سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2793
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453378
صفحات وبلاگ
نویسندگان
مراسم تشییع پیکر سیمین بهبهانی با حضور جمعی از مردم و هنرمندان در تالار وحدت در حالی برگزار شد که شرکت کنندگان در این مراسم با امتناع از خواست مجری این برنامه برای حفظ حرمت شرعی مراسم تشییع و فرستادن صلوات و قرائت فاتحه، در حرکتی عجیب تنها باکف زدن و نیز بیان عبارت «درود بر سیمین بهبهانی» پیکر وی را به سمت بهشت زهرا مشایعت کردند!

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مهر، مراسم تشییع پیکر سیمین بهبهانی شاعر معاصر صبح امروز با حضور چهره‌هایی همچون علی مرادخانی (معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، بهمن فرمان‌آرا، جعفر پناهی، نسرین ستوده، ضیاء موحد، فرهاد فخرالدینی، علی دهباشی، اکبر زنجانپور، علی میرزائی، علی باباچاهی، یغما گلرویی، محمد نوری‌زاد، فاطمه راکعی، محمود معتقدی، ناصر فیض، ساعد باقری، عبدالحسین مختاباد، گوهر خیراندیش، رویا نونهالی، مهناز افشار، سیروس ابراهیم‌زاده، مریم بوبانی، محمد متوسلیان، منوچهر حسن‌زاده، ناهید توسلی در مقابل تالار وحدت برگزار شد.
ابوالحسن تهامی داماد سیمین بهبهانی در این مراسم در سخنان خود با تشکر از مردم به خاطر بدرقه سیمین بهبهانی گفت: امروز آغاز زندگی جاودان غزل بانوی شعر پارسی است. چند روز پیش تنها پیکر او بود که زوال گرفت اما آن چه که از گذرگاه ذهن او تراویده است تا جاودان، جاوید با ما است. او امروز باحضور شما زندگی جاویدش را آغاز خواهد کرد.
وی ادامه داد: سیمین از رهگذر داستان و غزل و گفتارش همیشه مانند حافظ و مولانا و سعدی، لامارتین و شکسپیر زنده خواهد ماند پس پیکر او را که خدا آفریده است تا به خاک برود را چه باک که در این گورستان به خاک سپرده شود یا تربت گورستان دیگری.
تهامی افزود: او در وصیتش گفته بود مرا یا در امامزاده طاهر کنار شوهر و نوه ام و یا در آرامگاه خانوادگی ام کنار گور پدرم در بهشت زهرا به خاک بسپرید و فرزندانش گزینه دوم را انتخاب کردند.
وی در پایان گفت: خداوند به او هوش و استعدادی فراتر از مردم داده بود و در عین حال سیمین بهبهانی همیشه درمقابل آن فروتنی می کرد و خودش را پایین تر از جایگاهش می‌دانست.
در ادامه این مراسم جواد مجابی نویسنده و شاعر در سخنانی اظهار داشت: شاعر را نمی بینیم، شاعر رفته و به تن غایب است، شیرینی از دل ما رفته اما نه؛ شاعر در شعر خودش نهان است. شعرش همه جا به زبان است، شاعر در ما و جان اوست.
وی ادامه داد: غزل از رودکی تا شهریار عمر کرده و به دوران پیری رسیده بود که سیمین بهبهانی توانست شاخه ای تازه بر درخت کهن آن اضافه کند و غزل را که در برابر شعر نیمایی منزوی بود دوباره ظاهر کرد.
مجابی ادامه داد: شاعری ماندگار است که هم سرنوشت ملت خود باشد و سرگذشت او سرگذشت ملتش و مردم جهان ونیز روایتگر شادی‌ها و رنج‌ها وترس‌های آنها باشد. شاعر باید بتواند رویای مردم وطنش را درک کند و با آنها مطرح کند و سپس رویاهای مشترک و پرسش‌های ابدی جهان را مطرح کند و این مساله همواره در شعر بهبهانی تکرار شده است. او از تقویم امروز در شعرش می‌گذرد و آن را به تاریخ می‌سپارد اما شعرش سند روزگار ملتش است. آن چه بر ملت ایران رفته و شعر او و شاعری چون شاملو قابل رویت است.
این شاعر ادامه داد: سیمین در امروز زیست و فردا را دید و در عین حال از گذشته آگاه بود. تاریخ به او آموخت که همواره حقیقت پیروز است در عین حال خودش نیز هیچگاه مصلحت اندیش نبود و همواره به فرهنگ و مردم خودش احساس بدهکاری می کرد. او توانست سد شعر محفلی و نخبه گرا را بشکند و از مسایل اصلی زمان خودش راز بگشاید.
وی در پایان تاکید کرد: بهبهانی غم انسان را خورد و به محرومان دنیا فکر کرد و هر جا که ظلمی دید با شعرش به آن اعتراض کرد به همین خاطر است که او به عنوان یک شاخصه فرهنگی مهم ایران باقی خواهد ماند.
سخنران بعدی این مراسم صدیق تعریف خواننده ایرانی بود که به خواندن دو قطعه آواز از جمله تصنیف «از نگاه یاران به یاران ندا می رسد» بسنده کرد.
در ادامه این مراسم محمود دولت آبادی نویسنده برای سخنرانی به جایگاه دعوت شد.
وی سیمین بهبهانی را انسانی زیسته و درگذشته با کار و عزت معرفی کرد و گفت: بهبهانی انسانی پیروز میان دو عدم است. او مانند همه آدم ها لحظات گوناگون و متنوعی در زندگی خود داشته و در آنها آثار متنوعی آفریده است. از آثاری صریحاً اجتماعی تا صریحاً تنهایی، آثاری مشخصاً درباره آزادی زنان و مشخصاً در اعتراض به ستم اجتماعی و آثاری درباره لحظات ناب انسانی.
محمدرضا شجریان رئیس شورای عالی خانه موسیقی نیز سخنران دیگری بود که به پشت تریبون در این مراسم دعوت شد.
وی در ابندای سخنان خود گفت: سلام و درود به شما مردمان حق‌شناس، ما شرمنده‌ایم که در این هوای آفتابی و زیر این گرما ایستاده‌اید. روز گذشته معاونت هنری می‌گفتند که برای حضور مردم در مراسم تشییع‌جنازه سیمین بهبهانی سایه‌بانی را در نظر بگیریم تا مردم خسته نشوند اما بنده گفتم تحمل مردم ما بیشتر از اینها است.
وی با اعلام ای که از جانب هنرمندان خانه موسیقی به ساحت مادری و زنیت بهبهانی که در ادب و غزل ایران تاریخ ساز شده است تسلیت می‌گوید، گفت: بهبهانی زنی بود که همه جهان را به شکل خانواده خود دید و آنها را به صلح و صفا دعوت کرد. او با پشتکار به خود پشتوانه حقوق زن و مادری شد.
وی ادامه داد: من سخنی به نقل از استاد «دادبه» عرض می‌کنم و آن این که جهان را مردان می‌سازند ومردان را زنان. ملتی که بی‌بهره از این زندگی باشد مردنی است. من آمده ام امروز بگویم که سیمین برای همیشه زنده است و زندگی می‌کند هرچند که امروز مادری پر از مهر از میان ما رفته است اما می‌شود امید داشت که بیش از این قدردان مادران و زنان سرزمین مان باشیم.
در ادامه این مراسم همایون شجریان نیز به خواندن تصنیف (کولی) از تازه‌ترین آلبوم خود پرداخت. همچنین شهرام ناظری نیز با حضور به روی سن به خوانش غزل «دوباره می‌سازمت وطن» از سیمین بهبهبانی پرداخت. همچنین علی بهبهانی فرزند ارشد سیمین بهبهانی نیز در سخنان کوتاهی مادر خود را مادری تیپیک معرفی کرد گفت: او به معنای واقعی وطن و مردمش را بسیار دوست داشت و به همین خاطر تصمیم گرفت که یک متر و هفتاد سانت گورش از خاک وطنش باشد.
در پایان این مراسم پیکر سیمین بهبهانی در حالی از تالار وحدت به سمت بهشت زهرا تشییع شد که جمعیت حاضر علیرغم تاکید و درخواست چندین باره عباس سجادی مجری مراسم، به جای بیان عبارت مرسوم در مراسم تشییع همانند «لاالله الا الله» و نیز قرائت فاتحه به بیان عباراتی چون «درود بر سیمین بهبهانی» و «سیمین بهبهانی در قلب ما می‌مانی» بسنده کرده و در حین مراسم تشییع نیز به خوانش سرود «ای ایران، ای مرز پرگهر» پرداختند.
یادآوری می شود بنا بر اعلام خانواده بهبهانی پیکر وی امروز در مقبره خانوادگی بهبهانی واقع در بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد و مراسم ترحیم وی نیز روز یکشنبه از ساعت 11 تا 12:30 در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.
سیمین بهبهانی بامداد سه‌شنبه،28 مردادماه در سن 87 سالگی بر اثر ایست قلبی و تنفسی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.




موضوع مطلب :
علیرضا محجوب در برنامه شناسنامه درباره انتخابات سال 88 و علت رای نیاوردن ناطق نوری در سال 76 و هاشمی رفسنجانی در سال 84 سخن گفته است.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایلنا:علیرضا محجوب نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون مجلس شورای اسلامی و دبیر کل خانه کارگر بعداز ظهر امروز (جمعه) در برنامه شناسنامه که از شبکه سوم سیما پخش می‌شود حضور پیدا کرد.

متن کامل گفتگوی محمدحسین رنجبران، مجری برنامه شناسنامه با علیرضا محجوب در ادامه می‌آید:

محجوب: من خودم را لایق این نمی‌دانم که بگویم کارگری در میان کارگران هستم زیرا آن‌ها به دشواری کار و زندگی می‌کنند. من چگونه می‌توانم بگویم که دشواری‌های آنان را دارم.

من از آن‌ها راحت‌تر زندگی می‌کنم ولی می‌توانم این را ادعا کنم که با همراه داشتن نام آن‌ها دلخوش هستیم و به این موضوع می‌بالیم. یادمان باشد که آن‌چیزی را که ما امروز داریم از یک شهید به ارث برده‌ایم او ما را به این مقصد سفارش می‌کرد.
ما در حزب جمهوری اسلامی شاخه کارگری که فعالیت می‌کردیم راغب به بحث تشکیلاتیمان نبودیم ایشان (شهید بهشتی) بودند که حتی بخشی از کار را رفتند و شخصا انجام دادند، زیرا معتقد بودند که باید برای همه کارگران کاری انجام شود.
علی‌رغم‌شناختی که از ابعاد وجودی شهید مظلوم دکتر بهشتی وجود دارد راجع به این موضوع کم صحبت شده است. ایشان به شدت علاقه‌مند به توسعه بحث تشکلات کارگری بودند و علاقه‌مند بودند که کارگران حتما در مدیریت واحد‌ها نقش 3 به 1، 2 به 3 داشته باشند و همه چیز با سرمایه نباشد. بنابراین سر این موضوع جنگیدند و حتی در دولت موقت آن زمان که چیزی را منتشر کرد که محدود می‌کرد این موضوع را مصاحبه کردند. او بود که سرمایه اصلی ما بود و ما را تشویق می‌کرد.
من خودم را لایق این نمی‌دانم که بگویم کارگری در میان کارگران هستم زیرا آن‌ها به دشواری کار و زندگی می‌کنند. من چگونه می‌توانم بگویم که دشواری‌های آنان را دارم؟
من از آن‌ها راحت‌تر زندگی می‌کنم ولی می‌توانم این را ادعا کنم که با همراه داشتن نام آن‌ها دلخوش هستیم و به این موضوع می‌بالیم. یادمان باشد که آن‌چیزی را که ما امروز داریم از یک شهید به ارث برده‌ایم او ما را به این مقصد سفارش می‌کرد.
ما در حزب جمهوری اسلامی شاخه کارگری که فعالیت می‌کردیم راغب به بحث تشکیلاتیمان نبودیم ایشان (شهید بهشتی) بودند که حتی بخشی از کار را رفتند و شخصا انجام دادند، زیرا معتقد بودند که باید برای همه کارگران کاری انجام شود.
ما فکر می‌کنیم علی‌رغم‌شناختی که از ابعاد وجودی شهید مظلوم دکتر بهشتی وجود دارد راجع به این موضوع کم صحبت شده است. ایشان به شدت علاقه‌مند به توسعه بحث تشکلات کارگری بودند و علاقه‌مند بودند که کارگران حتما در مدیریت واحد‌ها نقش 3 به 1، 2 به 3 داشته باشند و همه چیز با سرمایه نباشد. بنابراین سر این موضوع جنگیدند و حتی در دولت موقت آن زمان که چیزی را منتشر کرد که محدود می‌کرد این موضوع را مصاحبه کردند. او بود که سرمایه اصلی ما بود و ما را تشویق می‌کرد.
اتفاقا من نیز می‌خواستم بپرسم که آقای محجوب چگونه به قشر کارگر گره خوردند و 20 سال است که شما دبیر کل خانه کارگر هستید؟ راز ماندگاری شما در این راه چه بوده است؟
ما تلاشمان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب این بوده که متشکل شویم و توانستیم با اینکه جامعه کارگری کوچک بود، تشکلات زیادی ایجاد کنیم تشکلات بودند که توانستند از این خواسته‌ها صیانت کنند آن‌ها بودند که در واقع پل رابط خوبی بین ما و جامعه کارگری و خانه کارگر و بین همه مشکلات و مصائب بودند از همه آن‌ها از شورای اسلامی از انجمن‌های اسلامی تعاونی مصرف، تعاونی مسکن، انجمن‌های صنفی، نمایندگان کارگر، بسیج کارگری و از همه کسانی که در این زمینه نقش داشته‌اند باید در اینجا یاد کنیم.
این‌ها پل‌های تشکیلاتی بودند که برای مجموعه انسجام را به همراه آوردند، ما اگر رمز موفقیتی هم داریم همین انسجام تشکل است در این رابطه هم شهید مظلوم دکتر بهشتی معلممان بود. این را همه در انقلاب می‌پذیرند که ایشان بهترین معلم تشکیلات بود و او بود که با تیزبینی این مسیر را باز کرد وما را به این راه هول داد و ما را تشویق و حمایت کردند و ایستادند تا این اتفاق افتاد.
چه کسانی را انتخاب کردند؟
من، آقای کمالی و آقای ربیعی و یک تعداد دیگر. این‌ها از کسانی بودند که از جلسات ابتدایی حضور داشتند و در واقع ایشان این مجموعه را هسته ابتدایی کار می‌دانستند. از ابتدا نظر ایشان این بود که شورای مرکزی کوچکی داشته‌ باشیم وخلاف جاهای دیگر اینجا از ابتدا خیلی کوچک بنا شد.
چند نفرید تقریبا؟
همان سه نفر. ما تقریبا همیشه هم به طور منظم انتخابات برگزار کردیم. گاهی اراده‌ای بر تغییر بوده اما به تغییر منجر نشده است. تعدادی کاندید شدند اما توفیقی در کاندید شدن نداشتند. بعضی وقت‌ها هم کسی کاندید نشده است. خیلی وقت‌ها هم ما تلاش داشتیم که دیگران بیایند اما نپذیرفته‌اند، به هر حال نمی‌توانیم بگوییم این به دلیل توانایی یا دانایی من بوده است، مجلس در این رابطه به کسانی که اداره می‌کنند کمک می‌کند...... قبل از من آقای کمالی که نماینده تهران و رئیس کمیسیون کار و امور اجتماعی بودند کمک زیادی می‌کرد و گزینه بهتری نسبت به ایشان نمی‌شد داشت، ایشان از من اجرایی‌تر هم بودند من به ایشان هم گفتم و بدون تعارف هم گفتم که شما بهتر از من اداره کردید و اداره خواهید کرد.
وی گزینه قوی‌تری بود اما گفتند دیگر نمی‌خواهم در این حوزه فعالیتی داشته باشم.
مهم‌ترین کاری که در این بیست و چهار سال برای کارگران کردید چه بوده است؟
ما از هیچ شروع کردیم زیرا در واقع همان‌ها که این را بنیان گذاشتند و ه‌مان‌ها که ایجاد کردند رکن اصلی تصمیم‌گیر هستند و معمولا اختلاف و کشاکشی هم نداشتند زیرا در این سفره چیزی نبود که سرش دعوا شود.
ممکن بود که سلیقه‌ها و نظرات متفاوت بوده اما هیچ وقت شما نشنیده‌اید که کسی علیه دیگری چیزی بگوید به نفع همدیگر صحبت کرده‌اند اما علیه هم چیزی نگفته‌اند.
ما باید ببینیم قبل از انقلاب چه شرایطی داشتیم قبل از انقلاب شهرک اکباتان بزرگ‌ترین مجموعه کارگری شهر بود و بیشترین کارگر را داشته، من اینجا نماینده آن‌ها بودم، بنابراین خیلی هم تصادفی این وسط سبز نشده‌ام که بیایم. همه جور گرایشی هم بود. خیلی هم شاید نمی‌توانست مدارهای انتخاباتی این‌گونه باشد. من جوان‌ترین آن مجموعه‌ای بودم که نمایندگی می‌کردم، دوست دارم خاطره‌ای را تعریف کنم ما زمان اعتصابات نشستیم طوماری از خواسته‌های صنفیمان را مطرح کردیم، خواسته‌های صنفیمان را دادند به مسئول حفاظت آن زمان که تیمساری بود به نام تیمسار زالتاش و بعد که من در خاطرات فردوست دیدم او چه سمتی داشته است برای خودم جالب بود که ما با ایشان درگیری صنفی و فراصنفی داشتیم. ایشان طرف مذاکره آن طرف بود و ما هم با دو سه نفر دیگه مأمور مذاکره و گفتگو از این سمت بودیم. دو سه بار هم اختلاف داشته و ما را به حکومت نظامی و زندان تهدید کردند. ما با خونسردی با آن‌ها برخورد کردیم و گفتیم ما مأمور این خواسته‌ها هستیم اگر می‌دهید توافق کنیم اگر نه که نمی‌توانیم توافقی داشته باشیم.
منتهی نکته جالب‌تر این بود که ما سال آخر که انقلاب شد که اعلامیه‌های امام و حتی متن دعوت‌های خودمان که برای اعتصاب در اکباتان منتشر می‌کردیم در اتاق آقای زالتاش تکثیر می‌کردیم و نمی‌‎دانستیم که او کیست و او نیز حدس نمی‌زد که کسی که پشت دستگاه است به ما کمک می‌کند و اعلامیه‌های ما را تکثیر می‌کند. جالب‌تر اینکه اتاق کارت زنی آمریکایی‌ها هم آنجا بود زیرا صد تا آمریکایی آن‌جا کار می‌کردند و یک زمان یکی از دوستان ما آن‌جا اعلامیه‌ای توزیع کرده بود که الان هم ایشان دبیر اجرایی ما در خانه کارگر تهران است فرد آمریکایی که رفته بود پای عکس‌های شناسایی کس دیگری را که قیافه‌اش شبیه او بود را اشتباه گرفته بود و آن فرد را به اشتباه به زندان بردند که او هم از نیروهای چپ بود و چریک فدایی مخصوصی بود. بعد آمده بود با ما دعوا که شما اعلامیه‌ها را تکثیر می‌کنید و ما را به زندانش می‌فرستید؟
ما امروز وارد این حوزه‌ نشده‌ایم، ما آن سال‌ها و از سال 56 راجع به اعتصابات نشریه منتشر می‌کردیم.

پس فعالیت سیاسیتان هم از‌‌ همان زمان شروع کردید؟بله، ما در شهرک اکباتان رسما اعتصابات را رصد می‌کردیم و راجع به اعتصابات می‌نوشتیم و در محیط‌های اعتصابی رسما اعلامیه منتشر می‌کردیم. می‌دانید که جریانات چپ بیشتر منظورم مارکسیستی است که در این موضوع بیشتر فعالیت داشتند و ورود پیدا کرده بودند ما تنها جایی بودیم که غیر از جریان چپ مارکسیستی توی این حوزه به طور خاص فعالیت داشتیم و بیش از بقیه نیز مطلب می‌نوشتیم، خبر می‌زدیم و مخاطب می‌گرفتیم و اعلامیه خطاب به کارگران می‌نوشتیم چون در بزرگ‌ترین هم نشسته بودیم و حق هم داشتیم که این‌گونه به موضوع نگاه کنیم.
اواسط 57 هم به خاطر همین موضوع اخراج شدید؟
آذر 57 یا دی بود به خاطر اعتصاب اخراج شدم یعنی بعد از این اعتصاب همکاران ما توسط حکومت نظامی دستگیر شدند ما را که کم‌سن و سال‌تر بودیم راهنمایی کردند و گیرنیفتادیم. مرحوم زواره‌ای آن زمان وکیل دادگستری بود من‌‌ همان موقع برای بقیه رفتم خدمتشان و ایشان هم گفتند که عجله نکنید اگر شما حساسیت نشان دهید و ما را به عنوان وکیل انتخاب کنید ممکن است نجات این‌ها فراهم نشود سه روزی صبر کنید اگر این‌ها نیامدند اقدام کنید. در عین حال ما خیلی خواهش کردیم و حتی وجه نقدی را مطرح کردیم و ایشان رد کرد و گفت من برای این‌ کار‌ها از کسی پول نمی‌گیرم. اگر بنا شد که وکالت کنم برایتان وکالت خواهم کرد. من یک صحبتی با مأمورین انتظامی می‌کنم تا کار به دادگاه نکشد. ما با اطمینان بیرون آمدیم و دیدیم حرفش درست درآمد و اگر که ایشان تلاشی کردند ما متوجه نشدیم اما چیزی که پیش‌بینی کردند اتفاق افتاد.
شما زندانی نشدید؟
من زندانی نشدم ولی دوستانم را زندان فرستادند.
ما مهم‌ترین کاری را که می‌توانستیم انجام دهیم کار تشکیلاتی بود، اینکه چگونه کنار هم جمع شویم و بعد اینکه چگونه برای اهداف دسته‌جمعیمان بتوانیم متحد عمل کنیم و جلو برویم این مهم‌ترین کار بود و ما آن را کار بزرگی تلقی نمی‌‎کنیم بلکه کار جاری ما بوده است و چیزی بوده که مرتب انجام می‌شده.
آیا الان کارگران به جز خانه کارگر تشکل دیگری هم دارند یا انحصار در دست شماست؟
نه تشکلات متعدد از اول بوده‌اند، اما کوچک‌تر از ما هستند، ما یک بار عضویت غیرمستقیم را تجربه کردیم، یعنی تشکلاتی تأسیس کردیم، آن‌ها بدون اینکه مجبور باشند به ما پیوستند و بعد 8، 9 سال پیش که انتظارات دولت پیش آمد یک دفعه متفرق شدند، ما آن زمان عضو گیری ضعیفی از کارگران داشته و بیشتر از سی هزار نفر عضو نداشتیم. اعضا هم کم بودند و وارد بحث کمیت عضوگیری نشده بودیم و فقط اعضا کیفی را عضو می‌گرفتیم. می‌گویم 30 هزار نفر آن‌ها را سی هزار نفر ندانید چون افرادمان، افراد کیفی و بزرگی بودند.
الان که در خدمت شما هستیم توانستیم در یک دوره ده ساله آن تعداد که عضو غیرمستقیم داشتیم عضو مستقیم پیدا کنیم. یعنی الان کسانی که از ما کارت عضویت دارند و به ما حق عضویت می‌پردازند یک میلیون و هفتصد و سی و چند هزار نفر هستن که امسال ان‌شاءالله از دو میلیون نفر عبور خواهیم کرد.
شما 5 دوره در مجالس مختلف با گرایش‌های مختلف و متفاوت حضور داشته و دارید این موفقیت در کسب آرای مردم ناشی از چیست؟ یعنی اینکه شما در واقع یک تعداد طرفدار مشخص دارید که همیشه رأیشان در سبد رأگیری شما می‌آید یا این‌که مواضع میانه‌رویی شما با جناح‌های مختلف اثرگذار است؟
ما سیاسی نیستیم، این را یادتان باشد بنابراین قائدتا نمی‌توانیم هدف زدو خورد‌ها و حملات به طور شدید باشیم ولی به طور ضمنی همیشه بودیم و هرکس که همیشه به حاکمیت رسیده یک لگدی نثار ما کرده است و این طور نیست که ما از لگد کسی بی‌بهره بوده باشیم. ولی اگر شما بگویید که شما را شدید طرف حمله قرار داده‌اند این واقعیت ندارد البته کوشش هم شد که ما اصلا نباشیم و این درخت را از ریشه دربیاورند اما‌ای هم عملیاتی نشد و ما دوباره دست به بازسازی تشکیلاتی زدیم و از اول هم بهتر خودمان را بازسازی کردیم، ببینید مهم‌ترین ویژگی فعالیت‌های کارگری قرن نوزدهم و بیستم میلادی فقط تشکیلات و سازمان‌دهی است بعد بقیه عوامل است. «من، دیگری چه طوری موضعی داشته باشیم» مثلا ممکن است شما خیلی موضع ملایم داشته باشید اما ممکن است رقبایتان شما را کنار بزنند لازم نیست شما دشمن بزرگی داشته باشید.
پس کار تشکیلاتی رمز موفقیت شماست.
این هم رمز ماندگاری ماست و هم علت حضور من نوعی.
به عنوان کسی که 16، 17 سال است که در مجلس هستید یک نماینده مجلس چه قدر حقوق می‌گیرد آقای محجوب؟
ببینید مجلس در این مورد فراز و نشیبش زیاد بوده است. شما یادتان هست که هرجا جمع می‌شدند می‌گفتند نماینده فیش می‌دهند، دم مجلس هم می‌گفتند فیش می‌دهند اما موقعی که حقوق ضعیف می‌گرفتند هرگز این را نمی‌گویند. از دوره آقای حداد تلاش شد طوری شود و شد که کارمندان مجلس از نمایندگان بیشتر حقوق بگیرند الان بسیاری از کارمندان که مدرکشان کار‌شناسی ارشد هستند حقوقشان از نمایندگان بیشتر است.
جدی؟
حتی اگر نماینده دکترا داشته باشد. منظور دریافتی نیست، چون نمایندگان حقوقی را دریافت می‌کنند که حق دارند مثل بقیه خرج کنند، بقیه دریافتی‌هایشان به جهات متفاوتی است فرض کنید که دریافتی نمایندگان به دلیل هزینه‌های دفا‌تر است و هزینه کسانی که دفا‌تر را اداره می‌کنند. این بزرگ‌ترین هزینه‌ای است که مجلس و کشور برای هر نماینده‌ای می‌کند. شما ممکن است بگویید مجموع دریافتی عدد بزرگی است بله ولی این حقوق نماینده نیست قلیلی هستند که قادرند از این محل هزینه نکنند. شاید تهرانی‌ها کم خرج‌ترینشان باشند. مگر کسی که اصلا دست به فعالیتی نزند و الا اگر بخواهد آن خطوطی را که جاری است در شهری که در حوزه نمایندگی‌اش است که دفتری و نفری داشته باشد دچار کسری منابع می‌شود.
حالا می‌توانید رقم‌ها را بگویید چه قدر است؟
آخرین فیش را می‌خواهید دیگه.
بله.
باید فیش را می‌آوردم چون ناچار هستم توضیح بدهم. من تا دور هشتم حقوق مجلس دریافت نمی‌کردم. حقوق مجلس را واریز می‌کردم به همین خانه کارگر. در کارخانه‌ای که قبل از نمایندگی در آن کار می‌کردم آن‌جا ادامه حقوقم را دریافت می‌کردم و بعد از آن مجلس در آیین‌نامه جدید تکلیف کرد که نمایندگان باید حقوقشان را از مجلس بگیرند و از جای دیگر حق ندارند که حقوق بگیرند، قبل از آن زمان، این قانون وجود نداشت ونمایندگان آزاد بودند که حقوقشان را از جای دیگر دریافت کنند، در هر صورت وقتی این گونه شد من تصمیم گرفتم که‌‌ همان مسیر را ادامه بدهم و آنچه که می‌پردازند واریز کنم به صندوقی که ما داریم به نام صندوق حمایت از کارگران بیکار که از ابتدای انقلاب هم حضرت امام دو میلیون تومان برای کارگران بیمار تخصیص دادند که دو میلیون آن زمان بسیار زیاد بود و مثل دو میلیارد این دوران است. ماهم بالتبع هر چه از مجلس دریافتی اضافه داشته باشیم و چیزی فرا‌تر از آنچه که برداشت می‌کردیم به اینجا می‌ریختیم. من اتفاقا از جمله کسانی هستم که هزینه دفترم صفر است و همه را خانه کارگر می‌پردازد بنابراین من نمی‌توانم هزینه کنم چون جای دیگر دارد خرجم را می‌دهد و لذا او حق دارد که این را هزینه کند. چون خانه کارگر به اندازه کافی دفتر در حوزه نمایندگی من دارد و هرجا هم که دفتر آن‌هاست طبعا دفتر من هم هست و من هزینه‌ای در این رابطه متحمل نمی‌شوم. آنچه که امروز من برداشت می‌کنم استمرار‌‌ همان برداشت گذشته‌است. یعنی من حدود یک میلیون و پانصد و پنجاه هزار تومان در سال جاری پرداخت می‌کنم. یعنی اگر تراز من در کارخانه‌ای که کار می‌کردم را نگاه می‌کردید همین دریافتی بود. فکر می‌کنم 3200 مجموع آن چیزی است که در فیش منعکس می‌شود. ولی آنکه نماینده به عنوان حقوق دریافت می‌کند فکر می‌کنم بین 2300 تا 2600 است یعنی این نیست که 3200 دریافتی آن‌ها باشد بلکه فیش آن‌هاست.
آقای محجوب آن‌هایی که با شما در ارتباط هستند می‌دانند شما آدم ساده‌زیستی هستید.
نمی‌توانم بگویم من ساده زیست هستم بلکه بگویید متوسط‌الاحوال بهتراست. ساده زیست به کسانی چون امام (ره) و مقام معظم رهبری می‌گویند. الگوی ساده زیستی امام هستند ماهم سعی می‌کنیم تا از ایشان تقلید کنیم.
همین ساده زیستی متوسط را که نمی‌خواهید زیاد هم درباره‌اش صحبت کنید چه طور شد که اتفاق افتاد؟ چه طور شد که شما به سمت اشراف‌گری نرفتید؟
شاید تعجب کنید اگر بگویم که در آمد من قبل از انقلاب بیشتر بوده و در محیط کارگری بیشتر از امروز می‌گرفتم و هیچ وقت محتاج به پول نبودم، قبل از انقلاب من با 30 تک تومان در ماه زندگی می‌کردم و حتی پول توجیبی هم نمی‌گرفتم. مادر من یادش نمی‌آید که به من پول تو جیبی داده باشد، بنابراین این قاعده، قاعده شخصی‌ام بود و در حقیقت این قاعده قدیمی بود، جامعه ما نگاه‌شان این‌گونه بود و این درس جامعه به ما بود اما الان به خصوص بعد از جنگ به نسلی رسیدیم که جور دیگری تمرین می‌کنند و طور دیگری به موضوع نگاه می‌کنند و شاید این مسیر را کهنه بدانند.
برخی از مسئولین هم به سمت اشرافی‌گری رفتند.
ما باید این‌طور بگوییم که بعضی عادات را اشراف به پایین صادر می‌کنند. بعضی وقت‌ها ما به قول دکتر شریعتی دچار عوام‌زدگی می‌شویم.
بعضی مسئولین دچار عوام‌زدگی شدند، مگر مسیر امام این بوده است؟
شیعه و تفکراتی که ما همواره از امام علی (ع) تبلیغ کردیم درباره فاصله ایشان با ثروتمندان و نزدیکی امام با فقرا بوده است اما این تفکرات رفته رفته برعکس شد.
ما خواستیم جریان ثروت را به سمتی حرکت بدهیم که کشور سریع‌تر حرکت کند اما بعضی در این میان دچار از خودبیگانگی شدند و از خود دور شده و در این فضا گم شدند و بعد خودشان را در مال و منال دیدند و الان گاهی انگار مسابقه‌ای باشد و این مسابقه، مسابقه خطرناکی است.
نقطه شروعش چه زمانی بود؟
درست بعد از جنگ که شعار خصوصی‌سازی سردادیم وشروع کردیم به خصوصی‌سازی. شروع کردیم به بزک کردن خانه‌ها و شهر‌هایمان و برای محل کارمان هزینه کردیم. بعد از این نگرش گفتیم دوست داریم خانه‌مان جای خوب باشد و کسی درب خانه‌مان را نزند و این‌گونه دور شدیم.
این مسائل دست به دست هم داد و من نمی‌خواهم بگویم اشرافیت که این‌ها اشراف زدگی و اشرافیت گزیدگی است.
در حالی که این‌ها تمرینات و اداهای ناشیانه است. ما باید زهد را در شیعه زیاد کنیم البته نه زهد رهبانی مسیحیت بلکه باید زهد علوی را تمرین کنیم‌‌ همان که رهبر به ساده‌زیستی تعبیر کردند و چه‌قدر هم بر روی آن ایستادگی نمودند و ما بی‌توجهی کردیم.
آقای محجوب رنگ و بوی جبهه را درک کرده‌اند؟
بله، به دو طریق. جنگ که شد به شکل مقطعی رفتم ولی سال 60 امام هیئت پیگیری فرمان را درست کردند ما هم یکی از این هیئت‌ها بودیم و مأموریتمان در خوزستان بود و یک سال در خوزستان بودیم، شب‌ها به جبهه می‌رفتیم و روز‌ها هم در محل کار. به این ترتیب یک سال بودیم که البته یک سال هم خودمان به آن اضافه کردیم و 2 سال در جبهه حضور داشتیم.
شهدای کارگر چه تعدادی هستند؟
16 هزار و اندی.
شما چه طور مجلس پنجم رأی آوردید؟
در مجلس پنجم در حقیقت در لیست جریانات متعدد قرار گرفتم، اول قرار شد که جامعه روحانیت مبارز مرا در لیست قرار دهند آقای ناطق نوری هم 2 جلسه مرا دعوت کردند و صحبت کردند و بعد هم اعلام کردند که نشد. حتی در مجلس چهارم هم اصرار از سوی بعضی از کسانی که در شورای مرکزی بودند رأی لازم را کسب نکرد بنابراین ما خود به خود از لیست مقابل دعوت شدیم و قرار گرفتیم در آن.
ما شانس رأی داشتیم اما قطعا شانس رأیمان جایی نبود که در آن واقع شدیم ممکن بود که در آخرهای لیست رأی بیاوریم اما وسط لیست واقع شدیم، در حقیقت به طور طبیعی اگر بنده در لیستی هم نبودم انتخاب می‌شدم.
مهم‌ترین نقد آن زمانتان به دولت و یا در حقیقت مهم‌ترین شعارتان چه بود؟
من عرض کردم که ما از ابتدا با خصوصی‌سازی مخالف بودیم ما با بخش خصوصی مخالف نیستیم با رویه‌ای مخالفیم که منجر به عوارضی شد که قبل از این‌که سرمایه‌داری را زنده کند، روح سرمایه‌داری را زنده کرد و قبل از این‌که سرمایه‌داران بیایند ادا و اطفارشان آمد.
ممکن که در لیست‌هایی هم واقع شده باشیم که عکس ما تبلیغ می‌کردند اما هرگز با کسی نه تفاهم، نه متن نوشتیم و نه حاضر شدیم با کسی در این باب مطلبی بنویسیم. ما همواره اعلام موضع داشتیم که مواضعمان نیز همین‌هاست.
در مجلس ششم نیز با من اختلاف سیاسی ویژه‌ای نداشتند زیرا من نه نطق سیاسی داشتم و نه حضور سیاسی که کسی بتواند ما و تشکیلاتمان را متهم کند ولی حرف این بود که بگویید با خصوصی‌سازی چه طور رابطه‌ای دارید و ما صراحتا عرض کردیم که مخالفیم و نمی‌توانیم به نفع خصوصی‌سازی شعار بدهیم. ما مخالف خصوصی‌سازی هستیم اما من با بخش خصوصی مخالف نبوده و یا طرفدار توسعه دولت نیستم، من درست عکس این تفکر را داشتم.
یک جا گفته بودید که رکود فعلی مربوط به یک دولت نیست و از سال 72 آغاز شده است و در سال 74 شدت پیدا کرده و تا حالا نیز ادامه داشته است. این رکود در سال 72 چگونه ایجاد شد؟ و به خاطر چه اشتباهی در سیاست‌گذاری، مردم ما هنوز تاوانش را دارند پس می‌دهند؟
جنگ پدیده غریبی است برای همین است که طبقات ضعیف همیشه طرفدار صلح هستند و اگر اسلام هم طرفدار صلح است چون مسلما جنگ تبعات بسیار بدی دارد، وقتی جنگ تمام می‌شود تازه انسان متوجه تبعات بدش می‌شود.
جنگ که تمام شد آمدیم سیاست‌های پولی را هدف گرفتیم. دولت در سال 64 با بد‌ترین نوع فروش نفت روبه‌رو شد و با تدبیری که ما را در بد‌ترین شرایط هزینه جنگ قرار داده بود.
شهید رجایی قهرمان رکورد بودجه بدون حاشیه است. شهید بهشتی و خصوصا شهید رجایی در دولتش تحت تعلیمات شهید بهشتی یک رکورد به جا گذاشت و بودجه‌ای را به اثبات رساند که رابطه‌اش با تولید ناخالص داخلی ما 29 به 100 بود.
ما وقتی مشکل پیدا می‌کردیم به جای این‌که کار بیشتر کنیم، مالیات بیشتر تولید کنیم و... آمدیم راه ساده را انتخاب کردیم یعنی بانکی‌ها راه ساده جلوی ما گذاشتند و کسانی که با سیاست‌های پولی سروکار دارند به ما راه ساده را آموختند چون بیشترین کسریمان هم با بانک مبادله می‌شد.
بانک‌ها این راه را نشان دادند که ما عمل کاهش نرخ پول ملی را ضامن این موضوع قرار دهیم، نیامدیم مثل جنگ دوم اسکناس را بدون پشتوانه چاپ کنیم اما کاری نامطلوب‌تر از آن کردیم وآن این بود که آمدیم ارزش غیررسمی برای دلار تعریف کردیم، و دلار شناور و ارز صادراتی و کالای انتقالی بدون ارز باعث شد که بازار ارز یک دفعه 20 برابر، 25 برابر بازار سیاه ارز با بازار رسمی فاصله پیدا کند. بنابراین از اینجا انحراف معیار و رکود شروع شد.
تجار، پول‌بازان یعنی بانک‌ها منشأ بیماری اقتصادی هستند بنابراین ما از عدد 29 که رکورد شهید رجایی در سال 59 بود در سال 72، به عدد 63 رسیدیم و در سال 74 هم می‌رسیم به رقمی حدود 81 درصد تولید ناخالص داخلی.
و جالب است که از سال 68 هم شعار خصوصی‌سازی و کوچک‌تر کردن دولت می‌دهیم اما عمیقا این دولت در حال به شدت بزرگ شدن و تبدیل به بد‌ترین شکل دولت است.
قانون اساسی به شدت مذمت کرده است که دولت کارفرمایی شود در 74 سازمان برنامه بودجه آن زمان اعلام کرده که ما در فقر بالایی در شهر تهران که سمبل شهرهای دیگر است به سر می‌بریم طوری که گفته شد 17 و اندی درصد فقر ما در استان تهران است که یکی از بالا‌ترین درصدهای فقر است که ما رکوردش را زده‌ایم. رکود ابتدا به فقرا می‌تازد اهمیت کلام آن‌ها را وقتی می‌فهمید که مطالعه راجع به فقر در استان تهران را نگاه کنید رسمی‌ترین سایت هم این مطالعه را داشته و کسانی نیز تحقیق کرده‌اند که موافق خصوصی‌سازی هم هستند.

ادامه مطلب...




موضوع مطلب : برنامه شناسنامه, محجوب در شناسنامه

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شفاف:حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی آهنگران، فعال سیاسی و فرهنگی و فرزند حاج صادق آهنگران در فیسبوک نوشت:
ما طلبه ها وقتی در حوزه های علمیه دروس مقدماتی را شروع می کنیم از سوی علما و اساتیدمان توصیه بسیار به حفظ و رعایت شؤونات طلبگی و لباس مقدس روحانیت می شویم. یک طلبه علوم دین باید بیش از سایر مردم مراقب وفتار و حرکات خود باشد مثلاً یک طلبه نباید با لباس روحانیت در خیابان ساندویچ گاز بزند یا مثلاً بستنی لیس بزند یا تخمه بشکند . نباید نعره بکشد یا سوت بزند. نه اینکه این امور خلاف شرع یا حرام باشند ، نه ، اما قطعاًخلاف شان طلبگی است
طلاب و معممین وظیفه دارند بیش از دیگران مراقب متانت و اخلاق و حیثیت خود باشندو اگر نباشند شایسته لباس اهل بیت نیستند. ما پیرو مکتب عالمان بزرگی چون مرحوم آیت الله قاضی علامه طباطبایی آیت الله بهجت و سایر ستارگان آسمان اخلاق و فضیلتیم و باید حرمت اسلام و شیعه را حفظ کنیم
کاری به ماوقع استیضاح دکتر فرجی دانا ندارم که اینجا موضوع بحثم نیست اما چند تصویر از جناب حمید رسایی دیدم که با چهره ای خاص طعنه ای به رئیس محترم مجلس زده و این طعنه را به شکلی عجیب در مقابل چشم رسانه ها نشان داده بودند
به عنوان یک طلبه کوچک به این نماینده محترم مجلس عرض می کنم : برادر عزیز شآن نمایندگی مجلس به کنار، این نوع ادا و اطوار خلاف شآن روحانیت است شما که بحمدلله صاحب چندین رقم رسانه و تریبون و منبر و روزنامه هستید هم نامتان رسایی است و هم صدای رسایی دارید می توانید پیغامتان را از طرق معمول بیان نمایید
این رفتارتان باعث خنده و مضحکه و مخدوش کننده منش طلبگی شماست. از خدای متعال می خواهیم قول و فعلمان حکیمانه و خردمندانه باشد




موضوع مطلب :

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ، برنامه تلویزیونی دیروز، امروز فردا با محوریت موضوع «نقش روحانیت در عرصه فرهنگی کشور» پنجشنبه شب 30 مرداد با حضور حجت السلام و المسلمین غلامی رئیس مرکزپژوهش‌های علوم انسانی - اسلامی صدرا و حجت الاسلام سعدی رئیس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع) از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.

حجت الاسلام غلامی در این برنامه گفت: فرهنگ، نه‌تنها پایه‌های پیشرفت همه‌جانبه ما را می‌سازد بلکه قوه محرکه ما در همه عرصه‌های پیشرفت به شمار می‌رود. باید توجه کنیم که در در طول 35 سال گذشته در مسأله فرهنگ به حال خود رها نشده‌ایم و با هجمه وسیع فرهنگی در نظام جهانی مواجه بوده‌ایم به‌طوری که دشمنان ما همه امکانات خود را در عرصه مقابله با ما به میدان آورده‌اند. هنوز آثار فضاسازی‌های غلط دهه قبل در نسل فعلی ما مشهود است. خوشبختانه مردم ما در مقابل هجمه‌های فرهنگی وارده به جد مقاومت کرده‌اند. در غیر این‌صورت شاکله فرهنگی ما پا برجا نمی‌ماند.

رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی - اسلامی صدرا ادامه داد: باید بگویم که علی‌رغم خطیر بودن و منفی بودن نمره فرهنگی کشور در برخی عرصه‌ها به مقوله فرهنگ کشور نمره منفی نمی‌دهم. وقتی صحبت از فرهنگ ایرانی می‌کنیم باید توجه کنیم که فرهنگ ایرانی در فرهنگ اسلامی ذوب و جذب شده است لذا تفکیک این دو ممکن نیست و در واقع چنین تفکیکی نه مقبولیت تاریخی بلکه مقبولیت عقلانی هم ندارد.‌‌‌ فرهنگ را نمی‌توان از سایر ابعاد زندگی انسان جدا کرد چراکه در تمامی ابعاد فرهنگی- اجتماعی انسان تعریف و توجیه پذیر است. سیاست‌زدگی در عرصه فرهنگی عامل ایجاد تناقضات فرهنگی موجود در کشور است.

وی ریشه بروز تناقضات فرهنگی کشور را در تن ندادن به فرهنگ اصیل اسلامی که مورد سفارش دین است دانست و افزود: متاسفانه با ورود دولت‌ها به مقوله فرهنگ باعث سیاسی شدن آن شده‌ایم اما تا کی باید شاهد ظلم دولت‌ها و اعمال مطالبات آن‌ها در مقوله فرهنگ باشیم؟

غلامی همچنین درمورد سطح و نحوه ارتباط بین نسل جوان و نسل جدید روحانیت حوزه گفت: این ارتباط در عصر حاضر بسیار خوب و صمیمانه است. اما خوب و صمیمانه بودنش آن‌چنان که باید انعکاس نیافته و دیده نشده است. ضمن این‌که نمی‌توان ادعا کرد که در این مقوله با نقطه مطلوب فاصله‌ای وجود ندارد. در دهه اول انقلاب اصل نظام و تثبیت آن مسئله‌ای بوده که بخش عمده از عملکرد روحانیت را به خود مشغول می‌کند. این در حالی است که بعد از اتمام جنگ حوزه علمیه در تلاش بود تا به ازای ما به ازا های لازم به بخشی از انتظارات روز از خود پاسخ دهد بنابراین باید نگریست که آیا مسئله نرسیدن به نقطه مطلوب ارتباط با نسل جوان از حوزه و روحانیت و دوگانگی رفتاری آن‌هاست یا این‌که اصلا اجازه پیاده کردن اصول اسلامی توسط دولت‌ها به این قشر داده نمی‌شود؟

رئیس مرکزپژوهش های علوم انسانی - اسلامی صدرا درترسیم افق پیش روی روحانیت و حوزه علمیه در عصر حاضر نیز گفت: برای پاسخ به این امر باید ابتدا رسالت حوزه و روحانیت را بشناسیم. هنوز در حوزه فرهنگ و هنر نتوانسته ایم دستگاه جامع اسلام را کشف کنیم و هنوز مسائل فقهی فراوانی در حوزه فرهنگ و هنر بی‌جواب مانده است. پس نباید متوقع باشیم که حوزه‌های علمیه ما فیلم بسازند بلکه باید جایگاه روحانیت را شناخته و طبق آن از این جامعه توقع داشته باشیم.

غلامی ادامه داد: در شرایط کنونی شاهدیم که حتی در مورد این‌که آیا می‌توان سینمای دینی داشت یا نه بحث می‌شود. بنابراین در مقام عمل به مدیریت فرهنگی کشور نقدهایی وارد است، حال آیا باید نشست و منتظر بود که تمام بار فرهنگی کشور بر دوش رهبری باشد یا باید در این امر با رهبری همکاری صورت گیرد؟

رئیس مرکزپژوهش‌های علوم انسانی - اسلامی صدرا در بخشی دیگر، با بیان این‌که امروز نظریه‌پردازی یک امر فرآیندی است و نمی‌توان با نگاه پروژه‌ای به آن نگاه کرد، گفت: باید زمان لازم برای به پختگی رسیدن این نظریه‌پردازی فراهم شود تا زمینه به بلوغ رسیدن نظریه‌های ارائه‌شده فراهم و فرصت عملیاتی شدن آن‌ها نیز ایجاد شود. در اقتصاد اسلامی تلاش‌های زیادی برای بست نظریه‌های اسلامی توسط شاگردان شهید صدر اعمال و دنباله روی شده تا جائی که به جایگاه خوبی رسیده‌ایم. در حوزه‌های تعلیم و تربیت نیز نظریه‌های پخته و پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم ولی تحول بنیادین اسلامی در دانشگاه‌ها را نتوانسته‌ایم ایجاد کنیم چرا که امکان اجرا فراهم نشده است چراکه بخشی از این مقوله باید از سوی حوزه و بخش دیگر آن باید از سوی حاکمیت و دولت‌ها تحقق یابد.

حجت الاسلام غلامی همچنین با بیان این‌که نمی‌توان گفت در دهه اول انقلاب با مشکل فرهنگی مواجه نبوده‌ایم، ولی ظهور و بروز فعلی را نداشته است. در برخی برهه‌ها نه تنها سیاست‌های خوبی نداشته‌ایم بلکه سیاست‌هایی را اعمال کرده‌ایم که فرهنگ را به حاشیه برده است. جهانی‌شدن فرهنگ بحثی تاریخ‌گذشته است که حتی نظریه پردازان مطرح آن نیز امروز از وحدت و واحد بودن آن دفاع نمی‌کنند. در عصر کنونی این مقوله به شدت به افول گراییده است و در مقابل، ما شاهد گسترش فرهنگ اسلامی و سبک زندگی اسلامی در قلب جهان و نیز نفوذ تفکر انقلابی خود در بسیاری از کشورها حتی در قلب کشورهای غربی هستیم لذا اگر جهانی شدن مطرح بود امروز شاهد عقب‌نشینی نظریه‌پردازان آن نبودیم.

ایران اسلامی داریم ولی اسلام ایرانی نداریم

حجت الاسلام سعدی رئیس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق نیز در برنامه دیروز، امروز فردا با بیان این‌که وقتی دم از فرهنگ می‌زنیم، مجموعه‌ای از عواطف و احساسات و سبک زندگی برایمان تعبیر می‌شود، گفت: گاهی در برخی رسانه‌هایی که نگاه سطحی به مقوله فرهنگ دارند، شاهد این هستیم که دم از افت فرهنگ جامعه می‌زنند در صورتی‌که چنین نیست چرا که فرهنگ ما در سایه انقلاب رشد و توسعه قابل قبولی داشته است تا جایی‌که در عصر حاضر نیز شاهد دفاع های عقلایی جوانان از باورهای دینی و انقلابی‌شان هستیم. باورهای فرهنگی عموم مردم نه تنها کم رنگ نشده بلکه در برخی جاها پر رنگ‌تر هم شده است.

این استاد دانشگاه در مورد فقدان نظریه‌های فرهنگی در عصر حاضر گفت: موافق این هستم که در عصر حاضر با فقدان نظریه‌های فرهنگی مواجه هستیم تا جایی‌که در بین نسل جوان ما مطرح است که الگوی ما ایرانی است یا اسلامی؟، بر این اساس باید گفت که ایران اسلامی داریم ولی اسلام ایرانی نداریم چرا که اسلام، اسلام است.

حجت الاسلام سعدی گفت: امروز روحانیت باید در تبیین عادلانه دین پر رنگ‌تر از گذشته وارد شوند، با تکیه بر این دیدگاه نیز باید گفت که وقتی فردی تکلیف‌گرا حرکت کند، خیلی به فکر بیان کارخود نخواهد بود و صرفا بر مبنای تکلیفی که بر دوشش است رفتار خواهد کرد. بر مبنای همین تکلیف گرائی است که امروز روحانیت به عنوان پاسدار نهاد دینی سخت مشغول نهادسازی در حوزه دینی کشور است.

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق با تاکید بر ‌این‌که رسالت حوزویان و عالمان دینی تبیین دین است، گفت: متاسفانه در این زمینه با وضعیت مطلوب فاصله داریم البته باید بگویم با توجه به ارتباط نزدیکم با حوزویان شاهد تلاش های بسیار زیاد روحانیت در رساندن وضعیت فرهنگی کشور به شرایط مطلوب مد نظربوده‌ام. از جمله تلاش‌های انجام شده روحانیت در تبیین فرهنگی می‌توان به تلاش‌های شهید صدر در حوزه اقتصادی و مکتب اقتصادی اشاره کرد که ایشان به موفقیت‌های ارزنده‌ای در تبیین دیدگاه اقتصاد اسلامی دست یافته‌اند اما در حوزه فرهنگ به‌خاطر مظلومیت آن رسیدن به مطلوب فرهنگی به تاخیر افتاده است.

وی گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت رصد مسائل فرهنگی و ارجاع آن‌ها به مراکز حل مسائل را به عهده دارد. معتقدم بسیاری از مشکلات فرهنگی ناشی از جایگاه‌هایی است که باید در مقوله فرهنگی اعمال نظرداشته باشند. شورای عالی انقلاب فرهنگی باید مسائل فرهنگی کشور را رصد کرده و دسته‌بندی کند تا حوزه آنها را به اجرا درآورد. مواجهه انبیاء با مخاطبین بخش مهمی از ایفای رسالتی بوده که برعهده آنها قرار داشته است.

سعدی در پایان گفت: باید قاعده بازی در حوزه فرهنگ را پذیرفت. پذیرش فرهنگ باید از طریق اقناع صورت گیرد چرا که نمی‌توان با اعمال فشار فرهنگ‌سازی کرد، پس در عرصه فعالیت فرهنگی باید توجه شود که در سوی مقابل ما رقیب فرهنگی‌مان به دنبال اعمال شدیدترین مهندسی فرهنگی علیه ما است.




موضوع مطلب : مشروح برنامه دیروز امروز فردا

روایاتی که از ائمه معصومین(ع) درباره علائم شیعه واقعی در کتاب های حدیثی نقل شده، بهترین معیار برای ارزیابی شیعیان است، بگونه ای که در کتاب «صفات شیعه» از شیخ صدوق در این زمینه احادیث بسیاری ذکر شده است.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598:امروز سی ویکم مرداد مصادف با بیست و پنجم شوال سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) است؛ معصومی که فرمود: «من امام کسی هستم که از من پیروی کند».
پیروان و شیعیان ائمه معصومین(ع) زمانی می توانند خود را شیعه راستین و پیرو واقعی بدانند که به دستورات آنان جامه عمل پوشانده و به فرموده امام صادق(ع) زینت امامان خود باشند.
آن حضرت خطاب به شیعیان فرمود: ای گروه شیعه، زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید.
ابو اسامه بن زید یکی از یاران امام ششم می گوید: امام صادق(ع) فرمود سلام مرا به هر کسی که پیرو ماست و به گفته های ما گوش می کند، ابلاغ کن و از طرف من بگو که شما را به پرهیزکاری در دینتان، و تلاش و کوشش در راه خدا، و راستگویی و امانت داری و سجده های طولانی و نیکو همسایه داری سفارش می کنم.
امام ششم در ادامه فرمود: زیرا هر گاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد و راست بگوید و امانت را رد کند و اخلاقش را با مردم نیکو گرداند، مردم می گویند «این، جعفری مذهب است و این، مرا شادمان می سازد و از بابت آن شادمان می شوم» و می گویند «این است روش ادب و تربیت جعفر صادق»، ولی اگر برخلاف این باشد، گرفتاری آن به من می رسد و گفته می شود که این هم اثر تربیتی اوست!
امام صادق (ع) در روایتی دیگر به شیعیان سفارش کردند: با رفتارتان دعوت کننده دیگران باشید تا آنان از شما پرهیزکاری و تلاش و نماز و نیکی بینند که این، بیشتر دیگران را دعوت می کند.
ایشان همچنین حفظ نماز و اسرار و مواسات (به هم کمک کردن) را از ویژگی های پیروان خود دانسته و فرمود: شیعیان ما را در سه وقت امتحان کنید؛ در وقت نماز که چگونه بر آن محافظت می کنند، در نزد اسرار آنها که چگونه آن را از دشمنان ما حفظ می کنند و در نزد اموالشان که چگونه بوسیله آن با برادران خویش همدردی می کنند.
همچنین امام صادق(ع) به شیعیان سفارش کردند تا عفت و حیا را سرمشق خود سازند و فرمود: همانا شیعه علی(ع) کسی است که عفت شکم و دامن دارد، تلاشش زیاد و عملش برای خدا باشد و امید ثواب از او داشته باشد و از عقابش بترسد. پس اگر چنین افرادی را دیدی آنها شیعیان جعفر(ع) می باشند.
در روایتی دیگر امام صادق (ع) اینگونه شیعیان را خطاب کردند: ای گروه شیعه، زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید.
هشتمین معصوم(ع) درباره صفات شیعیان فرمود: کسی که به زبان (شیعه بودن را) اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد؛ از شیعیان ما نیست؛ شیعه کسی است که با زبان و قلبش موافق ما باشد و از آثار ما پیروی نماید و طبق رفتار ما رفتار کند.
همچنین آن حضرت گروهی را مورد لعن و نفرین قرار داده و فرمود: گروهی خیال می کنند که من امام آنها هستم. به خدا قسم من امام آنها نیستم. نفرین خدا بر آنها باد. (زیرا) هر گاه رازی را پنهان می کنم؛ آنها آشکار می کنند. من می گویم چنین و چنین است و آنها می گویند چنین و چنان اراده کرده است. همانا من امام کسی هستم که از من پیروی کند.
ایشان در روایتی دیگر فرمودند: دروغ گفته است کسی که می پندارد از شیعیان ماست ولی چنگ به ریسمان دیگران می زند.
زمانیکه گروهی از شیعیان در نزد امام صادق(ع) مورد تعریف و تمجید قرار گرفتند، آن حضرت پرسید «عیادت ثروتمندان آنها از فقرا چگونه است؟» گفته شد که کم است و امام سووال کردند «دیدن و سر زدن ثروتمندان آنها از فقرا چگونه است؟» که عرض کردند اندک است و آن حضرت پرسیدند «کمک کردن ثروتمندان آنها نسبت به فقرایشان چگونه است؟» گفتند که شما اخلاقی را بیان می کنید که نزد ما کم است و امام در کمال تعجب پرسیدند «پس چگونه آنها خود را شیعه می پندارند؟»
ششمین امام شیعیان که کنیه او ابوعبدالله و لقب مشهورش صادق است، القاب دیگری نیز از جمله «صابر»، «طاهر» و «فاضل» دارد.
ولادت این امام همام هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری بود، اما برخی مورخان ولادت آن حضرت را در سال 80 نوشته اند.
از آغاز ولادت تا هنگام رحلت این امام بزرگوار، 10 نفر از امویان به نام های عبدالملک پسر مروان، ولید پسر عبدالملک(ولید اول)، سلیمان پسر عبدالملک، عمر پسر عبدالعزیز، یزید پسر عبدالملک(یزید دوم)، هشام پسر عبدالملک، ولید پسر یزید(ولید دوم)، یزید پسر ولید(یزید سوم)، ابراهیم پسر ولید و مروان پسر محمد و دو تن از عباسیان بر حوزه اسلامی حکومت داشته اند.
آغاز امامت امام صادق(ع) با حکومت هشام پسر عبدالملک و پایان آن با دوازدهمین سال از حکومت ابوجعفر منصور(المنصور بالله) مشهور به «دوانیقی» مصادف بوده است.
امام جعفر صادق (ع) 31 سال و به روایتی 34 سال در کنار پدرش امام باقر(ع) بوده است. روایت های رسیده از آن حضرت در مسایل مختلف فقهی و کلامی، مجموعه ای گسترده و متنوعی است و بر همین اساس مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده اند.
امام صادق(ع) را از آن جهت «شیخ الائمه» گفته اند که در میان ائمه معصومین(ع) بیشترین عمر را داشتند و مدتی زندگی آن حضرت 65 سال بود.
سرانجام «منصور دوانیقی» با نقشه و دسیسه خود آن حضرت را مسموم کرد و امام صادق (ع) در 25 شوال سال 148هجری به شهادت رسیدند. قبرستان بقیع در شهر مدینه مدفن آن امام بزرگوار است.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2793
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453378