سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
مواضع آیت‎الله اما آنگاه بیش از همه تعجب‎برانگیز شد که خبری در مورد دیدار برخی اعضای سازمان مجاهدین با او منتشر شد. فیض الله عرب سرخی با انتشار عکسی در ایسنتاگرام خود نوشت:«پس از سال‎ها، دیدار با آیت الله راستی. دیداری فراموش‎نشدنی با فضایی بسیار صمیمی...
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز : نامش بیش از همه به واسطه‎ی ایستادنش در مقابل انحرافات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بر سر زبان‎هاست؛ با این همه اما نقش‎های مختلفی در طول نهضت ایفا کرده و در مواضع سیاسیِ متأخر نیز با جریانات مختلف سیاسی ارتباط داشته. این البته مانع آن نمی‎شود که گرایشش به هاشمی و دولت روحانی را نادیده بگیریم یا دیدارش را با همان سازمان مجاهدینی‎های سابق مورد توجه قرار ندهیم.
به گزارش رجانیوز آیت‌‎الله راستی‌ کاشانی‌ در سال‌ 1306 در کاشان‌ به‌ دنیا آمد. پدرش مدتی ابریشم‎بافی می‎کرد و مدتی نیز کارمند بود.
 
**تحصیلات و فعالیت‎های علمی
اگر چه تحصیلات ابتدایی‌ را تا پایه ششم‌ گذرانید اما به واسطه‎ی اوضاع نابسامان دبیرستان‎های آن زمان، راهش به تجارتخانه‎ها و مغازه‎ها افتاد تا کار را بر تحصیل ترجیح دهد. راستی کاشانی اما کمی بعد به‌ سراغ‌ نقاشی طرح‎ها و نقشه‌های قالی رفت‌ و آن‌ حرفه‌ را نزد استادان‌ معروف‌ و مجرّب‌ فرا گرفت‌. با این همه دست تقدیر بر این بود که راهش به حوزه علمیه ختم شود.
پس از تحصیل ادبیات عرب راهی قم شد و بعد از پایان رسائل، مکاسب، کفایه و فراگیری دروسی در باب تفسیر، کلام و فلسفه به نجف رفت تا بیش از 25 سال مجاور حرم امیرالمومنین(ع) باشد. علت این مهاجرت بیش از همه، بهره‎گیری از دروس تفسیر آیت‎الله خوئی بود.
رسائل‌، مکاسب‌ و کفایه‌ را نزد آیت‎الله العظمی‌ مرتضی حائری یزدی، آیت‌ الله عبدالجواد اصفهانی، آیت‌الله العظمی شهاب‌ الدین‌ مرعشی نجفی و حضرت‌ آیت‌ الله العظمیی سید محمدباقر طباطبایی‌ بروجردی (سلطانی) آموخته بود‌ و در تفسیر، هیئت‌ و فلسفه‌ از محضر علامه‌ طباطبایی بهره جسته بود. در نجف نیز خارج فقه و اصول را نزد آیت‎الله خوئی و آیت‎الله باقر زنجانی خواند. او در عین حال‌ در درس‌ حضرات‌ آیات‌ حاج‌ سید محسن‌ حکیم‌ و حاج‌ سید محمود شاهرودی، حاج‌ سید عبدالهادی شیرازی، میرزا حسن‌ یزدی، شیخ‌ حسن‌ حلّی، حاج‌ میرزا حسن‌ بجنوردی و حاج‌ سید حسین‌ حمّامی نیز به‌ تناوب‌ شرکت‌ می‎جست‌. او مدتی در جلسات‌ فقهی‌ شورای استفتای‌ آیت الله خویی شرکت‌ داشت‌.
آیت‎الله، پنجاه‌ سال‌ به‌ تدریس‌ در حوزه‌های علمیه‌ کاشان‌، نجف‌ اشرف‌ و قم‌ پرداخت. 
 
**فعالیت‎های سیاسی
*حمایت از درس امام
پس از آنکه امام به نجف آمد، آیت‎الله نیز مثل تندی چند از اساتید، درس خود را تعطیل کرد تا با شرکت در درس امام، به نوبه‎ی خود رونق‎بخش نهضت باشد.
راستی‎کاشانی خود را خصوص آن روزها می‎گوید:«من در حوزه علمیه قم ارتباط علمی با امام نداشتم. پس از آغاز نهضت یک نوار سخنرانی ایشان در نجف به دستم رسید که شب دیر وقت در حجره آن را گوش دادم که خیلی رویم اثر گذاشت تا اینکه پس از تغییر محل تبعید ایشان از ترکیه به عراق و تشرفشان به نجف اشرف، بعضی از آقایان از من خواستند تا از امام بخواهم درسی شروع کنند، ولی من گفتم من درخواست نمی‌کنم، چون شناختی از علمیت ایشان ندارم، اما اگر ایشان درسی شروع کنند من شرکت می‌کنم. لذا وقتی امام تدریس را شروع کرد من خودم که کفایه و مکاسب تدریس می‌کردم، به همراه شاگردانم به درس امام رفتیم و این در رونق درس امام تأثیر داشت. امام هم قدردان بود.»
او می‎افزاید:«یادم می‌آید پس از پیروزی انقلاب یک بار که خدمتشان مشرف شدم به هنگام خداحافظی امام به مرحوم حاج احمد آقا گفتند:"ایشان را می‌شناسی؟" احمد آقا گفت:"آقای راستی کاشانی هستند" امام فرمودند:"نه، ایشان و مرحوم آقا سید اسدالله مهری ما را در نجف از غربت درآوردند." امام بنده خالص خدا بود و هر کاری را برای خدا انجام می‌داد.»
 
 
*حمایت از مرجعیت امام و امضای بیانیه‎ها
آیت الله، از کسانی بود که در سال 1343، مسأله تقلید از امام خمینی(ره) را به طور جدی مطرح کرد. امضای او در زیر بسیاری از اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی که بر ضد شاه منتشر می‌شد، به چشم می‌خورد. آیت الله راستی کاشانی، با عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جزء فعالان این مجموعه شد.
 
*اعتصاب کارکنان شرکت نفت
یکی از وقایع پرحاشیه‎ی نهضت را می‎بایست اعتصاب کارکنان شرکت نفت قلمداد کرد. این اعتصاب فردای کشتار 17 شهریور 57 از پالایشگاه تهران آغاز شد و به پالایشگاه‌های تبریز، آبادان، اصفهان و شیراز کشید. آن سال‎ها ایران 20 درصد از نفت اوپک را تولید می‎کرد و پس از عربستان دومین صادرکننده‎ی بزرگ نفت به شمار می‎آمد. پالایشگاه آبادان یکی از بزرگترین پالایشگاه‎های نفت جهان بود.
امام توجه ویژه‎ای به این اعتصاب داشتند:«اعتصاب نفت بسیار مهم است. من دست علماء را می‌بوسم. هرچه در توان دارند در ادامه آن انجام بدهند که اگر اعتصاب شکسته شود، نهضت به عقب می‌افتد.» امام تصریح می‎کنند:«شاه، نفت کشور را برای سرکوبی مسلمانان به اسرائیل می‌دهد و در ایران هر کس به این عمل غیر انسانی اعتراض می‌کند، با سر نیزه جوابش داده می‌شود.»
در این شرایط آیت‎الله از جمله کسانی است که به نمایندگی امام برای حمایت و پشتیبانی از اعتصاب، راهی آبادان می‎شود.
 
 
*تحصن در دانشگاه تهران
با اوج گرفتن نهضت و فرار شاه، این بار نوبت امام است که به ایران بازگردد. با این همه بهانه‎های بختیار در مورد عدم امنیت و... سدی بر سر این راه است؛ سدی که روحانیون را به دانشگاه تهران می‎کشاند تا در اعتراض به ممانعت بختیار تحصن کنند. آیت‎الله راستی کاشانی از جمله چهره‎های متحصن در این ماجراست.
 
 
 
 
*عضویت در شورای مدیریت حوزه قم
پس از انقلاب در سال 59 نوبت شکل‎گیری‌ شورای‌ مدیریت‌ حوزة‌ علمیه‌ قم‌ می‎رسد. آیت‎الله منتظری طی نامه‎ای خطاب به امام می‎نویسد:«امام طی نامه‎ای به آیت‎الله منتظری تصریح می‎کنند:«پس از سلام، همان‎گونه که خاطر شریف مستحضر است مدتى پیش حضوراً امور مربوط به حوزه علمیه قم و لزوم ایجاد نظم و رسیدگى به اوضاع درسى و اخلاقى و جریانات داخلى آن به عرض حضرتعالى رسید و رهنمودهایى فرمودید و بنا شد براى انجام این مسئولیت شورایى از فضلاى مدرسین حوزه علمیه قم تشکیل شود. بر حسب نظر حضرتعالى و مشورت و نظرخواهى از حضرت آیت اللَّه العظمى آقاى گلپایگانى- دامت برکاته- شورایى مرکب از آقایان حجج اسلام راستى، کریمى، طاهر شمس، دوزدوزانى، صابرى و افتخارى- دامت افاضاتهم- تشکیل گردید و قدم‎هاى مؤثرى تا حال برداشته‏‎اند. چنانچه رهنمودهاى جدیدى دارید مرقوم فرمایید- ادام اللَّه ظلکم الشریف.» امام نیز مرقوم می‎دارند:«شوراى مزبور کارهایى را که مى‏‎خواهند انجام دهند، پس از نظرخواهى در امور مهمه از حضرت آیت اللَّه گلپایگانى- دامت برکاته- مانعى ندارد. ان شاء اللَّه موفق باشید.»
 
*حضور در شورای عالی قضائی
در همین سال بحث شورای عالی قضائی نیز مطرح است. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‎نویسد:«خبرگان تدوین کننده قانون اساسی براساس همان دغدغه‌هائی که برای صیانت از قانون و شرع مقدس داشتند، وجود شورای نگهبان را با حضور دوازده عضو، در متن قانون اساسی {در اصل نود و یکم} پیش بینی کردند؛ به طوری که بدون وجود این شورا که شش نفر از اعضای آن از فقهای برجسته و منصوب رهبری و شش نفر دیگر از حقوقدانان پیشنهادی شورای عالی قضایی و به انتخاب مجلس بودند، مجلس شورای ملی فاقد اعتبار می‌شد. اما چگونگی شکل‌گیری شورای عالی قضایی و به تبع آن تشکیل شورای نگهبان، یکی از مشکلات مجلس اول بود.
امام (ره) در همان فرصت قانونی، حضرات آیات آقایان لطف‌الله صافی گلپایگانی، احمد جنتی، یوسف صانعی، غلامرضا رضوانی، عبدالرحیم ربانی شیرازی و محمد رضامهدوی کنی را به عنوان فقهای شورای نگهبان معرفی کردند. اما بحث انتخاب حقوقدانان این شورا که باید توسط مجلس از میان حقوقدانان پیشنهادی شورای عالی قضایی انتخاب شوند، به علت عدم تشکیل شورای عالی قضایی با مشکل روبرو شد.
طبق اصل یکصد و پنجاه و هشتم قانون اساسی در قبل از بازنگری، شورای عالی قضایی متشکل بود از رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور به انتخاب رهبر و سه نفر قاضی مجتهد عادل، به انتخاب قضات کشور. امام تا پیش از این زمان آقایان دکتر بهشتی و آیت الله موسوی اردبیلی را به عنوان منتخبین خود معرفی کرده بودند، اما تکلیف سه نفر قاضی عادل مشخص نبود. این که قاضی مجتهد عادل کیست و چه کسی باید وجود سه عنصر قضاوت، اجتهاد و عدالت را در یک نفر احراز کند، مهمترین بحث مربوط به انتخاب این قضات بود.
این موضوع در شورای انقلاب هم مطرح شد و بحث‌های مفصلی را هم به خود اختصاص داد. بیشتر مذاکرات بر روی نحوه تشخیص و معرفی این قضات بود.
ما ابتدا فکر کردیم از قضات شرع که در دادگاههای انقلاب کار کرده بودند به اضافه قضات دادگستری، اگر در میانشان مجتهد عادل باشد، استفاده شود. با امام و مدرسین و مراجع دیگر هم صحبت شد و اسامی عده‌ای از قضات شرع دادگاههای انقلاب، فهرست شد و در نهایت امام به قم و آیت‌الله منتظری ارجاع فرمودند و در آنجا به کمک برخی از حضرات آیات، عده‌ای از این قضات به عنوان مجتهد عادل شناخته شدند. اما بعد کم‌کم اعتراضاتی در محیط دادگستری بروز کرد، به طوری که بعضی از قضات می‌گفتند از کجا معلوم که ما مجتهد و عادل نباشیم.
من چون خود را موظف می‌دیدم که بی‌توجه به این اعتراضات نباشیم و معتقد بودم بی‌اعتنا بودن به این خواست، ممکن است در آینده نقطه سؤال و ابهامی در پرونده شورای عالی قضایی بگذارد، باز به خدمت امام رفتم و مسأله را مطرح کردم. امام فرمودند برای اینکه حقی از کسی ضایع نشود به آقایانی که ادعای اجتهاد دارند، مهلتی بدهید تا در محضر کسانی که مجتهد را می‌توانند تشخیص بدهند، حضور پیدا کنند و با آنها مصاحبه و مذاکره شود تا اگر آنها هم مجتهد بودند، معرفی شوند.
ما هم به سرعت دنبال این کار را گرفتیم و حتّی لایحه قانونی تحت عنوان «انتخاب سه نفر از قضات کشور برای عضویت در شورای عالی قضایی»، در شورای انقلاب به تصویب رساندیم که بر مبنای آن شرایط انتخاب‌شوندگان، سابقه قضایی در وزارت دادگستری یا دادگاه‎ها و یا دادسراهای انقلاب و «داشتن توانایی اجتهاد، عدالت و تقوای دینی و تعهد نسبت به انقلاب اسلامی» تعیین و امام مرجع تائید این صلاحیت‎ها، شدند.  در نهایت نیز امام، این کار را به آقای منتظری محوّل فرمودند که ایشان نیز با انتخاب آقایان علی مشکینی، حسین راستی کاشانی و مسلم ملکوتی، کار بررسی‌ها را به انجام رساندند. به این ترتیب راه انتخاب سه نفر قاضی مجتهد و عادل از میان مجموعه قضات تائید شده، هموار و مراحل اجرایی کار برای تکمیل شدن اعضای شورای عالی قضایی آغاز شد.»(کتاب هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات 1359، انقلاب در بحران)
 
*امام، سپاه را به آیت‎الله ارجاع می‎دهد
امام، تیرماه 59  در دیدار فرمانده و مسئولان اطلاعات سپاه تهران و شهرستان‎ها از ضرورت حرکت بر مبنای اسلام سخن می‎گویند و تصریح می‎کنند:«من از خداى تبارک و تعالى توفیق و سعادت و سلامت شما را مى‏خواهم. و در این امور هم همان‏طور که گفتم به آقاى منتظرى، آقاى مشکینى، آقاى راستى، اینها همه اشخاص صالحى هستند که به آنها مراجعه کنید و از آنها دستور بگیرید، مانع ندارد و هیچ اشکالى هم ندارد. خداوند تأییدتان کند.»
 
*ماجرای انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
مهر 65 است که به دنبال شکل‎گیری برخی حاشیه‎ها در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، آیت‎الله که پیش از این نماینده‎ی امام در سازمان به شمار می‎آمده، دست به قلم می‎شود و ضمن اشاره به انحرافاتی که درون سازمان وجود داشته، به دلایلی موافقت با انحلال سازمان را تقضا می‎کند.
آیت‎الله خطاب به امام می‎نویسد:«با کمال احترام معروض می دارد، با اینکه در اطاعت از امر مکرر حضرت امام نسبت به نمایندگی در‏‎ ‎‏سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بحمدالله تاکنون انجام وظیفه شده است و به لطف خداوند با توجه به‏‎ ‎‏نقطه نظرهای مبارک خطر ضعف‎هایی که ممکن بود از جانب منحرفین ایجاد شود برطرف شده است،‏‎ ‎‏ولی با اشتغالات درسی در حوزه و اطاعت از دیگر اوامر حضرت مستطاب عالی فرصت لازم برای‏‎ ‎‏ادام? نمایندگی آن حضرت در سازمان مذکور نیست. استدعای استعفا دارم. ضمناً چون در پیروی از‏‎ ‎‏فرمایشات حضرتعالی عده ای از اعضای محترم سازمان به جبهه رفته اند و عده‎ای عازم هستند،‏‎ ‎‏استدعای انحلال دارند. از خداوند منان صحت و طول عمر آن امام بزرگوار را مسئلت دارم.‏»
امام نیز در پاسخ مرقوم می‎فرمایند:«بسمه تعالی‏. با خصوصیات علمی و عملی و اخلاقی خوبی که در جنابعالی است، امید است چون‏‎ ‎‏گذشته به تربیت افراد صالحی برای اسلام و جمهوری اسلامی اشتغال داشته و موفق‏‎ ‎‏باشید. با استعفای جنابعالی و درخواست انحلال سازمان موافقت می‎نمایم. از خداوند‏‎ ‎‏تعالی توفیق همگان را برای خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم. والسلام علیکم و‏‎ ‎‏رحمة الله.‏»
در این شرایط کسانی که مصداق انحراف به شمار می‎آمدند، دست به قلم می‎شوند تا شکایت محضر امام برند. بهزاد نبوی که در کابینه شهید رجایى و میرحسین موسوى، معاونت نخست‎‎وزیر در امور اجرایى و وزات صنایع سنگین را به عهده می‎گیرد، در نامه‎ای خطاب به امام می‎نویسد:«بعد از سلام و آرزوى طول عمر و سلامتى آن رهبر بزرگوار، عطف به استعفانامه اخیر حجت الاسلام و المسلمین جناب آقاى راستى کاشانى از نمایندگى جنابعالى در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى و پاسخ آن حضرت که در جراید منتشر گردید، به استحضار مى‏رساند؛ از آنجا که متن استعفانامه همراه با پاسخ حضرتعالى که در واقع موافقت با استعفا بوده، منتشر گردیده است، و نامبرده در متن مزبور علاوه بر طرح استعفا، مسائل دیگرى نیز مطرح کرده بودند، که مغرضین پاسخ آن حضرت را تأیید تمامى مطالب استعفانامه مزبور تلقى مى‏نمایند، از حضور مبارک استدعا دارد براى جلوگیرى از هر نوع القاى شبهه و سوء استفاده در صورتى که مصلحت بدانید به نحو مقتضى و یا حتى در ذیل همین عریضه اعلام نظر فرمایید. ملتمس دعا.»
در پاسخ به این نامه است که امام می‎نویسند:«جناب آقاى بهزاد نبوى. اینجانب فقط با استعفاى آقاى راستى و انحلال سازمان مذکور موافقت نمودم و با مطالب دیگرى که در استعفانامه بود، به هیچ وجه موافقت نکردم.» و به این ترتیب قائله‎ها کمی فرومی‎کاهد.
 
*موضع در مورد انجمن حجتیه
آیت‎الله در این سال‎ها نسبت به برخی برخوردها با انجمن حجتیه‎ای‎ها نیز نقد داشت. او در نشستی تصریح کرد:«اجمالا افرادی که منصوب به انجمن حجتیه هستند نوعاً افرادی هستند که با مسایل اسلامی آشنا هستند. اعتقادشان صرف نظر از مسایلی که در ارتباط با انقلاب اسلامی است،‌ محکم و خوب است،‌12 امامی هستند، امام زمانی هستند، البته اهل تقلید هستند. این جهاتشان شبهه‌ای ندارد که جزو افرادی مذهبی و خوب جامعه ما هستند. البته همیشه در هر جمعی ممکن است چهار ـ پنج نفر یک مقدار در حقیقت افراط و تفریط‌هایی داشته باشند. این را در مورد افراد انجمنی می‌توان به شکلی تعبیر کرد منتها عمده مسأله‌ای که مربوط به آنها است و باید یک مقداری در اطرافش توجه کرد و اگر شبهه‌ای،‌ نقصی است معلوم بشود و یا رفع شود یا به هر نحوی که وظیفه است با آنها برخورد شود. سؤال عبارت از این است که تشکیلات و اساسنامه و مرامنامه و نظامنامه و برنامه انجمن (برنامه تشکیلاتی‌اش) چیست؟ این جوّی که به تازگی در مقابل انجمنی‌ها به وجود آمد، منشأ این شد که (البته پیش از این جو هم به یک مناسبتی خدمت امام بعضی از مسایل گفته شده بود) امام فرمودند: من نماینده‌ای در انجمن ندارم و اینها را تأیید نکرده‌ام. البته این تغییر هم از جانب امام نبود. که من اینها را طرد می‌کنم. مسأله دیگر هم اینکه در مورد وجوه شرعیه امام فرمودند: یادم نیست که به اینها اجازه داده باشم اما فعلا اجازه نمی‌دهم. البته در طول این مدت هم نامه‌هایی می‌آمد که با انجمن همکاری کنیم یا نه؟ امام جواب نمی‌داده‌اند و ساکت بوده‌اند. ظاهراً در این اواخر قطعاً به این مسأله رسیدیم که گروه‌های غیرمسلمان هم برای اینکه تعضیف کنند انقلاب را احیاناً یک تفرقه‌هایی به وجود بیاورند. جناب آقای خزعلی هم مقداری با اینها بود و گفته خدمت امام عرض کردم امام فرموده‌اند که بمانند و ببینند چطور است. به هر حال یک نحوه نظارت (حالا به چه شکلی کار نداریم) از جانب ایشان بوده و ایشان هم که با افراد انجمن ارتباط داشته معتقد است،‌ افراد مفیدی هستند، متدینند. ایشان یک وقتی آمدند در جلسه جامعه مدرسین و گفتند آنها مقلد هستند برای اسلام و انقلاب و برای جلوگیری از بعضی از انحرافات و لذا باید اینها را نگه داشت و حفظشان کرد.»
با این همه اما مواضع صریح امام در منشور روحانیت و مانند آن چیزی نیست که بتوان انکار کرد یا به سادگی از کنارش گذشت. البته انجمن لایه‎های مختلفی داشت که نمی‎توان در مورد تمامی این لایه‎ها و هر کس سابقه‎ای در انجمن داشته حکمی واحد صادر کرد. اما قضاوت حضرت امام در خصوص اصل انجمن روشن است.



موضوع مطلب : فراز و فرودهای یک آیت الله, زندگی آیت‎الله راستی کاشانی, آیت الله انقلابی، با ژست معتدل, منحرف خواندن سازمان مجاهدینی‎ها

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1585
  • بازدید دیروز: 5102
  • کل بازدیدها: 9854529
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1585
  • بازدید دیروز: 5102
  • کل بازدیدها: 9854529