سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
جمعه 90 مهر 29 :: 9:46 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
ابولبابه، پس از کارى که به سود یهودیان بنى‏ قریظه از او سر زد، تحت فشار وجدان قرار گرفت و به منظور توبه و تنبیه خویش، خود را به ستون بست.

مهر: نماز و توبه در کنار ستون توبه یا "استوانه ابولبابه" فضیلت دارد؛ ستونی که پیامبر اسلام نماز را در جوار این ستون به جای ‌آورد.

ستون توبه را "استوانه ابولبابه" نیز نامیده‏ اند. چه اینکه ابولبابه، پس از کارى که به سود یهودیان بنى‏ قریظه از او سر زد، تحت فشار وجدان قرار گرفت و به منظور توبه و تنبیه خویش، خود را به ستون بست و افزون بر ده شبانه روز بر آن حال باقى ماند و تنها در اوقات نماز و هنگام قضاى حاجت دخترش او را از ستون مى‏گشود.

تا اینکه بر پیامبر خداصلى الله علیه وآله در مورد پذیرش توبه ابولبابه وحى نازل شد، آن حضرت به مسجد آمد و او را از ستون باز کرد. نماز و توبه در کنار این ستون فضیلت دارد.

ستون توبه در کجای مسجدالنبی است

ستون توبه بین منبر و حجره، یک ردیف ستون قرار دارد که منتهای حدّ مسجدالنّبی، قبل از توسعه دو خلیفه دوم و سوم است.

در ردیف این ستونها، منبر و محراب واقع شده است و امروزه با نصب نرده های مسی، آن را مشخّص کرده اند. روبه روی ستونهای مذکور که با میله های مسی به هم مربوط شده اند، یک ردیف پنج تایی ستون مدوّر از منبر در غرب تا حجره ـ به سوی شرق ـ احداث شده است.

ستون توبه دومین ستون از سمت حجره یا چهارمین ستون از سمت منبر است. به نشانی دیگر، ستون توبه در مکانی قرار گرفته است که ستون عایشه در سمت غربی آن و ستون السریر در شرق آن واقع شده است.
ماجرای تاریخی ستون توبه

ستون توبه یادآور خاطره اى است درباره یکى از اصحاب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نام «ابولبابه». زمانى که در سال پنجم هجرت، احزاب مشرک به مدینه یورش آوردند و در شمال مدینه مواجه با خندق شدند به فکر اتحاد با یهودیان بنى قریظه افتادند که در قسمت جنوبى مدینه ساکن بودند و مى توانستند با گشودن دروازه هایشان احزاب را به مدینه راه دهند. یهودیان بنى قریظه با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پیمان داشتند و به رغم این پیمان با مشرکان همراهى کردند. پس از خاتمه حمله احزاب، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به سراغ بنى قریظه رفت و آنان را در حصار گرفت.

ابولبابه از طرف رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نزد بنى قریظه رفت تا با آنان سخن بگوید. وى از روى بى توجهى با اشاره به آنان گفت: چون نقض عهد کرده اند مرگ در انتظار آنهاست. این سخن مى توانست بنى قریظه را به دفاعى سخت در برابر مسلمانان وادار کند. ابولبابه که خود متوجه خطاى خویش شده بود از قلعه بنى قریظه خارج شده و مستقیم به سوى مسجد رفت و خود را به یکى از ستونها بست و شروع به گریه و زارى کرد و نماز خواند، خداوند ضمن آیاتى، توبه او را پذیرفت و از مسلمانان خواست تا خیانت نکنند. این ستون به خاطر همین نقل، به نام «ستون توبه» معروف است.
 
استناد روایاتی از امام محمّد باقر و جعفربن محمد (علیهم السلام) واقعه مذکور را تأیید کرده اند و عدّه ای دیگر ماجرا را مربوط به غزوه تبوک دانسته اند که ابولبابه با تنی چند از مسلمانان به واسطه علاقه به اموال خود در مدینه ماندند و پس از خروج پیامبر از کار خود پشیمان شدند و گفتند: "ما در سایه و راحت و آسایش و پیامبر و صحابه او در جهاد و شدّت و رنج! به خدا که ما خود را در ستون های مسجد ببندیم و خویشتن باز نگشاییم تا رسول بیاید و ما را باز گشاید و توبه ما را قبول و عذر ما بپذیرد."

ابن زباله در "تاریخ مدینه" به روایت عمر بن عبدالله به نقل از محمد بن کعب اشاره می کند که گفت: "پیامبر اسلام نماز را در جوار ستون توبه به جای می آورد."

به روایت دیگر، عمربن عبدالله تصریح می کند: " آن، ستونی بوده که فقرا و مساکین به گرد آن حلقه می زدند و پیامبر با آنان به گفتگو می پرداخت."
 
در سندی دیگر به نقل از ابن عمر و ابن ماجه (در سنن) آمده است: "رسول اسلام برای اعتکاف، کنار ستون توبه بیتوته می کرد..." کلینی در «فروع الکافی»، باب فضل المقام بالمدینه، به نقل از علی بن ابراهیم و او از حماد، از حلبی، از ابوعبدالله و به سندی دیگر از طریق معاویة بن عمار، ابوعبدالله تصریح می کند که پیامبر"روزی را درکنار ستون توبه با زیارت و عبادت بگذرانید."




موضوع مطلب :
مسئولان موزه آرمیتاژ گفتند برای بازدید از موزه باید بالاپوش خود را دربیاورید؛ در پاسخ آنها گفتیم، چادر بالاپوش نیست بلکه اعتقاد، اندیشه و لباس ما محسوب می‌شود.

فارس: عضو فراکسیون زنان مجلس گفت: در سفر اخیر به کشور روسیه و شهر سن‌پطرزبورگ به دلیل اینکه چادر سرمان بود، به ما اجازه بازدید از موزه را ندادند. مسئولان موزه آرمیتاژ گفتند برای بازدید از موزه باید بالاپوش خود را دربیاورید؛ در پاسخ آنها گفتیم، چادر بالاپوش نیست بلکه اعتقاد، اندیشه و لباس ما محسوب می‌شود.

فاطمه رهبر در دیدار با جمعی از زنان فعال و فرهیخته کشور تاتارستان که در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، گفت: در قوانین جمهوری اسلامی ایران محدودیتی برای حضور زنان در مجلس شورای اسلامی وجود ندارد.

وی عنوان کرد: در برخی کشورها سهمیه‌ای برای حضور زنان در پارلمان اختصاص یافته است اما در جمهوری اسلامی ایران، تعداد زنانی که می‌توانند به عنوان نماینده به مجلس راه یابند، آزاد است.

عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه در عمل این فراکسیون، اتاق فکر و اندیشه در زمینه مباحث مربوط به زنان است، گفت: طی 8 دوره گذشته مجلس، سعی بر این بوده است که قوانین مربوط به زنان، خانواده و کودکان همواره الهام گرفته از دستورات دینی باشد که در این زمینه اقدامات مناسبی نیز صورت گرفته است.

وی با اشاره به اینکه برخی مصوبات مجلس در حوزه زنان و خانواده ترجمه شده و در نشست‌های بین‌المللی به اطلاع نمایندگان پارلمان‌ دیگر کشورها رسیده است، افزود: برخی نمایندگان کشورهای اروپایی و حتی غیراسلامی از قوانین ما در این حوزه استقبال کرده و درخواست کردند تا همانند این قوانین را در کشور خود به تصویب برسانند که چنین امری جایگاه مناسبی که اسلام برای زن و خانواده پیش‌بینی کرده است، را به اثبات می‌رساند.

رهبر بیان کرد: تمام فعالیت‌های زنان زیر سایه جمهوری اسلامی ایران تعریف می‌شود، اکنون زنان ما بدون محدودیت در زمینه‌های مختلف فعالیت می‌کنند که می‌توان در این زمینه به قبولی دختران بیش از پسران در دانشگاه‌ها اشاره کرد.

وی ادامه داد: متاسفانه کشورها و رسانه‌های غربی خلاف جایگاه حقیقی زنان ایرانی در کشور را به جوامع خود اطلاع‌‌رسانی می‌کنند؛ با این هدف که جایگاه حقیقی زن در اسلام ترسیم نشود.

عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با بیان خاطره‌ بدی از سفر اخیر خود به کشور روسیه و شهر سن‌پطرزبورگ عنوان کرد: برای بازدید از موزه آرمیتاژ به شهر سن‌پطرزبورگ رفتیم اما متأسفانه به دلیل اینکه چادر سرمان بود، به ما اجازه بازدید از موزه را ندادند.

وی ادامه داد: از سوی مسئولان موزه عنوان شد که بر اساس قانون، موزه آرمیتاژ برای ورود باید بالاپوش خود را دربیاورید؛ ما در جواب آنها گفتیم که چادر بالاپوش نیست بلکه این پوشش، اعتقاد، اندیشه و لباس ما محسوب می‌شود.

رهبر افزود: از مسئولان موزه آرمیتاژ پرسیدیم که اگر یک راهب مسیحی به اینجا بیاید، چه اقدامی می‌کنید و آنها در پاسخ به ما گفتند که به او نیز می‌گوییم لباس مخصوص راهبه‌ها را دربیاورد.

وی گفت: در پی این اقدام به آنها گفتیم که ما هیچ‌وقت اندیشه و دین‌مان را به خاطر بازدید از مجسمه‌ها و آثار باستانی زیر پا نمی‌گذاریم.

به گزارش توانا، جمعی از زنان فرهیخته کشور تاتارستان از 27 مهر تا اول آبان طی دعوت از سوی اداره کل امور زنان و خانواده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به تبادل‌نظر با مسئولان فرهنگی و اجتماعی کشورمان می‌پردازند.




موضوع مطلب :
گاهی وقت‌ها خدا گناهان کوچک را نمی‌بخشد. چون می‌گوییم که چیزی نیست. اما گاهی خدا ممکن است گناه بزرگ را ببخشد.

برنا: حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن که این هفته در تلویزیون درباره "حق الناس" سخن گفته است.

قرائتی در ابتدای این سخنرانی گفت: حق‌الناس! چیزی که همه به آن گرفتار هستیم. کسی نیست که بگوید من گیر حق‌الناس نیستم. استثنا ندارد. حق ‌الناس یعنی حق بچه، حق همسر، حق همسایه، حق استاد، حق شاگرد، حق مسلمان، حق غیر مسلمان‌، غیر مسلمان‌ها هم حقوقی دارند. رابطه ما با یهود با مسیحیت، حق دشمن، جنگ هم آدابی دارد، دشمن را حق داری اگر شمشیر دست گرفت تو را بکشد شما هم گردنش را بزنی.

این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "بزرگ‌ترین آیه قرآن درباره حق الناس" ، "دوری از وکالت مجرم و ظالم" ، "سرعت در پرداخت حق الناس" ، "دقت در محاسبه حق الناس" ، "کوچک نشمردن حق الناس"، "آزمودن مدعیان حق الناس" ، " امکان دفاع مظلوم از حق خود" و "پرهیز از رشوه به اسم هدیه" سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

ازدواج حلال
ما گاهی وقت‌ها... یا گروه سیاسیون می‌روند یک صحبتی بکنند، حرف‌هایشان را ناقص می‌زنند تا یک دوره سفر دیگر هم، یک سفر خارج دیگر هم بروند. و الا می‌شد دفعه اول تمام شود و برود. ما چطور نان می‌خوریم. البته دود می‌شود. اینها زرنگی نیست. تمام این زرنگ‌ها زندگی‌شان عاقبت ندارد. چون حدیث داریم رزق هرکسی با حلال اندازه‌گیری شده است. آنهایی که می‌فهمند به حرام می‌پرند خدا از حلال کمشان می‌گذارد.

دانشجو، جوان، دختر، پسر، تو بنا است از حلال یک همسر خوبی گیرت بیاید، منتهی حالا می‌گویی: این دختر هم بد نیست، یک خرده او را ببینم. حالا یک بستنی با این بخوریم. یک خرده یک پارکی یک اس ام اسی به این بزنیم. یک دو ساعتی، چهار ساعتی با این پسر، با این دختر، تاب می‌خوری. شد؟ دو سال ازدواجت عقب می‌افتد. که اگر این گناه را نمی‌کردی تاب ازدواجت باز می‌شد. تا می‌روی ازدواج کنی عمه عروس مرد، عمو داماد مرد. چهل روز عقب بیانداز. می‌روی درست کنی، بنایی داریم. می‌روی درست کنی، می‌بینی اوه... دو سه سال اینها لفتش دادند، اینها حدیث هست. می‌گوید: هرکس از حرام کام بگیرد، خدا سهم حلالش را بگویید... کم می‌گذارد.

بیرون بودن دو تار موی خانم‌ها
اگر کسی گناه بکند و بگوید: این چیزی نیست، خدا این را نمی‌بخشد. گاهی وقت‌ها خدا گناهان کوچک را نمی‌بخشد. چون می‌گوییم که چیزی نیست. اما گاهی خدا ممکن است گناه بزرگ را ببخشد.

خانم این دو تار مو که بیرون است حرام است. برو بابا! مردم کل موهایشان بیرون است. حالا این دو تا!به دو تا مو گیر نده. شاید آن بی‌حجاب را خدا ببخشد. این دو تا مو را نبخشد. چون می‌گوید: چیزی نیست. کسی گناه کند بگوید: چیزی نیست.

یک کسی نمازش غلط بود. گفتند: آقا نمازت غلط است. گفت: برو! اینقدر خدا تارک‌الصلاة دارد که الآن فرشته‌ها سر همین نماز غلط من دعوایشان می‌شود. او می‌گوید: به من بده، او می‌گوید: به من بده.

ممکن است خدا آن تارک‌الصلاة را ببخشد، ولی اینکه می‌گوید: چیزی نیست هم می‌خواند، هم غلط می‌خواند و هم می‌گوید: اشکالی ندارد. خود شما اگر سر سفره سبزی ببینید. بگویید: آقا این سبزی را چه کسی پاک کرده است، گل دارد. مثلاً خانم بگوید: بخور بابا گل چیه؟ تا آخر عمرت در ذهنت می‌ماند. اگر یک ذره گل باشد بگوید: طوری نیست، ناراحت می‌شوی، اما اگر پر از گل باشد بلند شود دوباره بشوید، او را می‌بخشی. این مهم است.

هیچ‌وقت به گناه نگویید این چیزی نیست. آقا دخترت دارد فاسد می‌شود. خواستگارها را رد نکن. پسرت را زودتر زن بده. حالا بگذار جوان هستند خوش باشند. بزرگ شوند توبه خواهند کرد. خوب پدر و مادر بی‌غیرت یا کم‌غیرت، یا کم‌تفاوت، حالا نمی‌شود همه را هم بی غیرت گفت. کم‌غیرت، بی‌غیرت، بی‌تفاوت، بی‌خیال، این خیلی مهم است.

شفاعتش نمی کنیم
وقتی می‌گوید: گناه است، می‌گوید: چیزی نیست. امام صادق فرمود: کسی نماز را سبک بشمارد، ما شفاعتش نمی‌کنیم. صدای اذان بلند می‌شود، بی‌خیال انگار مثلاً مرغ قدقد می‌کند. هی می گوید: «حی علی الصلاة» ولش کن بابا. «حی علی الفلاح»، «حی علی خیر العمل»، حالا یک تلفن مدیر کل زنگ بزند، بله! سلام! من... هه...هه... معذرت می‌خواهم... اِ... چیه... هان... مدیر کل کیه؟ از ترس پشه در پشه‌بند می‌رود. شما برای یک آدم عاجز اینطور هن و هن می‌کنی، شش بار «حی، حی، حی» می‌شنوی و بی‌خیال هستی. باید مواظب باشیم.

بده ببینیم صد تا سکه!
یک کسی ادعا می‌کند باید بررسی کرد. قرآن یک آیه دارد که بعضی از زنها از مکه به مدینه می‌آمدند می‌گفتند: ما هم ایمان آوردیم، هجرت کردیم. پیغمبر فرمود که ممکن است اینها عامل نفوذی باشند. ممکن است اینها جاسوس باشند. «فَامْتَحِنُوهُن‏» (ممتحنه/10) امتحان کن. یعنی هرکس هر حرفی که می‌زند، حتی یک نفر که می‌گوید: دوست دارم، باید... پسرها به دخترها می‌گویند: دوست دارم. می‌گوید: بده ببینیم صد تا سکه! اگر دادی معلوم می‌شود راست می‌گویی. و لذا به مهریه صداق می‌گویند. صداق یعنی صداقت داری. وگرنه خوب مفت که... حدیث داریم اگر می‌خواهی با یک نفر رفیق شوی، سه بار عصبانی‌اش کن. اگر جوش نیاورد، فحش نداد، معلوم می‌شود آدم خوبی است. حدیث داریم اگر می‌خواهی ببینی رفیقت مرد است یا نامرد، ببین اگر پست گرفت خودش را گم می‌کند یا نه؟ اگر با کسی رفیق هستی، این رفق تو رئیس شد، اگر ده درصد علاقه قبلی‌اش را نگه داشت، باز هم «لیس بصدیق السوء» باز هم آدم بدی نیست. یعنی پست و ریاست صد در صد آدم را عوض می‌کند. ما آدم‌ها را دیدیم. گاهی ما در مسجد می‌رویم پیش‌نماز ما را می‌بیند به عنوان اینکه حالا مهمان مسجدش هستیم، می‌گوید: حاج آقا بفرما جلو! ما می‌گوییم: نه! امامی که دائماً پیش‌نماز است او باید جلو باشد. امام راتب، امام مرتب، او می‌گوید: ببین، مردم هرشب من را می‌بینند حالا تو امشب تازه آمدی، من هم یک مثل می‌زنم و جلو می‌روم. می‌گویم: یک کسی کشمش خرید بخورد، در کشمش مورچه بود. مورچه را خورد. گفتند: چرا مورچه می‌خوری؟ گفت: این پا دارد درمی‌رود، کشمش‌ها هست!




موضوع مطلب :


عکس مقبره یکی از صحابه پیامبر در چین


عکس مقبره یکی از صحابه پیامبر در چین


عکس مقبره یکی از صحابه پیامبر در چین


عکس مقبره یکی از صحابه پیامبر در چین


عکس مقبره یکی از صحابه پیامبر در چین




موضوع مطلب :
جمعه 90 مهر 29 :: 9:27 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
"دختری هستم متولد 1981 با 160 سانتیمتر قد دارای تحصیلات عالیه ، مدیر پروژه در یک شرکت خارجی با حقوق بالا.
مشرق: چینی ها اگر احساس تنهایی کنند و همسر مناسب خود را نیافته باشند یک سر به بازار همسر در شانگهای میزنند.

"دختری هستم متولد 1981 با 160 سانتیمتر قد دارای تحصیلات عالیه ، مدیر پروژه در یک شرکت خارجی با حقوق بالا. بدنبال فردی هستم متولد سالهای 1974 الی 1982 که در قبال خانواده خود مسئولیت پذیر باشد."


بازار داغ همسریابی در چین + عکس

بازار داغ همسریابی در چین + عکس

این تنها یک نمونه از تبلیغاتی است که در این بازار پر رونق خواهید دید. مردان و زنان مجرد بهمراه والدین خود به این مکان می آیند تا همسر آینده خود را بیایند. و تعداد زیادی نیز برای گذاشتن تبلیغ خود به این مکان می آیند.بدلیل اینکه چینی های جوان بسیار مشغول کار میباشند این نوشته ها را اکثرا والدینشان برایشان در این بازار میگذارند.

بازار داغ همسریابی در چین + عکس

بازار داغ همسریابی در چین + عکس



موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3108
  • بازدید دیروز: 5415
  • کل بازدیدها: 9746093
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3108
  • بازدید دیروز: 5415
  • کل بازدیدها: 9746093