اگر عاشورا نبود..: اگر در جامعه ما‚ عشق به امام حسین(ع) و یاد او و ذکر مصایب و حوادث عاشورا معمول و رایج نبود‚ معلوم نبود که نهضت با این فاصله زمانی و با این کیفیتی که پیروز شد‚ به پیروزی می رسید.

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

پیامبر اسلام (ص) فرمود: کربلا پاک‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‌ها است و الحق که کربلا از بساط‌هاى بهشت است

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 4804
  • بازدید دیروز: 7877
  • کل بازدیدها: 8452777
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ

تیم اقتصادی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از نسیم آنلاین:امروز صبح حسن روحانی به مجلس رفت. رئیس دولت تدبیر و امید در آخرین سال فعالیت دولت یازدهم در شرایطی راهی بهارستان شد، که قصد دارد از چهارمین دستپخت دولت متبوعش در لایحه بودجه 96 رونمایی کند. لایحه ای که از چند روز قبل برخی از جزئیات آن توسط رئیس جمهور برای کارشناسان و صاحب نظران بیان شده است.  

حسن روحانی هفته گذشته در جلسه شورای اداری استان خراسان رضوی گفت که بودجه جاری سال آینده 320 هزار میلیارد و بودجه عمرانی همین سال 60 هزار میلیارد تومان در لایحه بودجه پیش بینی شده است.

سخنان رئیس دولت تدبیر و امید حاوی نکته ای مهم است که تحقق آن یک رکورد عجیب و تامل برانگیز را در اقتصاد کشور جا به جا می‌کند. پیش بینی 320 هزار میلیارد تومانی بودجه جاری در شرایطی اتفاق می افتد که سال گذشته دولت 204 هزار میلیارد تومان بودجه جاری برای خود پیش بینی کرده بود، بنا براین امثال 116 هزار میلیارد تومان بر بودجه‌های جاری کشور اضافه شده است!

بودجه جاری چیست؟

شاید بهتر باشد ابتدا یک تعریف از بودجه های جاری ارائه کنیم تا عمق پیش بینی دولت از بودجه های جاری در لایحه بودجه 96 مشخص شود. بنابر تعریف اهالی علم اقتصاد بودجه جاری عبارتست از پیش بینی دریافت‌ها و منابع تأمین اعتبار که مستقیم و غیرمستقیم در سال مالی قانون بودجه به وسیله دستگاه‌ها از طریق حساب‌های خزانه داری کل گرفته می‌شود. بنابراین می توان گفت بودجه جاری همان هزینه هایی است که دولتمردان صرف حقوقها، تشریفات و بسیاری از امور جاری کشور می کند. با این حساب اگر آمار هزینه های جاری دولت حسن روحانی را در طی 3.5 سال گذشته به دقت مورد بررسی قرار دهیم، به نتایج بسیار جالب توجهی دست خواهیم یافت.

رکود ریخت و پاش در تاریخ اقتصاد ایران شکست

دولت یازدهم کشور را با 104 هزار میلیارد تومان بودجه جاری از دولت قبل تحویل گرفت. حسن روحانی و یارانش در سال 93 این رقم را به 148 هزار میلیارد تومان و در سال 94 به به 178 هزار میلیارد تومان رساندند. در سومین سال دولت تدبیر و امید هم یک رکورد ماندگار در هزینه های جاری کشور رقم خورد و دولتمردان تدبیر و امید این رقم را به 204 هزار میلیارد تومان رساندند، یعنی چیزی در حدود دو برابر بودجه جاری دولت قبل خرج کردند.

اما حالا حسن روحانی و یارانش قصد دارند بودجه سال 96 را با 320 هزار میلیارد تومان ببندند. این یعنی بودجه های جاری کشور در دولت روحانی 3.2 برابر بیشتر از دولت قبل شده و در اصل دولت تدبیر و امید رکورد ریخت و پاش در تاریخ اقتصاد ایران را شکسته است. دولتی که در ابتدای روی کار آمدن خود تاکید می کرد کشور را با خزانه خالی تحویل گرفته، با استناد به این آمار و ارقام به شکلی کشور را اداره کرده هزینه های جاری آن رکود هزینه کرد تاریخ اقتصاد ایران را می‌شکند. هزینه هایی که مطمئنا بخشی از آنها صرف حقوقهای نجومی و بخش دیگری از آن صرف تشریفات و ریخت و پاش های بزرگ شده و انتقاد مسئولان ارشد کشور را برانگیخته است.

در همین رابطه حیدر مستخدمین حسینی معاون اسبق بانک مرکزی به خبزنگار «نسیم آنلاین» گفت: متاسفانه دولت یازدهم هزینه های جاری خود را افزایش داده و شاهد این هستیم که برخی از وزارتخانه‌ها و سازمانهای دولتی در استانهای مختلف مشغول ساخت و ساز و هزینه های اضافی هستند که این مسئله نه تنها بار دولت را سبک نمی کند بلکه هزینه های زیادی را هم بر دوش دولت قرار می دهد.

افزایش سرسام آور بودجه جاری در دولت یازدهم امید به خروج از رکود را از بین برد

حسین راغفر عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س) هم در گفتگو با «نسیم آنلاین» با انتقاد افزایش 3.2 برابری بودجه های جاری در دولت روحانی اظهار کرد: افزایش بودجه جاری می تواند اثرات تورمی زیادی داشته باشد، اما اگر بودجه عمرانی افزایش پیدا می‌کرد هم ارزش افزوده زیادی به وجود می آمد و اشتغال خوبی ایجاد می شد، که متاسفانه دولت توجهی به این مسئله نمی کند.

وی افزود: با این مقدار هزینه جاری که در دولت یازدهم به کشور تحمیل شد بیکاری و رکود تشدید می‌شود و نباید امیدی به خروج از رکود داشت.

منابع نامشخص افزایش 3.2 برابری بودجه جاری

مسعود میرکاظمی نماینده سابق مجلس هم با انتقاد از افزایش سرسام آور بودجه های جاری در دولت تدبیر و امید به خبرنگار «نسیم آنلاین» گفت: منابع این مقدار افزایش بودجه های جاری مشخص نیست و به نظر می رسد دولت با افزایش نرخ ارز و یا با استقراض از بانک مرکزی بودجه جاری سرسام آور خود را تامین می کند که این مسئله بسیار نگران کننده است.

با این حساب باید دید واکنش نمایندگان مجلس به لایحه ای که امروز رئیس جمهور با خود به مجلس برد چیست؟ آیا سال 96 باید منتظر شکسته شدن یک رکورد ضعیف اقتصادی دیگر در دولت تدبیر و امید باشیم؟




برچسب ها:بودجه سال 1396
ارائه تصویر پست و نازل از زنان روستایی و از سوی دیگر نشان دادن اقتدار زنان مدرن شهری که وارد حوزه سیاست شده‌اند ازجمله شاخصه‌های اهدافی است که معاونت امور زنان و خانواده بدان اهتمام ورزیده است.
وقتی ملاک خانم‌ رئیس فقط «در زن بودن» خلاصه می‌شود/ وقتی ملاک همه چیز برای خانم رئیس در «زن بودن» خلاصه می‌شودبه گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهور از دوره دوم خرداد وارد ساختار رسمی دولت شد. این معاونت در ابتدا به عنوان «مرکز امور مشارکت زنان» بود که در دولت احمدی‌نژاد به «مرکز امور زنان و خانواده» تبدیل شد و دراواخر دولت دهم به معاونت ریاست جمهوری ارتقا یافت؛ ارتقایی که به نظر می‌رسید شاید بتواند جایگاه زن و خانواده را در کشور بهبود ببخشد، اما عملکرد شهیندخت مولاوردی در این معاونت چنگی به دل نمی‌زند و انتقادهای زیادی به اقدامات وی وارد شده است. یکی از راه‌های بررسی عملکرد مولاوردی بررسی کانال تلگرامی شخصی و دغدغه‌هایی است که وی در این کانال مطرح می‌کند. در ادامه به صورت جزیی به نکاتی درباره این کانال اشاره خواهیم کرد.

جنسیتی دیدن همه‌چیز

فرض کنید که خبر رأی اعتماد وزیر آموزش‌وپرورش را به شما داده‌اند و قرار است مراسم تودیع و معارفه وزیر جدید برگزار شود. در این صورت، آیا اولین چیزی که به ذهن شما خطور می‌کند، این است که قرار است مراسم تودیع و معارفه وزارتخانه‌ای برگزار شود که 70 درصد کادر آن را زنان تشکیل می‌دهد؟! واضح است که اغلب افراد به این موضوع فکر نمی‌کنند که چند درصد کارکنان وزارت آموزش‌وپرورش زن هستند و بیشتر به این فکر می‌کنند که آیا وزیر جدید توانایی و شایستگی اداره این وزارتخانه را دارد یا خیر، اما در کانال خانم مولاوردی حتی به تغییرات کابینه نیز به شکل جنسیتی نگاه می‌شود و این یعنی همه‌چیز را جنسیتی دیدن.

85 

مورد دیگری که باز هم این نگاه جنسیتی را تأیید می‌کند مربوط به انتصاب رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی است. پس از انتصاب خانم احمدی به ریاست این سازمان، مولاوردی این‌گونه اظهارنظر می‌کند: با اعتمادی که به سکان‌داری یک بانوی توانمند در سازمان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی صورت گرفت، یک‌قدم دیگر به تحقق تعادل جنسیتی و توسعه متوازن نزدیک‌تر می‌شویم.

وقتی ملاک خانم‌ رئیس فقط «در زن بودن» خلاصه می‌شود/ وقتی ملاک همه چیز برای خانم رئیس در «زن بودن» خلاصه می‌شود 

این مورد نیز نشان می‌دهد که به‌جای توجه به شایسته‌سالاری و توان مدیریتی یک فرد، تنها به جنسیت وی توجه می‌شود.

از دیگر مباحث مرتبط با جنسیتی دیدن همه‌چیز مربوط به ترویج مشارکت اقتصادی زنان ذیل عنوان فریب‌دهنده توانمندسازی بانوان در حوزه اجتماعی و اقتصادی و اشتغال پایدار زنان بدون توجه به‌قرار دادن بانوان در بنیاد خانواده و خارج کردن آنان از این دایره است. مولاوردی در کانال خود دراین‌باره می‌نویسد: «بدین ترتیب انجام مطالعه پیرامون زنان شاغل و یا در جستجوی کار باهدف سیاست‌گذاری به‌منظور ارتقا و بهبود وضعیت مشارکت زنان در بازار کار و رفع برخی از مشکلات آن‌ها، ارائه سیاست‌های اجرایی برای موارد خاصی از چالش‌های کنونی زنان در بازار کار باهدف بلندمدت فراهم آوردن یک بازار کار منصفانه برای افزایش میزان مشارکت زنان در عرصه‌های اقتصادی و ترویج یک نگاه منصفانه به توانمندی‌های زنان در جهت تحقق عدالت اجتماعی و جنسیتی ضروری می‌کند.» 

قرار دادن کار ویژه و الگوی عملیاتی معاونت زنان و خانواده در قالب برنامه‌های راهبردی غربی از جمله سند بین‌المللی توسعه پایدار پس از سال 2015 و تأکید به بند پنجم آن‌که موضوع توانمندسازی زنان و برابری جنسی (به قول مولاوردی عدالت جنسی) را نیز شامل می‌شود. مولاوردی در این زمینه در کانال تلگرامی خود با اشاره به امضاء سند بین‌المللی توسعه پایدار پس از 2015 که از آن با عنوان SDG     یاد می‌شود توسط ایران، می‌نویسد: «ما نمی‌توانیم به این سند و به‌ویژه بند پنجم آن بی‌تفاوت باشیم، البته تلاش‌هایی برای جایگزینی مفاهیم انجام داده‌ایم نظیر مفهوم عدالت جنسیتی به عنوان شاخه‌ای از عدالت اجتماعی به‌جای مفهوم برابری جنسیتی که اولین بار توسط ایران در اجلاس پکن (1995) مطرح‌شده است. جهان با زبان شاخص و آمار سخن می‌گوید و نیازمند این هستیم که هدف‌گذاری مشخصی برای حل مسائل این حوزه با تمام ظرفیت‌هایمان داشته باشیم.»[1]

سیاست زدگی خانم معاون

تأکید بر حضور زنان در سیاست و جنسیتی کردن انتخابات با تشکیل کارگروه‌های زنانه از دیگر اقدامات مولاوردی در معاونت زنان و خانواده است که در کانال وی نیز منعکس‌شده است. مولاوردی پیش از انتخابات مجلس در سال 94 ضمن تشکیل کارگروه‌های انتخاباتی و سیاسی بدین منظور می‌گوید: «اکنون همه جناح‌ها و گروه‌های سیاسی به این نتیجه رسیده‌اند که نرخ کمتر از سه درصد حضور زنان در مجلس شورای اسلامی زیبنده نظام ما نیست، قیاس ما نه با کشورهای اروپایی بلکه کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه است.»

از دیگر بحث‌هایی که در ماه‌های اخیر به‌وفور در کانال خانم معاون مشاهده می‌شود مربوط به تعریف رجل سیاسی است. یکی از مطالبی که در این کانال از روزنامه شهروند بازنشر شده است، عنوان «دموکراسی زنانه یا مردانه» دارد و به بحث رجل سیاسی می‌پردازد.

وقتی ملاک خانم‌ رئیس فقط «در زن بودن» خلاصه می‌شود/ وقتی ملاک همه چیز برای خانم رئیس در «زن بودن» خلاصه می‌شود 

مولاوردی همچنین در نشست خبری خود در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها می‌گوید: در پی ابلاغ شدن سیاست‌های کلی انتخابات از سوی مقام معظم رهبری یکی از مواردی که از سوی سخنگوی شورای نگهبان مطرح شد ضرورت بازتعریف مفهوم رجل سیاسی بود. این مورد با استقبال حوزه زنان و خانواده مواجه شده است و قطعاً فرصت مناسبی است که به آن پرداخته شود.

با مراجعه به مطالب کانال خانم مولاوردی می‌توان مشاهده کرد که ایشان بیش از 12 بار به بحث رجل سیاسی پرداخته‌اند و معلوم نیست چرا ایشان به‌جای این دغدغه سیاسی به بحث اصلی معاونت که مرتبط با خانواده است، نمی‌پردازند.

نگاه تک‌بعدی و نادیده گرفتن خانواده

در این عرصه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از جمله نقاط کلیدی است که گرایش این نهاد به هر سمتی می‌تواند اثرگذاری مثبت یا منفی را به بار بیارود، اما آنچه از گرایش‌های معاونت زنان در گفتار و رفتار شهیندخت مولاوردی شناسایی می‌شود نگاه تک بعدی به موضوع زنان تا به حد حذف و کم‌رنگ شدن اصل اساسی خانواده در این معاونت تحت عنوان فریب‌دهنده «توانمندسازی زنان» است و تعریف عدالت جنسی در حوزه سیاسی و اجتماعی که نزدیک به گرایش فمینیستی و مطالبات سیاه زنانه است، صورت می‌پذیرد.

ارائه تصویر پست و نازل از زنان روستایی و از سوی دیگر نشان دادن اقتدار زنان مدرن شهری که وارد حوزه سیاست شده‌اند و عوض کردن ذائقه زنان و جداسازی آنان از نهاد خانواده ازجمله شاخصه‌های اهدافی است که معاونت امور زنان و خانواده بدان اهتمام ورزیده است. با نگاهی به کانال شخصی خانم مولاوردی می‌توان به صورت پررنگ ترویج این نگاه‌ها را مشاهده کرد.

الگوسازی از زنان سیاستمدار به عنوان زنان موفق (تشویق زنان به حضور در فعالیت‌های سیاسی و مدنی) و متعاقب آن مخدوش کردن زنان سنتی که الگوی آنان زنان روستایی است،‌ از جمله نکاتی است که در کانال تلگرامی به‌شدت دیده می‌شود تا جایی که اخبار زنان سیاستمدار آمریکایی به عنوان زنان موفق پوشش داده می‌شود. مثلاً، در یکی از مطالب این کانال آمده است: «ایلهان عمر» به عنوان اولین زن محجبه آمریکایی-سومالیایی 34 ساله عضو حزب دموکرات توانست از ایالت مینه سوتا به مجلس نمایندگان راه یابد یا در مطلب دیگری آمده است: تامی داکورث، اولین زن آمریکایی تایلندی تبار عضو مجلس سنای آمریکا می‌شود. وی در جنگ عراق به عنوان یک خلبان هلیکوپتر خدمت کرده و هر دو پایش را از دست داده است.

 وقتی ملاک خانم‌ رئیس فقط «در زن بودن» خلاصه می‌شود/ وقتی ملاک همه چیز برای خانم رئیس در «زن بودن» خلاصه می‌شود

تأکید بر روی این‌گونه زنان و الگو معرفی کردن آنان و زنان ورزشکار در حالی صورت می‌گیرد که درصد بسیار پایینی از مطالب کانال خانم مولاوردی مربوط به زنان موفق در خانه‌داری و تربیت فرزند است و به نظر می‌رسد ایشان علاقه بسیاری دارند تا تمامی زنان جامعه ما را به سمت فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بکشانند.




برچسب ها:معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهور, بررسی کانال معاون روحانی, خانم مولاوردی

سانسور رسانه ای اصلاح طلبان در مقابل نقض آشکار برجام/ از سکوت خبری - مجازی تا طفره رفتن تئوریسین ها از پاسخگویی

در اذهان عمومی باقی مانده زمانی که برجام به عنوان یک سند بین المللی میان ایران و کشورهای 5+1 به امضا رسید، جریان اصلاحات و حامیان دولت بیش از همه دچار ذوق زدگی شدند. حامیان این جریان هم در خیابان ها به جشن و پایکوبی پرداختند و دولت هم که در طول 3 سال و نیم گذشته تمام تخم مرغ های خود را در سبد مذاکرات هسته ای چیده بود، از توافق به دست آمده به عنوان یک پیروزی بزرگ و رافع مشکلات اقتصادی مردم یاد کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا؛برجام در شرایطی از سوی آمریکایی ها نقض و طرح تمدید تحریم های ایران برای 10 سال دیگر در مجلس سنای آمریکا بدون حتی یک مخالف به تصویب رسید که این ماجرا به مهمترین خبر رسانه های ایران وجهان در واپسین ساعات پنج شنبه شب تبدیل شد اما حامیان برجام و رسانه های دولتی و اصلاح طلب بدون اینکه حتی اشاره ای به اصل خبر مطرح شده داشته باشند، سکوت اختیار کرده و قصد عادی جلوه دادن اوضاع را دارند.

در اذهان عمومی باقی مانده زمانی که برجام به عنوان یک سند بین المللی میان ایران و کشورهای 5+1 به امضا رسید، جریان اصلاحات و حامیان دولت بیش از همه دچار ذوق زدگی شدند. حامیان این جریان هم در خیابان ها به جشن و پایکوبی پرداختند و دولت هم که در طول 3 سال و نیم گذشته تمام تخم مرغ های خود را در سبد مذاکرات هسته ای چیده بود، از توافق به دست آمده به عنوان یک پیروزی بزرگ و رافع مشکلات اقتصادی مردم یاد کرد.

اما مدت زیادی نگذشت تا موارد متعددی از تحریم‌های جدید، تمدید تحریم‌ها و تمدید وضعیت اضطراری از سوی دولت ایالات متحده به عناوین مختلف صورت گرفت. دولت اوباما بارها تاکید کرد توان تحریم‌های بیشتر علیه ایران را دارد و می‌تواند تحریم‌های قبلی را نیز بر اساس ادعاهایی همچون تروریسم یا حقوق بشر برگرداند 
هرچند دولت یازدهم نیز بارها گفته بود که این موارد نقض روح برجام است، اما متاسفانه متن برجام در این زمینه صراحت ندارد و چنین نقض‌هایی را به رسمیت نمی‌شناسد. این بار نیز در شرایطی که پیش از تصویب طرح تمدید تحریم های ایران هم، رهبر معظم انقلاب هشدار نقض برجام را مطرح کرده بودند، اما همچنان اهالی دولت و حامیان آن اتفاقات رخ داده رو نقض برجام نمی دانند.

تا جایی که محسن رهامی، رییس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در گفتگو با خبرنگار راه دانا؛ در خصوص طرح مجلس سنای آمریکا مبنی بر طرح تمدید تحریم های ایران برای 10 سال آینده، اظهار داشت: این ماجرا مستقیم با برجام ارتباط ندارد چراکه در برجام تحریم های مربوط به مسائل هسته ای لغو شد اما تصویب چنین طرحی قطعا با روح برجام مغایرت دارد.

از سوی دیگر نیز اشرف بروجردی فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با خبرنگار راه دانا؛ در خصوص مصوبه مجلس سنای آمریکا مبنی بر تمدید طرح تحریم های ایران به مدت 10 سال دیگر، اظهار داشت: باید ببینیم اجزای حرکت بعدی توسط دولت آمریکا چیست و اگر قرار باشد این اقدامات ادامه یابد، طبیعتا مقدمه ای است برای نقض برجام. اما خود این حرکت نقض برجام نیست و مقدمه ای برای اقدامات بعدی آمریکا در مسیر نقض این توافق نامه است.

این اظهارنظرها البته در شرایطی است که هنوز هیچ موضع رسمی از سوی رئیس جمهوری یا وزیر امور خارجه در جایگاه مسئول مستقیم مذاکرات مطرح نشده و اذهان عمومی منتظر هستند تا ببینند پدیدآورندگان برجام چه واکنشی نسبت به این اقدام ضد ایرانی آمریکایی ها نشان خواهند داد.

البته رئیس جمهور و وزیر امور خارجه تنها افرادی نبودند که نسبت به اتفاقات روی داده سکوت کرده اند. بلکه از همان ساعات ابتدایی که خبر تصویب طرح تمدید تحریم های ایران مطرح شد، رسانه های خبری و مجازی اصلاح طلب و حامی دولت با سانسور کردن ماجرا، سیاستی جز سکوت اختیار نکردند.

طفره رفتن تئوریسین ها از پاسخگویی

خبرنگار دانا در تماس های مکرری که با برخی فعالان اصلاح طلب و چهره های رسانه ای این جریان داشت، تنها موفق به گفتگو با 2 تن از اعضای این جریان شد و بسیاری از آنها نیز پاسخگوی این تماس ها نبودند. در بین این افراد نیز چهره هایی بودند که پس از اطلاع از موضوع مصاحبه، از پاسخگویی طفره رفته و مصاحبه نکردند

محمد علی ابطحی یکی از این افراد بود که در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما طرح تصویب شده در سنای آمریکا نقض آشکار برجام نیست، عنوان کرد: من از موضوع خبری ندارم و نمی دانم ماجرا چیست.

نعیمه اشراقی نیز دیگر چهره اصلاح طلب است که پس از اطلاع از موضوع مصاحبه از پاسخگویی طفره رفت و صحبت درباره این ماجرا را به زمان دیگری موکول کرد.

صادق خرازی هم جزو اصلاح طلبانی بود که در پاسخ به این پرسش خبرنگار دانا عنوان کرد: شرایط مصاحبه ندارم




برچسب ها:واکنش جریان اصلاحات، دولت و حامیان آن, تمدید تحریم های ایران
نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران از پرداخت کامل مطالبات سال 1391 خانواده معظم شهدا خبر داد.
مطالبات سال 1391 خانواده‌های معظم شهدا پرداخت شد
 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایثار؛ حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی شهیدی روز شنبه 13 آذرماه در دیدار صمیمانه با جمعی از فرزندان شهدا در محل هیأت فرزندان شهدای اسلام در امام زاده صالح (ع) اعلام کرد: با توجه به انباشت مطالبات ایثارگران از سال‌های گذشته و علی رغم محدودیت های مالی، تدابیری اتخاذ شد که در پایان سال 1393 مطالبات ایثارگران عزیز که از سال 1376 باقی مانده بود و مطالبات خانواده‌های معظم شهدا که از سال 1386 پرداخت نشده بود تا پایان سال 1390 با تأمین اعتباری بیش از 3 هزار میلیارد تومان پرداخت شود.
معاون رییس جمهوری در مورد مطالبات سال 1390 به بعد ایثارگران افزود: با پیگیری‌های انجام شده خوشبختانه معوقات پاداش بازنشستگی سال 1391 خانواده شهدا که 29 هزار نفر مشمول دریافت آن بودند با تأمین اعتباری معادل 536 میلیارد و 700 میلیون تومان پرداخت شده و از روز یکشنبه 14 آذر ماه قابل برداشت است.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران خاطرنشان کرد: پاداش بازنشستگی مربوط به سال 1394 به موقع پرداخت شده است و با توجه به اجرایی شدن قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران پرداخت مانده مرخصی استفاده نشده شهدا به عهده دستگاه‌های اجرایی و یگان‌های مربوطه است و سهم پاداش را باید بنیاد پرداخت کند.
حجت الاسلام والمسلمین شهیدی با اشاره به میزان مطالبات سال 1392 و 1393 خانواده معظم شهدا گفت: معوقات پاداش بازنشستگی سال 1392 مربوط به حدود 28000 نفر و همچنین مطالبات سال 1393 به تعداد حدود 9300 نفراز ایثارگران عزیز باید پرداخت شود که بنیاد برای پرداخت این معوقات تمامی تلاش خود را به کار می‌گیرد و امیدواریم در سال 1396 پرداخت شده و پرداخت مطالبات به روز شود.
انتهای پیام/




برچسب ها:مطالبات خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران
من اعتقادم این است که از سال 44 تا سال 50 اینها به تدریج به التقاط اسلام و مارکسیسم می‌رسند و نظریه‌شان را کامل می‌کنند که باید ما با مارکسیسم وحدت استراتژیک پیدا بکنیم.
 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:این روزها که فیلم سیانور بر پرده سینماست، فرصت مناسبی است تا یکبار دیگر به نوع عملکرد و انحراف سازمان مجاهدین خلق برداخته شود. داستان آموزنده‌ای که هر بار هم مطالعه شود نکاتی جدیدی در آن پیدا می‌شود. سازمانی که در ابتدای کار موسسین آن فکر نمی کردند به این شدت به انحراف کشیده شود. آنها کار خود را برای مبارزه با استبداد و استکبار آغاز کردند اما در حال حاضر جیره‌خوار استکبار شده‌اند. تاریخ بهترین آموزگار برای انسان‌هاست و عبرت آموز باعث رشد آدمی خواهد شد.
 دفتر آقای جواد منصوری محل گفتگوی ما با ایشان با موضوع انحراف و تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق بود که مشروح آن از نظرتان می‌گذرد:
 
 وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق/// آماده انتشار
 
*‌در ابتدا برای مخاطبین ما توضیح دهید که مبارزه مسلحانه علیه پهلوی دوم از چه زمانی و توسط چه گروه‌هایی آغاز شد؟
 
مبارزه مسلحانه با شکل ترور در ابتدا توسط فدائیان اسلام آغاز شد. اما در شکل اینکه به صورت یک مبارزه گسترده‌ی مردمی برای سرنگونی رژیم پهلوی؛ بعد از قیام 15 خرداد توسط چند گروه این جریان پیگیری شد. از جمله حزب ملل اسلامی، جمعیت موتلفه اسلامی، شاخه‌ای از حزب توده به رهبری بیژن جزنی که در ادامه تبدیل به چریک‌های فدائیان خلق شدند. گروها‌ی دیگری از مارکسیست‌ها مانند اتحادیه کمونیستی ایران، طوفان و ... که تقریبا تماماً آنها الهام گرفته از جریان ویتنام و بعضی قیام‌های دیگر در کوبا و لیبی بودند.
 
 
 وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق
بیژن جزنی

 
* گروههای مذهبی هم تاثیرپذیر از همین آبشخور بودند؟

از این قضیه بی‌تأثیر نبودند چون که به هرحال تبدیل شده بود به یک روش مبارزه رایج. گروهها به این نتیجه رسیده بودند که روش دیگر جواب نمی‌دهد. در ایران بعد از 15 خرداد، هم مذهبی‌ها و هم مارکسیست‌ها تقربیا تنها راه حل برای تغییر وضعیت کشور و رسیدن به یک جامعه قانونی در شکل جدید، مبارزه مسلحانه دیده می‌شد. اگر چه جریانات مذهبی طبعاً برای رسیدن به یک جامعه دینی و مارکسیست‌ها برای رسیدن به یک جامعه مارکسیستی این روش مبارزه را انتخاب کرده بودند.

* در این تقسیمات گروههای مبارز نامی از سازمان مجاهدین خلق نبردید، دلیل آن چییست؟

سازمان مجاهدین خلق از سال 44 به بعد بحث مبارزه مسلحانه را پایه گذاری می‌کند، در صورتی که این صحبت‌های من مربوط به قبل از آن می‌شود. جمعیت مؤتلفه در سال 43 شاخه نظامی آن شکل گرفت. حزب ملل در سال 41 یا 42 شکل می‌گیرد. مجاهدین خلق اتفاقا بعد از افشا و دستگیری حزب ملل و قضیه‌ مؤتلفه به این نتیجه می‌رسد که وارد کار مبارزه مسلحانه شود. لذا شروع می‌کنند به نظریه‌ پردازی؛ وگرنه تا قبل از آن شاخه‌ای یا مجموعه‌ای از نهضت آزادی بودند. در زندان تحت تأثیر مارکسیست‌ها و تحت تأثیر اخبار مربوطه حزب ملل اسلامی به اصطلاح استراتژی مبارزه مسلحانه را برای ادامه مبارزه مؤثر انتخاب کردند. البته تا سال 1350 این تشکیلات صد در صد مخفی بود ولی نمی‌دانستند که یک عامل نفوذی در سازمان است که گام به گام حرکت‌های آنها را به ساواک گزارش می‌دهد. در شهریور 1350 ناگهان 80 الی 85 درصد کل تجهیزات سازمان از قبیل خانه‌های تیمی و نفرات آنها در یک شب در اختیار ساواک قرار می‌گیرد. تقریبا در سال 50 چیزی از موجودیت سازمان باقی نمانده بود ولی خب به تدریج با بقایای سازمان و کسانی که خارج از زندان بودند، همچنین پیوند با افراد گروه حزب الله و افراد آزاد شده، در سال‌های 51 و 52 به هر ترتیب سازمان سرپا ماند.
 
*بعضی‌ها معتقدند که ساواک قبل از این بازداشت‌های سال 50 آمار سازمان را به خصوص خانه‌های تیمی را کاملا داشته است و اگر آن جشن‌های شیراز که با مهمانی‌های گسترده و با دعوت از شخصیت‌‌های بین‌ المللی نمی‌خواست در ایران برگزار شود حالا حالا بازداشت‌ انجام نمی‌شد و از ترس اینکه نتواند آنها را کنترل کند این افراد را بازداشت کرد. شما این را قبول دارید؟

تقریباً‌ درست است. به دلیل اینکه چندین سال بود که «الله مراد دلفانی»، همان عامل نفوذی ساواک در سازمان تمامی اطلاعات مربوط به ارتباطات، اقدامات و رفت و آمدهای سازمان را از طریق «ناصر صادق» داشت و بنابراین ساواک عجله‌ای برای اینکه این سازمان را متلاشی کند نداشت. بلکه تمایل داشت این سازمان ادامه پیدا بکند تا مجموعه‌ نیروهای فعال و مؤثر انقلابی و مذهبی شناسایی بشوند و در یک فرصت دیگری آنها را دستگیر کند اما با توجه به نزدیک بودن به جشن‌های 2500 ساله تصمیم گرفتند که اعضای سازمان را بازداشت کنند.
 
* در ادامه مسیر می‌بینیم که گروه‌های مسلحانه مذهبی مانند مؤتلفه، حزب ملل و... به دلایلی مختلفی که الان هم جای پرداختن به آن نیست، فعالیت مسلحانه آنها خیلی کم می‌شود و مبارزین جوان بیشتر به سمت و سوی سازمان مجاهدین و یا چریک‌های فدائیان خلق می‌روند. یعنی مذهبی‌ها به سازمان می‌پیوندند و غیرمذهبی‌ها می‌روند اطراف چریک‌های فدایی خلق. علت این کار چیست؟

من با این حرف شما موافق نیستم. جریان از این قرار بود که در سال 50 با افشای سازمان مجاهدین خلق، تعدادی زیادی از این نیروهای مبارز مسلمان احساس کردند یک سازمانی وجود دارد که این سازمان؛ برنامه دارد، نظریه دارد، تشکیلات دارد، تجربه دارد و می‌توانند در کنار این سازمان به مبارزه علیه شاه ادامه بدهند. بعدها ماهیت واقعی سازمان که همان التقاطی بودن است، معلوم می‌شود. یعنی از سال 50 به بعد کم کم تعداد محدودی از نیروهای مذهبی به ماهیت اینها پی می‌برند. من هم از جمله افرادی بودم که سال 50 به این مسئله پی بردم.
 
وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق 
 
 
* لطفا در این زمینه که بعضی از افراد به ماهیت سازمان پی برده بودند و بعضی دیگر نه؛ مقداری شفاف توضیح دهید؟
 
من از سال 44 تا سال 48 در زندان بودم و در آن دوران تقریبا با قالب جریان‌های سیاسی و فکری جامعه که در زندان نمایندگانی از 5 نفر تا 100 نفر داشتند، آشنا شدم. مثلا تقریبا تمام گروه‌های مارکسیستی، مذهبی و ملی آشنا بودم. لذا وقتی در سال 50 یکی دو نمونه از نشریات سازمان مجاهدین خلق را خواندم، متوجه شدم که اینها نه مسلمان خالص و یک دستی هستند و نه مارکسیست واقعی؛ بلکه یک التقاطی دارند از اسلام و مارکسیسم. در واقع اینها می‌گفتند: ما اسلام را به عنوان اعتقاد به توحید و قیامت قبول داریم اما این اسلام برای دنیای امروز حرف و روشی برای تشکیل حکومت و دولت ندارد.

* به قول  معروف می‌گفتند اسلام «علم مبارزه» ندارد.
یک بخشی از آن علم مبارزه بود. علاوه بر آن می‌گفتند اسلام علم حکومتداری هم ندارد. مثلا نمی‌گفتند اسلام علم مبارزه ندارد؛ ما می‌رویم علم مبارزه از مارکسیسم می‌گیریم، بعد وقتی که به قدرت رسیدم اسلام را پیاده می‌کنیم، این را نمی‌گفتند. عنوان می‌کردند که ما علم مبارزه را از مارکسیسم می‌گیریم، وقتی که به قدرت رسیدیم یک چیزی که مطابق معیارهای روز دنیا باشد درست می‌کنیم. لذا اصطلاحی که عیناً‌ خودم از مسعود رجوی شنیدم این بود که می‌گفت: ما حکومت تراز جهانی درست می‌کنیم، یعنی حکومتی که دنیا بپسندد. هیچ حاضر نبود که بگوید ما حکومت اسلامی تأسیس می‌کنیم. پس بنابراین اعتقادات اسلامی را با فرض به خوش‌بین بودن، فرض بر این که اینها براساس اعتقادات شخصی می‌پذیرفتند که بله به خدا اعتقاد داریم، به نبوت،‌ معاد اعتقاد داریم. قرآن هم قبول داریم اما علم مبارزه و علم حکومت را از مارکسیسم می‌گیریم. لذا می‌گفتند اسلام علم اقتصاد برای جامعه امروز ندارد. اسلام برای جامعه امروز، سیاست بین الملل ندارد و دهها مسئله دیگر. بنابراین اصلا نیازی نیست که ما از اسلام برای اداره حکومت استفاده کنیم. این حرف آنها بود.
 به تدریج که جلوتر آمدند، آن بُعد اسلامی آنها کمرنگ‌تر شد. به این معنا که گفتند چه نیازی داریم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم؟‌ خدایی که هیچ نقشی در کار ما ندارد؛ نه در حکومت ما و نه در مبارزه ما. اعتقاد به قیامت هم هیچ نقشی در مبارزه ما ندارد. بنابراین ما رسماً‌ اعلام می‌کنیم که مسلمان نیستیم و مارکسیست شدیم. برای اینکه به مبارزه‌ی جهانی مارکسیسم علیه سرمایه داری ملحق بشویم. چون اولین هدفی که تعیین کرده بودند نابودی امپریالیسم آمریکا بود، حالا که اینطوری است ما برای نابودی امپریالیسم آمریکا با شوروی متحد می‌شویم. در این اتحاد هیچ نیازی نیست که مسلمان باشیم. این حرفی بود که در سال 50 و 51 خیلی سربسته و خیلی محدود می‌زدند ولی از سال 52 به بعد آرام آرام مقداری حرف را باز کردند، در سال 53 علنی شد و سال 54 هم که اعلامیه تغییر ایدئولوژی را رسماً بیرون دادند.
در زندان هم دیگر این مسئله علنی شد و رسماً‌ دو دسته شدند. یک دسته اعضای سازمان که دقیقا تغییر ایدئولوژی داده بودند، یک دسته هم تغییر ایدئولوژی داده بودند اما می‌گفتند صلاح نیست ما در زندان اعلام بکنیم. در رأس این افراد مسعود رجوی و موسی خیابانی قرار داشتند. منتهی در میان آنها محمدرضا سعادتی بیشتر تمایل داشت که رسما در زندان این تغییر ایدئولوژی اعلام شود. اما مسعود اصرار و در نتیجه سعادتی در این زمینه سکوت کرد.
 
*پس شما معتقدید که مسعود رجوی از ابتدا تغییر ایدئولوژی داده بوده ولی به خاطر حفظ بعضی از شرایط آن را علنی اعلام نمی‌کرده است؟
 
نمونه‌ها و سندهای متعدد و قرائن متعدد برای این مسئله داریم. مثلا برای عنوان نمونه؛ تقی شهرام سال 51 در زندان پیش نماز می‌شود. در حالی که این آدم به شدت مارکسیست بوده است. همانجا به مسعود رجوی می‌گوید که این دو گانگی مرا اذیت می‌کند. من که هیچ اعتقادی به اسلام ندارم، چگونه بایستم جلو و نمازجماعت بخوانم؟ من دیگر می‌خواهم تغییر ایدئولوژی خودم را اعلام بکنم و فرد دیگری پیش نماز بایستد. مسعود در جواب به  او می‌گوید: مقداری صبر کن تا سازمان کاملا تثبیت شود و پایگاه‌های مردمی گسترده‌تری پیدا بکند، آن موقع جدا بشوید.
 
 
وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق
 

نمونه‌های دیگر این است که در زندان هر کتابی از هر نویسنده‌ای که به گونه‌ای درباره مارکسیسم مطلب نوشته بود و آن را نقد کرد بود، آن کتاب تحریم بود. حالا مهم نبود که این کتاب را چه کسی نوشته است. یعنی حتی یک نویسنده‌ روسی در نقد مارکسیسم نوشته بود؛ می‌گفتند این کتاب را نخوانید، این کتاب یک تجدیدنظر طلب و یک آدم مزدور نوشته است. کتاب‌های آقای مطهری را نخوانید؛ او آخوند است و از  مارکسیسم سرش نمی‌شود. مگر اینها از علم چیزی سرشان می‌شود. کتاب‌های شریعتی را نخوانید؛ او یک آدم روشنفکر است و ابتدا و انتهای آن معلوم نیست. کتاب‌های سیدقطب را نخوانید؛ سید قطب هم در فضای مصر حرف زده است به ایران ربطی ندارد. یعنی کسی حق نداشت کتاب‌های این‌ها را بخواند.

*الان یک سوالی پیش می‌آید. بعضی از افراد معتقدند که اعضای سازمان مجاهدین خلق از ابتدای شکل گیری و جداشدن‌شان از نهضت آزادی کمونیست بودند. بعضی دیگر می‌گویند اینها به مرور زمان این مراحل را طی کردند و کمونیست شدند. شما با کدامیک موافق هستید؟

من اعتقادم این است که از سال 44 تا سال 50 اینها به تدریج به التقاط اسلام و مارکسیسم می‌رسند و نظریه‌شان را کامل می‌کنند که باید ما با مارکسیسم وحدت استراتژیک پیدا بکنیم، ما برای نابودی امپریالیسم سرمایه داری باید با شوروی کار بکنیم. ما مسلمانیم و از مارکسیسم به عنوان علم مبارزه استفاده می‌کنیم. ما در حکومت خودمان آنچه که مصلحت مردم و مملکت است ملاحظه خواهیم کرد. آرام‌آرام می‌آیند تا به سال‌های 51 و 52 می‌رسند. در این زمان بیشتر بُعد مارکسیستی آنها غلبه می‌کند. یعنی دیگر توجیهات اسلامی آنها برای کسی قابل قبول نبود. وقتی مثلا من از آنها سوال می‌کردم که اینکه می‌گویید علم مبارزه را از مارکسیسم بگیریم یعنی چی؟ اینکه شما می‌گویید ماتریالیسم دیالکتیک را قبول دارید با کجای منطق وحی تطبیق می‌کند؟ و دهها سوال دیگر؛ اینها می‌ماندند و نمی‌توانستند جواب بدهند. چون نمی‌توانستند جواب بدهند، ترجیح دادند که اسلام را بگذارند کنار و مارکسیسم را انتخاب کنند. منتهی این را یقین داشتند که اگر بیایند و بگویند که ما مارکسیست هستیم، کارشان تمام است. چرا؟ برای اینکه 90 درصد از روحانیون و دانشجویان و مسلمان‌هایی که به اینها پیوسته بودند و به اینها پول می‌دادند، به این انگیزه بود که اینها مسلمان هستند. آیت الله طالقانی، آیت الله ربانی شیرازی و... به حساب اینکه اینها مسلمان هستند، به سازمان پول می‌دادند و کمک می‌کردند. حتی به خاطر اینها زندان افتادند. اما در سال 54 سازمان به این نتیجه رسید که ما تشکیلات گسترده‌ای داریم، ما آهنین هستیم و کسی نمی‌تواند ما را متلاشی بکند. در زندان هم وضعمان خوب است و همه دارند به ما می‌پیوندند، همه دارند از ما تعریف می‌کنند. در خارج از کشور هم با کنفدارسیون‌ها و گروه‌های مبارز خارج از کشور مثل نهضت و ... ارتباط داریم و آنها هم پشتیبان ما هستند. البته یک کاری اینها ‌خواستند انجام بدهند که موفق نشدند و این خیلی خیلی برای آنها به اصطلاح سنگین بود. آنها می‌خواستند تأیید امام را برای خودشان بگیرند که موفق نشدند. منظور همان دیداری که با امام در نجف داشتند. اینها می‌گفتند ما اگر این تأیید را از ایشان بگیریم خیلی برنده‌ هستیم. امام هم آن پاسخ تاریخی را به آنها داد که شماها اصالت ندارید و قابل اعتماد نیستید. داستان آن دیدار معروف است که بعد از آن افرادی مانند آقای سید محمود دعایی  پیش امام می‌روند و گریه می‌کنند که آقا اینها مسلمان هستند و چرا آنها را تایید نکردید. امام می‌گویند: اینها مانند همان یهودی هستند که نهج البلاغه را تفسیر می‌کردند (داستان معروف تاریخی).
 
 
وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق 

در اینجا نکته حائز اهمیت این است که سازمان تصور می‌کرد با اتحاد با مارکسیست‌ها، تبدیل به یک قدرت بزرگی می‌شوند. اما جالب این است که به تدریج مارکسیست‌ها هم از اینها فاصله گرفتند. علت آن این بود که اینها را ناصادق دیدند و اینها را قابل اعتماد ندیدند. مارکسیست‌ها می‌گفتند شما دائماً دروغ می‌گویید. یعنی جالب است که توده‌ای‌های در زندان بودند که با ما(نیروهای مذهبی) نسبت به نیروهای سازمان خیلی بهتر رفتار می‌کردند.
آنها می‌گفتند: ما به شما(نیروهای مذهبی) اعتماد داریم. شما هر چه که هستید، در ظاهر و باطن یکی هستید اما نیروهای سازمان یکسره دورغ می‌گویند. برای اثبات حرفم اگر تمایل داشتید خاطرات «صفر قهرمانی» را بخوانید. آنجا از من تعریف کرده و می‌گوید: منصوری آدم مذهبی بود و در عین حال خیلی آدم مودب و خوش اخلاق و ... بود؛ اما این آقایان مجاهدین خلق آخر سر نفهمیدیم که چه عقیده‌ای داشتند و خیلی هم بداخلاق بودند.
 
 
وقتی یک «کمونیست» پیش نماز می‌شود/ گریه‌های دعایی برای سازمان مجاهدین خلق 
 
نمونه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم وقتی فرار کردند و به پاریس رفتند، شورای مقاومت ملی درست کردند. بعد از یک سال چی شد؟‌ اینها را از شورا بیرونشان کردند. چرا؟ گفتند شما صداقت ندارید. شما همه ما را ابزار کردید. با ما نمی‌خواهید رفاقت داشته باشید، فقط می‌خواهید از ما بهره‌برداری کنید. سازمان یکی از اصولش این بود که می‌گفت از هر چیزی و به هر امکان و شکلی باید در راستای اهداف سازمان استفاده بشود. مهم نبود که حالا با اخلاق، با وجدان، با اسلام با کمونیسم تطبیق می‌کند یا نه. ما در ایران هیچ گروه کمونیستی نداشتیم که مانند اینها در خانه‌های تیمی آن فضاحت‌ها را به بار بیاورند. واقعا شرم‌آور است، مگر امکان دارد که کسی بگوید مسلمان است و این ‌فضاحت‌ها را در خانه‌های تیمی به بار بیاورد. حتی مارکسیست‌ها هم از این کارها نمی‌کردند. الان اگر پرونده‌های اینها که بعد از انقلاب دستگیر شدند و اعترافات دخترهایی که در خانه‌ها، به چه فضاحتی درآمده بودند را بخوانید از تعجب نمی‌دانید باید چه بگویید.
وقتی تقی شهرام (که مسئله فرار او هنوز هم هیچ توجیهی ندارد. بالاخره احمدیان (زندانبان تقی شهرام) چه کسی بود و چه کار کرد. برای چه تقی شهرام را برداشت و برد. حتی تقی شهرام در زندان بعد از انقلاب جواب درست و حسابی از این قضیه نداد. آخرش هم معلوم نشد که احمدیان کجاست؟ هر چه گشتند دنبال احمدیان اثر از آثار او پیدا نکردند.) سال 54 می‌آید و پرچم مبارزات ایدئولوژیک را بلند می‌کند و شروع می‌کند به کشتن مخالفین. آن هم به آن شکل عجیب و غریبی که انجام می‌دادند. در هر حال ما در مبارزه حق نداریم که کار خلاف شرع انجام دهیم ولی اینها اصلا به این اعتقاد نداشتند.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




برچسب ها:آیت الله طالقانی, سازمان مجاهدین خلق, حجت الاسلام دعایی
حسین الله کرم دبیر کل حزب الله تهران در صفحه رسمی خود در اینستاگرام مدعی ارتباط یک زن با5 وزیر کابینه روحانی شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شهدای ایران : حسین الله کرم دبیر کل حزب الله تهران در صفحه رسمی خود در اینستاگرام مدعی ارتباط یک زن با 5 وزیر کابینه روحانی شد.
الله کرم از زنی به نام آ.چ نام برده است که منجر به استعفای وزیر ارشاد شده است. جسین الله کرم مدعی شده است که همین زن که نفوذی و جاسوس است هم زمان با 4 وزیر دیگر کابینه هم ارتباط داشته است.
الله کرم خاطر نشان کرده است که اعترافات این زن منجر به داشتن رابطه... با علی جنتی منجر به برکناری اش از وزارت ارشاد شده و البته وی اعتراف کرده است با 4 وزیر دیگر هم رابطه داشته است!
این ادعاهای دبیر کل حزب الله تهران تاکنون با هیچ واکنشی از سوی دولت همراه نبوده است!

رابطه یک زن با 4 وزیر کابینه روحانی؟!



برچسب ها:

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به دادستان تهران با اشاره به اختلاف نگاه مجلس و قوه قضائیه در ماجرای حکم بازداشت محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس گفت که اگر این نماینده مجلس شاکی خصوصی جدی داشته چرا قبلا به آن رسیدگی نشده و بعد از تذکر وی در مورد حساب های بانکی قوه قضائیه به جریان افتاده است؟

 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایسنا، در نامه علی مطهری آمده است:

«جناب آقای جعفری دولت آبادی

دادستان محترم تهران

با اهداء سلام، جناب عالی به تبع رئیس محترم قوه قضائیه تذکر جناب آقای دکتر محمود صادقی در جلسه علنی مجلس درباره حسابهای بانکی قوه قضائیه را جرم تلقی کرده و آنگاه به بهانه هشت فقره شکایت خصوصی ایشان را احضار و سپس حکم جلب وی را صادر کرده اید، در حالی که اگر آن شکایتهای خصوصی جدی بود چرا قبلا رسیدگی نشده و بلافاصله بعد از تذکر مذکور به جریان می افتد؟

معلوم می شود که اصل ماجرا همان مسئله حسابهای بانکی است. اختلاف نگاه مجلس و قوه قضائیه در این گونه موارد ناشی از اختلاف در دو مبناست:

1- از نظر شما انتقاد یا سوال نماینده از قوه قضائیه اگر وارد نباشد جرم است و دادستانی می تواند او را مستقیما احضار یا جلب کند، در حالی که از نظر ما  انتقاد یا سوال می تواند وارد باشد و می تواند وارد نباشد و به هر حال در این گونه موارد قوه قضائیه باید به وسیله وزیر دادگستری پاسخ بدهد و رفع ابهام کند. مثلا در موضوع مورد بحث می گویید این که آقای صادقی گفته حسابها شخصی است افترا  و تشویش اذهان عمومی‌ست و ایشان مجرم است و باید احضار شود، در حالی که شما صرفا باید توضیح دهید که این حسابها شخصی نیست و نحوه هزینه کرد آن نیز این گونه بوده است و مسئله اینجا تمام است.

اگر نگاه شما را ملاک قرار دهیم هر روز تعدادی از نمایندگان باید در راه مجلس و دادستانی باشند چون هر روز از رئیس جمهور و وزرا انتقاد یا سوال می کنند و در برخی موارد بعدا معلوم می شود که آن طور نبوده است. مشکل اصلی قوه قضائیه این است که خود را به هیچ کس پاسخگو نمی داند و اساسا شأن خود را اجل از پاسخگویی می داند.

2 - از نظر شما به تبع رئیس قوه قضائیه قانون نظارت بر رفتار نمایندگان قانون درستی نیست و تشخیص جرم مختص قاضی است و هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان صلاحیت تشخیص جرم را ندارد، در حالی که ما می گوییم هر گونه احضار یک نماینده توسط دادستانی باید با اجازه این هیئت باشد، به این معنی که اگر این هیئت اتهام او را خارج از حیطه وظایف نمایندگی تشخیص داد دادستانی مجاز به احضار اوست.

به هر حال با روشی که دادستانی در پیش گرفته است مجلس به صورت یک موجود بی خاصیت و همیشه نگران از احضار و بازداشت در خواهد آمد و حریت و آزادگی خود را از دست خواهد داد و ای بسا که به تملق و چاپلوسی روی آورد. امید است در این مبانی خود تجدید نظر نمایید.

با تقدیم احترام- علی مطهری»




برچسب ها:نامه علی مطهری, دادستان تهران, محمود صادقی

سکوت؛ تنها پاسخ رسانه های اتهام زن به نظام/ چگونه یک دانشجوی بی گناه! از اردوگاه منافقین سر در آورد

در حالی عضویت مددزاده در گروهک منافقین علنی شده است که رسانه های مدافع وی که نظام را متهم به ظلم به یک دانشجو می کردند در برابر اعلام این خبر سکوت کرده اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا:طی روزهای گذشته، خبر سخنرانی شبنم مدد زاده در نشست منافقین از برخی رسانه ها منتشر شد؛ شبنم مدد زاده مهری بر ادعای باطل برخی از رسانه های زنجیره ای مبنی بر محکومیت یک بی گناه است.

اواخر سال 92 بود که یکی از زندانیان امنیتی که در اوین بود آزاد شد؛ به دنبال آزاد سازی او تمامی رسانه های بیگانه و معاند با نظام جمهوری اسلامی با مظلوم نمایی به دفاع از وی پرداختند و 5 سال حبس او را دوران مقاومت او در برابر ظلم حکومت عنوان کردند.

شبنم مدد زاده 25 ساله که از 5 سال پیش به عنوان یک دانشجوی مسأله دار باز داشت شده بود با اعترافات خود به زندان رفت.

شبنم مدد زاده که بود؟

شبنم مددزاده یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در سال 84 در رشته کامپیوتر بود که در ابتدای ورودش به دانشگاه جذب انجمن منحله 49 شد و در ترم اول خود عضو شورای این انجمن شد که به نوبه خود برای یک ورودی کم تر اتفاق می افتاد که مسئولیتی را در این انجمن بر عهده بگیرد.

در اواخر ترم اول تحصیلی خود در زمستان 86 با افزایش سرما، دانشجویان خوابگاه های این دانشگاه تحصنی را ترتیب دادند که با جریان سازی انجمن منحله 49 این تحصن در رسانه های بیگانه و معاند با عنوان یک تحصن سیاسی درج شد و تمامی تصاویر دانشجویان از سوی شبنم مدد زاده به سایت های معاند مخابره می شد.

در ادامه اغتشاشات و فعالیت های سیاسی دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم در خرداد ماه سال 87 دومین تحصن این دانشگاه رقم خورد و تعدادی از دانشجویان به خاطر وعده غذایی ماکارونی دست به تحصن زدند که در ابتدا تعداد آنها 20 نفر بود؛ در ادامه با مطرح شدن مباحث صنفی و جذب تعدا کثیری از دانشجویان تحصن اسپاگتی در دانشگاه تربیت معلم کلید خورد و بیانیه های مختلف سیاسی با موضوعات آزادی از حجاب، نقض حقوق بشر و نارضایتی از نظام به نام متحصنین و از سوی شبنم مددزاده و دیگر دوستان وی به سایت های معاند مخابره می شد.

اعتصاب غذای یک هفته ای برخی از دانشجویان، اوضاع آنها را در شرایط بحرانی قرار داد؛ اغتشاشات به تمامی دانشگاه های کشور گسترش یافت و در ادامه یک وضعیت نا مناسب در دانشگاه ها به وجود آمد.

آنچه که مهم بود بیانیه ها و شب نامه های این تحصن از سوی افرادی خارج از دانشگاه و غالبا گروهک های منافقین و پژاک از کانال شبنم مدد زاده و ناصح فریدی به دانشگاه مخابره و در دانشگاه توزیع می شد.

در ادامه نا آرامی ها در دانشگاه تربیت معلم توهین های گسترده ای به مقدسات دین اسلام شد؛ مصاحبه های گسترده شبنم مددزاده با صدای آمریکا و بی بی سی، این رسانه های معاند را دایه عزیز تر از مادر نشان می داد.

به‌طوری که وی در یکی از مصاحبه‌ها با صدای آمریکا می‌گوید: « نیروهای نظامی، کل محوطه‌ی دانشگاه را محاصره کرده‌اند ». یا این‌که «‌چندین اتوبوس پر از نیروهای انتظامی در حال آماده شدن برای حمله به دانشگاه است».

وی به‌دلیل این‌که دانشجوی رشته‌ی کامپیوتر بود، با کمک لپ‌تاپ شخصی، علاوه بر ویرایش عکس‌ها و فیلم‌ها برای ارسال به رسانه‌های خارجی، در ساختن کلیپ‌های مختلف از تحصن، و همچنین تهیه‌ی نشریه و خبرنامه‌ی روزانه‌ی تحصن نیز فعال بود.

اما در این بین، مسأله‌ای که بیشتر جلب توجه می‌کرد، مانور کم‌سابقه‌ی تلویزیون منافقین روی تحصن تربیت معلم بود. به‌طوری که تلویزیون منافقین هر شب در گزارش‌های خبری خود، تصاویر تقریباً زنده‌ای ( تنها با چند ساعت تأخیر) از تحصن دانشگاه تربیت معلم پخش می‌کرد.

توهین به مقدسات به جایی رسید که برخی از سر کرده های متحصنین به خود اجازه دادند تا مصادیق شرم آوری را برای لباس روحانیت در جمع دانشجویان عنوان کنند.

با عقب افتادن امتحانات این اغتشاش به پایان رسید اما رسانه های بیگانه توانسته بودند از این اب گل آلود با کمک شبنم مددزاده ماهی مورد نظر خود را بگیرند.

با شروع سال تحصیلی جدید از ابتدای مهر سال 87 و منحل شدن انجمن 49 در دانشگاه تربیت معلم، فعالیت های زیرزمینی این انجمن با محوریت شبنم مددزاده و چند تن دیگر آغاز شد و نتایج آن شب نامه ها و بیانیه هایی بود که در دانشگاه توزیع می شد.

بیانیه هایی با محوریت نبود آزادی بیان، عدم لزوم رعایت حجاب، تشکیل دفتر مارکسیت ها در دانشگاه، اجازه فعالیت به سوسیالیست ها، نبود دفتر فمنیست در دانشگاه و ... که روزانه صدها بیانیه که از سوی منافقین نوشته شده بودند از کانال شبنم مددزاده در دانشگاه توزیع می شد.

در تاریخ اول اسفند 87 که دیگر ارتباط شبنم مددزاده با گروهک های ضد نطام برای همه مشخص شده بود، این شخص به همراه برادر اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق دستگیر، و روانه‌ی زندان شد.

علی‌رضا جمشیدی سخنگوی قوه‌ی قضائیه در 13 اسفند در نشستی مطبوعاتی در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران، اتهام مددزاده را همکاری با سازمان مجاهدین اعلام کرد.

ناصح فریدی، دانشجوی دستگیر شده در اغتشاشات تهران و جاسوس سازمان منافقین در جریان بازجویی اعتراف به ارتباط سازمانی با دانشجوی دستگیر شده، شبنم مدد‌زاده، کرد و اخبار و اطلاعات دانشگاه تربیت معلم را توسط عکس‌، فیلم و ... از طریق حضور وی در دانشگاه به شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه‌، رادیو فردا و سایت‌های منافقین و معاند نظام، و شبکه‌ی آزادی ارسال می‌کرده است.

پس از دستگیری شبنم مددزاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای انجمن منحل شده‌ی 49 تربیت معلم، فرصتی برای سایت‌های ضدانقلاب فراهم آمد تا با انتشار اخبار کذب و گاهی متناقض، هجمه‌های سنگین خبری را برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه علیه نهادهای داخل کشور انجام دهند.

همزمان با رسانه‌های بیگانه، برخی از همفکران وی در دانشگاه با عنوان دفاع مددزاده، از همان روزهای اولیه‌ی دستگیری وی، جوسازی‌های شدید خود را شروع کردند.

این افراد با انتشار عکس‌ها، اخبار و مقالات مختلف، به تاخت و تازهای خود علیه نیروهای ارزشی ادامه می‌دادند و از انتشار هرگونه خبر درست درباره‌ی شبنم مددزاده جلوگیری می‌کردند.

18 اسفند یعنی هجده روز پس از دستگیری مددزاده بود که برخی از دانشجویان همفکر با شبنم مدد زاده مادر وی را به دانشگاه آوردند و تجمعی نیز به همین مناسبت شکل دادند.

در این رابطه وبلاگ انجمن منحل شده‌ی 49 تربیت معلم با خبری تحت عنوان « تجمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به ادامه‌ی بازداشت شبنم مددزاده » در 18 اسفند 1387 می‌نویسد « ظهر امروز و همزمان با حضور مادر شبنم مددزاده دانشجوی بازداشت‌شده‌ی دانشگاه تربیت معلم تهران، دانشجویان این دانشگاه تجمع اعتراض‌آمیز برگزار کردند.

این وبلاگ می افزاید: در این تجمع که با حضور بیش از 300 نفر از دانشجویان برگزار شد، دانشجویان با سر دادن شعارهای "‌یار دبستانی " ، " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و " مدعی عدالت، خجالت خجالت " ، خواستار آزادی هر چه سریع‌تر این دانشجو شدند.

این وبلاگ نوشت:  مادر این دانشجو در حالی‌که در وضعیت روحی بسیار بدی به‌سر می‌برد، به‌سختی می‌توانست منظور خود را بیان کند. سخنان وی که توسط تعدادی از دانشجویان آذری‌زبان ترجمه می‌شد، بیانگر نگرانی از وضعیت دخترش بود.

این وبلاگ افزود: او با بیان این‌که 18 روز است از فرزندش بی‌خبر است، و هیچ نهاد مسؤولی پاسخگوی این مسأله نیست، مسؤولین را تهدید به خودسوزی کرد. این تجمع 300 نفری که از محوطه‌ی دانشگاه آغاز شده بود، به‌مدت 1 ساعت و تا ساختمان حراست دانشگاه ادامه یافت.

سه روز بعد از دستگیری مددزاده، اولین واکنش به دستگیری وی، بیانیه‌ی کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بود که علاوه بر محکوم نمودن دستگیری مددزاده، وی به عنوان « دبیر سیاسی انجمن اسلامی تربیت معلم، و عضو هیأت رئیسه‌ی شورای تحکیم تهران » معرفی شده است ( خبرنامه‌ی امیرکبیر - 3 اسفند 1387 )

سایت کمیته‌ی گزارشگران حقوق بشر، وی را این‌گونه معرفی می‌کند:

« شبنم مددزاده عضو شورای مرکزی انجمن تربیت معلم که از نخستین روز اسفند ماه سال 1387 بازداشت، و به زندان اوین منتقل شد. وقتی فرزاد برادر وی برای پیگیری وضعیت وی مراجعه . . . » ( اردیبهشت 1388 )

سایت رادیو دویچه‌وله آلمان طی خبری در تاریخ 4 / 6 / 2009 وی را این‌گونه معرفی می‌کند: « شبنم مددزاده از فعالان دانشجویی تربیت معلم است که شرکت فعالی در سازمان‌دهی، تحصن، و اعتصاب غذای 12 روزه‌ی بیش از 120 تن از دانشجویان در خرداد ماه سال 1387 داشت ».

بر خلاف آنچه که همفکران وی در دانشگاه و در بنگاه‌های خبری مطرح می‌کردند، دستگیری وی به این اتهام برای نخستین بار نبوده است.

مددزاده پس از پایان دوره‌ی پیش‌دانشگاهی، هنگامی که قصد داشت کشور را به مقصد پادگان اشرف ترک کند، در مرزهای غربی کشور دستگیر، و پس از طی مراحل قانونی، و اخذ تعهد، آزاد شده است.

همچنین سه نفر از افراد درجه‌ی یک خانواده‌ی وی عضو سازمان منافقین، و مستقر در پادگان اشرف (مقر سازمان مجاهدین) هستند. پسر عموی وی نیز به همین جرم در زندان رجایی‌شهر کرج به حبس 10 ساله محکوم شده است.

این در حالی است که در درگیری های اردوگاه اشرف دو تن از خواهران شبنم مدد زاده به نام های مهدیه و عالم و برادران وی با نام های علی اکبر و فرشید کشته شدند.

همان‌گونه که گذشت، سردسته‌های انجمن منحل شده‌ی 49 در دانشگاه برای سرپوش گذاشتن به اتهامات مطرح شده، دستگیری وی را تنها به‌خاطر پیگیری مسائل صنفی دانشجویان می‌کنند، و حتی در جاهایی دستگیری وی را تنها به‌دلیل نوشتن یک مقاله عنوان می‌کردند! در گفت‌وگو با رسانه‌ها و سایت‌های معارض و ضدانقلاب، اظهارات جالب و متفاوتی را مطرح می‌کنند.

یکی از دانشجویان عضو 49 که تلاش‌های زیادی برای سوءاستفاده از دستگیری مددزاده انجام داده است، در گفت‌وگو با رادیو دویچه‌وله درباره‌ی علت دستگیری مددزاده می‌گوید: از اواسط بهمن‌ماه، انجمن اسلامی دانشجویان تربیت معلم دست به یک‌سری اعتراضات صنفی زد که با جمع کردن امضاء برای تغییر دادن برنامه‌ی غذایی دانشجویان، و نحوه‌ی عملکرد وزارت اطلاعات شروع شد. این برنامه با وجود نرمی و قانونی بودنش، موجب نگرانی مسؤولان دانشگاه شد. روز سی‌ام بهمن‌ماه جمع‌آوری امضاء را شروع کردیم، و روز اول اسفند ماه شبنم مددزاده را بازداشت کردند.

به‌نظر این دانشجو این‌که به فعالان دانشجویی همچون شبنم مددزاده اتهام‌هایی چون محاربه و همکاری با مجاهدین را می‌زنند، روشی نسبتاً جدید است.

وی می‌گوید: فضا، فضای انتخابات است، و بر همه این مسأله روشن و واضح است که تأثیر دفتر تحکیم وحدت در انتخابات، تأثیری شایان ذکر است. ( سایت کمیته‌ی گزارشگران حقوق بشر – 15 خرداد 1388 )مسأله‌ی جمع‌آوری امضاء چه بود؟

در اواخر بهمن طیف افراطی انجمن منحل شده‌ی 49 در خوابگاه خواهران با محوریت شبنم مدد زاده با مراجعه به اتاق‌های دانشجویان در خوابگاه، و با اعلام این‌که قصد دارند با جمع‌آوری امضاء از مسؤولین دانشگاه، بخواهند صبحانه را همراه شام توزیع کنند؛ اما پس از جمع‌آوری امضاء، با تعویض سربرگ نامه‌ها قصد داشتند آن‌را برای سازمان ملل و شخص بان‌کی‌مون بفرستند. که با لو رفتن طرح، این توطئه ناکام ماند.

قرار بود این طومار نه با عنوان تغییر برنامه‌ی غذایی، بلکه با عنوان " طومار امضای درخواست دانشجویان تربیت معلم برای حذف نام منافقین از لیست گروه‌های تروریستی " ارسال شود.

محمد اولیایی‌فرد که به‌عنوان وکیل شبنم مددزاده معرفی شده است، در گفت‌وگو با رادیو فردا، درباره‌ی آخرین وضعیت پرونده‌ی موکلش در پاسخ به سؤال " اتهام محاربه به چه دلیل به خانم شبنم مددزاده نسبت داده شده است؟ " اظهارات جالبی را مطرح می‌کند: یکی از بستگان خانم مددزاده که در خارج از کشور به‌سر می‌برند، بچه‌ی کوچک خود را نزد خانم شبنم مددزاده گذاشته بوده، و خانم مددزاده و آقای فرزاد مددزاده از این بچه نگهداری می‌کرده‌اند! والدین بچه نتوانسته‌اند او را با خودشان ببرند. طبیعی بوده است که آنها برای جویا شدن از حال کودک‌شان ،‌از خارج کشور زنگ بزنند، و پیگیر وضعیت کودک‌شان باشند که نزد این افراد نگهداری می‌شده.

متأسفانه این ارتباط را که یک ارتباط کاملاً خانوادگی بوده ،‌ به‌عنوان ارتباط با بیگانگان نسبت داده، و اتهام محاربه زده‌اند. من در دفاعیاتم به‌طور واضح و مشخص نوشتم که هر انسانی بود، به‌هر حال این مسأله برایش پیش می‌آمد‌، حتی اگر ریاست دادگاه هم بود. بنابراین اصلاً بحث محاربه نیست. ضمن این‌که محاربه در قالب ماده‌ی 186 قانون مجازات اسلامی نمی‌گنجد!

اولیائی‌فرد در مقاطع مختلف، اظهارات ضد و نقیضی را مطرح می‌کند. اما با پیگیری حرف‌های سربسته‌ی وی، به نکات جالبی می‌رسیم:

به‌نظر می‌رسد این اظهارات اولیائی‌فرد اشاره به دو نفر از منافقین به‌نام‌های " نقاش‌کار " و " سهیلی " در کشور نروژ باشد. که این افراد قصد داشتند از طریق دبیر سابق انجمن منحل شده‌ی 49 ( که در زمان تحصن و اغتشاش خرداد ماه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود ) با مددزاده ارتباط برقرار کنند.

آخر ماجرا در همان روزهای اول لو رفت

در حالی که از همان روزهای اولیه‌ی دستگیری مددزاده شدیدترین جوسازی‌های خبری جهت بی‌گناه جلوه دادن وی شروع شده بود، سازمان منافقین با انتشار بیانیه‌ای که روی خبرنامه‌ی امیرکبیر قرار گرفت، با بیان این‌که از اعضای این سازمان در تهران دستگیر شده است، دستگیری وی را محکوم نمود. اما این بیانیه در همان ساعات اولیه‌ی انتشار، از روی خبرنامه‌ی امیرکبیر حذف گردید.

از همان روزهای اول، سازمان منافقین ( مجاهدین ) از دستگیری شبنم مددزاده کاملاً خرسند بود. به‌طوری که یکی از منافقین خوشحالی خود را نتوانسته بود نگه دارد، و طی مقاله‌ای ضمن اشاره به دستگیری مددزاده می‌نویسد: قبلاً ‌ دستگیری و اعدام‌ها در شهرهای مرزی ایران بود، اما الان توجه کنید دستگیری مددزاده در سیستان یا کردستان نبوده ،‌ بلکه در تهران است. و این نشانگر این است که ما تا تهران نفوذ کردیم و در تهران نیز نیرو داریم!

آنچه که گذشت شرحی از اقدامات جوان ترین زندانی امنیتی در اوین بود که روزی به خاطر فعالیت های ضد نظام در دانشگاه ها، روزی به خاطر زندانی شدن و روزی هم به خاطر آزادی اش به خوراک خبری رسانه های معاند تبدیل شده است؛ رسانه هایی که یک بار به هنگام دستگیری وی، یک بار هنگام دادگاه های او و یک بار به مناسبت آزادی اش از وی چهره معصومانه ساختند.

آنچه که مهم است ارتباطات گسترده او در تمام مقاطع تحصیلی با منافقین و همچنین نقش اصلی در ایجاد اغتشاش در دانشگاه ها نکاتی است که این رسانه ها بر اساس نقسه های خود آنها را کتمان می کردند و گاهی حتی منکر این ارتباطات می شدند.

این روزها با سخنرانی مدد زاده پشت تریبون منافقین، گره سال های گذشته گشوده می شود؛ رسانه هایی که ادعا می کردند مدد زاده یک دانشجوی معصوم و مظلوم است، بعد از خروج وی از ایران و پیوستن به هم کیشان خود در پاریس ساکت بودند و امروز هم ساکت ماندند.

این رسانه ها اشاره ای به سابقه هوچی گری و اتهام زنی به نظام جمهوری اسلامی در سال های گذشته نکردند که چگونه یک فعال دانشجویی سر از کمپ منافقین در پاریس درآورده است.




برچسب ها:در پی علنی شدن ارتباط مددزاده با منافقین

وجود شاکیان خصوصی و بیان سخنان خلاف واقع توسط جناب صادقی، چیزی نیست که نمایندگان دیگر از آن بی‌اطلاع باشند. وی مدعی شده است برخی از مبالغ اختلاس شده در ستاد انتخاباتی آقای جلیلی هزینه شده است این ادعایی عجیب است که آقای صادقی برای آن دلیلی اقامه نکرده است.


محمود صادقی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا/محمدصالح مفتاح:شب گذشته خبر صدور حکم جلب آقای محمود صادقی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی منتشر و پس از آن حاشیه‌هایی در فضای رسانه‌ای مطرح شد. ذکر چند نکته درباره این خبر خالی از لطف نیست:

1-  بر خلاف آنچه دکتر احمد توکلی گفته است، قانون نظارت بر عملکرد نمایندگان، نافی رسیدگی قضایی به تخلفات نمایندگان نیست و حتی تصریح دارد که رسیدگی قضایی مانع رسیدگی این هیات نمی‌شود. و نیز خلاف آنچه دکتر توکلی گفته هیچ نصی در قانون اساسی وجود ندارد که قوه قضاییه را ملزام کند که برای رسیدگی یا تعقیب قضایی، رییس مجلس موافقت کند یا در جریان باشد! 

متن فعلی قانون چنین معنایی ندارد، اما این متن هم مورد مخالفت شورای نگهبان واقع شده است و آن را رد کرده است. اما در روزنامه رسمی درج شده است! که همان زمان به دلیل این ایراد رییس جمهور حاضر به امضای این قانون نشد و رییس مجلس خودش آن را ابلاغ کرد!

قانون نظارت بر عملکرد نمایندگان

2-  رویه قوه قضاییه این است که مواردی که مشمول تهمت به دستگاه قضایی کشور باشد را سریعا پیگیری می‌کند و اصل مصونیت پارلمانی را در این موارد جاری نمی‌داند و آن را در راستای مسئولیت نمایندگان و ایفای آن تلقی نمی‌کند. کما اینکه در مجلس ششم آقای حسین لقمانیان (نماینده همدان) محکوم شد و به زندان رفت. پرونده‌های دیگری هم مشابه این مساله در سال‌های اخیر مطرح شده است. و از آن جمله می‌توان به اعلام جرم دادستانی علیه آقای رسایی اشاره کرد که مورد استقبال روزنامه‌های اصلاح‌طلب قرار گرفت.

اعلام جرم دادستانی تهران علیه رسایی

3- هرچند اصل 86 قانون اساسی بیان می‌دارد: «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌‏اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌‏اند تعقیب یا توقیف کرد.‏» اما با توجه به سایر اصول (مانند اصل استقلال قوا در اصل 57) اموری که خارج از وظایف نمایندگی باشد مشمول اصل مصونیت نمی‌شود.

4- سال گذشته و در جریان رسیدگی به پرونده دکتر احمد توکلی به عنوان مدیرمسئول پایگاه خبری الف، دادسرای تهران شکایت آقای صالحی امیری را بابت انتشار متن نطق آقای توکلی در سایتش، خارج از صلاحیت‌های نمایندگی دانست و برای آن کیفرخواست صادر کرد. در همان زمان هیچ‌کدام از شخصیت‌های حامی دولت و اصلاح‌طلب از این رویه انتقاد نکردند. یعنی دولت یازدهم معتقد است که نطق نمایندگان در مخالفت با وزرا می‌تواند موضوع جرم واقع شود! حال باید از این آقایان پرسید چرا تاکنون برخلاف اصل مصونیت قضایی نمایندگان رفتار کرده‌اند؟ در این مورد معتقدم رفتار دادستانی خلاف قانون اساسی بوده، اما استاندارد دوگانه برخی سیاسیون محل مناقشه است!

5- از سوی دیگر وجود شاکیان خصوصی (از جمله جمعی از دانشجویان بورسیه و نیز نمایندگان مجلس) و بیان سخنان خلاف واقع توسط جناب صادقی، چیزی نیست که نمایندگان دیگر از آن بی‌اطلاع باشند. مثلا وی مدعی شده است برخی از مبالغ اختلاس شده در ستاد انتخاباتی آقای جلیلی هزینه شده است؛ ادعایی عجیب که آقای صادقی برای آن دلیلی اقامه نکرده است. اما به برخی افراد (که به تعبیر خانم کولایی «با رانت و پول» در لیست امید حاضر شده‌اند) امیدی نیست که به دنبال حقیقت و حقوق مردم باشند.

روزنامه آرمان و لیست امید

6- به نظر می‌رسد جریان حامی دولت در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر در سال آبنده، به دنبال جنجال‌سازی است و متاسفانه برخی رفتارهای دستگاه قضایی می‌تواند به دوپینگ جریان اصلاحات بدل شود. چرا که جریان غوغاسالار به دنبال سوء استفاده و جنجال‌سازی است. یک روز کنسرت‌ها، یک روز ممانعت از سخنرانی علی مطهری و حالا هم برخورد با یک نماینده جنجالی. کاش ما اصحاب رسانه هم باور داشته باشیم که «الباطل یموت بترک ذکره» و به جای انرژی دادن به جریان باطل، آنها را به حال خود رها کنیم. در آن صورت امروز به جای انشا خواندن در امور سیاسی، مجبور خواهند شد تا حساب بی‌تدبیری‌ها را پس دهند. متاسفانه روزی که باید استیضاح وزیر راه و شهرسازی اعلام وصول شود، قوه قضاییه متهم خواهد بود.

7- دوگانه آزادی یا امنیت، دوگانه‌ای دولت ساخته است که به دنبال آن است که با آن جریان سیاسی خود را از پاسخگویی در زمینه معیشت مردم برکنار بدارد. می‌خواهند جنجال برگذار نشدن کنسرت‌ها و سخنرانی علی مطهری را چنان در بوق کنند که کسی یادش نماند بیکاری و رکود در سال‌های اخیر چه بر سر مردم و کشور آورده است. چنان در ظاهر برای آزادی جنجال کنند که کسی باور نکند امنیتی‌ترین دولت پس از انقلاب امروز بر سر کار است.




برچسب ها:حکم بازداشت محمود صادقی

اعلام رمز عملیات و مصاحبه فائزه هاشمی و در تی وی

تلویزیون ضد انقلاب در تی وی با سابقه و هدفی که از یکسو نقش سخنگویی گروهک تروریستی منافقین را دارد و از سویی دیگر تلاش دارد اهداف سرویس های جاسوسی ضد ایرانی غربی را البته به صورت غیر حرفه ای پیاده کند نقطه مشترک مهمی با برخی افراد و جریانات سیاسی داخل کشور نیز پیدا کرده که این نقطه همکاری از لابه لای برخی مصاحبه ها ی رمز الود در مقاطع خاص قابل مشاهده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا و میزان، 20 اکتبر 2016 -29 مهر 95 ساعت 11 دقیقه بامداد

 
تلویزیونی که نقش سخنگویی گروهک منافقین و عناصر فرقه ضاله بهائیت را دارد با انتشار گزارشی سراسر دروغ و جعل ، اتهاماتی را به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی منتسب می کند... این گزارش قرار است آغاز هجمه همه جانبه ی دیگری به ارکان نظام جمهوری اسلامی شود.

21 اکتبر 2016- 30مهر 95 ساعت 22:10 دقیقه 

فائزه هاشمی در مصاحبه با همین تلویزیون حمایت خود را از انتشار این گزارش و روند دروغ پردازی علیه ارکان نظام جمهوری اسلامی اعلام می کند.

دشمنان نظام اسلامی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایران و هدایت آنها به سمت اهداف خود روزی نیست که تلاش جدیدی در عرصه های مختلف انجام ندهند، از "در تی وی" هم می توان به یکی از آخرین تلاش ها و دست و پا زدن دشمنان برای انحراف افکار عمومی ایرانیان یاد کرد، خاستگاه فکری این شبکه تلویزیونی اینترنتی فرقه ضاله بهاییت است.

تلویزیونی در پوشش حمایت از مسائل حقوق بشری

تلویزیون اینترنتی "در تی وی" ، یکی از هزاران تلاش معاندین انقلاب اسلامی است که در قالب و پوشش حمایت از حقوق بشر در تلاش است تا با برنامه سازی های خود مردم ایران به مسئولین و انقلابیون بدبین کند.

اعلام فراخوان‌ برای آشوب های خیابانی با سلاح سرد و گرم،  بخشی از اقدامات میدانی مجموعه تحت عنوان در تی وی به مدیریت مصطفی آزمایش بوده است و در کنار آن تلاش برای جلب آرا و نظرات دیپلمات های اروپایی و کرسی داران موثر در سازمان ملل با هدف تصویب تحریم های بیشتر اقتصادی و سیاسی علیه ملت ایران و با بهانه های واهی به نام نقض حقوق بشر نیز پررنگ بوده است. این مجموعه از حمایت رسانه ای سلطنت طلبان و گروهک تروریستی منافقین هم برخوردار است.

5 هدف اصلی "در تی وی"

از "تخریب ارکان اصلی نظام"، "ایجاد بدبینی"، "سلب اعتماد عمومی" در داخل کشور، "تحریک مردم علیه نظام اسلامی" و "سوء استفاده از پوشش حقوق بشر" می توان به عنوان اهداف اصلی این شبکه البته غیر حرفه ای و تازه تاسیس یاد کرد.

مدیر در تی وی را بشناسید

مدیریت اجرایی این بخش از پروژه تخریب  با شخصی است به نام مصطفی آزمایش ساکن فرانسه که از حامیان فتنه 88 است. 

آزمایش مدتی به همکاری رسمی با گروهک منافقین نیز پرداخته و به عنوان سخنگوی فرقه رجوی فعالیت می کرد.

مصطفی آزمایش بهمراه طیفی از همراهانش از همان ایام فتنه 88 در کنار کمک‌های بی‌دریغ و آشکار مالی به برخی جریان‌های سیاسی ،‌ پروژه ایجاد و تقویت جریانات ضد انقلاب در داخل کشور را با همکاری مشترک اداره «دموکراسی، حقوق بشر و کار» یکی از مهم ترین ادارات وزارت امور خارجه امریکا و سرویس اطلاعاتی فرانسه D.S.T پیش می برد.

تخریب دستگاه قضا با اعلام رمز عملیات و  مصاحبه فائزه هاشمی

حال تلویزیون ضد انقلاب در تی وی با این سابقه و هدف که از یکسو نقش سخنگویی گروهک تروریستی منافقین را دارد و از سویی دیگر تلاش دارد اهداف سرویس های جاسوسی ضد ایرانی غربی را البته به صورت دست و پا زدن رسانه ای پیاده کند نقطه مشترک مهمی با برخی افراد و جریانات سیاسی داخل کشور نیز پیدا کرده که این نقطه همکاری از لابه لای برخی مصاحبه ها ی رمز الود در مقاطع خاص قابل مشاهده است.

آخرین و مهمترین دستور العمل سرویس جاسوسی به عناصر منافقین در این تلویزیون پروژه تخریب دستگاه قضایی کشور است که بررسی ها نشان می دهد در این مورد همکاری پررنگی و قابل تاملی از سوی برخی جریانات سیاسی به بن بست رسیده و منحله داخل کشور با این شبکه صورت می گیرد.


عملیات با یک خبرسازی جعلی مشابه صد ها عنوان اقدامات کور منافقین در طول سالهای انقلاب اسلامی اینبارعلیه قوه قضائیه شروع می شود و با مصاحبه فوری و دستپاچه فائزه هاشمی همنشین این روزهای عناصر فرقه بهائیان در تایید این خبرسازی وارد فاز دیگری می شود.

مصاحبه فائزه هاشمی با در تی وی با این پیشینه و کارکرد روشن که به نظر می رسد برای رسمیت دادن به این عملیات در داخل و خارج کشور بوده است نشان می دهد عده ای پروژه تخریب قوه قضائیه را از درون و عده ای از خارج از مرزها اداره می کنند.  نقطه تلاقی این دوگروه، هدفگذاری تضعیف نظام جمهوری اسلامی و تهاجم علیه ولایت فقیه است؛ چرا که "عدالت" از ارکان این نظام و نماد مشروعیت آن به شمار می رود . دشمن تصور می کند با تخریب تصویر «عدالت قضایی» در اذهان خواهد توانست مرزهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی را بپیماید.

طراحان سناریوی تخریب دستگاه قضا،‌ می کوشند از این طریق بر کارکرد نظارتی قوه قضائیه تأثیر بگذارند و به سوء استفاده جریانات مالی، سیاسی و اخلاقی در حاشیه های به ظاهر امن ادامه دهند، حال آن که هر چه شعاع تخریب ها گسترده تر شود، قاطعیت نظام قضایی در برخورد با مفاسد اقتصادی و اداری طبق قانون افزایش می یابد.


هماهنگی ضد انقلاب در سوژه های تخریبی

نکته قابل توجه و همچنین قابل تامل در هماهنگی پرداختن به سوژه های تخریبی و نشر اکاذیب در این تلویزیون به ظاهر حقوق بشری با حلقه جدیدی از جریان رسانه های بیگانه و حامی فتنه است، اتهامات بدون سندی که به طور مشترک میان برنامه صفحه آخر صدای امریکا و چند کانال تلگرامی برای تشویش اذهان و سلب اعتماد عمومی داخل ایران دست به دست می شود.
 

یسی

نشست مشترک رضا پهلوی و مصطفی آزمایش تحت عناوین به اصطلاح حقوق بشری


ردپای بهاییان در "در تی وی" و انتخاب مصاحبه شوندگان از داخل ایران

با وجود اینکه سردمداران "در تی وی" ادعای مسلمانی دارند اما اسناد غیرقابل انکاری از همکاری این شبکه با بهائیان شاخه مرتبط با حیفا به دست آمده است. 

یسی

 

نشست مشترک مصطفی آزمایش با خانم دیان علائی، نماینده جامعه بهایی حیفای اسرائیل


فائزه پای ثابت "در تی وی" و اعلام رمز عملیات علیه ارکان نظام اسلامی 

به عنوان مثال فائزه هاشمی که پس از اجرای حکم قضایی اش ارتباطاتش با طیف بهائیان فعال در موارد ضد امنیتی را با حمایت و حضور در محافل خصوصی آن ها آشکار ساخته از میهمانان پای ثابت این شبکه تلویزیونی معاند شده است.

خانم فائزه هاشمی به بهانه های مختلف و با علم به سوابق این مجموعه مرتبط با سرویس های جاسوسی غربی بهمراه طیفی از فعالان فتنه 88 و محکومان امنیتی از جمله مهدی خزعلی ، محمد نوریزاد، محمد ملکی ، ابوالفضل قدیانی، هاشم خواستار، محمد سیف زاده، نسرین ستوده از چهره های ثابت در تهیه خوراک رسانه ای این تلویزیون معاند هستند. 

یسی
فائزه هاشمی با فریبا کمال آبادی، عضو ارشد بهائیت مرتبط با حیفای اسرائیل


در بخشی از تصویر منتشر شده از این دیدار، عکسی بر روی دیوار از عباس افندی فرزند ارشد بهاءالله (بنیانگذار فرقه ضاله بهائیت) دیده می‌شود.

همنشین های فائزه هاشمی چه کسانی هستند؟/همنشینی های فائزه با عناصر فرقه ضاله به فضای رسانه ای هم کشیده شد

فریبا کمال‌آبادی از سرکردگان فرقه ضاله موسوم به بهایی‌های ایران متولد 22 شهریور 1341 در تهران است،سازمان کار این فرقه انگلیسی ساخته در سرزمین های اشغالی بنا شده است .

 جاسوسی بهاییان برای اسرائیل موضوع جدیدی نیست. موقعیت «بیت‌العدل» یعنی تشکیلات راهبری بهاییان دنیا در حیفا در واقع ماهیت واقعی فرقه بهائیت را نشان داده است. در نهایت نه‌تنها در ایران بلکه تشکیلات بهائیت در سراسر دنیا به عنوان تشکیلاتی در اختیار رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود. در ایران نیز بارها جداشدگان از فرقه بهائیت درباره جاسوسی بهاییان برای رژیم صهیونیستی اظهارنظر کرده‌اند. جمع‌آوری اطلاعات در حوزه‌های مختلف و انتقال این اطلاعات به بیت‌العدل در حیفا یک تکلیف برای سرکرده های بهاییان در ایران است و از آن سو انتقال این اطلاعات به رژیم صهیونیستی از طریق بیت‌العدل نیز رویه ثابت در تعامل بهاییان با رژیم صهیونیستی است.

فریبا کمال‌آبادی که  فائزه هاشمی به دیدارش رفته در سال 1361 با «روح‌الله طایفی نصرآبادی» ازدواج کرد. وی از مدافعان سرسخت هم‌جنس‌گرایی است و سال 90 در مجمعی در شیراز، طی سخنانی تمام قد از هم‌جنس‌بازان دفاع کرده است!
 


یسی

جلسه مشترک وحید بهشتی ( سخنگوی انجمن) بهمراه دیان علائی، نماینده جامعه بهایی حیفای اسرائیل با احمد شهید برای بررسی تحریم های بیشتر به ملت ایران و فشار سیاسی به جمهوری اسلامی  

فائزه هاشمی اخیرا با شرکت در برنامه تلویزیونی در تی وی تلویحا از پخش شایعات هدفمند در پی تخریب قوه قضائیه که نقشی اثر گذار در کنترل بی قانونی های فتنه 88 را داشته حمایت می کند.

در ابتدای این برنامه هدفمند اتهامات تماما دروغ اقتصادی به قوه قضائیه زده می شود در حالی که علی طیب نیا وزیر اقتصاد شایعه برخی سایت های خارجی   در این مورد را مردود دانسته و اعلام کرده قطعا و کاملا ناصحیح است. اتهاماتی که بجای تردید در آن قبل از اثبات و ارائه اسناد ، از سوی فائزه هاشمی به بهانه سوال از مسئولان نظام تلویحا مورد تشکر و حمایت قرار می گیرد. فائزه هاشمی در گفت‌وگو با «دُر تی وی» می گوید: افشای این حجم فساد مدیران نظام باعث تأسف، ولی «در جهت شفاف‌سازی، امیدوار کننده است.»

اکنون بیش از پیش به نظر می رسد نقطه اشتراک فائزه هاشمی با جریان معاندی چون در تی وی ارتباطات مشترک و دوستی با جریان فرقه انگلیسی ساخته بهائیت است.

چندی پیش مصطفی آزمایش به عنوان مدیر مسئول انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران با شرکت در کنفرانسی در پارلمان اروپا با سیاه نمایی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران سعی می کند نقش بدخیم ترین جریان ضد انقلاب در خارج از کشور را ایفا کند اما فائزه هاشمی با تهیه خوراک رسانه ای چنین مجموعه سیاهی چه اهدافی را دنبال می کند؟

مرور اقدامات کور سرویس های جاسوسی غربی با عروسک هایی همچون عناصر فرقه ضاله بهائیت و منافقین در طول حیات مبارک انقلاب اسلامی، علیه نظام اسلامی و سربلند بیرون آمدن انقلاب از همه آنها  آیینه تمام نمایی است برای همه جریانات سیاسی کشور و به ویژه فعالان رسانه ای که باید مراقب باشند در داخل بازی تماما دروغ این باند انگلیسی، صهیونیستی و فرقه ای ضد ایرانی قرار نگیرند.




برچسب ها:فائزه هاشمی, رونمایی از اتاق فرمان عملیات رسانه ای علیه قوه قضائیه
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 
https://telegram.me/alirezaEHN به کانال تلگرامی پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار خوش آمدید - E00FE22B28A17A748612B1B60D4781A7