبوده است. بازرگان هم که از الجزایر بازگشت، استعفا داد. به قم رفتند و استعفا دادند، امام هم دیگر این دفعه استعفا را پذیرفتند.
س: یک خاطره‌ای از شما خواندم که وقتی امام به پاریس رفتند، از آمریکا به دیدار امام(ره) رفتید. در همان ایام که هایزر به ایران می‌آید، کارتر را به عنوان نماینده‌اش خدمت امام(ره) میفرستد که به نوعی به ایشان بگوید دخالت نکنید و به تهران نروید که امام(ره) هم جواب سنگینی دادند.
بله. اوایل بهمن ماه بود، دو نفر شب تماس گرفتند که می‌خواهند با امام(ره) دیدار کنند که امام هم موافقت کردند. ده و نیم شب نماینده آقای کارتر با نماینده رئیس جمهور فرانسه خدمت امام(ره) آمدند. نماینده امریکا همین را بیان کرد و تلویحاً با بی‌ادبی به امام(ره) گفتند در مسائل ایران دخالت نکنید. امام(ره) هم گفتند من هنوز به مردم نگفته‌ام که با امریکایی‌هایی که در ایران هستند، چه بکنند و اگر لازم باشد می‌گویم.
یعنی امام(ره) او را تهدید کردند و او هم جا خورد. نماینده رئیس جمهور فرانسه هم از در مهربانی وارد شد و گفت رفتن شما به ایران خطر دارد و اگر جای شما اینجا خوب نیست شما را به قصر ورسای منتقل کنیم. امام(ره) تشکر کردند و گفتند جای من همینجا خوب است و جالب است که امام (ره) 117 روزی که آنجا بودند اصلاً قصد هم نکردند که می‌خواهند بمانند. یعنی تا یک ماه نماز شکسته می‌خواندند و سر یک ماه در ماشین می‌نشستند و به جایی می‌رفتم و بعد بازمی‌گشتند و نمی‌خواستند قصد کنند. من از ایشان سوال کردم که نماز کامل بخوانیم یا خیر؟ امام(ره) فرمودند که خیال می‌کنید برای خدا فرقی دارد که نماز 4 رکعتی باشد یا دو رکعتی باشد، اصل این است که تسلیم باشید.
س: در هواپیما که می‌آمدید خودتان منتظر یک حکومت و مسئولیت جدید بودید؟
خیر. ما ها که می‌ترسیدیم (می‌خندد) اکثراً در هواپیما رعب داشتیم. وارد فضای تبریز شدیم هواپیما 450 نفر جا داشت و 150 مسافر در آن بودند. همه در هواپیما قدم می‌زدند ولی وارد تبریز که شدیم خلبان خواست همه سرجای خودشان بنشینند، این شوک دوم بود که چه شده است که همه باید سرجایشان بنشینند،
به تهران که رسیدیم نیم ساعت هواپیما دور تهران می‌گشت و روی زمین نمی‌نشست. ما از بالا بهشت زهرا و خیابان‌ها را می‌دیدیم که همه پر بود، در فرودگاه هم همه پلیس بودند، این هم شوک سوم بود.
س: حاج آقا چطور ازدواج کردید؟
از آمریکا که آمدم یکی از بستگان موردی را معرفی کرد که مثلا خانواده مناسبی است، ما هم گفتیم می‌رویم می‌بینیم.
س: کرمانی بودند؟
بله. به کرمان رفتیم و با پدرومادرشان صحبت کردیم. بعد رفسنجان رفتیم، در منزل خاله ایشان با ایشان صحبت کردیم و تمام شد. من هم آمریکا رفتم و گفتم زندگی‌ام را جمع کنم و بازگردم. قرارها گذاشته شد؛ 15 شعبان، 18 تیر که امام در قم بودند، خدمت ایشان رفتیم و عقد را خواندند. باجناق ما در قم بودند و یک شامی برای 20 تا 25 نفر دادند و تشریفات دیگری نداشتیم.
س: مهریه چقدر بود؟
مهریه ما مهرالسنه بود. منتها امام فرمودند مهره‌السنه را نمی‌توان همینجوری گرفت و مهریه باید معلوم باشد. 500 درهم را تبدیل کردند و آن زمان نرخ نقره بود و سه هزار و 500 تومان شد.
س: اهل غذا درست کردن در خانه هستید؟
بله. من همه نوع غذا بلد هستم.
س: به خاطر زندگی که در امریکا داشتید؟
فقط آن نبود. قبل از آمریکا رفتن هم، وقتی به تهران آمدیم همه 8 سالی که تهران بودیم، مجردی زندگی می‌کردیم. گاهی مادر نزد ما می‌آمدند ولی بیشتر اوقات مجردی زندگی می‌کردیم.
س: چه غذاهایی را خوب درست می‌کنید؟
همه چی را خوب می‌توانم درست کنم. غذای ژیگو، انواع خورشت‌ها، انواع  کباب‌ها را بلد هستم.
س: الان هم درست می‌کنید؟
الان هم گاهی درست می‌کنم.
س: چند فرزند دارید؟
4 فرزند دارم. 3 تا پسر، یک دختر.
س: چه می‌کنند؟
همه ازدواج کرده‌اند. درس می‌خوانند، کار کشاورزی می‌کنند. یکی‌شان در باغ پسته کار می‌کند، مشترک با هم کار می‌کنند.
س: شما به شدت مخالف کار اقتصادی بچه‌ها هستید؟
من مخالف کار اقتصادی نیستم، ولی اگر مثلا کسی بخواهد از رانت استفاده کند یا آن چه بین برخی معروف است آن کارها را مخالف هستم.
س: حاج خانم کار فرهنگی می‌کنند؟
بله. افتخاری کار می‌کنند.
س: از جمله مدارس مذهبی را اداره می‌کنند.
بله. تقریبا از بهترین مدرسه ایران است. هم مذهبی، هم معتدل و هم از نظر درسی خیلی خوب هستند. یعنی تعلیم و تربیت را با هم دارند.
س: در فامیل هم درخواست دارید که ثبت‌نام کنید؟
فراوان هستند ولی اصلا سفارش قبول نمی‌کنند. چون ایشان ضابطه‌مند عمل می‌کنند. مصاحبه و امتحان ورودی دارند و همانطوری عمل می‌کنند. خارج از ضابطه کسی را قبول نمی‌کنند و من هم هیچ وقت اصراری نمی‌کنم.
س: جناب هاشمی، وضعیت اقتصادی جامعه را چطور می‌بینید؟
از جهت اقتصادی افراد نیازمند در جامعه ما زیاد هستند. کسانی هستند که میلیاردها ثروت دارند و امکانات عجیب و غریبی برای خودشان دارند، کسانی هم هستند که در فقر مطلق قرار دارند. یعنی فاصله طبقاتی در کشور بسیار زیاد شده است.
از نظر علمی اطلاعات من کم است، اما آنچه واقعیت اجتماعی در صحنه و میدان مشاهده می‌شود، مراجعات و گزارش‌هایی که می‌بینیم، وضعیت مطلوبی نداریم.
س: وضعیت فرهنگی چطور؟
وضعیت فرهنگی هم فاصله زیادی با فرهنگ اسلامی دارد. زیربنای انقلاب اسلامی مکتب اهل بیت (ع) است. مکتب اهل بیت (ع) هم ارزش‌های متفاوت در همه زمینه‌ها دارد و عمل‌گراست. متاسفانه الان می‌بینید جدایی خانواده‌ها و نرخ طلاق را، گاهی کشورها را می‌بینم نرخ طلاق آنها از ما کمتر است.
س: از کجا از این فرهنگ اسلامی فاصله گرفتیم؟
نمی‌دانم. مشکل است بخواهیم ابتدا را تعیین کنیم. ولی وضعیت کنونی و ناهنجاری‌های اجتماعی بسیار زیاد است. یک نکته‌ای که حالا جزو باورهای دینی ماست، انچه در تاریخ هم وجود دارد، این است که می‌گویند لقمه حرام آثار سویی دارد. ممکن است خیلی‌ها ندانند لقمه آنها حرام است. مثلاً اگر من در اداره‌ای از وقت خود بزنم، خب این مشکل است.
س: دولت آقای روحانی را چطور دیدید؟
دولت آقای روحانی هم که معجزه نمی‌تواند کند. شرایطی که دولت را تحویل گرفت، وضعیت کشور از جهات مختلف خیلی بد بود. مثلاً رشد اقتصادی منهای 5 درصد بود، بیکاری سر به آسمان می‌زد، اشتغال‌زایی وضعیت بدی داشت و بسیاری از واحدهای تولیدی تعطیل بود. این نیاز به سرمایه دارد و با شعار نمی‌توان کار اقتصادی کرد.
برآوردی که در دولت آقای روحانی در سال 95 شده بود که گفته بودند اگر بخواهیم به این تعداد شغل برسیم، نیاز به 50 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است. این میزان را از سه طریق می‌توان تامین کرد. یا بخش خصوصی بیاید یا دولت خود سرمایه‌گذاری کند، یا جذب سرمایه‌ خارجی داشته باشد.
نه بخش خصوصی به این قدرت رسیده است و نه زمینه لازم برای جذب سرمایه خارجی فراهم کرده‌ایم و نه دولت چنین بودجه‌ای دارد و در نتیجه وضع همین می‌شود.
 س: می‌گویند آقای هاشمی یک انتقادی این اواخر به دولت آقای روحانی داشتند که کارهای اقتصادی ملموس برای مردم آنچنان که باید، نکرده‌اید، در حالی که می‌توانستید انجام دهید. این درست است؟
من این را از آقای هاشمی نشنیده‌ام و نمی‌دانم. برخی افراد این جمله را از قول آقای هاشمی گفته‌اند، اما من شخصاً از ایشان نشنیده‌ام و این را مستند نمی‌دانم.
س: اگر خود ایشان بودند، ممکن بود برای سال 96 دوباره نامزد شوند؟
نمی‌دانم، نه دیگر؛ آقای روحانی که می‌شدند...
س: شما که نامزد شدید و گفتید به توصیه اخوی بود.
از این جهت بود که گفتند در کنار آقای روحانی دیگرانی هم باشند. از 5 نفر اسم بردند، نه این که هر 5 نفر باشند.
س: چه کسانی بودند؟
آقای ناطق، آقای ظریف، آقای جهانگیری، من و یک نفر دیگر که الان به خاطر ندارم بودند. چون هیچ کدام نیامدند، من نامزد شدم. من تا شنبه ظهر صبر کردم.
س: آقای جهانگیری که نامزد شده بودند!
نه، بعد از من بودند. حتی دو روز قبل یعنی روز پنج‌شنبه مراسمی درباره آقای هاشمی بود که آقای جهانگیری هم حضور داشت و آقای مرعشی و دوستان دیگر هم بودند، آنجا صحبت شد و ایشان نقل کردند که آقای روحانی مخالف هستند که کسی از کابینه‌اش ثبت‌نام کند.
س: آقای ظریف با آقای هاشمی صحبت کرده بود؟
نمی‌دانم.
س: مناظرات را چطور دیدید؟
بسیار بد! یعنی مناظره‌ها واقعاً هیچی برای نظام اسلامی جانگذاشت. در مناظره‌ها مسئولین دزد، قاتل، دروغگو بودند (می‌خندد). هجمه‌ای که به نظام شد هیچگاه از سوی دشمن نشده بود.
س: 6 رجل سیاسی چطور این رفتار را داشتند؟
جنگ قدرت همین است.
س: به کسی از این آقایان حضوری انتقاد کردید؟
بله.
س: چه کسی بود؟
به هر کسی که دسترسی داشتم انتقاد کردم. البته به هیچ کدام دستم نرسید (می‌خندد).
پیغام فرستادید؟
بله. من هیچ کدام را ندیدم. در گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایم این حرف‌ها را زیاد زدم.
س: آقای محمد هاشمی رفسنجانی چرا از کارگزاران بیرون آمد؟
همان زمان دلیلش را گفتم دیگر.
س:خیلی صریح بیان نکردید.
صریح بود. گفتم کارگزاران تبدیل به جبهه شده است و یک حزب سیاسی نیست.
س: یعنی چه جبهه؟
جبهه متشکل از احزاب است، اما حزب اساسنامه و مرام‌نامه‌ای دارد. اخیراً به تدریج در شورای مرکزی حزب ترکیب به شکل جبهه شد، دیگر حزب نبود. من هم چون طرفدار حزب بودم، با جبهه نخواستم کار کنم.
س: چه کسانی آمدند که شما نخواستید کار کنید؟
اسم نبریم بهتر است.
س: شفاف گفتید و این هم بیان کنید.
بهتر است گفته نشود. ترکیب جدید را نگاه کنید که چه کسانی هستند.
س:می‌توان این طور گفت که چون به نوعی کارگزاران در اصلاح‌طلبان هضم شده‌اند و به همین دلیل شما بیرون آمدید؟
نه، این بحثی که بیان می‌کنید در جناح اصلاح‌طلب مقبولیت ندارد. آنها می‌گویند کارگزاران پیشتازی دارند.
س: یعنی می‌گویند اصلاح‌طلبان در آنها هضم شده‌اند؟
مثلاً این چنین می‌گویند. یک نوع این صحبت‌ها بعضاً شنیدم که بین کارگزاران و اصلاح‌طلبان وجود دارد.
س: آقا محسن هاشمی را فکر می‌کردید اینقدر برای شوراها رای بیاورد؟
بله. بیشتر هم فکر می‌کردیم رای بیاورد.
س: خیلی‌ها انتظار داشتند آقا محسن شهردار تهران شود.  چرا اتفاق نیفتاد؟
من خیلی ورود نکردم، اما اینها گفتند کسانی که برای شورای شهر ثبت‌نام کرده‌اند از آنها قسم‌نامه یا تعهدنامه‌ای گرفته‌اند که با شورا بمانند و از شورا بیرون نروند.
س: الان آقای نجفی (شهردار تهران) را گزینه خوبی می‌دانید؟
آقای نجفی شخصیت برنامه‌ریز و اهل برنامه است. چون استاد ریاضی است، بسیار دقیق است. در جایی مانند شهرداری که خیلی شلوغ‌بازار بوده، ایشان رنج می‌برد. یعنی مسائلی که می‌بیند و از گذشته شهرداری خیلی رنج می‌برد.
اگر فرصت پیدا کند و چوب لای چرخش نگذارند، اقای نجفی جزء شخصیت‌هایی است که می‌تواند قدر زیادی شهرداری را اصلاح کند.
س: رئیس شورای شهر برای آقا محسن جایگاه خوبی است؟
بله، آنجا تجربه‌ای کسب می‌کند.
س: برخی‌ها می‌گویند این یک سکویی برای ریاست جمهوری است.
حالا این حرف‌ها زود است که کسی مطرح کند. تجربه‌ای که در اجرا داریم، این است که کسانی که زودهنگام برای مشاغلی مثل ریاست جمهوری خودشان را مطرح کرده‌اند، سوختند. نه تنها موفق نشدند بلکه سوختند.
س: یعنی توصیه شما به آقا محسن هم همین است؟
به همه چنین توصیه‌ای دارم. کسی اگر برنامه‌ای دارد هیچگاه نباید زودهنگام مطرح کند و باید در زمان خود و به موقع مطرح کند.
س: با آقا محسن در این زمینه صحبت کرده‌اید؟
خیر.
س: آقا محسن با شما ارتباط دارد که بخواهد مشورت بگیرد؟
ارتباط داریم، مشورت که چون من اطلاعات زیادی درباره شهرداری به آن معنا ندارم. مشاور باید عالم در رشته خودش باشد.
س: پیش آقای ناطق بودیم و ایشان خاطراتش را بیان می‌کردند. می‌گفتند قبل از سال 84 من چندین بار در ناهار معروف علمای مجمع، به آقای هاشمی گفتم بهترین فرد برای ریاست جمهوری شما هستید، آقای هاشمی هم مخالفت می‌کردند. من دو الی سه بار می‌گفتم و ایشان هم مخالفت می‌کردند تا اینکه 84 بدون اینکه به کسی بگویند یکباره تصمیم گرفتند. به عنوان امین آقای هاشمی بفرمایید چطور به این تصمیم رسیدند و آمدند؟
سال 84 یا 92؟
س: سال 84 منظورم است. البته سال 84 هم ظاهرا روی آقای ولایتی تاکید داشتند که نامزد مورد نظرشان باشد اما یکباره خودشان وارد صحنه می‌شوند.
سال 84 را من خیلی به یاد ندارم، ولی سال 92 را به خاطر دارم.
سال 92 هم کسی گمان نمی‌کرد، حاج آقا بیایند.
بله. در سال 92 درخواست از حاج آقا خیلی زیاد بود. هم گروه‌های سیاسی و هم نمایندگان مجلس و هم مردم، اصناف، چنین درخواستی داشتند. اکثر ملاقات‌های حاج آقا با همین درخواست‌ها همراه بود. حاج آقا هم مدام مقاومت می‌کردند و مخالف بودند.
ولی روزی که تصمیم گرفتند، گفتند من با خودم فکر کردم اینهمه درخواست‌های مردم چرا باید پاسخ منفی بدهم و استبداد رای داشته باشم و مخالفت کنم؟ من هم این را می‌پذیرم. منشا سال 92 عمدتاً درخواست‌های مردمی بود.
س: اطمینان صددرصدی به آقای روحانی نداشتند که بتواند.
آقای روحانی که ثبت‌نام کرده بودند ولی بحث این بود که خود حاج آقا در میدان باشند و کشور را نجات دهند.
س: چون خیلی‌ها می‌گفتند آقای روحانی با آقای هاشمی هماهنگ کرده بود.
نه، حالا آقای روحانی برای ثبت‌نام با آقای هاشمی مشورت کرده بودند. آقای عارف هم برای ثبت‌نام مشورت کرده بودند، دیگران هم که می‌خواستند ثبت‌نام کنند از حاج آقا مشورت می‌گرفتند، حاج آقا هیچ کسی را منع نمی‌کرد که ثبت‌نام نکنید و می‌گفتند شرکت کنید. مسئله منع برای کسی نداشتند، منتها منشا تصمیمشان همین اصرار مردم بود که باید به مردم پاسخ مثبت داده شود.
س: شما چرا سمت‌هایی را که آقای خاتمی در دولت دوم خرداد پیشنهاد کردند، قبول نکردید؟
در مجموع شرایط می‌دیدم باید کمی برای استراحت بروم.
س: فقط استراحت مدنظر شما بود یا دوست نداشتید کار کنید؟ چون ظاهرا به اخوی هم گفته بودید که دوست ندارید کار کنید؛
بله. علاقه‌مند خدمت به مردم بودیم، ولی در مجموع شرایط را مناسب نمی‌دیدم. چون من معاون اجرایی بودم و در معاونت اجرایی می‌توانستم خدمت کنم و مسلط به کارم بودم. معاونت اجرایی را منحل کردند. من هم پیام این را گرفتم و گفتم انحلال معاونت اجرایی برای این است که من نباشم. وگرنه دلیلی نداشت معاونت اجرایی را منحل کنند.
س: به شما پیشنهاد دیگری دادند؟
دو سه تا پیشنهاد دادند؛ هواپیمایی کشوری، تامین اجتماعی، وزارت کار، مسائل این چنینی بود. من شخصاً کاری که بدهند می‌سنجم و اگر توانائی در خودم احساس نکنم نمی‌پذیرم.
س: دلخوری شما از عملکرد آنها در انتخابات مجلس نسبت به آقای هاشمی، تاثیرگذار نبود؟
بالاخره آن زمان اختلاف نظر در مسائل گوناگون داشتیم. منتها نپذیرفتن مشاغل به دلیل عدم تخصص بود.
س: آقای هاشمی تلویزیون نگاه می‌کند؟
اخبار را سعی می‌کنم ببینم.
کدام بخش خبری را پیگیری می‌کنید؟
عصرها که منزل هستم خبر هفت را می‌بینم. 20:30 را معمولاً می‌بینم. خبر 21 را می‌بینم.
س: سریال‌ها را می‌بینید؟
سریال‌ها را خیلی نمی‌بینم. یکی دو تا سریالی که دیدم، کیفیت خیلی پایین آمده، پوشش‌هایی که در تلویزیون ظاهر می‌شود، آرایش مویی که وجود دارد، دیالوگ‌هایی که مطرح می‌شود و نوع ارتباطات...
س: تازه می‌گویند تلویزیون خیلی بسته عمل می‌کند!
اینها از نظر فرهنگ‌سازی، فاصله از فرهنگ اسلامی است. یک زمانی در دولت و یا در حاشیه مجمع بود که به آقای لاریجانی گفتم که شما چرا اینها را پخش می‌کنید؟ گفتند اگر اینها را پخش نکنیم مردم به سمت کانال‌های دیگر می‌روند یعنی بین بد و بدتر، گزینه بد را انتخاب کردند.
من گفتم رسالت اسلامی ما این نیست. ما باید متاع خودمان را عرضه کنیم، حالا هر کسی این متاع را می‌خواهد بیاید، اما اینکه متاع دیگران را بدهیم که مردم سراغ دیگری نروند، درست نیست.
س: خیلی از همفکران شما با نظر شما موافق نیستند.
من گفتم این منطق درستی نیست و باید متاع خود را عرضه کنیم. اگر همفکر من باشند، موافق این دیدگاه هستند.
از نظر سیاسی به شما نزدیک هستند ولی متفاوت نگاه می‌کنند. می‌گویند صداوسیما باید خیلی بازتر عمل کند. مثلا در یکی از شبکه‌های اجتماعی اخیرا دیدم که درباره یک موضوعی که واقعا منفی است حرف می‌زد، مثلا نظرشان را درباره این می‌پرسید که شما در خیابان از یک نفر خوشت می‌آید و او را انتخاب می‌کنی که یک شب با اون زندگی کنی! به همین راحتی چنین بحثی را مطرح می‌کند که چه بلایی سر فرهنگ مردم می‌اورد! در این فضا فکر نمی‌کنید کار صدا و سیما خیلی سخت‌تر شده؟ یعنی واقعا زمان شما واقعا اینقدر سخت نبود!
نه، سخت هست. اما جمله‌ای که رادیو معارف تقریبا هر روز از امام (ره) پخش می‌کند این است که این رادیو و تلویزیون باید اسلام را ترویج کند، اسلام را تبیین کند. یعنی شوخی نداشتند. من یک روزی خدمت ایشان رسیدم، دیدار ادواری با ایشان داشتم.
من نشستم و سلام کردم. امام (ره) یک دفعه گفتند من اگر خلاف شرع ببینم ملاحظه هیچ کسی را نمی‌کنم و اعلام می‌کنم. با یک حالت تقریبا تندی این را گفتند.
من ابتدا قدری جا خوردم و بعد گفتم بله من خیلی خوشحال هستم که این را می‌شنوم، معلوم می‌شود تابحال خلاف شرعی نداشته‌ایم که شما نگفته‌اید. (می‌خندد). امام یک تبسمی کردند. اما ایشان خیلی جدی بودند. مثلا در نامه‌ای که ایشان در سال 66 یا 67 نوشتند که من باید دو نکته را تذکر بدهم، یکی اینکه اجنبی گریم نکند و دوم اینکه بیننده از روی شهوت نظر نکند. من پرسیدم منظورتان چیست که اجنبی گریم نکند؟ فرمودند اینهایی که در تیتراژ می‌نویسید، من دقت کرده ام که شما بازیگر زن دارید ولی گریمور زن ندارید، یا بازیگر مرد دارید ولی گریمور مرد ندارید. تذکر دادند که اجنبی گریم نکند.
س: ولی قبول کنیم که بالاخره هر دولتی که بر سرکار می‌آید، مردم می‌خواهند صدایشان شنیده شود.
قبول دارم. ولی تحلیل به مردم بدهند، نه اینکه تخریب کنند.
س: خیلی استفاده کردیم؛ از حضور شما تشکر می‌کنم، برنامه با «دست‌خط» شما به پایان می‌رسد.
دست نوشته آقای محمد هاشمی رفسنجانی در برنامه «دستخط»:
«بسمه تعالی
با دعوت قبلی در برنامه دست‌خط شرکت کردم. از هر دری سخنی و از هر سوژه‌ای سوالی مطرح شد، آنچه برایم سخت بود صحبت کردن در خصوص ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود. یادآوری این حادثه از تلخ‌ترین خاطرات دوران زندگی من می‌باشد، اما از نکات شیرین این برنامه تجدید خاطراتی از امام راحل (ره) بود؛ نصیحت‌های امام (ره)، حمایت‌های امام (ره) از مدیریت اینجانب در صداوسیما.
صداوسیما برای من خاطره‌انگیز است چرا که 13 سال از عمر خود را در این سازمان گذرانده‌ام، آن هم در روزهای تلخ و شیرین!
ذکر خاطره‌ای از مادر مرحومم، برایم جذاب و آزاردهنده بود و سرانجام یاد پدر، پندها و اندرزهای حکیمانه پدر چه زیبا و اثربخش در زندگی من بود.
خداوندا خودت یاری‌ام کن عاقبت به خیر گردم.»




موضوع مطلب : برنامه دست خط, برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی, ماجرای ملاقات بازرگان با برژینسکی و برخورد امام(ره)

دست خط

سردار حسین دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی و وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در برنامه دستخط، به سؤالات متعددی پاسخ داد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم،  سردار حسین دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی و وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در برنامه دستخط، به سوالات متعددی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:
س: چه شد که در دولت دوازدهم نماندید؟
دهقان: از قدیم ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». به هر حال آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور باید همکاران خود را متناسب با سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در این دوره دارند انتخاب می‌کردند. حق انتخاب هم با ایشان بود که فرد دیگری را انتخاب کردند.
س: خودتان نظر نداشتید؟ از شما نظر نگرفتند که چه کسی را انتخاب کنند؟
دهقان: دیگه اینها بحث‌هایی بین من و ایشان است.
س: نمی‌خواهید بگوئید؟
دهقان: قاعدتا.
س: برخی می‌گویند دلخوری بین شما ایجاد شده بود؛
دهقان: ما هیچگاه دلخوری نداشتیم؛ چه دلخوری؟! وقتی اصل، خدمت به انقلاب و نظام و مردم باشد دلخوری معنی ندارد.
س: فکر می‌کردید امیر حاتمی چنین رایی بیاورند؟
دهقان: تلاش همه ما در نیروهای مسلح و حتی خود من به شکل جدی بر این بود هر کسی به عنوان وزیر دفاع مطرح می‌شود، باید رای بالایی را در مجلس داشته باشد چرا که پشتوانه برای اجرای برنامه‌ها خواهد بود و حضور فعال در عرصه سیاست داخلی و مسائل خارجی و برون مرزی خواهد داشت. لذا همه همت بر این بود که ایشان رای بالایی بیاورند و به حمدالله این اتفاق رخ داد.
س: از معدود دفعاتی است که ارتشی‌ها وزیر دفاع می‌شوند.
دهقان: خیر. این شائبه و شبهه‌ای است که دارد ایجاد می‌شود؛ چرا که از ابتدای پیروزی انقلاب تا پایان دوره آقای شمخانی، تمامی وزرا اصولاً ارتشی بودند، به جز آقا فروزنده که آن زمان بسیجی و جانشین ستاد کل بود و در زمان جنگ فرمانده قرارگاه مهندسی جنگ بودند؛ بقیه آقای فکوری، آقای امیر سلیمی، آقای امیر جلالی بودند که همه ارتشی بودند.
س: مشاورت رهبری در حوزه صنایع دفاعی و پیشتیبانی چطور به شما پیشنهاد شد؟
دهقان: بحثی مطرح شد بعد از اینکه مشخص شد من در موضع وزارت نباشم که حضرت آقا حکمی را به عنوان حکم مشاور به من محبت کنند که همزمان با بحث رای اعتماد این حکم صادر شود و انعکاس عمومی پیدا کند. این نظر لطف و محبت ایشان بود. مراحل طبیعی خود را برای صادر شدن حکم طی کرده بود.
س: اولین بار است که این مشاور را در این حوزه داریم.
دهقان: در حوزه صنعت و دفاع همین طور است. چون بقیه مشاورین عمدتا در حوزه‌های نظامی ایفای نقش و مسئولیت می‌کنند، ولی برای بحث صنایع دفاعی، توسعه صنایع دفاعی، توسعه فناوری‌های دفاعی و همچنین بحث سیستم‌ها و نظام‌های پشتیبانی موثر از نیروهای مسلح، آقا مشاوری نداشتند و این اولین بار است مشاور را تعیین کردند.
س: قرار است کار خاصی در این حوزه انجام شود؟
دهقان: حتما. قرار است مجموعه تلاش ما منجر به پیشنهاداتی به محضر ایشان شود که آن راهگشا برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی کشور باشد. به این معنا نیست که مشاور کار اجرایی خواهد کرد. مشاور اساساً کارش ارائه پیشنهاد به محضر مقام معظم فرماندهی کل قوا خواهد بود؛ به طور طبیعی آن چه ایشان تشخیص دهند از طریق مجاری مربوط به اجرا خواهند گذاشت.
س: شما هر جا بودید منشا خیر بودید؛ قطعا این جا هم چنین است و رهبری افق بلند‌مدتی را می‌بینند، ان شالله موفق باشید. از کار در دولت یازدهم راضی
بودید؟
دهقان: این را دیگران باید قضاوت کنند. یک بخش اصلی آن درون نیروهای مسلح است، فرماندهان ارتش و سپاه و نیروی انتظامی است و یک بخش درون وزارت دفاع است و یک بخش در محیط ملی و یکی بحث فراملی است. من فکر می‌کنم – اگرخودخواهانه نباشد – موفق‌ترین دوران وزارت دفاع بعد از جنگ را می‌توان این دوره برشمرد.
لذا در صنایع دفاعی قطب‌های فناورانه و تولیدی ایجاد کردیم. منجر به این شد که ما حجم عظیمی از کارهای موازی را حذف کنیم. توانمندی‌های موجود به صورت پراکنده را متمرکز کنیم. اثربخشی و کارآمدی آنها را بالا ببریم. امکان توانمند شدن افراد، سازمان و فرآیندهای کاری را به وجود آوریم.
نتیجه این کار در بخش تولید به این گونه شد که ما بعضاً ظرفیت‌ها را تا 100 برابر در برخی از حوزه‌ها افزایش دادیم. هزینه‌های سربار را به شدت کاهش دادیم. یعنی در این 4 سال، هر سال هدفگذاری ما ده درصد هزینه‌ها کاهش یابد و بعد از 4 سال انجام شد و ادامه یافت. در بحث ارتباط با نیروهای مسلح تقریبا می‌توان گفت کم‌مسئله‌ترین دوران را در ارتباط با نیروهای مسلح داشتیم. سعی کردیم نیازمندی‌های آنها را در کمترین زمان ممکن تامین کنیم.
کاستی‌های گذشته را جبران کردیم و در یک وضعیت کاملا هماهنگ و همراه برای ادامه فعالیت‌ها قرار گرفتیم. در بحث بیرونی، ما «دیپلماسی دفاعی» را به تمام معنی توانستیم عملیاتی کنیم؛ مثلا با روس‌ها مراوداتی در حد راهبردی ارتقا پیدا کرد، توافقنامه‌های همکاری دفاعی و نظامی با آنها منعقد شد.
شاید به خاطر داشته باشید که اجلاس سه‌جانبه «سوریه، روسیه و ایران» را درباره مسائل سوریه برگزار کردیم. برای اولین بار سفر وزیر دفاع ایران به چین بود، متقابلاً سفر وزیر دفاع چین به ایران بود. آنجا توافقنامه همکاری امضا کردیم و با کشورهایی همسایه هم چنین بود.
با مجلس خیلی راحت بودیم. تقریبا ما برخی از لوایحی را که تا 12 سال در دستور کار مجلس مانده بود، به تصویب رساندیم و هر آنچه که در قوانین پیش‌بینی شده بود که آئین‌نامه یا لایحه‌ای تنظیم شود در این 4 سال انجام دادیم و امروز می‌توانیم بگوئیم در وضعیت کاملا عالی و متعارف هستیم.
س: جایی نبود که با دولت بحث و چالشی در کمک کردن در حوره دفاعی پیدا کنید؟
دهقان: خیر. با آقای رئیس‌جمهور از ابتدای جنگ کار می‌کردیم و همکاری داشتیم، با ایشان نسبت به مسائل دفاعی و امنیتی اشتراک نظر داریم؛ به این معنا که تقویت نیروهای مسلح و بنیه دفاعی کشور یک اصل است. اگر جایی بحثی مطرح می‌شد بحث محدودیت منابع بود که به طور طبیعی برای همه وجود داشت.
س: در صحبت‌هایی که با شما شد، اشاره کردید بودجه تقویت بنیه دفاعی ما نسبت به قبل 2 و نیم برابر شده است. آقای جهانگیری در مناظرات انتخاباتی گفت 4 برابر شده است. کدام عدد صحیح است؟
دهقان: هر دو درست است. ما تا پایان 95 را بیان می‌کردیم و ایشان بودجه پیش‌بینی شده در سال 96 را بیان می‌کردند. این را وقتی با 92 مقایسه کنیم هر دو عدد درست است.
س: شما در شرایط سختی وزیر دفاع بودید. در سال 93 که یک سال از وزارت شما می‌گذشت، 93 شاهد اوج فعالیت‌های داعش در منطقه بودیم. چه تدابیری شد و چگونه با نیروهای مسلح تدبیر کردید که ما کمترین هزینه را پرداخت کنیم؟
دهقان: ما این را درک می‌کنیم که آمریکایی‌ها از زمان اوباما بعد از آقای بوش پسر با تجاوزهایی که به کشورهای منطقه اعم از عراق و افغانستان کردند، تلاششان بر این داشتند که با زور و به کارگیری سلاح اهدافشان را در منطقه عملیاتی کنند و بحث «خاورمیانه بزرگ» را مطرح کردند.
آقای اوباما که آمد تلاشش بر این داشت که هزینه‌های حضور نظامی برون‌مرزی خود را کم کند؛ به عبارتی ترمیمی از چهره تنفرآمیز امریکا در بین ملت‌ها را انجام بدهد. لذا هم در عراق و هم در افغانستان برنامه‌ای برای بیرون رفتن را دنبال کرد. واقعیت مطلب این بود که می‌خواستند هزینه حضور خود را توسط دیگران در منطقه تامین کنند.
گرچه جنگ‌هایی که کردند هزینه‌اش را از کشورهای عربی منطقه گرفتند. لذا یکسری نقش‌هایی را به هم دولت‌های محلی و هم به عناصری که می‌شد آنها را  سازماندهی کرد و علیه آن کسی که رقیب و دشمن آنها تلقی می‌شد، بکارگیرند.
اینها می‌خواستند بحث جبهه مقاومت را که یک نوع تهدید برای اسرائیل تلقی می‌شد مورد هجمه قرار دهند و تضعیف کنند. به این جنبه‌بندی رسیدند که کشور سوریه یک عامل موثر در بقا و تداوم جبهه مقاومت است و باید حکومت ان را به نوعی ساقط کرد.
ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران همواره سعی کرده‌ایم ثبات و امنیت را برای منطقه به عنوان یک اصل، پذیرا باشیم و با هر نوع بی‌ثباتی و ناامنی هم به هر شکلی که لازم باشد، مقابله کنیم؛ به خصوص زمانی که منافع کشورهای اسلامی و ملت‌های مسلمان در معرض تهدید قرار می‌گیرد.
س: در عراق که داعش یک حرکت گسترده را شروع کرد، یک آماده‌باش به نیروهای جمهوری اسلامی دادند و ظاهرا چند سری عملیات در خاک عراق انجام شد. این با هماهنگی وزارت دفاع بود؟
دهقان: این بحث در شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیری می‌شود که اگر قرار باشد اقدامی به هر کیفیت صورت گیرد، آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. لذا این بحث ما بود که مرزها باید تقویت شود و تا یک فاصله‌ای از مرزها را برای خود مجاز می‌دانستیم که اگر آنها حضور پیدا کردند و بنا به عملیات داشتند، آنجا ضد آنها عمل و اقدام کنیم.
س: تحرکات داعش در افغانستان هم جدی است؟
دهقان: تحلیلی که از ابتدا وجود داشت، این بود که اگر قرار باشد داعش از عراق و سوریه بیرون رانده شود، کجا مستقر می‌شود؟ بحث این بود که طبیعی‌ترین مکان که می‌توانند بروند، افغانستان و حتی پاکستان هست. امروز اطلاعاتی موجود است که در افغانستان مستقر شده‌اند و در مناطقی حضور پیدا کرده‌اند و فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند ولی هنوز آن قدرت و استحکام که بتوانند کارهای بزرگ و جدی را انجام دهند، ندارند.
ما سعی می‌کنیم اشراف اطلاعاتی خود را داشته باشیم و تلاش‌های لازم را برای کنترل فضای آنجا تا حدی که لازم بدانیم انجام دهیم.
س: در پاکستان سر ضیه امنیت مرزها مسئله داشتیم؛ در این مدت در دیدارهایی که با وزیر دفاع پاکستان داشتید، اینها گوشزد می‌شد؟ چه توجیهی دارند؟
دهقان: معمولا بحث مرزها در حوزه وزارت کشور تعریف می‌شود و مبادلات مرزی و همکاری‌های مرزبانی را در آنجا دنبال می‌کنند؛ بله، همواره با آنها مطرح کردیم و می‌کنیم، توافقاتی هم انجام شده است و روبه جلو هستیم.
امروز نمی‌توانیم بگوییم که کاملا توانستیم به یک نقطه مشترک مورد اقدام برسیم، ولی آنطرف تلاش می‌شود مورد اقدام قرار گیرد وجود دارد و در طرف خودمان بحث سازمان لازم برای مقابله با آن ها را ایجاد کردیم و عمل می‌کنیم.
س: گفته بودید شرایط امنیتی در حال پیچیده شدن است. آیا با توجه به شکست‌هایی که داعش در سوریه خورد باز هم معتقد به پیچیدگی شرایط امنیتی هستید؟
دهقان: یک بحثی وجود دارد که امریکایی‌ها به دنبال تغییرات اساسی در ژئوپولتیک منطقه هستند. بعد از فروپاشی شوروی، آمریکایی‌ها ابتدا سعی کردند نظام تک بعدی را در روابط بین‌الملل پیاده سازی کنند. مقاومت جهانی صورت گرفت و به نوعی امروز دنیا در حال گذار به یک نظام چند قطبی قدرت
است.
لذا پیچیدگی شرایط به این معنا است که ما همانطور که حضرت آقا فرمودند، در یک گذار یا یک پیچ تاریخی قرار داریم و آن هم ورود به نظم جدید جهانی است که در آن، کشورهای مختلف هرکدام نقش خود را توزیع قدرت و ایفای نقش محلی، منطقه‌ای و جهانی تعریف می‌کنند.
س: به نشست سه‌جانبه با روسیه و سوریه اشاره کردید؛ این نشست‌ها موفق بود؟
دهقان:  در صحنه عمل، ما و روس‌ها و سوری‌ها عملیاتی را طراحی می‌کردیم و به اجرا گذاشته می‌شد؛ روس‌ها باید پشتیبانی هوایی می‌کردند. برخی مواقع عدم هماهنگی در صحنه عمل ایجاد می‌شد که اینها باید هماهنگ می‌شد.
این جلسات عمدتا متوجه چند موضوع بود. یک این که هماهنگی در اقدام باشد و دوم تعیین اهداف و اولویت‌های عملیاتی است و سوم زمان‌بندی کار؛ یعنی چه کاری چه زمانی و کجا انجام شود.
س: از پایگاه همدان هنوز روس‌ها استفاده می‌کنند؟
دهقان: خیر. این مناقشه بی‌ربط سیاسی در سطح کشور شد که هیچ پایه و اساسی هم ندارد. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق ندارد که به هر کشور  خارجی پایگاه دهد. لذا بحث همدان که مطرح شد بحث پشتیبانی از سوریه بود.
این هواپیماهایی که می‌خواستند عبور کنند، باید برای سوختگیری و اقدامات اولیه باید جایی نشست و برخاست انجام می‌شد که این پایگاه سوریه همدان انتخاب شد تا هر زمانی که لازم بود واحدهای اینها تقویت شود یا تعویض شوند یا مواردی از این دست پیش بیاید، اینها می‌توانستند در فرودگاه همدان نشست و برخاست داشته باشند و یکسری خدمات اولیه همانند سوختگیری را انجام می‌دادند.
س: این تصمیم هم در شورای عالی امنیت ملی شد؟
دهقان: به طور کلی، بله.
س: یعنی جزئی ممکن بود در جایی دیگر باشد؟
دهقان: جزئی این است که کمیته مشترکی ایجاد شد؛ چهار جانبه. کمیته مشترک قرار بود مواقع خاص و فوری و عملیاتی را آنها بررسی کنند که همین روال هم وجود داشت.
س: در این دولت قضیه برجام را داشتیم؛ خیلی‌ها می‌گفتند  این قطعنامه 2231 که در شورای امنیت تصویب شد فعالیت‌های موشکی ما را محدود می کند. آقای ظریف و اقای عراقچی در مصاحبه های مختلف بیان می‌داشتند که ادامه می‌دهیم و هیچ الزامی برای ما ندارد. الان در طول زمان که جلو می‌رویم بالاخره یک نوعی گزک در دست آنها هست. این را قبول دارید؟
دهقان: آنجا این عبارت آمده است که جمهوری اسلامی ایران به قصد حمل کلاهک هسته‌ای، موشک‌های بالستیک را طراحی و تولید نمی‌کند. خب ما هیچگاه نه این قصد را داشتیم و در این مسیر حرکت نخواهیم کرد. بعد یک بحث بعدی را آنها مطرح می‌کنند که هر موشکی قادر باشد 300 کیلومتر برد داشته باشد و 500 کیلوگرم وزن را حمل کند، این می‌تواند به عنوان یک حامل سر جنگی هسته‌ای باشد.
لذا از این منظر وقتی ما می‌گوییم موشکی هزار کیلومتر برد دارد، می‌گویند موشکی است که می‌تواند کلاهک هسته‌ای هم حمل کند. لذا این هم به لحاظ محتوایی و مبنایی هیچ محدودیتی برای ما ایجاد نمی‌کند. چون ما اصلا دنبال این نیستیم و با آن قصد، نه طراحی و نه تولید می‌کنیم.
س: فاکس نیوز گزارشی را به نقل از یک منبع آگاه در بدنه نظامیان امریکایی مطرح کرده بود و مدعی شده بود دفعات تقابل دریایی بین کشتی‌های ایران و امریکا در نیمه نخست سال 2016 در مقایسه با بازه زمانی مشابه آن، تقریبا دو برابر شده است.
دهقان: نه، برداشت ما بر این است که امریکایی‌ها نوعی پرونده سازی می‌کنند.
س: یعنی خودشان طراحی می‌کنند؟
دهقان: نه، اعلام می‌کنند که به این فاصله به ما نزدیک شدند و اخطار داده شد.
س: تکلیف این چه خواهد شد؟
دهقان: مجموعه اینها یعنی ما برای آنها تهدید هستیم و آنها برای خود حق قائل می‌شوند که از خود دفاع کنند.
س: زمینه سازی می‌کنند؟
دهقان: بله. دو روز پیش آقای فدوی را می‌دیدم که می‌گفت یک زمانی به ناوهای آمریکایی اعلام کردیم که می‌خواهید عبور کنید باید با زبان فارسی با ما صحبت کنید؛ بعد می‌گفت الان هم زبان فارسی صحبت می‌کنند. (می‌خندد)
س: الان مشاور فرماندهی کل قوا هستید و به نظرم نسبت به وزیر دفاع راحت‌تر صحبت می‌کنید. برجام جلوی فعالیت‌های دفاعی ما را یک مقدار گرفته است؟
دهقان: اولا برجام چیز جدیدی به معنای محدودیت‌ها و یا ممنوعیت‌ها نیست؛ برجام یک فرایندی درباره صرف برنامه هسته‌ای ماست. یعنی هیچ بحث غیرهسته‌ای در برجام وجود ندارد. دوم این که قطعنامه 2231 تمامی قطعنامه‌های قبلی را تا 1929 را فقط در بعد هسته‌ای ملغی می‌کند؛ این را به یاد داشته باشید.
پس اساساً موضوع برجام پرونده هسته‌ای است، هیچ چیز دیگری نیست. نه موشکی و نه حقوق بشر است. ولیکن این که برجام موجب محدودیت شده است باید گفت یک جا چنین است و آن جا این است که اقلام با استفاده دوگانه را این محدودیت را داریم که باید سیکل کمیته خرید را طی کند.
گفته شده که باید اطمینان حاصل شود که اگر در محل غیرنظامی بکار گرفته می‌شود ردش تا محل استفاده کاملاً به تائید رسد و دیده شود.
س: اخیرا دوباره بحث بازدید از اماکن نظامی خیلی تاکید شده است، اینطرف هم جواب‌های قاطعی هم داده شد. فکر می‌کنید این حرکت و مانور ترامپ روی این امر برای چیست؟
دهقان: ترامپ اگر از زمان تبلیغات در نظر بگیریم مواضع‌اش خیلی تغییر کرده است. زمانی ایشان می‌گفت من بیایم برجام را پاره می‌کنم. آن چه که ما می‌فهمیم، این است که آمریکایی‌ها برجام را پاره نخواهند کرد.
دنیا هم این همراهی را با آنها نخواهد داشت که بخواهد اقدامات یک جانبه تاثیرگذاری را انجام دهند. حتما این گونه است که ترامپ و دولتش شرایط اجرایی شدن برجام را سخت می‌کنند به گونه‌ای که ایران خیلی نتواند از منافع و دستاوردهای آن استفاده کند.
س: ما چکار می‌توانیم انجام دهیم؟
دهقان: یک بحث، بحث نقض برجام است که سیاست ما این است که ما ناقض برجام نخواهیم بود، اما در خود برجام پیش‌بینی شده است که اگر طرف های مقابل به صورت جزئی و کلی برجام را نقض کردند ما از طرف خودمان کلی یا جزئی اجرا نخواهیم کرد.
س: گفتید ایران به برجام پایبند خواهد بود اما در مقابل هر گونه تهدید وتشر امریکا و کشورهای مرعوب نظام سلطه مقابله جدی خواهد کرد، مقابله جدی به چه معنی است؟
دهقان: بحث جدی را که بیان می‌کنیم یعنی اقدامات تاثیرگذار؛ در سطح جهانی  در ادبیاتی که بکار گرفته می‌شود اینها مفاهیمی است که بار معنایی خودش را به همراه دارد. می‌گوییم اگر شما فلان کار را کردید ما متقابلا فلان کار را انجام می‌دهیم، این کار را می‌کنیم یعنی حتما خواهیم کرد! این مقابله‌ای است که انجام می‌دهیم. مصمم هستیم و اراده داریم و عمل خواهیم کرد و مانع از دریافت آسیب نسبت به خودمان خواهیم شد.
س: از آخرین عملیات‌هایی که در سوریه و عراق انجام شده است، خبر دارید؟
دهقان: خیلی بی‌خبر نیستم.
س: به نظر شما تا کجا پیش رفتند و تا چه زمانی است؟
دهقان: خیلی نمی‌توان زمان قطعی گفت.
س: اکثر همتایان شما همین را می گویند که نمی‌توان پیش‌بینی کرد.
آن چه مهم است این است که امروز داعش نه آن سازماندهی قبلی را دارد و نه آن قابلیت‌های قبلی را دارد و نه آن فرماندهان قدرتمند قبلی را دارد. همه اینها طی عملیات‌های گذشته از بین رفته اند؛ بنابراین یک مجموعه رو به نابودی است.
چیزی که الان مهم است و باید انجام شود ما مرز مشترک با عراق و سوریه را بتوانیم از وجود اینها پاک کنیم و اگر این اتفاق رخ دهد، مسئله جدی در منطقه وجود ندارد.
س: جایی گفته بودید که احمد متوسلیان و سه دیپلمات ما زنده هستند و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند؛ خبری در این قضیه دارید؟
دهقان: ما هیچگاه نپذیرفتیم که آقای متوسلیان و همراهان ایشان را به شهادت رسانده‌اند. ادعا و حرف ما این است که اگر به شهادت رساندند اجساد اینها را تحویل بدهندّ اگر به شهادت نرسانده‌اند خودشان را تحویل دهند. کجا هستند اینها؟
س: این که برخی گمان می‌کنند شما خبر جدیدی دارید این گونه نیست؟
دهقان: خیر. این را قبلا گفتیم و همه گفتند.
س: همه‌پرسی در کردستان عراق چه خواهد شد؟
دهقان: بحث کردستان و کردستانات یک بحث جدیدی نیست، ولی چنین اقدامی اولا خود کردها را در یک مخمصه ژئوپولتیکی قرار می‌دهد، با همه دنیا و آب‌های آزاد دنیا قطع رابطه می‌دهد و از آن طرف، یک نوع تهدید منطقه‌ای برای تمام کشورهای همسایه آنها ایجاد می‌شود. شاید بارزانی دنبال یکسری امتیازات از دولت مرکزی است و بقیه جریان کردی هم با ایشان همراهی نکردند. این طور نیست که ایشان بتواند هر کاری خواست انجام دهد.
س: عربستانی‌ها در سفر اخیر ترامپ خرید زیادی انجام دادند. این خرید زیاد تسلیحاتی فاصله انها را با ما به لحاظ نظامی زیاد کند؟
دهقان: ببینید، عربستان دنبال تغییر موازنه قدرت به نفع خودش هست. برای این که این بشود حداقل باید آن دشمن اصلی که همواره برای مسلمانان در طی سنوات گذشته مطرح بودند یعنی اسرائیل، روابط را با آنها ترمیم یا عادی‌سازی روابط می‌کردند که این کار را هم کردند.
پس همه بحث عربستان مقابله با حوزه نفوذ ایران در منطقه و دنیای اسلام است که این اشتراک کامل با آمریکا و اسرائیل دارد. لذا عربستان در اصل نوعی اشانتیون برای دریافت یک حمایت قاطع به ترامپ داد. ترامپ هم یک فرد تاجر و بازرگان و اهل معامله است. لذا در عربستان حدود 300 میلیارد معامله کرد و خرید تسلیحاتی شد و دنبال این است که صنایع نظامی را در عربستان راه‌اندازی کند.
ولی مهم این است که فرض کنید انبار سلاح هم آنجا درست کنند، بازار خوبی برای امریکایی‌ها برای فروش سلاح هست، ولی همین عربستان با همه این تجهیزات و امکانات، الان چند سال است با یکسری یمنی دست خالی می‌جنگند و در آن گردابی که ایجاد کرده، مانده و نمی‌تواند بیرون بیاید. پس عربستان نباید این احساس را داشته باشد که می‌تواند در مقابل ما یا
حرفی برای زدن داشته باشد یا تهدیدی برای ما باشد.
س: قدری به مسائل شخصی وارد شویم. چه سالی ازدواج کردید؟
دهقان: خیلی بد است که ندانم! (می‌خندد) من سال 59 ازدواج کردم.
س: چطور آشنا شدید؟
دهقان: فامیل بودیم.
س: نسبت فامیلی دارید؟ می‌توانید نسبت را بیان کنید؟
دهقان: نوه خاله همدیگر هستیم.
س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟ مهریه چقدر بود؟
دهقان: محلی خواندیم. مهریه را اگر خانم بشنوند ناراحت می‌شوند.
س: همه مهریه‌ها را در این برنامه گفتند.
دهقان: آن زمان 63 هزار تومان مهریه کردیم. این را هم پدرم گفت، والا نه من و نه خانمم دنبال این مسائل نبودیم.
س: شرط خاصی نگذاشتند؟ جنگ آن زمان شروع شده بود؟
دهقان: ما قرار بر این بود که پنج شنبه شب،‌ شب ازدواج ما باشد، چون من تهران بودم و ایشان اصفهان بودند،‌ اما چهارشنبه جنگ شروع شد. دیگه ما نرفتیم تا آبان ماه شد.
س: عقد کرده بودید؟
دهقان: بله. در اصفهان حداقل یک سال عقد می‌مانند.
س: قرار بود جشن عروسی بگیرید و زندگی را شروع کنید که جنگ شروع شد.
دهقان: بله. پنج شنبه عروسی بود و چهارشنبه بعدازظهر جنگ شروع شد.
س: کارت دعوت هم فرستاده بودید؟
دهقان: آن زمان فقط اقوام نزدیک بودند.
س: اعلام کرده بودید؟
دهقان: بله. تلفن و تلگرام هم نبود. ما فقط نرفتیم.
س: گله نکردند؟
دهقان: چه کنند؟ نه، بنده خداها تحمل کردند.
س: چقدر صبور! شما نرفتید تا آبان ماه شد.
دهقان: بله. در این دو ماه هم تماسی نگرفتیم.
س: بدآموزی دارد؛ حداقل تماس می‌گرفتید. (می‌خندد)
دهقان: جنگ بود دیگر. آماده باش 100 درصد بود و ما هم فرمانده بودیم و باید می‌ماندیم.
س: بعد از این که برگشتید توضیح شما چه بود؟
دهقان: توضیحی نخواستند. الحمدالله هنوز هم توضیحی نخواسته‌اند. (می‌خندد)
س: تا حالا برای ایشان دست خط عاشقانه نوشتید؟
دهقان: آن زمان که جوان بودیم، بله نوشتیم؛ ولی بعدش موضوعیت نداشت.
س: نامه از جبهه برای ایشان می‌نوشتید؟
دهقان: فقط در زمان نامزدی و عقد می‌نوشتم. بعد از آن دیگر نبود.
س: هنوز این نامه ها را دارند؟
دهقان: ایشان متاسفانه نامه‌ها را نگه داشتند ولی من نگه نداشتم. عقلمون نرسید، فکر نمی‌کردیم یک زمانی اینها ارزش پیدا می‌کند.
س: الان همین حرف زدن درباره این موضوع ارزشمند است. چند فرزند دارید؟
دهقان: 3 فرزند دارم.
س: ازدواج کرده اند؟
دهقان: دو دختر و یک پسر داریم.
س: ازدواج‌ها سیاسی بود یا عادی؟
دهقان: نه، عادی ازدواج کردند.
س: رشته تحصیل بچه‌ها چه بود؟
دهقان: یک دختر و یک پسر صنایع مهندسی خوانده اند. کارشناسی ارشد یکی مدیریت صنعتی و دیگری طراحی صنعتی خوانده اند.
س: مشغول کار هم هستند؟
دهقان: خیر. دیگری هم مکانیک و کارشناسی ارشد طراحی صنعتی خوانده است.
س: آقا پسر که سرکار می‌روند؟
دهقان: بله. ایشان برای خود کار می‌کنند. آقازاده نیست و زن او هم متفاوت نیست. (می‌خندد)
س: در کار خانه کمک می‌کنید؟
دهقان: اگر اجازه دهند بله کمک می‌کنم. اجازه نمی‌دهند.
س: یعنی چه اجازه نمی‌دهند؟
دهقان: می‌گویند شما بزرگ ما هستید باید بنشینید.
س: اهل غذا درست کردن هستید؟
دهقان: بودم، آن اوایل غذا درست می‌کردم ولی الان دیگر نیستم. در زمان دانشجویی غذایی درست می‌کردم که از یکی از بچه‌ها آبادان یاد گرفته بودیم. سیب‌زمینی را قطعه قطعه کوچک می‌کردیم و سرخ می‌شد. بعد گوجه در آن خرد می‌کردیم و اینها با هم می‌پخت. مثل کیک می‌شد و خیلی هم خوشمزه بود.
س: آن زمان پیتزا را خودتان درست کرده بودید.
دهقان: بله. هر چه بود این بود؛ این را برای خانواده درست می‌کردم کلی خوشحال بودند.
س: اوایل ازدواج غذا هم درست می‌کردید.
دهقان: بله. متاسفانه از این کارها هم می‌کردیم.
س: اگر دوست دارید مطلبی به همسر خود بگوئید بفرمائید. چون در عرصه دفاع مقدس خانم‌های شما که شما وسط میدان بودید، خیلی حق بر گردن شما دارند. بد نیست جمله‌ای بگویید؛
دهقان: خیلی خطرناک است و نظام هستی به هم می‌ریزد.
س: برای چی بهم می‌ریزد؟
دهقان: من این حرف‌ها را بزنم! هر کسی من را می‌بیند یک فرد عبوس و خشن تصور دارد.
س: من شخصیت شما را می‌شناسم. شخصیت بسیار نرم و اهل خنده و مزاح هستید. چرا خود را این طور نشان می‌دهید؟
دهقان: من نمی‌خواهم این طور باشم ولی تصور می‌شود. می‌گویند میمیک صورت اینجوری است.
س: اگر دوست دارید به همسرتان مطلبی بیان کنید.
دهقان: به ایشان سلام می‌دهم،‌ دستشان را می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم و برای ایشان آرزوی طول عمر همراه با عزت و سلامتی دارم.
س: سردار، اشاره کردید که آغاز جنگ همزمان با عروسی شما بود و به میدان جنگ رفتید. اولین جایی که اعزام شدید کجا بود؟
دهقان: همان اول ما به آبادان و گلف رفتیم. مشکلی که برای ما بود، این بود که همواره در موضع فرماندهی بودیم؛ باید برای سرکشی می‌رفتیم.
س: در جریان کردستان هم بودید؟
دهقان: بله. سقز و بوکان کلا تحت پوشش ما بود. در تهران مستمرا بودیم و همواره برای سرکشی می‌رفتیم.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : سردار دهقان, برنامه دست خط

سیاری

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور در برنامه دستخط، به سؤالات مختلفی پاسخ داد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، دریادار حبیب‌الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور در برنامه دستخط، به سؤالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به‌شرح ذیل است:
مجری: در خدمت امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم که ایشان همیشه تاکید دارند بگویید نیروی راهبردی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ درست است؟
سیاری: بله، عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان عزیز دارم. 
س: از نیروی دریایی چه خبر؟ این چند وقت می‌گویند یک مقدار اصطکاک با آمریکایی‌ها بیشتر شده است، درست است؟ 
سیاری: بله ما در بحث دریا به هیچ عنوان اجازه نمی‌دهیم کسی به مرزهای دریایی ما نزدیک شود. مستحضر هستید دریا شرایطش فرق می‌کند. ما آب‌های سرزمینی را داریم، آب‌های منطقه نظارت را داریم، آب‌های منطقه انحصاری اقتصادی را داریم، آب‌های آزاد را داریم؛ اینها پشت سرهم قرار می‌گیرد ولی آنجایی که حاکمیت ما قطعی است و ما نباید اجازه بدهیم کسی به مرزهای سرزمین ما نزدیک شود، آب‌های سرزمین و منطقه نظارت ما است که ما با جدیت حفاظت و حراست می‌کنیم و اگر کسی بخواهد به سمت این آب‌ها نزدیک شود قطعا ما اخطار و تذکر می‌دهیم. 
س: آخرین اخطاری را که داده‌اید کی بوده است؟
سیاری: مربوط به این لنچی بود که مربوط به ما بود و در آب‌های منطقه نظارت تقریبا برایش مشکل به وجود آمده بود، در حال غرق شدن بود و تقاضای کمک کرده بود. برابر قوانین حاکم بر دریا اگر یک شناوری در عرصه دریا برایش مشکلی به وجود بیاید، این روی سامانه ارتباطی‌اش در خواست کمک می کند و هر کشتی که نزدیک باشد باید به او کمک کند.
 این لنچ ما تقاضای کمک می‌کند؛ ناو بیگانه نزدیک بوده و برای کمک می‌آید، اما چون این لنچ در نزدیکی مرزهای آبی ما بوده ما اینجا حساسیت نشان می‌دهیم که حتی به قصد کمک هم آن اجازه نداشته باشد که به مرزهای ما نزدیک شود چرا که ما خودمان در کمترین زمان ممکن، ضمن اینکه به او اخطار دادیم به آب‌های ما نزدیک نشود، خود ما درمنطقه حضور پیدا کردیم و لنچ را نجات دادیم و آوردیم.
س: الان ما نیروی دریایی ما در آب‌های آزاد تا کجاها پیش رفته است؟
سیاری: الان ما افتخار داریم که ظرف چند سال گذشته در اجرای تدابیر فرمانده معظم کل قوا از سمت جنوب شرق آسیا تا اقیانوس آرام، دریای جنوبی چین تا اقیانوس آرام دریانوردی کردیم، به سمت جنوب تا قاره آفریقا را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم و از سمت غرب هم، خلیج عدن و باب‌المندب و دریای سرخ را کانال سوئز و مدیترانه تا نزدیکی تنگه جبل الطارق دریانوردی کردیم. پنج ماه دریانوردی بدون اینکه نیازی داشته باشیم از جایی پشتیبانی بشویم یا نیازی داشته باشیم برای تعمیرات در جایی پهلو بگیریم، چون متکی به توانمندی خودمان هستیم. 
س: یک مطلبی از شما خواندم؛ اینکه وعده داده بودید ما به زودی تا 12 مایلی ساحل آمریکا هم خواهیم رفت؟
سیاری: اول در مورد 12 مایل بگویم که 12 مایل آب‌های سرزمینی هر کشوری می‌شود که ما الان می‌گوییم کسی حق ندارد، وارد آب‌های سرزمینی شود. حاکمیت آنجاست، مرز ما انجاست. در آب‌های منطقه نظارت هم هست اما عبور و مرور بی خطر در بعضی جاها مجاز است که قوانین خاص خودش را دارد، اما این 12 مایلی که ما گفتیم مرزی است که دیگر کسی نباید نزدیک شود مگر با اجازه باشد.
به محض اینکه این مطلب را ما عنوان کردیم، دیدیم که کاخ سفید موضع‌گیری کرد. گفت که اینها نمی‌توانند آنجا دریانوردی کنند، تجهیزات‌شان محدود است، فقط می‌توانند در منطقه خودشان دریانوردی کنند. روی موضع‌گیری که رئیس ستاد ارتش امریکا انجام داد بلافاصله کارشناسان رسانه‌ای دست به کار شدند و موضع‌گیری‌های مختلفی انجام دادند. 
یکی آمد نقشه‌ای کشید؛ یک خطی از بندرعباس به طرف مدیترانه و جبل الطارق تا سواحل غربی اقیانوس اطلس کشید و عنوان کرد که این 9500 مایل است که تقریبا 20 هزار کیلومتر می‌شود و نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران، توانمندی طی این مسافت را ندارد و نمی‌تواند در اینجا دریانوردی انجام دهد بنابراین ما این را خیلی جدی نمی‌گیریم. 
س: چه توانمندی می خواهد؟ 
سیاری: توانمندی داشتن یگان شناور مناسب، سابقه و تجربه دریانوردی، مهارت خودب امکانات لازم روی شناورها که در همه ابعاد جواب بدهد؛ بحث دریانوردی، دریای خراب، مبارزه با امواج ارتباط رادار، سونار، توانمندی خود یگان شناور ابعاد مختلفی است که شما باید در اختیار داشته باشید تا بگویید من 20 هزار کیلومتر را میروم و 20 هزار تا هم بر می‌گردم آن هم در اقیانوس! 
دریانوردی در اقیانوس با دریای معمولی و برد کوتاه خیلی متفاوت است. ما تصویر داریم، شما نشان می‌دهید که تمام ناو به جزء برد فرماندهی زیر آب می‌رود و بیرون می‌آید. در رول و پیچی که انجام می‌شود می‌بینید که نصف ناو از کمر زیر آب می‌رود و به بیرون می‌آید، 40 درجه به چپ یا راست می‌خوابد؛ این توانمندی می‌خواهد و علم می‌خواهد.
ما هم گفتیم که ما قطعا این کار را انجام می‌دهیم و بعد به رسانه‌مان می‌دهیم که این نقشه را بکشند و بفرستند که ما این کار را انجام دادیم. قسمت اولش را هم انجام دادیم، اما همین دریانوردی 150 روزه که عنوان کردیم، ما رفتیم و آفریقای جنوبی را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم. یعنی مرحله اول کار را انجام دادیم و آنها هم می‌دانند و قطعا هم در مرحله دوم تا انجایی که آب‌های بین‌المللی و آب‌های آزاد است که ما می‌توانیم آزادانه دریانوردی کنیم این کار را انجام خواهیم داد که توانمندی این ملت بزرگ را به مرز نمایش بگذاریم. 
س: این چیزی که گفتند که ناوهای ما می‌توانند به سوخت هسته‌ای تجهیز بشوند و اجازه آن را هم دادند و دولت تصویب کرد، در این زمینه کاری هم شده است؟
سیاری:‌ اینها در مراحل تحقیقاتی است که در همان مراکز تحقیقاتی مربوطه روی آن کار می‌شود. آنهایی که از سوخت هسته ای استفاده می‌کنند، قطعا نیاز به تجدید سوخت کمتری دارند، می‌توانند بیشتر دریانوردی کنند و امکان حضور بیشتر و طولانی‌تری را در مناطق دریا آزاد دارند.
س: از این جهت به ما خیلی کمک می‌کند؟
سیاری : بله خیلی کمک می‌کند
س: الان ما چند تا ناوگروه به آب‌های بین‌المللی اعزام کردیم؟
سیاری: ما تا امروز چهل و نهمین ناوگروه نیروی دریایی ما همین الان در خلیج عدن مشغول انجام دریانوردی است. حدود 7-6 یا بیشتر ناوگروه صلح و دوستی اعزام کردیم که تعدادی در خزر بوده است، ما تمام کشورهای حاشیه خزر را ناو گروه صلح و دوستی اعزام کردیم یا میزبان آنها بودیم، در جنوب هم به همین ترتیب بود.
س: واکنش کشورهای مختلف به این حضور ما چه بوده است؟ 
سیاری: واکنش کشورهای دیگر جالب بود؛ اولاً دنیا نمی‌توانست باور کند بعد از انقلاب و بعد از 8 سال دفاع مقدس و با تحریم‌های موجود این توانمندی را داشته باشیم، که نه تنها نیروی دریایی ما سراپا باشد و توان رزمی داشته باشد، بلکه بتواند در آب‌های آزاد جهان حضور پیدا کند. 
این برای جهان تقریبا غیر قابل باور بود، اما وقتی که ما شروع کردیم این مسیر را حرکت کردیم و در جاهای مختلف حضور پیدا کردیم، نگاه‌ها خیلی تغییر کرده است. علت آن هم مثلاً برداشتی که در بحث حضور ما در دریای میدترانه اتفاق افتاد یا وقتی که ما آفریقا را دور زدیم یا در جنوب شرق آسیا حضور پیدا کردیم، یا مستمر در خلیج عدن برای برقراری امنیت حضور پیدا کردیم، این خیلی جلوه به کار ما داد طوری که امروز کشورهای منطقه و فرا‌منطقه‌ای ما را به عنوان نیروی دریایی مقتدر در عرصه دریا به ویژه در بحث امنیت خلیج عدن قبول دارد و به توانمندی ما احترام می‌گذارد. ما الان عضو رسمی همایش فرماندهان دریایی حاشیه اقیانوس هند هستیم. 
س: این برخورد شما با دزدان دریایی هم جذابیت خاص خود را دارد؛
سیاری: بله، از زمانی که IMO درخواست حضور در خلیج عدن کرد، وقتی که دزدی دریایی افزایش پیدا کرد، چون می‌دانید که دزدی دریایی که افزایش پیدا می‌کند اقتصاد جهان آسیب می‌بیند.
س: امنیت از بین می‌رود.
سیاری: امنیت که از برود، اقتصاد آسیب می‌بیند و هزینه‌ها سنگین می‌شود. خلیج عدن یکی از مهم‌ترین آبراه‌های دنیاست که بیشترین رفت ‌و آمد ما در آن داریم چون تمام کانال ارتباطی جنوب شرق آسیا به اروپا و جنوب شرق آسیا به اروپا و به سمت شمال اقیانوس هند به کشور ما و به خلیج فارس، خلیج عدن است. 
سازمان جهانی دریانوردی درخواست کرد که هر کشوری توانمندی دارد و می‌تواند در این منطقه حضور پیدا بکند و کمک به اقتصاد جهان بکند و این امنیت را برقرار بکند، آنجا حضور پیدا کند.
ما جز اولین کشورهایی بودیم که اعلام موضع کردیم و در آن منطقه حضور پیدا کردیم و کمک کردیم و تا حالا چندین تقدیرنامه از آن سازمان جهانی دریافت کرده‌ایم؛ به خاطر کمک‌هایی که در بحث برقراری امنیت در منطقه انجام دادیم. برای جمهوری اسلامی هم تا امروز بالای4200 فروند کشتی تجاری و نفتکش را اسکورت کرده‌ایم و امنیت آنها را برقرار کرده‌ایم و به سلامت از منطقه خطر عبور دادیم تا آسیبی به اقتصاد کشور ما وارد نشود و اجازه چنین کاری را هم نخواهیم داد.
س: آخرین درگیر شما با دزدان دریایی کی بوده است؟
سیاری: دزدان دریایی الان به خاطر حضور مستمر ما و دیگر کشورها که هر کس به دنبال منافع خودش است در حال حاضر میزان حملات‌شان کمتر شده است، مگر اینکه موقعیت را بسیار مناسب بدانند؛ چون می‌دانند که با آنها برخورد می‌شود.
س: ریسک این هم بالا است.
سیاری: به نظر بنده بیش از 250 مورد با اینها برخورد داشتیم. ما آمار داریم تا حالا 25 کشتی متعلق به 25 کشور جهان را کمک کردیم و نجات دادیم.
س: مهم‌ترین‌ها کدام بودند؟ به کجاها کمک کردید؟
سیاری: کشورهای جنوب شرق آسیا بودند، کشورهای حاشیه اقیانوس هند بودند که ما کمک کردیم. 
س: آمریکایی‌ها تا حالا گرفتار نشدند؟
سیاری: بله، ما به کشتی آمریکایی کمک کرده‌ایم. کشتی چینی را کمک کردیم که یکی از کشتی‌های چینی را دزدیدند و ما رفتیم آنها را نجات دادیم.
س: کوتاه تعریف می‌کنید؟
سیاری: سال 91 بود که یک کشتی جمهوری اسلامی ایران را در 6 فروردین در نزدیکی مدار ده درجه یعنی زیر هندوستان به سومالی، زیر آن خط و بالای 2500 هزار کیلومتر آنجا کشتی ما را ربودند، چون منطقه‌ای بود که ما حضور نداشتیم، اقیانوس خیلی گسترده است، ما در خلیج عدن یک کانال 1500 کیلومتری را اسکورت می‌کنیم، اما خارج از این منطقه کشتی ما را دزدیدند و ما ظرف 48 ساعت توانستیم آن کشتی مان را که داشتند به سرعت به سمت سواحل سومالی می‌بردند و حدود 100 هزار تن هم شکر داشت، توانستیم این کشتی را نجات بدهیم و برگردانیم.
تقریبا 6 روز بعد از این یک کشتی چینی را در منطقه دزدیدند و چون کشتی چینی آن نزدیکی نبود که کمک کند، دولت چین از ما درخواست کرد که ما کمک کنیم و ظرف 24 ساعت توانستیم کشتی چینی ربوده شده توسط دزدان دریایی را نجات دهیم و به کشور چین تحویل دهیم که خیلی هم قدردانی کردند.
کشتی آمریکایی هم به همین ترتیب بود؛ در منطقه خلیج عدن دور از اسکورت خودشان قرار گرفته بود، تیم‌هایی به آنها حمله کردند و ما نجات دادیم و برای ما فرق نمی‌کرد که این کشتی آمریکایی است یا هر جای دیگر است. برابر قانونی که اگر خواستند حمله بکنند به کشتی، ما کمک بکنیم، کمک کردیم و دور کردیم. 
س: آمریکایی‌ها تشکر کردند؟
سیاری: آنها خب در دریا تشکر می‌کنند، ولی ما به تشکر آنها کاری نداریم؛ آنها خیلی دلشان می‌خواهد که با ما تماس برقرار کنند، خیلی دلشان می‌خواهد با ما ارتباط داشته باشند اما ما ارتباط نداریم. 
س: واقعا توی عمل هم این را نشان داده اند؟ 
سیاری: بله. در عمل هم نشان دادند صدا می‌زنند اما ما جواب نمی‌دهیم. فقط یک مورد اتفاق افتاد در دریای جنوبی چین ناوشکن سبلان ما در حال دریانوردی به سمت اقیانوس آرام بود. کشتی صداش کرد چون معمولا کشتی‌ها از فاصله دور همدیگر را نمی‌بینند و صدا می‌کنند که مثلا مسیرتان کجاست و به کجا می‌روید و یک چنین ارتباطاتی برقرار است. 
کشتی ما خودش را معرفی می‌کند که ما ناوشکن جمهوری اسلامی ایران سبلان هستیم، در این مسیر دریانوردی می‌کنم و می‌پرسد که شما که هستید و آن خودش را معرفی می‌کند که از کجاست و او از ما سئوال می‌کند که شما این جا چکار می‌کنید؟ بچه‌های ما قاطعانه جواب می‌دهند که شما اینجا چیکار می‌کنید چرا که اینجا نزدیک‌تر به ما است. شما در این منطقه چیکار می‌کنید؟ شما باید این منطقه را ترک کنید و بروید.
بعد می‌گویند که ما کاری نداشتیم فقط می‌خواستیم بگوییم دریای اینجا خراب است و شما اذیت می‌شوید. بچه‌های ما پاسخ می‌دهند که شما نمی‌خواهد دلتان برای ما بسوزد، ما مردان دریای سخت هستیم. دریانوردی هم می‌کنیم و از دریا هراس نداریم و آنهایی که نباید اینجا باشد شما هستید. اگر شما منطقه را ترک کنید خیلی بهتر است.
حرکت در مدیترانه را هم می‌خواستم خدمت شما بگویم که وقتی ما برای اولین بار از کانال سوئز عبور کردیم و در مدیترانه حضور پیدا کردیم، یک حرکت بزرگی بود. کانال سوئز در خاک مصر است. درست است که اولین بار کانال سوئز را ایرانی‌ها حفر کردند. ما در سابقه دریانوردی‌مان خیلی قوی بودیم البته این کانال نه، ولی کانال اصلی که مدیترانه را به دریای سرخ وصل می‌کند، توسط ایرانی‌ها در 2500 سال قبل حفر شد. 
این در خاک مصر است و مصر عوارض از کشتی‌ها می‌گیرد، وقتی عبور می‌کنند. یعنی هر کسی می‌خواهد عبور کند چه تجاری باشد چه نظامی، باید یک پروسه اداری را طی کند. ما هم به دنبال این بودیم که به ما جواز عبور بدهند. زمان «نامبارک» بودآ به ما مجوز نمی‌دادند و ما یک هفته تمام پشت کانال سوئز مانده بودیم، وقتی به مسئولین می‌گفتیم یک هفته است به ما مجوز نمی‌دهند عبور کنیم علی رغم اینکه پول هم به حساب‌شان ریخته بودیم و چون ناو ما نظامی بود اجازه نمی‌دادند. 
به ما گفتند عیب ندارد دعای توسل بخوانید و ما واقعا دعای توسل می‌خواندیم واقعا. یک هفته تمام پشت کانال سوئز ماندیم و بالاخره جواب داد چون همان مدتی که آنجا بودیم «نا مبارک» سقوط کرد و بلافاصله بعد از سقوط او، ما از کانال سوئز عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم دنیا تکان خورد. آن حرکتی که ما با اسرائیلی‌ها انجام دادیم برایتان گفته‌ام. 
می‌دانید وقتی که از کانال سوئز عبور کردیم ما باید به سمت سوریه می‌رفتیم. از دریا که عبور می‌کنید، سمت راست شما رژیم صهیونیستی است. معمولا کشورها در سواحل‌شان سیستم صوتی و راداری دارند و هرکشتی که نزدیک شود را صدا می‌زنند که چه کسی هستید و کجا می‌ر‌وید. 
این مستمر ما را صدا می‌زد و بچه‌های ما جواب نمی‌دادند، خیلی اصرار می‌کند ولی بچه‌ها جواب نمی دهند. آخر هم می‌گویند چیکار دارید که انقدر صدا می‌زنید؟ می‌گویند می‌خواستیم بدانیم شما چه کسی هستید و بچه‌های ما می‌گویند به شما هیچ ربطی ندارد که ما کی هستیم!
می‌گویند من فلان کشور هستم و بچه‌ها می‌گویند ما شما را اصلا نمی‌شناسیم. از نظر ما، شما اصلا موجودیت ندارید! این حرکت خیلی حرکت بزرگی است که در نزدیک مرزهای رژیم صهیونیستی این جواب را بچه‌های ما ادند و اینگونه با آنها برخورد کردند و واقعا دنیا خیلی تکان خورد که ما چگونه به این توانمندی رسیدیم که دریانوردی می‌کنیم. در خلیج عدن حضور داریم. از سوئز هم عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم و نزدیک جبل الطارق هم شدیم. 
س: با اسرائیلی‌ها درگیر نشدید؟
سیاری: من فکر کنم آنها در حد و رقمی نیستند که شایسته باشند حتی با ما درگیر بشوند.
س: اگر بشوند؟
سیاری: اگر اینطور شود حساب‌شان با خودشان است.
س: بعد از تولید ناوشکن جماران و سهند که پیشرفته‌ترین ناوشکن‌های ما هستند چه برنامه‌ای برای تولید ناوشکن دارید؟
سیاری: ما در بحث تامین تجهیزات مورد نیازمان تدبیر داریم که باید روی پای خود بایستیم چون این تجهیزات را به ما نمی‌دهند. می‌دانید ناوشکن و زیردریایی، سلاح‌های راهبردی و استراتژیک است و به همین راحتی در اختیار کسی قرار نمی‌دهند. ما از انقلاب به اینور حتی قطعات هم به ما ندادند، تعمیرات هم به ما کمک نکردند. 
ما قبل از انقلاب در این موضوعات وابسته بودیم. ما تا امروز توانسته‌ایم انواع ناوهای موشک‌انداز را تولید کنیم و بسازیم. ناوشکن هم ساختیم که شما جماران و دماوند را نام بردید و در آینده نزدیک هم شماره‌های بعدی که پیشرفته‌تر هستند، در خط خواهند امد؛ چون حضرت آقا می‌فرماید شما هر چیزی تولید می‌کنید باید نسبت به قبلی 20 درصد پیشرفته‌تر باشد. 
س: فکر می‌کند چه زمانی این ناوشکن جدید را خواهید ساخت؟ 
سیاری: ما فکر می‌کنم در سال جاری هم موفق بشویم این کار را به انجام برسانیم.
س: پس کارهایش انجام می‌شود؟ 
سیاری: بله تا آنجایی که نیاز داشته باشیم تولید می‌کنم.
 س: یعنی با آن 20 درصد پیشرفت است؟
سیاری: هرکدام از آنها را تلاش کردیم که آن تدبیر را ایجاد کنیم و پیشرفت را درونش لحاظ بکنیم. 
س:زیر دریایی چطور؟ ما از روسیه زیر دریایی گرفتیم؟
سیاری: ما تا زمان دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس تا 1370 اصلا زیردریایی نداشتیم و زیردریایی نمی‌شناختیم و در جنگ زیردریایی نداشتیم. ما سال 70 به زیردریایی دسترسی پیدا کردیم. سه زیردریایی کیلوکلاس را به نام طارق، نوح و یونس از روسیه خریداری کردیم، اما از آن به بعد ما به توانایی بالایی دسترسی پیدا کردیم. 
و آن، اینکه انهایی را که خریدیم را تعمیرات اساسی انجام دادیم که پیشرفت بسیار بالایی است؛ می‌دانید که فن‌آوری در زیردریایی‌ها بسیار بالا است و رده اول را به خود اختصاص می دهد و در مورد ساخت هم، امروز الحمدالله زیردریایی کلاس غدیر و فاتح را ساختیم. 
س: این زیردریایی که ساختید نسبت به زیر دریایی که کشورهای پیشرفته دارند خیلی عقب‌تر است؟
سیاری: هر کدام تعریف خاص خودش را دارد. ما نمی‌توانیم اینها را با هم مقایسه کنیم. هرکدام یک ماموریت‌هایی دارد. در قالب آن ماموریت توانمندی آن اندازه‌گیری می‌شود. مثلا ما از زیردریایی کلاس غدیرمان انتظار نداریم دریا دوردست برود چون ان ظرفیت را ندارد اما ماموریت ویژه‌ای که دارد به خوبی از عهده‌اش بر می‌آید. این خط مهمی است و کسب این توانمندی... 
می‌دانید حضور در دریا ابعاد مختلفی دارد. زیر دریا را باید بشناسید. کف دریا را باید بشناسید. شرایط فیزیکی و شیمیایی دریا را باید بشناسید. امواج را باید بشناسید. زیر دریایی را باید بسازید با همه فن‌آوری که در درونش است و تازه باید دنبال تجربه و مهارت دریانوردی در زیر دریا بروید.
س: من می‌دانم که شما به خیلی از جوان‌ها اهمیت می‌دهید و به آنها میدان می‌دهید، اما شده بعضی اوقات طرحی برایتان بیاورند و باورتان نشود و بعد بروند این کار را انجام دهند؟
سیاری: هر طرحی به ما بدهند ما آن را بررسی می‌کنیم. اصلا طرحی نبود بیاورند و ما بگوییم باورمان نمی‌شود؛ بررسی می‌کنیم و جلسه می‌گذاریم، با مسئولین فنی صحبت می‌کنیم و به یک نتیجه‌ای می‌رسیم. 
س: گفته بودید که بستن تنگه هرمز مثل نوشیدن یک لیوان است. 
سیاری: بله، این مسئله برای سال 90 بود. من گفته بودم که برای برقراری امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز، این توانمندی کامل در اختیار جمهوری اسلامی ایران است که امنیت کامل برای خطوط مواصلاتی کشورها برقرار کند و تا حالا هم اینگونه بوده است. امنیت کاملا در دست ماست و گفتم که آن کسی که امنیت در اختیار خودش است را از بین ببرد، نمی‌تواند؟ می‌تواند.
س: یک صحبتی کردند که می خواهند یک لوله نفتی بکشند و این را دور بزنند. دارند اینکار را انجام می‌دهند؟
سیاری: بله، دارند این کار را انجام می‌دهند. همه کشورهای منطقه به دنبال این هستند که با لوله، نفت‌شان را به دریای سرخ منتقل کنند، البته یک کانال را داشتند در عمان می‌زدند پشت تنگه هرمز که آن ناموفق بود. ولی با استفاده از لوله دارند این کار را می‌کنند، اما بعید است که بتوانند.
س: ممکن است این کار ارزش استراتژیک تنگه هرمز را کاهش دهد؟
سیاری: بعید به نظر می‌رسد که بتوانند این کارها را انجام دهند چون ابعاد دیگری هم تنگه هرمز دارد. 
س: بعد از برجام وضعیت ما در دریا فرقی از لحاظ عبور و مرور کرده است؟
سیاری: برای ما نیروهای نظامی، برجام چه تفاوتی دارد؟ چون ما می‌دانیم که تجهیزاتی به ما نمی‌دهند باید خودمان بسازیم، داریم می‌سازیم. عبور و مرور هم اگر وجود دارد ما مسئول امنیت در دریاها و حفظ و حراست از مرزهای آبی مانع کشور و منافع کشور هستیم.
س: رزمایش مشترک کشوری برگزار خواهید کرد؟
سیاری: ما الان سالانه رزمایش امداد و نجات با عمان داریم. با پاکستان هم در حال برنامه‌ریزی هستیم و با دیگر کشورها پیشنهاد دادیم، آنها هم پیشنهاد دادند. در حال بررسی است. در صورتی‌که ستاد کل نیروهای مسلح بررسی کند و مورد تایید قرار بگیرد ما آمادگی رزمایش مشترک با همه را داریم. 
س: ممکن است با روس‌ها هم رزمایش داشته باشید؟ 
سیاری: بله پیشنهاد دادند و مطرح بوده است. 
س: اینجا یک کتابی است؛ دستخط شهید صیاد شیرازی روی آن است. «به امیر دریادار سیاری برای حفاظت از جزایر سه گانه» برای ما می‌خوانید؟ 
سیاری: من افتخار دارم که در مقطعی که مسئولیت حفاظت از جزایر را برعهده داشتم ایشان مستمر از آنجا بازدید می‌کردند، نظارت می‌کردند و بر توان ما اقتدار لازم را داشتند. 
در یکی از بازدیدهایشان این کتاب را به بنده دادند و این را در صفحه اول این کتاب مرقوم فرمودند که «بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به هم‌رزم ارزشمندم ناخدا یکم سیاری، فرمانده محترم تیپ تفنگ‌داران دریایی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
از پیشگاه خداوند متعال برای شما برادر گرامی آرزو دارم، قلبی سالم با تمام ویژگی‌های مندرج در این کتاب پرمحتوا داشته باشید. تلاش‌ها و زحمات بی‌شائبه جنابعالی در مسئولیت‌های نظامی به ویژه پاسداری از خطه ارزشمند ایران اسلامی، جزیره ابوموسی در خاطره تاریخ باقی خواهد ماند. من الله توفیق سرتیپ علی صیاد شیرازی 13/4/74»
س: 22 سال پیش بود.
سیاری: بله. کتاب هم که نوشتند ویژگی های مندرج در این کتاب، کتاب «قلب سلیم» تالیف شهید آیت‌الله دستغیب شیرازی است. 
س: از شهید صیاد خاطره‌ای دارید؟
سیاری: از ایشان بسیار خاطره داریم. به‌ویژه در این مقطعی که ما در جزایر مستقر بودیم و تهدید جزایر جدی بود، ما خاطرات زیادی با ایشان داریم. مثلا ایشان همراه من می‌شد و می‌گفتند در سطح این جزیره گشت بزنیم. می‌رفتیم در سطح جزیره و یک جا می‌ایستاد و می‌گفت اگر دشمن اینجا باشد، شما با کدام سلاح آنها را می‌زنید و مثلا نام یک سلاح را می‌بردیم. می‌گفت اگر آن زده شد، با کدام سلاح می‌زنید؟ و ما سلاح دیگری را معرفی می‌کردیم. یعنی حتما کنترل می‌کردم که در این جزیره چندین پوشش وجود داشته باشد. 
س: یک چیزی هم بین مردم می‌گویند که ما الان یک نیروی دریایی راهبردی داریم به آب‌های آزاد راه پیدا کرده و می‌دانم که این را باید ارکان و رده‌های بالای نظام تصمیم بگیرند و تصمیم‌گیری در این زمینه سخت است و مسائل سیاسی را باید ببینند؛ ولی می‌گویند چرا ما به مردم یمن کمک نکنیم؟
سیاری: بالاخره نیروهای مسلح ما این آمادگی را دارند که هر جا نظام تصمیم بگیرد اقدام بکنند. برای همین هم آماده می‌شوند.
س: الان هیمنه و وضعیت دفاعی ما با قبل از انقلاب چه فرقی کرده است؟ قبل از انقلابی که ما کاملا حمایت می‌شدیم، ژاندارم منطقه بودیم.
سیاری: اختلاف در همینجاست؛ یک بحث خیلی خوبی است که ما مثلا می‌گوییم و در تاریخ داریم و انجام می‌دهیم، در دفاع مقدس ما توانستیم در 60 روز اول جنگ یعنی آذر 59 نیروی دریایی عراق را شکست بدهیم. حالا بعضی‌ها فکر می‌کنند عراق خیلی ضعیف بوده است. نه اینگونه نبود. توان دریایی عراق برای به کارگیری در شمال خلیج فارس به اندازه ما بود. 
درست است ما از توان ناوشکن‌ها و دیگر امکانات برخوردار بودیم اما همه اینها را شمال خلیج فارس نبردیم. ما همان تیپ ناوهای موشک اندازمان آنجا فعال بود، بالگردها که با پشتیبانی از هوایی انجام می‌شد. همه این امکانات را هم دشمن ما داشت ولی ما در شصت و هفتمین روز جنگ نیروی دریایی عراق را شکست دادیم. 
می‌خواهم بگویم که تجهیزات ما تجهیزات خوب و پیشرفته بود، مناسب هم بود، برای عراق هم همینطور بود و ما جنگیدیم، پیروز شدیم. آن وضعیت توانمندی ما در آن مقطع بوده است، اما الان چه تفاوتی دارد؟ 
آن تجهیزات که ما داشتیم همه ساخته و پرداخته دیگر کشورها بوده است، حتی تامین قطعات را هم دیگران انجام می‌دادند. تعمیرات اساسی را هم دیگران انجام می‌دادند، اما امروزه اینطور نیست. امروز تعمیرات اساسی، تولید قطعه، تولید سامانه همه در داخل کشور است و همانطور که اشاره کردم نوسازی در داخل کشور است که ما اینگونه ناوهای موشک‌انداز و ناوشکن‌ها را ساخته‌ایم و نمونه آنها هم معلوم است. 

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : دریادار سیاری, برنامه دست خط
سردار کوثری

سردار اسماعیل کوثری جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله در برنامه یکشنبه شب دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل ازمشرق، سردار اسماعیل کوثری جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله در برنامه یکشنبه شب دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این مصاحبه به شرح ذیل است:

س: بخش اول را سوال مسائل روز برویم و بخش آخر را برای دفاع مقدس می‌گذاریم. مدتی است که یکی از حساس‌ترین مسئولیت‌ها را که امنیت شهر تهران هست، بر عهده گرفته‌اید. چند وقت پیش مراسم تحلیف را داشتیم که یکی از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین تحلیف‌های بعد از انقلاب بود. قطعا دوست داریم از شما درباره پشت صحنه‌های امنیتی آن بپرسیم. ما فقط آرامش آن را دیدیم. پشت صحنه چه خبر بود؟

کوثری: بحث برگزاری این اجلاس در قالب تحلیف از یک وضعیت خاصی برخوردار بود. آن به این خاطر بود که در دنیا این طور مطرح کرده بودند که ایران هم بالاخره دچار ناامنی شد، به خاطر حرکت تروریست جنایت‌کارانه‌ای که در مجلس و مرقد حضرت امام (ره) رخ داد.  

مخصوصا دعوتی که از 91 کشور و نمایندگان مختلف، 8 رئیس‌جمهور و 19 رئیس مجلس و چند نخست‌وزیر و معاون اول رئیس‌جمهور و وزرای امور خارجه و سفرا بودند، بالاخره طوری بود که از وضعیت «حساس» مجلس به «حیاتی» رسیده بود و باید از یک امنیت بالایی برخوردار می‌شد که این مسئله توسط هم ستاد فرماندهی کل قوا و هم شورای امنیت کشور به قرارگاه ثارالله (ع) واگذار شد.  

ما هم تازه مستقر شده بودیم. من دیدم فقط هماهنگی بین دستگاه‌های امنیتی و انتظامی نیاز دارد و باید قدری وقت گذاشت. آن هم به لطف خدا باید گفت جای تقدیر و تشکر از همه دست‌اندرکاران دارد. مخصوصا مردم عزیز در اطراف مجلس و کل تهران که همکاری بسیار خوبی کردند. نیروی انتظامی، سربازان گمنام آقا امام زمان (عج)، سپاه، بسیج، عزیزان پدافند هوایی ارتش که در نهایت با هماهنگی و همدلی بسیار خوبی این کار انجام شد.  

بحث فرودگاه‌های مهرآباد و حضرت امام (ره) باید پوشش داده می‌شد. این مسیرها از فرودگاه حضرت امام تا مجلس و از مجلس تا سالن اجلاس که شب تشریفات شام برقرار بود و تا هتل‌ها و مکان‌های استقرار باید برنامه‌ریزی می‌شد.

س: تهدیدی حاصل نشد؟

کوثری: نخیر. چون طرح‌ریزی آن در مورد کل تهران و استان البرز برنامه‌ریزی شده بود، اما اصل این بود که از سر مرز هم نیروی انتظامی و هم ارتش و هم سپاه این پوشش را بدهند. می‌خواهم بگویم در تهران که مرکزیت برگزاری این اجلاس بود و رفت‌وآمدهایی که عرض کردم با این مسافت طولانی بود، حتی یک مورد مشکل نداشتیم و این نشان‌دهنده اقتدار جمهوری اسلامی است.

س: به آن حادثه تروریستی تلخ اشاره کردید؛ الحمدالله در یک منطقه پرالتهاب امنیت ویزه و پایداری داریم.، حتی زمانی که اروپا و امریکا می‌لرزند به لطف خداوند این امنیت را داریم.

کوثری: البته این علت دارد که عرض می‌کنم.

س: امنیت خوبی داریم؛ ولی اتفاقی که در خرداد ماه در مجلس و حرم امام رخ داد قدری ته دلشوره برای مردم به وجود آورد. رخنه‌ها را اکنون بستیم؟

کوثری: ما از قبل هم بسته بودیم. این نیست که بگوئیم تنها این یک تیم وارد شد. چنین نبود. شاید در حدود 100 تیم قبل از آن می‌خواستند بیایند.
 

س: وزیر اطلاعات اذعان داشتند 120 تیم بودند.

کوثری: بله. اینها می‌خواستند بیایند. تازه این برای خود وزارت بود. سپاه هم از این موارد زیاد داشته است. علت هم این است که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ما پشت میز نمی‌نشینند و دستور بدهند. چون 8 سال دفاع مقدس تجارب زیادی به ما داده است که چکار کنیم، لذا اینها خیلی حرکات زیادی کردند تا در داخل اقداماتی را انجام دهند ولی ما زمانی که تشخیص می‌دهیم باید اینها از بین بروند این کار را می‌کنیم.  


یا این که برخی گول خورده اند می‌خواهیم با آنها صحبت کنیم، یکی از این تیم‌ها که وارد مجلس شده بود وزارت دستگیر کرده بود. نصیحت کرده بود ولی اینچنین شد.

س: شما فکر می‌کردید چنین اتفاقی در مجلس رخ دهد؟

کوثری: نه تنها فکر این که در مجلس بیفتد بلکه همه جا را فکر می‌کردیم. مغز آنها چنان پر شده است که انسانیت و بشریت و اخلاق را نمی‌فهمند. فریب خورده‌اند که به هر نحوی بکشند. در مجلس که وارد می‌شوند مردم را دم در ورودی مورد حمله قرار می‌دهند، مردم عادی چه کرده‌اند؟ مردم گناهی داشتند که در مجلس نشسته بودند ومی‌خواستند نزد نماینده‌ها بروند؟  

س: پاسخ قاطع سپاه به این قضیه بازخوردهای ویژه‌ای داشت. عملیات موشکی که در مقر داعش صورت گرفت.

کوثری: بله، این را هم باید بیان کرد که از یک جهت آن 18 نفر برای ما عزیز بودند که به شهادت رسیدند، اما خیری در این بود که ما به صاحبان اصلی این تروریست‌ها یعنی آمریکا، انگلیس، رژیم اشغالگر قدس و عربستان و این‌هایی که پول به تروریست‌ها می‌دهند نشان دهیم که با هیچ کسی رودربایستی نداریم. آمریکا بخواهد کوچکترین حرکتی در منطقه بکند قطعاً بداند آنچنان بلایی به سرش خواهد آمد که از منطقه فرار کند.
البته این را هم بگویم که اگر برخی از مسئولین حرف امام را در 8 سال دفاع مقدس گوش داده بودند امریکایی‌ها الان فرار کرده بودند. 

س: یعنی چی؟ مثلا کجا حرف را گوش نکردند؟

کوثری: خیلی از جاها. در همان مقطع اگر آن چه حضرت امام فرموده بودند که ناوها را بزنید...

س: امام گفته بودند؟

کوثری: بله. رودربایستی نداشتند که، چون آنها دائما پایگاه‌های نفتی ما را می‌زدند، هواپیمای مسافربری ما را زدند. آمریکایی‌ها می‌توانند بگویند هواپیما را همینطوری زدیم؟ فرق بین هواپیمای مسافربری و جنگی را نمی‌دانند؟ این همه تکنولوژی که مانور می‌دهند برای چیست؟ یعنی نمی‌دانستند؟
می‌خواهم بگویم اگر برخی از مسئولین آن زمان حرف امام را گوش داده بودند خیلی قضایا فرق می‌کرد.

س: سپاه باز هم از این برگ‌ها دارد که رو کند؟

کوثری: تا دلتان بخواهد دارد. این را عرض کنم ما از جنگ خوشمان نمی‌اید. کدام انسان دارای عقل سلیم از جنگ خوشش می‌آید اما دفاع کردن حق هر انسانی است.

س: انتصاب خود شما و رئیس پلیس جدید پایتخت حدس‌هایی زده می‌شود که شرایط خاص شده است. واقعا چنین است؟

کوثری: خیر. برادر ما سردار کاظمینی چندین سال بود. یک جابه‌جایی‌هایی طبیعی است. دولت هم دو تا چهار سال است. بعد از 8 سال دیگر نمی‌تواند.

س: یعنی شرایط خاصی نیست؟

کوثری: خیر. چنین نیست. اینها امانت است این پست‌ها امانت است.

س: بعد از نمایندگی مجلس خودتان تصمیم گرفتید که به سپاه برگردید؟

کوثری: من می‌خواستم سوریه بروم. همه هم تعجب می‌کردند از نمایندگی به سپاه آمدم. خبرنگاران سوال می‌کردند که گفتم می‌خواهم به سوریه بروم. حقیقتش این که اجازه ندادند و دوباره من را خواستند و گفتند چه می‌کنید؟ من گفتم من مطالعه خود را می‌کنم و گفتند باید برگردید. چون مجوز ما را هم حضرت آقا باید بدهند.  

س: سخت نیست کسی که 8 سال در عالم سیاست بود دوباره وارد محدوده سپاه شود؟

کوثری: نه، من قبل از انقلاب سیاسی بودم. در گروه توحیدی «صف» هم فعالیت می‌کردم، اما موقعی که حضرت امام تاکید کردند ما هم گفتیم سمعا و طاعتا؛ یعنی پیرهنی هم برای آن ندوختیم.
آن زمان فوتبال بازی می‌کردم درآمدم از الان بیشتر بود.  

س: بازیکن خوبی هم بودید. در تیم ابومسلم خراسان و قبل از انقلاب هم در تخت جمشید بودید.

کوثری: در تیم تاج بودیم.  

س: با چه کسانی همبازی بودید؟

کوثری: اصغر حاجیلو، نعل شکن، حسین زرابی، بازیکن‌های قدیمی‌تر مثل ناصر حجازی بودیم.

س: کدام پست بازی می‌کردید؟

کوثری: دفاع بودم.  

س: پس استقلالی هستید؟

کوثری: الان هم در زمین خاکی با بچه‌های قدیم بازی می‌کنم.  

س: از هنر کیروش خوشتان آمد؟

کوثری: هنر او در این است که فقط می‌تواند ببرد، اما بازی زیبای آنچنانی ندارد. البته خیلی تفاوت کرده است.

س: ولی آدم با خیال راحت بازی را می‌بیند.

کوثری: هنر در این است که می‌داند چطور ببرد.  

س: رابطه سپاه و دولتمردان چطور است؟ آخرین جلسه‌ای که سپاه با رئیس‌جمهور داشت، چطور بود؟

کوثری: جلسه خوبی بود. هم ما حرف‌های خود را گفتیم و هم رئیس‌جمهور حرف‌هایشان را بیان کرد. بالاخره بحث ما نظام و انقلاب و ولایت است.

س: درباره نقاط اختلافی هم با رئیس‌جمهور صحبت شد؟

کوثری: بله. خیلی صریح بیان شد.  

س: به نقطه مشترکی رسیدید؟

کوثری: بالاخره در جهت این که به دولت کنیم شکی نیست چرا که دولت جمهوری اسلامی است و نقدهایی داشتیم و ایشان خود بیان کردند و ما هم بیان کردیم. دو طرفه بود.

س: دوستانه بود؟

کوثری: قطعا دوستانه بود برای این که نشان بدهیم کسانی که خارج از مرزها نشسته‌اند تا سواستفاده کنند...

س: کار خوبی است به جای صحبت از تریبون‌ها رودررو صحبت کنیم حتی اگر قرار است بحث کنیم.

کوثری: ایشان تنها بودند و ما هم 5 نفر بودیم.  

س: 5 به یک!  

کوثری: (می‌خندد) بالاخره ایشان هم از وقتشان استفاده کردند.  

س: به نظر شما اگر بخواهید بگوئید ریشه این سوتفاهم‌ها چیست چه خواهید گفت؟

کوثری: بالاخره تفکر است. ما می‌گوئیم حضرت امام مشخص کرد که آمریکا شیطان است. حضرت امام همینطور صحبت نمی‌کرد، همینطور چیزی را بیان نمی‌کرد. در این ده سال که رهبر بود چیزی برای خودش خواست؟ امام موقعی که از دنیا رفت،

گفت با یک نفس مطمئنه! یعنی تفاوت در این است.

اما هیچ چیزی نداشت. چیزی جز عزت و سربلندی ملت ایران و مسلمانان و مستضعفان دنیا نمی‌خواهد. الان هم مقام معظم رهبری همینطور هستند.

س: یکی از مقاطع حساس حضور شما فتنه 88 بود که کمیسیون امنیت ملی بودید و خیلی وضعیت را پیگیری کردید. بعد از 8 سال زوایا را همان زوایا می‌بینید؟

کوثری: متاسفانه آن کسانی که باید بیایند و با مردم روراست برخورد کنند و بگویند ما اشتباه کردیم، نیامدند و هنوز هم روی لجبازی ادامه می‌دهند و لذا باید بگوئیم یک لکه تاریک و سیاهی در شناسنامه اینها ثبت شده است.

س: یک دیداری هم با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشتید.

کوثری: با همه آن زمان دیدار داشتیم. هم با ایشان، هم با آقای موسوی و هم با آقای کروبی دیدار داشتیم. البته دیدار با آقای خاتمی آن روز جایی بودم و نتوانستم بروم. با مراجع دیدار داشتیم. از طرف کمیسیون دیدار داشتیم. خودم هم مطرح کردم.

س: ناگفته‌ای از دیدار با آیت‌الله هاشمی دارید؟

کوثری: آن زمان هم گفتم که مطالب را خیلی صریح و روشن با ایشان در میان گذاشتیم و بعد هم آنها را به مردم منتقل کریم و ایشان هم چیزی نگفتند. آن چیزی که به اخرت اعتقاد داریم نباید یک ذره اینور و آنور شود.  

س: مقطع حساس دوم شما در مجلس، کمیسیون ویژه برجام بود.  

کوثری: بله.

س: چرا باید سایه نگاه سیاسی این اندازه بر سایه نگاه کارشناسی کمیسیون برجام غلبه کند و یا خود مجلس این اندازه سنگینی کند که آن نتیجه کارشناسی که باید، گرفته نشود؟

کوثری: نه، نتیجه کارشناسی دقیق گرفته شد در 9 بند بود.

س: 5 نفر از خود کمیسیون شما آمدند و بیانیه صادر کردند و مخالفت کردند.

کوثری: بله. مگر ما می‌گوییم نکردند؟ ما خودمان 60 و خرده‌ای بند را از کجا آوردید؟ ما همین موضوع را مطرح کردیم. الان هم مناظره بگذارند عیبی ندارد. ما اکثریت بودیم. 15 نفر بودند، 8 نفر موافق این 9 بند جمع‌بندی بودند و 7 نفر قبول نداشتند. 5 نفرشان رفتند و آن مورد را مطرح کردند.

اگر اکثریت را قبول دارند چرا قبول نکردند؟ بحث اینجاست. اینها اگر واقعا همین برجام را عمل می‌کردند، باز ما سکوت می‌کردیم. اما عمل نکردند. با جملات بازی می‌کنند، یک نمونه را بیان می‌کنم.  

راکتور 40 مگاواتی خنداب اراک که پلوتونیوم تولید می‌کرد، یعنی 91 درصد پیشرفت داشت که پلوتونیوم تولید کند، قرار بر این شد که راکتور 20 مگاواتی با پول آمریکا با طراحی و ساخت چینی‌ها ساخته شود و ما بهره‌برداری کنیم. یعنی این راکتور 20 مگاواتی را جای آن راکتور 40 مگاواتی بگذارند و 40 مگاواتی را که خودمان ساخته ایم بیرون بیاورند و بتون داخل آن بریزند. این کجا انجام شد؟ یک درصد کار هم انجام نشد.
موقعی که قبول کردند اینقدر هول شدند که از هول حلیم در دیگ افتادند. این 40 مگاواتی را بتون ریختند و 20 مگاواتی را نه امریکا پول داد و چین هم گفت من طراحی نمی‌کنم. پول بدهید تا طراحی کنم.

س: مجلس نهم یک مجلس اصولگرا بود.

کوثری: ما اصولگرا داریم تا اصولگرا ! اصولگرایی که برود معامله کند... (می‌خندد) ما 80-70 نفر بودیم که پای خیلی چیزها ایستادیم و گفتیم ما هزینه بشویم، اشکالی ندارد ولی واقعیت را مردم بدانند.

س: سر 2231 هم در کمیسیون گفتید؟ البته شما تذکر دادید ولی گفتند الزام‌آور نیست.

کوثری: ببینید، فرماندهان سپاه و وزارت دفاع که کار موشکی می‌کردند بر سر همین موضوع حرف داشتند. این موضوع به شورای عالی امنیت ملی منتقل شد. آقای شمخانی با خود آقای روحانی صحبت کردند. اینها را نقل ‌قول می‌کنم که قطعی است، نه اینکه همینجوری گفته شده باشد. ایشان گفتند آقای ظریف بیاید پاسخ دهد.

از دبیرخانه تماس گرفتند و آقای ظریف گفت من کار دارم و آقای عراقچی را می‌فرستیم. آقای عراقچی هم در جمع فرماندهان نشست، البته من حضور نداشتم، اما نتیجه جلسه را گرفتم. آمد نشست و صحبت کردند. گفتند این اشکال است و فردا یقه ما را می‌گیرند. گفت هیچ اشکالی ندارد و بروید تست کنید. اینها هم تست کردند. اقدامات روند پیشرفت موشک‌ها را انجام دادند، حالا الان ببینید چه بساطی است.

س: به نظر شما برجام هیچ منافعی برای ما نداشت؟

کوثری: من عرض کردم فقط این که دست آمریکایی‌ها مجدد رو شد که اینها بدعهد هستند اما از جهت آن قضیه هیچی نشد.

س: یعنی هیچ گره‌ای از ما باز نکرد؟ تحریم ها؟

کوثری: شاید برخی بگویند مثلا هواپیمای ما که اروپا می‌رفت بنزین به آن نمی‌دادند و با به کشور خاصی می‌رفت، در این حد! ولی چیزهایی که از دست دادیم چه می‌شود؟ بانک‌ها باید خیلی سریع با کشورهای دنیا وارد عمل می‌شدند اما چرا هنوز پول‌های ما آنجا مانده است؟ چرا این همه واردات می‌کنیم؟ چون پول را نمی‌توانیم بیاوریم. اجازه نمی‌دهند بیاوریم.  

خیلی جزء به جزء هم وجود دارد، من کلیات را بیان می‌کنم. جزء به جزء هم وجود دارد.  

س: شما 5 پسر دارید؟  

کوثری: بله.

س: همه ازدواج کرده‌اند؟

کوثری: بله.  

س: ازدواج ها چطور بود؟ با افراد شناخته شده است؟

کوثری: نه، حالا شناخته شده هم هستند.  

س: چه کسانی مثلا؟

کوثری: اولی پدرش جانباز 70 درصد و پزشک هستند که الان 3 فرزند هم دارند. دومی آقای فدوی (فرزند فرمانده نیروی دریایی سپاه) هستند. الحمدالله هم پسران و هم عروس‌ها از نظر علمی جایگاه خوبی دارند.

س: به غیر از آقای فدوی کدام یک شناخته شده هستند؟

کوثری: سومی هم یکی از برادرهایی است که از قدیم می‌شناختیم و چهارمی هم یکی از برادرها در قرارگاه خاتم بودند که سید هستند. عروس پنجمی هم دختر شهید حاج حاتم هستند.  

س: بحث سیاسی هم با بچه‌ها می‌کنید؟

کوثری: بله. مفصل بحث می‌کنیم.

س: از نظر تفکر به شما نزدیک هستند؟

کوثری: نزدیک هستند ولی نقد هم دارند. رودربایستی نمی‌کنند.

س: جایی شده گله هم کنند؟

کوثری: بله.  

س: این که بگویند این همه جهاد و شهید عاقبت این چنین شد؟

کوثری: خیر. این چنین نه. نشبت به خیلی از مسئولین حرف دارند. واقعا حرف دارند.

س: چه سالی ازدواج کردید؟

کوثری: من سال 61 ازدواج کردم.  

س: یعنی 27 ساله بودید.

کوثری: بله.

س: به مادر گفته بودید نمی‌خواهید ازدواج کنید؟

کوثری: چون بحث جنگ بود من گفتم – به حاج خانم هم گفته بودم- معلوم نیست امروز زخمی یا شهید شوم، فکر خود را بکنید. شاید در سال من دو ماه هم خانه نباشم. ایشان هم می‌دانستند انگیزه چیست، لذا قبول کردند.

س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟

کوثری: خطبه عقد را حاج آقای در محله ما خواندند.

س: مهریه چه بود؟

کوثری: مهریه 14 سکه بود.‌ بچه‌های ما هم 14 سکه مهریه کردند. حضرت آقا هم خطبه را خواندند. همه را حضوری نخواندند، برخی حضوری و برخی تلفنی خوانده شد.

 

س: بخشی از جنگ هم با شما بودند.

کوثری: بله، چون به اندیمشک آمده بودند. مخصوصا پسر اول ما که متولد 62 بود در منطقه حضور داشت.

س: فیلم سینمایی ویلایی ها را گفتید به نوعی یکی از شخصیت ها خانم شما بود.

کوثری: بر اساس شخصیت خانم بنده بود. یعنی کل آنجا که چندتا ویلا بود که بچه‌ها آمده بودند و ما گرفته بودیم، در اصل زندگی بر اساس آن بود.

س: کدام خانواده‌ها با هم بودید؟

کوثری: مثلا شهید نوری بود که ایشان یک دستش قطع شده بود و تکنسین راه‌آهن بود. انقلاب شد راه‌آهن را رها کرد. سال 64 یا 65 از دفتر آقا محسن تماس گرفتند و آقای سعیدی کیا آن زمان وزیر راه بود. حکم جانشین راه آهن سراسری را برای شهید نوری امضا کردند. از دفتر اقا محسن زنگ زدند و چون جانشین ستاد لشگر یا جانشین لشگر بودند، دو سال هم از من بزرگ‌تر بود.  
گفتند ایشان را آزاد کنید تا جانشین راه‌آهن سراسری شود. آن زمان آقای افشار مدیرعامل بود. موقعی که آمد و من حکم را دادم و گفتم باید تسویه کنید و بروید گفت من اگر می‌خواستم بروم که نمی‌آمدم. حکم را گرفت و عذرخواهی کرد و با یک دندان و یک دست حکم را پاره کرد، گفت خیالتان راحت باشد. در عملیات کربلای 5 شهید شد.

س: آن زمان چقدر در ماه خانه می‌رفتید؟

کوثری: شاید سه ماه در میان دو الی سه روز می‌رفتیم. مخصوص که یکباره شمال غرب می‌رفتیم و خانواده اندیمشک بود.

س: کل مسئولیت خانه هم روی دوش ایشان بود؟

کوثری: بله. موقعی که خانه رفتم زخمی شدم و رفتم و اگر زخمی نمی‌شدم نمی‌رفتم. موقعی که رفتم، پسر اولم سه روزه بود. دومی که رفتم، 38 روزه بود که من به خانه رفتم. در کربلای 5 بود. بیشترین کار را مادرمان می‌کرد.  

س: مادر خودتان؟

کوثری: بله.  

س: الان در قید حیات هستند؟

کوثری: بله.  

س: اگر به خانه نمی‌رفتید، مثلا برای مناسبت‌ها زنگ می‌زدید؟

کوثری: آن زمان مثل الان موبایل نبود و سخت بود.  

س: تلفنی هم سخت بود؟

کوثری: حتی ارتباط تلفنی هم سخت بود.  

س: الان جبران می‌کنید؟

کوثری: بله، الان بتوانیم حتما جبران می‌کنیم. وظیفه خود می‌دانیم.

س: اگر سالگرد ازدواج و تاریخ تولد را به یاد داشته باشید کاری می‌کنید؟

کوثری: اصلا اگر انگیزه الهی باشد، زندگی خیلی خوبی می‌توان داشت که هم دنیا و هم آخرت را داشته باشد.

س: اهل غذا درست کردن در خانه هستید؟

کوثری: خیلی کم.

س: بلد هستید؟

کوثری: نیمرو بلد هستیم، اما ظرف می‌شویم. 

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : برنامه دست خط, سردار کوثری

سردار نجاتجانشین سازمان اطلاعات سپاه با بیان اینکه اگر طرح سپاه پذیرفته می‌شد، فاو از دست نمی‌رفت، گفت: فتنه‌گران در سال 89 به جبهه‌النصره نامه نوشتند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مهر، سردار حسین نجات، جانشین سازمان اطلاعات سپاه با حضور در برنامه دست خط به سوالات مجری این برنامه پاسخ داد.

متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

س: چرا شما به عنوان رمز پیروزی عملیات والفجر 8 شناخته شدید؟

نجات: تسامح شده! ما هیچ نقشی در پیروزی والفجر 8 نداشتیم. آنی که پیروز بود و پیروزی را به مردم ایران هدیه کرد در راس و اول خدا بوده است، بعد هم رهبری داهیانه حضرت امام بود که هرچه داریم از آن پیر دیر ما بود و آن رهبر عاقل و رهبر محکم و با صلابت ما بود و اگر نفس مسیحایی ایشان نبود، یک لحظه این نفس را از جبهه ها قطع می‌کرد، ما هیچ پیروزی در جبهه ها نداشتیم.

عملیات والفجر هشت طرحی  بود که فرماندهی جنگ به این نتیجه رسید که با دشمن در نقطه ای درگیر بشود که بتواند غافلگیری را انجام بدهد. به دنبال تجاربی که فرماندهی جنگ در عملیات خیبر و بدر داشت، به این نتیجه رسیده بود که ما از لحاظ امکانات و تجهیزات نظامی با دشمنی که تا دندان توسط هم ابر قدرتهای شرق و غرب مسلح شده بود و ارتجاع منطقه هم به ما کمک می‌کرد، ما باید در جایی عملیات انجام می‌دادیم و حمله می‌کردیم که او غافلگیر بشود.

منطقه فاو به خاطر ویژگی‌هایی که داشت، می‌توانستیم دشمن را غافلگیر کنیم. اولین و مهمترین خصوصیت منطقه فاو، رودخانه اروند بود. رودخانه اروند رودخانه سرکش و مهار نشدنی است که در بعضی جاها عرض آن حدود یک کیلومتر و در جاهایی به حدود 500 متر می‌رسد. این رودخانه دارای جزر و مد است در موقعی که جزر میشود سرعت آب به سرعت زیاد می‌شود بعضی اوقات تا 60 کیلومتر در ساعت سرعت آب می‌رسد که اگر یک غواص بخواهد عبور بکند غواص را آب می‌برد.

نکته دوم این بود که جاده های دسترسی به اروند، جاده هایی که بدرد یگان های منظم بخورد، نبود. نکته سوم آن منطقه منطقه مسکونی بود، یعنی کل حاشیه اروند رود از آغاز آبادان تا آخر منطقه اروند رود حداقل 14-13 هزار نفر ساکن بودند 33 هزار خانواده آنجا ساکن بودند، لذا دشمن احساس نمی‌کرد اینجا عملیات باشد. ارزش فاو از بسیاری از جهات ارزش نقطه کلیدی برای عراق داشت.

اولین و مهمترین نکته این بود که تنها راه دسترسی عراق به دریای آزاد و خلیج فارس، فاو بود. آن خدمتی که برادران حفاظت اطلاعات در زمان جنگ توانستند بکنند، این بود که برای اولین بار طرحی را تهیه بکنند که ما اصطلاحا آن طرح را گذاشتیم حصار امنیتی، یعنی بررسی کردیم که دشمن اگر بخواهد جمع آوری اطلاعات از ما بکند، راهها و روش‌های جمع آوری اطلاعات دشمن چیست؟

حدود 16-15 طریق جمع آوری اطلاعات دشمن از ما بود دشمن می توانست متوجه شود که ما می‌خواهیم عملیات انجام بدهیم. طراحی عملیات انجام شد. در ان طراحی همه فرماندهان کمک کردند، همه بسیجیان کمک کردند و این طرح به خوبی اجرا شد. چون عملیات در غافلگیری کامل انجام شد از این جهت نقش حفاظت اطلاعات در آنجا نقش ویژه ای بود.

س: می خواستم از همینجا یک پلی بزنیم به تشکیل حفاظت اطلاعات، شما عضوحلقه اولی بودید که با آقای محسن رضایی که در واقع آن زمان فرماندهی حفاظت اطلاعات سپاه را داشتند، پیوستید. آقا محسن در همین برنامه اعلام کردند که آقای نجات از نفرات اولی بود که به ما پیوست.

نجات: بله، آقای محسن رضایی اولین مسئول حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بودند. موقعی که اطلاعات سپاه پاسداران تشکیل شد تقریبا آن موقع تنها تشکیلات اطلاعات امنیتی که در جمهوری اسلامی بعد انقلاب تشکیل شد به همت آقای محسن رضایی بود.

ایشان که اطلاعات را تشکیل دادند بعد از اینکه شهادت شهید بهشتی اتفاق افتاد جمعی از رفقایی که سابقا با آقای رضایی همکاری می‌کردند در کارهای مخفی، به این نتیجه رسیدند که وظیفه شان است که برای مقابله با ضد انقلاب بیایند به آقای محسن رضایی کمک بکنند. لذا ما برای اینکه بیاییم با ضد انقلاب مبارزه کنیم آمدیم و کمک کردیم به ایشان.

ایشان در سال 61 به من پیشنهاد کردند که من مسئول حفاظت اطلاعات سپاه بشوم. حفاظت اطلاعات تا قبل از آن، یک مجموعه جمع و جوری بود که شاید عدد آن در کل کشور به صد نفر هم نمی‌رسید.

آن موقع که بنده آمدم در حفاظت اطلاعات به کمک ایشان و واقعا همین ابتکاراتی که جوانان آن موقع داشتند، یک پایگذاری حفاظت خوبی شد برای سپاه پاسداران و در اکثر استانهای کشور این حفاظت اطلاعات تشکیل شد وگسترش پیدا کرد. این ادامه پیدا کرد تا اینکه اواخر سال 62 قانون وزارت اطلاعات تشکیل شد، در قانون وزارت اطلاعات حفاظت اطلاعات سپاه تبدیل به یک سازمان شد، یعنی نیروهای مسلح حفاظت اطلاعاتشان تبدیل شد به یک سازمان و از زیر نظر اطلاعات خارج شد که مسئول آن سازمان را باید رهبری انقلاب مشخص می‌کرد که سال 63 حجت الاسلام سعیدی که الان نماینده ولی فقیه در سپاه هستند، شدند اولین رئیس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با این تشکیلات جدید.

توافقی که بین من وآقای سعیدی انجام شد واین یک توافق داوطلبانه بود من قبول کردم که مسئول حفاظت اطلاعات یگان های خودمان در جبهه بشوم که در آنجا می‌شد حفاظت اطلاعات در قرارگاههای خاتم سپاه یا حفاظت اطلاعات نیروی زمینی سپاه. تقریبا از سال 63 که منجر به عملیات بدر شد، ما از تهران منتقل شدیم جنوب و تا آخر جنگ مسئول حفاظت اطلاعات یگان‌های سپاه را داشتیم.

س: گفتید آشنایی‌تان با آقا محسن رضایی به قبل از انقلاب برمی‌گردد؛ شما جزء «منصورون» بودید؟

نجات: من با یکی از شاخه های منصورون فعالیت داشتم؛ شاید اولین سازمانی هم بود که به عنوان یک سازمان مسلح، اعتقاد به ولایت فقیه را تئوریزه کرد. یعنی شما قانون اساسی را در آن موقع سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیشنهاد داد به مجلس، قبل از اینکه قانون اساسی تشکیل بشود، تنها قانون اساسی است که ولایت فقیه را آورده بود جزء قانون اساسی.

س: چه زمانی جدا شدید از سازمان مجاهدین و آن گروهها هم به نوعی از هم جدا شدند؟

نجات: تقریبا سال 61 بود یعنی اواخر سال 60 بود که اختلافات داخل سازمان شروع شد، اختلافات هم بیشتر روی میزان ارتباط نماینده ولایت فقیه در سازمان مجاهدین انقلاب بود که آقای راستی بودند. تعدادی از اعضای سازمان خدمت امام رسیدند از امام خواستند که یک نفر را به عنوان نماینده خودشان مشخص کنند.

آنجا هم افراد مختلفی پیشنهاد شد. گفتند اتفاقا بعضی از گروههای ما ازقبل با آیت‌الله راستی ارتباط دارند. امام فرمودند همین ایشان خوب است، ایشان نماینده من باشند در آنجا. بعضی پیشنهاد کردند که اجازه بدهید ایشان نماینده شما در بعد ایدئولوژیک باشد، در بعد سیاست نباشد. یعنی یک عده از همان زمان می‌خواستند سیاست را از دیانت جدا کنند، امام این موضوع را نپذیرفتند.

س: این مطلب را چه کسانی می‌گفتند آن موقع؟

نجات: جناح آقای بهزاد نبوی یک مقدار اعتراض داشتند نسبت به این قضیه. همه جناح ها ارتباطشان خوب بود با آقای راستی. ایشان در مقطعی احساس کردند که بعضی از مواضع سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب با مواضع امام فاصله دارد، یک مقدار دخالتشان را بیشتر کردند در امور و سازمان.

آن برادرهایی که جناح چپ اسم گرفتند، روی این دخالت نماینده ولی فقیه اعتراض داشتند حتی این بحث به خود امام کشیده شد، آقای راستی رفتند خدمت حضرت امام و گفتند که اینها معتقد هستند شما باید نظارت بکنید و دخالت نکنید. امام هم خندیدند که اگر نماینده ای قرار باشد که آنجا باشد و دخالت نکند به چه درد می خورد.

خب این اصرار آقای راستی که خطوط امام را آنجا بیشتر اجرا کند، باعث گله‌مندی آن جناح شد و نهایتا فکر می‌کنم اواخر سال 61 بود که 18 نفر از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جدا شدند و همین افراد بعدها موقعی که سازمان مجاهدین انقلاب به این نتیجه رسید - بعد انحلال حزب جمهوری اسلامی - بهتر است به فعالیت جنگ بپردازد و فعالیت تشکیلات دیگری را انجام ندهد، سال 65 منحل شدند لیکن این برادرها از این خلا استفاده کردند و سال 70 یک تغییراتی دادند و «سازمان مجاهدین» را کردند «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»، آن آرم جهادی را هم برداشتند و شد «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» با مشی آقای نبوی.

س: گفتید درگیری‌هایی در اوایل انقلاب با منافقین و گروهک ها داشتید که خودش دامنه وسیعی دارد، یک اشاره ای بکنید که چه سختی‌هایی این درگیری‌ها داشت و چطور اداره می‌کردید؟

نجات: بعضی اوقات دوستان می‌گفتند که ما جبهه هستیم به اصطلاح دو ماه یا سه ماه خانواده خود را نمی‌بینیم. من یادم هست که اوج درگیری ما با منافقین زمانی هفته به هفته بچه ها نمی‌رسیدند خانه بروند، حالا شما در نظر بگیرید آن شرایطی را که ما پیوستیم به سپاه پاسداران، شرایطی بود که واقعه حزب جمهوری اسلامی اتفاق افتاد که هفتاد نفر از بهترین مردان این کشور شهید شدند، بیست سی نفر از این تعداد، نمایندگان مجلس بودند که هر کدام در شهر خودشان رای اول را داشتند.

شهید بهشتی در آنجا بودند، بسیاری از وزرای ما در انجا شهید شدند. ما آن موقع احساس کردیم که دیگر نمی‌شود ایستاد و منتظر این فجایای منافقین باشیم. یک تعدادی 20 – 30 نفر به آقای محسن رضایی رجوع کردیم و از ایشان خواهش کردیم که اجازه بدهد ما کمکشان بکنیم. در آن موقع هم همین بخش امنیتی رایک بخشی از کار بر روی منافقین و سازمان پیکار را به ما واگذار کردند که الحمدالله نتایج خوبی هم داشت. یعنی ضرباتی که به منافقین وارد شد که منجر به خروج بخش نظامی منافقین از کشور شد، حاصل همین زحماتی بود که آن موقع برادرها کشیدند.

س: لحظه شروع جنگ کجا بودید؟

نجات: بنده در سال 59 در کمیته ایدئولوژی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودم.

س: چگونه مطلع شدید؟ در تهران حضور داشتید؟

نجات: نه، ما آن موقع برای کمک به سپاه یک کمیته ای را در سازمان مجاهدین انقلاب درست کردیم به نام کمیته پشتیبانی کردستان. آن روز من یادم است که در مسیر برگشت از کردستان بودیم در روز 31 شهریور که این اتفاق افتاد و هواپیماهایی که آمدند بمباران کردند را ما در آسمان دیدیم که تعدادی هواپیمای نا آشنا هستند که در راه متوجه شدیم که رسیدیم به تهران متوجه شدیم شروع جنگ است.

س: فکر می‌کردید که هشت سال ادامه پیدا کند؟

نجات: نه، روز اولی که گفتند بروید جبهه، گفتند که شما شش ماهه میروید جبهه. من گفتم که حالا شما می‌گویید شش ماه، ولی ما می‌رویم و تا آخرش می‌ایستیم.

س: وضع ارتش و سپاه در آغاز جنگ چگونه بود؟ البته سپاه که واقعا نوپا بود، ارتش اوضاعش چطور بود؟

نجات: ارتش در ابتدای شروع جنگ دو تا مشکل را با خودش یدک می‌کشید. اول اینکه ارتش تسویه شده بود، تقریبا ما «سرتیپ تمام» چند نفر به اندازه انگشتان دست داشتیم. تسویه مفصلی در ارتش شده بود. یک خیانتی هم آن تیمسار مدنی انجام داد که مدتی گذاشته بودنش به عنوان وزیر دفاع.

ایشان هم امد تغییراتی را در نیروی انسانی ارتش انجام داد که ارتش کاملا در حالت عدم آمادگی قرار داشت. یگان‌هایی هم که سپاه پاسداران داشت عمدتا یگان مبارزه با ضد انقلاب بود نه درگیری برای جنگ، لذا ما هم یگان نداشتیم و سیاست بنی صدر هم این بود که اجازه نمی‌داد سپاه پاسداران برای دفاع یگان تشکیل بدهد و دیگر اینکه می‌گفت شما اگر می‌خواهید نیرویی تشکیل بدهید، نیروهایتان را بفرستید داخل ارتش.

این خاطره زیبا و تلخی است که چندین بار حاج محسن رفیقدوست گفتند که شهید کلاهدوز از جنوب زنگ زد و گفت اگر به دست من هزار قبضه آرپی‌چی و گلوله اش را برسانند، من نمیگذارم که دشمن به ایستگاه حسینیه برسد. حاج محسن رفیقدوست هم می‌گفت من هم رفتم ستاد مشترک ارتش و از آنها درخواست کردم که به ما اسلحه بدهید، گفتند دلمان می‌خواهد بدهیم، اما بنی‌صدر به ما گفته که حق ندارید به سپاه اسلحه بدهید. اگر نیرو دارند داخل یگان‌های ارتش بفرستند.

ایشان هم گفتند من شبانه راه افتادم، گفتند بنی صدر توی پایگاه دزفول است، منتظر شدم تا ازجلسه بیاید و گفتم اسلحه میخواهیم، دستور بدهید که این اسلحه را به ما بدهند، بنی صدر گفت ما به شما اسلحه نمی‌دهیم، بیایید با ارتش کار بکنید. حاج محسن رفیقدوست می‌گفت من جلوی ماشینش خوابیدم گفتم یا از روی جنازه من رد می‌شوی یا زیر این برگه را امضا می کنی، و ایشان هم زیر برگه ها را امضا کرد که این اسلحه ها تحویل سپاه پاسداران بشود.

می‌گفت آمدیم تهران رفتیم لجستیک ارتش و آنجا هم گفتند که به ما اعلام کرده‌اند که اگر کسی همچین نامه ای را آورد اسلحه را به او تحویل ندهید!

ایشان هم  زرنگ بود، یگ گردان پاسدار برد کنار تسلیحات ارتش که میدان توپخانه بود. دیوار تسلیحات ارتش را انبارش را تخریب کرد، دو تا کامیون هم گذاشت هرچه اسلحه می‌خواست برداشت برد و بعد هم دیوار را آورد بالا.

من یادم است که این خاطره را هم از آقا شنیدم و هم از خود حاج محسن رفیق دوست که رفتیم خدمت آقا که در ان زمان نماینده امام بودند در شورایعالی دفاع. گفتند آقا ما امدیم اجازه بگیریم که اگر ارتش به ما اسلحه نداد، اجازه داریم خودمان برویم و از انبارش برداریم، آقا هم خندیدند که شما دیروز رفتید برداشتید چرا امروز آمدید از ما اجازه می‌گیرید؟

یعنی سپاه پاسدارانی که می‌خواست گردان تشکیل بدهد و بگوید که اسلحه بدهید که از خودمان در مقابل دشمن حمایت کنیم، بهشان اسلحه نمی‌دادند. بنی‌صدر تفکرش این بود. به مجردی که در خرداد سال 60 بنی‌صدر اول از فرماندهی کل قوا برکنار شد، بعد هم از کشور فرار کرد، اولین عملیات مشترک را سپاه وارتش انجام دادند به عنوان «عملیات فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا». بلافاصله بعد ان عملیات فتح المیبن که ابعاد عملبات فتح المبین را شما میدانید در منطقه و بعد هم عملیات شکستن حصر آبادان عملیات ثامن الائمه. عملیات بیت‌المقدس هم که از اردیبهشت 61 شروع شد تا خرداد.

یعنی ظرف یکسال از خرداد سال 60 که بنی صدر رفت کنار، یعنی آن افکار لیبرالی رفت کنار و سپاه وارتش کنار هم حضور پیدا کردند و سپاه تشکیل تیپ داد، توانستیم دشمن را از مرز بیرون کنیم.

س: آیا درست که ارتش و سپاه از میانه جنگ با هم اختلاف پیدا کردند؟

نجات: ارتش و سپاه هیچ وقت با هم اختلاف نداشتند، اگر هم اختلافی بود روی شیوه عملیات بود. بعضی از دوستان زرنگ ما در سپاه هم می‌گفتند که اگر بعضی از افراد سیاسی ما را تحریک نمی‌کردند، همین اختلافات هم به وجود نمی‌آمد.

س: سپاهی‌ها این را می‌گفتند؟

نجات: هم سپاهی ها هم ارتشی‌ها. یعنی بعضی از این اختلافات از بیرون سیستم تزریق می‌شد. یعنی تشویق می‌کردند که این روش برای عملیات بهتر است یا روش دیگری انجام شود.

س: یعنی شخصی مثل صیاد شیرازی تحریک می‌شد؟

نجات: صیاد شیرازی هیچ موقع با سپاه مشکل نداشت، یعنی ما موقعی که صیاد می آمد داخل سپاه، احساس می‌کردیم که یک پاسدار داخل سپاه می‌شود.

بعضی اوقات سیاست‌هایی که بالاترها اتخاذ می‌کردند باعث می‌شد که اینها از هم دور بشوند.

س: یعنی فرماندهی جنگ؟

نجات: حالا فرماندهی جنگ که مستقیم خود امام حضور نداشتند. آقای هاشمی بودند ممکن بود که مطلبی بگویند که این اتفاقات بیفتد.

س: نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در جنگ چه بوده است؟

نجات: از نظر من آقای هاشمی رفسنجانی دو تا نقش باصطلاح ویژه می‌شود برشمرد. یک نکات مثبت ایشان است که هماهنگی بین سپاه و ارتش را خوب انجام می‌داد، باعث ایجاد وحدت فرماندهی بین سپاه و ارتش می‌شد، در حل مشکلات پشتیبانی جنگ نسبتا خوب کار می‌کرد. بالاخره پل ارتباطی بین جبهه بودند و دولت، لیکن من اگر بخواهم نقش منفی بگویم، ایشان نقش و اثر ویژه ای را برای دولت آن زمان و نخست وزیری آن موقع داشتند، یعنی بیشتر نخست وزیر بود که آن موقع کار انجام می‌داد.

واقعا دولت ما مثل دولت عراق نمی‌شود بگویم دولت جنگ، با اینکه امکانات زیادی از کشور آمده بود پای جنگ. دولت آنچنان که باید و شاید پشتیبانی نمی‌کرد.

من یک خاطره ای را از برادر عزیزم سردار رشید نقل می‌کنم که ان‌شالله ایشان هم راضی باشد که بگویم. ایشان می‌گفتند که جلسه ای بود در تهران، آن موقع مقام معضم رهبری رئیس جمهور بودند، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس بود، نخست وزیر وقت هم انجا بود، یک تعدادی هم از فرماندهان سپاه هم بودند، در انجا که فرمانده کل سپاه این مساله را مطرح کرد که اگر شما برای ما پانصد گردان را تجهیز کنید، یعنی تبلیغات کنید که نیروی بسیجی بیاید، به اینها لباس بدهید و تغذیه‌شان را تامین بکنید و امثالهم، ما می‌توانیم وضعیت جبهه ها را یک تغییر اصولی بدهیم.

آقای رشید از روی یادداشتش می خواند و می‌گفت که تنها کسی که در میان آن جلسه به شدت از ما پشتیبانی کرد، آقای خامنه ای رئیس جمهور وقت بودند و آنجا نخست وزیر ان موقع گفت که ما بند پوتین این پانصد گردان را هم نمی‌توانیم تامین بکنیم. این برای آن زمانی است که ما یک گزارشی را در سنگر از دست یکی از اسرای عراقی گرفتیم که در آن، وزیر مخابرات آن موقع گزارش داده بود به صدام که من سه ماه رفتم در فلان لشکر و سپاه سوم، این کارها را انجام بدهم و یک ارتباطاتی را برقرار کرده‌ام، اگر اجازه بدهید برگردم بغداد.

س: بعضی ها می‌گویند که ما فاو را به دلیل فعالیت سیاسی برخی از فرماندهان سپاه در مجلس از دست دادیم؛ درست است چنین چیزی؟

نجات: نه، ببینید مقطعی که فاو سقوط کرد، به دنبال آن شلمچه سقوط کرد، یک استراتژسی را فرماندهان سپاه پیشنهاد دادند که همان جلسه که عرض کردم همین استراتژی بود که ما باید پانصد گردان به یگان‌های خودمان اضافه کنیم که ما اگر یگان‌هایمان حدود سیصد گردان است، برسانیم به هشتصد الی هزار گردان، اگر آن پانصد گردان را برای ما تامین می‌کردند ما نیروی کافی در فاو و شلمچه می‌گذاشتیم، در غرب با یک نیروی دیگر می‌جنگیدیم از ما می خواستند که ما عملیات دیگری انجام بدهیم، ما رفتیم عملیات حلبچه را انجام دادیم، والفجر ده در عملیات  حلبچه ما رفتیم حلبچه را گرفتیم.

عملیات بعدی ما در منطقه ماووت بود، عمده قوای ما سه چهارم نیروی ما منتقل شده به غرب کشور، یک چهارم نیروی سپاه و بخشی از نیروی ارتش مانده در جنوب. خب با این یک چهارم نیروی ما، عراق هم همه نیرهایش را جمع کرد باصطلاح پاتک های مفصلی کرد و موفق شد فاو و شلمچه را از ما بگیرد. اگر طرح سپاه پذیرفته می‌شد که ارتقای نیرو پیدا کند و ارتقای تجهیزات داشته باشد، این اتفاق نمی‌افتاد.

س: برخی معتقدند که ما آخر جنگ دیگر توان جنگ را نداشتیم و تحلیل رفته بودیم چنین موضوعی درست است؟

نجات: این را با یک خاطره پاسخش را می‌دهم؛ سال 67 که دشمن یک دور دیگر عملیات کرد حتی تا پاسگاه زید هم آمد، بعد از اینکه ما قطعنامه را پذیرفتیم.

آن موقع همه یگان‌ها برای دفع تجاوز پر شده بودند، نیرو به اندازه شاید سیصد چهارصد گردان آمده بود داخل یگانهای سپاه پاسداران. مقام معظم رهبری هم که ان موقع رئیس جمهور بودند ایشان همیشه در مقاطع حساس در جبهه ها حاضر بودند. من در ان جلسه بودم. فرماندهان سپاه گفتند که الان همه یگان‌ها آمادگی دارند ما از شما خواهش می‌کنیم که اجازه بدهید یکبار دیگه به دشمن حمله بکنیم و شلمچه و فاو را پس بگیریم.

مقام معظم رهبری هم که رئیس جمهور بودند، گزارش گرفتند، یعنی برایشان احراز شد که واقعا یگان‌ها می توانند این کار را انجام بدهند. گفتند من باید از امام اجازه بگیرم.

همان شب زنگ زدند به حاج سید احمد آقا گفتند که فرماندهان سپاه و فرمانده قرارگاه‌ها اینجا جمع هستند و چنین پیشنهادی می دهند، حاج احمد آقا قرار شد تا ده دقیقه بعدش پاسخ بدهد، ایشان رفتند از امام سئوال کردند و امام یک پاسخی دادند. حدس می‌زنید چه پاسخی دادند؟

مجری: نمی‌دانم!

نجات: امام همان کاری را که در صدر اسلام پیغمبر اسلام (ص) انجام دادند، همان تصمیم را ایشان گرفتند. گفتند که ما قطعنامه را پذیرفتیم، گفتیم که صلح می خواهیم بکنیم، لذا ما خلاف عهدمان انجام نمی دهیم، چون پذیرفتیم پایان جنگ را، یکبار دیگر شروع کننده جنگ نخواهیم بود. یعنی با اینکه می‌دیدند ما آمادگی داریم اجازه عملیات را ندادند. لذا وقتی می گویند ما کاملا بریده بودیم اینطور نبود. بچه‌ها گفتند که یکبار دیگر برویم داخل عراق، ولی امام نپذیرفت، آن هم به خاطر اینکه قطعنامه را پذیرفته بودند، نمی‌خواستند نقض عهد کنند.

س: به نظر شما پذیرش قطعنامه کار درستی بود؟

نجات: در آن شرایط با آن وضعیتی که ما قصد داشتیم، تصمیم ما این بود که یک نقطه کلیدی را در عراق بگیریم آن نقطه کلیدی را هم ما بصره تعیین کرده بودیم، که بعد از اینکه آن نقطه کلیدی در عراق را گرفتیم بتوانیم اراده خود را بر دشمن تحمیل بکنیم، چون در مذاکره کسی برنده است که دستش پر باشد؛ یعنی همیشه پشتوانه دیپلماسی باید یک قدرت باشد.

اگر ما یک نقطه کلیدی را ما در عراق می گرفتیم، می توانستیم این قدرت را مذاکره کنیم. قطعنامه 598 را زمانی سازمان ملل صادر کرد که ما تو فاو و شلمچه بودیم یعنی پشت درهای بصره بودیم. علتی که امام قطعنامه 598 را پذیرفتند به دو علت بود، یکی اینکه دیدند یگانهای ما دارند آنجاهایی را که به دست آورده بودند که نقاط کلیدی بود از دست می دهند، دو اینکه قطعنامه 598 همان شروطی که امام می خواستند را تامین کرده بود. به این دو دلیل بود. البته امام اسم آن را جام زهر گذاشتند، ولی به نظر من در جنگ برنده اصلی ما بودیم. اول دشمن را بیرون انداختیم ماشین جنگی دشمن را خاموش کردیم به همه خواسته های خودمان رسیدیم، بعد هم همین شورای امنیت سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز محکوم کرد و محکوم کردند که غرامت جنگی ما را پرداخت کنند.

س: حال و هوای جبهه ها بعد از قطعنامه چگونه بود؟

نجات: قطعنامه که پذیرفته شد همه ما به قول معروف دمغ بودیم. همه فرماندهان یکجا جمع شدیم موقعی که متنی را که امام فرمودند خواندند، همه فرماندهان گریه می کردند، انجا یک نفر پیشنهاد کرد که شاید امام از دست ما ناراضی باشد، همه ما برویم تهران جماران و بگوییم که اگر اشتباهی کردیم به ما بگویید و ما هم اماده هستیم که هرچه شما بگویید عمل بکنیم، قصد کرده بودیم که فردا برویم، حاج احمد آقا فهمیدند این موضوع را  و گفتند که امام فرمودند به تهران نیایید، ما در تصمیمی که گرفتیم مصمم هستیم و تغییر هم نخواهیم داد، بعد شما آن بیانیه ای که امام به فرماندهان جنگ نوشتند، یک تکه هایی از آن نامه را در برنامه بخوانید. من به فرزندان عزیزم به فرماندهان عزیزم میگویم که این روحیه خودتان را حفظ کنید، عبارات بسیار قشنگ و زیبایی بود که دستخط زیبایی هم نوشته شده بود که انصافا این بود که ما برای ادامه انقلاب اسلامی همیشه باید قدرت‌هایمان را حفظ کنیم و ادامه بدهیم.

س: چرا بعد از پذیرش قطعنامه با اینکه تجربه اش را داشتیم، دیگر مثل اول جنگ نبودیم، یکباره حمله کردند و تا نزدیکی‌های اهواز هم دوباره امدند؟

نجات: تصور ما این بود که ما قطعنامه را پذیرفتیم، عراق هم چون از قبل اعلام کرده بود که آن هم می پذیرد، فکر میکردیم که آن هم به عهد خودش پایبند است همانطور که امام به عهد خودش پایبند بودند و رزمندگان این تصوری را که آنها خلاف عهد خودشان را بکنند، نداشتند.

یک اصلی هم داریم که بسیجی های ما در موضع آفند خلی بهتر عمل می کنند، مثلا یگان های آن موقع سپاه یگانی که پدافند بکنند نیست. اگر به یک بسیجی می‌گفتند تو باید در خط پدافند مستقر شوی، خط پدافند را برای خود مرگ خودش می دانست ولی اگر می گفتند تو یگان خط‌شکنی، باید شب اول بزنی به خط و شهید بشوی، مثل این بود که همه دنیا را به او داده باشی. لذا در خط‌شکنی و آفند، بچه های بسیجی آمادگیشون بیشتر از خط پدافند بود.

 

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : متن کامل گفتگوی سردار نجات, دستخط, سردار نجات در دستخط, برنامه دست خط, ناگفته های جنگ

مشروح گفتگوی وزیر راه سابق در برنامه تلویزیونی دست خط

حضرت آقا در اولین دیدار با اعضای محترم هیات دولت یازدهم فرمودند اگر کسی با اصل مسکن مهر مخالفتی دارد اما بدانید میلیون‌ها انسان منتظر هستند که صاحب‌خانه شوند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق - مهمان این هفته برنامه دست خط چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، اهل اردبیل، بسیار باصفا و صمیمیت، نخستین وزیر راه و شهرسازی جمهوری اسلامی و کسی که در مقطع کوتاهی مسئولیت سه وزارت‌خانه را بر عهده داشته است؛ مسکن و شهرسازی، راه و ترابری سابق و هم چنین ارتباطات و فناوری اطلاعات. مردم ایشان را به عنوان وزیر مسکن مهر می‌شناسند و از او خاطرات خوبی دارند.
در ادامه متن کامل گفتگوی تلویزیونی محمد حسین رنجبران با مهندس نیکزاد از نظرتان می گذرد:
شما را به عنوان وزیر مسکن مهر می‌شناسند. درست است؟
نیکزاد: به لحاظ این که در ایران مسکن بسیار برای خانوارها مهم است. تحقیقات نشان می‌دهد که اکثر ایرانیان دوست دارند مسکن ملکی داشته باشند. اگر خدا قبول کند و کاری بر مردم بزرگوار ایران اسلامی انجام داده باشیم اشکالی ندارد به عنوان وزیر مسکن مهر شناخته شویم هر چند در ادغام وزارت راه و ترابری با مسکن و شهرسازی ما معاونان و چیدمان ما به گونه‌ای بود که اینها هم از جدا بودند. اما چون مسکن مهم است و جزو گران‌ترین کالای اقتصادی است که یک خانوار در طول زندگی خود تهیه می‌کند معمولاً اخبار مسکن و مسئولین مسکن برای‌شان مهم است.
س: این مسکن مهر ایده خودتان بود؟ آقای احمدی‌نژاد یا دولت بود؟
نیکزاد: دولت وقتی در سال 1384 مستقر شد من استاندار اردبیل شدم. جلسه شورای عالی مسکن به ریاست آقای رئیس‌جمهور هر 15 روز یک بار تشکیل می‌شد. وزیر وقت مسکن و شهرسازی، جناب آقای سعیدی‌کیا، بود. اما من به عنوان نماینده استانداران در شورای عالی مسکن شرکت داشتم.
دولت در سال 1384 با شعار عدالت و مهرورزی مستقر شد. وقتی مستقر شد و با مطالعاتی که انجام داد و من خبر دارم دید که ایران اسلامی 75 میلیون جمعیت دارد و 17 و نیم میلیون خانوار دارد و 16.2 مسکن دارد. یعنی در آن مقطع عرضه و تقاضا حدوداً یک و نیم میلیون کسری داشت. اگر خانوارها قدرت خرید هم داشتند عرضه و تقاضا با هم بالانس نبود. یعنی به اندازه 17.4میلیون خانوار مسکن در کشور نبود.
50 سال گذشته، قبل از انقلاب، بعد از انقلاب برنامه‌های مختلف از قوانین زمین شهری و واگذاری زمین، سیاست پاک، پس‌انداز، انبوه‌سازی، کوچک‌سازی، اجاره به شرط تملیک، حمایت از انبوه‌سازان همه را مطالعه کردند و دیدند دولت موفق نبوده برای اقشار کم‌درآمد مسکن تهیه کند.
دنیا را مطالعه کردند تا ببینند در دنیا چه اتفاقی رخ داده است و کدام کشورها موفق بودند. مطالعات زیادی انجام دادند و در نهایت به یک لایحه رسیدند. تحت عنوان لایحه ساماندهی و حمایت از عرضه و تولید مسکن بود که به قانون در سال 1386 تبدیل شد و الان هم آن قانون جاری و ساری است و بسیار قانون مترقی است.
روح این قانون می‌خواهد کاری کند این مسکن مولفه‌هایش تخفیف داده شود نه بر انبوه‌سازان بلکه برای کسانی که مصرف‌کننده هستند یعنی مردم. مستحضر باشید هر کس در مسکن مهر خانه گرفته چه در شهر و چه در روستا ما اصطلاحاً می‌گوییم فرم جیم او سبز بوده است یعنی این خانوار بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی خود و همسر و افراد تحت تکفل او از دولت زمین، آپارتمان و وام یارانه‌دار نگرفته است. با این ایده 3 میلیون مستاجر روی دست دولت بود. شما تجسم کنید زمان سال 84 که یک و نیم میلیون کسری مسکن دارید. از 21.4دهم خانوار کشور سه میلیون مستاجر دارید و حتماً باید کاری شود که بر اقشار کم‌درآمد و متوسط درآمد مسکنی را بسازید که با 10-5 میلیون اینها صاحب‌خانه شوند. زیربنای این کار که تامین زمین و جانمایی هادر زمان دولت نهم، وزارت آقای مهندس سعیدی کیا، اتفاق افتاد. من که سال 88 معاون عمرانی وزیر کشور شدم باز در این جلسه از طرف آقای وزیر شرکت می‌کردم. سال 1388 که دولت دهم مستقر شد ما توفیق داشتیم وزارت شهرسازی برویم و این کار را به صورت ویژه عملیاتی کردیم.
س: برخی از دوستان انتقاد دارند که کاری که در مسکن مهر انجام شد و وام‌هایی که داده شد به خصوص از طرف بانک مسکن، تورم‌زا بود. تورمی که به خود دولت هم لطمه زد. این را چه میزان قبول دارید؟ حساب این را می‌کردید؟
نیکزاد: دولت آقای هاشمی رفسنجانی کشور را با نقدینگی هزار و 880 میلیارد تحویل گرفت و با 13 هزار و 500 میلیارد تحویل داد. جناب خاتمی با 13 هزار و 500 میلیارد تحویل گرفته است و با 92 هزار میلیارد تحویل داده است. جناب آقای احمدی نژاد با 92 هزار میلیارد تحویل گرفته و مرداد 1392 با 492 هزار میلیارد تحویل داده است. شما درصدهایی را حساب کنید اولی 7.8دهم است. دومی 6.8 دهم است. سومی 5.6 دهم است. پائین‌ترین رشد نقدینگی در زمان دولت آقای احمدی‌نژاد بود. مرداد 1392 وقتی کشور با نقدینگی 492 هزار میلیارد تومان تحویل شد الان بالغ بر یک میلیون و 250 هزار میلیارد تومان است. یعنی 680 هزار میلیارد تومان نقدینگی افزایش یافته است. بنابراین دولتی انقلابی آمده است برای 4 میلیون و 300 هزار واحد خانه بسازد. من به یاد دارم در سال 85 رئیس‌جمهور وقت می گفت که سالانه می‌خواهیم 200 هزار مسکن روستایی را مقاوم‌سازی کنیم. خیلی از دوستان ما که دست‌اندرکار اجرا بودند باور نداشتند اما در 8 سال دولت نهم و دهم یک میلیون و 600 هزار واحد مسکن روستایی افتتاح شد.
معنی این است که اگر زلزله‌ای در روستاها اتفاق افتد ما کشته‌های آن چنانی نخواهیم داشت. الان در اخبار صداوسیما خیلی وقت است از زلزله و کشته‌هایی که قبلاً همواره تکرار می‌شد کم خبر می دهید. دلیل این است که اگر مسکن‌های روستایی را مقاوم‌سازی نکنید در یک زمستان در آذربایجان، هریس و ورزقان، ما 15 هزار خانواده کن‌فیکون می‌شوند. بنابراین 4 میلیون و 300 هزار خانه می‌خواهد ساخته شود که در مقابل 21.2دهم خانوار است.
عزیزانی که بحث نقدینگی را آن زمان مطرح کردند و این پایه پولی را در ضریب فزاینده ضرب کردند و مطلب نقدینگی را مطرح کردند و گفتند 40 هزار میلیارد تومان و در 5 ضرب کردند شد 200 هزار و 200 هزار تقسیم بر 500 هزار میلیارد نقدینگی وقت کردند و گفتند 40 درصد تورم را مسکن مهر ایجاد کرده است. من یک سوال دارم؛ برای مسکن مهر مگر سالانه چه میزان وام دادند؟ 5 هزار میلیارد تومان بود. چون در 8 سال کل وامی که گرفته بودیم 39 هزار و خرده‌ای بود.
س: 40 هزار تا مثلا.
نیکزاد: الان نزدیک 50 هزار تا است. برای 4 میلیون و 300 هزار خانوار، برای 16 و نیم میلیون ایرانی. بعد چه می‌خواهیم به این خانوار ایرانی بدهیم؟ شهری‌ها 20 الی 25 میلیون نه 30 میلیون تومان و در روستا از 5 میلیون تومان شروع شد و در نهایت به 12 میلیون تومان رسید و یک بار. فرم جیم سبزی که گفتم هم قرمز می‌کنیم. سالانه در این کشور 400 هزار میلیارد تومان تسهیلات داده می‌شود، آیا واقعاً حقش نبود 5 هزار میلیارد تومان سالانه برای تولید مسکنی در زمان تحریم اختصاص دهیم؟ لکوموتیو اقتصاد بود. مسکن وقتی حرکت می‌کند 130 رشته فعال می‌شوند. حالا 140 رشته هم گفتند. یعنی یک خانه که ساخته می شود و یک ازدواج که صورت می‌گیرد علاوه بر میله‌گرد و سیمان و گچ و کاشی بالاخره یخچال و پتو و تلویزیون و لوازم زندگی هم خریداری می‌شود لذا دوستان این را آن اوایل فرمودند و من یک سوال می‌کنم که الان همه اذعان داریم، رئیس بانک مرکزی دولت یازدهم هم بارها فرمودند که هزار و 120 هزار میلیارد تومان آمار سه ماه قبل نقدینگی بود. این نقدینگی کجا رفته است؟ در آن زمان لااقل 4 میلیون و 300 هزار خانه ساخته شد.
حضرت آقا در اولین دیدار با اعضای محترم هیات دولت یازدهم فرمودند اگر کسی با اصل مسکن مهر مخالفتی دارد یا به نحوه تزریق تسهیلات اشکالی وارد می‌کند اما بدانید میلیون‌ها انسان منتظر هستند که صاحب‌خانه شوند و این طرح باید پیگیری و به اتمام برسد. سالانه 5 هزار میلیارد تومان برای 16 و نیم میلیون انسان در جمهوری اسلامی ایران داده شده است. بر اساس اصل 3، 31 ، 43 قانون اساسی، بر اساس قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه که 4 بار تسهیلات ارزان‌قیمت در این قانون آمده است، بر اساس همان قانون گفتند زمین رایگان داده شود. بر اساس همین گفتند مالیات، شهرداری‌ها، پروانه ساختمان، بیمه، تاسیسات زیربنایی، تاسیسات روبنایی حتماً تخفیف داده شود. بنابراین اگر 40 درصد تورم آن زمان بابت مسکن مهر بوده است واقعاً حرف درستی نیست.
س: یعنی قبول ندارید؟
نیکزاد: قطعاً حرف درستی نیست.
س: نمی‌توانستید طوری برنامه‌ریزی کنید که این در همان دولت دهم تمام شود و مردم به این مشکل نخورند؟
نیکزاد: 4 میلیون و 300 هزار کل تولیدی مسکن است. 2 میلیون و 120 هزار تا در روستا است. وقتی ما این را تحویل می‌دادیم به وزیر محترم وقت هم من روز اول که با هم نماز خواندیم و تودیع و معارفه انجام شد گفتم مسکن مهر را متوقف نکنید. مسکن مهر را 6 ماه ادامه دهید و بعد از سال 1393 هر برنامه‌ای دولت یازدهم دارد را اجرا کنید. از 4 میلیون و 300 هزار، 2 میلیون و 120 هزار تا روستایی است. یک میلیون و 600 هزار تا افتتاح و تمام شد. در این اخبار شنیدید 5 نفر بگویند که این مسکنی که در روستا دولت به ما داده است، تسهیلات ارزان قیمت داده است را نمی‌خواهیم؟ امکان ندارد.
530 هزار تا از این مسکن با پیشرفت 30 درصد ماند. تنها کاری که دولت محترم باید انجام می‌داد تسهیلات اینها را دهد یعنی آن 12 میلیون را بدهد. چرا که بنیاد مسکن، نظام مهندسی روستایی و مردم عزیز ما چون یک طبقه و دو طبقه می‌سازند، در این کار حرفه‌ای شدند.
دو میلیون و 180 هزار تا شهری بود. از این تعداد 200 هزار تا در بافت فرسوده بود. بافت فرسوده نه زمین می‌دادیم و نه کاری داشتیم. وام در کشور متوسط 5 درصد سودش بود و کلان شهرها 9 و مراکز استان‌ها 7 و برخی جاها 4 بود که 5 درصد می‌شد. در بافت فرسوده حتی در سیروس تهران، حتی در دروازه غار تهران اگر کسی می‌خواست خانه بسازد می‌گفتیم به نظام مهندسی بروید و مقاوم سازی را تائید کند و شهرداری پروانه دهد و وام 12 درصد می‌دادیم. اینجا هم مشکلی نبود.
350 هزار واحد از این مسکن‌های مهر در شهرهای زیر 25 هزار نفر بود. که بنیاد مسکن متولی آن است. شهر زیر 25 هزار یعنی شهری است که حداکثر 25 هزار نفر جمعیت دارد. 5 هزار خانواده است. درست است؟ اگر بخواهند 100 تا 50 تا بسازند همان حاشیه شهر این خانه‌ها را ساختند و همه هم نشسته‌اند و رضایت‌مندی هم دارند. یک میلیون و 140 هزار تا در شهرهای بالای 25 هزار بود. از این یک میلیون و 240 هزار ، 800 هزار تا خودمالک است.
خودمالک این بود که طرف می‌آمد و می‌گفت من زمین از دولت نمی‌خواهم. من خودم خانه دارم. شهرداری اجازه داده و نظام مهندسی مقاوم‌سازی را تائید کرده و من می‌خواهم یک طبقه روی خانه خود بگذارم. گفتیم وام می‌دهیم و فرم جیم باید به ما بدهید. یعنی اگر طرف خانه داشت و می‌خواست فرزندش خانه داشته باشد یک طبقه روی خانه خود می‌زد. همه پروژه‌های ما در مازندران چنین است. چون در مازندران دولت زمین ندارد. خیلی از استان‌ها چنین بود.
دعوا سر این است که کلهم 390 هزار در 17 شهر جدید ماند. از این 390 هزار تا که بیشتر پروژه‌ها بالای 50 درصد پیشرفت داشتند دوستان پیگیری نکردند. نرفتند به پردیس، به پرند، به هشتگرد سر بزنند. الان تحصن در مقابل مجلس شورای اسلامی، گزارشاتی که صداوسیما می‌دهد، اعتراضاتی که صورت میگیرد، الان پردیس و پرند است و کل این دو شهر 150 هزار واحد است. طرح جامع در زمان ما و الان تا 1420 اعلام می‌کند که هر سال باید در این کشور یک میلیون مسکن تولید شود. من سوالم این است؛ آیا دولت، هر دولتی، دولت یازدهم حاضر برای تکمیل 150 هزار واحد است؟ اگر بگویند پول ندریم در قانون امسال 5 هزار میلیارد تومان لایحه داده شده، مجلس محترم تصویب کرده که از زمین‌های مسکن مهر پردیس و پرند بفروشند و برای افزایش سرمایه بانک مسکن باشد؛ بنابراین اگر ما 4-3 شهر جدید را جمع می‌کردیم یعنی دوستان جمع می‌کردند این شیرینی در کام مردم می‌ماند. جمع نکردیم و چنین مشکلاتی را الان دولت دست‌به گریبان است.
من روز اول تودیع و معارفه به برادر عزیزم آقای آخوندی عرض کردم، توقف مسکن مهر امکان‌پذیر نیست؛ تاریخ شاهد است به رسم روز قیامت! اما از امروز مدیریت شما شروع شده و شما هر تصمیمی می‌توانید بگیرید اما توصیه برادرانه من این است که 6 ماه برنامه‌ریزی کنید و یک فروردین 93 طرح خود را ارائه دهید. همین آدم‌هایی که من جمع کردم، سیاسی نیستند، اینها عمرانی هستند و پشت آن بگذارید و وام را از بانک مسکن و مرکزی بگیرید و این پروژه را تمام کنید. 150 هزار واحد، 80 هزار تا پردیس و 70 هزار تا پرند است. غیر از این استان‌های دیگر اگر مشکلی دارند به این حادی نیست.
س: یعنی مشکلات سر همین دو پروژه بود؟
نیکزاد: اکثر اخباری که الان می‌شنوید همین است.
س: گفتند کسانی که گفتند مسکن مهر باعث تورم شد بعداً ضربه را خوردند. یعنی چه؟
نیکزاد: الان جهت استحضار، کسانی که این حرف‌ها را زدند و گفتند بانک مسکن ورشکست شده است، 40 درصد تورم را مسکن مهر به وجود آورده است، دیگر خیلی وقت است از این حرف‌ها نمی‌زنند. اقساط وصولی مسکن مهر الان بالغ بر ده هزار میلیارد تومان است. این اقساط که از مردم وصول می‌شود، مردم قسط‌های خود را پرداخت می‌کنند، این قسط‌ها با دو و نیم درصد سود باید به بانک مرکزی بازمی‌گشت و دو و نیم درصد سود هم در جیب بانک مسکن می‌ماند.
که من از همین جا از همه عزیزانی که در بانک مسکن این طرح که بزرگ‌ترین طرح عمرانی کشور بود، یاری کردند تشکر می‌کنم. دولت مصلحت دید و یک استمهال 20 ساله از بانک مرکزی گرفته است. یعنی قسط‌ها را جمع می‌کند؛ اصل و به اضافه دو و نیم درصد در بانک مسکن می‌ماند. الان آن پول‌ها چه شده است؟
س: چه کرده اند؟
نیکزاد: یک بار اگر برمی‌گرداندند، یک بار اگر قسط یک سال را بازمی‌گرداندند به این واحدهایی که مانده است، سی میلیون وام داشته، ده میلیون تومان روی آن می‌گذاشتند، هیچ اتفاقی رخ نمی‌داد و این پروژه تکمیل می‌شد. انبوه‌سازان کار را تکمیل می‌کردند و مردم پروژه‌های خود را تکمیل می‌کردند. اما منی که با 30 میلیون تومان وام خانه مسکن مهر گرفته بودم و قسط من ماهی بین 270 الی 300 می‌شد قسط شما اگر وام شما 45 میلیون هم می‌شد، 420 الی 450 می‌شد. این کار را انجام ندادند.
س: گفته بودید همه جانمایی‌های مسکن مهر در دولت‌های قبل انجام شده بود به غیر از یک شهرک. درست است؟
نیکزاد: 1378 من رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان اردیبل بودم. شهر جدید هشتگرد، پرند، پردیس، بهارستان، مجلسی، علوی، بینالود و ...؛ ما 18 شهر جدید داریم. همه اینها بین 72 تا 75 جانمایی شد. شورای عالی معماری تصویب کرده است. یک شهر جدیدی در سهند تبریز در دولت دهم جانمایی شد و مردم شریف آذربایجان و تبریز هم صدای من را می‌شنوند. بالاخره می‌دانند با سهند مشکل نداریم. لذا جانمایی‌های انجام شده در زمان دوستانی تصویب شد که خودشان ایراد می‌گیرند. این هم دو راه دارد.
یا این که گفتند این زمان این را تصویب کردیم که فرض کنید تعدادی خانه بسازیم ییلاق و قشلاق شود؛ این معنی ندارد. قانون می‌گوید شهر جدید سرریز جمعیت شهری که کلانشهر است، سرریز جمعیت شهری که در آن الان سکونت می‌کنند. لذا الان هم عرض می‌کنم که سوابق این در آرشیو شورای عالی معماری و شهرسازی مشخص است. مکان‌یابی در همان زمان که دوستان ما دست‌اندرکار بودند تصویب شده است. ما تکمیل این شهرهای جدید را تسریع کردیم.
س: شما تاکید کردید ما آجر روی آجر نگذاشتیم مگر این نظام مهندسی به ما مجوز دهد و شهرداری پروانه دهد و شورای عالی معماری و شهرسازی ضمن تایید طرح، تعهد آب و گاز و برق و تلفن را بدهد. ولی الان خیلی جاها در همین زمینه ها مشکل دارند.
نیکزاد: نه، من دفتر وزیر نیروی وقت رفتم، مدیران را جمع کرده بود.
س: آقای نیکزاد همه را می‌گوئید نه ولی مشکل دارند، قبول کنید.
نیکزاد: باز هم می‌گویم نه. متولی بخش باید از بخش دفاع کند. یک روز آقای رئیس‌جمهور وقت در دولت گفت شما مسکن مهر را می‌سازید تاسیسات زیربنایی چه می‌شود؟ گفتم من متولی تاسیسات زیربنایی نیستم. رو کرد به آقای میرکاظمی، وزیر محترم وقت نفت، و گفت گاز چه می‌شود؟ گفت گاز با من! به آقای تقی‌پور گفت تلفن با من! به آقای نامجو گفت، گفتند آب و برق با من!
من سوال کنم؛ از 4 میلیون و 300 هزار تا شهری و روستایی، ما دو میلیون و 800 هزار تا را افتتاح کردیم. می‌شود خانه بدون آب و برق افتتاح شود؟
س: آخه برخی جاها می گویند اصلا صرفه اقتصادی نداشته است.
نیکزاد: اصلا بدون آب و برق می‌شود زندگی کرد؟ بدون تلفن و گاز می‌شود حتما نمی‌شود. متولیان بخش این را بطلبند. من وقتی استان می رفتم بعد از بازدید سعی می‌کردم بازدیدها را انجام دهم، استاندار و شورای مسکن تشکیل می‌شد، مدیر آب و برق، حمل‌ونقل، گاز، مالیات، تلفن و غیره بودند و صورت‌جلسه می‌کردند. بعد اینها مطمئن بودند من سه نفر گذاشتم. اینها روزانه پیگیری می‌کردند. بعد از آن در جلسه بعدی که می رفتم بعد از قرآن می‌گفتم مصوبه قبلی را بخوانید.
س: باز این برمی‌گردد به قصه‌ای که ایکاش در دوره خودتان جمع می‌شد. این هماهنگی‌های بین بخشی این اراده در دولت وجود داشت و الان دولت دیگری آمده و این را قبول ندارد، گرچه گفته شده انجام دهید، ولی باز هم حساب را می‌کردید.
نیکزاد: یک روز اگر رئیس‌جمهور وقت، یک روز دست خود را از پشت مسکن مهر برمی‌داشت حتما بدانید این طرح به سرانجام نمی‌رسید. چنان چه طرح دیگری در دولت یازدهم الان اجرا می‌شود شخص آقای رئیس‌جمهور پشت این طرح است. هماهنگی در حد 15 روز یکبار در حضور رئیس‌جمهور انجام می‌شد. چند جلسه برای مسکن مهر گذاشته شده است؟
برای سال بعد (1396) به جای 250 میلیارد تومان یارانه مسکن مهر 125 میلیارد تومان اختصاص دادند! این که ما می‌گوییم آب و برق نمی‌شود و نبوده است چنین چیزی نیست اما تاریخ بالاخره تکرار می‌شود. برخی مواقع می شنوم کسانی که در شورای عالی معماری و شهرسازی در وزارت مسکن و شهرسازی خود امضا کردند و گفتند این مشکلی ندارد الان که عوض شده است می‌گویند ما از ابتدا گفتیم آب نبوده است. اصلا چنین چیزی نبوده است.
س: این روزها خبرهایی منتشر میشود که حدود چند صدهزار مسکن مهر متقاضی ندارد
نیکزاد : حتماً چنین چیزی نیست ولی اگر هم باشد باید خدا را شکر کرد. چرا؟ در گچساران 40 خانه ساخته شده و خالی است. گفتم خدایا شکرت. امام جمعه محترم می تواند به جوان می‌گوید، جوان جمهوری اسلامی ایران خانه شما را ساخته و آماده است، با 5 میلیون تومان می‌توانید صاحبخانه شوید بروید زندگی خود را تشکیل بدهید. شما الان در سرزمین کفر به بانک می‌روید می‌گویید آقا وام می‌خواهم می‌گویند 100 درصد یا 110 درصد؟ می‌گویید خانه مبله می‌خواهم. 110 درصد به شما وام می‌دهند. آنهایی که خارج زندگی کرده بودند آیا این گونه است یا خیر ؟
برفرض جمهوری اسلامی ایران خانه رو ساختند که من می‌گویم چنین چیزی امکان ندارد. ساختند و آب و برق را هم کشیدند ولی خالی است. این جای شکر دارد. چون نظام دنبال این است که مسکن را از حالت سرمایه به کالای مصرفی تبدیل کند. درست است یا خیر؟ استراتژی نظام اینگونه است. یعنی برای همه خانه ساخته شود و این از حالت سوداگری خارج شود.
س: یه طرف دیگر قضیه هم این است که مثلا جوان می‌گوید آقا من نمی‌خواهم بروم جایی که این اندازه فاصله دارد، امکانات رفاهی ندارد، زیر ساختارهای مناسب را دارا نیست. نمی خواهم بروم زندگی کنم.
نیکزاد : مثلاً کجا ؟
س: حالا کجا مهم نیست.
نیکزاد : یکی را من گفتم باز هم میگم. مثلا گچساران همان 40 واحد را گفته بودم. من 2 هفته بعد زنگ زدم گفتند همه را دادیم به جوان‌ها تموم شد. آقای رنجبران دولت....
س: یعنی همین چند وقت پیش این اتفاق افتاد؟
نیکزاد: بله. دولت سال 85 تا 90 در کشور با مسکن مهر 5 میلیون 800 هزار مسکن تولید کرد. در 60 سال گذشته طبق سرشماری 90 تعداد خانوارها 21.2 شد و تعداد واحدهای مسکونی با واحدهای خالی 21.6 شد. معنی این حرف این نیست که در سال 90 همه ایرانی‌ها یک خانه داشتند 400 هزار خانه هم اضافه داشتیم. معنی این حرف این است که لااقل عرضه و تقاضا هم‌خوانی داشتند. اگر ما قدرت خرید مردم را بالا می بردیم مسکن برای خرید بود.
س: آقای نیکزاد چه شد که در دوره شما یک باره جهشی در زمینه مسکن داشتیم؟
نیکزاد: به اقتصاد کلان برمیگردد.
س: یعنی به خاطر قضیه دلار واینها ؟
نیکزاد: اقتصاد کلان و بحث تحریم‌ها وقتی که اتفاق افتاد همه چیز به یکباره از 1260 تومان به 2900 تومان کشید، آثارش روی اقلام مورد نیاز مسکن هم گذاشته می‌شود .
س: دولت در آن زمان قادر به کنترل نبود؟
نیکزاد: حالا آن که دولت باید کنترل کند تا حد توانش انجام می‌داد. ولی این که شما راجع‌ به مسکن فرمودید؛ من یک نکته را هم به شما بگویم. متولی بخش باید محکم از بخش خود معقول دفاع کند. در یک خرد جمعی دوستان دیگر دولت باید به آن کمک کنند. هیچ طرحی را شما به سرانجام نمی‌رسانید مگر اینکه اعضای دولت و رئیس دولت پشت آن طرح منطقی ایستاده باشند. من واقعاً این را عرض می‌کنم در تاریخ بماند، وزیر نیرو، وزیر اقتصاد، وزیر نفت، شرکت ملی گاز، بانک مرکزی همه دنبال این بودند کمک کنند آن شخصی که واجد شرایط است که به او یک خانه در شهر یا روستا داده شود، مولفه‌های تامین آن ارزان شود. یعنی مالیات را تخفیف می‌دادند. شهرداری‌ها گفتند ما متر مربعی حداکثر ده تومان می‌گیریم، شما الان بخواهید مترمربع تراکم بگیرید، متری 500 هزار تومان باید بدهید. نظام مهندسی گفت مسکن مهر را حاضرم سه تومان متری خدمات فنی مهندسی بدهم. بیمه گفت من حاضرم 7200 بگیرم. شما اینها را جمع می‌کنید، زمین رایگان و تسهیلات ارزان قیمت را جمع می‌کنید، آن زمان است که می‌توانید با 300 هزار تومان خانه بسازید. چون من روزی که رفتم وزارتخانه گفتم با 300 هزار تومان مترمربع با نظر نظام مهندسی، با اخذ پروانه از شهرداری می خواهم خانه بسازم و با آسانسور 310 هزار تومان شود، خیلی ها به من خندیدند. اما آقای رنجبران بروید تاریخ را مشاهده کنید. آن اواخر شرکت‌هایی که در سطح بین الملل برند دارند. انبوه ساز و برج ساز هستند. همه آمدند برای ما مسکن 300 تومانی می‌ساختند. یک نمونه را مثال میزنم؛ در واوان یک سری ساختمان های بلند مرتبه بتنی با رنگ‌های سیمانی متفاوت در واوان ساختند. الان مردم هم می شنوند. 4 تومان یا 5 تومان دادند صاحب خانه دو خوابه شدند.
س: قضیه اختلاسی که در پردیس رخ داد چه بود؟
نیکزاد: افتاد برای زمان گذشته است، افتاد یا افتاده؟
س: چند وقت پیش افتاد .
نیکزاد: اگر افتاده که افتاده...
س: زمان شما نبوده?
نیکزاد: زمان ما چنین چیزی نبود چون من 15 روز یه بار می‌رفتم ارگان‌هایی که باید نظارت بکنند نیروهای آنها را آنجا مستقر کرده بودیم. بالاخره اتفاقاتی افتاده آن دستگاهی که باید ورود کند ورود کرده است. واقعا اگر ما خانه مردم را نمی‌سازیم چگونه به خودمان جرات می‌دهیم از صورت وضعیت‌ها چیزهایی بگیرم و آنها را پرداخت کنیم.
س: 26 نفر از نمایندگان درخواست کتبی از رئیس مجلس برای رسیدگی به تخلفات شما در مسکن مهر نوشته بودند ؛ آیا این صحت دارد؟
نیکزاد: بعید است، من در طول مدت وزارتخانه‌ام با مجلس در یک تعاملی مشکل نداشتم. جالب است که من یک سوال هم نداشتم. من بعضی وقت‌ها دوشنبه‌ها بعد از نماز مغرب تا دو صبح نماینده‌ها را می‌دیدم. نماینده‌ای که کار مردم را پیگیری می‌کند تا دو صبح هم می‌شد می‌دیدم.
س: عملکرد دولت یازدهم را در مسکن چطور می‌بینید؟ مسکن اجتماعی که هنوز کاری نکردند.
نیکزاد: دولت واقعا به مشکل برخورد. مشکل این بود که قادر به متوقف کردن مسکن مهر نبودند. زمانی که دولت نهم مستقر شد کشور 75 میلیون جمعیت داشت. این چهار میلیون و 300 را شما به بعد خانوار 3.6 ضرب کنید 15 و نیم میلیون آدم ذینفع هستند. شما تا حالا دیدید 5 نفر بیایند در تلویزیون یا تلگرام یا هر رسانه ای بیایند و بگویند این مسکن را که به ما دادید نمی‌خواهیم؟
س: از این مسکن اجتماعی خبر دارید؟
نیکزاد: مسکن اجتماعی را دوستان قرار بود بسازند ولی ما تاحالا 5 تا را هم ندیدیم.
س: نظرتان در مورد خرید هواپیما و قرادادهایی که با بوئینگ بسته شد، چیست؟
نیکزاد: ناوگان ما فرسود است. اگر نوسازی بشود کار بسیار خوبی است. ما با 114 هواپیما کشور را تحویل گرفتیم با 224 عدد تحویل دادیم. درحال حاضر 268 فروند است.
س: تمامی هواپیماها را دسته دوم می‌گرفتید؟
نیکزاد: بله.
س: با تحریم چیکار می‌کردید؟ چگونه تحریم ها را دور می‌زدید؟
نیکزاد: حالا بگذارید مردم ما شاد بشوند. یک روز خانم مرکل آمد از آسمان ایران رد شود. هر چه دوستان ما گفتند کد هواپیمای شما این است، ایشان قبول نکردند عمدا هم قبول نمی کردند. 45 دقیقه ایشان را در آسمان نگه داشتیم. حتی بحث پیش آقای رئیس جمهور کشید. یکی از ایرلاین‌ها به من گفت قول میدهم همین هواپیما که از آسمان ایران رد شده، 45 روز بعد می خرم و به ایران می آورم.
من باصداقت به مردم عزیز گزارش می‌دهم؛ 50 روز بعد به فرودگاه مهرآباد رفتم آن هواپیمایی را که خانم مرکل از آسمان ایران رد شده بود، را خریدند و تحریم را دور زدند. آنجارا خودم رفتم بازدید کردم. آن هواپیمای کوچک را وی آی پی کردند. دور زدن راه و رسم خودش را داشت اما پیرو سوال شما می‌گویم نوسازی صنعت هوایی بسیار خوب است و حتما هم باید صورت پذیرد. اما همه امور را مربوط کنیم به نوسازی صنعت هوایی انصاف نیست.
س: قصه 5 میلیون دلاری که دلال ها از خرید هواپیما گرفتند چه بود؟
نیکزاد: من بی اطلاع هستم.
س: یعنی این خبر را تکذیب می‌کنید؟
نیکزاد: نگفتم تکذیب می‌کنم، بی اطلاع هستم. وقتی اطلاع ندارم چگونه بگویم؟
س: در زمان شما رخ داده چطور اطلاع ندارید؟
نیکزاد: دوره ما؟ در زمان ما یک برادر این موضوع را گفته بود ما 17 عدد ایرلاین داریم. یکی هما است و مابقی شخصی است. کسی که هواپیما می‌خرد و وارد می‌کند ما کاری با او نداریم، خودش می‌خرد و می‌آورد و به یک کشور می‌رسد بعد که خواست آخرین پرواز را انجام بدهد با ما هماهنگ می‌کرد و در ایران می‌نشست. ما اصلاً هواپیمایی خریداری نکردیم. در دوره وزارت ما حتی یک دلار هم برای خریداری هواپیما ندادیم؛ یعنی اگر مثلاً ایرلاین هواپیمایی خریداری می‌کرد ما پشتیبانی فنی عملیاتی را انجام می دادیم. چه میزان خریداری کرده یا چگونه خریداری کرده است. ما فقط یک فرمول گذاشتیم که عمر هواپیما از این سال بیشتر نباید باشد.
س: خیلی ممنون. حاج خانم برای شما چه نوشتند؟
نیکزاد: خداوند بزرگ را سپاسگذاریم در طی سال‌های زندگی مشترک‌مان با تلاش و پشتکار خود توانستیم در خدمت مردم بوده و همواره باری از دوش مردم نیازمند برداریم و الگوی مناسبی از ائمه برای فرزندان ارائه دهیم. موفق و موید باشید.
س: چه سالی ازدواج کردید؟
نیکزاد: سال 1376 ازدواج کردیم.
س: چطور آشنا شدید؟
نیکزاد: ده روزه تصمیم گرفتم ازدوجا کنم. دنبال خانواده فرهنگی بودم. یک خانواده حاج‌خانم را ندیده بودم. مادرم را فرستادم. مادرم گفت خانواده‌ای هستند که هم پدر و هم مادر فرهنگی هستند. یک دختر دارند که دانشجو ترم آخر است.
س: چه رشته‌ای خوانده بودند؟
نیکزاد: مامایی می‌خواندند. منم گفته بودم بگویید من مهندس عمران هستم و حتی پست خود که مدیر کل دفتر فنی بودم را هم نگفتم. هر لحظه هم احتمال دارد هر کجای ایران برود و دنبال کار ساخت و ساز باشد. از نظر مال دنیا هم چیزی ندارد.
من به حاج خانم گفتم یک قید من این است که اصلاَ کاری با خانه و دنیا ندارم و شما هم نباید سر کار بروید. ایشان هم قبول کردند. گفتند درس را بخوانم؟ گفتم آن را حتما بخوانید. ایشان قبول کرد و واقعیت را بگویم من تا کنون به اندازه انگشتان دستم خرید نکردم. ایشان یادم نمی‌آید با ایشان 5شنبه و جمعه جایی رفته باشم. تا کنون خریدی با ایشان انجام ندادم.
خدا شاهد است که کارهای مردانه که باید در بین خانواده‌ها بروند، از این بابت شرمنده ایشان هستم. همه امورات خانه بر عهده ایشان بود. جابه‌جا می‌شدیم و خانه را مرتب می کردند و من تاکید کرده بودم کرگر بگیریم، پدر ایشان که به رحمت خداوند رفتند بسیار انسان شریفی بود. حاج آقا به مسجد در مسجد قدس اردبیل رفت، وقتی رفتند حاج خانم گفتند چیزی بخرید و بیاورید. همانجا سر را گذاشته و سکته کردند و به رحمت خدا رفتند.
من رفتم و وقتی ایشان این شرط‌ها را قبول کردند گفتیم ده روز بعد می‌خواهیم مراسم بگیریم. خانواده آنها گفتند نمی‌شود. گفتند جهاز آماده نیست. ما گفتیم هیچ چیزی نمی‌خواهیم. واقعا تابستان که رفتیم،‌ 21 شهریور سال 76 هم عروسی را گرفتیم. قبل از آن اراده‌ای برای ازدواج نداشتم.
س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟
نیکزاد: خطبه عقد یکی از روحانیون محله که پدر شهید بودند خواندند.
س: مهریه چه میزان بود؟
نیکزاد: برادر بزرگم چون پدرم به رحمت خداوند رفته،‌ حق پدری بر گردن من دارند. حاج خانم به پدرشان سپردند و من هم به اخوی سپردم و هر چه تصمیم می‌گیرند و باور بفرمایید الان هم نمی‌دانم چه میزان است.
س: رابطه شما چطور است؟ برای ایشان عاشقانه می‌نویسید؟
نیکزاد: خیر. نامه عاشقانه اصلا ننوشتم فقط بعد از آن صحبت که صیغه محرمیت را خواندند من اولین هدیه‌ام یک قرآن بود. آخرین بار هم که هدیه دادم کربلا بودم و گفتم در کربلا به یاد شما هستم و دعا کردم.
س: اهل غذا درست کردن در خانه نیستید؟
نیکزاد: خیر. غیر از تخم مرغ هیچ چیزی بلد نیستم درست کنم.

ادامه گفتگو را از اینجا بخوان...




موضوع مطلب : برنامه دست خط, مهندس نیکزاد
نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با اشاره به رفتار سران فتنه در سال 88 گفت: اینها توبه نکردند، تازه توبه کنند من نمی‌دانم چه می‌شود. اینها از هر کودتاگری کودتاگرتر بودند.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق و روابط عمومی برنامه «دست خط»، پانزدهمین قسمت از برنامه تلویزیونی «دست خط» شب گذشته با حضور دکتر سیدعلیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی به روی آنتن شبکه پنجم سیما رفت.

نماینده ادوار مجلس و وزیر اسبق بهداشت، در این برنامه از مشکلات فعلی نظام سلامت گفت، اشاره ای به عملکرد خود در دوران وزارت داشت و از سیاستهای تنظیم خانواده در آن دوران دفاع کرد.

بخش دیگری از سخنان مرندی نیز به موضوع فتنه 88 و رفتار سران فنته اختصاص داشت.

متن کامل گفتگوی این برنامه به شرح زیر است؛

س: دست خط این هفته میزبان یکی از مفاخر ایران اسلامی است، یکی از چهره‌های علمی و شناخته‌شده‌ی کشور که خاطره‌های خوشی با ایشان داریم. خاطراتی هم‌چون ریشه‌کنی فلج اطفال که 22 سال پیش به همت ایشان اتفاق افتاد. از شاگردان ممتاز دکتر محمد قریب هستند که بدون امتحان بالاترین نمره دکتر محمد قریب را به دلیل درجه علمی کسب کردند.

دو دوره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بودند و دو دوره هم نماینده مجلس شورای اسلامی بودند. در خدمت جناب دکتر علیرضا مرندی هستیم. رئیس فرهنگستان علوم پزشکی و همانطور که در ابتدای برنامه عرض کردم، وزیر اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نماینده مجالس هشتم و نهم شورای اسلامی هستند.

ما معمولا از مسائل روز شروع می‌کنیم. به عنوان رئیس فرهنگستان علوم پزشکی کشور، الان وضعیت بهداشت و درمان کشور راچگونه می‌بینید؟

مرندی: خیلی دوست ندارم درباره این صحبت کنم. بالاخره می‌توانست از این بهتر باشد. مقام معظم رهبری یک سیاست‌های کلی سلامت را دو سال و نیم قبل ابلاغ کردند، فرصت نشده هنوز به آن پرداخته شود؛ این نقطه ضعف بزرگی است. اگر به آن مسائل پرداخته بودیم و به اولویت‌های آن پرداخته بودیم قطعا وضع بهتر می‌شد. این اشکال بزرگی است.

س: بیش از 30 ماه از ابلاغ این سیاست‌ها می‌گذرد ولی قانون نشده است.

مرندی: البته فوق قانون است، سیاست‌های کلی از قانون بالاتر است، باید مطابق آن عمل کرد چون نشده الان خدمات القایی زیاد صورت می‌گیرد، هزینه‌ها خیلی بالا می‌رود و کمرشکن می‌شود. بالاخره اعتبارات کشور هم محدودیت‌هایی دارد، ما نمی‌توانیم هر گونه که می‌شود هزینه کنیم.

اگر اعتبارات بی‌حساب و کتاب بود،خب چرا. امریکا که الان سرانه بهداشت آن و کلا درآمد ناخالص ملی آن از همه دنیا بیشتر است طی دهه‌های اخیر 20 درصد از بیمارستان‌های خود را بستند. به سوی مراقبت‌های اولیه سلامت رفتند. ما مسیر را عکس طی می‌کنیم.

صحبت از بیمارستان‌سازی می‌کنیم و تخت‌های بیشتر. فوق الاده گران است تازه به خارجی‌ها می سپاریم که ممکن است همین 4 تا کارخانه تجهیزات پزشکی مان هم بسته شود. اگر آنها بخواهند از تجهیزات پزشکی خود بیاورند، که احتمال این امر زیاد است.

الان بیمه‌هایی که حداقل خود من دارم دیگر با دفترچه سرپایی قبول نمی‌کنند. نقد می‌گیرند و من این را به معاون محترم وزارت بهداشت هم هفته قبل گزارش  دادم. بالاخره سرپایی اهمیت بیشتری دارد و مراجعه‌کنندگان بیشتری دارد. از هر هزار نفر در کشور یک نفر به بیمارستان نیاز پیدا می‌کند ولی تقریبا همه به خدمات سرپایی نیاز دارند. الان هم کار بیمه‌ها به قدری از نظر پرداخت سنگین شده است که سرپایی رها شده است و این به محرومین خیلی فشار می‌آورد.

خیلی از درمان‌های گران قیمت در بیمه‌های پایه هیچ جا وارد نمی‌کنند. بیمه های تکمیلی می رود ولی بیماری‌های نادر و مشکل‌دار و انواع داروهای سرطانی که در هیچ جای دنیا به سادگی در بیمه پایه قرار نمی‌گیرد ما اینها را در بیمه قرار دادیم و بیمه تقریبا الان در حال ورشکستگی است.

خود من چند ماه قبل در بیمارستانی بستری شدم با این که بیمه تکمیلی هم دارم ولی برای یک شب بستری شدن، در بیمارستان دولتی حدود 400 هزار تومان پرداخت کردم. برای مردم می‌ترسم خیلی سنگین و شکننده باشد.

ضمن این که ارج می‌گذارم به تلاش‌های مسئولین وزارت بهداشت می کنند

س: با این توضیحات باید بگوییم طرح تحول نظام سلامت خیلی جواب مثبتی نداده است؟

مرندی: از ابتدا پیدا بود که این خیلی راه درستی نیست. از ابتدا کسانی که تجربه داشتند همانند دکتر پزشکیان، بنده و دوستان دیگر هم‌چون خانم دکتر وحید، آقای دکتر لنکرانی و ... می‌گفتیم که همانطور که قانون گفته باید اولویت را بر بهداشت قرار دهیم که از خدمات درمانی گسترده جلوگیری کند و بعد از آن خدمات سرپایی و مقداری خدمات بستری را این اندازه بها ندهیم.

هیچ کشوری این کار را نکرده است. نتیجه خیلی پیدا وروشن است و الان هم اگر خیلی زود به داد خود نرسیم وضع ما بدتر می‌شود. باید راهنمای بالینی نوشت که هر کسی هر دارویی را ننویسد و هر کسی ام آر آی و چیزهای گران قیمت و بی‌جهت ننویسد و اگر هم نوشت با او برخورد شود.

امریکایی که این همه پول دارد از همان ده ها سال قبل، زمانی که من در آنجا بودم، وقتی تقاضای ام آر آی می‌دادیم باید جواب می دادیم که چرا و به این راحتی انجام نمی‌دادند. از دوستان ما که هم‌کلاس دانشگاه ما بود، تقاضای ام آر آی از ستون مهره خواست ولی بیمه  قبول نمی‌کرد ولی ما همه چیز را به راحتی می‌پذیریم و این پایدار نمی‌ماند و جواب نمی‌دهد. این عرائض را برخی از ما داشتیم.

من سال‌ها است تلاشم این است چون نمی‌خواهم برای وزارت بهداشت ابهام ایجاد کنم، زحمت می‌کشند ولی بالاخره اگر از آنها که قبلا کار کردند مشورت می‌گرفتند شاید موثرتر بود.

س: جمله‌ای از شما در آیین معارفه دکتر قاضی‌زاده هاشمی که با شناختی که از اخلاق ایشان پیدا کردم مریدشان شدم. الان بعد از 4 سال با عملکردی که داشتند و با وجود انتقادات بسیار باز به آن جمله پایبند هستید؟

مرندی: شخصیت ایشان که ارزشمند است و من ایشان را دوست دارم و ارادت شخصی که به ایشان دارم خدشه‌دار نشده است. بالاخره وقتی من به عملکرد نگاه می‌کنم، می‌تواند متفاوت باشد.

آقای دکتر هاشمی قبل از این که کار خود را شروع کنند، یک بار از من فرصتی خواستند تاباهم صحبت کنیم نمی دانستم کاندیدای وزارت هستند هنوز با هم 3 الی 4 ساعتی صحبت کردیم.

سران فتنه کودتاگر بودند/ به من می‌گفتند «وزیر آمریکایی»! 

س: قبل از رای اعتماد؟

مرندی: بله. قبل از اینکه اصلا معرفی شوند. اغلب همکاران این کار را می‌کردند، خانم وحید و آقای لنکرانی هم همینطور بود که نقطه نظرات را می‌پرسیدند. همین مطالبی که الان می‌گویم را تاکید کردم که بالاخره کشور ما موفقیت خدمات درمان و بهداشت و پزشکی تاکید در بهداشت و پیشگیری است. این است که وزرا اگر شخص والایی نبودند انتخاب نمی‌شدند منتها این اشکال در یک‌یک ما هست که حکم ریاست ارگان یا تشکیلاتی را به ما می‌دهند این تصور را داریم که همه تجارب دنیا با این حکم نزد ما آمده است. در صورتی مشورت چیز خیلی خوبی است.

من از مشورت دوستان و حتی کسانی که با من مخالف بودند استفاده می‌کردم. اتفاقا از نقطه نظرات مخالفین بیشتر استفاده می‌کردم چون مشکلات را پیدا می‌کردند در حالی که دوستان غافل بودند. وقتی مشکلات به من گفته می‌شد من دقت در برطرف کردن آن داشتم. از وزرای سابق می‌توانستند هم به عنوان دوست و هم دشمن استفاده کنند و نظرمان را بخواهند.

س: بعد از وزارت مشورتی نگرفتند؟

مرندی: یکی دو جلسه بود که دکتر پزشکیان و من دعوت شدیم، برخوردهایی نبود که بتوان ادامه داد.

س: در برنامه ششم بحثی درباره تجمیع بیمه‌ها گفته شد. دو نظریه وجود داشت. یکی این که بیمه‌ها سمت وزارت بهداشت بروند و وزارت بهداشت اعتقاد دارند که متولی اند ولی مخالفان می‌گویند نمی‌شود خدمات‌ده و خدمات‌گیر هر دو متولی اش یکی باشد. نظر شما در این زمینه چیست؟

مرندی: در 9 سالی که وزیر بودم زمانی بود که همه ارگان‌ها غیر از وزارت کارش، برای تامین اجتماعی، بیمه‌ها، بهزیستی همه زیر نظر وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. همه چیز به خوبی می‌گذشت.

س: یعنی آن زمان همین‌طور بود؟

مرندی: بله، یک وزارت‌خانه بود و جدا نبودند. بنابراین من رئیس شورای عالی تامین اجتماعی بودم، رئیس بهزیستی بودم، بیمه‌ها زیر نظر ما بود و همه امور به درستی می‌گذشت.

به نظر من اشتباه بزرگی بود که در دولت اصلاحات صورت گرفت که این را جدا کردند. الان هم به نظر من می‌رسد بیمه‌ها باید تجمیع شود. من موافقم که زیر نظر وزارت بهداشت شود فقط به این شرط که وزارت بهداشت این روال هزینه کردن را متوقف کند وگرنه ممکن است بیمه‌ها لطمه ی بیششتری ببینند.

واقعا باید این گونه هزینه کردن را متوقف کرد، ما نمی‌توانیم، برای عدالت نیست که برای یکی دو بیمار -نه اینکه پارتی بازی شود یا نورچشمی‌ها باشند- ولی اصلا کشور کشش ندارد.

آنهایی که الان انتقاد می‌کنند را حق می‌دهم، ضمن این که فکر می‌کنم بیمه‌ها باید زیرنظر وزارت بهداشت باشد ولی انتقادی که نمایندگان و دوستان دیگر می‌کنند و نگران هستند با این نحوه هزینه کردن همه ورشکست شوند، این اشکال را می‌بینند.

س: دکتر پزشکیان چند وقت پیش مهمان برنامه ما بودند.چند مطلبی را بیان کردند که در فضای رسانه‌ای بازخورد داشت. خیلی افراد گلایه کردند ولی ایشان می‌گوید سر حرف خود هستند. یک مورداین که نظارت بر پزشکان خیلی ضعیف است. در اینجا رقم‌هایی گفتند که پزشکان دولتی در بیمارستان دولتی ماهی 190 تا 200 میلیون تومان درآمد دارند. واقعا چنین است؟ ادعا می‌کردند پزشکان ایران 7 برابر پزشکان امریکا درآمد دارند.

مرندی: من اینها را محاسبه نکردم. این ارقام خب گفته می شود. نمی‌خواهم حرفی بزنم که وزارت‌خانه تضعیف شود.

س: این حرف شما درست است. بالاخره برخی مطالب برای کشور نیاز است.

مرندی: از شهرها، شهرستان‌ها و دانشگاه‌های مختلف مدارک را ارسال می‌کنند. رئیس بیمارستان مدارک را ارسال می‌کند که این پزشک 197 میلیون در ماه دریافت می‌کند.  من نمی‌دانم دکتر پزشکیان چه ارقامی را گفتند، آن ها را هم از من توقع داشتند که استفاده کنم و واقعا نکردم اما در این که اینها هست، حالا غلط یا درست است را محاسبه نکردم.

س: یعنی اطلاعات در این زمینه می‌رسد؟

مرندی: بله، اطلاعات می‌رسد. هم نماینده بودیم و هم فکر می‌کنند دست‌شان به جایی نمی‌رسد برای ما ارسال می‌کنند.هست

س: چنین ارقامی زمان وزارت شما هم بود؟

مرندی: کارانه یک محاسن و یک معایبی دارد. حسن این است که بالاخره پزشک از دقایق عمر خود، روز و شب، ممکن است استفاده کند و به بیماران خدمت دهد و درآمدش هم بالاتر می رود. بیمار کمتر پشت در می‌ماند . این حسن بزرگی است.

عیب این است که هزینه‌ها بالا می‌رود و طبیعی است که هزینه بالا رود. اگر می‌توانستیم نظارت کنیم که کار القایی، درمان یا کار تشخیصی القایی صورت نگیرد.

مثلا دکتر شهریاری که رئیس کمیسیون بهداشت و درمان بودند و الان هم نماینده هستند و قبلا هم رئیس دانشگاه علوم پزشکی سیستان‌وبلوچستان بودند، می‌گفتند الان چشم‌پزشکی نیمی از درمان های کاتاراکت لازم نیست انجام شود. جراحان دیگر هم درباره مسائل دیگر می‌گویند.

این نظارت‌ها، اگر فرمایشات رهبری در سیاست‌های کلی در راهنمای بالینی اجرایی می‌شد، این نظارت‌ها انجام می‌شد طبیعتا اینها یا کاهش پیدا می‌کرد یا متوقف می‌شد البته نظارت تنها مخصوص وزارت بهداشت نیست.

برخی از این سواستفاده‌ها که در تلویزیون می‌شنوید نگران‌کننده است، سیستم ضعیف در نظارت است. چرایی را باید برطرف کرد. این است که وزارت بهداشت استثنا نیست، پزشکان هم خدمت می‌کنند و درآمد طبیعتا بالا می‌رود. ما کلا شفاف نیستیم. باز این تنها به وزارت بهداشت بازنمی‌گردد.

س: بله، در تمام عرصه‌ها است.

مرندی: در بحث حقوق‌های نجومی شفافیت را به سرعت و با دقت انجام ندادیم. ده سال دیگر ممکن است چیزهایی بگوییم ولی مردم از یاد برده‌اند.

س: فایده‌ای ندارد.

مرندی: هر شب در تلویزیون گفته می‌شود که مملو از کار نامناسب است. کسی نمی‌فهمد چه برخوردی با اینها شد. یکی می‌گوید این از ذخایر انقلاب است و ما باید بیشتر هم بدهیم که این ذخیره را حفظ کنیم و در موزه ... مردم سردرگم می‌شوند.

در پزشکی هم همین طور است. اگر من خطایی کردم تحقیق و بررسی کنند. اگر کوتاهی کردم برخورد درست با من شود و همه هم بفهمند. کاش در کشور خود بیشتر شفاف عمل می‌کردیم.

س: سر حقوق‌های نجومی رهبری چه اندازه تاکید کنند. مطلبی درباره کارخانه‌های شیر خشک‌سازی از شما خواندم. گفتید پزشکان را به مسافرت می‌برند و بعد چیزهایی را می‌دهند که مضر است. چنین چیزی وجود دارد؟

مرندی: کارخانه‌های داروسازی هم این کار را می‌کنند، تجهیزات پزشکی هم این چنین است. زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بودند و من وزیر بهداشت بودم، مقام معظم رهبری در جلسه دولت در مقابل سوال من جواب دادند، گفتم این اتفاق هر روز رخ می‌دهد و آیا این کار درست است؟ ایشان گفتند غلط است، حرام است و باید این شرکت ها اگر پولی هست، سهمی از این کارخانه ها، تجهیزات پزشکی می سازند یا داروخانه ها، درصدی پول دارند که برای آموزش پزشکان است ، این را به جای این که پزشکان را به خارج ببرند یا هدیه بدهند بهتر است این را به دولت بدهند. به وزارت بهداشت یا هر ارگانی که مرتبط است بدهند. آنها این دوره آموزشی را برگزار کنند تا نه پزشکی بدنام شوند و نه ارتباطات نامناسب ایجاد شود و یا داروهای گران قیمت اجبارا وارد داروهای مصرفی شود.

س: چنین سیکلی وجود دارد؟

مرندی: برای همه که نیست، درصدی از پزشکان این اشتباه را می‌کنند.

س: یعنی فضای رانت ...

مرندی: ببینید فکر می‌کنم در خریدهای دیگر که انجام می‌شود...

س: بله بله، اما در فضای سلامت و بهداشت مردم خیلی نگران‌کننده می‌شود.

مرندی: بله ولی درصد کمی هستند. بر همه کارها باید نظارت شود. اگر نکردیم اتفاق می‌افتد. کارخانه های عدیده هستند هستند، در همه جای دنیا وجود دارد. اگر مقالات امریکایی‌ها را بخوانید آنها هم نگران هستند آن چه در جامعه پزشکی و سلامت آنها می‌گذرد، فشارهای شرکت‌های سازنده این تجهیزات و داروهایی است که جدید وارد بازار می‌شود.

ما هم باید جدی‌تر باشیم. این‌همه شرکت‌های تک‌نسخه‌ای داریم، چرا؟ ما لیست دارو داریم.داروی رسمی کشورمان است، اگر شرکت‌های تک‌نسخه‌ای صرف نمی‌کرداین اندازه زیاد نمی‌شد.

زمانی که من بودم یکی بود من بستم آن را. برای این که تخلف کرده بودند. برای ارگان دولتی هم بود. الان خیلی زیاد است، از صد تابیشتر است. نباید این طور باشد. بالاخره با این محدودیت اعتبارات باید به لیست دارویی خود احترام بگذاریم، هر دارویی که  حتی امریکا مصرف نمی‌کند ما مصرف می‌کنیم چون در یک کشوری این را استفاده می‌کنند. برخی از این داروها خیلی گران قیمت است.

با یک متخصص سرطانی صحبت می‌کردیم و به کمیسیون بهداشت و درمان مجلس آمده بود. ساکن امریکا بود و می‌گفت این داروهایی که به این شکل مصرف می‌کنید ما در امریکا مصرف نمی‌کنیم. اینها دو هفته هم به عمر بیمار اضافه نمی‌کند و اگر اضافه کند هم دردسرهای زیادی ایجاد می‌کند که آن دو هفته هم می‌خواهد زودتر بمیرد.

از بس گرفتاری ما زیاد است به این نمی‌رسیم. یعنی اجازه می‌دهیم داروها بی‌حساب وکتاب‌تر وارد کشور شود. بهتر است این بخش را پخش نکنید چون می‌ترسم مردم را نگران کنیم. اینها واقعیت است. 

سران فتنه کودتاگر بودند/ به من می‌گفتند «وزیر آمریکایی»! 

س: وزارت بهداشت زحمت می‌کشد اما همه اینها نقدهای دلسوزانه ای است که به آن وارد می‌شود و نقدهایی است که از سر دلسوزی است و می‌تواند به آنها کمک کند. به نظر من این چیزها اتفاقا خیلی خوب است. 

مرندی: نمی‌خواهم تشویش عمومی ایجاد کنم. نمی‌خواهم دولت‌مردان خستگی بر تن‌شان بماند. بالاخره می‌بینم زحمت می‌کشند.

ادامه مشروح گفتگو را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : سران فتنه کودتاگر بودند, دکتر علیرضامرندی, دکتر مرندی در برنامه دست خط, برنامه دست خط
1   2   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3463
  • بازدید دیروز: 2275
  • کل بازدیدها: 11603074
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3463
  • بازدید دیروز: 2275
  • کل بازدیدها: 11603074