سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2788
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453373
صفحات وبلاگ
نویسندگان

به بهانه حضور آربی آوانسیان در موزه سینمای تهران
آربی در تیم هرزه‌گان بنیاد فرح پهلوی در جشن­های هنر شیراز نقش موثری در تهییج احساسات مردم مسلمان علیه رژیم پهلوی ایجاد می­کند؛ نمایش با راهکار تجربی "خوک؛ بچه؛ آتش" به کارگردانی وی آتش اعتراض مردم شیراز را علیه هنجارشکنی هایش برمی انگیزد.
حسن جعفری: روزنامه ایران در آخرین صفحه شماره دوشنبه 25 دی ماه از حضور آربی آوانسیان از ارامنه جلفای اصفهان در تهران یاد می کند و او را هنرمند قدیمی تئاترو سینمای ایران می نامد. آربی آوانسیان در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، با حمایت و دعوت انجمن فرهنگی ایران و آلمان "گوته" از ایران خارج و بعد از مدتی اقامت در آن کشور؛ پاریس را برای سکونت برگزید.

به گزارش فرزانگان امیدوار از بولتن نیوز، وی هر از چندگاه به صورت غیر رسمی به ایران سر زده و بخشی از فعالیت هایش را در ارمنستان و ایده های به ظاهر ارامنه و ارمنستان بزرگ ترویج می‌کند.
آربی آوانسیان متولد 1321 در اصفهان است؛ او کار تئاتر خود را با گروه تئاتر ارمن در باشگاه آرارات آغاز کرد که در تیم کاری وی افراد بدنامی همچون آشور بانی پال همکار می کردند.
آربی آوانسیان بین سال‌های 1348 تا 1353 در مدرسه عالی رادیو و تلویزیون ملی ایران به تدریس تجزیه و تحلیل فیلم و زیبایی‌شناسی فیلم و در سال‌های 1351 تا 1352 در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، کارگردانی و بازیگری تئاتر می پردازد. از سال 1348 در تاسیس و مدیریت کارگاه نمایش همکاری داشت. در طول 12 سال فعالیت کارگاه نمایش، آربی آوانسیان به عنوان یکی از کارگردان‌های تجربه‌های جدید!در زمینه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی و کارگردانی شناخته می­شود. جریان روشنفکری هرزگرا او را پدیدآورنده‌ی راه‌کارهای تجربی در حوزه‌ی کارگردانی تئاتر در ایران به شمار می‌آورد!
آربی در تیم هرزه‌گان بنیاد فرح پهلوی در جشن­های هنر شیراز نقش موثری در تهییج احساسات مردم مسلمان علیه رژیم پهلوی ایجاد می­کند؛ نمایش با راهکار تجربی "خوک؛ بچه؛ آتش" به کارگردانی وی آتش اعتراض مردم شیراز را علیه هنجارشکنی هایش برمی انگیزد. این جشن ها برنامه های هرزه ای بودند که رژیم پهلوی در 10 سال پایانی عمر سیاسی خود در شهر شیراز به نام فرح پهلوی برگزار می کرد.
هدف از برگزاری این جشن استحاله فرهنگی اسلامی مردم و باز کردن راه نفوذ فرهنگ غرب به داخل کشور بود. کسانی که به عنوان «هنرمند» از آمریکا و کشورهای اروپایی برای شرکت در جشن هنر شیراز به ایران دعوت شده بودند، شامل رقاصه‌ها، فاحشه‌ها، موسیقی‌دانان، خوانندگان و بازیگران فیلم‌های غیراخلاقی سینماهای غربی یا مطربین محلی همچون ل.چ.، ش. ر. بودند. به همین دلیل، این برنامه‌ها نتوانست با مردم ایران ارتباط برقرار کند، زیرا با فرهنگ مردم هیچ‌گونه ارتباط و موانستی نداشت. اگرچه جشن هنر شیراز و هزینه های سرسام آور آن، رسوایی کامل برای سیستم بود؛ اما برنامه نمایش "اربی اوانسیان" روشن ساختن فتیله شور و احساسات نهفته مردم بود.
آنتونی پارسونز "سفیر انگلیس" شرح ماجرای نمایش فوق را این‌گونه بیان می‌دارد:
«جشن هنر سال1356 در ماه رمضان در شهر شیراز، از نظر کثرت صحنه‌های اهانت‌آمیز به ارزش‌های اخلاقی ایرانیان از جشن های هنر پیشین فراتر رفته بود. به عنوان مثال یک باب مغازه را در یکی از خیابان‌های پر رفت و آمد شیراز اجاره کرده و ظاهراً می‌خواستند برنامه خود را کاملاً طبیعی در کنار خیابان اجرا کنند، صحنه نمایش نیمی از داخل مغازه و نیمی در پیاده‌رو مقابل آن بود. یکی از صحنه‌هایی که در پیاده‌رو اجرا می‌شد، تجاوز به عنف بود که به طور کامل (نه به طور نمایشی و وانمودسازی) به وسیله یک مرد (کاملاً عریان یا بدون شلوار درست به خاطر ندارم) با یک زن که پیراهنش به وسیله مرد متجاوز چاک داده می‌شود، در مقابل چشم همه صورت گرفت. ولی موضوع به شیراز محدود نشد و توفان اعتراض که علیه این نمایش برخاست، به مطبوعات و تلویزیون هم رسید. من به این خاطر موضوع را با شاه در میان گذاشته و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا می‌شد، کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی‌بردند.»
در آن زمان روحانیون بزرگ شیراز همچون مرحوم دستغیب به اعتراض به نمایش خیابانی تئاتر آربی آوانسیان پرداختند و موج اعتراض به برنامه‌های جشن در این سال بالا گرفت و در اکثر محافل رسمی و نیمه رسمی و مطبوعات انتقادات و اعتراضات قابل توجهی بروز کرد.
با انتشار خبر برگزاری نمایش مذکور و رسیدن آن به نجف اشرف، حضرت امام خمینی(ره) به شدت برآشفتند و موضع‌گیری بسیار تند و شدیداللحنی را نسبت به رژیم پهلوی اتخاذ کردند. ایشان طی سخنرانی در مسجد شیخ انصاری نجف اشرف در 7/6/56 چنین فرمودند:
«شما نمی‌دانید که اخیراً چه شده است. در شیراز عمل شد و در تهران می‌گویند بناست عمل بشود و کسی حرف نمی‌زند! آقایان ایران هم حرف نمی‌زنند، من نمی‌دانم چرا حرف نمی‌زنند؟! این همه فحشا دارد می‌شود و این دیگر آخرش است یا نمی‌دانم از این آخرتر هم دارد! در بین تمام مردم، جمعیت نشان دادند اعمال جنسی را! و [آقایان] نفس‌شان درنیامد. دیگر برای کجا گذاشتند؟ برای کی؟ چه وقت می‌خواهند یک صحبتی بکنند؟ خوشمزه این است که خود سازمان‌ها و خود دولت و خود مردکه کذا [شاه] همین معنا با رضایت آنهاست، بی‌اذن، آنها مگر امکان دارد یک همچو امری واقع بشود؟ یک همچو فحشایی واقع بشود خود آنها این کار را می‌کنند و بعد روزنامه‌نویس را وادار می‌کنند که انتقاد کند که کار قبیحی بود، کار وقیحی بود حالا به گوش مردم برود، آنجا به چشم مردم بخورد، اینها همه به گوش مردم بخورد که یک خرده آدم بشوند(و( آتش‌ها اگر باشد خاموش بشود، فردا هم درتهران خدای نخواسته این کار خواهد انجام گرفت و نه آخوندی و نه سیاسی‌ای و نه دکتری و نه مهندسی و نه دیگری اعتراض نمی‌کند. اینها باید اعتراض بشود، باید گفته بشود. اگر ملت‌ها همه با هم، ملت همه با هم، مطلبی را اعتراض کنند و احکام اسلام را بایستند و بگویند، امکان ندارد که همچو قضایایی واقع بشود. از سستی ما و ضعف ما و استفاده از ضعف ما [می‌گویند] اینها یک دسته‌ای هستند ضعیف و بیچاره! در صورتی که شما قوه دارید، پشتوانه‌تان ملت است. ملت باز مسلمان است. این ملت مسلمان علاقه دارد به اسلام، علاقه دارد به روحانی اسلام،... اینها همه باید دست به دست هم بدهند باید اجتماع کنند، فقیهش با مهندسش، دکترش با محصلش، دانشگاهی با مدرسه‌ایش دست به دست هم بدهند تا بتوانند یک کاری انجام بدهند و بتوانند از زیر این بارهایی که بر آنها تحمیل می‌شود، از زیر این بارها بیرون بروند و نمی‌کنند! من نمی‌دانم چرا! حالا این قدری شروع شده است در ایران، یک مقداری شروع شده، یک فرصتی پیدا شده است و امید است ان‌شاء الله فرصت‌های خوبی پیش بیاید. ان‌شاء الله خداوند تبارک و تعالی به همه شما توفیق بدهد و اسلام را تأیید کند و علمای اسلام را تأیید کند و محصلین را تأیید کند و مسلمین را تأیید کند.»
در همین رابطه روزنامه اطلاعات نیز در شماره 12 شهریور سال 1356 خود در زمینه‌ برنامه‌های جشن هنر شیراز نامه یکی از خوانندگان خود را چاپ کرد. در بخشی از این نامه آمده بود:
«در فلسفه وجودی و تأیید موجودیت جشن هنر شیراز که حالا یازده ساله شده است، حرفی ندارم، چرا که حرف این مقوله را به هنرشناسان باید سپرد. پس بی‌هیچ کلامی از آن درمی‌گذریم. اما در حالی که آرم جشن هنر اینجا و آنجا در شیراز به چشم می‌خورد و شهر حافظ پیوندگاه هنر جهان شده است، در قسمتی از پیاده‌رو خیابان فردوسی این شهر شاهد آمیزش کثیف جنسی چند به اصطلاح هنرمند باید بود که به وسیله جوجه‌ هنرمندان ایرانی، طرفداری می‌شوند و قداره‌کشی‌های وطنی را اجیر کرده‌اند تا این زباله را به زور «دگنک» و «سون‌آپ» به خورد مردم بدهد! مردم ما، این قبیل حرکات شنیع و چندش‌آور را به عنوان هنر، نمی‌پذیرند. مردم می‌خواهند ببینند که آیا می‌توانند بین خود و جشن هنر ارتباطی بیابند، پس به دنبال مسایلی در حرکات و رفتار و گفتار هنرمندان آن سوی دیوارها و دریاها هستند تا خود را در آن جستجو کنند. همان فلسفه‌ای که به «جشن هنر» موجودیت بخشید و به آن شکل داد. اما بسیاری از آنچه که در جشن هنر شیراز می‌گذرد، از جمله نمایشنامه خوک، بچه، آتش و آربی آوانسیان، از فلسفه وجودی جشن دور افتاده است. این چه تئاتری است که بچه‌ها از دیدنش شرم دارند و دست بر دیده می‌گذارند تا صحنه‌های کثیف آن را نبینند؟ این چه تئاتری است که زنان با دیدنش دشنام بر زبان می‌رانند و بر باعث و بانی‌اش نفریت می‌فرستند و مردان برای قداره‌کِشَشْ خط و نشان هنرمندانه می‌کشند؟ این چه عقیده و مرامی است که وقتی چیزی را مردم نپسندیدند، با یک کارد آخته بالای سرشان روبه‌رو می‌شوند که نوک تیزش را روی حلقومشان قرار داده و آنها را مجبور می‌کند که بگویند، پسندیدیم، خیلی هم خوب بود...»
حضور اخیر اربی اوانسیان در موزه سینمایی و نمایش فیلم «چگونه پیشبند سوزن دوزی شده مادرم در زندگیم گسترده می شود» به زبان ارمنی و زیرنویس انگلیسی و با ژست عرفان شرقی با زبان ارمنی برای تماشاچیان پخش می شود که در این جلسه بهمن فرمان آرا و جمعی دیگر مانند عزت الله انتظامی، پوران درخشنده، محمدرضا اصلانی، مهتاج نجومی، امیرشهاب رضویان و... حضور می یابند.
حضور آربی آوانسیان در ایران و موزه سینما در این شرایط بحرانی "مقابله با هویت یابی هنر در ایران اسلامی" کار سخیفی می تواند فرض شود که نمی تواند ناشی از بی خبری کامل مسئولین فرهنگ و ارشاد جامعه فرض شود.
قابل تصور نیست که دراین همه بیوگرافی نویسی برای "آربی آوانسیان" و ارائه پرونده هنریش در سایت های مختلف دولتی، چگونه خبری از شاهکار رسوایی‌اش "خوک، بچه، آتش" نیست و چرا خبرنگاری از "آربی آوانسیان" که شمشیر بر نابودی هویت اسلامی این مرز و بوم برداشته بود؛ دلیل و شرحی بر دستپخت هنریش نمی پرسد.
آربی آوانسیان اکنون در تهران میهمان آقایان است؛ ایا بهتر نیست با احوال پرسی از او دوستانه از وی بخواهیم نقدی بر خودش و "خوک" کند؟
***
ماجرای هنر ایران اسلامی به آربی و بردیا و شهداد ختم نمی شود، این زنجیره ای است که یک سرآن در دست مافیای جهانی است که هر شب و هر هفته در رسانه های خود در تدارک چهره سازی از الواطی است که به سادگی در جشنواره ها و نمایشگاه های تئاتر و موسیقی، مردان صاحب منصب ما را فریب می دهند سر دیگر زنجیر را بدست گیرند؛ تا آنکه در ساختار فرهنگی جمهوری اسلامی برای انحطاط یادوارده زنده ساخته شود.




موضوع مطلب : فرهنگی, ایران, موزه, مرد فاسق, هنر, آربی آوانسیان, سینمای ایران

دولت، عرصه آزمون وخطای فعالان سیاسی نیست دانش کافی و اعتقاد به نظام برنامه ریزی می خواهد
چرا دولت ها از ابتدا با یک برنامه سیاسی و اقتصادی مناسب، از مردم رای نمی گیرند و آن را اجرا نمی کنند تا در طول 4 یا 8 سال بتوانند آن را عملی سازند؟ آیا نظام اقتصادی و برنامه ریزی کشور باید عرصه آزمون و خطا و یادگیری و تجربه اندوزی برخی مسوولان و فعالان سیاسی باشد؟ آیا باید سال ها وقت و منابع کشور را صرف این تجربه اندوزی کنیم
گروه اقتصادی ـ در ارتباط با حضور محمود احمدی نژاد در مجلس در روز سه شنبه در مجلس و در شرایطی که نمایندگان مجلس در 27 دی ماه مهمترین لایحه دولت یعنی بودجه عمومی رادریافت نکرده اند، نکاتی قابل تامل وجود دارد که لازم است به آن پرداخته شود.
به گزارش فرزانگان امیدوار از بولتن نیوز، رئیس دولت، بااین که سخنرانی طولانی داشت اما حاضر نشد که به انتقاد یا سوال نمایندگان گوش دهد و چند ساعت بحث و گفت وگو با نمایندگان را به وقت دیگری موکول کرد. در حالی که شایسته است مردم برای قضاوت بهتر در مورد سخنان ایشان، نقطه نظرات نمایندگان را نیز بشنوند و اگر چه چند تن از نمایندگان، بدون حضور ایشان برخی مطالب را مطرح کرده اند اما حضور رئیس جمهور در مجلس و سخنان نمایندگان می توانست مهمترین مسائل کشور را در وضعیت بهتری بررسی نماید.
رئیس جمهوری، زمانی به بیان توضیحات در باب مسائل عمدتااقتصادی کشور پرداخته که هنوز مهمترین لایحه سالانه دولت و مجلس یعنی بودجه عمومی سال آینده را به مجلس تقدیم نکرده است و در سال آخر دولت خود، نکاتی را مطرح کرده که از نظر مخاطبان و رسانه ها، تقریبا جدید است و در سال آخر مطرح کردن آن نمی تواند به اجرایی شدن یک استراتژی و راهکار در این دولت منجر شود.
دولت احمدی نژاد اگر در سال آخر به مشکلات ساختاری اقتصاد ایران پی برده و برخی مسائل را برای اصلاح آن پیشنهاد می کند، چرا در سال 84 با ارائه یک استراتژی مدون و با پرداختن به همین نکات که امروز مطرح می کند، به اصلاح ساختار اقتصاد نپرداخت.
چرابه توصیه و هشدارهای جمعی از اقتصاد دانان منتقد که بارها طی نامه هایی و در چند نشست با ایشان مطرح شد، توجه نکردند. چرا مغز نظام برنامه ریزی کشور برای پرداختن به مسائل نظام برنامه ریزی و اصلاح ساختار و بودجه و... را از شکل قبلی به شکل فعلی تغییر دادند.
آیا منظور ایشان از اصلاح ساختار، اصلاحاتی نظیر آن چیزی است که در سازمان برنامه اتفاق افتاد؟
چرا دولت های ما در سال آخر به این نکات توجه می کنند و چرا از ابتدا با یک برنامه سیاسی و اقتصادی مناسب، از مردم رای نمی گیرند و آن را اجرا نمی کنند تا در طول 4 یا 8 سال بتوانند آن را عملی سازند؟ آیا نظام اقتصادی و برنامه ریزی کشور باید عرصه آزمون و خطا و یادگیری و تجربه اندوزی برخی مسوولان و فعالان سیاسی باشد؟ آیا باید سال ها وقت و منابع کشور را صرف این تجربه اندوزی کنیم و تازه سال آخر و در شرایطی که هنوز بودجه عمومی را تقدیم نکرده ایم به این نکات دست یابیم؟
در این 8 سال که حدود 600 میلیارد دلار درآمد نفت داشته ایم می توانستیم بخشی از این مشکلات ساختاری را حل کنیم و از این منابع به بهترین نحو بهره ببریم.
دولت احمدی نژاد که امروز به موضوع رابطه نقدنیگی، تورم، هدفمندی، نرخ ارز، استفاده از منابع و... رسیده است آیا بهتر نبود در سال 84 و به تدریج این نکات را پیگیری می کرد؟
در سال های 84 تا 86 دولت تحت تاثیر رشد شدید درآمد نفت، بودجه جاری کشور را هر سال بزرگتر کرده است، نقدینگی به خاطر تزریق ارز فراوان وارزان 1000 تومانی به اقتصاد و رشد پایه پولی متاثر از آن، موجب رشد واردات کالا شد واگرچه در سال 84 تا 86 به خاطر واردات بیشتر تورم را در حد 10 تا 13 درصد کنترل کرد اما باید توجه داشته که اثر نقدینگی بر تورم تاخیری است و ارز 1000 تومانی فراوان و واردات بیشتر، عملا مانع یارانه به مصرف کشور، مانع از آن شد که تورم خود را نشان دهد.
جالب این است که درتمام این سال ها آقای احمدی نژاد همواره تاکید داشته که نرخ واقعی ارز باید کمتر از 1000 تومان باشد و برخی مسوولان این دولت، از نرخ دلار 400 تومانی دفاع می کردند.
در حالی که اگر دولت احمدی نژاد به هدفمندی یارانه ها، کاهش وابستگی بودجه به نفت و ارزان نفروختن نفت وگاز اعتقاد دارد چرا ارز نفتی حاصل از فروش نفت را ارزان می فروخت و سال ها از نرخ ارز ارزان دفاع کرد و همین حالا نیز آقای احمدی نژاد تاکید دارد که از نظر دولت، نرخ دلار همان 1226 تومان است!
اگر دولت اعتقاد دارد که باید وابستگی به نفت کم شود چرا در سال های اوج درآمد نفت، از رشد بودجه جاری و وابستگی به ارز نفتی جلوگیری نکردید چرا مانع رشد بودجه عمومی وجاری و رشد نقدینگی حاصل از فروش ارز نفتی فراوان وارزان نشدید که موجب رشد نقدینگی و تورم در سال های بعد و واردات در همان سال ها شد و تولید را تضعیف کرد...؟
اما در سال 87 که تورم به 25 درصد رسید، دولت متوجه شد که تازه نقدینگی بر تورم اثرگذار بوده است وبا تاخیر تورم را بالا برده و حالا ارز 1000 تومانی و واردات فراوان قادر به کنترل قیمت ها نیست و قیمت مسکن و... نیز در حال رشد است و ثبات قیمت ها، نمی تواند ادامه یابد. در نتیجه به تدریج بحث منابع جدید پول از طریق هدفمندی یارانه ها و تزریق آن مورد توجه قرار گرفت.
اگر چه هدفمندی یارانه ها طرح قابل دفاعی است و خاصیت آن در کنترل مصرف و بهینه سازی و علامت دهی به بازارعوامل تولید، بیش از هزینه های آن است اما چرا این طرح در سال های اول دولت که تورم پایین تر بود اجرا نشد چرا به بخش های دیگر آن و سیاست های مکمل آن توجه نشد. اگر اعتقاد داریم که ارزان فروشی نفت به هدر دادن منابع است چرا با دلار ارزان، زمینه واردات بیشتر و کاهش قدرت رقابتی تولید داخلی و ضربه خوردن بسیاری از تولیدات فراهم شد؟ آیا نفت وگاز تنها در داخل نباید ارزان فروخته شود؟ آیادلارنفتی، منابع حاصل از نفت کشور نیست؟
آقای احمدی نژاد در مجلس گفت: " همواره بودجه‌ وهزینه‌های دولت‌ها به درآمد نفت وابستگی داشته و بعضا این موضوع به مرور زمان افزایش پیدا کرده و یکی از دلایل تورم نیز این موضوع است. این موضوع از سال 49 الی 50 شروع و به مرور بیشتر شد.."
و سوال این است که دولت ایشان چرا بیشترین نقش را در رشد بودجه جاری و عمومی و وابستگی به نفت بیشتر داشته است .چرا با رشد درآمد نفت به همان اندازه در رشد واردات و بودجه جاری کشور اقدام شده است و کمتر به ذخیره سازی ارز پرداخته ایم. چرا در سال 84 تا 88 که درآمد نفت بدون مشکل و در حال افزایش بوده، به این موضوع توجه نکردچرا در آن سال ها تلاش نشد که درآمد نفت مصرف نشود و در حساب یا صندوق ارزی، ذخیره شود چرا در این سال ها از رشد بودجه، افزایش تعداد کارمندان، هزینه های دولت، مهاجرت به تهران، تمرکز بودجه در تهران و.... جلوگیری نشد.
ایشان گفته اند که" نوسانات نرخ ارز، باعث ایجاد نوسانات قیمت و افزایش خارج از قاعده می‌شود و به بخش‌های وسیعی از مردم که درآمد ثابت دارند فشار می‌آورد و باعث اخلال در تجارت خارجی می‌شود و البته منجر به فاصله طبقاتی می‌شود و فعالیت و تقاضای کاذب در اقتصاد رشد می‌کند و همچنین تولید وابسته به درآمد ارزی هم دچار آسیب می‌شود."
و سوال این است که در سال های اوج درآمد نفت، که واردات و تقاضای وارد کنندگان کالا و مسافرت های خارجی مردم ایران، به اندازه افزایش درآمد نفت رشد نمی کرد، چرا با روش های مختلف از طریق فاینانس و افزایش ردیف دارایی های خارجی بانک مرکزی، دلارهای نفتی به بانک مرکزی می رفت تا در مقابل آن حجم پول و پایه پولی و نقدینگی افزایش یابد و پول در اختیار دولت باشد ؟ چرا رشد نقدینگی و تزریق شدید پول به اقتصاد را دامن زدند تا عامل تورم در سال های بعد شود؟
دولتی که حجم نقدینگی را از 68 هزار میلیارد تومان در سال 83 به 415 هزار میلیارد تومان در سال جاری افزایش داده، چرا در سال آخرکار خود، متوجه رابطه نقت و بودجه و نقدینگی و تورم شده است؟
آقای احمدی نژاد می گوید که" تسلیم شدن در برابر دشمن، دور زدن تحریم ها و تحول ساختاری سه راهکار موجود برای مقابله با تحریم ها است. " و نکته قابل تامل این است که اقتصاد سازوکار خود را دارد و نیازمند اقتصاد دانان و سازمان برنامه و نظام برنامه ریزی است تا برنامه هایی را اجرا کند که با تاخیر چند ساله روی ساختار اقتصاد اثر بگذارد تا نتایج مورد نظر حاصل شود.
براین اساس، باید پرسید که چرا دولت در سال های اخیر به دنبال اصلاح ساختار نبوده است و درست رفتاری را در پیش گرفته که خلاف روند چهارسال اول آن است. آیا آن زمان دانش یا تجربه کافی نداشته اند که در آن صورت برچه مبنایی دولت را تحویل گرفته اند و اگر دانش اقتصاد و اثر تاخیر و چند ساله اصلاح ساختار را داشته اند چرا از ابتدا اجرا نکرده اند؟
اگر به هدفمندی، رابطه نقت و بودجه و نقدینگی، نرخ ارز و اصلاح ساختار نظام بانکی و گمرکی و... اعتقاد داشته اید چرا در سال های آخر به فکر اصلاح ساختار هستید؟
آقای احمدی نژاد از سال اول دولت خود، بارها بر ضرورت اصلاح ساختار نظام بانکی تاکید کرده و هر بار تلاش کرده که نام 300 بدهکار بزرگ بانکی را مطرح کرده و یا از 3 تا 4 هزار نفر که منابع بسیاری را استفاده می کنند نام برده است. اما خود دولت از طریق ترزیق پول به بودجه، بودجه جاری، ودر نقاط مختلف کشور، طرح های زودبازده و... بیشترین نقش را در رشد مطالبات معوق بانکی و نقدینگی و تورم داشته است.
تنها به رقم مطالبات معوق که از 5 هزار میلیارد تومان به 70 میلیارد تومان توجه فرمایید تا مشخص شود که چه عواملی موجب چنین رشد فزاینده ای شده است؟
اگر به اصلاح نظام بانکی معتقد هستید چرا در تعیین نرخ سود بانکی و تسهیلات و لیزینگ ها به نرخ گذاری اعتقاد دارید ؟
اگر به هدر ندادن منابع معتقد هستید چرا در سایر بخش های اقتصاد به جز فراورده های نفتی به فکر اصلاح ساختار نبوده اید؟
چرا در تعیین تعرفه های گمرکی، به اصلاح ساختار برای کمک به کاهش واردات و حمایت از تولید ملی توجه نداشته اید و در سال های مختلف، به کاهش و صفر کردن تعرفه واردات پرداخته اید.
اقای احمدی نژاد می گوید که "باید سفته‌بازی و گرایش به فعالیت‌ اقتصادی کاذب را در کشور کم کنیم و فعالیت‌های پایدار اقتصادی را در کشور گسترش دهیم از آن طرف باید به نحوی برنامه‌ریزی کنیم که تقاضا برای کالاهایی که ارزش کمتری دارند به مانند طلا و ارز کمتر شود."
و پاسخ این است که این وظیفه دولت است که فضای کسب وکار اقتصاد را به گونه ای تنظیم کند که مردم سرمایه و پول خود را درامور مولد سرمایه گذاری کنند. وقتی نرخ ارز برای سال ها در برابر دولت رشد نمی کند و تثبیت می شود و یکباره با کاهش درآمد و ملاحظات دولت، رشد می کند و ثبات نسبی ندارد و در شرایطی که نرخ طلا وسکه در سال های اخیر با نوسان مواجه بوده و همچنین قیمت مسکن در سال های مختلف رشد کرده، طبیعی است که سرمایه به آن سمت می رود.
دولت در این سال ها، در رشد نقدینگی و تورم بیشترین سهم را داشته و موجب رشد قیمت مسکن، طلا و ارز و سایردارایی ها شده است و در نتیجه مردم نیز به ساده ترین فعالیت ها یعنی خرید و فروش دارایی توجه نشان می دهند.
اما اگر فضای کسب وکار برای رشد صنعت و تولید کفش و پوشاک ، مواد غذایی و... و شرکت های بورسی بهتر از خرید و فروش رشد می کرد قطعا مردم نیز به آن سمت هدایت می شدند.
در اقتصاد کشورهای جهان در 8 سال گذشته، ارزش پول بین 20 تا 100 درصد رشد کرده است وسوال این است که ارزش پول ایران در این 8 سال چقدر رشد کرده است؟
قیمت مسکن از متری 500 هزار تومان در سال 84 به 4 میلیون تومان در سال جاری رسیده و در نتیجه طبیعی است که پول به جای بورس و سرمایه گذاری و صنعت که چند سال بعد نتیجه می دهد همین امروز به سمت خرید وفروش و دلالی می رود.
ایشان در مجلس گفته اند که "باید همه نقاط کشور آباد شود و تمرکز امکانات نداشته باشیم .استفاده از منابع عمومی و سرزمینی کشور باید مورد توجه باشد." و سوال این است که چرا در چند سال اخیر برای کاهش تمرکز بودجه در تهران و شهرهای دیگر اقدام مناسب نشده است. مهاجرت به تهران بیشتر شده، کارخانه ها در اطراف تهران بیشتر شده، تعداد خودروها دوبرابر شده، الودگی بیشتر شده و دولت به کاهش مشکل ترافیک و مترو، پل ها و زیرگذر و روگذر و کمک به شهرداری و... کم توجه بوده است و در نتیجه آلودگی هوای امسال نشان می دهد که با وجود صرف درآمد سرشار نفتی و تزریق پول به اقتصاد، اما همچنان مشکلات اصلی تهران و شهرهای بزرگ به حال خود باقیست.
دولت برای استاندارد سوخت خودروها، گاز سوز کردن و سوخت پاک و... چه کرده است؟
چرا مشکل شهری مانند تهران و که با چند پل در منطقه فردیس کرج و روگذار و تقاطع غیر همسطح، فاضلاب شهری، مترو و.... می توانست بهتر شود همچنان بدتر از سال 83 باقی مانده است؟
در انتقال دستگاه های اجرایی، پادگان ها، مراکز نظامی و... به خارج تهران چه تلاشی صورت گرفته است، برای انتقال مراکز خرید و فروش از تهران چه برنامه ای ارائه داده اید
برای تخصیص بودجه به شهرها و استان ها و ایجاد استقلال نسبی در امور برنامه ریزی و بودجه ریزی چه اقداماتی شده است؟
به میزانی که بودجه کشور رشد کرده و درآمد نفت به کشور سرازیر شده است، چه رشدی در بودجه های خارج تهران حاصل شده است؟
و در این زمینه ضروری است که دولت، گزارشی را به رسانه ها و کارشناسان در مورد این گونه شاخص های کمی و کیفی ارائه دهد.
آقای احمدی نژاد در مجلس گفت:" ثروت‌هایی که در سر بازار ارز و سکه می‌چرخد چرا به سمت تامین آب نرود؟ این کار شدنی است و من قاطعانه می‌گویم که می‌شود."
در این زمینه نیز باید توجه داشته که اولا وظیفه دولت انجام امور حاکمیتی مانند آب و مسکن و جاده و برق است و البته می تواند بخشی از آن را با ایجاد فضای کسب وکار مناسب به مردم منتقل کند و به جای شرکت داری و بانکداری و... بهتر است که به وظایف حاکمیتی بپردازد . اما سوال این است که خود دولت در شهر 14 میلیونی تهران چرا تاکنون سیستم فاضلاب و هدایت آب بسیاربه تصفیه خانه ها و کشاورزی و... را کامل نکرده است و چرا این طرح برای شهری مانند تهران تا این حد با تاخیر مواجه است؟
وسوال مهمتر این است که در تکمیل طرح های آب نیرو، وزارت نیرو و سدهایی که نیازمند نقدینگی هستند و مانند سد سیوند به سرمایه گذاری عظیم نیازمند هستند، سرعت عمل نمی دهند و چرا به جای واریز پول نقد به حساب مردم، یارانه نقدی را به مصرف آب و برق و گاز اختصاص نمی دهید تا پول مردم به جای سکه و طلا به سمت سرمایه گذاری در آب و برق و گاز هدایت شود.
وقتی خود دولت به جای پرداخت قبوض اب و برق و فاضلاب و گاز مردم از محل یارانه نقدی، پول را به حساب مردم می ریزد چگونه انتظار دارید که مردم پول سکه را در طرح های آب واریزکنند.؟
آقای احمدی نژاد، اقتصاد و برنامه ریزی یک علم است و نیازمندان دانشمندان واقتصاد دانان است و سازوکار خود را دارد با حرف های سیاسی نمی توان تخصیص منابع ایجاد کرد. اگر واقعا به اصلاح ساختار اعتقاد دارید باید سازوکار آن را به کار بگیرید وقتی از یارانه نقدی 200 هزار تومانی برای هر نفر حرف می زنید به معنای ایجاد نقدینگی 5 برابر آن و تورم بالاتراست. و لازم است که به مردم بگویید ما این 200 هزار تومان را برای قبوض آب و گاز، برای تامین اجتماعی و بیمه، برای بیمه شخص ثالث و برای امور عمومی و ملی شما هزینه می کنیم تا از تورم جلوگیری شود و صرف بازسازی و اصلاح ساختار کشور شود.
در شرایطی که جمعیت 150 میلیون نفری را هدف گرفته اید باید منتظر جمعیت بازنشستگان بالای 10 میلیون نفر باشید و برای صندوق تامین اجتماعی آن برنامه ارائه دهید و لذا بهتر است که این پول صرف آتیه مردم شود تا این که امروز در حساب بانکی آنها به سرعت هزینه شود.
احمدی نژاد اعلام کرده که ضریب جینی از 40 درصد به 37 درصد رسید، نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند به 10 درصد فقیر درخانوارهای شهری از 12 برابر در سال 89 به 10 برابر در سال 90 رسیده است. در حالی که باید سوال کردکه آیا این بهبود در فاصله طبقاتی، همزمان با رشد کارآفرینی، انباشت سرمایه و تولید ثروت و رشد اقتصادی بوده است یا این کاهش تنها به واسطه هدفمندی یارانه ها و تزریق نقدینگی بوده است که به همان اندازه موجب تورم و رشد قیمت ها و کاهش انگیزه برای سرمایه گذاری شده است؟
احمدی نژاد گفت: برخی مدعی هستند هدفمندی یارانه‌ها باعث بالا رفتن قیمت ارز شده است. مگر هدفمندی مصرف ارز را بالا برد، که قیمت را بالا ببرد؟ بلکه پایین آورد.
اگر از جنبه واردات بنزین به موضوع نگاه کنیم درست است که باعث کاهش مصرف ارز شده است اما اگر از جنبه تزریق پول به حساب مردم و رشد نقدینگی و تورم بنگریم، وقتی سطح عمومی قیمت ها و تقاضا بالا می رود همه قیمت ها روبه رشد خواهد بود و نرخ ارز که برای سال ها کنترل شده است متناسب با ظرفیت اصلی آن و متناسب با تورم سال های اخیر، رشد می کند و در آن صورت مردم به ظاهر واقعیت های اقتصادی توجه کرده ودولت را مسوول می شناسند .
براین اساس، باید توجه داشته که اگر دولت تدبیر پیشه می کرد قطعا می توانست به تدریج نرخ ارز را متناسب با حمایت از تولید داخلی و تورم افزایش دهد و تعادل در بازار ارز و مصرف وقیمت ها ایجاد کند .
اگرچه در مورد هدفمندی یارانه ها، اکثراقتصاد دانان اتفاق نظر دارند که طرح درستی است اما چگونگی اجرای آن و همچنین زمان انتخاب آن جای بحث دارد و باید یادآور شویم که آن چه موجب رشد نرخ ارز و تورم شده است، اشتباهات دولت نهم، بوده است که اولا نرخ ارز را متناسب با رشد تورم افزایش نداده است.
اقای احمدی نژاد گفته است :"هدفمندی یارانه‌ها تورم را کنترل کرد که خیلی‌ها باور نمی‌کردند."
اما باید توجه داشت که اثر این گونه سیاست ها تاخیری است و به تدریج اثرگذار می شود. شما قبل از این که اثر هدفمندی بر تولید و کارخانه ها را مشاهده کنید و یکسال بعد به قیمت ها نگاه کنید، ابتدا پول را به حساب مردم واریز کردید و به شدت قیمت ها را کنترل کردید و با قیمت گذاری، مانع تورم شدید. اما چند ماه یا یک سال بعد، قیمت ها به شدت رشد کرد و به بهانه رشد نرخ ارز، همان فشار قیمت گذاری زمان هدفمندی یارانه ها را نیز جبران کرد.
براین اساس توجه داشته باشید که هر گونه تزریق پول می تواند تورم زا باشد و ضمن این که از هدفمندی یارانه ها دفاع می کنیم اما تزریق پول به حساب مردم کار اشتباهی بوده و به زیان کشور و مردم بوده است و اگر این پول صرف امور تامین اجتماعی وبهداشت و قبض برق و آب و گاز و... می شد و مازاد آن سالانه برداشت می شد قطعا تورم کمتری حاصل می کرد و برای فاز دوم نیز باید به شدت از تزریق پول بدون برنامه خودداری شود.
زیرا اگر چه در مقطع انتخابات، ممکن است مردم با پر شدن حساب خود خرسند باشند اما چند ماه بعد، تورم خود را نشان خواهد داد و درست نیست که در مقطع انتخابات، پول به مردم داده شود و چند ماه بعد، شاهد رشد قیمت ها باشیم.
ایشان گفته اند که یارانه‌ای که ما از طریق انرژی در کشور توزیع می‌کنیم با ارز دو هزار و 500 تومان بیش از 310 هزار میلیارد تومان است و می‌شود این بازتوزیع شود. ایجاد توقع نیست بلکه بیان راهکار است و اگر چنین ظرفیتی در اقتصاد کشور است، من، شما و همه ملت ایران باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم."
جناب احمدی نژاد باید توجه داشته باشند که علاوه براین ظرفیت ، بسیاری از ظرفیت های دیگر نیز در کشور وجود دارد. یکی از ظرفیت ها، وجود کارشناسان و متخصصان و جوانان در کشور است که اگر به آنها نیز فرصت داده شود و فضای کسب وکار بهتر شود، عامل بسیاری از رشد درامدها خواهند بود.
به همان اندازه که 310 هزارمیلیارد تومان دیده می شود لازم است که عقب ماندگی کشور از استخراج گاز ونفت نسبت به عراق، قطر و امارات و... نیز دیده شود. بسیاری از صنایع، کشاورزی و... تحت تاثیر ارزان فروش دلار در سال های اخیر، با هجوم واردات کالا از چین و... مواجه شدند. که این ها نیز فرصت بسیاری است که به آن بی توجه بوده ایم.
احمدی نژاد در بخش دیگری گفته است:" در طرح اول هدفمندی مخالفان زیادی وجود داشت. آنها در مخالفت با این طرح مقاله می‌نوشتند و برخی دوستانه به ما می‌گفتند نزدیک انتخابات است و این طرح را اجرا نکنید چون بار منفی دارد. حالا برخی از همان‌ها می‌گویند این طرح در انتخابات بار مثبت دارد."
در این زمینه نیز باید گفت که هر دو نکته درست بوده است در آن مقطع، اگرچه بسیاری با هدفمندی موافق بودند اما نسبت به برنامه و اجرای دولت اطمینان نداشتند . زیرا این طرح بار تورمی داشته است و دولت با کنترل قیمت ها، و واریز پول به حساب مردم، تورم را به تاخیر انداخت ولی هیچ کس نمی تواند مانع آن شود.
در مقطع کنونی نیز که کشور با مشکل رشد هزینه ها، تولید، رشد قیمت و... مواجه است واریز پول تنها در کوتاه مدت و چند ماهه و در انتخابات می تواند مفید باشد اما چند ماه پس از آن چگونه می خواهید هزینه های مردم را پرداخت کنید.
همین حالا یک خانوار سه نفره در یک مجتمع آپارتمانی که 20 واحد دارد 120 هزار تومان ماهانه یارانه می گیرد اما برای پرداخت 30 هزار تومان شارژ قبض گاز وآب و نظافت و.... با مشکلات بسیار پول پرداخت می کند.
وقتی 600 هزار تومان به این خانواده سه نفره بدهید برای دریافت 100 هزار تومان باید از آنها شارژ دریافت شود .
تاحدودی به این مشکلات مردم توجه فرمایید این وظیفه دولت است




موضوع مطلب : سیاسی, رئیس جمهور, مجلس, چهارشنبه, نقد سخنان

شما که به آقای موسوی خوئینی ها می گویید از فتنه تبری بجویید نه از آقای موسوی و کروبی! آیا بنظرتان این حرف تطهیر موسوی و کروبی نمی باشد؟ آیا عدم تبری از موسوی و کروبی بمعنای طاهر بودن آنها نمی باشد؟ چرا که موسوی و کروبی اگر طاهر باشند نیازی به تبری جستن از آنها نیست
به گزارش فرزانگان امیدوار به نقل از وبلاگ شاخص، اظهارات تعجب برانگیز روزهای اخیر حبیب الله عسگراولادی در خصوص  فتنه سال 88 و به ویژه در ارتباط با میرحسین موسوی و مهدی کروبی (سران فتنه) سوالات و ابهامات زیادی را برای ما به وجود آورد. بنا داشتیم در اولین فرصت با مطرح کردن سوالات خود مطالبی را نسبت به ایشان بیان کنیم ولی تصمیم گرفتیم قدری صبر و سکوت کنیم تا شاید آقای عسگراولادی مواضع بی بصیرت شان را اصلاح کنند، اما متاسفانه مطلع شدیم ایشان به آقای موسوی خوئینی ها نامه نگاری نموده و با تکرار مواضع اخیرش با آنها به نوعی همدردی کرده است، لذا با توجه به این مطلب و تکرار مجدد این مواضع توسط ایشان سکوت را جایز ندانسته و وظیفه خود دانستیم سوالات و مطالب خود را خطاب به آقای عسگراولادی مطرح کنیم.
جناب عسگراولادی!
شما در حاشیه همایش سراسری جبهه پیروان خط امام و رهبری در جمع خبرنگاران، گفته اید: ما نباید تجزیه و تحلیل کنیم که چه کسی در فتنه بوده و چه کسی نبوده است.آقای موسوی خوئینی‌ها گفت چرا به ما می گویند که باید از موسوی و کروبی تبری بجوییم که ما به او می گوییم که ما از شما می‌خواهیم که از فتنه تبری بجویید نه از آقای موسوی و کروبی. (خبرگزاری ایلنا)
جنابعالی بر اساس چه منطقی می گویید: نباید تجزیه و تحلیل کنیم که چه کسی در فتنه بوده و چه کسی نبوده است؟! هدف شما از بیان این حرف چیست؟ چطور می شود بدون شناخت افراد نقش آفرین در یک واقعه آنرا تجزیه و تحلیل نمود؟ ادعایتان مانند این است که بگوییم نباید در ارتباط با هر جرمی تجزیه و تحلیل کنیم که چه کسی مجرم بوده است، بلکه فقط باید از جرم بیزاری بجوییم!! حتما طبق مبنای شما ما در واقعه عاشورا هم نباید تجزیه و تحلیل کنیم که چه کسانی در آن نقش داشته اند و فقط باید از ظلم صورت گرفته نسبت به خاندان پیامبر(ص) تبری بجوییم! برادر عزیز آیا به لوازم حرف تان می اندیشید و آن را می پذیرید؟!
شما که به آقای موسوی خوئینی ها می گویید از فتنه تبری بجویید نه از آقای موسوی و کروبی! آیا بنظرتان این حرف تطهیر موسوی و کروبی نمی باشد؟ آیا عدم تبری از موسوی و کروبی بمعنای طاهر بودن آنها نمی باشد؟ چرا که موسوی و کروبی اگر طاهر باشند نیازی به تبری جستن از آنها نیست و اگر هم طاهر نباشند(که حقیقت هم همین است) پس باید از آنان تبری نمود! لطفا در پاسخ به ما با الفاظ بازی نکنید و نگویید من آنها را مفتون و فتنه زده می دانم!!
همچنین شما در این همایش اظهار کردید: من با هر دو این افراد سال‌ها کار کرده‌ام به گونه‌ای که یک سال وزیر موسوی بودم و سال‌ها در کنار کروبی در کمیته امداد قرار داشتم بنابراین معتقدم که این‌ها افرادی هستند که از ابتدای انقلاب بوده‌اند و ما نباید آنها را اهل فتنه بدانیم. (خبرگزاری ایلنا)
از اینکه سال ها در کنار موسوی و کروبی بوده اید و با آنها کار کردید، حرف و شکی نداریم ولی از این بابت که آنها را اهل فتنه نمی دانید با شما حرف داریم! البته شما در جایی دیگر هم در مورد موسوی و کروبی گفته اید:  من اینها را اهل فتنه و فتنه‌گر نمی‌شناسم، بلکه مفتون می‌شناسم. واقعیت قضیه همین است.(خبرگزاری ایسنا)
ما علت این گونه اظهار نظرهای شما را از دو حال خارج نمی دانیم، یا بخاطر کهولت سن است! و یا بخاطر منافع سیاسی با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری می باشد! حال در اینجا برای شفافیت بیشتر لازم است به اظهارات اخیر دو چهره جریان فتنه توجه کنید:
1 – مجتبی واحدی(عنصر وابسته به موسوی خوئینی ها و فعال در بخش خارجی جریان فتنه) در مقاله اخیر خود می گوید: اظهارات اخیر عسگر اولادی را بخشی از یک پروژه می دانم که به صورت مشترک توسط گروهی از محافظه کاران و معدودی از اصلاح طلبان حکومتی، پیگیری می شود.هدف نهایی این پروژه، کاهش از مظلومیت موسوی و  کروبی و نهایتاً اجرای پیشنهاد عبداله نوری است که « نباید به بهانه ادامه حصر موسوی و کروبی، فرصت حضور در انتخابات  را از دست داد». اما در عین حال، ادبیاتی که عسگر اولادی برای اجرای همین پروژه انتخاب کرده و حرمت گذاری شرافتمندانه او نسبت به آن دوزندانی  سرفراز، نشانه ای از بیدار شدن حس خداترسی و شرافت در اوست؛ چیزی که امروزه  در  میان  اغلب مدعیان خدا ترسی،  به شدت کمیاب و در داخل حکومت جمهوری اسلامی، نایاب است.
2 – موسوی لاری در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا: سخن آقای عسگراولادی که گفته است فتنه‌گر آمریکا و اسرائیلی هستند راه برون‌رفت خوبی برای اصولگرایان است که از اتهام‌زنی به رفقای خود دست بردارند و قواعد رقابت اخلاقی را رعایت کنند. درست نیست که بهترین فرزندان امام(س) و انقلاب را با انگ و برچسب‌ها حذف کنیم.
جناب عسگراولادی!
 اولا به شما تبریک می گوییم از این که مواضع جدیدتان مورد استقبال فتنه گران به ویژه رسانه های معاند نظام قرار گرفته است و از آنجا که می گویید: آفتاب عمرم لب بام است امیدواریم عاقبت بخیر شوید و ذخیره خوبی برای آخرت به همراه ببرید! امروز کسانی چون مجتبی واحدی شما را خدا ترس و با شرافت می دانند و شخص دیگری مانند مهاجرانی( خادم آل سعود و وهابیت و فعال در بخش خارجی جریان فتنه) درباره جنابعالی می گوید: نمی توان اقای عسگراولادی را دوست نداشت! می توانی با او اختلاف نظر داشته باشی، اما نمی شود شکوه شخصیت و شور ایمان او را نادیده گرفت. گفته است افتاب لب بام است و حرف هایی زده است که این روزها خلاف مذهب مختار و جو روزگار ست. کاملا بر خلاف مسیر رود شنا می کند. قدر و قیمت انسان ها هم همین مواقع اشکار می شود. تعبیر برادر، برای کروبی و موسوی، حمایت و شهادت بر شخصیت شجاع و یگانه هاشمی رفسنجانی، کارهای کوچک و اسانی نیست.
همچنین هفت چهره اصلاح طلب هم طی نامه ای از مواضع اصلاح طلبانه تان تقدیر و تشکر نمودند. "جزاک الله"
در اینجا فقط سخن دیروزتان را برای امروزتان یاد آور می شویم:
ممکن است یک فرد سیاسی و مذهبی در اثر غفلت به سرعت به سرباز دشمن تبدیل شود؛ به همین دلیل امام خمینی (ره) می‌فرمودند که ببینید دشمن اگر از سخن و قلم شما خشنود می‌شود، بدانید که به بیراهه می‌روید. آنها نباید با قرار گرفتن در حاشیه امن و به بهانه سوابق مثبت، جرائمشان نادیده گرفته شود. کسانی که امنیت و اقتدار ملی را به خطر انداختند و در خط دشمن عمل کردند، باید در دنیا و آخرت پاسخگوی مردم باشند، این نوعی حق‌الناس است که خدا هم از آن نمی‌گذرد. (شهریور ماه 1388)
دوما در خصوص اینکه موسوی و کروبی را اهل فتنه و فتنه گر نمی دانید، اجازه دهید با منطق خودتان با شما سخن بگوییم. حضرتعالی در مصاحبه خود با خبرگزاری فارس در سال 87 در خصوص اعدام انقلابی حسنعلی منصور می گویید: قضیه کاپیتولاسیون رژیم به سمتی رفت و با تبعید مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آیت‌الله امام‌خمینی(ره)، استقلال و شرف مملکت را فروخت و حیثیت یک ملت بزرگ را به حراج گذاشت، لذا لازم بود یک پاسخی به رژیم وابسته آمریکا داده شود که شایسته همان فضا باشد، بنابراین صدای شلیک گلوله محمد بخارایی که گلوی حسنعلی منصور را درید سکوت سنگین استبداد را شکست، آمریکا و رژیم فهمیدند جوانان پاکی از همین ملت هستند که زیر بار ننگ وابستگی به اجنبی نمی‌روند.
جناب عسگراولادی چرا بخاطر قضیه کاپیتولاسیون حسنعلی منصور اعدام انقلابی شد؟ آیا طبق منطق امروزتان اعدام انقلابی او اشتباه نمی باشد؟! مگر در آن زمان هم آمریکا و انگلیس فتنه گر اصلی نبودند و به قول خودتان سران فتنه نبودند پس چرا حسنعلی منصور را حذف کردید؟ اصلا چرا در آن زمان تجزیه و تحلیل نمودید تا ببینید چه کسانی در این فتنه(کاپیتولاسیون) بودند و یا نبودند که اگر در آن نقش داشته باشند، اعدام انقلابی شوند؟! می فرمایید چون شرف مملکت فروخته شد و حیثیت یک ملت بزرگ را به حراج گذاشتند، لازم بود پاسخی بدهیم و صدای شلیک گلوله محمد بخارایی که گلوی حسنعلی منصور را درید، بهترین پاسخ بود، چون آمریکا فهمید جوانان پاک ملت زیر بار ننگ وابستگی به اجنبی نمی‌روند.
برادر عزیز قطعا چنین است که شما می گویید ولی مگر شما خواب بودید که شرف و حیثیت این ملت بزرگ را موسوی و کروبی و دوستان سیاسی شان می خواستند به حراج بگذارند!! آیا بیانیه های ساختارشکنانه موسوی، کروبی و مجمع روحانیون مبارز را آمریکا می نوشت؟! این بیانیه ها چه تفاوتی با بیانیه های گروه های ضد انقلاب مانند گروهک منافقین داشت؟ مگر فراموش کرده اید که در بیانیه های خودشان نظام اسلامی و آرمان های والای حضرت امام(ره) را زیر سوال بردند؟! آیا یادتان رفته که بزرگترین یادگار امام(ره) برای ملت ایران یعنی جمهوری اسلامی و بزرگترین آرمان ایشان برای مسلمانان یعنی دفاع از ملت فلسطین و نابودی رژیم جنایتکار اسراییل را زیر سوال بردند؟! آیا شما اگر عسگراولادی دیروز بودید خواستار اعدام انقلابی موسوی و کروبی نمی شدید؟ شکی نیست که اقتضاء منطق دیروزتان اعدام انقلابی آنها می باشد! حسنعلی منصور در زمان نخست وزیری اش با دستگیری و تبعید امام(ره) به مقام مرجعیت جسارت نمود و موسوی و کروبی هم عامل هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله(ع) در روز عاشورا شدند و تازه وقیحانه از هتاکان به عنوان مردم خداجوی تجلیل کردند!! حال نمی دانیم شما به چه رویی نامه همدلی به آقای موسوی خوئینی ها می نویسید؟! آیا می دانید آقای موسوی خوئینی ها این نامه را یک برگ برنده برای جریان خود می داند؟ خوب است اگر یادتان رفته، بار دیگر بیانیه ننگین یکم تیرماه 88 مجمع روحانیون مبارز(تشکل سیاسی که هدایت آن در دستان آقای موسوی خوئینی ها است) که در آن نظام اسلامی به ظلم و جنایت محکوم شده است را مطالعه کنید تا در زمانی که آفتاب عمرتان لب بام است سره را از ناسره تشخیص دهید و باعث خوشحالی دشمنان امام(ره) و انقلاب نشوید!
آقای عسگراولادی بهتر است بدانید اگر جوانان پاک امروز ساکت نشسته اند علتش تسلیم بودن در برابر تدابیر حکیمانه مقتدایشان می باشد و اگر جوانان دیروز با خون رگ از حیثیت و شرف این ملت دفاع کردند جوانان امروز با خون دل از دین و شرف ملت شان دفاع می کنند ولی اگر مولایشان امر کند عاشورا حسین(ع) را تکرار خواهند نمود.
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری
شما همچنین در نشستی با حضور جمعی از طرفداران حزب موتلفه اسلامی، عنوان داشته اید: درباره حصر خانگی این دو عزیز نیز جدا از اینکه مقامات امنیتی و قضایی چه تصمیمی بگیرند، من به عنوان عضو هیات منصفه می‌گویم که این دو را مجرم نمی‌شناسم. (خبرگزاری ایسنا)
برادر عزیز اولا یک جا در پاسخ به سوال خبرنگاری که می پرسد: آیا زمان آن نرسیده است که موسوی و کروبی از حصر خانگی آزاد شوند،می گویید: من را وارد سیاست نکنید. این سوال سیاسی است و من کار سیاسی نمی‌کنم. (خبرگزاری ایلنا)
ما در اینجا به شما می گوییم: ناراحت نشوید که بخاطر کهولت سن تان به بعضی چیزها شک کنیم! آخر اگر جنابعالی می گویید مرا وارد سیاست نکنید پس چرا خودتان اینقدر وارد سیاست می شوید و مواضع سیاسی اتخاذ می کنید؟! آیا اخیرا کسی شما را وادار می کند که وارد سیاست شوید و از این حرف ها بزنید؟! آیا اخبار خود را این روزها در سطح رسانه های داخلی و خارجی رصد کرده اید تا متوجه شوید در صدر آنها هستید و بیشتر از همه در سیاست وارد شده اید؟!! اگر کار سیاسی نمی کنید پس دارید چه کار می کنید؟! آیا این صحبت ها، مواضع و حضورتان در جلسات سیاسی کار سیاسی نمی باشد؟! برادر گرامی واقعا منظورتان از این حرف ها چه می باشد؟! لطفا قدری استراحت کنید تا شاید بهبودی حاصل شود!
دوما چرا بدون آگاهی و اطلاع سخن می گویید، معنای حرف شما این است که موسوی و کروبی بدون تصمیم و دستور قضایی در حصر( که معنای درستش حفظ است) می باشند، البته این ادعا از سوی اصلاح طلبان هم مطرح می شود ولی لازم است بدانید، موسوی و کروبی با حکم دادستان تهران که این حکم توسط معاون ایشان به آنها ابلاغ شده در شرایط فعلی بسر می برند. امیدواریم درباره دو عزیزتان دیگر بدون علم صحبت نفرمایید تا خوراک خوبی برای رسانه های معاند نظام فراهم نکنید!
حرف آخر:
جناب عسگراولادی با دلی پرخون نامه خود را با یک سیره عملی از حضرت امام(ره) که تعمق در آن می تواند برای امروزتان راهگشا باشد به پایان می بریم:
روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ دهم شهریور ماه سال 78 در صفحه 13 خود به نقل از آقای سید حمید روحانی نوشت:
 «در سال 59 آقای سید حسین خمینی که نوه امام بود در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بین صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید.»




موضوع مطلب : سیاسی, نامه

 اغلب مردم، کارشناسان اقتصادی و نمایندگان مجلس در آذربایجان غربی مخالف اجرای مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه ها بوده و معتقدند اجرای این طرح اقدامی شتابزده و نسنجیده است که با افزایش تورم موجود بیماری اقتصاد کشور را حادتر می کند.
به گزارش فرزانگان امیدوار از مهر، اقدام و اصرار دولت دهم مبنی بر ادامه اجرای طرح هدفمندی یارانه ها عملا در تضاد با روند زندگی روزمره شهروندان و وضعیت معیشتی مردم است اما هر قدر که دولتیان می خواهند با اهرم یارانه و افزایش آن در پی اجرای برنامه های سیاسی خود باشند شهروندان از اجرای شتابزده، بی برنامه و سیاسی این قانون نگرانند.
آحاد مردم در حالی که در شوک ناشی از تورم و افزایش قیمت ها به سر می برند با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه در کنار ابهامات زیاد و بدون پاسخ مرحله نخست از سوی دولت این بار با موج جدیدی از دغدغه و نگرانی های اقتصادی به استقبال ماه های پایانی سال می روند.
این دغدغه و نگرانی در تمام لایه ها و اقشار جامعه قابل مشهود است و بزرگترین سوال بی جواب مردم آذربایجان غربی این است که چرا دولت با وجود مخالفت های مجلس و کارشناسان اقتصادی و ملموس بودن اثرات زیانبار فاز دوم هدفمندی یارانه ها همچنان به اجرای این طرح اصرار می ورزد.
جمعی از مردم ارومیه در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کردند ملت ایران مردمی آگاه و پشتیبان ولایت فقیه بوده و در طول 33 سال انقلاب اسلامی همچنان بر باورها و ارزشهای انقلاب پایبند بوده اند و امروز وظیفه دولت است که با تحقق شعارهای عدالت محور خود گام های اساسی در جهت حل مشکلات اقتصادی مردم بردارند.
یکی شهروندان 42 ساله ارومیه ای در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: طرح هدفمندی یارانه ها در مرحله نخست در ماه های ابتدایی موجب رفاه اولیه اقشار محروم جامعه شد ولی رفته با افزایش قیمت ها و تورم مشکلات اقتصادی زیادی را به همراه داشت.
فاز نخست هدفمندی یارانه ها کامل اجرا نشده است
علیزاده یکی از مهمترین مشکلات فاز نخست طرح هدفمندی یارانه را اجرای ناقص این طرح عنوان کرده و می افزاید: هنوز مرحله نخست طرح هدفمندی یارانه ها کامل اجرا نشده مزایا و معایب این طرح بررسی و و چاره اندیشی نشده است شاهد عزم دولت برای اجرای فاز دوم هستیم که این امر موجب نگرانی شدید مردم و خانواده ها شده است.
وی از افزایش قیمت حامل های انرژی در کنار افزایش سرسام آور قیمت ها گلایه مند است و ادامه می دهد: بنده علاوه بر دریافت و هزینه یارانه ها به حامل های انرژی بخشی از حقوق خود را در این زمینه صرف می کنم و معتقدم اگر دولت می خواهد فاز دوم را اجرا کند بدون افزایش قیمت به خصوص در بخش حامل های انرژی این کار را انجام دهد.
یکی از مغازه داران ارومیه نیز با انتقاد از اقدام دولت در زمینه ادامه اجرای طرح هدفمندی یارانه می گوید: اجرای این طرح تنها در ماه های ابتدایی موجب افزایش کاذب توان خرید مردم شد ولی با گذشت زمان قیمت کالاهای اساسی افزایش یافته و در مقابل توان خرید مردم به شدت کاهش یافته است.
نقی زاده می افزاید: وقتی دولت مبلغی را به عنوان یارانه نقدی به مردم پرداخت می کند در مقابل با دو الی سه برابر افزایش قیمت این مبلغ را از مردم بازپس می گیرد و در عمل این مردم هستند که متضرر می شوند دیگر نیازی به این همه تبلیغ برای اجرای طرح هدفمندی یارانه نیست.
زیبا صبوری یکی از بانوان ارومیه صاحب یک خانواده پنج نفره نیز با گلایه از بی توجهی دولت به وضع معیشتی مردم و عدم تحقق شعارهای عدالت محور می گوید: مردم در زمینه مسایل اقتصادی به شدت در مضیقه هستند و با اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها این مشکلات به دلیل افزایش قیمت ها شدت می یابد.
یارانه های نقدی دردی از مشکلات اقتصادی مردم را درمان نمی کند
وی می افزاید: یارانه زمانی معنی دارد که دردی از دردهای مردم را درمان کند وقتی دولت یارانه می دهد ولی در مقابل قیمت ها به خصوص در بخش آب و برق و گاز و... افزایش می یابد این طرح بی معنی به نظر می رسد.
صبوری همچنین با بیان اینکه در منزل مشغول خیاطی هستم ادامه می دهد: با توجه به افزایش قیمت در تمامی کالاها و مواد اولیه این میزان یارانه نقدی در برابر افزایش قیمت ها و تورم بوجود آمده اصلا به حساب نمی آید.
یکی دیگر از شهروندان ارومیه ای نیز معتقد است اجرای هدفمندی یارانه ها نه تنها مشکلات اقتصادی را تشدید کرده و فاصله های طبقاتی را کاهش نداده بلکه اقتصاد کشور را بیمار کرده است.
هدفمندی یارانه ها فاصله های طبقاتی را افزایش داده است
عظیمی می گوید: دولت در مرحله نخست این طرح عنوان کرد هدف طرح عدالت محوری و کاهش فاصله طبقاتی است در حالی که پرداخت یارانه در بین خانواده های پرجمعیت موجب از بین رفتن انگیزه کار و بالا رفتن سطح توقع اعضای خانواده ها و در خانواده های کم جمعیت موجب کاهش توان خرید مردم شده است.
وی با گلایه از عدم فرهنگ سازی و اطلاع رسانی دقیق در خصوص آثار مرحله نخست این طرح در بین مردم گفت: مردم ایران مردمی فهیم و آگاه هستند و نادیده گرفتن نظرات مردم از سوی مسئولان و اصرار تبلیغاتی دولت برای اجرای فاز دوم این طرح نشان دهنده توهین به شعور مردم است.
اقدام شتابزده و نسنجیده دولت در زمینه اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها نه تنها موجبات ترس و دغدغه مردم شده بلکه کارشناسان اقتصادی، نمایندگان مردم در مجلس نیز نگران عواقب جبران ناپذیر اقتصادی این طرح هستند.
فاز دوم هدفمندی یارانه بار مالی جدید و سنگینی به کشور تحمیل می کند
یکی از اساتید اقتصاد دانشگاه های ارومیه و مخالفان اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه معتقد است: با توجه به تورم بالا، مشکلات اقتصادی موجود و کاهش تولید ملی در اثر تحریم ها علیه کشور مرجله دوم طرح هدفمندی یارانه ها نباید در کشور وارد فاز اجرایی شود.
یوسف پیربداقی هدف اصلی هدفمندی یارانه ها را اصلاح ساختار تولید و جلوگیری از سیاست های واردات محور در کشور دانست و گفت: متاسفانه با اجرای فاز نخست این طرح و ادامه فاز دوم تولید ملی آسیب دیده و بخش خصوصی و مردم دچار ضرر و زیان های اقتصادی زیادی شده اند.
وی با بیان اینکه شرایط فعلی اقتصادی کشور آمادگی افزایش نقدینگی را ندارد گفت: این افزایش نقدینگی موجب افزایش افسار گسیخته قیمت ها و به خوردن تعادل بازار و نیز افزایش مشکلات اقتصادی می شود.
پیربداقی تاکید کرد: دولت برای اجرای موفق این طرح باید همزمان با افزایش نقدینگی در جامعه سطح تولید ملی را نیز افزایش دهد.
وی با بیان اینکه اگر اجرای طرح هدفمندی یارانه بدون ارتقای سطح تولید ملی انجام گیرد در حالت خوشبینانه منجر به افزایش واردات می شود افزود: واردات از طریق درآمدهای ناشی از منابع ملی صورت می گیرد و این امر نیز یعنی منابع ملی و تولید ملی هدررفته و آسیب می بیند.
اقتصاد مقاومتی تنها راه حل درمان اقتصاد بیمار کشور است
استاد اقتصاد دانشگاه های ارومیه اجرای کامل اقتصاد مقاومتی را تنها راه حل اقصاد بیمار کشور دانست و گفت: دولت تلاش کند به جای افزایش نقدینگی و تورم در جامعه و همچنین کاهش تولید ملی با استفاده از اقتصاد مقاومتی تحریم ها به فرصتی برای ملت ایران تبدیل کند.
پیربداقی با تاکید بر اینکه اجرای اقتصاد مقاومتی سازو کارهای خاص خود را دارد گفت: افزایش اعتماد مردمی از مهمترین سازو کارهای اقتصاد مقاومتی است و این اعتماد زمانی بین دولت و مردم مستحکم می شود که ضریب صداقت و ثبات اقتصادی در کشور افزایش یابد.
این فعال رسانه ای در آذربایجان غربی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها منجر به کاهش شدید اعتماد بین مردم و دولت می شود اعلام کرد: با اجرای این طرح ضمن اینکه پایه های اقتصاد مقاومتی لرزان می شود بلکه بخش خصوصی، تولیدکنندگان داخلی به خصوص مردم از نظر اقتصادی آسیب جدی می بینند.
پیربداقی با تاکید مجدد بر اینکه شرایط فعلی داخلی و خارجی کشور مناسب حرکت بزرگ اقتصادی جدید نیست و با اجرای این طرح بار مالی جدید و سنگینی تحمیل جامعه می شود گفت: حرکت دولت اقدامی شتابزده و نشان دهنده اهداف تبلیغاتی و سیاسی است.
این کارشناس مسایل اقتصادی با انتقاد از مشخص نبودن نتایج فاز نخست هدفمندی یارانه ها گفت: دولت به جای اجرای فاز دوم آثار و نتایج مرحله اول این طرح را با استفاده از نخبگان و کارشناس برجسته اقتصادی کشور آسیب شناسی کند.
وی یادآور شد: بدون شناسایی نقاط ضعف و قوت مرحله نخست و جمع بندی نهایی کارکارشناسی مرحله نخست نباید مرحله دوم این وارد فازاجرایی شود
اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها بخش خصوصی به خصوص صنایع را فلج می کند
یکی از نمایندگان مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مخالفتم با اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه موضوعی شخصی نیست گفت: بسیاری از نمایندگان خانه ملت بر اساس کارهای کارشناسی شده در بدنه مرکز پژوهش های مجلس و نیز شرایط فعلی اقتصادی کشور معتقدند این طرح نباید اجرا شود.
عابد فتاحی ادامه داد: نمایندگان مخالف این طرح معتقدند اجرای این طرح تورم، بیکاری موجود در کشور را به شدت افزایش داده و منجر به کاهش تولید ملی می شود.
وی با بیان اینکه اجرای فازدوم این طرح موجب افزایش سرسام آور حامل های انرژی می شود افزود: در حال حاضر با توجه به تورم و تحریم ها علیه کشور 50 درصد صنایع کشور تعطیل شده و مابقی صنایع نیز تنها با 20 الی 30 درصد ظرفیت کار می کنند و با فاز دوم هدفمندی یارانه کلیه صنایع موجود کشور تعطیل و فلج می شود.
فتاحی همچنین کاهش تولید ملی را از اثرات زیانبار اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها در کشور برشمرد و اظهارداشت: متاسفانه با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه کنترل بازار از دست خارج و تولیدکنندگان ملی متضرر می شوند.
نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تخلفات دولت در مرحله نخست اجرای طرح هدفمندی یارانه گفت: اقدام شتابزده دولت برای اجرای فاز دوم این طرح در حالی است که تخلفاتی در مرحله نخست از سوی دولت سرزده هنوز به قوت خود باقی است.
فتاحی با تاکید بر رفع این تخلفات از سوی دولت گفت: یکی از مهمترین تخلفات مرحله نخست این است که دولت موظف شده بود مرحله نخست این طرح را در یک بازه زمانی 5 ساله اجرا کند و با بررسی کارهای کارشناسی نقاط ضعف و قوت آن را بررسی بعد فاز دوم اجرا شود.
یارانه ها در اقتصاد کنونی معنی ندارد
یکی دیگر از اساتید دانشگاه های ارومیه معتقد است یارانه باید حذف شود چرا که در شرایط و اقتصاد کنونی پرداخت یارانه معنی ندارد.
علی اوسط حضرتی اجرای طرح هدفمندی یارانه ها از سوی دولت را مسکن کوتاه مدت در جهت برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی دانست و گفت: باتوجه به اقتصاد بیمار و منزوی کشور این راهکار کوتاه مدت با گذشت زمان اثرات زیانبار در بر خواهد داشت.
وی با تاکید بر اینکه با اجرای این طرح نه تنها تولید ملی آسیب می بیند بلکه تاثیر منفی بر صادرات خواهد داشت عنوان کرد: صادرات در کشور وابسته به تولید است اجرای هدفمندی یارانه ها با آسیب به تولید ملی صادرات در کشور را نیز دچار مشکل می کند.
حضرتی گفت: تزریق پول کاذب به مردم و بخش کارگری و کارمندی جامعه موجب افزایش قدرت خرید کاذب این قشر شده و اقتصاد کشور را از وضعیت موجود نیز بحرانی تر می کند.
این کارشناس مسایل اقتصادی کاهش انگیزه در بین اقشار محروم جامعه، آسیب جدی به بخش خصوصی و تولید ملی را از دیگر اثرات زیانبار اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها عنوان کرد.
با وجود ترس و دلهره مردم و نگرانی های کارشناسان اقتصادی و نمایندگان مردم در مجلس از اقدام عجولانه دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، رئیس جمهور عزم خود را برای این طرح راسخ کرده است. حال باید منتظر ماند و دید در ماه های باقی مانده دولت اقتصاد بیمار کشور چه روزهایی را تجریه خواهد کرد.




موضوع مطلب : اقتصادی, هدفمندی, مرحله2, بازخوردها, واکنش ها, انتظارات

معاون مشمولان و امور معافیتهای سازمان وظیفه عمومی با اعلام معافیتهای جدید قانون خدمت وظیفه، شرایط معافیت فرزندان مددجویان و ایثارگران را اعلام کرد.
به گزارش فرزانگان امیدوار از مهر،سرهنگ حجت الله واعظی نژاد اظهار داشت: در قانون جدید سه مورد معافیت مشمولان ازجمله معافیت مشمولی که همسرش فوت کرده و از او دارای فرزند صغیر بوده تا زمانیکه ازدواج مجدد نکرده است لحاظ شده است. همچنین معافیت مشمولی که همسرش بعد از ازدواج معلول شده و نیازمند مراقبت باشد و معافیت یکی از فرزندان یا یکی از برادران سربازی که در حین خدمت سربازی فوت کرده باشد در قانون جدید اضافه شده است.
وی ادامه داد: در مجموع می توان گفت که در قانون جدید یکسری معافیت ها اضافه شده به عبارتی در این قانون دامنه معافیت ها افزایش پیدا کرده است مانند معافیت مدد جویان و معافیت فرزندان ایثارگران که از نظر کمی افزایش داشته است.
 معاون مشمولان و امور معافیتهای سازمان وظیفه عمومی  در مورد معافیتهای  مددجویان گفت: در این قانون به منظور حمایت از جامعه معلولان و مددجویان و خانواده هایی که نیازمند حمایت هستند یک سری معافیتها با عنوان معافیت مددجویان پیش بینی شده که شامل این موارد است. معافیت یکی از فرزندان ذکور مادران فاقد شوهر که تحت پوشش کمیته امداد حضرت امام (ره) و سازمان بهزیستی هستند. معافیت مشمولانی که حداقل یک فرزند معلول دارند.
معافیت تنها پسر خانواده های تحت پوشش که دارای سه فرزند دختر یا بیشتر هستند.
معافیت مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی- حرکتی ازدواج می کنند که در این مورد به مشمولان پنج سال
معافیت موقت داده می شود و درصورت استمرار ازدواج پس از پنج سال، معافیت موقت تبدیل به معافیت دایم می شود.
واعظی نژاد با اشاره به معافیتهای فرزندان ایثارگران تاکید کرد: قانونگذار برای پاسداشت فداکاریها و خدمات ارزشمند ایثارگران دفاع مقدس، یک سری معافیت ها برای فرزندان ایثارگران پیش بینی کرده است. البته این معافیت ها قبلا نیز تحت عنوان عنایات مقام معظم رهبری وجود داشت که سالیانه تمدید می شد ولی در قانون جدید وظیفه عمومی ضمن اینکه این معافیتها دائمی شده افزایش هم یافته است.
وی افزود: براساس قانون فرزندان شهدا و جاویدالاثرها از انجام خدمت دوره ضرورت معاف هستند. همچنین به ازای هر 24 ماه آزادگی و هر 25 درصد جانبازی و هر 30 ماه سابقه حضور در جبهه، یک نفر از فرزندان ایثارگران معاف می شود. در صورتی که ایثارگران یاد شده فاقد فرزند ذکور باشند یک نفر از برادران آنها از انجام خدمت سربازی معاف می شود.
به گفته معاون مشمولان و امور معافیتهای سازمان وظیفه عمومی، تمامی مشمولان جانباز دارای حداقل 10 درصد جانبازی از انجام خدمت معاف هستند. همچنین یک فرزند خوانده قانونی ذکور جانبازی که صاحب فرزند نمی شود نیز  از انجام خدمت معاف است. مشمولانی که با جانبازان اناث دارای حداقل 25 درصد جانبازی ازدواج کنند به صورت موقت از خدمت معاف می شوند و پس از گذشت پنج سال از استمرار ازدواج از معافیت دائم بهره مند می شوند.




موضوع مطلب : جامعه, سربازی, معافیت, ایثارگران, کمیته امداد, فرزندان
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2788
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453373