سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شبکه حدیث
عید سعید فطر بر همه مسلمین مبارک باد...اَللهُ اَکْبَرُ اَللهُ اَکْبَرُ لاٰ إلٰهَ إلاَّالله واللهُ اَکْبَرُ وَلِلّٰهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلىٰ مٰا هَدٰانٰا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلىٰ مٰا أوْلاٰنٰا...
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علی رضا احسانی نیا را با وبلاگی از خبرها و تحلیل های فراجناحی همراهی کنید...سال 1393 ، سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی مبارک باد...
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
دوشنبه 93 مرداد 6 :: 7:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
اداره مبارزه با تروریست سرویس امنیتی روسیه (FSB) با انتشار گزارش مفصلی از منابع مالی تروریست­‌های داعش، فاش کرد که این پول‌ها از سوی عربستان به حساب طارق الهاشمی واریز و سپس در اختیار داعش قرار می­‌گیرد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم و به نقل از پایگاه خبری پانوراما الشرق الاوسط، اداره مبارزه با تروریست در سرویس امنیتی روسیه (FSB) گزارش مفصلی را در مورد داعش و راه‌های دستیابی به منابع مالی آن منتشر و فاش کرد که عربستان با واریز پول به حساب طارق الهاشمی و سپس انتقال آن به داعشی­‌ها، از این گروه تروریستی حمایت می­‌کند.

این گزارش فاش کرده است که داعش از سوی طرف‌های متعدد مورد حمایت مالی قرار دارد و بنابر اطلاعات موثق، اسناد و تصاویر ماهواره­ای، نوارهای صوتی و فیلم، داده‌های سیستم GPS و نیز تحلیل تحرکات میدانی با استفاده از سیستم GIS، منابع مالی داعش شناسایی شده‌اند.

کمک‌های نقدی پادشاه عربستان به داعش

بر اساس این گزارش، یکی از منابع مالی داعش، کمک‌­های نقدی پادشاه عربستان است به این ترتیب که این کمک‌­ها به حساب یک شرکت بازرگانی وابسته به طارق الهاشمی در بانکی در لندن واریز می‌­شود. ( در این گزارش نام بانک و تصویری از حسابی که از این شرکت در بانک موجود است، وجود دارد).

پس از واریز این پول­‌ها به حساب مزبور، طارق الهاشمی آن را در چند قسط به حساب عزت الدوری در یکی از بانک­‌های اقلیم کردستان واریز می­کند (در این گزارش نام بانک و نام کارمندانی که در روند تحویل پول دست دارند، ذکر شده است). عزت الدوری نیز پس از دریافت این پول­ها، آن را در چند قسط در اختیار داعش قرار می‌­دهد.

پیشنهاد شیوخ وهابی برای اختصاص بخشی از درآمد حج به داعش

بنابر گزارش مزبور، تعدادی از شیوخ تندروی وهابی عربستان نیز اخیرا به پادشاه این کشور پیشنهاد کردند که بخشی از درآمدهای حاصل از حج را به حمایت از مبارزان داعش و خانواده­‌های آن دسته از اعضای آن که کشته شده‌اند، اختصاص دهد.

شیوخ وهابی از حمایت مالی به داعشی­‌ها تحت عنوان مشارکت در ثواب مبارزات آنان یاد کردند.

اما یکی دیگر از منابع مالی داعشی­‌ها در عراق، کمک­‌های مالی کشورهای غربی است که از آمریکا و سایر کشورهای غربی تحت عنوان کمک به حکومت مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان در اختیار وی قرار می‌­گیرد و او نیز آن را تحت عنوان پول خرید نفت از داعش، به این گروه پرداخت می­‌کند.

در این میان، نیروهای پیشمرگه نیز مسئولیت تامین سوخت و مواد غذایی و نیز وسایل و نیازمندی‌های روزمره به اضافه تجهیزات لوجستیکی داعش را برعهده دارد به این ترتیب که بخشی از منابع مالی که بارزانی از کشورهای غربی دریافت می­کند به این بخش اختصاص داده می­‌شود.

اداره مبارزه با تروریست سرویس امنیتی روسیه در گزارش خود می­‌افزاید: بخشی از سلاح داعش از مناطق تحت تسلط آن در سوریه و بخشی از آن نیز پس از تسلط بر انبارهای سلاح و مهمات در استان موصل، تامین می‌­شود و علاوه بر این مقادیری سلاح و مهمات و نیز تجهیزات نظامی پیشرفته با هماهنگی ترکیه در اختیار داعش قرار داده می­‌شود، به این معنی که ترکیه در مورد خرید 200 دستگاه خودروی تویوتا با استفاده از منابع مالی غربی، با کشورهای غربی هماهنگی و رایزنی کرد، در نتیجه زمینه تامین مقادیری جنگ افزار و سیستم‌­های ارتباطی برای این گروه تروریستی را فراهم کرد.

همچنین بنابر این گزارش، ترکیه مامور شد که قدرت نظامی داعش را مورد بررسی قرار داده و بین توان نظامی این گروه و ارتش عراق توازن برقرار کند.

در این میان ترکیه وظیفه تامین لوازم یدکی و مهمات برای تجهیزات سنگین و متوسط نظامی که داعش از ارتش عراق و سوریه به غنیمت گرفته، بر عهده دارد.

همچنین ترکیه به منظور ایجاد محبوبیت برای داعشی­‌ها بین ترک‌ها، اخیرا مجوز جمع­‌آوری کمک­‌های نقدی و غیر نقدی برای مبارزان داعش را صادر کرد.

علاوه بر این، گزارش مزبور حاکی از این است که دولت اردن نیز مسئولیت آموزش اعضای داعش و نیز آموزش اعضای اطلاعاتی و ارائه اطلاعات در خصوص تسلیحات ارتش عراق و زیرساخت ها و نقاط ضعف و قوت آن برعهده دارد




موضوع مطلب :
علی مطهری در واکنش به صحبت اخیر محسنی اژه‌ای مبنی بر "دلیلی برای رفع حصر وجود ندارد"، یادآور شد که «امام علی(ع) خوارج را تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند از حقوق اجتماعی‌شان محروم نکرد و آزاد بودند که حتی پای منبر ایشان انتقاد و اعتراض کنند».
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایسنا:علی مطهری در واکنش به اظهارات اخیر دادستان کل کشور درباره مسأله حصر نامه‌ای خطاب به وی نگاشته است.
 
متن کامل نامه علی مطهری بدین شرح است:
 
«جناب حجت‌الاسلام آقای اژه‌ای
 
دادستان محترم کل کشور
 
با اهداء سلام؛ در مصاحبه جنابعالی با خبرگزاری تسنیم مطلبی آمده است که با قانون اساسی سازگار نیست. فرموده‌اید "نظام با تمام سعه صدر خود با سران فتنه برخورد کرده است و دلیلی برای رفع حصر وجود ندارد"؛ در واقع جنابعالی آقایان موسوی و کروبی را بدون محاکمه و حکم قضایی و بدون دادن حق دفاع به آنها محکوم به حبس ابد کرده‌اید. اصل سی و ششم قانون اساسی می‌گوید: "حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد". اصل سی و هفتم می‌گوید: "اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد". اصل سی و دوم نیز می‌گوید:‌ "هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود".
 
بدیهی است که قانون اساسی برای اجراست نه یک امر تشریفاتی.
 
فرموده‌اید: "موسوی و کروبی به اموال عمومی و خصوصی خسارت وارد کرده‌اند، جان مردم را به خطر انداختند و در فتنه برخی کشته شدند که اینها در این مسائل شریک هستند و تا زمانی که جبران و توبه نکنند و در مقابل ظلمی که کردند اقدامی انجام ندهند چرا باید رفع حصر شوند؟"
 
خلاصه حرف شما این است که اگر توبه کنند، بخشیده می‌شوند. این منطق نه با عقل سازگار است و نه با شرع. توبه مربوط به رابطه انسان با خدا و جبران حق‌الله است و با توبه، حق‌الناس جبران نمی‌شود. اگر واقعاً تنها عامل خسارات مالی و جانی پدید آمده این دو نفر هستند و طرف مقابل هیچ نقشی در آن نداشته است چرا باید با توبه آنها از جرمشان گذشت؟ معلوم می‌شود مسأله اصلی این است که آنها باید تعظیم عرض کنند تا آزاد شوند و اصولاً منتقد نظام یا باید در زندان باشد و یا در حصر، نمی‌شود کسی به نظام انتقاد یا اعتراضی داشته باشد و آزاد باشد.
 
این منطق نه با قانون اساسی ما، نه با شرع مقدس و نه با سیره اولیاء دین سازگار است. امام علی علیه‌السلام خوارج را تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند از حقوق اجتماعی‌شان محروم نکرد و آزاد بودند که حتی پای منبر ایشان انتقاد و اعتراض کنند.
 
علاوه بر این، با این منطق حضرتعالی که جرم اینها بزرگ است و تا توبه نکنند از حصر خارج نمی‌شوند، افراد دیگری نیز باید در حصر باشند، ‌زیرا ما هم می‌گوییم برخی از مقامات عالی دولت گذشته جرمشان چه از نظر قانون‌شکنی‌ها و چه در حوادث سال 88 بزرگ است و باید در حصر باشند و تا توبه نکنند نباید از حصر خارج شوند.
 
اگر قرار باشد قانون اساسی و عدالت و مصالح اسلام و مردم را کنار بگذاریم و به "استحسانات من عندی" عمل کنیم همین می‌شود و هرکسی می‌تواند دیگری را در حصر قرار دهد.
 
امید است جنابعالی که دلسوزی‌تان برای انقلاب اسلامی برای همه روشن است و به طور کلی دستگاه قضایی موضوع فتنه را با تدبیر و عمل به قانون برای همیشه حل کند.
 
با تقدیم احترام
 
علی مطهری»



موضوع مطلب :

اظهارات شاذ سخنران اصلاح‌طلب/ وقتی مجمع محققین مرکز توهین به شورای نگهبان و مجلس می شودبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا،در حالی که مجمع محققین و مدرسین از حجت الاسلام رهامی دعوت کرده است تا به عنوان سخنران اصلاح طلبان در این مجمع حضور یابد، رهامی توهین به شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی را محور اصلی سخنان خود قرار داده است.

روز چهارشنبه در هفته‌ای که گذشت، مراسم افطاری به میزبانی شورای هماهنگی اصلاح طلبان قم در این شهر برگزار شد که سخنرانش محسن رهامی، دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها بود و در محل جلسات دائمی اصلاح‌طلبان این استان یعنی مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه قم برگزار شد.

افراط اول:

رهامی در بخشی از سخنان خود که در هیچ رسانه ای منعکس نشد ضمن اشاره به ویلا ساطی یک نماینده در سواحل دریا گفت: «نماینده مجلس که دزد باشد، کلاش باشد، از طرفی شورای نگهبان افراد صالح را رد صلاحیت می کند و افراد غیر صالح را تایید می کند.

رهامی باید در نظر داشته باشد که توهین به نمایندگان مجلس و همچنین تهمت زدن به آنها و زیر سوال بردن عملکرد شورای نگهبان همه جرم هایی است که در این چند خط مرتکب شده است و شورای نگهبان و نمایندگان مجلس می توانند از این سخنران اصلاح‌طلب شکایت کنند.

این شخص به عنوان یک حقوقدان باید بداند که درصورتی که جرم هایی را که گفته است ثابت نکند تا چند ماه حبس انتظار وی را می کشد و باید در نظر بگیرد بیان این سخنان بدون داشتن سند و مدرک نشان افراطی گری است.

افراط دوم:

رهامی در جای دیگر اظهار داشت: «مثلا شورای نگهبان آقای دکتر ربیعی را برای انتخابات شورای شهر تهران رد می کند اما ایشان می آید و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می شود و از آن طرف آقای علوی برای انتخابات مجلس رد صلاحیت می شود ولی از آن طرف وزیر اطلاعات می شود و یا اینکه مرتضوی به عنوان رئیس تأمین اجتماعی به 35 نماینده مجلس پول داده است که خود مرتضوی آمد گفت که من به 150 نماینده مجلس پول داده ام؛ و قطعا عدم تأیید صلاحیت آدم های صالح توسط شورای نگهبان نتیجه را این طور می کند.»

قطعاً اینگونه حرف زدن مسیری جز تخطئه شورای نگهبان و توهین به عملکرد آن را دنبال نمی‌کند و برخلاف نظر امام خمینی درباره شورای نگهبان و جایگاه این شورا در کشور است؛ هرچند حضرت امام خمینی (ره) راجع به شورای نگهبان فرمود:شورای نگهبان گوش به حرف عده‌ای که به اصطلاح مترقی هستند ندهد. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد. به هیچ وجه گوش به حرف عده‌ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید.

امام خمینی(ره) در جایی دیگر در خصوص اهمیت مجلس شورای اسلامی نیز می فرماید: من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است ، و مفسد است یک همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است

امام خمینی(ره) در جایی دیگر مطالبی صریح را در پاسخ به اظهارات افرادی با تفکر رهام ید رجامعه فرموند که افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تایید بعضی حوزه ها موافق میل شان نبوده است دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند ازانقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال ، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد ...من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم واردمی شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین ، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم.

با توجه به این فرمایشات امام خمینی و برخی از فرمایشات دیگر که در این قالب نگنجیده است به نظر می رسد رهامی به عنوان یک اصلاحطلب، هیچ درکی از حقوق و قانون اساسی نداشته و اصول اخلاق گرایی در سیاست را زیر پا گذاشته است.

 

افراط سوم :

وی در جای دیگر اظهار داشت: «حاکمان مستبد، جامعه را متملق و چاپلوس بار می آورند؛ در انتخابات ریاست جمهوری با کمک آقایان ناطق نوری و خاتمی و هاشمی انتخابات را بردیم، در انتخابات شوراها موفق بوده ایم ، در شورای حکمیت من بودم وآقای عارف را راضی کردم با نامه آقای خاتمی و همین مدل را برای مجلس داریم به جلو می بریم و رفته ام به آقایان دولتی گفته ام که اگر برای مجلس برنامه دارید بیایید زیر چتر ما وشورای هماهنگی ، آقای عارف قبول کرده، شورای مشورتی آقای خاتمی هم با ما هستند ، آقای هاشمی و ناطق هم با ما هستند ، چقدر رفتیم لواسانات پیش آقای ناطق نوری پارسال یادش بخیر اوووووووووووووه»

رهامی در ادامه د توجیه عزل و نصب های زیاد در دولت یازدهم گفته است: «در شرایط کنونی مردم روحانی را رئیس جمهور می دانند و همه مدیران کنونی و مدیران در استان ها، حتی اگر از دولت احمدی نژاد باقی مانده باشند، امروز به حساب دولت روحانی نوشته می‌شوند و مردم امروز می گویند مسئولان دولت روحانی هستند؛ لذا هر مدیری در حیطه مسئولیت خود باید فتوکپی رئیس جمهور و دولت باشد و بدانیم اگر مردم می خواستند همان مدیران دولت قبل روی کار باشند به جلیلی رأی می دادند«.

به نظر می رسد این سخنران اصلاح‌طلب شناخت کافی از فضای انتخابات نداشته است و نمی دانسته که جلیلی کاندیدای منتخب احمدی نژاد نبود و بلکه مشایی کاندیدای احمدی نژاد بود و که احمدی نژاد نیز مشایی را چندین بار به عنوان شخصی که مورد تایید اوست معرفی کرد.

هرچند اظهار نظرهای وی درباره انتخابات مجلس با توجه به زمان باقی مانده تا این انتخابات مخالف با فرمایشات مقام معظم رهبری است که بار ها ورود زود هنگام به انتخابات را رد کرده اند.

همچنین ناطق نوری به عنوان یک چهره اصول‌گرا که اخیراً مورد توجه اصلاح‌طلبان قرار گرفته است، بار ها و بارها نسبت به داشتن جلسات مشترک برای انتخابات مجلس واکنش نشان داده است وگفته است که بیان این مطالب حرف گزاف ودروغی است. 

همچنین باید گفت که بی شک از مدل انتخابات شورای شهر رهامی در تهران در مجلس شورای اسلامی هم استقبال می شود؛ به طوری که نماینده ای به اصطلاح اصلاح طلب را به شورا فرستاده شد، اما بعدا این نماینده طرفدار شهردار اصولگرای تهران شد. 

باید خاطر نشان شد زمان این تندروی ها دیگر تمام شده است و دولت جدید با شعار اعتدال روی کار آمده است که جایی برای تند روی وافراط گرایی باقی نمانده است.

از طرف دیگر باید به مجمع محققین و مدرسین که در دعوت از این آقای حقوق دان ید طولانی دارند و از همین تریبون هم هر از گاهی توهین به هر شخصیتی صورت می گیرد، گفت: تا همین چند وقت پیش توهین به مراجع عظام تقلید از همین تریبون توسط این حقوق دان صورت گرفت و در تقبیح عملکرد مراجع عظام وعلمای اعلام در تدریس فقه سنتی جواهری که حضرت امام خمینی (ره) سالیان سال بر آن تاکید داشتند و با نقد بی ادبانه مراجع عظام تقلید برای توجیه حقوق اساسی و قانون اساسی که در همین مجمع زمانی جلسه می گذاشتند گفتند که این همه مراجع و چند صد مجتهد ساعت ها وساعت ها بحث وجدل می کنند راجع به دماء ثلاثه، که این‌طور بشود چه، آنطور بشود چه، ولی یک نفرشان راجع به حقوق اساسی صحبت نمی کنند.

 

احزاب خرپشته نشین

در حالی که در این سخنرانی رهامی مدام از شورای هماهنگی اصلاحات و قدرت و وحدت وعملکردش تعریف می کرد، چندی پیش در صفحه فیس بوک یک خبرنگار اصلاح‌طلب درباره این شورا نوشته شده بود: «تشکلی مفت خور و زائد با نام "شورای هماهنگی جبهه اصلاحات" متشکل از 15، 16 حزب کاغذی و تک نفره هر چند وقت یک بار دور همی می نشیند و از صدقه سر ماده 10 احزاب، بودجه ای از کیسه بیت المال می گیرند و حالش را می برند.

تعدادی چند از چهره های بادکرده و خودحق پندار، تحت تاثیر شگفت ننه جان شان، در مناسبت هایی مثلاً بیانیه هم صادر می کنند.!

با انواع و اقسام اغلاط املایی و انشایی.!...

تقاضا می کنم، از بالای آن خرپشته تشریف بیاورید پایین.! بد است. خوب نیست 




موضوع مطلب : گزارشی از افطاری اصلاح طلبان در قم
دوشنبه 93 مرداد 6 :: 3:10 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

شب‌ عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار : شب‌ عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است.
برای این شب چند عمل ذکر شده است که در ادامه می‌آید:
اول
غسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.
دوم
این شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می‌کرد.
سوم
امام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:
اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ
خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.
وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.
و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.
چهارم
طبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست‌ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:
یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.
ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏‌اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.
آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا).
سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان‌شاءالله برآورده خواهد شد.
پنجم
زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.
به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده‌‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.
چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر در بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:
یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَ
ای مولای من ای ابا عبد اللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده‌ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏‌کننده به حقت،
جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَ
پناه‏‌خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،
أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.
آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این
زیارتگاه.
سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَ
به نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.
آنگاه بگو:
اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِ
خدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏‌نیاز، بزرگوار، تفضل‏‌کننده،
نعمت‏‌بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،
الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَةَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.
آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،
و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.
آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ
سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِ
سلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ
سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِ
سلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِ
سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِ
سلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش)حبیب خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّةِ اللَّهِ
سلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِی
سلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،
أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکَاةَ
گواهی‏ می‏‌دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،
وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِ
و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،
وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.
و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.
پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَ
سلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،
یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَا
ای مولای من، گواهی می‏‌دهم که تو نوری بودی در صلب‌های والا مرتبه و رحم‌های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی‌هایش نیالود و از جامه‏‌های تیره و تارش به تو نپوشانید،
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِی
و گواهی می‏‌دهم که تو از استوانه‏‌های دین و پایه‏‌های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏‌دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،
وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.
و گواهی می‏‌دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏‌های تقوا و نشانه‏‌های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.
آنگاه بگو:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ
ما از خداییم و به سوی او باز می‏‌گردیم
یا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْ
ای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،
وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی
به شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،
وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ
دلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،
یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِی
ای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏‌نیازم گردان،
سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ
آقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،
آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ
ایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
و گواهی می‏‌دهم که تو البته‏ تلاوت‏‌کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏‌کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏‌ای،
لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.
خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.
سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:
اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاةُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیةِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.
خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو
جایز نمی‏‌باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به
ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏‌ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی‌‏ات ای ولی مردم مومن‏.
سپس قبر را ببوس و بگو:
السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ
سلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک‌ها، گرفتار غم‌ها و غصه‏‌ها
اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَ
خدایا شهادت می‏‌دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏‌کننده به حق تو است
أَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِ
او را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردی
وَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ
و او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادی
وَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِ
و به پاکی ولادت گرامی‏‌اش داشتی و میراث‌های پیامبران را به او اعطا نمودی
وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِ
و قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایان
فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَةَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَ
پس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،
حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ
تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،
وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَةِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُ
در صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏‌ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردند
وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ
و تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏‌که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،
فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ
پس با آن‌ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏‌گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.
اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.
خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.
آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،
السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ
سلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،
السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُ
سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،
ِبأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.
پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.
بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می‌کنی و می‌گویی:
السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.
سلام بر شما ای دفاع‌‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم به
فدایتان، به رستگاری رسیدید، رستگاری بس بزرگ.
آنگاه به سوی حرم عباس بن علی (ع) حرکت کن و نزد ضریح شریف آن جناب بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ وَ الصِّدِّیقُ الْمُوَاسِی
سلام بر تو ای بنده‏ شایسته و صدیق همدرد،
أَشْهَدُ أَنَّکَ آمَنْتَ بِاللَّهِ
گواهی می‏‌دهم که ایمان آوردی به خدا،
وَ نَصَرْتَ ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
و فرزند رسول خدا را یاری نمودی،
وَ دَعَوْتَ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ
و به راه خدا دعوت کردی،
وَ وَاسَیتَ بِنَفْسِکَ
و با جانت به فداکاری برخاستی،
فَعَلَیکَ مِنَ اللَّهِ أَفْضَلُ التَّحِیةِ وَ السَّلامِ.
از جانب خدا برترین تحیت و سلام بر تو باد
سپس بگو:
بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یا نَاصِرَ دِینِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا نَاصِرَ الْحُسَینِ الصِّدِّیقِ السَّلامُ عَلَیکَ یا نَاصِرَ الْحُسَینِ الشَّهِیدِ عَلَیکَ مِنِّی السَّلامُ مَا بَقِیتُ وَ بَقِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ.
پدرم و مادرم فدایت، ای یاور دین خدا، سلام بر تو ای یاور حسین صدیق، سلام بر تو ای یاور حسین شهید، از سوی من سلام بر تو باد تا زنده‏‌ام و تا باقی است شب و روز.
آنگاه دو رکعت نماز بالای سر آن حضرت بخوان و پس از آن، دعایی که بالای سر امام حسین (ع) خواندی، یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ در اینجا نیز آن را بخوان و آنگاه به سوی حرم امام حسین (ع) برگرد و نزد آن حضرت هر مقدار که خواستی بمان (به گونه‌ای که مزاحمت برای دیگران نشود) و هنگامی که خواستی وداع کنی بالای سر آن حضرت بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ یا مَوْلای سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قَالٍ وَ لا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ
سلام بر تو ای مولای من، سلام وداع‏‌کننده‏‌ای که او را نه کراهت است نه خستگی، اگر بازگردم از روی ملالت نیست و اگر بمانم نه از جهت
بدگمانی به آنچه خدا صابران را وعده داد،
یا مَوْلای لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیارَتِکَ وَ رَزَقَنِی الْعَوْدَ إِلَیکَ وَ الْمُقَامَ فِی حَرَمِکَ وَ الْکَوْنَ فِی مَشْهَدِکَ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
ای مولای من، خدا این زیارتم را آخرین‏ بار از زیارتم قرار ندهد و بازگشت به سویت و توقف در حرمت و بودن در مشهدت را روزی‏‌ام کند،( و خطاب به خداوند متعال می‌گویی...) آمین‏ ای پروردگار جهانیان.
در پایان نیز در صورت امکان قبر آن حضرت را ببوس و به طوری‌که رویت به جانب قبر باشد و تا خروج از حرم، پشت به قبر مکن و هنگام خارج شدن بگو:
السَّلامُ عَلَیکَ یا بَابَ الْمَقَامِ السَّلامُ عَلَیکَ یا شَرِیکَ الْقُرْآنِ السَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّةَ الْخِصَامِ السَّلامُ عَلَیکَ یا سَفِینَةَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَیکُمْ یا مَلائِکَةَ رَبِّی الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْحَرَمِ السَّلامُ عَلَیکَ أَبَدا مَا بَقِیتُ وَ بَقِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ
و بگو:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ.
سلام بر تو ای درگاه مقام، سلام بر تو ای همردیف قرآن، سلام بر تو ای‏ حجت بر اهل دشمنی، سلام بر تو ای کشتی نجات، سلام بر شما ای فرشتگان پروردگارم که بر گرد این حرم هستید، سلام بر تو همیشه، تا زنده‏‌ام و شب‏ و روز باقی است. ما از خداییم و به سوی او باز می‏‌گردیم و جنبش و نیرویی نیست جز بوسیله خدای بزرگ.
قابل توجه اینکه برای این زیارت ثواب عظیمی نقل شده است.
ششم
10 رکعت نماز بخواند.
در شب آخر ماه رمضان، ده رکعت نماز به صورت دو رکعت بخواند، در هر رکعت سوره «حمد»را یک بار و سوره «توحید» را 10 بار و در هر یک رکوع و سجود 10 مرتبه بگوید:
سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ
پاک است خدا و ستایش شایسته اوست و معبودی جز او نیست و خدا بزرگتر است.
و هنگامی‏ که از 10 رکعت فراغت یافت‏ هزار مرتبه استغفار کند و پس از استغفار سر به سجده گذارد و در حال سجده بگوید:
یا حَی یا قَیومُ یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یا رَحْمَانَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ یا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ تَقَبَّلْ صَوْمِی وَ صَلاتِی وَ قِیامِی
ای زنده به خود پاینده، ای دارای بزرگی و بزرگواری، ای بخشنده دنیا و آخرت و ای مهربان دنیا و آخرت، ای مهربان‏ترین مهربانان، ای معبود گذشتگان و آیندگان، گناهم را بیامرز، و روزه و نماز و شب زنده داری ام را بپذیر.
هفتم
این ذکر را که در شب جمعه نیز گفتنش مستحب است، 10 بار بگوید:
یا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَی الْبَرِیةِ یا بَاسِطَ الْیدَینِ بِالْعَطِیةِ یا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِیةِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَیرِ الْوَرَی سَجِیةً وَ اغْفِرْ لَنَا یا ذَا الْعُلَی فِی هَذِهِ الْعَشِیةِ.
ای کسی‏ که جود و بخشش تو به آفریدگان، همیشگی است، ای آن‏که دو دست سخاوت خود را برای عطا گشوده‏‌ای، ای صاحب‏ عطاهای گرانبها، بر محمد و خاندان او، نیکوخوترین مردمان درود فرست و من را ای خدای بلند مرتبه‏ در چنین شبی بیامرز.
هشتم
دو رکعت نماز معروف شب عید را بخواند؛
در رکعت اول بعد از سوره حمد، هزار مرتبه سوره توحید(قل هو الله) و در رکعت دوم؛ پس از سوره حمد،‌ یک مرتبه سوره توحید را بخواند پس از سلام سر به سجده بگذارد و 100 مرتبه بگوید: اَتُوبً اِلَی اللهِ. آنگاه بگوید:
یا ذَا الْمَنِّ وَ الْجُودِ یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا.
ای دارای نعمت و جود، ای صاحب بخشش‏ و عطا، ای برگزیننده محمد(درود خدا بر او و خاندانش)، بر محمد و خاندانش درود فرست و با من چنین و چنان کن.
بجای افعل "بی‌کذا و کذا" حاجات خود را ذکر کند.
در روایت است که امیر مومنان (ع) این نماز را به همین کیفیت که ذکر شد، انجام می‌داد و سر از سجده برمی‌داشت و می‌فرمود:
"به حق آن خدایی که جانم به دست اوست، هر کس این نماز را بجا آورد، هر حاجتی که از خداوند طلب کند، به وی عنایت خواهد شد و وی گناهان زیادی را از او بیامرزد".
در روایت دیگری از امیر مومنان (ع) به جای خواندن هزار مرتبه سوره قل هو الله، 100 مرتبه آمده است؛ ولی در این روایت آمده است که این نماز را باید بعد از نماز مغرب و نافله آن بجا آورد. (هر دو نماز خوب است).
مرحوم "شیخ طوسی" و "سید بن‌طاووس" این دعای نورانی را بعد از خواندن این نماز نقل کرده‌اند:
یا اللَّهُ یا اللَّهُ یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا اللَّهُ یا رَحِیمُ یا اللَّهُ یا مَلِکُ یا اللَّهُ یا قُدُّوسُ یا اللَّهُ یا سَلامُ یا اللَّهُ یا مُؤْمِنُ یا اللَّهُ یا مُهَیمِنُ یا اللَّهُ یا عَزِیزُ یا اللَّهُ یا جَبَّارُ
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای مهربان، ای خدا، ای بخشنده، ای خدا، ای فرمانروا، ای خدا، ای پاک، ای خدا، ای‏ سلام، ای خدا، ای ایمنی‏‌بخش، ای خدا، ای چیره‏‌گر، ای خدا، ای عزتمند، ای خدا، ای جبار،
یا اللَّهُ یا مُتَکَبِّرُ یا اللَّهُ یا خَالِقُ یا اللَّهُ یا بَارِئُ یا اللَّهُ یا مُصَوِّرُ یا اللَّهُ یا عَالِمُ یا اللَّهُ یا عَظِیمُ یا اللَّهُ یا عَلِیمُ یا اللَّهُ یا کَرِیمُ یا اللَّهُ یا حَلِیمُ یا اللَّهُ یا حَکِیمُ
ای خدا، ای بزرگمنش‏، ای خدا، ای آفریننده، ای خدا، ای پدیدآورنده، ای خدا، ای صورتگر، ای خدا، ای دانا، ای خدا، ای بزرگ، ای خدا، ای‏ آگاه، ای خدا، ای کریم، ای خدا، ای بردبار، ای خدا، ای فرزانه،
یا اللَّهُ یا سَمِیعُ یا اللَّهُ یا بَصِیرُ یا اللَّهُ یا قَرِیبُ یا اللَّهُ یا مُجِیبُ یا اللَّهُ یا جَوَادُ یا اللَّهُ یا مَاجِدُ یا اللَّهُ یا مَلِی یا اللَّهُ یا وَفِی یا اللَّهُ یا مَوْلَی یا اللَّهُ یا قَاضِی،
ای خدا، ای شنوا، ای خدا، ای بینا، ای خدا، ای نزدیک، ای خدا، ای اجابت‏ کننده، ای خدا، ای سخاوتمند، ای خدا، ای بزرگوار، ای خدا، ای نیرومند، ای خدا، ای وفادار، ای خدا، ای سرپرست، ای خدا، ای داور،
یا اللَّهُ یا سَرِیعُ یا اللَّهُ یا شَدِیدُ یا اللَّهُ یا رَئُُوفُ یا اللَّهُ یا رَقِیبُ یا اللَّهُ یا مَجِیدُ یا اللَّهُ یا حَفِیظُ یا اللَّهُ یا مُحِیطُ یا اللَّهُ یا سَیدَ السَّادَاتِ
ای خدا، ای سریع، ای خدا، ای سخت‏گیر، ای خدا، ای مهربان، ای خدا، ای نگهبان، ای خدا، ای باشکوت، ای خدا، ای نگهدار، ای خدا، ای فراگیر، ای خدا، ای آقای آقایان
یا اللَّهُ یا أَوَّلُ یا اللَّهُ یا آخِرُ یا اللَّهُ یا ظَاهِرُ یا اللَّهُ یا بَاطِنُ یا اللَّهُ یا فَاخِرُ یا اللَّهُ یا قَاهِرُ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا وَدُودُ
ای خدا، ای آغاز، ای خدا، ای انجام، ای خدا، ای آشکار، ای خدا، ای نهان، ای خدا، ای فخرکننده، ای خدا، ای‏ چیره، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای دوست،
یا اللَّهُ یا نُورُ یا اللَّهُ یا رَافِعُ یا اللَّهُ یا مَانِعُ یا اللَّهُ یا دَافِعُ یا اللَّهُ یا فَاتِحُ یا اللَّهُ یا نَفَّاحُ نَفَّاعُ‏ یا اللَّهُ یا جَلِیلُ یا اللَّهُ یا جَمِیلُ یا اللَّهُ یا شَهِیدُ
ای خدا، ای نور، ای خدا، ای بالابرنده، ای خدا، ای بازدارنده، ای خدا، ای دفع‏‌کننده، ای خدا، ای گشاینده، ای خدا، ای بهره ‏رسان، ای خدا، ای‏ با شکوه، ای خدا، ای زیبا، ای خدا، ای گواه،
یا اللَّهُ یا شَاهِدُ یا اللَّهُ یا مُغِیثُ یا اللَّهُ یا حَبِیبُ یا اللَّهُ یا فَاطِرُ یا اللَّهُ یا مُطَهِّرُ یا اللَّهُ یا مَلِکُ،(مَلِیکُ‏)
ای خدا، ای شاهد، ای خدا، ای فریادرس، ای خدا ای حبیب، ای خدا، ای آفریننده، ای خدا، ای پاک کننده، ای خدا، ای پادشاه،
یا اللَّهُ یا مُقْتَدِرُ یا اللَّهُ یا قَابِضُ یا اللَّهُ یا بَاسِطُ یا اللَّهُ یا مُحْیی یا اللَّهُ یا مُمِیتُ یا اللَّهُ یا بَاعِثُ یا اللَّهُ یا وَارِثُ یا اللَّهُ یا مُعْطِی یا اللَّهُ یا مُفْضِلُ
ای خدا، ای نیرومند، ای خدا ای قبض‏‌کننده، ای خدا، ای گستراننده، ای خدا، ای زنده کننده، ای خدا، ای میراننده، ای خدا، ای برانگیزاننده، ای خدا، ای وارث، ای خدا، ای عطابخش، ای خدا، ای فزوین‏ده،
یا اللَّهُ یا مُنْعِمُ یا اللَّهُ یا حَقُّ یا اللَّهُ یا مُبِینُ یا اللَّهُ یا طَیبُ یا اللَّهُ یا مُحْسِنُ یا اللَّهُ یا مُجْمِلُ یا اللَّهُ یا مُبْدِئُ یا اللَّهُ یا مُعِیدُ یا اللَّهُ یا بَارِئُ یا اللَّهُ یا بَدِیعُ
ای خدا، ای نعمت‏دهنده، ای خدا، ای حق، ای خدا،‏ ای آشکار، ای خدا، ای پاکیزه، ای خدا، ای نیکوکار، ای خدا، ای زیباکار، ای آغازگر، ای خدا، ای‏ بازآور، ای خدا، ای پدیدآور، ای خدا، ای نوآفرین،
یا اللَّهُ یا هَادِی یا اللَّهُ یا کَافِی یا اللَّهُ یا شَافِی یا اللَّهُ یا عَلِی یا اللَّهُ یا عَظِیمُ یا اللَّهُ یا حَنَّانُ یا اللَّهُ یا مَنَّانُ یا اللَّهُ یا ذَا الطَّوْلِ یا اللَّهُ یا مُتَعَالِی
ای خدا، ای هدایتگر، ای خدا، ای کفایت‏‌کننده، ای خدا، ای‏ شفابخش، ای خدا، ای بلندپایه، ای خدا، ای بزرگ، ای خدا، ای مهربان، ای خدا، ای نعمت‌‏بخش، ای خدا، ای‏ عطابخش، ای خدا، ای برتر،
یا اللَّهُ یا عَدْلُ یا اللَّهُ یا ذَا الْمَعَارِجِ یا اللَّهُ یا صَادِقُ یا اللَّهُ یا صَدُوقُ، یا اللَّهُ یا دَیانُ یا اللَّهُ یا بَاقِی یا اللَّهُ یا وَاقِی یا اللَّهُ یا ذَا الْجَلالِ یا اللَّهُ یا ذَا الْإِکْرَامِ
ای خدا، ای دادگر، ای خدا، ای صاحب مراتب بلند، ای خدا، ای راستگو، ای خدا، ای راست‌پیشه، ای خدا، ای جزادهنده، ای خدا، ای پایدار، ای خدا، ای نگهدار، ای خدا، ای صاحب بزرگی‏، ای خدا، ای دارای بزرگواری،
یا اللَّهُ یا مَحْمُودُ یا اللَّهُ یا مَعْبُودُ یا اللَّهُ یا صَانِعُ یا اللَّهُ یا مُعِینُ یا اللَّهُ یا مُکَوِّنُ یا اللَّهُ یا فَعَّالُ یا اللَّهُ یا لَطِیفُ یا اللَّهُ یا غَفُورُ یا اللَّهُ (یا جَلِیلُ یا اللّهُ‏) یا شَکُورُ
ای خدا، ای پسندیده، ای خدا، ای پرستیده، ای خدا، ای سازنده، ای خدا، ای‏ یاری‏ده، ای خدا، ای پدیدآورنده، ای خدا، ای پرکار، ای خدا، ای لطیف، ای خدا، ای آمرزنده، ای خدا، ای سپاسگذار
یا اللَّهُ یا نُورُ یا اللَّهُ یا قَدِیرُ (قَدِیمُ‏) یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ یا اللَّهُ یا رَبَّاهْ
ای خدا، ای نور، ای خدا، ای توانا، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار، ای خدا، ای پروردگار،
یا اللَّهُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَمُنَّ عَلَی بِرِضَاکَ وَ تَعْفُوَ عَنِّی بِحِلْمِکَ وَ تُوَسِّعَ عَلَی مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَّیبِ وَ مِنْ حَیثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیثُ لا أَحْتَسِبُ فَإِنِّی عَبْدُکَ لَیسَ لِی أَحَدٌ سِوَاکَ وَ لا أَحَدٌ أَسْأَلُهُ غَیرُکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ
ای خدا، از تو درخواست می‏‌کنم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و به خشنودی‏‌ات بر من منت نهی و به بردباری‏‌ات از من درگذری و از روزی حلال پاکیزه‏‌ات به من بگستری، از جایی که گمان می‏‌برم و از جایی‌که گمان نمی‌برم، من بنده توام و کسی را جز تو ندارم و نه احدی غیر تو که از او گدایی کنم، ای‏ مهربان‏ترین مهربانان، آنچه را خدا خواهد شود، نیرویی نیست جز به خدای برتر بزرگ.
پس به سجده می‌روی و می‌گویی:
یا اللَّهُ یا اللَّهُ یا اللَّهُ یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ یا مُنْزِلَ الْبَرَکَاتِ بِکَ تُنْزَلُ کُلُّ حَاجَةٍ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ فِی مَخْزُونِ الْغَیبِ عِنْدَکَ وَ الْأَسْمَاءِ الْمَشْهُورَاتِ عِنْدَکَ الْمَکْتُوبَةِ عَلَی سُرَادِقِ عَرْشِکَ أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْبَلَ مِنِّی شَهْرَ رَمَضَانَ وَ تَکْتُبَنِی مِنَ الْوَافِدِینَ إِلَی بَیتِکَ الْحَرَامِ وَ تَصْفَحَ لِی عَنِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ وَ تَسْتَخْرِجَ لِی یا رَبِّ کُنُوزَکَ یا رَحْمَانُ.
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای پروردگار، ای پروردگار، ای پروردگار، ای فرو فرستنده برکات، به عنایت تو هر حاجتی فرود آورده شود، از تو درخواست می‌کنم، به هر نامی که در خزانه غیب نزد توست و نام‌های مشهور در پیشگاهت، که بر سراپرده‏ عرشت نوشته شده، این‌که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و ماه رمضان را از من بپذیری‏ و مرا در شمار واردان به خانه محترمت بنویسی و از گناهان من چشم‏ پوشی و گنج‌های خود را برایم بیرون آوری، ای مهربان.
نهم
14 رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی، سوره حمد و آیةالکرسی و سه مرتبه سوره قل هو الله را بخواند.
در روایت است هر کس چنین کند، خداوند در برابر هر رکعتی ثواب‌های بسیار زیادی به او می‌دهد.
دهم: مرحوم "شیخ طوسی" در "مصباح المتهجد" فرموده است: در پایان شب نیز غسل کن و تا طلوع صبح در مصلایت (محل خواندن نماز) بنشین (و ذکر خدا بگو).




موضوع مطلب : فضیلت اعمال شب عید فطر

در گزارش جدیدی که واحد مطالعات ژئوسیاسی موسسسه مطالعات واشنگتن منتشر کرده است برخی اطلاعات از داعش و شیوه تفکر سرکرده‌های آن و اینکه رهبری این گروهک بر عهده چه کسی است و مفتی چه نقشی دارد، شرح داده شده است.

البغدادی شورای نظامی شامل هشت تا 13 نفر دارد که همه آنها را عراقی ها تشکیل می دهند زیرا البغدادی به دیگران اعتمادی ندارد. سه نفر روسای شورای البغدادی را تشکیل می‌دهند و یک افسر سابق بعث به نام سرهنگ ستاد حجی بکر این شورای نظامی را رهبری می کند. وی پس از اینکه به گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام پیوست و خدمات نظامی خود و تجربه ارتش بعث را عرضه کرد به عنوان عضوی در این گروهک جذب شد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، سرهنگ حجی از حزب بعث توبه کرد و به عنوان بزرگترین فرمانده نظامی نزدیک به ابوعمر البغدادی مطرح گشت در حالی که آشنایی قبلی میان این دو نبود و از طریق واسطه ها با ابوعمر و ابوحفص المهاجر پذیرفته شد و پذیرش وی مشروط به دادن اطلاعات مفید از ارتش بود و پس از مدتی به عنوان مشاور نظامی ابوعمر البغدادی و ابو حفص المهاجر ارتقا یافت.

بر اساس این گزارش سرهنگ حجی بکر اطلاعات نظامی و طرح هایی در اختیار گروهک داعش قرار داد و آنها را با فرماندهان نظامی سابق وابسته به حزب بعث مرتبط کرد.به مرور زمان سرهنگ حجی بکر جایگاه ویژه ای نزد گروهک داعش یافت و به مثابه گنج نظامی و فرماندهی بزرگ ظرف چند هفته مطرح شد.

در این گزارش آمده است: ابوبکر البغدادی عضوی از گروه موسوم به دولت اسلامی عراق بود که در هسته اصلی فرماندهی این گروه جایی نداشت.محل اقامت وی در غرب عراق به ویژه الانبار و فلوجه بود.وی مشاور ابوعمر البغدادی و ابو حفص المهاجر به مدت 50 روز شد.هدف قرار گرفتن البغدادی و ابوحفص و مرگ هر دو فاجعه ای برای گروه موسوم به دولت عراق به شمار می رفت.

سرهنگ حجی بکر آسیبی ندید و فرماندهان ارشد همه به صورت یکباره به هلاکت رسیده بودند و فرماندهی خالی شد و زمینه برای حجی بکر فراهم شد و مورد ارج همه قرار گرفت.

در این گزارش آمده است: پس از ترور دو سرکرده یعنی ابوعمر البغدادی و ابو حفص المهاجر، سرهنگ حجی بکر به اطلاعات نزدیکان و دیگر فرماندهان رساند که با امیر جدید گروه موسوم به دولت عراق یعنی ابوبکرالبغدادی بیعت کرده است و این خبر برای همه غافلگیر کننده بود.

ناآرامی ها در سوریه شروع شد و همه نگاه ها اعضای این گروه به سوریه معطوف شد به ویژه غیر عراقی هایی عضو این گروه و سوری ها.سرهنگ حجی بکر نگران شد و از ابوبکرالبغدادی خواست که به فرماندهان دستور دهد به فکر رفتن به سوریه نباشند و هر فردی که به سوریه برود عضو منفک و جدا شده تلقی گردد.

این افسر بعثی تفکر تشکیل گروهی از غیر عراقی ها برای رفتن به سوریه به سرکردگی یک فرماندهی سوری را مطرح کرد و فرماندهان عراقی عضو این گروه از رفتن به سوریه منع شدند.فرماندهی جدید در شام اقدام به جذب اعضای غیر عراقی و اعضای جدید خارج از منطقه کردند و جبهه النصره شکل گرفت و با سرکردگی ابو محمد الجولانی رشد کرد و بزرگ شد تا با ابو محمد الجولانی جهانی شد.

بسیاری از تروریست ها از کشورهای حوزه خلیج فارس، تونس، لیبی، مغرب، الجزایر، کشورهای اروپایی و یمن به جبهه النصره پیوستند و این جبهه قدرت و شهرت زیادی پیدا کرد که این اوج گیری جبهه النصره موجبات نگرانی سرهنگ حجی بکر و البغدادی را فراهم آورد به ویژه که در جبهه النصره وابستگی به گروه موسوم به دولت عراق و شخص البغدادی کم بود.سرهنگ حجی بکر از رشد جبهه النصره و الجولانی ترسید.

البغدادی و سرهنگ حجی بکر و همراهان آن به سوریه قبل از انحلال جبهه النصره ظرف سه هفته وارد شدند و به محلی در مرز با ترکیه رفتند.البغدادی در اتاقک آهنی سیار در نزدیکی اردوگاه آوارگان سوری کاملا امن و به دور از انظار قرار گرفت.




موضوع مطلب :
روزنامه آرمان این روزنامه توجیهی از پیام کاریکاتور موهن مذکور مطرح کرده‌اند که هم غیرقابل قبول است و هم مضحک".

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، روزنامه آرمان در شماره شنبه خود کاریکاتور عجیبی به چاپ رسانده است که با کمی دقت محتوا و مضمونی علیه جبهه مقاومت فلسطینی را القا می‌کند.

تسنیم روز گذشته در گزارشی به بررسی پیامی که این کاریکاتور موهن به مخاطب القا می‌کند، پرداخت و طی آن نوشت: در این کاریکاتور در یک سوی میز پینگ‌پنگ فردی با پیراهن رژیم صهیونیستی (پیراهنی مرکب از رنگهای سفید و آبی، پرچم رژیم اشغالگر قدس) و در سوی دیگر فردی با پیراهن قرمز و سرآستین‌های سفید به چشم می‌خورند که بمبی را با راکت‌های تنیس به‌سمت یکدیگر پرتاب می‌کنند. در این میان نیز نمادی از مردم فلسطین (خانواده‌ای که مادر خانواده روسری‌ای از چفیه فلسطینی به سر داشته و کودکان خود را در آغوش کشیده) به‌جای تور میز پینگ‌پنگ قرار دارد و در نهایت بمب‌های شلیک شده از سوی دو طرف نبرد در سرزمین‌های اشغالی روی سر مردم مظلوم فلسطین فرود آمده آنها را هدف قرار می‌دهد.


آنچه در این کاریکاتور که با عنوان "بازی ناجوانمردانه" به چاپ رسیده، به‌نحوی عجیب و بدون در نظر گرفتن واقعیت امر در سرزمین‌های اشغالگر قدس به خواننده القا می‌شود، آن است که در حقیقت مردم مظلوم فلسطین هیچ‌یک از طرفین دعوا نیستند، بلکه تنها بی‌طرفانی به شمار می‌روند که در شلیک بمب‌ها میان دو طرف دعوا، قربانی می‌شوند. هرچند در نگاه اول و با تفسیر کاریکاتور می‌توان طرف مقابل فردی با پیراهن رژیم غاصب صهیونیستی را نمادی از مقاومت فلسطین و به‌خصوص "حماس" توصیف کرد، با این حال از سوی دیگر حتی از نگاهی دیگر می‌توان طرف مقابل فرد صهیونیستی را "ایران" نیز برداشت کرد. چه‌آنکه پیراهنی که فرد مقابل دشمن صهیونیستی در این کاریکاتور به تن دارد، می‌تواند پیراهن تیم ملی جمهوری اسلامی ایران را هم به ذهن متبادر کند.

این گزارش در تحلیل پیام کاریکاتور موهن که با رعایت اخلاق و ادب رسانه‌ای منتشر شد، واکنش عجولانه و البته غیرمؤدبانه و غیرحرفه‌ای روزنامه آرمان را در پی داشت.

در این واکنش جوابیه‌مانند که با تیتر آمیخته به عصبانیت و توهین‌آمیز "جوسازی بچگانه خبرگزاری تسنیم" در صفحه اول روزنامه آرمان به چاپ رسید، مسئولان این روزنامه توجیهی در رد تحلیل خبرگزاری تسنیم از پیام کاریکاتور موهن مذکور مطرح کرده‌اند که هم غیرقابل قبول است و هم خنده‌دار.

روزنامه آرمان در توجیه کاریکاتور موهن شماره‌های اخیر خود، طرف مقابل رژیم صهیونیستی در این جنگ را "استکبار جهانی" عنوان کرده‌ است. حال سؤال این است که کدام عقل سلیمی این توجیه را می‌پذیرد که مردم فلسطین قربانی جنگ رژیم صهیونیستی با حامیان اصلی این رژیم یعنی استکبار جهانی می‌شوند؟! آیا آنگونه که مسئولان محترم روزنامه آرمان در توجیه خود عنوان کرده‌اند رژیم صهیونیستی در حال بمب‌اندازی به سمت استکبار جهانی است؟ همکاران روزنامه آرمان اگر چنین نظری دارند، نمونه‌ای از فقط و فقط یک موشک‌اندازی و بمب‌اندازی صهیونیست‌ها به سوی "استکبار جهانی" بیاورند تا ما و همه منتقدان این کاریکاتور گفته‌هایمان را در جا پس بگیریم.

به نظر می‌رسد مسئولان روزنامه آرمان بهتر است به جای توجیهاتی چنین خنده‌آور و غیرقابل پذیرش، اشتباه خود را با یک عذرخواهی از ملت ایران و مقاومت مظلوم فلسطینی جبران کنند تا چنین توجیهاتی، این روزنامه را بیش از این در نزد افکار عمومی رسوا نسازد.




موضوع مطلب :
چیزی که برایم جالب بود تاکید دکترروحانی بر حرکتش در مسیر ولایت بود. چند بار گفت: "من سعی کرده ام همیشه گوش به فرمان ایشان باشم و لحظه ای از مسیری که می گویند و نشان می دهند دورنیافتم ..."

رنجبران: یک سال پیش از انتخابات نظر روحانی را درباره انتخابش پرسیدمبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از همشهری جوان:"محمدحسین رنجبران" مجری و سردبیر برنامه "شناسنامه"، در یادداشت‌های خود معمولا از پشت صحنه ها و ناگفته های افرادی می نویسد که به این برنامه تلویزیون دعوت می شوند اما در آخرین یادداشت درباره مسائلی نوشته که درخود شناسنامه اتفاق می افتد و از نخستین برنامه شروع می‌کند:

- آن روزی که درجمعه ای در بهمن 91 عازم مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام درنیاوران بودیم تا با رییس وقت آن نخستین برنامه شناسنامه را که هنوز هم نامی برای آن انتخاب نکرده بودیم ضبط کنیم شاید فکرش را هم نمی کردیم که حدود پنج ماه بعد کسی که مقابل ما نشسته است برنده انتخابات ریاست جمهوری 92 خواهد بود شاید خود دکتر حسن روحانی هم خیلی جدی به این موضوع نمی نگریست وقتی پرسیدم :"انشاالله شما را عرصه خواهیم دید؟" پاسخی داد که هم از علاقمندی اش می گفت و هم از نگرانی اش:" کارخیلی سختی است هرکسی دراین مقطع وارد کارشود کاری سخت تر از سخت پیش رو خواهد داشت ..."

چیزی که برایم جالب بود تاکید دکترروحانی بر حرکتش در مسیر ولایت بود. چند بار گفت: "من سعی کرده ام همیشه گوش به فرمان ایشان باشم و لحظه ای از مسیری که می گویند و نشان می دهند دورنیافتم ..." 

از یکشنبه سیاه مجلس در خصوص استیضاح وزیر کار و ماجراهای تلخ آن روز خیلی نمی‌گذشت، دکتر روحانی اشاره ای کرد به آن روز و گفت: "خیلی ناراحت بودم بویژه از این ناراحت بودم که می‌دانستم حضرت آقا از این ماجرا بسیار ناراحتند راحت بگویم خیلی غصه دار بودم در همین حال یکی از دوستان وارد اتاق من شد با چهره ای تقریبا خندان، رادیو مجلس هم روشن بود، گفت.."شما چرا اینقدر ناراحتی ، شما که باید خوشحال باشی؟! "هم ناراحت شدم هم عصبانی."

دکتر روحانی که با بیان این خاطره گویی عصبانیتش بازگشته بود و صورتش سرخ شده بود ادامه داد :" با صدایی بلند گفتم برای چه باید خوشحال باشم درحالی که می دانم آقا ناراحتند این چه حرفی است."

از روزی که دکتر روحانی برصندلی ریاست جمهوری نشست دعا کرده ام اینگونه توصیف می کرد بماند چون در میان اسلافش بودند کسانی که خاطراتی رنگی تر ازاین می گفتند اما وقتی براین صندلی پر رمز و راز نشستند رفتارشان هم پررمز و رازشد و ...

-اواخر سال 91 رفتیم سراغ برادرآیت الله هاشمی رفسنجانی ، محمد آقای هاشمی بنده خدا سریع وقت گذاشت و حرف های شنیدنی هم زد اما یک اشکال فنی که شاید باورنکردنی هم بود کاردست مان داد ، دوربین اصلی ضبط کننده صحبت های او که دیجیتال هم بود هرچه تلاش کردیم حافظه اش بازنشد که نشد بیش از دوماه با بهترین متخصصان ، عجیب بود زنگ زدم عذرخواهی و درخواست وقتی دوباره کردم با توجه به صدا و سیمایی بودنش این موضوع خیلی برایش عجیب و غریب نبود گفت فعلا درگیردرمانم هستم و دوا و دکتروقت می گذارم اما برغم چند بارتماس دیگرجوابی نیامد ... خیلی افسوس خوردم گفتگوی نابی شده بود.

-و این آخرین ناگفته را سربسته می گویم :" بزرگوارانی که قبول می‌کنند مقابل دوربین شناسنامه بنشینند ابتدا همه محاسبات خود را انجام دهند ، اطرافیان موثر خود را راضی کنند و واقعا تصمیم بگیرند و بنشینند و سخن بگویند باقی  اش بماند ...




موضوع مطلب : ناگفته هایی از خود شناسنامه
بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان نمی دانم که چرا باید از شعار نه غزه و نه لبنان اعلام برائت کنم؟ من فکر می کنم هنوز هم اول برای من اول ایران می آید، دوم ایران می آید و مهم است وسوم هم ایران می آید و آخر هم ایران می آید.

زیباکلام :شعارنه غزه ،نه لبنان شعار درستی بودبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در روز قدس درباره شعار نه غزه و نه لبنان در گفتگو با افکار می‌گوید:

در سطح رسانه ها یکی ، دو روز قبل از روز قدس درگیری ای بین رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا بود که می گفتند اصلاح طلب ها به مسئله قدس نمی پردازند و از شعرا نه غزه و نه لبنان اعلام برائت نمی کنند ....

بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان نمی دانم که چرا باید از شعار نه غزه و نه لبنان اعلام برائت کنم . من فکر می کنم هنوز هم اول برای من اول ایران می آید، دوم ایران می آید و مهم است وسوم هم ایران می آید و آخر هم ایران می آید . همچنانکه برای فلسطینیان هم اول فلسطین در اولویت قرار دارد ، دوم فلسطین است و سوم هم فلسطین است . برای لبنان هم چنین است. نه! برای بنده یعنی صادق زیباکلام، شعار «نه غزه و نه لبنان ، جانم فدای ایران درست است» و برای من اول ایران می آید و مصالح و منافع جمهوری اسلامی ایران می آید.

یعنی شما اعتقاد دارید اصلاح طلبان نباید اعلام برائت می کردند ؟

نه منظورم این نیست. من می گویم بر خلاف هجمه ای که اصولگرایان کردند و گفتند که شما باید شعار نه غزه و نه لبنان را پس بگیرید، در گفتن شعار نه غزه و نه لبنان در روز قدس سال 88، من فکر نمی کنم که خطایی اصلاح طلبان مرتکب شده باشند. ما باید فضایی را که در سال 88 وجود داشت در نظر بگیریم. ما باید این فضا را در نظر بگیریم که در مناقشه سیاسی داخلی که به راه افتاده بود، حزب الله لبنان از جناحی که خود را پیروز انتخابات میدانست حمایت کردند.

اما ایشان [سید حسن نصرالله] فقط در مورد آشوب ها در تهران ابراز نگرانی کرده بودند.

درهر صورت ایشان نباید در امور داخلی ایران دخالت می کرد و معترضان هم این بغض و کینه را به این شیوه نشان دادند که آن شعار را مطرح کردند.




موضوع مطلب :

جایگاه عید فطر در قرآن کریم/ عید فطر روز پیروزی بر نفسبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از  موعظه واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده‏ و به معناى بازگشت است، و واژه « فطر» از فطرت‏ گرفته شده و به معناى سرشت است. بنابراین عید فطر; یعنى بازگشت‏به فطرت و سرشت.
بازگشت از این نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانى به طور صحیح برقرار است‏یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکى که خداوند به ما داده و بر اثر حجاب‏ هاى‏ جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏شده‏اند یا نه؟ که اگر چنین است‏باید ابتداى نجات و آغاز پیروزى بر طاغوت نفس رادر نماز عید فطر اعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه ‏رمضان آموخته ‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به کار برده ‏اند ابراز بدارند، باکلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعار آمیخته باشعور و فریاد برون و درون که: « الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد والحمدلله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا; خدا بزرگ‏تر از آن است که توصیف‏ گردد. آرى چنین است، معبودى جز خداى یکتا و بى‏ همتا نیست، و خدا بزرگ‏تر از آن ‏است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما رادر راستاى پاکسازى و بهسازى هدایت کرده، و شکر او را که جمعیت ما و امت ما رابرترین جمعیت و امت قرار داده است.»
رمضان اندک اندک پایان مى‏ پذیرد، و به‏ انتهاى خود مى‏ رسد، مسلمانان در مکتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایش‏ هاو تقویت صبر و اراده، پس از فراگیرى و آموزش به خودسازى پرداخته‏ اند; این که جشن‏ مى گیرند که در راه پر دست‏انداز جهاد اکبر، با گام‏ هاى استوار عبور کرده ‏اند و به ‏مقصود رسیده ‏اند؛ چرا که براى انسان بازگشت به خویشتن، فرا رسیدن بهار معنویت ‏است, مانند درختانى که پس از گذران زمستان سرد زمستانى، به بهار رسیده ‏اند و درمسیر حرکت قرار گرفته ‏اند، به راستى چه عیدى شیرین ‏تر و چه پیروزى ‏شکوهمندتر ازبازگشت ‏به خویشتن، و پیروزى بر طاغوت نفس اماره؟ که فطرت را زیر پاى سهمگین خود منکوب کرده است.
چهار عید در اسلام به طور رسمى وجود دارد که عبارتند از:
عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر، عید قربان جشن ایثار و فداکارى است،و مسلمان در این رابطه به خویشتن باز مى‏ گردند که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدى‏رسیده است‏ یا نه آن گونه که ابراهیم خلیل(ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بن ‏على(ع) آن را در کربلا تکمیل کرد.
عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان‏ با ژرف‏ اندیشى به خویشتن مى ‏نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیار مهم رهبرى،صحیح بوده یا نه؟ که در بینش اسلام ناب، مسئله بسیار عمیقى است، و از ارکان‏ زیربنایى نظام اسلام است، که اگر او نباشد هیچ یک از مفاهیم اسلام، ارزش و اصالت ‏خود را نمى ‏توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت ‏به خویشتن است که نقش اساسى درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى که برقرارى اتحاد و یک‏رنگى وهمدلى مسلمانان، وسیعترین و ژرف‏ترین برکات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.
ولى آیا مى‏دانید که اگر عید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگر تکمیل نخواهدشد. اگر چنین عیدى در زندگى انسان تحقق یابد همه روز، روز عید است چنان‏که ‏امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، و کل‏یوم لا یعصى الله فیه فهو عید; (1) امروز تنها عید کسانى است که روزه آنها در پیشگاه‏خدا پذیرفته شود، و عبادت‏هاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى‏که گناه نکنى روز عید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را از سرچشمه وحى گرفته‏بود، چرا که وقتى خطبه رسول خدا(ص) را در مسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین کار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد:
«الورع عن محارم الله عزوجل; (2) ورع و پرهیزکارى از آن چه خداوند حرام نموده است‏مى‏باشد; یعنى همان خودسازى و بازگشت‏به فطرت پاک توحیدى‏».
مسئله عید و فطرت در قرآن
براى این که مسئله «بازگشت ‏به فطرت‏» را که ماهیت ‏عید فطر را تبیین مى‏ کند، بهتر بفهمیم و به اهمیت آن، بهتر و عمیق ‏تر پى ببریم،مسئله عید و فطرت را به طور خلاصه از دیدگاه قرآن، مورد بررسى قرار مى ‏دهیم.
در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسى(ع) و حواریون وشاگردان مخصوص او است، به این ترتیب که: آن شاگردان مخصوص براى تکمیل ایمان خودبه عیسى(ع) گفتند: «آیا پروردگار تو مى‏تواند غذایى از آسمان (مائده) براى مابفرستد؟» حضرت عیسى(ع) از این تقاضا که بوى شک و تردید مى‏داد، نگران شد و به‏آنها فرمود:
«از خدا بترسید اگر ایمان دارید.» ولى به زودى حضرت عیسى(ع) دریافت که ‏مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسى(ع) است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک‏و سرشار از اطمینان و یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد: «اللهم ربنا انزل‏علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک; (3) خداوندا مائده‏اى از آسمان بر ما بفرست تا عیدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‏اى از تو.
 از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت ‏به پیروزى و پاکى و ایمان به خدابوده است، حضرت مسیح(ع) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون‏«مائده‏» در روز یک شنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه مامسلمانان، روز عید مى‏دانند و تعطیل مى‏کنند. نتیجه این که در قرآن کلمه «عید» به عنوان تکمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین که اساس خودسازى است، مطرح شده است. بنابراین ما که پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاکسازى وبهسازى بنگریم. عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است که در مسیر خودسازى، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقى در ما پدیدار شده باشد.
اما در مورد فطرت، باید توجه داشت که قرآن با صراحت، خداشناسى و دین رامسئله ‏اى فطرى مى ‏شمرد. آیات متعددى در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله درآیه 30 روم مى‏ خوانیم: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التى فطر الناس علیهالاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم; اى پیامبر! روى خود را متوجه آیین خالص‏پروردگار کن، این فطرتى است که خداوند انسان‏ها را بر آن آفریده، دگرگونى درآفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت‏بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس ‏فطرت و سرشت و نهاد انسان مى‏باشد، و دستورهاى آن همه و همه هماهنگ با درون ذات‏ وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت ‏هاى‏ سالم، محفوظ باشد، همان را مى‏خواهد که آیین ناب اسلام آن را مى‏خواهد، و خداوندآئینش را بر اساس نیازهاى فطرى بشر تدوین نموده است. و اگر انسان داراى فطرت‏نخستین، به دور از حجاب‏ها و زنگارها باشد، بدون هیچ‏گونه تردید و دغدغه، راه‏توحید و دستورهاى صحیح الهى را مى‏پسندد و برمى‏گزیند، معناى جهاد اکبر و مبارزه‏بى‏امان با طاغوت نفس این است که پرده‏ها و حجاب‏ها و زنگارها را از روى فطرت پاک‏برداریم و آن را پیروى کنیم.
فطرت در تعبیرات دانشمندان بر دو گونه است: فطرت عقل و فطرت دل.
فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى، که انسان بعد از رسیدن به کمال عقل بامشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستى، بى‏درنگ به این حقیقت منتقل مى‏شود که ‏محال است، این نظام و اسرار شگفت ‏انگیز معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و این‏«عقل فطرى‏» بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود مى‏رسد، ولى فطرت مفهوم دیگرى ‏نیز دارد که از آن تعبیر به «فطرت دل‏» مى‏شود، که تفسیر فطرى بودن دین با این‏تعبیر، صحیح‏تر و مناسب‏ تر به نظر م ى‏رسد.
 منظور از آن اینست که انسان وقتى به‏ اعماق جانش مى‏ نگرد، نور حق را مى‏بیند، و ندایى را با گوش دل مى‏شنود، ندایى که ‏او را به سوى مبدا علم و قدرت بى‏نظیر هستى دعوت مى‏کند، که گاهى از آن تعبیر به‏«درک وجدانى‏» مى ‏شود، مانند آن که وقتى انسان یک گل زیبا را مى ‏بیند، بدون‏ مقدمه و استدلال به زیبایى آن پى مى ‏برد و از آن لذت مى ‏برد. اما پس از این بیان ‏به اصل بحث‏ باز مى ‏گردیم که «عید فطر» به معناى بازگشت‏ به فطرت است، یعنى ‏مساله جهاد اکبر و خودسازى در ماه رمضان، انسان را به مقامى مى ‏رساند که ‏پرده‏ هاى جهل، هواپرستى و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‏ برداشته مى‏شود، و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود که از درون ذات‏وجودش مى‏جوشد باز مى‏گردد، همان فطرتى که آیینه صاف خدانما و حق نما است; همان‏پیامبر باطن که اگر از اسارت زنجیرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى کامل‏و دقیق انسان به سوى کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان مى‏گردد.
هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه ‏رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عیداست و باید جشن پیروزى بگیرد، وگرنه هرگز براى او عید نخواهد بود.
جالب این که در آیه مذکور، دین « قیم‏» و استوار و به عبارت دیگر خالص و ناب،آن دینى است که با فطرت بى ‏آلایش و سالم آمیخته شده باشد.
نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینى وجود دارد که نشان‏ دهنده فطرى‏بودن ایمان به حق است; مانند واقعیت‏ هاى تاریخى که نشان مى‏ دهد، در میان هر ملت ‏در هر دوره ‏اى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنان‏که شواهدباستان‏ شناسى و آثار و علائم به جا مانده از دوره‏هاى قبل از تاریخ بیان کننده این‏ واقعیت است.
مطالعات روانى و اکتشافات روان‏کاوى در ابعاد روح انسان نیز شاهد دیگرى برفطرى بودن اعتقادات دینى است، روان‏شناسان چهار تمایل عالى و اصیل را به عنوان‏ابعاد چهارگانه روح معرفى مى‏کنند که عبارت‏ند از حس دانایى، حس زیبایى، حس‏نیکى، و حس مذهبى. که این خود نیز دریچه دیگرى بر فطرى بودن دین است. (4)
شاهد دیگر بر واقعیت فطرى بودن دین حق، «ناکامى تبلیغات ضد مذهبى‏» است، که ‏در همه جاى دنیا مشاهده مى ‏شود، فروپاشى شوروى و کمونیسم در عصر حاضر یکى ازنمونه ‏هاى آن است.
و هم چنین تجربیات شخصى در سختى‏ هاو رنج ‏ها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست‏ فطرت یعنى خداجویى و پناه آوردن به حق است، که در قرآن در آیات گوناگونى به این‏مطلب اشاره شده است.
این بحث را با چند گفتار از پیامبر(صلی الله علیه واله) و امامان معصوم(علیهم السلام) پایان مى‏ بریم:
در حدیث معروفى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) مى‏ خوانیم فرمود: «کل مولود یولد على‏الفطره حتى لیکون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه; (5) هر نوزادى بر فطرت اسلام ودین خالى از شرک آفریده شده است، و رنگ‏ هایى همچون یهودیت و نصرانیت انحرافى است‏که از طریق پدر و مادر به آنها انتقال مى‏یابد.» و امیر مومنان  ضمن گفتارى‏ مى‏ فرماید: «فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته; (6) خداوند رسولان خود را به سوى انسان ‏ها فرستاد و انبیاى خود را یکى پس از دیگرى‏ ماموریت داد تا وفاى به پیمان فطرت را از آنها مطالبه کند.» نتیجه این که‏ نباید فطرت را که همانند آیینه خدا نما و حق‏جو، در درون، ما را راهنمایى مى ‏کند،و آیین حق را نشان مى ‏دهد به باد فراموشى بسپاریم، بلکه باید در پرتو جهاد اکبربه ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ ‏فروزان درون بهره‏مند گردیم.
پى نوشت‌‏ها:
1- سید رضى، نهج البلاغه، حکمت‏428.
2- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏295.
3- مائده (4- آیه 114.
4- شرح این مطلب در کتاب «حس مذهبى یا بعد چهارم روح انسانى‏» ترجمه مهند
س‏بیانى آمده است.
5- علامه طبرسى، تفسیر جمع الجوامع، ذیل آیه 30 روم.
6- سید رضى، نهج البلاغه، خطبه اول.

..........................................................................

فردا؛ اقامه نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب

فردا؛ اقامه نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاببه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا،نماز پرشکوه عید سعید فطر ساعت 8:30 دقیقه سه‌شنبه 7 مرداد 1393 به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) اقامه می‌شود.
برپایه این خبر درهای مصلا از ساعت 4:30 دقیقه فردا از سه ضلع شرقی، غربی و شمالی به روی نمازگزاران باز است.
برپایه این خبر 4000 دستگاه اتوبوس در صبح عید سعید فطر شهروندان را از میدان‌های مختلف تهران به مصلای بزرگ امام خمینی (ره) منتقل می‌کنند و پس از مراسم، به مبادی و میدان‌های اصلی بر می‌گردانند.
گفتنی است طی تدابیر اندیشیده شده  هر سه دقیقه یک قطار شهری (مترو) نیز در رفت و آمد به سمت مصلای بزرگ امام خمینی (ره) است و از مبادی ورودی مصلا هم 450 دستگاه «ون» نمازگزاران را به داخل مصلا منتقل می‌کند.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1361
  • بازدید دیروز: 3731
  • کل بازدیدها: 2213313
وبلاگ دوستان
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...








 
 
 

Up Page

ابزار وبلاگ | پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
آپلود عکس | یاس تم
کد پرش به بالای صفحه وب