سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
به گزارش عماریون به نقل از گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، علی رغم هشدارهای پیاپی باشگاه خبرنگاران جوان در خصوص نفوذ خزنده جریانی وابسته به ناتوی فرهنگی غرب  در مراکز آموزشی و ادبی کشور متاسفانه شاهد هستیم این تشکل فعال در فتنه 88 اکنون با استفاده از امکانات آموزشی شهر تهران آن هم به طور رایگان در حال جذب و فعال کردن حلقه اجتماعی خود است.

این حلقه به اصطلاح ادبی  خود را در فضای مجازی با عنوان گروه " ما شرّیم " معرفی می کند.  با کمپین‌هایی در شبکه‌های به اصطلاح اجتماعی اثر موهن خواننده مرتد و هتاک به امام هادی  (ع) را تبلیغ می‌کند و با قانون شکنی و فریب ماموران انتظامی در هیبت مردان در استادیوم های ورزشی حضور پیدا می کند تا راهکارهای  دستگاههای جاسوسی غرب برای مبارزه با فرهنگ اسلامی ایرانی را تاثیرگذار تر از آنان در داخل کشور پی گیری کند.

این حلقه در بیرون فضای مجازی با حضور در کافی شاپ های شهرتهران و برگزاری میهمانی های مختلط در شهرهای دیگر برای اقدامات خبیثانه خود برنامه ریزی می کند. همه میهمانی های مختلط آنها بدون رعایت مسایل اخلاقی صورت می پذیرد که تصاویر آن برای جذب نیروهای بیشتر برای گروه " ما شرّیم " در شبکه های اجتماعی نیز منتشر می شود.

"مهدی موسوی" به همراه "فاطمه اختصاری" که خود را شاگرد" موسوی" می داند ، حلقه ای را در بین اهالی علاقمند به شعر(البته به اصطلاح شعر) مدیریت می کنند که در شبکه های اجتماعی فیلتر شده به تبلیغ بی بند و باری جنسی و انحرافات اخلاقی و تولید اشعار سیاسی در حمایت از فتنه گران مشغولند.
دختری دیگری هم در این حلقه با اسم مستعار" ناهید " حضور دارد که خواننده زیر زمینی است و با گسترده ارتباطی در شبکه های غیرقانونی چون فیس بوک برای کلاسهای دایر شده در فرهنگسرایی درشهر تهران عضو جدید و فعال جذب می کند و سروده های دوستانش را تبدیل به آهنگ کرده و به پدر خوانده گروه یعنی مهدی موسوی تقدیم می کند.

"مهدی موسوی"   نقش پدر خوانده این حلقه را برعهده دارد . وی خود را بنیانگذار غزل پست مدرن و جنبش شاعران پیرو پست مدرنیسم در ایران می داند. وبلاگ او از وبلاگهای فعال در پرشین بلاگ و بلاگفا بوده است.او بعد از شکست فتنه 88 و در حمایت از جریان اعتراضی ضد نظام وبلاگش را می بندد؛ اما بعد از شش ماه دوباره به نوشتن می پردازد. بسیاری از کتاب‌های او توسط وزارت ارشاد برای چاپ در ایران نامناسب تشخیص داده شده و ممنوع می‌باشند .خود وی در مصاحبه با یک روزنامه می گوید : "چند تا کتاب چاپ کرده ام که نصفشان بدون مجوز بوده است"!

پدرخوانده حلقه " ما شریم " با ارائه سه کتاب که بدون مجوز چاپ شده در نمایشگاه کتاب امسال و سفر به شهرهای مختلف ایران نظیر کرج ، تهران، شاهرود، مشهد و ... به منظور گسترش حلقه ابتذال به ایجاد کارگاه‌های شعر و داستان در این شهرها مشغول بوده و متاسفانه هنوز فعالیت های ضد دینی و فرهنگی او در کنار تبلیغات منفی او علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد.در کنار این اقدامات موسوی کارگاهی را نیز با عنوان کارگاه مجازی آنلاین برای جذب نیرو فعال کرده است .
بر اساس اطلاعاتی که خبرنگار وبگردی باشگاه خبرنگاران لاز وبلاگ موسوی به دست آورده است، این فرد از سال 89 به همکاری با خواننده مرتد مشغول بوده است. در آخرین آلبوم خواننده مرتد سه اثر از وی دیده می شود که از آنها میتوان بعنوان سخیف ترین و مستهجن ترین ترانه های فارسی نام برد. ترانه هایی که با تولید کلیپ برای آنها و انتشار در فضای مجازی، رفتارهای جنسی غیرمتعارف ، همجنس بازی ، مصرف مشروبات الکلی ، بی بند و باری و رذائل اخلاقی دیگر تبلیغ می شود.
وی با اظهار برادری با خواننده مرتد و در تأیید و تبلیغ اثر مبتذلش می گوید : " خبر خوب این روزها انتشار آلبوم خواننده ی محبوب «شاهین نجـفی» است. باعث خوشحالی و مسرّت است که لطف برادر عزیزم شامل من هم شده و سه شعر از من را در این آلبوم قرار داده است. از دور، دست همه ی آنهایی را که با همکاری در به وجود آوردن این آلبوم، بهترین لحظات این روزهایم را ساختند می بوسم و می گویم: متشکرم! " وی با اظهار تاثر از عدم حضور شاهین نجفی در عکس های دسته جمعی شان در یکی از کافی شاپ های تهران آرزو می کند که روزی وی را در تهران در آغوش بکشد!



"موسوی" همچنین هر ساله در روز منحوس تولد خواننده مرتد شعری را برای او سروده و تقدیم به برادر عزیز مرتدش می‌کند! که همه گی برگرفته از اجراهای سخیف خواننده مرتد است .وی همچنین با بوسیدن دست طراح جلد اثر بی شرمانه خواننده هتاک به اعتقاد دینی ایرانیان که با اکانت گروهی " رضا احمدی پیج " فعالیت می کند از به روز بودن صفحات مستهجنش در فیس بوک اظهار خوشحالی و تشکر می کند!
فاطمه اختصاری نیز که خود را فعال حقوق زنان می نامد بهمراه مهدی موسوی  اغلب  نوشته های غیر اخلاقیشان مورد پسند و استقبال رادیو زمانه (رادیو سازمان سیا) و دیگر سایت های ضد انقلاب است ، به طوریکه هر از گاهی با انتشار یک نمونه از کارهایشان به تبلیغ رسانه ای آثار این دو می پردازند.این شاعره مبتذل نویس  شاهین نجفی را در حالی خواننده عزیزش خطاب می کند که ترانه این خواننده هتاک در کنار همجنسگرایان در وبلاگ و صفحه گوگل پلاسش تبلیغ می شود!
برخی از این اطلاعات در گذشته توسط این رسانه به مسئولان امر در حوزه های فرهنگی گوشزد شده بود و آنچه که جای سوال بسیار و پیگیری دارد در اختیار  قرار دادن امکانات آموزشی شهر تهران برای چنین حلقه فتنه انگیزی
اطلاعات بعدی از حلقه داخلی حامیان خواننده موهن با ذکر دقیق مکان، زمان و نام کسانی که به وی مجوز فعالیت داده‌اند و اسامی عناصر همکار وی در هر مرکزی که با وی همکاری دارند قید خواهد شد.




موضوع مطلب : ورزشی
یکشنبه 91 مهر 30 :: 11:17 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

علامه طباطبایی اعتقاد دارد که فقط دین اسلام دارای حقانیت است، اما دربارة سایر ادیان،ایشان با استناد به آیات قرآن به این نتیجه می‌رسند که پیروان سایر ادیان، در صورتی که جهل و ناآگاهی آنها از روی قصور باشد نه از روی تقصیر، اهل نجات‌اند.
فرزانگان امیدوار از عماریون:یکی از مسائلی که دربارة تعدد ادیان مطرح است نجات و رستگاری پیروان آنهاست. در این باره سه دیدگاه انحصارگرایی، شمول‌گرایی، و پلورالیسم یا تکثر‌گرایی ادیان مطرح شده است. براساس دیدگاه نخست، فقط یک دین بر حق وجود دارد و پیروان همان دین نیز اهل نجات و رستگاری‌اند، براساس دیدگاه دوم نیز فقط یک دین بر حق وجود دارد، اما پیروان سایر ادیان نیز اگر رفتار و کردارشان متناسب با آن دین بر حق باشد نیز اهل نجات‌اند، اما خاستگاه دیدگاه سوم در جهان مسیحیت به نیمة اول قرن بیستم باز می‌گردد؛ زیرا در آن زمان تحولاتی در جهان مسیحیت رخ داد که زمینه‌ساز به وجود آمدن این چنین نظریه‌ایی شد.
از جملة این تحولات عبارت‌اند از: رشد الهیات طبیعی و عقلانی، ظهور الهیات اعتدالی، هرمنوتیک شلایرماخر، تأکید بر تجربه‌های دینی و گسترش آموزه‌های لیبرال. این دیدگاه نخستین بار در جهان مسیحیت در دهه‌های اخیر توسط «جان هیک» مطرح گردید. او با بسیاری از غیر مسیحیان از جمله مسلمانان، هندوها و یهودیان همکاری داشت. این ارتباط سبب شد تا دربارة ادیان و مذاهب گوناگون داوری کند. و به همین سبب از جزمیت کلیسا در مورد غسل تعمید، سهم کلیسا در نجات افراد و سایر عقاید مسیحیت دست کشید و دین‌داران به ادیان گوناگون را بهشتی و سعادتمند دانست.
تحولی که زمینه‌ساز طرح نظریة جان هیک بود و در کلیسای کاتولیک اتفاق افتاد تساهل در امور دینی از سوی کاتولیک‌ها و مسیحی خواندن ادیان غیر مسیحی و تصریح به مسیحی‌بودن غیر مسیحیانی بود که زندگی خوب و پاکی داشته باشند، اگرچه تعالیم مسیح را نپذیرفته باشند. این نتیجة مفاد بیانیة شورای دوم کلیسای کاتولیک (1963 ـ 1965 م) بود.
جان هیک، نظریه‌پرداز پلورالیسم دینی، به این مقدار از قرابت میان ادیان اکتفا نکرد؛ زیرا این رویکرد مسیحیت را ملاک و معیار مقبولیت ادیان می‌خواند. بر این اساس حقانیت و سعادتمندی تمام ادیان و متدینان را با عنوان پلورالیسم دینی مطرح ساخت. بر اساس دیدگاه او تمام ادیان، مذاهب یا فرقه‌ها راه‌هایی معتبر برای رسیدن به خداوند هستند. در این نظریه‌ها، هیچ دینی بر ادیان دیگر ارجحیتی ندارد، اما در این نظریه چند نکته وجود دارد که آن را قابل نقد می‌نماید. آنچه در این مقاله موضوع بحث قرار گرفته، بررسی این دیدگاه بر اساس اندیشه‌های علامه طباطبایی است.
حقانیت ادیان
آیا تمام ادیان بر حق‌اند؟ نظر علامه طباطبایی(ره) دربارة آن چیست؟ از دیدگاه علامه مدعیات ادیان را می‌توان ارزیابی عقلانی کرد. ازآن‌رو که آموزه‌های ادیان بر مبنای فطرت انسان‌هاست و از‌آنجاکه یکی از معیارهای صدق گزاره‌ها انسجام و هماهنگی یک گزاره با باورهای بدیهی و عقلانی است، از دیدگاه ایشان دین اسلام در میان سایر ادیان از این مزیت برخوردار است.
ایشان در بحث از اسلام و سایر ادیان چنین بیان می‌کرده است که شخصیت آسمانی پیامبر(ص) را، که از سوی خداوند متعال برای راهنمایی و هدایت جهانیان مبعوث گردیده و کتاب آسمانی قرآن را که مجموعه سخنان خداوند و جامع کلیات تعالیم علمی و عملی و معجزه جاودانه اوست، برنامة زندگی صدها میلیون پیرو خود و مورد توجه همگانی بشر قرار داده است، باید یکی از عوامل مهم تحول و تکامل زندگی بشر به شمار آورد.
درست است که اسلام از وثنیت برهمایی، که تقریباً سی قرن یا بیشتر عمر دارد، و بودایی، که تقریباً بیست و پنج قرن یا بیشتر روزگار گذرانیده، و کیش مسیحی، که نزدیک به بیست قرن در جامعه بشری زندگی کرده، جوان‌تر است، به علت عقاید برهانی و قوانین اجتماعی و فردی مثبت نزد صدها میلیون انسان مقبول و محترم شمرده می‌شود. تعالیم اسلام مبتنی بر فطرت انسانی است و انسان را به سوی سعادت و کامیابی ویژة او با پیروی از روش و پیمودن راهی که خود نشان می‌دهد هدایت می‌کند.
پیامبر گرامی اسلام(ص)، برای توجیه دعوت خود، انسان طبیعی را (یعنی کسی که دارای طبیعت انسانی است و به شعور و ارادة خدادادی مجهز است و با افکار خرافی و تقلید آلوده نیست) متعلق دعوت قرار داده است؛ زیرا چنین فردی با نهاد خدادادی خود می‌فهمد که جهان با این عظمت و پهناوری و نظام متقن و مرتب، آفریدة آفریدگاری است که با هستی نامتناهی خود مبداء هر کمال و جمالی است و از هر زشتی منزه است و آفرینش جهان و جهانیان گزاف و بدون غایت نیست و روز واپسینی به دنبال دارد و اعمال نیک و بد انسان بدون بازخواست نخواهد ماند؛ در نتیجه روش زندگی خاص برای انسان باید وجود داشته باشد که این تصور را تأمین کند.
از‌آنجا‌‌که توجه دعوت در اسلام به سوی انسان طبیعی است، میان مادیت و معنویت روشی متوسط و معتدل انتخاب نموده است. این ویژگی یکی از شاهکارهای اختصاصی آیین آسمانی اسلام و یهودیت و مسیحیت است.آنچه از مذهب یهودی و کتاب مقدس آنها، تورات، به دست می‌آید، این دین هیچ گونه سر و کاری با معنویات انسانی ندارد و کیش مسیحی نیز براساس تصریحی که از حضرت مسیح نقل می‌شود سر و کاری با زندگی مادی این جهان ندارد و آیین‌های دیگر مانند برهمایی و بودایی، حتی مجوسی، مانوی و صائبی که کم و بیش با معنویات کار دارند راه معنویات را از راه زندگی مادی جدا کرده و رابطه را کاملاً قطع نموده‌اند.
فقط اسلام است که دینی حنیف (میانه‌رو) و بر فطرت انسانی استوار است و زندگی مادی و معنوی را که کاملاً با هم متضاد به نظر می‌آیند آشتی داده و با هم آمیخته است و انسان نیز راهی برای استکمال جز این ندارد.براساس آنچه گذشت روشن می‌شود که نظر علامه‌(ره) دربارة بر حق بودن ادیان این است که فقط اسلام بر حق است و در حقیقت ایشان به انحصارگرایی اعتقاد دارد.
رستگاری و نجات پیروان سایر ادیان
مسئلة دیگری که در رابطه با کثرت‌گرایی دینی مطرح می باشد، این است که آیا پیروان سایر ادیان نیز اهل نجات‌اند و به رستگاری می‌رسند؟دربارة این موضوع دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است؛ عده‌ای معتقدند که پیروان سایر ادیان، اگر عمل صالحی انجام دهند، اهل نجات خواهند بود؛ بعضی دیگر معتقدند که فقط پیروان دین اسلام اهل نجات‌اند‌ و پیروان ادیان دیگر عذاب خواهند شد. علامه طباطبایی(ره) با تکیه بر آیات قرآن معتقد است که پیروان سایر ادیان نیز می‌توانند اهل نجات باشند، به شرط آنکه نسبت به حق و حقیقت عناد نداشته باشند؛ زیرا آنچه ارزش دارد این است که شخصی در برابر حقیقت تسلیم باشد.
اگر کسی دارای چنین صفتی باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او پوشیده بماند و در این خصوص بی‌تقصیر باشد، او اهل نجات است. مسئلة دیگری که ایشان در این‌باره مطرح کرده این است که شفاعت خداوند در صورتی شامل حال افراد می‌شود که لیاقت داشته باشند، علل و اسباب آن را فراهم کنند و اعمالی انجام دهند که نزد خداوند پسندیده باشد. یکی از این شفعاء (شفاعت‌کندگان) اعمال صالح است که سبب رستگاری و نجات می‌گردد.
مطلب دیگری که در قرآن مطرح شده و مرحوم علامه‌(ره) در تفسیر از آن بحث کرده این است که در قرآن دو کلمه وجود دارد که به یک معناست. این دو کلمه عبارتند از: «صراط» و «سبیل». سبیل به معنای آن راه‌های فرعی است که به راه اصلی منتهی می‌شود و معنای صراط همان راه اصلی است که یکی بیشتر نیست.
به نظر علامه‌(ره) رابطة صراط مستقیم با سبیل الی‌الله مانند روح نسبت به بدن است، همان‌گونه که بدن دارای اطوار متفاوت است و روح با آن اتحاد دارد. راه‌های رسیدن به خدا متعدد است و صراط مستقیم با این راه‌ها اتحاد دارد. برای روشن شدن مطلب می‌توان این مثال را مطرح کرد که برای رفتن به نقطه‌ای یک راه اصلی بیشتر نیست، ولی راه‌های فرعی که از اطراف می‌آید متعدد هستند و بالاخره به آن راه منتهی می‌گردند.
همة ما انسان‌ها مانند کاروانی هستیم که در مسیر کمال در راه هستیم، ولی باید برای رسیدن به کمال نهایی از شاهراه اصلی عبور کنیم، با این حال ممکن است هر کدام از ما از یک راه فرعی خودمان را به آن راه اصلی برسانیم. اگر هر کس به وظیفة انسانی، اخلاقی و شرعی خود عمل کند، در حقیقت راهی را انتخاب کرده است که سرانجام او را به راه اصلی می‌رساند، گرچه راه‌ها در آغاز با یکدیگر تفاوت دارند.
بر همین اساس می‌توان گفت که پیروان سایر ادیان، اگر با حق عناد نداشته باشند و نسبت به حق و حقیقت تسلیم باشند و اعمال صالحی نیز انجام دهند، ولی به عللی حقیقت صراط مستقیم، که همان دین اسلام باشد، بر آنها پوشیده بماند و او در این قضیه مقصر نباشد، او اهل نجات است.
جمع‌بندی
از دیدگاه علامه مسئلة تکثر ادیان را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد؛ یکی از جهت حقانیت ادیان و دیگری از جهت رستگاری و نجات پیروان ادیان. دربارة جنبة نخست ایشان اعتقاد دارد که فقط دین اسلام دارای حقانیت است، اما دربارة جنبة دوم، ایشان با استناد به آیات قرآن به این نتیجه می‌رسند که ملاک در سعادت و رستگاری عمل صالح است، و پیروان سایر ادیان، در صورتی که جهل و ناآگاهی آنها از روی قصور باشد نه از روی تقصیر، اهل نجات‌اند.
قاسم اخوان نبوی
منبع: ماهنامه زمانه شماره 25 و 26




موضوع مطلب : دین و فرهنگ

مجری مشهور تلویزیون به دلیل بدقولی در ازدواج با دختر جوان دستگیر شد.
به گزارش فرزانگان امیدوار به نقل از سینماپرس، آقای «ف» مجری مشهور با شکایت یک دختر جوان دستگیر شده و این روزها در محاکم قضایی در انتظار تعیین تکلیف پرونده اش است.
این مجری حدود سه سال قبل طی مصاحبه با یک دختر خبرنگار، به او علاقمند می شود و طی برقراری رابطه با وی، به او قول می دهد دختر جوان را به عقد خود دربیاورد اما با گذشت سه سال او به این تعهد عمل نمی کند و همین مسئله سبب می شود تا این دختر خبرنگار با مراجعه به دادگاه از او شکایت کند.
امروز این مجری جوان با دستبند به دادگاه آورده شده بود تا به شکایت دختر جوان از او رسیدگی شود.




موضوع مطلب : فرهنگی

فرزانگان امیدوار-کامران غضنفری:عباس سلیمی نمین در این مورد می گوید :« تاریخ نشان داده که مهندس موسوی همیشه در میدانی عمل کرده که آقای هاشمی آن را طراحی کرده بود . به طور مثال ، برای پایان جنگ ، آقای هاشمی میرحسین را برای نوشتن نامه به امام ، جلو انداخت ».372
اما در مورد گزارش مسئولین سیاسی :«ماجرا از این قرار بود که سید محمد خاتمی ( وزیر ارشاد اسلامی که در عین حال ریاست ستاد تبلیغات جنگ را نیز بر عهده داشت ) ، در نامه ای به آقای هاشمی ، به نبود روحیه قوی در میان جوانان برای ادامه جنگ اشاره کرده بود» ! 337
محسن رضایی نیز با اشاره به نامه آقای خاتمی می گوید :« نامه آقای خاتمی حکایت از آن داشت که بسیجی ها و مردم به جبهه نمی روند و ما در جبهه نیرو کم داریم.» 374
امام خمینی نیز در بخشی از نامه 25 تیر 67 خود با اشاره به این نامه می فرمایند : «مسئولین سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید ، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است». 375
محمد حسن روزی طلب در مقاله ای با اشاره به این قضیه می نویسد: «محمد خاتمی که در طی هشت سال دفاع مقدس ، یک بار هم به 100 کیلومتری جبهه ها نرفته بود ، در نامه های مفصل از عدم حضور رزمندگان در جبهه ها سخن می گفت»! 376
قبلاً پاسخ این ادعّاها را دادیم که امت حزب الله هیچ گاه از حضور در جبهه ها امتناع نکردند و چنین ادعاهایی صرفاً ساخته و پرداخته ذهن بیمار برخی افراد مغرض بوده است .
حمید انصاری نیز در این رابطه اظهار می دارد :« مدتها قبل از پذیرش قطعنامه ، مکاتبات و جلسات مسئولان نظامی و سران قوا با امام وجود داشت . به صورت مشخص از آنچه به یاد دارم ، آقای مهندس موسوی ، آقای محسن رضایی و برخی دیگر از مسئولان سپاه و ارتش در این رابطه به امام نامه نوشتند . آقای هاشمی رفسنجانی نیز نامه مفصلی نوشتند ». 377
این نکته مهمی است که آقای هاشمی رفسنجانی برای آن که از خود هیچ رد پایی در تحمیل جام زهر به امام خمینی (ره) باقی نگذارد، در هیچ جا به آن اشاره ای نکرده است !
محسن رضایی طی مصاحبه ای در فروردین 1389 ، قسمت پایانی این سناریو را چنین توضیح می دهد : «آن زمان [فرمانده] سپاه نامه ای را برای آقای هاشمی رفسنجانی - و نه امام - تنظیم کرد ؛ زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود . در این نامه برای پیروزی در جنگ ، امکاناتی خواسته شده بود . آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت ، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه می گویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می گویند پول نداریم . شما تکلیف را روشن کنید . امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند ». 378
روند تحمیل قطعنامه به امام خمینی (ره)
روزنامه تایمز لندن در بهار سال 67 می نویسد : «آقای رفسنجانی که اخیراً به سمت جانشین فرمانده کل قوا منصوب شده ، در جستجوی راهی است که پیامی برای دولت انگلستان بفرستد ... رفسنجانی می کوشد به آیت الله خمینی قبل از مرگش بقبولاند که جنگ با عراق ، جنگ بیهوده ای است و اگر رفسنجانی بتواند به پیروزی های کوچکی در جبهه دست یابد ، به وی اجازه پایان جنگ داده شود ». 379
سردار علایی جریان ملاقات روز 27 خرداد 67 آقای هاشمی با امام خمینی را از زبان خود آقای هاشمی چنین نقل می کند :«به اتفاق رئیس جمهور و احمد آقا به خدمت امام رفتیم . وضع جبهه ها ، نیروها ، امکانات کشور و وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم . ایشان راه اول را انتخاب کردند ... به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی می خواهند که ما در شرایط فعلی کشور ، بودجه لازم را برای تهیه آنها نداریم . امام گفتند بروید از مردم مالیات بگیرید . به ایشان گفتم این کار را قبلاً کرده ایم و دیگر گرفتن مالیات بیشتر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود رسیده است (!!) امام گفتند خب استقراض کنید . پس از این مسئله به امام گفتم نیروهای مردمی به جبهه نمی آیند (!!) امام گفتند من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد می دهم . گفتم در کشور ارز نداریم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم (!) امام گفتند برای آن راهی پیدا کنید . بروید نفت پیش فروش کنید» . 380
از عبارات فوق مشخص می شود که قبل از آن که آقای محسن رضایی نامه دوم تیر ماه 67 خود را بنویسد و پیش از آن که دولت در تیرماه 67 اعلام کند که توان اداره جنگ از نظر اقتصادی را ندارد ، و نیز پیش از آن که خاتمی نامه عدم استقبال مردم از جبهه ها را بنویسد ؛ این موارد پیشاپیش از سوی آقای هاشمی رفسنجانی بیان شده بود !!
آقای هاشمی در یادداشت 31 خرداد 67 خود می نویسد :« با دکتر [حسن] روحانی در باره کیفیت ختم جنگ یا کیفیت جنگیدن با بسیج امکانات ، بحث طولانی داشتیم ». 381
یعنی آقای هاشمی علی رغم آن که امام حکم به ادامه مقاومت داده ، ولی باز هم به دنبال رایزنی با اشخاص مختلف برای منصرف کردن امام است .
ایشان در یادداشت 4 تیر 67 می نویسد : «در ساعت هفت صبح ، آقای محمد فروزنده ( رئیس ستاد کل سپاه ) اطلاع داد دشمن در طلائیه خط ارتش را شکسته و از پد خندق و پد شرقی جزیره [مجنون] از کمین عبور کرده و در خط درگیرند و تعدادی از مصدومان شیمیائی را به اهواز آورده اند ... برای اخذ آخرین نظریه به زیارت امام رفتم ؛ گفتند مقاومت تا آخرین حد ... عصر دوباره سران قوا در دفتر آقای موسوی اردبیلی جلسه داشت . قرار شد برای تکمیل حجت بار دیگر با امام مذاکره شود . با آقایان خامنه ای ، احمد آقا و موسوی اردبیلی به زیارت امام رفتیم . نماز مغرب و عشاء را با ایشان خواندیم . توضیحات لازم را در باره وضع جنگ و عواقب احتمالی ادامه جنگ دادیم . باز هم ایشان تأکید بر تداوم جنگ داشتند.» 382
همان گونه که ملاحظه می گردد ، آقای هاشمی علی رغم تأکید چند باره امام بر تداوم مقاومت و علی رغم حکم صریح چند باره ایشان ، باز هم به هر وسیله ای چنگ می زند تا از اجرای حکم امام شانه خالی کند و به هر صورتی هست ، ایشان را به سازش بکشاند .
ایشان در یادداشت 10 تیر 1367 نیز می نویسد: «عصر احمد آقا آمد. در باره راههای ختم جنگ مذاکره کردیم» !383
آقای حسن روحانی نیز در مصاحبه ای می گوید :
«شرایط ما به گونه ای بود که در اواسط تیرماه 1367 به مرحله خاصی رسیدیم . جلسات متعددی با فرماندهان نظامی در جبهه گذاشته شد که یک جلسه بسیار مهم در اهواز بود . آقای هاشمی در آن جلسه به عنوان فرمانده جنگ و من به عنوان رئیس ستاد قرارگاه خاتم الانبیاء و رئیس پدافند هوایی حضور داشتم . آقای هاشمی از فرماندهان در مورد نیازهایشان و این که آیا می خواهند جنگ را ادامه دهند یا خیر (!) ، صحبت کردند .آنها گفتند که ما می خواهیم جنگ را ادامه دهیم ولی امکانات می خواهیم ... بعد از آن جلسه ، من و آقای هاشمی به تهران برگشتیم . تصمیم آقای هاشمی این بود که اگر امام قصد پایان جنگ را داشته باشد (!) خودش به عنوان جانشین فرمانده کل قوا ، آتش بس یا پذیرش قطعنامه را اعلام کند (!)... به او گفتم اگر امام این پیشنهاد را بپذیرند ، شما کار مهمی کرده اید(!) 384
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
372- درباره رابطه موسوی و هاشمی- هفته نامه مثلث 26 مهر 88 ص 30
373- محمدرضا موحدی، مناقشه هایی برای تمام فصول، هفته نامه مثلث، 20 تیر 1389، ص 30
374- پذیرش جام زهر، پیشین، ص 110
375- پایان دفاع، آغاز بازسازی، پیشین ص 579
376- پذیرش جام زهر، پیشین ص 20
377- زهرا فروتنی، مبانی تصمیم گیری استراتژیک امام خمینی، تهران، پژوهشکده امام خمینی، 1387، ص 491
378- سایت خبری رجانیوز، سوم فروردین 1389
379- دو لشکر، یک جبهه، پیشین، ص 4
380- نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598، پیشین
381- پایان دفاع، آغاز بازسازی، پیشین، ص 180
382- همان، ص ص 187- 185
383- همان، ص 193
384- سایت خبری آفتاب 26 تیر 1390
منبع:پاورقی کیهان




موضوع مطلب : سیاسی

یک عضو مرکزیت حزب مشارکت گفت: مبدأ اصلاح طلبی اصلاح طلبان قیام امام حسین(ع) است. وی در عین حال می گوید عبارت براندازان فرنگ نشین را نمی پسندد و «ما روی مقابله با معارضان اصل نظام را نداریم».
فرزانگان امیدوار از کیهان:علی شکوری راد در مصاحبه با روزنامه زنجیره ای اعتماد هر چند که گفت «مبدأ اصلاح طلبی ما قیام امام حسین(ع) است که فرمود من برای طلب اصلاح در آیین جدم خروج کرده ام» اما تحرکات اوباش آشوب طلب در تعرض به ساحت امام حسین علیه السلام در روز عاشورای سال 88 را مسکوت گذاشت. اوباش با زمینه سازی منافقین مدعی اصلاح طلبی جرئت این هتاکی را پیدا کردند و پس از آن نیز نامزد مورد حمایت حزب مشارکت، هتاکان را مردمان خداجو توصیف کرد.
شکوری راد در بخش دیگری از این مصاحبه درباره ناکامی حزب متبوعش در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 گفت: من معتقدم در سال 84 ما اشتباه کردیم، در سال 83 در حزب کمیسیون انتخابات تشکیل دادیم تا برای انتخابات ریاست جمهوری برنامه ریزی کنیم. همان موقع زمزمه های آمدن آقای هاشمی هم مطرح بود و من در گفت و گو با آقای خاتمی رئیس جمهور متوجه شده بودم که ایشان نسبت به آقای هاشمی نظر مساعد دارد. بر همین اساس به آقای دکتر خاتمی دبیرکل حزب گفتم الان شرایط ما خوب نیست و هاشمی در این شرایط می تواند برای ما هم گزینه ای مطلوب باشد و ایشان هم تایید کرد اما این حرف ما در سطح هواداران و بدنه اجتماعی ما حتی فرصت ابراز هم پیدا نمی کرد. اگر ما این را مطرح می کردیم خودمان طرد می شدیم. ما فکر می کردیم در شرایطی که آقای خاتمی را در تنگنا قرار داده اند، فرد قدرتمندی مثل هاشمی بهتر می تواند شرایط را تغییر دهد. اما این حرف در همین حد باقی ماند و چون زمینه ای برای طرح شدن نداشت ما رفتیم به سراغ اینکه توسط حزب کاندیدا معرفی کنیم. آن زمان هواداران اصلاحات سرخورده شده بودند، ما به لحاظ اجتماعی موقعیت خوبی نداشتیم و باید خود را بازسازی می کردیم.
وی با بیان اینکه با نامزدی مصطفی معین مخالف بوده، می گوید: چون معتقد بودم اگر حزب هستیم باید نامزد حزب خودمان را معرفی کنیم اما این تصمیم گرفته شد و به نظر من یکی از خطاهای حزبی ما بود که از ابتدا روی یک کاندیدای غیرحزبی با دیگر احزاب ائتلاف کردیم.
شکوری راد در تناقض با این اظهارات خود که «هاشمی گزینه مطلوبی می توانست باشد» گفت: تحلیل ما از ابتدا این بود که هر نامزدی یا هاشمی به دور دوم انتخابات راه پیدا کند، برنده انتخابات خواهد بود، چون آقای هاشمی در جامعه، پنجاه درصد رای منفی داشت ما فکر می کردیم دکتر معین می تواند با هاشمی به دور دوم برود و هیچ وقت فکر نمی کردیم فردی که به دور دوم می رود احمدی نژاد باشد. مردم هم در حقیقت در مرحله دوم به احمدی نژاد رای مثبت ندادند، بلکه رای نه به هاشمی را به حساب احمدی نژاد ریختند.
وی در ادامه اظهارات متناقضش می گوید: اینکه من بحث آقای هاشمی را مطرح کردم به این معنا نبود که ما هاشمی را به عنوان نامزد خود معرفی کنیم. ما هرگز نمی توانستیم آقای هاشمی را به عنوان کاندیدای مشارکت معرفی کنیم. از آن گذشته، خود آقای هاشمی نه آن موقع و نه حتی الان، شخصیتی نیست که کسی با او صحبت کند و به توافق برسند. با آقای هاشمی نمی شود گفت وگو کرده و به توافق برسیم و بعد برویم آن توافق را اجرا کنیم. او کار خودش را می کند و شما می توانید او را تأیید بکنید یا نکنید. جنس آقای هاشمی از جنس اصلاح طلب ها نیست اما به دلیل اینکه انتقادهایی به روند اداره امور کشور دارد، در برخی وجوه با اصلاح طلبان مواضع مشترک پیدا کرده است... نه تنها ما بلکه هیچ مجموعه دیگری هیچ وقت در این مدت وارد گفت و گویی با آقای هاشمی نشده اند که منجر به یک توافق شده باشد. ما اگر آن موقع حرف هاشمی را می زدیم، به این معنا بود که اگر رئیس جمهور شود بد نیست نه اینکه او را کاندیدای خود کنیم چون فکر می کردیم با توجه به رویکردهای جدیدی که در دوران اصلاحات پیدا کرده می توانست لااقل بخشی از اهداف توسعه ای آقای خاتمی را با قدرت دنبال کند.
عضو مرکزیت حزب مشارکت در بخش دیگری از مصاحبه خود با بیان اینکه «اگر در حاشیه بنشینیم، مردم ما را فراموش خواهند کرد»، از اقدام خاتمی در حضور در انتخابات مجلس دفاع کرد و گفت: آقای خاتمی با آن رأی در واقع تست کرد و چون منفی بود امروز هیچ اصلاح طلب صاحب اعتبار و وزنی را پیدا نمی کنید که بگوید باید در انتخابات سال آینده موثر خواهیم بود.
برخلاف این اظهارات شواهد حاکی از آن است که طیفی از اصلاح طلبان با محوریت خاتمی اصرار دارند به هر طریق بتوانند در انتخابات سال آینده شرکت کنند.
شکوری راد درباره عبارت «براندازان فرنگ نشین» که در نامه نوشته شده توسط شماری از اصلاح طلبان به بهانه سالروز تولد خاتمی قید شده بود، گفت: خیلی از افراد به نوشتن این عبارت اعتراض داشتند و قرار بود که حذف شود. حداقل این است که خود من زمانی آن نامه را امضا کردم که قرار بود این عبارت حذف شود و به نظر من عبارت خوبی نبود. البته من معتقدم ما نمی توانیم با کسانی که برنامه خود را براندازی نظام اعلام می کنند، تشریک مساعی کنیم. ولی در حالی که صاحبان قدرت خود را معادل نظام معرفی می کنند و ما را به دلیل انتقاد از خودشان به ضدیت با نظام متهم می کنند وظیفه ای برای مقابله با معارضین نداریم[!] ما به اصل نظام وفاداریم و از آن دفاع می کنیم. اگر روزی نظام موجود اصلاح پذیر نبود و اصلاحات به بن بست رسید، همان طور که آقای رضا خاتمی گفت ما با معارضین اصل نظام تشریک مساعی نمی کنیم ولی روی مقابله با آنها را نیز نخواهیم داشت. بنابراین ترجیح خواهیم داد همچون علی(ع) در خانه بنشینیم تا از آتش فتنه در امان باشیم.
این قیاس گزاف در حالی صورت می گیرد که هفته گذشته رجب مزروعی فرستاده ویژه حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) به خارج کشور با طیفی از گروهک های ضد انقلاب در نشست مشترکی شرکت کرد. در فتنه سبز نیز تمام گروهک های برانداز ساختارشکن- از سلطنت طلب ها و شبه ملی گراها تا گروهک های چپ منحله و منافقین و کومله و دموکرات- در کنار جریان نفاق مدعی اصلاح طلبی حضور به هم رسانده و تشریک مساعی داشت.




موضوع مطلب : سیاسی
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1031
  • بازدید دیروز: 1914
  • کل بازدیدها: 9749474
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1031
  • بازدید دیروز: 1914
  • کل بازدیدها: 9749474