فرا رسیدن ایام سوگواری و شکیبایی، ایام حزن و بصیرت،ایام شناخت حقیقت وجودی،ایام محرم را به همه عزاداران حسینی تسلیت عرض می نمایم ... از گالری عکس در پائین صفحه دیدن فرمائید ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

ای کسانی که ایمان آورده اید : (در برابر حوادث) از صبر و نماز کمک بگیرید، بدون شک خدا با صابران است علی رضا احسانی نیا

Free Resources Directory for Webmaster

در زمان معاویه گروهی تشکیل شدند و مذهبی ایجاد کردند به نام مذهب مرجئه.... به زبان ساده آن‌ها جماعتی بودند که احکام را ساده می‌گرفتند و می‌گفتند لازمه مسلمانی فقط ایمان است و بس، اگر کسی گناهی انجام داد هر چند کبیره باشد به ایمان او ضرری نمی‌رسد...به زبان امروزی... فقط دلت پاک باشه، هرکاری دوست داری بکن...... از ابو مسروق نقل شده که:حضرت صادق «علیه السلام» از من درباره اهل بصره پرسید که (بر) چه (مذهبى ) هستند؟ عرض کردم: مرجئه و قدریه و حروریه، فرمودند: خدا لعنت کند این ملت‌های کافر مشرک را به هیچ وجه خدا پرست نیستند... با آنها همنشین نشوید- یعنى با مرجئه- خدا آن‌ها را لعنت کند و لعنت کند ملّتهاى مشرکى که خدا را در هیچ موضوعى از موضوع‌ها نمى‏پرستند.[1] ...امروز هم خیلی دیدم از آدم‌هایی که می‌گفتند...بیخیال...دلت پاک باشه...بعد راحت خیلی کارایی که دوست داشتند رو انجام می‌دادند............مواظب باشین لعنت امام دامن شما را نگیرد...مواظب باشید مرجئه زمان خود نشوید...

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 8035
  • بازدید دیروز: 13501
  • کل بازدیدها: 3095562
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
جمعه 93 آبان 9 :: 9:0 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

ارتش بورکینافاسو اعلام کرد پارلمان و دولت این کشور منحل شده و دولت انتقالی طی 12 ماه آینده قدرت را در دست خواهد داشت.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم به نقل از رویترز، «زفیرین دیابره» رهبر مخالفان بورکینافاسو با رد حالت فوق العاده اعلام شده توسط رئیس‌جمهور، خواستار استعفای وی شد. همچنین فرمانده ارتش بورکینافاسو مجمع ملی (پارلمان) و دولت را منحل اعلام کرد و گفت دولت انتقالی با رایزنی با تمام احزاب به مدت 12 ماه قدرت را در دست خواهد گرفت. ارتش بورکینافاسو از ساعت 19 الی 6 صبح به وقت گرینویچ در سراسر این کشور حالت فوق العاده اعلام کرده است.
پیش از این "بلیس کومپائوره" رئیس جمهور بورکینافاسو در پی رویدادهای این کشور حالت فوق‌العاده در بورکینافاسو اعلام کرده و از مخالفان خواست تا به اعتراضات خود پایان دهند. معترضان ضد دولتی در بورکینافاسو پس از آشکار شدن طرح رئیس جمهوری این کشور برای تصویب قانونی که به وی اجازه تمدید ریاست جمهوری 27 ساله‌اش را بدهد به ساختمان‌های پارلمان و تلویزیون دولتی این کشور یورش بردند و ساختمان پارلمان را به آتش کشیدند.
گزارش‌ها حاکی از این است پخش شبکه تلویزیونی دولتی این کشور در پی یورش مخالفان قطع شده است. منابع خبری همچنین گزارش دادند که عمارت پارلمان این کشور از سوی معترضان به آتش کشیده شده است. در پی یورش معترضان پارلمان بورکینافاسو رأی‌گیری در مورد این لایحه مناقشه برانگیز را ملغی کرد. همچنین برخی اخبار حاکی از این است که صدای تیراندازی در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری این کشور شنیده شده است.
طبق گزارش بی‌بی‌سی، فرودگاه پایتخت این کشور در پی برگزاری تظاهرات گسترده مردمی ضد دولتی مسدود شده است.




موضوع مطلب :
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شهدای ایران:چندی قبل یک سخنرانی از آقای رحیم پور ازغدی منتشر شد که ضمن آن مطلب بسیار مهمی را به آقای مطهری نسبت داده بود. کلیپ همین قسمت را که در آپارات آمده و سایت های ضد شیعه هم مکرر در مکرر پخش کرده اند به راحتی می توانید ببینید.
ازغدی می گوید:
آقای مطهری می گوید: شیعه مردم شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند. این ها تعابیر آقای مطهری است. می گوید:‌مردم ما، مردم شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند که ما تا حال دیده ایم. یعنی دروغ می گویند. ربا می خورند. گران می فروشند. کلاه هم رو بر می دارند. اهل نماز و روزه و خمس و زکات و اینا، با مسس و افسردگی و کسالت نفس و اینا، در عین حال مدعی ترین مردم. این جمله را غیر از مطهری جرأت ندارد [بگوید]. می گوید: یکی از قالتاق ترین، مدعی ترین مردمند، که فکر می کنند از همین الان کنار انبیاء‌ از همین الان در بهشت اند و در باره بقیه اظهار نظر می کنند. می گوید: این یکی از بیماری های مردم شیعه است و منشأش منبرهای ماست. ما یک دین و تشیع دیگری را به مردم آموزش می دیم. می گوید: این یک وسوسه شیطانی است، ما اینها را از خدا دور کردیم. از فرمان خدا. بهشون یاد دادیم لازم نیست به اوامر خدا عمل کنید. اسمت که شیعه است کافی است. کاری کردیم، جوری دین رو معرفی کردیم که مردم به این دلخوش کردند که ناممان بین دوستان علی بن ابی طالب است....
توضیح کلی:
آقای مطهری دو جا بحث از قالتاق بودن را مطرح کرده که عبارات یاد شده بالا که دنباله حرف و سخن آقای مطهری است، در آنجا نیامده و آن قسمت در عدل الهی آمده است (مجموعه آثار  1/ 338). بنابرین نخستین مشکل وصل کردن اینها به همدیگر است که در متن آقای مطهری نیست.
اما در دو موردی که آقای مطهری بحث قالتاق بودن را مطرح کرده یک مورد مفصل آن در باره کسانی است که فکر می کنند ظهور مهدی (ع) تنها برای شیعیان است. و دیگری به طور کلی در باره تربیت شیعیان است که نباید چهار تا قالتاق شیعه فکر کنند که بهترین هستند با این عبارت« مى‏گوییم فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه کافى است، چیز دیگر نمى‏خواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده براى ما چهارتا قالتاق‏! بعد مى‏گوییم پس چرا ما مسلمانها اینقدر بدبخت و بیچاره‏ایم؟ »
هر دو عبارت، به هیچ روی، آن جمله کلی آقای ازغدی را ندارد که شیعیان جزو قالتاق ترین مردم دنیا هستند. آدمی به خدا پناه می برد که آقای مطهری چنین نسبتی را به کل شیعه بدهد آن هم آنها را نه قالتاق که قالتاق ترین مردم دنیا بداند.
حالا هر دو مورد را نگاه کنید و خود قضاوت کنید که چطور چنین نسبت ناروایی به آقای مطهری داده شده و در حضور یک مشت طلبه، کسی چنین اتهامی را به مطهری زده و جامعه شیعه را چنین متهم کرده و بعد هم سایت های ضد شیعه از آن به عنوان شاهد کلام علیه شیعه استفاده کرده اند.
عین عبارات آقای مطهری:
1. مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏26    293
شخصى آمد خدمت امیرالمؤمنین على علیه السلام؛ یک لبخندى زد، عرض کرد: «یا امیرَالمؤمنین! انّى احِبُّکَ» من تو را دوست دارم. فرمود: وَلکِنّى ابْغِضُکَ‏ اما من تو را دشمن دارم. (نفرمود دروغ مى‏گویى، چون راست مى‏گفت، دوست هم داشت.)
گفت: چرا؟ فرمود: براى فلان کارت. فلان‏کس احتیاج داشت به تعلیم قرآن و بر تو واجب بود که آن را به او یاد بدهى، از او پول گرفتى.
بنابراین هیچ منافاتى نیست که ما على را دوست داشته باشیم اما عمل ما طورى باشد که على ما را دشمن داشته باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: کونوا لَنا زَیْناً وَ لاتَکونوا عَلَیْنا شَیْناً شما شیعیان اسباب افتخار ما ائمه باشید، زیور ما باشید، مایه ننگ و عار و خجلت و شرمندگى ما نباشید؛ یعنى طورى باشید که در میان سایر مسلمانان نمونه‏هایى از تقوا و پاکى و درستى باشید. فرمود: طورى باشید که وقتى مردم شما را مى‏بینند بگویند رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً خدا بیامرزد امام جعفر صادق علیه السلام را،
چه شیعیان خوبى درست کرده. وَ لاتَکونوا عَلَیْنا شَیْناً مایه ننگ و عار ما نباشید. شما وقتى که اخلاقتان، بازارتان، روحیه و کردارتان برخلاف اسلام است، اسباب خجلت و شرمندگى و سرافکندگى ما خواهید بود. دیگر از این بهتر [مى‏توان گفت؟!] آن، بیان قرآن؛ آن، سخنان پیغمبر که قبلًا برایتان عرض کردم، این هم سخنان امام جعفر صادق علیه السلام. از این بالاتر چه مى‏شود گفت؟! ولى مگر ممکن است ما از خر شیطان پایین بیاییم؟! مى‏گوییم فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه کافى است، چیز دیگر نمى‏خواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده براى ما چهارتا قالتاق‏! بعد مى‏گوییم پس چرا ما مسلمانها اینقدر بدبخت و بیچاره‏ایم؟ جوابش را قرآن داده. ملتى که افسرش برود در اسرائیل تربیت ببیند و بعد برود در اوگاندا کودتا راه بیندازد آیا انتظار دارید روى سعادت ببیند؟! ذلِکَ‏ بِانَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً انْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ. همه اینها ریشه‏هایى دارد. ریشه‏هایى از فساد در میان ما مسلمین وجود دارد، اینها شاخه‏هایى است که از آن ریشه‏ها بیرون آمده. حالا کِى ما بیدار شویم، کِى متوجه بشویم، کى توبه کنیم به درگاه الهى و خودمان را اصلاح کنیم، و کى خودمان را تطبیق کنیم با آیات قرآن، نمى‏دانم. شاید همین مقدار توجهات و تنبهاتى که پیدا کرده‏ایم طلیعه‏اى است براى اینکه ان‏شاءاللَّه تعالى خودمان را اصلاح کنیم و مسلمان واقعى باشیم.
2. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج 25 ص  499 ـ 500:
این فکر که هر صد سال یک مجدّد باید ظهور کند زمینه را مساعد کرد براى قبول یک فکر دیگر که گفته شد هر هزار سال یک نفر ظهور خواهد کرد، و مستمسک واقع شده است براى فرقه‏هاى گمراه. آن مرد شاعر مى‏گوید:
به هر الفی الف قدی برآید / الف قدم که الف آمدستم
این هم داستانى دارد که هزار سال یک بار یک نفر باید پیدا بشود، یک شخص در سر هزار سال باید پیدا بشود. این هم در فلسفه ایرانیهاى قدیم و هندیها باز ریشه‏اى دارد. در فلسفه ایرانى و هندى یک فکرى بوده براساس طبیعیات قدیم که اولا آن طبیعیات غلط بوده و تازه از آن طبیعیات هم استنتاج این فکر غلط است.
شیخ اشراق آن را در فلسفه اسلامى وارد کرد. حاجى سبزوارى در منظومه نقل مى‏کند به صورت «قیل»
قیل نفوس الفلک الدوار / نقوشها واجبة التکرار
اصطلاحاً در فلسفه مى‏گویند «دَوْر و کَوْر». گفتند در هر چند هزار سال یک بار همه چیز عالم تجدید و تکرار مى‏شود، همه چیز نو مى‏شود، منتها شبیهش؛ شبیه هر فردى یک فرد پیدا مى‏شود، شبیه هر محیى و مصلحى یک محیى و مصلحى پیدا مى‏شود، شبیه همه حوادث از نو پیدا مى‏شود. ولى آنها گفتند در هر بیست و پنج هزار و دویست سال یک بار حوادث عالم تکرار مى‏شود، روى حساب اینکه گردش یک دور فلک ثوابت این قدر است. بعد این اندیشه افتاد به دست بعضى از خیالباف‌هاى اسلامى. آمدند با آیات قرآن آنها را تطبیق بکنند، گفتند قرآن مى‏گوید: وَ انَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَالْفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ. پس هر روز از روزهاى الهى هزار سال است و چون هر سال سیصد و شصت روز است، پس هر سال الهى هم مساوى است با سیصد و شصت هزار سال، پس یک دوره عالم سیصد و شصت هزار سال است.
عالم یک دوره سال خودش را در این مدت طى مى‏کند، بعد نو مى‏شود. این هم یک اندیشه است.
البته سخن مهملى است. اما از ضلالت، ضلالت برمى‏خیزد. اینها را مى‏گویم چون اینها جزء سمومى است که در افکار ما رخنه کرده. باید اینها را طرد بکنیم. تا اینها را طرد نکنیم و از فکر خودمان بیرون نریزیم هیچ وقت فکر ما زنده نمى‏شود.
بعد یک عده گمراه‏کن و مُضِلّ هم آمدند آن آیه دیگر را که مى‏فرماید: یُدَبِّرُ الْامْرَ مِنَ السَّماءِ الَى الْارْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ الَیْهِ فى یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ الْفَ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ (که در سوره الم سجده است) یعنى «فرمان را از آسمان به زمین نازل مى‏کند، سپس به سوى او بالا مى‏رود در روزى که مساوى است با هزار سال شما» این آیه را این طور معنى کردند که در هر هزار سال یک بار کار مردم به وسیله انبیا تجدید و تدبیر مى‏شود.
گفتند تدبیر کردن یعنى تجدید کردن به اینکه یک پیغمبرى مثلًا بیاید در روزى که مقدارش هم هزار سال است، پس هر هزار سال یک بار یک نفر خواهد آمد.
بعد از این و در اثر این، چه گمراهى بزرگى در عالم تشیع پیدا شد! یک عده از مردم از دین جدا شدند به واسطه همین افکار مفت و مزخرف.
نه آقا! ما همچو چیزى نداریم که صد سال یا هزار سال یک بار یک نفر باید ظهور کند. فقط درباره یک نفر هست که آن هم در این سطح نیست، در سطح دیگرى است، جنبه جهانى دارد نه اینکه مخصوص به عالم شیعه باشد، و آن وجود مقدس حضرت حجت علیه السلام است. ایشان مربوط به همه عالَم‏اند. آنهایى که شنیده‏اید در منبرها مى‏گویند بیاید یک مشت شیعه را نجات دهد، یک مشت شیعه دروغ است. یک مشت شیعه که قالتاق‏ترین مردم دنیا هستند امام زمان علیه السلام حامى اینها نیست.
او مصلح کلّ عالم است. درباره او هم ما هیچ حق نداریم به اینکه وقت معین کنیم، حساب بکنیم چند سال دیگر، ده سال دیگر، از این حساب ابجدهایى که هر روز مى‏کنند. یک دفعه مى‏آیند آیه «انَّ الْارْضَ لِلَّهِ یورِثُها مَنْ یَشاءُ»
 و یک وقت آیه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ انَّ الْارْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحونَ».
 را حساب مى‏کنند که مثلًا در فلان سال حضرت ظهور مى‏کند. از اینها بترسید و تکذیب بکنید که: کَذِبَ الْوَقّاتونَ. هیچ کس هم در دنیا، نه ما و شما و نه هیچ مصلح دیگرى نمى‏تواند ادعا بکند که من مى‏خواهم آن کار را انجام بدهم. او بالاتر از این است.
به قول یک نفر مرد دانشمند: یک وقت است که ما مى‏خواهیم حیاط خودمان را روشن بکنیم و یک وقت منتظریم دنیا روشن شود. روشن شدن دنیا در اختیار بنده و شما نیست، حساب دیگرى دارد، خورشیدى باید طلوع بکند تا همه عالم روشن بشود. آنچه وظیفه ما و شماست این است که خانه خودمان را روشن بکنیم، خیابان خودمان را روشن بکنیم، شهر خودمان را روشن بکنیم، کلبه خودمان را روشن بکنیم؛ اما آن مطلب بیرون است از این حسابها.

 

بد فهمی از عبارت مرحوم مطهری

روشن است که آقای مطهری  با اشاره «به یک مشت شیعه که قالتاق ترین مردم دنیا هستند» اشاره اش به افراد منحرفی از شیعه است که با شرکت در یک مجلس روضه یا به خاطر تصور غلطی که از امام زمان دارند، فکر می کنند همه گناهان آنها بخشیده می شود.

اما این که تصور شود ایشان گفته است که شیعه از جمله قالتاق ترین مردم دنیا هستند، یعنی یک جمله کلیه در باره همه شیعه، بسیار خطاست و روشن است که مقصود آقای مطهری نیست و نمی تواند باشد.

در واقع، فارسی نفهمی ایشان سبب چنین برداشت غلطی شده تا آن طور واضح و با تأکید چنین نسبت زشتی را به شیعه بدهد که نه فقط راجع به شیعه راجع  به هیچ دین و مذهبی نمی شود با این کلیت چنین اظهار نظری را کرد.

نکته دیگر این است که اگر سخن آقای مطهری ایهامی هم دارد، به دلیل آن است که در سخنرانی ابراز شده و ایشان حق نداشته چنین برداشتی از سخن آقای مطهری بکند.

به علاوه نسبت دادن تفصیلی به این که این انحراف از منبرهای علما نشأت گرفته باز ایراد دیگر است. معلوم است که اینجا هم اشاره به برخی از منبرهاست، و تازه آقای مطهری با این تأکید و تفصیل هم این را نگفته است.

حاصل آن که بر اساس گفته آقای رحیم پور، شیعه جزو قالتاق ترین مردم دنیاست، تمام این انحراف هم از منبرهای علماست و بنابرین تصور بفرمایید چه چیزی برای شیعه می ماند.

از همه جالب تر این که این در حضور عده ای روحانی گفته می شود که مطالب وی را یادداشت هم می کنند!!




موضوع مطلب :
جمعه 93 آبان 9 :: 1:0 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
مشهورترین روایت عاشورایی کتاب «عیون اخبار الرضا» گفتگوی آن حضرت با ریان‌بن شبیب در نخستین روز ماه محرم است. امام در آنجا سخنان اعجاب‌انگیزی درباره روز عاشورا و ثمره گریه بر امام حسین(ع) بیان می‌کنند.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: «عیون اخبار الرضا» یکی از جامع‌ترین کتاب‌ها درباره امام علی‌بن موسی‌الرضاست و احادیث حضرت در آن گردآوری شده است. این کتاب را شیخ صدوق نوشته که یک قرن پس از امام رضا(ع) زندگی می‌کرده است. او که حالا مقبره‌اش در قبرستان ابن‌بابویه شهرری قرار دارد، ‌کسی است که به دعای امام زمان(عج) به دنیا آمد و موفق به دیدار ایشان شد. این کتاب چهار بخش «روایات مربوط به علی بن موسی الرضا(ع)، مجموعه مناظرات علی بن موسی الرضا(ع) با دیگر اندیشمندان و منتقدان در زمان مامون، مجموعه روایات نقل شده از زبان علی بن موسی الرضا(ع) به نقل از پدرانشان و مناظرات پدر و اجداد علی بن موسی الرضا(ع) با اندیشمندان زمانه خودشان» را شامل می‌شود.
به عنوان نمونه در بخش گفتارهای مستقیم امام رضا(ع) آمده است: هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائج خود نرود، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را بر آورده سازد و هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه‏‌اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادى و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمانشان به دیدار ما روشن خواهد شد و هر کس روز عاشورا را «روز برکت» بنامد و براى منزلش چیزى در آن روز ذخیره کند، آنچه ذخیره کرده است، برکت نخواهد داشت، و در روز قیامت همراه یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد -لعنهم‏ الله- در پست‏‌ترین درجه جهنم محشور خواهد شد!
یا در روایت دیگری از آن حضرت می‌خوانیم: وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.
شاید مشهورترین روایت عاشورایی «عیون اخبار الرضا» را بتوان گفت‌وگوی حضرت با «ریّان بن شبیب» دانست، آنجا که ریّان می‌گوید: در اولین روز محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم، حضرت فرمودند: آیا روزه هستى؟ عرض کردم: خیر، فرمود: امروز، روزى است که زکریا(ع) پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا فرزندی پاک به من مرحمت بفرما، همانا تو دعای بندگان را می‌شنوی» و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریا -که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده می‌دهد، پس هر کس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعاى زکریّا را مستجاب کرد، دعاى او را نیز مستجاب می‌کند.
در ادامه سخنان امام رضا(ع) خطاب به ابن‌شبیب می‌خوانیم: اگر می‌خواهى گریه کنى، بر حسین‌بن على بن ابی‌طالب(ع) گریه کن، زیرا او را همچون گوسفند ذبح کردند و از بستگانش، 18 نفر به همراهش شهید شدند که در روى زمین نظیر نداشتند، آسمان‌هاى هفتگانه و زمین‏‌ها به خاطر شهادتش گریستند و 4 هزار فرشته براى یارى او به زمین آمدند، ولى تقدیر الهى نبود و آن‌ها تا قیام قائم علیه‌السّلام نزد قبرش با حال نزار و ژولیده باقى هستند و از یاوران قائم(عج) هستند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.
امام رئوف در ادامه خطاب به صحابی خود می فرمایند: اى ابن شبیب! اگر به گونه‌‏اى بر حسین گریه کنى که اشکهایت بر گونه‏‌هایت جارى شود، خداوند هر گناهى که مرتکب شده باشى- چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید. اى ابن شبیب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏ حسین برو! اى ابن شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى که همراه حسین بن على(ع) شهید شدند داشته باشى، هر گاه به یاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (اى کاش با آنان میبودم و به فوز عظیم می‌رسیدم). ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین باش و در خوشحالى ما خوشحال! بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.




موضوع مطلب :

غلامرضا مصباحی مقدمبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ،غلامرضا مصباحی مقدم در گفت وگو با تسنیم درباره بررسی نحوه انتخاب رئیس کل بانک مرکزی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، اظهار داشت: بحث کیفیت تعیین رئیس کل بانک مرکزی از برنامه پنجم با چالش روبه رو شد و علت هم این بود که مجلس در این برنامه برای تعیین رئیس بانک مرکزی طرحی را تصویب کرد که مجلس هم در این انتخاب نقش داشته باشد یعنی باید رئیس کل به مجلس معرفی می شد.

وی با اشاره به اینکه غیر از معرفی رئیس کل بانک مرکزی به مجلس چند طرح دیگر نیز مطرح بود، تصریح کرد: همچنین تاکید بود که رئیس کل بانک مرکزی به غیر از رئیس جمهور با پیشنهاد شورایی سه قوه ای و بخش خصوصی پیشنهاد شود.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در همین ارتباط به ایراد شورای نگهبان به طرح مجلس در آن سال اشاره و اضافه کرد: بعد از ایراد شورای نگهبان، مجلس به طرح خود اصرار کرد و بعد این موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت و مجمع سران سه قوه را مبنا قرار داد.

مصباحی مقدم تاکید کرد: در آن مقطع آقای احمدی نژاد رئیس جمهور وقت به مقام معظم رهبری نامه ای نوشتند و تاکید کردند که به این شکل امکان فعالیت نیست و رهبری هم این طرح را به عنوان معضل به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع دادند.

به گفته نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در آن نامه مقام معظم رهبری تاکید کردن نصب و عزل و قبول استعفای رئیس کل بانک مرکزی در اختیار رئیس جمهور باشد اما ترتیبی اتخاذ شود که روند نظارت بر این بانک آسانتر شود.

* نقل قولی از یک دستور مقام معظم رهبری/ اداره بانک مرکزی کماکان معضل است

وی با تاکید براینکه طرح مذکور مدت ها در مجمع تشخیص مصاحت نظام مسکوت مانده بود، علت طولانی شدن دوره بررسی را رسیدگی به مسائل مهمتر در مجمع تشخیص اعلام کرد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در همین ارتباط به روند انتخاب رئیس کل بانک مرکزی در دولت یازدهم اشاره کرد و افزود: از آنجایی که در قانون برنامه پنجم توسعه مشخص شده بود که قائم مقام بانک مرکزی حکم رئیس جمهور را می گیرد در این دولت روند درج شده در قانون طی شد اما برای رئیس کل کماکان ابهام وجود داشت.

مصباحی مقدم ضمن اشاره به راهکار برنامه چهارم برای انتخاب رئیس کل بانک مرکزی، گفت: در برنامه چهارم آمده بود که وزیر اقتصاد حکم رئیس کل بانک مرکزی را بدهد در این دوره هم وزیر حکم انتخاب رئیس را زد و متعاقب آن حکم دیگری توسط رئیس جمهور زده شد این اقدام نشانه خلا قانونی و ادامه معضل است.

* روحانی گفت اداره بانک مرکزی معضل نیست/ مجبور شدیم از رهبر استعلام بگیریم

وی ادامه داد: زمانی که این مساله در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد رئیس جمهور گفت برای ما معضلی نیست و این موضوع حل شده و رئیس کل در حال فعالیت است و ما نیازی نمی بیینم این مساله در دستور باشد معضل برای زمانی بود که مصوبه مجلس بود و اعتراضاتی به همراه داشت.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: به همین خاطر بنا شد این مساله با مقام معظم رهبری در میان گذاشته و بنظر ایشان عمل شود، اقای رفسنجانی در ملاقات با آقا مساله را مطرح می کنند و طبق نقل قول ایشان، اقا می فرمایند نه من معتقدم معضل است و برای یک بار هم شده باید این مساله حل شود.

وی ادامه داد: طبق این نقل قول، نظرشان این بودکه دائماً دولت ها بانک مرکزی را به عنوان صندوق ذخیره خود می دانستند و از منابع آن برداشت می کردند و همواره نرخ تورم ما ناشی از تزریق نقدینگی و استقراض از بانک مرکزی افزایش یافته است بنابراین باید با حفظ این نکته که نصب و عزل و پذیرش استعفای رئیس کل توسط رئیس جمهور باشد سازو کاری تعیین شود که آن ساز و کار از مطلق العنان بودن دولت در مدیریت بانک مرکزی جلوگیری کند.

مصباحی مقدم تصریح کرد: روشن است که بانک مرکزی در عین اینکه از نظر اجرایی زیر نظر دولت اداره میشود، بانک کل کشور و مردم است نه صرفاً بانک دولت چراکه سیاست های این بانک در اقتصاد ملی تاثیر دارد و دخالت های دولت در این بانک آثار خود را در قدرت پول مردم نشان میدهد بنابراین نیازمند سازو کاری هستیم که امکان نظارت دیگران و تاثیرگذاری نهادهای دیگر کشور فراهم شود.

وی با بیان اینکه همین منطق باعث شد باردیگر نحوه اداره بانک مرکزی در دستور مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گیرد، گفت: برهمین اساس موضوع به کمیسیون اقتصادی مجمع ارجاع شد و حدود 3 ماه کمیسیون روی این موضوع کار کرد.

* جزئیات نحوه اداره بانک مرکزی/ رئیس کل چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن اشاره به تصویب کلیات اداره بانک مرکزی در جلسه اخیر مجمع و ارجاع بررسی جزئیات به کمیسیون اقتصاد کلان، اظهار داشت: چند نکته در این طرح وجود دارد که شامل ویژگی ها و صلاحیت های علمی و عمومی رئیس کل بانک مرکزی است.

وی با بیان اینکه دوران تصدی ریاست بانک مرکزی نیز در طرح جدید مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت، تصریح کرد: یکی از مسائلی که در سازو کار تعیین رئیس کل بانک مرکزی مد نظر است به طرف پیشنهاد دهنده مربوط می شود در همین ارتباط البته چندین طرح مورد رسیدگی قرار گرفته است.

به گفته مصباحی مقدم از دیگر مسائل مطرح این است که چه کسی پیشنهاد فرد معرفی شده برای ریاست بانک مرکزی را بپذیرد و همچنین چه کسی حکم نهایی را صادر کند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ضمن اشاره به پیشنهادهای مطرح برای صلاحیت های علمی ریاست بانک مرکزی در طرح جدید، گفت: در کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام به این اجماع رسیده ایم که فرد معرفی شده برای بانک مرکزی دارای مدرک دکترا در رشته های اقتصادی، پولی یا مالی داشته باشد.

* رئیس کل حداکثر باید 70 ساله باشد/ پیشنهاد با چه گروهی است؟

وی همچنین افزود: بند دیگر هم داشتن کفایت تجربی و تجربه مدیریتی در حوزه های اقتصادی پولی یا مالی و یا پنج سال تجربه مدیریتی در بانک مرکزی است؛ بنابراین یکی از شرط ها داشتن تجربه هفت سال مدیریت در غیر بانک مرکزی و حداقل پنج سال درون بانک مرکزی است.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر شرط انتخاب رئیس کل بانک مرکزی را داشتن حسن شهرت و توانایی انجام وظایف محوله با حداکثر 70 سال سن اعلام کرد و گفت: نداشتن سابقه محکومیت کیفری و موثر مالی هم از دیگر شرایط است.

مصباحی مقدم با بیان اینکه شرایط مذکور کمک می کند تا فردی ریاست بانک مرکزی را برعهده بگیرد که از کفایت علمی بالا و صلاحیت های عمومی بالا برخوردار باشد، تاکید کرد: البته هیچ یک از این مسائل مطرح شده مصوب مجمع نیست بلکه پیشنهاد کمیسیون اقتصاد کلان است.

* شورای پول و اعتبار 3 نفر را برای ریاست بانک مرکزی به رئیس جمهور پیشنهاد می کند


وی در ارتباط با سناریوهای مطرح برای طرف پیشنهاد دهنده ریاست بانک مرکزی، گفت: هفت-هشت سناریو برای پیشنهاد دهنده مطرح شد البته پیشنهاد کمیسیون این بود که ابتدا شورای پول و اعتبار سه نفر خبره را که دارای شرایط و صلاحیت لازم هستند را به رئیس جمهور پیشنهاد دهد و رئیس جمهور یکنفر را انتخاب کند و اگر رئیس جمهور افراد پیشنهادی را انتخاب نکرد مجدد افراد دیگر معرفی شوند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در همین ارتباط اضافه کرد: طرح مذکور در مجمع مورد بحث قرار گرفت اما بنا شد سناریوهای دیگر نیز از سوی کمیسیون اقتصاد کلان به مجمع ارائه شود؛ یکی از سناریوهای پیشنهادی این است که  پیشنهاد دهنده و صادرکننده حکم رئیس جمهور باشد.

وی با بیان اینکه یکی دیگر از طرح های موجود این است که وزیر اقتصاد رئیس کل بانک مرکزی را پیشنهاد کند، تصریح کرد: پیشنهاد دیگر هم این است که شورای پول و اعتبار رئیس کل را معرفی کند؛ همچنین پیشنهاد دیگر این است که مجمع عمومی بانک مرکزی فردی را پیشنهاد دهد.

به گفته مصباحی مقدم، از دیگر طرح های ارائه شده برای طرف پیشنهاد دهنده ریاست بانک مرکزی این است که کمیته ای با ترکیب از شورای پول و اعتبار، مجمع عمومی بانک مرکزی، نماینده مجلس تشکیل شود و در نهایت با تایید شورای پول و اعتبار و حکم رئیس جمهور ریاست بانک مرکزی فعالیت خود را آغاز کند.

* فردا تکلیف ریاست بانک مرکزی مشخص می شود؟

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن اشاره به اینکه سناریوهای مذکور الان مورد بحث کمیسون اقتصاد کلان است، تصریح کرد: صبح شنبه هم قبل از جلسه مجمع تشخیص بناست یک بار دیگر کمیسیون اقتصاد کلان تشکیل شود و طرح نهایی را به مجمع ارائه دهد.

وی درباره دوره زمانی ریاست بانک مرکزی گفت: در این خصوص پیشنهاد چهار سال، پنج سال و هفت سال مطرح بود که در نهایت پنج سال مورد تصویب کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفت.

مصباحی مقدم البته توضیحاتی را هم درباره طرح های موجود برای تغییر یا عزل رئیس کل بانک مرکزی را مطرح کرد و افزود: گفته شده در صورتی که یک یا بیشتر از شرایط زیر محقق شود تغییر رئیس بانک مرکزی حتمی شود؛ یکی از این موارد فقدان شرایط نصب، قصور و تقصیر در دستیابی اهداف بانک مرکزی به تشخیص شورای پول و اعتبار و تایید رئیس جمهور و همچنین اثبات عدم توانایی در مدیریت بانک مرکزی به تشخیص شورای پول و اعتبار است؛ البته اینها پیشنهاد بوده و نهایی نشده است.

* یک تبصره برای رئیس جمهور/ رئیس کل بانک مرکزی چه زمانی عزل می شود؟

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ادامه داد: همچنین گفته شد رئیس جمهور می تواند اگر بیش از یک سال از دوره رئیس بانک مرکزی قبل باقی مانده باشد پیشنهاد جدیدی را برای رئیس جدید بدهد.

وی تاکید کرد: باتوجه به اینکه معمولا دو دوره ریاست جمهوری را یک رئیس جمهور تجربه می کند این سیاست برای دوره اول رئیس جدید رخ میدهد بنابراین هدف از تصویب این طرح این است که این اجازه برای تغییر رئیس بانک مرکزی باشد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره زمان تصویب جزئیات نحوه اداره بانک مرکزی گفت: ان شاءالله فردا ادامه رسیدگی به مباحث باقی مانده را در کمیسیون اقتصاد کلان مجمع خواهیم داشت و احتمال دارد در جلسه اصلی مجمع نیز این مباحث مورد بررسی قرار گیرد.




موضوع مطلب :
عمر سعد به کربلا نیامد که با امام بجنگد، بلکه به خیال خود آمد تا بین امام و یزید آشتی دهد! از منظر عمر سعد، وضعیت «برد-برد» یعنی رسیدن به وضعیت میانه‌ای که هرکدام از طرفین تاحدودی از موضع اولیه خود عدول کنند

برد-برد امام حسین با برد-برد عمرسعد چه فرقی دارد؟ / هدف از مذاکره امام حسین با عمرسعد چه بود؟به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:در مقاتل نوشته‌اند که عمربن سعد یک روز پس از امام حسین (ع) به کربلا رسید و وقتی مستقر شد، امام پیکی به سوی او فرستاد که امشب بین دو لشکر دیداری داشته باشیم.
هدف از این دیدار چه بود؟ آیا هدف دست‌یابی به یک توافق جامع بود که نه سیخ بسوزد و نه کباب، و به اصطلاح امروزی‌ها به وضعیت «برد- برد» منتهی شود؟ در پاسخ به این مساله باید دید که از منظر چه کسی به اهداف این گفتگو می‌نگریم: از منظر امام حسین (ع) یا از منظر عمر بن سعد؟ از هر دو منظر می‌توان هدف از این گفتگو را رسیدن به وضعیت «برد-برد» دانست؛ اما با دو تلقی بسیار متفاوت از «بُردن».
بی‌تردید تلقی امام حسین (ع) از «بُرد»، تلقی قرآنی است همان وضعیتی که خداوند متعال در سوره آل‌عمران، آیه 186 آن را این گونه بیان کرده است که: «وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ » «ثمره کامل کار شما در روز قیامت داده می‌شود (به تعبیر امروزی «برد» حقیقیِ شما در آخرت معلوم می‌شود) پس اگر کسی از آتش رهایی یافت و به بهشت وارد شد، اوست که برنده است.» مهمترین هدف امام حسین (ع) و بلکه تمام ائمه از حکومت و بلکه از هر اقدام اجتماعی دیگر، این بوده که کسی به جهنم نرود و همگان به بهشت وارد شوند؛ و لذا تنها مطلبی که در تمام کتب تاریخی معتبر[1] از این دیدار روایت شده این است که حضرت به عمرسعد پیشنهاد داد که دست از یزید و یزیدیان بردارد و به امام حسین (ع) بپیوندد تا به سعادت و «برد» حقیقی برسد؛ اما عمرسعد این پیشنهاد را نمی‌پذیرفت و بر موضع ناحق خود اصرار می‌ورزید.
در تلقیِ حسینی، مادام که هدایت دشمن از مسیر گفتگو ممکن باشد، باید به این راه تمسک کرد، ولذا امام، نه فقط با عمر سعد، بلکه قبل از او با حر، و بعد از آن در روز عاشورا با لشکر دشمن، از موضع عزت به سخن گفتن پرداخت و کوشید وضعیت را به وضعیت «برد-بردِ» اخروی برساند، یعنی کاری کند که هیچکس جهنمی نشود و همه راه بهشت را در پیش گیرند تا همه برنده شوند. البته در این منطق، وقتی که گفتگو به نتیجه نمی‌رسد و دشمن جز تسلیم امام و کوتاه آمدن وی از اهدافش، به چیزی راضی نمی‌شود، امام فریاد برمی‌آورد که «به خدا قسم که همچون ذلیلان دست بیعت نخواهم داد و همچون بردگان فرار را بر قرار ترجیح نمی‌دهم»[2] و حاضر می‌شود که جان خود و یارانش فدا شود و اهل بیتش به اسارت روند، اما ذره‌ای تسلیم زورگویی زورگویان نشود.
اما در اردوگاه عمر سعد تحلیلی دنیوی از وضعیت «برد- برد» رواج دارد. عمر سعد به کربلا نیامد که با امام بجنگد، بلکه به خیال خود آمد تا بین امام و یزید آشتی دهد! از منظر عمر سعد، وضعیت «برد-برد» یعنی رسیدن به وضعیت میانه‌ای که هرکدام از طرفین تاحدودی از موضع اولیه خود عدول کنند و در نهایت هرکدام بخشی از خواسته‌هایی را که از ابتدا دنبالش بوده‌اند رها کرده، و به بخشی از آن برسند؛ نه امام کشته شود و نه یزید از حکومت کنار رود. و حاشا که حسین (ع) لحظه‌ای چنین پنداری را به ذهنش راه دهد. کسی که در ابتدای حرکتش از مدینه فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون؛ بدانید که پرونده اسلام بسته خواهد شد اگر که همچون یزیدی بر این امت حکومت کند»[3] آیا حاضر خواهد بود که از خواسته‌اش ذره‌ای عدول کند و به یک توافق جامع مرضی الطرفین (برد- برد دنیوی) برسد؟ کسی که وقتی از مکه بیرون می‌آمد خطبه شهادت‌طلبی می‌خواند که: «قلاده مرگ به گردن بنی‌آدم به زیبایی گردنبند بر گردن دختر جوان است… هر آن کس که آماده است جان خود را در راه ما فدا کند و خود را آماده لقای پروردگارش کرده، بار رحیل بربندد که من صبح‌گاه عازم هستم انشاءالله تعالی»[4] آیا آمده که به توافق بینابین برسد؟
تردیدی نیست که در این گفتگو عمر سعد دنبال چنین وضعیتی بود، می‌خواست بین یزید و حسین (ع) آشتی برقرار کند و در دل این آشتی، خودش هم چند صباحی به حکومت ری برسد؛ اما سیدالشهداء علیه‌السلام با تعبیر «هیهات منا الذله» خط بطلانی بر این پندار خام کشید؛ و نشان داد که فقط دنیاپرستان یا کوته‌بینانی که ماهیت یزید را نمی‌شناسند ممکن است که درصدد بر‌آیند که بین حسین و یزید آشتی دهند. و حادثه عاشورا نشان داد که، در آخرین دقایقی که آشتی‌ناپذیری حسین (ع) و یزید بر همگان مسجل شود، چنین افرادی بر دو قسم بوده و خواهند بود:
برخی از این افراد که از قدیم، اندک حریت و ادبی در وجودشان مشاهده می‌شد، همچون حر، سرافکنده به دامان حسین (ع) برخواهند گشت و با شرمساری تمام، از موضعی که تاکنون بر اثر کوته‌بینی‌شان درپیش گرفته بودند از عمق جان توبه خواهند کرد و به خاطر عمق خطای راهبردی‌ای که در تحلیل خود داشتند پیش از دیگران، جان خود را فدا خواهند کرد تا بلکه توبه‌شان قبول شود (و البته امام (ع) علی‌رغم همه دردسرهایی که کوته‌بینی اینان برای امام و اهل بیتش پیش آورد‌، توبه صادقانه‌‌شان را خواهد پذیرفت) و دسته دوم، که متاسفانه خیل عظیمی از این دنیاپرستان و کوته‌بینان را تشکیل می‌دهند، از آنجا که هدفشان از وضعیت «برد- برد» این بود که دنیایشان به کام باشد، وقتی آشتی برقرار نشد، رودر روی امام خواهند ایستاد؛ هرچند آینده نشان ‌می‌دهد که نه تنها به مطلوب خود (حکومت ری) نمی‌رسند، بلکه به خسران دنیا و آخرت مبتلا خواهند شد.
به امید آنکه خداوند توفیق درک حقیقت عاشورایی را به همه ما عطا فرماید.

منابع:

[1] . مانند تاریخ طبری، ج5، ص413؛ مقتل خوارزمی، ج1، ص245، الفتوح، ج5، ص92؛ جالب اینجاست که همان زمانها پیروان عمر سعد چنین شایع کردند که مفاد این مذاکرات این بود که امام حسین (ع) در این گفتگوها گفته که یکی از این سه کار را بکنم: «یا به جایی که آمده‌ام برگردم، یا دست در دست یزید بگذارم و هرچه او فرماید! یا به یکی از مرزها که شما بگویید بروم و همانند اهالی آنجا زندگی کنم!» و ابومخنف (از راویان معتبر واقعه کربلا) بعد از این نقل قول، شواهد متعدد بر ساختگی و کذب بودن این نقل می‌آورد (تاریخ طبری، ج5، ص413) و اگر شواهد تاریخی وی هم نبود، مشی حضرت در این ایام و خطبه‌های ایشان و سخنان صریح ایشان در روز عاشورا همچون «ُ لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید» (به خدا قسم که همچون ذلیلان دست بیعت نخواهم داد و همچون بردگان فرار را بر قرار ترجیح نمی‌دهم) کاملا ساختگی بودن این نقل قولها را نشان می‌دهد.

[2] . «لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید» (ارشاد مفید، ج2،‌ص90)

[3] . «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّهُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِید» (اللهوف فی قتلی الطفوف، ص24)

[4] . «خُطَّ الْمَوْتُ‏ عَلَى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَهِ عَلَى جِیدِ الْفَتَاهِ … مَنْ کَانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا فَإِنَّنِی رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى‏(اللهوف فی قتلی الطفوف، ص61)

منبع: سایت دکتر حسین سوزنچی




موضوع مطلب :

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق،عالم ارجمند حضرت آیت الله حاج شیخ محمدعلی گرامی قمی، از شاگردان مبارز امام خمینی است و از همین روی، خاطراتی شنیدنی از منش فرزند گرامی امام، شهید آیت الله سید مصطفی خمینی دارد. وی جایگاه آن بزرگ را در ایجاد هماهنگی میان یاران امام و نیز بیت امام با بیوت سایر مراجع، بس موثر ارزیابی می‌کند و بر این باور است که وجود این خصیصه در ایشان، به فراگیری نهضت امام، بسیار کمک کرده است.

*جنابعالی از چه مقطعی و چگونه با شهید حاج‌آقا مصطفی خمینی آشنا شدید؟وچه ویژگی هایی را در ایشان برجسته دیدید؟

در حدود سال‌های 35 و 36، که به درس خارج حضرت امام می‌رفتم. مرحوم حاج‌آقا مصطفی، دروس اصول امام را می‌آمد، اما درس فقه را نزد مرحوم آقای داماد می‌رفت. شب‌ها هم گاهی برای شرکت در نماز جماعت مرحوم آقای اراکی می‌آمد و خیلی هم صدای بلندی داشت!

*از جنبه شخصیتی، ویژگی‌های بارز ایشان چه بود؟

خیلی پرشور، شلوغ، پرجنب و جوش و اهل بحث بود. در درس، عبادت و مطالعه فوق‌العاده دقیق بود. ذاتاً کمی عصبی مزاج بود، ولی بسیار آدم خوبی بود. انصافاً پشتوانه وزینی برای نهضت امام و شخص ایشان بود.

*از سخنرانی امام که منجر به دستگیری ایشان شد، چه خاطره‌ای دارید؟

روز عاشورا بود و امام حملات مستقیم و صریح خود را به شاه شروع کردند. آقا مصطفی نگران بود و به من گفت: خوب است بروید و به آقا بگویید: وقت نماز آقای اراکی است و خوب است ایشان صحبت‌هایشان را تمام کنند! ولی امام به این حرف‌ها اعتنا نکردند و حرف خود را زدند. انصافاً امام با همه فرق داشت. حاج‌آقا مصطفی قبل از شروع سخنرانی امام به من گفت: به امام بگویید: سخنرانی که تمام شد، دعا را بگذارند آقای الیاسی بگوید. امام هم قبول کردند و مرحوم الیاسی همان جا پایین منبر دعا کرد و ممنوع‌المنبرهم شد!
امام را که دستگیر کردند، با ناراحتی به بیت مرحوم آقاسید احمد زنجانی رفتم و دیدم علما در آنجا جمع شده‌اند. حاج‌آقا مصطفی مستقیماً به بیت آقای مرعشی نجفی رفته و گمانم به اتفاق ایشان به حرم حضرت معصومه(س) رفته و برای مردم سخنرانی مفصلی کرده و از آنها به خاطر اعتراض به دستگیری امام، تشکر کرده بود. پس از دستگیری امام اداره بیت و امور دیگر عملاً به عهده حاج‌آقا مصطفی قرار گرفت.

نظر آقامصطفی خمینی در مورد آیت الله شریعتمداری/شهیدی که امام او را امید آینده اسلام می‌دانست/ همکاری بیوت بعضی از علما با رژیم شاه//آماده انتشار


*از روز آزادی امام از زندان بگویید؟ در آن روز، شرایط را چگونه دیدید؟

هنگامی که امام برگشتند، جمعیت زیادی به دیدن ایشان آمده بود. امام کنار پنجره بودند و مردم می‌آمدند و دست ایشان را می‌بوسیدند و می‌رفتند. حاج‌آقا مصطفی کنار پدر ایستاده بود و سخت مراقب ایشان بود. این پدر و پسر رابطه بسیار عجیبی با هم داشتند که در جای دیگری ندیده بودم. گاهی هم چیزهایی را در گوش امام می‌گفت که معلوم می‌شد اسرار پدر با اوست.

*از برخورد امام با مردم خاطره‌ای را بیان کنید. آن هم پس از یک سال جدایی و حبس وحصر؟

در آن روزها، یک روز حدود ساعت دو بود که به بیت ایشان رفتم و دیدم عده‌ای از کارگران چاپخانه، برای دیدار با ایشان آمده‌اند. دهه محرم هم بود و از صبح تا ظهر در منزل امام مجلس روضه برقرار بود و امام قطعاً در آن ساعت روز خسته بودند، اما ایشان همیشه برای دیدار با مردم آماده بودند و خانه‌شان دربان نداشت.

*مسلماً در آن شرایط تنظیم رابطه بیت امام با بیوت سایر علما، امری بسیار دشوار بوده است. از نقش شهید مصطفی خمینی در این زمینه چه به یاد دارید؟

قبل از این‌ که امام به زندان بروند، یادم هست حاج‌آقا مصطفی در مورد آقای شریعتمداری می‌گفت: خدا به خیر کند، ایشان لب پرتگاه است و یک تکان بخورد پایین می‌افتد! به نظر من این‌ جور مسائل خیلی دشوارتر و دردناک‌تر از درگیری با حکومت فاسد است، برای همین روحانیون همیشه دعا می‌کنند: خداوند آنها را از درگیری با روحانی دیگر حفظ کند!

*ویژگی‌های بارز حاج‌آقا مصطفی، در اداره امور مبارزاتی از نظر شما کدامند؟ مناسب است که در این زمینه هم، به خاطراتی هم اشاره بفرمایید؟

مرحوم حاج‌آقا مصطفی گاهی عصبانی می‌شد، ولی بسیار انسان عاطفی و بامحبتی بود. یادم هست روز چهلم دستگیری امام بود و به بیت امام رفتم و دیدم عده ای از جمله مرحوم آقای شهاب اشراقی هم آنجاست. ایشان گفت: چهار تن از آقایان مراجع تأیید کرده‌اند که آقا مرجع است، تا نشود ایشان را محاکمه و اعدام کرد! خیلی عصبانی شدم و گفتم: مرجعیت آقا احتیاج به تأیید کسی ندارد، این چه کاری است؟ لازم نیست کسی بنویسد! آقاشهاب گفت: نخیر لازم است! خلاصه دعوا بالا گرفت و من به حالت قهر بیرون آمدم. بعضی‌ها می‌گفتند: حاج‌آقا مصطفی عصبی است، ولی آن روز فقط سکوت از او دیدم! پشت سرم آمد و گفت: در این وضعیت که پدرم در زندان هستند، درست نیست مرا تنها بگذارید! لطفاً فردا همراه آقای مصباح برای ناهار به منزلم بیایید. فردای آن روز در زیرزمین منزلش از ما پذیرایی کرد و راجع به مسائل مختلفی حرف زدیم. بسیار خوش‌محضر، گرم و صمیمی بود.

*نحوه اداره بیت امام توسط مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی، در غیبت امام چگونه بود؟


جلسات روضه همچنان برقرار بود و حاج‌آقا مصطفی به همه امور می‌رسید. رابطه بیت با بیوت سایر علما، با قدرت تمام برقرار بود. آیت‌الله نجفی مرعشی که اساساً انسان عابد و سلیمی بود و همیشه در حال عبادت، مطالعه و ذکر بود و هرگاه ضرورتی پیش می‌آمد، به نفع امام اعلامیه می‌داد و صحبت می‌کرد، اما در ارتباط با برخی از بیوت، از جمله بیت آقای شریعتمداری گاهی مشکلاتی پیش می‌آمد. به هر حال در غیبت امام، حاج‌آقا مصطفی همه کاره بود و همه امور را عالی اداره می‌کرد.

*ظاهراً پس از امام، مدتی هم حاج‌آقا مصطفی را دستگیر و زندانی کردند، اینگونه نیست؟

بله، مدتی پس از دستگیری امام به سراغ او آمدند. بعد هم از او تعهد گرفتند که دیگر شلوغ نکند، اما او هنوز از زندان درنیامده بود که یک تظاهرات مفصل در خیابان ارم به راه افتاد! حاج‌آقا مصطفی بعد از آزادی آمد و با هم به درس آقای مرعشی نجفی رفتیم و بعد هم میان جمعیت در خیابان ارم. در زندان از حاج‌آقا مصطفی تعهد گرفته بودند چند روز بعد از آزادی برود و خودش را معرفی کند. با من مشورت کرد و گفتم: حالا که شما آمدی، حوزه شور و حالی پیدا کرده است! خودت را معرفی نکن. سرهنگ مولوی، رئیس ساواک قم آدم بانفوذی بود. به حاج‌آقا مصطفی زنگ و حرف‌های درشتی به او زد و حاج‌آقا مصطفی هم دربرابر او، چیزی کم نگذاشت. این باعث شد باز بیایند و دستگیرش کنند و بعداز مدتی هم، او را به تبعید و نزد امام بفرستند.

*نقش حاج‌آقا مصطفی در نجف و در کنار امام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رژیم شاه از برخی از بیوت در نجف استفاده می‌کرد. مرحوم آیت‌الله حکیم مرد بزرگی بود، ولی بیت ایشان با مبارزات موافق نبود. حاج‌آقا مصطفی با زیرکی و درایت خاصی طوری رفتار می‌کرد که این مخالفت‌ها آسیبی به نهضت امام نزند. انصافاً خیلی به درد امام می‌خورد.

نظر آقامصطفی خمینی در مورد آیت الله شریعتمداری/شهیدی که امام او را امید آینده اسلام می‌دانست/ همکاری بیوت بعضی از علما با رژیم شاه//آماده انتشار


*در آغاز این گفت و گو،به رابطه عاطفی ومعنوی حضرت  امام و حاج‌آقا مصطفی اشاره ای کردید، لطفا دراین باره خاطراتی را بیان کنید؟

بله، امام همیشه می‌فرمود: مصطفی امید آینده اسلام بود. امام به درس و تقویت روحیه علمی حاج‌آقا مصطفی، بسیار توجه و عنایت داشتند. حاج‌ آقا مصطفی درس اصول و این اواخر در قم، درس فقه را می‌آمد و همیشه اشکال‌کننده اصلی بود. یادم هست یک بار حاج‌آقا مصطفی با هواپیما به سوریه رفته بود و امام دائماً از آقای اشراقی می‌پرسیدند سالم رسیده است؟ در سال 44 یک بار دست حاج‌آقا مصطفی در رفته بود و مرد بقالی را که در مجله جدّای قم آمده بود، آورده بودند. این مرد به خاطر خدا این کار را می‌کرد و پول هم نمی‌گرفت. وقتی دست را جا انداخت، امام به او می‌فرمایند: دعا کن از دست ما هم کاری بربیاید! همیشه در نامه‌هایی هم که از نجف می‌فرستادند، همین را می‌نوشتند.

*شما به نجف رفتید؟


خیر، بنده از سال 44 ممنوع‌الخروج بودم و حال و حوصله قاچاقی رفتن و توهین‌ها و بگیر و ببندهای این کار را نداشتم. ارتباطم با امام و حاج‌آقا مصطفی به صورت مکاتبه‌ای بود.

*مراتب علمی حاج‌آقا مصطفی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما در کلاس امام همدرس بودیم و می‌دیدم بسیار بحث‌های دقیقی می‌کند. بعدها هم که کتاب‌های اصول، تفسیر و فلسفه او را خواندم، دیدم انصافاً با وجود جوانی، حاشیه خوبی بر عروه نوشته است، با این‌که فرزند امام و از نظر علمی در مرتبه بالایی بود، با مردم عادی بسیار راحت نشست و برخاست می‌کرد. بسیار متواضع و بامهابت بود، اما در برابر رژیم محکم می‌ایستاد و از آرمان امام دفاع می‌کرد.

*خبر فوت ایشان را چگونه شنیدید. از حوادث پس از رحلت ایشان چه خاطراتی دارید؟ آیا علت فوت را فهمیدید؟

خبر فوت ایشان را، آیت الله آسید محمدصادق روحانی به من داد و گفت: فرزندش از پاریس زنگ زده و این خبر را داده است. به آقای حاج آقا مرتضی حائری زنگ زدم و گفت: در این باره چیزی نشنیده است! مرحوم آقای آشیخ محمدرضا توسلی زنگ زد و به من گفت: از قول تو این‌ طور نقل شده است، می‌دانی اگر خبر درست نباشد، چه عوارض بدی خواهد داشت؟ گفتم: چرا تحقیق نمی‌کنید؟ پس از تأیید این خبر، مجالس ترحیم زیادی در قم تشکیل شد که در همه آنها حضور داشتم. شهید اشرفی اصفهانی در کرمانشاه مجلس ختم گذاشت و از من برای سخنرانی دعوت کرد و دو اتوبوس مملو از عزاداران را همراهم فرستاد. نوار امام به نجف و به دست امام هم رسیده وهمه از واکنش ایشان، بسیار متأثر شده بودند.
در مورد علت فوت برای شخص خود من چیزی اثبات شد. همین‌قدر می‌دانم که بیماری قلبی یا تنفسی نداشت یا دست‌کم معلوم نبود. بعضی‌ها می‌گویند: سکته کرده است. برخی می‌گویند دیده‌اند که از بینی و گوشش خون آمده است. ظاهراً قرار بود جسد را تشریح کنند که امام اجازه ندادند. به هر حال انسان والا، عالم، وارسته و دقیقی بود. خدا رحمتش کند.  




موضوع مطلب :
لبنانی‌ها در طول یک سال گذشته از پیگیری موضوع کمک سه میلیارد دلاری عربستان سعودی برای تجهیز ارتش خسته شده‌اند، این در حالی است که بعد از آن کمک یک میلیارد دلاری مطرح شد تا سرپوشی بر توقف کمک قبلی باشد، اما مدتی بعد مشخص شد که وعده کمک دوم نیز مانند کمک اول بود

از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادندبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:دولت‌ها همواره ارتش را تشکیل داده و آن را ابزار قدرت برای حمایت از کیان خود و دفاع از کشور و نظام منتخب مردم می‌دانند، به این ترتیب ارتش ابزاری است که تمامیت ارضی کشور را حفظ می‌کند و تأمین کننده احترام به اراده ملت‌ها در تعیین سرنوشت و گزینه‌های آزاد آن‌ها در انتخاب است. از این رو ارتش باید در هر کشوری قوی باشد تا با خطراتی که پیش روی این کشور وجود دارد، تناسب داشته باشد.
صحبت از قدرت ارتش به صورت اساسی مبتنی بر "دیدگاه‌های مبارزاتی"، "تجهیزات" و "آموزش" است. ارتشی را می‌توان قدرتمند نامید که این سه فاکتور را داشته باشد. به همین علت عامل اصلی تسلط بر یک دولت، در حاکمیت و قدرت بر ارتش از طریق این تمام این عناصر یا تعدادی از آن‌ها امکان‌پذیر است.
از این منظر می‌بینیم که دولت‌هایی که به دنبال تسلط بر دولت‌های دیگر هستند، قدرت ارتش را معبری اساسی برای اجرای تصمیمات خود میدانند، آن‌ها عقیده مبارزاتی مورد نظر خود را به ارتش طرف مقابل تحمیل می کنند و هر سلاحی که خودشان مناسب بدانند را به آن‌ها می‌دهند و آن‌ها را بر اساس شرایط خود آموزش می‌دهند. البته در این میان از ارائه اعتقادات مبارزاتی یا تسلیحات یا آموزش‌هایی که می‌تواند این ارتش را به جایگاه و مواضع مستقل برساند، پرهیز می‌کنند.
در لبنان نیز مسلم بود که بعد از استقلال این کشور باید ارتشی ایجاد می‌شد تا مأموریت‌هایی که ذکر کردیم را بر عهده می‌گرفت. با وجود تاخیر، اما لبنان این ارتش ملی را بعد از دو سال از استقلال خود به دست آورد. اما این ارتش در ابتدای موجودیت خود با نظریه‌ای عجیب مواجه شد، نظریه‌ای که معتقد بود "قدرت لبنان در ضعف آن است." این نظریه مطرح شده بود تا لبنان را بر اساس منافع استعماری غرب پیش ببرد و این کشور را همچنان تحت سیطره خود نگه دارد. مأموریت ترویج برای این دیدگاه نظامی نیز به گروهی از سیاستمداران این کشور موکول شد که در طبقه حاکمیت این کشور گنجانده شده و نگهبان منافع خارجی‌ها بودند.
به این ترتیب نظریه مذکور در ارتش تقویت شد و برای توجیه کم کاری ها  یا عقب‌ماندگی ها و جلوگیری از ایجاد ارتش قوی به آن عمل شد، این در حالی بود که رژیم صهیونیستی بعد از اشغال فلسطین و تشکیل دولت در این کشور به کشورهای همسایه چشم طمع دوخته بود و به دنبال تصرف اراضی و ثروت‌های طبیعی لبنان بود.

از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادند

با وجود افزایش خطر رژیم صهیونیستی بر لبنان و با وجود اینکه این رژیم بارها تهدید به اشغال لبنان کرد و این تهدیدات را نیز اجرایی کرد و به تمامیت ارضی لبنان حمله کرد، اما همچنان این گروه سیاسی از گزینه خود در مورد عقیده "قدرت لبنان در ضعف آن است" عقب نشینی نکردند. این روند باعث شد تا دست اسرائیل برای هر اقدامی در لبنان باز باشد تا جایی که مقامات رژیم صهیونیستی در سخنی مشهور اعلام کردند که حتی گروه موزیک ارتش اسرائیل نیز می‌تواند لبنان را اشغال کند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند که لبنان دومین کشور عربی باشد که بعد از تسلیم شدن در برابر اسرائیل با این رژیم توافق سازش امضا می‌کند.
اشغال لبنان در سال 1982 به وقوع پیوست و بیروت پایتخت این کشور به اشغال صهیونیست‌ها در‌آمد، یک سال بعد توافق تسلیم شدن لبنان در برابر اسرائیل بین دو طرف به امضا رسید. این در حالی بود که ارتش لبنان همچنان با تصمیم سیاسی یک گروه خاص از رسیدن به سلاح و قدرت عملیاتی محروم بود و نمی‌توانست مانع از اشغالگری صهیونیست‌ها و امضای توافقنامه تسلیم شود.
مقاومت لبنان در پی این تحولات و در نتیجه واکنش مردمی نسبت به ناکامی و ناتوانی دولت در مقابله با اشغالگران تشکیل شد. این مقاومت سلاح و توان نظامی و عملیاتی در اختیار گرفت و حتی از بودجه دولتی ریالی استفاده نکرد. به این ترتیب مقاومت به جایی رسید که توافق تسلیم لبنان را باطل کرد و در نهایت توانست به صورت تدریجی اراضی لبنان را از دست اسرائیل آزاد کند.
بعد از این مرحله مرحله بازدارندگی در برابر اسرائیل را ایجاد کرد و حال دیگر موازنه‌ها طوری رقم خورده که اسرائیل باید به دنبال بازدارندگی در برابر مقاومت باشد. کار به جایی رسیده که رهبر مقاومت در چند کیلومتری از مرزهای فلسطین اشغالی اعلام می‌کند که اسرائیل سست‌تر از خانه عنکبوت است.
مقاومت قید غرب‌گرایی را از پای لبنان باز کرد، قیدی که مانع از دستیابی به ابزار قدرت می‌شد و آن را در برابر غرب استعماری ناتوان قرار می‌داد، غرب با عده ای از مسئولان داخلی این کشور که همچنان میراث‌دار همان تفکرات قدیمی بودند، هجمه خود بر ضد حزب الله را ادامه داد. این محور جنگ سختی با مقاومت در ابعاد تبلیغاتی و جنگ روانی آغاز کرد و ابزارهای مالی و تحریمی و سیاسی و قضایی و دادگاه‌های جنایی را بر ضد مقاومت به راه انداخت و تمام این عوامل به آن علت بود که لبنان را از ابزار قدرت خود که بر خلاف خواسته غرب به آن دست پیدا کرده بود، بازدارد. اما آن‌ها همچنان شکست می‌خوردند و مقاومت قوی‌تر از قبل به مبارزه خود در برابر کسانی که قدرت لبنان را نمی‌خواهند، ادامه داد.  

از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادند

دشمنان مقاومت برای فریب افکار عمومی و محور مقاومت مدعی شدند که می‌خواهند دولت را تشکیل دهند و شعار عبور به سمت دولت را مطرح کردند، تا جایی که برخی افراد خوش نیت نیز نسبت به درست بودن این راه فریب خوردند، اما این مواضع هنگامی رسوا شد که دشمنان مقاومت مواضع منفی نسبت به ارتش در پپش گرفتند، این در حالی بود که این مواضع کاملا در تناقض با ادعاهای پیشین آن‌ها در عبور به سمت دولت بود. سوال مهم اینجا است که آیا می‌توان بدون ارتش، دولتی را تشکیل داد؟ حتی در صورت تشکیل دولت نیز آیا بدون ارتش ضمانت بقا و امنیت و قدرت اجرایی در اختیار دولت خواهد بود.
دشمنانِ قدرتمند شدن لبنان همچنان مواضع منفی خود را بر ضد ارتش دنبال می‌کنند و از راههای مختلف به دنبال ضربه زدن به آن هستند. آنها مسئولیت‌ها را بین خود تقسیم کرده‌اند و ارباب خارجی آن‌ها نیز همین کار را دنبال می‌کند، چرا که قدرت لبنان را باعث فشار بر اسرائیل و تروریسم در منطقه می‌دانند، این در حالی است که آمریکا از این دو ابزار برای تخریب و ویرانی منطقه برای تسلط یافتن بر آن استفاده می کند و می‌خواهد به این ترتیب منطقه را بر اساس منافع این کشور در پروژه صهیو- آمریکایی بازسازی نماید.
ارتش لبنان الان از سوی جریان المستقبل که نماینده کنونی منافع غرب در این کشور است، مورد تعرض است و سخت‌ترین محاصره‌ها را با عناوین مختلف تجربه می‌کند، وزیر کشور لبنان که از همین جریان است، در مدیریت دستگاه‌های اطلاعاتی ارتش که با جدیت به کار خود ادامه می‌هد، تشکیک می‌کند، این در حالی است که خود عناصر المستقبل به دستاوردهای دستگاه‌های اطلاعاتی ارتش در فرو پاشیدن شبکه‌های تروریستی و جاسوسی اسرائیل اذعان دارند.


از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادند

این گروه البته به همین مقدار نیز بسنده نمی‌کند و به صورت مستقیم مطالبات امنیتی ملت را مورد حمایت قرار نمی‌دهند تا فعالیت ارتش پیچیده‌تر شده و با شکست در عملیات محوله مواجه شود. در همین راستا نماینده عکار در پارلمان لبنان با دیگر اعضای این جریان در تحریک مردم نسبت به ارتش و دعوت به فرقه گرایی رقابت می‌کند و همواره به ارتش حمله می‌کند.
اما جالب‌ترین نکته در این میان موضوع تجهیز ارتش به سلاح بود. در شرایط سخت کنونی که همه حتی انسانهای عادی می‌دانند که لبنان در معرض طوفان‌های تروریست‌ها قرار دارد و بمب تروریسم در مرزهای آن و حتی در داخل این کشور منفجر شده، ارتش تا چه اندازه به سلاح نیازمند است. در این موقعیت خطرناک جریان المستقبل موضعی غافلگیر کننده اتخاذ کرده و مانع از تجهیز ارتش به سلاح و مهمات لازم برای مقابله با تروریست‌ها و حمایت از لبنان می شود.
از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادندلبنانی‌ها در طول یک سال گذشته از پیگیری موضوع کمک سه میلیارد دلاری عربستان سعودی برای تجهیز ارتش خسته شده‌اند، این در حالی است که بعد از آن کمک یک میلیارد دلاری مطرح شد تا سرپوشی بر توقف کمک قبلی باشد، اما مدتی بعد مشخص شد که وعده کمک دوم نیز مانند کمک اول بود و همچنان انبارهای ارتش لبنان منتظر سلاح‌هایی است که به آن نرسیده است، به نظر می‌رسد که این وعده‌ها برای تجهیز ارتش جدی نیستند و نمی‌توانند از سوی کسانی که مخالف قدرت گرفتن لبنان هستند، انبار ارتش را کامل کنند.

در این شرایط وحشتناک پیشنهاد ایران به صورت واضح و فعال و فوری برای  تجهیز ارتش لبنان مطرح شد، ایران اعلام کرد که سلاح‌هایی را در راستای کمک به ارتش لبنان برای مبارزه با تروریسم به لبنان واگذار خواهد کرد، این سلاح ها متشکل از سلاح‌های سبک و نیمه سنگین و سنگین بود و سلاح‌های منحنی زن و موشک‌های ضد زره و موشک های متناسب با هدف قرار دادن تونل‌ها و خندق‌ها نیز در آن قرار داده شده بود، این بدان معنی است که کاملا با آنچه ارتش در مبارزه با تروریسم نیاز دارد، همخوانی دارد.
ایران همچنین ابراز آمادگی کرد که می‌تواند تسلیحات دیگری را نیز از جمله بالگرد و هواپیماهای بدون سرنشین حامل موشک به لبنان ارسال کند. تهران اعلام کرد که در صورت پذیرش این طرح، ایران بدن قید و شرط این کمک‌ها را ارسال می کند. این کمک قرار است در صورت تمایل لبنان بدون پول و حتی بدون واسطه یا بانکی صورت گیرد و تنها از یک انبار به انبار دیگر منتقل می‌شود.

از رد هدیه بدون شرط ایران تا هدیه مشروطی که سعودی‌ها ندادند/اماده انتشار

منطقی بود که لبنان مانند اشتیاق یک انسان تشنه به آب به دنبال دریافت این کمک‌ها باشد، اما این پیشنهاد که جدی و فعال بودن  خود را به اثبات رسانده بود، افرادی که مخالف قدرت ارتش بودند، را ترساند و آن‌ها به بهانه‌های مختلف و واهی آن را رد کردند، واقعیت این است که رد این پیشنهاد به معنای رد قدرت ارتش و اصرار بر ادامه ضعف آن است، چرا که قدرت ارتش لبنان می‌تواند با حضور مقاومت روندی متکامل را ایجاد کند که مانع از استعمار آمریکا در مبارزه با تروریسم شود و اسرائیل را که به تازگی معادله موازنه قدرت با لبنان را دریافت کرده، به درد آورد. آن هم در شرایطی که لبنانی ها به تازگی معادله سه جانبه ملت و ارتش و مقاومت را با وجود مخالفت‌های گروه آمریکایی در داخل این کشور به بار نشانده‌اند.
کمک تسلیحاتی غیر مشروط ایران در واقع برای دستیابی لبنان به منابع قدرت است و باعث می‌شود این کشر بتواند منافع خود را بدون دیکته غرب و استعمار به دست آورد. در واقع این غرب است که این کمک‌ها را رد می‌کند، اما این کار از طریق ابزارها و وابستگان آن‌ها در داخل صورت می‌گیرد. غرب به رهبری آمریکا و وابستگی فرانسه نمی خواهند لبنان از دایره تحکم آن‌ها خارج شود، آن‌ها در طول یک دهه گذشته از تغییر در اعتقادات ملی گرایانه ارتش ناتوان بوده‌اند و به همین علت اصرار دارند که کلید‌های تجهیز و آموزش نیروهای لبنانی در ارتش به دست آنها باقی بماند.
با این وجود ملت لبنان با مقاومت که در نتیجه افزایش فشارها بر ارتش در مقابله با اسرائیل ایجاد شد،قید و بندها را کنار زده و دنیا را غافلگیر کرده است. مقاومت همانطور که با هماهنگی با ارتش عربی سوریه برای دفاع از لبنان و سوریه برای مبارزه با تروریست‌ها وارد عمل شد، به همان نسبت می‌بینیم که مانع تراشی‌های غربی نمی‌تواند مانع از دسترسی به راه حلی برای محافظت از لبنان در مقابله با تروریست‌ها بشود که در آستانه ورود به لبنان قرار دارند. البته این راه حل به نفع کسانی نیست که همواره به دنبال تضعیف ارتش هستند و از بیداری ملت و استقلال آنها در تصمیم سازی می‌ترسند و از همین الان به دنبال تمدید دوره کنونی پارلمان هستند تا ملت نتواند سرنوشت خود را در دست بگیرد.




موضوع مطلب :
جمعه 93 آبان 9 :: 12:0 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
هر مکتبى اگر چاشنى ای از عاطفه نداشته باشد و صرفا مکتب و فلسفه و فکر باشد، آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد،ولى اگر یک مکتب چاشنى ای از عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت مى‏دهد. فلسفه ذکر مصیبت اهل بیت(ع)
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شهدای ایران: معنا و فلسفه یک مکتب، آن مکتب را روشن مى‏کند، به آن مکتب منطلق مى‏ دهد، آن مکتب را منطقى مى‏کند. بدون شک مکتب امام حسین منطق و فلسفه دارد، درس است و باید آموخت اما اگر ما دائما این مکتب را صرفا به صورت یک مکتب فکرى بازگو کنیم حرارت و جوشش گرفته مى‏شود و اساسا کهنه مى‏گردد.
این بسیار نظر بزرگ و عمیقانه ‏اى بوده است، یک دوراندیشى فوق العاده عجیب و معصومانه‏ اى بوده است که گفته‏ اند براى همیشه این چاشنى را از دست ندهید، چاشنى عاطفه، ذکر صیبت‏ حسین بن على علیه السلام یا امیر المؤمنین یا امام حسن یا ائمه دیگر و یا حضرت زهرا(سلام الله علیها).این چاشنى عاطفه را ما حفظ و نگهدارى کنیم.
پی نوشت:
مجموعه آثار جلد 16 صفحه 57
استاد شهید مرتضى مطهرى



موضوع مطلب :
پنج شنبه 93 آبان 8 :: 9:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفت:قوای سه گانه در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی برای برخورد با افرادی که به شکل باندی به زمین خواری می پردازند مصممند.

  به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از بولتن:ناصر سراج درحاشیه مراسم معارفه مدیرکل بازرسی سمنان افزود:در یکی از این زمین خواری ها فردی در باره یکی از اتوبانهای تهران که 10 سال است اتوبان شده با تهیه گزارش و ادعای شکایت مبنی بر اینکه مالک اتوبان بوده خواستاردریافت هزار و470 میلیارد ریال درمرحله اول شده است.
وی گفت :فردی در سال 1333 دردفتر اسناد ثبت شماره ای زده حالا وکیل معلوم الحالی وراث آن فرد را  برای گرفتن خسارت به این رقم تحرک کرده و حتی در کارشناسی رسمی دادگستری که با تقاضای آنها انجام شده است 5 هزار میلیارد ریال برآورد قیمت شده است.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور افزود: اینگونه افراد باندهستند و به یک مورد اکتفا نمی کنند.
وی گفت : کار بازرسی این نیست که سراغ قالپاق دزدها برود و به مدیران سازمان بازرسی تاکید شده که به دنبال گلوگاه و سرچشمه های فساد باشند .
آقای سراج  افزود :وظیفه سازمان بازرسی در اینگونه موارد اینست که دولت را آگاه کند عده ای ازخدا بی خبر می خواهند با این شیوه ها اراضی دولتی را به یغما ببرند.
وی از ورود سازمان بازرسی به مساله برگزاری مناقصه و مزایده های دولتی در فضای سایبر هم خبر داد و گفت : پارسال  با کنترل 20هزار مناقصه ومزایده دولتی بیش از هفت هزار مورد اشکال کشف و باعث شد معامله ابطال یا تصحیح شود .




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید روی لوگو


ریزگردها | روانشناسی
آموزش زبان | مسکن قزوین
کرمان | کوله پشتی
ابزار گالری عکس در وبلاگ

Up Page

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد پرش به بالای صفحه وب