سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
سه شنبه 92 مرداد 1 :: 1:0 صبح ::  نویسنده :

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ، روزنامه کیهان در ستون ویژه های خود نوشت:
واشنگتن پست: روحانی بر خلاف خاتمی یک چهره خودی برای نظام است
روزنامه‌های آمریکایی و اروپایی معتقدند واشنگتن نباید فرصت تعامل دیپلماتیک با ایران را از دست بدهد.
واشنگتن پست در تحلیلی تاکید کرد: پیروزی حسن روحانی در انتخابات فرصت دوباره برای تعامل با ایران است و چنانچه آمریکا به موضع قبلی خود در قبال جمهوری اسلامی ادامه دهد و فرصت را از دست بدهد، احتمالا بهای سنگینی را متحمل خواهد شد.
جیمز تراب تحلیلگر واشنگتن پست در عین حال می‌نویسد: بد نیست در این میان به هشدارهای لازم بپردازیم. همان طور که رسانه‌های ایرانی نیز اعلام کرده‌اند، روحانی یکی از اعضای قدیمی تشکیلات نظام است و «اصلاح‌طلب» شناخته نمی‌شود. در زمینه موضوعات مدنظر آمریکا که مسئله هسته‌ای در راس آنهاست، این آیت‌الله خامنه‌ای است که تصمیم نهایی را می‌گیرد.
واشنگتن پست افزود: روحانی بر خلاف خاتمی یک شخصیت خودی برای نظام به حساب می‌آید و از خط قرمزها مطلع است و به خوبی می‌داند که چگونه باید رفتار کند. نظام به او اجازه پیروزی در انتخابات را داد.
این روزنامه در عین حال می‌نویسد: به نظر می‌رسد اوباما آمادگی مذاکره براساس نقشه راه را به مثابه یک قمار نداشته باشد مخصوصا که وی با مخالفت کنگره و لابی اسرائیل مواجه است. یکی از مقامات ارشد دولت اوباما می‌گوید موضع ما همچنان همان موضع قبلی است: ایران باید گام نخست را بردارد. در نتیجه مذاکرات حتی اگر روزی از سر گرفته شود باز هم راه به جایی نخواهد برد و تنها حاصل آن این خواهد بود که غرب همچنان می‌تواند ایران را مقصر بن‌بست هسته‌ای معرفی کند.» این گزارش در انتها مسئله ایران را از دیگر بحران‌های خاورمیانه متفاوت دانسته و می‌افزاید: واشنگتن فهمیده است که برای آرام کردن «بهار عربی» تا چه حد ناتوان است. همین نتیجه نیز ممکن است در مورد ایران حاصل شود. اوباما فرصت دوباره‌ای در اختیار دارد. درست است که ممکن است اجرای این آزمایش به قیمت از دست رفتن زمانی بس ارزشمند تمام شود اما امتناع از آن هم ممکن است بهایی به مراتب سنگین‌تر در پی داشته باشد.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور هم در تحلیل مشابهی تأکید کرد: آمریکا نباید فرصت جدید تعامل با ایران را از دست بدهد. تهران اعتمادی به آمریکا ندارد و خواستار تغییر رویکرد آمریکاست.
این روزنامه همچنین نوشت: رئیس جمهور جدید ایران یکی از سیاستمداران کارکشته و وابسته به محافل داخلی حکومت است و از زمان تشکیل جمهوری اسلامی او در حاکمیت بوده و توانسته رضایت رهبر را جلب کند.
در ادامه این تحلیل با اشاره به تکاپوی اکثریت کنگره برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران آمده است: مشکل اینجاست که مقامات ایرانی تشدید فشار تحریم‌ها بر کشورشان را تلاش دیگری با هدف تغییر رژیم قلمداد خواهند کرد و محافظه‌کاران ایرانی از آن به عنوان بهانه‌ای برای مخالفت با هر گونه پیشنهاد تعامل با آمریکا بهره خواهند برد و این امر در نتیجه ممکن است مانع مذاکرات شود. دولت آمریکا برای تغییر در راهبرد خود با هدف تعامل با ایران باید دست از مخالفت با مشارکت ایران در کنفرانس ژنو 2 برای مذاکره درباره آینده سوریه بردارد.
کریستین ساینس مانیتور نوشت: بدیهی است که بحران سوریه فقط با مشارکت دادن ایران قابل حل نیست اما تردیدی هم وجود ندارد که حذف ایران نیز کمکی به برون رفت از این بحران نخواهد کرد.
فوکوس: روحانی مثل احمدی‌نژاد اسرائیل را تحقیر کرد
یک نشریه آلمانی با اشاره به سخنان دکتر روحانی نوشت: حسن روحانی هم مانند محمود احمدی‌نژاد اسرائیل را تحقیر کرد و به تهدیدهای آن خندید.
هفته‌نامه آلمانی فوکوس با اشاره به سخنان اخیر روحانی در جمع فرماندهان دوران دفاع مقدس و در پاسخ تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه ایران نوشت: حسن روحانی نیز همچون محمود احمدی‌نژاد اسرائیل را تحقیر کرد. جانشین احمدی‌نژاد هم برای اسرائیل احترام قائل نیست و در نطقی برای کهنه سربازان جنگ، اسرائیل را نکبت‌بار خوانده و تهدیدات نظامی از جانب نتانیاهو را خنده‌آور توصیف کرده است.
این نشریه آلمانی می‌نویسد: «روحانی در جمع کهنه سربازان جنگ ایران و عراق گفت، وقتی بعضی‌ها بگویند همه گزینه‌ها روی میز هستند و دولت نکبت‌باری هم همین حرف را بزند، باید به این حرف خندید.»
فوکوس می‌افزاید: رئیس‌جمهوری جدید ایران در سخنان خود تاکید کرده «این صهیونیست‌ها چه کسی هستند که بخواهند ما را تهدید کنند.»
نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی یکشنبه گذشته در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا بار دیگر تهدید کرده بود که ممکن است اسرائیل حتی بدون کمک آمریکا تاسیسات هسته‌ای ایران را مورد حمله قرار دهد.
ارائه فهرست نامزدهای پیشنهادی عضویت کابینه به روحانی
محمدرضا تابش رئیس فراکسیون اقلیت مجلس از نهایی شدن گزینه‌های کاندیداهای وزارتخانه‌ها از سوی کارگروه‌های تخصصی خبر داد و گفت: لیست گزینه‌های نهایی روز شنبه، 29 تیرماه به رئیس‌جمهور منتخب برای اعلام نهایی به مجلس ارائه شده است.
تابش با اشاره به پایان کار 20 کارگروه تخصصی برای تشکیل کابینه دولت یازدهم اظهار داشت: روز شنبه، 29 تیرماه کارگروه‌ها گزینه‌های خود را به رئیس‌جمهور منتخب اعلام کردند و روحانی لیست نهایی را به زودی به مجلس اعلام می‌کند.
در همین حال بیژن زنگنه وزیر نفت دولت سازندگی اعلام کرد نعمت‌زاده و ترکان گزینه‌های مناسبی برای وزارت نفت دولت روحانی هستند.
زنگنه در پاسخ به این سوال که آخرین وضعیت چینش کابینه به چه صورت است پاسخ داد: نمی‌دانم، از خود روحانی سوال کنید. همه چیز سیال است و این سوال را باید از شخص روحانی بپرسید.
از سوی دیگر سایت پویش وابسته به حزب اصلاح‌طلب «کار» خبر داد: با گذشت یک ماه از انتخابات فعالیت کارگروه‌های تعیین وزرا به پایان رسیده و گزارش آنها به روحانی تقدیم شده است.
طبق اطلاعات رسیده، برای هر وزارتخانه‌ اقتصادی بین یک تا 3 نفر تعیین شده و برای وزارت اقتصاد، نام سیدصفدر حسینی، وزیر اقتصاد دولت خاتمی و محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی مطرح است.
پویش می‌افزاید: با توجه به مصوبه مجلس درخصوص راه‌اندازی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و بهره‌وری، اسحاق جهانگیری، وزیر صنایع خاتمی، محمدعلی نجفی، رئیس سازمان برنامه در دولت خاتمی و مسعود نیلی به عنوان نامزدهای اصلی مطرحند. برای وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی مرتضی بانک و علی ربیعی مطرحند؛ مرتضی بانک استاندار کرمان و معاون اداری مالی وزارت امور خارجه بوده است. علی ربیعی هم از همکاران روحانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و اعضای خانه کارگر است. همچنین حسین کمالی و سهیلا جلودارزاده، از اعضای خانه کارگر و حزب اسلامی کار هم برای این وزارتخانه مطرح هستند.
برای وزارت نیرو حبیب‌الله بیطرف و برای وزارت صنعت، معدن و تجارت جهانگیری یا نعمت‌زاده مورد بحث است.
از سوی دیگر خبرگزاری تسنیم اسامی 60 نامزد پیشنهادی برای تصدی معاونت و وزارت را به این ترتیب اعلام کرده است؛ معاون اول (محمد فروزنده، جهانگیری، مهرعلیزاده)، معاون اجرایی (نعمت‌زاده)، معاون پارلمانی (علی عسگری، مجید انصاری، نوبخت)، وزارت اطلاعات (محسن قمی، شوشتری، پورمحمدی، شفیعی، خزاعی)، وزارت کشور (یونسی، حسین دهقان، جهانگیری، سلطانی‌فر، سیدرضا تقوی، ذوالقدر)، وزارت نیرو (چیت‌چیان، بیطرف، فتاح)، وزارت دفاع (نجار، علایی، حسین دهقان، وحیدی)، وزارت بهداشت (پزشکیان، ملک‌زاده، وحید دستجردی، فاضل)، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (ربیعی، بانک، صفدرحسینی، شریف‌زادگان)، وزارت ارتباطات (ابوالحسن فیروزآبادی، معتمدی، واعظی، جهانگرد)، وزارت خارجه (ظریف، واعظی، خرازی، ولایتی)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (محسن قمی، مسجدجامعی، علی مطهری، علی منتظری، سیدرضا صالحی، محمد علی‌زم)، وزارت علوم (توفیقی، سهراب‌پور، فرجی‌دانا، ظریفیان)، در ادامه این فهرست آمده است: وزارت صنعت و تجارت (مهرعلیزاده، ویسه، حسین هاشمی، جهانگیری، نهاوندیان، آل‌اسحاق)، وزارت اقتصاد (نوبخت، نیلی، صفدرحسینی)، وزارت جهاد کشاورزی (کلانتری،‌ حجتی، صفدرحسینی، داوود دانش جعفری)، وزارت ورزش و جوانان (سلطانی‌فر، مهرعلیزاده، ذوالفقارنسب)، وزارت نفت (زنگنه، نعمت‌زاده، حسین هاشمی، ترکان)، وزارت راه و شهرسازی (آخوندی، عبدالعلی‌زاده، حجتی، سعیدی‌کیا، رحمتی)، وزارت آموزش و پرورش( صالحی امیری، حاج‌بابایی، فانی، زرهانی)، وزارت دادگستری‌(بختیاری، عباسی‌فرد، شوشتری)، معاونت برنامه‌ریزی (روغنی، نیلی)، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی (ولایتی، وحیدی، محمود واعظی).
روایت آشوبگر فراری از تقابل جریان برانداز با روحانی
یکی از عوامل متواری آشوب‌های خیابانی تیر 78 تاکید کرد جریان برانداز با وجود ادعای همراهی با منتخب ملت، دارای تقابل ایدئولوژیک با وی است.
علی افشاری در روزآن‌لاین با ادعای اینکه انتخاب روحانی انتخاب بین بد و بدتر بود، می‌نویسد: در حوزه سیاسی به لحاظ استراتژیک، تقابل بین تغییرخواهی و سیاست دولت یازدهم و حامیانش وجود دارد. حسن روحانی نتیجه انتخابات را پایان تمامی شبهات پیرامون مشروعیت نظام سیاسی دانسته است. اما از دیدگاه تغییرخواهی مشروعیت و کارآمدی نظام سیاسی همچنان زیر سؤال است. دولت روحانی می‌کوشد تا نظام سیاسی و قانون اساسی و نهادهای موجود را توانمند و مناسب برای تحقق خواسته‌های ملت معرفی نماید. اما نیروهای تغییرخواه معتقد به تغییر حکومت هستند. بنابراین اینجا حوزه افتراق است و نیروهای تغییرخواه نیازمند تبیین و تدقیق تمایزات و نقاط تفاوت هستند. وی اضافه کرد: در مجموع ریاست جمهوری روحانی آغاز فصل جدیدی در عرصه سیاسی ایران است. نیروهای تغییرخواه نیز به مانند دیگران نیاز دارند خود را بر مبنای مختصات این فصل جدید بازتعریف نمایند. اما موجودیت راهبرد تغییرخواهی و گفتمان عبور از جمهوری اسلامی همچنان پابرجا است.   
روحانی و تیم او تمایلی به معاون اولی عارف ندارند
یک سایت وابسته به اصلاح‌طلبان ضمن منتفی اعلام کردن احتمال معاون اولی عارف از درخواست فرصت تصدی موضوع تعیین ترکیب اعضای کابینه به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود، احتمال نبود محمدرضا عارف در این کابینه افزایش می‌یابد. خبرها حاکی از آن است که با روند موجود، بعید است عارف در کابینه جدید حضور داشته باشد.
آینده افزود: گفته می‌شود با وجود آن که آیت‌الله هاشمی بر معاون اولی او نظر مثبت داشته، روحانی و حلقه اول او موافق معاون اولی او نیستند و چهره‌ای هماهنگ‌تر با رئیس‌جمهور منتخب را به این منظور مدنظر دارند. از همین رو دیروز عارف در مصاحبه‌ای گفته که پیشنهاد معاون اولی به او نشده است.
این گزارش می‌افزاید: ظاهرا عارف تنها حاضر به پذیرش مسئولیت‌ معاون اولی است و به پیشنهاد مسئولیت وزارت علوم و ارتباطات پاسخ مثبت نداده است.
آینده‌ آن‌لاین می‌افزاید: موضوع راه‌اندازی حزب فراگیر از سوی عارف، زمانی که افرادی نظیر خاتمی حضور دارند، معلوم نیست چه میزان قرین توفیق شود، به ویژه که تجربه‌ای چون حزب اعتماد ملی مهدی کروبی با سوابق سیاسی برجسته‌تر از عارف نیز چندان موفق نبود.
این سایت در خبر دیگری تاکید کرد: تیم روحانی تمایل به معاون اولی عارف ندارند.
در همین حال سخنگوی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرد در حال رایزنی برای دیدار با رئیس‌جمهور منتخب قبل از برگزاری مراسم تحلیف است.
گفته می‌شود دکتر روحانی درصدد است همزمان با مراسم تحلیف، فهرست کابینه پیشنهادی خود را تقدیم مجلس کند




موضوع مطلب :

توضیحات رئیس سابق پژوهشگاه فرهنگ و معارف دفاع مقدس
صحنه آخر جنگ آن قدر صریح بود که کسی تحلیلی از آن نمی‌کند. ما قطعنامه را امضا کردیم در حالی که در اوج قدرت بودیم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از عماریون- روزهای پایانی تیرماه یادآور اقدام جمهوری اسلامی ایران در پذیرش قطعنامه 598 است. اقدامی که همچنان لازم است تا ابعاد و دلایل آن به خصوص برای نسل جدید بازشکافی شده به پرسش‌های آنان در این خصوص پاسخ داده شود.
آنچه در زیر می‌خوانید توضیحات سردار شهید احمد سوداگر فرمانده لشکرهای 25 کربلا و 27 محمد رسول‌الله‌(ص) و رئیس سابق پژوهشگاه فرهنگ و معارف دفاع مقدس، در این باره است.
« بعضی از دوستان تصور می‌کنند که جنگ ما یک جنگ بی‌حساب و کتاب بوده در حالی که این تصور نابجاست.
تخریب پل جبیره در منطقه عملیاتی بدر توسط قرارگاه کربلا انجام گرفت. من مسئول اطلاعات و عملیات بودم. چند ماه پیش از طراحی و شکل‌گیری عملیات، پل منهدم شد.
در منطقه عملیاتی بدر سپاه سوم و چهارم اگر از هم جدا می‌شدند به منطقه‌ای دست پیدا می‌کردیم که امکان نفوذ ما از منطقه بدر به منطقه ناصریه، سامرا و از آنجا به کربلا و بغداد فراهم می‌شد. یعنی با مرور منطقه می‌بینید که در حد وسط منطقه شمالی سپاه چهارم و در جنوب بصره سپاه سوم مستقر شده بودند. منطقه عملیاتی بدر در این منطقه بود و بنا بود سپاه سوم و چهارم را از هم جدا کنند.
دسترسی ما به نیروهای پیاده متکی بود و نیروهای پیاده توانایی داشتند در عمق عراق عمل کنند. بنابراین ما توانستیم با استفاده از منطقه عملیاتی بدر به نیروهای سپاه بدر کمک کنیم و با تحت فشار قرار دادن بزرگراه صفان در جنوب و شمال بدر و فاصله بین شمال را قطع کنیم.
تصرف این منطقه به منظور دسترسی به عمق عراق و همچنین جدا کردن سپاه چهارم در شمال و سپاه سوم در جنوب و بعد کمک به نیروهای سپاه بدر بود. وقتی عراق احساس تهدید کرد دوسال بعد شروع به حفر کانالی شبیه کانال پرورش ماهی در قسمت غربی رودخانه دجله به عرض دو کیلومتر کرد.
عراق برای ورود به منطقه عملیاتی سه پل دارد: پل القرنه، پل افغروه، پل جبیره.
مسئولیت تعریف پل الغروه با لشکر 8 نجف اشرف بود.البته بنا نبود پل را منهدم کند. ماموریت پل جبیره به لشکر 25 کربلا و لشکر 31 عاشورا داده شد. باز هم در نقطه شمالی مشکل چندانی وجود نداشت. شما باید مجموعه ده تا پانزده نفر نیرو برای انهدام پل داشته باشید. در مسیر به هیچ وجه حق ندارید پاسخ گلوله‌های دشمن را بدهید و حق ندارید به یگان دیگری کمک بکنید. انهدام پل و برابر موفقیت یک لشکر است.
بالای 70 درصد از موفقیت عملیات را مدیون بچه‌های تیپ قمر بنی‌هاشم(ع) بودیم. عملیات تمام شد و در حال پاکسازی منطقه بودیم که عراقی‌ها تمام منطقه را بمباران شیمیایی کردند و همه نیروهای پشتیبانی، ادوات،‌ توپخانه و تمامی امکانات آسیب دیدند.
ما برای مقابله درخواست بالگرد دادیم، ولی عربستان بلافاصله متوجه آن می‌شد و آن را به عراق گزارش می‌داد. بنابراین امکان استفاده از بالگرد امکان‌پذیر نبود. ما نهایتا ناچار به استفاده از هاورکرافت شدیم و توانستیم تنها دو دستگاه هاورکرافت برای انتقال نیرو به منطقه انتقال دهیم. در عین حال حفظ تمامیت نیرو و استقرار آن را در این منطقه ترجیح دادیم.
دشمن زمانی که موجودیت خط حمله را می‌دید به هر کاری دست می‌زد.
یادم می‌آید بعدازظهر یک روز برای منطقه والفجر 10 گزارشی تهیه و اعلام کردم در این شرایط با تجربه‌ای که از بدر و خیبر داریم منتظر باشید که یکی از شهرها مورد بمباران شیمیایی قرار بگیرد.
وقتی علت را جویا شدند گفتم شرایطی را که در عراق می‌بینیم به این سمت پیش می‌رود،‌ بلافاصله حلبچه بمباران شد.
در گزارش نوشتم که بمباران حلبچه نه یک بمباران شیمیایی بلکه یک پیام بود که ما به هر نحو شده نمی‌گذاریم شما پیروز شوید.
حال این سؤال مطرح می‌شود که خیلی ها از ما سؤال کردند چرا جنگ را بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه دادید؟ چرا قطعنامه را پذیرفتید؟‌چرا جام زهر را به امام نوشانیدید؟
می‌خواهم سؤال کنم که امروز 31 شهریور است و عراق با پاره کردن قرارداد 1975 و مصاحبه تلویزیونی که نیم ساعت دیگر کمر ایران را خواهد شکست و حدود 12 لشکر و 30 تیپ حمله کرده و 90-80 کیلومتر در عمق پیشروی کرده و خرمشهر را گرفته، حال چه باید کرد برویم و دفاع کنیم یا نه؟
آیا می‌شود ایران را بدون خرمشهر، سوسنگرد، هویزه و آبادان تصور کرد؟
خیلی علاقمندم عزیزان گروه‌های جغرافیا در دانشگاه‌ها یک تصویر ذهنی پیدا کنند از ایران منهای این مناطق یعنی چه؟
آیا اگر تئوری بنی‌صدر را عمل می‌‌کردیم زمین را می‌دادیم زمان در اختیارمان باشد! چه مدت صبر می‌کردیم. 2،5 یا 10 سال؟
لبنان الان بالای 50،60 سال است در همین گرفتاری که زمین را بدهیم زمان را در اختیار بگیریم دچار شده. تا چه مدت ما باید می‌ماندیم؟
سؤال دوم اینکه عراق چه چیز دید که حمله کرد و چه چیز ندید حمله کرد؟‌ چیزی که دید و حمله کرد بی‌نظمی، ترورهای تهران، انفجارات خوزستان، قضایای کردستان بود که در کردستان تا کامیاران حدود 45 تا 50 کیلومتری کرمانشاه را گرفته بودند.
من وقتی خواستم از کرمانشاه به سمت کامیاران بروم 25 کیلومتر که از کرمانشاه خارج شدم گفتند نمی‌توانی بروی. در جنوب، بخش های اساسی از کشور در معرض انهدام و تخریب بود؛ ریل راه‌آهن، لوله‌های نفت و موارد مختلف، محاسبات عراق تماما درست بود و اطلاعات دقیقی داشت.
خوزستان هم یعنی 65 درصد منابع سوخت فسیلی.
در نتیجه کشور دو راه بیشتر ندارد یا از شعارهای خودش دست بردارد و مسیر انحرافی انقلاب را بپیماید یا به شرق و غرب دست دراز کند.
عراق در منطقه فتح‌المبین بود. می‌خواستیم در جاده‌های محاسباتی عراق با آنها درگیر شویم، ولی چیزی در اختیارمان نبود. محاسبه درست بود تنها یک مجهول در معادله بود که مجهول نه قابل اندازه گیری بود نه قابل محاسبه. هر چیزی که در معادله قابل محاسبه است منتها این مجهول قابل محاسبه نبود و آن مجهول، نیروی الهی بسیجیان و رزمندگان ما بود.
نیروی الهی قابل اندازه‌گیری نیست. نمی‌توانیم بگوییم یک نفر چقدر غیرتمند است، چقدر عاشق و چقدر دوست‌داشتنی است و این روح و اراده‌ای که هرگاه بزرگ می‌شود جسم را تسخیر می‌کند، قابل اندازه‌گیری و شناخته شدن نیست و نیروهای ما اینگونه بودند.
در مذاکرات بعد از قطعنامه که از موارد مذاکره بود وقتی تیم مذاکره ما می‌روند با عراق مذاکره کنند، به طارق عزیز می‌گویند ما تا حالا کمر آمریکا را شکاندیم، اما از خلیج فارس و دریای عمان بیرون نرفتند. شما با عملیات علیه کویت پای آمریکایی‌ها را باز می‌کنید و آمریکایی‌ها به بهانه آزادی کویت می‌آیند در این منطقه مستقر می‌شوند و دیگر نمی‌روند. بررسی کنید و عربستان را بگیرید و نگذارید عربستانی‌ها از خلیج فارس و عمان در خشکی پیاده شوند. پیام آمد برای صدام و او جواب داد: «بگو اگر من دو هزار نفر از پیشانی‌بنددارهای شما را داشتم عربستان را هم می‌گرفتم.»
صدام زمانی که مجبور شد قطعنامه را بپذیرد شش برابر نیروی هوایی ما هواپیما داشت. 28 برابر نیروی زمینی سپاه و ارتش تانک داشت. 11 برابر نیروی سپاه و ارتش بالگرد داشت ولی مجبور شد قطعنامه را بپذیرد. حالا یکی می‌گوید شما این همه رجز می‌خوانید چرا قطعنامه را پذیرفتید؟
آمریکایی‌ها سه بار آمدند سه جزیره در خلیج فارس را بگیرند. جلسه می‌گذاشتند و می‌گفتند جزایر را بگیرید، مال خودتان است. شما عملیات کنید ما پشتیبانی می‌کنیم. بالای 210 فروند ناو و ناوچه در خلیج فارس و دریای عمان آماده دارند.
یکی از آنها گفت: «اگر ما جزایر را گرفتیم مطمئن هستید هشت سال طول نمی‌کشد؟» گفتند: «اگر هشت سال طول کشید ما کمکتان می‌کنیم!» گفتند: «ما نمی‌توانیم مقاومت کنیم.» گفتند:‌« اگر نتوانستید ما جزایر را می‌گیریم.» گفتند: «اگر شما باشید ایرانی‌ها هم باشند چه چیزی نصیب ما می‌شود؟»
سه مقطع آزادسازی سرزمین‌های اشغالی، تنبیه متجاوز و حفظ نظام جمهوری اسلامی از مقاطع اساسی جنگ بودند.
در مورد مقطع اول، همه صددرصد موافق بودند. در مورد مقطع دوم نیز 70 درصد موفقیت با ما بود مشروط بر اینکه حداقل عهد‌نامه‌ای بینابین تصویب کنیم اما دشمن استراتژی‌اش را عوض کرده بود. از بین بردن نظام جمهوری اسلامی سرلوحه هدفشان بود. پیام‌هایشان یکی حلبچه بود و یکی ایرباس. من سؤال می‌کنم اگر ما جنگ را با هر توانایی که داشتیم ادامه می‌دادیم که می‌توانست جلوی عراق را بگیرد، چه کسی می‌توانست ضمانت بکند یکی از شهرهای ما هدف بمباران هسته‌ای قرار نگیرد و اگر قرار بگیرد ما باید چه می‌کردیم؟
ما برای حفظ اسلام از اتحادی که کشورهای شرق و غرب علیه ایران اسلامی تشکیل داده بودند مجبور شدیم در آن شرایط قطعنامه را بپذیریم، اما عراق دوباره حمله کرد و آمد برای خرمشهر با قوت هم آمد ولی مقاومت مجدد ما عراق را مجبور کرد نهایتا با ضعف، قطعنامه را بپذیرد.
صحنه آخر جنگ آن قدر صریح بود که کسی تحلیلی از آن نمی‌کند. ما قطعنامه را امضا کردیم در حالی که در اوج قدرت بودیم.




موضوع مطلب :

ادامه جریان سازی کاذبی که در سال 89 شکست خورد؛
جریان سازی روزنامه اعتماد برای فعالیت مجدد حزب منحله مشارکت
در سال 89 برخی از سایت ها در جریان سازی کاذب مدعی شده بودند که دادگاهی در تهران دستور توقف فعالیت جبهه مشارکت را ابطال کرده است و این حزب منحل‌شده، اجازه فعالیت دارد. این موضوع در آن زمان از سوی قوه قضائیه رد شد. بعد از 3 سال و در حرکتی مشابه، روزنامه اعتماد به دنبال جریان سازی برای فعالیت مجدد حزب منحله مشارکت است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از  بولتن ـ علیرضا آوایی رییس کل دادگستری استان تهران در پانزدهم مهر ماه 1389 در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی ایرنا اظهار داشت: طبق اطلاعی که من در مورد پرونده جبهه مشارکت از دادگاه‌های تهران گرفتم، آنچه اخیرا سخنگوی قوه قضاییه مطرح کردند مبنی بر اینکه دادگاه حکم انحلال این حزب را صادر کرده و این حکم قطعیت پیدا کرده، درست است.
وی توضیح داد: جبهه مشارکت پیش از این پرونده ای در مجتمع شهید بهشتی داشته است اما مجموعه سوابق این حزب به دادگاه انقلاب تهران انتقال پیدا کرده است.
رییس کل دادگستری استان تهران تاکید کرد: جبهه مشارکت حق هیچ‌گونه فعالیتی را ندارد.
به گزارش ایرنا سخنگوی قوه قضاییه پنجم مهرماه 89 در نخستین نشست خبری خود با بیان اینکه دادگاه دو حزب سیاسی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین را منحل کرده و در حال حاضر حق فعالیت سیاسی ندارند گفته بود: در مورد حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، کمیسیون ماده 10 احزاب پروانه این دو جریان را متوقف کرد و درخواست خود مبنی بر انحلال این دو حزب را به دادگاه ارایه داد.
حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای افزود: دادخواست کمیسیون ماده 10 قانون احزاب پس از ارجاع به دادگاه و تصمیم گیری درباره آن از سوی دادگاه تایید و پروانه فعالیت این دو حزب منحل شد.
دادستان کل کشور تصریح کرد: در حال حاضر این دو حزب حق هیچ گونه فعالیت بر اساس اساسنامه قبلی را ندارند.
به گزارش بولتن نیوز، در سال 89 برخی از سایت ها در جریان سازی کاذب مدعی شده بودند که دادگاهی در تهران دستور توقف فعالیت جبهه مشارکت را ابطال کرده است و این حزب منحل‌شده، اجازه فعالیت دارد. این موضوع در حالی در آن زمان از سوی رئیس کل دادگستری تهران و سخنگوی قوه قضائیه رد شد که امروز و بعد از گذشت نزدیک به 3 سال، در حرکتی مشابه، روزنامه اعتماد و برخی دیگر از روزنامه ها به دنبال جریان سازی برای فعالیت مجدد حزب منحله مشارکت هستند.
در این راستا است که روزنامه اعتماد در روز یکشنبه 30 تیرماه 1392 با محمد نعیمی پور، عضو شورای مرکزی حزب منحله جبهه مشارکت گفتگویی انجام داد و البته مطلب خود را به گونه ای تنظیم کرد که انگار نه انگار این حزب منحل شده است. روزنامه اعتماد در این رابطه و در صفحه اول خود تیتر زد: " محمد نعیمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در گفتگو با اعتماد: در انتظار ثبات شرایط سیاسی جدید هستیم".
البته روزنامه اعتماد در بالای عکس بزرگ امروز خود از محمد نعیمی پور، عکس بزرگی از خاتمی را هم منتشر کرده است و گویا در حال اعلام موجودیت دوباره حزب مشارکت با همان اعضا و روئسای قبلی است و در این رابطه اعتنایی هم به حکم انحلال حزب مشارکت و ماده 10 قانون احزاب ندارد.
موسس و اعضای جبهه منحله مشارکت
دبیر کل سابق این جبهه محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و برادر رئیس جمهور سابق سید محمد خاتمی بود که از تابستان 1385 جای خود را به محسن میردامادی داد. از دیگر مقامات مشهور این حزب می‌توان سعید حجاریان و عبدالله رمضانزاده و مصطفی تاجزاده و محسن امین زاده را نام برد.
اعضای شورای مرکزی
در جریان نهمین کنگره حزب مشارکت، اعضای کنگره از میان 53 نامزد عضویت در شورای مرکزی 30 عضو اصلی و پنج عضو علی‌البدل را برگزیدند که اسامی اعضای اصلی به ترتیب حروف الفبا عبارت است از:
کریم ارغنده‌پور، مصطفی تاج‌زاده، جلال جلالی‌زاده، حمیدرضا جلایی‌پور، سعید حجاریان، محمود حجتی، سید صفدر حسینی، سید محمدرضا خاتمی، ناصر خالقی، هادی خانیکی، علی‌اصغر خدایاری، فاطمه راکعی، عبدالله رمضان‌زاده، محمدعلی سعدایی، داوود سلیمانی، سعید شریعتی، علی شکوری‌راد، احمد شیرزاد، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، هادی قابل، حسین کاشفی، عباس کوشا، الهه کولایی، محمد کیانوش‌راد، فخرالسادات محتشمی‌پور، اروج‌علی محمدی، محسن میردامادی، محمد نعیمی‌پور، سید شمس‌الدین وهابی.محمد ابراهیم انصاری لاری
همچنین اعضای علی‌البدل نیز به ترتیب الفبا عبارتند از : زهره آقاجری، نصرالله جهانگرد، سعید شریف زادگان، جعفر کامبوزیا و فریده ماشینی.




موضوع مطلب :

نازیا تنها پنج سال داشت وقتی پدرش او را در ازای غرامت قتلی که عمویش مرتکب شده بود به عقد ازدواج یک غریبه که سن زیادی داشت، درآورد. تصمیم دادگاه محلی این بود که نازیا به علاوه دو راس بُز و تکه زمینی به خانواده مقتول داده شود.
بازار راکد خرید و فروش زن و دختر در ماه رمضان!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از عصر امروز:خبر عجیب است. «بزرگان قبیله‌ای در شمال غرب پاکستان زنان را از خرید کردن در بازارها بدون حضور یکی از وابستگان مرد منع کرده‌اند. این اقدام برای آن صورت گرفته که توجه مردان در ماه رمضان، منحرف نشود.» آدریانا کارانکا، گزارشگر نشریه فارین پالسی، یک روز پس از سخنرانی ملاله یوسفزی در سازمان ملل در گزارشی با عنوان «خواهران فراموش‏شده ملاله» درباره وضعیت زنان و دختران در پاکستان می‌نویسد:
نازیا تنها 12 سال دارد و در انتظار بدترین‏ها زندگی می‏کند. به دیدار خانواده‌اش در پشتونخواه در شمال‏غرب پاکستان رفته‏ام. ناآرام است و بدنش می‎لرزد. نازیا تنها پنج سال داشت وقتی پدرش او را در ازای غرامت قتلی که عمویش مرتکب شده بود به عقد ازدواج یک غریبه که سن زیادی داشت، درآورد. این تصمیم جرگه، بزرگان قبیله، بود که نازیا به علاوه دو راس بُز و تکه زمینی به خانواده مقتول داده شود. چرا که بیشتر مناطق قبیله‏نشین افغانستان و پاکستان به سیستم قضایی دولتی اعتمادی ندارند و ترجیح می‏دهند منازعات و مسائل خود را از طریق جُرگه حل و فصل کنند.
نازیا می‏گوید: «یک شب مردی غریبه آمد و من را برد.» نازیا بسیار کوچکتر از آن بوده که درک کند چه اتفاقی افتاده است اما از آنجا که در سرزمینی به دنیا آمده که زنان نباید توسط مردان غریبه دیده می‏شدند، متوجه می‏شود که یک چیزی درست نیست. نازیا را به جرگه برده بودند تا همسر آینده‎اش او را دیده و تصمیم بگیرد. با وجودی که مردان فامیل تلاش کرده بودند تا نظر جرگه را تغییر بدهند اما جرگه در نهایت تصمیم گرفت که نازیا به دلیل خردسالی بسیار می‎تواند چند سال را در کنار خانواده‏اش باشد تا کمی بزرگتر شود. اکنون نازیا از بزرگ شدن خود می‎ترسد. خانواده او می‏توانند سرنوشت دختر خود را به تعویق بیندازند اما نه برای مدت طولانی. به خصوص پس از 14 سالگی.
بازار فروش زن در بلغارستان
دختران بسیاری در پاکستان به سرنوشت نازیا دچارند. دختران سوآرا (swara)، دخترانی هستند که برای حل مناقشه‎ و اختلافات قبیله‏ای به طرف مقابل و دشمن داده می‏شوند. به‎طور معمول این غرامت باید به مناقشه پایان دهد اما در عمل این‏گونه ازدواج‌ها تنها سرپوشی بر یک انتقام است. دختران سوآرا در خانه جدیدشان اغلب در معرض مستقیم خشم، عصبانیت و نفرت همسر خود قرار می‏گیرند و درد و رنج ناشی از جرمی را متحمل می‎شوند که هرگز مرتکب نشده‏اند. عموی نازیا به دلیل اختلاف بر سر مالکیت زمین همسایه خود را به قتل رسانده و گریخته است.
او هیچ فرزندی ندارد بنا براین جُرگه تصمیم گرفت تا برادر بزرگترش به جای او غرامت پرداخت کرده و دختر پنج ساله‏اش را به عقد مردی از خانواده مقتول درآورد. پدر نازیا یک کشاورز بی‎سواد و فقیر است. او نمی‏تواند به رای دادگاه محلی اعتراض کند. بعد از این‏که زمین و دام خود را به خانواده مقتول داد به عنوان کارگر فصلی با درآمد روزانه سه دلار شروع به کار کرد. همسرش هم خانه همسایه‏ها را تمیز می‏کند. خانواده نازیا تصمیم گرفته‏اند که نازیا تنها امسال را به مدرسه برود چرا که از آنان، او به هر حال متعلق به خانواده دیگری است و پرداخت هزینه تحصیل او توجیه اقتصادی ندارد. نازیا هم علاقه‏اش به مدرسه رفتن را از دست داده و علتش هم فاصله گرفتن بچه‏های دیگر از اوست: «آن‎ها مسخره‏ام می‎کنند و مرا دختر سوآرا صدا می‏زنند. خیلی ناراحتم. از همه می‏ترسم و دوست ندارم از خانه خارج شوم. به هیچ‏کس اعتماد ندارم.» غروب از راه رسیده، از خانه نازیا خارج می‎شوم و چهره غمگین او در مقابل چشمانم است. هر روز او را به روزی نزدیک می‏کند که مرد مسن برای بردنش خواهد آمد.
سیستم قضایی پاکستان
اگرچه ازدواج اجباری دختران خردسال با هدف حل و فصل مناقشه‏های قبیله‏ای امری غیرقانونی است اما تقریبا در تمام ولایات پاکستان رواج دارد. رسانه‏های محلی از وقوع 180 مورد در سال گذشته خبر داده‏اند. اما صدها و شاید هزاران مورد وجود دارد که هرگز گزارش نمی‏شود. سن قانونی برای ازدواج در پاکستان برای پسران 18 سال و برای دختران 16 سال است. با این حال دختران و پسران در این سن نمی‏توانند گواهی‏نامه رانندگی دریافت کنند، رای بدهند یا حساب بانکی داشته باشند. این در حالی است که بنا بر اعلام یونیسف، بیش از 70 درصد دختران پیش از 16 سالگی ازدواج می‎کنند.
چالش جدی دیگر در این باره، عدم اعتماد مردم به سیستم قضایی کشور است، عاملی که باعث روی آوردن افراد به جرگه می‏شود. یک مقام محلی در این باره می‏گوید: «دادگاه‏های محلی و سنتی سوابق بسیار بدی در پاکستان دارند. حتی موارد حل نشده‎ای وجود دارد که تاریخ آن به 30 سال پیش بازمی‎گردد و در حال رسیدگی است. این در حالی است که سیستم قضایی کشور هم بسیار فاسد است.»




موضوع مطلب :

زیباکلام: روحانی 80 یا 90 درصد متعلق به جریان اصولگرایی است.
آقای زیباکلام، اصولگرا یا اصلاح طلب بودن روحانی، هیچ تاثیری بر پیگیری خواسته های اصلی مردم ندارد!
بخشی از نیروهای اصلاح طلب از حالا بدبین شده اند و به دنبال آن هستند که با ابزار انتقاد و رسانه ها، فشار بر روحانی را افزایش دهند تا در فضای اجتماعی و عمومی، به خواسته های خود برسند و تنش را جایگزین آرامش فعلی می کنند. در حالی که مردم به دنبال خواسته های اصلی خود هستند...
صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و فعال اصلاح‌طلب  در گفتگو با روزنامه"هفت صبح" اظهار داشت: روحانی 80 تا 90 درصد متعلق به جریان اصولگرایی است و باید با چماق بالای سر روحانی بایستیم و در روزنامه‌ها و مصاحبه‌ها و از افراد نزدیک به وی مطالبات خود را بخواهیم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از بولتن نیوز، وی افزود: نقطه انحرافی در اعمال و رفتار رحیم مشایی نمی‌بینم و به شهامت و جسارت احمدی‌نژاد در مقایسه با هاشمی، خاتمی و موسوی در قضیه هدفمندی یارانه‌ها نمره 20 می‌دهم.
این نحوه گفتار زیباکلام در کنار اظهارات چند روز گذشته برخی فعالان حزب اعتماد ملی و جبهه مشارکت نشان می دهد که نگرانی برخی مسوولان و دلسوزان نظام نسبت به فشار افراطیون بر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب، کاملا درست و هشداردهنده است.
اگر قرار باشد که عده ای مطالبات خود را مطرح کنند و با فشار شدید خواستار توجه دولت به آنها و تحقق خواسته های خود باشند، در نتیجه دولت باید بخشی از وقت خود را صرف پرداختن به امور حاشیه ای کند و دائم به مطالبات  و حاشیه های دنیای سیاست مشغول باشد و این موضوع باعث انحراف دولت از خواسته های اصلی مردم می شود.
براین اساس، به نظر می رسد که نیروهای افراطی به جای این که فضای آرام و بدون تنشی را ایجاد کنند و اجازه دهند که دولت به کارها رسیدگی کند و اولویت های فشار بین المللی، کاهش مشکلات اقتصادی و معیشتی وتورم و... را دنبال کند، به دنبال فضایی هستند که هزینه های فرصت رابرای دولت افزایش می دهد و عملا محدودیت سیاسی، زمان، امکانات و... را ایجاد خواهد کرد.
نوع کلام و طرح مطالبات گروه های افراطی اصلاح طلب و.... به گونه ای طلبکارانه است وطوری سخن می گویند که گویا حسن روحانی رئیس جمهور شده که تنها مطالبات آنها را تحقق بخشد.
این در حالیست که آقای روحانی با طرح شعار میانه روی و تدبیر وامید به صحنه آمده و مردم در فضایی آرام و بدون تنش قاطعانه رای دادند و در مرحله اول انتخابات حرف نهایی را زدند و انتخاب رئیس جمهور را قطعی کردند تا رئیس جمهور بتواند فراتر از گروه های سیاسی، اولویت های کشور را پیگیری نماید.
این گونه اظهار نظرتوسط عناصر افراطی و این که رئیس جمهور را مجبور به پیگیری خواسته های خود می کنند، نه تنها کمکی به حل مشکلات کشور نمی کند، بلکه نارسایی ها، سوء مدیریت، بحران ها و مشکلات را افزایش خواهد داد.
آقای زیباکلام که خود دانش آموخته واستاد علوم سیاسی، هستند خوب می دانند که هنر یک سیاستمدار، سازماندهی نیروهای اجتماعی برای تحقق اهداف نظام وکشور است و اگر در این مسیر بخواهد تنها به مطالبات یک گروه توجه کند عملا سازماندهی و مشارکت سایر نیروهای رقیب اصلاح طلبان را از دست خواهد داد و نوعی تنش در فضای سیاسی و رسانه ای کشور حاکم خواهد شد.
نکته دیگر این است که انبوه مشکلات موجود  کشور و مشارکت بالای مردم در انتخابات، آن هم بعد از حوادث سال 88،  تنها در شرایط آرام و بدون تنش امکان پذیر است و اگر چه حضور چهره ها و گروه های سیاسی اصلاح طلب و اقایان هاشمی و خاتمی، در پیروزی حسن روحانی اثرگذار بوده است اما فراتر از نقش گروه های سیاسی و مطالبات اصلاح طلبان، این خواست و رای مردم است که در طیفی گسترده تر و فراتر از مطالبات اصلاح طلبان مطرح شده و حرف اصلی را می زند.
در نتیجه آقای زیباکلام به عنوان یک استاد علوم سیاسی، باید توجه داشته باشد که در چنین شرایطی که از منتقدان و مخالفان نظام، تا مخالفان قانونی، طرفداران، اصلاح طلبان تا اصولگرایان و نیروهای وفادار به نظام  در عرصه سیاسی حاضر شده اند باید میانه روی و مشترکات بین مردم محور کار دولت باشد.
اگر قرار باشد که عده ای چماق دست بگیرند و همه جا علیه دولت انتقاد و آتش کنند وهر روز صحنه سیاسی را متشنج و مردم را دلسرد و فشارها را افزایش دهند، نه تنها بخش عمده ای از مشارکت مردم و حمایت از دولت تبدیل به مخالفت  و موانع بیشتر می شود، بلکه بخش عمده ای از وقت دولت نیز باید صرف این امور شود. ضمن این که دائما از سوی اصولگرایان واصلاح طلبان این انتقادها علیه روحانی افزایش می یابد که شما به خاطر آن که با اصلاح طلبان کار می کنید یا با اصولگرایان کار می کنید دچار مشکل شده اید!
این موضوع همین حالا در کلام  زیباکلام و بسیاری از اصلاح طلبان وجود دارد که تاکید می کنند روحانی 80 درصد اصولگراست ودر زمان انتخابات نیز برخی اصلاح طلبان به همین دلیل اجازه حمایت از روحانی را ندادند ومعتقدبودند که نباید از قواعد اصلاح طلبی عدول کرد...
براین اساس، روشن است که بخشی از نیروهای اصلاح طلب به دلیل قرار نگرفتن در برخی پست ها و مسوولیت هایی که انتظار داشته اند، از حالا بدبین شده اند و به دنبال آن هستند که با ابزار انتقاد و رسانه ها، فشار بر روحانی را افزایش دهند تا در فضای اجتماعی و عمومی، به خواسته های خود برسند. در نتیجه خواسته های اصلی مردم را به حاشیه خواهند برد و تنش را جایگزین آرامش فعلی می کنند
اما ناگفته پیداست که چنین سیاست ورویکردی، عملا فرصت امید بخش کنونی و تدبیرهایی که قرار است در فضای آرام و میانه روی دنبال شود، را با نوعی تندروی و موانع سیاسی مواجه خواهد کرد و مسوول چنین وضعیتی ، متوجه بخشی از نیروهای اصلاح طلب و ا صولگرا ونیروهای سیاسی افراطی و تندرو است.
لذا توصیه می شود که فعالان سیاسی، توجه داشته باشند که مردم انتظار دارند که در فضای آرام، اجازه داده شود که دولت کار خود را شروع کند وحداقل هایی که مردم انتظار دارند از قبیل کاهش فشار بین المللی و مشکلات اقتصادی دنبال شود تا به تدریج و در صورت امکان، مطالبات دیگر از جمله تشکل ها ونهادهای مدنی، حقوق زن، آزادی های اجتماعی وسیاسی و... به تدریج در دستور کار قرار گیرد و اگر چه بهبود فضای سیاست داخلی، موجب ایجاد شور و نشاط و امید مانند شرایط انتخابات ریاست جمهوری سال 92 می شود اما باید توجه داشت که اشتباه و خطا و تندروی، به ضد امید و ضد تدبیر تبدیل می شود.
سیاست تدبیر و امید تنها طرح مطالبات وخواسته ها نیست بلکه امکان سازی و امکان سنجی برای مهمترین اولویت ها وخواسته های مردم است تا تحقق حداقل ها، و بهبود معیشت و کاهش مشکلات عمومی، را شاهد باشیم....




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3127
  • بازدید دیروز: 5415
  • کل بازدیدها: 9746112
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3127
  • بازدید دیروز: 5415
  • کل بازدیدها: 9746112