هفته دفاع مقدس بر فجرآفرینان ایثارگر مبارک باد ... از گالری عکس در پائین صفحه دیدن فرمائید ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

ای کسانی که ایمان آورده اید : (در برابر حوادث) از صبر و نماز کمک بگیرید، بدون شک خدا با صابران است علی رضا احسانی نیا

در زمان معاویه گروهی تشکیل شدند و مذهبی ایجاد کردند به نام مذهب مرجئه.... به زبان ساده آن‌ها جماعتی بودند که احکام را ساده می‌گرفتند و می‌گفتند لازمه مسلمانی فقط ایمان است و بس، اگر کسی گناهی انجام داد هر چند کبیره باشد به ایمان او ضرری نمی‌رسد...به زبان امروزی... فقط دلت پاک باشه، هرکاری دوست داری بکن...... از ابو مسروق نقل شده که:حضرت صادق «علیه السلام» از من درباره اهل بصره پرسید که (بر) چه (مذهبى ) هستند؟ عرض کردم: مرجئه و قدریه و حروریه، فرمودند: خدا لعنت کند این ملت‌های کافر مشرک را به هیچ وجه خدا پرست نیستند... با آنها همنشین نشوید- یعنى با مرجئه- خدا آن‌ها را لعنت کند و لعنت کند ملّتهاى مشرکى که خدا را در هیچ موضوعى از موضوع‌ها نمى‏پرستند.[1] ...امروز هم خیلی دیدم از آدم‌هایی که می‌گفتند...بیخیال...دلت پاک باشه...بعد راحت خیلی کارایی که دوست داشتند رو انجام می‌دادند............مواظب باشین لعنت امام دامن شما را نگیرد...مواظب باشید مرجئه زمان خود نشوید...

علیرضا احسانی نیا - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1633
  • بازدید دیروز: 6488
  • کل بازدیدها: 2787308
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
چهارشنبه 93 مهر 2 :: 12:56 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
سردار قاسم سلیمانی فرمانده رشید سال‌های دفاع مقدس و از افتخارات امروز جهان اسلام و نور چشم خانواده شهدا، پس از تماشای فیلم سینمایی «چ» متنی را خطاب به آقای حاتمی‌کیا ارسال کرده است.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: سردار قاسم سلیمانی در نامه ای به ابراهیم حاتمی کیا آورده است:برادرم از طعنه ها و سرزنش ها نهراسید و به سیمرغ های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدانهای بیدار شده ، در اثر این حقیقت ارزشمند ارایه شده و اشک های غلتانی است که بر گونه ها جاری ساختید.
سردار قاسم سلیمانی فرمانده رشید سال‌های دفاع مقدس و از افتخارات امروز جهان اسلام و نور چشم خانواده شهدا، پس از تماشای فیلم سینمایی «چ» متنی را خطاب به آقای حاتمی‌کیا ارسال کرده است.
متن این نامه که طبق وعده قبلی پژمان لشگری پور مدیر پروژه «چ» همزمان با شب تولدت ابراهیم حاتمی کیا در سایت فیلم سینمایی «چ» قرار گرفته به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

به: سردار هنر برادر عزیز جناب آقای حاتمی کیا
از : سرباز اسلام و ایران

با سلام؛

فرصتی شد پس از مدت ها فیلم " چ " را ببینم. با دیدن آن صحنه ها، به یاد غربت دیروز ایرانی ترین ایرانی ها و اسلامی ترین اسلامی ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید ، با هنر قابل تقدیر خود ، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب آور آنان را به تصویر بکشانید و بر مظلومیت امروز همان چهره های فراموش شده گریه کردم.
برادرم از طعنه ها و سرزنش ها نهراسید و به سیمرغ های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدانهای بیدار شده ، در اثر این حقیقت ارزشمند ارایه شده و اشک های غلتانی است که بر گونه ها جاری ساختید.
جنت الهی برخواسته از دعای مادران شهیدان و مجروحین سالها بر بستر افتاده ، مبارکتان باد.

برادرت قاسم سلیمانی




موضوع مطلب :

نفس تازه‌ای که بی‌تدبیری دولت به عربستان تزریق کرد!

در شرایطی که شکست تروریستها در سوریه و عراق و پیروزی شیعیان حوثی در یمن همچون طناب داری بر گردن سعودی‌ها، راه نفس آنها را بسته است، دولت روحانی از فصل جدید در همکاری ایران و عربستان خبر می دهد و وزیرخارجه کشورمان با وزیر جنایتکار رژیم سعودی در آمریکا دیدار می کند تا این دیدار و بی تدبیری دولت یازدهم همچون آب حیاتی برای دولت سعودی برای فرار از زیر بار روانی شکستهای پیاپی‌اش باشد!

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از بی‌باک، همه سعودی‌ها و تکفیری‌ها و حامیان آمریکایی و صهیونیستی‌شان بسیار عصبانی و نگران هستند چون اوضاع دقیقا عکس آنچه آنها می خواهند در حال رقم خوردن است و جمهوری اسلامی ایران روز به روز مقتدر از گذشته در حال نقش آفرینی در منطقه و جهان می باشد اما در این میان بسیار جای تعجب و تامل دارد که دولت یازدهم چرا نقش دایه مهربانتر از مادر را برای رژیم سعودی بازی می کند؟!

اصرار دولت یازدهم برای تقویت ارتباط با رژیم وهابی عربستان در حالی صورت می گیرد که حتی تحلیلگران عرب، انقلاب یمن را آغازی بر پایان عربستان سعودی در منطقه می دانند.

یک تحلیلگر عرب در این زمینه تاکید کرد: استراتژی، تاریخ، تجارت، زراعت و صنعت در یمن تغییر می‌کند و دست عربستان از آنها کوتاه می‌شود و در مرحله بعد، نوبت به بحرین می‌رسد.

ناصر قندیل تحلیلگر مسائل راهبردی منطقه در مقاله‌ای در روزنامه لبنانی الانباء نوشت: انقلاب یمن آغازی بر پایان عربستان سعودی در منطقه باب المندب و دریای سرخ است و امنیت خلیج فارس و اقیانوس‌ها و تبدیل شدن ایران به دولت بزرگ منطقه‌ای و تبدیل شدن حوثی‌ها به قدرتی بزرگ، از پیامدهای این انقلاب است.

به عقیده قندیل، درگیری بین محور مقاومت و محور زیر سلطه واشنگتن در منطقه در سه نقطه جریان دارد، نقطه اول واگرا و موجودیتی است و در سوریه مستقر است. در این ناحیه پروژه آمریکایی با دو بال ترکی و قطری خود و حضور اسرائیلی- سعودی به دنبال تسلط بر منطقه و براندازی دولت سوریه است.

محور دوم در مورد سازش‌ها و انفجار اوضاع در مقابل صورت مقاومت است که شامل عراق و لبنان می‌شود، آنها در منطقه خواستار اصلاح روش خود در سوریه هستند.

بخش سوم کشورهای حاشیه خلیج فارس است که ائتلاف آمریکا در آن به دنبال مهار کردن مقاومت و به انزوا کشیدن آن است و نمی‌خواهد به موجودیت آن اذعان کند. در این منطقه تنها باید سرویس‌های امنیتی عربستان سعودی حضور داشته باشند و نفت.

قندیل تاکید کرد که ائتلاف مقاومت در جنگ سوریه جانفشانی های زیادی را از خود نشان داد تا سرنوشت قطعی جنگ را به نفع خود کند. این ائتلاف زیر بار سازش‌های منطقه‌ای و نظم نوین منطقه‌ای بدون وجود سوریه نرفت و سوریه به همراه رئیس جمهور و ارتش و ملتش به الگویی برای تاریخ پایداری افسانه ای منطقه تبدیل شدند. هم پیمانان سوریه نیز نمادی از وفاداری و ثبات مواضع شدند و همه به این دو نکته اذعان کردند و در برابر این واقعیت که سوریه سقوط نخواهد کرد، تسلیم شدند. به همین علت تصمیم گرفتند عنوان جنگ را تغییر دهند.

در عراق و لبنان دستور کاری غرب در مورد مبارزه با تروریسم بود. محو مقاومت نرمش خوبی در این میدانها در زمینه تشریک مساعی و عدم ورود به فتنه و تقسیم سهمیه های دولتی از خود نشان داد. البته این محور در مورد موضع خود نسبت به جنگ در سوریه سازش نکرد و به همان اندازه اجازه تغییر موازنه های حاکم بر منطقه را نداد. دولت های تمام سلام و حیدر العبادی با تاکید بر این هوشمندی راهبردی مقاومت تشکیل شدند، بدون اینکه مواضع محور مقاومت تغییر پیدا کند. نه حزب الله از سوریه عقب نشینی کرد و کسانی هم که برای رفتن نوری مالکی خوشحالی می‌کردند، دیدند که العبادی چطور مشاوره های خارجی خود را با دیدار با بشار اسد رئیس جمهور سوریه آغاز کرد، آنها از این موضوع شگفت زده شدند و متوجه شدند که تغییری که در فکر ایجاد آن در عراق بودند، یک توهم بود.

معادله خلیج فارس به این صورت بود، تحرک آرامی در شرق عربستان سعودی در جریان است، فعالیت‌های سیاسی برای حمایت از دستاوردهای بحرین ادامه دارد و مقاومت خود را برای تغییر موازنه‌های قدرت آماده می‌کند تا آینده خلیج فارس را تعیین کند. در یمن جریان الحوثی به عنوان یک حزب تاریخی و پخته سیاسی و جنبشی اصلاح طلب و ملی دستاوردهایی را داشت که شبیه انتفاضه ششم فوریه بیروت در سی سال قبل بود. این انقلاب چهره یمن را تغییر می‌دهد و ارزش ها را بر آن حاکم می‌کند و پایان سازش‌های منطقه‌ای و سعودی در این کشور را اعلام می‌کند.

سازش در یمن به این معنی است که این کشور به لبنانی دیگر تبدیل می‌شود. عدالت اجتماعی و استقلال ملی در این کشور تامین می‌شود و یمنی‌ها گرد این گروه جمع می‌شوند.

عربستان سعودی یمن را از دست داد و این آغازی بر آن چیزی است که در تمام منطقه خلیج فارس از آن می‌ترسد، از دست دادن یمن به معنای خلیج فارس بدون نفت است. بدون یمن، از خلیج فارس تنها نفتش باقی می ماند. ملت یمن و جغرافیای یمن استراتژی، تاریخ  تجارت، زراعت و صنعت در یمن تغییر می‌کند و دست عربستان از آنها کوتاه می‌شود و در مرحله بعد نوبت به بحرین می‌رسد.

به این ترتیب می توان گفت محور مقاومت در این معرکه پیروز شده است، این پیروزی جوانان است، چرا که در حالی که در طرف مقابل حوثی ها، "پیرمردها" دارند توافق سازش را امضا می کنند، نماینده حوثی ها جوانانی در دهه سوم زندگی خود این توافق را امضا می‌کنند.

یک مقام سابق آمریکایی هم با اشاره به اتفاقات یمن به شبکه سی ان ان گفت: باب المندب و دریای سرخ و امنیت خلیج فارس و اقیانوس‌ها و تبدیل شدن ایران به کشوری بزرگ در منطقه و تبدیل شدن حوثی‌ها به قدرتی منطقه ای همه و همه متغیرات ناشی از انقلاب یمن است.

از سوی دیگر روزنامه "الشرق الاوسط" چاپ عربستان در مقاله ای انتخاب "عبد ربه منصور هادی" به عنوان رئیس جمهور یمن را اشتباهی از سوی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دانست و او را فردی "فاقد کفایت سیاسی برای ادار? کشوری که خاستگاه منازعات است"، برشمرد.

 "عبدالرحمن راشد" نویسنده تندروی این مقاله در تفسیر خشم هماهنگی که رسانه های سعودی از پیروزی حوثی ها نشان دادند، نوشت: سکوت درباره سیطره حوثی ها بر پایتخت یمن مانند پذیرش سیطره داعش بر شهر موصل در عراق است.

وی جنبش انصارالله و علی عبدالله صالح رئیس جمهور سابق یمن را که بیش از سه دهه متحد عربستان بود، بزرگ ترین دشمنان دولت کنونی یمن خواند و افزود: علی رغم حمایت عربستان از همه جنگ هایی که صالح علیه حوثی ها به راه انداخت، صالح اموال مردم یمن را در خارج از این کشور پس انداز می کرده است.

در مقاله دیگری در این روزنامه نویسنده ای به نام "سلمان الدوسری"، علی عبدالله صالح رئیس جمهور سابق یمن را متحد حوثی ها خوانده و از وی به شدت انتقاد کرده است. وی همچنین با ابراز خشم نسبت به القاعده و نماینده سازمان ملل متحد در یمن، اولی را به بی تفاوتی نسبت به رخدادها و انتظار برای پایان درگیری ها متهم کرد و نوشت: این گروه پس از پایان مسابقه با طرف پیروز، بازی خود را آغاز می کند.
وی "جمال بن عمر" نماینده سازمان ملل را نیز متهم کرد که در معرفی حوثی ها به عنوان شورشی هایی که دست به کودتا زده اند، با عبدربه منصور هادی هم عقیده نیست.

الدوسری مدعی شد: متاسفانه کسانی که در حساس ترین مراحل تاریخ این کشور به آن خیانت می کنند، از فرزندان یمن هستند و نه از بیگانگان؛ قبایلی که در ثبات دولت این کشور نقش داشتند و سالیان طولانی با حوثی ها دشمن بودند و با آن جنگیدند اما ناگهان با دشمنان خود متحد شدند. فرماندهان نظامی نیز به دولت خود خیانت کرده و راه حوثی ها را هموار کردند و توافقنامه های محرمانه با آنها امضا کردند.

وی در ادامه اذعان کرد که "حتی کسانی که بر اساس شعارهای زیبای حوثی ها در راهپیمایی های مسالمت آمیزشان شرکت کردند نیز مردم همین سرزمین بودند. هیچ دشمن خارجی یمن را به دست حوثی ها نداد، بلکه خود یمنی ها این کار را کردند".

"غسان شربل" هم در روزنامه سعودی الحیاة چاپ لندن، نوشت: صنعا خطرناک تر از دمشق است، زیرا فتح صنعا به دست حوثی ها در واقع پاسخی به نقش عربستان در ائتلاف جهانی و موافقت با آموزش دیدن ارتش آزاد سوریه در خاک کشورش است.

روزنامه الوطن چاپ عربستان نیز سیطره حوثی ها بر پایتخت یمن را تهدید مستقیم منافع و امنیت عربستان برشمرده و یمن را تهدیدی از جنوب عربستان دانسته است همچنان که داعش از قسمت های شمال در حال تهدید خاک این کشور است.




موضوع مطلب :
چهارمین روز از هفدهمین دوره بازی‌های آسیایی امروز در حالی به پایان رسید که کاروان ورزشی ایران توانست یک مدال برنز در ووشو کسب کند. با وجود کسب این مدال کاروان ورزش ایران در جدول رده‌بندی توزیع مدال ها نسبت به روز سوم دو پله سقوط کرد و به رده یازدهم رفت.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598:رقابت های سومین روز از بازی های آسیایی امروز اول مهر با برگزاری مسابقات در 9 رشته پیگیری شد. در روزی که کاروان ورزشی ایران در ووشو سه فینالیست داشت یک مدال برنز نیز در این رشته کسب شد. جدول کامل نتایج رقابت های  به شرح زیر است:





موضوع مطلب :
این دیدار با وساطت و درخواست رئیس‌جمهور الجزایر در ویلای محل اقامت صدام صورت گرفت. علاوه بر صدام حسین، سفیر عراق در سازمان ملل و سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق نیز حضور داشتند.

مذاکره صدام و ابراهیم یزدی

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تاریخ ایران: ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت روز 10 شهریور 1358 در حاشیه اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا پایتخت کوبا، با صدام حسین، رئیس‌جمهور وقت عراق دیدار و گفت‌وگو کرد. نشریات وقت محورهای دیدار و گفت‌وگوی یزدی با صدام را پیرامون مسائل مربوط به خوزستان، کردستان و تبلیغات مطبوعاتی دو کشور عنوان کردند و به نقل از یزدی نوشتند فضای حاکم بر کنفرانس و صراحت در بیان مسائل از جانب دو کشور رضایت‌بخش و این دیدار، سازنده بوده است. یزدی 35 سال پس از این دیدار، برای اولین بار متن کامل گفت‌وگوی خود با صدام حسین را در اختیار «تاریخ ایرانی» گذاشت که بخشی از خاطرات منتشر نشده اوست.

***

این دیدار با وساطت و درخواست رئیس‌جمهور الجزایر در ویلای محل اقامت صدام صورت گرفت. علاوه بر صدام حسین، سفیر عراق در سازمان ملل و سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق نیز حضور داشتند. از ایران علاوه بر من، آقایان حسین لواسانی، دکتر منصور فرهنگ و یک نفر دیگر از اعضای هیات شرکت داشتند. در اطراف اتاق ماموران عراق به حالت خبردار ایستاده بودند. هر دوی ما روی یک کاناپه بزرگ در کنار هم نشستیم. او با یک زاویه 45 درجه به سمت من نشسته بود و صحبت می‌کرد. از جعبه سیگاری که روی میز بود یک سیگار برگ برداشت و بلافاصله یکی از مأموران حاضر در اتاق جلو آمد و فندکی را روشن کرد تا او سیگارش را با آن روشن کند. طرز نشستن و سخن گفتنش روحیه از خود راضی او را نشان می‌داد. من در حالی که دست چپم را روی لبه مبل گذاشته بودم و پا‌هایم را روی هم انداخته بودم صحبت می‌کردم. متن گفت‌وگو را آقای حسین لواسانی نوشته و تنظیم کرده‌اند.

بعد از سلام و احوالپرسی و گفت‌وگو در زمینه اینکه آیا این چندمین سفر است یا اولین سفر به کوبا و رد و بدل کردن تعارفات معمول، من آغاز به سخن کردم.

ابراهیم یزدی: سخنی چند با وزیر خارجه شما داشتم. ایشان بعضی از گفته‌های مرا دوست نداشت. هر یک از ما دو نفر بعضی از حرف‌های دیگری را قبول نداشت. اما به نظر می‌رسد که زمینه برای تفاهم خیلی زیاد بود. تخصص من در علوم پزشکی است و واقعیات را از دید یک آسیب‌شناس نگاه می‌کنم و تخصص وزیر خارجه شما علوم سیاسی است. از این رو واقعیت‌ها را از یک دید دیگر نگاه می‌کند.

صدام حسین: هر کسی در زمینه تخصص خودش حرف می‌زند.

یزدی: در سال 75 [1975] شما از ایران دیدن کردید، باز هم بیایید تا تغییرات را ببینید.

صدام: علاقه دارم چون خوب است که وضعمان را با همسایگانمان روشن کنیم. (در اینجا آقای صدام شرح نسبتاً مبسوطی در زمینه نظرات حزب بعث گفتند که چگونه و تا چه حد به اسلام و مسئولیت انسان در روی زمین و رابطه‌اش با خدا معتقدند.)

یزدی: خوشحالم که نظراتتان را شنیدم. با این اتفاق نظری که داریم و اینکه مسلمان هستیم و با روابط دوستانه و بستگی دینی که داریم چرا یکدیگر را نمی‌فهمیم؟

صدام: آیا این ما هستیم که شما را نمی‌فهمیم؟

یزدی: نمی‌دانم چه چیز غلطی بین ما وجود دارد، آقای سعدون معتقد است که ما می‌باید ملامت شویم. ولی من قبول ندارم. ما اکنون حاضریم نظر شما را بشنویم. چند بار گفتم و به آقای سامرائی نیز تذکر دادم که من سیاسی نیستم و دیپلماسی بلد نیستم و آمده‌ام اینجا که با صراحت حرف بزنم و به صراحت بشنوم. بودن بعضی اختلافات بین اعضاء خانواده غیرمتعارف نیست ولی غیرمتعارف این است که عدم تفاهم وجود داشته باشد. اگر چیزی هست آماده‌ایم که بشنویم.

صدام: ما دکتر فرهنگ را به عنوان حکم انتخاب می‌کنیم.

یزدی: ما نیز آقای سعدون را به عنوان حکم انتخاب می‌کنیم.

صدام: اگر بخواهیم که ماهیت هر چیزی را عوض کنیم اول می‌باید آن را‌‌ همان‌طور که هست بشناسیمش و بعد از آن می‌باید با دقت راه‌حل صحیحش را پیدا کنیم. یکی از مسائل اساسی این است که انقلاب ایران عراقی‌ها را تحت تاثیر قرار داده است.ایرانی‌ها افرادی نبودند که از زیر زمین آمده باشند، هیچگونه ارتباطی به خارج نداشتند و تصوراتشان شخصی و غیروابسته به خارج بود و این ثابت شده است که انقلاب ایران ربطی با خارج ندارد. عمر این جنبش 15 سال است. ولی بگذارید یک قدم به عقب برگردیم. در سال 74 ما با کرد‌ها، ایرانی‌ها، با شاه و نظام شاه که آمریکایی‌ها پشتیبانش بودند، وارد جنگ شدیم و 12 ماه طول کشید. تعداد قنبله‌هایی که از توپ‌های سنگین بر عراقی‌ها و خاک ما انداخته شد 2000 تا 3000 عدد بود و 16 هزار نفر از افراد ارتشی و غیرارتشی ما کشته و زخمی شدند. ارتش ما می‌جنگید و پیش می‌رفت تا اینکه قرارداد سال 75 برقرار شد. تعداد قنبله‌هایی که در اختیار نیروهای جوی و بری و بحری (هوایی، زمینی و دریایی) ما باقی مانده بود فقط 3 عدد بود و از این وضع ناراحت‌کننده فقط 3 نفر خبر داشتند، رئیس‌جمهور آقای بکر و فرمانده کل ارتش و من. و این حالت و کیفیت را از همه مخفی نگه داشتیم، ولی حاضر بودیم تا آخرین قطره خونمان بجنگیم، حتی اگر چیزی در دست نداشته باشیم. این حکمی است که سیاست بین‌المللی بر ما تحمیل کرد، چون ما اسلحه را می‌خریدیم و خودمان در ساختنش دست نداشتیم، ولی تصمیم داشتیم که اگر شاه بخواهد تا 4 ماه بعد از این تاریخ همین روش را ادامه بدهد با او در تمام جوانب بجنگیم. به این جهت با روس‌ها وارد مذاکره شدیم و آن‌ها بنا را بر این گذاردند که به ما کمک کنند. ولی قبل از آن در تماس دائم با دولت الجزایر بودیم و با رئیس مجلس ایرانی در بغداد ملاقات کردم و به دنبال راه‌حل مسالمت‌آمیز می‌گشتیم و نظرمان را به او ارائه دادیم و گفتیم که خواسته‌های دولت ما و سیاست دولت ما واضح و حدود کشور ما مشخص است و خواستار تعیین حدود بودیم و این حدود را نه ایران، بلکه ضابطه‌های بین‌المللی تعیین می‌کند. وزیر خارجه ایران با سعدون ملاقات کرد و تمام این اقدامات بدون هیچگونه واسطه‌ای صورت گرفت، چون روش ما نیست که در کار‌هایمان واسطه داشته باشیم. در سال 75 نامه‌ای از بومدین دریافت داشتم که سؤال کرده بود، آیا مانعی هست از طرف ما که با شاه در الجزایر ملاقات کنیم؟ پرسیدم که آیا این ایده خود بومدین است و یا چیزی است که مورد علاقه و نظر شاه است؟ گفت که این نظر و فکر رئیس بومدین است و بدون هیچگونه شرطی از هم دیدن خواهید کرد و با بحث و تبادل نظر با یکدیگر ممکن است راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنید. ولی اعتقاد ما بر این بود که بومدین خودش مشکل را احساس کرده است و به این جهت فشاری به شاه خواهد آورد. در مرکز فرماندهی جمع شدیم. وضعی حیاتی پیش آمده بود و اگر شاه می‌خواست روشش را ادامه دهد یک جنگ رودرروی طولانی مدتی با او می‌داشتیم، بدون واهمه از نتایج آن، چون می‌باید بهای آن را بپردازیم. مهم‌ترین نکته این بود که اسلحه را زمین نگذاریم و به این جهت منتهای کوشش ما بر این بود که شاه از موضع نادرست و غیرعادلانه‌ای که داشت برگردد و به راه‌حل سیاسی راضی شود. نتیجه تمام این کوشش‌ها قرارداد الجزایر بود که هم اکنون در وزارت خارجه وجود دارد و قراردادی است که متن آن از مردم مخفی نیست و نقاط سری در آن وجود ندارد.

امام خمینی در عراق مکرم و محترم بود و همه‌گونه کمکی را که از ما ساخته بود در اختیارش گذاردیم. ایشان امکانات را برای تمام مدتی که در عراق بودند می‌خواستند ولی ما هم می‌باید صاحب‌نظر باشیم. ما ایشان را تائید می‌کردیم، روش ما این نیست که بله و نه را در آن واحد بگوییم. اگر قراردادی بستیم در انجامش پایداری می‌کنیم و اگر با کسی اختلافی داشتیم معنایش این است که اختلاف داریم و تا آخرین لحظه پایداری می‌کنیم و حتی روس‌ها که دوست ما هستند از قرارداد ما با ایران خبری نداشتند و از ما دلخور شدند. بعد از اینکه خمینی فعالیتش را دوباره و از جهتی دیگر آغاز کرد یکی از اعضای فرماندهی را پیش او فرستادم برای اینکه او را متوجه اوضاع بنماییم و خیلی صریح به ایشان گفتیم که در سرزمین عراق کسی نیست که به شما فشار بیاورد که بروید، ولی لازم است که به همکاری ما احترام بگذارید، در حالی که شاه به عهد‌ها و گفته‌هایش احترام نمی‌گذارد. بعد از مسافرت خمینی به کویت و عدم اجازه دخول به آن کشور، فوراً اجازه بازگشت به ایشان دادیم و استقبالش کردیم و سپس به پاریس رفت. شاه از ما خواست (و مدارکش در وزارت خارجه وجود دارد) که امام را در عراق نگه داریم. ولی ما رد کرده و گفتیم که این خودمان هستیم که درباره سیاستمان تصمیم می‌گیریم و از هیچ کس پند و اندرز نمی‌پذیریم.

چه اتفاقی افتاد که یکباره دولت عراق از طرف انقلابیون و دیگران و در روزنامه‌های غربی مورد هجوم قرار گرفت. جوابی ندادیم و گفتیم که برادران ایرانی تازه‌کارند و به این جهت صبر کردیم ولی موضوع ادامه پیدا کرد و بالا گرفت که بالاخره به صورت یک جنبش آزادیبخش و دخالت در کار ما در آمد. بارزانی آمریکا را ترک کرد که به ایران بازگردد و تلگراف‌هایی برای صدر فرستاده شد تا اینکه مبارزاتش را بر علیه عراق ادامه دهد. نکته مهم و اساسی این است که صرفنظر از حکم و نظرتان نسبت به حکومت عراق، عراق قصد بازگشت به قبول فشارهای قبلی را ندارد. ما معتقدیم که تا هم اکنون سیستمی که مورد رضایت خداوند است دارد پیاده می‌شود که در آن تحقق عدالت اجتماعی برای انسان‌ها وجود دارد. ما مسلمانیم ولی معتقدیم وقتی که حکومت و دین و یا دین و حکومت در یکدیگر دخالت کنند مردم از هم خواهند پاشید و این در همه جا و در هر دین و در بین هر قومی صادق است و این امر منحصر به دین اسلام نیست. به این جهت می‌دیدم که مردم از هم می‌پاشند و ما عذاب می‌کشیدیم. ممکن است در نقطه‌ای دیگر از دنیا اجتهاد افراد دیگر با اجتهاد ما مغایرت داشته باشد ولی با وجود احترام ما به آراء دیگران، نمی‌توانستیم اجتهاد امام خمینی و یا هر کس دیگر را بپذیریم. مدت درازی صبر کردیم و به خودمان می‌گفتیم که برادران ایرانی ما در حکومتشان تازه‌کارند و لازم است که مراعات حق همسایه را بنماییم ولی خیلی به صراحت بگویم که عمل مثبتی ندیدم. از وزارت خارجه خواستم که روابط ما دوستانه‌تر باشد و مهندس بازرگان را احترام می‌گذاردیم ولیکن به حدی رسید که باورمان شد، شما به گونه‌ای حرف می‌زنید و به گونه‌ای دیگر عمل می‌کنید. صرفنظر از سیاستی که انتخاب کردید و تجربیاتی که دارید افرادی هستید که صاحب تجربه نیستید و به دلیل عضویتمان در گروه جهان سوم نمی‌خواستیم مشکلات تازه‌ای برای دیگران بوجود آوریم. به این جهت احتیاجی برای بکار بردن اسلحه نمی‌دیدم. ایران کشوری است از جهان سوم و لازم است که این امر را بداند و برای رسیدن به ثبات و حل مشکلات داخلی‌اش احتیاج به چیره شدن بر اوضاعش دارد.

عراق کشوری است اسلامی، سابقه مبارزاتی و کمک به مبارزین دیگر را دارد و تجربه حکومتش از شما ایرانیان بیشتر است و لازم بود که شما این کشور را در کنار خودتان نگه دارید برای اینکه به شما کمک کند. بعد از اینکه متوجه شدید که عراق می‌باید مورد هجوم قرار گیرد می‌توانستید تأمل کنید چون این کار را همیشه می‌توانستید انجام دهید. در سرزمین عراق کسانی که صاحب ملایین باشند (میلیونر) وجود ندارند و در عین حال گرسنگی نیز وجود ندارد و به این جهت می‌پنداشتیم که می‌تواند دوستی ما برایتان مفید باشد.

از خودمان می‌پرسیدیم که آیا ایرانیان حسابگری خاصی نسبت به عراق دارند و اگر نیست، پس چرا عراق را در عداد اولین دشمنان خود قرار دادند. احتیاج به جواب این سؤال داشتیم که آیا شما می‌خواهید از طریق انتخاب مذهب تشیع برای خودتان عدالت را در دنیا مستقر کنید. این چیزی است که همه دنیا خواستار آن است و شما قبل از هر چیز احتیاج به حل مشکلات داخلی و ناراحتی‌های ناشی از مشکلات اقتصادی و پیاده کردن نظرات اسلامی‌تان دارید، خصوصاٌ در مورد مسائلی که می‌خواهید نظریات اسلام 13 قرن پیش را پیاده کنید. البته این خودتان بودید که این راه را انتخاب کردید و اگر بین شما و ما رابطه، رابطه دوستانه تجارتی بود و در شرایطی بودیم که شما و ما حرف‌های یکدیگر را مثل یک برادر می‌پذیرفتیم ممکن بود که نصایح و اندرزهای یکدیگر را پذیرا باشیم، ولی در وضعیتی که ما داریم، حق شماست که‌‌ همان راهی را که دوست دارید انتخاب کنید و این خلاصه گفتارهای ماست و امیدواریم که شما را خسته نکرده باشم و لازم است که تعارف نداشته باشیم، با وجود اینکه در تعارف وارد هستید، ولی در کار‌هایمان می‌باید صراحت و هدف داشته باشیم و ما در برابر دوستان و دشمنانمان صراحت گفتار داشته‌ایم و گلایه دوستانمان را در زمینه صراحتمان شنیده‌ایم. در گذشته حتی دوستانمان از صراحت ما گلایه داشتند ولی بعد از مرور زمان چون ما را صمیمی در گفتار صریحمان دیدند اعتمادشان جلب شد.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید...




موضوع مطلب : سیاسی, «تاریخ ایرانی» برای اولین بار پس از 35 سال منتشر می‌کند
با این اوصاف، این را باید یکی از مهم‌ترین اتفاقات سینمایی این روزها بدانیم. صحبت‌هایی که دلیل انتقادات تند و پی‌درپی این روزهای ابراهیم حاتمی‌کیا از جماعت شبه‌روشنفکر غرب‌زده را به وضوح نشان می‌دهد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از خبرنگاران جوان، اسفندماه سال گذشته ابراهیم حاتمی‌کیا در آخرین انتقاد مستفیم‌ش به کیارستمی‌و سینمای‌ش،گفته بود: «بین آنچه که مردم می‌خواهند و آنچه بچه‌های سینما می‌گویند فاصله است. سینما برای من بت نیست. فرش قرمز برای ما مسیر خون است. ما با چیزهای عجین بودیم که نمی‌توانیم از آن دست بکشیم. کجاست قلم‌هایی که با قدرت پای این بحث‌ها بایستد. زمانی زیادی است که مجله و روزنامه نمی‌خوانم چون احوالشان با من یکی نیست. اگر دیر اقدام کنیم و توجه‌ای نداشته باشیم اوضاع بدتر می‌شود. اوایل انقلاب فیلم‌های خانواده‌ای داشتیم و مسئله جامعه در آن بود اما الان کاملا پاکسازی شده است. استاد اعظم این جنس نگاه آقای کیارستمی‌است و تأسی از این نوع نگاه تا دلتان بخواهد وجود دارد و عده‌ای می‌توانند در کشوری که 1200 کیلومتر در آن جنگ می‌شود را نبینند و دنبال دفترچه‌ مشقشان بروند.»
حالا عباس کیارستمی‌در حاشیه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه سیراکیوز آمریکا با توهین به دفاع مقدس و بی‌مفهوم خواندن آن سعی کرده است به صورت غیرمستقیم به اتهامات وارده از سوی ابراهیم حاتمی‌کیا نسبت به خودش پاسخ دهد.
کیارستمی‌با این مقدمه که: «یک هفته قبل از اینکه اینجا بیایم، یکی از فیلمسازانی که سال‌ها فیلم جنگی ساخته، فیلم‌های پرهزینه جنگی و البته با مخاطب کمتر- برای اینکه مخاطب ایرانی دیگر حوصله جنگ نداشت، بنابراین ایشان بودجه‌های خیلی سنگین می‌گیرد و فیلم‌های جنگی می‌سازد- گوش من رو پیچانده بود که زمانی که ما داشتیم می‌جنگیدیم کیارستمی‌داشت دنبال دفترچه دوستش می‌گشت.»
وی در ادامه خطاب به حاتمی‌کیا می گوید: «خانه دوست یکی از پربیننده‌ترین فیلمهایی بود که من ساختم، درواقع همه جای دنیا آن را می‌شناسند. خانه دوست ماندگار شد چون راجع به یک ارزش انسانی صحبت می‌کرد. اما فیلم‌های تو نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که تازه آن پریود هم به هیجان اورد بچه‌ها را. احمدپور[شخصیت اصلی فیلم خانه دوست کجاست؟] رفت پس داد دفترچه را، اما تو به هیجان آوردی و احمدپورهای دیگر رفتند در جنگ و کشته شدند. و حالا پس از سال‌ها می‌شود راجع به آن‌ها فکر کرد که آن‌ها چطوری از بین رفتند. در یک جنگی که هیچ مفهومی‌نداشت.»
با این توضیحات کاملا مشخص است که چرا کیارستمی‌و شاگردان و پیروانش در اوج دفاع مردم از مملکت در روستاهای دورافتاده دنبال دفتر مشق می‌گشتند. نورچشمی‌مدیران سینمایی دهه شصت، حالا پس از سال‌ها سکوت و بی‌پاسخ گذاشتن منتقدان، در پاسخ به انتقادات حاتمی‌کیا اعتراف می‌کند که «دفاع مقدس» را «جنگی ‌بی‌مفهوم» می‌داند و حتی از حاتمی‌کیا برای اینکه از دفاع مقدس گفته است انتقاد هم می‌کند.




موضوع مطلب :
سه شنبه 93 مهر 1 :: 5:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا
شب زفاف یکی از شب های بسیار مبارک است و به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای آن ذکر شده است. مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود. در این شب دعا مستجاب است و فرشتگان برای عروس و داماد رحمت خدا را نازل می کنند.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شفاف:علت انتخاب این مقاله عدم رضایت جنسی زنان - ترس زنان و عدم آگاهی مردان از عمل نزدیکی به خصوص اولین همبستر شدن با همسر میباشد. متاسفانه غالبا اکثر آقایون به لذت جنسی خود در عمل نزدکی فکر میکنند آنها از ترسی که در ذهن خانمها از اولین رابطه جنسی و پایان باکرگیست اطلاعات آنچنانی ندارند دستورات اسلام باعث آرامش بیشتر در این معقوله می شود.

شب زفاف یکی از شب های بسیار مبارک است و به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای آن ذکر شده است. مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود. در این شب دعا مستجاب است و فرشتگان برای عروس و داماد رحمت خدا را نازل می کنند.

از آموزه های دینی به دست می آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی از این راه عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است.


نکته ای در اینجا باید بر آن تأکید کرد این است که در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسی غریزی نیست و بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل یکی از ضروریات برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم دارند ازدواج کنند این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند.

این دانستنی ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه های مختلف همبستر شدن، آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده، آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال های جنسی که در صورت وقوع، سریعا برای معالجه اقدام کنند و صدها نکته ریز و درشت که بیان آنها در این نامه مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به کتاب های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه کنید.


نکته ای که در اینجا لازم است یادآوری کنیم این است که رسیدن زن و شوهر به اوج لذت جنسی (ارگاسم) یکی از علائم انجام شدن موفقیت آمیز آمیزش جنسی است. اما با تأسف باید بگوییم بسیاری از همسران به دلایل مختلف که مهمترین آن عدم آگاهی و رعایت نکات بالا است، از انجام رضایت بخش این عمل ناتوانند و به همین جهت به مشکلات زیادی اعم از جسمی و روانی مبتلا می شوند. حتی طبق آماری که روان شناسان و کارشناسان امور خانواده ارائه کرده اند بیش از 75 درصد از عوامل اختلاف های خانوادگی ریشه در این موضوع دارد. حتی شیخ اجل سعدی در گلستان در ضمن داستانی می گوید:
زن کز بر مرد بی رضا برخیزدزان خانه و زان سرا بلا برخیزد


نکته دوم این است که در رسیدن به اوج لذت جنسی، که علامت آن انزال در زن و مرد است، بین زن و مرد تفاوت وجود دارد و معمولا مرد بسیار زودتر از زن به این مرحله می رسد. به همین خاطر بسیاری از مردان وقتی به ارگاسم می رسند دست از کار می کشند در حالی که هنوز همسرشان به ارگاسم نرسیده است. رها کردن زن دراین حالت باعث می شود مشکلات جسمی زیادی از جمله ایجاد درد در ناحیه کمر و شکم برایش به وجود آید. پس لازم است مرد به این نکته توجه کند و قبل از آمیزش، همسرش را با تحریک کردن زیاد، آماده این کار کند.


در روایات فراوانی این موضوع مهم بیان شده و تصریح می کند یکی از آداب همبستر شدن با همسر ملاعبه یعنی تحریک زن از طریق لمس و مالش بدن و در آغوش گرفتن است و حتی در حدیثی آمده است مردی که قبل از نزدیکی با همسرش ملاعبه کند، مورد نظر و لطف و رحمت ویژه خدا قرار می گیرد.

 

آداب شرعی شب زفاف
در پایان بعضی از آداب شرعی شب زفاف را ارائه می کنیم که البته بعضی از این آداب مخصوص این شب نیست و هر زمان که زن و شوهر می خواهند همبستر شوند رعایت کنند:


1. وضو داشته باشند.
2. هر کدام دو رکعت نماز بخوانند و برای خوشبختی یکدیگر و دوام و ازدیاد عشق و محبت و نیز برای دارا شدن فرزند صالح دعا کنند.
3. شب زفاف شب جمعه باشد.
4. قبل از شروع بسم الله بگویند.
5. بدون رو انداز نزدیکی نکنند.


6. طوری بخوابند که کف پا یا سر آنها به طرف قبله نباشد.
7. جای آرام و خلوت و در شب انجام شود.
8. پس از ورود آنها به اتاق مخصوص (حجله) ابتدا خدای را برای این که آنها را به یکدیگر حلال کرد و اجازه آمیزش جنسب به آنها داد شکر کنند، پس داماد پاهای عروس را با مقداری آب بشوید و آب آن را اطراف خانه و چند قطره هم اطراف اتاق بپاشد که موجب برکت می شود.


9. هنگام همبستر شدن به عورت یکدیگر نگاه نکنند و با یکدیگر صحبت نکنند.
10. با شکم پر و مثانه پر نزدیکی نکنند.
11. از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.
12. پس از نزدیکی فورا غسل کنند و با حالت جنابت نخوابند.
13. اگر قبل ازغسل تصمیم دارند دوباره نزدیکی کنند، آلت های تناسلی خود را بشویند و وضو بگیرند.
14. در زمان همبستر شدن هیچ کس حتی بچه کوچک مطلع نشود.

 

در پایان مطالب زیر را جهت مطالعه بیشتر خدمتتان ضمیمه می کنیم:
آداب روابط زناشویى زن و مرد دو قسم است:
الف - آداب شب زفاف که عبارت است:
1- ابتدا عروس و داماد وضو بگیرد.
2- تکبیر در شب زفاف؛ برخلاف مراسم جاهلیت - که متأسفانه عده‏ اى در عصر ما به بعضى از آنها گرفتاراند و شب زفاف را به بى ‏عفتى و بى ‏غیرتى تبدیل مى‏ سازند - در اسلام محمدى(ص)، نخستین حرکت سازنده آن، با شعار «تکبیر» آغاز مى‏ گردد و آن، فلسفه و سرچشمه بسیار عالى تاریخى دارد.


3- خواندن دو رکعت نماز پس از گرفتن وضو، با حال خضوع و خشوع و دعاى ذیل که بسیار در سرنوشت عروس و داماد مؤثر است: «اللهم ارزقنى الفتها و ودّها و رضاها بى و ارضنى بها و اجمع بیننا باحسن اجتماعٍ و انفس ائتلاف فانّک تحب الحلال و تکره الحرام؛ خدایا الفت و مودت و رضایت زن را نسبت به من و رضایت مرا نسبت به او، بر من ارزانى دار و میان ما را به بهترین وجه مجتمع نما و نیکوترین الفت را به ما عطا کن، همانا تو حلال را دوست مى‏ دارى و حرام را زشت مى‏ شمارى».


4- خواندن دعا و نیایش، که بعد از خواندن نماز زفاف صورت مى ‏گیرد.
5- دست داماد بر پیشانى عروس، پس از ورود عروس به اتاق زفاف، داماد دست خویش را در حالى که رو به قبله مى ‏ایستد، بر پیشانى عروس مى‏ گذارد و براى خود و عروس و اولاد آینده ‏اش از وى، دعا مى‏ کند. «اللهم بامانتک اخذتها و بکلماتک استحللت فرجها، فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مسلما سویا و لاتجعله شرک شیطان؛ خدایا این زن را به امانت از تو گرفتم و با کلمات تو او را حلال کردم، اگر از این زن فرزندى براى من مقرر فرمودى او را پربرکت و پارسا قرار ده و براى شیطان در او بهره‏اى قرار مده».


ب - آداب عمومى زناشویى: «مستحبات»
1- گرفتن وضو
2- گفتن بسم اللّه‏
3- در هنگام جماع تعجیل نکند و زن را براى آن آماده کند تا او هم کاملاً لذت ببرد.
4- جماع در شب‏هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یا جمعه باشد.
5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازى کند تا او کاملاً آماده شود.
6- جماع را وقتى انجام دهد که زن میل دارد.


در این رابطه، موارد مکروهى نیز وجود دارد که بهتر است از آنها پرهیز گردد:
1- جماع در شب و روزى که ماه و خورشید گرفته است.
2- هنگام غروب خورشید.
3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
4- شب اول ماه غیر از ماه رمضان.
5- در شب آخر ماه.
6- جماع بعد از احتلام در خواب.
7- جماع در اتاقى که بچه‏اى وجود داشته باشد.

8- نگاه کردن به فرج هنگام جماع.
9- جماع به صورت عریان.
10- جماع در زیر آسمان.
11- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
12- هنگامى که شکم پر است.
13- جماع در جایى که کودکى باشد که به آنها نگاه کند یا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چیزى متوجه نشود.

14- جماع در فرصت بین اذان و اقامه نماز که مخصوص اعمال عبادى است.
15- جماع بدون وضو یا غسل.
16- جماع در شب عید قربان.
17- جماع در شب عید فطر.




موضوع مطلب :
به نظر شما مخاطبان شفاف تاثیر توافق ژنو و ادامه آن بر اقتصاد کشور چیست؟ آیا سفر حسن روحانی به نیویورک می تواند در بهبود وضعیت اقتصادی کشور تاثیر گذار باشد؟ آیا شما تاثیر توافق ژنو را در سفره های خود احساس کردید؟ نظرات خود را بدون توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی برای ما ارسال کنید. بدیهی است شفاف از انتشار نظرات توهین امیز معذور است.

  به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شفاف:رکود تورمی طی سال های 1391 و1392 دامن اقتصاد ایران را گرفته تا علاوه بر گرانی و افزایش روز افزون تورم، بیکاری و رکود را نیز میهمان بازارهای اقتصادی کشور کند.
 این در حالی است که جزء رکودی این پدیده نسبت به جزء تورم آن پیچیدگی‌های بیشتری دارد؛ زیرا رکود می‌تواند از تحولات هر یک از دو سمت عرضه و تقاضای اقتصاد ناشی شده باشد و بسته به اینکه از تحولات کدام سمت بیشتر اثر پذیرفته باشد، مسیر برون‌رفت از آن نیز متفاوت خواهد بود.



به همین دلیل است که دولت یازدهم در مسیر ایفای مسئولیت خود در پرداختن به مسایل اصلی و مهم کشور، پس از خارج کردن اقتصاد از التهاب بسیار بالای تورمی و طراحی هدفمندی یارانه‌ها با ساز‌و‌کاری متفاوت و اعمال ملاحظات شرایط رکود تورمی در آن، تهیه برنامه خروج غیر‌تورمی و پایدار از رکود را در دستور کار قرار داده است. برنامه ای که هنوز آثار آن بروضعیت اقتصادی زندگی روزمره مردم مشاهده نشده است.
از سوی دیگر توافق 6 ماهه ژنو و آزاد شدن بخشی از  پول های بلوکه شده ایران نیز امیدها را برای بهبود وضعیت اقتصادی بیشتر کرده بود اما عملا اتفاق خاصی در این خصوص رخ نداد و جز ثابت شدن نرخ ارز و رکود در بازارهایی چون مسکن و خودرو اتفاق دیگری برای اقتصاد ایران رخ نداد.
حالا هم سفر حسن روحانی به نیویورک  به منظور شرکت در شصت و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل ، امید ها را برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران و رفع تحریم ها بیشتر کرده است.




موضوع مطلب :
بزرگترین چالش حیثیتی آمریکا در منطقه آشوب‌زده خاورمیانه و تا حدودی در جهان این است که یک کشور در حال توسعه مانند ایران هرگز چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ امنیتی هیچ نیازی به رابطه با آمریکا نمی‌بیند و حتی مقامات آمریکایی بارها و بارها مجبور شده‌اند در چالش‌‍‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دست کمک به سوی ایران دراز کنند. با این شرایط و با وجود اینکه رابطه با آمریکا هیچ تاثیری بر مواضع این کشور در مذاکرات هسته‌ای و روند ایجاد موانع اقتصادی بر علیه کشورمان نداشته است چرا عده‌ای مدام بر رابطه با آمریکا اصرار می‌کنند؟

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا:ایجاد روابط دیپلماتیک بین کشورها یکی از عوامل ایجاد صلح و ثبات در جهان است؛ چرا که ایجاد رابطه دیپلماتیک زمینه گفت‌وگو و تعامل را فراهم می‌کند و می‌تواند بسیاری از ابهامات و سوء تفاهمات که ناشی از تفاوت‌های فرهنگی و نگرش‌هی بومی است را برطرف نماید اما آنچه تعبیر به رابطه دیپلماتیک می‌شود در عرف بین‌المللی دارای تعریف وشاخصه‌های مشخصی است و نمی‌توان هر گفت‌وگوی دوجانبه را تعبیر به رابطه کرد.

بزرگترین ویژگی یک رابطه سیاسی پایدار بین کشورها تاکید بر اصل احترام متقابل و عدم تقابل با منافع ملی کشورها است. دیپلماسی اگر اهرمی در جهت مقابله شاخصه‌های سیاسی و فرهنگی کشورها و یا تحمیل خواسته‌ها باشد قطعا مورد استقبال قرار نگرفته و نمی‌تواند ضمانتی برای بقا داشته باشد.

هیچ عقل سلیمی مخالف با رابطه دیپلماتیک و تنش‌زدایی در روابط بین‌المللی نیست اما باید دید آیا واقعا می‌توان با برخی کشورها رابطه سیاسی با اصل مهم احترام متقابل برقرار کرد و یا قرار است صرف هر گعده و صحبتی بین مقامات سیاسی را تعبیر به رابطه دیپلماتیک کنیم. در ضمن اگر طرف مقابل همواره در فکر تحمیل عقاید باشد و درخواست‌هایی مخالف با خطوط قرمز سیاسی تعریف شده در اصول سیاست خارجه یک کشور مطرح نماید تکلیف در قبال چنین برخوردی چیست.

امام خمینی(ره) مطابق با همین مشی بهترین برخورد با آمریکا را ندیدن این کشور می‌دانستند چرا که ایشان بخوبی متوجه بودند که هر مذاکره‌ای با آمریکا تنها از دو حالت خارج نیست یا شکست مذاکرات و یا تحمیل درخواست‌های آمریکا به طرف مذاکره کننده.

آنچه که امروز بعنوان مذاکرات هسته‌ای بین ایران و 1+5 صورت می‌گیرد و گهگاهی به مذاکرات دوجانبه با مقامات آمریکایی می‌انجامد تنها راهبرد نظام برای نشان دادن حسن نیت در برنامه‌ای هسته‌ای خود است و الا نمی‌توان از آن تعبیر به مذاکره با آمریکا کرد چرا که امروز آنچه در موضوع پرونده هسته‌ای کشور دارای اهمیت است اثبات حسن نیت ایران به تمام کشورهای جهان و تبیین راهبرد صلح آمیز نظام و مقابله با تبلیغات سو و غیرمنصفانه رسانه‌های غربی در قبال پرونده هسته‌ای کشورمان است.

برای همه جریانات سیاسی نظام کاملا آشکار است که قرار نیست تا ابد بین ایران و آمریکا قطع رابطه باشد اما اگر طرف آمریکایی در سیاست‌های خود تجدیدنظر نکند چاره‌ای جز ادامه روند سی ساله توقف دیپلماسی دوجانبه وجود ندارد.

بین تفکر انقلاب اسلامی بعنوان یک نهضت ضداستکباری و گفتمان حاکم بر نهادهای قدرت در آمریکا تفاوت جدی وجود دارد و آنچه تعبیر به مذاکره می‌شود باید در درجه اول تکلیف اختلافات مبنایی دو طرف را روشن کند و الا اگر قرار باشد روزی در قبال انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و روزی دیگر به بهانه حقوق بشر با قرائت آمریکایی با همان سیاست هویج و چماق مذاکره کنیم دیگر نمی‌توان به این نوع از رابطه تعبیر به رابطه دیپلماتیک کرد.

متاسفانه عده‌ای در داخل کشور مصر هستند تا موضع انتقادی و تهاجمی نظام نسبت به سیاست‎های منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکا را با چند نشست و تماس بی‌نتیجه با اهداف داخلی به یک موضع تدافعی تبدیل کنند. شاید این شیوه بیان مساله امروز به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید اما تولد انقلاب اسلامی با پرسش از سیاست‌های آمریکا همراه بود حال چه شده است که بدون اینکه پاسخی دریافت کنیم عده‌ای شعار رابطه سیاسی با آمریکا را سر می‌دهند.

رابطه دیپلماتیک یعنی گفتمان با موضع برابر حتی در صورت وجود اختلافات بین دوطرف مذاکره کننده ؛ اما تا زمانی که یک طرف در موضع پرسش باشد و طرف دیگر در موضع پاسخگویی نمی‌توان این رابطه را به رابطه دیپلماتیک تعبیر کرد.

حال باید پرسید که گفت‌وگوی تلفنی سال گذشته رئیس جمهور با اوباما چه اثری بر روند پرونده هسته‌ای کشورمان داشت که در آستانه سفر روحانی برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل این‌بار عده‌ای از احتمال دیدار روحانی و اوباما در داخل کشور ذوق‌زده شده‌اند.

ظاهرا بخشی از دیپلماسی کشورمان به احیای قدرت در حال افول آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه تعلق گرفته است چرا که عده‌ای در حالی از دیدار بی‌فایده و نمایشی با اوباما سخن می‌گویند که آمریکا بشدت نیازمند حداقل یک تایید تلویحی از جانب ایران در قبال لشکرکشی علیه تروریست خودساخته خود در خاورمیانه است از سوی دیگر در حالی روابط عمیقا متشنج با عربستان در حال احیاست که این کشور در پایین‌تر سطح در طول تاریخ خود در قبال تاثیرگذاری در تحولات خاورمیانه قرار گرفته است.

نباید این تفکر را در ذهن مردم ایجاد کرد که رشد کشور تنها و تنها با رابطه با قدرت‌های بزرگ محقق می‌شود. بزرگترین مساله امروز در کشور نبود سیاست‌‌گذاری و ضعف در بدنه مدیریتی کشور است و تا زمانی که این معضل حل نشود رابطه با آمریکا و یا هر کشوری نه‌تنها زمینه پیشرفت را فراهم نمی‌کند بلکه مسببی برای بی‌مسئولیت بیشتر مدیران است.

تا زمانی که مقامات آمریکا در سیاست نگاه از بالا و تحمیل خواسته‌های خود تجدید نظر نکرده‌اند نمی‌توان به رابطه با این کشور فکر کرد و هیچ دولتی نمی‌تواند با مسکن زودگذر رفع تحریم و فراهم شدن زمینه رابطه اقتصادی مشکلات عمیق اقتصادی کشور را حل کند. می‌توان با اهرم مقاومت به آمریکا اثبات کرد که رابطه زمانی محقق می‌شود که احترام متقابل در دستور کار سیاست خارجه آمریکا در قبال ایران باشد تا زمینه یک رابطه اصولی و بر اساس نفع جمعی دو طرف در آینده فراهم گردد.




موضوع مطلب :

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598:جامعه در چنین شرایطی است که برجسته و عیان می شود. شخص دانا از آنجا که برخلاف غفلت و کوتاه‌بینی حاکم بر محیط، از آگاهی و دورنگری لازم بهره‌مند است، می تواند با دست یافتن به آگاهی ناب، خود و جامعه را از خطا و خرافه رها سازد که صد البته کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است. او به تبع دانش و آگاهی خود، چیزهایی را حس می‌کند که دیگران از آن محرومند و ظرایف و دقایقی را درک می‌کند که از نظر دیگران پنهان هستند. بنابر این هر جامعه‌ای که از طبقه دانایان و روشنفکران خویش فاصله بگیرد، گرفتار مشکلات جهل و تاریک اندیشی خواهد شد.  

 

دوم) مروری بر علل پیروزی جریان روشنفکری بر تفکرات سلطه جویانه کلیسای کاتولیک در قرون وسطینشان دهنده آن است که روشنفکری در جهان غرب طی آن سالها با سه مانع عمده جزمیت، دیانت و حکومت روبه­ رو بوده‌ است. روشنفکران به منظور مقابله با استبداد حاکم بر جامعه غرب، طی قرن ها با کار مداوم و مستمر خود آرام آرام در حصار استوار جزمیت، رخنه ایجاد کرده و زمینه رشد شکاکیت را ایجاد کردند. به همین خاطر کلیسا در قرن شانزدهم عقب‌نشینی از قلمرو علم و فلسفه را آغاز کرد.

البته در این میان از تلاش پروتستان‌ها در مقابله با زورگویی کلیسای کاتولیک نیز نباید غافل بود. با شکست دیدگاه‌های جزمی قرون وسطایی، شرایط پیشرفت علوم جدید فراهم شد. از سوی دیگر آنها با دیانت دیکته شده از سوی کلیسا نیز درگیری داشتند. کلیسای کاتولیک طی قرنها با ادعای متولی دیانت مردم، مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت علوم و استقرار حکومت‌های مردمی ایجاد کرده بود. هم از این رو روشنفکران با استمرار و جدیت در مبارزه با این نوع استبداد در نهایت به حذف دین از فرهنگ و زندگی بشر غربی پرداختند.

به عبارتی دیگر جریان روشنفکری سرانجام کلیسا را از اقتدار به زیر کشیده و در زوایای زندگی شخصی مردم جای داد. همچنین با توجه به اینکه پیش از رنسانس، انسانها تنها ابزاری بودند برای گردش کار حاکمان و خدمت کردن به پادشاهان و ارباب قدرت، جریان روشنفکری با پیگیری و تلاش خود توانست نگاه ارباب – رعیتی حاکم بر جوامع غربی را با مطرح کردن تفکر دموکراسی و دادن حق انتخاب به مردم تا حدودی اصلاح کند.

آنچه در پایان باید به آن اشاره داشت آنکه پیروزی جریان روشنفکری در غرب از یکسو مرهون ظلم و ستم ارباب قدرت و ثروت اعم از پادشاهان مستبد و حاکمیت کلیسا بر مردم و جوامع بوده و از دیگر سو مرهون تلاش خردمندان طی چندین قرن در رشد و تربیت افراد جامعه بوده است. به عبارتی دیگر اصحاب خِرَد در غرب در یک تلاش هدفمند و مستمر، قرن­ها به تربیت افکار و باورهای جامعه خود پرداختند و بی شک دستیابی به اهداف مطلوب خود حاصل فعالیتی چند ساله نبوده است.  

 

سوم) مروری بر چگونگی شکل گیری و عملکرد جریان روشنفکری در ایران حاوی نکات بسیار ظریفی است که توجه به آنها می تواند در شناخت جریان های فرهنگی و سو گیری های اصحاب فرهنگ طی یک قرن گذشته بسیار مفید و مؤثر باشد. پیش از ورود به این بحث ذکر این نکته خالی از لطف نیست که روشنفکری در ذات خود نوعی کمال است که موجبات رشد انسان و جامعه را پدید می آورد، بنابر این می توان این گونه بیان داشت که پیامبران و ائمه معصوم علیهم السلام نمونه های کامل و جامع روشنفکران در طول تاریخ بوده اند؛ لکن در چند دهه گذشته این واژه برای افرادی به کار گرفته شده است که به نوعی وابسته و یا متعلق به جریان های غربی بوده و با پشت کردن به فرهنگ و باورهای اصیل ملی و دینی، به نوعی از خودباختگی رسیده اند؛ در این مبحث مراد از روشنفکری همان جریان وابسته است.

در پی شکست ایران از روسیه، عباس میرزا به منظور رفع عقب ماندگی و دستیابی به فناوری هایی که کشورهای اروپایی به آنها دست پیدا کرده بودند، برای نخستین بار دانشجویانی را به منظور تحصیل به اروپا اعزام کرد. رفت و آمد دانشجویان ایرانی به اروپا، آشنایی آنها با مفاهیمی چون دموکراسی و آزادی های اجتماعی و تماشای پیشرفت های لحظه به لحظه دولت­های غربی در علوم و فنون، موجبات تغییرات عمیقی در نگاه و باور آنها به جامعه و نوع حکومت بر مردم شد. آنچه در این میان قابل تأمل بود آنکه این دانشجویان که بعدها از آنان با عنوان روشنفکر یاد شده، تنها راه رفع موانع پیشرفت کشور را در نسخه برداری مو به مو از روش های غربی می جستند هم از این رو بود که بی توجه به تفاوت های فاحش فرهنگی و علل عقب ماندگی به جنگ سه عامل جزمیت، دیانت و حکومت شتافتند.

از آنجایی که روشنفکران، دین را به عنوان یکی از مهمترین عوامل عقب ماندگی به حساب می آوردند، بیشترین تلاش خود را صرف منزوی کردن دین از متن جامعه می کردند. مروری بر عملکرد جریان روشنفکری در مواجهه با دین و باورهای دینی به خوبی نشان می دهد که این جریان طی یکصد سال گذشته دو مشی متفاوت در برخورد با دین اتخاذ کرده است؛ یک مشی حمله عریان و بی‌پرده به مفاهیم دینی بوده که میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی به عنوان پیشگامان این جریان محسوب می‌شوند.

آنها به منظور پیشبرد اهداف خود در عرصه‌های مختلف از جمله ادبیات وارد شدند به نحوی که میرزا آقاخان کرمانی و به ویژه آخوندزاده در نوشتن رمان‌ها و نمایشنامه‌هایی که در آنها توهین به دین می‌شد، دست داشتند. نکته‌ای که در آثار آنها دیده می‌شود طرح پروتستانتیزم اسلامی است که بعدها در آثار ملکم‌خان هم به آن اشاره می‌شود. آنها در این خصوص وقتی نیاز به الگودهی داشتند به اتفاقاتی که در دوران حسن دوم در قلعه الموت پیش آمده بود، اشاره می‌کنند که بر اساس آن در 17 ماه مبارک رمضان حسن دوم اعلام قیامت می‌کند به این معنا که دیگر دوران تکلیف تمام شده و در همان روز شراب حاضر کرده و روزه خود را با شراب افطار می‌کنند.

آخوندزاده با صراحت ضمن تایید عمل حسن دوم این اتفاق را عملی صواب در راه از بین بردن خرافات معرفی می‌کند. اما جریان بعدی که در بطن جریان روشنفکری وجود داشت به سردمداری میرزا ملکم‌خان بود که برعکس تفکر آخوندزاده اعتقاد داشت نباید در ایران به صورت مستقیم با مفاهیم دینی در افتاد بلکه باید با ظرافت بیشتری طرح "وهن دین" را دنبال کرد، به همین جهت سعی شد تا با نوعی همسان‌سازی و شبیه‌سازی بین مفاهیم دینی و مفاهیم غربی، جامعه اسلامی را در معرض هجوم افکار غربی قرار دهند تا پذیرش افکار غربی برای مردم مسلمان آسان‌تر شده و در نتیجه یک نوع استحاله، در طی این مسیر شکل گیرد.

جنبش هایی چون بابی گری و بهایی گریی و حتی کسروی گری نمونه بارزی از گسترش و ترویج این نگاه در جامعه محسوب می شوند. به عنوان مثال در دوره درگیری میان شیخ‌فضل‌الله با مشروطه‌خواهان، مطبوعات کشور اقدامات جدیدی را در جهت وهن دین آغاز می‌کنند. به مسخره گرفتن عزاداری، حجاب و احکام اسلامی چون قصاص از جمله این اقدامات است.

بعد از فتح تهران و استیلای مشروطه‌خواهان کشور شاهد یک حرکت جدی‌تری و گسترده‌تر در وهن دین و حمله به روحانیت بود که با محاکمه شیخ ‌فضل‌الله و به دار آویختن ایشان آغاز می‌شود که تا آن زمان بی‌سابقه بود. در ابتدای زمامداری رضاخان ما شاهد فعالیت گروه‌هایی چون "کانون ایران جوان" هستیم که بعضی از تحصیل‌کرده‌های ایرانی در غرب با هدف به وجود آوردن یک ایران جوان که هیچ رابطه‌ای با ایران قدیم و سنت‌ها ندارد آن را راه‌اندازی می‌کنند. اولین حرکت‌هایی که آنها در نشریه خود با نام "ایران جوان" آغاز می‌کنند حمله به دین و ارزش‌های مذهبی است.

به عنوان مثال عکس زنی را با چادر در روزنامه چاپ کرده و زیر آن می‌نویسند کلاغ سیاه! در همین دوران بود که علی دشتی در روزنامه "شفق سرخ" با جسارت اعلام می‌کند که همه چیز زن ایرانی به درد نخور است، شکل زن ایرانی، پوشش زن ایرانی، آشپزخانه زن ایرانی و... باید کاملا عوض شود. با توجه به این که جریان روشنفکری خواهان ایجاد تغییرات بنیادین در تمامی عرصه های اجتماعی بود، ادبیات و هنر کشور نیز از این هجمه و نوع نگاه مصون نماند.

نفوذ جریانات روشنفکری در عرصه ادبیات و هنر به ایران به ویژه در سال‌های پایانی دهه 1330، کشور را از ادبیات و فرهنگ‌ اصیل خود دور کرده و آفریننده‌ ادبیاتی شد که هیچگونه آشنایی و ویژگی مشترکی با فرهنگ و البته با سیاست‌های جامعه نداشت. هم زمان با نفوذ ادبیات، نفوذ ایدئولوژی نیز صورت گرفت به نحوی که ادبیات و ادیبان را به جامعه‌ حزبی در آورد از این رو نویسندگان و هنرمندان هرچه بیشتر به شعار و نظریه‌پردازی روی ‌آوردند. در حقیقت ادبیات یکسره در خدمت ایدئولوژی و نظریه‌پردازان درآمد و به دو شیوه‌ عمده گنگ‌نویسی تحت عنوان سمبولیسم و نمادین یا ادبیات روشنفکری، و ساده‌نویسی که البته طبق معمول ساده‌نویسی را ‌ با عامیانه‌نویسی اشتباه کردند، تقسیم شد.

مکتب ناتورالیسم، که زاییده گسترش تفکرات ضد سرمایه داری روشنفکرانه در غرب است، به سرعت با آثار نویسندگانی چون صادق چوبک و صادق هدایت گسترش یافت. زبان آثار ناتورالیستی، زبان محاوره است آنها به اصطلاح همان جملات را به کار می‌برند که افراد استعمال می‌کنند. ناتورالیست‌ها درتحلیل انسان و زندگی به زوایای تاریکی چون فقر، تبعیض طبقاتی، فحشا، وقایع ناگوار، فساد، پلیدی و زشتی می‌پردازد. یکی از خدمت‌هایی که مکتب ناتورالیسم به ادبیات ایران کرد، شکستن حرمت کلمات و رفتارهای ناهنجار بود. کلمه‌هایی را که نویسندگان ایرانی و حتی مردم عوام از استعمال آنها اِبا و کراهت دارند و اساسا تنها در قشر خاصی از جامعه رواج دارد در داستان‌ها و نمایشنامه ها به کار گرفته شده تا به آنها جنبه‌ای همگانی و یا عادی دهند.

در حوزه سینما تولید فیلم‌هایی چون "مُحَلِّل" "شب‌نشینی در جهنم" "تختخواب سه نفره" و "دائی‌جان ناپلئون" روند حمله به اعتقادات مردم و سنت‌های دینی در جامعه را پیگیری و دنبال می‌کرد. در حقیقت در آن دوران با به سخره گرفتن دین، تلاش می‌شد تا یک استحاله در جامعه و مردم صورت گیرد. البته همواره دسته ای از روشنفکران ساده‌لوح نیز وجود داشتند که فاقد عمق فکری جدی بوده و تحت تاثیر فضا و ظواهر غرب به وهن دین و باورهای دینی می‌پرداختند. به عنوان مثال "میرزا ابوالحسن‌خان ایلچی" که ظاهرا نخستین سفیر ایران در انگلیس بود در کتاب "حیرت‌نامه سفرا" به قدری با شیفتگی و از سر حیرت غرب را توصیف می‌کند که وهن دین کاملا به چشم می‌خورد.  

 

چهارم) آنچه باید به آن اشاره داشت آنکه جریان روشنفکری در ایران به دلایلی هیچگاه در ایران جایگاه پیدا نکرده و همواره خود را در نقطه تقابل با مردم و فرهنگ و هویت اصیل ایرانی – اسلامی قرار داده است. در تشریح عدم موفقیت این جریان می توان به مواردی که در ذیل به آنها پرداخته شده است، اشاره کرد: نخست آنکه وابستگان به جریان روشنفکری در ایران هیچگاه حرکت مستمر و برنامه ریزی شده ای به منظور تنویر افکار مردم نداشته و به کارهای مقطعی و تاریخ مصرف دار بسنده کرده اند.

به عبارتی دیگر یکی از علل موفقیت جریان روشنفکری در جوامع غربی (با توجه به نوع نگاه و خواسته آنها)، استمرار در کار به منظور تربیت کردن انسان ها و همراه کردن آنان با اهداف و انگیزه های خود طی چند صد سال بوده است. نحوه عملکرد جریان روشنفکری در غرب نشان می دهد که آنها هرگز در پی ایجاد یک شورش و یا انقلاب بدون آنکه مردم آگاهی لازم را داشته باشند، نبوده اند. در حقیقت آنها در پی فرهنگ سازی بودند نه واکنش های سطحی و مقطعی.

این در حالی است که در ایران جریان روشنفکری نه توان و نه صلاحیت هدایت افکار عمومی را داشته است. اما نکته دوم که از اهمیت بیشتری نسبت به نکته اول برخوردار است آنکه در جریان وقایع رنسانس و عصر روشنگری، اندیشمندان جوامع غربی مردم را به این باور رسانده بودند که دین عامل بدبختی و عقب ماندگی آنها بوده است. به عبارتی دیگر عملکرد ناصواب کلیسای کاتولیک طی قرن ها مردم را به سوی این باور غلط سوق داده بود که دین مانع پیشرفت و آزادی انسان ها است لذا کلام روشنفکران مبنی بر مقابله با دین و مظاهر آن توانست در دل­ها و جان­های مردم نفوذ کرده و سرانجام مردم را به مقابله با دین تشویق کند.

این در حالی است که تاریخ پر افتخار ایران زمین همواره شاهد پیروزی ها، موفقیت ها و افتخاراتی بوده که توسط افراد متدین صورت گرفته است. در واقع دین نه تنها عامل عقب ماندگی نبوده بلکه همواره مایه نشاط، پیشرفت و سربلندی بوده است. هر کجا که عَلَم مبارزه با ستمگری برافراشته شده است، تحت لوای دین و دینمداری صورت گرفته است. مروری بر قیام سر به داران، رئیس علی دلواری، قیام مشروطه، قیام مردم جنگل و ده­ها نمونه دیگر که ذکر آنها به درازا می کشد، نمونه ای از این واقعیت است. از سوی دیگر اختراعات و اکتشافات، پیشرفت های علمی و فلسفی و اساسا حرکت های رو به جلوی مردم در طول تاریخ نیز توسط اشخاص با انگیزه های دینی و ملی صورت گرفته است.

به عنوان مثال بزرگانی چون بوعلی سینا، زکریای رازی، ملاصدرای شیرازی، خواجه نصیرالدین طوسی، حافظ شیرازی، مولانا، عمر خیام، میرزا تقی خان امیرکبیر، قائم مقام فراهانی، میرزا کوچک خان، شیخ فضل الله نوری، مدرس، مصدق، کاشانی، جلال آل احمد و ... همگی به مسلمان بودن خود افتخار کرده و گام برداشتن در راه اعتلای کشور عزیز ایران را مدیون آموخته های دینی خود می دانند. در واقع بی توجهی به این مهم که نگاه و باور مردم به دین در کشور ایران با کشورهای غربی بسیار متفاوت است، دلیل آشکاری بر شکست پروژه جریانات روشنفکری در ایران محسوب می شود.

نکته دیگری که در این میان نباید از آن غافل بود به موضوع بی اعتمادی مردم به کشورهای غربی باز می گردد. به عبارتی دیگر مردم ایران طی یک قرن گذشته بارها و بارها شاهد جنایت ها و خیانت های کشورهای استعمارگر نسبت به مردم و مام وطن خود بوده اند. رفتار ددمنشانه سربازان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، آمریکایی و روسی در طول جنگ های جهانی اول و دوم هیچگاه از حافظه تاریخی مردم پاک نخواهد شد. مبارزات مردانه مرحوم مصدق در قطع کردن دست انگلیس از ذخایر نفت مردم ایران موضوعی نیست که مردم آن را به فراموشی بسپارند. مردم آگاه ایران با توجه به این بی اعتمادی وقتی با روشنفکرانی روبرو می شوند که افکار و سرمایه های ذهنی خود را از کشورهای غربی به عاریه گرفته اند، نسبت به آنان نیز بی اعتماد شده و حاضر به پذیرش آنان نیستند.  

 

پنجم) مروری بر وضعیت مدیریت تئاتر، سینما و عرصه نشر کشور در یک سال گذشته نشان دهنده آن است که بخشی از بدنه مدیریت ارشاد به سیاق دوران اصلاحات، بی توجه به خواست و اراده مردم همچنان خود را وام‌دار این جریانات پوسیده دانسته و علی‌رغم تغییر نگرش و ذائقه مخاطبان به خصوص در یک دهه گذشته، تلاش می‌کند تا عقاید و آرای خود را به این عرصه حقنه کند که متاسفانه برخی هنرمندان و اصحاب قلم نیز از فرصت به وجود آمده کمال استفاده را کرده و در کمال آسایش به نشر عقاید خود می پردازند.

عرصه های تئاتر، سینما و نشر کشور اعم از مطبوعات و کتاب کشور در یک سال گذشته شاهد هجوم همه جانبه و گسترده ادبیات سخیفانه کلامی و رفتاری و همچنین واپسگرایانه وارداتی به بهانه آزادی بیان بوده است. این بی فرهنگی در حالی اتفاق می افتد که در یک دهه گذشته به رغم مشکلات موجود، در عرصه استفاده از ادبیات انسانی و اخلاق مدار و تولید آثار هنری هم راستا با باورهای ملی و بومی تا حدود زیادی موفق بوده است. به تعبیری دیگر می توان نتیجه گرفت که تغییر نگاه برخی مدیران ارشاد در یکسال گذشته و بی توجهی آنان به این مهم که هنر همواره به عنوان یکی از مهمترین ظرفیت های گسترش و ترویج انسانیت و هویت بخشی به انسان ها محسوب شده است، به بهانه آزادی بیان و تعامل سازنده با هنرمندان فضای بداخلاقی را فراهم آورده اند.

این در حالی است که جلوگیری از رفتارهای سخیفانه و افکار مخرب و مغایر با سنن و فرهنگ بومی و ملی کوچکترین منافاتی با آزاد اندیشی نداشته و نخواهد داشت لذا نمی توان و نباید چشم خود را بر این قبیل رفتار بست. سیاست یک بام و دو هوا به یقین در عرصه مهمی چون فرهنگ و هنر کشور دستاوردی جز ویرانگری ذهن و روح مخاطبان به ارمغان نخواهد آورد. مردم حیرانند که قسم حضرت عباس را باور کنند یا دُم خروسی را که بیرون زده است. از یک سو وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به رفتار خانم بنی اعتماد موضعگیری می کنند و فردای همان روز جناب ایوبی به نوعی از خانم کارگردان حمایت می کنند.

از سویی در جشنواره سال گذشته فیلم فجر، وزارت ارشاد به خود می بالد که فیلم های توقیفی دولت دهم را به نمایش درآورده است و از سوی دیگر وزیر محترم ارشاد در مقابل اعتراضات گسترده مردم نسبت به پخش فیلم های سیاه نما، تقصیرات را بر گردن مسئولان سینمایی دولت گذشته می اندازد. وزیر محترم ارشاد از یک سو مخالفت خود را با فیلم های سخیف و غیر اخلاقی اعلام می کند از سوی دیگر همین آثار توسط رسانه های تصویری به بهانه هایی کاملا واهی خریده می شود.

آن چه به آن اشاره شد تنها بخش کوچکی از مشکلاتی است که متاسفانه در سایه کم توجهی مدیران در حال به وقوع پیوستن است بنابر این چنانچه مسئولان محترم فورا دست به کار نشوند بی شک شاهد تولید آثاری خواهیم بود که با حمایت و پول حکومت به تخریب باورها و ارزش های ملی و بومی می پردازند.

ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست ***  گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟ 

  *رامین شریف زاده




موضوع مطلب : اجتماعی, حکایت تلخ رشد ژست‌های روشنفکر مآبانه
سه شنبه 93 مهر 1 :: 10:0 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

یک خبر بد برای کشورمان این است که همزمان با تغییرات آب و هوایی در جهان، کشور ایران به سرعت در حال تبدیل شدن به یک منطقه گرم و خشک است و متوسط بارندگی از میزان کنونی هم کمتر خواهد شد.

در تاریخ هزاران ساله ایران و حتی در دوره های خشکسالی، این سرزمین هیچگاه تا بدین اندازه دچار کم آبی نبوده است.

اوضاع واقعاً وحشتناک است؛ نه تعارفی در کار است و نه مبالغه ای. آب برخی سدها کاملاً ته کشیده، بقیه هم آب اندکی در بساط دارند. از بارندگی قریب الوقوع هم نشانه ای در دست نیست.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛سایت عصرایران در مطلبی نوشت: بدتر از وضعیت آب سدها - که مقابل چشم اند و دیده می شوند - وضعیت آب های زیر زمینی است که روز به روز ته می کشند و پایین تر می روند. آب های زیر زمینی دو نوع اند: "ذخایر استاتیک و ذخایر دینامیک." ذخایر استاتیک ،آب هایی هستند که در دل زمین طی سالیان دراز جمع می شوند و پشتوانه آبی کشورند (مانند ذخایر طلا که پشتوانه پول ملی هستند) و ذخایر دینامیک، آب هایی هستند که هر ساله جمع و مصرف می شوند.

خبر بدی که در تاریخ کشور سابقه نداشته این است که برداشت از منابع زیر زمینی به ذخایر استاتیک رسیده است. این مانند آن است که کشوری به حدی فقیر شود که گنجینه های ملی و پشتوانه های پولی اش را بفروشد.

یک خبر بسیار بد دیگر نیز این است که همزمان با تغییرات آب و هوایی در جهان ، کشور ایران به سرعت در حال تبدیل شدن به یک منطقه گرم و خشک است و متوسط بارندگی از میزان کنونی هم کمتر خواهد شد. این تغییرات به حدی سریع است که نسل حاضر آن را خواهد دید.

در چنین شرایط اسفناکی که زندگی جمعی همه ما در خطر است، اتخاذ سیاست آبی مناسب با وضعیت اضطراری کنونی ، از الزامات حیاتی است.

به نظر می رسد قوای حکومتی و مشخصاً دولت باید یک راهبرد ملی مبتنی بر چند اصل زیر را مد نظر قرار دهد چرا که بی آبی و تشنگی عمومی به سرعت پیش می آید:

1 - انتقال هر چه سریع تر صنایع آب بر از مناطق مرکزی و کم آب کشور به سواحل جنوب ، یکی از مهم ترین کارهایی است که باید انجام شود. به عنوان مثال هم اکنون مردم استان های مرکزی کشور درگیر مشکل کم آبی هستند و بحث انتقال آب از استان های دیگر به این مناطق، محل یک منازعه ملی است و حتی نمایندگان استان های مختلف در مجلس را نیز رو در روی هم قرار داده است.

حال چه نیازی است که صنایعی مانند فولاد که آب بسیاری مصرف می کنند در نقاط کویری و کم آب کشور باشند؟ شاید گفته شود که اشتغالزایی دارد ولی واقعیت این است که بیش از اشتغالزایی، اشتغال زدایی دارند زیرا با مصرف بی رویه منابع آب ، کشاورزی و دامپروری منطقه را به خطر می اندازند و مشاغل بسیاری رادر این حوزه از بین می برند.

گزارش های متعددی وجود دارد که برای این که برخی صنایع کار کنند، دهها چاه عمیق اختصاصی برایشان حفر شده است و این چاه ها ، آب منطقه را می خورند و کشاورزان را به خاک سیاه می نشانند.

اساساً با توجه به این که ایران کشور کم آبی است ، راه اندازی صنایع آب بر توجیه اقتصادی ندارد مگر این که در مجاورت آب های آزاد باشد که البته آن هم مسائل و هزینه های خاص خود - از جمله شیرین سازی صنعتی آب دریا - را دارد. در ضمن می توان با فناوری های بازگردانی آب مصرفی، بخشی از نیاز صنایع را از فاضلاب های تجدید پذیر تأمین کرد که با توجه به این که این فناوری در ایران جدی گرفته نشده است، این قضیه هم عملاً منتفی است.

2 - پیشتر نیز گفته ایم که متأسفانه سیستم آبیاری کشاورزی در ایران امروز ، با روش دوران مادها تفاوت چندانی نکرده است. همان طور که اجداد ما به روش غرقابی آبیاری می کردند، امروز نیز که در هزاره سوم هستیم ، بخش عمده ای از کشاورزی ایران به روش غرقابی است؛ این یعنی مصرف سه تا پنج برابری آب در بخش کشاورزی و البته بازده کمتر در محصول!

این در حالی است که با یک برنامه ریزی جدی می توان به کشاورزان کمک کرد که در یک دوره زمانی کوتاه مدت، مزارع و باغ های خود را مجهز به سیستم های نوینی مانند آبیاری قطره ای کنند و بدین ترتیب، منابع آب زیرزمینی را از مصرف بی رویه برهانند. بدیهی است که این کار باید با ارائه کمک های مالی ، فنی و آموزشی به کشاورزان صورت گیرد و الّا آنها نمی توانند رأساً این پروژه ملی را عهده دار شوند.

گذشته از این، بخش بزرگی از کشاورزی ایران را محصولاتی تشکیل می دهند که آب فراوانی را مصرف می کنند و جالب این که صادر هم می شوند. این در حالی است که اگر به جای آن محصولات - مثلاً هندوانه - آب مصرف شده ، صادر می شد سود بیشتری عاید کشور می شد هر چند که سود اصلی در ذخیره آب های زیر زمینی است و نه حتی در صادرات پردر آمد آب بسته بندی شده.

بنابراین باید هر چه سریع تر "نقشه بروز ملی راهنمای کشت" تهیه شود و کاشت محصولاتی که آب بری فراوان دارند، محدود شود زیرا می توان از صدور برخی میوه ها صرف نظر کرد و حتی می توان در صورت لزوم ، برخی میوه ها را وارد نمود ولی نمی توان آب های زیر زمینی را با مصوبه و واردات تجدید کرد.

3 - در بخش آب شرب نیز ، استاندارهای مصرف بهینه آب باید برای ساخت و سازهای شهری و روستایی الزامی شود، مثلاً الزام به تعبیه شیرهای آب مجهز به چشم الکترونیک ، استفاده از دوش های آبی که با اختلاط هوا در آب ، فشار آن را زیاد می کنند ولی آب کمتری را مصرف می کنند، استفاده از فلاش تانک های کم مصرف و ... .

درست است که هر کدام از این اقدامات به تنهایی اندکی از مصرف آب می کاهند ولی با ضرب کردن همین میزان در میلیون ها خانه کشور ، می توان دریافت که چه حجم بزرگی با همین کارهای ساده صرفه جویی و ذخیره می شود.

4 - شهرداری ها، از پر مصرف ترین های کشور در عرصه آب هستند. به ویژه از زمانی که زیباسازی شهرها به عنوان یک ارزش قلمداد شده است - که واقعاً این گونه هم هست - کاشت انواع گیاهان در شهرها افزایش داشته است که این امر به نوبه خود افزایش مصرف آب در شهرها را به دنبال داشته است.

آنچه در این عرصه عمدتاً مغفول مانده، انتخاب نوع گیاهانی است که باید در هر شهر بسته به اقلیم آن کاشته شود. متأسفانه بسیار دیده می شود که در شهرهای کم آب، گیاهان و درختانی کاشته می شود که آب زیادی مصرف می کنند. به عنوان مثال در سال های گذشته در تهران درختان بید پرشماری کاشتند که هر چند زیباست ولی در قیاس با درختان مناسب با این اقلیم مانند چنار، کاج، سرو نقره ای چندین برابر آب مصرف می کند و عمر کمتری هم دارد. چمن هم زیباست ولی مدام باید آبیاری شود در حالی که می توان کاشت آن را محدود به فضاهایی مانند پارک ها کرد و در حاشیه معابر و جاهای دیگر ، از روش های دیگری برای زیباسازی معابر استفاده کرد، از سنگ های تزئینی گرفته تا گیاه پاپیتال و ... .

آنچه در چهار بند فوق آمد، مهم ترین راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی است تا بتوانیم مصرف آب در کشور را مدیریت و فاجعه پیش رو را کنترل کنیم. هر روز هم که می گذرد، کار سخت تر می شود و تشنگی نزدیک تر.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندهای تبادلی
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید روی لوگو


ریزگردها | روانشناسی
آموزش زبان | مسکن قزوین
کرمان | کوله پشتی
ابزار گالری عکس در وبلاگ

Up Page

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد پرش به بالای صفحه وب