سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

علیرضااحسانی نیاعلیرضااحسانی نیا:واکنش رئیس مجلس شورای اسلامی به ناامنی قبل وحال جامعه ،اگرچه قابل تامل است،ولی بایدخاطرنشان کردکه این واکنش بایدزودترازاینها انجام میگرفت وبرای آن برنامه ریزی می شد.
بعدازچندماه ازانتشاراخبارمتعدد مبنی برافزایش میزان شیوع بزه کاری جرم وجنایت توسط روزنامه ورسانه ملی درجامعه ،واکنش برخی مسئولان نظام رابرانگیخت.به طوری که رئیس قوه مقننه خواستاررسیدگی به نا امنی های روانی واخلاقی اخیردرکشورشده وحتی مسئولان امنیتی به مجلس فراخوانده شدندتاتوضیحاتی دراین موردرابه سمع ونظرمجلسیان بگذارندتاشایدفکروچاه ای برای آن کنند.
اگرچه درجامعه ما ازاین نوع حوادث درقبل هم اتفاق می افتاد وکسی هم آنطورکه شایسته وبایسته است به آن توجه وبرنامه ریزی نمی نمود، ولی بارسانه ای وروزنامه ای شدن آن داد مسئولان راهم درآورده ودرفکرچاره اندیشی افتاده اند.
ولی متاسفانه رئیس قوه مقننه به جای این که ریشه یابی کنند که چراجرم وجنایت درجامعه بیشترشده ، پشت تریبون مجلس دستورصادرمی کندکه اگرقوانین پیشگیرانه کم داریدبه مجلس اعلام کنیدتاماقوانین سختتری راوضع وبرای اجراابلاغ کنیم!
واقعاجای تاسف وتامل است که رئیس مجلس ماچنین سخن می رانندواین استنباط رادارندکه باسرکوب وزندان واعدام میتوان جلوی اینگونه جرم وجنایت راگرفت.
اگرچه شایددرکوتاه مدت اینگونه قوانین اثرگذارباشند،ولی مطمئن باشندکه دردرازمدت نتایج عکسی خواهندداشت وجرم وجنایت بیشترازپیش خودرانمایان خواهد نمود.
مگرهمین قوانین پیشگیرانه رادرموردسوداگران مرگ اجرانمی کنندوبراستی خودمی دانندکه نتایج آن دربلندمدت جواب نداده وحتی برتعداد وکیفیت وکمیت آن نیزافزوده شده.
مشکل جامعه ماقوانین نیستند،بلکه مسئولان متولی دخیل درامورفرهنگی،اجتماعی،وفناوری هستندکه یابدعمل می کنندویااصلاعمل به قوانین نمی کنند.
به نظرنگارنده بیشتردستگاه های مسئول درانجام وظیفه خودکوتاهی می کنند.ازدادگستری وپلیس گرفته تاوزارت ارشادورفاه وشهرداری واستانداری و...همه وهمه درانجام وظایف خودکوتاهی واهمال دارند،اگرچه مجلس ورسانه ملی رانیزبایدبه این لیست اضافه نمود.
واماسخن آخراین که مجلس باوضع قوانین درست وصحیح ونظارت برحسن اجرای آن وقوه مجریه بابرنامه ریزی دقیق نسبت به قوانین مجلس دراجرای آن ونظارت برحسن اجرای آن ونیزقوه قضائیه باطریقه صحیح برخوردبامجرمان وتبهکاران درجهت اصلاح وتربیت آنها ونهادهای زیرنظررهبری نظام درجهت آگاهی سازی وآموزش درجهت فرهنگ سازی وتقویت وهمگامی وهمراهی بانهادهای متولی دست به دست هم ایرانی بسازندآبادوآرام وپیشرفته.انشاالله

 

 

 

 




موضوع مطلب : علی رضا احسانی نیا

علی رضا احسانی نیا دوستان عزیزنوشته ای راکه درزیزمیخوانیدراازوبلاگ ندایی ازدرون انتخاب کرده ام که توسط برادر عزیزمان احمدآقانوشته شده که اگرچه بابیشترمطالب آن موافق هستم ولی اینکه درموردبعضی اشخاص مطالبی گفته وآنهارااززیرتیغ خودگذرانده،موافق نیستم وقضاوت کلی رابه عهده شماخوانندگان گرامی وامیگذارم والبته درجاهایی نقدخودم رازیزجملات مینویسم،باشدکه موردتوجه عزیزان قرارگیرد.وامانوشته ونقد؟آن:                        
»» اتمام حجت با یک شبهه: آیا احمدی نژاد عوض شده؟!
 با سلام به دوستان! در این یادداشت، می خواهم به شبهه ای پاسخ بدهم که مدتهاست خیلی از دوستان احمدی نژاد را از راه به در کرده است! شاید بتوان این یادداشت را فقط تا حدی پاسخی به مطلب امیر حسین ثابتی در وبلاگش دانست. او در مطلبی با عنوان: "احمدی نژاد و آفت کارگزارانیسم" بیان کرده که احمدی نژاد به تدریج طی چند سال دچار تغییر شده، و مهمترین دلیل این تغییر هم تغییر در افراد کابینه و اطرافیان اوست!
 اما موضوع از کجا شروع شد و چگونه این شبهه به وجود آمد؟!
 احمدی نژاد سال 84 در انتخابات پیروز میشود. او کسانی را برای همراهی انتخاب می کند که تفکراتشان به راستی ها(یا به قولی اصولگرایان) نزدیکتر است. اما بعد از انتخابات سال 88 (و شاید کمی قبل از آن) ناگهان کسانی که او آنها را انتخاب می کند دچار یک تغییر می شوند. او اینبار کسانی را انتخاب می کند که به هیچ وجه چهره های سیاسی نیستند و حتی چهره هایی را انتخاب می کند که مشیشان خیلی شبیه راستی ها(یا اصولگرایان اسمی) نیست. این افراد برخی از آنها در دولت خاتمی منصبی داشته اند و به طور کلی به هیچ به مواضع راستی ها علاقه ندارند، البته همه آنها کارنامه بدون نقطه ای در برابر ولایت فقیه دارند، حتی مشایی. مشایی همان کسی است که بعد از سخنان امام خامنه ای در نماز جمعه مبنی بر اینکه دوستی با مردم اسرائیل سخن غلطی است، بلافاصله بیانیه ای رسمی منتشر کرد و در آن سخنان رهبر را فصل الخطاب دانست و به اشتباهش اذعان کرد. این در حالی است که هاشمی رفسنجانی بعد از 2 سال از فتنه 88 و سخنان و اتفاقات بسیار گوناگون، کماکان سخنان خودش را راه حل می داند!!! یا حدادیانی که در مجلسی که آقا اهانت در مجالس اهل بیت را محکوم می کند، سرش را پایین می اندازد و در مسجدی دیگر از اهانت های خودش دفاع می کند و اهانت های خودش را عقلی!!! می خواند! و یا شریعتمداری که مورد عتاب قرار گرفتنش توسط آقا در 4 خرداد را اصلا بر نمی تابد! و... .
 تا اینجا شد صورت مساله. این یک واقعیت است که احمدی نژاد اطرافیانش را تغییر داده. اما آیا این نشان از تغییر خودش است؟!
 متاسفانه کسی مانند امیر حسین ثابتی و حتی کسی مانند امید حسینی و بسیاری دیگر از حزب اللهی ها این نتیجه را گرفتند؟! چرا؟! چون این آسانترین جواب ممکن است! آیا همیشه آسانترین جواب، درست است؟! قطعا خیر!
 وقتی یک عامل کلیدی را حذف کنیم، به چنین جوابی می رسیم. آنها کدام عامل را حذف کردند؟! عاملی به نام جامعه یا زمینه ی اجتماعی. صریحتر بگویم: آیا هیچ اتفاقی در جامعه رخ نداده که نتیجه بگیریم که همه چیز مثل سابق است و فقط احمدی نژاد عوض شده؟! این در حالی است که بزرگترین اتفاقات جامعه در این سالها رخ داده!
 پیش از انتخابات، اصلاح طلبان و کودتاچیان، فضا را به سمت فضای تند می برند. علایم این اتفاق را از ماهها قبل می توان در آرشیو روزنامه های اصلاح طلب و سخنرانی های آنها یافت. تمام سعی آنها در این بود که مردم را به دو دسته تقسیم کنند: طرفداران نظام و مردم ضد نظام. پس از انتخابات، این فضای تند و رادیکال بسیار شدید شد تا جاییکه جامعه را کاملا دوپاره کرد. احمدی نژاد باید در این شرایط چه کسانی را برای کابینه و دیگر مناصب باید انتخاب می کرد؟!
 اگر او راستی ها یا افراد نزدیک به آنها را نتخاب می کرد، مردمی که هنوز دارای تفکرات رادیکال ضد احمدی نژاد و حتی ضد نظام هستند، دولت را دولت خودشان نمی دانستند و راجع به دولت غریبه می شدند! در واقع احمدی نژاد برای کاهش فضای رادیکال در جامعه، یک دولت تمام مردمی(متشکل از تمام نظرات سیاسی مردم(البته طرفداران انقلاب، چه چپ و چه راستی)) تشکیل داد که ریاستش را خودش بر عهده داشت(که تفکراتش به راستی ها(اصولگرایان) نزدیکتر است).
 **احمدی نژاد با این اقدام به خوبی شکاف پیش آمده در جامعه را پر کرد. فکرش را بکنید که کسانی که تحمل احمدی نژاد را نداشتند، اگر کسی مانند حداد عادل یا مثلا شریعتمداری بشوند وزیر، چه واکنشی در برابر این قضیه و در برابر این دولت نشان می دهند؟!
 دراینجامتاسفانه احمدآقاازادبیات خوبی استفاده نکرده:
سالها قبل شخصی کم هوش که الان نماینده مجلس است و اسمش هم توکلی است، در یک مصاحبه گفته بود که امام خامنه ای مانند چند سال قبل خود نیستند، مانند زمانی نیستند که جوانتر بودند و تندتر سخن می گفتند. توکلی در مصاحبه صریحا گفت که امام خامنه ای "اکنون محافظه کار شده اند!" به عبارتی دیگر گفت که الان امام خامنه ای مصلحت اندیش شده و"تغییر کرده است". البته همان زمان و همیشه مشخص بوده و هست که امام خامنه ای هیچ گاه، هیچ گاه اهل عقب نشینی نبوده ونیست! اما همان موقع آقای شریعتمداری مقاله ای درکیهان در پاسخ به این جملات توکلی منتشر کرد که خوب استدلال کرده بود: امام علی(ع) جنگیدند و امام حسن(ع) صلح کردند و امام حسین(ع) هم کربلا را آفریدند. طبق استدلال توکلی امام حسن(ع) محافظه کارتر از پدر و برادرش بود! و نگاهش با نگاه آنان فرق دارد! استغفر الله از این کوته اندیشانی که اکنون می گویند امام خامنه ای محافظه کار شده و در قدیم به امام حسن(ع) گفتند: یا مذل المومنین(ای ذلیل کننده مومنان)... . بیزاری می جویم از توکلی های قدیم و جدید... .
 قضیه احمدی نژاد هم همین است. آیا تغییر تاکتیک و حرکت در جهت وحدت امت مسلمان، تغییر شخصیت است؟! پس مربیان فوتبال خیلی تغییر شخصیت می دهند که زمانی تیمشان آرایش هجومی دارد و زمانی آرایش تمیشان دفاعی است!
 **مواضع رئیس جمهور به نظر من همان مواضع قبلی است. همچنان که در حالیکه خیلی ها از گشت ارشاد حمایت می کردند، رئیس جمهور مخالفت می کرد و اکنون نیز همان موضع را دارد. نمونه ی دیگرش، تفکیک جنسیتی در دانشگاه هاست که رئیس جمهور همیشه مخالفش بوده. تا حدی با هر دو این مواضع به شخصه موافقم. به نظرم، این راه ها فقط پاک کردن صورت مساله هستند و پیش از ما عربستان از این کارها زیاد کرده و می کند.
 *معتقدم: اگر طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اجرا میشد، فکر می کنم از این طرح حداقل تا 7-6 سال برای کوبیدن عدالت طلبان(احمدی نژادی ها) و اصولگرایان(همه ی گروهها) استفاده میشد. احمدی نژاد با تمام سخنان ملایمش را تندرو معرفی می کنند، چه برسد به تفکیک کردن دانشگاه ها!
 پایان نامه: برخی از نزدیکان احمدی نژاد ویژگی جالبی دارند: مردانی همیشه متهم بدون مدرک! و مردانی همیشه منحرف بدون اثبات عقلی!
 ** در مورد اشخاص بهتر است که خیلی قضاوت نکنیم. من اگر اسم می آورم، غالبا برای معرفی یک جریان است و به خود شخصیتش خیلی کار ندارم. اگر می گویم علی مطهری، منظورم جریانی است که همه شما عقلشان را میشناشید!
 ****اینکه حزب اللهی ها اینقدر نتوانند فکر کنند که به چنین مساله روشنی برسند و بروند دنبال سریعترین جواب، واقعا ترسناک است! مثل توکلی که امام خامنه ای را محافظه کار کرد یا حزب اللهی هایی که احمدی نژاد را منحرف دانستند!
 **در اولین سالهای ریاست جمهوری احمدی نژاد، خبرنگاری در کنفرانس خبری از او می پرسد که: ""چرا دیپلماسی رسمی کشور فقط از زبان شما شنیده میشود؟!"" یعنی چرا متکی و لاریجانی(دبیر شورای عالی امنیت ملی) و... مواضعشان مثل مواضع شما صریح نیست؟! حالا بعد از برکناری، متکی میشود یک حزب اللهی تمام قد و الگو که سخنانش برای برخی حجت است!!! سبحان الله!
 خدایا! خودت شاهدی که هرآنچه باید بگویم را گفتم. فاعتبروا یا اولی الابصار. فعلا: فی امان الله
درمسایل قبل هم ایشان مسایل غیرقابل قبولی رابه آقای شریعتمداری نسبت داده اندکه درجای خودش به آن خواهم پرداخت.درمردآقای احمدی نژادنیزبه این نکته بسنده کنم که ایشان اگرچه خدمات فراوان وقابل توجه ای انجام داده اندولی بایدگفت دفاع ازکابینه اوکه بنام خط قرمز نام برده که آقای هاشمی رفسنجانی دردوره خودش بیان داشتند،واین سخن اشتباهیست.بطورکلی نقدکلی رابه شماخوانندگان واگذارمیکنم.




موضوع مطلب : علی رضا احسانی نیا
پنج شنبه 90 تیر 30 :: 11:8 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
درگیری چند کلاهبردار سیاسی فراری با هم که سابقه شراکت و رفاقت با یکدیگر داشته اند، نکات جالب توجهی را از عمق فساد در میان محافل ضدانقلاب بازتاب داد.
کیهان:اخیرا تارا نیازی پس از دو سال زندگی مشترک با احمد باطبی تحت عنوان نامزد! و جدایی از وی فاش کرد که باطبی از سوی پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) به خاطر ارتباط با سازمان های امنیتی ایران و دخالت در شناسایی یا بازداشت ??? تن از وابستگان به گروههای معارض جمهوری اسلامی احضار شده است.
وی همچنین خبر داده بود که خود شاهد مکالمات باطبی با ماموران امنیتی ایران بوده و از سوی دیگر، اف بی آی به مکالمات انجام گرفته دسترسی پیدا کرده است.
«نیازی» بخشی از کلاهبرداری های نامزد سابق! خود را نیز منتشر کرد.
متقابلا باطبی وی را متهم به کلاهبرداری و اخاذی کرد.
بقیه این زد و خورد را که باعث شده پای امیرعباس فخرآور نیز به عنوان متهم در ماجرای نفوذ اطلاعاتی ایران به میان کشیده شود، در ادامه می خوانید. (رسانه های بیگانه در اوج آشوب های تیرماه ?? با چهره سازی از باطبی و فخرآور، آن دو را از سران جنبش دانشجویی معارض با نظام معرفی کردند و پس از فرار از ایران، باطبی و فخرآور تا مدت ها ارتباطات کاملا تنگی داشتند به نحوی که هنوز هم برخی تصاویرآن دوستی ها در اینترنت موجود است).
تارا نیازی در واکنش به اتهامات متقابل باطبی می نویسد: آقای باطبی با زرنگی تمام سعی کرده موضوع ارتباط با آقای جوادی مامور وزارت اطلاعات را به حاشیه ببرد و اتهامات اخلاقی و سندسازی علیه من را در پیش بگیرد.
آقای باطبی در مکالمه با مامور اطلاعاتی، او را «جواد جون» خطاب می کرد و منجمله پیامی را دریافت و به حسن زارع زاده اردشیر فرستاد ... ایشان بهتر بود به دلیل اخراجش از صدای آمریکا (دو هفته قبل) هم اشاره می کرد و اینکه با پادرمیانی خانم ستاره درخشش فقط برای یک ماه به کار برگشته تا کار جدیدی برای خود پیدا کند...
ایشان همچنین متن ایمیل مبادله شده با خانم نوشابه امیری در سایت روزآنلاین را هم منتشر کرده اند که باعث به هم خوردن رابطه من با روزآنلاین شد اما با همین ایمیل همگان متوجه می شوند که مبنای کار برخی رسانه های فارسی زبان این طرف، براساس سواد و دانش و قدرت نوشتاری نیست بلکه براساس پارتی بازی و ارتباطات پشت پرده است.
همسر سابق باطبی در واکنش به اتهام فساد اخلاقی و ارتباطات چندگانه به طور سربسته می نویسد: من تمام عمر از این ماجراهای خاله زنکی گریزان بوده ام هرچند که اگر قرار به گفتن باشد می توان از همسرهای سابق این آقا از جمله خانم سمیرا و سمیه بینات [و اخیرا خانم نازلی!] نقل قول های مشابه تجربیات تلخ را ذکر کرد. در مورد پرونده خشونت خانوادگی، پرونده مختومه نشد آن طور که باطبی می گوید بلکه به دلیل خواهش آقای موسوی خوئینی من شکایتم را پس گرفتم.
وی سپس اضافه می کند: من خودم هیچ گاه زندانی نبوده ام و مورد لطف بازجویان محترم وزارت اطلاعات هم قرار نگرفته ام. اما از هر کسی که پرس وجو کرده ام، همگان متفق القولند که امکان ندارد که یک زندانی سیاسی، یک سال، یک سال مرخصی بگیرد و در طول این مرخصی ها دوبار ازدواج کند! در طول مدت زندان، در روزنامه رسمی کشور (روزنامه شرق) شاغل باشد، فیش حقوقی داشته باشد و به زعم خود ایشان در کیش پروژه عکاسی بگیرد و... مگر اینکه طرف تواب باشد که از این امتیازات ویژه برخوردار شود و خوب... شرح وظایف و هویت تواب هم که بر همگان مشخص است. اینجانب در بین زندانیان سیاسی کسی را سراغ ندارم که از چنین امکاناتی برخوردار باشد.
یادآور می شود باطبی در قبال افشای برخی سوابق خویش همزمان به تارا نیازی و امیرعباس فخرآور حمله کرده و از جمله نوشت: فخرآور در سالهای اخیر یکی از اصلی ترین منابع مورد استناد نهادهای امنیتی برای تخریب چهره مخالفان محسوب می شود. امسال برادر کوچک او محمدرضا فخرآور نیز یکی از اصلی ترین بازیگران سناریوی تخریب علیه مخالفان بود. چند هفته قبل از ?? تیر امسال، فخرآور خبر دزدیده شدن برادر کوچکتر خود را منتشر کرد و مدعی شد «برادر کوچکم به موبایلم زنگ زد و گفت امیر! مامورا منو با یه ماشین آوردن انداختن توی هواپیمای ایران ایر دارن منو می برن ایران. می دونم کشته می شم ولی بدون تا آخر می جنگم اما تنها چند هفته پس از طرح این ادعا، تلویزیون ایران در فیلمی مستند نشان داد محمدرضا فخرآور صحیح و سالم مقابل دوربین علیه مخالفان صحبت می کند. محمدرضا این صحبت ها را نه در ایران و زندان بلکه در همان فرانسه و پیش از بازگشت به ایران انجام داده و برخلاف ادعا در حال رفت و آمد به سفارت جمهوری اسلامی در پاریس بوده است.
باطبی همچنین با استناد به انتشار خبر بازجویی اش در اف بی آی از سوی روزنامه کیهان، این خبر را نشانه برائت خود از نفوذی بودن دانست! و در بخش دیگری از نوشته اش فاش کرد تارا نیازی دارای دست کم دو شناسنامه با نام و تاریخ تولد متفاوت (طاهره!) می باشد. باطبی که در ایمیل های منتشره بارها از تارا نیازی به عنوان «همسر عزیزم» یاد می کند، اکنون می نویسد:
تنها چیزی که می توانم از این رابطه بگویم این است که با وجود تحمل نزدیک به یک دهه در زندان، حتی یک تار موی سفید نداشتم اما در مدتی که در خدمت خانم نیازی بودم، بخش عمده ای از موهایم سفید شد و لکه های متعدد کچلی ناشی از فشار عصبی در ریش و موهایم پدید آمد که پس از سالها مجبور به تراشیدن همه ریشم شدم. رفتار و عملکرد خانم نیازی باعث شده بود تا همه دوستانم از من فاصله بگیرند و ارتباطاتم با محیط اطراف به حداقل رسیده بود. دوستان نزدیک ترم مستقیما به من توصیه می کردند تا هرچه زودتر با خانم نیازی قطع ارتباط کنم. او دائم من را به بی لیاقتی، عدم صلاحیت، بی اخلاقی و رابطه با زن های دیگر متهم می کرد و تهدید می کرد اگر به او پول ندهم آبروی مرا خواهد برد.



موضوع مطلب : سیاسی
پنج شنبه 90 تیر 30 :: 11:5 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

کیوان عزتی در وبلاگ یک استکان چای داغ نوشت:
اول : مقدمه :
وَ مَا کانَ المُؤمِنُونَ لِیَنفِرُوا کافَّةً ، فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوافِی الدّینِ وَ لِیُنذِرُوا قَومَهُم إذا رَجَعُوا إلَیهِم لَعَلَّهُم یَحذَرُونَ. توبه : ???
مؤمنان وظیفه ندارند که همه رهسپار میدان های نبرد شوند و از دست یابی به علم دین بازمانند ، پس چرا از هر فرقه ای گروهی نزد پیامبر نمی روند تا دانش دین بیاموزند و هنگامی که به سوی قومشان بازگشتند آنان را از مخالفت با احکام الهی هشدار دهند ، باشد که آنان بترسند ؟!
?- عبارت « ما کان المؤمنون لینفروا کافة » دلالت می کند که لازم نیست تک تک مسلمانان برای فراگیری فقه ( به معنای عامش ) به سوی پیامبر کوچ کنند و احکام را مستقیماً از آن حضرت دریافت نمایند ، چرا که این کار غیرمقدور یا دست کم بسیار دشوار است.
?- از سوی دیگر مسلمانان می دانند که باید احکام خدا را فراگیرند و به آن عمل کنند و این که همگی آنها نمی توانند خدمت پیامبر برسند دلیل نمی شود که بتوانند از فراگیری و عمل به احکام الهی سر باز زنند.
سؤال : پس چاره ی کار چیست؟
جواب : ادامه ی آیه چاره ی کار را بیان می کند و آن اینکه : « از هر گروهی ، جمعی کوچ کنند و احکام را فرابگیرند ( به اصطلاح فقیه شوند ) و به اطلاع بازماندگان برسانند »
نکته : وجود لفظ « لولا » که برای تحضیض ( تشویق و برانگیختن ) است و تعلیل آن به : « لیتفقهوا فی الدین » و این که فراگیری احکام عقلاً واجب است ، همگی بیانگر آن است که عمل به شیوه ی بیان شده نه تنها جایز بلکه واجب است.
یک نتیجه ی مهم :
ارائه ی راه حل یاد شده مستلزم آن است که گفته های کوچ کنندگان برای دیگران حجت باشد ، و بر آنها لازم باشد که حرف های این کوچ کنندگان را بپذیرند ، و الا اگر کوچ کردن و تفقّه و برگشتن و انذار کردن بر این عده واجب باشد ، ولی گوش کردن بر سایر مردم واجب نباشد ، اصل وجوب چنین کوچ کردنی لغو و بی فایده خواهد بود. و لذا این آیه از مهم ترین مدارک نقلیِ وجوب اجتهاد و تقلید است.
دوم :
امام خامنه ای چند سال قبل و در تحلیل جامعی از مسأله ی خواص و عوام ، سکوت نکردن و روشنگری را از وظائف خواص برشمردند و سکوت خواص را فاجعه بار دانستند.
کما این که حضرت ایشان در سخنرانی معروفشان در ایام فتنه ، با ندای مظلومانه ی « أین عمار ؟ » عمارها را به میدان فراخواندند.
سوم :
لابد از بعضی مدعیان بی منطق و خشک ولایت مداری زیاد شنیده اید که می گویند : « علما محترمند ، ولی ما فقط ولی فقیه را قبول داریم و با هیچ یک از علما کاری نداریم ، هرچه آقا فرمودند همان است و هرگاه آقا در مورد مسأله ای حرفی نزنند ، ما به هیچ یک از علما کاری نداریم ، علما هرچه که می خواهند بگویند! ».
شما را نمی دانم ولی بنده به شخصه بارها و بارها با چنین افرادی برخورد کرده و بحث داشته ام.
در جواب این آقایان با توجه به آنچه که در قسمت « اول » این مقاله گفته آمد می گوئیم :
اگر قرار است تنها گوش به فرمان رهبر باشیم ( که البته باید باشیم و در این جهت حرفی نیست ) ، و به حرف هیچ کس دیگر گوش ندهیم ، پس فایده ی امر کردن آقا به « خواص » و « عمارها » که بیایند و روشنگری کنند چیست ؟!
اگر حق این باشد که نباید به حرف هیچ کس جز مقام معظم رهبری گوش کنیم ، آیا عمارها حق نخواهند داشت که بگویند : « آقا جان وقتی مردم وظیفه ندارند به حرف ما گوش کنند ، پس به میدان آمدن و حرف زدن ما چه فایده ای دارد ؟! »
لذا به شکل خلاصه و بعنوان نتیجه ی نهائی باید گفت :
همان طور که دستور دادن به عده ای برای تفقّه ، و وجوب تفقّه برای این عده ، لازمه اش این است که گوش کردن به حرف های این افراد برای دیگران واجب باشد ( و الا اصل وجوب تفقّه لغو خواهد بود ) ،
دستور دادن به عمارها هم برای به میدان آمدن ، لازمه اش این است که گوش کردن به حرف های عمارها لازم باشد ( و الا وجوب روشنگری کردن عمارها هم لغو خواهد بود ) .
تکمیل مطلب : توجه کنید که اگر قرار بر این بود که حتما ولی صحبت کند و خود را وارد هر گونه دعوایی کند ، دیگر چه نیازی به سایر افراد با بصیرت و عمارها در جامعه بود ؟! همانطور که (البته بلا تشبیه) در زمان غصب خلافت امیر المؤمنین علیه السلام حضرت سکوت کردند ، می بایست حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز سکوت اختیار کرده و به جهت دفاع از مقام ولایت به مسجد نرفته و تمام قد از امامشان دفاع نمی کردند چرا که امیرالمؤمنین سکوت کرده بودند (-و طبق نظر آن دوستانی که خود را ولی شناس مطیع ولی فقیه میدانند!!! و نظرات سایر علمای با بصیرت و راسخ در علم در تصمیم گیری ها و جهت گیری هایشان بدون ارزش است - می بایست حضرت زهرا سلام الله علیها نیز سکوت می کردند چون امیرالمومنین علیه السلام سکوت کرده بودند) . ولی در تاریخ مشاهده می کنیم که حضرت زهرا حتی در حالت مریضی و جراحتی که برایشان بوجود آمده بود از حضرت علی علیه السلام (که در آن زمان سکوت را مصلحت امت اسلامی می دانستند) به مسجد آمدند و از مولایشان دفاع کردند چون وظیفه ی مولا سکوت بود و وظیفه ی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها روشنگری.
آری ، ولی فقیه وظیفه ای دارند ( که گاهی ممکن است سکوت باشد ) ، عمارها نیز وظیفه ای دیگر (که ممکن است روشنگری در زمان سکوت ولی باشد) و مانیز وظیفه داریم عمارها را بشناسیم و بدانیم چه کسانی نقش عمار را در زمانی که ولی باید سکوت کند، به خوبی ایفا می کنند.




موضوع مطلب : سیاسی
پنج شنبه 90 تیر 30 :: 11:1 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

 










موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3451
  • بازدید دیروز: 2596
  • کل بازدیدها: 9741020
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3451
  • بازدید دیروز: 2596
  • کل بازدیدها: 9741020