سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 684
  • بازدید دیروز: 3272
  • کل بازدیدها: 9454543
صفحات وبلاگ
نویسندگان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از روزنامه عصر ایرانیان/بهزادمهرکش:نشریات زنجیره ای اصلاحات و کارگزاران که هر از چندگاهی در قالب یکی از رسانه های خود با توهین به مقدسات باورهای دینی مردم را نشانه می گیرند در جدیدترین اقدام خود، زبان توهین را صریح تر کرده و با ادبیات سخیفی، جایگاه  مهم و عظیم ولایت فقیه را نشانه گرفته اند. هفته نامه صدا به سردبیری محمد قوچانی که از او به عنوان آقای خود توقیف یا رکورددار توقیف در مطبوعات نیز یاد می شود در شماره اخیر خود که در قطع جدید نیز منتشر شده در مطلب طنزی که به بهانه ماجرای توصیه اخیر رهبر انقلاب به محمود احمدی نژاد نوشته شده، صراحتا ضمن توهین و هتاکی به رهبر معظم انقلاب، جایگاه عظیم ولایت فقیه را به سخره گرفته است.

نویسنده هتاک این مطلب آیدین سریع سیار طنزنویس روزنامه توقیف شده قانون است. قابل توجه اینکه محمد قوچانی بعد از شدت گرفتن انتقادات از این هتاکی، مسئولیت آن را قبول نکرده و آن را متفاوت از نگاه تحریریه عنوان کرده است. اتفاقی که در ماجرای توهین روزنامه مردم امروز به حکم قرآنی قصاص نیز رخ داد. اما این نوشتار قصد نقد کردن این مطلب هتاکانه را ندارد که از ابتدای انتشار آن تا همین لحظه که این سطور قلمی می شود چهره های مختلف سیاسی و رسانه ای نسبت به آن واکنش نشان داده و مطالبه برخورد با آن را مطرح کرده اند.

از سوی دیگر برای کسانی که نگاه طیف اصلاحات، کارگزاران و شخص محمد قوچانی را می شناسد، انتشار چنین مطلب هتاکانه ای شاید تعجب چندانی نداشته باشد چرا که همانطور که اشاره شد چندی پیش روزنامه مردم امروز به سردبیری قوچانی علیه حکم قرآنی قصاص مطلب نوشت. اینکه آیا اینها یک سناریوی از پیش تعیین شده باشد یا ریشه در نگاه اعتقادی امثال قوچانی نیز مطلب دیگری است که این نوشتار بازهم درپی آن نیست.

چرا که تعدد این توهین ها به تدریج باعث ریخته شدن  قبح مقدسات در نگاه افکار عمومی شده و مسیر را برای هتاکی های دیگر نیز باز می کند؛ حالا اینکه این توهین ها با چه نگاهی صورت گرفته، مساله دیگری است. پس لازم است به عوامل بیرونی این مساله نگاه کرد به عبارت دیگر  قصد این نوشتار ریشه یابی چرایی امکان تداوم هتاکی های رسانه های تحت مدیریت محمد قوچانی به لیدری غلامحسین کرباسچی است.

به نظر می رسد اگر بخواهیم تمام علل و عوامل اصلی در تداوم این هتاکی ها را در یک عبارت خلاصه کنیم؛ به انفعال نهادهای مستقیم نظارتی بر عملکرد رسانه ها می رسیم. وقتی شخصی با سابقه سیاه سیاسی و رسانه ای از فتنه 88 تا توهین به نص صریح قرآن  و امروز  نیز به سخره گرفتن جایگاه مهم ولایت فقیه همچنان و بدون نظارت در عرصه رسانه برای خودش تاخت و تاز می کند، مشاهده خروجی اینچنینی از رسانه های آن نیز چندان عجیب به نظر نمی رسد.

در مقابل نیز می‌توان این گزاره را قطعی دانست که اگر همان زمان که وی در توهین وقیجانه روزنامه مردم امروز به نص آیه قرآن، نوع نگاه جریان حاکم بر احزاب متبوعش را به نمایش گذاشت از تداوم فعالیت های رسانه ای او ممانعت می شد، شاید امروز نیز شاهد نبودیم تا مهم ترین رکن تفکر اسلام و مذهب شیعه یعنی جایگاه ولایت در رسانه ای دیگر به مدیریت قوچانی آنهم در یک ستون ویژه از جهت رویت به سخره گرفته شود.

از همین رو تداوم هتاکی های قوچانی ها نه تنها طبیعی به نظر می رسد بلکه باعث می شود تا زمین مطبوعات و رسانه های کشور به جولانگاه دیگر افرادی که هنوز جرات نکردند وقاحت خود را به اندازه امثال قوچانی به نمایش گذارند باز شده و آنها نیز از دیگر هم کیشان خود در لجن پراکنی عقب نمانند. اکنون باید منتظر ماند و دید دولت در قبال هتاکی  یکی از اصلی ترین ارگان های رسانه ای خود به جایگاه ولایت چه اقدامی انجام می دهد؟ آیا این مساله نیز به سرنوشت برخورد دولت با فیش های نجومی مبتلا خواهد شد؟




موضوع مطلب : محمدقوچانی

دیگر بر کسی پوشیده نیست که استعفای سه وزیر و اقبای برخی معاونان آنان و همچنین اصرار بر تفکرات غلط راس دولت یازدهم، نیشخند به افکار عمومی و رد ادعای تصمیم برای ترمیم کابینه به نفع مردم و نخبگان است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از بی باک:با چنین اتفاقاتی قطعا برای افکار عمومی سئوال ایجاد می‌شود که این نوع استعفاهای بی‌خاصیت صرفا برای بهره برداری انتخاباتی و مظلوم نمایی در آستانه انتخابات می‌باشد والا مگر می‌شود؛ ادعای خشکاندن درختی را کرد اما ریشه و شاخ و برگش همچنان رشد و نمو داشته باشند؟!

به هر حال قطعا مشکل تنها وزرای مستعفی نبودند؛ مشکل اصلی سرچشمه چنین تفکراتی است که البته شواهد و قرائن نشان می‌دهد، مردم شریف ایران عزمی جدی برای مرتفع کردن آن در آینده‌ای نزدیک و با اختیارات قانونی خود دارند.

گفتنی است؛ وقتی گزینه‌های احتمالی برای وزارت ارشاد دولت یازدهم مطرح شد، کمتر کسی گمان می‌کرد که علی جنتی، فرزند آیت‌الله جنتی، سکان‌دار این وزارتخانه شود. او میان گزینه‌های احتمالی کمترین شهرت را داشت. تنها عده معدودی از سابقه کاری جنتی اطلاع داشتند و در وهله نخست، او را با پیشینه خانواده‌اش قضاوت می‌کردند، اما جنتی خیلی زود نشان داد که مشی پدر را ندارد. اظهار نظرهای اولیه وزیر ارشاد دولت روحانی با خود انتقادات زیادی به‌همراه داشت و حاشیه‌ساز شد، حاشیه‌هایی که هنوز هم ادامه دارد.

تعداد منتقدان به نحوه کار جنتی از موافقان آن بیشتر بود و هست؛ مخالفانی از هر دو گروه سیاسی در ایران: اصولگرایان و اصلاح‌طلبان. این حرف و حدیث‌ها از یکی دو ماه پس از رأی آوردن جنتی در مجلس آغاز شده و تا امروز هم ادامه دارد. کم‌کم انتقادها به نحوه عملکرد جنتی در وزارتخانه انتقاد بسیاری از هنرمندان را به‌دنبال داشت؛ طیف گسترده‌ای از شاعران و نویسندگان گرفته تا ناشر و فیلم‌ساز و موسیقی‌دان و بازیگر و دیگران و دیگران.

حالا بعد از سه سال، این بحث‌ها بیشتر مطرح می‌شود تا جایی که هنرمندی مانند کیانیان، انتقادات جدی وارد و وضع موجود را «وخیم» توصیف می‌کند و می‌گوید: «یک نفر بیاید به من بگوید سازمان سینمایی چه‌نفعی برای سینمای ایران دارد؟».

عمل نکردن وزارت ارشاد به وعده‌هایش ــ چیزی که درباره بخش‌های دیگر دولت هم شاهد مثال زیادی دارد ــ سبب شد تا امثال فریبرز عرب‌نیا از این رویه انتقاد کنند. عرب‌نیا در مصاحبه اخیر خود گفته است: «با صراحت اعلام می‌کنم که تا وقتی مسئولین فعلی ارشاد از وزیر تا مدیران میانی بر سر کار هستند، من دیگر در سینمای ایران کاری نخواهم کرد». چندی پیش منوچهر محمدی  تهیه‌کننده سینما هم از عضویت در شورای عالی سینما استعفا داد و گفت که «نگاه این دولت به فرهنگ اصیل نیست». او معتقد بود هنرمندان صرفاً زینت المجالس دولتمردان محسوب شده‌اند.

این فضای انتقادی میان اهالی موسیقی هم دیده می‌شود. حمیدرضا نوربخش، مدیر خانه موسیقی، با بیان اینکه وعده‌ها برای موسیقی در حد «شعار» باقی ماند، معتقد است که «قاطبه هنرمندان از عملکرد دفتر موسیقی وزارت ارشاد رضایت ندارند».

به‌باور بسیاری از کسانی که کارشان با وزارت ارشاد است، وزیر جدید این وزارتخانه چندان که باید و انتظار می‌رفت، آشنایی کافی و درک درستی از «فرهنگ» نداشت. شاید گفت‌وگوهای اولیه با هنرمندان در وهله نخست و در ماه‌های ابتدایی کار وزارتخانه دولت تدبیر و امید، بارقه امید را در دل هنرمندان روشن کرد، اما از همان ابتدا بسیاری بر این نکته تأکید داشتند که نگاه دولت حسن روحانی به عرصه فرهنگ یک نگاه «ابزاری ــ تبعی» و تبلیغاتی است.

بارقه‌های امید شکل‌گرفته میان هنرمندان به‌تدریج کم‌فروغ شد. انتقادها و نارضایتی‌های اهالی فرهنگ به گوش می‌رسید، اما دولت گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود و آیا دولتی که جز در سال اول خود اجازه صحبت به برخی هنرمندان در برابر رئیس جمهور نداد و جلسات بعدی را تشکیل نداد یا این جلسات را با سخنرانی یک‌جانبه مدیران ارشاد پیش برد، اکنون شنونده این حرف‌ها شده است؟

گویا در تمام این سال‌ها مسئولان اجرایی، دغدغه‌های مهمتری از «فرهنگ»، «مسائل پیرامونی زندگی و معیشت هنرمندان»، «امنیت شغلی اصحاب فرهنگ»، «ارتقای کیفی آثار هنری»، «اقتصاد فرهنگ» و... داشتند.

حالا این روزها میان خبرها بیشترین حرف‌ها مربوط به استعفای وزیر فرهنگ است. وزیر استعفا داده و خبرش هم تأیید شده؛ اما همچون بسیاری از موارد پیشینی، مسئله بر سر «معنا»یی است که دولت روحانی و رسانه‌هایش می‌خواهند به این استعفا ببخشند. «فیزیک» استعفای علی جنتی، به خودی خود امر مثبتی است و به نظر می‌رسد هر چند دیرهنگام اما هر دو طرف از آن خشنودند؛ چه آنهایی که مبنا و رویکرد علی جنتی را نمی‌پسندیدند و چه آنانی که با تعلیق قضاوت درباره رویکرد، «کارآمدی» وزیر را زیر سؤال می‌دانند، همگی این استعفا را مثبت تلقی می‌کنند، با این حال به نظر می‌رسد معنایی که دولت به این استعفا می‌دهد «نگران‌کننده» است. 

پالس‌های بخشی از دولت و رسانه‌هایش به افکار عمومی درباره کنار رفتن علی جنتی آن است که می‌خواهد هنر و فرهنگ را سامان بهتری بدهد و هنرمندان را بیشتر تحویل بگیرد. این تبلیغات با ملاحظه چند ماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، نگران‌کننده‌تر هم می‌شود. آنها که رویکرد دولت در عرصه فرهنگ را می‌شناسند، اطمینان دارند که «فرهنگ» و هرچه به آن مربوط است، در ایده برخی دولتمردان فعلی فی‌نفسه ارزشمند نیست و آن هم مانند سایر مفاهیم و امور تابع «منفعت» است و هرجا که لازم شد باید فرهنگ را خرج منفعت مادی یا بازی قدرت کرد. با همین رویکرد است که دامنه استفاده از هنر و هنرمند به‌عنوان یک ابزار، از گنجاندن صدای یک خواننده با حاشیه‌های پیرامونی در فیلم تبلیغاتی شروع می‌شود و تا درج نام و خرج از آبرویشان در ذیل پوسترهایی با شعار عجیب و فاقد منطقی مانند «هر توافقی بهتر از توافق نکردن است» ادامه می‌یابد.

نهایتاً آنکه باید از استعفای وزیر استقبال کرد و آن را به فال نیک گرفت؛ اما گویا این شوری در فرهنگ پایانی ندارد. به نظر می‌رسد براساس نگاه غیراصیل بخشی از دولت، نه‌تنها «فرهنگ» بلکه «وزیر فرهنگ» هم وسیله‌ای است که می‌توان از آن به‌عنوان یک اهرم استفاده کرد.

رسانه‌های حامی دولت در گزارش‌هایی عجیب، ماجرا را به‌گونه‌ای جلوه می‌دهند که وزیر فرهنگ به‌خاطر ایستادگی‌اش در برابر برخی مسائل استعفا کرده و بنا دارند وزیر مستعفی را «شهید کنسرت» معرفی کنند. اما این رسانه‌ها به‌خوبی مطلع‌اند که نسبت چنین موضوعاتی با استعفای وزیر از اساس نارواست.

به هر حال علی جنتی خیلی پیش‌تر از اینکه استعفا بدهد، به‌علت ناکارآمدی‌‌ها و نارضایتی‌های گسترده‌ای که باعثش بود، از مقبولیت افتاد و با توجه به فرصت کمی که به پایان عمر دولت باقی مانده، هیچ فرد دیگری نمی‌تواند اقدام درخور توجهی برای حوزه فرهنگ انجام دهد. اما به‌زعم برخی به نظر می‌رسد استعفای به‌جا و البته دیرهنگام او درست چند ماه مانده به انتخابات می‌تواند «فرصت» مناسبی برای دولتی‌ها باشد تا با مانور بر آن بر حجم بالای نارضایتی‌ها سرپوش بگذارد و با دادن «وعده‌»های جدید، موجبات سکوت اهالی فرهنگ را فراهم کند، مانع انتقادات آنان شود و یا حتی در ادامه ماجرا، ایده پوپولیستی استخدام سیاسی هنرمندان را رونق ببخشد. باید به انتظار نشست و دید که نگاه تبعی سیاسیون به هنر و هنرمند چه‌هنگام پایان می‌یابد.




موضوع مطلب :

دیگر بر کسی پوشیده نیست که استعفای سه وزیر و اقبای برخی معاونان آنان و همچنین اصرار بر تفکرات غلط راس دولت یازدهم، نیشخند به افکار عمومی و رد ادعای تصمیم برای ترمیم کابینه به نفع مردم و نخبگان است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از بی باک:با چنین اتفاقاتی قطعا برای افکار عمومی سئوال ایجاد می‌شود که این نوع استعفاهای بی‌خاصیت صرفا برای بهره برداری انتخاباتی و مظلوم نمایی در آستانه انتخابات می‌باشد والا مگر می‌شود؛ ادعای خشکاندن درختی را کرد اما ریشه و شاخ و برگش همچنان رشد و نمو داشته باشند؟!

به هر حال قطعا مشکل تنها وزرای مستعفی نبودند؛ مشکل اصلی سرچشمه چنین تفکراتی است که البته شواهد و قرائن نشان می‌دهد، مردم شریف ایران عزمی جدی برای مرتفع کردن آن در آینده‌ای نزدیک و با اختیارات قانونی خود دارند.

گفتنی است؛ وقتی گزینه‌های احتمالی برای وزارت ارشاد دولت یازدهم مطرح شد، کمتر کسی گمان می‌کرد که علی جنتی، فرزند آیت‌الله جنتی، سکان‌دار این وزارتخانه شود. او میان گزینه‌های احتمالی کمترین شهرت را داشت. تنها عده معدودی از سابقه کاری جنتی اطلاع داشتند و در وهله نخست، او را با پیشینه خانواده‌اش قضاوت می‌کردند، اما جنتی خیلی زود نشان داد که مشی پدر را ندارد. اظهار نظرهای اولیه وزیر ارشاد دولت روحانی با خود انتقادات زیادی به‌همراه داشت و حاشیه‌ساز شد، حاشیه‌هایی که هنوز هم ادامه دارد.

تعداد منتقدان به نحوه کار جنتی از موافقان آن بیشتر بود و هست؛ مخالفانی از هر دو گروه سیاسی در ایران: اصولگرایان و اصلاح‌طلبان. این حرف و حدیث‌ها از یکی دو ماه پس از رأی آوردن جنتی در مجلس آغاز شده و تا امروز هم ادامه دارد. کم‌کم انتقادها به نحوه عملکرد جنتی در وزارتخانه انتقاد بسیاری از هنرمندان را به‌دنبال داشت؛ طیف گسترده‌ای از شاعران و نویسندگان گرفته تا ناشر و فیلم‌ساز و موسیقی‌دان و بازیگر و دیگران و دیگران.

حالا بعد از سه سال، این بحث‌ها بیشتر مطرح می‌شود تا جایی که هنرمندی مانند کیانیان، انتقادات جدی وارد و وضع موجود را «وخیم» توصیف می‌کند و می‌گوید: «یک نفر بیاید به من بگوید سازمان سینمایی چه‌نفعی برای سینمای ایران دارد؟».

عمل نکردن وزارت ارشاد به وعده‌هایش ــ چیزی که درباره بخش‌های دیگر دولت هم شاهد مثال زیادی دارد ــ سبب شد تا امثال فریبرز عرب‌نیا از این رویه انتقاد کنند. عرب‌نیا در مصاحبه اخیر خود گفته است: «با صراحت اعلام می‌کنم که تا وقتی مسئولین فعلی ارشاد از وزیر تا مدیران میانی بر سر کار هستند، من دیگر در سینمای ایران کاری نخواهم کرد». چندی پیش منوچهر محمدی  تهیه‌کننده سینما هم از عضویت در شورای عالی سینما استعفا داد و گفت که «نگاه این دولت به فرهنگ اصیل نیست». او معتقد بود هنرمندان صرفاً زینت المجالس دولتمردان محسوب شده‌اند.

این فضای انتقادی میان اهالی موسیقی هم دیده می‌شود. حمیدرضا نوربخش، مدیر خانه موسیقی، با بیان اینکه وعده‌ها برای موسیقی در حد «شعار» باقی ماند، معتقد است که «قاطبه هنرمندان از عملکرد دفتر موسیقی وزارت ارشاد رضایت ندارند».

به‌باور بسیاری از کسانی که کارشان با وزارت ارشاد است، وزیر جدید این وزارتخانه چندان که باید و انتظار می‌رفت، آشنایی کافی و درک درستی از «فرهنگ» نداشت. شاید گفت‌وگوهای اولیه با هنرمندان در وهله نخست و در ماه‌های ابتدایی کار وزارتخانه دولت تدبیر و امید، بارقه امید را در دل هنرمندان روشن کرد، اما از همان ابتدا بسیاری بر این نکته تأکید داشتند که نگاه دولت حسن روحانی به عرصه فرهنگ یک نگاه «ابزاری ــ تبعی» و تبلیغاتی است.

بارقه‌های امید شکل‌گرفته میان هنرمندان به‌تدریج کم‌فروغ شد. انتقادها و نارضایتی‌های اهالی فرهنگ به گوش می‌رسید، اما دولت گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود و آیا دولتی که جز در سال اول خود اجازه صحبت به برخی هنرمندان در برابر رئیس جمهور نداد و جلسات بعدی را تشکیل نداد یا این جلسات را با سخنرانی یک‌جانبه مدیران ارشاد پیش برد، اکنون شنونده این حرف‌ها شده است؟

گویا در تمام این سال‌ها مسئولان اجرایی، دغدغه‌های مهمتری از «فرهنگ»، «مسائل پیرامونی زندگی و معیشت هنرمندان»، «امنیت شغلی اصحاب فرهنگ»، «ارتقای کیفی آثار هنری»، «اقتصاد فرهنگ» و... داشتند.

حالا این روزها میان خبرها بیشترین حرف‌ها مربوط به استعفای وزیر فرهنگ است. وزیر استعفا داده و خبرش هم تأیید شده؛ اما همچون بسیاری از موارد پیشینی، مسئله بر سر «معنا»یی است که دولت روحانی و رسانه‌هایش می‌خواهند به این استعفا ببخشند. «فیزیک» استعفای علی جنتی، به خودی خود امر مثبتی است و به نظر می‌رسد هر چند دیرهنگام اما هر دو طرف از آن خشنودند؛ چه آنهایی که مبنا و رویکرد علی جنتی را نمی‌پسندیدند و چه آنانی که با تعلیق قضاوت درباره رویکرد، «کارآمدی» وزیر را زیر سؤال می‌دانند، همگی این استعفا را مثبت تلقی می‌کنند، با این حال به نظر می‌رسد معنایی که دولت به این استعفا می‌دهد «نگران‌کننده» است. 

پالس‌های بخشی از دولت و رسانه‌هایش به افکار عمومی درباره کنار رفتن علی جنتی آن است که می‌خواهد هنر و فرهنگ را سامان بهتری بدهد و هنرمندان را بیشتر تحویل بگیرد. این تبلیغات با ملاحظه چند ماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، نگران‌کننده‌تر هم می‌شود. آنها که رویکرد دولت در عرصه فرهنگ را می‌شناسند، اطمینان دارند که «فرهنگ» و هرچه به آن مربوط است، در ایده برخی دولتمردان فعلی فی‌نفسه ارزشمند نیست و آن هم مانند سایر مفاهیم و امور تابع «منفعت» است و هرجا که لازم شد باید فرهنگ را خرج منفعت مادی یا بازی قدرت کرد. با همین رویکرد است که دامنه استفاده از هنر و هنرمند به‌عنوان یک ابزار، از گنجاندن صدای یک خواننده با حاشیه‌های پیرامونی در فیلم تبلیغاتی شروع می‌شود و تا درج نام و خرج از آبرویشان در ذیل پوسترهایی با شعار عجیب و فاقد منطقی مانند «هر توافقی بهتر از توافق نکردن است» ادامه می‌یابد.

نهایتاً آنکه باید از استعفای وزیر استقبال کرد و آن را به فال نیک گرفت؛ اما گویا این شوری در فرهنگ پایانی ندارد. به نظر می‌رسد براساس نگاه غیراصیل بخشی از دولت، نه‌تنها «فرهنگ» بلکه «وزیر فرهنگ» هم وسیله‌ای است که می‌توان از آن به‌عنوان یک اهرم استفاده کرد.

رسانه‌های حامی دولت در گزارش‌هایی عجیب، ماجرا را به‌گونه‌ای جلوه می‌دهند که وزیر فرهنگ به‌خاطر ایستادگی‌اش در برابر برخی مسائل استعفا کرده و بنا دارند وزیر مستعفی را «شهید کنسرت» معرفی کنند. اما این رسانه‌ها به‌خوبی مطلع‌اند که نسبت چنین موضوعاتی با استعفای وزیر از اساس نارواست.

به هر حال علی جنتی خیلی پیش‌تر از اینکه استعفا بدهد، به‌علت ناکارآمدی‌‌ها و نارضایتی‌های گسترده‌ای که باعثش بود، از مقبولیت افتاد و با توجه به فرصت کمی که به پایان عمر دولت باقی مانده، هیچ فرد دیگری نمی‌تواند اقدام درخور توجهی برای حوزه فرهنگ انجام دهد. اما به‌زعم برخی به نظر می‌رسد استعفای به‌جا و البته دیرهنگام او درست چند ماه مانده به انتخابات می‌تواند «فرصت» مناسبی برای دولتی‌ها باشد تا با مانور بر آن بر حجم بالای نارضایتی‌ها سرپوش بگذارد و با دادن «وعده‌»های جدید، موجبات سکوت اهالی فرهنگ را فراهم کند، مانع انتقادات آنان شود و یا حتی در ادامه ماجرا، ایده پوپولیستی استخدام سیاسی هنرمندان را رونق ببخشد. باید به انتظار نشست و دید که نگاه تبعی سیاسیون به هنر و هنرمند چه‌هنگام پایان می‌یابد.




موضوع مطلب :
فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: مدتی فکر کردیم که لشکر ویژه را از کدام استان انتخاب کنیم، با آشنایی که با رزمندگان مازندرانی در لشکرهای دیگر داشتم، تصمیم گرفتیم که این لشکر را از مازندران سازمان‌دهی کنیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:به سراغ سرلشکر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس که در سفری به مازندران آمده بود، رفتیم.
بی‌شک او حرف‌های بسیاری از آن سال‌ها دارد و هیچ‌کس به اندازه وی آن سال‌های عشق و آتش را درک نکرده است، هنگامی ‌که از آن روزگار و آدم‌هایش سخن می‌گوید، گویی در سنگر فرماندهی قبل از آغاز عملیات به توجیه فرماندهان جنگ می‌پردازد، تکیه محسن رضایی به زندگی جهادی و بازتولید ارزش‌های دفاع مقدس و اهمیت چشم‌انداز 20 ساله، همه و همه از دغدغه‌های فرمانده سال‌های دفاع مقدس است که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

* در دوران دفاع مقدس فوق‌العاده به وجود لشکر ویژه 25 کربلا نیاز داشتیم

** جنابعالی به‌عنوان فرمانده کل سپاه در سال‌های دفاع مقدس، از حضور و دلاوری‌های مردم و شهدای مازندران بگویید؟
فکر می‌کنم برای اینکه از شهدای مازندران بگویم باید به لشکر ویژه 25 کربلا اشاره کنم، چون این شهدا در این لشکر می‌جنگیدند، لشکر ویژه 25 کربلا در یک مقطعی به یاری دفاع مقدس آمد که فوق‌العاده به وجود آن نیاز داشتیم.
بعد از عملیات بدر و خیبر در سال 1362 در دفاع مقدس با یک آسیب‌های پی در پی مواجه شده بودیم که نیاز بود چند لشکر جدید سازمان‌دهی کنیم، بنابراین تصمیم گرفتیم یک لشکر ویژه به‌وجود آوریم، تیپ‌هایی را که پنج گردان داشتند از استان‌ها انتخاب کردیم و مدتی فکر کردیم که این ویژه را از کدام استان انتخاب کنیم، با آشنایی که با رزمندگان مازندرانی در لشکرهای دیگر داشتم، تصمیم گرفتیم که این لشکر را از مازندران سازمان‌دهی کنیم، البته خیلی هم اطمینان نداشتیم که موفق شویم، اما برداشت اولیه من این بود که مازندران آمادگی بیشتری از سایر استان‌ها دارد.
بر همین اساس چهره‌های شاخص استان را دور هم جمع کردیم و به آنها گفتیم که از شما می‌خواهیم یک لشکر ویژه برای مازندران سازماندهی کنید، باورشان نمی‌شد که مازندران باید یک لشکر ویژه داشته باشد، با شادی و نشاط از جلسه بیرون رفتند.
بعد از جلسه برادر مرتضی قربانی را صدا زدم و حکم فرماندهی لشکر را به او دادم، حکمی که داخل همان کاغذ جبهه‌ای بدون بروکراسی اداری نوشته شده بود.
بعدها مشخص شد این تصمیم در حقیقت یک عنایت الهی بود که به ذهن دوستان ما آمده که چنین گزینشی را انجام دهیم، گزینش بسیار خوبی که شاید بتوان گفت از بهترین تصمیم‌گیری‌های جنگ بود، لشکر ویژه 25 کربلا شکل گرفت و بلافاصله خود را در عملیات‌ها نشان داد و توانست یک کار در حقیقت شگفت‌انگیز انجام دهد، چون درست در قلب جبهه و محور اصلی قرار داشت.

* سرداران و امیران شهید مازندران چهره‌های فداکاری بودند

** از سرداران شهید مازندران بگویید.
افرادی مثل حاج بصیر و طوسی نقش مؤثری در لشکر داشتند، حاج حسین بصیر فرد بسیار سخت‌کوش و پرتلاشی بود که شاید بتوان گفت از نظر تلاش در بین فرماندهان جبهه جزو چند نفر اول است، فرماندهی بی‌ادعا که خیلی وقت‌ها او را با رزمنده عادی اشتباه می‌گرفتند، فردی که نسبت به مسائل مادی بی‌خیال و راحت بود، به‌طوری که ماندن در جبهه را به تشرف به خانه خدا ترجیح می‌داد، حاج‌بصیر چنین انسانی بود.
شهید طوسی نیز ابتدا خود را در عرصه اطلاعاتی نشان داد و با فعالیت‌های اطلاعاتی در حقیقت روی کار آمد، کار اطلاعات کار خیلی پیچیده‌ای است، یک بخش کار اطلاعات، زمینی است که باید اطلاعات جو، زمین‌شناسی، تغییرات آب و هوا و ... را به‌دست آورد و بخش دیگر نیز دشمن‌شناسی است و کسب اطلاعات از دشمن که این کار هم پیچیده و دشوار است و با همه این مشکلات آقای طوسی به خوبی ثابت کرد که یک فرد کاملاً شایسته در این بخش است، البته شهیدان دیگری نیز هستند که مثل بصیر و طوسی نقش بارزی در دفاع مقدس داشتند.
مازندران در بخش نیروهای ارتش نیز چهره‌های پرافتخاری هم‌چون شهیدان کشوری، شیرودی، منفردنیاکی، خلعتبری، مهدوی و ... دارد، در سال‌های آغازین جنگ که ایران هنوز نیروهایش آماده دفاع نبودند، شهیدان کشوری و شیرودی با هلی‌کوپترهای خود به شکار تانک می‌رفتند و در حقیقت خلاء نیروهای زمینی را در مقابل ارتش عراق پُر می‌کردند، به‌طور دائم می‌آمدند، مجهز می‌شدند، موشک می‌بستند و به شکار تانک می‌رفتند.
معمولاً در ارتش‌های دنیا اگر خلبانی یک تانک شکار کند، همین را بهانه می‌کنند و تا یک هفته مرخصی می‌روند اما این عزیزان بعضی اوقات تا شب به پرواز ادامه می‌دادند که این کار خطر بزرگی برای آنها بود، چون هلی‌کوپترهای ایرانی مجهز به دید در شب نبودند ولی شهیدان کشوری و شیرودی تا آخرین لحظه‌ای که چشم‌شان کار می‌کرد به دشمن حمله می‌کردند، این‌ها جزو جوان‌های انقلابی ارتش بودند که در جریان انقلاب کاملاً ساخته شده بودند.
چهره برجسته دیگر مازندران آقای منفردنیاکی است، فرد آزاده‌ای که با وجود سال‌ها خدمت در ارتش پهلوی خیلی زود به انقلاب پیوست و دین خود را به جنگ ادا کرد، در عملیات طریق‌القدس که به آزادی بستان منجر شد ما آماده عملیات می‌شدیم که اطلاع دادند خدا به آقای منفردنیاکی فرزندی عطا کرد، با این که این خبر را به ایشان گفتند اما ایشان در عملیات ماند و بعد از این که خط تثبیت شد با اصرار فراوان او را به عقب فرستادیم تا به خانواده‌اش سرکشی کند، مجموعه این شهیدان از چهره‌های فداکار بودند چه در بسیج، چه در سپاه و چه در ارتش.

* در سال‌های اول جنگ، جنگ وجود داشت، ولی جهاد نبود

** حضرتعالی به‌عنوان یک چهره فرهنگی، سیاسی نظرتان را راجع به در هم آمیختن روحیه انقلابی و دفاع مقدسی با کار فرهنگی و انتقال شایسته میراث دفاع مقدس به نسل سوم را بیان کنید.

مسأله مهمی‌ که وجود دارد این است که زندگی جهادی کاملاً با زندگی عادی متفاوت است، در زندگی جهادی افراد با بینش آخرتی حرکت می‌کنند، اما در زندگی عادی با نگاه دنیایی و مادی، حلقه مفقوده‌ای که الان در جامعه وجود دارد این است که تفسیر درستی از جهاد طی 30 سال گذشته انجام نشده است، یعنی جهاد با جنگ و دفاع مساوی شده است، در یک چنین تفسیری، وقتی جنگ نباشد جهاد هم نیست، در حالی که ما می‌دانیم در سال‌های اول جنگ، جنگ وجود داشت، ولی جهاد نبود، یعنی مدیریت جنگ بنی صدر، مدیریت جهادی نبود، ولی در سال‌های بعد همین حاج‌بصیرها و طوسی‌ها آمدند و تفسیر جنگ را عوض کردند.
به عقیده آنان جنگ نوعی جهاد بود و در فضای جهادی اولین چیزی که تغییر می‌کند فرهنگ است، یعنی ارزش‌ها و فرهنگ جهادی و ارزش‌های جهادی می‌آیند و به‌جای فرهنگ و ارزش‌های دنیایی می‌نشینند، انسانی که وارد این فضا می‌شود اصلاً احساس می‌کند که وارد یک دنیای دیگری شده است و سؤالی که شهدا از ما می‌پرسند این است که می‌گویند: چرا شما بعد از جنگ تفسیر جهادی را از این کشور کنار گذاشتید؟ در حقیقت ما بعد از جنگ باید تفسیر جهادی از زندگی ارائه می‌دادیم، مشکل عقب‌ماندگی، بیکاری و مجموعه چالش‌های پیش رو محصول جدا شدن از فرهنگ جهادی است، یعنی نگرش ما عوض شده است.
ما وقتی که جنگ را جهاد نمی‌دانیم و مبارزه با فقر و فساد و شکوفایی اقتصادی را یک مبارزه نمی‌دانیم، حالا هر چند هم برای جوان‌های‌مان از شهید بصیر و طوسی سخن بگوییم جواب‌شان این است که اگر می‌خواهید ما مثل آنها شویم فضای این کار را هم فراهم کنید، اگر نگرش‌ها جهادی باشد همان حاج‌بصیر، طوسی، کشوری و ... تولید می‌شوند.

* کار تطبیقی فوق‌العاده مهم و لازم است
 
** با توجه به نظرات جنابعالی، توصیه شما به متولیان فرهنگ جهاد و شهادت چیست؟

به نظر من شما کارتان را دو قسمت کنید، یکی بازگویی گذشته و دیگری کارهای تطبیقی، یعنی بگویید اگر امروز حاج‌بصیرها بودند چه کار می‌کردند، چه اقداماتی انجام می‌دادند، چطور زندگی می‌کردند؟ این کار تطبیقی فوق‌العاده مهم و لازم است و می‌تواند در ایجاد یک تفسیر جهادی از شرایط بعد از جنگ مؤثر باشد.

* به دوستان شهیدمان بی‌وفایی نکنیم

** با توجه به شرایط فعلی فرهنگی کشور نگاه شما به فرهنگ دفاع مقدس و رسالت مدیران انقلابی چیست؟

نباید ناامید شد، نمی‌خواهم بگویم به دوستان‌مان خیانت نکنیم، بلکه می‌خواهم بگویم نسبت به کسانی که در کنار شما شهید شدند بی‌وفایی نکنیم، باید با امید به پیش برویم، کشور نیاز به تجربه ایثارگران و مجاهدان دیروز دارد که بایستی تغییر و تحول در برنامه‌ریزی و مدیریت جامعه صورت پذیرد تا اینکه فضا برای بازتولید آن ارزش‌ها در جامعه به‌وجود آید؛ یعنی فضای اداری کشور متناسب با بازتولید فرهنگی دفاع مقدس شود.
ما تلاش داشتیم که سرچشمه را پیدا کنیم که برنامه‌ریزی و مدیریت کشور را تحت تأثیر خود قرار دهد تا بتوانیم فضایی را در اداره کشور حاکم کنیم که این فضا به سمت بازتولید ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس پیش رود، امیدوارم که مجلس و دوستانی که در دولت و قوای دیگر هستند عنایت بیشتری به تحقق چشم‌انداز 20 ساله داشته باشند و با خلق یک فضای اداری جدید یک بار دیگر ارزش‌های دفاع مقدس را بازتولید کنند.

** بسیار ممنون و سپاسگزاریم از اینکه فرصتی به ما دادید، برای جنابعالی و دیگر دلسوزان نظام آرزوی بهروزی می‌کنیم.

بنده هم برای شما و مسؤولان فرهنگی دفاع مقدس آرزوی توفیق دارم.



موضوع مطلب : لشکر 25 کربلا, لشکر ویژه دوران دفاع مقدس
کاربران شبکه‌های اجتماعی به‌قدری بمباران اطلاعاتی می‌شوند که دیگر تفکر نمی‌کنند؛ شبکه‌های مجازی با تعداد زیادی کانال ما را تنها می‌گذارند با مقدار زیادی از تکالیف مجازی که اثر تکالیف واقعی را دارند؛ شبکه‌های اجتماعی فرصت تفکر را ار ما گرفته‌اند ...

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ندای انقلاب:امروزه شاهد گسترش و توسعه روز‌افزون استفاده از اینترنت و فضای مجازی در خانواده‌ها خصوصاً جوانان و نوجوانان هستیم و طی سالیان اخیر شبکه‌های اجتماعی از رشد بسیار چشمگیری برخوردار بوده است.
در شرایط امروز، بررسی برخی آسیبهای فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی توسط کارشناسان امر به مسئله‌ای ضروری و غیرقابل انکار تبدیل شده است چرا که استفاده ناصحیح از فضای مجازی و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی باعث بروز و ظهور مشکلات عدیده‌ای برای خانوداه‌ها، جوانان و زوجین شده است و غرق شدن در فضایی «فانتزی» طیف گسترده‌ای از مردم را دچار سردرگمی و تشویش کرده است.
فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند پیامدهایی همچون ایجاد هویت دوگانه، آسیبهای جبران‌ناپذیر در روابط زوجین، سردرگمی، استرس، ناامیدی و یأس را در پی داشته باشد اما در عین حال کنترل و پیشگیری از بروز این آسیبها نیز امکان‌پذیر است.
به همین منظور برای بررسی علل و زمینه‌های گرایش خانواده‌ها و جوانان به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، مسئله ایجاد بحران هویت در نوجوانان، آسیبهای اجتماعی نشأت گرفته از فضای مجازی، خط قرمزهای آسیب‌شناسی در فضای مجازی و تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر ایجاد انحرافات جنسی در جامعه و ... میزبان برگزاری نشستی تخصصی با عنوان «بررسی آسیبهای اجتماعی در بستر فضای مجازی» در تسنیم بودیم.

بخش نخست این نشست باعنوان «شبکه‌های اجتماعی باعث توسعه «انحرافات جنسی» شده‌اند/ «خوشا به حال» والدینی که موفق به کنترل دسترسی کودکان خود شده‌اند»، بخش دوم نشست باعنوان «ابتلای زوجین به کنجکاوی مرضی به واسطه شبکه‌های اجتماعی/ یأس و ناامیدی دستاورد فضای مجازی» در تسنیم منتشر شد؛ در ادامه مشروح بخش پایانی این گفت‌وگو تقدیم مخاطبان ارجمند می‌شود.
*آقای دکتر مدنی، اشاره کردید که باید زنگ خطر زده شود؛ گاهی رسانه‌ها، زنگ خطر را می‌زنند اما در جامعه تکنولوژی‌زده ما، هنگامی که در رسانه مضرات شبکه‌های اجتماعی اعلام می‌شود، بسیاری از افراد به دلیل اینکه در این فضا غرق شدند، نمی‌پذیرند؛ از سوی دیگرآقای دکتر شما می‌توانید به سرعت در یک مقطع زمانی از این فضا جدا شوید اما طیف وسیعی از مردم نمی‌توانند این فضا را رها کنند و از آن دل بِکنند، در این موارد چه باید کرد؟
دکتر حریرچی: برای این کار دو اقدام می‌توانم انجام دهم، اگر نیاز به سرگرمی دارم به دنبال سرگرمیهای دیگر می‌روم و خود را در شبکه‌های اجتماعی سرگرم نمی‌کنم، اگر به موسیقی علاقه دارم، موسیقی گوش می‌دهم و اگر علاقه به پیاده‌روی دارم، پیاده‌روی می‌کنم. 

* آیا آگاهی شما نسبت به مخاطرات شبکه‌های اجتماعی در انجام این کار به شما کمک نکرده است؟

دکتر حریرچی: بله همین‌طور است و من در عمل نیز دیده‌ام که باید به این پیامها جواب داده شود و جواب نیز جواب می‌آورد البته من از شبکه‌ها استفاده صحیح هم می‌کنم و بسیاری از پایان‌نامه دانشجویان را از همین راه دریافت می‌کنم و خیلی خوب است و شکی در ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آن نیست.

گرفته شدن فرصت تفکر توسط شبکه‌های اجتماعی

نکته دیگر این است که شبکه‌های اجتماعی فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته است؛ زمانیکه من کتاب مطالعه می‌کنم می‌توانم مدام درباره آن فکر کنم و یک جوان نیز در حد خود می‌تواند همین‌ کار را انجام دهد اما فضای مجازی این فرصت را گرفته است و بمباران اطلاعاتی و فورواردها "Forward" را درخصوص یک مسئله‌ِای که اتفاق می‌افتد افزایش داده است، به عنوان مثال در سال گذشته برای حجاج و قضیه جنایت سعودیها چندین یادداشت در جاهای مختلف داشته‌ام با این عنوان که سعودیها خادم حرمین نیستند، مالک حرمین هستند؛ برای این مسئله در فضای مجازی دو دسته نظر داده شده بود، یکی این بود که شما دارید تفکرات ضد عربی و اقلیتی را افزایش می‌دهید، نظرهای دیگر هم این بود که چشمتان کور و دندتان نر که میروید آنجا، پیرزنی که گاو خودت را فروخته‌ای و پولش را در جیب سعودیها ریخته‌ای و ... ؛ من مجبور شدم پاسخ دهم که اصلا تو چه کاره هستی که می‌خواهی برای آن پیرزن تصمیم بگیری؟ دوس دارد برود و وظیفه شرعی اوست؛ شبکه‌های اجتماعی این تخریبها و فضاسازیها را نیز به وجود می‌آورد.
دکتر مدنی: در فضاسازی ایجاد شده، شما باید دفاع کنید و اگر این کار را نکنید بقیه گمراه می‌شوند.
دکتر حریرچی: بله، باید دفاع کنی و این یکی از دلایلی بود که خودم از این فضا فاصله گرفتم. 

* حجم 90 درصد از این فضا را نیز همین مطالب گرفته است.

دکتر حریرچی: پس ما مجبور می‌‌شویم که مطلب تولید کنیم زیرا من اصلا به فوروارد اعتقاد ندارم، زمانی هم که مطلب تولید می‌کنیم باید زمان بسیاری را صرف تولید کنیم و زمانی که تولید می‌کنیم مجبور هستیم گاهاً بعضی موارد را زیر سؤال ببرم، مثل همان مسئله نظرها درباره حجاج و ...
در اینجاست که با این جواب، من به‌عنوان یک آدم مرتجع شناخته می‌شوم، عیب ندارد شناخته شوم چون من چیزی را نمی‌خواهم به بقیه ثابت کنم،‌ اگر به خودم ثابت کنم بسیار مهمتر است اما شبکه‌های اجتماعی به این شکل یک نوع تخریب ایجاد می‌کند و از طرفی هم تحلیل ارائه می‌دهد و یک سری اطلاعات به کاربران می‌هد و توجه‌ای به این نمی‌کند که آیا مخاطب ظرفیت آن را دارد؟ آیا از لحاظ سنی می‌تواند آن را تحلیل کند‌؟ 

* همان‌طور که گفتید، شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از مواقع به واسطه حجم انبوه اطلاعاتی که در هر لحظه به کاربر می‌دهد، عملاً فرصت تفکر را می‌گیرد و مخاطب را مجاب می‌کند که بپذیرد.

دکتر حریرچی: دقیقاً؛ کاربران به‌قدری بمباران اطلاعاتی می‌شوند و مطلب دریافت می‌کنند که درباره آنها دیگر تفکر نمی‌کنند، برخی اوقات من از روی عصبانیت در بعضی از این گروه‌ها، می‌گویم که آیا این مطلبی را که به سرعت فوروارد کردی اصلاً یک‌ بار خوانده‌ای؟ آیا چند دقیقه تأمل کرده‌ای که مثلاً چاپلین و ... فلان حرف را زده‌اند؟!
دکتر مدنی: حتی اگر کپی کرده است حداقل یک خط از خودش بنویسد.
دکتر حریرچی: بله! از خودش بنویسد، روی مطلب کامنت بدهد و جرئت کند بنویسد، کاربران فضای مجازی کم می‌نویسند، نوشتنها، مختصر شده به عزیزم،‌ جیگری،‌ ناناز و ... ؛ من می‌خواهم این را بگویم که کسانی که عضو این شبکه‌ها هستند عمدتاً هیچ تولید و کامنتی ندارند نظری نمی‌دهند.
دکتر نبوی: البته آقای دکتر در فضای مجازی شبکه‌های خیلی خوب هم وجود دارد.
دکتر حریرچی: بله؛ منظور من شبکه‌هایی است که اکثر جوانان ما در آن فعالیت دارند، شبکه‌هایی که درباره تغذیه، سلامتی و ورزش مطلب می‌گذارند وجود دارند اما اینها سرگرم‌کننده نیستند؛ مطالبی که در آن می‌گویند که مثلا نمک کم مصرف کن، در روز ورزش کن و ... دارای جاذبه نیستند و مخاطب آنها را انجام نمی‌دهد پس این مطالب فوروارد نیز نمی‌شوند.

در صورت تغییر باور، رفتار نیز تغییر می‌کند

ما یک چیزی داریم که به آن «کپ» می‌گوییم یعنی برای اینکه تغییری دائمی ایجاد کنیم ابتدا باید دانش و آگاهی را افزایش دهیم، این افزایش دانش باید در صورتی انجام شود که مخاطب فرصت داشته باشد نظر خود را بیان کند به‌عنوان مثال می‌گوید سیگار مضر است و فرصت به من داده می‌شود که بگویم نه! پدر بزرگ من 90 سال سن داشت و سیگار می‌کشید و بسیار هم سر حال بود و بعد از‌ آن جواب داده شود که بسیاری از جوانان هستند که در سن 30 یا 40 سالگی به خاطر سیگار چه مریضیهایی گرفته‌اند، اگر این اتفاق روی ندهد، باور من تغییر نمی‌کند و زمانیکه باور من تغییر کرد در نتیجه رفتار من تغییر می‌کند پس ما در زمینه فضای مجازی دانش مردم را نسبت به مضراتی که این فضا می‌تواند داشته باشد بالا ببریم و در کنار آن فواید فضای مجازی را هم بیان کنیم چون اگر یک طرفه و به‌صورت پند و اندرز بخواهیم این مسائل را بیان کنیم دیگر کسی گوشش به این حرفها بدهکار نیست.

ایجاد فرصت صحبت کردن با فرزندان توسط والدین

والدین باید فرصتی ایجاد کنند تا فرزندان با آنها صحبت کنند، والدین امروزه با فرزندان خود گفت‌وگو نمی‌کنند، گفت‌وگو یعنی اینکه والدین اجازه دهند فرزندان نظر خود را در مقابل اطلاعاتی که از سمت والدین دریافت می‌کنند، بیان کنند،‌ اگر این اتفاق افتاد می‌توانیم یک رفتار دائمی را تغییر دهیم،‌ رفتاری که ناپسند و مضر برای حال فرد است.
دکتر مدنی:شبکه‌های مجازی با داشتن تعداد زیادی از کانالهای محتوایی ما را تنها می‌گذارند با مقدار زیادی از تکالیف مجازی و تکالیف مجازی نیز اثر تکالیف واقعی را برای ما دارند و باعث ایجاد استرس می‌شود یعنی اهداف ما گسترده می‌شود اما از واقعیت دور است؛ ما در مشاوره نیز می‌گوییم «کسانی دچار استرس هستند که خود را مکلف به اهدافی کرده‌اند که بیشتر از توانایی خودشان است» مثلاً می‌گوید من می‌خواهم پزشک شوم در صورتی که به زیست‌شناسی علاقه ندارم؛ شبکه‌های اجتماعی نیز به ما گزینه‌های زیادی می‌دهد تا فقط بطلبیم در صورتی که تنها هستیم، پس ما را دچار سردرگمی می‌کند، در این مرحله به یک روانشناس نیاز داریم تا این موارد را خنثی کند و بگوید که اصلاً هدفمان این نیست و تعارض در اهداف است.

تبدیل شدن مخاطبان شبکه‌های اجتماعی به «آزمودنیهای غیرداوطلب»

ما از روشهای نوین استفاده می‌کنیم و نتایج سنتی مثل تعهد، دوستی، صمیمیت و معرفت می‌خواهیم؛ ما با شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌ایم به «آزمودنیهای غیر داوطلب» که به‌صورت داوطلبانه دارند از ما استفاده می‌کنند و چه بسا 100 سال آینده،‌ نتیجه عمر کوتاه ما، روابط گسسته شده و ... منجر به نتایجی شده باشد که به صورت علمی در اختیار نسلهای آینده قرار گیرد، اگر این مسائل به مردم گفته شود زمانی که تلفن همراه را با هیجان در دست می‌گیرند با کمی تردید و دقت بیشتر از آن استفاده و حضور خود را مدیریت می‌کنند؛ در مشاوره‌ها می‌گوییم تخم شک را جایی که باید کاشت، می‌کاریم و شکی که در رابطه با شبکه‌های مجازی باید انداخته شود همین است که شاید ما موشهای آزمایشگاهی‌ برای نسلهای آینده هستیم و آیا ما می‌خواهیم نسل سوخته باشیم یا نه؟!
دکتر حریرچی: این شبکه‌های اجتماعی فرصتی برای فرافکنی‌ها است.
دکتر مدنی: شرکتهای اندروید،‌ گوگل و یاهو پایگاهی هستند که اطلاعات ما را با تعداد آزمودنیهای N برابر است با کل جهان جمع‌آوری می‌کنند؛ من یادم است که در گذشته می‌گفتند که بیاید در دبی چشمهایتان را آزمایش کنیم و من بسیار ناراحت شده بودم که دارند برای ایرانیها دیتا بیس "Data Base" درست می‌کنند اما در حال حاضر دیتا‌بیس تمام ما و حتی موقعیت مکانی که در ‌آن هستیم را دارند.
به طور مثال شرکت سامسونگ در گوشیهای جدید خود، قفل صفحه آن با چشم باز می‌شود یعنی دیگر لازم نیست افسر پلیس آمریکایی از شما بخواهد که آزمایش شوید و شما احساس حقارت کنید، فرد با افتخار می‌رود پول می‌دهد تا آزمایش چشم خود را با تلفن همراه انجام دهد، این اطلاعات کجا می‌رود و در اختیار چه کسانی است؟

زنگ خطر استفاده از فضای مجازی باید توأم با امید باشد

این یک مثال امنیتی بود و در حال حاضر که بنیاد خانواده‌‌ها از هم گسسته می‌شود، اتفاقی که به صورت رایگان رخ داده است، واقعا خوب است بعضی وقتها این شَکها را به جان افراد بیاندازیم چون باعث می‌شود آگاهانه‌تر با این مسائل برخورد کنند؛ این زنگ خطرها باید توأم با امید و روش باشد به‌عنوان مثال افرادی که پولدار هستند اما از موبایل استفاده نمی‌‌کنند، در خاطر دارم که زمانی بیل گیتس را به تلویزیون آورده بودند و در برهه‌ای بود که همه علاقه داشتند مثل او بشنوند،‌ زمانی که این شخص گفت در کیف من کارت اعتباری وجود ندارد و اعتقادی به آن ندارم،‌ مردم باور نمی‌کردند، این موضوع برای من آموزنده بود که بیل گیتس به آن ثروت در کیف خود کارت اعتباری ندارد و حتی می‌گفت از تلفن همراه استفاده نمی‌کنم، موارد مشابه بیانگر این هستند که بدون چنین وسایلی نیز می‌توان موفق شد.

ایجاد نیازهای کاذب با استفادت از فضای مجازی

اکنون فضایی به‌وجود آورده‌اند که فرد می‌گوید اگر از این وسایل استفاده نکنم، بسیار عقب می‌مانم، بدبخت و بیچاره می‌شوم؛ در صورتی که این یک توهم است و عقب ماندگی حاصل نمی‌شود و این فقط یک نیاز کاذب است که برای مردم به وجود آورده‌اند و منجر به یأس و ناامیدی کاذب نیز می‌شود.
دکتر حریرچی: بله نیاز کاذب به‌وجود می‌آورده‌اند؛ مدتی قبل به ایتالیا رفته بودم، صف کتاب‌فروشیها بسیار شلوغ بود و تمام آنها جوان بودند، در مترو همه مشغول مطالعه کتاب بودند به جز کسانی که احتمالاً مسافر بودند، در آنجا شخصی حق ندارد داخل مترو با صدای بلند با تلفن همراه صحبت کند زیرا با این کار حق دیگران را ضایع می‌کند؛ زمانی در کشور خودمان سوار یک اتوبوس شدم که یک آهنگ تند پخش می‌کرد و من به راننده تذکر دادم، راننده گفت اگر دوست نداری پیاده شو، گفتم پیاده نمی‌شوم و یقه تو را هم می‌گیرم زیرا من دوست ندارم این آهنگ را گوش دهم و این نیز حق من است؛ ‌گفت برو با ماشین شخصی خودت بیرون بیا‌، گفتم من می‌خواهم از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنم و مقابل کار اشتباه تو نیز می‌ایستم.

مطالعه کتاب و روزنامه در اماکن عمومی در کشورهای غربی

در کشورهای غربی در پارکها کتاب یا روزنامه مطالعه می‌کنند اما در پارکهای ما چگونه است؛ می‌گویند برویم پارک، وقتی می‌رویم پارک پدر، مادر و فرزندان تلفن همراه خود را در دست می‌گیرند و مشغول می‌شوند،‌ به فرزندان می‌گویند برو در زمین‌بازی،‌ بازی کن و بعد از مدتی که گذشت، فرزند هم در یک کنجی مخفی می‌شود و با تلفن همراه خود بازی می‌کند.
دکتر نبوی: من چند مصداق از زمانیکه مسئول کلینیک روانشناسی بودم بیان می‌کنم چون اکثر پرونده‌ها را بررسی می‌کردم، در آن زمان یک زن و شوهر که از اهالی جنوب شهر، دارای زندگی خوبی و سرآمد اقوام بودند، بعد از مدتی که وضعشان بهتر می‌شود یک ماهواره می‌گیرند و این ماهواره سرآغاز مشکلات آنها شده بود و برای مشاوره طلاق آمده و هر دو متعجب بودند که چرا به این مرحله رسیده‌اند؛ در یک مورد دیگر یک زوج مذهبی بر اثر دیدن فیلمهای مستهجن در یک رابطه ضربدری قرار گرفته و دچار عذاب وجدان شده بودند، پایه زندگی ایرانیها، مذهبی است اما بر اثر دیدن این فیلمها و برخی رخدادهای دیگر دچار هیجاناتی می‌شوند که منجر به بروز این اتفاقات می‌شود؛ مصداق دیگر همسر نماینده یک خبرگزاری اروپایی در ایران بود، این شخص با اینکه شوهر داشت اما دارای چند دوست پسر هم بود.

داشتن فرزندان خوب با عدم استفاده از ماهواره

یکی از اساتید بزرگ دانشکده ما می‌گوید اگر می‌خواهید فرزندان خوبی داشته باشید، سایه آنتن ماهواره هم نباید روی بام خانه‌های شما بیاید؛ تمام حرفهایی که ما اینجا زدیم یک حلقه مفقودی دارد که آن افزایش آگاهی خانواده‌ها است؛ اینکه مقام معظم رهبری سیاستهای کلی خانواده را ابلاغ می‌کنند یعنی یک نیاز بسیار مهم در جامعه ما وجود دارد و وظیفه ما است که به خانواده‌ها آگاهی بدهیم.
سالهای گذشته یک طرحی را در وزارت خانواده ارائه داده بودم و به چند نفر نیز آن را نشان دادم؛ آقای دکتر حریرچی گفتند که والدین با یکدیگر گفت‌وگو نمی‌کنند، چه کسی باید این موضوع را به آنها آموزش دهد؟ کدام سازمان و نهاد عهده‌دار این وظیفه است و باید به والدین آموزشهای لازم را بدهد. 

*- از مقتضیات زندگی امروزه این است که پدرها زمان بسیاری را در خانه نیستند و زمانی هم که به خانه می‌آیند، وقت خود را با گوشیهای هوشمند و فضای مجازی می‌گذرانند؛ زمانی که سرانه مفید حضور پدر در خانواده دو ساعت است آیا این دو ساعت را باید در شبکه‌های اجتماعی غرق شوند؟

دکتر نبوی: دقیقاً همین‌ طور است و خواهش من این است که طرح ایجاد «وزارت خانواده» را با صدای بلند رسانه‌ای کنید.
دکتر مدنی: یک مستند کوتاهی به نام «رو به قبله» دیدم که از فیلمهای جشنواره عمار و بسیار آموزنده بود؛ داستان این فیلم درباره خانواده‌ای بود که یکی از والدین قصد نصب ماهواره داشت و دیگری مخالف بود، در این فیلم که کمدی آموزشی بود، زمانی‌که پدر می‌رود تا ماهواره را نصب کند، به طور اتفاقی درب پشت‌بام بسته و در بام گرفتار می‌شود و پس از آن خجالت می‌کشد و در نهایت از نصب ماهواره منصرف می‌شود.
دکتر حریرچی: اعتقاد دارم که براساس پژوهش باید مصادیق را بیان کرد و نقطه مقابل مضرات آن نیز گفته شود به‌عنوان مثال می‌تواند بگوید که برنامه‌های تلویزیونی شما نیز در واقع برنامه رادیویی است؛ برنامه‌های تلویزیونی ما چه برنامه مفیدی دارد که حالا می‌گویند برنامه‌های ماهواره را نگاه نکنید، تلویزیون باید فضاهای خالی خود را بشناسد و اجازه دهد توپ در زمین مردم باشد؛ مسئولان مملکت و صداوسیما نیز مسئول هستند و باید حقی را برای مردم اختصاص دهند، باید حق خوش بودن و حق تفریح سالم برای مردم تعریف کنند، تفریح سالم یعنی چه؛ وقتی تعریف تفریح سالم بیان شود، خود به خود تفریح مخرب مشخص می‌شود اما ما می‌گوییم یک تفریحی مخرب است در حالی که نمی‌توانیم بگوییم کدام تفریح سالم است، منظور من از سلب و ایجاب که بیان کردم همین مورد است.

استفاده 70 درصد ایرانیان از ماهواره

60 تا 70 درصد از ایرانیان ماهواره نگاه می‌کنند و برخی از آنها می‌گویند که به‌دلیل شنیدن اخبار صحیح، ماهواره نگاه می‌کنند چون تلویزیون ایران اخبار درست را نمی‌گوید، تمام جهان در سختی هستند و فقط ایران خوشبخت است به‌طوری که خودمان هم خبر نداریم؛ یک نفر با ماشین به دو نفر زد و یکی از آنها مرد، آن فردی که زنده مانده بود شروع به فریاد زدن کرد و راننده گفت چه خبر است، ببین او مرده است اما صدایش نیز در نمی‌آید.

استفاده از شبکه‌های اجتماعی به منظور پر کردن تنهایی

یکی از دانشجویان دانشگاه علامه تحقیقی انجام داد درباره اینکه چند درصد از دختران این دانشگاه از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، در آخر به این نتیجه رسید که اکثر جمعیت دختران دانشگاه از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و به این وسیله تنهایی خود را پر می‌کنند؛ آیا تنهایی را از راه دیگری نیز ‌می‌توان پر کرد؟

ایجاد خوشیهای دست جمعی

بله! در صورتی که فرصتهای آن وجود داشته باشد؛ خوشی، دست جمعی بودنش ارزش دارد اما ما جلوی خوشیهای دست‌جمعی را گرفته‌ایم اما منظور من ابتذال نیست و سکس پارتی،‌ کوک پارتی و ... در شأن جامعه ما نیست و باید به‌جای شناخت آسیب‌دیده، زمینه‌های آسیب را بشناسیم.
افراد دانشگاهی‌، اصحاب رسانه و ... باید دست به دست هم بدهیم و در درجه اول مسئولان و سپس والدین را بیدار کنیم،‌ به این ترتیب جوانان به نقطه قابل قبولی می‌رسند.
دکتر مدنی: من دوست دارم که جامعه ما به یک سری از مسائل حساس شود و همان‌طور که گفتید همزمان به علت و معلول توجه کنیم که باید در قالب همان آزادی متناسب با آگاهی باشد؛ نمی‌دانم چرا به آن جمله‌ای که گفتید ایرانی‌ها حق خنده، شادی، تفریح و ... دارند، حساس شدم، به اینکه در این‌باره ایراد گرفتید حساس شدم. 

* لطفا کمی بیشتر توضیح دهید.

دکتر مدنی: شاید تعجب کنید اما وقتی از من پرسیده می‌شود که مشکل اصلی در ایران چیست؛ می‌گویم «آزادی مفرط»، تعجب می‌کنند و می‌گویند منظورت از آزادی چیست؟
اینکه کسی شکایت خود را علنی فریاد می‌زند به این خاطر است که می‌خواهد آرامش داشته باشد؛ به بانک رفته بودم و یک شخصی مقدار زیادی پول در دستش بود و به نظر می‌رسید که قصد دارد به خارج از کشور برود چون تمام پول خود را به صورت نقد دریافت می‌کرد، شروع به فریاد زدن کرد که این چه مملکتی است، هیچ ارزشی ندارد، می‌خواستم بگویم یک مقداری از این پول را که ارزش ندارد به من بده؛ ببخشید اگر مدام می‌گویم خارج اما در خارج شخصی اگر بخواهد خودکشی کند یک صدا خفه‌کن روی اسلحه خود می‌گذارد تا در لحظات آخر مزاحم همسایه خود نشود و حق همسایه‌اش نیست که اذیت شود؛ در ایران ما سالم هستیم اما شروع می‌کنیم به شکایت کردن و غر زدن که آزادی و ... نیست! 

* آقای دکتر این مسئله در جامعه ما به یک فرهنگ تبدیل شده است، این فرهنگ به نظر شما از کجا آمده است؟جامعه ایرانی که به نعمتهای اطراف خود از قبیل امنیت، محبت موجود در خانواده‌ها و ... توجه نمی‌کند و داشته‌های خود را نمی‌بیند اما نداشته‌های توهمی خود را بزرگ می‌کند و آن را به افراد دیگر القاء می‌کند و بر سر آنها می‌زند؛ این فرهنگ از کجا نشأت گرفته است؟

دکتر مدنی: این مسئله خود ریشه فرهنگی دارد و می‌تواند نشأت گرفته از برداشت غلط نسبت به برخی موضوعات باشد؛ دلیل برخی افراد که آنها را می‌شناسم و دارای نعمتهای فراوانی هستند اما باز هم شکایت دارند این است که فکر می‌کنند مردم چشمشان می‌زنند و جلوی نعمتشان گرفته می‌شود، پرهیز از چشم خوردن و ... است؛ اگر جامعه‌شناسان، فرهنگ شناسان و مردم‌شناسان بیایند و تحقیق کنند چه بسا دلیل این مسئله را پیدا کنند و باید این مسائل برای تمام مردم گفته شود؛ گاهی نیز به اشتباه و با برداشت غلط قصد تواضع، دوری از ریا و ... دارند.
دکتر حریرچی: ما یاد گرفته‌ایم که دیگران را در خوشیهای خود سهیم نکنیم و همیشه خودمان را بدبخت جلوه دهیم؛ من اگر در همین‌جا با مادرم تماس بگیرم و بپرسم مادرجان حالت چطور است؛ با صدای دردناک می‌گوید که بد نیستم البته برایش توضیح داده‌ام که اگر به این شکل صحبت کنی یعنی ناشکری می‌کنی و همیشه وضعیت بدتری هم وجود دارد، پس از آن که برایش توضیح دادم دیگر می‌گوید خداروشکر، خدا به من لطف کرده که فرزندانی مثل شما به من داده است.
مادرخانم من که چند روز گذشته سالگرد ایشان بود، در زمان حیاتش، من و همسرم برایش پرستاری می‌کردیم؛ همسرم می‌گوید یک روز با مادرم تماس گرفتم و دیدم که احوال‌پرسی عجیبی می‌کند، وقتی از او پرسیدم گفت من فکر کردم خاله تو است که به این شکل صحبت کردم یعنی اگر خواهرش بود احوال‌پرسی می‌کرد اما چون فرزندش است مظلوم‌نمایی می‌کند.

ادامه مطلب...




موضوع مطلب : بررسی آسیبهای اجتماعی در بستر فضای مجازی
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 684
  • بازدید دیروز: 3272
  • کل بازدیدها: 9454543