أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم ...عاشقان عیدتان مبارک باد ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : صلوات بر من و اهل بیت من نفاق و دشمنی را از بین میبرد. عین الحیوة صفحه 414 علی رضا احسانی نیا

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : شوخی بسیار آبرو را می برد و خنده بسیار ایمان را نابود میکند و دروغ خرمی را بر می اندازد. امالی شیخ صدوق مجلس چهل و ششم صفحه 270

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
درب کنسرو بازکن برقی
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 5843
  • بازدید دیروز: 8493
  • کل بازدیدها: 3739885
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
شنبه 93 بهمن 4 :: 6:52 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
به قدرت رسیدن اسمی سلمان بن عبدالعزیز در حالی صورت گرفت که وی در دوره سه ساله ولیعهدی به دلیل شدت بیماری کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد و اداره امور کشور را عمدتاً مثلث بندربن‌سلطان، مقرن بن‌عبدالعزیز و متعب‌بن‌عبدالله در دست داشته‌اند.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:سعدالله زارعی در یادداشتی به تحلیل اوضاع عربستان پس از مرگ عبدالله پرداخت و نوشت: مرگ ملک‌‌عبدالله 91 ساله و انتخاب ملک سلمان 79 ساله به عنوان هفتمین پادشاه از فرزندان عبدالعزیز و نیز انتخاب مقرن 70 ساله به عنوان ولیعهد عربستان سؤالات زیادی را پدید آورده است.
 آیا آل‌سعود برای ادامه حکومت در سرزمین پهناور عربستان، راهی به جز عمل به وصیت بنیانگذار «عربستان سعودی» مبنی بر دست به دست شدن حکومت در میان فرزندان ذکور عبدالعزیز داشته‌اند؟ آیا پادشاهی که بنا به نوشته دیروز واشنگتن‌پست به انواعی از بیماری‌ها از جمله آلزایمر مبتلاست قادر است ولو برای چند صباحی اداره واقعی امور عربستان را در دست داشته باشد؟ درخصوص تحولات سیاسی عربستان توجه به نکات زیر اهمیت دارند:
1- براساس وصیت ملک عبدالعزیز که ابتدا 29 سال بر منطقه نجد و سپس 22 سال بر عربستان حکومت کرد، و «عربستان‌سعودی» را با کمک وهابی‌ها و قبیله بزرگ عتیبه به وجود آورده است، تا زمانی که فرزندان ذکور وی در قید حیات هستند، پادشاهی عربستان به نوه‌ها و دیگران نمی‌رسد.
بر این اساس از سال 1325 که وی از قدرت کناره گرفته و در سال 1332 فوت کرده است، فرزندان او به ترتیب ملک سعود 16 سال، ملک فیصل 11 سال، ملک خالد 7 سال، ملک‌ فهد 23 سال و ملک عبدالله 10 سال بر سرزمین عربستان حکومت کرده‌اند علاوه بر این در طول این دوران فرزندان ذکور وی پست‌های حساس وزارتی و غیروزارتی و مناصب مهم سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی عربستان را در چنبره خود داشته‌اند. بعضی از محققین گفته‌اند 7000 نفر از آل‌سعود تمام پست‌های بزرگ و کوچک را در انحصار داشته و البته سهم فرزندان ذکور مستقیم ملک عبدالعزیز در پست‌های حساس بیش از  بقیه بوده است. با این وصف می‌توان گفت عربستان از حیث اداری یک کشور استثنایی به حساب می‌آید.
2- از منظر داخلی دوره حکومت در عربستان دارای ساختار شبه قبیله‌ای است. یکی از ویژگی‌های قبایل این است که یک سیستم اجتماعی منظم داشته و توسط یک نفر به عنوان رئیس قبیله مدیریت و شناخته می‌شود. در درون قبیله نوعی از قوانین که ریشه در دستورات و مصلحت‌اندیشی‌های شخصی رئیس قبیله دارد، جریان می‌یابد.
از نظر قلمرو، قبیله‌ محدوده‌ای را  برای خود در نظر می‌گیرد و معمولا وارد قلمرو قبیله‌های دیگر نمی‌شود و اجازه ورود هیچ قبیله‌ای به قلمرو خویش را نیز نمی‌دهد. آل‌سعود جدای از اینکه خود برخاسته از شعبه «مصالیخ» از قبیله «عنزه» می‌باشد، به لحاظ رفتاری و رویکردی تا حدود بسیار زیادی به یک قبیله شباهت دارد. وصیت ملک عبدالعزیز عملا سیستم سیاسی عربستان را بر پایه‌ای بدوی قرار داده و آن را از محیط منطقه‌ای و بین‌المللی جدا کرده است.
در عین حال ذکر این نکته لازم است که عبدالعزیز که از سال 1281 تا 1310 شمسی بر منطقه «نجد» که شامل سه استان امروزی ریاض، قصیم و وائل می‌شود و تنها منطقه حنبلی‌های عربستان به حساب می‌آید، حکومت می‌کرد، با کمک وهابی‌ها و سران قبیله بزرگ «عتیبه» که نفوذشان از منطقه بصره در عراق تا حجاز در غرب عربستان امتداد دارد، بر مناطق جنوبی و شرقی(شیعه‌نشین) غربی (شافعی و مالکی‌نشین) شمالی (حنفی‌نشین) سیطره پیدا کرد و کشوری به‌نام «عربستان سعودی» را پایه‌گذاری کرد. وی در عین حال پس از به قدرت رسیدن به قلع و قمع قبایل پرداخت و حتی رئیس قبیله عتیبه را در زندان به قتل رساند از این رو حکومت عربستان در عین قبیله‌ای عمل کردن، حقوق و حضور قبایل را نپذیرفت و دائما درصدد تضعیف آنان برآمد تا جایی که تحلیل‌گران برجسته‌ای در عربستان نظیر شروک الفاتح معتقدند قبایل و بازخیزی آنان در عربستان پایه اصلی تحول آینده را در اختیار خواهند گرفت.
3- به قدرت رسیدن اسمی سلمان بن عبدالعزیز در حالی صورت گرفت که وی در دوره سه ساله ولیعهدی به دلیل شدت بیماری کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد و اداره امور کشور را عمدتاً مثلث بندربن‌سلطان، مقرن بن‌عبدالعزیز و متعب‌بن‌عبدالله در دست داشته‌اند. در نتیجه باید گفت اعلام پادشاهی سلمان سرپوش گذاشتن بر شرایط درونی آل سعود است. سلمان تنها بعنوان یک نماد از فرزندان عبدالعزیز که گفته می‌شود به دلیل عدم دخالت در کار حکومت طی دهه‌های گذشته حساسیت برانگیز نبوده و از این رو از او بعنوان «شمع جمع» یاد می‌شود، خریدن فرصت برای چاره‌اندیشی درباره اوضاع عربستان است.
یک خبر بیانگر آن است که یک هیئت آمریکایی طی سه ماه اخیر دائماً به ارزیابی وضعیت عربستان پرداخته و گزارش‌های نگران کننده‌ای را به واشنگتن ارسال کرده است این هیئت طی این مدت عربستان را ترک نگفته و در صدد بوده است تا مخالفت‌های داخلی شاهزادگان را مدیریت نماید. آمریکایی‌ها یک بار در دوره 5 ساله ولیعهدی سلطان بن‌عبدالعزیز پیش‌بینی کرده بودند که در صورت به قدرت رسیدن وی آل سعود به دلیل تندخویی سلطان دچار فروپاشی می‌شود و لذا وی در این اواخر منزوی بود کما اینکه فرزند او «بندر» متهم بود که درصدد کودتا علیه ملک‌عبدالله و بدست گرفتن پادشاهی برآمده است. در عین حال یک نقطه مبهم در این روند، برکناری «متعب» می‌باشد. متعب در سه سال آخر حکومت ملک عبدالله و بخصوص پس از کنار رفتن سلطان بن عبدالعزیز از قدرت زیادی برخوردار بود. وی در مقام وزیر گارد ملی پرونده‌های حساس خارجی نظیر پرونده عراق، پرونده سوریه، پرونده لبنان و پرونده مصر را در اختیار داشت و از طرف پادشاه به جلسات مهمی فرستاده می‌شد. متعب در همان روز مرگ پدر از کار برکنار شده و انتخاب فرزند سلمان بعنوان جانشین ولیعهد بیانگر آن است که وی از دور خارج شده است و این می‌تواند سرآغاز یک سلسله مباحث در درون آل سعود گردد. روند بیماری پادشاه عربستان و ناسازگاری مقرن با فرزندان ملک عبدالله می‌تواند شرایط جدیدی را در عربستان به وجود آورد به این نکته باید اضافه کرد که در درون وهابی‌ها هم فرقه‌هایی نظیر «سروری‌ها» وجود دارند که با اداره امور توسط مقرن مخالفند.
4- عربستان برای آمریکایی‌ها از حساسیت زیادی برخوردار است. سیطره بر عربستان طی 7 دهه گذشته یکی از پایه‌های اصلی قدرت و نفوذ آمریکا در جهان بوده است تا جایی که در سیستم سیاسی این کشور، عربستان، ایالت پنجاه و دوم آمریکا به حساب می‌آید. ریاض برای آمریکا یک قلک پرمنفعت اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیک، مذهبی و امنیتی است و بخصوص از جنبه کنترل مخالفان آمریکا در جهان اسلام، عربستان طی دهه‌های گذشته نقش بی‌بدیلی را برای آمریکا و اروپا ایفاکرده است. از این رو واشنگتن به هر نوع تحول که سطح وابستگی عربستان به آمریکا را کاهش دهد حساسیت نشان می‌دهد.
 در عین حال آمریکا به آل سعود بعنوان واسطه‌هایی در حکومت می‌نگرد و اصالت حکومتی آنها را قبول ندارد. حدود 20 سال پیش هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا با صراحت گفته بود: «آل سعود صاحب عربستان نیستند بلکه انبارداران ما در این کشورند که در قبال کاری که برای ما انجام می‌دهند، حق انبارداری خود را می‌گیرند.»
اما در عین حال نباید اینگونه تصور شود که تحولات در عربستان کاملاً در کنترل آمریکایی‌ها قرار دارد چه اینکه چنین رابطه‌ای را آمریکا با رژیم پادشاهی ایران نیز داشت و از قضا اهمیت حفظ تاج و تخت محمدرضا شاه برای آمریکا از حفظ تاج و تخت پادشاه سعودی مهمتر هم بود. در عین حال فعل و انفعالات تا جایی که به فعل و انفعال در درون آل سعود برمی‌گردد، از دایره برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آمریکایی‌ها خارج نیست کما اینکه در تعیین زمان اعلام مرگ پادشاه و روی کارآمدن فرد جدید و ولیعهد جدید و نوع تغییراتی که در کادر حکومتی شامل مقامات امنیتی و دربار پدید آمد، آمریکا نقش اساسی داشت. بنابراین آل سعود همانگونه که تاکنون در چارچوب یک برنامه فرا عربستانی به اداره امور داخلی سرگرم بوده است از این پس نیز در چارچوب برنامه‌ای با این مختصات فعالیت خواهد کرد و حتی می‌توان گفت بعید نیست با مرگ عبدالله که مقتدرترین پادشاه پس از دوران پادشاهی عبدالعزیز بوده و خلأ قدرتی که در درون آل سعود پدید آمده است، دامنه مداخلات آمریکا در اداره داخلی رژیم عربستان بیشتر ‌شود.
قرائن و شواهد نشان می‌دهد که آمریکا در عین مداخله در جزئیات امور عربستان سعودی و تعیین تکلیف برای پادشاه و شاهزادگان، از روند اوضاع مطمئن نیست. نشانه‌هایی از این موضوع را می‌توان در بروز فوری تناقض در مواضع رسمی و غیررسمی مقامات و مجامع مهم آمریکایی دید. در حالی که دولت آمریکا از روی کار آمدن سلمان بن عبد‌العزیز و مقرن بن عبدالعزیز ابراز اطمینان و خشنودی کرد، دیروز روزنامه واشنگتن‌پست نوشت که به دلیل ابتلای پادشاه جدید به انواعی از بیماری‌ها که آلزایمر هم در فهرست آن قرار دارد، یک گروه که ترکیبی از شاهزادگان و مشاوران خارجی است، اداره امور عربستان را در دست داشته و به ارزیابی شرایط و وقایع این کشور سرگرم می‌باشند.
5- مرگ پادشاه عربستان با تحولات عمده در یمن توام گردیده است. کشور یمن که نیمی از جمعیت آن را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهد و بخش وسیعی از آن شامل دوسوم سرزمین آن توسط جنوبی‌های مخالف عربستان اداره می‌شود، نقش اساسی در موقعیت منطقه‌ای عربستان دارد. درست یک روز قبل از اعلام رسمی مرگ ملک عبدالله، رئیس‌جمهور وابسته به عربستان خود را ناگزیر به استعفا دید و جنبش پرقدرت انصارالله طرحی را به مجلس یمن ارائه کرد تا بر اساس آن یک شورای ریاست‌جمهوری اداره موقت یمن را به دست بگیرد.
 روند اوضاع نشان می‌دهد که مخالفان عربستان طی یک دوره 3 تا 4 ساله رژیم همگرا با ریاض را ساقط کرده‌اند. وقتی یمن از جرگه کشورهای تحت نفوذ عربستان خارج شود از موقعیت ژئوپلیتیکی عربستان بطور جدی کاسته می‌شود. چرا که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نقش‌آفرینی عربستان در خلیج‌فارس و تنگه هرمز را به صفر نزدیک کرد و اینک پیروزی انصار‌الله و حِراک جنوبی بر رژیم وابسته به عربستان در یمن، نقش‌آفرینی عربستان در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را به طور جدی‌تر تحت تاثیر قرار می‌دهد. این در حالی است که بخش عمده‌ای از اهمیت عربستان برای غرب به جایگاه ژئوپلیتیکی و مذهبی آن برمی‌گردد. پیروزی شیعیان اثنی‌عشری در مناطق شمالی و پیروزی شیعیان زیدی در مناطق جنوبی عربستان، شرایط آینده را به ضرر عربستان دگرگون کرده است.




موضوع مطلب : اوضاع عربستان, مرگ ملک عبدلله
برای رفع کم‌خونی مصرف شربت برخی از بذرها مانند تخم‌شربتی، کاسنی، جعفری، شلغم و هویج، مصرف مویز، عسل، انجیر، آلوبخارا و آب انار تازه برای رفع کم‌خونی توصیه شده است.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: غلامرضا کرد افشاری گفت: کم‌خونی به خصوص از نوع فقر آهن عارضه نسبتا شایعی است و به همین دلیل ممکن است بسیاری از مبتلایان آن را جدی نگیرند اما این اختلال قابل چشم‌پوشی نیست و باید درمان شود.
وی ادامه داد: برخی از کم خونی‌ها مانند بدخیمی‌ها اختلالات پلاکتی وجود دارد که نیاز به بررسی بیشتری دارند و باید به متخصصان مربوطه مراجعه شود.
این متخصص طب سنتی افزود: اما برای کم خونی‌هایی که مشکل بدخیمی ندارند می‌توان به روش طب سنتی آنها را رفع کرد. مثلاً می‌توان هر شب مقداری مویز را در سرکه انگور خیساند و پس از خارج کردن آنها و خشک شدنشان مصرف کرد.
وی افزود: شربت سرکه شیره روزی 5 تا 6 بار توصیه می‌شود البته شربت میوه‌های خون‌ساز نیز توصیه شده است.
کردافشاری گفت: خوردن راسته گوسفند به همراه پیاز و زردچوبه زمانی که کاملا پخته شده است به رفع کم‌خونی کمک می‌کند.
وی ادامه داد: شربت برخی از بذرها نیز مانند تخم‌شربتی، کاسنی، جعفری، کرفس، شوید ، سیاه‌دانه، رازیانه، ریحان، شلغم و هویج به همراه عسل به رفع کم‌خونی کمک می‌کند.
وی گفت: مصرف دو بار در روز از عسل به همراه حل شدن آن در‌ آب جوش مناسب است همچنین توصیه شده انجیر و آلو بخارا به هنگام صبح استفاده شود.
این متخصص طب سنتی گفت: آب انار تازه با ترنجبین به رفع کم خونی کمک می‌کند همچنین یک لیوان شیر به همراه شیره انگور و بادام معجونی است که به اصلاح کم‌خونی کمک می‌کند.




موضوع مطلب : رفع کم‌خونی
انسان از همان بدو خلقت دریافته است که روند پیری مانند جاده‌ای یک طرفه است که برگشت ندارد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران: در واقع بشر از همان ابتدا به دنبال اکسیر جوانی بوده و از همان ابتدا افسانه‌های زیادی در این خصوص شکل گرفته است. این روزها هم که دانشمندان بیکار ننشسته‌اند و در آزمایشگاه‌های خود مدام با کندوکاو در سلول‌های موش‌های آزمایشگاهی، استفاده از مواد شیمیایی خاص برای معکوس کردن روند پیری، کاهش فعالیت میتوکندری و خلاصه کلی کار ریز و درشت دیگر سعی دارند پیری را از انسان دور کنند.

 مواد مورد نیاز:
10 حبه سیر
10 عدد لیموی آبگیری شده
1 کیلوگرم عسل ارگانیک

روش تهیه:
- ابتدا حبه های سیر را ریز کرده و با عسل و آبلیموها مخلوط کنید. مخلوط به دست آمده را در ظرف شیشه ای تمیز ریخته و به مدت 8 تا 10 روز اجازه استراحت دهید.
- پس انجام این دستور، یک قاشق چایخوری از این ماده را در اول صبح با معده خالی و یک قاشق دیگر قبل از آخرین وعده غذایی خود مصرف کنید.
- طب تبتی این مخلوط را به عنوان یک اکسیر موفق در کند کردن روند پیری به رسمیت شناخته است.
از آنجا که تهیه این مخلوط به راحتی در دسترس و ارزان قیمت است، در امتحان آن تردید نکنید.




موضوع مطلب : اکسیر جوانی
جمعه 93 بهمن 3 :: 11:32 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
پرونده رحیمی با شکایت اصولگرایان به قوه قضائیه رفت/ حمایت عناصر دوم خردادی‌ و کارگزاران از رحیمی در مجلس هفتمزاکانی با اشاره به اینکه اصلاح‌طلبان به دنبال نفع سیاسی از پرونده رحیمی هستند، گفت: با شکایت بنده و آقایان توکلی و نادران پرونده محمدرضا رحیمی در قوه قضائیه به جریان افتاد و نهایتاً او محکوم شد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس:علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، با اشاره به سیاسی‌کاری اصلاح‌طلبان در برخورد با مفاسد اقتصادی اظهار داشت: یکی از زشتی‌های فضای سیاسی کشور ابزاری و سیاسی کردن موضوع بسیار مهم مبارزه با مفاسد اقتصادی است.
زاکانی یکی از بزرگ‌ترین آفاتی را که از گذشته تاکنون گریبان‌گیر مبارزه با مفاسد اقتصادی شده است را سیاسی کردن این مسئله و برخورد ابزاری و مواجه نادرست با افکار عمومی دانست و گفت: درباره پرونده آقای رحیمی هم همین اتفاق افتاد.
دبیرکل جمعیت رهپویان با بیان اینکه کسانی که مفاسد اقتصادی آقای رحیمی را دنبال کردند و هزینه‌های سنگینی دادند اصلاح‌طلب نبوده‌اند یادآور شد: وقتی به پیشینه ایشان نگاه کنید متوجه می‌شوید شخصی مانند آقای رحیمی چگونه رشد کرد و به مسئولیت‌های بالایی همچون ریاست دیوان محاسبات و معاون اولی رئیس‌جمهور رسید و می‌بینید که مخالفان او در رسیدن به این پست‌ها بخشی از جریان اصولگرا هستند اما آقای کروبی بعد از مجلس ششم برای ریاست دیوان ایشان از حامیان آقای رحیمی بوده است.
وی با یادآوری این نکته که عناصر دوم خردادی و کسانی که در اردوگاه کارگزاران تعریف می‌شوند از آقای رحیمی حمایت جدی و اساسی کرده‌اند ادامه داد: در مجلس هفتم منتخب کمیسیون برنامه و بودجه برای ریاست دیوان محاسبات آقایان رحیمی و فرهاد رهبر بودند و طبق آیین نامه می بایست به صحن مجلس معرفی ‌شوند و با رای گیری ریاست دیوان معلوم شود. به همین منظور مجمع عمومی فراکسیون اصولگرایان تشکیل جلسه داد و آقای نادران و بنده در این جلسه در مخالفت با آقای رحیمی صحبت کردیم لذا ایشان چون رای کافی بین اصولگرایان نداشت سراغ آقای کروبی رفت و در هماهنگی با کروبی اصلاح‌طلبان در صحن علنی مجلس به آقای رحیمی رای دادند و او در برابر فرهاد رهبر رای بیشتری آورد و رئیس دیوان محاسبات شد.
زاکانی با طرح این پرسش که چرا چنین مواجه دوگانه‌ای از سوی اصلاح‌طلبان در خصوص مفاسد اقتصادی و برخورد ابزاری صورت می‌گیرد تصریح کرد: از ابتدا آقای رحیمی در اردوگاه آقای هاشمی رفسنجانی بود و همیشه از همراهان ایشان بوده است؛ چه زمانی که استانداربود و یا وقتی که در دانشگاه آزاد مسوول دانشکده حقوق دانشگاه آزاد مرکز بود در اردوگاه آقای هاشمی تعریف می‌شد.
نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: آقای رحیمی در مجلس هفتم به کمک آقای کروبی و دوستان چپ به مسئولیت دیوان محاسبات رسید و هیچ‌گاه رای کافی در میان اصولگرایان نداشته و حتی در بین اصولگرایان آرای مخالف جدی داشت.
وی با بیان اینکه پس از تصدی دیوان محاسبات از سوی آقای رحیمی مشکلاتی به وجود آمد که باز منتقدین ایشان از اصولگرایان بودند گفت: وی سپس از اینکه از ریاست دیوان کنار گذاشته شد و به دولت رفت، مسئولیت گرفت و نهایتاً به معاونت ریاست جمهوری رسید و در همین اثنا بیشترین مخالفت را اصولگرایان با وی به دلیل مشکلاتش داشتند.
«فراموش نکرده ایم زمانی که آقای رحیمی پولی را بین برخی نمایندگان به عنوان کمک تقسیم کرد، اصولگرایان با ایشان برخورد کردند. آقای هدایت خواه اعتراض نمود و چک کمک ایشان را به فراکسیون اصولگرایان داد  و بواسطه آن آقای دکتر حدادعادل با آقای رحیمی برخورد کرد.»
زاکانی تصریح کرد: یادم هست که در تشکیل جبهه متحد اصولگرایان در مجلس هشتم، ابتدا آقای احمدی نژاد 30 نفر را دعوت کرد که در میان آنها آقای رحیمی نیز بود، بعد از جلسه در صحبتی که با آقای احمدی نژاد شد آقای فدایی و بنده شرط حضورمان را نبودن آقای رحیمی در جلسه عنوان کردیم.
«اصلاح طلبان باید بگویند چرا در زمان مسوولیت ایشان سکوت کردند؟ به هرحال بیشترین نقدها و اعتراضات از جمله پیرامون مدرک تحصیلی ایشان را اصولگرایان داشتند و شکایت‌های متعددی از سوی اصولگرایان مخالف آقای رحیمی که او را نقد کرده‌اند صورت گرفت و نهایت امر با شکایتی که آقای توکلی و آقای نادران و بنده به دستگاه قضایی داشتیم و اسنادی که از سایر مراجع به دستگاه قضایی منتقل شد، با پیگیری قوه قضائیه پرونده آقای رحیمی به جریان افتاد و نهایتا ایشان محکوم شد.»
این فعال اصولگرا با تاکید بر اینکه آنچه مورد توجه است لزوم تنویر افکار عمومی و مواجه صادقانه با آنهاست افزود: بنده خاطرم هست در مجلس هفتم اصلاح‌طلبان که همیشه به شدت مخالف دستگاه قضایی بودند وقتی ما به عنوان نماینگان اصولگرا از دستگاه قضایی تحقیق و تفحص کردیم و گزارشی را تنظیم کردیم که بخشی از آن پیرامون تخلفات آقای مرتضوی بود، اصلاح‌طلبان از جمله آقای علیخانی و دوستانش به شدت با گزارش تنطیم شده در مجلس که واقعیت های تلخی را ذکر می کرد مخالفت کردند تا جایی که هنگام قرائت گزارش صحن مجلس را ترک و آبستراکسیون کردند تا این گزارش خوانده نشود.
وی اظهار داشت: آنها در مجلس هفتم به دنبال این بودند تا گزارش حقی که به تخلفات دستگاه قضایی اشاره داشت و نام آقای مرتضوی در آن ذکر شده بود در مجلس قرائت نشود و این در حالی بود که در رسانه های خود دایماً انتقاد از دستگاه قضایی و قاضی مرتضوی را بیان می داشتند اما اصولگرایانی که می خواستند اصلاحات را در دستگاه قضایی دنبال کنند را نه تنها حمایت نمی کردند بلکه کارشکنی می نمودند و با هیاهو زمان قرائت تحقیق و تفحص توسط آقای محمد دهقان صحن مجلس را ترک کردند لذا معتقدم اصلاح‌طلبان امروز هم که برخورد این چنینی با محکومیت آقای رحیمی دارند اقدام سیاسی انجام می‌دهند و کارشان اعتقادی نیست.
زاکانی تاکید کرد: آنچه که مورد تاکید ماست این است که فساد چپ و راست نمی‌شناسد و هرکجا که فساد وجود دارد باید با آن مواجه درست و عمیق صورت گیرد و کسانی که در اردوگاه اصلاح طلبی و در نشریات آنها امروز مدعی امر مبارزه با مفاسد هستند ادعایشان نادرست است چراکه امروز بدنبال نفع سیاسی از این موضوع هستند ولی در مواجهه عملی و جدی با فساد کسانی در اردوگاه اصلاح‌طلبی یا سایر جایگاه‌ها مثل موقعیتی که در گذشته آقای رحیمی داشت قرار دارند، به هیچ اقدامی انجام نمی دهند.



موضوع مطلب :
جمعه 93 بهمن 3 :: 8:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
یوکیو آمانو، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه در یک سخنرانی در دانشگاه مالزی گفت که آژانس قادر است عدم انحراف مواد هسته‌ای اعلام شده توسط ایران به موجب توافق پادمانی را تأیید کند.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه در اظهاراتی گفت که این نهاد نظارتی
یوکیو آمانو، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه در یک سخنرانی در دانشگاه مالزی گفت که آژانس قادر است عدم انحراف مواد هسته‌ای اعلام شده توسط ایران به موجب توافق پادمانی را تأیید کند.
مدیر کل آژانس به رغم این افزود «ما در جایگاهی نیستیم که تضمین‌های موثق درباره نبود مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام‌نشده در ایران فراهم کرده و در نتیجه جمع‌بندی کنیم که تمام مواد هسته‌ای موجود در ایران برای فعالیت‌های صلح‌آمیز است.




موضوع مطلب :
جمعه 93 بهمن 3 :: 4:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
آیت‌الله محمد مومن شاگرد امام خمینی(ره)، از اعضای شورای نگهبان قانون اساسی و شورای خبرگان رهبری مهمان این هفته برنامه «شناسنامه» بود.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ، مومن در ابتدای این برنامه گفت: پدربزرگ ما پیرمردی بود که تعلیمات دینی نداشت اما آدم متدینی بود و به کربلایی حسین مومن معروف بود. این لفظ مومن برای خانواده ما در شهر قم معروف بود و ماند.
وی افزود: پدر من سواد دینی نداشت ولی فرد متدینی بود. او می‌گفت وقتی من مشرف شدم کربلا از سیدالشهدا خواستم که تو طلبه شوی اما از لحاظ مالی مشکل داشت. من فرزند بزرگ و تنها پسر خانواده بودم و باید در کشاورزی به او کمک می‌کردم. آن روزها اینگونه نبود که هر خانواده یک بچه و نصفی داشته باشند. تعداد اولادی که پدرم از یک زن آورد 12 نفر بود. الحمدالله با اینکه همه در زمان طاغوت بزرگ شدیم هیچکدام بی‌بند و بار نبودیم و آخرین برادرم در سال 57 شهید شد. من می‌خواستم طلبه شوم ولی وضع مالی ما آنگونه نبود که بتوان این کار را انجام داد اما به لطف ائمه از سن 19 سالگی توانستم وارد حوزه شوم.
این عضو شورای نگهبان قانون اساسی در پاسخ به سوال رنجبران که در خصوص استعداد ریاضی او و چرایی نرفتن به سوی علوم مهندسی پرسید گفت: ادبیات عرب و تعمق در احکام و روایات اسلام نیازمند استعداد و توجه است. من یادم است استادی که خوب از او استفاده کردم فردی بود که اهل آذربایجان شرقی بود و خیلی آدم فهمیده‌ای بود. از الطاف خداوند به من این بود که با وضعی که آن زمان حوزه در خصوص استاد پیدا کردن داشت، من توانستم سال 1335 یعنی 5 سال بعد از آغاز آموزشم درس خارج بخوانم. آن زمان اینگونه بود که بعد از 3 سال خواندن کتب ادبیات عربی و 5 سال خواندن فقه و اصول به درس خارج می‌رسیدند. امروزه هم بعد از 10 سال درس خارج می‌خوانند.
مومن گفت: لطف خداوند بود که برای خواندن درس خارج فقه شاگرد امام خمینی(ره) شدم. مرحوم حاج آقا مصطفی مدرس فلسفه ما بود. او شاگرد امام بود و فرد ممتازی در فلسفه بود. ما برای اینکه فلسفه منظومه ملاصدرا را بخوانیم از او تقاضا کردیم که به ما تدریس کنند.
وی در مورد رابطه آقا مصطفی با پدرش امام خمینی(ره) گفت: زمانی که من در کلاس‌های امام خمینی(ره) شرکت می‌کردم 60 سالش بود ولی آقا مصطفی حدود 30 سال سن داشتند و جوان بود. او در جلسات درس شرکت می‌کرد و با صدای بلندی که داشت مباحثه می‌کرد. در جلسه درس امام خمینی(ره) نیز شرکت می‌کرد و بدون توجه به رابطه پدر و فرزندی به مباحثه می‌پرداخت البته کمال احترام را در برخوردها داشت اما در مسائل علمی تعارف نداشت و سوال‌هایی که در ذهنشان بود را مطرح و بحث می‌کرد.
این عضو شورای خبرگان رهبری درخصوص آخرین دیدارش با آقا مصطفی گفت: من وقتی در سال 42 در نجف بودم یک ویزای اقامتی عراق داشتم و برای همین هر 6 ماه یکبار باید به آنجا می‌رفتم. طبعا وقتی امام خمینی(ره) در آنجا بود من زیاد به آنجا می‌رفتم. آقا مصطفی به من لطف داشت و با من رفیق بود. امام خمینی(ره) هم لطف داشت و در درس‌هایشان شرکت می‌کردم. در سفر یکی به آخر مانده من در سال 48 هنوز خدا به من فرزند پسر نداده بود من سه ماه در آنجا ماندم. آقا مصطفی به منزل من می‌آمد و تا سال 49 با او ملاقات داشتم. در سفر آخرم در سال 49 یک مشکلی برای مرحوم آقا مصطفی پیش آورده بودند و از عراق به سوریه یا لبنان رفته بودند و من ایشان را ندیدم. البته خدمت امام خمینی(ره) رسیدم. ایشان هم ناراحت بود و به خاطر پیش آوردن این مشکل.
مومن در پاسخ به این سوال که آیا با حسین فرزند آقا مصطفی رابطه دارد، گفت: خیر، رفت و آمد نزدیک با آنها نداریم. آشنا هستیم و در برخی جلسات با یکدیگر شرکت کردیم اما او بعد از انقلاب و بعد از قضایایی که برای برخی پیش آمد، جنبه حضورش با طلبه‌ها به ان صورت مطلوبی که باید نیست.
وی در پاسخ به این سوال که آیا شما در سال 42 پیام آیت‌الله حائری را به آیت‌الله حکیم رساندید گفت: نه اینطور که می‌گویید، بوده چیزی ولی اینگونه نبوده است. من به عنوان مقیم عراق رفت و آمد داشتم. بعد از اینکه امام تبعید شدند، من در درس آقای داماد و حاج آقا مرتضی حائری شرکت می‌کردم. یکبار وقتی می‌خواستم به عراق بروم آقای حائری از من خواست که پیشش بروم و گفت به من گفتند امام موسی صدر در نجف مشرف هستند. در آنجا از طرف من به ایشان بگو که خدمت آقای حکیم بروند و بگویند آقای خمینی که تبعید شدند از مراجع هستند و بودن ایشان خارج از قم و در ترکیه اهانت به مرجعیت شیعه است و برای اینکه شما جلوی ادامه یافتن این توهین را بگیرید، درخواست کنید که جلوی ادامه حضورشان را در ترکیه بگیرند و از آنجا برگردند.
این عضو شورای نگهبان قانون گفت: چون امام موسی صدر از نجف رفته بودند دیگر امکان ملاقات فراهم نشد و من خدمت حاج نصرالله خلخالی رفتم. او به امام خمینی خیلی ارادتمند بود ولی گفت این کار تاثیری ندارد. گمان نمی‌کنم ایشان این پیغام را به آیت‌الله حکیم رسانده باشند.

مومن در پاسخ به این سوال مجری که در مورد بعهده گرفتن ماموریت رساندن پیغام اعلام مرجعیت امام خمینی(ره) از سوی جامعه مدرسین بود، گفت: نه اینگونه نبود. زمان آیت‌الله بروجردی بود که ایشان مرجع شدند. جریان این نامه به زمان بعد از فوت آیت‌الله حکیم بعد از سال 48 یا 49 برمی‌گردد. در آن زمان عده‌ای از مدرسین و بیشتر جامعه مدرسین تصمیم گرفتند مرجعیت امام خمینی را امضا و اعلام کنند. 13 نفر از بزرگترها این نامه را امضا کردند و این به لحاظ این بود که وقتی مرجعیت یک فرد در جامعه اعلام شد دیگر نتوانند برای این فرد مشکل به وجود آورند و بحث زندان و اعدام را پیش بکشند. در همان سال بود که مرحوم آیت الله سعیدی در زندان به شهادت رسید و من می‌خواستم بروم عراق، جامعه مدرسین به من نگفت که این نامه را ببرم. در آنجا خدمت امام رسیدم. امام منزل کوچکی داشت. من و امام خمینی تنها شدیم و من این مسئله را به ایشان گفتم. امام با من دعوا کرد که چرا این کار را کردند و من توضیح دادم که آنها تشخیص دادند که دربرابر شاه باید مرجعی وجود داشته باشد که محکم جلویش بایستد و آنها تشخیص دادند که این مرجع شما هستید.
وی در مورد زندان و تبعیدش در سال 52 گفت: در این سال بنا شد که 25 نفر که بیشتر از قم و جامعه مدرسین بودند را تبعید کنند. البته از غیر قم هم بود مثلا مقام معظم رهبری از مشهد تبعید شدند. تمام این 25 نفر را تبعید کردند به غیر از 2 نفر که یکی از آنها من بودم. همان روزی که همه را گرفتند آمدند خانه ما که من را بگیرند اما من نبودم. در منزل پدرم به دنبال من آمدند. وقتی پدرم جریان را متوجه شد گفت حق نداری به خانه بروی و باید همینجا بمانی. من عبا و عمامه در آوردم و به پشت بام رفتم. آنها به خانه ریختند تا من را بگیرند اما چون خانه پدرم 2 در داشتند فکر کردند من فرار کردم. حدود 10 روزی در همانجا ماندم و از خانه بیرون نرفتم. فردی هم بود که از شهربانی برای ما خبر می‌آورد و می‌گفت شهربانی دنبال من است.
این عضو شورای نگهبان قانون گفت: این ماجرا گذشت تا نوروز سال 53 شد و من برای مباحثه به خارج از خانه می‌رفتم. از ان 25 نفر فقط من و آیت‌الله انصاری شیرازی باقی مانده بودند. روز 19 فروردین 53 دوباره سراغ من امدند. اتفاقا من در خانه پدرم بودم اما اینبار آنجا نیامدند و منتظرم ماندند. وقتی به خانه آمدم من را به شهربانی بردند و انجا نمازم را خواندم و بعد به دنبال آیت‌الله انصاری رفتند. آدمی که سراپا تقوا و تواضع بود. در شهربانی یک شب زندانی بودیم. فردا من را فرستادند شهداد کرمان و ایشان را فرستادند الشتر خرم آباد.

امام خمینی(ره) دستور داد دادگاه روحانیون تشکیل شود تا حیثیت روحانیون محفوظ بماند

مومن درباره حضورش در دادگاه ویژه روحانیت به ریاست آیت‌الله مشکینی به عنوان منشی گفت: دادگاهی را امام خمینی(ره) فرموده بود تشکیل شود و خود روحانیون مسئول دادگاه باشند. سر این کار این بود که برخی مسائل در مورد روحانیون دست دیگران نیافتد و حیثیت روحانی خلافکار محفوظ بماند. ما در قم این دادگاه را تشکیل دادیم و روحانیون خلافکار را محاکمه می‌کردیم که بیشتر با ساواک در ارتباط بودند. در لیستی که از ساواک به دست من افتاده بود اسامی آنها بود. مرحوم منتظری زمانی به من زنگ زد و پرونده‌های ساواک را که در اختیار کمیته بود را به من سپرد. دو تن از طلاب که اکنون جزو فضلا و علما هستند، رفتند و پرونده‌ها را خواندند و اشاخصی که جزو روحانیون بودند را در پرونده‌ها پیدا کردند. ما پرونده‌ها را در یک اتاق جمع کردیم تا بعد از اینکه وزارت اطلاعات تشکیل شد به آنها دادیم.
وی در مورد چرایی حضور در شورای خبرگان به عنوان نماینده مردم سمنان در دور اول و دوم این شورا گفت: سمنانی ها با من رفیق بودند. امام جمعه فعلی سمنان با من هم حجره بود. ما با سمنانی‌ها رفیق شدیم و با اینکه من گفتم اهل سمنان نیستیم من را به عنوان نماینده خود به مجلس خبرگان فرستادند.
در ادامه رنجبران، مجری و سردبیر برنامه «شناسنامه» گفت: برخی می‌گویند اعضای مجلس خبرگان بر کار رهبری نظارت دارند و برخی می‌گویند نه اینگونه نیست و نظارت ندارند بلکه فقط مطلع می‌شوند. شما کدامیک از این‌ها را قبول دارید؟
مومن در پاسخ به این سوال گفت: نظارت هست و هیاتی هم برای این کار داریم. از سال اول این را تشکیل دادیم. خیلی هم حرف زدیم تا این را تثبیت کنیم. خیلی ها می‌گفتند شما این حرفها را می‌زنید برای شما بد تمام می‌شود.
رنجبران گفت: برخی‌ها سعی می‌کنند کشمکش‌های سیاسی را به مجلس خبرگان بکشانند. بخصوص برخی بزرگان هم ابراز نگرانی می‌کنند برای انتخابات سال آینده.
مومن گفت: این کار درست نیست. این حرفها را که می‌زنید، به من بگید من نگرانی ندارم چون من جزو پیرهای شورای نگهبان هستم. رفتم من به شورای نگهبان به زور امام خمینی(ره) بود و هرچه کردم نشد که نروم. در 25 تیر 1362 اولین بار بود که رفتم و 30 سال است که انجا هستم و هرچه به آیت‌الله خامنه‌ای اصرار کردم ایشان گفتند باید انجا باشم.

مجری گفت: گویا شما به احمد آقا گفتید که دیگر نمی‌خواهید در شورای نگهبان باشید اما امام مخالفت کرده بودند. جریان این مخالفت را هم بگویید خوب است.
این عضو شورای نگهبان قانون اساسی گفت: ما به عنوان عضو شورای خبرگان از سمنان انتخاب شده بودیم. حاج احمد آقا آمد پیام امام را راجع به خبرگان بخواند. ما با او رفیق بودیم. او گفت من همه حرفهای تو را به امام گفتم. من چندین نفر را واسطه کرده بودم که دست از سر ما بردارد. آخر به احمدآقا پیغام دادم من همان طلبه حوزه هستم و الان نیز مایل هستم درسم را ادامه دهم و مسئولیت شورای نگهبان را به کسان دیگری بسپارد که هستند. احمد آقا گفت امام گفته می‌خواهی درس بخوانی که چه کار کنی؟ می‌خواهی به اسلام خدمت کنی خوب این سفره گسترده است و باید بشینی و کار کنی.
وی افزود: من برای خبرگان نگران نیستم. امتحان خبرگان را به من واگذار کردند.
مجری گفت: می‌گویند شما خیلی به لحاظ علمی در طراحی سوالات سخت می‌گیرید.
مومن گفت: من از همان کتاب‌هایی که خواندن جاهایی که مهم است را طرح سوال می‌کنم. باید خود متن را بنویسند و ترجمه کنند و بگویند متن چه چیزی را توضیح می‌دهد. امتحان گیرنده هم که ما نیتسیم بلکه چند تن از فضلا هستند که از قم می‌یند. کسی هم که نمی‌تواند تقلب کند. خودشان می‌آیند جواب می‌دهند و زمان کافی هم برای پاسخ دادن دارند. حداقل نمره ای که باید بیاورند باید 12 باشد. سه امتحان گرفته می‌شود که باید مجموع نمره 36 را بیاونرد. بعد از آن چندتن از علما از انها امتحان شفاهی می‌گیرند. وقتی بلد باشند پاسخ دهند صلاحیت دارند. ما هم به هیچکس ظلم نمی‌کنیم.

انقلابی بودن کاندیداهای شورای نگهبان شرطی است که توسط فقهای این شورا باید بررسی شود

مجری گفت: جایی گفته بودید تنها شرط عضویت در شورای نگهبان علمی نیست بلکه باید انقلابی هم باشند.
مومن گفت: من انقلابی بودن را امتحان نمی‌گیرم. این در گفت‌وگو با فقهای شورای نگهبان تعیین می‌شود. شرط اینکه این شرط را بررسی کنند تایید فقهای شورای نگهبان است. اگر کسی بین افرادی که در امتحانات علمی رتبه کسب کرد ناباب بود اعضای شورای نگهبان از او عذرخواهی می‌کنند و او را حذف می‌کنند. شاید 2 سه نفری بودند که اینگونه باشند.
مجری در ادامه پرسید: آیا در بین اعضای شورای نگهبان در حال حاضر کسانی هستند دارای این شرط نباشند.
مومن در پاسخ گفت: طبق قاعده اینگونه نباید باشد. بعضی ها برخی حرفها درموردشان بود که در دوره آخر جلویشان را گرفتیم. تقریبا نداریم ولی اگر باشند جلویشان را می‌گیریم. فرقی هم نمی‌کند چه کسی باشد. شاخصه انقلابی بودن قبول داشتن انقلاب است. حداقل باید مثل مردم عادی باشند ولی یک وقت هست که شاید فرد اصلا این حرفها را قبول نداشته باشد.
وی در مورد تعیین رئیس جدید مجلس خبرگان گفت: حرفهایی گفته شده است اما من در آن جلسه نبودم.
این عضو شورای نگهبان در مورد انتظارات امام از این شورا گفت: ایشان سفارش می‌کردند که اعضای شورای نگهبان ملاحظه هیچ چیز جز خدا و قانون اساسی را نکنند و برای کسی غیر خدا حساب باز نکنند. ما در زمان مقام معظم رهبری احساسی آزادی بیشتری می‌کنیم. ایشان هم حرفهای امام خمینی را می‌زند. امام چند نفر را در کل کشور نظرشان این بود که صلاحیتشان تایید شود. بعد از فوت امام صلاحیت چند نفری که امام تایید کرده بودند را بررسی کردیم اما تایید نشدند. ما به نزد مقام معظم رهبری رفتیم تا کسب نظر کنیم. ایشان گفتند نه، من حتی مواقعی که امام از ولایت مطلقه خود استفاده می‌کردند من به ایشان گفتم و ایشان در اواخر از این مورد استفاده نمی‌کردند.
مومن گفت: من یادم است وقتی مقام معظم رهبری این جمله را فرمودند ما جلسه‌ای گرفتیم و این قضیه را به مردم گفتیم. فردی بود که فرد با تقوایی بود و در جنگ هم شرکت کرده بود اما ما او را تایید نکردیم چون خودش هم گفته بود که صلاحیت علمی لازم را ندارد.
مجری گفت: برخی اتهاماتی را در مورد شورای نگهبان مطرح می‌کنند که در جمع انها فقط یک نفر نظر می‌دهد و او آیت‌الله جنتی است. یا اینکه می‌گویند تصمیمات آنها سیاسی است.

آیت‌الله جنتی آدم بسیار شایسته‌ای است

مومن تاکید کرد: این دروغ است. جنتی کسی است که آدم مدتینی است و از 51 رکعت نماز شبانه روزی هیچکدام را ترک نمی‌کند. آدم بسیار شایسته ای است. او خود را به اسلام و انقلاب نشان داده است. او گاهی رای می‌دهد و گاهی نمی‌دهد. باید 7 نفر چیزی را خلاف قانون اساسی یا 4 نفر خلاف شرع بدانند تا رد شود.
وی در پاسخ به این سوال مجری مبنی بر اینکه چرا برخی افراد که در قدرت هستند در موقع انتخابات رای شورای نگهبان را قبول نمی‌کنند، گفت: باید از خود انها پرسید. ما برای غیر از ضوابط حساب باز نمی‌کنیم. در برخی از شهرستان‌ها کسی نامزد شده بود و ما نمی‌خواستیم رای بیاورد ولی سر ناظرهای ما گفتند که وی رای آورد. خوب ما هم گفتیم رای آورد دیگر. وقتی مردم به کسی که شورای نگهبان تایید صلاحیت کرده رای می‌دهند دیگر حرفی نمی‌توان زد حتی اگر دوست نداشته باشیم. این خلاف شرع است اگر اعمال نظر شخصی کنیم.
این عضو شورای نگهبان قانون اساسی گفت: ملاک تایید افراد حال فعلی است. گاهی ممکن است فرد در آغاز طبق اطلاع هایی که داریم تایید شود اما در اجرا نشان دهد که فرد دارای صلاحتی نیست و دیگر تایید نمی‌شود. یعنی حال فعلی او تغییر کند. ممکن است ما کسی را هم رد کنیم ولی بعد بفهمیم اشتباه کردیم و رای را تغییر دهیم. البته این اتفاق خیلی کم می‌افتد چون دقت زیادی به کار می‌بریم. در خبرگان رهبری هم اینگونه است. در خبرگان ما کسی را تایید کردیم و او وارد مجلس شد اما در میان دوره دیدیم که او صلاحیت لازم را ندارد و تایید نکردیم. نظر شخصی نباید داشته باشیم.

مومن در پاسخ به این سوال که آیا انتخابات 92 سخت ترین مرحله برای تایید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری بود، گفت: نه اینگونه نبود. اگر فردی شرایط قانونی را تایید می‌شود و اگر نداشت تایید نمی شود. بالاترین مسئولیت را در کشور بعد از مقام رهبری، رئیس جمهور دارد. نمی‌شود که در این مورد حرف نزد.
رنجبران در ادامه گفت: آیت‌الله جنتی در گفت‌وگویی که با ایشان داشتیم گفتند که بزرگترین اشتباه شورای نگهبان در تایید صلاحیت برخی افراد در مجلس ششم بود که برخی افراد را نباید تایید صلاحیت می‌کردیم. شما این حرف را قبول دارید؟
مومن گفت: ممکن است اینگونه باشد. من هم از تایید صلاحیت برخی افراد تعجب می‌کردم. درگیری لفظی و استدلالی در این دوره داشتیم. در دوره هفتم من گفتم شما چند دوره بر شما گذشته است و برخی اوقات افرادی را تایید صلاحیت کردید که درست نبوده است. مردم برای سوابق خوبی که وجود دارد می‌گویند که اشتباه کردند اما این دوره اگر یک فرد ناصالح را تایید کنید مردم هم از شما قبول نمی‌کنند. من نمی‌گویم اشتباهی نمی‌شود ولی بنا بر این است که شخصی کار نشود.
وی در پاسخ به این سوال که شما عملکرد سال 88 شورای نگهبان را چگونه می‌بینید، آیا عملکرد برخی اعضای شورا در اظهار نظرهای سیاسی بهتر بود با دقت انجام شود، گفت: من نمی‌دانم اظهار نظرها چگونه بود که حرفی بزنم ولی کاری که شورای نگهبان کرد بر اساس قانون اساسی بود. بساطی که راه انداختند و گفتند فردی که تایید شده بود رای نیاورده دروغ بود. ما دقت کامل کردیم. مردم بایید به فرد رای بدهند. 40 میلیون از مردم رای دادند خوب یک فرد رای نیاورد.

برخی وزرا از ما خواستند صلاحیت برخی کاندیداهای رد صلاحیت شده مجلس هفتم را دوباره بررسی کنیم

این عضو شورای نگهبان گفت: ما حتی در مجلس هفتم برخی افراد را تایید نکرده بودیم ولی از طرف دولت یا نمی دانم کجا 10 ، 12 نفر آمدند گفتند چرا تایید نمی‌کنید، افراد کم هستند. به من گفتند بیا در جلسه‌ای که چند نفر از وزرا امده اند صحبت کن. بنابر این شد که اجازه دهند من هم صحبت کنم. من خطاب به وزرا گفتم کاری که در این دوره کردیم نسبت به این افراد فرقی نمی‌کند با دوره های پیش. خوب افراد باید برخی ویژگی ها را داشته باشند وقتی ندارند ما باید چه کنیم. بعد گفتند شما برخی از این افراد را دوباره بررسی صلاحیت کنید. من گفتم این کار را می‌کنیم اما شما نروید بگویید که شورای نگهبان قول داده است عده ای که شما می‌خواهید را تایید کند. یک کلام دروغ نباید گفته شود. اتفاق ما 40 نفر می‌خواستیم. ما گفتیم در عوض این 40 نفر شما 80 نفر از کسانی که رد صلاحیت کردیم و شرایط کم آشوبی دارند معرفی کنند و انها معرفی کردند. برخی آقایان عصبانی بودند که چرا این قول را دادید، گفتم من به کسی قول دادم؟ از جمعی که آنها اوردند ما فقط حدود 50 نفر را توانستیم تایید کنیم. بقیه حرفها دروغ بستن به عملکرد شورای نگهبان است.

خواص در سال 88 خیلی بی‌انصافی کردند

مومن در مورد عملکرد خواص در فتنه 88 گفت: آن کاری که باید انجام می‌دادند انجام ندادند. من از برخی توقع داشتم که درست عمل کنند ولی اینگونه نکردند. خیلی بی انصافی کردند.
وی در مورد رحلت امام خمینی(ره) گفت: بعدازظهر روز 13 خرداد رفیتم بیت امام خمینی(ره)، لطف کردند و اجازه دادند من هم امام را ببینم. وقتی حال امام را دیدیم موقع برگشت تصمیم گرفتیم حتما فردا جلسه شورای خبرگان تشکیل شود. من چون منشی بودم قرار بود از همه خبرگان دعوت کنم تا ساعت 8 صبح به تهران بیایند. ساعت 10 و 20 دقیقه بود که خبر رحلت امام را دادند. حاج احمدآقا این خبر داد. بعد از اینکه به ما اطلاع دادند و گریه و زاری عده از مردم هجوم آوردند به جماران که ما باید چه کنیم و گفتند بروید برای امام دعای توسل بخوانید که برای ما بمانند.
مومن در پاسخ به این سوال که آیا فکر می‌کردید آقا به عنوان رهبر انتخاب شوند، گفت: هیچ حرفی نبود. هیچ صحبتی از اینکه فردا چه بگوییم نبود. تا اینکه قرار شد جریان فوت امام را به پاسدارهای همراهمان نگوییم. من شورای نگهبان خوابیدم و فردا رفتیم مجلس شورای اسلامی. در آن زمان گفتند فوت امام را چه زمانی اعلام کنیم. آقای هاشمی که شخص محافظه کاری بود در آن زمان دست و پای خودش را گم کرده بود که اگر اعلام کنیم ممکن است درگیری خارجی پیش بیاید. من در همان جلسه ای که در بیت امام بود گفتم مگر کسی جرات دارد نطق بکشد. مردم عاشق امام هستند. گفتند که ساعت 5 بعد از نصفه شب فوت امام را اعلام کنند.
وی افزود: در جلسه شورای خبرگان ابتدا بحث در مورد شورای رهبری یا رهبری فردی شد که زود به این نتیجه رسیدیم که شورای رهبری نمی‌شود. بعد هرکسی فردی را که مدنظرش بود اعلام کرد. برخی مراجع قم مثل آیت‌الله گلپایگانی هم مطرح شد. هرکس هرچیزی می‌خواست گفت تا اینکه نمی‌دانم چه کسی برای اولین بار اسم آقای خامنه‌ای را مطرح کرد و ایشان یک چیزی به ذهنش رسید آمد پشت میکروفن و تند و تیز حرفهایی را زد و بعد از آن نقل کردند حرفهایی که امام خمینی در مورد آقای خامنه‌ای زده بود. این حرفها را 2، 3 نفر تایید کردند. آقای خامنه‌ای مصر بود که من نیستم ولی آقای آذری بلند شد و صحبت کرد ولی آیت الله خامنه‌ای بلند شد و گفت آقای آذری اگر من حرفی بزنم خودتان حاضر هستید به حرف من گوش دهید که می‌گویید من رهبری نظام را به عهده بگیرم. آقای آذری گفت من وظیفه شرعی خودم می‌دانم که اطاعت کنم. بالاخره چنین حرفهایی زده شد و قرار شد رای گیری شود. ما رای ها را شمردیم و بالاتر از 4 پنجم شد. حدود 78 نفر به ایشان رای دادند. من بهتر از آقای خامنه‌ای نداشتیم و این لطف خدا بود که به ذهن ما خطور کرد. پشیمانی که هیچی حتی احتمال اینکه اشتباه کرده باشیم هم نمی‌دهیم. ایشان تمام همتشان را برای این کار گذاشتند.

روحانی شاگرد خوبی بود، حیف درسش را ادامه نداد

مومن درباره اینکه حسن روحانی شاگرد او بود، گفت: هنوز هم سلام و علیکی با هم داریم منتها من زیاد اهل رفت و آمد نیستم. آقای روحانی شاگرد خوبی بود ولی حیف که درس را ادامه نداد.
مجری گفت: سوال آخر من درخصوص خانه زیبا و محقر شماست. شنیدم امام هم در این خانه امده‌اند و مقام معظم رهبری هم اینجا آمدند.
مومن گفت: بله البته در زمانی که امام آمده بود طبقه دوم را نساخته بودیم. بعد از آمدن حضرت امام یک جلسه‌ای اینجا تشکیل شد که آقایان خامنه‌ای، بهشتی، هاشمی، مشکینی و منتظری هم بودند. تعجب کردم که چرا امام بعد از تبعید وقتی به ولایت امر رسیدند ایشان اینجا می‌آیند. ایشان با آقای اشراقی آمدند. مردم که فهمیدند آمدند می‌خواستند بیایند تو و ایشان اجازه داد که بیایند. مقام معظم رهبری هم به غیر از دفعه اول که آمد، 20 سال پیش که من تصادف سختی کردم و رفتم به عالم دیگر برای عیادت امدند. یک دفعه دیگر هم همین تازگی که امدند قم به خانه ما آمدند. آقای خامنه‌ای خیلی آقاست. ابدا خودش را نمی‌گیرد. ما در زمانی که رییس جمهور بود هم رفت و آمد داشتیم.
برنامه «شناسنامه» کاری از گروه اجتماعی شبکه سوم سیما به تهیه‌کنندگی محمدصراف و سردبیری و اجرای محمدحسین رنجبران است که جمعه‌ها ساعت 14:30 از این شبکه پخش می‌شود.




موضوع مطلب : برنامه شناسنامه, آیت الله مومن
«باراک اوباما» در تماس تلفنی، از «بنیامین نتانیاهو» خواسته است که از تشویق نمایندگان کنگره آمریکا برای تصویب طرح تحریم‌های جدید علیه ایران، دست بردارد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق، «باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا، که از ابتدای مذاکرات هسته‌ای در بیانیه‌های عمومی خود را مخالف تشدید تحریم‌های ایران معرفی کرده، در تماس تلفنی با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسراییل، از وی خواسته است که از تشویق نمایندگان کنگره آمریکا برای تصویب طرح تحریم‌های جدید علیه ایران، دست بردارد.
روزنامه «هاآرتص» در گزارش اختصاصی خود مدعی شده است که اوباما، مشاورش «جو بایدن» و وزیر خارجه دولتش «جان کری» از دیدار با نتانیاهو، در سفر ماه مارس وی به آمریکا که به دعوت جمهوری‌خواهان کنگره (و نه کاخ سفید) صورت گرفته است، خودداری خواهند کرد.
یک مقام رسمی آمریکایی که خواسته نامش فاش نشود، در این باره به خبرنگار هاآرتص، گفته‌ است: «نتانیاهو توی صورت ما تف انداخت، این (برایش) هزینه خواهد داشت».
از سوی دیگر، یکی از  مقامات رسمی ارشد ایالات متحده، که بنا بر حساسیت‌های دیپلماتیک خواسته است که نامش فاش نشود، گفت که اوباما، روز دوشنبه‌، طی یک تماس تلفنی از نتانیاهو خواست «دست از هل دادن کنگره به سمت تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران، بردار».
این مقام ارشد آمریکایی در ادامه افزود: «اوباما همچنین به نتانیاهو تاکید کرد که وی در تلاش برای دستیابی به توافقی با ایران است که ایرانی‌ها را از بدست آوردن سلاح اتمی باز دارد و به جامعه جهانی این اطمینان را بدهد که برنامه اتمی ایران مقاصد صلح‌آمیز دارد. آقای رییس جمهور اضافه کرد که وضع تحریم‌های بیشتر (علیه ایران)، گفت‌وگوهای اوباما و پنج کشور دیگر با ایران را خراب می‌کند. او به رهبر اسراییلی گفت که اگر این طرح به تصویب کنگره برسد، او آن را وتو خواهد کرد».
به گفته این منبع ناشناس، اوباما همچنین به نتانیاهو هشدار داده که در نبرد او با کنگره بر سر وضع قانون تحریم مداخله نکند. این هشدار، یک هفته پیش از آن داده شده بود که «جان بینر» رییس مجلس نمایندگان، آشکارا از نتانیاهو برای سخنرانی و نشست مشترک در کنگره دعوت کند. انتظار می‌رود سخنرانی نتانیاهو که در اوج نبرد میان اوباما و کنگره جمهوری‌خواه برگزار خواهد شد بر مسئله هسته‌ای ایران و آنچه نتانیاهو «نیاز به افزودن فشار بر ایران» می‌خواند، تمرکز داشته باشد.
«جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید ساعتی پس از اقدام بینر، اعلام کرد که دعوت از نتانیاهو برای سخن گفتن در کنگره (+) و عدم هماهنگی با دولت آمریکا در این خصوص، بر خلاف پروتکل‌های دیپلماتیک است. وی همچنین تأکید کرد که نتانیاهو میبایست پیش از تصمیم برای سفر به آمریکا، کاخ سفید را در جریان قرار می‌داده است (+).
«باراک اوباما» چند روز پیش در ششمین سخنرانی سالانه خود در کنگره، برای چندمین بار هشدار داده بود که هر گونه طرح تحریمی جدید علیه ایران را وتو می‌کند. وی ششمین سخنرانی سالانه خود را در حالی آغاز کرد که این اولین سخنرانی سالانه وی پس از تسلط کامل جمهوریخواهان به کنگره آمریکا محسوب می‌شد. در بخشی از این سخنرانی که به موضوع ایران و مذاکرات هسته‌ای اختصاص داشت گفت: «درباره ایران، دیپلماسی ما کارگر افتاده است و ما در آنجا برای بار نخست در طول دهه اخیر، پیشرفت برنامه هسته‌ای این کشور را متوقف و ذخائر مواد هسته‌ای آن را کاهش داده‌ایم.» (+)
پیش از این نیز، سناتور‌ها «رابرت منندز» و «مارک کرک»، طرحی چالش‌برانگیز برای اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران برای نگه داشتن این کشور در پای میز مذاکره، مطرح کرده بودند. باراک اوباما واکنش تندی به این طرح نشان داد و گفت چنین اقداماتی، آن هم در خلال مذاکرات، تقصیر شکست مذاکرات را به گردن آمریکا می‌اندازد و ایالات متحده را در جهان، منزوی می‌کند. اوباما مقاصد سیاسی و مالی را هم پشتوانه چنین طرحی دانست که البته این اظهارنظر وی با واکنش منفی کنگره روبرو شد.




موضوع مطلب :
وزیر امور اقتصادی و دارایی در مورد حذف یارانه ثروتمندان گفت: می‌توانیم افراد پردرآمد را شناسایی کنیم، ولی هر چه حوزه شناسایی بالاتر رود و سراغ افراد بیشتری برویم، میزان خطا بیشتر می‌شود و مشکل دولت هم همین است.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا:سازمان هدفمندی یارانه‌ها: علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی در مورد حذف یارانه ثروتمندان گفت: می‌توانیم افراد پردرآمد را شناسایی کنیم، ولی هرچقدر حوزه شناسایی ما بالاتر می رود و سراغ افراد بیشتری می‌رویم، میزان خطای ما بیشتر می شود و مشکل دولت هم همین است. به گفته وی، خطای نوع اول و دوم در شناسایی بالاست و در زمانی که پرداخت یارانه صورت گرفت، باید در ابتدا به صورت هدفمند شناسایی انجام می‌شد، ولی متاسفانه انجام نشد و امسال با افزایش قیمت حامل‌های انرژی، درآمدهای حاصله به صورت هدفمند توزیع شد.
وی با اشاره به روش های موجود برای شناسایی کم درآمدها، گفت: از روز اول پرداخت نقدی باید این گونه عمل می کردند و درباره مرحله دوم که ما ابتکار عمل را به دست داشتیم، نیازمندان را مورد توجه قرار دادیم، هرچند اگر به ثروتمندان متمرکز می شدیم، درصد خطا بالا می‌رفت.




موضوع مطلب :
ساواک نام آشنایی برای مردم ایران است. سرویس اطلاعاتی مخفوف رژیم ستم شاهی که عامل دستگیری بسیاری از انقلابیون و شکنجه و آزار آن‌ها بود. نامی که باعث شده بود در دوران سیاه دیکتاتوری طاغوت ضرب المثل «دیوار موش داره، موش هم گوش داره» با ایجاد رعب و وحشت برای بسیاری از مردم معنای ظاهری بیابد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا:ساواک نام آشنایی برای مردم ایران است. سرویس اطلاعاتی مخفوف رژیم ستم شاهی که عامل دستگیری بسیاری از انقلابیون و شکنجه و آزار آن‌ها بود. نامی که باعث شده بود در دوران سیاه دیکتاتوری طاغوت ضرب المثل «دیوار موش داره، موش هم گوش داره» با ایجاد رعب و وحشت برای بسیاری از مردم معنای ظاهری بیابد.



سازمانی که بسیاری از کار‌شناسان رد پای موساد، سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به خوبی در آن رصد کرده‌اند و در واقع می‌توان گفت با جدی شدن ماجرای انقلاب ایران و با توجه به نیاز شدید ساواک به آموزش ? تجهیزات و متخصصان موساد و تقویت ساختار آن ? موقعیت و زمینه مناسبی برای حضور و فعالیتهای مختلف موساد به وجود آمد تا ساواک به عنوان سازمان اطلاعاتی ایران رسما به موساد سرویس دهی کند.
هر چند عمر ساواک با پیروزی شکوه‌مند انقلاب اسلامی به پایان رسید اما در هر حال نام ساواک در کنار سیا (سازمان اطلاعاتی آمریکا)، موساد (سازمان اطلاعاتی اسرائیل)،‌ام آی 6 (سازمان اطلاعاتی انگلیس) و کا. گ. ب (سازمان اطلاعاتی روسیه)، به عنوان یکی از سازمان‌های مخفوف اطلاعاتی و جاسوسی دنیا ثبت شد.
در هر حال نکته اینجاست که تاریخ نشان داده، شناخت سازمان‏های جاسوسی و مطالعه در تاریخچه، اهداف و عمللکرد آن‏‌ها و هم‏چنین‏‏‏ آشنایی با اسرار، شگرد‌ها و روش‏های جاسوسی ‏آن‏‌ها ‏برای هر کشور و نظام سیاسی اهمیت ویژه‏ای دارد، زیرا اصولاً استقلال و ثبات سیاسی هر کشور به مقیاس وسیعی به میزان و کمیت فعالیت این سازمان‏‌ها بستگی دارد. سازمان‏هایی که به صورت دولت‏های نامرئی در تمام تحولات و حوادث و آشوب‏های سیاسی بزرگ و کوچک جهان دخالت دارند و در واقع دولت‌های نامحسوسی هستند که به رصد امور و به نوعی اداره امور کشور‌ها مشغولند و در آشفتگی‌های جهان امروز تاثیر گذارند.

اسرائیل و سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی

شاید بتوان رژیم صهیونیستی را اولین دولتی دانست که قبل از تشکیل، سازمان اطلاعاتی و جاسوسی خود را طرح ریزی کرده است. در واقع دولت نامشروع اسرائیل نشان داده، تاریخ خود را در کنار کار جاسوسی بنا و تأسیس کرده است.
موساد یا سازمان زیرزمینی یهود، نام اختصاری یک عبارت 5 کلمه‏ای عبری است و نماد سازمان اطلاعاتی اسرائیل است. موساد در حقیقت شکل تکامل یافته پلیس مخفی اسرائیل و نتیجه ادغام و ترکیب سازمان‏های مخفی و پراکنده‏ای ‏است که از ده‏‌ها سال پیش و اوائل جنگ جهانی دوم به نفع یهودیان و برعلیه مخالفان این‌نژاد فعالیت می‌‏کرده‏اند. ‏
به‏وسیله‏ هاگانا یک سازمان سریِ ویژه تشکیل شد که دفتر اطلاعات موسوم به «شی» نام گرفت. در سال 1937 نیز هاگانا سازمان «موساد لیالیفی بیت» به معنی «دفتر مهاجرت» را تشکیل داد. این نخستین اسم این سازمان بود.
سازمان اطلاعات اسرائیل در سال 1951 وقتی که برای اولین بار به صورت رسمی اعلام موجودیت کرد، این اسم را به یدک کشید و شبکه‏های جاسوسی آن نیز از آن زمان موساد نامیده می‌‏شوند.
با توجه به تعدد سازمان‏های جاسوسی رژیم صهیونیستی، رهبری این رژیم تصمیم گرفت که سازمان ویژه‏ای ‏برای هماهنگی میان فعالیت‏های این سازمان‏‌ها ‏تأسیس کند. این سازمان «دژ مستحکم برای خدمت به اسرائیل» نام گرفت و مسئولیت تأسیس آن به روفین شیلواح واگذار شد. او کسی بود که پس از تشکیل موساد، رسماً ریاست آن را عهده دار شد.


مقر موساد در تل آوبو از نمای دور

با توجه به گزارشی که در سال 1996 منتشر شد، شمار کارکنان موساد به 1200 تا 1500 نفر از جمله 500 افسر می‌‏رسید و هرکدام از آن‏‌ها در سن 52 سالگی بازنشسته می‌‏شدند. موساد شبکه گسترده‏ای ‏از مزدوران در سراسر دنیا در اختیار دارد و هم اکنون بیش از 35 هزار عضو (20 هزار کارمند و بقیه موقتی) دارد.
البته موساد تنها سازمان جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل نیست اما از همه شناخته شده‌تر و مخوف‌تر است. در کنار موساد اما نام‌هایی چون، شین بت (شاباک) که خلاصه کلمه «خدمت به امنیت» است و یک نهاد نظامی است، یگان عرب نما‌ها که به وسیله اولین عرب نمای عضو ارتش صهیونیستی «یسرائیل عبدو بن ‏یهودا» تاسیس شد و در جنگ 1948 شروع به کار کرد، امان که یکی از نهادهای سازمان اطلاعات اسرائیل است و از لحاظ اداری وابسته به فرماندهی ستاد مشترک ارتش صهیونیستی و تحت نظارت فرمانده این ستاد است، سازمان کِلمن که به جمع آوری اطلاعات فنی و علمی می‌‏پردازد و گردان لافیه که از خطرناک‏‌ترین و وحشی‏‌ترین سازمان‏های جاسوسی و تروریستی اسرائیل است که به عملیات تصفیه و ترور و بازداشت فلسطینیان دست می‌‏زند، مشغول به فعالیت هستند اما موساد از همه مشهور‌تر و معتبر‌تر است.

آمریکا و سازمانی به نام سیا

در این میان امریکا نیز از کشورهایی است که دارای یک سازمان اطلاعاتی و جاسوسی مشهور است. سازمانی با نام سیا (CIA) که سازمان اصلی اطلاعاتی، ضد اطلاعاتی، جاسوسی، ضد جاسوسی، امنیتی وغیر نظامی آمریکاست و به نوعی جانشین سرویس استراتژیک OSS در جنگ جهانی دوم است که به عنوان شاخه‌ای از نیروهای نظامی آمریکا فعالیت می‌کرد.
این سازمان از بدو تشکیل خود در 26 جولای 1947 فقط به شخص رییس جمهور و همچنین سنا پاسخگو بوده است و تقریبا فعالیتهای اصلی آن هیچ‌گاه منتشر نشده و در خفایی همیشگی صورت می‌پذیرند.
بودجه و تعداد کارمندی سری دارد و تخمین‌ها حاکی از بود جه سالانه 10 میلیارد دلاریو حدود 20 هزار کارمند رسمی غیر از آدم فروشان و عوامل نفوذی حکایت دارد.
نیروهای غیررسمی و مزدور ان نیز تا 250 هزار نفر برآورد می‌شود. که باید هروز صبح گزارش کلی روزانه‌اش روی میز کار رییس جمهور آمریکا باشد.
پس از حوادث تاریخی و بی‌سابقه 11 سپتامبر 2001 و ضعف شدیدسازمان اطلاعاتی و امنیتی آمریکا که قادر به جلوگیری از این حادثه که خود بن لادن نیز چند هفته قبل از وقوعش در پیامی تلویزیونی به آن اشاره کرده بود نبودند بازنگری وسیعی در این سازمان‌ها که بالغ بر 36 ارگان موازی و مجزا اعم از سیا، اف بی‌آی، پلیس مخفی، پلیس فدرال، گارد امنیت ملی، گارد ملی، اطلاعات ارتش و چندین ارگان دیگر صورت گرفت و وزارت امنیت داخلی آمریکا به وزارت مایکل چرتاف در دوره اول ریاست جمهوری بوش تشکیل شد وبرای رهبری همه سازمانهای اطلاعاتی و هماهنگی آن‌ها نیز سازمان اطلاعات ملیNational Intelligence دایر گردید.


نمای بیرونی مرکز فرماندهی سیا

پیش از این بنا به اعتراف خود سران اطلاعاتی آمریکا همکاری و هماهنگی چندانی بین این سازمان‌ها وجود نداشت و بعد از آن سیا بسیاری از مامورین اف بی‌آی را تحت آموزشهای ویژه قرار داد تا در برابر حوادث جدید آماده‌تر شوند.
ساختمان مرکزی سیا در چند مایلی واشنگتن در ویرجینیا و در امتداد رودخانه پوتوماک قرار دارد. این ساختمان 125 هزار مترمربعی به وسیله صد‌ها دوربین و تلویزیون در 15 کیلومتری واشنگتن با هزینه 46 میلیون دلار و از مصالح مقاوم در برابر انفجار در سال 1966 ساخته شد. ریاست آن تا انتهای دوره بوش یعنی 20 ژانویه 2009 بر عهده ارتشبد خلبان مایکل هایدن بود اما این ریاست توسط اوباما به جان برنان که به مدت25 سال در سازمان سیا آمریکا خدمت کرده بود سپرده شد.
در هر حال مشهوریت سیا به این دلیل است که در چندین اقدام خبرساز جهان نیز دست داشته است که عبارتند از تونل مخفی آمریکا شوروی در بحبوحه جنگ سرد، کودتای 28 مرداد، خلیج خوک‌ها در کوبا، نقش فعال در سرنگونی رژیمهای آمریکای لاتین و آفریقایی، پروازهای مخفی در اروپا، دادن موشکهای استینگ و ادوات جنگی به مجاهدین افغان و تربیت نامحسوس بن لادنیسم و...

انگلیس و اینتلیجنس سرویس

از میان کشورهای اروپایی اما انگلستان نیز به داشتن سازمان اطلاعاتی قوی مشهور است. سرویس اطلاعات محرمانه انگلیس در ایران با نام‌های «اینتلیجنس سرویس و‌ام آی 6» شناخته می‌شود.
در واقع، سرویس­‌های اطلاعاتی و جاسوسی انگلیس موسوم به MI5 و MI6 هستند که اولی فعالیت داخلی و ملی و دومی فعالیت برون مرزی را بر عهده دارد، طراح، مبتکر، هماهنگ‌کننده، پشتیبان، و اجرا کننده بسیاری از عملیات‌های بمب­گذاری، ترور، خرابکاری، و جاسوسی تاریخ معاصر بوده‌­اند.
در هر حال هر چند MI5 یا‌‌ همان سرویس اطلاعاتی داخلی همچون MI6 زیر نظر کمیته مشترک اطلاعات و امنیت انگلیس (Joint Intelligence Committee) فعالیت دارد وطبق قانون سرویس‌های امنیتی مصوبه 1989 و قانون سرویس‌های اطلاعاتی مصوبه 1994، وظیفه حفظ دموکراسی در انگلیس، حفظ اهداف اقتصادی، مبارزه با تروریسم و جاسوسی را بر عهده دارد اما اگر چه این سازمان بسیار با بحث امنیت داخلی در ارتباط است، اما وجهه خارجی آن را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.
گزارش‌ها حاکی از آن است که MI5در همکاری با ارتش آزادی­بخش ایرلند و به نام مبارزه با تروریسم، سلاح و مواد منفجره در اختیار این سازمان قرار می‌­ دهد. گزارش‌های منتشر شده در جراید انگلیسی توسط «کوین فالتون» - جاسوس دو جانبه سرویس اطلاعاتی انگلیس در ارتش آزادی­بخش - و «دیوید روپرت» – جاسوس دو جانبه آمریکایی - که هم برای FBI و هم برای MI5 فعالیت می‌­‌کرد - حاکی از آن است که MI5 نقش اصلی را در برنامه‌­ریزی برای بمب‌گذاری شهر «اوماگ» در شمال ایرلند داشته است. این فقط یک نمونه از صد‌ها و یا هزاران ماموریت خرابکارانه این سازمان امنیتی است.


مقر ام آی 6

از سوی دیگر، MI6 (Military Intelligence، Section 6) یا‌‌ همان سرویس اطلاعات مخفی موسوم به SIS (Secret Intelligence Service) است که در سال 1909 با اجاره دفتر کوچکی در لندن آغاز به کار کرد.
 البته در واقع اولین مامور اطلاعاتی انگلیس سر «فرانسیس والسینگهام» در دوره الیزابت بود که با شنود و کشف طرح‌­های وی، علیه ملکه دسیسه و فتنه می‌­‌کرد. با اینکه این سازمان شباهت زیادی به همتای آمریکایی خود دارد، اما بسیار محرمانه­‌تر از آن عمل می‌­کند.
 MI6 معاونت خارجه سازمان مرکزی اطلاعات و امنیت انگلیس به شمار می‌­‌رود. وظیفه این نهاد، جمع­‌آوری، تحلیل، و انتشار اطلاعات برون مرزی است. حیطه قدرت این نهاد مانند همتای آمریکایی خود مشخص نیست. مثلا مسئولیت ضد اطلاعات MI5 با MI6 است. عملیات­‌های جاسوسی بسیاری تابحال از این سازمان صورت گرفته است.
این سرویس امنیتی، با ورود آمریکا به عرصه جنگ جهانی دوم، نیروهای اطلاعاتی این کشور را تحت آموزش قرار داد. با ظهور هیتلر و به قدرت رسیدن وی، MI6 تمرکز خود را بر اروپا، آمریکای لاتین و بیشتر بخش‌های آسیا قرار داد. تا دهه 1990 نام رییس سازمان و جزییات عملیاتی آن به هیچ وجه در رسانه‌­‌ها شنیده و دیده نمی‌ شد.
 اولین رییس MI6 که «منسفیلد کامینگ» نام داشت، بنای قدرت اولیه این سازمان را گذاشت. او یک جاسوس فوق حرفه‌­ای بود که علاقه بسیاری به ترساندن نیروهای تحت امرش داشت.
با ظهور «مارگارت تاچر» بر مسند قدرت انگلیس، سیاست‌های باز بر این سازمان حاکم شد. MI6 ضمن حفظ استقلال خود، فقط به کابینه دولت پاسخگو بود. از طرفی تحت فشارهای تاچر، رویکرد بازتری نسبت به استخدام نیروهای جوان اتخاذ کرد. در نتیجه نوابغ جوان از بهترین دانشگاه‌های کشور که برخی از آن‌ها به چند زبان زنده مسلط بودند، به عضویت این سازمان درآمدند.
در حال حاضر هم وزارت خارجه انگلیس، «الکس یانگر» را به عنوان رئیس جدید سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا (آم آی6) معرفی کرده است.
وی که از سال 1991 به عنوان افسر بخش محرمانه سرویس اطلاعاتی مشغول به کار بوده، در دو سال گذشته بر عملیات این سرویس در سطح جهانی نظارت داشته است و افسر ارشد SIS در افغانستان هم بوده است.

کا. گ. ب در روسیه چه می‌کند؟

سرویس اطلاعاتی اسرارآمیز روسیه موسوم به «کا. ‌گ‌. ب» نیز یکی از سرویس‌های اطلاعاتی قوی اروپا است. KGB مخفف عبارت Komitet Gosudarstvennoy Bezopasnosti به معنای کمیته امنیتی کشور است.
ریشه اولیه این سازمان با نام «اوخرانا» (Okhrana) به 1880 هنگامی که تزار روسیه – الکساندر دوم- آن را با هدف نفوذ در میان احزاب مخالف حکومت ایجاد کرد، باز می‌گردد. همین نفوذ باعث شد که هر گونه اقدامی از سوی این گروه‌ها براحتی سرکوب و کنترل شود.
در سال 1916 وقتی مقامات دولتی روسیه خبر از وقوع یک انقلاب به نیکلاس دوم دادند، او به دلیل اعتماد بسیار زیادش به قدرت و نفوذ اوخرانا، این موضوع را جدی نگرفت.
سازمانی با هدف مشابه، بعد از انقلاب روسیه در سال 1917، با عنوان Cheka با هدف تحکیم حکومت لنین ایجاد شد. «چکا» در سال 1918 در طی جنگ‌های داخلی روسیه موقتا تعطیل شد و بار دیگر در سال 1922 تحت عنوان «دفتر مدیریت سیاسی کشور» (GPU) جهت سرکوب مخالفین استالین تاسیس شد.
استالین در سال 1934 نام آن را به «کمیساریای خلق برای امور داخلی» (GUGB) تغییر داده و به آن قدرت بی‌مثالی بخشید چرا که اعتقاد داشت نباید زیر نظر حزب فعالیت کند. او از این سازمان بعنوان اهرم قدرتمند سرکوب مخالفانش طی 30 سال حکومت خود استفاده کرد. پلیس مخفی وحشتناک‌ترین نامی بود که مردم روسیه در طی دوران حکومت استالین به گوششان خورد.
 طی دوره‌‌های مختلف تا قبل از مرگ استالین، این سازمان نام­های مختلفی به خود گرفت: GUGB در سال 1941، NKGB در سال 1943، MGB در سال 1946، و MVD در سال 1953. پس از مرگ استالین، در سال 1953 MVD تصمیم گرفت که رویکرد خشن خود را کنار بگذارد و با رویکردی جدید در مارس 1954 به KGB تغییر نام داد.
تا قبل از تبدیل شدن به KGB، این سازمان با استفاده از ایجاد وحشت در جامعه و به ره­بری از ایده آلیسم برای جذب جاسوس در خارج از کشور، اداره می‌شد.


کا.گ.ب و جاسوسانش

اعمال مدرنیزه و اصلاحات در KGB در زمان ریاست «یوری آندروپوف» طی سال‌های 1967 تا 1982 صورت گرفت. او بعد‌ها به ریاست حزب کمونیسم رسید.
در آگوست 1991، «ولادیمیر کریوچکوف» –رییس وقت سازمان- طرح یک کودتای نافرجام علیه دولت «گورباچف» را به دست گرفت. این می‌­توانست شروع یک پایان برای KGB باشد. این عمل و دیگر فعالیت­‌ها نظیر نفوذ در کلیسای ارتدوکس با اعتراض عمومی مبنی بر اعمال اصلاحات در KGB روبرو شد.
 با ظهور «بوریس یلتسین» بر مسند قدرت، وی این سازمان را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به 5 آژانس تحت نظر دو بخش تقسیم کرد که هر کدام وظایف محوله خود را انجام می‌­دادند. در نتیجه در 6 نوامبر 1991، KGB رسما بعنوان یک سازمان واحد از دایره وجود خارج شد.
بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، KGB در ظاهر جای خود را به FSB (سرویس ضد جاسوسی روسیه) داد، به و به دو بخش تقسیم شد: سرویس امنیتی فدرال و سرویس اطلاعات برون مرزی دولت روسیه. منتقدان عقیده دارند که این تغییر تنها در نام این سرویس است و این سازمان همچنان به فعالیتهای پشت پرده خود ادامه می‌دهد. در حال حاضر سرویس اطلاعات داخل روسیه به اختصار FSB و سرویس خارجی آن SVR نامیده می‌‌شود.



موضوع مطلب : گشتی در تاریخ سازمان‌های اطلاعاتی
آخرین تصویر منتشر شده از ملک عبدالله
ساعتی پیش تلویزیون عربستان خبر مرگ شاه سعودی را اعلام کرد. براساس این گزارش، دربار پادشاهی سعودی شاهزاده سلمان را پادشاه جدید و شاهزاده مقرن را ولیعهد اعلام کرده است.
ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد و سلمان، شاه سعودی شد به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ، ساعاتی پیش ملک عبدالله، سرسلسله وهابیت عربستان مرد.
تلویزیون عربستان در ساعت های اولیه امروز جمعه، پس از پخش آیاتی از قران خبر مرگ ملک عبدالله را اعلام کرد.
دقایقی پیش نیز شبکه خبری سی.ان.ان در گزارشی مبسوط از وضعیت کنونی عربستان سعودی مرگ این پیرمرد وهابی را تایید کرد.

ملک عبدالله بن عبدالعزیز، ششمین شاه سعودی و دهمین فرزندِ عبدالعزیز آل سعود، بنیانگذار عربستان جدید بود. وی به تاریخ اول اوت 1924 میلادی (10 مرداد 1303 خورشیدی) در شهر ریاض متولد شد و بیست و سوم ژانویه 2015، برابر با سوم بهمن 1393 در ریاض درگذشت. ملک عبدالله پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز، و از تاریخ اول اوت 2005 به‌مدت (9 سال) پادشاه عربستان بود.
براساس این گزارش، دربار پادشاهی سعودی شاهزاده سلمان را پادشاه جدید و شاهزاده مقرن را ولیعهد اعلام کرده است.
به گزارش سی.ان.ان جسد وی روز جمعه خاک خواهد شد.

ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد و سلمان، شاه سعودی شد

ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد


ملک عبدالله، شاه سعودی مُرد / سلمان، شاه سعودی شد + عکس

.........................................................

پادشاه جدید عربستان سعودی در اقدامی زودهنگام و قبل از تشییع جنازه ملک عبدالله و دفن وی، شش حکم صادر کرد و پستهای کلیدی کشور را تغییر داد.

پادشاه جدید، پسر ملک عبدالله را برکنار کرد/  صدور 6 حکم دیگر قبل از اتمام مراسم تدفین ملک عبدالله

پادشاه جدید عربستان سعودی در اقدامی زودهنگام و قبل از تشییع جنازه ملک عبدالله و دفن وی، شش حکم صادر کرد و پستهای کلیدی کشور را تغییر داد.

سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان سعودی قبل از مراسم تشییع ملک عبدالله ، شش حکم پادشاهی صادر کرد .
سلمان بن عبدالعزیز آل سعود پادشاه عربستان خالد التویجری رئیس دربار سلطنتی و متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود فرزند ملک عبدالله پادشاه سابق و فرمانده گارد سلطنتی این کشور را برکنار کرد و فرزند خود محمد بن سلمان را با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع، جایگزین التویجری کرد.

سلمان بن عبدالعزیز آل سعود همچنین، حمد العوهلی را به عنوان رئیس گارد ویژه سلطنتی این کشور منصوب کرد.
وی محمد بن نایف را به عنوان ولیعهد و معاون دوم نخست وزیر و وزیر کشور منصوب کرد.
شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز در دومین حکم خود ، محمد بن سلمان بن عبدالعزیز (فرزند خود ) را به عنوان وزیر دفاع منصوب کرد.
پادشاه جدید عربستان سعودی همچنین به حمد بن عبدالعزیز السویلم رئیس دیوان ولیعهدی نیز پست وزارتی داده است و سپهبد حمد العوهلی را به عنوان رئیس گارد پادشاهی سعودی منصوب کرد.
پادشاه جدید سعودی همچنین مقرن بن عبدالعزیز ولی عهد جدید را با حفظ سمت در ولیعهدی، به عنوان معاون نخست وزیر منصوب کرد.

..........................................................
تشیع جنازه در روز جمعه 3 دیماه برگزار شد.نماز میت بر جنازه ملک عبدالله پادشاه متوفی عربستان سعودی بعد از نماز عصر روز جمعه در مسجد امام ترکی شهر ریاض اقامه شد و پس از آن جنازه وی در قبرستان العود واقع در نزدیکی این مسجد دفن شد.
ملک عبدالله 90 ساله بامداد جمعه درگذشت. این عکس ها توسط روزنامه الریاض و خبرگزاری رسمی عربستان سعودی منتشر شده اند.

اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض . در این مراسم در کنار ملک سلمان پادشاه جدید عربستان سعودی سران برخی از کشورها از جمله رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، امیر کویت، امیر قطر، پادشاه بحرین و حاکم شارقه به نمایندگی از دولت امارات حضور داشتند.
اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض . در این مراسم در کنار ملک سلمان پادشاه جدید عربستان سعودی سران برخی از کشورها از جمله رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، امیر کویت، امیر قطر، پادشاه بحرین و حاکم شارقه به نمایندگی از دولت امارات حضور داشتند.
اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض
اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض
اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض
اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله در مسجد امام ترکی شهر ریاض
ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان سعودی در مراسم اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله
ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان سعودی در مراسم اقامه نماز میت بر جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله - زیر جنازه شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله و ملک سلمان پادشاه جدید قرار دارند
تشییع جنازه ملک عبدالله - زیر جنازه شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله و ملک سلمان پادشاه جدید قرار دارند
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله
حضور سعد حریری نخست وزیر سابق لبنان در مراسم تشییع جنازه ملک عبدالله
حضور سعد حریری نخست وزیر سابق لبنان در مراسم تشییع جنازه ملک عبدالله
تشییع جنازه ملک عبدالله در ریاض
تشییع جنازه ملک عبدالله در ریاض
تشییع جنازه ملک عبدالله در ریاض
تشییع جنازه ملک عبدالله در ریاض
تشییع جنازه ملک عبدالله - زیر جنازه شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله و ملک سلمان پادشاه جدید قرار دارند
تشییع جنازه ملک عبدالله - زیر جنازه شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله و ملک سلمان پادشاه جدید قرار دارند
آمبولانس حامل جنازه ملک عبدالله
آمبولانس حامل جنازه ملک عبدالله
آمبولانس حامل جنازه ملک عبدالله - ملک سلمان پادشاه عربستان در صندلی جلوی آمبولانس نشسته است.
آمبولانس حامل جنازه ملک عبدالله - ملک سلمان پادشاه عربستان در صندلی جلوی آمبولانس نشسته است.
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله در قبرستان العود ریاض
بعد از دفن ملک عبدالله - بازگشت شاهزاده مقرن برادر ملک عبدالله و ولیعهد
بعد از دفن ملک عبدالله - بازگشت شاهزاده مقرن برادر ملک عبدالله و ولیعهد
بعد از دفن ملک عبدالله - بازگشت شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله. او هم اکنون وزیر گارد ملی است.
بعد از دفن ملک عبدالله - بازگشت شاهزاده متعب پسر بزرگ ملک عبدالله. او هم اکنون وزیر گارد ملی است.
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله
تجمع مردم در نزدیکی قبرستان محل دفن ملک عبدالله



موضوع مطلب : مرد, ملک عبدالله, شاه عربستان
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...