سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2835
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453420
صفحات وبلاگ
نویسندگان

mohamad kazempour-4-4.jpg دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با صدور اطلاعیه‌ای به شبهه‌افکنی‌های اخیر پیرامون رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی با جامعه روحانیت مبارز و برخی اعضای آن پاسخ داد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایسنا، در این اطلاعیه آمده است : پس از خلق حماسه سیاسی مردم ایران در خرداد 92 و نتیجه اعجاب برانگیز آن، افراط‌گرایانی که دوام و بقای خویش را در توهین، تهمت، دروغ و هیاهو می‌دانند، تا مدت‌ها به کمای سیاسی رفتند و در مقابل رأی معنادار مردم، مُهر سکوت بر لب زدند، امّا از آنجا که ماهیت آنها در افراط و تفریط شکل گرفته، کم‌کم به خود آمدند و تصمیم گرفتند اندیشه اعتدال و مردان اندیشمند آن را به جرم آگاهی و هوشیار کردن مردم به انفعال بکشند و برای انتقام، علاوه بر تریبون‌های صوتی و تصویری، از همه ابزار رسانه‌ای، مخصوصاً سایت‌ها و روزنامه‌های در اختیار در جهت تهدید و تحدید و اختلاف افکنی استفاده می‌نمایند.
این اقلیت که متأسفانه از قلم، بهره‌ امنیتی می‌برند، وقتی می‌بینند در بایگانی بی‌شمار خویش، سندی برای جرم‌تراشی علیه مردم و معلمان صبور آنها در مکتب اعتدال ندارند، ذره‌بین سیاسی به دست، در آثار مکتوب و شفاهی تاریخ می‌گردند و با انتخاب تیترهای شبهه‌افکن برای خاطراتی که بارها و بارها منتشر شده‌اند، می‌خواهند هم به ذهن مشوّش خویش و دوستان دلواپسشان، القای آرامش نمایند و هم سنگی در تاریکی بیندازند تا شاید مردم را از انتخاب عاقلانه خویش پشیمان نمایند.
ترفند دیگر این جماعت همزمان با ابراز علاقه و ارادت به روحانیت، تلاش در جهت ایجاد شکاف بین تشکّل‌های روحانی با مردان سرنوشت‌ساز روحانیت است که با یک اشاره، ولو در حدّ ثبت‌نام برای نامزدی در انتخابات، نظام و جامعه را از مسیر انحراف نجات می‌دهند و به خط اصیل انقلاب اسلامی و امام راحل بر می‌گردانند.
تازه‌ترین اقدام این جماعت پرکار که هدف هر وسیله‌ای را برایشان توجیه می‌نماید، تکرار شیوه سابق، یعنی تلاش برای القای اختلاف بین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و جامعه روحانیت مبارز و عضو تأثیرگذار آن، یعنی حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری است که می‌دانند وحدت سیاسی این دو شیخ اعتدال، آرزوهای افراط و تفریط را بر باد داد و اتفاقاً به همین دلیل هم عصبانی‌اند و مجبورند برای تخلیه روحی، روانی خویش دست به شبهه افکنی و بهانه‌جویی‌های مسخره سیاسی، باندی بزنند.
بهانه آنان خاطرات این دو بزرگوار از مقطع تأسیس حزب کارگزاران است که وقتی اختلافی، حتّی در توصیف جزئیات نمی‌بینند، با استفاده از هنر توهم!! و به کمک تخیّل، قلم به دست می‌گیرند تا در روزگاری که طشت حمایت‌های بی چون‌وچرای آنان از دولت سابق از بام اراده انتخاباتی مردم افتاد و هر روز اسنادی از اختلاس‌های کلان و سؤ مدیریت‌ها، افشا می‌شود، ذهن جامعه را به هیاهوهایی سرگرم کنند و نگذارند آفتاب حقیقت از پس ابرهای تیره‌وتار دروغ نمایان شود.
جالب اینجاست که ادعای آنان روشنگری است و اتفاقاً پیش از این در یک مصاحبه 16 ساعته و با عنوان «بی پرده با هاشمی» هر چه خواستند، از آیت الله هاشمی رفسنجانی پرسیدند و پرسش و پاسخ‌های بی‌پرده را در قالب کتاب منتشر کردند و چون دستشان برای بهانه‌جویی سیاسی خالی است، دوباره در همان موضوعات شبهه می‌افکنند و گویا نمی‌دانند: « من جرّب المجرّب حلّت بهی ندامه»
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تاکنون چندین مرتبه و به کرّات در مورد نحوه پیدایش حزب کارگزاران سازندگی به خصوص در آن مصاحبه تاریخی به صورت ویژه به سؤالات خبرنگار کیهان که از جانبازان عزیز 8 سال دفاع مقدس است، پاسخ گفته‌اند که باز نشر آن خالی از لطف نیست، البته اگر گوش شنوایی باشد و کسی خود را به خواب نزده باشد:
«کیهان: منشأ پیدایش کارگزاران را نگفتید؟
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: قضیه کارگزاران یکی از مواردی است که حقیقتاً من در آن مظلوم هستم. خیلی هم نمی‌توان روی آن حرف زد. بخشی از حرفهایم را گفته‌ام. ولی دانستن شما خوب است. همه چیز نشان می‌داد که جناح راست خودش را برای قبضه کردن همه جای کشور آماده کرده‌است... انتخابات مجلس پنجم که می‌خواست انجام شود مثل همیشه و نه این دفعه به صورت استثنایی در جامعه روحانیت مبارز گفتم که باید حالت پدری را که امام (ره) می‌خواست، داشته باشیم و حفظ کنیم و لیست تهران را ترکیبی از نیروهای انقلاب بدهیم و از هر جناحی در آن باشند. خیلی هم روی این (در جامعه روحانیت) بحث کردیم. همین بحث در جریان بود که بخشی از دولت من همین هایی که بعداً کارگزاران شدند- به ما اطلاع دادند که بنا دارند در انتخابات لیست بدهند. آقای دکتر حبیبی پیش من آمد و گفت که اینها می‌خواهند لیست بدهند. مناسب نیست که شما در جامعه روحانیت باشید و دولت شما لیست دیگری بدهد. کاری کنید که اینها لیست ندهند و راضی شوند. من حرف آنها را در جلسه جامعه روحانیت مبارز مطرح کردم. آنها اول مخالف بودند که ترکیبی بدهند و گفتند ما کسانی را که قبول داریم، تایید می‌کنیم و لیست می‌دهیم. این تصمیم که از طرف کارگزاران آمد، قبول کردند که ترکیبی باشد. آنها می‌گفتند 15 به 15، ولی نهایتاً روی 25 به 5 توافق شد و من به آقای حبیبی گفتم که به اینها بگو قبول کنند. چون ما این (لیست) را سمبلیک می‌دهیم، برای اینکه در سراسر کشور همین حالت باشد و حالت جدایی نباشد و ترکیبی باشد. پنج نفر را هم در شورای مرکزی جامعه روحانیت انتخاب کردیم. افراد معتدلی از آن جناح بودند. در همین ایام والده من فوت کردند و نمی‌رسیدم که به جلسات آنها بروم. یک روز آقای ناطق‌نوری آمد و گفت گروه‌های همسوی ما، قبول نمی‌کنند که آنها در لیست ما باشند. گفتم که ما به اینحا رسیده‌بودیم. گفت: پس خودت به جلسه جامعه بیا تا بحث کنیم. گفتم روحیه بحث را ندارم. پیش رهبری بروید و هرچه ایشان گفتند، می‌پذیریم. داوری را به رهبری دادیم. من قبلاً با رهبری صحبت کرده‌بودم. در اینجا یک اختلاف نظری بین من و آیت‌الله خامنه‌ای بود. ایشان از زاویه اینکه رقابتها خیلی جدی باشد تا مردم بیشتر پای صندق بیایند، به انتخابات نگاه می‌کردند. من با دید اینکه اولاً رأی روحانیت کم نشود، موافق آن کار نبودم. چون اگر رأی روحانیت کم می‌شد، یک شکست بود و ثانیاً بین ما تفرقه نیفتد. من از این دید نگاه می‌کردم. استدلالهایمان را کرده‌بودیم.
کیهان: یعنی مقام معظم رهبری با این انشعاب موافق بودند؟
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: آقای ناطق‌نوری پیش آیت‌الله خامنه‌ای رفت و از آنجا بیرون آمد، به من تلفن کرد و گفت که رهبری فرمودند: بگذارید آن جماعت لیست بدهند. ایشان سه دلیل داشتند و دو دلیل را به آقای ناطق گفتند و برای دلیل سوم گفته بودند که از آقای هاشمی بپرسید. ایشان قبلاً دلیل سوم را به من گفته بودند.
کیهان: اگر ممکن است سه دلیل را بفرمایید؟
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: اول اینکه می‌گفتند آنها رأی نمی‌آورند. بالاخره اینها در دولت هستند. مردم اینها را مسئول می‌دانند و نارضایتی‌هایی که هست، تا حدودی به پای اینهاست. یعنی اینها در دولت و قدرت هستند و وقتی می‌خواهند رأی بگیرند، مردم به اینها رأی نمی‌دهند. دوم اینکه انتخابات گرمتر می‌شود و جمعیت زیادتری می‌آیند. سوم اینکه شما هم روی عقیده خودتان رأی می‌دهید. من هم طبق معمول وقتی که ایشان نظر دادند، قبول کردم و گفتم که لیست بدهند. روزی در دولت بودم که دیدم اینها دارند بیانیه را امضاء می‌کنند. از همانجا (هیأت دولت) به رهبری تلفن کردم و گفتم که اینها دارند امضاء می‌کنند‌ و من آخرین حرف را به شما می‌زنم. من مخالف هستم. یکی از ادله من این بود که در بیرون القاء خواهد شد که ریشه این اختلاف بین من و شماست. من و شما که اختلافی نداریم و این مربوط به خودشان است. خوب است که شما بپذیرید آن 5 نفر باشند. ایشان گفتند مگر 270 نفر به مجلس نمی‌روند. گفتم: چرا، می‌روند. ولی این عوارض را دارد. ایشان گفتند: خیر این طرف بیشتر است و بگذارید بشود. باز فرصت دیگری هم پیش آمد و من دوباره خواستم که ایشان قبول کنند لیست مشترک باشد و آن موقعی بود که اینها دو بیانیه دادند که در جامعه خیلی پیچید و بیانیه آنها حالت مقبولی گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای گفتندکه وزراء حق ندارند نامزد بدهند و معاونین می‌توانند. چون وزراء از مجلس رأی گرفتند، معنا ندارد که خودشان وکیل‌ساز شوند. شبی که برای افطار میهمان رهبری بودیم، بحث کردیم و ایشان همان حرف را زدند. ساعت 9 شب کارگزاران پیش من آمدند و گفتند که ما احساس می‌کنیم رهبری راضی نیستند که ما بیاییم. این استدلال را قبول نداشتند که وزیر نیاید و معاون رئیس‌جمهور بیاید. گفتندچون ایشان راضی نیستند، برای خودمان مباح نمی‌دانیم و خوب است که منصرف شویم. گفتم: بهانه خوبی است. همان شب به رهبری تلفن کردم و گفتم که اینها می‌گویند: ما احساس می‌کنیم شما راضی نیستید و اجازه بدهید که ما از رقابت بیرون برویم. ایشان گفتند بر اینها واجب است که بیایند و باید بیایند. چون ایشان با همان دید گرم کردن انتخابات نگاه می‌کردند. به آقای کرباسچی هم جداگانه از دفتر ایشان تلفن شده بود که شما هم باید در جمع اینها باشید. آقای کرباسچی جزو آنها بود، ولی از معاونین من نبودند. به معاونین گفته بودند و ایشان را هم اضافه کردند.شما می‌بینید که همه عوامل خارج از اراده من، کارگزاران را به صحنه آورد. برادر، پسر و دختر من هم جزو اینها شدند و ظاهرش این بود که به من وابسته هستند، ولی خارج از خواست من، عضو شدند. خودشان خواستند و منع شان نکردم.
بنابراین در داستان کارگزاران آنچه را که من نمی‌خواستم، شد. کاملاً به نام من تمام شد و هنوز هم خیال می‌کنند که مربوط به نام من است. البته به اعضای این حزب خوش‌بین هستم و مخالفتی با اشخاص ندارم و با اصل تحزب هم موافقم. می‌خواهم بگویم در آن مقطع برخلاف نظر و سیاست من این اتفاق افتاد.»
با این توضیحات که اتفاقاً در دسترس همگان، مخصوصاً شبهه افکنان است، انتخاب تیتر «هاشمی چطور با کارگزاران، جامعه روحانیت و ناطق را دور زد» برای این سند روشن، دور باطل در پیله تخیلات و توهمات سیاسی گروهی خاص است و فکر می‌کنند مسیری طولانی برای افزایش آگاهی مردم را پیموده‌اند و اگر چشم باز کنند و اندکی ببینند، می توانند البته اگر بخواهند درک کنند که دوباره در همان نقطه آغازی هستند که پس از 8 سال بمباران تبلیغاتی، مردم، آن شخص و آن تفکر را که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌پسندید، انتخاب کرده‌اند.




موضوع مطلب : شبهات هاشمی
شنبه 93 خرداد 31 :: 4:0 عصر ::  نویسنده : الحمدلله رب العالمین
بمناسبت سالگرد کشته شدن «ندا آقاسلطان» مقاله «ندای شوم» را سال 89 نوشتم و طی آن با باور به SET UP بودن این «قتل» سوالاتی را برای نزدیک شدن به عوامل پشت پرده این جنایت مطرح کردم که کماکان آن سوالات موضوعیت دارد!؟

  امروز 31 خردادماه مصادف است با سالگرد کشته شدن «ندا آقاسلطان» در جریان فتن? 88 و در ادامه به راه افتاده بحث ها و جنجال های رسانه ای بسیاری که پیرامون این واقعه روی داد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از بولتن:داریوش سجادی، روزنامه نگار فعال سیاسی ساکن امریکا به همین بهانه، یادداشتی تحلیلی تحت عنوان «نــــــــدای شوم» را بر روی صفح? شخصی گوگل پلاسش قرار داده که در ادامه متن این یادداشت تقدیم می گردد.

نــــــــدای شوم!


سجادی می نویسد: بمناسبت سالگرد کشته شدن «ندا آقاسلطان» مقاله «ندای شوم» را سال 89 نوشتم و طی آن با باور به SET UP بودن این «قتل» سوالاتی را برای نزدیک شدن به عوامل پشت پرده این جنایت مطرح کردم که کماکان آن سوالات موضوعیت دارد!؟
___________

ندای شوم
شنبه بعد از ظهر 30 خرداد سال 88 ندائی شوم «ندا آقاسلطان» را به قتلگاه فرا می خواند! ندائی که اکنون و بعد از گذشت یک سال از کشته شدن آن مرحومه، با انتشار نسخه جدیدی از فیلم کشته شدن مشارالیه بر روی اینترنت، منتشرکنندگان خواسته یا ناخواسته قطعه پازل پُراهمیت و روشنگری از معمای این جنایت مشکوک را در اختیار تحلیل گران قرار دادند. 
قطعه پازلی که حکم مدرکی معتبر جهت نزدیک شدن به کانون فتنه کشتن آن مرحومه را دارد.
انتشار این فیلم از چند جهت حائز اهمیت است:
نخست از حیث محتوا این فیلم همانند نسخه قبلی از کیفیت بالا و مطلوبی برخوردار بوده و نحوه ضبط بدون لغزش دست نیز موید حرفه ای بودن فیلمبردار است.
نکته دوم و مهم تر در فیلم جدید اثبات این نکته است که در لحظه وقوع جنایت، دو فیلمبردار حرفه ای در صحنه حضور داشته اند (صرف نظر از چند فیلمبردار آماتوری که در فیلم قابل رویتند که با تلفن های دستی خود در حال تصویربرداری هستند)
نکته ای که تائید می کند دو فیلمبردار در صحنه حاضر بوده اند، آن است که در نسخه اولیه ای که طی یک سال گذشته در دسترس قرار داشت، فیلمبردار در لحظه فوران خون از بینی آن مرحومه بر صورتش در سمت راست ایشان قرار داشته و از همان زاویه از وی فیلمبرداری کرده در حالی که در نسخه جدید، لحظه «فوران خون از بینی» فیلم بردار جدید نود درجه با زاویه فیلمبردار قبلی اختلاف مکانی دارد و از بالای سر مرحومه در حال فیلم برداری است. شیوه فیلمبرداری نیز به اندازه ای حرفه ای بوده که علی رغم بسته بودن «کادر عمومی» اما در هر دو نسخه هیچکدام از فیلمبردارها یکدیگر را در کادر فیلم قرار نداده اند و در هیچکدام از این دو نسخه نمی توان تصویری از هر کدام از فیلمبردارها را مشاهده کرد.
امری که نشان می دهد هر دو فیلمبردار آگاهانه مُصر بوده اند ضمن قرار دادن صحنه جنایت در کادر اصلی از یکدیگر نیز تصویر نگیرند.
اما پرسش حائز اهمیت آن است:
چنانچه «فیلمبردار نسخه جدید» از افراد معمولی بوده که بشکل تصادفی در محل حضور داشته و اقدام به تهیه فیلم از صحنه جنایت کرده، با توجه به استقبال گسترده از فیلم نخست در سطح بین الملل و با توجه به ارزش خبری چنین فیلمی بر چه اساس یا دلیل قابل فهم و قانع کننده ای «فیلمبردار نسخه جدید» این نسخه را تاکنون مخفی نگاه داشته و اکنون و بعد از یک سال به صرافت انتشار آن افتاده؟
شخصاً و از روز نخست با ذکر ادله ای بر این باور بودم که «ندا آقاسلطان» قربانی توطئه ای دقیق شد که رد پای خارجی در آن بوضوح قابل مشاهده است.
رد پائی که دو هدف را از کالبد بی جان و بی گناه «ندا آقاسلطان» استمزاج می کرد:
ـ بحران آفرینی در حوزه مناسبات خارجی ایران با آمریکا.
ـ دامن زدن به بحران مشروعیت در داخل از طریق به تقابل کشاندن نظام با پایگاه اجتماعی اش.
محور این ادله اتکای بر رقابت زیر پوستی اروپا و بویژه انگلستان در کنار اسرائیل و جهان عرب بویژه دولت ریاض از نزدیکی و بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا داشت و دارد. (*)

رقابتی که با تغییر رویکرد واشنگتن نسبت به ایران بعد از ورود اوباما به کاخ سفید و اتخاذ گویش محترمانه و ابرام بر مذاکره با ایران و ارسال پیام تبریک به دولتمردان ایران در نوروز 88 دلالت بر عزم ایالات متحده در نزدیکی به ایران را داشت. دلالتی که به همان اندازه که می توانست تمهید کننده اسباب دیپلماسی برای تنش زدائی از مناسبات تهران و واشنگتن باشد به همان میزان نیز می توانست ترغیب کننده اغراض مخالفین نزدیکی دو کشور با توسل به سنت دیرینه و نامشروع «بازی کثیف» Dirty Game در عالم سیاست باشد.
بر این مبنا چرائی و چگونگی انتشار هنجارشکنانه فیلم «آقاسلطان» در رسانه های غرب قابل فهم خواهد شد.
اینکه چرا با کشته شدن ندا آقاسلطان رسانه هائی مانند BBC و ABC و CNN و FOX NEWS و شبکه العربیه (وابسته به ریاض) برخلاف سنت و قوانین رسانه ای اقدام به انتشار صحنه کشته شدن «آقاسلطان» در ابعاد فوق گسترده بمدت بیش از یک هفته آن هم بدون کمترین سانسوری کردند؟
پاسخ به این پرسش را باید در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد (بیست و چهار ساعت قبل از کشته شدن ندا آقا سلطان) تهران که توسط آیت الله خامنه ای ایراد شد، کاوید.
مطابق قوانین در اروپا و آمریکا، رسانه ها بمنظور رعایت اخلاق و پرهیز از اشاعه خشونت مجاز به انتشار متون یا تصاویر خشونت آمیز نیستند. سنت و قانونی که رسانه های غربی با جدیت به آن پایبند بوده تا جائی که در تراژدی بزرگی همچون واقعه یازده سپتامبر که منجر به کشته شدن بیش از 3000 نفر از شهروندان آمریکائی در کسری از ثانیه در برج های تجارت جهانی شد. هیچکدام از رسانه های تصویری آمریکا و اروپا حتی یک صحنه که نشان دهنده ریزش خون ولو از بینی یک نفر در منهتن نیویورک باشد را به نمایش نگذاشتند.
اما سوال اینجا بود که چرا چنین سنتی در تراژدی کشته شدن آقاسلطان به طاق نسیان کوبیده شد؟
هر چند مسئولین تلویزیون بی بی سی فارسی حق به جانبانه در پاسخ به این پرسش در مورخه هشتم تیر ماه و در برنامه نوبت شما اظهار داشتند:
دلیل بی توجهی به قانون عدم انتشار صحنه های خشن در پخش مکرر صحنه کشته شدن ندا آقاسلطان، برخورداری بالای بار خبری این صحنه بود. اما در همین بی بی سی و همین مدعیان آشنائی با بارخبری وقایع، ده ماه بعد و در جریان لو رفتن فیلم شلیک سربازان بالگرد آپاچی ارتش ایالات متحده به شهروندان غیرنظامی و بی دفاع در بغداد و کشتار 12 نفر به انضمام دوکودک خردسال، دچار آلزهایمر مصلحتی شدند و واقعه ای را که از حیث خبری در مقایسه با فیلم کشته شدن «ندا» بمراتب از ارزش بالاتری در دنیای رسانه برخوردار بود ضمن ادعای اتکای بر «رعایت اصول اخلاقی و عدم انتشار صحنه های خشن»! اقدام به حذف و عدم انتشار صحنه گلوله خوردن و کشتار آن 12 شهروند عراقی کرده و نهایتاً فیلمی مخنث از پرواز یک بالگرد بر فراز چند مرد عراقی را به بیننده نشان دادند! توجیهی که متاسفانه بوی خون بناحق ریخته شده ندا آقاسلطان را از تحریریه بی بی سی به مشام می رساند.
http://www.youtube.com/watch?v=3nDMv_M6WWY
بر این اساس باید و می توان با رجوع به آن بخش از اظهارات آیت الله خامنه ای در نماز جمعه مورخ 29 خرداد به فهم این پرسش تا حدود زیادی نزدیک شد که چرا درست در فردای اظهارات آیت الله خامنه ای مبنی بر آنکه:
«رئیس جمهور آمریکا از آن طرف نامه می نویسند و اظهار علاقه به روابط می کند و ابراز احترام به جمهوری اسلامی می کند و از این طرف این حرف ها را می زند. کدام را باور کنیم؟»
نــــــــدای شوم!درست در فردای این اظهارات که بالذات از آن درجه استعداد برخوردار بود تا بتواند اسباب نگرانی مخالفین نزدیکی ایران و آمریکا را فراهم کند که گویا پشت پرده بین تهران و واشنگتن مراوداتی در حال انجام است،«ندا آقاسلطان» با آن شکل نچندان ناآشنا! کشته می شود؟
بویژه آنکه در فردای اظهارات آیت الله خامنه ای خبر مزبور توسط روزنامه واشنگتن تایمز تکمیل شد مبنی بر آنکه:
«طی ماه گذشته میلادی نامه ای از سوی باراک اوباما و با هدف تلاش برای بهبود روابط دو کشور برای آیت الله خامنه ای رهبر ایران ارسال شده.»
واشنگتن تایمز در تکمیل این خبر به نقل از یک ایرانی مطلع که نامی از او نبرده آورده بود:
«نامه دولت ایالات متحده در فاصله زمانی چهارم تا دهم مه، بیشتر از یک ماه قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران، ارسال شده و حاوی پیشنهادهائی برای همکاری های دوجانبه و منطقه ای و گفتگو درباره برنامه اتمی این کشور بوده است.»
خبر واشنگتن تایمز در تائید اظهارات آیت الله خامنه ای مبنی بر ارسال پیام اوباما به رهبری ایران از آن جهت حائز اهمیت است که سه ماه قبل از آن آیت الله خامنه ای در سخنرانی اول فروردین ماه خود در مشهد و در پاسخ به پیام تبریک نوروزی اوباما به رهبران و مردم ایران، بعد از سال ها نفی هر گونه مذاکره با آمریکا برای نخستین بار واکنشی نرم خویانه از خود نشان داد و گفت:
« ما سابقه‏اى از دولت جدید و رئیس جمهور جدید آمریکا نداریم؛ نگاه می کنیم، قضاوت خواهیم کرد. شما تغییر کنید، ما هم رفتارمان تغییر خواهد کرد.»
مجموعه اظهارات و اخبار فوق کفایت آن را می کرد تا رقیب سنتی واشنگتن با اتکای بر تجربه شیرین «بُریدن پای کمپانی استاندارد اویل آمریکا از حوزه منابع نفتی ایرانی که تا آن تاریخ در ظهر قواله مایملک انحصاری کمپانی نفت انگلستان تعریف می شد» با توسل به پروژه جسد سازی در سقاخانه آشیخ هادی، یک بار دیگر پای حریف را از ایران کوتاه کند یا لااقل مانع نزدیکی ایشان بدون حضور موثر و مشترک خود شود.
در پروژه «سقاخانه آشیخ هادی» آیا تصادفی بود که کنسول وقت انگلستان ناگهان علاقه مند می شود سفیر آمریکا را که نماینده وقت نشریه نشنال جئوگرافی نیز بود تشویق به حضور در سقاخانه مشتهر به اعجاز و گرفتن عکس برای نشریه مزبور کند و سفیر بی نوا نیز بی خبر از همه جا وقتی دوربینش را در محل مستقر کرد خود را مواجه با چند نفر مشکوک ببیند که از حاشیه تجمع فریاد ِ «بکـُشید این اجنبی نجس را» بشنود و نهایتاً توسط مردم مذهبی به خشم آمده در محل کشته شود!
جنایتی که منجر به تکدر خاطر آمریکا و انصراف کمپانی استاندارداویل از عقد قرار داد اکتشاف نفت با دولت ایران شد!
همین مسئله در کشته شدن «ندا آقاسلطان» جای تامل دارد که درست فردای روزی که آیت الله خامنه ای در نماز جمعه خبر از آن داد اوباما طی پیامی محرمانه خواستار بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا شده ناگهان «ندا آقاسلطان» در تهران به آن شکل و با حضور فیلمبرداری حرفه ای کشته می شود و تصادفاً! پنج شبکه بی بی سی و سی ان ان و ای بی سی و العربیه و فاکس نیوز بنمایندگی از دول انگلستان و عربستان و اسرائیل که جملگی از مخالفان جدی بهبود مناسبات بین ایران و آمریکایند افکار بین الملل را بمدت یک هفته در معرض شدیدترین بمباران تصویری کشته شدن «ندا آقاسلطان» قرار می دهند تا نهایتاً توانستند اوباما را بعد از یک هفته فشار افکار عمومی جریحه دار شده مجبور به ایراد سخنرانی انتقادی از موضع نقض حقوق بشر علیه ایران کند و متقابلاً آیت الله خامنه ای نیز تن به دادن پاسخ تند و مناسب به وی داده و داستان تیرگی مناسبات دو کشور بر همان پاشنه همیشگی بچرخد.
گذشته از آنکه نباید این نکته را نیز از نظر دور داشت که انگلستان به استعداد حضور دیرینه اش در خاورمیانه و آشنائی دقیق اش با تاریخ تحولات ایران با نقش و کاربرد «جسد» در تهییج افکار و روحیات ایرانیان در دامن زدن به تحولات سیاسی و اجتماعی بخوبی آشنائی دارد.
ماجرای تخریب بانک استقراضی روس ها و کشته شدن «سید عبدالحمید سجّادی» طلبه جوان مقیم تهران توسط قشون عین الدوله تجربه آموزنده ای پیش روی دولت انگلستان بود که چگونه در ایران می توان با اتکای بر یک جنازه آن چنان بر آتش انقلاب مشروطه دمید و شهر را شلوغ کرد که در کمتر از یک ماه منجر به صدور فرمان مشروطیت و پناهدگی محمد علی شاه به روسیه و فرار وی تا پاریس شود.
نکته دیگری که احتمال پروژه بودن «شلیک به آقاسلطان» را تقویت می کند اظهارات «سردار اسماعیل احمدی مقدم» فرمانده نیروی انتظامی ایران طی مصاحبه با نشریه سروش است. احمدی مقدم در این مصاحبه اظهار داشته:
«پلیس ایران علی رغم تجسس گسترده در محل، موفق به پیدا کردن پوکه و مرمی شلیک شده به قلب ندا آقاسلطان نشده»
از آنجا که حسب گزارش کارشناسی پزشکی قانونی ایران در خصوص قطر گلوله و با توجه به عدم یابش پوکه مرمی شلیک شده و با توجه به فاصله نزدیک شلیک و مسموع نبودن صدای شلیک برای حاضران در محل می توان مطمئن بود که اسلحه مورد استفاده قرار گرفته از نوع تپانچه رولور بوده که پوکه را در خود نگاه می دارد و مجهز به صدا خفه کن نیز بوده. اما پیدا نشدن مرمی شلیک شده به قلب نیز می تواند احتمال استفاده ضارب از «مرمی یخی» را بدهد.
مرمی هائی که حسب مورد از گلوله های مورد استفاده تیراندازان حرفه ای در استخدام سازمان های جاسوسی است. چنین گلوله هائی عموماً توسط سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی و بمنظور ترورهای مهمی مورد استفاده قرار می گیرد که طراحان ترور مایل نیستند کمترین ردی از ضارب باقی بماند.
مرمی یخی از جمله ادوات تروریستی مورد اشتیاق و علاقه تروریست ها در چنین ترورهائی است که بعد از شلیک چه در بدن مضروب و چه در محیط باقی بمانند بسرعت تحت حرارت محیط تبخیر می شود.
نکته دیگر آنکه نسخه جدید فیلم کشته شدن «آقاسلطان» چند ساعت (حدوداً 12 ساعت) زودتر از فیلمی منتشر شد که تحت عنوان «تقاطع» در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
فیلمی که در آن تهیه کنندگان رد زنی را یافته اند که در صحنه حاضر بوده و با توجه به تصویر موجود از آن زن در نزدیکی ندا آقاسلطان و قرار داشتن دست راست وی در «کیف آویز شخصی اش» و ترک بلافاصله وی از محل بعد از مضروب شدن آقاسلطان، این احتمال داده شده ضارب همان زن باشد که وابسته به سازمان تروریستی مسعود و مریم رجوی است.
تنها نکته مبهم همزمانی تقریبی پخش این دو فیلم است که سایت جهان نیوز که از سایت های نزدیک به حکومت در ایران است در توضیح چرائی این همزمانی احتمال آن را داده که اعضا گروهک مسعود رجوی پیشتر از زمان انتشار فیلم تقاطع در صدا و سیمای ایران مطلع شده و بمنظور سوزاندن ادعاهای آن فیلم اقدام به انتشار نسخه جدید کرده اند که «جهان نیوز» در صورت صحت چنین ادعائی باید لوازم آن را نیز بپذیرد مبنی بر آنکه نفوذی های مسعود رجوی تا عمق صدا و سیمای ایران نفوذ کرده اند.
http://www.jahannews.com/vdciq3azrt1azr2.cbct.html
لازم به ذکر است سایت جهان نیوز در تکمیل خبر خود دچار یک اشتباه نیز شده و آن اینکه با توجه به دیده شدن تصویر یک مرد نسبتاً کهنسال در نسخه جدید که در حال تصویربرداری از ندا آقاسلطان بوسیله تلفن همراهش می باشد تصور کرده فرد مزبور فیلمبردار نسخه اولیه است.
ادعائی که با ملاحظه از سر دقت هر دو فیلم عدم صحت آن بخوبی روشن می شود چرا که با مقایسه تطبیقی هر دو نسخه از فیلم کشته شدن «ندا» ملاحظه می شود در لحظه استقرار فیلمبردار نخست در روبروی «ندا» و تصویربرداری از صورت آن مرحومه، نیم تنه پائین پیرمرد مزبور بوضوح در کادر وجود دارد و بر این اساس وی قطعاً نمی تواند فیلمبردار اصلی باشد خصوصاً آنکه کیفیت بالای هر دو نسخه از فیلم های مزبور موید آن است که چنان تصاویری نمی تواند محصول موبایلی باشد که در دست آن پیرمرد است.
علی رغم جمیع تمهیدات حرفه ای بکار گرفته شده در پروژه قتل ندا آقاسلطان، طراحان و آمران و مباشران هر اندازه در تامین هدف نخست خود (تعلیق روند بهبود مناسبات و تعمیق خصومت میان تهران و واشنگتن) موفق شدند اما با بی التفاتی به یک نکته بسیار ساده و در عین حال مهم در تحقق هدف دوم خود که به تقابل کشاندن جمهوری اسلامی با پایگاه اجتماعی اش بود، ناکام ماندند.
آن نکته ساده و مهم ناشی گری در تعریف بدنه اجتماعی حکومت بود.
طراحان ترور ندا آقاسلطان در حالی در جستجوی صید ماهی مراد از کالبد بی جان آقاسلطان بودند که تجربه «طلبه عبدالحمید» و حتی «سقاخانه آشیخ هادی» می توانست این واقعیت را به ایشان حُقنه کند تا برای ایجاد موج ویرانگر علیه نظامی که خود را مذهبی تعریف کرده عقل و منطق حکم می کند پایگاه مذهبی آن نظام را هدف قرار داده و دچار بحران تردید و عدم مشروعیت کنید!
آنچه که در غائله بانک استقراضی و گورستان مسلمانها تا شهادت طلبه عبدالحمید استعداد آن را داشت تا منجر به بحران و اضمحلال سلطنت قاجار شود تحریک عواطف مذهبی بدنه جامعه دین ورز ایران و به تاسی آن ورود روحانیت و مرجعیت به ماجرا از طریق شهادت مظلومانه یک طلبه شیعه بود که منجر به تحقق مشروطیت شد. همچنانکه در پروژه سقاخانه آشیخ هادی نیز زیرکی انگلیسی ها در تهییج افکار عمومی توده عوام مذهبی و متشرع بود که این فرصت را به لندن داد تا از آن غائله ماهی مراد خود را صید کند.
علی رغم چنین تجربه تاریخی، معلوم نبود و نیست چرا وارثان تجربه امپراطوری بریتانیا اکنون دچار فرسودگی و بی استعدادی در فهم تحولات ایران فعلی شده اند.
پیشتر، ذیل مقاله «نـَــّرآدان ناشی» متذکر شده بودم:
پایوران جمهوری اسلامی اینک مجال آن را دارند تا بدون دغدغه و دلنگرانی از آثار و تبعات تلویزیون بی بی سی به تمشیت امور خبری خود بپردازند.
نقطه عزیمت این انبساط خاطر بازگشت به این واقعیت دارد که با فیکس شدن بی بی سی در قاب ارگان اقشار سکولار این رسانه در نقشه تهدیدات برون مرزی دولتمردان جمهوری اسلامی مُبدل به «کبریتی بی خطر» شد. چنین فرجامی بازگشت به این واقعیت دارد که اولاً تلویزیون بی بی سی در تعریف مخاطب دچار مضیق شد و ثانیاً کسر بزرگ و حداکثری و موثری از مخاطبان فارسی زبان خود در اقشار مذهبی را از دست داد ]...[ خط کشیدن بر این گستره موثر و ماکزیممی بمعنای رفع دلنگرانی دولتمردان جمهوری اسلامی است که درست یا غلط خود را و پایگاه و مخاطب خود را نزد ایشان تعریف کرده اند. طبعاً و بر این سیاق، انبساط خاطر تهران از قبال فعالیت های رسانه ای مانند بی بی سی قابل فهم خواهد بود. دولتمردان ایران تا زمانی می توانند از فعالیت رسانه ای مانند بی بی سی یا هر رسانه یا سازمان و نهاد و ارگان و حتی کشوری خارجی نگران باشند که ایشان پایگاه مذهبی و سنتی حکومت را مورد خطاب قرار دهند و از میانه ایشان اقدام به یارگیری و کسب اعتماد کند. همواره و طی 30 سال گذشته دغدغه اصلی و قابل فهم دولتمردان ایران از دست دادن حمایت پایگاه سنتی و مذهبی اش بوده. برای دولتمردان جمهوری اسلامی از دست دادن اقشار غیرمذهبی کمترین محلی از نگرانی را نداشته و ندارد. کمااینکه از ابتدا نیز این حکومت نه اتکائی بر این اقشار داشته و نه این اقشار همدلی و موانستی با حکومت داشته اند.

اکنون و با بازتعریف مجدد «پروژه ترور ندا آقاسلطان» تکرار اشتباه فاحش طراحان و آمران و مباشران این ترور بوضوح قابل رویت شده.
هر چند طراحان ترور آقاسلطان با ارائه نسخه جدید از فیلم کشته شدن وی در بازه زمانی سالگرد انتخابات تا 30 خرداد کوشیدند هم زمان با تصویب تحریم های اقتصادی شورای امنیت علیه ایران، بار دیگر با تحریک و جریحه دار کردن افکار عمومی به استقبال و تشویق و تقویت شهرآشوبی مجدد در تهران برخیزند اما بدلیل عدم تفطن به یک نکته ظریف و تاریخی یخ پروژه «جسد سازی» ایشان نگرفت.
وارثان امپراطوری بریتانیا متوجه نبودند در تحقق «بازی کثیف جسدسازی» بمنظور ایجاد بحران مشروعیت برای جمهوری اسلامی عقلاً موظف بودند تا بفهمند مصلحت حکم می کند بجای مرحومه «ندا آقاسلطان» در مورخ 30 خرداد «فاطمه آقاشبان» در کف خیابان خسروی هدف گلوله قرار گیرد!
«فاطمه آقاشبان» عنوانی سمبلیک از بانوان متشرع است و منظور آن است که طراحان ترور «آقاسلطان» بمنظور تحقق پروژه جسدسازی، زمین بازی خود را همانند تجربه تلویزیون بی بی سی آنجائی تعریف کردند که شاید نقطه قوت خودشان باشد اما قطعاً کمترین محلی از اعراب برای پایوران جمهوری اسلامی نداشته و ندارد. بر همین اساس بود که هر اندازه ایشان به قوت توفیق آن را یافتند تا با سر دست گرفتن جسد آن مرحومه بی گناه موج گسترده اعتراض افکار عمومی در جهان غرب و عقبه غربگرای شان در جهان را به نفع خود بسیج کنند اما میزان این موفقیت نزد توده های متشرع و مذهبی در داخل کشور هرگز قابل مقایسه و اعتنا و سرمایه گذاری سیاسی با جهان غیرمذهبی نبود و نشد.
تجربه صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی توسط آیت الله خمینی نمونه قابل استناد و موفقی از چیستی و چگونگی بازی روحانیت شیعه در عرصه سیاست و دیانت است.
در آن تجربه نیز هر چند صدور آن فتوا منجر به ترشروئی جهان غرب و عقبه روشنفکری سکولار ایشان در ایران و دیگر نقاط جهان شد اما ایشان کمتر به این نکته توجه کردند که بنیان گذار جمهوری اسلامی اساساً و از ابتدا زمین بازی خود را در اروپا و آمریکا تعریف نکرده بود تا اکنون بخواهد بر اساس خوشآیند یا بدآیند و ترشروئی و خوشروئی ایشان سیاست ورزی کند.
تصادفاً ایشان در جهتی کاملاً مخالف با جهان غرب در زمینی بازی می کرد که در آن برخوردار از مزیت نسبی بود و به دلیل همین برتری و تفـّوق، موفق شد علی رغم ترشروئی جهان غرب نسبت به فتوای ارتداد سلمان رشدی ضمن بازی در زمین مسلمین و مستضعفین، موج گسترده اقبال و اشتیاق توده های مسلمان در جهان اسلام را بنفع خود و فتوای خود و حکومت تحت فرمان خود بسیج کند. تا جائی که کنفرانس سران اسلامی که تجمعی از سران بعضاً وابسته به جهان غرب و جمیعاً سنی هائی مخالف با اقلیت شیعه اند را مجبور کرد علی رغم میل شان بر فتوای یک عالم شیعه صحه بگذارند.
طراحان ترور «آقاسلطان» اگر ارزنی از نبوغ و هوشمندی آیت الله خمینی را داشتند بفراست در می یافتند چنانچه در بعدازظهر شنبه 30 خرداد بجای «ندا آقاسلطان» که در قشربندی اجتماعی ایران برخوردار از ظواهر بدنه جامعه غیر متشرع ایرانی بود، دختری با ظواهر و بواطن و تعلق خاطر به جامعه مذهبی مقابل دوربین در خون خود می غلتید بدون اغراق در مدتی کمتر از یک ماه شیرازه جمهوری اسلامی بشدت دچار تکیدگی و بلکه پاشیدگی شده و جمیع روحانیت و مرجعیت شیعه در قم و نجف متحداً در صف نخست اعتراض و خونخواهی آن شهیده می ایستادند و استبعادی نیز نداشت که مجلس خبرگان تا مرز عدم صلاحیت رهبری نیز پیش می رفت.
اما خوشبختانه یا متاسفانه ظاهراً شیعیان به روایت منقول از امام چهارم شان همواره خداوند را شاکرند که دشمن ایشان را از احمق ها قرار داد و بر همین سیاق روحانیت شیعه نیز در طول تاریخ با تعریف خود و مخاطبانش در بطن و کانون توده های دین ورز و بعضاً محروم تا آن اندازه برخوردار از اعتماد بنفس بوده اند تا به استظهار چنان عقبه ای همواره نجوای آن رند شیرازی را زیر لب زمزمه کنند:

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک


ــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقالات مرتبط:
آسیب شناسی جنبش سبز
http://bit.ly/1aLPzbW
تغار شکسته تهران شماره 1 و 2
http://bit.ly/1uNq1z4
http://bit.ly/1lH3Nze




موضوع مطلب : یادداشت تحلیلی داریوش سجادی
برخی آژانس‌های تبلیغاتی که پول‌های کلانی از علاقمندان به فوتبال گرفته بودند تا آنها را با بهترین امکانات به برزیل ببرند و شرایط تماشای مسابقات فوتبال با کیفیت مطلوب را برای آنها فراهم کنند، بعد از دیدار ایران و نیجریه تعدادی از مسافران خود را در شهر کوریتیبا رها کرده و بدون اینکه سراغی از آنها بگیرند به شهر سائوپائولو برگشتند!

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مهر:ماه‌ها قبل از اینکه بیستمین دوره رقابتهای فوتبال جام جهانی آغاز شود، بسیاری از آژانس‌های گردشگری و توریستی فعالیت‌های تبلیغاتی گسترده خود برای جذب علاقمندان به فوتبال را آغاز کردند و به دنبال این بودند مسافران بیشتری برای سفر به برزیل را به خود اختصاص دهند.

در این میان ستادهای زیادی تشکیل شد تا به وضعیت این آژانس‌ها سروسامان دهد و علاقمندان به فوتبال برای سفر به جام جهانی با مشکلات زیادی مواجه نشوند و بتوانند بدون کمترین دردسر راهی سرزمین قهوه شوند تا آنها در بهترین شرایط بازی‌های جام جهانی را از نزدیک تماشا کنند.

با تمام تبلیغاتی که صورت گرفت، تنها چند آژانس توانست علاقمندان به فوتبال را به خود جذب کنند که یکی از آنها آژانس تعطیلات رویایی بود که مشخص نشد از طریق چه کسانی با فدراسیون فوتبال قرارداد بستند و چه کسانی نفع این قرارداد را بردند تا گروه‌های زیادی با این آژانس راهی برزیل شوند.

یکی از اعضای ستاد پشتیبانی جام جهانی که در برزیل حضور دارد‌، در گفتگو با خبرنگار اعزامی مهر پرده از برخی اتفاقات پشت پرده در مورد انتخاب آژانس‌های مسافراتی برداشت. وی که خواست نامی از او برده نشود از منفعت طلبی برخی افراد پرده برداشت که با لابی‌های خاص خودشان توانستند علاقمندان به فوتبال را جذب کنند یا اینکه نماینده رسمی فدراسیون فوتبال در امور اعزامی مسافران به جام جهانی شوند.

این مقام مسئول اما از بی‌تعهدی و بی‌مسئولیتی برخی آژانس‌های تبلیغاتی پرده برداشت که پس از نخستین بازی تیم ملی ایران برابر نیجریه که در شهر کوریتیبا برگزار شد، برخی علاقمندان به فوتبال که تحت حمایت آژانس آنها بوده‌اند، را در این شهر رها کرده‌اند و به سائوپائولو برگشته‌اند.

این اتفاق در شرایطی رخ داده است که برخی از این آژانس‌ها مبالغی بالاتر از 70 میلیون تومان هم از مسافران خود دریافت کرده بودند اما سرویس‌هایی که به آنها داده‌اند، به اندازه 20 میلیون تومان هم نیست. در این مورد گفته می‌شود که برخی از این آژانس‌ ها کمتر از 20 میلیون تومان برای هر مسافر هزینه کرده‌اند اما مبالغی بالای 40 میلیون تومان از آنها دریافت کرده‌اند.

اینکه چرا اینقدر بی‌نظمی و هرج و مرج در اعزام مردم به برزیل صورت گرفته، سوالی است که باید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پاسخی برای آن داشته باشد. طبیعتا همه آژانس‌های مسافراتی زیر نظر این سازمان کار می‌کنند و باید قبل از اعزام مسافران به برزیل نظارت بیشتری روی عملکرد آنها صورت می‌گرفت که با بی‌مسئولیتی مردم را در یک شهر غریب رها نکنند و تنها به فکر جیب خودشان نباشند.

این اتفاقات در شرایطی برای مردم و علاقمندان به فوتبال رخ داده است که گروه خبرنگاران و عکاسان اعزامی نیز با مشکلات عدیده‌ای از سوی آژانس تعطیلات رویایی مواجه شدند و با وجود پیگیری‌هایی که کردند نتوانستند مشکلات خود را به حداقل برسانند.

این آژانس هم رقمی حدود 40 میلیون تومان از هر خبرنگار دریافت کرد اما سرویس‌هایی که ارائه کرده، بسیار کمتر از این مبلغ است و به نظر می‌رسد باید نهادهای نظارتی به این ماجرا ورود کنند تا مشخص شود چرا این مبلغ سنگین دریافت شده اما در مقابل خدمات شایسته‌ای به نمایندگان رسانه‌ها داده نشده است.




موضوع مطلب :
رئیس مجلس در نامه‌های جداگانه‌ای 6 مصوبه دولت یازدهم را مغایر قانون اعلام کرد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، علی لاریجانی رئیس مجلس شوری اسلامی در نامه‌های جداگانه‌ای به حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور 6 مصوبه دولت یازدهم را مغایر قانون اعلام کرد.

متن نامه‌های لاریجانی به روحانی به شرح زیر است:

**نامه اول:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 192441/ت50327هـ مــورخ 28/12/1392، موضوع «ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 1393 کل کشور»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

نظـر به اینکه اولاً طـبق مـواد (12) و (15) قانـون محاسبـات عمومـی کـشور ـ مصوب 1366ـ وجوه حاصل از فروش اموال منقول و غیرمنقول وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی باید به حساب خزانه واریز شود، ثانیاً بر اساس ماده (7) قانون مذکور، تمامی اعتبارات از جمله اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای، برای موارد مشخّص باید به تصویب مجلس رسیده باشد و از آنجا که تغییر محل‌های مصرف آنها خارج از صلاحیت دولت می‌باشد، بنابراین، تبصره ماده (27) مصوبه مبنی بر اجازه هزینه‌کرد از محل اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای و وجوه حاصل از فروش اموال منقول و غیرمنقول، از حیث عدم واریز وجوه فوق به خزانه و نیز فراهم کردن امکان مصرف اعتبارات در غیر موارد مصوب، مغایر قانون اسـت.

باتوجـه به اینـکه در پاراگراف سـوم ماده (79) قانون برنامه پـنجم توسـعه ـ مصوب 1389ـ در مورد 3% از «اعتبارات هزینه‌ای» احکامی مقرر شده، بنابراین، ماده (31) مصوبه که این احکام را به «اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای» نیز تسرّی داده، از حیث توسعه شمول قانون، مغایر قانون است.

از آنجا که ماده (32) مصوبه در صدد اجرای بند «م» ماده (224) قانون برنامه پنجم توسعه است ولی در بند مذکور هیچ اشاره‌ای به «هزینه یک تا سه درصد از اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای دستگاه‌های اجرایی برای انجام امور پژوهشی و توسعه فناوری» نشده، بنابراین، ماده (32) مصوبه که حاوی چنین مجوزی برای هزینه‌کرد اعتبارات می‌باشد، از حیث توسعه شمول قانون، مغایر قانون است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی

**نامه دوم:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 308/ت50433هـ مورخ 16/1/1393، موضوع «اجازه هزینه­‌کرد به وزارت امور خارجه»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

توضیح اینکه شماره‌های فوق مربوط به ترتیب درج در روزنامه رسمی کشور می‌باشد.

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­«نظر به اینکه اولاً طبق ماده (7) قانون محاسبات عمومی کشور، «اعتبار عبارت از مبلغی است که برای مصرف یا مصارف معین... به تصویب مجلس... می‌رسد» و ثانیاً با توجه به اینکه طبق مواد (1) و (6) قانون مذکور، قانون بودجه برای یک سال مالی(از ابتدای فروردین تا انتهای اسفند) به تصویب می­رسد و  بر اساس ماده (63) قانون فوق، مانده وجوه مصرف نشده از اعتبارات جاری و عمرانی مقرر در بودجه سالانه، باید به خزانه کل کشور بازگردانده شود، بنابراین، متن مصوبه که به وزارت امور خارجه اجازه هزینه‌کرد مانده اعتبارات مصرف­ نشده مربوط به سال­‌های 1390 و 1391 که تحت عنوان «همکاری­‌های اقتصادی بین‌المللی» بوده است را برای «هزینه­‌های خارجی در کشورهای هدف» داده است، از حیث تغییر محل مصرف اعتبارات و همچنین از جهت اجازه هزینه­‌کرد مانده وجوه مصرف نشده سال‌های قبل، مغایر قانون است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی

**نامه سوم:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 2127/ت50433هـ مورخ 18/1/1393، موضوع: اجازه هزینه­‌کرد به وزارت امور خارجه»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­«نظر به اینکه اولاً طبق ماده (7) قانون محاسبات عمومی کشور، «اعتبار عبارت از مبلغی است که برای مصرف یا مصارف معین... به تصویب مجلس... می‌رسد» و ثانیاً با توجه به اینکه طبق مواد (1) و (6) قانون مذکور، قانون بودجه برای یک سال مالی (از ابتدای فروردین تا انتهای اسفند) به تصویب می­‌رسد و  براساس ماده (63) قانون فوق، مانده وجوه مصرف نشده از اعتبارات جاری و عمرانی مقرر در بودجه سالانه، باید به خزانه کل کشور بازگردانده شود، بنابراین، بند (1) مصوبه که به وزارت امور خارجه اجازه هزینه­‌کرد مانده اعتبارات مصرف­ نشده مربوط به سال‌های گذشته که تحت عنوان «همکاری­‌های اقتصادی بین­‌المللی» بوده است را برای «هزینه­‌های جاری نمایندگی­‌های خارج از کشور» داده است، از حیث
تغییر محل مصرف اعتبارات و همچنین از جهت اجازه هزینه­‌کرد مانده وجوه مصرف نشده سال‌های قبل، مغایر قانون است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی

**نامه چهارم:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 266/ت50150هـ مــورخ 6/1/1393، موضوع «تعیین تعرفه گاز مصرفی»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­«نظر به اینکه طبق جزء ) 3 ( بند «ق» تبصره (2) ماده واحده قانون بودجه سال 1393 «قیمت پایه خوراک گاز واحدهای پتروشیمی در چهارچوب قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به گونه‌ای تعیین می‌گردد که از سیزده (13) سنت در هر متر مکعب کمتر نشود»، بنابراین، بند «د» مصوبه از حیث اطلاق و مصرّح نبودن به رعایت نصاب مذکور، مغایر قانون است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی

**نامه پنجم:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 190242/ت49467هـ مــورخ 25/12/1392، موضوع: «آیین نامه نحوه تغییر صندوق و نقل و انتقال حق بیمه و سوابق بیمه‌ای بین صندوق‌های بیمه‌ای»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­«نظر به اینکه اوّلاً : به موجب بند «ب» ماده (28) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه ـ مصوب 1389ـ به کارکنان دولت اجازه تغییر صندوق بیمه با رعایت اصول و الزامات محاسبات بیمه‌ای داده شده و ضوابط این امر به آیین‌نامه‌ مصوب دولت محول شده است؛ ثانیاً : طبق ماده (7) مصوبه مذکور، تغییر صندوق موضوع بند فوق‌الاشاره مستلزم پرداخت مابه‌التفاوت حق بیمه و کسور بازنشستگی صندوق قبل با صندوق جدید توسط کارمند است؛ ثالثاً: براساس قانون مؤخر، یعنی بند «ز» تبصره (15) ماده واحده قانون بودجه سال 1393 تغییر صندوق برای کارکنان رسمی که در دوران پیمانی یا قراردادی مشمول صندوق تأمین اجتماعی بوده‌اند، باید بدون تحمیل بار اضافی بر کارمند باشد، بنابراین ماده (7) مصوبه که می‌تواند شامل مستخدمان بند «ز» تبصره (15) قانون بودجه سال1393 شود، از این حیث که مشمولان بند «ز» این بند را بر خلاف حکم مقرّر در قانون، ملزم به پرداخت مابه‌التفاوت می‌کند، برای سال 1393 مغایر قانون است.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی

**نامه ششم:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیئت محترم وزیران به شماره 1267/ت50358هـ مــورخ 17/1/1393، موضوع:«آیین‌نامه اجرایی بند«ط» تبصره (6) قانون بودجه سال 1393 کل کشور»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی «هیئت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره (4) الحاقی به «قانون نحوه اجراء اصول هشتاد و پنجم (85) و یکصد و سی و هشتم (138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده (10) آیین‌نامه اجرایی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد.

بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرر در ‌قانون، آن بخش از مصوبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود.

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­«نظر به اینکه طبق ماده (29) و بند «ت» ماده (224) قانون برنامه پنجم توسعه ـ مصوب 1389ـ تصویب مصوبه­ دارای بار مالی مستلزم پیش­‌بینی قبلی اعتبارات لازم در بودجه کل کشور یا بودجه سالانه دستگاه یا صندوق است، بنابراین، ماده (14) مصوبه مبنی بر اجازه به خزانه­داری کل کشور جهت بازخرید اسناد خزانه اسلامی قبل از سررسید، از حیث داشتن بار مالی و عدم تصریح به محاسبه بار مالی و تأمین آن به یکی از طرق مقرّر در قانون بودجه سالانه، مغایر قانون می‌باشد.»

رئیس مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی




موضوع مطلب :
اگرچه سیاستمداران امور نظامی آمریکا معتقدند این کشور توان آغاز جنگی دیگر را ندارد اما آشوب های عراق زمزمه هایی را در کنگره ی امریکا مبنی بر لزوم حضور مجدد ارتش این کشور در افغانستان به راه انداخته است. جمهوری خواه برجسته ی مجلس سنا، مک کانل در گفتگویی اظهار داشت: ”اوضاع اخیر عراق نشان می دهد که نباید نیروهای خود را از افغانستان خارج کنیم چون بعید نیست که با خروج کامل نیروها، افغانستان نیز به سرنوشت عراق دچار شود.“

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598،هری رید، جان بونر، و نانسی پلوسی به همراه مک کانل در جلسه ای که قرار است به عنوان مشاوره دولت با کنگره درخصوص موضوعات سیاست خارجی -از جمله عراق- برگزار شود شرکت خواهند کرد. مک کانل معتقد است اگر نیروهای ارتش امریکا در عراق باقی می ماندند چنین سرانجامی برای این کشور رقم نمی خورد. وی افزود:”ما می دانیم که اگر حدود ده هزار نیرو را برای مقاصد ضد تروریستی و همچنین آموزشی در افغانستان باقی نگذاریم بزودی همان حوادثی را در این کشور شاهد خواهیم بود که در عراق دیده ایم."

جمهوری خواهان کنگره که به جنگ طلبی شهره هستند به محض آغاز بحران در بخش هایی از عراق، بارها و بارها دولت اوباما را برای خروج نیروهای امریکایی از عراق در سال 2011 مواخذه نموده اند. اصرار این افراد بر دخالت نظامی امریکا در کشورهای عراق و افغانستان تا حدی است که هری رید در گفتگویی عنوان کرد کاخ سفید برای حمله هوایی حتی نیازی به تصویب کنگره نیز ندارد!

لازم به ذکر است که تا پایان سال جاری میلادی فقط 10000 نیروی ارتشی امریکا در افغانستان باقی خواهند ماند که این تعداد در سال 2015 به نصف خواهد رسید و این امر موجبات نگرانی شدید جمهوری خواهان را فراهم آورده است. این پیشنهاد خصمانه به سرعت واکنش حامد کرزای را بر انگیخت. کرزای در گفتگو با بی بی سی با رد اظهارات مک کانل و دیگران گفت: ”افغانستان هیچگاه همانند عراق نخواهد شد زیرا القاعده دیگر در افغانستان جایی ندارد."

منافع سیاسی و اقتصادی امریکا ایجاب می کند این کشور در هر سطح ممکن در منطقه حضور داشته باشد. اشغال افغانستان و عراق از سویی سود هنگفت کارخانجات ساخت و فروش تسلیحات نظامی را در پی داشت و از سوی دیگر این حضور در منطقه، محاصره ی ایران با پایگاه های نظامی امریکا را منجر گشته بود. حال که بهانه های امریکا با فروکش کردن غائله ی القاعده و هلاکت صدام و عدم پیدا کردن تسلیحات شیمیایی در عراق پایان یافته اند، آشوب های جدید منطقه بهانه خوبی برای این کشور برای حضور مجدد در اطراف ایران خواهد بود. باید دید متخصصین و کارشناسان مسائل منطقه غرب آسیا می توانند مقامات جنگ طلب امریکا را قانع کنند که از این خواسته دست بکشند یا خیر.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2835
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453420