أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلی مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم ...عاشقان عیدتان مبارک باد ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : صلوات بر من و اهل بیت من نفاق و دشمنی را از بین میبرد. عین الحیوة صفحه 414 علی رضا احسانی نیا

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : شوخی بسیار آبرو را می برد و خنده بسیار ایمان را نابود میکند و دروغ خرمی را بر می اندازد. امالی شیخ صدوق مجلس چهل و ششم صفحه 270

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
پاتوق کتاب فردا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1743
  • بازدید دیروز: 9287
  • کل بازدیدها: 4130014
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
این دولت اولین دولتی بوده که رسماً اعلام کرده کسی که به من رأی نداده در مناصب اجرایی نباید حضور یابد!
متهم کردن منتقدان به همنوایی با اسرائیل فتنه است  به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجا:محمد حسین صفارهرندی 4سال سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در کارنامه دارد و پیش از آن هم سردبیر روزنامه کیهان بوده است. این سوابق موجب شده تا صفار هرندی را به عنوان چهره‌ای سیاسی- فرهنگی بشناسند. صفارهرندی به دلیل سوابق مطبوعاتی گسترده، مصاحبه و سخنرانی‌های متعدد، می‌داند که چه حرف‌های را بزند و چه حرف‌هایی را نزند و چه سخنانی مورد استقبال خبرنگار قرار می‌گیرد.
در این دو سال اخیر و با روی کار آمدن دولت یازدهم،‌ شاهد هستیم که شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی که رئیس جمهور، رئیس آن است،‌ ناکارآمدتر شده است. نظرتان در این خصوص چیست؟
البته من عضو این شوراها نیستم. چون من در شورای عالی انقلاب فرهنگی عضویت ندارم، اطلاعاتم اطلاعات مستقیم نیست و اطلاعات غیرمستقیم است. بعضی از اعضای شورا هم که با آنها ارتباط دارم، پیگیر اطلاعات هستم. اجمالا به نظر می‌رسد یک تصوری که تا به حال میان بعضی از مسئولین -به‌خصوص در مقاطعی مسئولین قوه مجریه- وجود داشته است، که حضور شورای عالی انقلاب فرهنگی ضرورتی ندارد یا حد فعالیت‌ها و عملش به اندازه‌ای نیست که الان در آن ورود می‌کند و باید پر و بالش را محدودتر کرد. اگر از آنها بپرسید شاید هم بگویند که در قانون اساسی نیامده یا به معنای مصطلح، جایگاه قانونی ندارد. به نظر می‌رسد که در این دوره اگر این حرف هم زده نشود، اما راجع به جایگاه عملی شورای عالی انقلاب فرهنگی در میان مسئولین تردید وجود دارد. به تبع آن تردید احتمالاً اتفاقاتی می‌افتد که بخشی از آن مورد اشاره شما بود.
درباره شورای عالی فضای مجازی هم همین طور؟
من راجع به آن شورا کمتر اطلاع دارم. اجمالا می‌دانم جلساتی که آنجا تشکیل شده، تعدادش خیلی کم بوده و به نظر می‌رسد که در آنجا ما شاهد دو نوع برآورد هستیم. یکی برآوردی که اعتقادی به مدیریت کردن فضای مجازی ندارد و خیال می‌کند که فضای مجازی مدیریت‌پذیر نیست. یکی هم برآوردی که می‌گوید نه، در همه جای دنیا فضای مجازی را مدیریت می‌کنند و می‌شود مدیریت کرد ولی کمی کار سختی است؛ منتها نمی‌شود به اعتبار این که کار سختی است آن را کنار بگذارند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی هم روی شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم شورای عالی فضای مجازی تأکید داشته‌اند. درباره شورای عالی انقلاب فرهنگی که به صراحت چند بار درباره تشکیل قرارگاه فرهنگی در کل کشور گفته‌اند. درباره شورای عالی فضای مجازی هم چنین چیزی از ایشان نقل شده که من اگر رهبر نبودم و تنها می‌خواستم یک مطلب را پیگیری کنم، بحث فضای مجازی بود. با این نگاهی که شما می‌گویید،‌ مسیر اصلاح این نگاه چیست؟
ببینید، درباره شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گویم اول اسم این شورا را کنار بگذاریم. اگر قرار باشد که در ارتباط با مباحث حوزه فرهنگی و آموزش و مسائل از این دست، یک مرکزیتی در حکومت باشد که مباحث فرهنگی را در حد سیاستگذاری‌های کلان بررسی کند، آیا چنین چیزی ضروری هست یا نه؟ اول باید درباره این مورد به جوابی برسیم. من بعید می‌دانم که آقایان معتقد باشند که می‌شود بحثی با چنین اهمیتی را به امان خدا رها کرد و بگوییم هرچه پیش آید خوش آید! چون حتی لیبرال‌مسلک‌ترین نظام‌های فرهنگی هم باز حدگذاری‌هایی دارند و چارچوب‌هایی را مشخص می‌کنند.
دوستان به فرانسه رفته بودند و می‌گفتند در آنجا بالای سر شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی‌شان اعمال مدیریت‌هایی به مراتب سخت‌تر از اینجا می‌شد. در آنجا که نظامی لیبرال‌تر از اینجا حاکم است، مدیریت می‌کنند و همین طور رها نکرده‌اند. در آمریکا هم این اعمال مدیریت و نفوذ ممکن است مستقیماً از طرف دولت نشود ولی باندها و شبکه‌های سرمایه‌داری که از پشت صحنه فضا را اداره می‌کنند، آنها بالاتر از دولت اعمال مدیریت می‌کنند. امکان ندارد اتفاقی بیفتد که آنها قبلاً برایش محاسبه نکرده باشند.
آقای دکتر مولانا می‌گفت که در آنجا ظاهراً کسی برای راه‌اندازی یک نشریه مجوز نمی‌گیرد و مجوزی نیست، ولی امکان ندارد کسی بدون این که مورد رضایت شبکه‌های قدرت باشد اصلا فرصت ایجاد کردن رسانه داشته باشد. چطور؟ وقتی می‌رود می‌گویند تو چطوری می‌خواهی رسانه را اداره کنی و پولش را از کجا می‌آوری؟ می‌گوید یک مقدار پول دارم. می‌گویند پولت چقدر است؟ با این مقدار که نمی‌شود! می‌گوید خب می‌روم و آگهی می‌گیرم. می‌گویند از کی آگهی می‌گیری؟ می‌گوید از فلان شرکت. می‌گویند فلان شرکت به تو آگهی نمی‌دهد. این‌قدر طرف را می‌پیچانند تا او آخر بگوید من باید چه کار کنم؟ می‌گویند بدون این که اسمی مطرح شود به گروه ما می‌آیی، در چارچوب مورد نظر ما عمل ‌می‌کنی، آن‌وقت برو و کارت را شروع کن. پس آنجا هم دارد مدیریت می‌شود.
آنجا مدیریت به نفع باند می‌شود، اینجا مدیریت به نفع یک تفکر می‌شود، تفکری که مبناهایش در قانون اساسی هست، در این نظام هست، در انقلابی که مردم کردند هست و مبانی عمل باید ترویج فضایل اخلاقی باشد. این فضایل اخلاقی مهندسی می‌خواهد و بهترین جا برای این مهندسی، جایی است که سران کشور در آن حاضر باشند، عناصر فرهنگی در قله‌های فرهنگی در آن باشند، دستگاه‌هایی که مستقیماً به موضوع ارتباط دارند در آن باشند. اسم این را شورای عالی انقلاب فرهنگی گذاشته‌اند. این موضوع عقلایی است. حتی اگر قانون هم نداشتیم، عقل حکم می‌کرد که چنین شورایی شکل بگیرد. آنهایی که این را انکار می‌کنند، باید ببینیم کجایش را انکار می‌کنند.
به نظر می‌رسد فرهنگ برای این دولت اصیل نیست. از رفتارهای وزیر فرهنگ دولت یازدهم برمی‌آید که مسائل فرهنگی، مسائل درجه دو برای پوشش مسائل سیاسی و اقتصادی است.
ممکن است که به فرهنگ نگاه دست دوم می‌کنند ولی به نظر می‌رسد که اتفاقا یک گونه‌ای از نگاه فرهنگی مورد اهتمام است و به نحوی معتقدند که باید این نگرش فرهنگی را ترویج کرد و باید این راه را گشود. این خودش یک مشرب است. یک وقت کسی می‌گوید برایم مهم نیست و هرچه که پیش آمد، خودبه‌خودی است؛ ولی به نظر می‌رسد اتفاقاً اینجا حساسیتی هست که نوع خاصی از نگاه فرهنگی اعمال بشود.
ویژگی‌های آن مدل خاص را می‌گویید؟
شاید دولت موجود چون پایگاه اصلی خودش را طبقه متوسط تهران‌نشین فرض کرده، علایق این طبقه را در نظر می‌گیرد. البته این طبقه دارای علایق متفاوتی هم هست، ولی برآیند اصلی‌اش این است که به جریان رفاه‌طلب تعریف می‌شود. نمی‌خواهم الزاما تعریف طبقه غیرمتدین را به کار ببرم، چون طبقه متوسط ما همه طیف‌های متدین و غیرمتدین را با هم در بر می‌گیرد، منتها بعضی‌هایشان هستند که همه آن چیزهایی را که منجر به شکل‌گیری یک قشر خاص می‌شود با هم دارند. بالاخره دولت پایگاه اصلی خودش را آنجاها می‌داند و پاسخگویی به تمایلات آنها را در مدنظر قرار داده و به آن اولویت داده است. حتی می‌ترسد یارانه اقشار ثروتمند را قطع بکند که مبادا آنها ناراحت بشوند و آنها که بخش عمده پایگاه رای‌اش محسوب می‌شوند فضاسازی بکنند. البته ممکن است رقم آنها زیاد نباشد ولی چون تریبون دارند و بلدند جوسازی کنند، طبیعتا ملاحظه آنها را می‌کند. به نظر می‌رسد انتخاب این شیوه فرهنگی، انتخابی است که از سر محاسبه است، برایش چرتکه انداخته شده است.
سال گذشته حضرت آقا در دیدار با اعضای مجلس خبرگان و بعدش هم سخنرانی نوروزی، روی حمایت از نیروهای انقلاب در عرصه فرهنگ تاکید کردند. الان یک سال از این تأکید گذشته است؛‌ به نظر شما کارنامه چه دولت درباره تاکید رهبر انقلاب در یک سال اخیر چگونه است؟
اول باید از خودشان یک گزارش گرفت که در چارچوب این تأکید چه کار کرده‌اید. ممکن است به چشم ما نیامده باشد ولی اگر بنا باشد آنها کارنامه ارائه کنند، بگویند ما در ذیل چنین عنوانی این کارها را کردیم، ولی من و شما می‌توانیم بگوییم که این کارها هرچه که بوده به چشم نیامده و حتی یک جاهایی خلافش ظاهر شده است. شاید ساکت بودن دولت در اعلام دستاوردهایش در این زمینه، کمک می‌کند که منتقدان و مخالفان دولت در این باره بیایند و حرف بزنند.
اگر ما گزارش دولت را بشنویم، آن وقت ارزیابی می‌کنیم و می‌گوییم چیزی که شما می‌گویید، آیا قرار بود سمت و سویش هم همین باشد یا سمت و سوی دیگری دارد. حتی شاید به نام دفاع مقدس فیلم درست شده یا کار هنری ارائه شده، ولی علیه دفاع مقدس جهت داشت. نه این دفعه که دفعات قبل هم بود. صرف این که کاری، نشانی از یک موضوع داشته باشد، نمی‌تواند جهت‌گیری منطبق بر آن داشته باشد. البته من معتقدم باید همه اینها را با دقت ارزیابی کرد. البته نباید موج به راه انداخت، چون من در همین دولت کارهای خوب فرهنگی هم دیده‌ام که انجام شده و نمی‌توانیم انکار بکنیم. حتی بعضی چیزهایی که دولت را به انجامش متهم می‌کنند، ممکن است جو باشد و دولت آن را انجام نداده باشد.
می‌توانم آن کارهای خوب که در ذهن شما هست را بپرسم؟
مثلا بعضی از آثار مکتوب و کتاب در همین دوره آمده و عرضه شده است.
این که کارهای دولت نیست. اگر از ناشران همین کتاب‌ها بپرسید که می‌گویند یک ریال کمک دولتی نگرفتم هیچ، سنگ‌اندازی هم کردند...
اگر بگوییم کارهای دولتی نیست، آن وقت می‌گویند چطور موارد منفی که هست، به اسم دولت نوشته می‌شود.
خب دولت آنجا باید نظارت کند.
بله، درست است. این تجزیه و تحلیل بحث می‌شود که آیا دولت بیشتر در مقام سلب موفق بوده یا در مقام ایجاب. من معتقدم دولت در همه‌اش موفقیتی دارد. مثلا در مقام سلبی هم به دولت نسبت داده شده بود که فلان کتاب را روانه بازار کرده و مجوز داده؛ وزیر آمد و گفت من مجوز ندادم. وقتی که می‌گوید من مجوز ندادم ما باید از او بپذیریم؛ یا گفته بود من به تک‌خوانی زن مجوز ندادم، باید اینها را از او بپذیریم.
آیا قبول کرد که نباید چنین مجوزهایی را بدهند؟
قبول کرد؛ منتها بعد در مقام عمل وقتی نگاه می‌کنید می‌بینید مجوز همخوانی داده ولی طرف رفته و چیزی بیرون آورده که مثل تک‌خوانی است. در اینجا نظارت ضعیف بود؛ یا مثلاً طرف مراسمی گذاشته که رونمایی از اولین کار تک‌‌خوانی زنان است. اینجا باید اعمال نظارت دولت بیاید و کار کند. می‌خواهم بگویم باید ارزیابی منصفانه و کاملا معقول انجام بشود. شاید اصلا در ستاد هدایت‌کننده فرهنگی دولت ممکن است نگاه‌های مختلف باشد. ممکن است یک جاهایی فشار بیاورند که کاری باید حتما انجام بشود، یک بخشی مقاومت می‌کند و نمی‌خواهد آن کار را انجام بدهد. این حالت را هم ممکن است در یک وزارتخانه شاهد باشیم و هم در نسبت وزارتخانه با مقام بالادستش. به این ترتیب چیزی که می‌شد در چارچوب آن سؤال گفت این است که دولت خودش را موظف به ترویج گونه‌ای از فرهنگ می‌داند که با کمترین باید و نباید همراه باشد. شاید در مقام تشبیه مثلا می‌خواهد خودش را به نگاه اوایل دهه 70 شبیه بکند.
تأییدکننده حرف شما آنجا است که وزیر فرهنگ دولت یازدهم گفت مطلوب من دوران آقای خاتمی در ارشاد بود.
این مطلبی که من می‌گویم فارغ از وزیر است. دهه 70 گرایش فرهنگی رئیس جمهوری و کابینه‌اش این بود که باید آسان‌گیری در حوزه فرهنگ را در دستور قرار دهیم. این که وزارتخانه وقت فرهنگ تلاش خود را می‌کرد تا به نوعی در چارچوب عمل کنند یک مسأله است، اقداماتی که افراد دیگری مثل آقای مهاجرانی به عنوان معاون حقوقی انجام دادند مسأله دیگری است. آقای مهاجرانی معاون حقوقی بود، ربطی به حوزه فرهنگ نداشت ولی کار فرهنگی هم می‌کرد. یک ارتباطاتی با خارج کشور داشت، با عناصر خارج‌نشین رابطه برقرار می‌کرد و آنها را دعوت می‌کرد. عامل بسیاری از دعوت‌های خارج کشوری‌ها که آمدند و در حوزه فرهنگ فعال شدند، ایشان بود.
ولی آن موقع آقای مهاجرانی خیلی زیر ذره‌بین نرفت.
او چهره پشت صحنه این اقدامات بود.
دولت می‌گوید بیش از 70درصد از بودجه مسائل فرهنگی به نهادهایی که زیر نظر دولت نیستند پرداخت می‌شود که عمده آن نهادهایی است که مدیرش را رهبری منصوب می‌کند. سؤالم این است که آیا شما این را قبول دارید؟ مشابه این حرف را در دولت‌های قبل هم می‌گفتند، هم آقای خاتمی می‌گفت، هم آقای احمدی‌نژاد.
ببینید، هر دستگاهی مأموریتی دارد که ممکن است بعضی از آن مأموریت‌ها انحصاری باشد. مثلا ستاد ائمه جمعه مأموریتی دارد که با جاهای دیگر قابل تقسیم نیست. برپایی نمازهای جمعه مستلزم سرمایه‌گذاری‌هایی هست. در مورد وزارت ارشاد، ماموریت‌هایی هست که اختصاصی خودش است؛ یعنی این که مثلا مجوز برای کتاب، مجوز برای نشریات، مجوز برای فیلم، مجوز برای تئاتر و موسیقی، اینها همه انحصاری وزارتخانه است. این ماموریت با جای دیگری تقسیم نشده است. اگر جاهای دیگر بودجه می‌گیرند، برای کارهای خاص خودشان بودجه می‌گیرند. ممکن است به این نتیجه برسیم که بعضی از اینها کار اضافه است و کار موازی صورت می‌گیرد، ولی بعضی‌هایش هم کاری به این طرف ندارد.
در این صورت صرف این که درصد محدودی از بودجه حوزه فرهنگ به وزارت ارشاد تعلق می‌گیرد و بخش بیشتری از آن به جاهای دیگر مثل سازمان تبلیغات، صدا و سیما و ستاد ائمه جمعه می‌رود، پاسخگوی پرسشی نیست که می‌گویند. نمی‌تواند به دلیل این که جاهای دیگری وجود دارد، از پاسخگویی به این پرسش که جایی ماموریت رسمی داشته تا کارهایی بکند، از کارهایی جلوگیری بکند یا کارهایی را تایید بکند، طفره برود.
به این ترتیب من معتقدم باید به حساب آنها جداگانه رسیدگی کرد. یعنی در مورد وضعیت فرهنگی کشور باید یک مطالعه جامع صورت بگیرد و عملکرد دستگاه‌های مختلف را جداگانه بررسی بکنند، اما جایی که به دستگاهی مربوط می‌شود که مطابق حکم قانونی باید کاری را انجام می‌داده و انجام نداده یا خلافش را انجام نداده یا درست انجام نداده، باید رسیدگی شود.
به نظرتان کارنامه نهادهایی مثل سازمان تبلیغات، صدا و سیما، سپاه و بسیج و امثالهم قابل توجه هست یا نه؟
باید وضع موجود را نگاه کرد، باید فعالان فرهنگی در جبهه مردمی فرهنگی انقلاب را نگاه کرد که اگر اینها دارند کاری می‌کنند به کجا بند هستند. ممکن است یک جایی به سازمان تبلیغات بند باشد، یک جایی تشکیلاتی هستند که تحت‌الحمایه سپاه و بسیج است. اگر این طور است شاید بشود جواب دقیقی برای آن پرسش پیدا کرد که نقش آنها در حمایت کردن، هدایت کردن و پشتیبانی کردن چه بوده است.
به نظرم در سال‌های اخیر سپاه و بسیج در پوشش دادن به فعالیت‌های پراکنده نیروهای مردمی در سراسر کشور نقش‌آفرینی برجسته‌تر و روشن‌تری داشتند؛ حتی در جاهایی انسجام‌بخشی به کارهای پراکنده داشتند. در مجموع می‌شود عملکرد قابل اعتنایی را مشاهده کرد. درباره جاهای دیگر هم باید کارنامه‌شان را بررسی کرد. درباره کارهای بسیج و سپاه چون من کم و بیش اطلاع داشتم، مثال زدم. من از سازمان تبلیغات خیلی اطلاع ندارم و نمی‌دانم، ولی می‌دانم مثلا حوزه هنری در حمایت از نویسندگان کارهای خوبی کرده است و روی سر نویسندگانی که حرف تازه‌ای برای گفتن داشتند، چتر حمایتی انداخته است. حاصلش هم تولید یک مجموعه کتاب‌های به‌دردبخور بوده است، رمان، خاطرات و امثالهم.
نقدی که به برخی از نهادهای فرهنگی وارد می‌دانند این است که به جای تحت پوشش قرار دادن و حمایت کردن، خودشان به عنوان یک عامل مجری وارد کار می‌شوند و بعد هم با توجه به امکانات و جذابیتی که دارند باعث تعطیلی بسیاری از مجموعه‌های کوچک‌تر و خودجوش فرهنگی می‌شوند.
قرار این نبوده و نیست. گاهی وقت‌ها ضرورت ایجاب می‌کند در جایی استثنائاً فردی که قرار گذاشته بیشتر کار ستادی و حمایت از دور بکند، بیاید و مباشرت در امر پیشه کند؛ اما اگر قاعده بشود خطرناک و غیرقابل‌قبول است. به نظرم در این مسأله هم تشکیلاتی از جنس تشکیلات قرارگاه خاتم‌الاوصیا بنا بر این نداشتند که خودشان مباشر امر باشند. قرار بود فعالان را ببینند و اگر کمکی از دستشان بر می‌آمد کمک مستشاری و کمک حمایتی بکنند.
یکی از مسائل مهم حوزه فرهنگ و رسانه،‌بحث انتقادپذیری است. به نظر می‌رسد که در این دوره حرف هیچ منتقدی شنیده نمی‌شود، طرف مقابل یعنی دولت در را به روی هرگونه نقد بسته است. دولت به هر کسی که به هر نحوی نقدی وارد می‌کند یا یک برچسب می‌زند که تو تندرو هستی یا می‌گویند 8 سال گذشته کجا بودی!؟
در کار دولتمردان ما و هر کسی که در جایگاه‌های مسئولیت اداره کشور بنشیند، فاصله بین ادعا و عمل فاصله زیادی است. می‌گویند که انتقاد کنید و ما به نقد شدن نیاز داریم، ولی وقتی که نقد صورت می‌گیرد خیلی وقت‌ها می‌بینیم که همان کسانی که به چنین کاری دعوت می‌کردند، خودشان برنمی‌تابند و آشفته می‌شوند و به هم می‌ریزند. من نمی‌توانم بگویم آن کسی که قبلا این حرف را می‌زد ریاکارانه گفته که ما را نقد کنید. شاید تصور می‌کرد که تحمل نقد شدن آسان است، ولی بعد که نقد می‌شود می‌بیند که خیلی سخت است. می‌گوید «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها».
این طور نیست که یک کلمه‌ای بنویسند و رد بشوند. گاهی می‌بینی که گیر می‌دهند که جواب بده چیزی که می‌گفتی چرا آن طور نشد؟ شما گفته بودی صدروزه فلان اتفاق می‌افتد، اتفاق نیفتاد. صد روز اضافه هم وقت دادیم، چهارصد روز اضافه هم وقت دادیم، باز نشد. وقتی که مدام به او می‌گویند و طاقتش را از دست می‌دهد، آن وقت برخلاف حرف روز اول خودش موضع می‌گیرد. یک کسانی هم هستند که اصلا در قاموسشان نقد معنی ندارد، عادت کرده‌اند همیشه از موضع بالا برخورد بکنند و به کسی توضیح ندهند. در کشوری که رهبرش می‌نشیند و دانشجو راجع به رفتار خود رهبری پرسش می‌کند و ایشان جواب می‌دهد و تلویزیون هم پخش می‌کند، چه کسی می‌تواند بگوید مسائل من، مسائل اختصاصی است که به هیچ وجه نباید به آن متعرض شد و صلاح نیست نقدی صورت بگیرد. یک ذره از این موضوع به عادات عمومی اشخاص برمی‌گردد.
واقعاً در جامعه ما نقد کردن و نقد شدن قدری مبتدی است و گاهی هم لحن نقادی ما به گونه‌ای است که طرف را به هم می‌ریزد و اسباب برچیده شدن نقد را فراهم می‌کند. مثلا ما به جای این که حرکت را نقد کنیم می‌رویم سراغ بی‌آبرو کردن آن شخص و به جای نقد محتوا، نقد شخص در دستور کار قرار می‌گیرد. همه اینها را با هم باید دید و به نظر من فقط نباید این سمت را دید که چرا مسئولین کم‌تحمل هستند، باید دید که چرا سیستم‌های نقاد ما هم حرفه‌ای عمل نمی‌کنند. چرا نمی‌توانند در چارچوبی رفتار کنند که این بهانه‌ها را دست طرف مقابل ندهند. اگر همه اینها را با هم ببینیم من اوضاع نقد و نقادی در کشور را مناسب نمی‌بینم، هم به لحاظ نحوه نقدها و هم به لحاظ واکنش نقدشوندگان در برابر آنها.
شاید این که حضرت آقا بارها مطرح کردند که افراد و مسئولین کشور را دعوت کردند به این که بروید در محیط‌های دانشجویی و بگذارید جسارت پرسشگری مردم از مسئولان تقویت شود و به نفع خود مسئولان هم هست و نمی‌گذارد مسائل انباشته شود که بعدا به عنصر قابل اشتعال تبدیل شود.
در مورد این دولت با تاسف باید بگویم کارنامه‌اش نسبت به دولت‌های قبلی ضعیف‌تر است، شاید در مقام تشبیه به دولت سازندگی نزدیک‌تر باشد. ولی در کل هنوز هیچی نشده و یک سال و نیم بیشتر نگذشته این‌قدر طاقت از کف دادن و بی‌تحمل جلوه کردن چیز عجیبی است و شاید این فرضیه را تقویت کند که برخی چهره‌های شاخص دولت از اول آمادگی شنیدن نقد را نداشتند و تعارف کردند که بیایید نقد کنید وگرنه این ناسزاهایی که نثار نقادان شده در قبال آن دعوت خیلی سنگین بوده است. تهمت بی‌عقلی زدن، کم‌سوادی و بی‌شناسنامه بودن زدند. اینها خیلی حرف‌های درشتی است و این درشت‌گویی از کسانی که هنوز دو سال از عمر کاریشان نگذشته چیز عجیبی است.
این دولت می‌شود گفت اولین دولتی بوده که رئیسش رسماً اعلام کرده کسی که به من رأی نداده در مناصب اجرایی نباید قرار بگیرد. سال 77 آقای بهزادیان که معاون وزیر کشور بود چنین صحبتی کرد و آقای خاتمی که رئیس جمهور بود به خاطر این حرف او را عزل کرد.
البته در زمان دوم خرداد هم افرادی که در حاشیه بودند این حرف را می‌زدند. دقیقا یادم نیست که شخص عباس عبدی گفته بود و یا در روزنامه سلام این حرف نوشته شده بود که اولا کسانی که به آقای خاتمی رای نداده‌اند باید بروند توبه کنند و این کسانی هم که پیام دوم خرداد را نگرفته‌اند باید خودشان را با این شرایط تنظیم کنند. اصلا یک جوری داشتند باب انگیزاسیون و تفتیش عقاید را باز می‌کردند که افراد بیایند اعتراف کنند به گناه انجام داده! این بساط به نظرم یک جورهایی میراث آن دوره است ولی نوع بالغ‌شده آن است که حالا دیگر رجال دولت می‌آیند این حرف‌ها را می‌زدند و آن زمان حواشی می‌گفتند و مدل رئیس دولت این‌گونه نبود ولی حالا خود رئیس دولت مستقیما این برخورد را می‌کند و به ضررشان هم هست. این را واقعا از روی خیرخواهی می‌گویم؛ واقعا باید در این رفتار تجدید نظر کنند. وقتی می‌بینند واکنش‌های منفی را در طرفداران خودشان هم برانگیخته معلوم است کار بدی است و نباید تکرارش کنند.
تند شدن طرفین که بیشتر هم از جانب دولت بوده به نظر می‌رسد در مواقعی مثل انتخابات آینده مخاطره‌آمیزی را برای کشور ترسیم می‌کند.
این درست است. عاقلانه این است که ما باید در طول سال و قبل از این که به آستانه عملیات واقعی انتخابات برسیم، زمینه را برای برقراری گفت‌وگوی سالم و دیالوگ بین تیپ‌های مختلف اجتماعی فراهم کنیم، برای این که تبدیل به دملی نشود که یک جایی بترکد. این نوع رفتارها به نظر می‌رسد که به این سمت و سو نیست و دارد همه چیز را متورم می‌کند و عقده‌های گلوگیر درست می‌کند که باز شدنش ممکن است مخاطره‌آمیز باشد.

ادامه مطلب...




موضوع مطلب :
چهارشنبه 94 فروردین 5 :: 12:48 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
تیم آمریکایی امروز در حالی راهی شهر لوزان محل برگزاری دور تازه مذاکرات هسته‌ای می‌شود که این بار مسئول تحریم‌ها در هیأت آمریکا در سازمان ملل نیز در این هیأت حضور دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: وندی شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا و تیم مذاکره‌کننده این کشور امروز (چهارشنبه) راهی سوئیس شده‌اند تا دور تازه‌ای از مذاکرات هسته‌ای را در شهر لوزان آغاز کنند.
این دور از گفت‌وگوها، آخرین مذاکرات طرفین پیش از پایان ماه مارس است که از سوی طرف غربی برای رسیدن به تفاهم بر سر راهکارها، اعلام شده است.
قرار است جان کری وزیر خارجه آمریکا نیز فردا (پنج‌شنبه) برای دیدار با محمد جواد ظریف همتای ایرانی خود، راهی لوزان شود. بنا بر اعلام وزارت خارجه آمریکا، در این دور از گفت‌وگوها نیز «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا به درخواست آقای کری در مذاکرات حضور خواهد داشت.
وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرده است که مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا در قالب مذاکرات تهران و 1+5 برگزار می‌شود و به همین دلیل هلگا اشمید معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در آن‌ها حضور دارد.
آنطور که لیست منتشر شده از سوی وزارت خارجه آمریکا نشان می‌دهد، «جوشوا بلک» مسئول تحریم‌ها و ضدتروریسم هیئت آمریکایی در سازمان ملل هم به تیم این کشور در لوزان اضافه شده است. گفته می‌شود لغو تحریم‌های وضع‌شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل یکی از اصلی‌ترین مسائل حل‌نشده میان طرفین مذاکره‌کننده است.
آنطور که رسانه‌های غربی گزارش داده‌اند، با وجود اینکه ایران خواستار برداشته شدن همه تحریم‌‌هاست، اما طرف غربی لغو تحریم‌های شورای امنیت را به حل مسائل باقی‌مانده میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی منوط کرده است. مسئله‌ای که یک دیپلمات غربی می‌گوید می‌تواند «سال‌ها» زمان ببرد.

لیست کامل هیئت آمریکایی در ادامه آمده است:

- «جان کری» وزیر خارجه
- «ارنست مونیز» وزیر انرژی
- «وندی شرمن» معاون وزیر خارجه
- «رابرت مالی» عضو ارشد شورای امنیت ملی
- «جیمز تیمبی» عضو ارشد وزارت خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین‌المللی
- «پائول اروین» مدیر مسائل عدم گسترش سلاح هسته‌ای در شورای امنیت ملی
- «کریستوفر بکمیر» معاون هماهنگ کننده در امور تحریم‌ها در وزارت خارجه
- «کوین ویل» مدیر اداره پادمان‌ها و امنیت هسته‌ای، اداره امنیت هسته‌ای ملی از وزارت انرژی
- «فلیشیا سوئیندلس» مشاور ارشد سیاستگذاری در امور تحریم، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه داری
- «نوئل های‌اسمیت» مشاور حقوقی وزارت خارجه
- «کیمبرلی گاهان» مشاور وکالت وزارت خارجه
- «جوشوا بلک» مسئول تحریم‌ها و ضدتروریسم هیئت آمریکایی در سازمان ملل
- «آلن ایر» سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه
- «مارک اپلتون» مشاور ویژه وزیر، وزارت انرژی
- «جولیا جاکوبی» دستیار ویژه وندی شرمن




موضوع مطلب :
«الهام حاجی ابراهیم زرگر» که جزء اولین مجریان مجله خبری شبکه اول سیما بوده پس از تحمل چند ماه رنج بیماری، دار فانی را وداع گفت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران: خانم «الهام حاجی ابراهیم زرگر» که جزء اولین مجریان مجله خبری شبکه اول سیما بوده پس از تحمل چند ماه رنج بیماری، دار فانی را وداع گفت.



مرحومه زرگر در طول مدت فعالیت حرفه خبرنگاری خود علاوه بر خبرنگاری، اجرای مجله خبری، سردبیری سرویس علمی باشگاه خبرنگاران را نیز برعهده داشت.
از مرحومه زرگر دو فرزند شش ماهه و سه ساله به یادگار مانده است.
مراسم ختم مرحومه زرگر روز پنجشنبه 94.01.06 از ساعت 15:30 الی 17 واقع در مسجد حجت‌ابن الحسن خیابان سهروردی برگزار می‌شود.




موضوع مطلب : الهام حاجی ابراهیم زرگر
چهارشنبه 94 فروردین 5 :: 12:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
احمدی‌نژاد همیشه سعی داشت ما را از داخل مجلس جمع و قانع کند چون می‌دانست ما اثر داریم. آقای روحانی با آنکه می‌داند ما اثر داریم این کار را نمی‌کند که هیچ، نامه هم می‌نویسیم جواب نمی‌دهد. این خیلی بد است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا:احمد توکلی نمانیده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با ویژه نامه نوروزی مثلث گفت و گویی داشته است که گزیده هایی از آنرا در ادامه می خوانید:

* اینکه آقای روحانی می‌گوید به دولت قبل این انتقاد‌ها را نمی‌گفتند در جواب باید گفت شما آمدید که به شما بگویند. آقای روحانی و دیگران آمدند که شرایط را عوض کنند، یعنی مسائل و نقد‌ها را بشنوند، در حالی که آقای احمدی‌نژاد اصلاً اهل شنیدن نبود. اما او که اهل شنیدن نبود اوایل خیلی بهتر از این رفتار می‌کرد، یعنی تأثیر گفت‌و‌گو را خیلی بهتر از این‌ها می‌دانست. احمدی‌نژاد همیشه سعی داشت ما را از داخل مجلس جمع و قانع کند چون می‌دانست ما اثر داریم. آقای روحانی با آنکه می‌داند ما اثر داریم این کار را نمی‌کند که هیچ، نامه هم می‌نویسیم جواب نمی‌دهد. این خیلی بد است. 


احمدی نژاد موفق‌تر از آقای روحانی و حتی موفق‌تر از حتی آقای هاشمی در ایجاد پیوند بین خود و مخاطبین بود.

* من همیشه گفته‌ام آقای {...(رئیس دولت اصلاحات)} به نخبگان احترام کرد و محبوب نخبگان شد. آقای احمدی‌نژاد به توده مردم احترام کرد محبوب توده مردم شد، البته من به عنوان یک سیاستمدار ایراداتی به احمدی‌نژاد دارم که مردم نمی‌دانند یا اگر هم می‌دانند همه‌شان حرف مرا نمی‌پذیرند چون آن اکرام خیلی تأثیر دارد. آقای احمدی‌نژاد تمام مویرگ‌های اقتصادی جامعه را باز کرد، منابع عمومی را تا اقصی نقاط کشور برد و هر جایی که می‌بینیم آجر روی آجر گذاشت، البته معنی‌اش این نیست که همه این کار‌ها درست بود. ضمن آنکه زیاد هم حرف می‌زد. حرف‌هایش هم عوام فهم بود. موفق‌تر از آقای روحانی و حتی موفق‌تر از حتی آقای هاشمی در ایجاد پیوند بین خود و مخاطبین بود. 
بیایید مصداقی بحث کنیم مثلاً آیا انتظا زیادی از آقای روحانی بود که وقتی در خوزستان گرد و غبار شد به آنجا برود. آیا پوپولیست بودن همیشه بد است؟ 
خیر درباره خوزستان انجام این کار خیلی اهمیت داشت. نشان می‌داد که دولت در کنار مردم است و به درد مردم توجه دارد. 
چرا نرفت؟ 
اگر می‌رفت کار خوبی بود. ملامت نمی‌کنم اگر می‌رفت. 


اینکه نرفت از او انتقاد می‌کنید؟ 
اینکه خودش نرفت و معاونش هم نرفت، این مسأله را بد کرد. اگر معاونش به سرعت می‌رفت و به مردم می‌گفت: «رئیس جمهور من را فرستاد ببینم چه خبر است» این اتفاق نمی‌افتاد. 
انتظار اینکه آقای ظریف بیاید در مجلس بگوید چه کار کردم یا چرا کردم، درست نیست. یعنی در عرصه مسائل امنیت ملی توزیع اطلاعات باید محدود باشد

حالا بیایید فرض کنید آقای حسن روحانی با همین شیوه جلو برود. این کاهش محبوبیت ادامه پیدا می‌کند یا یک جایی متوقف می‌شود؟ 
هرچه رئیس جمهور به مردم اعتنا نشان دهد بیشتر مردم راضی می‌شوند. همین الان تلفن من را ببینید. از ابتدای مصاحبه چند بار زنگ خورده است. تلفن‌هایی که به من زده می‌شود، اگر کاری نداشته باشم جواب می‌دهم. من وقتی با گوینده‌ای که معترض است صحبت می‌کنم او می‌گوید همین که تلفن مرا جواب دادید برای من بس است. مشکل من حل شد. در حالی که من کاری برای او نمی‌کنم، فقط از او عذرخواهی می‌کنم. طرف می‌گوید همین که تلفن مرا جواب دادید خیلی ممنون. پس اعتنا کردن خیلی مهم است. در سیره پیغمبر اکرم (ص) آمده که وقتی با کسی صحبت می‌کرد تمام رخ با طرف حرف می‌زد، یعنی به او نشان می‌داد که تمام وجودش متوجه اوست. 
*فکر می‌کنم ملامت زیاد کسانی که در خط مقدم جبهه مذاکرات کار می‌کنند درست نیست. جایی که آدم مطمئن است که خطایی رخ می‌دهد یا احتمال جدی خطا در آن است می‌تواند بگوید. چند مورد برای من این اتفاق افتاد که آقای عراقچی آمد به من توضیح داد، قانع نشدم و به او توصیه کردم که این کار را نکنند چون جنبه اقتصادی داشت. وجه اقتصادی برخی توافقات بود. من فکر می‌کنم کمیسیون امنیت ملی در این حوزه فعال است. واقعیت این است که انتظار اینکه آقای ظریف بیاید در مجلس بگوید چه کار کردم یا چرا کردم، درست نیست. 
یعنی در عرصه مسائل امنیت ملی توزیع اطلاعات باید محدود باشد و کسانی که مسئول این کارند اکنون کاملاً قابل اعتمادند. شخص رهبری هم سکان را به دست دارند. البته معنی حرف من این نیست که اگر ما چیز بدی دیدیم نمی‌گوییم. من به شدت نمایش قدم زدن و رفتن به فرانسه را در آن شرایط تقبیح کردم ولی همواره سعی کردم از کسانی که در خط مقدم مذاکرات هستند دفاع کنم. این یک سال اول را هم افتخار می‌دانم. یک طرف میز آقای ظریف با 6-5 نفر از همکارانش می‌نشیند و در طرف مقابل 40-30 نفر آدم می‌نشیند، کسانی که در کاردارشان در تهران به شاه دستور می‌داد. مسأله این است که وقتی روی یک سری مسائل توافق نمی‌شود، معنی‌اش این است که آقای ظریف چیزی را نفروخته است. اگر می‌فروخت که امضا می‌شد. وقتی اکنون مذاکرات قابل دفاع و اعتماد است برای آن است که حضرت آقا روند مذاکرات را کنترل می‌کند. می‌خواهم بگویم انتظار اینکه آقای ظریف بیاید در صحن مجلس دست خودش را رو کند، ولو اینکه جلسه غیرعلنی باشد را خلاف مصلحت می‌دانم و حتی در کمیسیون امنیت ملی هم باید یک کمیته خاص طرف تیم مذاکره کننده باشد. 

هنر ما این است که اگر از خودمان کسی فساد کرد از او دفاع نکنیم، بلکه به او حمله کنیم، بنابراین رحیمی را فردی می‌دانم که متعلق به اردگاه اصولگرایان بود
حالا اینجا یک بحث مهم به وجود می‌آید که بار‌ها محل مجادله بوده است. سوال این است که فرق مجلس شورای اسلامی با کنگره آمریکا چیست که مذاکره کنندگان آمریکایی مسائل مذاکرات را به آن‌ها می‌گویند اما ما نباید بگوییم؟ 
چه کسی گفته آن‌ها در کنگره همه چیز را می‌گویند؟ حتماً نمی‌گویند. 


به نظر شما اگر توافق حاصل شود می‌توان به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؟ 
خیر، توافق به معنای اعتماد کردن نیست. چون آمریکایی‌ها به صراحت می‌گویند بعد از هسته‌ای به سراغ مسائل دیگری مثل تروریسم، حقوق بشر و موشک‌های بالستیک می‌رویم که بتوانیم با ایران کل کل کنیم. یعنی آن‌ها با ما خوب بشو نیستند ولی اینکه ما قدرتمان را در داخل و منطقه به گونه‌ای کرده‌ایم که آن‌ها خود را ملزم می‌دانند که با ما کنار بیایند، این نعمت بزرگ و به نظر من افتخار آمیز است. 
* چون بحث فساد را هم مطرح کردید می‌خواهم سوالی از شما بپرسم. در ماجرای رحیمی دو دیدگاه در اصولگرا‌ها وجود دارد؛ یک دیدگاه می‌گوید «رحیمی اصولگرای مختلف است»، یک دیدگاه دیگر می‌گوید «رحیمی از نیروهای آقای هاشمی و اصلاح طلبان بود و اصلا به اردوگاه اصولگرایان ربطی ندارد.» شما در پدیده‌شناسی آقای رحیمی کدام یک از این دو دیدگاه را قبول دارید؟ 
کسانی که می‌خواهند اصولگرایان را تضعیف کنند، دومی را می‌گویند که انگار اصولگرایان مستعد فساد نیستند که من معتقد به این حرف نیستم. کسانی که مرتکب فساد شدند اسما اصولگرا بودند اما در عمل خلاف اصولگرایی عمل کردند و باید حذف شوند. هنر ما این است که اگر از خودمان کسی فساد کرد از او دفاع نکنیم، بلکه به او حمله کنیم، بنابراین رحیمی را فردی می‌دانم که متعلق به اردگاه اصولگرایان بود، خیانت در امانت کرد و دارد مجازات می‌شود. 
آقای زیباکلام در ماجرای آقای رحیمی به شما نقدی وارد کرده‌اند. ایشان گفته‌اند که شما با به میان آوردن نام مهدی هاشمی بی‌تقوایی سیاسی کرده‌اید و به نوعی خواسته‌اید ماجرای آقای رحیمی را تحت الشعاع قرار دهید. 
چه کسی اولین بار نسبت به خریدن نمایندگان توسط رحیمی اعتراض کرد؟ من و آقای نادران و زاکانی بودیم، پس اینکه الان ما به فکر این افتادیم حرف نادرستی است. ما اعتراض کردیم، نامه نوشتیم، مصاحبه کردیم، با مقامات مسئول حرف زدیم و کارهای دیگر تا این فرد فاسد از سیستم کنار گذاشته شود. یک جست‌و‌جو در گوگل این را نشان می‌دهد. این حرغ که تقارن زمانی این دو با این هدف بود که می‌خواستیم این ضعف را بپوشانیم. بعد از این اتفاق هم ما کنفرانس مطبوعاتی داشتیم شکرانه به جا آوردیم و صریح گفتیم این کار خیلی خوب است، حمایت کردیم و در واقع به یک معنای جوسازی کردیم تا مردم متوجه شوند که این فرد متخلف بوده و مجازات شده است. البته من از مجازات رحیمی خوشحال نمی‌شوم ولی خوشحال می‌شوم که عدالت اجرا می‌شود. کسی که تخلف کرده باید تنبیه شود تا عبرتی برای دیگران باشد.


اگر دستم برسد و کسی بخواهد جلوی دفاع او را بگیرد کمک آقای مهدی هاشمی هم می‌کنم ولی اتهامات هم باید به طور صریح و مستند به او تفهیم شود.
اما درباره مهدی هاشمی نیز وقتی او دستگیر می‌شود و می‌خواهد محاکمه شود، زمان گفتن پیدا می‌شود، کما اینکه این گفته من هم بی‌تأثیر نبود، شنیدم وکیلشان به جای آنکه جواب من را بدهند همین حرف‌ها که در روزنامه نوشتند «تو آدم بدی هستی» در دادگاه نیز بد و بیراه به من گفتند، بنابراین این دو را به هم وصل نمی‌کنم، هیچ ربطی به هم ندارد، اصولگرا بودن طرف برای من تأسفبار‌تر است تا اینکه اصلاح طلب باشد و فساد کند. اینجا آبروی من را هم زیر سوال می‌برد چون می‌گویند تو چه هم جناح بدی داشتی ولی من هیچ دنبال این نبودم و نیستم که عقده دل خالی کنم. ما با آقای رحیمی برخورد کردیم، افتخار هم می‌کنیم که از متقدمین در این کار بودیم و آخر هم تشکر کردیم.
آقای مهدی هاشمی هم به این سرنوشت باید دچار شود یعنی باید ببیند حکم دادگاهش چیست، بعد دادگاه تجدیدنظر و دیوان عدالت کشور است. او حق دارد به عنوان متهم از خود دفاع کند، اگر دستم برسد و کسی بخواهد جلوی دفاع او را بگیرد کمک آقای مهدی هاشمی هم می‌کنم ولی اتهامات هم باید به طور صریح و مستند به او تفهیم شود. من بعد از آن دو نامه‌ای که نوشتم مستندات را تک تک آوردم. 
تا حالا شده که با آقای زیباکلام در جمع خانوادگی بحث سیاسی کنید یا ترجیح می‌دهید سراغ بحث سیاسی نروید؟ 
ما معمولاً بحث سیاسی نمی‌کنیم یا درباره مشترکات حرف می‌زنیم. چون خانواده محیط لطیفی است. جای اشتراکات است، نه اختلافات. گاهی یک موضوعی پیش می‌آید من از او انتقاد می‌کنم، یا او از من انتقاد می‌کند، اما کل کل نمی‌کنیم. من با آقای زیباکلام که الان آشنا نشدم، نیمه اول دهه 50 زندان که بودم او هم آنجا بود و همدیگر را می‌شناسیم و مزاج همدیگر را می‌دانیم. 
حتماً سطح مرجعیت انتخاباتی این دو جامعه مثل اول انقلاب نیست. وقتی مثل اول انقلاب نیست، باید طوری پیش رفت که نامزدهای اصولگرا رای بیاورند. چطور سرنوشت انتخابات را به تصمیم کسانی گره بزنیم که موقعیتشان عوض شده است؟
* در مدیریت جریان به نظر من باید تحولاتی ایجاد شود. باید جریان را افراد جدیدتری هدایت کنند. جامعه روحانیت و جامعه مدرسین که شامل همه مسلمانان انقلابی نمی‌شود. آن‌ها بخشی از جریان انقلابی اصولگرا هستند. جامعتین هم باشند اما خود، جمعی از همه جریانات هستند.
ممکن است کس دیگری یا ترکیبی از افراد را مسئول تنظیم امور کنند. به هر حال ما هستیم و واقعیت‌های اجتماع، الان روزی نیست که جامعه مدرسین و جامعه روحانیت بگویند چه کسی در کجا نامزد اصلح است،‌‌ همان نامزد انتخاب شود، این واقعیت وجود دارد. حتماً سطح مرجعیت انتخاباتی این دو جامعه مثل اول انقلاب نیست. وقتی مثل اول انقلاب نیست، باید طوری پیش رفت که نامزدهای اصولگرا رای بیاورند. چطور سرنوشت انتخابات را به تصمیم کسانی گره بزنیم که موقعیتشان عوض شده است؟ از نظر سیاسی این کار اصلاً منطقی نیست.


این حرفی که می‌زنم از احترام تک تک این اشخاص چیزی کم نمی‌کند و از دست دادن فرصت را هشدار می‌دهد. یک وقتی بود که جامعه مدرسین اعلام نظر می‌کرد اکثر مردم می‌پذیرفتند و البته برخی نیز نمی‌پذیرفتند. امام یک وقتی بعضی از این جور نهاد‌ها را از اینکه درباره سرنوشت کشور نظر بدهند منع کردند. جامعه روحانیت مبارز فقط درباره تهران و جامعه مدرسین فقط درباره قم باید نظر می‌داد. منع امام هم براساس این منطق بود که مثلا مردم کاشمر حس نکند که یک کسی از قم دارد برای آن‌ها تصمیم می‌گیرد. 
این مشارکت مردم را در انتخابات پایین می‌آورد و همبستگی مردم با سیستم سیاسی را کم می‌کند. در نتیجه فکر می‌کنم که این مدلی که دارد تبلیغ می‌شود به نتیجه نمی‌رسد. 
* اینکه می‌گویند آقای روحانی به اصولگرایان معتدل بدبین شده را قبول دارید؟ 
بله، من بعضی از عوارضش را می‌بینم چون از من معتدل‌تر گیر نمی‌آورند. 
می‌گویند اگر اقای احمدی‌نژاد بیاید معادلات جریان اصولگرایی به هم می‌ریزد. واقعاً همین است؟ آمدن او چقدر تأثیر در آرایش انتخاباتی اصولگرایان دارد؟ او را می‌پذیرد یا کنار می‌زنید؟ 
من که حاضر نیستم به هیچ وجه با او باشم. فکر می‌کنم خیلی از اصولگرا‌ها این طور هستند. 
نوع مواجهه حاکمیت با آقای احمدی‌نژاد را چگونه پیش بینی می‌کنید؟ 
احمدی‌نژاد از نظر من اهلیت و صلاحیت این کار‌ها را ندارد. اگر بخواهیم به ضوابطی که حرف می‌زنیم پایبند باشیم، کسی که جلوی قانون می‌ایستد می‌گوید من قانون را قبول ندارم، شورای نگهبان برای او نامه می‌نویسد و می‌گوید «تو نمی‌توانی تشخیص دهنده قانون باشی» بعد احمدی‌نژاد می‌گوید «قانونی که مفید نبینم اجرا نمی‌کنم»، این اصلاً دویی در عالم سیاست است. نمی‌شود اجازه داد چنین کسی در عالم سیاست فعال باشد. اگر اجازه دهند معنی‌اش این است که به حرف‌هایی که می‌زدند پایبند نیستند.



موضوع مطلب : دکتر احمد توکلی, دکتر حسن روحانی, جواب نامه‌ها

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از الف:وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه تورم مسکن در سال 94 بیش از تورم سالانه نخواهد بود، گفت: اولین اقدام در سال 94 این است که سوداگری را از بخش مسکن خارج کنیم، چراکه بسیاری از مردم قربانی دلالی می‌شوند.
عباس آخوندی با حضور در یک برنامه تلوزیونی، ویژه نوروز، با اشاره به دغدغه مردم در حوزه مسکن و چشم‌انداز وضعیت مسکن در سال 94 گفت: در سال جاری دو اتفاق در حوزه مسکن باید در کشور رخ دهد که البته بخش عمده‌ای از برنامه‌ریزی آن در سال 93 انجام شده است.
وزیر راه و شهرسازی، با بیان اینکه اولین اقدام این است که باید بتوانیم سوداگری را از بخش مسکن خارج کنیم، گفت: بسیاری از مردم قربانی فعل و انفعالات سوداگری بخش مسکن می‌شوند و مشاهده می‌کنند قیمت مسکن طی یک سال 40، 50 و بعضا تا 60 درصد افزایش می‌یابد؛ البته ممکن است این افزایش قابل توجه برای مالک بسیار خوشحال کننده باشد اما برای خریدار یا مالکانی که در نظر دارند ملک خود را تبدیل به احسن کنند این افزایش قیمت خوشایند نیست.
وی تصریح کرد: بنابراین اینکه مسکن تبدیل به یک کالای سرمایه‌ای واقعی شود و بتواند بخشی از نیاز واقعی انسان‌ها را برطرف کند و از وضعیت سوداگری کاذب مانند سوداگری که زمانی در سکه و ارز وجود داشت خارج شود اقدام بسیار مهمی است. لازمه این اقدام این بود که یک انضباط شهری ایجاد کنیم و از تراکم فروشی و شهر فروشی که متاسفانه در ایران باب شده بود جلوگیری کنیم.
وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: خوشبختانه در سال 93 تا حدی موفق شدیم انضباط شهری را ایجاد کنیم البته توفیق این اقدام نیازمند مشارکت اجتماعی است و مردم باید بر این کار به شدت نظارت داشته باشند تا زمین‌ها با کاربری‌های قانونی بهره‌برداری شود و مورد خرید و فروش دلالان قرار نگیرد البته بسیاری از شهرداری‌ها به این بی‌انضباطی دامن می‌زدند که در سال گذشته خوشبختانه سیاست انضباط شهری به شدت پیگیری شد.
وی با بیان اینکه با ابزارهای نظارتی در سال گذشته میزان تورم بخش مسکن کمتر از میانگین تورم ملی بود، افزود: در واقع تورم 58 درصدی سال 85 که وحشتناک بود و خانه‌دار شدن را تبدیل به رویا کرده بود متوقف شد و باید کاری می‌کردیم که این حباب شکسته شود.
آخوندی ادامه داد: قیمت‌ها بیهوده و بدون هیچ دلیل و با سفته بازی افزایش می‌یافت؛ شخصی زمینی با قیمت 2 میلیون تومان خریداری می‌کرد و بدون ایجاد ارزش افزوده و زحمتی آن را به قیمت 5 میلیون تومان به فروش می‌رساند؛ بنابراین سفته بازی سهم مهلک بازار مسکن است. بازار مسکن مانند هر صنعت دیگری باید یک سود منطقی داشته باشد نه با سفته بازی عده‌ای به قیمت بی‌خانمان شدن تعداد دیگری از ملت ایران سودهای کلان ببرند.
وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه در سال 94 با تصویب شورای پول و اعتبار به دنبال افزایش سقف تسهیلات مسکن هستیم گفت: با افزایش سقف تسهیلات بافت فرسوده به 50 میلیون تومان سالی 300 هزار واحد در بافت فرسوده نوسازی می‌شود و در مجموع تا 6 سال آینده یک میلیون و 800 هزار واحد در بافت‌های فرسوده بهسازی و نوسازی می‌شوند.
آخوندی گفت: همچنین با همکاری سازمان تامین اجتماعی برای افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی، بهزیستی و کمیته امداد سالی 125 هزار واحد ساخته می‌شود تا از این طریق بیش از 60 درصد تقاضای بازار را ساماندهی کنیم.
وزیر راه و شهرسازی با تاکید بر اینکه در سال جاری به هیچ وجه تورم بخش مسکن بیش از تورم میانگین سالانه نخواهد بود گفت: اگر بتوانیم بازار سوداگری را کنترل کنیم ساخت این واحد‌ها منجر به رشد تولید می‌شود.




موضوع مطلب : روایت وزیر راه و شهرسازی از بازار مسکن در سال 94

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تیک ،فرزاد حسنی مجری تلویزیون در واکنش به ادعاهای همسر سابقش آزاده نامداری، یادداشت ذیل را منتشر کرد.
متن این یادداشت در ادامه می آید:

مردم عزیز سرزمینم... دو سال در برابر اظهارات خلاف واقع و بی حرمتی هایی که بر من روا رفت و مظلوم نمایی ها و استفاده از احساسات پاک شما سکوت اختیار کردم.
 

واکنش رضا رشید پور به ادعای آزاده نامداری در مورد «ضرب‌وشتم خود توسط فرزاد حسنی»


اکنون نیز براساس خواسته ی مادر سیده 63 ساله ام و وثیقه ی سوگندی که یاد کرده ام پاسخ می دهم:
کوتاه! کوتاه از آن جهت که احساس من بر این عقیده استوار است که حریم خصوصی افراد متعلق به ذوالحرم است ولاغیر. بر فرض محال اگر این ادعاهای کذب صحت هم داشت، آیا این روش درستی برای بیان آنهاست؟ ریختن آبروی دیگران و حتی خانواده خود به چه قیمتی؟ به قیمت پخش تصویرمان از تلویزیون؟! انسان ها را از روشی که برای رسیدن به هدفشان انتخاب می کنند بشناسید...

1- کدام انسانی با اندک بهره هوشی می تواند بپذیرد که این خانم تا به حال هیچ گونه شکایتی از من نکرده باشد؟ قطعا با اندکی دقت و بررسی صفحات مجازی متعلق به مشارالیها که سرشار از تصاویر و مدارک غیر واقعیست پاسخ سوال روشن است!

2- ایشان با بیان ادعاهای گوناگون و تجمیع کلکسیونی از عناوین مجرمانه همچون ضرب و شتم، افترا، تهدید به قتل، شکستن گوشی همراه (باور کنید به همین جرم!) و ارسال پیامک از من شکایت کرده و در تمامی این موارد به واسطه ی صدور احکام قضایی دست خالی از دادسرا برگشته است! به عنوان مثال رجوع کنید به پرونده کلاسه ی 922192/63 در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه دو تهران. در کدامیک از این موارد محکوم واقع شده ام؟ هیچ کدام!

3 - اساسا مسائل خانوادگی ما به مدیران رسانه چه ارتباطی دارد؟ چرا ایشان با فرافکنی و عدم قبول واقعیت، موضوعات فی مابین در زندگی شخصی را به عدم پخش مستندشان ارتباط می دهند؟! اساسا ممنوعیت فعالیت ایشان از مراجع دیگر و به واسطه مواردیست که مرتبط با جدایی اش از من نیست.

4- پاسخ مفصل و قاطع من به این فرمایشات کذب و عکس های غیر واقعی و تهمت های پی در پی و مظلوم نمایی در مرجع قضایی به واسطه طرح شکایت از ایشان صورت خواهد پذیرفت و فصل الخطاب همه ی ما قانون است. تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
 

افشاگری آزاده نام‌داری از ضرب‌وشتم خود توسط فرزاد حسنی + تصویر


در پایان می خواهم این دو سوال من در صفحه ی اینستاگرام ایشان پرسیده شود که:

1- نظر ایشان درباره گروهک منافقین چیست؟

2- نظر ایشان درباره ی عاطفه ی مادری و عشق به فرزندشان چیست؟

با سپاس - خاک پای ملت ایران - فرزاد حسنی

........................................................................

افشاگری تعجب آور آزاده نامداری علیه فرزاد حسنی


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از پارسینه، آزاده نامداری، مجری زن تلویزیون این عکس و توضیحات را در صفحه شخصی اینستاگرام خود منتشر کرد.
متاسفم که مجبورم این عکس خصوصی رو منتشر کنم . اما دیگه باید ...باید.. این عکس مستنده و بسیاری از مدیران محترم تلویزیون خودمو و حالمو رویت کردن ...امروز به لطف دروغگویی ایشون مستند من پخش نشد و هزار اتفاق تلخ دیگه ... من الان سرپام ، خوبم . زندگی می کنم . درس میدم . کار میکنم  و دوباره زنده شدم . متاسفم برای رادیویی که آنتن زنده شو میسپره دست کسی که به نزدیکترین کسش هم رحم نکرد ، به تایید دوستاش ازدواج با من فقط یه شو یا نمایش بیشتر نبود ، به لطف پدرم من حق طلاق داشتم و گرنه شاید الان زنده نبودم
این عکس تلخه ولی واقعیه ، برای هوادارایی میگم که آزادیشون بت ساختن ، بتی که به هیچ مسلکی پایبند نیست ، دیگه کسی تو کامنتای من حق نداره اسمی از ایشون بیاره . آقای حسنی میدونم دهنت باز میشه به هر تهمتی . اما من واگذارت میکنم بخدا، .. و خوشحالم که دیگه نمی بینمت . فقط بدون چهل تا فایل صوتی دست من داری که مدت هاست حتی خودم گوشش ندادم ...
والسلام
 

آزاده نامداری




موضوع مطلب : جوابیه دعواهای زن و شوهری, فرزاد حسنی, آزاده نامداری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تیک ،فرزاد حسنی مجری تلویزیون در واکنش به ادعاهای همسر سابقش آزاده نامداری، یادداشت ذیل را منتشر کرد.
متن این یادداشت در ادامه می آید:

مردم عزیز سرزمینم... دو سال در برابر اظهارات خلاف واقع و بی حرمتی هایی که بر من روا رفت و مظلوم نمایی ها و استفاده از احساسات پاک شما سکوت اختیار کردم.
 

واکنش رضا رشید پور به ادعای آزاده نامداری در مورد «ضرب‌وشتم خود توسط فرزاد حسنی»


اکنون نیز براساس خواسته ی مادر سیده 63 ساله ام و وثیقه ی سوگندی که یاد کرده ام پاسخ می دهم:
کوتاه! کوتاه از آن جهت که احساس من بر این عقیده استوار است که حریم خصوصی افراد متعلق به ذوالحرم است ولاغیر. بر فرض محال اگر این ادعاهای کذب صحت هم داشت، آیا این روش درستی برای بیان آنهاست؟ ریختن آبروی دیگران و حتی خانواده خود به چه قیمتی؟ به قیمت پخش تصویرمان از تلویزیون؟! انسان ها را از روشی که برای رسیدن به هدفشان انتخاب می کنند بشناسید...

1- کدام انسانی با اندک بهره هوشی می تواند بپذیرد که این خانم تا به حال هیچ گونه شکایتی از من نکرده باشد؟ قطعا با اندکی دقت و بررسی صفحات مجازی متعلق به مشارالیها که سرشار از تصاویر و مدارک غیر واقعیست پاسخ سوال روشن است!

2- ایشان با بیان ادعاهای گوناگون و تجمیع کلکسیونی از عناوین مجرمانه همچون ضرب و شتم، افترا، تهدید به قتل، شکستن گوشی همراه (باور کنید به همین جرم!) و ارسال پیامک از من شکایت کرده و در تمامی این موارد به واسطه ی صدور احکام قضایی دست خالی از دادسرا برگشته است! به عنوان مثال رجوع کنید به پرونده کلاسه ی 922192/63 در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه دو تهران. در کدامیک از این موارد محکوم واقع شده ام؟ هیچ کدام!

3 - اساسا مسائل خانوادگی ما به مدیران رسانه چه ارتباطی دارد؟ چرا ایشان با فرافکنی و عدم قبول واقعیت، موضوعات فی مابین در زندگی شخصی را به عدم پخش مستندشان ارتباط می دهند؟! اساسا ممنوعیت فعالیت ایشان از مراجع دیگر و به واسطه مواردیست که مرتبط با جدایی اش از من نیست.

4- پاسخ مفصل و قاطع من به این فرمایشات کذب و عکس های غیر واقعی و تهمت های پی در پی و مظلوم نمایی در مرجع قضایی به واسطه طرح شکایت از ایشان صورت خواهد پذیرفت و فصل الخطاب همه ی ما قانون است. تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
 

افشاگری آزاده نام‌داری از ضرب‌وشتم خود توسط فرزاد حسنی + تصویر


در پایان می خواهم این دو سوال من در صفحه ی اینستاگرام ایشان پرسیده شود که:

1- نظر ایشان درباره گروهک منافقین چیست؟

2- نظر ایشان درباره ی عاطفه ی مادری و عشق به فرزندشان چیست؟

با سپاس - خاک پای ملت ایران - فرزاد حسنی

........................................................................

افشاگری تعجب آور آزاده نامداری علیه فرزاد حسنی


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از پارسینه، آزاده نامداری، مجری زن تلویزیون این عکس و توضیحات را در صفحه شخصی اینستاگرام خود منتشر کرد.
متاسفم که مجبورم این عکس خصوصی رو منتشر کنم . اما دیگه باید ...باید.. این عکس مستنده و بسیاری از مدیران محترم تلویزیون خودمو و حالمو رویت کردن ...امروز به لطف دروغگویی ایشون مستند من پخش نشد و هزار اتفاق تلخ دیگه ... من الان سرپام ، خوبم . زندگی می کنم . درس میدم . کار میکنم  و دوباره زنده شدم . متاسفم برای رادیویی که آنتن زنده شو میسپره دست کسی که به نزدیکترین کسش هم رحم نکرد ، به تایید دوستاش ازدواج با من فقط یه شو یا نمایش بیشتر نبود ، به لطف پدرم من حق طلاق داشتم و گرنه شاید الان زنده نبودم
این عکس تلخه ولی واقعیه ، برای هوادارایی میگم که آزادیشون بت ساختن ، بتی که به هیچ مسلکی پایبند نیست ، دیگه کسی تو کامنتای من حق نداره اسمی از ایشون بیاره . آقای حسنی میدونم دهنت باز میشه به هر تهمتی . اما من واگذارت میکنم بخدا، .. و خوشحالم که دیگه نمی بینمت . فقط بدون چهل تا فایل صوتی دست من داری که مدت هاست حتی خودم گوشش ندادم ...
والسلام
 

آزاده نامداری




موضوع مطلب : جوابیه دعواهای زن و شوهری, فرزاد حسنی, آزاده نامداری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس، اتحادیه اروپا آماده است نام 40 شرکت کشتی‌رانی را به فهرست تحریم‌های خود بازگرداند.

رویترز روز سه‌شنبه ضمن اعلام این خبر افزود این 40 شرکت که شرکت «Ocean Capital Ocean» در هامبورگ جزو آنهاست پیشتر با این ادعا که تحت کنترل یا مالکیت شرکت تحریم‌شده «خطوط کشی‌رانی جمهوری اسلامی ایران» هستند در فهرست تحریمی قرار گرفته بودند.
اما در ماه ژانویه سال جاری میلادی دادگاه عمومی اتحادیه اروپا که دومین دادگاه عالی‌رتبه این اتحادیه است تحریم‌ها علیه این 40 شرکت را به دلیل امتناع آن اتحادیه از ارائه مدارکی مستند دال بر فعالیت شرکت کشتی‌رانی جمهوری اسلامی در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای لغو کره بود.
«شورای اروپا» در نامه‌ای به تاریخ 12 مارس که به رویت خبرگزاری رویترز رسیده خبر از سرگیری دوباره تحریم‌های علیه شرکت‌های مورد نظر را به «مریم طاهر» حقوقدان شرکت‌های مورد نظر ابلاغ کرده است. 
شورای اروپا در این نامه دلیل بازگرداندن تحریم‌ها را این عنوان کرده که شرکت‌های مورد نظر تحت کنترل یا مالکیت خطوط کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران هستند و یا به این شرکت، خدماتی در زمینه کارآموزی، تأمین خدمات یدکی و سایر خدمات ارائه کرده‌اند.
در متن نامه با اشاره به این موضوع آمده است: «بر همین اساس، شورا تصمیم گرفته موکلان شما را بار دیگر در فهرست تحریم‌ها قرار دهد.»
خانم طاهر این تصمیم را «کاملاً سیاسی» خوانده و گفته شواهدی دال بر نقش آنها در فعالیت‌های هسته‌ای یا ارتباط آنها با دولت ایران وجود ندارد.
وی افزود: «تمام هدف تحریم‌های اتحادیه اروپا اعمال فشار بر دولت ایران برای رسیدن به توافق در مذاکرات هسته‌ای است.»
  اتحادیه اروپا قبل از آن هم در ماه فوریه تحریم‌ها علیه شرکت ملی نفت‌کش ایران را برگردانده بود که بزرگترین شرکت نفت‌کش ایران محسوب می‌شود.
این در حالی است که دادگاه عمومی اتحادیه اروپا، دومین دادگاه این اتحادیه چند ماه قبل‌تر حکم داده بود دلیلی برای قرار دادن شرکت ملی نفت‌‌کش ایران در فهرست تحریمی آن اتحادیه وجود ندارد.
پیش از آن دادگاه انگلیس دادخواست قانونی شرکت ملی نفت‌کش ایران برای جلوگیری از وضع تحریم‌ها علیه این شرکت را رد کرده بود.
اما مستندات حاکی از آن است بازگشت تحریم‌های لغو شده اتحادیه اروپا علیه شرکت‌های ایرانی بیش از هر چیز از فشار دولت آمریکا بر این اتحادیه نشأت می‌گیرد. نگاهی به خبرهای زیر که در ماه‌های گذشته منتشر شده بودند بیشتر این موضوع را آشکار می‌کند. 
 
بیشتر بخوانید:
 
اتحادیه اروپا طرحی برای مستحکم کردن تحریم‌ها علیه ایران تصویب کرد(+)
روزنامه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال بهمن‌ماه سال گذشته گزارش داد دولت‌های اتحادیه اروپا با فشارهای آمریکا طرحی به تصویب رسانده‌اند که نظام تحریم‌ها علیه ایران، روسیه و سوریه را مستحکم می‌کند.
دولت‌های اتحادیه اروپا پیشتر استدلال کرده بودند سازمان‌های ایران و سوریه به دلیل محدودیت‌های دولت‌های اروپایی در ارائه مدارک محرمانه به دادگاه موفق به رفع تحریم‌ها علیه خود شده‌اند.
قوانین جدیدی که در آن زمان به تصویب 27 دولت اروپایی (از میان 28 کشور عضو اتحادیه اروپا) رسید کانال جدیدی برای ارائه ادله محرمانه به قضات دادگاه در نظر می‌گرفت.
یک دادگاه عالی اروپا مهرماه سال جاری حکم به لغو تحریم‌ها علیه شرکت ملی نفت‌کش ایران داده بود. این شرکت، بزرگترین شرکت نفت‌کش ایران محسوب می‌شود.
دادگاه عالی اتحادیه اروپا مستقر در لوگزامبورگ در آن زمان اعلام کرده بود دلیلی برای قرار دادن نام شرکت ملی نفتکش ایران در لیست تحریم‌ها وجود ندارد.
فعالان حقوق بشر و کارشناسان مسائل حقوقی با انتقاد از اتحادیه اروپا می‌گویند دولت‌های این اتحادیه شرکت‌های معاف شده از قوانین تحریمی در دادگاه‌ها را با بهانه‌های جدید به فهرست تحریمی خود بازگردانده‌اند.
به گفته این کارشناسان، با آنکه دادگاه‌های اتحادیه اروپا در سالهای گذشته در موارد متعدد رأی به رفع تحریم‌ها داده‌اند این تحریم‌ها تنها در موارد محدودی از میان برداشته شده است.
 
بیشتر بخوانید:
 
اتحادیه اروپا تلاش می‌کند تحریم‌های لغو شده علیه ایران را برگرداند(+)
آنتونی گاردنر، نماینده آمریکا در اتحادیه اروپا ماه ژانویه در جریان یک سخنرانی در انگلیس با ابراز «نگرانی های فزاینده» دولت کشورش درباره «ضعف های موجود در سازوکارهای تحریمی اتحادیه اروپا» گفته بود این نقائص به «مخالفان اجازه می دهند از گزندگی اقدامات تحریمی بکاهند.»
وی خواستار اتخاذ تصمیماتی برای حفظ و تقویت توانمندی های تحریمی اتحادیه اروپا در حوزه های اجرایی و قضایی شده و اضافه کرده بود: «این امر نه تنها از لحاظ تلاشهای مشترک ما برای مقابله با تروریسم و اعمال فشار بر ایران حائز اهمیت است بلکه در زمینه اقدامات دوجانبه ما برای اعمال فشار بر روسیه و تغییر سیاست های خشونت بار آن کشور در قبال اوکراین هم مهم است.» 



موضوع مطلب :
رئیس ‌جمهور آمریکا طی تماس تلفنی با سناتورهای دموکرات از آنها خواسته به پیش‌نویس کاخ سفید از توافق هسته‌ای با ایران رأی مثبت بدهند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس:«باراک اوباما»، رئیس‌جمهور آمریکا به «تک تک سناتورهای دموکرات تلفن کرده تا مطمئن شود آنها به پیش‌نویس کاخ سفید از توافق هسته‌ای با ایران رأی مثبت می‌دهند.»
روزنامه تایمز اسرائیل این خبر را از قول «یاکی دایان»، مشاور دیپلماتیک سابق سفیر اسرائیل در واشنگتن گزارش داده است.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی هم برای متقاعد کردن سناتورها برای جلوگیری از «توافق بد با ایران» با آنها تماس تلفنی برقرار کرده است.



موضوع مطلب : درخواست اوباما, سناتورها, توافق با ایران

جنگنده‌های ارتش عراق مواضع گروه تروریستی داعش را در منطقه الکرمه در غرب استان الانبار بمباران کردند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه خبری موسوعه العراق، مرکز فرماندهی عملیات نظامی بغداد روز سه شنبه اعلام کرد هواپیماهای جنگی ارتش عراق دیشب محل استقرار عناصر داعش را در منطقه الکرمه به شدت بمباران و تلفات و خسارات زیادی به آنان وارد کردند.
مرکز فرماندهی عملیات بغداد افزود در این حمله هوایی ارتش عراق تعدادی از خودرو‌ها و تجهیزات نظامی تروریست‌های داعش منهدم شد.

یک منبع محلی در نینوا اعلام کرد اعضای گروه تروریستی داعش دستور حذف آیات قرآنی و نام رسول گرامی اسلام و نقش و نگارهای تاریخی با ارزش حک شده در مساجد موصل را صادر کردند.
عضو ائتلاف «دولت قانون» در عراق از کشف یک گور جمعی جدید در روستای «بشیر» در جنوب کرکوک خبر داد. «عباس بیاتی» عضو ائتلاف دولت قانون گفت: نیروهای مردمی گور جمعی جدید مربوط به قربانیان روستای بشیر را در منطقه "تازه" در 35 کیلومتری کرکوک کشف کرده‌اند.
یک منبع فرماندهی عملیات بغداد از زخمی شدن یک زن و 3 فرزندش در حملات خمپاره ا ی به منطقه جنوب شرقی بغداد خبر داد. این منبع اعلام کرد دو گلوله خمپاره شب گذشته از مکانی نامعلوم به منطقه پل دیاله در جنوب شرقی بغداد اصابت کرد که به زخمی شدن یک زن و سه فرزندش منجر شد




موضوع مطلب : دستور داعش, حذف آیات قرآن و نام پیامبر, مساجد موصل
1   2   3   4   5   >>   >   
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...