سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از کیهان: رئیس فراکسیون امید با بیان اینکه در اصل گفتمان انقلاب با یکدیگر اختلاف نظری نداریم، گفت: گفتمان مقابل را هم تخطئه نمی‌کنیم اما مزیت گفتمان اصلاحات «جذب حداکثری» است؛ مثال مردمی درباره اصلاحات که از «سروش تا گوگوش» را شامل می‌شود، صحیح است و ما نمی‌توانیم کسی را حذف کنیم.
به گزارش امیدنامه، محمدرضا عارف در دیدار مدیر و شماری از اعضای انجمن اندیشه و قلم، ضمن بیان اینکه ما گفتمان اصلاحات را برآمده از انقلاب می‌دانیم، ادامه داد: باور من این است که ما در اصل گفتمان انقلاب با یکدیگر اختلاف نظری نداریم، گفتمان مقابل را هم تخطئه نمی‌کنیم اما مزیت گفتمان اصلاحات «جذب حداکثری» است؛ این مثال مردمی درباره اصلاحات که از «سروش تا گوگوش» را شامل می‌شود، صحیح است و ما نمی‌توانیم کسی را حذف کنیم. اما برخی رقبای ما در کمال بی‌انصافی از این ویژگی اصلاح‌طلبان سوءاستفاده می‌کنند و مثلا ایراد یک فرد را برجسته می‌کنند و آن را به کل جریان اصلاحات نسبت می‌دهند.
عارف ضمن اشاره به خاطره گفت‌وگوی خود با یکی از چهره‌های اصولگرا گفت: به ایشان گفتم تفاوت ما در این است که قطار ما به هر ایستگاهی می‌رسد، ابتدا دست افراد را می‌گیریم و با خود همراه می‌کنیم، سپس آنها را شناسایی می‌کنیم اما شما اگر احساس کنید با فردی کوچکترین اختلاف نظری دارید، او را پایین می‌اندازید و این مهم‌ترین اختلاف و تفاوت گفتمان اصلاحات با شماست. این ویژگی در ذات انقلاب نیز وجود دارد، مگر در جریان انقلاب ما افراد را گزینش می‌کردیم؟ توده‌های مردم همراه انقلاب بودند، اما متاسفانه باید بگویم ما به دلیل برخی از انحصارطلبی‌ها این سرمایه اجتماعی عظیم را از دست داده‌ایم و گرفتار شدیم.
وی در عین‌حال گفته: «براندازان درجریان اصلاحات جایی ندارند.»
درباره این سخنان عارف چند نکته قابل تامل است. این تعبیر که جبهه اصلاح‌طلبان، از سروش تا گوگوش را شامل می‌شود، متعلق به حجاریان است. ابتدا گفته می‌شود این جبهه، بین‌العباسین (عبدی و دوزدوزانی) است اما به تدریج نام سروش و گوگوش هم به میان آمد. سروش پس از خروج از کشور، مدتی عضو اتاق فکر سبز در لندن بود اما نهایتا منکر رسالت پیامبر اعظم(ص) شد و وحی الهی را «نعوذبالله» رویاهای شاعرانه توصیف کرد. آیا آقای عارف نیز خدای ناکرده چنین تعلقاتی دارد یا دچار خطایی بزرگ شده و به تکرار طوطی‌وار مدعای یک عنصر سابقا امنیتی پرداخته است؟
ثانیا اصلاح‌طلب توصیف کردن خواننده کاباره‌ای رژیم طاغوت، تهمتی است که با چند من سریش هم به گوگوش نمی‌چسبد. وی با کمک سلطنت‌طلبان آمریکایی، شبکه ضددینی و ضداخلاقی من‌و تو را راه‌اندازی کرد و به تازگی، ترانه‌ای مبتذل علیه 40 سالگی انقلاب اسلامی خواند. او بازیچه سلطنت‌طلبان و دیگر گروهک‌های براندازی در مواقع دعوت به اغتشاش‌افکنی بوده است.
با این وصف آقای عارف چگونه می‌تواند سروش و گوگوش را اصلاح‌طلب از جنسی که ادعای تند «گفتمان برآمده از انقلاب است»، بداند؟!
البته این واقعیت است که محافل ضدانقلاب به سرعت روی ادعای اصلاح‌طلبی سوار شدند و آن را برای تحرکات ضدانقلابی مصادره کردند؛ چراکه سران این طیف قائل به مرزبندی با دشمنان اسلام و انقلاب (و هیچ ارزش دیگری) نبودند و اولویت‌شان بزرگ‌تر کردن جبهه برای استفاده در رقابت‌های انتخاباتی (و بعضا فراتر از آن، رادیکالیسم و ساختارشکنی) بود.
به همین دلیل نیز در فتنه آمریکایی - انگلیسی - اسرائیلی «جنبش سبز» از گوگوش تا سروش نقش‌آفرینی کردند، شعار «اصل نظام نشانه است» برجسته شد و تا مرز «هتاکی علیه ساحت امام حسین علیه‌السلام» پیش رفت. 
و بالاخره اینکه برخلاف شعار تحمل دیگران، آقای عارف به هنگام ریاست بر دانشگاه تهران، برخوردی سخت‌گیرانه و سرکوبگرانه با نیروهای انقلابی داشتند.



موضوع مطلب : اصلاح طلبان

وقتی پای رای گیری وسط می آید مردم به شما به دلیل ذهنیتی که دارند رای نمی دهند و به فردی ناشناس رای می دهند که در نهایت فردی مانند دختر صفدر حسینی به وجود می آید. واقعا مصیبت است که علی مطهری ستاره پارلمان شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598:پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری 96 تحلیل‌های زیادی در خصوص نتایج آن و دلایل پیروزی حسن روحانی صورت گرفت. یکی از مهم‌ترین عواملی که درنتیجه انتخابات تأثیرگذار بود استفاده از تاکتیک رقیب هراسی توسط حسن روحانی و حامیان وی بود که در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به گسترده‌ترین شکل ممکن دنبال شد. استفاده از تاکتیک رقیب هراسی توسط جناح اصلاح‌طلب مدت‌هاست که استفاده می‌شود که می‌توان شروع آن را انتخابات سال 76 دانست. جایی که کاندیدای اصلاحات بحث دیوارکشی رقیب خود را مطرح کرد و چنین موضوعی در کمال ناباوری 20 سال بعد توسط همان افراد تکرار شد و بازهم نتیجه داد! 

نسبت دادن صفاتی همچون دیوارکش، خشونت‌طلب، ضد هنر، ضد آزادی و ... به جناح انقلابی کشور محلی از اعراب نداشته و با واقعیات فاصله فراوانی دارد اما حال بایستی بررسی کرد که چرا چنین القابی می‌تواند در افکار بخشی از مردم و درنتیجه روی آنان تأثیر گذارد و بعد از این باید چه استراتژی‌هایی را در پیش گرفت که بتوان افکار جامعه را به سمت‌وسوی واقعی سوق داد.

به همین منظور با برخی از تحلیلگران سیاسی کشور به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که به‌تدریج در سلسله مطالبی به نظر خوانندگان محترم می‌رسد. داریوش سجادی فعال سیاسی و رسانه‌ای مقیم آمریکا، دومین فردی است که با او به صحبت نشسته‌ایم.

جناب آقای سجادی به‌عنوان سؤال اول، چرا موضوعات سخیف مانند دیوارکشی در پیاده‌روها باید بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران تأثیرگذار باشد؟! چرا نتیجه انتخابات را سیاست‌های کلان اقتصادی و یا موضوعات ایدئولوژیک همانند چرایی ایستادن در برابر غرب و نگرش‌های مختلف کاندیداها در این خصوص تعیین نمی‌کند؟! 

از دو منظر می‌شود به پرسش شما پاسخ و نگاه کرد. یک منظر فلسفی قضیه است که آن بازگشت به مکتبی به نام اصالت لذت هست. در اصالت لذت شما زندگی می‌کنید بر اساس لذت طلبی و ملاک زندگی شما چنین موضوعی می‌شود. این نوع زندگی ازنظر اندیشه‌ی دینی مذمت می‌شود و همان لذت‌جویی بدون محتوای غربی حاصل می‌شود. اگر از این منظر بخواهیم نگاه کنیم این‌جور لذت طلبی‌ها در تفکر دینی مذموم است ولی متأسفانه در یک بخش از قاریان اسلام سوءتعبیر شده است که هر نوع شادی طلبی را لذت ملاک قرار داده‌اند درصورتی‌که ماهیت شادی نه‌تنها در اسلام مذموم نیست بلکه به‌نوعی می‌توان گفت به آن سفارش هم شده است. 

متأسفانه بعد از انقلاب یک قرائت خشک و متصلبی از دین توسط بخشی از قاریان دینی و بخشی از جناح‌بندی سیاسی (که عمدتاً به جناح محافظه‌کار منتسب شد) حاکم گردید که البته نمی‌شود گفت که بدون پیش‌زمینه هم بود. 

شیدایی و نفرت در خلأ نمی‌پیچد بسترهایی هم باید باشد که این موضوع بیشتر بازگشت پیدا می‌کند به تضادی که در زمان جنگ بین خطوط مقدم جبهه با شهرهای تهران حاکم بود. هم‌زمان که بچه‌ها در جنگ ایثار طلبانِ و در فضای معنوی جبهه‌ها می‌جنگیدند، در دل تهران مناسبات لذت جویانِ دنیوی حاکم بود. جنگ که تمام می‌شود. بخشی از بچه‌های جنگ با همان اندیشه و محوریت پاک وقتی این تضادها را می‌دیدند، نمی‌توانستند این تضادها را هضم کنند.

از طرفی دیگر راه‌حلی برای آن نداشتند و شروع به برخوردهای انسدادی و تند کردند، این برخوردهای تند شناسنامه‌ای شد برای جناحی که به انقلابی اشتهار داشت یعنی جناح انقلابی با تضادهایی که بین معنویت جنگ و دنیاطلبی‌هایی که در شهر وجود داشت، برخورد کردند. 

برای مثال در سخنرانی عبدالکریم سروش برخوردهایی تندی انجام شد که غلط بود و وقتی برخوردهای تند برچسب شد به نام یک جناح، ماندگار شد به شکلی که جناح مقابل سوءاستفاده کرد کما اینکه جناح چپ هم سابقه خشونت کمی نداشت و اول انقلاب چپ‌ها خیلی رادیکال برخورد می‌کردند ولی به‌موقع سوئیچ کردند ولی جناح انقلابی سوئیچ نکردند یا اگر هم کردند خیلی با تأخیر زمانی این کار را می‌کند و به همین دلیل هم هست که به قول شما در انتخابات خرداد 76 جناح اصلاح‌طلب به‌راحتی می‌تواند جبهه‌ی مقابل که آقای ناطق است را با مخوف سازی و اخافه گری هیولا نشان بدهد و دوقطبی دیو و دلبر بسازد و خودشان تبدیل به نماینده کامل و تمامیت جناح سفیدها و فرشته‌ها و طرف دیگر به جناح مخوف‌ها منتسب شود و همین را ادامه دادند تا انتخابات اخیر که به قول شما آقای روحانی گفتند که این جناح قصد دیوارکشی دارند. 

بدنه اجتماعی جامعه تحلیل‌گر سیاسی نیستند که به چه کسی رای بدهند، به مهتران جامعه نگاه می‌کنند. مردم وقتی می‌بینند بزرگان جامعه چنین حرفی می‌زنند و جناح مقابل هم اشتهار به حرکات تند و رادیکال دارد، باور می‌کند؛ بنابراین با یک مقدار عوام‌فریبی مقدار زیادی رای جابه‌جا می شه و خیلی هم طبیعی است. 

اما جناح انقلابی هم بی‌تقصیر نیست. درست است که جناح مقابل با اخافه سالاری و ایجاد دوقطبی دیو و دلبر سوءاستفاده می‌کند اما بخش دیگر مربوط به این است علی‌رغم اینکه جناح انقلابی حرف‌های خوبی برای گفتن دارد اما مارکتینگ و پکیجینگ آن افتضاح است؛ یعنی نمی‌تواند بازاریابی و بسته‌بندی شیک کند. این بسته‌بندی شیک کردن به این معنا نیست که شما اصول خود را زیر پا بگذاری، اتفاقاً، اگر قرار باشد اصول خود را به بهای مارکتینگ و بزک کردن کنار بگذاری غلط است. من یکی از انتقادهایی که به جناح اصلاح‌طلب دارم این است که محتوا را قربانی فرم کردند. 

خرداد 76 یک بدآموزی داشت برای اصلاح‌طلبان به این معنی که گفتند می‌توانند با موضع‌گیری‌های ژلاتینی آرای خاکستری را جذب کنند و خیلی هم موفقیت‌آمیز بود ولی به بهای اینکه یک سری از اصول را زیر پا گذاشتند و حتی یک سری اصول را از دست دادند و این هم اصلاً درست نیست و انقلابیون اگر بخواهند همان راهی را بروند که اصلاح‌طلبان رفتند؛ نروند بهتر است! 

اگر قرار است یک‌راه مشروع و سالم پیدا شود، اصول باید رعایت شود و با حفظ اصول شما مارکتینگ و پکیجیگ لازم دارید. می‌خواهم بگویم که اگر جناح اصول‌گرا مارکتینگ و پکیجینگ بلد نیست اصلاح‌طلبان متأسفانه حفظ اصول را بلد نیست و فقط به بهای روی یک سری اصول فروشی کرد و انتخابات را برد که هردوی این دو غلط است. 

باید به یک پیوندی قرار بگیرد که ضمن حفظ اصول قابل دفاع و راه‌هایی را به‌کارگیرند که بتواند قشر جوان را جذب کند آن‌هم در فضایی که ماهواره و فضای مجازی دنیا را دارند می‌خورند. شما می‌بینید لایف استایل آمریکایی از طریق فضای مجازی و ماهواره‌ها یارگیری اصلی را انجام می‌دهد. مشکل اصلی مملکت هجوم فرهنگی غرب است که دارد با همین جذابیت‌های بصری که منطبق با نیازهای مصرفی اسلامی است یارگیری می‌کند. اکنون می‌توان گفت که فساد جنسی حرف اصلی در ایران است. به خاطر اون نگاه انسدادی که از همان اول وجود داشته که روابط جنسی را مذمت می‌کند و همین مذمت اندیشی روابط جنسی اتفاقاً ریشه‌های مسیحی و یهودی دارد. 

کلیسای کاتولیک بود که با نگاه انسدادی به مسئله با این تلقی که مسیح چون ازدواج نکرد یا مریم چون باکره بچه‌دار شد پس رابطه جنسی مذموم است و اوج عبادت را ازدواج نکردن و رابطه جنسی نداشتن می‌دانند. اتفاقاً این غرب بود که ابتدا مسیرهای تندروی را طی کرد اما در حال حاضر در مسائل جنسی به افسار گسیختگی رسیده است. وقتی چنین تجربه‌ای به وجود آمده است پس خیلی احمقانه است که بخواهیم دوباره آن را طی کنیم. 

پس این‌طور می‌توان گفت که بخشی از پاسخ سؤال شما سیاسی است و جناح‌های سیاسی سعی دارند با دوقطبی دیو و دلبر رای جمع کنند اما بخش اصلی قضیه هجوم فرهنگی غرب است که نمی‌توان آن را ندیده گرفت. در اینجا کار سخت می‌شود یعنی شما باید طبق اصول دینی توصیه‌شده اقدام به یارگیری جوانان در رقابت با غربی‌ها کنید. 

برخی کارشناسان معتقد هستند که سطح دانش و بینش مردم نیز نزول پیداکرده است. دلیل این موضوع را چه می‌دانید؟ 

بگذارید برای پاسخ به این سؤال مثالی بزنم. من در دانشگاه هاروارد آمریکا تحصیل‌کرده‌ام. دخترخانمی که در این دانشگاه کنار من می‌نشست با لباسی ساده و بدون آرایش در دانشگاه حضور پیدا می‌کرد. این موضوع به این معنا نبود که چنین فردی از تقوا برخوردار بود بلکه آخر هفته به کلوپ‌های شبانه می‌رفت و آرایش خود را انجام می‌داد و خود را تخلیه می‌کرد چون جایگاه‌ها تعریف‌شده بود به این صورت که در دانشگاه درس می‌خواند و برای جلوه گری خود به دیسکو می‌رفت.

از این موضوع نمی‌خواهم نتیجه بگیرم که جمهوری اسلامی برای اصلاح شرایط باید کلوپ شبانه راه بیندازد ولی باید جایگاه‌هایی را درست کند تا جوانی که شادی طلب است بر اساس معیارهای اسلامی خود را آنجا تخلیه کند و به شادی بپردازد. برای مثال جلوی کنسرت را نباید گرفت چراکه بر اساس مجوزهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود. این کنسرت وقتی در تهران مشروع است پس چرا نباید در مشهد مشروع باشد؟! همین تضادهاست که جامعه و مردم را دچار پارادوکس کرده است و بپرسیم که یعنی افکار مردم اندر سخیف شده است؟! بله!

ما افکار مردم را سخیف کرده‌ایم چراکه جوان کسینجر نیست که تحلیل داشته باشد بلکه به اقتضای سن خود شادی طلب است و اگر این شادی طلبی را از او بگیرید افراطی می‌شود و برای همین است پیاده‌روهای شهرهای تهران مزون آرایش‌شده و نمی‌دانند در دانشگاه درس بخواند یا جلوه گری کند. برای همین است خروجی‌های دانشگاه ما سواد ندارند چراکه با توجه به انسدادهای ایجادشده از دانشگاه برای یادگیری استفاده نمی‌کنند و برای جلوه گری می‌آیند.

دانشگاه اولین مکانی است که جنس مخالف در یک محیط در برابر هم قرار می‌گیرند و باهم ارتباط برقرار می‌کنند و به مکانی برای جامعه‌پذیری تبدیل‌شده است. وقتی شما انسدادهای اجتماعی را بیشتر کنید، جنس مخالف و رابطه جنسی تبدیل به تابو می‌شود و درنتیجه آقاپسری که تا قبل از آن مادر و خواهر را به‌عنوان جنس مخالف در خانه می‌دید حالا با یک لبخند عاشق می‌شود و سرانجام این عاشقی ازدواج است.

بعد از مدتی که باهم زندگی کردند تازه می‌فهمند چه قدر عیب داشته است و نتیجه آن می‌شود که روزبه‌روز بر آمار طلاق افزوده می‌شود. از طرفی دیگر روابط جنسی نامتعارف و ازدواج‌های سفید پدید می‌آید که محصول پالایه گذاری‌های نادرست و نا لازم است. من نمی‌گویم ولش کنید، اتفاقاً آمریکا ولش کرد و از طرف دیگر به لجن افتادند بلکه وقتی شما معیار و ملاک دارید می‌توانید مدیریت کنید. کلیساهای کاتولیک به دنبال سرکوب نفس بود و لیبرالیسم فلسفی به دنبال رها کردن نفس بود اما اندیشه مذهبی به دنبال مدیریت نفس است. از طرفی دیگر جوان 18 ساله شرایط ازدواج ندارد و نمی‌تواند کنترل خانواده و زندگی را در دست بگیرد از طرفی دیگر نیاز جنسی دارد ولی نمی‌تواند آن را ارضا کند؛ حال باید این جوان چه کند؟!

در سال 73 ایران بودم و همین بحث کنسرت در آن زمان مطرح بود. یک کنسرتی کلاسیک قرار بود در دزفول برگزار شود و امام‌جمعه وقت دزفول اعتراض کردند و برگزار نشد. یک ماه بعد نیروی انتظامی گفتند که از یک باند زیرزمینی سی‌دی‌های مستهجن گرفته‌اند. خوب اینجا تقصیر جوان چیست؟ وقتی کنسرت قانونی را از او بگیری به زیرزمین و سراغ کارهای دیگر می‌رود و وقتی زیرزمین برود دیگر نمی‌توانی آن را مدیریت کنی همان‌گونه که بخشی از مشکلات اجتماعی ایران پنهانی شده و دیده نمی‌شود.

مسئله دیگری که وجود دارد این است که به نظر می‌رسد تاکنون چهره صحیحی از جناح انقلابی در کف جامعه به نمایش داده نشده است. برای مثال در رقابت‌های انتخاباتی گفته می‌شود این افراد ضد هنر، ضد موسیقی و یا دیوار کش هستند. ما برای نزدیک شدن به این جامعه‌ای که شما ویژگی‌های آن را ذکر کردید و نشان تصویر درست از یک فرد انقلابی چه‌کارهایی را باید انجام دهیم؟

رهبری انقلاب موضوع آتش به اختیاری را مطرح کردند که دقیقاً پاسخ همین سؤال است. برای مثال من چند روز قبل در جشن دکتر سلام بودم که خیلی فضای شاد و مفرحی بود که یک‌طرف خانم‌های جوان و در سمتی دیگر آقایان جوان بودند و فضای شادی بود و مسائل نامتعارف رخ نداد.

به نظر من وقتی جوانان جناح ارزشی چنین مراسم‌هایی را در دست بگیرند و شادی مشروع را رقم بزنند می‌تواند آن دوقطبی سازی دیو و دلبر را از بین ببرد و جوان انقلابی را به شادی مشهور کند. وقتی شما در چنین فضایی وارد نشوید جناح مقابل آن را دست می‌گیرد.

در این جشن هیچ اتفاق خلاف شرعی رخ نداد و موزیک و سوت و شادی وجود داشت چنین جشن‌هایی در جناح مقابل هم است اما این کار را باید جوانان ارزشی انجام دهند و محوریت آن را بر عهده بگیرند تا فضا بشکند. دغدغه جامعه امروز ما این نیست که جوانان بخندند بلکه مشکل این است که فساد در جامعه بیداد می‌کند و دولت هم توجهی نمی‌کند و به حواشی می‌پردازد تا این فسادها در زیر این حواشی پوشانده شود.

البته باید توجه داشت که اوج عبودیت و ابتهاج روح توسل به خداست ولی این موضوع به این معنا نیست که شادی‌های اجتماعی مذمت شود. عده‌ای با نماز شب به بهجت روحی می‌رسند اما همه که عارف نیستند. جوان می‌خواهد جوانی کند و در دین هم‌بستر لازم برای این امر دیده‌شده است اما متأسفانه عرفی‌ات جامعه به ما ضربه زده است و نه دین.

عبدالکریم سروش برنامه‌ای با موضوع مولوی‌شناسی در اوایل انقلاب داشتند که البته پس از مدتی قطع شد. پس از این اتفاق ایشان به آقای خامنه‌ای گله کردند و آقای خامنه‌ای نیز به ایشان گفتند که اتفاقاً برنامه خوبی بود و بنده با امام در این خصوص صحبت می‌کنم. سپس نقل شد که امام هم با این برنامه مخالفتی نداشته‌اند اما وقتی از شهر مشهد هشدار آمد، خود امام هم دستور دادند که جلوی این برنامه گرفته شود.

متأسفانه روحانیت سنتی مشهد از پیش از انقلاب بر روی برخی مسائل برخورد تندی دارد. ما بیشتر با عرفیات مشکل‌داریم تا دین. دین شیعه اتفاقاً بسیار ریلکس است. این برخورد بر اساس فقه شیعه صورت نمی‌گیرد و بر اساس عرفی که به‌غلط حاکم شده است رفتار می‌کنند. حضرت امام خمینی در اتاقش مثنوی می‌خواند و وقتی طلبه‌ای وارد می‌شد آن را پنهان می‌کرد. از ایشان پرسیدند که چرا پنهان می‌کنید که پاسخ دادند نامحرم حضور دارد؛ یعنی امام هم از مولوی خوانی در حوزه پروا داشت به دلیل فضای بسته عرفی و نه فقهی.

متأسفانه با این فضاسازی‌ها و سختگیری‌های عرفی، باعث می‌شویم که دشمن یارگیری کند. آمریکا در کل دنیا با استفاده از لایف استایل آمریکا در حال یارگیری است. در حال حاضر به دلیل وجود ماهواره‌ها یک جوان ایرانی با یک جوان آمریکایی به یک اندازه زیر بمباران هالیوود قرار دارند. ما از طرفی آمده‌ایم فضا را بسته‌ایم و از طرفی جوان زیر بمباران مسائل جنسی قرار دارد و درنهایت نتیجه خوبی نخواهد داشت.

یکی دیگر از دلایل به وجود آمدن چنین فضایی در جامعه به شکست‌های سیاسی جناح اصلاح‌طلب برمی‌گردد. تجربه نشان داده است که هر شکستی در ابعاد بزرگ یک افسردگی سیاسی می‌آورد و در ادامه منجر به لاابالی‌گری می‌شود. بخش عمده‌ای از الواطی‌های افسارگسیخته محصول شکستی بود که در سال 88 برای این جریان به وجود آمد.

برای نمونه هنگامی که مرتضی پاشایی فوت کرد بنده دیدم که تشییع جنازه باشکوهی برگزار شد. این در حالی است که از نظر من صدای چندان فوق‌العاده‌ای نداشت و اشعار وی هم غمگین بود. پس از نابودی فتنه 88، این جریان دچار حزن و افسردگی شد. همان‌گونه که پس از شکست کودتای 28 مرداد تمام آثار هنری به سمت آثار غمگین و حزن‌آلود رفت. حال آن شکست را با لاابالی‌گری، ازدواج سفید و ... جبران می‌کنند تا آن شکست را فراموش کنند. پس این بخشی از رفتار لاابالی‌گری افراطی برای جبران شکست سال 88 است و همان‌طور که در گذشته هم گفته بودم فتنه 88 از جنگ برای ایران بدتر بود شکاف اجتماعی در جامعه ایجاد کرد. شکافی که هنوز ترمیم نشده و شاید هیچ‌وقت ترمیم نشود

اما ما مشاهده کردیم همین مردم در سال 84 برخلاف تبلیغات صورت گرفته به فردی رای دادند که خواهان عدالت‌خواهی و مهرورزی بود. چه شد که معیارها تغییر کرد و دوباره برای رای جمع مردن مسئله دیوارکشی مطرح شد که تا حدودی هم موفق بود؟!

در سال 84 اصولگرایان نان حماقت اصلاح‌طلبان را خوردند که با چند کاندیدا وارد شدند و اصلاح‌طلبان باعث پیروزی اصولگرایان شد وگرنه مبانی معرفتی اصولگرایان در سال 84 تفاوتی با سال 92 نداشت. به‌علاوه اینکه آقای احمدی‌نژاد از بستر گفتمان عدالت‌طلبی بلند شد و سیب‌زمینی هم در برابر هاشمی قرار می‌گرفت پیروز می‌شد چراکه مردم از تکنوکراسی خسته شده بودند. آقای هاشمی نماد اشرافی گری در نظام بود.

آیا در حال حاضر اهمیت عدالت‌طلبی برای مردم از دیوارکشی کمتر شده است؟

گفتمان عدالت‌طلبی هنوز برای مردم مهم است و جواب می‌دهد اما این اصولگرایان بلد نیستند در این زمینه ایفای نقش کنند. از طرفی آمریکا با ایجاد مشکل اقتصادی و ایجاد تحریم راه را برای جناح اصلاح‌طلب باز کرد و بر معیشت بدنه اجتماعی جامعه فشار وارد نمود. این قشر که معیشت آنان مورد حمله قرارگرفته است تحلیلگر اجتماعی نیست که انتخاب خود را با بررسی و تحقیق انجام دهد. مشاهده می‌کند که جناح حاکم نتوانسته وضع آنان را بهبود بخشد و آن‌ها را مقصر می‌داند ولی نمی‌داند که آمریکا برای جبران شکست فتنه 88 و مدیریت انتخابات آینده چنین تحریم‌هایی را اعمال کرد که اتفاقاً موفق هم شد و با ایجاد بحران معیشت از طریق تحریم‌ها توانست جریان انتخابات را به نفع اصلاح‌طلبان تغییر دهد. از طرفی اصلاح‌طلبان نیز توانستند در فتنه 88 جامعه جهانی را علیه ایران متحد کنند که نتیجه آن تحریم‌های سخت اقتصادی بود.

البته این جناح به دنبال حضور هاشمی در رأس قوه مجریه بودند که رد صلاحیت شد و حسن روحانی وارد رقابت شد ولی به‌هیچ‌وجه در حد و اندازه‌های هاشمی نبوده و نیست و به همین خاطر نتوانست منویات آمریکایی‌ها را تأمین کند.

آمریکا برجام را به پراگماتیسم‌ها هدیه دادند تا رادیکال‌ها در انزوا قرار گیرند اما حسن روحانی نتوانست چنین کاری را انجام دهد درحالی‌که هاشمی توانایی انجام این کار را داشت و در ادامه پس از فوت هاشمی، حسن روحانی تنها شد به همین دلیل معتقدم وی عنصر سبک‌وزنی است.

پس می‌توان گفت که بحران معیشت ایجادشده توسط آمریکا توانست باعث پیروزی جناح پراگماتیسم در انتخابات 92 شود و همچنین برجام در انتخابات سال 96 بازهم پیروزی را تقدیم این جناح کرد. بنده اعتقادی به اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا ندارم بلکه آن را جناح پراگماتیسم می‌دانم چراکه از همان اوایل انقلاب دولت‌هاشمی رفسنجانی موردعلاقه آمریکایی‌ها بود و آنان توانستند با رانت تحریم‌های فلج‌کننده دوباره به قدرت برسند.

دولت تمام تمرکز خود را روزی برجام گذاشت اما اگر آمریکایی‌ها می‌خواستند کاری برای ما در برجام انجام دهند در برجام های 2 و 3 انجام می‌دادند یعنی می‌گفتند ابتدا سر مسائل خاورمیانه، اسرائیل، حقوق بشر، موشکی و ... با ما توافق کن تا آن‌وقت کاری انجام دهیم و متأسفانه دولت یا در حال فریب دادن خود است یا در حال عوام‌فریبی و به همین دلیل اقتصاد مملکت فلج روی زمین افتاده است.

مگر آقای روحانی در سال 92 به آقای حداد عادل نگفت که باید سرمایه‌گذار خارجی وارد شود و راه آن تعامل با غرب است و چون اروپا آمریکا را کدخدای خود می‌داند عمل نمی‌کند. پس به چه دلیل آقای ظریف می‌گوید اگر آمریکا از برجام برود با اروپا ادامه می‌دهیم! حرف اول چه بود پس؟! این نشان می‌دهد که هیچ دیدگاه استراتژیک و برنامه‌ای وجود ندارد و تنها فکر این افراد این است که آمریکا شیفته جناح پراگماتیسم است درصورتی‌که اگر آمریکا به این افراد امتیاز می‌دهد به این دلیل است که موجودیت ایران را زیر سؤال ببرد؛ مانند همان اشتباهی که مصدق کرد و تصور داشت که آمریکایی‌ها طرفدارش هستند اما درنهایت توسط همان آمریکایی‌ها کنار زده شد.

آقای روحانی با برجام تمام شد کما اینکه برجام هم تمام شد و 4 سال آینده دوران بطالت آقای روحانی است. آمریکا دنبال شخصی بود مثل آقای رفسنجانی که بتواند انقلاب را مهار کند ولی آقای روحانی نه در آن حد است و نه اینکه ادعایی دارد و نمی‌تواند.

4 سال آینده از سوی ترامپ و آمریکا با ایران هراسی روبه‌رو هستیم تا بتواند تسهیلات خود را بفروشد کما اینکه با عربستان چنین کاری انجام داد.

در حوزه اقتصاد و مسائل معیشتی نیز وضعیت خوبی مشاهده نمی‌شود. رهبر معظم بارها درباره اقتصاد مقاومتی نکاتی گفته‌اند اما دولت اهمیتی به این مسئله نمی‌دهد و تمام قوا و نیروی خود را روی برجام گذاشته و در زمین غرب دارد بازی می‌کند، درصورتی‌که از اول هم غرب قرار نبوده چیزی را عملی کند و خلأ دولت در این زمینه را سپاه پر می‌کند.

به قول شما 4 سال آینده دوران بطالت است و بعید است این دولت برای مردم کاری انجام دهد. آیا امکان دارد که دوباره با پیش کشیدن بحث‌هایی همچون دیوارکشی و دوقطبی دیو و دلبر به فکر رای‌آوری باشند؟

قطعاً این اتفاق خواهد افتاد؛ اما باید برای عدالت‌خواهی جناح انقلابی شاخصه‌ای در 4 سال آینده پیدا شود. البته باید بک‌گراندی که از این جناح در ذهن جامعه درست‌شده است را اصلاح کرد و هر فردی که قرار است در 1400 کاندید شود باید این خلأها را پر کند.

برای مثال در موضوع کنسرت‌ها، اگر جناح انقلابی خود متولی برگزاری کنسرت‌ها شود و کنسرت‌های سالم برگزار کند دیگر جناح مقابل نمی‌تواند بگوید که شما دیوار کش یا ضد شادی هستید.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : اصلاح طلبان, اصول گرایان, بررسی ریشه های استراتژی رقیب هراسی حسن روحانی

وزیر کشور دولت اصلاحات گفت: مطرح کردن اسم علی لاریجانی یک تست سیاسی است، اصلاح طلبان کاندیدای قدرتمندتر از علی لاریجانی دارند که دارای ظرفیت‌های بیشتری از رئیس مجلس است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ حجت الاسلام عبدالواحد موسوی‌لاری در گفت‌وگو با ایلنا، درباره ادامه فعالیت شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و همچنین ساز و کار آن در آینده گفت: دو تصمیم برای ادامه کار شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گرفته شده است؛ نخست آنکه ساختار فعلی شورا به صورت یک اصل ثابت حفظ شود و سپس کمیته ارزیابی از موفقیت‌ها و ناکامی‌هایی که احیاناً شورا در مسیر داشته گزاراشاتی را جمع‌آوری و تهیه کند.
این عضو شورای عالی سیاست‌گذاری با بیان اینکه وظیفه کمیته ارزیابی این است که نقاط قوت و ضعف شورای عالی را شناسایی کند، عنوان کرد: برای اینکه به نقاط ضعف و قوت شورا پی ببریم، از احزاب، تشکل‌های سیاسی، چهره‌ها و شخصیت‌هایی که چه عضو شورای عالی سیاست‌گذاری بودند و چه نبودند نظرخواهی‌هایی انجام شد.
وی ادامه داد: همچنین از استان‌ها و شهرستان‌ها هم نظرات جمع‌آوری و جمع‌بندی شده و قرار است مجموع این گزارشات در جلسه نهایی کمیته ارزیابی ارائه شود.
 
بیشتر بحث دلخوری از شورای عالی سیاست‌گذاری مطرح است تا نقد
وی در پاسخ به این سوال که بیشترین نقد به شورای عالی سیاست‌گذاری چه بوده است، گفت: ابتدا لازم است مشخص کنیم نقد معنای خودش را دارد. نقد یعنی اینکه روش کار شما غلط است و اگر ادامه دهید با مشکل روبرو می‌شوید. مشاهدات نشان داد انتقادات بیشتر از اینکه نقد باشند، دلخوری هستند. بعضی از افراد در جریان تهیه لیست شورای شهر، از شورای عالی از سیاست‌گذاری دلخور شده‌اند که ما نمی‌توانیم آن را نقد بنامیم.
وزیر کشور دوران اصلاحات ادامه داد: هنگامی که 700 نفر اعلام آمادگی می‌کنند که در لیست باشند اما ما 21 نفر را بیشتر نمی‌توانیم داشته باشیم، مشخص است که دلخوری به وجود می‌آید. البته باید بگویم اکثریت نظر جمع را پذیرفتند اما عده‌ای دیگر نیز بیان می‌کردند که ما شایستگی بیشتری نسبت به افراد دیگر داریم و چرا در لیست قرار نگرفته‌ایم که نمی‌توان اسم این را نقد گذاشت.
 
اصلاح طلبان کاندیدایی قدرتمندتر از علی لاریجانی دارند
موسوی لاری در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه با انتشار عکس علی لاریجانی در کنار سیدمحمد خاتمی این شایعه بیش از پیش قوت گرفته است که رئیس مجلس دهم کاندیدایی است که اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 با وی ائتلاف خواهند کرد، گفت: در بیان این نوع اظهارنظرها باید گفت که چند نکته نهفته است؛ نخست این که اشخاص مطرح کننده این گمانه‌زنی می‌خواهند ببینند اصلاح‌طلبان برای انتخابات برنامه‌ای دارند یا خیر، سپس اینکه از الان می‌خواهند مشاهده کنند نامزدشان برای انتخابات 1400 مورد پذیرش جامعه قرار می‌گیرد؟
وی خاطر نشان کرد: آن چه که مسلم است این اظهارنظرها و گمانه‌زنی‌ها یک کار تبلیغاتی است.
موسوی لاری تاکید کرد: اصلاح‌طلبان کاندیدا و اشخاصی به مراتب قدرتمندتر از علی لاریجانی دارند که دارای  ظرفیت‌های بیشتری است پس دلیلی ندارد بخواهند از جریان رقیب حمایت کنند. بنابراین می‌توان گفت این گونه سخنان یک تست سیاسی از ناحیه جریان مقابل است.
 
زمان مشخص می‌کند ائتلاف می‌کنیم یا خیر
وزیر کشور دولت اصلاحات درباره اظهارات اخیر محمدرضا عارف مبنی بر این که در سال 98 با جریانی ائتلاف نخواهند کرد، گفت: اظهارنظر در این مورد موکول به شرایط آینده است.
وی ادامه داد: یک سری گلایه‌مندی از نحوه رفتار دولت وجود دارد، آقای روحانی در جریان گزینش اعضای کابینه با اصلاح‌طلبان مشورت نکرد و واقعیت این است که نظری از ما نخواست.
وزیر کشور در دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: اصلاح‌طلبان و شورای عالی سیاست‌گذاری به احترام آرای مردم می‌خواستند دوستانه و مشتقانه نظر دهند که ایشان نخواستند و ما امیدواریم که در راه پیش رو موفق باشند.
 وی تاکید کرد: هیچ یک از این گلایه‌ها راهبرد ما را تعیین نمی‌کنند این زمان و مکان است که مشخص می‌کند باید چه کاری انجام دهیم. ما می‌توانیم گلایه‌های مقطعی و زودگذر را کنار بگذاریم و از آن ها چشم پوشی کنیم تا در ادامه مسیر موفق باشیم.




موضوع مطلب : موسوی‌لاری, لاریجانی, اصلاح طلبان

از اختلاف اصلاح طلبان و جریان اعتدال تا پشت پرده اتفاقات راهروهای مجلس/ لابی های گسترده برای وزارت علوم و نیرو ادامه دارد

این روزها بازار لابی‌ جریان‌های سیاسی و نمایندگان مجلس برای انصتاب وزیر دلخواهشان وزارتخانه های علوم و نیرو همچنان گرم است و هر گروه یا جریان سیاسی در مجلس شورای اسلامی و خارج از آن تلاش می‌کند تا وزیر مد نظر خود را راهی یکی از این دو وزارتخانه کند.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پس از برگزاری جلسات رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزرای پیشنهادی دولت، کابینه دوازدهم کار خود را با 16 وزیر آغاز کرد و در این میان دو وزارتخانه نیرو که بیطرف به عنوان وزیر پیشنهادی آن موفق به کسب رای اعتماد از مجلس نشد و وزارتخانه علوم که حسن روحانی هیچ شخصی را برای عهده‌داری سمت وزارت آن به مجلس معرفی نکرد، همچنان با سرپرست اداره می‌شوند.

هر کدام از این وزارتخانه‌ها با توجه به مسئولیت سنگینی که برعهده‌ دارند از اهمیت ویژ‌ه‌ای برخوردار هستند و رهبر معظم انقلاب دیدار با اعضای هیئت دولت از وزارت نیرو با عنوان "وزارتخانه‌ای مهم" و از وزارت علوم با عنوان "وزارتخانه‌ای بسیار مهم‌تر" یاد می‌کنند.

اما این روزها بازار لابی‌ جریان‌های سیاسی و نمایندگان مجلس برای انصتاب وزیر دلخواهشان در این وزارتخانه ها همچنان گرم است و هر گروه یا جریان سیاسی در مجلس شورای اسلامی و خارج از آن تلاش می‌کند تا وزیری مد نظر خود را راهی یکی از این دو وزارتخانه کند.

لابی اصلاح‌طلبان

آنچه از رصد تحرکات اخیر سیاستمداران و فعالان حزبی جریان اصلاحات به دست می‌آید این است که فعالان گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب در حال رایزنی با مسئولان دولتی برای معرفی وزرای اصلاح‌طلب به مجلس هستند تا بلکه سکان اداره‌ی وزارتخانه‌های علوم و انرژی به دست اصلاح‌طلبان بیافتد.

لابی حزب اعتدال و توسعه

اعضای حزب اعتدال و توسعه هم که به عنوان حزب متبوع و مطبوع رئیس جمهوری، پیروز انتخابات دوازدهم هستند این روزها در تلاشند تا افرادی نزدیک به جریان خود را به عنوان گزینه وزارت نیرو و علوم به روحانی معرفی کنند.

لابی فراکسیون امید

اعضای فراکسیون امید مجلس هم که این روزها انتقادات زیادی نسبت به عملکرد آن‌ها در جریان رای اعتماد به وزرا وجود دارد و عملکرد ضعیف آن‌ها احزاب اصلاح‌طلب را بر آن داشته تا خود دست به کار شوند و برای وزرای پیشنهادی این دو وزارتخانه لابی کنند، دست از تلاش برنداشته‌اند به دنبال انتصاب وزرای اصلاح‌طلب و هماهنگ با فراکسیون در دو وزارتخانه علوم و نیرو هستند.

گفته می‌شود اعضای این فراکسیون به دنبال گرفتن امتیازاتی از وزرای پیشنهادی هستند و این موضوع باعث اختلاف میان اعضای این فراکسیون شده است.

لابی زنان

اعضای فراکسیون زنان مجلس که از ابتدای تشیکل دولت دوازدهم در تلاشند تا یک وزیر زن در هیئت دولت مشغول به کار شود؛ هر چند تلاش آن‌ها تا کنون نتیجه نداده و حسن روحانی هم اعلام کرده که از زنان در سمت معاون وزیر قرار است استفاده شود اما آن‌ها هنوز ناامید نشده‌اند و به خصوص تلاش خود را برای انتصاب وزیر زن در وزارتخانه علوم ادامه می‌دهند.

لابی نمایندگان آذری‌زبان

نمایندگان آذری‌زبان مجلس هم این روزها تلاش می‌کنند تا وزیری از خطه‌ی آذربایجان در یکی از دو وزارتخانه علوم و نیرو منصوب شود و این موضوع را در ایام جلسات مجلس برای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت، به طور علنی اعلام کردند.




موضوع مطلب : اصلاح طلبان, جریان اعتدال, پشت پرده اتفاقات راهروهای مجلس
 چه نمایندگان مورد حمایت لیست امید به وزرای اصلاح طلب رای داده باشند یا نه، چه روحانی در کابینه خود سهم سیاسی اصلاح طلبان را کنار گذاشته است یا خیر و چه وعده های زیاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آنها برای کسب رای مردم عملی شود یا نشود مسئولیت وضعیت کشور در هشت سال برعهده اصلاح طلبان است، خواه خرسند باشند یا نباشند.
چه نمایندگان مورد حمایت لیست امید به وزرای اصلاح طلب رای داده باشند یا نه، چه روحانی در کابینه خود سهم سیاسی اصلاح طلبان را کنار گذاشته است یا خیر و چه وعده های زیاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آنها برای کسب رای مردم عملی شود یا نشود مسئولیت وضعیت کشور در هشت سال برعهده اصلاح طلبان است، خواه خرسند باشند یا نباشند.
نقص های دولت ومجلس رابه گردن رقیب می اندازند در حالی که می گویند آنها اقلیت اند؛ خود را اکثریت مجلس می دانند اما رای نیاوردن مهندس بی طرف، وزیر نیروی اصلاحات را به «جریانی مرموز» نسبت می دهند؛ رفع حصر را از دیگران مطالبه می کنند در حالیکه رئیس شورایعالی امنیت ملی کشور را محصول «تکرار کردن» خود می دانند وهر روز حجم تناقضات خود را بیشتر می کنند و طشت رسوایی خود را پرتر!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز، این روزها جریان اصلاح طلب و حامی روحانی در حالی ادعاهایی در خصوص فضای سیاسی کشور را مطرح می کنند که خود را جریان ساز سال های اخیر کشور و برنده انتخابات های مختلف و مهمترین نهادهای کشور معرفی کرده اند.
همین دیروز که نتایج رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت اعلام شد و 16 نفر از وزرای دولت رای اعتماد گرفتند فریادهایشان بلند شد که چرا یک نفر از وزرا از ورود به وزارتخانه جا ماند؟! همین کافی بود تا شروع به تحلیل کنند و به « جریان های مرموز» در تحلیل های خود چنگ بزنند.
درحالیکه برخی اصلاح طلبان در نگاهی واقع بینانه به انتقاد از لیست امید پرداختند و همچون کرباسچی اینگونه گفتند که:« اعضای فراکسیون امید همکاری و هماهنگی لازم را برای رای اعتماد به بیطرف انجام ندادند» و یا همچون حجاریان که اصلاحات را ستون فقرات دولت روحانی معرفی کرده بود گفته اند:« خود آقای روحانی هم نیرویی بهتر از این وزرای پیشنهادی نداشت اگر داشت معرفی می کرد» محمود صادقی نماینده لیست امید در توییتی نوشته است جریانی مرموز به دنبال انداختن کاستی‌های کابینه به گردن فراکسیون امید است!
پیش ازین نیز محسن علیجانی از اعضای فراکسیون امید اظهار داشت: آقای روحانی کاندیدای جریان اصلاح طلب است.مسئولیت ریاست جمهوری و دولت دوازدهم با اصلاح طلبان است و اصلاح طلبان در آینده در این خصوص باید پاسخگو باشند.
عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح طلب هم گفته است: روحانی خودش باید مسئولیت کابینه را بپذیرد و نمی‌تواند در آینده تقصیرات را گردن کسان دیگری بیندازد.
فارغ از اینکه رای نیاوردن یک وزیر که امری کاملا طبیعی است و در دولت های مختلف اتفاق می افتاده است را نباید این چنین جنجالی کرد اما این سکه روی دیگری دارد.
جریان حامی دولت و اصلاح طلب که با توجه به تیم اقتصادی دولت دستاورد چهارسال آینده را هم چیزی فراتر از «تقریبا هیچ» نمی داند رای نیاوردن یک وزیر را بهانه ای کرده تا اینگونه وانمود کنند که رقیبان آنها علت ناکارآمدی ها و ناکامی های فعلی و اینده هستند
در حالی که کسانی چون ظریف و زنگنه با تعارض های به شدت زیاد با جریان رقیب، رای های بالایی را به خود اختصاص داده است آیا می توان رای نیاوردن بی طرف در وزارت خانه نیرو به جریان رقیب ربط دارد؟
 رسانه های اصلاح طلب هم  قبلا پیروز قاطع در انتخابات را لیست امید معرفی کرده بودند و از  «تغییر اصلاح طلبانه پارلمان» و «پیروزی امید»خبر دادند.
 
 
درحالیکه پیروزی اصلاح طلبان در مجلس را با عنوان « تکرار پیروزی» معرفی می کردند و نتیجه تکرار کردن یک شخص می دانستند و «هیات رئیسه را در حلقه لیست امید» می دیدند آیا باز هم می توان هر اتفاقی را به دیگر افراد منتسب کرد؟!
 
 
 
به نظر می رسد حتی اگر اصلاح طلبان با خود فکر می کنند که روحانی آنها را دور زده است و با نگاه به چهار سال آینده و ائتلاف با لاریجانی سهم آنها را نداده است باید بدانند که مسئول اول آن خودشان هستند که عارف را علی رغم میل باطنی اش از انتخابات کنار کشیدند و حتی لیست نمایندگانی را بستند و «تکرارکردند»که به آن رای بدهید که به رحمانی فضلی چهره مورد انتقاد اصلاح طلبان رای بالایی دادند.
پیشتر نیز صادقی توئیتی زده بود که نشان می داد فراکسیون امید برای رای آوردن برخی وزیران به لابی های قوی و عدم شفافیت و صداقت سیاسی روی آورده بودند.
 
 
روحانی به جنایت کروبی واقف است
قبلا هم بر سر اعتصاب غذای نمایشی یکی از سران فتنه (که پس از چندساعت و بدون اینکه خواسته های او برآورده شود شکسته شد) رسانه های جریانی خاص به اغواگری و شانتاژ روی آوردند. در حالیکه جرم نابخشودنی سران فتنه محرض است این افراد ناامید از حسن روحانی فلش مطالبه رفع حصر را به نهادهای دیگر گرفته بودند.چرا که این افراد می دانند که حسن روحانی که خود در زمان حصر سران فتنه از اعضای جلسه شورایعالی امنیت ملی بوده است به جنایت بزرگی که در فتنه 88 در حق مردم و نظام رخ داد واقف بوده و به همین دلیل حاضر نیست در جایگاه ریاست شورایعالی امنیت ملی مسقیما به این موضوع وارد شود.
این در حالی است که قبلا روحانی خود را بدون اینکه ریاست این نهاد را (در سال 81) برعهده داشته باشد عامل اصلی در رفع حصر مرحوم منتظری معرفی کرده بود. اما اینبار جریان فتنه ناامید از حسن روحانی مجبور می شود برای کمرنگ کردن نظارت ماموران بر خانه خود دست به اعتصاب غذا ولو چندساعته و نمایشی بزند.
در نهایت باید گفت چه نمایندگان مورد حمایت لیست امید به وزرای اصلاح طلب رای داده باشند یا نه، چه روحانی در کابینه خود سهم سیاسی اصلاح طلبان را کنار گذاشته است یا خیر و چه وعده های زیاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آنها برای کسب رای مردم عملی شود یا نشود مسئولیت وضعیت کشور در هشت سال برعهده اصلاح طلبان است، خواه خرسند باشند یا نباشند.



موضوع مطلب : اصلاح طلبان, حاشیه ای بر حاشیه سازان رای نیاوردن بی طرف
روحانی در 16 اردیبهشت 92 می گوید: «رئیس جمهور باید برای رفع حصر اجماع سازی کند،مسئولیت را بپذیرد و اقدام کند. اینکه من درصحبتهایم تاکید کردم  که رئیس جمهور باید قدرت اجماع سازی داشته باشد در برداشتن آن حصر (آیت الله منتظری) هم ما تلاش کردیم اجماع را حاصل کردیم.
روحانی در 16 اردیبهشت 92 می گوید: «رئیس جمهور باید برای رفع حصر اجماع سازی کند،مسئولیت را بپذیرد و اقدام کند. اینکه من درصحبتهایم تاکید کردم که رئیس جمهور باید قدرت اجماع سازی داشته باشد در برداشتن آن حصر (آیت الله منتظری) هم ما تلاش کردیم اجماع را حاصل کردیم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز، نقش ها ظاهرا همان نقش های تکراری است، کروبی باید مثل 88 با تحریک ملاقات کنندگانی که هفته گذشته برای عیادتش به بیمارستان رفته بودند، اعتصاب غذا کند، تا بازار مطالبه «رفع حصر» داغ شود و باز هم با قربانی شدن «فرزند احمد» این میرحسین موسوی باشد که از معرکه جان سالم به در ببرد!
اما سوال مهمی در میان هیاهوی تندروهای اصلاح طلبی آن است که چرا دستگاه تبلیغاتی بزرگ «مطالبه رفع حصر» اصرار عجیبی دارد تا مرجع این مطالبه مبهم باقی بماند و کسی متوجه نشود که واقعا «مطالبه رفع حصر» باید از چه کسی صورت بگیرد؟ 
پاسخ به این سوال را حسن روحانی در کارزار انتخاباتی سال 92 به خوبی داده است. او در جواب چند دانشجویی که درباره حصر پرسیده اند در 16 اردیبهشت 92 می گوید: «رئیس جمهور باید برای رفع حصر اجماع سازی کند،مسئولیت را بپذیرد و اقدام کند. اینکه من درصحبتهایم تاکید کردم  که رئیس جمهور باید قدرت اجماع سازی داشته باشد در برداشتن آن حصر (آیت الله منتظری) هم ما تلاش کردیم اجماع را حاصل کردیم. رئیس جمهور باید این اجماع را حاصل کند، مسئولیت را بپذیرد و اقدام کند و شما میدانید که در برداشتن حصر که با نامه من بوده است. در مورد آیت الله منتظری، کسی که به مدت یکسال ونیم در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی جلسات مختلف گذاشت و همه دستگاه ها را آورد و هماهنگ کرد و حصر را برداشت بنده بودم. در زمان آقای خاتمی حصر برداشته شد با نامه من حصر برداشته شد از طریق دبیرخانه هم اقدام شد و کاری هم بود که مدت یک سال و خورده ای طول کشید تا ما اجماع را حاصل کنیم و حصر را برداریم.»
 
از سال 92، حسن روحانی دیگر دبیر شورایعالی امنیت ملی نیست، او رئیس این شوراست و به قول خودش اختیار و در ظاهر فرصت کافی برای اجماع سازی و پیگیری این موضوع را داشته است. آیا اقدامی کرده است؟!
اینکه مطالبه کنندگان پر سر و صدای «رفع حصر» هیچوقت فلش اصلی این مطالبه را به سمت روحانی نگرفته اند از یک واقعیت حاکی است: آنها اساسا به دنبال «رفع حصر» نیستند، بلکه بدنبال بهره برداری سیاسی – تبلیغاتی از این مطالبه هستند، وگرنه که به قول روحانی، مرجع مطالبه «رفع حصر» مشخص است و ابزار مطالبه از این مرجع یعنی «مجلس» هم در اختیار «مطالبه گران رفع حصر»!    مضحک نیست که همه مطالبه آنها از روحانی این باشد که به ماموران بگوید در خانه کروبی نمانند؟!
واقعیت روشن است: مطالبه ای برای رفع حصر در کار نیست، این یک بازی سیاسی رسانه ای است و باز هم قربانی این بازی سیاسی کارانه؛ مهدی کروبی، فرزند احمد!



موضوع مطلب : اصلاح طلبان, رفع حصر, روحانی
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: فتنه‌گران باید به طور علنی محاکمه شوند تا اسناد و مدارکی درباره اقدامات آن ها وجود دارد و موارد فوق‌العاده‌ای است و مردم از آن بی‌اطلاعند به اطلاع مردم برسد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با راه دانا؛ در خصوص لزوم محاکمه فتنه‌گران در دستگاه قضایی اظهار داشت: عده‌ای بعد از شکل‌گیری مجلس جدید و به خصوص بعد از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به طور جدی وارد این فضا شدند که با هماهنگی از داخل مجلس و بیرون موضوع رفع حصر را در اولویت کاری خود قرار دهند.

وی افزود: در همین راستا کمیته‌ای در مجلس تشکیل دادند و برای آن‌ که انگیزه‌ای برای تحرک داشته باشند این پیام را به آقای کروبی رساندند که شما با اعتصاب غذا می‌توانید زمینه‌ای برای کار ما فراهم کنید تا بیشتر بتوانیم این موضوع را پیگیری کنیم و به مسئولان دستگاه قضایی فشار وارد کنیم.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: اصلاح‌طلبان به دنبال این هستند که با رفع حصر و گرفتن امتیازاتی از نظام خط بطلانی بر سابقه بد خود در فتنه و اینکه حوادث 88 فتنه بوده بکشند و تمام تلاش آن‌ها این است و هیچ علاقه‌ای به کروبی و سران فتنه ندارند.

کریمی قدوسی عنوان کرد: تک تک این‌ افراد در تاریخ مزمت شده‌اند، زیر سوال رفته‌اند و پرونده‌شان مفتوح است و راهی هم برای برون رفت از این موضوع ندارند و این کمیته‌ها و حرکت‌های خامی هم که انجام می‌دهند تاثیری در نظر نهایی جمهوری اسلامی ندارد، جمهوری اسلامی با رعایت تمام مسائل، آینده‌های دور را هم در نظر می‌گیرد و وظیفه خود می‌بینید که از ریشه‌دار شدن فتنه در کشور جلوگیری کند و فتنه را ریشه‌کن کند.

وی ادامه داد: در این قضیه هیچ گونه مماشات و کوتاه آمدنی از طرف قوه قضاییه متصور نخواهد بود و اگر مقداری پیش برویم قطعا باید دوره محاکمه این‌ها باید فرا برسد چرا که مردم هنوز خیلی از قضایا را نمی‌دادند، هنوز قلم‌های زیادی بسته‌ است چون فضا آماده نیست و الا گفتنی‌ها به قدری تکان دهنده است که اگر روزی به اطلاع ملت ایران که پشتوانه انقلاب هستند نرسد، حق مردم ضایع می‌‌شود.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پایان گفت:  فتنه‌گران باید به طور علنی محاکمه شوند تا اسناد و مدارکی که در خصوص جاسوسی و ارتباط با کشورهای عربی وجود دارد، پول‌هایی که عربستان به فتنه‌گران تزریق کرده، اسناد همکاری فتنه‌گران با موساد، سیا و MI6 و در خواست آن‌ها از ناتو برای حمله نظامی به ایران، همکاری با تیم‌های ترور سرویس‌های جاسوسی و امثال این ها که موارد فوق‌العاده‌ای است و مردم از آن بی‌اطلاعند به اطلاع مردم برسد.




موضوع مطلب : اصلاح طلبان
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1079
  • بازدید دیروز: 2697
  • کل بازدیدها: 11688280
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1079
  • بازدید دیروز: 2697
  • کل بازدیدها: 11688280