أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم علیرضااحسانی نیا کاندیدای انتخاباتی دوره دهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخاباتی تهران،ری و اسلامشهر،شمیرانات و پردیس أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

علیرضااحسانی نیا کاندیدای انتخاباتی دوره دهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخاباتی تهران،ری و اسلامشهر،شمیرانات و پردیس

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : صلوات بر من و اهل بیت من نفاق و دشمنی را از بین میبرد. عین الحیوة صفحه 414

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
سایت ساز رایگان آنلاین یوتاب
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1530
  • بازدید دیروز: 4357
  • کل بازدیدها: 6541102
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
چهارشنبه 94 بهمن 21 :: 12:54 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

رفتارشناسی موسوی خوئینی‌ها به دلیل اثرگذاری عمیق در برخی حوادث سرنوشت‌ساز دارای اهمیت است و بدین وسیله می‌توان موضع گیری‌ها و جایگاه کنونی وی و جریان متبوعش را تحلیل کرد.


رفتارشناسی پدر معنوی رادیکال ها

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از دیدبان: مستند بعد از خمینی این روز ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مختلف منتشر می شود. این مستند به بررسی روزها و سالهای بعد از رحلت امام خمینی(ره) و دوران سازندگی می پردازد. قسمت ششم این مستند با نام "رادیکال ها" به جریان شناسی و بررسی جناح چپ در جمهوری اسلامی و چگونگی شکل گیری آن از جمله چگونگی شکل گیری مجمع روحانیون مبارز و افراد کلیدی این جریان بررسی می پردازد.

موسوی خوئینی ها یکی از اعضای اصلی جناح چپ است که در شکل گیری مجمع روحانیون مبارز و ساماندهی جناح چپ، نقشی اساسی داشت. با توجه به نقش و مواضع سیاسی خوئینی ها در سال 88 و تاثیر وی در جناح چپ، به بهانه اکران قسمت ششم مستند بعد از خمینی به بررسی عملکرد موسوی خوئینی ها در بازه های زمانی مختلف انقلاب اسلامی پرداخته ایم.

حوادث گوناگون تاریخی وابسته به بازیگران آن است و یکی از ابزارهای کشف چیستی آن وقایع، شناخت بازیگران آن و درک درست نقش آنان است. پس برای داشتن تصویر دقیق از جمهوری اسلامی می بایست افراد موثر در حوادث انقلاب و پس از آن را بشناسیم.

یکی از این بازیگران که از وی به عنوان «مرد خاکستری» اصلاحات یاد میشود سید محمد موسوی خوئینی‌هاست. وی در 31 فروردین 1320 در قزوین به دنیا آمد و همانجا درس طلبگی را آغاز کرد و در سال‎های منتهی به انقلاب به مخالفت با نظام شاهنشاهی ‎پرداخت و منجر به دستگیری وی توسط ساواک گردید. او پس از آزادی از زندان به فرانسه سفر کرد و جزو همراهان امام خمینی قرار گرفت.

بعد از پیروزی انقلاب عهده‌دار مسئولیت های مختلفی از جمله عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما، عضو مجلس خبرگان، نمایندگی امام در بررسی صلاحیت داوطلبان اوّلین دوره‎ی ریاست جمهوری، نماینده‎ی مجلس شورای اسلامی و عضو هیأت رئیسه‎ی مجلس اوّل، سرپرست حجّاج ایرانی، دادستان کل کشور، عضویت در نخستین دوره‎ی مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی، ریاست مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، مدیر مسؤول روزنامه‏ ی سلام و رئیس مجمع روحانیون مبارز بود.

رفتارشناسی موسوی خوئینی‌ها به دلیل اثرگذاری عمیق در برخی حوادث سرنوشت‌ساز دارای اهمیت است و بدین وسیله می‌توان موضع گیری‌ها و جایگاه کنونی وی و جریان متبوعش را تحلیل کرد. به برخی از مهمترین وقایع مربوط به او اشاره می‌کنیم:

1. تفسیرهای افراطی

پیش از پیروزی انقلاب مهم‎ترین فعالیت موسوی خوئینی‎ها مربوط به جلسات تفسیر وی در مسجد جوزستان نیاوران بود که جمعیت قابل توجهی در این جلسات حاضر می‎شدند. جلسات تفسیر وی از دو جنبه‎ محتوا و ثمره حائز اهمیت بود. در بعد محتوا روشی که موسوی خوئینی‎ها در تفسیر قرآن به‎کار می‎گیرد، متأثر از ادبیات حاکم آن زمان و نتیجه نوع تفکر وی بوده است. او نزاع و درگیری و مبارزه را به‎عنوان اصل حاکم و جاری در آیات قرآن می‎دانست و سعی می‎کرد تمام آیات قرآن را بر همین اصل تفسیر نماید. از این‎رو به دام تفسیرهای مادی، تفسیرهای چپ گرایانه و تفسیر به رأی می‎افتد.

در آن زمان وقتی خبر روش تفسیر وی به شهید مطهری و شهید بهشتی می‎رسد هر دو به شیوه و محتوای جلسات موسوی خوئینی‌ها اعتراض می‎نمایند؛ امّا او توجهی به این اعتراضات نکرده و برضد شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید مفتح نیز سخن می‌گوید. ثمره‎ی این جلسات، افرادی مانند گودرزی (سرکرده گروهک تروریستی فرقان) و برخی از جوانان دیگر می‌شود که بعدها به عنوان حلقه‎ی اصلی دانشجویان پیرو خط امام در حوادث مختلف همراه و همسوی وی عمل می‎کنند.

«علی مطهری» با تأکید بر این که گروهک فرقان متأثر از افکار کسانی چون موسوی خوئینی‌هاست، می‌گوید: «من معتقدم این‌ها بیش‌تر متأثر از افرادی چون موسوی خوئینی‌ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده و جزواتی که از طرف آن‌ها می‌آمد. در جزوه‌ای که آن‌ها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالاً متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند! آن‌ها «عدل الهی» و «خدمات متقابل ایران و اسلام» را مسخره کرده و گفته بودند که افرادی که به دنبال تحکم پایه‌های رژیم شاهنشاهی هستند، این مطلب را می نویسند. گودرزی و دوستانش بیش‌تر متأثر از این حرف‌ها بودند.» ()

«هاشم صباغیان» از اعضای نهضت آزادی که از نزدیک در جریان ارتباط گروه فرقان با موسوی‌خوئینی‌ها بوده، می‌گوید: «واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آن‌ها پی نبرده بودیم. من بعدها ماهیت فرقانی‌ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه‌ی تفسیری آقای موسوی خوئینی‌ها هستند! همه می‌گفتند جلسات تفسیری آقای خوئینی‌ها خیلی شلوغ است. یکی دو بار گزارش‌هایی از این جلسات رسید و مهندس بازرگان که خودش تسلط کافی به قرآن داشت، از این سخنان، اظهار ناخشنودی کرد و می‌گفت که این برداشت‌ها خطرناک هستند.» ()

ناطق نوری نیز می‌گوید: «من بعدها در دادگاه فرقان، از یکی از اینها (اعضای گروهک فرقان) سئوال کردم که شما از کجا به اینجا رسیدید؟ او گفت: «ما اول تفسیر پرتوی از قرآن را خواندیم. بعد دیدیم یک کسی روشنفکرتر از او تفسیر می گوید و رفتیم به مسجد جوستان در خیابان نیاوران قدیم!»

مسیر را ملاحظه می کنید. مجاهدین خلق هم بیشتر بچه ها را از همین طریق گول می‌زدند. هم در زندان و هم در بیرون از زندان. آنها هم تفسیرهای تفنگی می کردند.»

سید مرتضی حسینی نماینده مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی می‌گوید: «سال 55 شهید آیت الله مطهری به قزوین آمد تا در مدرسه شیخ الاسلام سخنرانی کند طرفداران همین موسوی خوئینی‌ها و منافقین و مجاهدین خلق و فرقانی‌ها با حمله به ایشان هر چه توانستند به استاد فحش دادند و گفتند این چه حرف‌هایی است که می‌زنی؟ دیگر دوره این حرف‌ها گذشته و زمان، زمان مبارزه است ولی استاد شهید پاسخ داد وظیفه من این است و باید بگویم.» بعلاوه به گفته آقای حسینی، خوئینی‌ها هیچ اعتقادی به حزب نداشت و از مخالفان جدی حزب جمهوری اسلامی نیز بود.

جلسات تفسیر موسوی خوئینی‌ها با دستگیری وی در سال 1355 توسط ساواک به اتهاماتی از جمله همکاری و کمک به سازمان مجاهدین خلق تعطیل گردید.

2. تسخیر سفارت آمریکا بدون اطلاع امام

یکی از مواردی که به عنوان دلیل ایجاد تنش بین ایران و آمریکا، بخصوص از طرف جریان اصلاح طلب در همراهی با ادعاهای آمریکا مطرح می‌شود، ماجرای تسخیر لانه جاسوسی است.

سال 1358 بعد از این‎که پیشنهاد تسخیر سفارت در انجمن اسلامی اجماع عمومی پیدا نمی‎کند، گروه طرفدار تسخیر سفارت، تصمیم می‎گیرند به تنهایی این کار را انجام دهند که با موافقت خودسرانه موسوی خوئینی‎ها و ترغیب وی، بدون اطلاع به حضرت امام، در آبان 58 عملی می‌شود. اما این ماجرا با مدیریت فوق‎العاده‎ی امام خمینی تبدیل به یک فرصت برای انقلاب نو پا می‎شود.

پس از تسخیر سفارت، افشای اسناد آغاز می‎شود. امام خمینی(ره) از دانشجویان می‎خواهد که تمام اسناد بی‎کم و کاست افشا شوند، امّا در عمل چنین کاری صورت نمی‎گیرد. نقش کلیدی موسوی خوئینی‎ها در نحوه افشای اسناد قطعی‌ست زیرا تا به تأیید وی نمی‎رسید مجوز افشا نداشتند و این اسناد کاملاً به‎صورت جهت‎دار افشا شدند. بعلاوه بسیاری از اسناد از لانه خارج می‎شود تا این‎که برخی از آنها سال‎ها بعد در منزل یکی از افراد اصلی دانشجویان پیرو خط امام و نزدیک‎ترین افراد به موسوی خوئینی‎ها کشف شد.

یکی از ابهامات مربوط به تسخیر لانه‎ی جاسوسی در ماجرای تأیید صلاحیت بنی‎صدر در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری است که با وجود کشف اسناد مربوط به بنی‎صدر که کاملاً سالم هم به دست دانشجویان افتاده بود صلاحیت وی توسط خوئینی‌ها تایید می‌شود.

25 تیر ماه سال 1359 روزنامه جمهوری اسلامی مصاحبه ای از موسوی خوئینی ها منتشر کرد که محتوای آن قابل تامل و در عین حال تاسف بار است .

موسوی خوئینی‌ها می‌گوید: «دانشجویان پیش از اقدام به این عمل چند نفری روی این امر مطالعه کردند، آنها به دلیل روابطی که از قبل با من داشتند جریان را در میان گذاشتند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم آیا این امر مطابق با نقطه نظرهای امام می باشد؟ من با توجه به ضوابطی که آن روز در دست داشتم به نظرم رسید که این عمل در جهت اجرای نقطه نظرهای امام می باشد . باز این برادرها برای به دست آوردن اطمینان بیشتر می خواستند که این امر را با امام هم در میان بگذارند که اگر احیانا مخالف هستند بفرمایند، من مخالفت کردم گفتم این کار را ما انجام می‌دهیم و اگر موافق بودند بسیار خوب و اگر به دلیلی که الان نمی‌دانیم چیست با آن مخالفت کردند بلافاصله به عنوان اطاعت از دستور امام محل را ترک می کنیم.»!

گرچه اشغال لانه جاسوسی به استناد تائید امام خمینی حرکتی انقلابی و قابل ستایش است اما مشکل این بود که موسوی خوئینی‌ها در مقابل درخواست بحق دانشجویان که خواهان نظر پیر و مرادشان بودند، به تنهایی تصمیم می‌گیرد.

قرار دادن رهبر انقلاب در مقابل عمل انجام شده با این استدلال که امام پس از تسخیر لانه جاسوسی یا موافق هستند یا مخالف و در هر صورت ما نظر ایشان را عملی می‌کنیم توجیهی است که به هر صورت نمی‌تواند به نفع انقلاب باشد. مسلم است اینگونه خودرایی‌ها در نگاه کردن به مسائل و پیش آمدهای سیاسی در یک نظام اسلامی تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد که رخدادهای سال‌های بعد بویژه در جریان انتخابات 88 این مطلب را اثبات کرد.

3. رد صلاحیت به روش موسوی‌خوئینی‌ها

همواره با نزدیک شدن به انتخابات، برخی از شخصیت‌های سیاسی منتسب به جریان اصلاح‌طلب و متحدینش اظهاراتی را در خصوص فرآیند قانونی شورای نگهبان در زمینه نظارت بر انتخابات مطرح می‌کنند. مسئولیتی که قانون اساسی کشور بر عهده اعضای شورای نگهبان گذاشته است. انتقادها به نظارت قانونی شورای نگهبان در حالی توسط اصلاح‌طلبان صورت می‌گیرد که باید نحوه احراز صلاحیت‌ها را از دیدگاه تئوریسین‌ها و شخصیت‌های اصلی آنها بررسی کرد.

در اولین انتخابات ریاست جمهوری که مصادف با سرپرستی هاشمی رفسنجانی بر وزارت کشور بود، موسوی خوئینی‌ها، رئیس کمیته نظارت بر تبلیغات ریاست جمهوری می‌شود. موسوی‌خوئینی‌ها برای احراز صلاحیت‌ها، مشی و روشی به مراتب تندتر و سخت‌تر از رویه امروز که مورد انتقاد جریان متبوعش است را در پیش می‌گیرد و حتی تکثر کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را توطئه‌ای علیه انقلاب اسلامی عنوان می‌کند!

وی همچنین در مورد سبک و روش خود در رد صلاحیت‌ها تاکید می‌کند که باید کاندیداهایی تایید شوند که صددرصد مورد تأیید باشند. خوئینی‌ها در تریبون نماز جمعه تهران می‌گوید: «من افرادی را که صددرصد واجد صلاحیت نیستند حذف می‌کنم. افراد باقی مانده هم اجازه تبلیغات خواهند داشت... کاری که من خواهم کرد حذف افراد فاقد صلاحیت است.»

بر همین اساس بود که در انتخابات ریاست جمهوری اول، باوجود رد صلاحیت حدود 100 کاندیدا و باقی ماندن عده‌ای انگشت‌شمار، فردی مانند بنی صدر تایید صلاحیت شده و بر کرسی ریاست جمهوری می‌نشیند. کسی که اسنادی از ارتباط وی با سازمان سیا وجود داشت و به گفته معصومه ابتکار برخی از اسناد کشف شده در سفارت آمریکا این موضوع را تأئید می‌کرد.

این اسناد در حالی کشف و ضبط می‌شود که موسوی خوئینی‌ها مسئولیت مستقیم اقدام دانشجویان پیرو خط امام (ره) برای تسخیر لانه جاسوسی را بر عهده داشته و رابط و هدایت کننده اصلی آنان بود. اما وی با همان روش و سبکی که تعریف کرده است بنی‌صدر را تأیید کرده و تعداد کثیری از کاندیداهای دیگر را رد صلاحیت می‌کند.

هرگز مشخص نشد که چرا خوئینی‌ها با وجود آنکه اسنادی مبنی بر همکاری بنی‌صدر با سفارت آمریکا از آن سفارت یافته بود، هیچگاه آن مدارک را منتشر نساخته و در بررسی صلاحیت بنی‌صدر این‌گونه شواهد را نادیده گرفت.

در این زمینه نکته جالب در عملکرد چندگانه و «به نرخ روز» او این است که، اندکی بعد یعنی در زمان مطرح شدن عدم کفایت بنی‌صدر از سوی مجلس، خوئینی‌ها با استناد به اسناد سفارت، به مخالفت با بنی‌صدر پرداخته و عنوان می‌کند که: «اینجانب پیش از شروع انتخابات ریاست جمهوری به بسیاری از دوستان، نظر خودم را درباره آقای بنی‌صدر گفته‌ام. بنده به بسیاری از دوستان روحانی گفتم که آقای بنی‌صدر خطری برای اسلام و انقلاب است و ایشان را ترویج نکنید»!! ()

4. دادستان کل و پرونده انفجار نخست وزیری

یکی از سؤال‌هایی که درباره‌ی زندگی سیاسی موسوی خوئینی‌ها مطرح گردیده، پرونده‎ی انفجار دفتر نخست وزیری است که تا آن زمان با گذشت چندین سال به خاطر اعمال فشارها هم‎چنان به نتیجه‎ی نهایی نرسیده بود.

بررسی ‌این جریان از آن رو حایز اهمیت است که با گذشت بیش از 30 سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون، همجنان شاهد اتخاذ مواضعی بسیار مشابه و دیکتاتورمآبانه در سال‌های اخبر هستیم.

موسوی خوئینی‎ها در سال 1364 به سمت دادستان کل انقلاب اسلامی منصوب شد. چالشی که در این زمان مطرح شد، پرونده‎ی انفجار دفتر نخست وزیری بود. وی از همان آغاز کار اعلام کرد از نظر وی رسیدگی به این پرونده صرفاً اهداف سیاسی دارد، امّا پس از استماع نظرات مخالفین دیدگاهش، دستور رسیدگی به پرونده را صادر نمود. در مسیر رسیدگی، نیاز به حضور سعید حجّاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینی‎ها اعلام می‎گردد، امّا موسوی خوئینی‎ها به شدّت موضع‎گیری می‎کند و دوباره ادّعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح می‎کند و بیان می‎کند: «شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید» و می‎گوید: «اجازه نخواهم داد که بهزاد نبوی به این‎جا بیاید، شما می‎خواهید همه‎ی مسؤولین را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق می‎کنم».

جالب آن‎که علی‎رغم اصرار خوئینی‎ها به تعجیل در کار چهار کیفرخواستی که به او تحویل می‎شود به دادگاه ارجاع نمی‎گردد. در این میان از سوی یکی از مطّلعین، اطّلاعات جالبی ارائه می‎گردد که با در میان گذاشتن آن با متّهمین، موارد بسیار مهمّی کشف می‏‌گردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینی‎ها شده و می‌گوید: «دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علّت تحقیق کرده‎اید؟» که منجر به بحث بین او و عوامل پرونده می‌شود.

سپس او دستور می‏ دهد متّهمین کنار هم باشند که علی‎رغم توضیح در این خصوص که موارد اتّهامی این‎ها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می‎تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند؛ تأکید می‎کند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسؤولین پرونده می‎شود. در نتیجه کارشکنی‎های موسوی خوئینی‎ها، رسیدگی به پرونده که نزدیک به پنج سال طول کشیده بود، سرانجام متوقّف گردید. موسوی خوئینی‎ها خواستار آزادی متّهمین با قرار وثیقه و تأمین می‎گردد که با توجّه به محرز بودن جرم، جز درباره‎ی دو تن از متّهمین محقّق نمی‎گردد.

در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسؤولین طوماری به دفاع از متهمین امضا می‌نمایند و به محضر امام ارسال می‌کنند و هم زمان 62 نماینده‌ی مجلس نیز به قوه‌ی قضاییه تذکر داده و خواستار پی‌گیری جدی پرونده‌ی نخست وزیری می‌شوند. این طومار و تذکّر مورد توجّه رسانه‎ها قرار ‎گرفت و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آقای اردبیلی (رئیس وقت شورای عالی قضایی)، موسوی خوئینی‎ها دادستان کلّ وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور می‎طلبند. آقای موسوی اردبیلی توضیح پرونده و اعترافات را می‎دهند.

خوئینی‌ها بیان می‎کند: «نه آقا! من پرونده را دیدم و چیزی نبوده است. امّا آقای رئیسی مخالف نظر وی را عنوان می‎کند و بیان می‎دارد که پرونده‌ای است و افراد اعتراف کردند حتّی متّهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است، با اصرار موسوی خوئینی‎ها امام دستوری می‌دهند که دو گونه نقل شده است. برخی می‌گویند ایشان به دلیل شرایط جنگی کشور و بحران‌هایی که به سبب اختلاف‌های حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرمودند: «فعلاً مسکوت بماند.» برخی دیگر نیز مدعی‌اند که امام(ره) فرمودند: «متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید.»

به هرحال دادستان انقلاب از آقای رئیسی می‎خواهد رسماً اعلام کند که پرونده مختومه شده است. امّا آقای رئیسی زیر بار نمی‎رود و خوئینی‎ها نیز می‎گوید «تو اعلام نمی‌کنی من اعلام می‌کنم». فردای آن روز مصاحبه موسوی خوئینی‌ها منتشر می‌شود که از قول امام(ره) خبر از مختومه شدن پرونده می‌دهد

5. ولایت فقیه و انتخاب رهبری

همانطور که ذکر شد متاسفانه از ابتدای انقلاب رفتارهای خوئینی‌ها و همراهانش در قبال امام جامعه نشان می‌دهد التزام عملی نسبت به ولایت فقیه نداشته‌اند. صفارهرندی(وزیر فرهنگ و ارشاد سابق) در مورد نظر او نسبت به ولایت فقیه می‌گوید: «موسوی خوئینی‌ها در یکی از کلاس‌های درسش در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد عنوان می‌کند که ولایت مطلقه‌ی فقیه اساساً مسأله‌ی قابل قبولی نیست و نمی‌شود آن را پذیرفت. از وی سؤال می‌شود که شما که جزو گروه محوری بودید که در زمان امام(ره) کسانی را که نسبت به مسأله‌ی ولایت فقیه تشکیک عملی کرده بودند به ضدیت با اسلام متهم کرده و گفتید که ضد انقلاب و طرف‌دار اسلام آمریکایی هستید پس چه‌طور این حرف را می‌زنید؟ موسوی خوئینی‌ها هم می‌گوید: "من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما از آن‌جایی که امام جاذبه‌ی فوق‌العاده‌ای داشت و ما نیز از شاگردان ایشان بودیم رویمان نمی‌شد که جلوی امام(ره) مخالفت کنیم اما حالا که این شرایط نیست، من می‌گویم که از ابتدا هم این مسأله را قبول نداشته‌ام»

هنگام انتخاب رهبری، موسوی خوئینی‌ها عضو مجلس خبرگان بود. صفارهرندی می‌گوید: «موسوی با رهبری آیت الله خامنه‌ای مخالف بود و همیشه نسبت به موضوع رهبری ایشان واکنش منفی نشان می‌داد که بخشی از شیطنت‌های کنونی وی نیز متأثر از همان نگاه قدیمی است.»

او در جلسه‌ی تعیین رهبری خبرگان در سال 68 هنگام قیام اعضا برای رأی گیری در مورد رهبری آیت‌الله خامنه‌ای با کشیدن عبای «آیت‌الله باریک بین» –امام جمعه قزوین- سعی در انصراف او در مورد رأی مثبت به رهبری آیت الله خامنه‌ای داشته است. 

سردار «جعفری» فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز می‌گوید: «خوئینی‌ها در بهمن 1378 در یک جلسه‌ی خصوصی گفته بود ما باید بیاییم و توان خود را بگذاریم و به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم، او باید بفهمد این مملکت این طور نیست که ایشان هر طور که خواستند این نظام را به هر سمتی بکشند.»

کوچ به پشت پرده

خوئینی‌ها کم کم از مناصب اجرایی کنار می‌رود ولی هاشمی رفسنجانی طی سال‎های 1369 تا 1372 ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را بر عهده وی می‌گذارد. بدین ترتیب طیف چپ که عموماً از کارهای سیاسی کنار مانده‎اند توسط موسوی خوئینی‎ها در این مرکز جمع می‎شوند و دو رویکرد مهم را در پیش می‌گیرند: پرداختن به مباحث تئوریک و تجمیع نیروهای سابق و ایجاد نیروهای جدید:

در این راستا معاونت سیاسی توسط سعید حجاریان معاونت اجتماعی توسط عباس عبدی و معاونت اندیشه توسط محسن کدیور راه‎اندازی می‎شود و افرادی مانند هاشم آقاجری، علی‎رضا علوی تبار، عماد افروغ ـ مجید محمّدی ـ مصطفی تاج‌زاده ـ بهزاد نبوی، سازگارا، امین‌زاده، آرمین و… در آن حاضر می‎شوند. مهم‎ترین موضوعاتی که در این مرکز بر روی آن تأکید می‎شود پروژه‎ی توسعه‎ی سیاسی بود که نتایج آن در زمان دولت‌های سازندگی و اصلاحات و تلاش برای تغییر فرهنگ جامعه به عنوان زمینه توسعه سیاسی دیده می‌شود. برنامه‎های این گروه تا زمان استعفای موسوی خوئینی‎ها در مرکز ادامه داشت.

فعالیت مهم او در این دوران تأسیس روزنامه سلام (شورای سردبیری: موسوی لاری، عبدی،اصغرزاده) بود که انتقادات همفکران خوئینی‌ها نسبت به سیاست‌های حکومت را منعکس می‌کرد و نقش مهمی در پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال 1376 ایفا کرد. روزنامه سلام در سال 1378 روزنامه سلام به جرم انتشار غیرقانونی اسناد طبقه بندی شده تعطیل شد.

در پی استعفای مهدی کروبی در سال 1384، مجمع روحانیون مبارز خوئینی‌ها را به عنوان دبیر مجمع برگزید. نقش مجمع روحانیون مبارز و دبیرکل این مجمع در فتنه انگیزی های سال 88 بخصوص راهپیمایی غیرقانونی 30 خرداد و شکل گیری آشوب‎های خونین را نادیده گرفت که شرح آن بسیار گفته شده است.

منابع:

1. مصاحبه با ماهنامه‌ یاد آور، فارس، 23 آبان 1389

2. مصاحبه با ماهنامه‌ یاد آور، فارس، 23 آبان 1389

3. هفته نامه ایران، شماره 54

4. آفتاب امروز 26 اسفند 78




برچسب ها:

روزگاری ادعا می کرد؛ "پسرم بیگناه است و همه اینها ادعاهای مسئولان دستگاه قضا دروغ است" اما مر قانون و صبر و متانت مردم شریف ایران و عدالت دستگاه قضا نشان داد که اتفاقا آن آقازاده نه تنها بیگناه نیست بلکه منشا گناه بسیاری از گنهکاران است. حالا یکی یکی اطرافیانش را برای ذبح کردن در پیشگاه قانون شکنی‌ها و خودبرتربینی‌هایش به قربانگاه فرستاد و دیگر از خود چیزی ندارد از همین رو به سوی بیت حضرت امام(ره) رفته است تا به بهانه دفاع از بیت امام(ره)، دقیقا تفکراتی را زنده کند که شاهان و دیکتاتورهای قبل از انقلاب بر آن تکیه می زدند. افکاری که حضرت امام(ره) سالها با آنها مبارزه کرد و خون دلها خورد تا نهال عدالت و تساوی حقوق شهروندی را که همان آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است، نهادینه کرد و آن افکار و انتظارات شوم را از سرزمین ایران برچیند. اما این روزها بار دیگر آقای هاشمی رفسنجانی درصدد است تا با قربانی کردن یکی از منسوبان حضرت امام(ره)، تفکری را زنده کند به نام " قانون تنها برای مردم نه برای آقازادگان"

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از بی‌باک، اصرار هاشمی رفسنجانی بر قانون شکنی و تفکرات انحرافی باعث گردیده است تا این سئوال برای افکار عمومی تداعی شود که اگر قانون صرفا برای مردم است و آقازادگان به اصطلاح تافته جدا بافته هستند، پس چه نیازی به انقلاب کردن و اینهمه شهید دادن بود زیرا که شاه هم چنین تفکرات و انتظاراتی داشت. او می خواست مردم قانون را رعایت کنند اما خود شاه و اطرافیانش هر کاری دلشان خواست انجام دهند و هیچ کسی حق سنجش صلاحیت آنها را نداشته باشد.

قطعا اگر حضرت امام(ره) زنده بودند همان سیلی محکمی که بر اعتبار منتظری زدند تا با قانون شکنی و تفکرات انحرافی‌ آن شیخ کم خرد و اطرافیانش انقلاب به عقب برنگردد و مسلک شاهنشاهی دیگر بار زنده نشود؛ اینبار محکمتر از قبل به آقای هاشمی رفسنجانی می‌زدند تا هم به آرمانهای انقلاب لطمه نزند و هم منشا انحراف و خودبرتربینی منسوبان حضرت امام(ره) نگردد. و صدالبته حیف است که اقای هاشمی راه منتظری را برود و از نتیجه آن تفکر درس نگیرد و کار خود را بجایی برساند که فرداها همچون منتظری کسانی زیر تابوتش بیایند که یا جاهل بودند و یا ضدانقلاب.

علاوه بر این موضوع؛ سخنان آقای هاشمی آسیبهای زیادی را بدنبال داشت تا جایی که حتی اصلاح طلبان هم نتوانستند در قبال آن تسامح کنند از همین رو عباس عبدی در ادامه اعتراضات قبلی اش به این تفکر عجیب و شاهانه آقای هاشمی معتقد است: یک‌میلیون شغلی که آقای روحانی قول داده ایجاد کند، چهل میلیارددلار پول می‌خواهد و چاره‌ای جز جذب سرمایه‌گذاری خارجی ندارد. هیچ آدم عاقلی با این سطح از تنش - که رئیس مجمعش چنین سخن می‌گوید- برای سرمایه‌گذاری نمی‌آید.

به‌گزارش بی‌باک، شرق نوشت:  او را در میان اصلاح‌طلبان، جدی‌ترین و پیگیرترین منتقد هاشمی می‌دانند. خودش اما نقد را بزرگ‌ترین هدیه به هر سیاست‌مداری می‌داند و از توصیه بهمن 78 و خرداد 84 به هاشمی به‌عنوان گواه یاد می‌کند. سخنان هاشمی در آیین سالگرد بازگشت امام (ره) در انتقاد از ردصلاحیت حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، و واکنش عباس عبدی به آن، بار دیگر ماجرای کهنه را تازه کرد و او را در صدر خرده‌گیران به هاشمی جای داد. واکنش‌ها به نقد عبدی از هاشمی ما را واداشت به سراغش برویم. او این‌بار برخلاف گذشته می‌پذیرد که بخشی از انتقادش به هاشمی وارد نیست و برای نخستین‌بار از بخشی از مواضعش عقب می‌نشیند.

باز بین شما و آقای هاشمی تلاقی پیش آمد.

این مورد اخیر هیچ ربطی به گذشته ندارد. مدت‌هاست که در این قضیه سکوت کرده بودم با اینکه برخلاف سال‌های 88 تا 91 در سه‌سال اخیر به مواضع ایشان انتقاد داشتم. این‌دفعه حس کردم که امکان سکوت نیست و سکوت برای کسی که این رفتار را مفید نمی‌داند بی‌شخصیتی محض است. دولت، برجام را با هزار زحمت به جایی رساند ولی همه می‌دانیم تا برجام داخلی رخ ندهد همه آنها روی هواست. برجام تمام شد و ایران همه هزینه‌هایش را داده است. آنچه مانده، تلاش برای کسب منافع برجام است که آن‌هم منوط به وحدت داخلی است. یک‌میلیون شغلی که آقای روحانی قول داده ایجاد کند، 40 میلیارددلار پول می‌خواهد و چاره‌ای جز جذب سرمایه‌گذاری خارجی ندارد. هیچ آدم عاقلی با این سطح از تنش - که رئیس مجمعش چنین سخن می‌گوید- برای سرمایه‌گذاری نمی‌آید. اگر انتخابات 92 موجب تحول شد، به این دلیل بود که این امید را ایجاد کرد که تغییری در داخل رخ می‌دهد. اگر این تغییرات عمیق نشود و در انتخابات به سرانجام نرسد معنی‌دار نیست. اولین نتیجه سخنان آقای هاشمی، خواسته یا ناخواسته نشانه‌رفتن این آرامش و وحدتی است که در انتخابات می‌تواند خودش را نشان بدهد.

یعنی شما معتقدید که آقای هاشمی موقعیت‌سنجی نکرده است؟

نه‌تنها من، بلکه بسیاری از علاقه‌مندان هم این اعتقاد را دارند. از دولتی‌ها گرفته تا دوستانشان، از این مواضع تعجب کردند.

من از شما می‌خواهم سؤال کنم. شما کجای این گفته را اشتباه می‌دانید.

توضیح می‌دهم. به‌هرحال ردصلاحیت‌های گسترده‌ای برای مجلس انجام شده است و همین‌طور مسئله حسن‌آقا که بسیار کلیدی و مهم است که تأیید شود یا نشود. اما سؤال اساسی این است که چطور باید این ماجرا را حل کرد. ما انواع شیوه‌ها را داریم و می‌توانیم هم‌زمان به کار ببریم. اما هرکسی برای کاری ساخته شده است. برای نمونه کسی که در ساخت سیاسی است، وظیفه اصلی‌اش لابی و پیگیری‌کردن است و شما به‌عنوان روزنامه‌نگار بخش آگاهی‌بخشی را برعهده می‌گیرید. هرکس باید با توجه به جایگاهش ایفای نقش کند.

گفته می‌شود آقای هاشمی لابی‌های خودش را انجام داده بود و بعد از اینکه گویا به یک نوع ناامیدی رسیده بود چنین واکنشی از خود نشان داد.

اصلا. اتفاقا عکس آن است. وقتی من این صحبت را شنیدم، مثل دیگران تعجب کردم که وقتی حسن‌آقا که با اصرار دوستدارانش رفته و اعتراض کرده و لابی‌هایی هم در حال انجام است، این صحبت می‌تواند روند را با اشکال مواجه کند. حرف‌های من خبری است نه تحلیلی. به‌علاوه سؤال اساسی این است که وقتی حسن‌آقا می‌خواهد تأییدصلاحیت شود، صحبت‌های ما دو وجه باید داشته باشد یا ناظر بر کمک‌کردن به تأییدصلاحیت باشد یا ناظر بر تحمیل هزینه در صورت تأییدنشدن. صحبت آقای هاشمی - فارغ از مفادش – به‌هیچ‌وجه ناظر بر کمک‌کردن به تأییدصلاحیت نبود. ناظر بر تحمیل هزینه بود.

این کار- بدون لحاظ محتوا- فقط باید بعد از ردصلاحیت صورت می‌گرفت نه قبل از نهایی‌شدن نتیجه بررسی صلاحیت‌ها. این به این معنی نیست که ایشان قطعا تأییدصلاحیت نمی‌شود، اتفاقا امید داریم که حتما تأیید شوند اما هر اتفاقی بیفتد این صحبت‌ها اثر منفی داشت. برای همین همه تعجب کردند. این چه کمکی می‌کرد؟ حسن‌آقا اصلا نمی‌خواست اعتراض کند اما اصرار کردند و ایشان اعتراض کرد. وقتی این کار انجام شد، این صحبت اصلا کمکی به او نمی‌کند. صحبت آقای هاشمی می‌توانست بعد از نهایی‌شدن حکم شورای نگهبان برای تحمیل هزینه آن هم نه با این محتوا باشد. این محتوا، محتوایی مدرن و قابل‌قبول نیست. اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از این محتوا دفاع کنند و احتمال می‌دهم که حسن‌آقا نیز درخواستی برای رعایت صلاحیت به‌واسطه انتساب خانوادگی ندارند.

فقط یک جمله‌اش محتوای غیرمدرن دارد و آن اینکه سیدحسن را اشبه به امام‌خمینی توصیف می‌کند.

در اینکه ایشان اشبه است نیز شکی نیست. مسئله ارجاع تأییدصلاحیت علمی به این موضوع است یا فهمی که از آن برداشت می‌شود. اگر بخواهیم این را هم بگوییم این‌طور است که اول روی اصالت و صلاحیت‌های اکتسابی‌اش حرف می‌زنیم. اما وقتی پایگاه انتسابی را مطرح می‌کنیم که فضیلتی است و قابل‌دفاع هم است اما نباید این تلقی را ایجاد کرد که برتر از پایگاه اکتسابی فرد است. نظام مدرن نظامی است که ارزش پایگاه‌های انتسابی در آن در حال کم‌شدن است.

آیا از آقای هاشمی این انتظار بوده یا هست که نگاه صددرصد مدرن به حوزه سیاست داشته باشد؟ قاعدتا چنین انتظاری درست نیست.

نه من این انتظار را ندارم اما آخر مطلبم گفته‌ام که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند در این متن، کار را به جلو ببرند اما نقدم به صحبت آقای هاشمی این است که این حرف نگاه آنها را که مدعی هستند حسن‌آقا صلاحیت ندارد و می‌خواهند به‌واسطه پایگاه انتسابی‌اش او را جلو ببرند تشدید کرد. این بازی با منطق آنها بود. اگر آقای هاشمی از پایگاه اکتسابی حسن‌آقا دفاع می‌کرد و بعد پایگاه انتسابی ایشان را به‌عنوان مکمل سند می‌آورد بهتر بود. جناح مقابل استناد می‌کند به همین نکته که اتفاقا امام مخالف این نگاه بوده است. می‌شد 1? دلیل بیاورند و این را هم به عنوان یک شاهد یا مکمل اضافه کنند؛ اما برداشتی که در عموم هم وجود داشت این بود که یعنی چه ما به خانواده امام بدهکاریم؟ آیا این بدهکاری را باید در تأیید یا ردصلاحیت علمی تسویه کنیم؟

این ادعای جناح مقابل است نه مردم.

باشد. آقای هاشمی می‌توانست به این ماجرا اشاره کند که احمدآقا بدون امتحان برای خبرگان تأیید شد. ایشان به لحاظ علمی در مقایسه با احمدآقا درجه بالاتری دارند؛ چون احمدآقا بیشتر درگیر کارهای اجرائی بود؛ اما حسن‌آقا اصلا کارش این است و سال‌هاست که کلاس و شاگرد دارد پس امکان تأیید صلاحیتش بیشتر بود. بنابراین بدهکاری هم قطعا باید رعایت شود؛ اما در موضع تأیید صلاحیت علمی، باید با منطق خود آن طرف برخورد کرد که اتفاقا ایشان این صلاحیت را دارد.

اینکه سیدحسن دارای درجه اجتهاد است بارها گفته شده. بسیاری از علما هم روی همین نکته تأکید کردند؛ ولی نتیجه نداد.

مگر این نتیجه می‌دهد؟ مسئله این است که راه اساسی آن است و پایگاه انتسابی راه مکمل است. مگر قرار است از یک ایده درست فقط یک‌بار دفاع کنیم؟ باید بارها و بارها دفاع و پافشاری کرد.

‌وقتی کنش سیاسی می‌شود واکنش هم سیاسی می‌شود. آقای هاشمی از منظر سیاسی با ماجرا برخورد کرد. چرا شما این طور به ماجرا نگاه نمی‌کنید؟

آقای هاشمی، آن استدلال‌های علمی را می‌توانست مجدد بگوید. طرح و بازگوکردن پایگاه انتسابی ایشان هم ایراد ندارد؛ اما نحوه طرحش مهم است. مگر ما یک‌بار حرف می‌زنیم؟ هر روز می‌توان حرف حق را تکرار کرد. مشکل دیگر هم همان لحن نسبت به شورای نگهبان بود. می‌توانست این طور نقد کند که حوزه علمیه سازوکاری برای تشخیص مجتهد و مرجع دارد. چطور می‌شود این سازوکار را کنار گذاشت و سازوکار دیگری ایجاد کرد؟ و باید توضیح می‌داد که چرا در گذشته این تغییر مسئولیت ایجاد شد. انتظاری که از آقای هاشمی داریم این است که فضا را تلطیف کند، نه اینکه شکاف تشدید شود.

اگر یک فرد عادی این حرف را می‌زد مسئله خاصی نبود؛ اما جایگاه آقای هاشمی فرق دارد. مشکل اصلی این است که وقتی ایشان حرفی می‌زند که قریب به اتفاق علاقه‌مندان و حتی دولتی‌ها اصلا نمی‌فهمند که چرا این حرف زده شده؛ یعنی بار این حرف را متوجه شده‌‌اند؛ اما رابطه‌اش را با واقعیت صحنه سیاست نمی‌بینند؛ بلکه رابطه معکوس می‌بینند. من قصدم این نیست که کد مشخص از مواردی که اطلاع دارم به شما بدهم؛ اما مشکل اساسی به آن سخنان که نمی‌خواستم در آن یادداشت به آن بپردازم همین نکته است. هنگامی که فضای تقابل در داخل تشدید شود به حل مشکل ردصلاحیت‌ها کمکی نمی‌شود.

ولی بسیاری از مردم برخلاف شما، تصور می‌کنند هاشمی می‌داند چه می‌کند و می‌دانسته چه باید بگوید.

وقتی که این مطرح می‌شود؛ یعنی در واقع نمی‌فهمند هاشمی چه کار می‌کند؛ اما با توجه به جایگاه هاشمی، فکر می‌کنند او حتما برای انجام آن کارهای خود دلیلی پذیرفتنی داشته که آنها بی‌خبرند. این خیلی ساده است. اصلا ایراد من به سیاست جاری در ایران همین است. سیاست به کنش فردی که هیچ کسی نمی‌داند چه کار می‌کند تقلیل یافته است؛ اما من می‌فهمم. می‌دانید چطور؟ شما سال 68 قدرت ایشان را ببینید و الان ببینید کجاست و پیش‌بینی کنید ادامه‌اش کجاست؟ من حاضر نیستم در مسیری سیاست‌ورزی کنم که جواب پرسش‌ها این است که کنشگر حتما می‌داند چه می‌کند. این یعنی ما نمی‌دانیم. کسی که رابطه نزدیکی با ایشان دارد و از آدم‌های مهم این مملکت بوده است هم می‌گوید من نمی‌فهمم، شاید ایشان اطلاعاتی دارد. این یعنی چه؟ یعنی سیاست پوچ است این وسط.

یعنی مشکل شما با فردی‌بودن و شفاف‌نبودن کنش‌های سیاسی است؟

بله و عجیب‌تر اینکه در خارج هم این‌طور فکر می‌کنند. فکر می‌کنند ایشان حتما چیزی می‌داند و بعد حاضر نیستند فکر کنند مگر کدام کنش فردی ایشان را توانسته‌‌اند از این طریق بفهمند؛ البته من هم کاری به این ندارم که موفق بوده یا نبوده است. نکته همین است که این منطق سیاسی نیست.

برگردیم به یادداشت شما و ایراداتی که به آن گرفته شد. برخی اعتقاد داشتند که این یادداشت در زمان مناسبی مطرح نشد و رگه‌هایی از نگاه و دشمنی شخصی در آن وجود داشت.

سه ایراد کلیدی که به مطلب من می‌گیرند را می‌گویم. موافقان اصلا از یک زاویه دیگری موافق‌اند. حس می‌کنند وضعی ایجاد شده که باید شکسته شود و عموما یک قشر 3? تا 4? ساله عصبانی هستند که فکر می‌کنند این وضعیت مدام در حال توجیه است. خسته شده بودند از این توجیه و خیلی به جزئیات مطلب کاری نداشتند و از منطق دفاع ایشان هم عصبانی بودند که چرا باید از منطق پایگاه انتسابی دفاع کرد؛ اما مخالفان سه دلیل داشتند. من به دو دلیل پاسخ می‌دهم؛ اما یک اشکال را به یادداشت خود وارد می‌دانم و می‌پذیرم. می‌گویند جناح مقابل از نقد شما استفاده کرده است؛ درحالی‌که ما باید از یک منطق ثابت استفاده کنیم. این بنیاد اخلاق است. چیزی که برای دیگران می‌پسندی را برای خودت هم بپسند. این بنیاد و جوهر اخلاق سیاسی است.

ولی آقای عبدی در سیاست ما با چیزهایی فراتر از اخلاق روبه‌رو هستیم. مسئله اساسی قدرت است و نقش تعیین‌کنندگی قدرت در روندها. نابرابری در قدرت باعث می‌شود کسی که قدرت را در دست دارد، از اخلاقی عمل‌کردن شما استفاده یا سوءاستفاده کند.

فرقی نمی‌کند. به من می‌گویند نباید چیزی بگویی که دشمن از آن بهره‌برداری سیاسی کند. خب آن طرف هم همین را می‌گوید که شما نباید حرفی بزنی که رسانه‌های خارجی از آن سوءاستفاده کنند؛ اما ما می‌گوییم ما چه کار داریم که او استفاده می‌کند یا نه. اگر فسادی در مملکت هست، من اگر نگویم، فساد تقویت می‌شود پس به علت این که او استفاده نکند من سکوت کنم؟ مگر خود غربی‌ها به خاطر این که ما استفاده بکنیم یا نکنیم مسائل خود را مسکوت می‌گذارند؟ آنها می‌گویند ما باید خودمان را درست کنیم به برداشت دیگران اهمیت اصلی نمی‌دهند. شما می‌دانید که این یک یادداشت کوتاه بود اما واکنش‌های گسترده داشت.

بدترین چیز برای یک زمین خشک، باران است چون فوری تبدیل به سیل می‌شود اما زمینی که هر روز باران می‌بیند نه. وضعیتمان را این‌طور کرده‌ایم. از بس ملاحظه دیگری و زمان و مکان را کرده‌ایم، وقتی هم یک نقد مطرح می‌شود همه‌چیز به‌هم می‌ریزد. درحالی‌که این غلط است. اگر بشود حرف زد کم‌کم طرف مقابل هم اصلاح می‌شود. من خبر قطعی دارم که انواع و اقسام انتقادات به بزرگان می‌شود اما بی‌اثر است اما تا در عرصه عمومی مطرح می‌شود همه چیز به هم می‌ریزد.

‌شما منطق سوءاستفاده رقیب یا طرف مقابل را نمی‌پذیرید اما منطق زمان را چطور؟

اگر همان روز گفته نمی‌شد، فردای روزگار یک قران هم نمی‌ارزید. مثالش را می‌زنم؛ امروز شما برو راجع به شورای شهر و معرفی آقای محسن هاشمی برای پست شهرداری تهران مطلب بنویس. چقدر می‌ارزد؟ اما اگر همان زمان یادداشتی نوشته بودی اثر داشت یا نداشت؟ این مواضع، مواضعی نیست که صرفا مبتنی بر حقیقت‌جویی و حقیقت‌یابی باشد. مبتنی بر یک واقعیت و تأثیرگذاری زمانی و مکانی مشخص است.

به‌هرحال بخشی از سیاست به مردم مربوط است و مردم باید متقاعد شوند. یادداشت شما این تداعی را ایجاد کرد که عباس عبدی به سیاق سال 78 زیر یک خم هاشمی را گرفته و کل اصلاحات هم دارد با آن زمین می‌خورد. یک اجماع کلی وجود دارد که آن اتفاقی که سال 78 علیه آقای هاشمی رخ داد، اشتباه بود. این تداعی‌کننده این بود که باز، بازی‌های آن سال تکرار می‌شود.

کاملا درست می‌گویید و تنها راه شکستنش هم همین است. تنها راه کم‌هزینه شکستن آن ایده غلط همین است. یک راه آنکه بفهمیم آن ایده غلط بوده این است که تا آخر با ایشان برویم. اما اینکه دیگر سیاست نیست. اما مسئله اساسی این است که دست شما هم خیلی باز نیست که کاری کنید که هیچ عوارضی نداشته باشد. هر کاری کنید تبعاتی دارد. پرسش کلیدی این است اگر به این نتیجه رسیدید که این جریان به نفع شکل‌گیری یک برجام داخلی نیست آیا هزینه آن را می‌پذیری یا نه؟ اگر می‌خواستم نگویم باید سیاست را کنار بگذارم.
‌ من فکر می‌کنم شما بیشتر داشتید با طرف مقابل حرف می‌زدید. پالس می‌دادید که همه ما این‌طور فکر نمی‌کنیم.

مسئله اصلی این است که خط مشی اصلاح‌طلبی این نیست. همه باید بدانند که برخی‌ها جزء این برنامه نیستند. من این را تأیید نمی‌کنم و فکر می‌کنم که نه دولت نه غالب اصلاح‌طلبان این رفتار را در جهت سیاست آرام‌سازی نمی‌دانند و اغلب کسانی هم که منتقد یادداشت بنده هستند نه از باب دفاع از آن رفتار است بلکه از باب این است که نباید آقای هاشمی را از دست داد.

اینکه «وقتش» نیست چطور؟

بله این «وقت» که هیچ‌وقت نمی‌رسد. همیشه گویا وقت وی‍ژه است.

یعنی از کلیت آنچه نوشته‌اید دفاع می‌کنید.

نه. انتقاد سومی که درباره این یادداشت گفته شده کاملا درست است و اگر این ضعف را نداشت اثرگذاری متن بیشتر بود و تبعاتش کمتر. آنجایی است که می‌گویند بنده نیت‌خوانی کرده‌ام. این انتقاد کاملا وارد است اما من چرا این کار را کرده‌ام. شاید عصبانی بوده‌ام. همچنان که دیگرانی هم که علیه من نوشتند عصبانی بودند. فرض من این بود که آقای هاشمی تصمیمی گرفته که می‌داند نتایجش چه است. نتایج این صحبت فقط تقویت ردصلاحیت حسن‌آقا است.

اگر تأیید صلاحیت شد چه؟ حرفتان را پس می‌گیرید؟

گفتم حرف آقای هاشمی احتمال عدم احراز صلاحیت را تقویت کرد نه اینکه امکان احراز صلاحیت دیگر وجود ندارد.

میزان این تقویت که می‌گویید قابل اندازه‌گیری و تحلیل نیست.

ولی اگر هم باز رد شد من نمی‌خواهم تقصیر آقای هاشمی بگذارم. بسیار امیدوارم ایشان تأیید شود. به دلیل اینکه عوامل دیگری هم می‌تواند مؤثر باشد اما انتظارمان از یک عمل چیز دیگری است. هیچ‌کس نمی‌تواند با قاطعیت بگوید که این حرف‌ها علت رد یا تأیید صلاحیت بوده است. این حرف‌ها متغیر منفرد نیست و فقط در کنار دیگر متغیرها قابل اندازه‌گیری است. باید امیدوار باشیم که حسن‌آقا تأیید شود که عدم‌احراز صلاحیت به پای آقای هاشمی نوشته نشود. اما چون فرض من این بوده، بخش‌های دیگری را نوشتم که ای کاش نمی‌نوشتم چون اصل منطق من را زیر حاشیه برد.

 شما بر چه مبنایی نوشتید که ایشان دوست ندارد سیدحسن آقا تأیید صلاحیت شود؟

به خاطر همین. ولی قصدم نیت‌خوانی نبود بلکه ارزیابی عمل بود. فرضم این است که کنشگر به نتایج کار خود آگاهی دارد. آن بخش نیت‌خوانی تصور شد.

‌ مسئله این است که طرف مقابل از چند وقت قبل پالس‌های مشابهی می‌فرستاد و مدعی بود هاشمی راضی‌تر است که سیدحسن تأیید صلاحیت نشود.

اتفاقا از منظر دیگر نگاه کنید. اگر طرف مقابل این را می‌گفته است؛ آیا آقای هاشمی نباید کیاست بیشتری به خرج می‌داد و این گزاره را تقویت نمی‌کرد؟ چرا از من سؤال می‌کنید.
‌ به خاطر منطبق‌شدن حرف شما با پالس‌های طرف مقابل این سؤال را پرسیدم.بنده در درجه اول کاری به آن طرف ندارم. می‌خواهم این را طرح کنم که اگر آن طرف چنین چیزی می‌گفته آیا عقلانیت سیاسی حکم نمی‌کند که ایشان به گونه‌ای رفتار کند که این ایده تقویت نشود؟




برچسب ها:

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از فارس-سیدیاسرجبرائیلی:جناب آقای عباس آخوندی وزیر محترم راه و شهرسازی که همواره از سوی رسانه های دولتی به عنوان یکی از تئوری پردازان اقتصادی دولت یازدهم مطرح می شود، در اظهاراتی پرده از نحوه فریب خوردن دولت در ماجرای خرید ایرباس ها برداشته اند. ایشان می گویند: «آنچه ما توافق کرده ایم یک سرمایه گذاری خارجی واقعی (FDI) است. جز 15 درصدی که ما باید به تدریج از قرارداد خرید هواپیماها پرداخت کنیم، مابقی مبلغ توسط طرف قرارداد تامین یا تنظیم خواهد شد. ایرباس 15 درصد را از منابع داخلی خودش تامین می کند که این در تاریخ صنعت هوانوردی بسیار نادر است و 85 درصد مابقی را نیز فروشندگان از محل تامین کنندگان مالی اروپایی فاینانس می‌کنند. این مدل درباره ATR  نیز صادق است».

این اظهارات نشان می دهد شادمانی دولت و رسانه های آن در ماجرای خرید ایرباس ها در عین اظهار ناراحتی و نگرانی کارشناسان از فاجعه رخ داده، ناشی از این بوده است که دلال ها و واسطه ها، از بی اطلاعی و کم سوادی آقای آخوندی سوء استفاده کرده و این حجم عظیم بدهی ایجاد شده را به نام سرمایه گذاری مستقیم خارجی(FDI) به کشور تحمیل کرده اند.

سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) عبارتست از سرمایه گذاری یک شرکت یا نهاد خارجی در کشوری غیر از کشور مادر خود با هدف تجارت یا تولید. اگر ایرباس واقعا در ایران سرمایه گذاری مستقیم انجام داده بود، یک دستاورد عظیم برای کشور بود که در آن صورت، ایرباس یک یا چند کارخانه قطعه سازی خود را در ایران دایر می کرد و با شراکت طرف ایرانی، اقدام به تولید هواپیما می نمود. در نتیجه این سرمایه گذاری خارجی، هم ایجاد اشتغال می شد و هم در صورت انعقاد قراردادهای هوشمندانه، در یک بازه زمانی معقول، فناوری تولید هواپیما به کشور انتقال می یافت. اما اتفاقی که در ماجرای خرید ایرباس ها افتاده به هیچ وجه نسبتی با FDI ندارد. شرکت ایرباس 118 فروند هواپیمای خود را به ایران فروخته است اما پولش را یکجا نگرفته، بلکه قرار است این هواپیماها در داخل ایران پرواز کنند، به ریال درآمد کسب نمایند و نهایتا دولت از محل درآمدهای نفتی، این ریال را تبدیل به یورو کرده و تقدیم ایرباس کند. از آنجائیکه شرکت دولتی هما طرف قرارداد ایرباس شده، این بدهی مستقیما متوجه دولت است. البته دوستان فاش نساخته اند و محرمانه داشته اند که سودی که کشور باید بابت گشایش این خط اعتباری و این اجاره به شرط تملیک بپردازد، چقدر است؛ و آیا هما به عنوان یک شرکت زیان ده، قادر به پرداخت این بدهی سنگین خواهد شد یا سرانجام این پول از جیب مردم خواهد رفت.

هم اکنون که آقای آخوندی فاجعه اقتصادی رخ داده را به تصور اینکه ایرباس سرمایه گذاری مستقیم در ایران انجام داده، «اتفاقی بی نظیر در تاریخ ایران» می خوانند، مسئله این نیست که وزیر اقتصاددان دولت یازدهم، معنی و مفهوم FDI را نمی داند. مسئله این است که کسانی از این بی اطلاعی و کم سوادی که قطعا محدود به این مورد نیست، سوء استفاده کرده و کلاغ را جای قناری به کشور می فروشند. تصور آقای آخوندی این است که ایرباس در ایران سرمایه گذاری کرده و نباید ایشان را مواخده و از شادمانی وی تعجب کرد. اگر اینگونه می بود، واقعا جای شادمانی داشت. 

به هر صورت، پیشنهاد می کنیم جناب آقای آخوندی حداقل این دو کتاب را مطالعه فرمایند تا لااقل، از تکرار فجایع مشابه در وزارتخانه ایشان جلوگیری شود.

اقتصاد سیاسی جهانی؛ نوشته رابرت گیلپین-چاپ موسسه تدبیر اقتصاد

کارتل های چندملیتی و توسعه نیافتگی؛ نوشته همایون الهی-چاپ قومس




برچسب ها:
مشارکت همگانی در انتخابات نظام را بیمه می‌کند/ جنجال‌های روزمره انتخاباتی مسئولان را از اقتصاد غافل نکند/ تأکید بر حضور چشمگیر مردم در راهپیمایی 22 بهمن
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه احتمال جنگ سخت بر ضد ایران، در شرایط کنونی بعید است ولی محال نیست، تأکید کردند: امروز اصلی‌ترین برنامه برای مقابله با نظام اسلامی، جنگ نرم است تا نظام و مردم ایران را از مؤلفه‌های قدرت تهی کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی، 22 بهمن و انتخابات را دو عید پرمضمون ملت ایران خواندند و با تأکید بر حضور چشمگیر و دشمن شکن مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال افزودند: حضور همگانی مردم در انتخابات 7 اسفند نیز، به عنوان خونی تازه، عزت و اقتدار ایران و نظام را بیمه می کنند و اهداف دشمن حیله گر غدار را خنثی می کنند.

ایشان با تجلیل از حضور مردمی در مراسم 22 بهمن هر سال خاطرنشان کردند: حضو مردم در راهپیمایی 22 بهمن در سی و هفت سال گذشته، حضور جسمی همراه با اراده و عزم و محبت و پشتیبانی بوده است و امسال نیز به فضل الهی حضور مردم در خیابانها، چشمگیر و دشمن شکن و مأیوس کننده بدخواهان خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای برگزاری راهپیمایی 22 بهمن را تکرار شادمانه عید انقلاب دانستند و با تأکید بر اینکه چنین مراسم مردمی مستمری در جهان بی نظیر است، افزودند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، مردم در هر شرایطی اعم از شرایط سخت جوی و در دل مشکلات، همواره در مراسم عید انقلاب در 22 بهمن حاضر بوده اند.

ایشان افزودند: بخش قابل توجهی از کسانی که در سالهای اخیر در راهپیمایی شرکت کرده اند به اقتضای سن خود روزهای انقلاب و 22 بهمن 57 را ندیده اند و این سلسله تمام نشدنی نشان دهنده قدرت بازآفرینی انقلاب است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه نباید گذاشت خاطره این حادثه عظیم و به فراموشی سپرده شود، گفتند: باید حقیقت انقلاب همواره در ذهن مردم زنده بماند زیرا انقلاب اسلامی در نیمه راه خود است و برای استحکام پایه ها و رسیدن به اهداف والای خود، نیازمند زنده نگه داشتن اهداف اصلی است.

حضرت آیت الله خامنه ای تشکیل جامعه اسلامی برخوردار از علم، عدل، اخلاق، عزت و پیشرفت را اهداف اصلی نظام اسلامی برشمردند و تأکید کردند: هدف اساسی جبهه دشمن، به فراموشی سپرده شدن این اهداف والا، و در نهایت تغییر رفتار و «تغییر درونی نظام جمهوری اسلامی» است.

ایشان با تأکید بر اینکه هدف اصلی دشمن «تغییر ماهیت و هویت انقلابی نظام جمهوری اسلامی» است، افزودند: تمام تلاش جبهه گسترده بدخواهان نظام اسلامی، بازداشتن جمهوری اسلامی از ادامه حرکت به سمت هدفهای عزت آفرین و قدرت آفرین و بازگرداندن سلطه بیگانگان بر کشور است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه احتمال جنگ سخت بر ضد ایران، در شرایط کنونی بعید است ولی محال نیست، تأکید کردند: امروز اصلی ترین برنامه برای مقابله با نظام اسلامی، جنگ نرم است تا نظام و مردم ایران را از مؤلفه های قدرت تهی کنند.

ایشان تهی شدن یک ملت از مؤلفه های قدرت را به معنای تسلیم پذیر شدن دانستند و گفتند: اگر ملت ضعیف شد، برای مقابله با او دیگر احتیاجی به جنگ سخت نیست.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تنها راه جلوگیری از چنین وضع دهشتناکی، حفظ و حراست از تفکر انقلابی در «عمل و رفتار و جهت گیریها و ضوابط و قوانین» است.

رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان انتخابات را تزریق روح و خون تازه و نفسی نو برای ملت و کشور خواندند و افزودند: ملت با استفاده از حق طبیعی خود، در موعد های مقرر، به صحنه می آید تا تصمیم گیری کند چه کسانی از مسئولانی که قبلاً انتخاب کرده، بمانند یا بروند.

ایشان انتخابات را «تجدید قوای ملت و بیعتی تازه با اهداف انقلاب» برشمردند و افزودند: اصرار بنده بر حضور همه در انتخابات به این دلیل است که مشارکت همگانی، کشور و نظام را عزت می بخشد و بیمه می کند لذا شرکت در این حادثه عظیم، فریضه ای برای همه مردم است.

حضرت آیت الله خامنه ای ایجاد شکاف و دو قطبی کاذب و خطرناک میان ملت و نظام را از اهداف همیشگی جبهه دشمن و در رأس آن امریکا خواندند و تأکید کردند: حضور ملت در انتخابات و تجلی دوباره ارتباط مستحکم مردم و نظام، به معنای نصرت جمهوری اسلامی و ناکام ماندن این اهداف دشمن است و این حضور براساس وعده صدق الهی، نصرت و یاری پروردگار را به همراه می آورد.

ایشان با یادآوری سلسله تحرکات و توطئه های دشمنان از اول پیروزی انقلاب از جمله طرح تجزیه ایران، کودتا، 8 سال جنگ تحمیلی و تحریم های روز افزون خاطرنشان کردند: ملت در مقابله با همه توطئه ها به یاری نظام اسلامی آمد و پروردگار نیز با نصرتی متقابل، جمهوری اسلامی و ملت ایران را به قدرتی منطقه ای و در برخی مسائل به یک قدرت مؤثر و نافذ جهانی تبدیل کرده است.

ایشان در جمع بندی این بخش از سخنانشان خطاب به ملت تأکید کردند: عزت و افتخار و اقتدار میهن و ملت، در گرو عمل به وظایف انقلابی است که شرکت در انتخابات از مهمترین این وظایف به شمار می رود.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنان خود درباره انتخابات با اشاره به برخی حرفهای غلط و نامناسب که این روزها مایه تشویش و تردید مردم می شود افزودند: این حرفها فقط با نگاه سیاسی و به علت دوری از انگیزه های خدایی بیان می شود اما اکنون قصد ندارم به آنها بپردازم.

رهبر انقلاب در بحث انتخابات، خطاب به مسئولان نیز چند نکته مهم بیان کردند که اصلی‌ترین آنها، مشغول‌نشدن به مسائل تبلیغاتی و روزنامه‌ای بود.

ایشان افزودند: مسئولان به یاری پروردگار مشغول کار و تلاشند اما مراقب باشند که جنجالهای روزمره انتخاباتی آنها را سرگرم نکند و از پرداختن به مسائل مهم به ویژه اقتصاد غافل ننماید.

حضرت آیت الله خامنه ای، انتخابات را موضوعی در نهایت اهمیت خواندند اما خاطرنشان کردند: این مسئله با همه اهمیتش مقطعی است و آنچه بعد از چند هفته باقی می ماند مسائلی اساسی کشور از جمله مقاوم سازی اقتصاد است.

رهبر انقلاب با اشاره مجدد به ظرفیت عظیم نیروی انسانی تحصیلکرده و پرانگیزه، ویژگی های اقلیمی و منابع و ذخائر طبیعی ایران به مسئولان تأکید کردند: با تکیه بر این سرمایه های بی نظیر، اقتصاد کشور را به گونه ای مقاوم کنید که دشمن از فکر فشارهای اقتصادی برای تحمیل خواسته هایش منصرف شود.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: مسئولان با هدایت سرمایه ها به سمت تولید صنعتی و کشاورزی، رونق تولید و حل مشکل رکود، به پیشرفت کشور شتاب دهند تا دشمن بالاجبار بفهمد که تحریم بی فایده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری سخنان «ده، 12 ساله اخیر خود» به مسئولان درباره ضرورت مقاوم سازی درونی اقتصاد افزودند: اگر این هدف تحقق یابد برای اشتغال جوانان، بیکاری، و دیگر مشکلات اقتصادی نیز راه حلهای مناسبی پیدا می شود.

رهبر انقلاب در نکته مهم دیگری، توجه کامل و همیشگی به نقشه ها و اهداف جبهه وسیع دشمنان را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: کسانی که از دشمنان خود غافل می شوند و دلشان به آنها خوش است، هیچ گاه مورد تمجید مردم قرار نمی گیرند.

ایشان افزودند: دشمن لبخند می زند، شما هم لبخند می زنید، اما باید مراقب بود که پشت لبخند دشمن چه حیله ای نهفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: باید نقشه های دشمن را در مسئله امنیت، معیشت، فرهنگ، جوانان، آسیبهای اجتماعی و دیگر مسائل درک کرد و با هدف مقابله با آن، سیاست گذاری، قانون‌گذاری و اقدام کرد و حرف زد.

رهبر انقلاب با اشاره به سخنی از شاعر شیرین سخن، سعدی شیرازی خاطرنشان کردند: دشمن وقتی سلسله دوستی بجنباند، درلباس دوست کاری می کند که هیچ دشمنی نمی تواند.

ایشان با یادآوری وقاحت و نابکاری دشمن، مسئولان را به مراقبت مضاعف فراخواندند و افزودند: امریکاییها به ساده‌ترین سؤالات افکار عمومی جهان درباره علت حمایت از عوامل جنایات وحشیانه در یمن پاسخ نمی دهند و وقیحانه به حمایت از کسانی ادامه می دهند که بی‌رحمانه‌ترین شکل تروریسم دولتی را در کشتار مردم بی گناه یمن انجام می‌دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای ادعای دفاع امریکاییها از حقوق بشر و دموکراسی را به سخره گرفتند و خاطرنشان کردند: آنها از رژیم کودک‌کش صهیونیستی و هم‌پیمانان منطقه‌ای خود که کوچکترین آشنایی با انتخابات ندارند و اصلاً انتخابات را نمی فهمند، حمایت می کنند!

رهبر انقلاب افزودند: هیئت حاکمه امریکا به قدری وقیح است که وحشیانه‌ترین کارها را انجام می‌دهد و بعد به شما لبخند می زند، آیا نباید در مقابل چنین دشمنی، با حواس جمع رفتار کرد؟

حضرت آیت الله خامنه‌ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان تأکید کردند: حواس ملت در مقابل دشمن به یاری پروردگار جمع بوده و هست و حرکت عظیم ملت، تاکنون توطئه‌های این دشمن غدّار و حلیه گر را ناکام گذاشته و بعد از این هم او را خوار خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود بیعت نیروی هوایی با امام خمینی در نوزدهم بهمن سال 1357 را پدیده ای مهم و تأثیرگذار و ستاره ای راهنما در تاریخ انقلاب خواندند و گفتند: نیروی هوایی ارتش در روز نوزدهم بهمن با پیوستن به مردم، معادلات کشور را تغییر داد و این حرکت بلافاصله از طرف مردم نیز پاسخ داده شد و این نشان می دهد با «مردم بودن»، حمایت مردم را به دنبال می آورد.

حضرت آیت الله خامنه ای عملکرد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی را در طول 37 سال گذشته، واقعاً خوب خواندند و افزودند: امروز نیروی هوایی ارتش مجموعه ای مستحکم، مقتدر، مبتکر و در کنار مردم است و باید روز بروز بر این استحکام و قدرت و توانایی و ارتباط با مردم افزوده شود.

در ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش ضمن گرامی‌داشت 19 بهمن، روز نیروی هوایی، به اقدامات این نیرو در حوزه های دفاعی، علمی و فرهنگی اشاره و تاکید کرد: نیروی هوایی ارتش با درک آرایش جدید منطقه و در چارچوب راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران اهداف ابلاغی را با قدرت و انگیزه ای مضاعف دنبال می کند.




برچسب ها:

خبرگزاری فارس: اصولگرایی معتدلانه بی‌معناست/ عدم توافق اصولگرایان شایعه‌‌ای بیش نیست/ مجلس آینده مطلوب خواهد بودبه گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از فارس:حسین شریعتمداری یکشنبه شب در جشن دهه فجر که به همت مجمع اصولگرایان استان قم در مسجد چهارمردان برگزار شد، گفت: آمریکا دیگر به اندازه گذشته، در پی براندازی نظام نیست بلکه می‌خواهد با حفظ ظاهر جمهوری اسلامی، درونش را تغییر دهد.

وی با اشاره به طرح پلکانی آمریکا ابراز کرد: دولت آمریکا می‌خواهد نخست در رفتار و سپس در ساختار ایران تغییر ایجاد کند، به همین دلیل مقام معظم رهبری تاکید داشتند که تغییر رفتار همان تغییر ساختار است.

مدیر مسئول موسسه کیهان افزود: مشکلی که غرب برای ایجاد تغییر در حکومت ایران با آن مواجه است، شناخته شده بودن خط امام میان مردم و فریب نخوردن متولی این حکومت است.

وی بیان کرد: خط امام و اهداف ایشان کاملا روشن و مشخص‌ است بنابراین اگر دیدید کسی در داخل کشور از تعابیری استفاده کرد که با تعابیر امام متفاوت بودند در ارتباط با او احتیاط کنید.

شریعتمداری با بیان اینکه استکبارستیزی ذات اسلام است، گفت: امروز در داخل کشور با جریان خاصی روبه‌رو هستیم که نمی‌داند اگر ما در برابر دشمن یک گام کوتاه بیاییم او 10 قدم جلوتر می‌آید چون می‌خواهد ایران را به کشوری ضعیف، فقیر، عقب‌افتاده و توسری‌خور تبدیل کند.

مدیرمسئول موسسه کیهان ادامه داد: این جریان ثابت کرده که استکبارستیز نیست و برای حفظ قدرت خود حاضر است اصول را زیر پا بگذارد که البته آمریکا هم از آن صرفاً استفاده‌ ابزاری می‌کند و پس از اتمام تاریخ مصرفش رهایش می‌کند.

وی با بیان اینکه این جریان با نادیده گرفتن توان داخلی، به حریف دل می‌بندد، گفت: اگر این جریان در کانون‌های تصمیم‌ساز مملکت قرار بگیرد به دشمن باج می‌دهد و با تحقیر خودی‌ها، مهربانانه با دشمن برخورد می‌کند.

شریعتمداری ادامه داد: کسانی که می‌گویند باید مدیر از خارج وارد کنیم، توان ما در حد ساخت آبگوشت است و آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد، اگر در کانون‌های تصمیم‌ساز کشور قرار گیرند به مملکت چوب حراج می‌زنند بنابراین ما چگونه آن‌ها را به مجلس بفرستیم؟

مدیر مسئول موسسه کیهان اضافه کرد: این جریان برای ورود به مجلس از چند ابزار تبلیغاتی استفاده می‌کند که یکی از آن‌ها خوب نشان دادن سابقه‌ ایشان است که البته این یکی ممکن نیست چون هنوز تاریخ زیادی از آن نگذشته است.

شریعتمداری افزود: یکی دیگر از ترفندهای آن‌ها حمله به دروازه و دروازه‌بان است به همین دلیل با نادیده گرفتن سخنان امام، به تخریب شورای نگهبان روی آورده‌اند.

مدیر مسئول موسسه کیهان تاکید کرد: امام خمینی (ره) فقط در موارد کمی با صراحت و نهیب شدید سخن می‌گفتند که یکی از آن‌ها مسئله احترام به شورای نگهبان بود به همین دلیل ما جمله «صلاحیت خودتان را چه کسی تایید کرده» را حمله به اصول می‌دانیم.

وی ارائه دستاورهای بادکنکی را دیگر ابزار این جریان برای ورود به مجلس دانست و گفت: این‌ها با ارائه دستاورهای بادکنکی که شیرینی آدامسی دارد در پی محبوب کردن خود نزد مردم هستند. به عنوان مثال می‌گویند ما سایه شوم جنگ را از سر ملت برداشتیم یا می‌گویند ما به همه وعده‌هایمان عمل کردیم در حالی که اوضاع در واقعیت به‌گونه دیگری است.

مدیر مسئول موسسه کیهان افزود: این‌ جریان، با تعریف و تمجید فراوان برخی از کارهایش همچون برجام را به عنوان دستاورد معرفی می‌کند در حالی این دستاوردها همگی پوچ و توخالی هستند.

وی تاکید کرد: این‌ها برجام را فتح‌الفتوح، معجزه و بی‌نظیر در تاریخ توصیف می‌کنند و با این کار در تلاش‌ هستند این تلقی را در مردم ایجاد کنند که باز هم به آن‌ها رأی بدهند.

مدیر مسئول موسسه کیهان با اشاره به نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور گفت: وقتی ایشان در این نامه می‌فرمایند برجام هزینه سنگینی داشت یعنی فتح‌الفتوحی رخ نداده است.

وی افزود: البته ما نمی‌گوییم که برجام هیچ دستاوردی نداشت اما سخن ما اینجاست که دستاورهای آن به اندازه ادعاها و بزرگ‌نمایی‌های دولت نبود.

شریعتمداری با انتقاد از افراطی خواندن نیرو‌های انقلابی گفت: حزب‌اللهی‌ها همیشه در بزنگاه‌ها و روزهای حادثه حضور دارند و شما مدیون آنان هستید پس چرا برچسب تندرو و افراطی به آن‌ها می‌زنید.

وی حزب‌اللهی‌ها را توده عمومی مردم دانست و گفت: تعداد ما زیاد است اما نباید این زیاد بودن را فقط در راهپیمایی‌ها و انتخابات‌ها نشان دهیم بلکه باید همیشه به روشنگری درباره انقلاب و اسلام بپردازیم تا مشخص شود که انقلابیون ایران افراد معدودی که در مسجد گوشه‌نشین می‌شوند، نیستند.

مدیر مسئول موسسه کیهان ضمن بیان اینکه نباید به زاویه‌داران با نظام رأی دهیم، گفت: چنین افرادی قطعا دلسوز نظام جمهوری اسلامی نخواهند بود اما در مجموع احساس می‌کنیم که مجلس آینده مجلس مطلوبی خواهد بود.

وی با اشاره به استفاده دولت از ترفند مارپیچ سکوت ابراز کرد: دولت با این ترفند در پی ساکت کردن مخالفان خود است تا با راحتی و بدون دغدغه بابت اعتراض‌های گوناگون به کار خود بپردازد.

شریعتمداری اصول‌گرایی معتدلانه را بی‌ارزش توصیف کرد و گفت: راه و روش اصولگرایان روشن است و مواضع آن‌ها در برابر ستمگران برای همگان آشکار شده بنا بر این ایجاد گروه‌هایی به عناوین اصولگرایی معتدلانه بی‌معناست.

وی مسئله شکست لیست اصولگرایان را شایعه عنوان کرد و گفت: اینکه این روزها در فضای مجازی خبر از به توافق نرسیدن اصولگرایان بر سر لیست می‌دهند شایعه است و تا این زمان هنوز این اتفاق رخ نداده است.

مدیر مسئول موسسه کیهان قرارداد خرید هواپیما از فرانسه را مورد توجه قرار داد و گفت: طبق متن برجام تحریم‌های هواپیمایی برداشته شده‌اند و شرکت ایرباس موظف است هواپیماهای درخواستی ایران را تحویل دهد اما می‌گویند تا آمریکا اجازه ندهد، چنین کاری نخواهند کرد.




برچسب ها:
دوشنبه 94 بهمن 19 :: 9:0 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

متاسفانه با خبر شدیم که شوهر خاله آقای علیرضا احسانی نیا امروز صبح از این دنیا رخت بربستند و به دیار باقی شتافتند

اینجانب علیرضا احسانی نیا رحلت شوهر خاله عزیز حاج رضا شریفی را به خانواده گرانقدر آن سفر کرده تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان آن مرحوم از خداوند متعال صبر جمیل خواستارم




برچسب ها:حاج رضا شریفی, تسلیت

خبرگزاری فارس: آمار نهایی داوطلبان تأیید‌صلاحیت‌شده انتخابات مجلس+جدول به تفکیک استان‌هابا پایان بررسی نهایی صلاحیت داوطلبان شرکت در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شورای نگهبان، داوطلبان خود را برای شروع تبلیغات در رقابتی ترین انتخابات مجلس پس از انقلاب آماده می کنند.

بر اساس اعلام سیامک ره‌پیک سخنگوی هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، با اضافه شدن 1500 نفر از افراد عدم احراز صلاحیت شده به جمع افراد تائید صلاحیت شده، تعداد کل داوطلبانی که قرار است در این دوره برای کرسی های مجلس رقابت کنند به 6300 نفر رسیده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از فارس با بررسی میدانی و کسب اطلاع از حوزه های انتخابیه مختلف در کشور، آمار غیررسمی از تعداد نهایی افراد تائید صلاحیت شده برای شرکت در دهمین دوره انتخابات مجلس را به تفکیک هر استان را استخراج کرده اند.

بدیهی است امکان دارد تا زمان شروع تبلیغات برخی افراد که در مرحله بررسی هیات های نظارت صلاحیت آنها تائید شده ولی در مرحله بررسی شورای نگهبان صلاحیت آنها رد شده و امکان شکایت برای آنها فراهم شده است، به جمع افراد تائید صلاحیت شده اضافه شوند.

آمار نهایی تأییدصلاحیت‌شدگان به تفکیک استان‌ها به شرح زیر است:

ردیف نام استان داوطلب انصرافی تأیید نهایی
1 آذربایجان شرقی 623 31 363
2 آذربایجان غربی 444 21 179
3 اردبیل 203 16 123
4 اصفهان 1015 48 185
5 البرز 281 5 81
6 ایلام 108 3 46
7 بوشهر 110 5 53
8 تهران 2734 33 1144
9 چهارمحال و بختیاری 146 26 74
10 خراسان جنوبی 102 5 60
11 خراسان رضوی 854 21 561
12 خراسان شمالی 95 3 61
13 خوزستان 623 18 361
14 زنجان 187 3 105
15 سمنان 109 7 63
16 سیستان و بلوچستان 299 14 126
17 فارس 727 47 180
18 قزوین 153 6 83
19 قم 161 10 93
20 کردستان 213 5 100
21 کرمان 267 16 143
22 کرمانشاه 295 14 92
23 کهکیلویه و بویراحمد 108 4 71
24 گلستان 305 14 148
25 گیلان 367 20 196
26 لرستان 307 7 172
27 مازندران 305 13 169
28 مرکزی 334   183
29 هرمزگان 101 12 41
30 همدان 297 9 201
31 یزد 172 4 100

ا




برچسب ها:

علامه مصباح: بی توجهی به مسئله نفوذ باعث از بین رفتن انقلاب اسلامی می شود

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه امروز عده‌ای همه هم و غمشان رابطه با آمریکاست و اصلا به مساله نفوذ دشمنان در کشور توجه ندارند، گفت: نفوذی‌ها آینده انقلاب اسلامی را بر باد می‌دهند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از بی باک، علامه مصباح یزدی در دیدار جمعی از دانشجویان شاهد سراسر کشور که در سالن همایش های موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار شد، به تبیین دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف پرداخت.
وی با تبریک آغاز ایام دهه فجر انقلاب اسلامی ایران با اشاره به وضعیت ایران قبل از پیروزی انقلاب گفت: قبل از انقلاب اسلامی در ایران همه دلخوشی سیاستمداران و زمامداران کشور و شاه این بود تا نوکر خوبی برای آمریکا باشند و در این راه از هیچ خوش خدمتی به آمریکا و استکبار دریغ نمی کردند.
مرز بین انسانیت و حیوانیت شناخت مبدأ و معاد است
علامه مصباح یزدی مرز بین انسانیت و حیوانیت را شناخت نسبت به مبدأ و مقصد انسان دانست و خاطرنشان کرد: یک سلسله شناخت‌ها و آگاهی هایی هست که انسان را می تواند از این حالت نجات دهد و یکی از آنها این است که انسان از عقل خود استفاده کند و تفکر نماید شأن و جایگاه انسان چیست آیا شأن این را درد که  خلیفه خدا بشود.
 شاکر وضع موجود باشیم
وی شکر نسبت به نعمت‌های خدارا ضروری دانست و یادآور شد: اولین شکری که ما باید انجام دهیم این است در زمانی زندگی می‌کنیم که اجازه فکر کردن و صحبت کردن در این زمینه‌ها را داریم؛ زیرا زمانی بود که دانشجو از این که نماز می خواند شرم داشت و به عنوان مرتجع مطرح می‌شد و این شکر دارد در زمانی زندگی می کنیم که حداقل اگر عمل به دستورات خدا نمی شود شعار و حرف آن عیب نیست.
انتقادات باید در راستای حفظ و تقویت نظام باشد
وی با بیان این که من هم در برخی موارد انتقاداتی به مسؤولان دارم، ابراز داشت: آنچه اهمیت دارد حفظ اصل نظام است و باید هر کاری می‌توانیم در جهت حفظ و تقویت نظام ولایت فقیه انجام دهیم، زیرا اگر کلمات امام خمینی(ره) را هم مطالعه کنیم می‌بینیم آن عاملی که باعث این تحول شد تکیه بر مفاهیم اسلام است نه تلاشهای من و شما و دیگران.
امام خمینی(ره) مردم را خوب شناخت
عضو خبرگان رهبری با بیان این در حالی که تمام متفکران غربی منتظر بودند بعد از چند سال این نظام فرو بپاشد ولی امام خوب فهمید تکیه این نظام روی چیست، افزود: من معتقدم در قرن اخیر کسی را سراغ نداریم ملت خود را بهتر از امام شناخته باشد، امام خمینی(ره) مطالبه مردم را خوب شناخت و بر اساس این شناخت اسلام را زنده کرد و فرهنگ اسلامی را در جامعه رواج داد، زیرا اگر خواست مردم نبود انقلاب به پیروزی نمی‌رسید.
علامه مصباح یزدی، عامل تعیین کننده سعادت را در شناخت اسلام دانست و خاطرنشان کرد: اگر ما به دنبال انرژی هسته‌ای می‎رویم به خاطر این است که اسلام این دستور را به ما می‌دهد؛ اینکه جوانان هسته‌ای ما بی وضو وارد آزمایشگاه هسته‌ای نمی‌شوند به برکت اسلامی است که امام خمینی(ره) به آنان معرفی کرد و در سنی که جوانان دیگر کشورها مشغول بازی و خوشی هستند، اینها شب و روز خود را در آزمایشگاه می‌گذرانند و با توکل به خدا کار می‌کنند و خدا هم ثمره اش را به آنها می دهد.
وی افزود: افرادی که ساعت‌ها پای تلویزیون می‌نشینند و بازی می‌کنند و خسته نمی‌شوند و اگر بخواهند دو رکعت نماز بخوانند حوصله و همت نمی کنند را باید رها کرد تا در دنیا بچرند، زیرا اینها تصمیم خود را گرفته‌اند و گوش شان بدهکار کلام حق نیست.
عضو خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: اکنون که امکانات و نعمات موجود است شکر این نعمت که به واسطه برقراری نظام اسلامی میسر شده، بر همه واجب است.
 رهبر ما در میان رهبران دنیا بی نظیر است
رئیس موسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: ‌خدا به ما رهبری داده که در میان رهبران دنیا بی‌نظیر است. خدا بساط عالم را طوری خلق کرده است که خیر و شر با هم در تعادلند، چرا که دنیا مکان آزمایش است و برای آزمایش باید عوامل طرفین تقریبا مساوی باشد تا انسان در سر دو راهی، نوبت انتخابش فرا برسد.
علامه مصباح افزود:‌ البته عوامل فسادی که امروز موجود است در هیچ زمانی در دسترس نبوده است و همانطور که نعمت‌ها زیاد شده خطرها و لغزشگاه‌ها هم زیاد شده است.
وی در پایان افزود:عده ای امروز همه هم و غمشان رابطه با آمریکاست و اصلا به مسئله نفوذ دشمنان در کشور توجه ندارند چرا که نفوذی ها آینده انقلاب اسلامی را بر باد می دهند.




برچسب ها:
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از فردا:چند روز پیش دکتر صادق زیباکلام در یادداشتی به نقد سیاست‌ورزی آقای محسن رضایی پرداخته بود. او مدعی است آقای رضایی تکلیف‌ش با خودش معلوم نیست و نمی‌داند در کدام جریان سیاسی باید دسته‌بندی شود.
آقای زیباکلام! شما بگویید کدام بیشتر باید نقد شوند: تغییر لباس یا تغییر ارزش‌ها؟ 
 
یک. چند روز پیش دکتر صادق زیباکلام در یادداشتی به نقد سیاست‌ورزی آقای محسن رضایی پرداخته بود. او مدعی است آقای رضایی تکلیف‌ش با خودش معلوم نیست و نمی‌داند در کدام جریان سیاسی باید دسته‌بندی شود.
زیباکلام می‌گوید: «آقای محسن رضایی یک مقداری در بلاتکلیفی به سر می‌برد. از این بابت که خیلی مطمئن نیست در کدام طیف سیاسی می‌خواهد قرار بگیرد. محسن رضایی مثل بسیاری دیگر درصدد است که خود را ورای تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی نشان دهد. به همین خاطر هم انتقادات بسیار زیادی به آیت‌الله هاشمی و اصلاح‌طلبان وارد می‌کند و در عین حال فاصله خود را هم با اصولگرایان تندرو حفظ می‌نماید و از این لحاظ امیدوار است که مورد تائید اصلاح‌طلبان قرار بگیرد.»

دو. اصولگرا یا اصلاح‌طلب؟ انرژی هسته‌ای یا معیشت مردم؟ رابطه یا عدم رابطه با امریکا؟ بعضی‌ها نانشان را در همین دوقطبی‌ها می‌خورند و به جای آنکه بر اساس مبانی حرف بزنند دوست دارند با دسته‌بندی و برچسب کارشان را پیش ببرند. اما کدام یکی از اینها اصالت دارد؟ کدام دوقطبی‌ها اصالت دارد؟ اگر کسی به فکر مردم باشد یا نباشد آن اشکال دارد. اما در بازی‌های سیاسی ترجیح می‌دهند که با برچسب‌ها و دسته‌بندی‌ها افراد را بکوبند به‌جای آنکه موضع دعوا را احقاق حقوق مردم و کارآمدی آنها قرار دهند. خیلی‌ها سعی می‌کنند دوقطبی فقر و غنا بازخوانی نشود و کسی بر اساس همراهی با جبهه مستکبرین یا مستضعفین دسته‌بندی نشود.

همین مبانی است که باعث شده است رهبر انقلاب بارها درباره اصلاح‌طلبی و اصولگرایی و این دوقطبی کاذب موضع بگیرد: «بنده دعوای اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‌بندی را غلط می‌دانم. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، اصلاح‌طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‌طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، آدم بی‌اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می‌کند که بشدت ضد سرمایه‌گذاری و سرمایه‌داری حرکت کند، یک روز هم منافع‌اش یا فضا ایجاب می‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه‌داری شود؛ حتّی به شکل وابسته و نابابش! نقطه‌ی مقابل اصلاح‌طلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.ما باید روش ها را اصلاح کنیم. در روش ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحله‌یی می‌رسیم که امروز دیگر جواب نمی‌دهد؛ باید مرحله‌ی دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روش‌ها، معنای اصلاح طلبی است.» (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان- 1384/02/19)

سه. یا نزدیک شدن یا دور شدن از جریانات سیاسی اشکال یا حسن تلقی می‌شود؟ دسته بندی شدن در چارچوب گروه‌های معمول و مالوف الزاما اتفاق خوب یا بدی نیست. حتی تغییر جبهه سیاسی هم اشکالی ندارد. به طریق اولی تغییر لباس یا شغل هم اشکالی ندارد. آنچه باید محل بحث و توجه باشد، تغییر ارزشها و مبانی است. اینکه نزدیک شدن یا دور شدن از اصلاح‌طلبان مهم نیست. مهم نیست امروز در کدام دسته‌بندی قرار گرفته باشیم. مهم این است که حرف‌های ما متناقض نباشد. قطعا شرافت دارد کسی که بر یک اندیشه اصرار و اعتقاد دارد با کسی که هر روز به رنگی در می‌آید.

چهار. آقای زیباکلام می‌گوید: «آقای محسن رضایی اگر می‌خواهد که اصلاح‌طلبان مقداری برایش احترام قائل باشند، باید در قبال بسیاری از مسائل مثل ردصلاحیت‌های هیئت‌های نظارت موضع روشنی اتخاذ کند» اما بد نیست ایشان توضیح دهند آیا کسانی که در سال‌های نخستین انقلاب گفته بودند «قوه مجریه در انقلاب‌های جهانی و در تاریخ، همیشه قانون را به نفع خود تفسیر می‌کردند و انقلاب را به استبداد می‌کشاندند، بنابراین در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با دیکتاتوری، شورای نگهبان پیش‌بینی شده است و برای این که جلوی دیکتاتوری گرفته شود، قانون ‌اساسی پیش‌بینی کرده که شورای نگهبان، تفسیر این قانون را برعهده داشته باشد» و حالا در موضع قوه مجریه علیه شورای نگهبان موضع می‌گیرد، رفتارشان بر اساس کدام مبانی درست است؟ یا کسانی که تا زمانی که صلاحیت‌شان تایید می‌شد حامی قانون بودند و حالا که ردصلاحیت شده‌اند، منتقد آن شده‌اند، رفتارشان درست است؟

پنج. حالا این رفتار آقای هاشمی را بگذارید کنار این تحلیل اصلاح‌طلبان که سخنان هاشمی علیه شورای نگهبان به ضرر رد صلاحیت شده‌ها است. ابطحی نوشته است: «درست در اوج رایزنی ها و گفتگوها و نیاز به همدلی برای ساخت آینده ای بهتر و علاقه بسیاری به حضور حسن آقای خمینی و دیگران در خبرگان و مجلس، این هجوم تند و بی مقدمه تنها می تواند به زیان رد صلاحیت شدگان باشد. این چیزی نیست که آقای هاشمی سیاستمدار نداند. البته این رفتار در چارچوب پوپولیستی جواب می‌دهد که آرای شخصیت های محبوبی مثل حسن آقا را به سبد رای آقای هاشمی سوق دهد.»

آقای عباس عبدی هم گفته است: «هر کس نسبت به مرجع یا منطق این رد صلاحیتها ایرادی داشته باشد قابل فهم است و حق دارد جز آقای هاشمی.  به نظرم عدم تایید و حضور حسن آقا در انتخابات را ترجیح می دهند، و یا می‌خواهند اگر احتمالا ایشان تایید شدند آن را به حساب حرفهای خود بگذارند و دیگران را مدیون خویش بدانند و با توجه به منطق سخنان ایشان انتظارشان از تبعات این مدیونی هم روشن است.»کدام رفتار بیشتر باید نقد شود؟ نداشتن چارچوب یا در چارچوب‌های مالوف نیاندیشیدن؟



برچسب ها:

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از فارس: اسامی و آمار غیر رسمی نامزدهای انصرافی، تایید و رد صلاحیت، عدم احراز در حوزه انتخابیه «تهران،ری،شمیرانات،اسلامشهر و پردیس» قابل دسترس است.

قابل ذکر است که این آمار مربوط به بررسی‌های صلاحیت داوطلبان در هیئت‌‌های نظارت است و آمار نهایی افراد تایید، رد و یا عدم احراز صلاحیت شده نیست، لذا امکان دارد در بررسی نهایی صلاحیت داوطلبان این آمار تغییر داشته باشد.

 

  استان: تهران حوزه: تهران، ری، شمیرانات، اسلام‌شهر، پردیس
ردیف نام نام خانوادگی نتیجه
1 محمدابراهیم آیینه‌وند تایید
2 شهرام آب‌برین عدم‌احراز
3 مصطفی آب‌روشن عدم‌احراز
4 غلامرضا آباد عدم‌احراز
5 فاطمه آباد تایید
6 فرزانه آبادطلب تایید
7 افشین آب‌شناسان عدم‌احراز
8 غلامرضا آجرلو تایید
9 حمید آدینه عدم‌احراز
10 بابک آذرباد رد
11 مهناز آذرنیا رد
12 محمدرضا آذریان بروجنی رد
13 محمدرضا آذین رد
14 فاطمه آرزومند رد
15 فرهاد آرمان عدم‌احراز
16 رضا آرمان‌پور عدم‌احراز
17 نعیمه‌السادات آرنگ رد
18 محمد آریامنش عدم‌احراز
19 امیر آریازند رد
20 کاظم آریانفر عدم‌احراز
21 حسین آریانفر عدم‌احراز
22 محمد آرین‌مهر عدم‌احراز
23 علیرضا آزاد عدم‌احراز
24 ویدا آزاد عدم‌احراز
25 مهدی آزادواری عدم‌احراز
26 سارا آزادخانکندی رد
27 نادر آزاده عدم‌احراز
28 رضا آزادی عدم‌احراز
29 مژگان آژیده عدم‌احراز
30 مرتضی آسمانی عدم‌احراز
31 نازیلا آفندیده تایید
32 عبدالحمید آقارحیمی شهر بابکی تایید
33 مینا آقازاده رد
34 ابراهیم آقامحمدی تایید
35 مسعود آقایی رد
36 هوشنگ آقایی مادیه عدم‌احراز
37 علیرضا آقابابا عدم احراز
38 داوود آقابابایی عدم احراز
39 فرهاد آقابیک تایید
40 محمدنبی آقاتقی تایید
41 حمیدرضا آقاجانی عدم احراز
42 علی آقاجانی رد
43 مهدی آقاجانی قرا عدم احراز
44 زهره آقاجری رد
45 مرتضی آقاطهرانی تایید
46 غلامعباس آقاعلی‌خانی رد
47 عباسعلی آقامحمدی عدم احراز
48 نسرین آقاملا عدم احراز
49 محمد آقامیرزایی تایید
50 سیدحمید آقامیری عدم احراز
51 محمدجلیل آل‌امین عدم احرزا
52 سیدجاوید آل‌داوود رد
53 فاطمه آلیا تایید
54 احمد آلیاری عدم احراز
55 رضا آموزگاران عدم احراز
56 کامیار آهنکوب عدم احراز
57 علیرضا آهنگری تایید
58 مارینا آهنگری نمین رد
59 مهدی آیتی رد
60 امین ابدالی عدم احراز
61 علی ابراهیم بای سلامی رد
62 فرشاد ابراهیم‌پور نورآبادی تایید
63 مهدی ابراهیم‌زاده عدم احراز
64 مرتضی ابراهیم‌زاده قیاس عدم احراز
65 حسین ابراهیم‌نیا احمد عدم احراز
66 حامد ابراهیمی عدم احراز
67 حسین ابراهیمی تایید
68 رحمت ابراهیمی تایید
69 زهرا ابراهیمی رد
70 سجاد ابراهیمی تایید
71 شاهین ابراهیمی رد
72 محسن ابراهیمی رد
73 محمدنبی ابراهیمی عدم احراز
74 ندا ابراهیمی رد
75 رضا ابراهیمی مقدم عدم احراز
76 سیدمحمدحسن ابن‌الرضا عدم احراز
77 مهدی ابوئی عدم احراز
78 سیدرحیم ابوالحسنی رد
79 سیدابوالفضل ابوالفضلی تایید
80 سیدوحید ابوالمعالی الحسینی انصراف
81 سیدمحمود ابوالمعالی حسینی تایید
82 سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد تایید
83 نازنین ابونقاب طباطبایی رد
84 سلیمان ابید عدم احراز
85 مژگان اثباتی رد
86 رضا احدی عدم احراز
87 ماشالله احدی عدم احراز
88 احمدرضا احسان عدم احراز
89 منیره‌السادات احسانی راد رد
90 علیرضا احسانی‌نیا تایید

اسامی نامزدهای تأیید و ردصلاحیت شده حوزه انتخابیه تهران +جدول

اسامی نامزدهای تأیید و ردصلاحیت شده حوزه انتخابیه تهران +جدول


ادامه اسامی را از اینجا ببینید...




برچسب ها:اسامی نامزدهای تأیید و ردصلاحیت‌شده, حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس, جدول اسامی حوزه تهران
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 
https://telegram.me/Alireza_Ehsaninia به کانال تلگرامی پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار خوش آمدید - E00FE22B28A17A748612B1B60D4781A7