سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
جمعه 90 اردیبهشت 30 :: 5:0 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

در گرماگرم جنجال‌های پس از معرفی وزرای کابینه‌ی دهم توسط دکتر احمدی‌نژاد، و رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی به «مرضیه وحید دستجردی» به‌عنوان اولین وزیر بهداشت زن در جمهوری اسلامی، روزنامه‌ی فرانسوی زبان «لوموند» در تاریخ 4 سپتامبر، مقاله‌ای(+) منتشر کرد که طی آن ادعاهایی پیرامون خانواده و سوابق وحید دستجردی مطرح شده بود.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از عصر ایران: ماری دکود کلامبز، نویسنده‌ی مقاله‌ کوشیده بود تا با پیوند دادن هویت پدر او به‌عنوان رئیس شهربانی با ازدواج‌های آرمانی ابتدای انقلاب و سابقه‌ی مرضیه وحید دستجردی در مقام نمایندگی مجلس و استادی دانشگاه، او را به‌عنوان یک تکنوکرات اسلامی پوشیده در چادر سیاه معرفی کند. همچنین در این مقاله به یکی از برادران او به نام مصطفی و از سرداران سپاه اشاره شده بود و نیز ادعا شده بود که همسر مرضیه وحید دستجردی، کسی نیست جز «حسین شریعتمداری» مدیرمسئول روزنامه‌ی کیهان و نماینده‌ی ولی فقیه که دادخواست دادگاه علیه اصلاح‌طلبان را نوشته است!
البته پس از بررسی خبرنگار پارسینه، کذب این مدعیات ثابت شد: پدر مرضیه وحید دستجردی، دکتر سیف‌الله وحید دستجردی رئیس سابق هلال احمر جمهوری اسلامی است که چند سال پیش درگذشت و همسر حسین شریعتمداری،‌ خانم دکتر باروتی، معاون وزیر بهداشت سابق است. همچنین برادر وی که از سرداران سپاه است، نه مصطفی که احمد وحید دستجردی است و اخیرا به عنوان قائم‌مقام وزیر دفاع منصوب شد.

اما در این میان، آن‌چه ناگفته ماند و از چشم دیگر رسانه‌ها نیز پنهان ماند، حضور یک فیلسوف در خانواده‌ی وحید دستجردی بود!

دکتر حمید وحید دستجردی، برادر مرضیه وحید دستجردی، چهره‌ی شناخته‌شده‌ای بین اصحاب فلسفه‌ی تحلیلی است که سابقا، عضو موجهی در حلقه‌ی دوستان و شاگردان عبدالکریم سروش بود. نام او در سال‌های انتشار کتاب «قبض و بسط تئوریک شریعت» به‌دلیل نوشتن فصل آخر این کتاب توسط وی، بر زبان افتاد. در این فصل، وی به جدال‌های علمی و فلسفی خود با آیت‌الله صادق لاریجانی اشاره می‌کند.

حمید وحید دستجردی فارغ‌التحصیل دانشگاه‌هاى صنعتى شریف، واریک و LSE انگلستان است. او از دانشگاه آکسفورد در رشته‌ی «منطق فلسفى» دکترا گرفته است و تاکنون بیش از بیست مقاله در معتبرترین مجلات فلسفى بین‌‌المللى منتشر کرده است. کتاب وحید دستجردى را با عنوان Justification and the Skeptical Challenge Epistemic انتشارات Macmillan در انگلستان منتشر کرده است. همچنین آثاری از وی توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است.

پیش از این، نام و امضای او ذیل نامه‌ای که جمعی از شخصیت‌های سیاسی در شهریور 82 خطاب به تونه‌سون، رئیس بنیاد صلح اسلو و برای تشکر از اقدام او در قراردادن نام هاشم آقاجری در فهرست نامزدهای صلح نوبل نوشته بودند، ذکر شده بود.

او پس از سال‌های 82 و 83، به‌تدریج به بازخوانی انتقادی مشی علمی و فلسفی خود پرداخت و پس از مدتی، در قامت یکی از منتقدان سرسخت و البته معتدل عبدالکریم سروش پیرامون نظریه قبض و بسط ظاهر شد. در تاریخ 4 و 5 اسفند 83، روزنامه‌ی شرق مقاله‌ای در دو قسمت و به قلم او تحت عنوان «آنتی‌رئالیسم دینی» منتشر کرد که در آن‌ها، ایرادهای تئوری قبض و بسط سروش از حیث منطق و با تکیه بر مبانی فلسفه‌ی علم و فلسفه‌ی دین بیان شده بود. پس از این مقاله‌ها بود که او به‌شدت مورد انتقاد شاگردان و مریدان فکری دکتر سروش قرار گرفت.

دکتر وحید دستجردی در پی‌نوشت مقاله‌اش متذکر می‌شود که: "پیکره‌ی آثار سروش به زبان فارسى درباره‌ی موضوع مورد بحث به شدت فربه و عمدتاً تکرارى است. افزون بر این، ساختار اصلى احتجاجات او اغلب با انحراف از موضوع به دلیل گریزها و آرایه‌ها از نقل اقوال مولوى، سعدى و دیگر شاعران و نویسندگان معمولاً پیچیده و غیرقابل درک مى شود. این همه، تحلیل و نقادى آراى او را به غایت دشوار مى کند. در نگارش این نقد و بررسى، من نظر خود را معطوف به مقاله اى از او به زبان انگلیسى نموده ام که در آن همه این تزئینات و پیرایه ها یکسره به کنارى نهاده شده اند (این نیکبختى را البته باید مدیون حقایق مربوط به مکانیسم ترجمه بود)."

با این‌حال، او نشان داده است که بیش از آن‌که به‌دنبال جنجال‌های سیاسی و دانشگاهی باشد، مرد فعالیت‌های پژوهشی و علمی است. او هم‌اکنون عضو کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت و رئیس دپارتمان فلسفه در مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات (IPM) است، یعنی جایی که محمد جواد لاریجانی سالهاست آن را اداره می کند، مرکزی نهادساز و ساختار آفرین که بدور از تنش های ژورنالیستی و سیاسی به کار خود ادامه می دهد.




موضوع مطلب : خانم عصمت باروتی
پنج شنبه 90 اردیبهشت 29 :: 4:47 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

علی رضا احسانی نیاعلی رضا احسانی نیا:راجرز از با نفوذترین و کارآمدترین روان شناسان است. روش او پدیدار شناسی و دیدگاهش انسان گرایی است. اصولاً نام وی با مفهوم "خود" قرین می باشد, پدیدار شناسان بر خلاف روان کاوان بر انگیزه های نا خودآگاه تکیه می نمودند بر دیدگاه ذهنی فرد و درباره آنچه تاکنون در جال وقوع است تاکید می ورزند. در پدیده شناختی اعتقاد بر این است که اگر چه دنیای واقعی ممکن است دنیای واقعی ممکن است موجود باشد ولی موجودیت آن را نمی توان شناخت و یا تجربه کرد بلکه می توان بر اساس ادراکات فرد, از این میان موجودیت را تصور و دریافت کرد. از اینرو انسان فقط بر اساس ادراکاتش از اشیا و بر اساس تصوری که از آن دارد رفتار خواهد کرد (شفیع آبادی و ناصری, 1365. ص151). راجرز خود درباره رویکرد پدیدارشناختی می گوید:


"چارچوب درونی داوری هر انسانی مناسب ترین زاویه دید برای فهم و درک رفتار اوست" (اتکینسون, 1378, ص 101).
اعتقاد و اعتماد به تجربه های شخصی و گرایش فطری به حرکت در جهت رشد, بالندگی و کمال, راجرز را به ارائه روش درمانی "مراجعه مدار[1] یا درمان "بی رهنمود" وا داشت که موفقیت های بسیاری را به دنبال آورد. تا بدانجا که نظریه های راجرز درباره شخصیت با روان درمانی چنان آمیخته و یگانه است که قابل تفکیک نمی باشد. هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز "خود" است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می گیرند. خود با خویشتن شامل تمام افکار, ادراکات , ارزش هایی است که من را تشکیل می دهد. من شامل "آنچه هستم" و "آنچه می توانم اتجام دهم", می شود این خویشتن ادراک شده به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان م هم بر رفتار او تاثریر می گذارد. فرید که از یک خود پنداره قوی و مثبت برخوردار باشد در مقایسه با فردی که خودپنداره ضعیف دارد نظر گاه کاملاً متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت (اتکینسون, 1378, ص100). تشکیل خود پنداره حاصل و پیامد ارزیابی تجربه هاست و افراد اساساً میل دارند به نحوی رفتار کنند که باخهود انگاره آنان همخوان و همساز باشد و تجربه ها و احساساتی که با خود پنداره شخص همسازی ندارند تهدید کننده اند.
جنبه دیگر خویشتن, خویشتن آرمانی است یعنی آن تصوری که می خواهیم باشیم بنابراین هر چه خویشتن آرمانی به خویشتن واقعی نزدیک تر باشد, اضطراب بالقوه کاهش می یابد. و فرد راضی تر و خشنود تر خواهد بود. راجرز نظریه اش را در زمینه شخصیت و رفتار بر اساس خود پدیده ای بر فرضیه هایی مبتنی می نماید:
الف) هر فرد موجودی بی همتا است و تنهای کسی است که می تواند بفهمد تجارب او گونه ادراک شده و برایش چه ممعنایی دارد؟ کسی است که مطابق همان معنا و ادراک رفتار خواهد کرد.
ب) ارگانیسم یک تمایل ذاتی و اصلی دارد, آن تمایل به تحقق بخشیدن و حفظ و تعالی خویشتن است و این پایه و اساس فعالیت های او را تشکیل می دهد. تحت تاثیر این تمایل ارگانیزم در جهت رشد ”خود کفایی[2]، بقا و تعالی نفس، خود رهبری[3]، خود نظمی[4]، خود مختاری[5]، استقلال، مسؤلیت و تسلط بر نفس[6] حرکت می کند (شفیع آبادی و ناصری، 1375، ص 152).
با رشد فرد پرورش خود آغاز می شود که فعالیت بخشیدن آن از جنبه های فیزیولوژیکی متوجه جنبه های روانی می شود به عبارتی آن گاه که بدن و اندامها شکل خاص خود را یافته و کامل شد، رشد و کمال متوجه شخصیت می شود و این گرایش تحقق خود (از قوه به فعل رساندن) بیانگر روند خود شدن و پرورش ویژگیها و استعدادهای یکتای فرد است و مبین میل ذاتی وی بسوی آفرینندگی است (شولتس، 1376، ص 119). راجرز که نماینده برحسته روان شناسی انسانی است برای رشد و پرورش نوزاد آدمی به خانواده و محبتی که کودک باید دریافت نماید تأکید خاص دارد. تصور کودک از خود (خود واقعی وخود آرمانی) حاصل تعامل او با دیگران است که در وهله اول خانواده اهمیت زیادی پیدا می کند. کودک محتاج توجه مثبت[7] و محبت بلا شرط است که این نماینده نیازی فراگیر است که کیفیت آن در روابط مادر و کودک متبلور می شود. اگر مادر، کودک خود را نپسندد (حتی اگر متوجه یک حنبه رفتار باشد) این عدم تأیید نشانه نپذیرفتن و نپسندیدن همه جنبه های وجود خود از جانب کودک تلقی می شود و چنانچه نیاز توجه مثبت در کودک ناکام ماند کودک برای دریافت توجه مثبت تلاش می کند. در این حالت راجرز آن را ”توجه مثبت مشروط[8]“ می خواند. در این وضعیت عشق و محبتی که کودک دریافت می کند به رفتار درست توست و لذا کودک باید از رفتار یا تفکری که پسند مادر نیست پرهیز نماید. انجام دادن رفتارهای ممنوع باعث می شود که کودک احساس گناه و حقارت کند (چون خلاف انتظار مادر عمل کرده است) و احساس حقارت، حالت تدافعی را در کودک پی می ریزد و در نتیجه آن محدود شدن آزادی فرد و عیان نشدن کامل ماهیت خود یا حقیقتی است (شولتس، 1376، ص 119). بنابراین اولین شرط پرورش و رشد خود، توجه مثبت، مشروط، در دوره شیر خوارگی است و سخصیت سالم اصولاً زمانی شکل می گیرد که مادر بدون توجه به چگونگی رفتار کودک، به او عشق و محبت نشان می دهد. کودکانی که با احساس توجه مثبت نامشروط پرورش می یابند در هر شرایطی خود را ارزشمند می دانند البته معنای توجه مثبت نامشروط این نیست که کودک آزاد باشد، هر چه می خواهد انجام دهد و باز داشتم و مانعی در کار نباشد. به اعتقاد راجزز مادر می تواند رفتار های خاصی را مورد تأیید قرار ندهد بدون اینکه برای دریافت عشق و محبت قید و شرطی بگذارد بنابراین اگر کودک توجه مثبت غیر مشروط را تجربه و احساس نماید هیچ گونه شرایط ارزش در او بوجود نمی آید و در نتیجه توجه و احترام به خود نیز بدون قید و شرط خواهد بود. در فرایند تحقق خود، اساسی ترین نیروی برانگیزنده رفتار آدمی، بنظر راجرزر خودشکوفایی است و آن گرایش و تمایل به تحقق بخشیدن، شکوفا ساختن و بالفعل نمودن استعدادها و نیروی بالقوه می باشد. این تمایل به تحقق ”خود“ موجب افزایش خود محتاری و خودکفایی برای خلاق بودن می شود. تمایل به تحقق خودر معیتری است که بدان وسیله تمام تجربایت مورد ارزش یابی قرار می گیرد. در این فایند تمام تجاربی که در جهت تعالی وبقای خود هستند بطور مثبت ارزش گذاری و فرد در پی آن بر می آید و این خود موجب رضایت خاطر می شود و تجاربی که در جهت خلاف اتعالی است ارزش گذاری منفی و فرد از آنها می گریزد و در نهایت انیکه امایل به تحقق، کلید اصلی نظریه شخصیت راجرز است که به تشکیل سازمان ”خود“ منجر می شود (شفیع آبادی و ناصری، 1365، ص 156). اصول و یافته های مشاور غیر مستقیم در درمان، وارد حیطه آموزش کلاس و تدریس نیز گردیده است. الگوهای تدریس فردی که در آن دانش آموز را محور قرار می دهد از نظرات راجرز الهام می گیرد که در آن بر سلامت عاطفی و اقلی هر چه بیشتر دانش آموز از طریق خود پنداری، وافع گرایی، اعتماد به نفس و ابزار عکس العمل هایی همدردانه و همدلانه به دیگران، تدارک آموزشی که مبتنی بر نیازها و آرزوهای خود دانش آموزان باشد و نیز مسؤل و تصمیم گیرنده در فرایند یادگیری تأکید می شود که منظور از آن، آموزش به روش غیر مستقیم می باشد از این نوع آموزش می توان برای توجه به کیفیات و احساسات فردی دانش اموزان و ایجاد فرصت هایی برای شرکت دادن آنان و بر قرار کردن ارتباط مثبت با آنان استفاده کرد (جویس، 1379، ص 348). معلم و نقش وی در جریان یادگیری، غیر مستقیم و تسهیل کننده است که دارای روابط فردی با دانش آموزان می باشد و رشد آنان را هدایت می کند الگوهای آموزش غیر مستقیم، تسهیل یادگیری را در کانون توجه خود قرار می دهد و هدف آن کمک به دانش آموزان در حصول یکپارچگی فردی اثر بخش و ارزیابی واقعی خود است. راجرز، گرایش فعلی در آموزش و پرورش را که تبدیل افراد به اشخاص همرنگ و متحجری که تحصیلات شان ”تکمیل شده است“ نه افرادی که دارای آفرینندگی آزاد بوده را به باد انتقاد می گیرد و آموزش و پرورش را متهم می کند که نتوانسته قدرت آفرینندگی را تعالی بخشد.
از دیدگاه راجرز، فرد نه تنها تمایلی به حفظ خود[9] و ارتقای خود[10]، بلکه نیاز به تحقق خویشتن دارد به عبارتی خواهان آن است که خویش را درجهت، تمامیت، وحدت، کمال و خود مختاری سوق می دهد.
انگیزه اصلی آفرینندگی نیز همان گرایش انسان در به فعلیت در آوردن خویش، تا نیروهای بالقوه ”خود بشود“ می باشد و این مستلزم این است که هر کس بر تجربه های خویش تکیه کند چرا که اعتماد به اینکه مفهوم اولیه و نخستین راجرز، سازواره (ارگانیزم) است که محل همه تجربه است که تشکیل ”میدان – پدیداری[11] را می دهد. میدان پدیداری چارچوب و مرجع فرد است که چگونگی رفتار به آن بستگی دارد و هدف آن نیز شکوفا ساختن خود است لیکن دو نیاز ویژه دارد:‌

 الف) نیاز به توجه مثبت:
این نیاز می تواند مشروط یا غیر مشروط باشد همانطور که ذکر شد لازمه رشد خود، تأمین توجه مثبت غیر مشروط است که در سال های اولیه زندگی، اهمیت بیشتری دارد.
ب) نیاز به توجه خود:
منظور این است که فرد، خویشتن را خوب تصور نماید و احساس ارزشمندی کند و خود را بپذیرد. توجه به خود در وهله اول نخست مستلزم دریافت توجه مثبت از جانب دیگران است ولی سرانجام خود باید مسقل از آنچه دیگران فکر می کنند بر ارزش های شخصی متکی شود و به یک قضاوت درونی نسبتاً ثابت و پایداری از خویشتن برسد (همان منبع ص 305).
[1]. Client- centred- therapy [2]. Self- actualization [3]. Self- direction [4]. Self- regulation [5]. Autonomy [6]. Self- arrangement [7]. Positive regard [8]. Conditional positive regard [9]. Self- maintenance [10]. Self- enhancement [11].
Phenomental field




موضوع مطلب : علی رضا احسانی نیا

آیین‌نامه اجرایی قانون حال اشتغال
مستخدمین شهید، جانباز ازکارافتاده و مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی
1373.06.13 - .9866ت 245 ه - 1373.07.02 - 699
&‌استخدام قضات وتشکیلات دادگستری - استخدام کشوری - استخدام نیروهای مسلح - تامین
اجتماعی - حمایت خانواده - نهادهای انقلاب اسلامی
&‌سازمان امور اداری و استخدامی کشور
‌هیأت وزیران در جلسه مورخ 1373.6.13 بنا به پیشنهاد شماره .6906‌د مورخ
1372.11.25 سازمان امور اداری و استخدامی کشور، به استناد تبصره (9)‌قانون "‌حالت
اشتغال مستخدمین شهید، جانباز ازکارافتاده و مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ
تحمیلی" - مصوب 1372 - آیین‌نامه اجرایی قانون یاد شده را‌به شرح زیر تصویب کرد:
[z]"‌آیین‌نامه اجرایی قانون حال اشتغال مستخدمین شهید، جانباز ازکارافتاده و
مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی"
‌ماده 1 - واژه‌های اختصاری زیر در این آیین‌نامه به جای عبارت‌های مشروح مربوط به
کار می‌رود:
‌الف - قانون: قانون حالت اشتغال مستخدمین شهید، جانباز ازکارافتاده و مفقودالاثر
انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی - مصوب 1372.
ب - دستگاه: کلیه دستگاه‌های مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت - مصوب
1370 - و کلیه نیروهای مسلح.
ج - جانباز ازکارافتاده کلی و آزادگان جانباز ازکارافتاده کل: کسانی که حسب مورد
بنا به تشخیص مرجع‌های صالح (‌بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی‌یا ستاد
رسیدگی به امور آزادگان یا مرجع‌های ذیصلاح نیروهای مسلح) ازکارافتاده کلی شناخته
شده و قادر به کار نباشند.
‌د - شهید و مفقودالاثر: افرادی که بنا به تأیید بنیاد شهید انقلاب اسلامی شهید یا
مفقودالاثر شناخته شوند.
‌تبصره - تعیین شهید و مفقودالاثر در نیروهای مسلح با پیشنهاد کمیسیون‌های موضوع
ماده (134) قانون مقررات استخدامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی -‌مصوب 1370 - و
ماده (120) قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران - مصوب 1366 - و تأیید بنیاد شهید
انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد.
‌در صورت بروز اختلاف نظر مطابق تدبیر مقام معظم فرماندهی کل قوا - موضوع نامه
شماره 5173 مورخ 1369.11.11 ستاد کل نیروهای مسلح - اقدام‌می‌شود.
ه - پست یا شغل سازمانی با نام: مجموعه مشاغل مرتبط با پست‌های متناسب با مشاغل
قبلی مشمولان قانون است که بنا به پیشنهاد دستگاه مربوط به تأیید‌مرجع‌ها ذیصلاح
تصویب‌کننده تشکیلات دستگاه مربوط برسد.
‌و - مستخدمان نیروهای مسلح: مستخدمان ثابت و پیمانی مسلح.
‌ماده 1 - شهداء، مفقودالاثرها، جانبازان ازکارافتاده کلی و آزادگان جانباز
ازکارافتاده کلی که حقوق وظیفه یا مستمری آنان حسب مورد بر اساس قانون
واگذاری‌پرداخت حقوق و مزایای ماهانه وراث شهدا و مفقودین نیروهای مسلح جمهوری
اسلامی ایران و کارمندان کشوری به بنیاد شهید انقلاب اسلامی - مصوب1364 - برقرار
شده یا می‌شود، مشمول این آیین‌نامه هستند.
‌تبصره - اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و قضات نیز مشمول این
آیین‌نامه هستند.
‌ماده 3 - حقوق و مزایای حالت اشتغال آن دسته از شهدا، جانبازان ازکارافتاده کلی،
آزادگان ازکارافتاده کلی و مفقودالاثرهایی که مستخدم دولت نبوده یا مشمول‌قانون
کار هستند پس از کسر حق بیمه مقرر و واریز آن به صندوق تأمین اجتماعی توسط بنیاد
شهید انقلاب اسلامی پرداخت می‌شود.
‌تبصره - حقوق بازنشستگی، وظیفه یا مستمری افراد یاد شده یا بازماندگان آنها توسط
سازمان تأمین اجتماعی برقرار و پرداخت می‌شود.
‌ماده 4 - کلیه دستگاه‌ها مکلفند اطلاعات و مدارک مورد نیاز برای ایجاد پست‌ها یا
مشاغل سازمانی با نام را در اختیار مرجع‌های ذیصلاح تصویب‌کننده‌تشکیلات دستگاه
مربوط قرار دهند.
‌تبصره 1 - پست‌ها یا مشاغل یاد شده علاوه بر پست‌های سازمانی مصوب، به مجموعه
تشکیلات دستگاه ذیربط افزوده می‌شود و با فوت عادی یا رسیدن‌سنوات خدمت مقرر و
بازنشسته تلقی شدن مشمولان این آیین‌نامه، پست‌ها و مشاغل مزبور از مجموعه تشکیلات
تفصیلی دستگاه حذف می‌شود.
‌تبصره 2 - در صورت ادغام، انحلال یا واگذاری دستگاه‌ها، پست‌ها و مشاغل با نام
موضوع این ماده به مجموعه تشکیلاتی دستگاه اصلی یا مادر منتقل می‌شود‌و در مورد
دستگاه‌هایی که از دستگاهی جدا و به دستگاه دیگری ملحق می‌شوند مطابق مصوبه مربوط
عمل می‌شود.
‌ماده 5 - از تاریخ تصویب قانون (1372.6.30) حقوق حالت اشتغال مشمولان این
آیین‌نامه همانند مستخدمان شاغل همتراز تعیین می‌شود و مستخدمان‌مشمول با رعایت
ضوابط طرح طبقه‌بندی مشاغل با انتصاب در پست‌ها یا مشاغل با نام به گروه‌های مربوط
تخصیص می‌یابند و همواره از امتیاز دو گروه یا درجه‌بالاتر از گروه یا درجه
استحقاقی استفاده می‌کنند. مشمولان یاد شده فقط از حقوق و افزایش فوق‌العاده شغل،
تفاوت تطبیق حقوق (‌حسب مورد)، کمک هزینه‌عایله‌مندی و اولاد و کمک هزینه مسکن در
خصوص نیروهای مسلح که بر اساس مقررات مربوط پرداخت می‌شود - از آغاز استخدام تا
رسیدن به شرایط‌عمومی بازنشستگی با رعایت مقررات مربوط مانند شاغلان مشابه
برخوردار می‌شوند و پس از آن حسب مورد حقوق بازنشستگی یا مستمری عایله تحت تکفل‌از
صندوق بازنشستگی مربوط به آنها پرداخت می‌شود.
‌تبصره - آن عده از مشمولان این آیین‌نامه که تا پیش از تصویب قانون با سنوات خدمت
افزون بر سی سال بازنشسته شده باشند با رعایت مقررات مربوط‌مشمول تبصره (4) ماده
(2) قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت هستند و از افزایش سنواتی مضاعف
استفاده می‌کنند.
‌ماده 6 - بنیاد شهید انقلاب اسلامی مکلف است کسور بازنشستگی موضوع تبصره (3)
قانون واگذاری پرداخت حقوق و مزایای ماهانه وراث شهدا و مفقودین‌نیروهای مسلح
جمهوری اسلامی ایران و کارمندان کشوری به بنیاد شهید انقلاب اسلامی - مصوب 1364 -
را به صندوق‌های دستگاه‌های ذیربط مسترد کند.
‌تبصره - در صورتی که کسور بازنشستگی یاد شده صرف پرداخت حقوق مشمولان قانون
واگذاری پرداخت حقوق و مزایای ماهانه وراث شهدا و مفقودین‌نیروهای مسلح جمهوری
اسلامی ایران و کارکنان کشوری به بنیاد شهید انقلاب اسلامی شده باشد، بودجه لازم
برای پرداخت حقوق مشمولان این آیین‌نامه در‌مورد صندوق‌های بازنشستگی مربوط در
بودجه کل کشور پیش‌بینی و پرداخت می‌شود.
‌ماده 7 - حقوق حالت اشتغال مشمولان این آیین‌نامه تا رسیدن به شرایط عمومی
بازنشستگی بر اساس ضوابط و مقررات دستگاه ذیربط و با رعایت معافیت‌های‌مقرر حسب
مورد مشمول برداشت کسور قانونی (‌بازنشستگی، بیمه و مالیات) است.
‌تبصره - کسور بازنشستگی شهدا و جانبازان ازکارافتاده کلی و آزادگان جانباز
ازکارافتاده کلی و مفقودالاثرها از تاریخ شهادت یا جانبازی یا اسارات یا
مفقودالاثر‌شدن تا تاریخ اجرای قانون طبق ضوابط مربوط و بر مبنای حقوق مستمری یا
وظیفه پرداخت شده در این مدت، توسط دولت به صندوق‌های بازنشستگی‌مربوط پرداخت
می‌شود.
‌ماده 8 - در تعیین گروه یا افزایش سنواتی استحقاقی و عناوین مشابه مشمولان این
آیین‌نامه، مدت استفاده از حقوق وظیفه تا تاریخ تطبیق وضع با قانون نظام‌هماهنگ
پرداخت کارکنان دولت به عنوان سابقه خدمت قابل قبول بر مبنای 3% مورد محاسبه قرار
می‌گیرد و پس از آن بر اساس ماده (8) آیین‌نامه اجرایی قانون‌نظام هماهنگ پرداخت
5% در هر سال است.
‌ماه 9 - مشمولان این آیین‌نامه از تاریخ تصویب قانون بر مبنای آخرین شغل یا پست
مورد تصدی زمان اشتغال فقط با استفاده از در گروه یا درجه بالاتر از گروه یا‌درجه
استحقاقی مربوط موضوع قانون تطبیق داده می‌شوند و در مواردی که به موجب تبصره‌های
(3) و (4) ماده (3) قانون نظام هماهنگ و پرداخت از امتیاز‌دو گروه تشویقی برخوردار
شده باشند مجاز به استفاده مضاعف از امتیاز یاد شده نیستند.
‌ماده 10 - ارتقای گروه مستخدمان مشمول این آیین‌نامه به گروه‌ها یا درجات یا
عناوین مشابه که با توجه به مقررات استخدامی مربوط مستلزم کسب امتیازهای‌خاص (‌بر
اساس سیستم‌های امتیازی) یا طی دوره‌های آموزشی است بدون رعایت شرایط مزبور انجام
می‌شود.
‌ماده 11 - حقوق حالت اشتغال آن عده از مشمولان این آیین‌نامه در زمان تصدی مقامات
موضوع تبصره (2) ماده (1) قانون نظام هماهنگ پرداخت یا همتراز‌آنان، شهید، جانباز
ازکارافتاده کلی یا آزاده جانباز ازکارافتاده کلی شده باشند بر اساس عدد مبنای
مربوط و همانند مقامات شاغل تعیین می‌شود.
‌ماده 12 - مستخدمان بازنشسته شهید، جانباز ازکارافتاده کل، آزاده جانباز
ازکارافتاده کلی و مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی با استفاده از امتیاز
دو‌گروه یا درجه بالاتر موضوع قانون یا قانون نظام هماهنگ پرداخت همچنان بازنشسته
تلقی می‌شوند.
‌ماده 13 - در مواردی که جانبازان ازکارافتاده کلی و آزادگان جانباز ازکارافتاده
کلی قبل از رسیدن به شرایط عمومی بازنشستگی فوت کنند از تاریخ وقت تا رسیدن‌به سن
بازنشستگی حقوق وظیفه یا مستمری ذیربط بر اساس مقررات استخدامی دستگاه مربوط تعیین
و پرداخت می‌شود.
‌تبصره - در صورتی که حیات مفقودالاثر موضوع قانون حین استفاده از حقوق حالت
اشتغال محرز شود، از زمان احراز با آنان بر اساس مقررات مربوط رفتار‌می‌شود.
‌ماده 14 - در کلیه دستگاه‌های مشمول این آیین‌نامه، حقوق وظیفه یا مستمری وراث
اناث تحت تکفل شاهد که پس از اختیار شوهر مطلقه شده‌اند پس از تأیید‌وقوع طلاق و
ضرورت آن توسط بنیاد شهید انقلاب اسلامی دوباره برقرار می‌شود.
‌ماده 15 - وراث قانونی شهدا و مفقودان موضوع قانون چنانچه بیش از یک شهید یا
مفقودالاثر داشته باشند فقط می‌توانند به انتخاب خود از یک حقوق حالت‌اشتغال یا
وظیفه یا مستمری مورث مربوط استفاده کنند.
‌ماده 16 - افراد تحت تکفل موضوع تبصره (2) قانون عبارتند از:
‌الف - فرزندان، نوادگان، یا زوجه دایمی و مادر و پدری که در کفالت مشمولان این
آیین‌نامه بوده‌اند، همچنین نوادگانی که در کفالت ایشان بوده‌اند با دارا
بودن‌شرایط زیر:
1 - فرزندان و نوادگان پس از بیست سال کمتر داشته باشند مگر اینکه به موجب مدارک
مثبته در یکی از دانشگاه‌ها یا مؤسسات آموزشی رسمی عالی مشغول‌تحصیل باشند که در
این صورت نیز حقوق وظیفه آنان در پایان بیست و پنج سالگی قطع می‌شود.
2 - فرزندان و نوادگان دختر تا بیست سالگی به شرط نداشتن شوهر، ولی اگر به موجب
مدارک مثبته در یکی از دانشگاه‌ها یا مؤسسات آموزشی رسمی عالی‌مشغول تحصیل باشند و
شوهر نداشته باشند حقوق وظیفه آنان در پایان بیست و پنج سالگی قطع می‌شود.
3 - مادر، به شرط نداشتن شوهر.
4 - عیال دایمی، تا زمانی که شوهر اختیار نکرده باشد.
5 - شوهر، در صورتی که علیل و ازکارافتاده و در کفالت عیال خود باشد.
6 - فرزندان و نوادگان علیل یا ناقص‌العضو مشمولان این آیین‌نامه که قادر به انجام
کار نباشند در تمام مدت عمر.
ب - برادر و خواهر علیل یا ناقص‌العضو که در کفالت مشمولان این آیین‌نامه بوده و
قادر به انجام کار نباشند در تمام مدت عمر.
ج - خواهر (‌به شرط نداشتن شوهر) و برادری که در کفالت مشمولان این آیین‌نامه
بوده‌اند تا پایان (20) سالگی، مگر اینکه به موجب مدارک مثبته در یکی
از‌دانشگاه‌ها یا مؤسسات آموزشی رسمی عالی مشغول تحصیل باشند و در این صورت تا
پایان بیست و پنج سالگی.
‌تبصره 1 - فرزندان دختر و خواهر تحت تکفل در صورتی که پس از پایان (20) سالگی یا
(25) سالگی حسب مورد شوهر نداشته و با تأیید بنیاد شهید انقلاب‌اسلامی برای تأمین
زندگی خود درآمدی نداشته باشند، تا زمانی که درآمد ندارند.
‌تبصره 2 - تشخیص مصادیق افراد تحت تکفل پس از طی تشریفات قانونی با دستگاه پرداخت
کننده حقوق حالت اشتغال یا بازنشستگی یا وظیفه یا مستمری‌است.
‌حسن حبیبی - معاون اول رییس جمهور




موضوع مطلب : آیین نامه اجرایی, جانباز
پنج شنبه 90 اردیبهشت 1 :: 3:0 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3764
  • بازدید دیروز: 2596
  • کل بازدیدها: 9741333
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3764
  • بازدید دیروز: 2596
  • کل بازدیدها: 9741333