سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
اصلاحات

جنجال درون جناحی در اصلاحات به‌وجود آمده که برخی به گذشته و هویت اصلاح‌طلبی می‌خواهند رجوع کنند و برخی نیز این موضوع را مساوی با رادیکالیزم قلمداد می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق - تهی شدن اصلاحات از هویت خود امروز به نگرانی نیروهای این جریان بدل شده است. اصلاح‌طلبان اعتقاد دارند که دیدگاهی در حال گسترش عملگرایی به جای نظریه‌پردازی و پیگیری مطالبات مدنی در درون اصلاحات است. این موضوع را محمدرضا تاجیک، کارشناس سیاسی اصلاح‌طلب مطرح می‌کند که عملگرایی بیش از حد باعث دور شدن اصلاح‌طلبی از ماهیت خود است.

روشی که بیشتر حاکی از سیطره تفکر کارگزارانی بر جریان اصلاح‌طلب است؛‌ درواقع موضوع ائتلاف با روحانی که شخصیتی خارج از جریان اصلاح‌طلبی و بلکه به پایگاه سیاسی رقیب تعلق دارد از این موضوع حکایت دارد. درواقع از سال 88 به بعد این دیدگاه بر اصلاح‌طلبی سایه افکند و ایدئولوژی‌گرایی رادیکال جای خود را به عملگرایی منفعت‌طلبانه داد.

اما کارگزارانی‌ها نسبت به بازگشت اصلاح‌طلبی به ایدئولوژی‌گرایی رادیکال انتقاد دارند.

قوچانی: برخی اصلاح‌طلبان دوباره «ساز رادیکالیسم» کوک کرده‌اند

محمد قوچانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با هشداردرباره اینکه « برخی اصلاح‌طلبان دوباره «ساز رادیکالیسم» کوک کرده‌اند»، طی یادداشتی می‌نویسد:‌

« پیروزی های نسبی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم و شوراهای شهر نیز بر این «تکبر سیاسی» برخی اصلاح طلبان افزوده است و متأسفانه ساز نامیمون رادیکالیسم دوباره کوک شده است.

اکنون اصلاح طلبان که یک بار دیگر در پناه یک دولت معتدل در تعیین دولت و مجلس و شورا و شهرداری نقش آفرین شده اند، فهرستی از مطالبات حداکثری خود را ردیف کرده اند: حاکمیت یکپارچه اصلاح طلبان، در اختیار گرفتن همه پست های دولتی، راه ندادن حتی یک اصولگرا به شورا شهر، تأکید بر مطالبه ی برحق اما نابهنگام وزارت زنان، راندن همه ی اصولگرایان از کابینه و...»[1]

عطریانفر: تئوری‌پردازی سودی برای اصلاحات ندارد

همچنین محمد عطریانفر از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران از بازگشت به دوره رادیکالیسم انتقاد و مطرح می‌کند:‌

«نظریه‌های سیاسی اگر در فضای تئوریک خودش محصور بماند و از حوزه نظری و تئوریک وارد عمل نشود، هیچوقت تاثیرگذار و جریان‌ساز نیست. وقتی ما سخن از نظریات اصلاح‌طلبانه یا اصولگرایانه می‌کنیم بالاخره باید ما به ازای واقعیتش را نشان دهیم و نمی‌توانیم فقط در حوزه نظری و تئوری بمانیم و ما مثلا روی این مسائل استوار هستیم.»[2]

وی با اشاره به تندروی‌های جریان اصلاحات می‌افزاید:‌

با همین رویکرد در جریان‌های سال 76 تا 84 دوستان ما اسیرهمان تئوری‌پردازی‌ها شدند ویک شخصیت بزرگ و ممتاز که می‌توانست پشتیبان بزرگی باشد را به رنجش واداشتند. درواقع آثار غیرمنطقی رفتار برخی در طرد و از دست دادن شخصیت‌های بزرگی مثل آقای هاشمی شاهد بودیم.»

اما طرفداران بازگشت به گذشته اصلاح‌طلبی مطرح می‌کنند که با این رویکرد اصلاح‌طلبان از اصلاحات در حال عبور هستند.

روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد در این زمینه می‌نویسد:

فدا شدن ایدئولوژی به پای استراتژی، نظریه‌ای است که نطفه اش اخیرا توسط یکی از شعب جریان اصلاحات بسته شد. رسانه رسمی‌حزب کارگزاران طراح رویکرد تقدم راهبرد بر گفتمان بوده است. طرحی مبتنی بر عبور از گفتمان‌های سیاسی چپ و راست و گذار به عملگرایی. این نظریه از آن زمان که در سپهر سیاست ایران مطرح شد با واکنش‌هایی روبه‌رو شده است، از جمله آن که انتقاد محمدرضا عارف، رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را نیز به همراه داشته است. عارف همچنان مصلحت را در سکوتش دانسته و تنها به گفتن یک گزاره پیرامون این موضوع اکتفا کرده و اظهار داشته است:« فعلاً برای حفظ انسجام جریان اصلاح طلب در برابر برخی اظهارنظرهایی که به دنبال عبور از هویت اصلاح طلبی و فروپاشی وحدت و انسجام هستند سکوت می‌کنم ولی در صورت تداوم آن مطمئنا نسبت به اهداف اینگونه اظهارنظرها سخن خواهم گفت.»[3]

شیرزاد: اصلاحات مساوی رادیکالیزم نیست!

احمد شیرزاد، فعال اصلاح‌طلب و نماینده مجلس ششم از جمله منتقدان جدی این نظریه است. شیرزاد با بیان اینکه نویسنده مقاله «تقدم استراتژی بر ایدئولوژی» لیدر فکری جریان اصلاحات نیست، اظهار داشت:

یکی از اعضای حزب کارگزاران که اخیرا در سرمقاله رسانه ارگان این جریان سیاسی، نظر خود را پیرامون تقدم استراتژی بر ایدئولوژی و عبور از گفتمان اصلاح طلبی بیان کرده بود، روزنامه نگار خوش‌فکر و تحلیلگر خوبی است. ایشان برخلاف تصور خودش، لیدر فکری جریان اصلاحات نیست. من فکر نمی‌کنم که کسی چنین نقشی را به او داده باشد و او هم از عهده آن به خوبی برآمده باشد. البته ایده‌هایی گاهی مطرح می‌شود که قابل بحث و طرح است اما به باور من، ایده عبور از گفتمان اصلاح طلبی و گذار به عملگرایی به هیچ وجه جالب نیست. بویی که از این نظریه برمی‌آید بسان آن است که طراح آن می‌خواهد بپذیردکه اصلاح طلبی معادل افراطی گری و شعارهای دور از دسترس است.

این فعال اصلاح‌طلب با بیان اینکه من به‌شدت با ایده عبور از گفتمان اصلاح طلبی و گذار به عملگرایی مخالف هستم، اضافه کرد:

به‌هرحال در خط و مشی اصلاح طلبی، ممکن است به هر طریقی بر سر منافع ملی دست به مماشات و سازش بزنیم و از یکسری خواسته‌هایمان دست بکشیم اما از اساس و اصول جریان اصلاح طلبی که قرار نیست کوتاه بیاییم، اصلا برای چه به کنشگری می‌پردازیم؟ اگر قرار بر این است که افرادی بر روی صندلی‌هایی بنشینند و سمت‌هایی را کسب کنند که در طول تاریخ از این قبیل افراد به وفور دیده شده‌اند. مهم این است که آرمان‌های اصلاحات کنار گذاشته نشود. به نظر من باید حباب غرور برخی افراد در جناح اصلاح طلب شکسته شود تا دیگر برای سایرین خط مشی تعیین نکنند.

عارف: اصلاح‌طلبان در انتخابات 98 ائتلاف نمی‌کنند

شاید این موضوع در آینده به انشقاق و برهم خوردن ائتلاف میان اصلاحات و اعتدالیون منجر شود. تا به اینجا که اولین جرقه انشاق زده شده و عارف در این زمینه بیان کرده در انتخابات مجلس آینده با اعتدالیون ائتلاف نخواهد کرد. رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات در این زمینه می گوید:‌

«الان مساله مهم ما انتخابات 98 مجلس شورای اسلامی است. پیش بینی من این است که ما در انتخابات سال 98 هم با پرچم اصلاح طلبانه وارد می‌شویم یعنی ائتلاف نمی‌کنیم؛ به اندازه کافی هم نیرو داریم و با تعاملی که با شورای نگهبان داریم و با تغییر نگرشی که در برخی از نهادهای حاکمیتی نسبت به جریان اصلاحات به وجود آمده است انشاالله به این نتیجه برسیم که تأیید صلاحیت‌ها روند عادی و قانونی را طی کند و همانند انتخابات شوراها با تورم نیرو مواجه باشیم؛ خوشحال هم می‌شویم که تورم نیرو داشته باشیم.»


 

[1] http://www.nasimonline.ir/Content/Detail/2114224

[2] گفتگو با نشریه مثلث، شماره 371، صفحه 52

http://aftabeyazd.ir/84522[3]




موضوع مطلب : قوچانی, اصلاح‌طلبان, ساز رادیکالیسم, بحران هویت و رادیکالیسم در جریان خاص
یکشنبه 96 شهریور 19 :: 5:8 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
حسن روحانی

اصلاح‌طلبان که این روزها وعده‌هایی که خصوصا در حوزه زنان داده‌اند بر زمین مانده و بسیار تحت فشار هستند پیشنهادات عجیب و غریب به رئیس‌جمهور ارائه دادند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق- اصلاح‌طلبان که در حوزه پاسخگویی به وعده‌های دولت در زمینه بانوان خود را دست و پا بسته می‌بینند به اصطلاح به سیم آخر زده‌اند و از رئیس‌جمهور خواسته‌اند حالا که وی نتوانسته وزیر زن در کابینه خود منصوب کند همسر خود را به عنوان «بانوی اول» در فضای سیاسی کشور آورده و شرایطی را فراهم سازد که همسر رئیس‌جمهور ( به جای بانوان سیاستمدار دیگر) ظهور و بروز بیشتری در محافل اجتماعی و فرهنگی داشته باشد.

در این رابطه، روزنامه آفتاب یزد به مطالبات بر زمین مانده دولت اشاره کرده و بابی با عنوان «نشدها» ‌باز کرده و ضمن انتقاد از عدم تحقق وعده‌هایی که رئیس‌جمهور در دوران نامزدی به بانوان داده است برای فرار به جلو و پاک کردن موج انتقادات چنین پیشنهادی را به رئیس‌جمهور ارائه کرده است.

این روزنامه اصلاح‌طلب در این باره می‌نویسد: ‌«در چنین شرایطی که «نشد ....»، می‌توان حسن روحانی رئیس جمهوری کشور را مورد خطاب قرار داد و عنوان کرد که دست‌کم برای نشان دادن حمایت خود از زنان کشورش و همینطور به تصویر کشیدن تمایلش به حضور آنان در بطن جامعه، از اهل بیت خود شروع کند و از آن‌ها برای حضور پررنگ و چشمگیر در جامعه، دعوت به عمل بیاورد.»

آفتاب یزد می‌نویسد:‌« درست در زمانی که زنان ایرانی از حضور در استادیوم‌های ورزشی برای تماشای مستقیم مسابقات فوتبال و والیبال محروم هستند، همسر و دختران رئیس جمهوری می‌توانند با حضور خود در ورزشگاه‌ها، مخالفت حسن روحانی با قانون نانوشته «منع حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی» را اعلام کنند. »

در ادامه این روزنامه اصلاح‌طلب با اشاره به اسامی زنان مقامات اول برخی از کشورها همچون «لوسی ترنبول» همسر نخست وزیر استرالیا، «اولا مارگارتا لوفن» همسر استفن لوفن نخست وزیر سوئد، «اَکی آبه» همسر 55 ساله نخست وزیر ژاپن، «سوفی ترودو»، همسر جاستین ترودو نخست وزیر کانادا،« آنجلیکا ریوراهارتیدو» همسر انریکه پنیا نیتو رئیس جمهوری مکزیک، «مارگارت کنیاتا» همسر اهورا کنیاتا رئیس جمهوری کنیا، از رئیس‌جمهور خواسته که مانند این کشورها بانوی خود را به طور علنی در حوزه اجتماعی و فرهنگی و ... وارد کند.




موضوع مطلب : اصلاح‌طلبان, بانوی اول

«آن‎ها که در کمپین انتخابات به ارزش‌های جهان‌شمول و حقوق فرهنگی-هویتی تکیه می‌کنند تا رأی بیاورند، چرا بعد از انتخابات و رونمایی از لیست کابینه سکوت برمی‌گزینند؟»
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شهدای ایران ، «کاوه آهنگری» از فعالان اپوزیسیون که تحت عنوان کارشناس با تلویزیون ماهواره‌ای "من و تو" همکاری دارد، در صفحه شخصی خود از اصلاح طلبان انتقاد کرد و نوشت: «اصلاح طلبان در مقابل اصولگرایان عملا فاقد اصول و پرنسیب هستند. به‌عنوان کسی که در اوج جنبش دانشجویی در ایران حضور داشته‌ام و آگاه به مسائل و دیدگاه‌های دو جناح هستم و سال‌هاست که درگیر کار سیاسی در خارج از کشور می‌باشم، بر این باورم که جناح اقتدارگرا [اصولگرا] دارای صداقت نظری و عملی منحصر به خودش بوده و هست ولی در مقابل، جناح اصلاح طلب فاقد اصول است.»
وی ضمن ابراز ناخرسندی از ترکیب کابینه جدید، اضافه کرد: «اصلاح طلبان که در کمپین انتخابات به ارزش‌های جهان‌شمول و حقوق فرهنگی-هویتی تکیه می‌کنند تا رأی بیاورند، چرا بعد از انتخابات و رونمایی از لیست کابینه و در طول چهار سال زمامداری آقای روحانی سکوت برمی‌گزینند؟... تکلیف وعده و وعیدهای مطرح گشته در انتخابات چیست؟»




موضوع مطلب : انتقاد یک فعال اپوزیسیون, اصلاح‌طلبان
مرتضی حاجی

عضو ارشد بنیاد باران گفت: فکر می‌کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح‌طلبان بودند. فعالیت‌های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح‌طلبان بود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:اصلاح‌طلبان درباره کابینه دوازدهم با حسن روحانی به مشکل برخوردند و این موضوع از لابه‌لای سخنان اعضای این جناح سیاسی مشخص است.  حالا هر روز یکی از فعالان سیاسی این جریان درباره انتقاد از کابینه و انشقاق اعتدال و اصلاحات صحبت می‌کند. مرتضی حاجی، عضو ارشد بنیاد باران یکی از این افراد است که انتقاداتی به حسن روحانی دارد و به طور کل سعی دارد اصلاحات را از دولت یازدهم منفک کند. هر چند که این موضوع کار سختی به واسطه حمایت چهار ساله اصلاح‌طلبان از دولت یازدهم و بعد از آن انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم است اما حاجی تمام تلاش خود را در این عرصه به کار بسته است.

در همین رابطه، گفتگوی فرهیختگان با این فعال سیاسی اصلاح‌طلب را می‌خوانید:

انتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به‌خصوص در بخش تولید ضعف‌های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می‌شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.

ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می‌شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت  روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند.  از این جهت  روحانی نمره قبولی دریافت کرد.  برنامه‌ها هم نسبتا روشن بود، وعده‌هایی که دلخوشی بی‌دلیل ایجاد کند داده نشد.

جهانگیری کاندیدای جدی بود نه پوششی

اگر جهانگیری ابتدای کار کنار می‌رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می‌داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود.

همچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی‌مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد. کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد.

اصلاح‌طلبان عامل اصلی پیروزی روحانی بودند

فکر می‌کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح‌طلبان بودند. فعالیت‌های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح‌طلبان بود. در نهایت حمایت بی‌بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی‌افتاد.

جهانگیری بیشتر از عارف کاندیدای اصلاح‌طلبان بود

شاید این دوره بیشتر می‌توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح‌طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح‌طلبان ثبت‌نام کردند. عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح‌طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح‌طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح‌طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می‌گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی‌ای که انجام شد این‌طور واقع شد

این حرفی که من می‌گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح‌طلبان بالا رفت را نمی‌دانم. جبهه اصلاحات از مجموع 40 الی 30 حزب تشکیل می‌شود و تعداد زیادی شخصیت‌های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت‌نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد.

کابینه دوازدهم عصاره رای مردم نبود

مردم انتظار دارند رای داده شده در مدیرانی که منصوب می‌شوند جلوه‌گر باشد. مردم به روحانی رای دادند و روحانی با برنامه‌هایی که اعلام کرده باید احساس شود. آن استاندار یا فرماندار یا مدیر کل و وزیر و معاون وزیری که انتخاب می‌شوند، عصاره رای مردم هستند و خواسته‌های مردم را فهمیده و درک کرده‌اند و می‌توانند اجرا کنند. این انتظاری بود که در جلسه عنوان شد. او هم در سخنرانی‌ها این مطلب را بیان کرده است.

کابینه عصاره رای نبود؛ شاید جمعش چیزی نزدیک به عصاره باشد. اما فردی اگر نگاه کنیم در وزارت کشور و در مساله زنان این خواسته تامین نشده است.

دولت روحانی اصلاح طلب نیست

دولت را هم نباید دولت اصلاح‌طلبان بگوییم. این دولتی است که روحانی انتخاب کرده و از اصلاح‌طلبان در آن حضور دارند. این که بگویم این دولت اصلاح‌طلبان است گفته درستی نیست. انتخاب کاندیداها انتخاب بین افراد موجود است. شما 6 اسم آنجا داشتید و بین آنها باید یکی را حمایت می‌کردید. یا باید خود را کنار بکشید و بگویید به ما ربطی ندارد که این پسندیده نیست؛ اینکه کسی که مملکت خود را دوست دارد نسبت به آن احساس تکلیف و موضعگیری نکند. یا وقتی وارد می‌شوید باید بین این 6 نفر یکی را انتخاب کنید و روحانی بدون تردید از بقیه قابل حمایت‌تر بود. بنابراین این انتخاب و حمایت روحانی انتخاب بین 6 نفر است. اگر گزینه جور دیگری بود ممکن است کس دیگری انتخاب شود.

در بستن لیست شورای شهر خاتمی هیچ نقشی نداشت

در لیست شورا خاتمی هیچ نقشی در بستن لیست نداشت، ممکن است حرف و پیشنهاد و انتقاد داشته باشد ولی فردی را در لیست بالا و پایین نکرده است. هر چه بود تصمیمی بود که در شورای سیاستگذاری انجام شد.




موضوع مطلب : حسن روحانی, اصلاح‌طلبان, کابینه دوازدهم
کابینه روحانی

هر چند دیر شده است اما باید پرسید که فراکسیون امید اسامی وزراء رفوزه دولت روحانی را منتشر می‌کند یا اینکه آنرا در جیب خود نگاه می‌دارد؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:دولت یازدهم با همه کم و کاستی‌هایش به اتمام رسید و جریان اصلاحات به عنوان حامی تمام قد این دولت در برهه‌های مختلف و در ساختارهای سیاسی مانند مجلس بیشترین حمایت را از این دولت انجام داد. در این میان فراکسیون امید و رئیس ‌آن محمدرضا عارف که اینک در میان اصلاح‌طلبان نیز به «آقای سکوت»‌ معروف است، کمترین انتقاد را به وزرای دولت روحانی داشتند و جالب اینجاست که امروز نیز به عنوان یک مدعی برای کابینه دوازدهم حتی برای انتصاب رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور نیز تعیین و تکلیف می‌کنند.

در چند روز اخیرا از اردوگاه این جناح سیاسی خبرهایی می‌رسد که فراکسیون امید (اصلاح‌طلبان) جلسات مختلفی را برای انتخاب وزرای کابینه دوازدهم تشکیل داده و برای رسیدن به وزیر مطلوب خود حتی به اعمال فشار به دولت می‌پردازد. در این میان گفته می‌شود که کمیته بررسی فراکسیون امید حتی عملکرد وزراء کابینه دولت قبل را نیز مورد بررسی قرار داده و چند وزیر را نیز در این راستا رفوزه اعلام کرده‌اند.

در همین رابطه، قاسم میرزایی نکو عضو هیئت رئیسه فراکسیون امید در پاسخ به سئوالی در مورد نظر فراکسیون متبوعش در مورد وزرای پیشنهادی احتمالی، خاطرنشان کرد:« پس از معرفی کابینه، فراکسیون امید کمیته‌های مختلفی تشکیل داده و در پایان نسبت به وزرا با خرد جمعی در مجمع رای گیری می کند. »

وی افزود: «کابینه ای که اخبارش به ما رسیده، کابینه مورد قبولی است و به تفکر اعتدال نزدیکی و قرابت دارد.»

 عضو فراکسیون امید ضمن ابراز رضایت از اسامی طرح شده به عنوان وزرای دولت دوازدهم گفت: «ما طی بررسی که در فراکسیون امید کردیم، هفت وزیر رفوزه شده و نمره خوب نیاوردند. خوشبختانه از این هفت نفر، 5 نفر معرفی نشدند.»

اما حال سئوال اساسی این است که چرا آنهم بعد از پایان دولت یازدهم نمایندگان فراکسیون امید دست به بررسی عملکرد وزراء دولت زده‌اند و تکلیف حمایت‌هایی که پیش از این اصلاح‌طلبان از همین وزرای رفوزه می کردند، چه می‌شود؟ فراکسیون امید درحالی از رفوزه شدن 7 وزیر دولت یازدهم خبر می‌دهد که بایستی کارنامه کاری خود از نظر تذکر و نظارت بر کار این وزراء را نیز برای افکارعمومی شفاف کند.

بر اساس صحبت‌های میرزایی نکو،‌ دولت یازهم دو وزیری که از نظر اصلاح‌طلبان رفوزه شده‌اند را به عنوان وزرای پیشنهادی دوباره به مجلس معرفی خواهد کرد،‌ سئوال دیگر این است که بر اساس چه معیاری این وزراء رفوزه شدند و فراکسیون اصلاح‌طلب مجلس در قبال این رفوزه‌ها چه اقدامی انجام می‌دهد؟

دست آخر هر چند دیر شده است اما باید پرسید که فراکسیون امید اسامی وزراء رفوزه دولت روحانی را منتشر می‌کند یا اینکه آنرا در جیب خود نگاه می‌دارد؟




موضوع مطلب : اصلاح‌طلبان, اسامی وزرای رفوزه» دولت روحانی
عارف

چهره‌های جریان سیاسی خاص برای اینکه از رئیس‌جمهور روحانی ابراز رضایت کنند، مجبور شده‌اند به تمامی مبانی اصلاح‌طلبی پشت پا بزنند،علت این رخداد را کسی نمی‌داند!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:جریان سیاسی خاص یا همان اصلاح‌طلبان این روزها خود را سرمست از یک پیروزی نشان می‌دهند...

با صورت‌هایی به شکل لبخند در اینجا و آنجا از پیروزی کاندیدایشان در انتخابات ریاست‌جمهوری صحبت می‌کنند و با طمطراق از این می‌گویند که حالا معلوم شد اکثریت جامعه ایرانی طرفدار اصلاح‌طلبی‌اند!

با اینهمه ولی در زیر پوست اصلاح‌طلبیِ این روزها، رخداد دیگری در جریان است.

رخدادی که نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان چطور مجبورند به تمام بدی‌ها و تلخی‌های زندگی و زمانه‌شان لبخند بزنند و دم برنیاورند.

آنها روزهایی را می‌گذرانند که رندی درباره‌اش گفته بود اگر روحانی تمام اصلاح‌طلبان را هم تبعید کند، باز هم لبخند خواهند زد و از این می‌گویند که «تمام کارهای روحانی قانونیست».

این گزارش، روایتیست که تلاش می‌کند برگه‌هایی از زندگی و زمانه تلخ اصلاح‌طلبان را در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار دهد...

*روحانی خوب می‌کند با ما مشورت نمی‌کند!/چه کسی گفته همه باید پیشنهاد بدهند؟!

اصلاح‌طلبان طی 5 سال گذشته در هیچ ضلع و زاویه‌ای مورد مشورت دولت و شخص رئیس‌جمهور روحانی قرار نگرفته‌اند...!

پدیده جالبی که حتی مورد اشاره آنها هم قرار گرفته و کسانی از جریان خاص بیان کرده‌اند که روحانی توصیه پذیر نیست و ما را به اتاقش راه نمی‌دهد.

نکته عجیب ماجرا اما آنجاست که چهره‌های اصلاح‌طلب از این قضیه‌ی عجیب که البته در قاموس اصلاح‌طلبان و فعالیت‌های طیفی آنها به شدت قبیح است، ابراز نوعی رضایت می‌کنند و بدون هیچگونه قصدی برای توهین اما گویی خود را در قبال آن به تجاهل می‌زنند.

علی شکوری‌راد،‌ دبیر کل حزب اتحاد ملت، چند هفته قبل در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه اعتماد و در پاسخ به سؤال خبرنگار این روزنامه مبنی بر اینکه چرا آقای روحانی با فراکسیون امید و احزاب اصلاح‌طلب مشورت نکرده است، توضیحات مطوّلی را ارائه می‌کند تا این اقدام روحانی توجیه شود.

او می‌گوید: مشورت به دو گونه است. یک زمانی با تشکل‌ها مشورت می شود و یک زمان با افراد!

شکوری‌راد سپس بدون هیچگونه اطلاع یا خبر خاصی با خوشبینی تمام تأکید می‌کند: حتما آقای روحانی با افراد مشورت می‌کند...طرف مشورت قرار گرفتن به معنای اینکه رییس جمهور پیشنهادات را بپذیرد، نیست.

این فعال اصلاح‌طلب همچنین اختتامیه سخنانش درباره توجیه مشورت‌ناپذیری رئیس‌جمهور روحانی را هم اینگونه مطرح می‌کند که: من خیلی معتقد نیستم که همه پیشنهاد بدهند. این پیشنهادها عمل کردنش سخت است. هر موضوعی که می خواهیم درباره آن تصمیم بگیریم اگر بیش از حد باز شود جمع کردنش سخت می شود.[1]

البته این اولین بار نیست که اصلاح‌طلبان مواضع خود را درباره مبانی هویتی این جریان خاص سیاسی تغییر می‌دهند.

زمانی در روزهای مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری 96 نیز یکی از اصلاح‌طلبان ستادی با ناامیدی از پیروزی دوباره آقای روحانی، زبان به ستایش پوپولیسم گشوده بود...

صحبت‌های شکوری‌راد به سادگی هرچه تمامتر اثبات می‌کند که اصلاح‌طلبان از آنجا که نمی‌توانند طرف مشورت رئیس‌جمهور قرار بگیرند، مجبورند که از این رفتار او اظهار رضایت کنند!

*لایک به حضور اصولگرایان در کابینه روحانی/روحانی خیلی خوب است؛ حتی با اینکه سیاست و اقتصاد و فرهنگ را به وزرای اصلاح‌طلب نداد!

نشانه دیگر تغییر هویت اجباری ستاد جریان خاص، تغییر موضع آنها بواسطه درک این مسئله است که روحانی نسبت به همکاری با برخی چهره‌های اصولگرا بی‌میل نیست.

اصلاح‌طلبان علیرغم مخالفت‌های آشکار خود با این مسئله و حتی با اینکه داریوش قنبری،‌ از فعالین ستادی این جریان همین چندوقت قبل اعلام کرد «اصولگرایان هیچ‌گونه سهمی از کابینه آقای روحانی ندارند»[2] اما گویا باز هم مجبورند که با خواسته آقای روحانی کنار بیایند و حتی خود را جزو السابقون موافقت با آن هم جلوه دهند.

محمد کیانوش‌راد، از نمایندگان مستعفی مجلس ششم، نفر اولی از اصلاح‌طلبان بود که چند وقت قبل ناباورانه در این باره گفت: «اصولگرایی یکی از جریانات اصیل کشور بوده و بخشی از اصولگرایان همواره برای اعتلای ایران تلاش کرده‌اند. اگرچه برنامه‌های اصلاح‌طلبان با اصولگرایان متفاوت است، اما این بخش از اصولگرایان در میان اصلاح‌طلبان از احترام زیادی برخوردار هستند. کارنامه و کابینه دولت روحانی در چهار سال گذشته نیز این موضوع را به‌خوبی نشان داد که دولت در به‌کارگیری اصولگرایان توانمند و خردورز کوتاهی نخواهد کرد و از حضور آنها استقبال می‌کند.»[3]

جالب اینجاست که علیرغم آنکه تصور می‌شد صحبت کیانوش‌راد یک مسئله نامهم است اما چند روز بعد از او، محمدرضا خاتمی هم به صحنه آمد و در یک گفت‌وگوی مطوّل با روزنامه شرق ضمن تأکید بر تعامل با اصولگرایان و حتی ارائه فهرست‌های مشترک انتخاباتی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان! تلویحاً از این گفت که روحانی تلاش کند تا اصولگرایان هم در کابینه‌اش حضور داشته باشند...[4]

برخی معتقدند که اظهارات کیانوش‌راد و محمدرضا خاتمی از آنجا نشأت می‌گیرد که شامّه اصلاح‌طلبان متوجه حضور برخی چهره‌ها در کابینه دوم آقای روحانی شده است و از همین رو آنها مجبورند تا پیشاپیش خود را موافق این اقدام رئیس‌جمهور نیز نشان بدهند.

سوگواره این ماجرا البته وقتی بیشتر خودش را به مخاطب نشان می‌دهد که محمدرضا خاتمی در بخشی از صحبت‌هایش با شرق اعتراف تصریح می‌کند: «در دولت اول روحانی، در بخش توسعه سیاسی و فرهنگی، هیچ فرد اصلاح‌طلبی در مسئولیت‌های رسمی مرتبط با این حوزه‌ها در دولت قرار نگرفت. البته در بخش اقتصادی هم اصلاح‌طلب شاخصی حضور نداشت؛ اما اصلاح‌طلبان از شرایط رضایت دارند!»

او حتی از این گفته است که «رفع حصر» هم ملاکی برای ارزیابی موفقیت اصلاح‌طلبان و دولت نیست...

*از زمین و زمان راضی هستیم، مجلس هم که جای خود دارد!/روزنامه اصلاح‌طلب: آقای لاریجانی به رفاه مردم فکر می‌کند

جلوه دیگر تغییر هویت اجباری و یا شاید مقطعی جریان سیاسی خاص نیز تعریف و تمجیدهای آنها از مجلس اصولگرای دهم و ریاست آن یعنی علی لاریجانی است.

هرکس نداند اما قدیمی‌ترهای سیاست می‌دانند که اقدام علی لاریجانی در هنگام حضورش در سازمان صدا و سیما برای پخش کنفرانس برلین (که با حضوری جمعی از مشاهیر اصلاح‌طلب برگزار شد) ضربه‌ای به چپ‌ها زد که اثرش هیچگاه پاک نخواهد شد.

و یا هم‌او بود که زمانی گفت: اصلاح‌طلبان مسئله مضحک «تحصن در مجلس ششم» را به راه انداختند.

جلوگیری از طرح مطالبات اصلاح‌طلبانه و تبدیل شدن تریبون پارلمان به محمل خواسته‌های جریان خاص هم هنریست که دکتر علی لاریجانی، رئیس اصولگرای مجلس دهم تاکنون به خرج داده است.

فی‌الواقع همین سه «جنایت» کافیست تا اصلاح‌طلبان حکم به ارتداد سیاسی لاریجانی بدهند اما در کمال تعجب شاهدیم که جریان خاص لب به تمجید و تحمید لاریجانی و مجلسی که خود اقلیت آن محسوب می‌شود، گشوده است و لام تا کام سخنی در انتقاد از لاریجانی نمی‌گوید.

اصلاح‌طلبان طی روزهای عمر مجلس دهم، روزی نبوده است که در تمجید اجباری و یا شاید مقطعی از لاریجانی چیزی نگویند.

مثلاً محمدرضا خاتمی در مصاحبه اخیرش با شرق می‌گوید: ‌امروز جریان آقای لاریجانی و نیروهای معتدل و اصلاح‌طلبان در مجلس حضور دارند، پس می‌توانیم بنشینیم و از نظر تقنینی و پژوهشی کارهایی انجام بدهیم... حرف‌هایی که آقای علی لاریجانی و تعدادی دیگر از اصولگرایان می‌زنند هم دارای خمیرمایه اصلاح‌طلبی است.[5]

روزنامه اصلاح‌طلب آرمان امروز هم زمانی در مدح لاریجانی نوشته بود: «برای او زمانی که بر مسند ریاست می‌نشیند، اصلاح‌طلب و اصولگرا بودن نمایندگان تفاوتی ندارد و به آنچه می‌اندیشد هدایت مجلس به سمتی است که نمایندگان مصوباتی برای رفاه و آرامش مردم داشته باشند.»[6]

*راز این لبخندهای تصنّعی.../چرا ستاد جریان سیاس خاص، دندان روی جگر گذاشته است؟

واقعیت‌های اشاره شده حکایت از آن دارد که گفته رندانه‌ای که در ابتدای گزارش به آن اشاره کردیم، مبنی بر اینکه روحانی اگر تمام اصلاح‌طلبان را تبعید هم بکند آنها اعلام می‌کنند که راضی هستند! حرف درستی است.

اینکه چرا ستاد جریان سیاس خاص، دندان بر روی جگر گذاشته و مجبور است از تمام ناملایمات عالم سیاست ابراز رضایت کند، دلایل مختلفی دارد که البته میزان درصد سهم هریک از آنها با هم تفاوت دارد.

محصور و منزوی بودن سران اصلاحات، شکست خوردن آرمان‌های اصلاح‌طلبان درباره محور مقاومت و انتخابات 88 و ایضا برنامه‌های آینده این جریان سیاسی که ابراز رضایت مقطعی را اقتضا می‌کند؛ همگی می‌توانند عامل لبخندهای تصنعی این روزهای جریان خاص باشد.

خاصه آنکه بدانیم روحانی بنا به اعلام ستادی‌های اصلاح‌طلب، هیچگاه کاندیدای رسمی این جریان نبوده است و اصلاح‌طلبان در ایام انتخابات 96 نیز حتی یک بیانیه رسمی مختص روحانی هم صادر نکردند...

به نظر می‌رسد این بازی ابعاد دیگری هم دارد که هنوز آشکار نشده‌اند.

***

1_http://magiran.com/npview.asp?ID=3586140

2_http://rooydad24.com/13693275

3_http://www.armandaily.ir/fa/news/main/190942

4_http://sharghdaily.ir/News/135753

5_http://sharghdaily.ir/News/135753

6_http://www.khabaronline.ir/detail/535866/Politics/parliament




موضوع مطلب : راز لبخندهای اجباری اصلاح‌طلبان, دکتر روحانی, راز لبخندهای اجباری, اصلاح‌طلبان
منتجب نیا

قائم‌مقام حزب اعتماد ملی درخصوص اینکه چرا اصلاح‌طلبان به محرومان کمتر توجه دارند گفت: از اشکالاتی که ما مطرح می‌کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق و روزنامه فرهیختگان:ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم‌مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی‌ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه‌های قمری محل سخنرانی‌های اوست. دفتری که با عکس امام‌خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره‌های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل‌تر بود. رسول منتجب‌نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح‌طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته‌لهجه شیرازی‌اش را نمی‌تواند در لابه‌لای کلماتش پنهان کند.

وی قائم‌مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است. منتجب‌نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام‌خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس‌جمهوری در دولت خاتمی، قائم‌مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده‌ است.
منتجب‌نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می‌توان گفت وی یکی از چهره‌های مخالف تندروی و افراطی‌گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می‌کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی‌آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب‌نیا به ما می‌گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح‌طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم‌مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم‌گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان‌طور که برخی اصلاح‌طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح‌طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج‌نشینانی که خود را اصلاح‌طلب می‌خوانند تبری می‌جوید و علت آن را این می‌داند که گفتمان اصلاح‌طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می‌گوید. در ادامه این گفت‌وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می‌خوانید.

اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟

درخصوص انتخابات 96 و به‌خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه‌هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه‌مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست‌جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.
بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به‌خصوص مقایسه‌ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس‌های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث‌هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج‌های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق‌مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می‌کنند طبیعتا به آنها علاقه‌مند می‌شوند. روشی که ایشان در دولت اول به‌کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه‌های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت‌هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت‌الله هاشمی و اصلاح‌طلبان و شخصیت‌های اصلاح‌طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به‌رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه‌های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح‌طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می‌کردم که یکی از شانس‌های روحانی این است که اصولگرایان نمی‌توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می‌خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می‌خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره‌گیری کند و با اکراه کناره‌گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.

دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می‌توان در همه حوزه‌ها پیگیری کرد؟
قضاوت نسبت به دولت‌ها خیلی دشوار است و نمی‌توان به‌طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی‌نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی‌دانستم. در مصاحبه‌ها هشدار می‌دادم که احمدی‌نژاد کسی نیست که بتواند عهده‌دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می‌شد و همه کمبودها و نابه‌سامانی‌ها را معلول دولت او می‌دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می‌شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی‌شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی‌انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی‌توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی‌توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه‌ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که  آتش‌بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این‌گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس‌جمهوری تصمیم‌گیری کنند. کلیت نظام می‌نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می‌رسند.

مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می‌زنند و خیلی صریح و شفاف می‌گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می‌کنم. همه را محکوم می‌کنند که از شخص رهبری و رئیس‌جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه‌های این ارگان‌هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت‌ها نقش موثری در زمینه‌سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه‌هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه‌ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می‌کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن‌یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه‌هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می‌دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی‌شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت‌فرسایی را می‌طلبد.
تمام دولت‌ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه‌روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه‌روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره‌گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده‌ای است؟

در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره‌گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست‌جمهوری شود؟
اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می‌شوند، رویه‌ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت‌ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه‌ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش‌آید یا ممکن است در یک‌ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می‌کند و فوت می‌شود یا مریض می‌شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی‌پسندیدند. در ریاست‌جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره‌گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت.

بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح‌طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح‌طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس‌جمهور شود و وضع بدی هم نداشت.  اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه‌بسا عارف برنده انتخابات می‌شد. بالاخره اصلاح‌طلبان در انتخابات 92 به این جمع‌بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره‌گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره‌گیری کنند و ایشان هم تا اندازه‌ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره‌گیری تحمیل شد.  جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره‌گیری کند. با این پیش‌فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و روحانی رخ داد.

آقای هاشمی وقتی ثبت‌نام کرد، روحانی هم ثبت‌نام کرد و بالاخره این احتمال داده می‌شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش‌بینی‌ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت‌نام کنید و اگر بودم کناره‌گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه‌ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می‌شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته‌ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان‌شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می‌تواند جزء سرمایه‌های نظام باشد.

درخصوص ثبت‌نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت‌نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت‌نام شوکه شده بودند.
اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می‌گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.
 

بله، درست می‌فرمایید. شاید این مطلب گفته می‌شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت‌نام نداشتند.
وقتی ثبت‌نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت‌نام کنید که اگر من ثبت‌نام کردم و مشکلی پیش نیامد می‌مانم یا کنار می‌روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت‌نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.

اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که  عده‌ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره‌گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟

بدون‌شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان‌های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره‌ای تعبیر می‌شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می‌کنیم می‌بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی‌توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح‌طلب که صددرصد اصلاح‌طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب‌هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است. اگر منحصر به او شود ممکن است موضع‌گیری‌ای که دستگاه‌های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم‌سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت‌ها توجه کند و به این جمع‌بندی می‌رسد که ما به‌عنوان اصلاح‌طلب یک سلسله آرمان‌ها و ایده‌هایی داریم که می‌خواهیم اینها پیاده شود و این می‌خواهد به دست هر کسی باشد. اگر فردی اصلاح‌طلب بود و این ایده‌ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح‌طلبی نمی‌دهد ولی ایده اصلاح‌طلبان را می‌دهد و عمل اصلاح‌طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف‌هایی که ما می‌زنیم و نه حرف‌هایی را که در دوران اصلاحات زده می‌شد بیان می‌کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک‌های خطرناک در آن وجود ندارد.
اگر به جایی برسیم که این ریسک‌ها نباشد و برخی واقعیت‌ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به‌عنوان خطری بالای سر اصلاح‌طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح‌طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست‌جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی‌کنند. می‌دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می‌کنند و این اصلاح‌طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می‌کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح‌طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن‌های بی‌خود و نظارت‌های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می‌فرمایید درست است و مطلوب‌تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح‌طلب باشد و هم آیده‌ها و آرمان‌های اصلاح‌طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می‌کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب‌ترین فرد است چون ایشان اصلاح‌طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح‌طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.
  جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟

الان نمی‌توان قضاوت کرد. تقریبا یک‌سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان‌ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی‌دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی‌توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه‌ای بالا و پایین می‌شود و در افراد تغییر ایجاد می‌شود که نمی‌توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.
ممکن است فردی الان جزء بهترین‌ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می‌گوییم بهترین است در چهار سال خود را به‌خوبی نشان ندهد و خیلی‌ها از او بازگردند. الان نمی‌توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.
  بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح‌طلب مانند آقای هاشمی‌طبا تایید صلاحیت شد و از آن‌سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی‌بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح‌طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می‌کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح‌طلبان گزینه تایید صلاحیت‌شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح‌طلبان می‌آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می‌شد.
در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح‌طلبان از آقای هاشمی حمایت می‌کردند و اینجا شکاف بین اصلاح‌طلبان ایجاد می‌شد و مجموعه‌ای از عارف و مجموعه‌ای از روحانی حمایت می‌کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی‌شود و عارف حاضر به کناره‌گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند

 ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟
بله، با اکراه کناره‌گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می‌ماندند و شکست می‌خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می‌شد.
 

یعنی احتمال کناره‌گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟
چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می‌کرد و خاتمی از عارف حمایت می‌کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می‌کرد گفت عارف کناره‌گیری کند تا از روحانی حمایت شود.
 

این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟
این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع‌بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح‌طلب است به این جمع‌بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان‌ها مطلع شدیم عده‌ای از بچه‌های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک‌باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می‌شد و دوستان صحبت می‌کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس‌جمهور هستند بگویند کناره‌گیری کنید و فرد دیگری را می‌خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد.
  هرچند نارضایتی از سوی اصلاح‌طلبان وجود داشت.

نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می‌دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح‌طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره‌گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف‌ها را جبران کند.
جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه‌بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می‌تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح‌ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف‌های دولت اول باشند.
 

با توجه به اولویت کشور که به نظر می‌رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟

درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می‌بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه‌جانبه باشد. نمی‌توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان‌طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان‌طور که به مسائل سیاسی توجه می‌کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ‌کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می‌تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت‌ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد. الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده  و یادآوری کرده‌ام که فریب گزارش‌های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به‌جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می‌بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده‌ای ندارد. باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می‌گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به‌یک‌باره پنج تا 6 برابر می‌شود. در کشور فاجعه رخ می‌دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.
در دولت اصلاحات هم می‌گفتم تنها توجه به گزارش‌های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می‌خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب‌زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث‌های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه‌ای که مردم زندگی می‌کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف‌هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست.

 

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : اصلاح‌طلبان, شعارهای انقلاب, منتجب‌نیا, هیات دولت روحانی باید پالایش شود
1   2   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3734
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10006375
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3734
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10006375