سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1549
  • بازدید دیروز: 3247
  • کل بازدیدها: 9480313
صفحات وبلاگ
نویسندگان
دوشنبه 96 مرداد 2 :: 10:47 عصر ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین
وزیر بهداشت

دامنه حواشی قاضی‌زاده هاشمی از توهین به فرماندار بدره تا خوشحالی برای تعطیلی یک برنامه پرمخاطب پزشکی گسترده است و حتی به پورشه سواری این وزیر متمول دولت یازدهم نیز کشیده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:دولت یازدهم وزیر و مسئولی که با سخنانش جنجال به‌پا کند،‌ کم ندارد. گرچه برخی از دیگری سبقت گرفته و طوری عمل و سخن می‌گویند که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها را به‌هم می‌ریزند. یکی از مسئولان دولتی که این روزها حاشیه‌هایش گسترده شده است،‌ سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت است. دامنه حواشی وی از توهین به فرماندار بدره تا خوشحالی برای تعطیلی یک برنامه پرمخاطب پزشکی گسترده است و حتی به پورشه سواری این وزیر متمول دولت یازدهم نیز کشیده است.

در ادامه به حواشی پیرامون وزیر بهداشت دولت یازدهم می‌پردازیم.

توهین قاضی زاده هاشمی به یک خبرنگار: هر چرتی را نپرسید!

در حاشیه جلسه روز دهم خرداد ماه سال جاری، هیئت دولت خبرنگار روزنامه قدس از قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت در خصوص افتتاح بیمارستان امام رضا 2 و حساب ملی سلامت سوالی مطرح می کند که این سوال با واکنش عجیب وزیر مواجه می‌شود؛ قاضی زاده خطاب به خبرنگار روزنامه قدس می‌گوید: روزنامه قدس یک روزنامه سیاسی شده، از پول امام رضا(ع) خرج می‌کند و سیاست‌هایش علیه امام ضا است.

آرش خلیل‌خانه، خبرنگار روزنامه قدس در خصوص برخورد وزیر با وی می‌گوید: پس از اینکه دستگاه ضبط صدا را قطع کردم خطاب به وزیر گفتم که ما هم یک رسانه‌ایم و بخش‌های مختلف داریم و سوالمان را می‌پرسیم؛ اما وزیر در ادامه گفت: «شما مگر مزدورید؟ هر چرتی را که به شما می‌دهند نباید بپرسید، آدم از گرسنگی بمیرد بهتر از این است که برای این روزنامه‌کار کند.»[1]

توجیه اشرافیت و پورشه‌سواری با تعبیر نفاق

وزیر بهداشت درباره تعبیر «وزیر پورشه‌سوار» گفت:

من فکر کنم 8-9 سال پیش نمی‌دانستم که وزیر می‌شوم. آن موقع دنبال ماشین می‌گشتم. ماشین پرادو داشتم، ولی پرادوها زود چپ می‌کرد. دنبال همین ماشین‌های شاسی‌بلند بودم که گفتند این بهترین ماشین است (پورشه) که من هم خریدم، آن موقع حدود 200 میلیون تومان.

قاضی‌زاده هاشمی گفت:

هنوز هم دارم. داشتنش هم حکایتی جالب است. من از روزی که وزیر شدم تا الان، یک ثانیه هم پشت آن ماشین ننشسته‌ام. معتقدم که مسئولیت، بالاخره ضرورت‌هایی را ایجاب می‌کند و یک مسئول نمی‌تواند آن طوری رفتار کند که قبل از دوران مسئولیتش هست. و از آن طرف با وجود فشاری که همسرم داشت، برای اینکه آن را بفروشم؛ از ابتدا هم راضی نبود و می‌گفت همین ماشینی که هست خوب است. من می‌گفتم ما به جاده می‌رویم و بالاخره باید ماشین امن باشد. من که پول دارم، دلم هم که می‌خواهد. وقتی نخرم یعنی نفاق دارم، آن هم به خاطر حرف دیگران. این چیزی که متاسفانه در کشور شایع است. به هر حال با وجود اینکه ایشان اصرار می‌کرد، من تا امروز آن را نفروختم، نمی‌فروشم هم. دلیلش هم یکی، همسایه‌هاست. اگر من در ابتدای مسئولیتم آن را می‌فروختم. فکر می‌کردند من وزیر شدم و حالا می‌خواهم ریا کنم. یکی از دلایل  هم پسرم  است. نمی‌خواستم قضاوتش راجع به پدرش این باشد یا به نحوی آموزش ببیند که باید ریاکاری کند. بالاترین آسیبی که به کسی ممکن است وارد شود، دچار نفاق شدن و ریاکاری است.[2]

این درحالی است که در کدام قاموس اسلامی وارد شده که اشرافیگری و تجمل و زندگی متمایز از مردم، چاره نفاق است؟! آیا امیرمومنان و سایر ائمه(ع) که توان زندگی اشرافی را داشتند، به اندازه جناب وزیر دین‌شناس نبودند که برای مبارزه با نفاق، به سبک زندگی اشرافی و تجمل‌گرایانه روی کنند؟ کجای دین آمده که برای جلوگیری از نفاق، باید اشرافیگری پیشه کرد؟!

لوله کردن رسانه‌ها و خبر پزشکی 20:30

قاضی‌زاده در برنامه اخیر نگاه یک که با موضوع عملکرد وزارت بهداشت به روی آنتن رفته بود، حاضر شد و در بخشی از صحبت‌هایش از مدیران تلویزیون بابت تعطیل کردن بخش حاشیه‌های پزشکی از خبر20:30 تشکر کرد! این اتفاق از معدود دفعاتی بود که یک مدیر جمهوری اسلامی از تعطیل شدن یک برنامه تلویزیونی تخصصی، آن‌هم روی آنتن همان رسانه تشکر می‌کرد. باتوجه به صحبت‌های وزیر بهداشت احتمال تعطیلی این بخش با فشارهای این وزارتخانه تقویت شد.

وی با تقدیر از رسانه ملی گفت:

«از اینکه بخشی از برنامه شبکه دو، این برنامه در حاشیه پزشکی را هم الحمدلله جمع کردند از این بابت تشکر می‌کنم. چون آن برنامه هم یک سیاه نمایی بود عمدتا از کارهایی که درکارهای پزشکی انجام می‌شد. امیدوارم به شکل دیگری باز ظهور و بروز پیدا نکند. یعنی از در می‌گوییم برید بیرون از پنجره دوباره نیایند داخل.»

واکنش قابل تامل وزیر بهداشت به فوت بیمار مبتلا به «ای‌بی»

سیدحسن هاشمی در حاشیه همایش معاونین غذا و داروی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره خبری مبنی بر فوت یک بیمار مبتلا به بیماری «ای‌بی» که گفته می‌شد در بیمارستان مورد پذیرش قرار نگرفته است، گفت: «سالانه 390 هزار مرگ و میر داریم و قرار نیست که درباره همه آنها توضیح دهیم. در حال حاضر حوزه سلامت مردم مشکلات زیادی دارد.»

وی تصریح کرد: «اکنون هم یکی از بیماران فوت و ادعا شده که مورد پذیرش قرار نگرفته است. اگر واقعا این اتفاق افتاده، قانون وجود دارد و حتما باید بروند شکایت کنند. اما نباید به حاشیه‌ها دامن بزنیم و باید اجازه داد دستگاه‌های اجرایی کارشان را انجام دهند.»

توهین وزیر بهداشت به فرماندار بدره

به نظر می‎‌رسد که در دولت یازدهم رویکرد میان مسئولان و مردم بیشتر از اینکه بر پایه رابطه میان خدمتگذار و شهروند باشد، با نگاه ارباب-رعیتی است. سال گذشته بود که وزیر بهداشت در پاسخ به انتقاد مردم بدره از وی که از کمبود پزشک متخصص گلایه می کردند، رو به فرماندار این شهر کرد و با این فرض که بر علیه او دسیسه شده به وی گفت که « اگر گذاشتم یک روز دیگر سر کار بمونی. بیشعور!»

البته سپس وی مجبور به عذرخواهی از فرماندار بدره شد اما فایل صوتی نشان می‌داد که بیشتر از اینکه وزیربهداشت از فرماندار عذرخواهی کند این استاندار بود که نسبت به کاری که نکرده از آقای وزیر عذرخواهی می‌کرد.

سخنان کنایه‌آمیزی که توهین به حاج قاسم تلقی شد

همچنین وزیر بهداشت چند ماه پیش از این نیز اظهاراتی را مطرح کرد که افکار عمومی آنها را توهین به سردار سلیمانی تلقی کرد.

این وزیر پرحاشیه دولتی در یک مراسم سخنرانی گفته بود: «در کشور ما هر کسی اظهار نظری دارد مثلاً‌ یکی سردار عَلَم بوده، نوحه می‌خواند و رئیس‌جمهور و مسئولان را زیر سؤال می‌برد؛ دیگری می‌شود سردار حرم و در همه حوزه‌ها اظهار نظر می‌کند؛ یکی نیز سردار قلم بوده و در همه حوزه‌ها حرفی دارد.»

البته قاضی زاده هاشمی همچون ماجرای عذرخواهی از فرماندار دولت، ساعاتی پس از این صحبت ها نیز متنی را در عرض ارادت به ساحت مدافعان حرم منتشر و تلاش کرد تا نشان دهد که قصدی علیه مدافعان حرم نداشته است.

از کنایه به سرداران حرم تا حمله به قالیباف

حسن قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت روحانی ساعاتی قبل از پخش دومین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات، در مطلبی در کانال تلگرامی خود که با عنوان "دوستانه با محمدباقر قالیباف" منتشر شد، خطاب به شهردار تهران نوشت:

«برادر قالیباف! بار دیگر به میدان سیاست آمده‌اید؛ آن هم با ادبیات و رفتاری متفاوت. شیوه‌ای که در مرام اهل تقوی جایی ندارد و طعم تلخ خسارت‌های مادی و معنوی چنین رفتاری، نه برای 8 سال، که به درازای یک تاریخ بر جانمان نشسته و سرمایه‌هایی ارزشمند را از کشور و مردم ربوده است. »

این وزیر کابینه در ادامه با پیش بینی ذلت دنیا و آخرت برای قالیباف نوشته است: چگونه در برابر چشمان مردم، رییس جمهور شرعی و قانونی کشور را که بعد از رهبری نماد اقتدار این ملت است، بی‌عقل و بی‌صداقت خطاب می‌کنید؟ و بسیاری مطالب دیگر که هنوز باورم نمی‌شود از شما شنیده‌ام!

چنین رفتاری برای کسب مقامی دنیوی اگر ذلت در دنیا نباشد (تجربه نشان داده که هست) قطعا ذلت در آخرت خواهد بود.

قاضی زاده هاشمی در بخش دیگری از مطلب خود نیز آورده است: برادر عزیز! ای کاش لباس سیاست را جایگزین لباس خاکی جبهه نمی‌کردید...

سخنان جنجالی وزیر بهداشت در برنامه ثریا

درباره ماجرای جنجال وزیر بهداشت در برنامه ثریا باید گفت که هرچند برنامه ثریا بارها توسط وزارت بهداشت کنسل و از اجرای آن جلوگیری شده بود اما سرانجام قرار شد وزیر بهداشت فقط خودش و البته با این شرط که هیچ منتقدی حضور نداشته باشد در این برنامه شرکت کرده و حتی اشخاصی مثل پزشکیان، توکلی، طریقت و غیره مهمان این برنامه نباشند.

در اثنای این برنامه، هاشمی با عصبانیت از مجری برنامه ثریا انتقاد کرد و گفت: «شما هر جا حضور دارید علیه پزشکان صحبت می‌کنید چه در ثریا چه در برنامه های دیگری مثل مناظره، باید به جای سرکوب کردن بخش خصوصی باید به شعارها عمل کرد.باید توزیع پزشک و تخت بیمارستانی را در کشور اصلاح کنیم، ما از ابتدای شروع دولت 12000 تخت بیمارستانی ایجاد کرده‌ایم که تا پایان دولت به 21000 تخت خواهد رسید.» 


[1] http://www.mashreghnews.ir/news/731890

[2] http://kayhan.ir/fa/news/109375




موضوع مطلب : دامنه حواشی قاضی‌زاده هاشمی, پزشک پرحاشیه پورشه سوار, توجیه اشرافیت و پورشه‌سواری با تعبیر نفاق
برنامه زاویه

فیاض با اشاره به بند پنجم سند 2030 گفت: بحث قدرتمندسازی زنان و دختران در این سند نشان می‌دهد که دیگر اصلاً بحث مادر و خانواده مطرح نیست و با ترویج همجنس‌گرایی به شدت در خصوص فمنیست کار می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس و مشرق:بیستم آذرماه 1395 و در آستانه پنج سالگی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بود که «سند ملی آموزش 2030 ایران» از سوی مسئولان کشوری رونمایی شد و از آن تاریخ به بعد بود که موج انتقادات به چنین سندی در کشورمان به راه افتاد و علت و چرایی استفاده از چنین سندی برای نظام آموزشی کشورمان در صدر اخبار مهم زیربنایی تعلیم و تربیت قرار گرفت.

مقام معظم رهبری، یکشنبه 16 اردیبهشت ماه  همزمان با هفته معلم با هزاران نفر از فرهنگیان سراسر کشور و جمعی از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، شخصیت‌های فرهنگی و مسئولان وزارت آموزش و پرورش دیدار کردند و در این دیدار تأکید کردند: به چه مناسبت یک مجموعه‌ به‌اصطلاح بین‌المللی که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های دنیاست، این حق را داشته باشد که برای ملتهای دنیا با فرهنگ‌های مختلف، تکلیف مشخص کند؟ اصل کار غلط است. اینکه ما برویم سندی را امضا کنیم و بعد هم بیایم بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم؛ نخیر! مطلقاً مجاز نیست؛ ما اعلام کردیم.

ایشان در ادامه فرمودند که: بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مند هستم. آنها باید مراقبت می‌کردند و نباید می‌گذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم.

همچنین کارشناسان و اهل فن در حوزه تعلیم و تربیت کشورمان از همان ابتدا در مقابل سندی که سازمان بین المللی یونسکو تحت عنوان 2030 تهیه و برای جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده بود، موضع قوی و منتقدانه خود را اعلام داشتند و در پاره‌ای از مصادیق این سند را «یک پروژه نفوذ» و اینکه «مغایر با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» است، عنوان کردند.

برنامه این هفته «زاویه» با حضور ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران و محمد اسحاقی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه تهران با مجری‌گری عبدالله صلواتی به موضوع «سرشت و سرنوشت سند 2030» پرداخته است. مشروح این گزارش در ادامه تقدیم علاقه‌مندان می‌شود:

صلواتی: آن هفده بند اصلی سند 2030 که دنبال می‌کند کدامیک از این اهداف، بیشترین مشکل و بیشترین نقدها را متوجه خود کرده است؟ 

فیاض: آنچه که در ایران است، برابری جنسیتی است یعنی قدرتمندسازی زنان و دختران که همان هدف پنجم سند 2030 به شمار می‌رود. باید ابتدا یونسکو را شناخت که چرا یونسکو چنین کاری را انجام می‌دهد؛ یونسکو در کشور فرانسه است، بعد فرهنگی سازمان ملل متحد در قالب یونسکو به فرانسه واگذار شده است. 

لایسیسه یا همان بحث عرفی کردن، زندگی روزمره و عرفی‌سازی در مقابل مذهب است؛ یعنی موضعش کاملاً در مقابل مذهب است. 

سکولاریسم در مقابل مذهب نیست بلکه دانش‌محوری است نه عرفی. مبنایی که کل این قصه در فرانسه دارد این است که در بعد تمدنی، فرهنگ مهمتر از غریزه است و بحث غریزه که حیوانی است می‌گوید ما با فرهنگ متمدن می‌شویم و این مسئله به وسیله آموزش میسر می‌شود، در حالی که تقابل فرهنگ و غریزه در سننت ما نیست. 

اسحاقی: آموزش، مهمترین هدف و مهمترین بستر برای اجرای کل سند توسعه پایدار و با تمام اهداف اصلی و فرعی است و به همین دلیل هم در سال 2015 در اجلاس سازمان ملل به اجماع همه سران کشورها می‌رسد و از همه آنها پرسش می‌شود که چگونه این سند را اجرایی کنیم، همگی آموزش را انتخاب می‌کنند. 

هدف چهارم از سند 2030 هم یک هدف بخشی است. در سند توسعه و هم یک هدف فرابخشی. یعنی در سند، آموزش 2030 که بعد از آن بیانیه اینچئون را تهیه کرده‌اند و سپس سراغ یونسکو رفتند، همانطور که می‌دانید یونسکو یکی از مفاهیم اصلی آن این است که نباید دین و آموزه‌های دینی در آنجا مطرح شود و در این آموزش برابری جنسیتی، از سطوح مختلف پیش‌دبستانی تا سطوح عالی آموزش، تمام این مفاهیم را دربرمی‌گیرد. 

صلواتی: منظورتان از «درست انتخاب شده» یعنی زیرکانه؟ 

اسحاقی: ممکن است آموزش، یک روش باشد و شما هر محتوایی را توسط آموزش می‌توانید منتقل کنید. اینکه می‌گوییم به درستی انتخاب کردند برای این است که بتوانند اهداف خود را با کمترین مقاومت و حساسیت در بهترین جا یعنی مدارس، کتاب‌های درسی، آموزش معلمان و در تربیت رسمی و غیررسمی و برنامه‌های پنهان بتوانند وارد کنند. 

اتفاقاً در هدف چهارم این سند آمده است که مفاهیم توسعه پایدار باید در کتاب‌های درسی آمده و این مفاهیم منتقل شود؛ بحث زیرکانه که حتماً بوده است و حساسیت و موضع‌گیری‌هایی که در کشور اتخاذ شد، در حقیقت فرایند و روندهای آن فعلاً در کشور متوقف شده است. 

صلواتی: بسیاری از اهداف سند توسعه پایدار (سند 2030) بنا به فرموده آیت‌الله مکارم شیرازی ظاهر بسیار زیبایی دارد و انسانی و اخلاقی است، مانند صلح، برابری، عدالت و حقوق بشر که در جای جای سند تکرار شده است. اشکالی که اینجا وارد می‌شود ناظر به مفاهیم نیست بلکه ناظر به تفاسیری است که از این مفاهیم صورت می‌گیرد. به حسب دیدگاهی که وجود دارد، این مفهوم می‌تواند قبض یا بسط پیدا کند؛ یعنی صلح برای یک کشور ممکن است سودآور باشد و برای کشوری دیگر، جنگ و خونریزی به بار آورد. آیا چنین تلقی‌ای درست است؟ 

فیاض: نکته‌ای که قبل از همه بحث‌ها وجود دارد این است که ما در حال ورود به فضای جهانی هستیم و همواره موازنه ما در جهان بالا می‌رود و قدرتمندتر می‌شویم، در نتیجه باید با سیاست‌های جهان روبه‌رو شویم. 

بزرگترین مشکل در کشور ما، نحوه مواجه شدن است. ما نمی‌دانیم و غافل هستیم. چرا غافل هستیم، برای اینکه دانشگاه‌های ما تابع و به شدت ضعیف بوده و بازتولید می‌شوند به ویژه در حوزه علوم انسانی که نزدیک به چهل سال است از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و ما همچنان در جای اول خودمان ایستاده‌ایم. 

اینکه مادر فضای جهانی وارد می‌شویم یک ضعف نیست یک قدرت است، اما نحوه مواجهه ما در تمام دولت‌های پس از جنگ تحمیلی دارای ضعف بوده است. 

صلواتی: بعضی از افراد معتقدند ورود به اسناد جهانی، دو اصل را نقض می‌کند؛ یکی استقلال کشور است که حاکمیت ملی را در بخش مدیریت تضعیف می‌کند و از طرف دیگر دین را به عنوان مبنای زندگی نشانه می‌رود. برخی هم معتقدند که مبانی سند 2030 به دلیل اینکه از جامعه‌ای برآمده که ارزش‌ها و فرهنگ‌هایش متفاوت با فرهنگ‌های ما است، البته میوه‌های آن نیز برای ما میوه‌های تلخی خواهد بود، آیا شما با این موافق هستید؟ 

اسحاقی: بله، همینطور است. سند 2030 و اسناد مشابه آن همگی براساس یک مبنای فلسفی و نظری و فکری که وجود دارد و در سازمان‌های بین‌المللی کسانی که آنها را اداره و طراحی می‌کنند مبنا گذشته می‌شود. 

وقتی گفته می‌شود توسعه، معلوم می‌شود که توسعه غربی مبانی نظری و ابزارهای خاص خودش را دارد و این می‌شود توسعه غربی. و اگر ما بخواهیم همین مفهوم توسعه غربی را در کشور دیگری اجرا کنیم و اصولاً آنها نیز بر همین مسئله اصرار دارند، یعنی وقتی می‌گویند آموزش، فراگیری آموزش، آموزش برابر، امکانات صلح و ... با مفاهیمی که خودشان ساخته‌اند الزام و پیگیری می‌کنند، سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که ما چه مواجهه‌ای با سازمان‌های بین‌المللی، با جهان، با کشورهای دیگر و با این اسناد و برنامه‌های مشترک جهانی باید داشته باشیم. 

این یک اصل است که وقتی ما با قانون اساسی خودمان توجه می‌کنیم می‌بینیم که حضور فعال و تعامل، الهام‌بخشی هم در سند چشم‌انداز و هم در قانون اساسی وجود دارد و ما نیز باید حتماً حضور فعال داشته باشیم، لذا جمهوری اسلامی ایران طرفدار اینکه در یک جایی بنشینید و انزوا بگزینید نیست بلکه حتماً باید مواجهه فعالانه داشته باشیم. 

صلواتی: اما سند 2030 از مصادیق این حضور فعال نیست. 

اسحاقی: بله، اسناد دیگر هم همین‌طور. باید توجه کنیم که این اسناد پیشینه‌ای دارد و برای سال 2015 هم نیست بلکه به تشکیل سازمان‌های بین‌المللی بازمی‌گردد و اهدافی که آنها بعد از جنگ جهانی اول، جامعه ملل و سازمان ملل داشته‌اند، اینها زیرساخت این سندها است. 

در حال حاضر در سند توسعه پایدار و 17 هدفی که طراحی شده، شگرد و روش آنها با استناد و اهداف هزاره که در سال 2000 بوده متفاوت است. ممکن است اکنون بگوییم سند 2030 یک بیانیه الزام‌آور نیست، داوطلبانه است، اما یکی از کارهایی که از درون و متن این سندها صورت می‌گیرد، هر چند به صورت توصیه‌ای هم باشد، هنجارسازی است. هنجارسازی یعنی یک واژه، یک اصطلاح و یک موضوع و مفهومی را می‌آورند و اگر کسی حق تحفظ داشته باشد می‌گویند حق تحفظ دارد. 

حق تحفظ یعنی اینکه کشوری اعلام می‌کند من کل سند را می‌پذیرم اما اگر مواردی برخلاف قوانین و ارزش‌های ما باشد ما حق تحفظ داریم، لذا در حق تحفظ ما باید کل یک سند را بپذیریم. 

صلواتی: ما در کشورمان اسناد بالادستی داریم مانند سند جامع علمی کشور،‌ سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که هیچ‌یک از مبانی عنوان شده مانند عرفی بودن، دوگانگی بین فرهنگ و غریزه نیست، بلکه مبتنی بر ارزش‌‌های خودمان است و مجاهدت‌های داخلی و پژوهشگران و محققان را رقم زده، با وجود این اسناد چرا باید سراغ سند دیگری برویم که از بیرون به ما عرضه می‌شود، چگونه می‌توان این مسئله را توجیه کرد؟ 

فیاض: باید ابتدا مبانی را بگوییم تا بحث روشن شود. براساس دیدگاه یونسکو، مهمترین عنصر فرهنگ در آموزش، فلسفه است. (البته فلسفه به معنای غربی نه آنچه که ما در اسلام می‌گوییم) و این در مقابل طبیعت واقع می‌شود. 

در بُعد انسانی، عشق را مطرح کردند، عشق متعلق به قشر زنان است. در سند 2030 آمده است: برابری جنسیتی و قدرتمندسازی زنان و دختران. این نشان می‌دهد که دیگر اصلاً بحث مادر و خانواده مطرح نیست؛ یعنی مردان که مظهر غریزه جنسی هستند باید کنار گذاشته شوند و جای آن را عشق بگیرد که همان زنانگی است. اینجا فمینیست به شدت کار می‌کند. 

از درون این زنانگی چه چیزی برای مردان استخراج می‌شود؟ همجنس‌گرایی، که در بند 5 سند 2030 مطرح شده است. متأسفانه آموزش و پرورش ما یک فرد بیسوادی را به یونسکو می‌فرستد و به طورکلی ساختار آموزش و پرورش ما همه از بالا به پایین همه بیسواد هستند. 

اسحاقی: حق تحفظ در سند 2030 بدین معنا و مفهوم است که گاهی اوقات شما حق تحفظ کلی می‌گیرید که این در اسناد بین‌المللی، کارایی خود را از دست داده است و قابلیت استناد به بندها را ندارد. 

در این سند 2030 آمده است که شرط‌ها و حق تحفظ‌های شما نباید با اهداف این سند در تعارض باشد.

فیاض: شورای عالی انقلاب فرهنگی که مهم‌ترین شورای مملکت ما مرجع‌ترین شورا بعد از رهبری است برای برای رهبری، چشم و گوش و حتی مغز باشد.

مقام معظم رهبری به شورای عالی فرهنگی اشکال کرده و گله می‌کنند که خودشان حکم این شورا داده‌‌اند در حالی که حضرت آقا می‌توانست این گله را به طور خصوصی مطرح کرده یا پیام دهند چرا علنی آن هم در افطاری ماه مبارک رمضان این بحث را مطرح می‌کنند.

گذشته، حال و آینده هم اینگونه است چون نظام این مملکت که باید مواجهه با نظام جهانی را ترسیم کند یک عده‌ در آن عاشق هستند و عده‌ای هم متنفرند. مردم ما هنوز نمی‌دانند مبانی 2030 چیست، نمی‌دانند جایگاه یونسکو در فرانسه چیست، نمی‌دانند لایسیس چیست و... هیچکدام را نمی‌دانند.




موضوع مطلب : سرشت و سرنوشت2030 در برنامه زاویه, برابری جنسیتی در سند2030 نادیده گرفتن خانواده است
جمعه 96 تیر 30 :: 8:30 صبح ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین

تمام حوادث نشات گرفته از جریان وهابیت است / «بنی‌عباس»های امروزی را بشناسید

یک کارشناس مذهبی با بیان این‌که برخی با استفاده از اسم اسلام، به اسلام ضربه می‌زنند ، گفت: تمام جریانات امروز نشات گرفته از جریان وهابیت به سرکردگی آل‌سعود است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا؛ حجت‌الاسلام احسان بی‌آزار تهرانی در گفت‌و‌گو با خبرنگار سرویس آیین و اندیشه شبکه خبری تهران نیوز ، ضمن عرض تسلیت به‌مناسبت شهادت رئیس مذهب شیعه، در ارتباط با جایگاه امام صادق علیه‌السلام اظهار داشت: نه فقط نظام اسلام و تشیع، بلکه جلوه‌گری امام صادق علیه‌السلام در زمینه علم و پژوهش، بشریت را مدیون و مرهون خودش کرده است.

وی گفت: شاهد این ادعایم این است که بین شاگردان ایشان افرادی حضور داشتند که حدود 300 رساله را به امضای امام صادق علیه‌السلام رساندند. یکی از این افراد جابر بن حیان کوفی است که در علوم مختلف بشری زبانزد خاص و عام بود.

این کارشناس مذهبی در ادامه عنوان کرد: من خودم در کشورهای اروپایی از نزدیک و از افراد معتبر پرسیدم و همه اذعان داشتند که جابر بن حیان، پدر علم شیمی است. نانوتکنولوژی نشات گرفته از علم شیمی است و این پیشرفت بزرگ علمی را مدیون جابر هستیم.

حجت‌الاسلام بی‌آزار ادامه داد: هنگامی که از جابر بن حیان پرسیدند که این علم فراوانت را از کجا به دست آورده‌ای، ایشان خودش را مدیون حضرت صادق علیه‌السلام می‌داند. با این مقدماتی که عرض کردم، درمی‌یابیم که پیشروی امروزی دنیا در عرصه علم و فرهنگ را مدیون رئیس مکتب تشیع هستیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد: برخی تصور می‌کنند که چون بحث انتقال حکومت از بنی‌امیه به بنی‌عباس در حال رخ دادن بود، امام صادق علیه‌السلام آسوده خاطر بودند و هیچ خطری متوجه حضرت نبود. در حالی که این طور نیست و حتی کار به جایی رسید که خانه ایشان در مدینه را به آتش کشیدند.

این کارشناس مذهبی تصریح کرد: از طرفی هم اگر بخواهیم به‌طور مطلق بگوییم که حضرت صادق علیه‌السلام تقیه کردند، باز هم اشتباه است. ایشان به شدت برنامه‌ریزی کردند و در برهه‌ای حتی آماده نهضت عملی و عاشورایی و در حال تجهیز نیروهای مسلح بودند.

حجت‌الاسلام بی‌آزار تهرانی به تشریح دلیل فروپاشی انقلاب بی‌نظیر رئیس مذهب جعفری پرداخت و بیان داشت: با بازیگری بنی‌عباس و مطرح کردن شخصیتی به نام ابومسلم خراسانی توسط این قوم، انقلاب بی‌نظیر حضرت صادق علیه‌السلام مشکل مواجه شد. آن‌ها با شعار خون‌خواهی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام بر روی کار آمدند و به‌واسطه خویشاوندی با پیامبر علیه‌السلام توانستند اعتماد مردم را جلب کنند.

وی تشریح کرد: قدرت که دست آن‌ها آمد، ادبیات امام صادق علیه‌السلام حالتی تقیه‌گونه پیدا کرد وگرنه قبل از آن با طاغوت مبارزه می‌کردند. پس از پیش گرفتن تقیه، حضرت صادق علیه‌السلام به امور فرهنگی روی آوردند.

این شاگرد مکتب امام صادق علیه‌السلام در پایان به معرفی بنی‌عباس‌های امروز پرداخت و خاطرنشان کرد: این افراد به اسم اسلام و به اسم دین، به اسلام ضربه می‌زنند. لقب بزرگ «خادمان حرمین شریفین» را برای خود انتخاب کرده‌اند و با استفاده از این لقب، به بزرگ‌ترین جنایت‌ها دست می‌زنند. تمام اتفاقات و حوادث امروز نشئت گرفته از جریان وهابیت به سرکردگی آل‌سعود است. اسلام این‌گونه افراد از هر کفری نجس‌تر است.




موضوع مطلب : حجت‌الاسلام بی‌آزار تهرانی, تمام حوادث نشات گرفته از جریان وهابیت است

چرا عمل امام صادق با عمل امام حسین متفاوت است؟

اهل بیت عصمت و طهارت نور واحدند بنابراین عملکرد به ظاهر متفاوت آن بزرگواران عللی دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از راه دانا:امام صادق(ع) در سن 31 سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان به امامت رسید.خلفای عباسی آزار و اذیت بسیاری را در سالهای آخر عمر بر امام صادق(ع) وارد کردند و حتی حاکم مدینه خانه ایشان را به آتش کشید که البته امام معصوم(ع) از این توطئه جان سالم به در برد. اما ترس و کینه عباسیان از محبوبیت امام صادق(ع) میان مردم روز به روز بیشتر می شد تا اینکه سرانجام منصور دوانیقی خلیفه بغداد در 25 شوال سال 148 هجری قمری با انگور زهرآلود ایشان را به شهادت رساند.

مقایسه عصر  امام حسین (ع) و امام صادق (ع)

از عقاید مسلم در مذهب شیعه این است که امامان (ع) دارای عصمت هستند و تفاوتی در رویکرد این بزرگواران وجود ندارد و عملی که امام حسین (ع) در عصر خویش انجام داد اگر امام صادق (ع) نیز  در آن زمان بود چنین عملی را انجام می‌داد و به همین شکل هر یک از امامان معصوم اگر به جای یکدیگر بودند عملکرد مشابه آن امام را داشتند و به عبارت دیگر تفاوت عملکرد امامان معصوم به جهت تفاوت زمانی است و نه تفاوت شخصیتی آن بزگوران.

یکی از موضوعاتی که در این رابطه مطرح است این است که اگر امامان معصوم علیه‌السلام نور واحدند چرا امام حسین (ع) قیام کردند و امام صادق (ع) در برابر حکومت جائر آن زمان قیام نکردند؟

 فاصله‌ی این دو عصر نزدیک یک قرن است. شهادتامامحسین در سال 61 هجری است و شهادت امامصادقدر سال 148 است که در این فاصله زمانی اوضاع دنیای با اسلام تغییرات گسترده ای روبه رو شد. در عصر امام حسین (ع) معاویه فضای بسیار بسته‌ای را در جامعه ایجاد کرده بود  که اجازه ی نفس کشیدن به کسی نمی داد.  نقل کردن کلامی بر خلاف سیاست حکومت غیر ممکن بود. به عنوان نمونه اگر شخصی حدیثی را برای دیگری نقل کند که آن حدیث در فضیلت امیرالمؤمنین (ع) بود، تا صددرصد مؤمن و مطمئن نمی شد که او موضوع را فاش نمی‌کند، جرأت گفتن آن را پیدا نمی‌کرد و در این شرایط مرسوم شده بود که در همه‌ی نماز جمعه‌ها امیر المؤمنین را لعن می‌کردند؛ در حضورامامحسن وامامحسین امیر المؤمنین را بالای منبر در مسجد پیغمبر لعن می کردند.  

در چنین شرایطی امام یا که همان جریان حق است  در  انزوای عجیبی قرار داده شد بود که اصلاً کسی تماس هم نمی توانست با آنها بگیرد.امامحسین با آن وضع اگر پنجاه سال دیگر هم عمر میکرد باز همین طور بود یعنی سه جمله هم از او نقل نمی شد، زمینه ی هرگونه فعالیت گرفته شده بود.

اما عصر امام صادق (ع) در اواخر دوره ی بنی امیه و  اوایل حکومت بنی العباس  اوضاع طور دیگری شد که این تغییر اوضاع نه به جهت نآزادمنشی بنی العباس بلکه به سبب فترت انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌العباس بود که فضای بسته جامعه را باز کرد و  حریت فکری در میان مردم پیدا شد چرا که در این فترت ، آزادی فکر و آزادی عقیده‌ای برای جامعه به وجود آمده بودو در چنین فضای بازی  شور و نشاط علمی در میان مردم پدید آمد، یک شور و نشاط علمی ای که در تاریخ بشر کم سابقه است که ملتی با این شور و نشاط به سوی علوم روی آورد، اعم از علوم اسلامی (یعنی علومی که مستقیماً مربوط به اسلام است، مثل علم قرائت، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، مسائل مربوط به کلام و قسمتهای مختلف ادبیات) و یا علومی که مربوط به اسلام نیست، به اصطلاح علوم بشری است، یعنی علوم کلی انسانی است، مثل طب، فلسفه، نجوم و ریاضیات.

چنین شرایطی فضایی بسیار  زمینه  مناسبی بود برای اینکه اگر کسی متاع فکری دارد عرضه بدارد،؛ یعنی همان زمینه ای که در زمانهای سابق، تا قبل از اواخر زمانامامباقر و دوره یامامصادقاصلاً وجود نداشت، یک مرتبه فراهم شد که هر کس مرد میدان علم و فکر و سخن است بیاید حرف خودش را بگوید.

وقتی بنی العباس مستقر شدند نیز دیگر با توجه به فضای عمومی ایجاد شده نمی‌توانستند جلوی این فضا  را بگیرند؛ چرا که نژادهای دیگر- غیر از نژاد عرب- وارد دنیای اسلام شده بودند که از همه ی آن نژادها پرشورتر همین نژاد ایرانی بود. از جمله ی آن نژادها مصری بود.

از همه شان قویتر و نیرومندتر و دانشمندتر بین النهرینی ها و سوریه‌ای ها بودند که این مناطق یکی از مراکز تمدن آن عصر بود. این ملل مختلف که آمدند، خود به خود اختلاف ملل و اختلاف نژادها زمینه را برای اینکه افکار تبادل شود فراهم کرد  و اینها هم که مسلمان شده بودند می‌خواستند بیشتر از ماهیت اسلام سر درآورند؛ اعراب آن قدرها تعمق و تدبر و کاوش در قرآن نمیکردند، ولی ملتهای دیگر آنچنان در اطراف قرآن و مسائل مربوط به آن کاوش میکردند که حد نداشت، روی کلمه به کلمه ی قرآن فکر و حساب می کردند.

در  چنین شرایطی، عرصه اول جنگ و جهاد، جهاد تفکر و اندیشه می‌شود و یک مرتیه  بازار جنگ عقاید داغ می شود. ابتدا  در زمینه ی خود تفسیر قرآن و قرائت آیات قرآنی بحثهایی شروع می‌شود و از آن بالاتر در تفسیر معانی قرآن اختلافات شدیدی ایجاد شد و همین طور دایره اختلافات به   روایاتی که از پیغمبر نقل شده بود نیز رسید. 

مهمترین اختلافات نیز که عام و فراگیر بود در زمینه مسائل فقهی بود چرا که  مردم می آمدند مسأله می پرسیدند، همین طور که اکنون نیز مسائل فقهی برای مردم مهمتر است.

بحثهای عقلی نیز در این زمان اهمیت خاصی پیدا می‌کند و یکی از تهدیداتی که جامعه اسلامی را  آن زمان با خود مواجه کرده بود خطر زنادقه بود که حتی در حرمین، یعنی مکه و مدینه، و حتی در خود مسجد الحرام و در خود مسجد النبی می نشستند و حرفهایشان را میزدند، البته به عنوان اینکه بالاخره فکری است، شبهه ای است برای ما پیدا شده و باید بگوییم که امام صادق برای مقابله با شبهاتی که آنها مطرح می‌کردند شاگردانی متکلم تربیت کرده بودند که پاسخگوی شبهات آنها بودند 

جریان دیگری که مربوط به این زمان است (همه، جریانهای افراط و تفریطی است) جریان خشکه مقدسی متصوفه است. متصوفه هم در زمانامام صادقطلوع کردند، یعنی ما طلوع متصوفه را به طوری که اینها یک طبقه ای را به وجود آوردند و طرفداران زیادی پیدا کردند و در کمال آزادی حرفهای خودشان را میگفتند در زمانامامصادقمی بینیم. اینها باز از آن سوی مقدسی افتاده بودند. اینها به عنوان نحله ای در مقابل اسلام سخن نمی گفتند، بلکه اصلاً می گفتند حقیقت اسلام آن است که ما می گوییم. خوارج و مُرجئه نیز هر یک نحله ای بودند.

امامصادقبا همه ی اینها مواجه است و با همه ی اینها برخورد کرده است؛

از نظر قرائت و تفسیر، یک عده شاگردانامامهستند، وامامبا دیگران درباره ی قرائت آیات قرآن و تفسیرهای قرآن مباحثه کرده، داد کشیده، فریاد کشیده که آنها چرا اینجور غلط می گویند، اینها چرا چنین می گویند، آیات را این طور باید تفسیر کرد.

در باب احادیث هم که خیلی واضح است، می فرمود: سخنان اینها اساس ندارد، احادیث صحیح آن است که ما از پدرانمان از پیغمبر روایت می کنیم.

در باب نحله ی فقهی هم که مکتبامامصادققوی ترین و نیرومندترین مکتبهای فقهی آن زمان بوده به طوری که اهل تسنن هم قبول دارند. تمامامامهای اهل تسنن یا بلاواسطه و یا مع الواسطه شاگردامامبوده و نزدامامشاگردی کرده اند. در رأس ائمه ی اهل تسنن ابو حنیفه است، و نوشته اند ابو حنیفه دو سال شاگردامامبوده، و این جمله را ما در کتابهای خود آنها می خوانیم که گفته اند او گفت: «لَوْ لاَ السَّنَتانِ لَهَلَکَ نُعْمانُ» اگر آن دو سال نبود نعمان از بین رفته بود.

(نعمان اسم ابو حنیفه است. اسمش «نعمان بن ثابت بن زوطیّ بن مرزبان» است؛ اجدادش ایرانی هستند. ) مالک بن انس کهامامدیگر اهل تسنن است نیز معاصرامامصادقاست. او هم نزداماممی آمد و به شاگردیامامافتخار می کرد. شافعی در دوره ی بعد بوده ولی او شاگردی کرده شاگردان ابو حنیفه را و خود مالک بن انس را. احمد حنبل نیز سلسله ی نسبش در شاگردی در یک جهت بهاماممی رسد. و همین طور دیگران. حوزه ی درس فقهیامامصادقاز حوزه ی درس تمام فقهای دیگر بارونق تر بوده است که حال من شهادت بعضی از علمای اهل تسنن در این جهت را عرض می کنم.

** (مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص 69 الی 72)




موضوع مطلب : به مناسبت سالروز شهادت امام صادق (ع)

 آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند احمد الطیب، شیخ الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت، نامه سرگشاده‌ای صادر کرد.
بهآیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند احمد الطیب، شیخ الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت، نامه سرگشاده‌ای صادر کرد.
گزا
آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند احمد الطیب، شیخ الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت، نامه سرگشاده‌ای صادر کرد.

رش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از خبرنگاران جوان، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند شیخ الأزهر، دکتر «احمد الطیب» به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت نامه سرگشاده ای صادر کرد که متن نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
فاضل ارجمند، برادر دکتر احمد الطیب
شیخ الأزهر شریف(دامت تأییداته)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
امیدوارم که در سلامتی و تندرستی به سر ببرید و خداوند در انجام واجبات مقدس در خدمت به دین و امت اسلامی پشتیبان و حامی شما باشد؛ چرا که خداوند شنوا و اجابت کننده است!
ما همیشه تلاش‌های سازنده شما در راستای تحکیم روابط برادرانه میان قشرهای مختلف امت اسلامی را ستوده‌ایم؛ چرا که این تلاش‌ها، تلاش‌هایی مبارک برای از بین بردن شکاف در ساختار استوار و مستحکم امت اسلامی است، و با این اقدامات به کسانی که قصد سوئی نسبت به اسلام دارند مجالی نمی­ دهد!
تاریخ، مواضع شجاعانه و حکیمانه شما در مقابله با تلاش‌های بنیاد شکست خورده وهابیت جهت تسلط بر الأزهر شریف و استفاده از آن برای پیشبرد اهداف شوم خود را ثبت خواهد کرد.
این مواضع شما برای همیشه به عنوان کارنامه ای درخشان و پر تلألو در تاریخ الأزهر شریف باقی خواهد ماند.
برادر بزرگوار! خبرگزاری­ ها نطق تلویزیونی شما در رابطه با موضوع ازدواج موقت را پخش کردند، من صریح می­ گویم که این سخنان هم موجبات شگفتی بنده را فراهم ساخت و هم باعث نارضایتی و ناراحتی بنده گردید؛ زیرا این زبان و ادبیات سخن گفتن را در جنابعالی سراغ نداشتیم. سخنان شما تند و تحریک کننده بود. حال آنکه شما از گذشته تا کنون، همواره خواهان میانه روی، رعایت انصاف و تکیه بر منطق برتر بوده اید!
سخنرانی شما در تلویزیون مصر، به مثابه هجمه ای تند و سنگین به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در موضوع ازدواج موقت بود. بلکه در این سخنان به تمام مفتی­ های اهل تسنن که قصد داشتند بر اساس این موضع فتوا بدهند نیز حمله شده است؛ چرا که شما صدور اینگونه فتواها را خیانت دانسته اید، و این برخورد عجیبی است که مطلقا در تاریخ فقه اسلامی سابقه ندارد! «ابن عباس» -همان­طور که مشهور است- به جایز بودن آن (ازدواج موقت) فتوا می­ داد، آیا به نظر شما درست است که به آن برچسب خیانت بچسبانید؟ آیا در این اقدام، تهمت زدن و انکار حقیقت نهفته نیست؟!
لازم است –در این رابطه- توجه شریفتان را به نکات زیر جلب نماییم:
1- ازدواج موقت وسیله­ ای برای سوء استفاده هوس­بازان و همجنس بازان نیست! به همین دلیل در پرسش­ هایی که از ما مطرح می شود ما فتوا داده ایم که ازدواج موقت تنها در صورتی جایز است که ضرورت ایجاب کند، مثلا زمانی که فرد از خانواده اش دور است و بیم آن می­رود که اگر از این حکم یاری نجوید، در دام فسق و فجور گرفتار آید، یا اینکه فردی مجرد است و با وجود نیاز مبرم جنسی، امکان ازدواج دائم برای او فراهم نیست! بر این اساس اگر ازدواج موقت را ازدواج ضرورت بنامیم، به خطا نرفته ایم!
روایاتی که در این موضوع از اهل بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده است، بر این مطلب دلالت دارد.
2- در پایین شواهدی از شخصیت­ های برجسته اهل سنت در مورد آرای «ابن عباس» ذکر می کنیم، این شواهد حاوی اشارات مهم و پرمغزی است که شاید تصویر مشهور در ذهن عموم فقها نسبت به گفتمان ازدواج موقت را بشکند:
«الزیعلی» در کتاب «تبیین الحقائق» در شرح این جمله (و بطل نکاح المتعه/ ازدواج موقت باطل اعلام شده است) صریحا می­ گوید:
«مالک گفته است: ازدواج موقت جایز است؛ زیرا امری شرعی است پس باید به عنوان یک حکم باقی بماند تا اینکه ناسخی برای آن پیدا شود. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در مورد این مسأله مشهور است و بسیاری از صحابه یمنی و مکی وی نیز در این مسأله از او تبعیت کرده­اند
در این زمینه، به این آیه قرآن استناد شده است: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ" (و زنانی را که متعه می‏ کنید مهر آنها را، واجب است بپردازید). «عطاء» به نقل از «جابر» می­­ گوید که ما در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و ابوبکر و نیمی از دوران خلافت عمر حکم ازدواج موقت را اجرا می­ کردیم، سپس بنا به گفته­ی «ابوسعید الخدری»، «عمر» مردم را از این کار بازداشت، ولی شیعه همچنان به این حکم معتقد است».[1]
«ابن رشد» در کتاب «بدایة المجتهد» گفته است: «بیشتر صحابه و فقهای تمامی کشورها، این حکم را حرام دانسته اند. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در این زمینه مشهور است و صحابه مکی و یمنی وی نیز در این حکم از او تبعیت نموده اند، و نقل کرده اند که «ابن عباس» در سخنان خود به این آیه: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ"، و این عبارت "إلی أجل مسمی" استناد می نمود، از «ابن عباس» نقل شده است که گفت: حکم ازدواج موقت جز رحمت و مهربانی از سوی خداوند _ عز وجل _ نیست، که با این حکم به امت محمد(صلی الله علیه و سلم) ترحّم نموده است، و اگر «عمر» مردم را از این حکم نهی نمی­ کرد کسی جز شقی مجبور به زنا نمی­ گردید».[2]
«الثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» آورده است: «... گفتم: جز عمران بن الحصین، عبدالله بن عباس و برخی از شاگردانش و گروهی از اهل بیت کسی ازدواج موقت را جایز نمی­داند».
سپس در مورد ازدواج موقت می­ گوید: «در مورد این آیه اختلاف نظر ایجاد شد که محکم است یا منسوخ؟ ابن عباس گفت: این آیه محکم است و حکم به جواز ازدواج موقت داد».[3]
«الزرقانی» در شرح خود بر «الموطاء» می­ نویسد: «در ادامه این سخن خود (جز رافضی ها بقیه مخالف هستند) می­ گوید که گروهی از صحابه مانند جابر، ابن مسعود، ابوسعید، معاویه، اسماء بنت ابوبکر، ابن عباس، عمرو بن الحویرث، سلمه و نیز گروهی از تابعین، حکم ازدواج موقت را جایز دانسته اند. در مورد اینکه آیا ابن عباس نظر خود را به حرمت این حکم تغییر داده است یا نه، اختلاف نظر ایجاد شده بود که «ابن عبد البر» گفت، شاگردان مکی و یمنی وی این مسأله را حلال می دانند».[4]
«ابن حزم» در «المحلّی» می­ گوید: «حلال شمردن این حکم پس از رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) توسط برخی از سلف (رضی الله عنهم) اثبات شده است. این افراد که برخی از صحابه(رضی الله عنهم) نیز به شمار می­ روند، عبارتند از: أسماء بنت ابوبکر صدیق، جابر­ بن عبدالله، ابن مسعود، ابن عباس، معاویة بن ابی سفیان، عمرو بن حریث، ابوسعید الخدری، سلمه، معبد ابنا أمیة بن خلف...»[5]
«ابن تیمیه» در «مجموع الفتاوی» آورده است: «ازدواج موقت در مقایسه با ازدواج دائم از سه جنبه بهتر است... دومین دلیل این است که، ابن عباس و گروهی از سلف این کار را جایز می­ دانند». [6]
«السرخسی» در «المبسوط» می­ گوید: « مسأله ازدواج موقت ... ما این مسأله را باطل می­ دانیم، ولی «مالک بن أنس» بر اساس نظر ابن عباس(رضی الله عنه) آن را جایز می داند».[7]
این شواهد و مطالب، نظر «ابن عباس» و گروهی از صحابه، تابعین و فقهای اهل تسنن را نشان می­ دهد، آیا با توجه به این مطالب درست است که هرکس فتوای جایز بودن ازدواج موقت را صادر کند او را بدان توصیفات زشت و زننده بخوانیم؟!!!
3- در سخنان­تان گفتید: «... این مسأله ازدواج موقت است، و عقدی که با این قصد خوانده شود بنا بر اجماع اهل سنت باطل است...».
شما در این عبارت ادعای اجماع نموده اید، حال آنکه ادعای اجماع با این سبک و سیاق و پس از ادله ای که در بالا ارائه شد، خالی از تکلّف و آمیختگی با اظهار نظرهای شخصی نیست؛ یکی از علمای شما نیز به این مطلب اشاره کرده است و می­ گوید: «حرام دانستن این مسأله از سوی فقهای اهل سنت حالتی شبه اجماع دارد، می­ گوییم: شبه اجماع؛ زیرا نقل شده است که ابن عباس(رضی الله عنه) این مسأله را جایز می داند، همچنین بیشتر شاگردانش مانند، عطاء و طاووس و ابن جریح نیز حکم به جواز آن داده اند... .
... ابوبکر نیز در مورد این مسأله، نظری متفاوت ]با نظر شما[ دارد؛ او گفته است: ازدواج موقت مکروه است و نه حرام؛ زیرا «ابن منصور» از «احمد» در این مسأله سؤال کرد و او در پاسخ گفت: اجتناب از آن نزد من پسندیده تر است و گفت: ظاهر این سخن دلالت بر کراهت ازدواج موقت دارد نه حرام بودن آن...». [8]
این است وضعیت آن اجماعی که ادعا شده است! سبک و سیاق فقه اقتضا می­ کند که گفته شود: قول مشهور نزد علمای اهل سنت بر حرمت این مسأله است!
سپس اظهار داشته اید: [شیعه دوازده امامی با اهل سنت به مخالفت برخاسته اند و ازدواج موقت را مباح شمرده اند، و بر اساس روایاتی که در دست دارند و برداشت شخصی از برخی آیات قرآن بنا بر این عقیده عمل کرده­اند، ولی علمای اهل تسنن سخن آنان را رد و تکذیب کرده اند، در این رابطه دکتر «علی حسب الله» در پاسخ به آنان (شیعه) می­ گوید: «هرگاه خواستید عقیده خود را توجیه کنید، به قرآن استناد نکنید؛ زیرا در قرآن حتی یک کلمه هم وجود ندارد که نشان بدهد این ازدواج مباح است...»].
نکته قابل توجه در اینجا این است که شما به اجماع تمام اهل سنت بر بطلان ازدواج موقت تأکید کرده­ اید، و این را دلیلی برای خود قرار داده اید، حال آنکه از یک نکته غفلت نموده اید، تمامی ائمه اهل بیت به جایز بودن ازدواج موقت فتوا داده اند، و فقهای آنان نیز همگی این مسأله را جایز دانسته اند، بر این اساس: آیا به نظر شما درست است که بدون در نظر گرفتن اجماع دوم، اجماع اول را معیار قرار داد؟ با اینکه شما در مصاحبه با شبکه «النیل» اظهار داشتید که پیرو نظر شیخ مغفور «محمود شلتوت» مذهب امامی به عنوان پنجمین مذهب شمرده می­ شود، و انتقال از دیگر مذاهب به این مذهب اشکالی ندارد، و این انتقال همانند انتقال از مذهب مالکی به شافعی صحیح است!
دلیل نادیده گرفتن و انکار اجماع دوم چیست؟!
و بدتر از آن، این سخن شماست: «علمای اهل سنت سخن آنان (شیعه) را رد و تکذیب نموده اند» و در ادامه آن، اظهارات دکتر «علی حسب الله» را آورده اید!
این سخن، سخنی عجیب است؛ زیرا صرف ادعایی بیش نیست! و از کی تا حالا علمای مسلمان ادعا را به عنوان دلیل در احتجاجات پذیرفته اند؟ این تنها یک سخنرانی است که به هیچ دلیل و برهانی تکیه و استناد ندارد، و در نتیجه نه ثمره ای دارد و نه دردی را دوا می­ کند!
علاوه بر آنچه گفته شد، مطلبی نیز از عمر بن الخطاب مشهور است که گفت:« ... در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) دو متعه وجود داشت که من از آن دو نهی می کنم و کسی که آن را انجام دهد مجازات می­ کنم: متعه زنان و متعه حج ...». [9]
ما در اینجا سخن «عبدالله بن عمر» در مورد متعه حج را آنگونه که در «سنن الترمذی» آمده است، نقل می­ کنیم:
«...ابن شهاب به نقل از سالم بن عبدالله و او به نقل از مردی شامی می­ گوید، شنیدم مردی شامی از عبدالله بن عمر در مورد متعه حج می پرسد، عبدالله در پاسخ گفت: حلال است، مرد شامی گفت: پدرت از آن نهی کرده بود، عبدالله پاسخ داد: اگر پدر من آن را حرام کرده باشد و پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را وضع کرده باشد، به نظر تو باید دستور پدر من اجرا شود یا دستور رسول خدا؟ مرد پاسخ داد: دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، و عبدالله گفت: این حکم را رسول خدا وضع نموده است».
«الألبانی» منبع این حدیث را صحیح می داند.
ما نیز در متعه زنان از دستور پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) پیروی می­ کنیم و دستور عمر را همانند فرزندش عبدالله به کناری می­ نهیم!
و باید بگوییم که در موضع عبدالله بن عمر نسبت به رأی پدرش دلیل واضح و آشکاری نهفته است؛ زیرا تأکید می­ کند که تصمیم ممنوعیت این دو متعه تصمیمی بود که عمر شخصا انجام داد، و بیانگر نظر رسول خدا در این دو مسأله نیست، همان­طور که «عمر» خودش نیز قبلا بر این مطلب تأکید کرده بود. بر خلاف آنچه که فخر رازی و امثال او در این رابطه ادعا می کنند. در نتیجه تلاش­ های «فخر» و هم قطارانش در توجیه این کار «عمر» بی نتیجه مانده است! [10]
شایان ذکر است که «عبدالله بن عمر» با این اظهارات خود ابهام­زدایی نموده است؛ و از امری بی­ نهایت مهم پرده برداشته است. امری مبنی بر اینکه در مسأله حرام دانستن متعتین، این گروه، به بهانه نسخ آیه­ و روایات منسوب به پیامبر و همچنین ادعای اجماع بر این حکم را مستمسکی برای توجیه موضع «عمر» نسبت به این مسأله قرار دادند. در حقیقت آنان اصل را به شخص دادند و برای میراث و سنن اسلام نقشی فرعی و حاشیه ای قائل شدند. حتی از این میراث در راستای دفاع از شخص خلیفه «عمر»، استفاده نمودند.
به نظر می­رسد که این شیوه یک رویکرد دائم و همیشگی در ادبیات این طیف بوده است. رویکردی که متاسفانه بسیارخطرناک است!
4- تصویری که شما از ازدواج متعه در احکام شیعه ارائه می­ دهید تصویری ناقص، تحریف شده و ناهمگون است، که با آنچه لزوم رعایت امانت علمی در نقل قول نظر افراد اقتضا می­ کند، همخوانی ندارد! اجازه بدهید تا صریح با شما سخن بگویم، شما در این مورد با زبان سیاستمداران سخن گفته اید! حال آنکه در ابتدای تصدی امامت الأزهر در کنفرانس گفتگوی ادیان در واشنگتن وعده دادید که: «اختلاف میان ما و شیعه مانند اختلاف میان من به عنوان یک سنی مالکی با یک سنی حنفی است... و ما بر این مطلب تأکید می­ کنیم و به آن پایبند هستیم و از ورود این مسائل به بازی­های سیاسی ممانعت بعمل می­ آوریم» پس چه شد که از آن سخنان روی برگردانید؟
امیدواریم که اوضاع و احوال به مجرای طبیعی خود برگردد، و با زبان مورد پذیرش علما سخن بگوییم، و در مسائل مهم و اساسی امت به اصول گفتمان سازنده پایبند باشیم!
شما در مورد ازدواج موقت گفته اید: «ازدواج موقت عبارت است از یک دیدار موقت میان زن و مرد که تنها با هدف ارضای شهوت صورت می­ گیرد...».
هدف از ازدواج موقت تنها ارضای شهوت نیست، بلکه یک نیاز عاطفی مبرم نیز وجود دارد که شاید اهمیت آن از خاموش ساختن آتش شهوت کمتر نباشد! در بالا گفتیم که این ازدواج مختص شرایط اضطراری است؛ یعنی کسانی که تحت فشار شدید و کشنده جنسی هستند به گونه ای که اگر از این امر اجتناب کنند، ممکن است تا مرز جنون پیش بروند! بنابراین اگر هدف از ازدواج موقت برطرف کردن مشکل جنسی میلیون ها زن و مرد باشد خود برای شرعی بودن این هدف کفایت می­ کند!
5- در سخنرانی شما آمده است: «... کدام زن آزاده ای است که این خواری را بپذیرد؟ آیا این کار به معنای فروش جسمش به یک مشت پول نیست؟ تفاوت او با فاحشه ها چیست؟! ...».
بسیار متأسفم. آیا ازدواج موقت در صدر اسلام و زمانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور آن را صادر کردند، خفت و خواری برای زن آزاده به شمار می­رفت و به معنای فروختن جسم او بود و آیا زن آزاده فاحشه محسوب می­ شد؟! این مسأله در حال حاضر نیز اینگونه است. بنابراین، ازدواج موقت یک نیاز مبرم از سوی دو طرف عقد است که آنها را وامی­دارد تا به محض اراده، عقدی را جاری سازند که به موجب آن هر کدام از آن دو برای مدتی از یکدیگر بهره مند شوند. در ازدواج دائم نیز شرایط اینگونه است! اندوه من نسبت به اینکه حکم خدا با این اوصاف توصیف می­ شود فراوان است و پایانی ندارد، هرچند که فرض کنیم این حکم منسوخ است!
ازدواج موقت همان ازدواج دائم است، و تنها برخی شروط آن مستثنی شده است. این مسأله هم امر عجیبی نیست، برخی از فقهای اهل سنت ازدواج مسیار (ازدواج در مسافرت) را مشروع می دانند. در این ازدواج پرداخت نفقه به زن و تأمین مسکن وی استثنا شده است، و فقهای اهل سنت با آزادی کامل در این مورد فتوا صادر کرده­اند و هیچ کس آنان را به موجب این فتوا متهم به خیانت ننموده است! چه فرقی میان این دو وجود دارد؟
اما در مورد بحث آرامش، مودت و مهربانی ای که در سخنان شما آمده است باید بگویم، این موارد حکمت ازدواج محسوب می­ شود، و حکم ازدواج بر مدار آن نمی­ گردد؛ چرا که عدم حصول آن در ازدواج دائم نیز منجر به ابطال این ازدواج نمی­ شود. علاوه بر اینکه گاهی اوقات تمامی این موارد در ازدواج موقت نیز محقق می شود؛ زیرا این ازدواج برای یک روز و دو روز نیست؛ بلکه گاهی عقد برای چند ماه یا چند سال نیز جاری می­ گردد، و بر این اساس، امکان تحقق آرامش، مودت و مهربانی در ازدواج موقت نیز وجود دارد. بنابراین، این موارد دلیل مناسبی برای تکذیب مشروعیت ازدواج موقت فراهم نمی­ سازد.
6- از جمله مواردی که در سخنرانی شما ذکر شده عبارتند از: «الأزهر معتقد است: ازدواج موقت حرام و همانند فحشا است».
آیا درست است که الأزهر شریف، فتوای یکی از مذاهب پنج­گانه ای که به رسمیت می­ شناسد را فتوایی ملازم با فحشا توصیف نماید؟!
در «صحیح مسلم» آمده است که پیامبر خدا سه بار به «عام اوطاس» جواز ازدواج موقت داد... . [11]
آیا _ العیاذ بالله _ پیامبر مجوز فحشا صادر کرده است؟!
«جابربن عبدالله» در حدیثی که در «صحیح مسلم» نیز آمده، گفته است:
«ما در زمان پیامبر، ابوبکر و عمر حکم ازدواج متعه(موقت) را اجرا می­ کردیم».[12]
همچنین در صحیح مسلم به نقل از وی(جابر) آمده است: «ما در زمان پیامبر و ابوبکر حکم ازدواج متعه را انجام می دادیم، تا اینکه «عمر» در قضیه «عمرو بن حریث» مردم را از اجرای این حکم نهی کرد...». [13]
آیا جابر بن عبدالله و دیگر صحابه مرتکب فحشا می­ شدند؟!
عجیب این است که پس از این همه بزرگنمایی و تکذیب در راستای حرام بودن ازدواج موقت، فقهای اهل تسنن گفتند: « علی رغم بطلان این مسأله، احکامی بر آن مترتب می­ شود که عبارت است از:
1- در ازدواج موقت، طلاق بر زن واقع نمی­ شود و ایلاء، ظهار و لعانی نیز وجود ندارد. در این ازدواج طرفین از یکدیگر ارث نمی­برند، و برای هیچکدام از آنها حکم احصان ثابت نمی­ شود، و همچنین برای کسی که سه بار زنش را طلاق داده باشد، ازدواج موقت با آن زن مباح نیست.
2- در ازدواج موقت تا زمانی که مرد اقدام به دخول نکرده است، حقوقی از قبیل مهریه، متعه و نفقه بر عهده او قرار نمی گیرد، و اگر دخول صورت گرفت زن از حق مهرالمثل برخوردار می شود. و اینکه در مذهب شافعی و سخنی منسوب به «احمد» و در نقلی از مذهب مالکی از مهر مسمّی نام برده شده­ است بدان دلیل است که قید زمان در تعیین مقدار مهریه تأثیر دارد. نظر حنفیه بر این است که اگر به زن دخول شود، در صورتی که مهر مسمّی وجود داشته باشد، از میان مهر مسمّی و مهر المثل، هر کدام که کمتر است به او تعلق می گیرد و اگر مهر مسمّی وجود نداشته باشد، مهر المثل به او تعلق می­گیرد حالا می خواهد هر چه قدر باشد. اما مالکیه و حنابله بر این اعتقادند که با دخول، مهر المسمّی برای او ثابت می شود و این نظر اللخمی مالکی است.
3- اگر زن در جریان ازدواج موقت صاحب فرزند شود، نسب آن فرزند به واطئ برمی گردد، چه آن مرد این ازدواج را ازدواجی درست بداند یا نه؛ زیرا او در شرایط شبه عقد قرار دارد و زن با او هم­بستر گردیده است. مدت زمان معتبر برای تعیین نسب از زمان دخول محاسبه می­شود، و فتوای حنفی­ ها بر این اساس استوار است.
4- در ازدواج موقت نیز، پس از دخول، همان محرمیت­ هایی که در ازدواج دائم بین زن و مرد و والدین و فرزندانشان بوجود می آید، حاصل می شود.
5- کسی که اقدام به ازدواج موقت نماید چه زن و چه مرد، محکوم به حد نمی‌شود؛ زیرا حدود در صورت وجود شبهه برداشته می­شود (الحدود تُدرأ بالشبهات). شبهه در اینجا همان مسأله اختلافی بودن حکم این نوع ازدواج است، لذا اگر کسی با علم به اینکه این کار حرام است مرتکب آن شود، تعزیر می‌شود؛ چرا که مرتکب معصیت شده است. اما حد و کفاره ای بر او ثابت نمی‌شود. [14]
در پایان، بار دیگر این مطلب را تکرار و تأکید می‌کنیم که ازدواج موقت، پاسخی در جهت ارضای جنون جنسی و گرایشات جنون آمیز سرکش نیست، بلکه _ بر اساس مکتب اهل بیت (علیهم السلام) _ راه حلی است که خداوند برای درمان مشکلات موجود در جوامع بشری تعیین نموده است، _ این راه درمان، از روایات اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) به دست می­ آید- این مسأله در دایره موارد اضطراری جای دارد و نه در دایره توهمات گناه آلود و آمیخته به فسق و فجور.
مطلب بعد این است که شما از دختران و پسران درخواست نموده اید که بپرسند چه کسی فتوای مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است: «بپرسید چه کسی حکم مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است، از او بپرسید آیا این حکم را برای دختر خودت می­ پسندی؟ زمانی که نپذیرفت به او بگویید: در مورد دختران مسلمان نیز تقوای الهی پیشه کن...».
اولا: پیامبر خدا که پایه و اساس این حکم را بنیان نهاد نسبت به این پرسش و این توبیخ شایسته‌تر است!
دوما: همان‌طور که گفتیم ازدواج موقت برای موارد اضطراری در نظر گرفته شده است، و بدین معنی نیست که هرکس در این زمینه فتوا دهد مبتلای به این مسأله است؛ زیرا او در جایگاهی نیست که او را با این سؤالات مؤاخذه نماییم! البته اگر هدف از این سؤالات ایجاد مشکل و به حرج انداختن کسی که این فتوا را داده است نباشد!
علاوه بر این‌ها، گمان نمی‌نم سبک و سیاق تحریک و جوسازی روشی پسندیده و مثمر ثمری در بررسی مسائل فقهی موجود باشد!
به همین دلیل، شایسته است که اینگونه مسائل جدی و مهم در مراکز علمی - پژوهشی و از طریق مباحثات علمی و منطقی متقن و به دور از هرگونه تعصب مذهبی بررسی شود، سپس نسبت به درستی یا نادرستی آن حکم شود، نه اینکه با زبانی تحریک آمیز و خشم آلود در رسانه‌ها مطرح شود و مورد سوء استفاده افرادی قرار گیرد که چشم دیدن هیچ خیر و خوبی برای اسلام و مسلمانان را ندارند!
ما امیدواریم که همگی _ در این شرایط سخت و دشواری که امت اسلامی را دردمند ساخته است _ برای خاموش ساختن تریبون‌هایی که بر آتش فتنه مذهبی و انتشار نفرت و کینه می‌دمند تلاش کنیم و از شما اخبار نیکو و طیب همانند نامتان (طیب) بشنویم که اتحاد و انسجام را درپی داشته باشد و اختلاف و تفرقه را کنار بزند! و خداوند و پیامبرش و مسلمانان شریف را خشنود سازد، همان‌طور که قبلا نیز اینگونه اظهارات را از زبان شما شنیدیم، و برای جنابعالی عاقبت بخیری و عمری طولانی همراه با تندرستی آرزومندیم!
در پناه خدا باشید
والسلام علیکم ورحمة الله
برادر شما ناصر مکارم شیرازی




موضوع مطلب : ازدواج موقت, پاسخ حکیمانه و مستدل آیت الله مکارم, نامه سرگشاده‌ به شیخ الازهر
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1549
  • بازدید دیروز: 3247
  • کل بازدیدها: 9480313