سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
یکشنبه 93 آذر 30 :: 10:0 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران، به‌ درستى‌ که‌ پر دیدترین‌ دیده‌ها آن‌ است‌ که‌ در خیر نفوذ کند ، و شنواترین‌ گوشها آن‌ است‌ که‌ تذکرى‌ را بشنود و از آن‌ سود برد ، سالمترین‌ دلها آن‌ است‌ که‌ از شبه‌ها پاک‌ باشد .
1. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : زهد چیست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنیا .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
2.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : مروت‌ چیست‌ ؟ فرمود : حفظ دین‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
3. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : کرم‌ چیست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پیش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
4.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد بخل‌ چیست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در کف‌ دارى‌ شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ کنى‌ تلف‌ شمارى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
5. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : بى‌ نیازى‌ چیست‌ ؟ فرمود : رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند کم‌ باشد .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
6 .  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : فقر چیست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چیز .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
7. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : شرف‌ چیست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسایگان‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
8. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : پستى‌ و ناکسى‌ چیست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسیدن‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ همسر .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
9. پناهنده‌ به‌ خدا آسوده‌ و محفوخ‌ است‌ ، و دشمنش‌ ترسان‌ و بى‌یاور
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)
10. از خدا بر حذر باشید با زیادى‌ یاد او ، و از خدا بترسید به‌ وسیله‌ تقوى‌ ، و به‌ خدا نزدیک‌ شوید با طاعت‌ ، به‌ درستى‌ که‌ او نزدیک‌ است‌ و پاسخگو .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)
11.  بزرگى‌ کسانى‌ که‌ عظمت‌ خدا را دانستند این‌ است‌ که‌ تواضع‌ کنند ، و عزت‌ آنها که‌ جلال‌ خدا را شناختند این‌ است‌ که‌ برایش‌ زبونى‌ کنند ، و سلامت‌ آنها که‌ دانستند خدا چه‌ قدرتى‌ دارد این‌ است‌ که‌ به‌ او تسلیم‌ شوند .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)
12. بدانید که‌ خدا شما را بیهوده‌ نیافریده‌ و سر خود رها نکرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معین‌ کرده‌ ، و روزى‌ شما را میانتان‌ قسمت‌ کرده‌ ، تا هر خردمندى‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد که‌ هر چه‌ برایش‌ مقدر است‌ به‌ او مى‌رسد ، و هر چه‌ از او نیست‌ به‌ او نخواهد رسید ، خدا خرج‌ دنیاى‌ شما را کفایت‌ کرده‌ و شما را براى‌ پرستش‌ فراغت‌ بخشیده‌ و به‌ شکرگزارى‌ تشویق‌ کرده‌ ، و ذکر و نماز را بر شما واجب‌ کرده‌ و تقوى‌ را به‌ شما سفارش‌ کرده‌ ، و آن‌ را نهایت‌ رضایت‌مندى‌ خود مقرر ساخته‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)
13.  اى‌ بندگان‌ خدا ، از خدا بپرهیزید ، و بدانید که‌ هر کس‌ از خدا بپرهیزد ، خداوند او را به‌ خوبى‌ از فتنه‌ها و آزمایشها برآورد و در کارش‌ موفق‌ سازد و راه‌ حق‌ را برایش‌ آماده‌ کند .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)
14.  هیچ‌ مردمى‌ با هم‌ مشورت‌ نکند مگر اینکه‌ به‌ درستى‌ هدایت‌ شوند .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)
15.  پستى‌ و ناکسى‌ این‌ است‌ که‌ شکر نعمت‌ نکنى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)
16. در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مکوش‌ ، و مانند کسى‌ که‌ تسلیم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نکن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ کسب‌ و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و میانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌ از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌ ، و حرص‌ موجب‌ زیادى‌ رزق‌ نیست‌ . به‌ درستى‌ که‌ روزى‌ قسمت‌ شده‌ و حرص‌ زدن‌ ، موجب‌ گناه‌ مى‌شود .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)
17. انسان‌ تا وعده‌ نداده‌ ، آزاد است‌ . اما وقتى‌ وعده‌ مى‌دهد زیر بار مسؤولیت‌ مى‌رود ، و تا به‌ وعده‌اش‌ عمل‌ نکند رها نخواهد شد .
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 113)
18. آن‌ کس‌ که‌ بر حسن‌ اختیار خداوند توکل‌ و اعتماد کند ( و به‌ قضا و قدر الهى‌ خوشنود باشد ) آرزو نمى‌کند در غیر حالى‌ باشد که‌ خداوند برایش‌ اختیار کرده‌ است‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)
19.  خیرى‌ که‌ هیچ‌ شرى‌ در آن‌ نیست‌ ، شکر بر نعمت‌ و صبر بر مصیبت‌ و ناگوار است‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)
20. آن‌ حضرت‌ - علیه‌ السلام‌ - به‌ مردى‌ که‌ از بیمارى‌ شفا یافته‌ بود ، فرمود : خدا یادت‌ کرد پس‌ یادش‌ کن‌ ، و از تو گذشت‌ پس‌ شکرش‌ کن‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)
21.  هر کس‌ که‌ پیوسته‌ به‌ مسجد رود یکى‌ از این‌ هشت‌ فایده‌ نصیبش‌ شود :
آیه‌ محکمه‌ ، دست‌یابى‌ به‌ برادرى‌ سودمند ، دانشى‌ تازه‌ ، رحمتى‌ مورد انتظار ، سخنى‌ که‌ او را به‌ راه‌ راست‌ کشد یا او را از هلاکت‌ برهاند ، ترک‌ گناهان‌ از شرم‌ مردم‌ و ترس‌ از خدا .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)
22.  به‌ درستى‌ که‌ پر دیدترین‌ دیده‌ها آن‌ است‌ که‌ در خیر نفوذ کند ، و شنواترین‌ گوشها آن‌ است‌ که‌ تذکرى‌ را بشنود و از آن‌ سود برد ، سالمترین‌ دلها آن‌ است‌ که‌ از شبه‌ها پاک‌ باشد .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)
23.  مردى‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ کرد : دخترى‌ دارم‌ ، به‌ نظر شما با چه‌ کسى‌ وصلت‌ کنم‌ . فرمود : با کسى‌ که‌ متقى‌ و باایمان‌ باشد .
چون‌ اگر او را دوست‌ بدارد ، مورد احترامش‌ قرار مى‌دهد ، و اگر از او نفرت‌ داشته‌ باشد ، به‌ او ظ‌لم‌ نمى‌کند .
(مستظ‌رف‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 218)
24. به‌ درستى‌ که‌ نعمت‌ دنیا پایدار نیست‌ ، نه‌ از آسیبش‌ آسودگى‌ هست‌ ، و نه‌ از بدیهایش‌ جلوگیرى‌ ، فریبى‌ است‌ حایل‌ سعادت‌ ، و تکیه‌ گاهى‌ است‌ خمیده‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)
25.  اى‌ بندگان‌ خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان‌ متوجه‌ شوید ، و به‌ وسیله‌ نعمتها از نافرمانى‌ خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)
26. به‌ درستى‌ که‌ خداوند ماه‌ رمضان‌ را میدان‌ مسابقه‌ خلق‌ خود ساخته‌ تا به‌ وسیله‌ طاعتش‌ به‌ رضاى‌ او سبقت‌ گیرند .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)
27.  به‌ خدا سوگند اگر پرده‌ برگیرند ، معلوم‌ مى‌شود که‌ نیکوکار مشغول‌ کار نیک‌ خود است‌ و بدکار گرفتار بدکردارى‌ خود .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 240)
28.  اى‌ پسرم‌ با هیچکس‌ برادرى‌ مکن‌ تا بدانى‌ کجا مى‌رود و از کجا مى‌آید و چه‌ ریشه‌اى‌ دارد ، پس‌ چون‌ خوب‌ از حالش‌ آگاه‌ شدى‌ و معاشرتش‌ را پسندیدى‌ با او برادرى‌ کن‌ به‌ شرط گذشت‌ از لغزش‌ و کمک‌ در تنگى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)
29.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : ترس‌ چیست‌ ؟ فرمود : دلیرى‌ بر دوست‌ و گریز از دشمن‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
30. ننگ‌ کشیدن‌ آسانتر از دوزخ‌ رفتن‌ است‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)
31.  سفاهت‌ ، به‌ پستى‌ گراییدن‌ و با گمراهان‌ نشستن‌ است‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 115)
32.  آن‌ حضرت‌ در وصف‌ برادر ( دوست‌ ) نیکوکارش‌ فرمود : از همه‌ مردم‌ در چشم‌ من‌ بزرگتر بود و سر بزرگوارى‌ او در نظر من‌ کوچکى‌ دنیا در چشم‌ او بود ، جهل‌ و نادانى‌ بر او تسلط نداشت‌ ، اقدام‌ نمى‌کرد مگر بعد از اطمینان‌ به‌ سودمند بودن‌ آن‌ . نه‌ شکایتى‌ داشت‌ و نه‌ خشم‌ و دلتنگى‌ .
بیشتر عمرش‌ خاموش‌ بود ، و چون‌ لب‌ به‌ سخن‌ مى‌گشود بر همه‌ گوینده‌ها چیره‌ بود ، ضعیف‌ و ناتوان‌ مى‌نمود ، اما هنگام‌ نبرد شیرى‌ درنده‌ بود . چون‌ با دانشمندان‌ مى‌نشست‌ به‌ شنیدن‌ شیفته‌تر بود تا گفتن‌ .
به‌ هنگام‌ ضرورت‌ سخن‌ ، سکوت‌ خود را مى‌شکست‌ . نمى‌گفت‌ آنچه‌ را عمل‌ نمى‌کرد و عمل‌ مى‌کرد آنچه‌ را نمى‌گفت‌ ، چون‌ در برابر دو کار قرار مى‌گرفت‌ که‌ نمى‌دانست‌ کدام‌ خداپسندانه‌تر است‌ آن‌ را در نظر مى‌گرفت‌ که‌ پسند نفسش‌ نبود ، هیچکس‌ را به‌ خاطر کارى‌ که‌ مى‌توان‌ از آن‌ عذرى‌ آورد سرزنش‌ نمى‌کرد .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)
33.  کسى‌ که‌ عقل‌ ندارد ادب‌ ندارد ، و کسى‌ که‌ همت‌ ندارد مروت‌ ندارد ، و کسى‌ که‌ دین‌ ندارد حیا ندارد . و خردمندى‌ موجب‌ معاشرت‌ نیکو با مردم‌ است‌ ، و به‌ وسیله‌ عقل‌ سعادت‌ هر دو عالم‌ به‌ دست‌ مى‌آید .
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 111)
34. تعجب‌ مى‌کنم‌ از کسانیکه‌ در غذاى‌ جسم‌ خود فکر مى‌کنند ولى‌ در امور معنوى‌ و غذاى‌ جان‌ خویش‌ تفکر نمى‌کنند. شکم‌ را از طعام‌ مضر حفظ مى‌کنند ولى‌ در روح‌ و روان‌ خویش‌ افکار پلید و پستى‌ را وارد مى‌کنند .
(بحار الانوار، ج‌ 1 ، ص‌ 218)
35.  حضرت‌ مجتبى‌ - علیه‌ الاسلام‌ - بهترین‌ جامه‌هاى‌ خود را در موقع‌ نماز مى‌پوشید ، کسانى‌ از آن‌ حضرت‌ سبب‌ این‌ کار را سؤال‌ کردند ، در جواب‌ فرمود : خداند جمیل‌ است‌ و جمال‌ و زیبایى‌ را دوست‌ دارد به‌ این‌ جهت‌ خود را در پیشگاه‌ الهى‌ زینت‌ مى‌کنم‌ ، خداوند امر فرموده‌ که‌ با زینت‌هاى‌ خود در مساجد حاضر شوید .
(تفسیر عیاشى‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 14)
36. تنها چیزى‌ که‌ در این‌ دنیاى‌ فانى‌ ، باقى‌ مى‌ماند قرآن‌ است‌ ، پس‌ قرآن‌ را پیشوا و امام‌ خود قرار دهید ، تا به‌ راه‌ راست‌ و مستقیم‌ هدایت‌ شوید .
همانا محق‌ ترین‌ مردم‌ به‌ قرآن‌ کسانى‌ هستند که‌ بدان‌ عمل‌ کنند اگر چه‌ آن‌ را حفظ نکرده‌ باشند ، و دورترین‌ افراد از قرآن‌ کسانى‌ هستند که‌ به‌ دستورات‌ آن‌ عمل‌ نکنند گرچه‌ قارى‌ و خواننده‌ آن‌ باشند .
(ارشاد القلوب‌ ، ص‌ 102)
37. اى‌ مردم‌ هر کس‌ براى‌ خدا اخلاص‌ ورزد و سخن‌ او را راهنماى‌ خود قرار دهد به‌ راهى‌ که‌ درست‌تر و استوارتر است‌ هدایت‌ مى‌شود و خداوند او را براى‌ آگاهى‌ و هوشیارى‌ توفیق‌ داده‌ و به‌ عاقبت‌ خوش‌ کمک‌ کرده‌ است.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)
38.  پرسش‌ صحیح‌ نیمى‌ از علم‌ است‌ ، و مدارا کردن‌ با مردم‌ نیمى‌ از عقل‌ است‌ ، و اقتصاد و اعتدال‌ در زندگى‌ نیمى‌ از مخارج‌ است‌ .
(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابى‌ الحدید ، ج‌ 18 ، ص‌ 108)
39. بیشترین‌ زیرکى‌ ، ترس‌ از خدا و پرهیزکارى‌ است‌ و بیشترین‌ نادانى‌ ، عیاشى‌ و شهوترانى‌ است‌ .
(حلیه‌ الاولیاء ، ج‌ 2 ، ص‌ 37)
40.  مادرم‌ فاطمه‌ ( س‌ ) را دیدم‌ که‌ شب‌ جمعه‌ تا صبح‌ مشغول‌ عبادت‌ و رکوع‌ و سجود بود و شنیدم‌ که‌ براى‌ مؤمنین‌ دعا مى‌کرد و اسامى‌ آنان‌ را ذکر مى‌نمود و براى‌ آنان‌ بسیار دعا مى‌کرد ولى‌ براى‌ خودش‌ دعا نکرد ، پس‌ به‌ او عرض‌ کردم‌ : مادر چرا همان‌ طور که‌ براى‌ دیگران‌ دعا کردى‌ براى‌ خودت‌ دعا نکردى‌ ، فرمودند : پسرم‌ ، اول‌ همسایه‌ را مقدم‌ دار و سپس‌ خود و اهل‌ خانه‌ را .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)
41.  رسول‌ خدا ( ص‌ ) فرمود : محبت‌ و دوستى‌ ما اهل‌ بیت‌ را اختیار کنید ، چون‌ هر کس‌ خدا را در حالى‌ ملاقات‌ کند که‌ ما اهل‌ بیت‌ را دوست‌ داشته‌ باشد ، با شفاعت‌ ما وارد بهشت‌ مى‌شود .
(محاسن‌ ، ص‌ 61)
42. اى‌ مردم‌ ! از جدم‌ پیامبر خدا شنیدم‌ که‌ مى‌فرمود : من‌ شهر علم‌ و دانشم‌ و على‌ ( ع‌ ) دروازه‌ آن‌ است‌ ، آیا از غیر دروازه‌ وارد شهر مى‌شوند ؟
(امالى‌ صدوق‌ ، ص‌ 207)
43. شخصى‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ کرد : اى‌ پسر پیامبر خدا چرا ما از مرگ‌ اکراه‌ داریم‌ و آن‌ را دوست‌ نداریم‌ ؟ حضرت‌ فرمود : چون‌ شما آخرت‌ خود را خراب‌ و دنیایتان‌ را آباد کرده‌اید ، بنابراین‌ انتقال‌ از عمران‌ و آبادانى‌ به‌ خرابى‌ و ویرانى‌ را دوست‌ ندارید .
(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 110)
44. سوگند به‌ خداوند ! هر کس‌ ما را دوست‌ داشته‌ باشد ، اگر چه‌ در دورترین‌ نقاط مانند دیلم‌ اسیر باشد ، دوستى‌ ما براى‌ او مفید است‌ . همانا محبت‌ ما گناهان‌ فرزندان‌ آدم‌ را از بین‌ مى‌برد ، همانطور که‌ باد برگ‌ درختان‌ را مى‌ریزد .
(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 24)
45.  بیشتر اهل‌ کوفه‌ به‌ معاویه‌ نوشتند : ما با تو هستیم‌ ، اگر مى‌خواهى‌ ما حسن‌ ( ع‌ ) را دستگیر مى‌کنیم‌ و پیش‌ تو مى‌فرستیم‌ . بعد خیمه‌ امام‌ حسن‌ ( ع‌ ) را غارت‌ کرده‌ و آن‌ حضرت‌ را مجروح‌ کردند .
پس‌ امام‌حسن‌ ( ع‌ ) به‌ معاویه‌ نوشت‌ : همانا این‌ امر ( حکومت‌ ) و جانشینى‌ پیامبر از آن‌ من‌ و اهل‌ بیت‌ من‌ است‌ و براى‌ تو و اهل‌ بیت‌ تو حرام‌ است‌ ، من‌ این‌ مطلب‌ را از رسول‌ خدا شنیدم‌ .
سوگند به‌ خداوند ، اگر یارانى‌ شکیبا و آگاه‌ به‌ حق‌ خویش‌ مى‌یافتم‌ ، تسلیم‌ تو نمى‌شدم‌ و آنچه‌ را مى‌خواستى‌ به‌ تو نمى‌دادم‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 45)
46.  اگر همه‌ دنیا را تبدیل‌ به‌ یک‌ لقمه‌ غذا کنم‌ و به‌ انسانى‌ که‌ خدا را از روى‌ خلوص‌ عبادت‌ مى‌کند بخورانم‌ ، باز احساس‌ مى‌کنم‌ که‌ در حق‌ او کوتاهى‌ کرده‌ام‌ .
و اگر از استفاده‌ کردن‌ کافر از دنیا جلوگیرى‌ کنم‌ تا به‌ آن‌ اندازه‌ که‌ جانش‌ از شدت‌ گرسنگى‌ و تشنگى‌ به‌ لب‌ برسد ، آنگاه‌ جرعه‌اى‌ آب‌ به‌ او بدهم‌ ، خود را اسرافکار مى‌پندارم‌ .
(تنبیه‌ الخواطر و نزهة‌ النواطر ( مجموعه‌ ورام‌ ) ، ج‌ 1 ، ص‌ 350)
47. والاترین‌ مقام‌ نزد خداوند ، از آن‌ کسى‌ است‌ که‌ بیشتر از همه‌ به‌ حقوق‌ مردم‌ آشنا باشد و در اداى‌ آن‌ حقوق‌ ، بیشتر از همه‌ کوشا باشد . و کسى‌ که‌ در برابر برادران‌ دینى‌ خود تواضع‌ کند ، خداوند او را از صدیقین‌ و شیعیان‌ امیرالمؤمنین‌ - علیه‌ السلام‌ - قرار مى‌دهد .
(حیاة‌ امام‌ حسن‌ بن‌ على‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 319)
48.  پیامبر خدا ( ص‌ ) فرمود : هیچ‌ بنده‌اى‌ حقیقتا مؤمن‌ نیست‌ مگر اینکه‌ نفس‌ خود را شدیدتر از محاسبه‌ بین‌ دو شریک‌ و یا محاسبه‌ مولا از بنده‌ خود مورد محاسبه‌ قرار دهد .
(بحار الانوار ، ج‌ 70 ، ص‌ 72)
49.  پیامبر خدا ( ص‌ ) فرموده‌ است‌ : یکى‌ از موجبات‌ آمرزش‌ گناهان‌ ، مسرور کردن‌ برادران‌ دینى‌ است‌ .
(مجمع‌ الزوائد و منبع‌ الفوائد ، ج‌ 8 ، ص‌ 193)

ادامه مطلب را از اینجا بخوان...




موضوع مطلب :

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از شهیدنیوز: نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه علوم اقتصادی به تشریح مهم‌ترین اصول حاکم بر سیره اقتصادی پیامبر اسلام(ص)، پرداخت و اظهار کرد: توجه به اهمیت کار کردن، رعایت اعتدال در انفاق و نظارت شدید بر بازار مسلمانان، از جمله مهم‌ترین این موارد است.

حجت‌الاسلام والمسلمین غلامعلی معصومی‌نیا، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم اقتصادی، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، به بحث درباره سیره اقتصادی پیامبر اسلام(ص) پرداخت و اظهار کرد: اصول اساسی در سیره اقتصادی حضرت رسول اکرم(ص) فراوانند که بنده به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم. یکی از این موارد، این است که ایشان به کار و تلاش اهمیت فراوانی می‌دادند و خود نیز هرگز بیکار نبودند و در کودکی همانند بسیاری از پیامبران چوبانی کرده و در جوانی با اموال حضرت خدیجه(س) برای تجارت به شام رفته و سود مناسبی هم به دست آوردند.
موفقیت اقتصاد مقاومتی نیازمند توجه به مقوله کار است
نماینده ولی فقیه در دانشگاه علوم اقتصادی ادامه داد: در برخی از نَقل‌ها آمده است که آن حضرت در برخی مواقع با دست مبارک خودشان خیاطی می‌کردند و این موضوع نشان می‌دهد که یکی از راه‌های نجات انسان، کار کردن است و این موضوع برای جامعه ما هم دارای اهمیت بوده و برای موفقیت اقتصاد مقاومتی باید بدان توجه فراوان صورت گیرد.
وی افزود: یکی دیگر از اموری که در سیره اقتصادی رسول گرامی اسلام(ص) قابل مشاهده است، این است که ایشان در زندگی خود بسیار ساده‌زیست بودند. به فرموده حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) حضرت رسول اکرم هرگز سیر از سر سفره بلند نمی‌شدند. این اصل دوم هم، در رابطه با اقتصاد مقاومتی بسیار مهم است و ما نیازمند مدیریت مصرف هستیم؛ چراکه یکی از بلاهایی که امروزه جامعه ما بدان دچار شده است موضوع مصرف‌گرایی و واردات کالاهای لوکس و غیرضروری خارجی است و اگر در زمینه مصرف به سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) توجه کنیم بسیاری از مشکلات اقتصادی ما برطرف خواهد شد.
رعایت اعتدال در انفاق
معصومی‌نیا اظهار کرد: موضوع دیگر، این است که پیامبر اسلام(ص) در زندگی اقتصادی خود بسیار میانه‌رو بودند؛ بدین معنی که وقت خود را تقسیم کرده و در عین تلاش اقتصادی، عبادت و رسیدگی به خانواده هم آسیب نمی‌دید. ایشان از یک طرف انفاق می‌کردند اما از سوی دیگر همه چیز را و بیش از حد اعتدال انفاق نمی‌کردند؛ چراکه خداوند به ایشان فرمودند: پیراهن خود را هم انفاق نکنید که نتوانید از خانه بیرون بیائید.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم اقتصادی ادامه داد: یکی دیگر از مواردی  که در سیره اقتصادی پیامبر اسلام(ص) قابل مشاهده است، این است که ایشان به تعهدات اقتصادی بسیار پایبند بودند. در زمان جاهلیت ایشان به محمد امین معروف بودند، به گونه‌ای که وقتی ایشان از مکه به مدینه مهاجرت کردند امیرالمؤمنین علی(ع) را نگه داشتند که در مکه بماند و بعد از رد کردن امانت‌های مردم به سوی آنان برود.
تلاش پیامبر اسلام(ص) برای ریشه‌کن کردن فقر در جامعه
نماینده ولی فقیه در دانشگاه علوم اقتصادی تأکید کرد: همانگونه که می‌دانیم، مطلوب اسلام، این است که در جامعه فقیر وجود نداشته باشد اما تا زمانی‌که فقر در جامعه ریشه‌کن نشده باشد، سخنرانی‌ای از رسول اکرم(ص) سراغ نداریم که توصیه به انفاق به نیازمندان در آن وجود نداشته باشد و در سیره مبارک خود رسول گرامی اسلام هم هرکس از ایشان چیزی را طلب می‌کرد حتما آن نیازمند را یاری می‌کردند و هرگز پیش نیامد که شخصی چیزی را از ایشان طلب کند و پیامبر اسلام(ص) پاسخ منفی بدهند.
معصومی‌نیا ادامه داد: یکی دیگر از مواردی که در سیره اقتصادی پیامبر اسلام وجود دارد، این است که اگر کسی به ایشان بدهکار بود و  مهلت می‌خواست، آن حضرت اگر می‌توانستند می‌بخشیدند و اگر نیاز داشتند به راحتی مهلت می‌دادند و این موضوع برای ما درس‌آموز است.
وجود ساده‌زیستی در سیره اقتصادی پیامبر اسلام(ص)
وی افزود: در زمینه رفتارهای اقتصادیِ اجتماعی ایشان باید گفت که چون در مدینه فقر حاکم بود، مردم مدینه بخش‌هایی از خانه‌های خود را به مهاجرین بخشیدند اما زمانی‌که نوبت به زمین‌های کشاورزی رسید، آن حضرت اجازه ندادند و فرمودند در قالب مُزارعه با آن‌ها قرارداد ببندید و دلیل این امر هم این بود که مردم مدینه کشاورز نبودند و در این صورت کشاورزی آسیب می‌دید و این سیاست باعث شد تا هم مهاجرین فعالیت کشاورزی یاد بگیرند و هم اینکه انصار زمین‌های خود را از دست ندهند.
معصومی‌نیا در پایان تأکید کرد: یکی از موارد مهم در سیره اقتصادی پیامبر اسلام(ص) این است که ایشان نظارت شدیدی بر بازار مسلمانان داشتند؛ چراکه بازار شاهراه اقتصاد بود و به همین دلیل ایشان شخصا برای نظارت به بازار مراجعه می‌کردند و نکته دیگر این است که ایشان چون رهبر مسلمانان بودند اجازه نمی‌دادند که خانواده ایشان از ساده‌زیستی خارج شوند و این درس بسیار مهمی است که مسئولان جامعه اسلامی باید زندگی خانوادگی بسیار ساده‌ای داشته باشند که مردم احساس سختی نکنند.




موضوع مطلب :

تدفین شهدا در یزد در هاله ای از ابهام/آیا شهدا بعد از تشییع در یزد به تهران می‌آیند؟

با وجود  اینکه امروز در بسیار یا از نقاط کشور پیکر مطهر شهدا تشییع و تدفین شد اما تدفین شهدا در شهر یزد همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا:شنیده ها حکایت از این دارد که با وجود آمادگی کامل مردم شهر یزد برای تدفین شهدا در این شهر و آماده سازی قبور مطهر شهدا، مقرر شده تا شهدا تنها در این شهر تشییع و بعد از آن به تهران منتقل شوند.

مردم دارالعباده «یزد» یکی از پرشور‌ترین افراد در دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی هستند؛ مردمی که در میان همه اقوام خوب ایرانی به خلوص نیست و همراهی با آرمان‌های انقلاب اسلامی و شهدای دفاع مقدس شهره هستند. 

در همین راستا مردم شهید پرور و ولایت مدار یزد از دیرباز خواهان تدفین شهدای گلگون کفن هشت سال دفاع مقدس در شهر دارالعباده بوده‌اند؛ تا جایی که اخیرا مردم دارالعباده، اصناف وبازریان یزدطی طوماری خواستار دفن باشکوه ابدان مطهر شهیدان گمنام در حسینه امیرچقماق یزد شدند. امضاکنندگان در این طومار خاکسپاری شهدای گمنام را تعظیم شعائر الهی و شکر نعمت خداوند دانستند و معتقدند که شهیدان محل دفن خود را قبل از شهادت انتخاب کردند. 

با این حال، میدان امیرچخماق این شهر دو سالی است که در کش و قوس دفن شهدای گمنام است؛ چنانکه مسئولان استان یزد از استانداری تا میراث فرهنگی و گردشگری بهانه های مختلفی را برای ممانعت از تدفین این شهداء دست و پا کرده اند.

دو سال پیش بود که موضوع دفن شهدا در این میدان تاریخی دارالعباده ایران مطرح شد، اما با مخالفت مسئولان استانداری و میراث فرهنگی یزد موضوع به تعویق افتاد تا اینکه به گفته سردار باقرزاده، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین، حتی درباره مسئله موقوفه بودن محل مورد نظر برای دفن از محضر مقام معظم رهبری استفتاء شد و معظم له نیز ضمن تایید فرمودند: «چون این کار در راستای اهداف انقلاب اسلامی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می‌باشد بلامانع است». 

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در حالی دوباره ماجرا را به جریان انداخته است و خبر از خاکسپاری 8 شهید گمنام در روزهای شهادت امام رضا(ع) در میدان امیرچخماق می‌دهد که محمد مهدی شرافت، مدیر کل میراث فرهنگی یزد مخالف این اقدام است. 

مدیر کل میراث فرهنگی یزد تصریح کرده است که «می‌دان امیرچخماق یک مجموعه تاریخی است و در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است و بر اساس قوانین حاکم، امکان دفن در مجموعه‌های تاریخی وجود ندارد و از سوی دیگر حتی احتمال حفاری برای انجام پژوهش‌های میراثی در این مکان وجود دارد.» 

او همچنین گفته است که «اگر این شهدا در محوطه بزرگی که مردم برای تفریح و گردش به آن مراجعه می‌کنند دفن شوند و مزار آن‌ها در حد فقط یک سنگ قبر باشد در شأن شهدا نیست. پس باید نمادی برای آن‌ها در نظر بگیریم که نصب نماد در اینجا مخالف ضوابط میراث فرهنگی است!»

این ادعای عجیب در حالی از سوی آقای شرافت مطرح شده که بعید به نظر می رسد شهدای جنگ تحمیلی را جزء میراث گرانبهای فرهنگی کشور ندانیم. و این در حالی است که اساسا محل در نظر گرفته شده برای تدفین شهداء در محلی از موقوفه است که حالت تاریخی این محل نیز به حالت خود باقی می ماند.

مزار و یادمان شهدای هشت سال دفاع مقدس باید در اماکن عمومی و مناطق پررفت و آمد ایجاد شود تا مردم نیز بتوانند هر لحظه با جوانانی که جان خود را در راه دفاع از دین و اعتقادات مردم ایران فدا کردند، تجدید بیعت کنند. اینکه محل تدفین شهدا تنها به اماکن بقعه‌های زیارتی و مذهبی محدود شود، علاوه بر اینکه توجیه عقلانی ندارد، در تقابل با فلسفه اصلی انقلاب اسلامی نیز هست. 

دیدار رهبر انقلاب با مردم شریف یزد در میدان امیرچخماق در سال 1386

از سوی دیگر، مردم شهر یزد به طور جدی خواهان ایجاد یادمان شهدا در میدان امیر چخماق هستند و باید مسئولان به این خواسته منطقی افکار عمومی، پاسخی سریع و دقیق بدهند؛ پاسخی که از سوی سردار باقرزاده لبیک گفته شد:» همه? ملاحظات مربوط به حفظ میراث فرهنگی از حیث نماد و یادمان شهیدان مراعات خواهد شد. مکان مورد نظر محل شهادت سه تن از مردم این شهر در جریان انقلاب بوده است و هم اکنون مسمی به میدان شهدا و محل تجمعات انقلابی از جمله 22 بهمن و 9 دی و دیدار تاریخی مقام معظم رهبری با مردم استان یزد در این میدان صورت پذیرفته است و روزانه صد‌ها توریست اعم از خارجی و داخلی از این مکان بازدید می‌نمایند. این نقطه از لحاظ کار‌شناسی مورد تایید می‌باشد.»




موضوع مطلب : میدان امیرچخماق یزد, دارالعباده یزد

وقتی شهدا با سن غیرقانونی به جبهه می رفتند کجا بودید!؟به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از یزدامروز: مسئولین ما نباید در برابر شهدا "قانون" را علم کنند گفت: باید از کسانی که به بهانه "قانون" مانع تراشی می کنند پرسید چرا کسی وقتی فرزندان غیور ایران زمین، با سن کمتر از 18 سال به جبهه های حق علیه باطل شتافتند ،کسی از سن قانونی سئوال نکرد؟ ! امروز با پشت میز نشینی قانون را برای شهدا علم می کنید؟

دبیر ستاد تشیع شهدا گمنام با بیان اینکه «اموات» خواندن شهدا جز توهین به شهدا نیست گفت:دلواپسان قانونمدار وقتی شهدا با سن «غیرقانونی» به جبهه می رفتند کجا بودند؟!

دبیر ستاد تشیع شهدا گمنام در میدان شهدا (امیرچقماق) یزد، تشییع شهدای گمنام در میدان امیر چخماق را بزرگترین پاسداشت میراث فرهنگی استان یزد دانست و اظهار داشت: تدفین شهدا در تکیه تاریخی امیر چخماق یزد نماد معرفی فرهنگ دارالعباده برای عموم مردم دنیا است.

فرهنگ شهادت متمایز از میراث فرهنگی مردم یزد نیست 

دکتر علی حسن پور با اشاره به اینکه فرهنگ جهاد و شهادت مولفه متمایزی از میراث فرهنگی مردم یزد نیست افزود: چه خوب است که مجموعه میراث فرهنگی دارالعباده نیز در کنار مجموعه تاریخی شهر یزد به تصویر کشیده شود.

جانشین رئیس سازمان بسیج اصناف کشور با بیان اینکه جای خالی فرهنگ جهاد و شهادت به شدت در میان یادگارهای تاریخی و فرهنگی مردم یزد احساس می شود بیان کرد: اگرچه گردشگران داخلی و خارجی از تمامی نقاط با ورود به این شهر بنای تاریخی نظاره می کنند و شیرینی های یزدی را می چشند، اما با این اقدام همه دنیا عمق فرهنگ جهاد و شهادت مردم یزد را درک خواهند کرد.

وی با انتقاد از بهانه های پوچ و واهی برخی از مدیران اجرایی استان در سنگ اندازی بر این کار فرهنگی ، مذهبی ادامه داد: گویا برخی از مدیران ما، هنوز گرفتار آئین نامه ها و قوانین هیئت زبیران زمان طاغوت هستند ؛ به گونه ای که شهدا را اموات می پندارند!

«اموات» خواندن شهدا جز توهین به شهدا نیست/اجماع عمومی در تدفین شهدا

نماینده تام الاختیار کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروی مسلح، مقایسه شهدا با اموات را توهین به پیکر پاک شهدا تلقی و خاطر نشان کرد: متاسفانه برخی مسئولین ما ، امروز گرفتار آیین نامه های طاغوتی شده اند و بهتر است با فهم اینکه شهدا اموات نیستند ، مانع این امر نشوند.

وی با اشاره به ایراد وارد کردن در خصوص وقف بودن تکیه امیرچخماق گفت: رضایت مقام معظم رهبری با حکمی الهی و ولاییشان در انجام این مهم، تمام آیین نامه ها را ملغی کرده و رضایت کتبی متولی موقوفه امیر چخماق یزد،تاییدیه شورای شهر و همچنین طومار کسبه و بازاریان یزدی نیز در این مهم  بیانگر اجماع عمومی در تشییع پیکر شهدا است.

وقتی بهانه واهی برخی مسئولان دلایلشان را یکی پس ازدیگری نقض می کند!

دکتر حسن پور با بیان اینکه برخی با این بهانه که "حفاری باعث تخریب لایه های باستانی می شود" همواره مانع تراشی می کنند تصریح کرد:  آیا حفر  حدود یک متر زمین در فاصله بیش از بیست متری از مناره های تکیه امیرچخماق لایه باستانی را بیشتر تخریب می کند یا آبنما و حوضی که در مجاورت این میدان تاریخی ایجاد شده است؟!

وی تاکید کرد: برخی مسئولین استان ،حتی با ادعای خود مبنی بر اینکه لازم است برخی از گوشه های میدان امیرچخماق را گود برداری شود  نیز دلیل قبلی خود را نقض کرده اند!!

دبیر ستاد تشیع شهدا گمنام در میدان امیرچقماق یزد با بیان اینکه به بهانه جویی برخی که تدفین شهدا در بنای ثبت شده ملی را، غیر قانونی می پندارند  یاد آور شد: تدفین پیکر مطهر شهدا در تپه های هزارساله اقبالیه و کاروان سرای شاه عباسی قزوین و اخیرا در میدان تاریخی ارگ تهران که ثبت جهانی است گویای قانونی بودن این اقدام فرهنگی است.

وی با بیان اینکه اینگونه افراد، اجرای این اقدام فرهنگی را با مجازات اسلامی همراه می دانند تاکید کرد: پس در این صورت اگر کسی قراراست مجازات شود باید مسئولین میراث فرهنگی استانی را مجازات کنند که موجبات کلنگ زنی تدفین شهدا  ازجمله در کاروان سرای شاه عباسی قزوین و غیره را فراهم کرده اند!!

مسئولین نباید برای شهدا قانون را علم کنند/ دلواپسان قانونمدار وقتی شهدا با سن «غیرقانونی» به جبهه می رفتند کجا بودند؟

وی با اشاره به اینکه برخی در توهین خواندن تدفین پیکر مطهر شهدا در مکان تاریخی، دچار تضاد شدند گفت: باید دید تشییع پیکر پاک شهدا بی حرمتی است ، یا مانع تراشی و  تاخیر دو ساله در این کار؟! برخی از مسئولین ارشد استان، این اقدام را نوعی "وهن به شهدا " می دانند در صورتی که با کمال تعجب ، با نامه کتبی تقاضای تدفین شهدا در پارک کوهستان و میدان نعل اسبی یزد را دارند!!

جای سؤال دارد که تدفین شهدای بزرگوار در "میدان شهدا " و "تکیه امیر چخماق" توهین است ، یا در پارک و میدان نعل اسبی؟!

وی با تاکید بر اینکه مسئولین ما نباید در برابر شهدا "قانون" را علم کنند گفت: باید از کسانی که به بهانه "قانون" مانع تراشی می کنند پرسید چرا کسی وقتی فرزندان غیور ایران زمین، با سن کمتر از 18 سال به جبهه های حق علیه باطل شتافتند ،کسی از سن قانونی سئوال نکرد؟ ! امروز با پشت میز نشینی قانون را برای شهدا علم می کنید؟!

وی تصمیم  تدفین پیکر پاک شهدا را معیار بصیرت دانست گفت: همان‌طور که حماسه بزرگ 9 دی یک معیار و بصیرت برای مسئولین کشور بود ، امروز نیز تدفین شهدای گمنام در این تکیه امیر چخماق بصیرت برای مسئولین استان تلقی می شود.

وی در پایان گفت: امیدوارم مسئولین در این آزمون بزرگ بصیرت نیز سربلند بیرون بیایند؛ چراکه مردم همانند 9 دی برای ادای احترام به شهدا درصحنه ایستانددبیر ستاد تشیع شهدا گمنام با بیان اینکه «اموات» خواندن شهدا جز توهین به شهدا نیست گفت:دلواپسان قانونمدار وقتی شهدا با سن «غیرقانونی» به جبهه می رفتند کجا بودند؟!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  یزد رسا، دبیر ستاد تشیع شهدا گمنام در میدان شهدا (امیرچقماق) یزد در گفتگو با خبرنگاریزد امـــــــــروز، تشییع شهدای گمنام در میدان امیر چخماق را بزرگترین پاسداشت میراث فرهنگی استان یزد دانست و اظهار داشت: تدفین شهدا در تکیه تاریخی امیر چخماق یزد نماد معرفی فرهنگ دارالعباده برای عموم مردم دنیا است.

فرهنگ شهادت متمایز از میراث فرهنگی مردم یزد نیست 

دکتر علی حسن پور با اشاره به اینکه فرهنگ جهاد و شهادت مولفه متمایزی از میراث فرهنگی مردم یزد نیست افزود: چه خوب است که مجموعه میراث فرهنگی دارالعباده نیز در کنار مجموعه تاریخی شهر یزد به تصویر کشیده شود.

جانشین رئیس سازمان بسیج اصناف کشور با بیان اینکه جای خالی فرهنگ جهاد و شهادت به شدت در میان یادگارهای تاریخی و فرهنگی مردم یزد احساس می شود بیان کرد: اگرچه گردشگران داخلی و خارجی از تمامی نقاط با ورود به این شهر بنای تاریخی نظاره می کنند و شیرینی های یزدی را می چشند، اما با این اقدام همه دنیا عمق فرهنگ جهاد و شهادت مردم یزد را درک خواهند کرد.

وی با انتقاد از بهانه های پوچ و واهی برخی از مدیران اجرایی استان در سنگ اندازی بر این کار فرهنگی ، مذهبی ادامه داد: گویا برخی از مدیران ما، هنوز گرفتار آئین نامه ها و قوانین هیئت زبیران زمان طاغوت هستند ؛ به گونه ای که شهدا را اموات می پندارند!

«اموات» خواندن شهدا جز توهین به شهدا نیست/اجماع عمومی در تدفین شهدا

نماینده تام الاختیار کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروی مسلح، مقایسه شهدا با اموات را توهین به پیکر پاک شهدا تلقی و خاطر نشان کرد: متاسفانه برخی مسئولین ما ، امروز گرفتار آیین نامه های طاغوتی شده اند و بهتر است با فهم اینکه شهدا اموات نیستند ، مانع این امر نشوند.

وی با اشاره به ایراد وارد کردن در خصوص وقف بودن تکیه امیرچخماق گفت: رضایت مقام معظم رهبری با حکمی الهی و ولاییشان در انجام این مهم، تمام آیین نامه ها را ملغی کرده و رضایت کتبی متولی موقوفه امیر چخماق یزد،تاییدیه شورای شهر و همچنین طومار کسبه و بازاریان یزدی نیز در این مهم  بیانگر اجماع عمومی در تشییع پیکر شهدا است.

وقتی بهانه واهی برخی مسئولان دلایلشان را یکی پس ازدیگری نقض می کند!

دکتر حسن پور با بیان اینکه برخی با این بهانه که "حفاری باعث تخریب لایه های باستانی می شود" همواره مانع تراشی می کنند تصریح کرد:  آیا حفر  حدود یک متر زمین در فاصله بیش از بیست متری از مناره های تکیه امیرچخماق لایه باستانی را بیشتر تخریب می کند یا آبنما و حوضی که در مجاورت این میدان تاریخی ایجاد شده است؟!

وی تاکید کرد: برخی مسئولین استان ،حتی با ادعای خود مبنی بر اینکه لازم است برخی از گوشه های میدان امیرچخماق را گود برداری شود  نیز دلیل قبلی خود را نقض کرده اند!!

دبیر ستاد تشیع شهدا گمنام در میدان امیرچقماق یزد با بیان اینکه به بهانه جویی برخی که تدفین شهدا در بنای ثبت شده ملی را، غیر قانونی می پندارند  یاد آور شد: تدفین پیکر مطهر شهدا در تپه های هزارساله اقبالیه و کاروان سرای شاه عباسی قزوین و اخیرا در میدان تاریخی ارگ تهران که ثبت جهانی است گویای قانونی بودن این اقدام فرهنگی است.

وی با بیان اینکه اینگونه افراد، اجرای این اقدام فرهنگی را با مجازات اسلامی همراه می دانند تاکید کرد: پس در این صورت اگر کسی قراراست مجازات شود باید مسئولین میراث فرهنگی استانی را مجازات کنند که موجبات کلنگ زنی تدفین شهدا  ازجمله در کاروان سرای شاه عباسی قزوین و غیره را فراهم کرده اند!!

مسئولین نباید برای شهدا قانون را علم کنند/ دلواپسان قانونمدار وقتی شهدا با سن «غیرقانونی» به جبهه می رفتند کجا بودند؟

وی با اشاره به اینکه برخی در توهین خواندن تدفین پیکر مطهر شهدا در مکان تاریخی، دچار تضاد شدند گفت: باید دید تشییع پیکر پاک شهدا بی حرمتی است ، یا مانع تراشی و  تاخیر دو ساله در این کار؟! برخی از مسئولین ارشد استان، این اقدام را نوعی "وهن به شهدا " می دانند در صورتی که با کمال تعجب ، با نامه کتبی تقاضای تدفین شهدا در پارک کوهستان و میدان نعل اسبی یزد را دارند!!

جای سؤال دارد که تدفین شهدای بزرگوار در "میدان شهدا " و "تکیه امیر چخماق" توهین است ، یا در پارک و میدان نعل اسبی؟!

وی با تاکید بر اینکه مسئولین ما نباید در برابر شهدا "قانون" را علم کنند گفت: باید از کسانی که به بهانه "قانون" مانع تراشی می کنند پرسید چرا کسی وقتی فرزندان غیور ایران زمین، با سن کمتر از 18 سال به جبهه های حق علیه باطل شتافتند ،کسی از سن قانونی سئوال نکرد؟ ! امروز با پشت میز نشینی قانون را برای شهدا علم می کنید؟!

وی تصمیم  تدفین پیکر پاک شهدا را معیار بصیرت دانست گفت: همان‌طور که حماسه بزرگ 9 دی یک معیار و بصیرت برای مسئولین کشور بود ، امروز نیز تدفین شهدای گمنام در این تکیه امیر چخماق بصیرت برای مسئولین استان تلقی می شود.

وی در پایان گفت: امیدوارم مسئولین در این آزمون بزرگ بصیرت نیز سربلند بیرون بیایند؛ چراکه مردم همانند 9 دی برای ادای احترام به شهدا درصحنه ایستاند.




موضوع مطلب :
رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری، با بیان اینکه در 9 دی مردم از حادثه سازان فتنه88 تبری جستند، گفت: حصر سران فتنه حکم شورای امنیت ملی است و رفع حصر جزء وظایف و اختیارات رئیس جمهور نیست.
اعلام مرجع صدور حکم رفع حصر سران فتنه به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مهر:حجت الاسلام سید رضا اکرمی با تاکید براینکه 9 دی 88 بی شک یک روز ویژه، مهم و قابل توجه است، گفت:  این حماسه در واکنش به حوادث زشتی که در روز عاشورای سالار شهیدان توسط برخی افراد و جریانات صورت گرفت رخ داد.
رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری با بیان اینکه در روز 9 دی یک پالایش در جامعه نسبت به اتفاقات آن زمان انجام گرفت، یادآور شد: حوادثی بعد از انتخابات 88 در خیابان رخ داد، مسجد آتش گرفت، عده ای کشته شدند،  در دانشگاه عکس امام (ره) پاره شد و در روز عاشورا شعارهای خلافی داده شد؛ این حوادث روی هم دست به دست هم داد تا مردم از حادثه سازان و حادثه آفرینان در روز 9 دی  تبری جویند.
وی همچنین در واکنش به مطالبات جریانی خاص از دولت مبنی بر رفع حصر سران فتنه، گفت: حصر سران فتنه حکم شورای عالی امنیت ملی است. جمع بندی در شورای عالی امنیت این شد که این افراد در حصر قرار بگیرند لذا این موضوع  یک مسئله فردی، شخصی و جناحی نیست و رفع حصر جزو وظایف و اختیارات رئیس جمهوری قرار نمی گیرد.
اکرمی با بیان اینکه در جامعه ما آزادی بیان وجود دارد، گفت: اینکه این مطالبه غیرقانونی از رئیس جمهور در برخی از محافل صورت می گیرد به دلیل این است که در جامعه ما آزادی بیان وجود دارد و ما نیز نمی توانیم در برابر آنان موضع بگیریم و به مقابله با آنها بپردازیم.
رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری تصریح کرد: راه حل این است که همه مسئولان و مطبوعات تلاش کنند که مردم را متوجه مسائل اساسی کشور کنند. بالاخره ما مذاکرات هسته ای داریم و هر چه در جامعه انسجام و وحدت بیشتر باشد، قدرت ما در این مذاکرات بالاتر خواهد رفت.
وی همچنین با تاکید بر لزوم تحقق اقتصاد مقاومتی گفت: ما باید در شرایط تحریم ها و پایین آمدن قیمت نفت، از وابستگی خود به خارج بکاهیم؛ بنابراین با بسیج همه مردم از قشرهای مختلف باید سعی در تحقق اقتصاد مقاومتی و تحقق شعار سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» که مطالبه رهبر انقلاب است، داشته باشیم.



موضوع مطلب : سران فتنه
یکشنبه 93 آذر 30 :: 4:37 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
اصحاب پیامبر (ص) در تعیین محلی که پیامبر (ص) در آنجا دفن شود، اختلاف پیدا کردند، برخی گفتند باید حمل و در کنار قبر ابراهیم خلیل (ع) دفن شوند.
چرا پیامبر(ص) در خانه خود دفن شدند؟ به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران:آن روزها زمزمه اسلام، آیین جدیدی که محمد(ص) در مکه آورده بود در شهر یثرب پیچیده بود و گروهی از دو قبیله بزرگ و مشهور اوس و خزرج این آیین را پذیرفته بودند و در 2 سال پی در پی پیمانی در مکه با محمد(ص) بسته بودند و در پیمان دوم او را به شهر خود دعوت کرده، وعده حمایت و پشتیبانی به او داده بودند.
اینک خبر می رسید که پیامبر اسلام (ص) که از طرف قریش در فشار بود، بنابر این دعوت، مکه را ترک گفته رهسپار یثرب شده است. یثرب حال و هوای دیگری داشت، چشم های مشتاق نومسلمانان و همه آنان که دورا دور شیفته سخنان و رفتار او شده بودند به راه مکه دوخته شده بود و در انتظار ورود او به این شهر روزشماری می کردند. این انتظار چندان طول نکشید که خبر رسید پیامبر اسلام به دهکده "قبا" در حومه یثرب - که محل سکونت چند قبیله بود - وارد شده است. رسول خدا (ص) پس از چند روز توقف در قبا همراه گروهی از بنی نجار (اقوام مادری عبدالمطلب) سوار ناقه ای شده روانه یثرب گردید.
هنگام ورود او به شهر، مردم با شور و علاقه فراوان از او استقبال کردند. سران و بزرگان قبائل، زمام ناقه پیامبر را می گرفتند و درخواست می کردند حضرت (ص) در محله آنها فرود آید. پیامبر می فرمود: راه شتر را باز کنید، او ماموریت دارد، او هر جا بخوابد، من همان جا فرود خواهم آمد (گویا رسول خدا با این تدبیر می خواست مثل داوری در باره نصب حجرالاسود، افتخار و شرف میزبانی او نصیب قبیله یا خاندان خاصی نشود و در آینده مشکلی ایجاد نشود) سرانجام شتر در محله بنی نجار در زمینی نزدیک خانه ابو ایوب انصاری (خالد بن زید خزرجی) بر زمین خوابید. در این هنگام که انبوه مردم در اطراف پیامبر (ص) گرد آمده هر کدام خواستار میزبانی حضرت (ص) بودند، ابو ایوب اثاث و لوازم سفر حضرت را به خانه اش برد و پیامبر (ص) به خانه او رفتند. بدین ترتیب افتخار میزبانی پیامبر نصیب ابوایوب گردید.

بنای مسجد

پیامبر اسلام(ص) پس از استقرار در یثرب لازم دیدند مسجدی ساخته شود تا مرکز آموزش و پرورش مسلمانان و جایگاه تجمع آنان هنگام نماز جمعه و جماعت باشد، از این جهت زمینی را که روز نخست شتر او در آنجا بر زمین خوابیده بود، و متعلق به دو یتیم بود از سرپرست آنان خریداری کرد و به کمک مسلمانان در آنجا مسجدی ساخت که مسجد النبی (ص) خوانده شد.

حجره مسکونی پیامبر (ص)

پس از تکمیل مسجد، در کنار آن (در سمت شرقی) 2 حجره جهت سکونت پیامبر (ص) و همسرانش ساخته شد: حجره ای برای سوده و حجره ای برای عایشه. پیامبر اسلام(ص) این 2 را پس از درگذشت حضرت خدیجه (س) تزویج کرده بودند. پس از آماده شدن حجره که بسیار ساده و محقر و با مصالح ابتدایی ساخته شده بود، حضرت (ص) از خانه ابوایوب به آنجا منتقل شد.
حجره پیامبر(ص) به دیوار شرقی مسجد متصل بود و دری از آن قسمت به مسجد باز می شد و از دیگری به بیرون راه داشت. پیامبر اسلام(ص) تا آخر عمر همچنان در آن حجره ها سکونت داشتند و سرانجام در حجره عایشه رحلت نمودند و (به تفصیلی که خواهیم نوشت) در همان جا به خاک سپرده شدند.

توسعه مسجد

در زمان خلافت ولیدبن عبدالملک که به دستور وی مسجد النبی (ص) توسعه یافت، عمر بن عبدالعزیز حاکم مدینه در توسعه مسجد، حجره های همسران پیامبر (ص) را خراب کرده جزء مسجد قرار داد. اما اطراف حجره عائشه را که قبر مطهر حضرت (ص) در آن قرار داشت با دیواری، از فضای عموم مسجد جدا کرد.
طی ادوار بعدی توسط برخی از خلفا و سلاطین، مسجد نبوی توسعه یافت که بیشترین توسعه در زمان ما، در دوران حکومت خاندان سعودی در عربستان صورت گرفته است. در موقعیت کنونی مسجد، قبر مطهر پیامبر (ص) (و نیز ابوبکر و عمر) و همچنین حجره حضرت فاطمه (س) که ضریح قدیمی و آهنی مشبک آن را احاطه کرده در داخل مسجد و در چند متری دیوار شرقی مسجد قرار دارد.

چرا پیامبر اسلام در خانه خود به خاک سپرده شد؟

اشاره کردیم که رسول خدا(ص) در خانه خویش به خاک سپرده شدند، اما اینکه علت و انگیزه انتخاب این محل چه بوده محور اصلی این مقاله است و لازم است در این باره توضیح دهیم.
وهابیان چون سفر برای زیارت قبور صالحان و نیز ساختن بقعه و بنا بر فراز آنها و دست مالیدن و تبرک به آنها را حرام می دانند، با استناد به حدیثی که از طریق عایشه از پیامبر اسلام(ص) نقل می کنند. علت دفن حضرت (ص) در خانه مسکونی شان را از دلایل این حکم می دانند و ادعا می کنند برای آنکه قبر پیامبر (ص) مسجد قرار نگیرد و در دسترس مردم نباشد، آن حضرت (ص) وصیت کرد که در حجره مسکونی اش دفن شود. حدیث یاد شده بدین صورت است: عن عائشة رضی الله عنها قالت: قال النبی(ص) فی مرضه الذی لم یقم منه: لعن الله الیهود اتخذوا قبور انبیائهم مساجد. قالت عائشة: لو لا ذلک لابرز قبره، خشی ان یتخذ مسجدا عائشه می گوید: پیامبر اسلام(ص) در آن بیماری که به دنبال آن از دنیا رفت، فرمود: لعنت خدا بر یهود باد! قبور پیامبرانشان را مسجد قرار دادند. عائشه افزود: اگر این ملاحظه نبود، قبر پیامبر (ص) [توسط مسلمانان] آشکار می گردید، او ترسید قبرش را مسجد قرار دهند.
ابن تیمیه، بنیانگذار وهابیت در توضیح این حدیث می نویسد: چون پیامبر (ص)، کسانی را که قبور را مسجد قرار می دهند، لعن کردند و امت خود را از این کار برحذر داشت و نهی نمود، و از اینکه قبر او را عید قرار دهند نهی نمود، از این رو در اتاق خود دفن گردیدند تا کسی نتواند قبر او را مسجد یا عید قرار دهد ... بر خلاف دیگران که در بیابان دفن می شوند، پیامبر (ص) در خانه اش دفن گردید چون ترسید قبر او مسجد قرار گیرد. او در خانه اش به خاک سپرده شد تا قبر او را نه مسجد قرار دهند و نه عید و نه بت.
استناد ابن تیمیه به این حدیث و احادیث مشابه دیگر در زمینه نهی از مسجد قرار دادن قبرها - که از طریق اهل سنت نقل شده - مانند بسیاری دیگر از استدلال های او است که موضوع یا حکمی را مسلم می گیرد و موضوع ها و مسایل دیگر را بر آن استوار می سازد در حالی که از نظر مخالفان او، موضوع یا حکم نخست مورد قبول نیست تا مسائل متفرع بر آن نیز ثابت گردد. در اینجا اجمالا باید توجه داشت که مقصود از احادیث یاد شده، بت قرار دادن یا قبله قرار دادن قبور است زیرا یهود و نصاری چنین می کردند. اما حرمت ساختن مسجد بر فراز قبرها یا کنار آنها از احادیث استفاده نمی شود.
اما این ادعا که پیامبر اسلام(ص) برای آنکه قبرش مسجد و بت قرار نگیرد، در خانه شان دفن گردیدند، هیچ سند و مدرکی ندارد جز اظهار نگرانی عایشه در دنباله حدیث که ابن تیمیه نیز به آن استناد کرده است. یعنی جمله «لو لا ذلک لابزر قبره، خشی ان یتخذ مسجدا»: اگر این ملاحظه نبود قبر پیامبر (ص) آشکار می گردید، [پیامبر] ترسید که قبر او را مسجد قرار دهند.
این حدیث را مسلم در صحیح خود از طریق دیگر، از عایشه بدین صورت نقل کرده: قال رسول الله(ص) فی مرضه الذی لم یقم منه: لعن الله الیهود و النصاری التخذوا قبور انبیائهم مساجد، قالت فلو لا ذلک ابرز قبره غیر انه خشی ان یتخذ مسجدا. یادآوری می شود که در این حدیث کلمه «خشی » توسط شارح صحیح بخاری به صورت فعل ماضی معلوم (خشی) و توسط شارح صحیح مسلم به صورت مجهول (خشی) اعراب گذاری و ضبط شده است. چه «خشی » را معلوم بخوانیم و چه مجهول، در هر حال این سخن، استنباط و اظهار نظر عائشه است نه سخن پیامبر. بخاری این حدیث را در صحیح خود در کتاب «جنائز» نیز نقل کرده و در آخر آن سخن عائشه بدین صورت اضافه شده است: و لو لا ذلک لابرزوا قبره غیر انی اخشی ان یتخذ مسجدا.: «اگر این ملاحظه نبود قبر او را آشکار می کردند ولی من می ترسم آن را مسجد قرار دهند.» اگر مدرک و دلیل دفن پیامبر (ص) در اتاق مسکونی آن حضرت را این حدیث قرار دهیم موضوع هیچ ارتباطی با پیامبر نخواهد داشت زیرا این عائشه است که می گوید: می ترسم قبر پیامبر (ص) را مسجد قرار دهند، نه پیامبر (ص)!
از طرف دیگر اظهار نظر منقول از عائشه نه با احادیثی که از طریق شیعه رسیده سازگار است و نه با احادیثی که در کتب و سنن اهل سنت نقل شده است.

علت انتخاب محل دفن پیامبر اسلام(ص) از دیدگاه احادیث

ابن ماجه قضیه را چنن نقل می کند: مسلمانان در تعیین محل قبر پیامبر (ص) اختلاف نظر پیدا کردند: گروهی گفتند: در مسجدش دفن شود، گروهی گفتند: با اصحابش دفن شود. ابوبکر گفت: از پیامبر شنیدم می فرمود: "هر پیامبری، هر جا که از دنیا رفت، در همان جا دفن می شود" از این رو بستر پیامبر (ص) را که در آن درگذشته بود، بلند کردند و در محل آن قبر کندند و نیمه شب چهارشنبه به خاک سپردند. "مالک" روایت می کند که پیامبر اسلام(ص) روز دوشنبه از دنیا رفتند و روز سه شنبه به خاک سپرده شدند و مردم، بدون جماعت و تک تک بر جنازه او نماز خواندند [آنگاه] گروهی گفتند: نزد منبر دفن شود. دیگران گفتند: در بقیع دفن شود، ابوبکر آمد و گفت: از پیامبر (ص) شنیدم می فرمودند: "هر پیامبری در همان محلی که در آنجا فوت کرده، دفن می شود" پس در همان جا برای حضرت قبر کندند.
"احمد زینی دحلان" پس از نقل سخنان ابوبکر، اضافه می کند: حضرت علی (ع) گفت: من نیز این سخن را از پیامبر (ص) شنیدم.
"علی بن برهان الدین حلبی" در این باره چنین می نویسد: اصحاب پیامبر (ص) در تعیین محلی که پیامبر در آنجا دفن شود، اختلاف پیدا کردند: برخی گفتند: باید حمل شود و در کنار قبر ابراهیم خلیل (ع) دفن گردد. ابوبکر گفت: او در همان محلی که در آن درگذشته است دفن کنید زیرا خداوند روح او را در محل پاک قبض کرده است.
در روایتی آمده است: ابوبکر گفت: من در این باره حدیثی از پیامبر (ص) شنیدم که می فرمود: "هر پیامبری هر جا که از دنیا رفت، در همانجا دفن می شود." در برخی روایات سخن ابوبکر با این لفظ نقل شده است: "خداوند روح هیچ پیامبر را قبض نمی کند مگر در همان محلی که باید در آنجا دفن شود."
نیز از ابوبکر نقل شده است که: از پیامبر (ص) شنیدم می فرمودند: "هر پیامبری در جایی که در نظر او از همه جا محبوبتر است از دنیا می رود." در حدیث آمده است "هر پیامبری که درگذشته، در همانجا که از دنیا رفته به خاک سپرده شده است" پس بستر پیامبر را کنار زدند و بدن او را در همان محلی که در آنجا به لقای خدا شتافته بود، به خاک سپرده شد.
این معنا در کتب و احادیث شیعه نیز آمده است: مرحوم شیخ طوسی روایت می کند: هنگامی که پیامبر(ص) درگذشتند، خاندانش و کسانی که از اصحاب او حاضر بودند، در تعیین محلی که سزاوار است پیامبر(ص) در آن دفن گردد، اختلاف کردند: بعضی گفتند: در بقیع دفن شود، بعضی دیگر گفتند: در صحن مسجد دفن شود.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: خداوند، پیامبر (ص) را در پاکترین نقاط قبض روح کرده است، پس سزاوار است در همان بقعه ای که در آن درگذشته است، دفن شود. این سخن را پذیرفتند و در نتیجه، جسد پیامبر (ص) در حجره اش به خاک سپرده شد.
فضل بن حسن طبرسی نیز می نویسد: مسلمانان درباره محل دفن پیکر پیامبر (ص) به بحث و گفتگو پرداختند، در این هنگام علی (ع) گفت: "خداوند هر مکانی را که پیامبر (ص) را در آن قبض روح کرده است، همانجا را برای دفن او برگزیده است، من او را در حجره اش که در آن درگذشته است، دفن می کنم" مسلمانان این پیشنهاد را پذیرفتند. همه این اسناد و شواهد گواهی می دهد که در انتخاب محل دفن پیامبر (ص)، سخن از مسجد قرار گرفتن قبر او در میان نبوده و خود حضرت چیزی در این باره نفرموده است.



موضوع مطلب : مدینه شهر پیغمبر
پیامبر خدا در راستای انجام رسالت بزرگ خود، سختی‌ها و مرارت‌های بسیاری را تحمل نمود. شاید یکی از مهم‌ترین این سختی‌ها، نافرمانی همراهانی بود که از بصیرت لازم برخوردار نبودند. مطلب حاضر به برخی تقابل‌ها در برابر ولایت پیامبر می‌پردازد.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از برهان:روز 28 صفر در جهان اسلام، روز حزن‌آلودی است؛ روزی که پیام‌آور خوبی‌ها به دیدار پروردگار خود شتافت. حضرت محمد (ص) 23 سال برای انجام رسالت خود سختی‌ها را تحمل می‌نمود. سختی‌ها آنجا سنگین‌تر می‌شدند که یاران و نزدیکان در لباس دشمن درمی‌آمدند و انجام رسالت را برای پیامبر سخت‌تر می‌نمودند.بازخوانی تعداد محدودی از سختی‌هایی که پیامبر خدا در میان یاران خود دید، می‌تواند برای امروز ما نیز درس‌آموز باشد؛ آنجا که بی‌بصیرتی‌ها بر دشواری‌ها می‌افزاید.آنچه می‌خوانید، گفت‌وگوی ما با دکتر محمدحسین رجبی دوانی است. وی از مهم‌ترین اساتید و کارشناسان تاریخ اسلام است.

آیا در زمان حیات رسول ‌‌اکرم (ص)، افراد یا گروه‌هایی بودند که در عمل به احکام اسلام یا اجرای ابعاد مختلف دین، زیاده‌روی کنند؟ به‌ عبارت‌ دیگر، افراد یا گروه‌هایی مثل افراطیونی که بعد از حیات حضرت رسول (ص) و در زمان امیرالمؤمنین روبه‌روی ولایت این حضرت می‌ایستادند، آیا در زمان حیات پیامبر خدا نیز وجود داشتند؟


در پاسخ به این سؤال باید گفت در زمان حیات رسول خدا، گاهی مواردی پیش می‌آمد که مردم در برابر فرمان‌های واجب‌الاطاعه‌ی حضرت، قد علم می‌کردند و سخنان دیگری را مطرح می‌‌نمودند. گاهی به وجود مقدس پیغمبر (ص) نیز دروغ می‌بستند. در نهج‌البلاغه، از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است، برخی از اصحاب چنان به رسول خدا دروغ بستند که حضرت اعلام برائت و بیزاری کردند. در مسجد، به خطبه ایستادند و از آن‌ها اظهار انزجار کردند. حضرت امام ‌خمینی (ره) در وصیت‌نامه‌ی خود، وقتی از مردم فهیم، بصیر و ولایی ایران تجلیل می‌کنند، می‌فرمایند من به‌جرئت مدعی هستم مردم ایران از اصحاب رسول‌الله (ص) و مردم حجاز و عراق در عهد امیرالمؤمنین (ع) برترند. ایشان این‌گونه ادامه می‌دهند: پیغمبر (ص) به حسب نقل، برخی از اصحاب را به دلیل دروغ‌پردازی‌ها و نافرمانی‌های آن‌ها، بارها بر فراز منبر نفرین کرده است. بنده این تعبیر را از حضرت امام (ره)، قریب به این مضمون در وصیت‌نامه‌ی ایشان به ‌یاد دارم.

به‌عنوان مثال، در سال دوم هجرت، وقتی فریضه‌ی روزه تشریع شد. پیغمبر (ص) احکام روزه را برای مردم بیان فرمودند. زمان زیادی از تشریع روزه نگذشته بود که جنگ بدر به پیغمبر (ص) تحمیل شد. حضرت مردم را برای خروج از مدینه و رفتن به سمت بدر، برای مقابله با دشمن آماده کردند. ماه رمضان بود و همه روزه بودند. همین‌ که از حد ترخص خارج شدند، پیغمبر (ص) ظرف آبی خواستند. ایشان که متولی دین هستند آب نوشیدند و روزه‌ی خود را شکستند. به دیگران نیز فرمودند روزه‌هایتان را بشکنید. عده‌ای حاضر نشدند روزه‌ی خود را بشکنند. درحالی‌که این دستور پیغمبر (ص) بود. حضرت فرمودند: «اولئک عصاة» این‌ها نافرمانان هستند. حتی حضرت موضع گرفتند که شما درد دین دارید و از خود پیغمبر دین‌دارتر شده‌اید. خود پیغمبر (ص) روزه‌اش را می‌شکند، زیرا اصلاً وقتی پیش از ظهر از حد ترخص خارج شوید، روزه باطل است.

نافرمانی‌ها در برابر پیامبر خدا ظاهراً گاهی به صحنه‌ی نبرد نیز کشیده می‌شد و افرادی حتی در صحنه‌ی نبرد نیز از دستورات حضرت اطاعت نمی‌کردند. اگر ممکن است مصادیقی در این‌باره بیان کنید؟

یکی از این موارد، غزوه‌ی سویق است. بعد از جنگ بدر، وقتی مسلمانان به پیروزی رسیدند و قریش مفتضحانه شکست خورد، از آنجا که تعداد قابل ‌توجهی تلفات و اسیر داده بود، ابوسفیان قسمی جاهلی خورد. قسم خورد تا انتقام جنگ بدر را نگیرد با همسرش هم‌بستر نشود. این قسم در حضور مردم بود و همسرش نیز از زنان صاحب پرچم مکه. بنابراین خواست به‌نوعی این قسم را عملی کند. عده‌ای را جمع کرد و مخفیانه به ‌طرف مدینه حرکت کرد. دو کشاورز مسلمان را کشت و مزارع آن‌ها را به آتش کشید. در حال فرار بود که رسول‌ اکرم (ص) متوجه شدند و به‌سرعت عکس‌العمل نشان دادند. گروهی را برای تعقیب ابوسفیان فرستادند.

ابوسفیان که انتظار نداشت حضرت به این سرعت متوجه شود و عکس‌العمل نشان دهد، برای اینکه بتواند سبک‌بار بگریزد و مسلمانان را نیز فریب دهد، دستور داد کیسه‌های سویقی که همراه داشتند به زمین بیندازند. سویق ماده‌ای خوراکی بود از آرد و شکر و چیزهای دیگر که فاسد نمی‌شد و در سفرهای طولانی با خود می‌بردند. مسلمانان سرگرم جمع کردن آن‌ها شدند و از تعقیب او بازماندند. به ‌طمع جمع کردن چند کیسه، مانع عملی شدن تدبیر پیغمبر (ص) شدند و ابوسفیان گریخت.

با سرعت عملی که پیغمبر (ص) نشان داده بودند، به‌جرئت می‌توان گفت اگر مردم از دستور پیغمبر نافرمانی نمی‌کردند، ابوسفیان کشته یا اسیر می‌شد. شاید این‌گونه دیگر قضایای احد و مفاسدی که بعداً از طرف خاندان او گریبان‌گیر اسلام شد، پیش نمی‌آمد.

مورد بعدی جریان احد است. می‌دانید پیغمبر (ص) وقتی در احد مستقر شدند، محل اردوی سپاه اسلام را مشخص کردند. حضرت همیشه تدابیر هوشمندانه‌ای برای پایگاه اسلام و نبرد اتخاذ می‌فرمودند. منطقه‌ی آسیب‌پذیر، تنگه‌ی عینین نام داشت. پیغمبر (ص) پنجاه نفر را به فرماندهی عبدالله‌بن‌جبیر، در آن منطقه مستقر کردند و فرمودند چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم، تا من فرمان نداده‌ام، این منطقه را ترک نکنید.

وقتی پیروزی اولیه‌ حاصل شد، این افراد به ‌طمع جمع‌ کردن غنیمت، فرمان پیغمبر (ص) را نادیده گرفتند. فقط پنج نفر با عبدالله‌بن‌جبیر ماندند که مورد هجوم خالدبن‌ولید قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. در نتیجه، دشمن از همان منطقه، به مسلمانان که از حالت نظامی خارج شده بودند و مشغول جمع کردن غنیمت بودند، حمله‌ور شد. به دلیل نافرمانی از دستور پیغمبر (ص)، پیروزی اولیه‌ی احد به شکست انجامید.

منافقین نیز جزء اصحاب پیغمبر (ص) بودند، اما حساب آن‌ها جداست، زیرا آن‌ها تشکیلاتی عمل می‌کردند و رفتار خاصی داشتند که در بحثی جداگانه باید به بررسی آن پرداخت.

برخی از مسلمانان حتی پس از انعقاد صلح حدیبیه نیز در مقابل پیامبر ایستادند. دلیل این نافرمانی و ولایت‌ناپذیری چه بود؟

بله، مورد دیگر جریان صلح حدیبیه است. وقتی در آخر سال ششم هجرت، پیغمبر (ص) با گروهی از اصحاب به ‌قصد زیارت خانه‌ی خدا حرکت کردند، مکه در اشغال مشرکان قریش بود. مشرکان مانع ورود زائران مسلمان به مکه شدند. در ابتدا، حاضر به مذاکره نیز نبودند. در نهایت، نماینده‌ی تام‌الاختیار قریش، سهیل‌بن‌عمرو، در حدیبیه بیرون از شهر مکه، با پیغمبر (ص) مذاکره کرد و قراردادی امضا شد. این قرارداد در تاریخ، به صلح حدیبیه معروف است. در ظاهر، این قرارداد به ضرر اسلام است، زیرا پیغمبر (ص) پذیرفتند با اینکه تا نزدیکی مکه آمده‌اند، زیارت نکرده برگردند و سال آینده برای زیارت بیایند. همین‌طور اگر کسی از مردم مکه مسلمان شد و به پیغمبر و مسلمانان پناه آورد، حضرت او را به قریش تحویل دهد، اما برعکس آن امکان ندارد؛ یعنی اگر مسلمانی مرتد شد و به مکه پناه برد، پیغمبر حق درخواست استرداد او را ندارد و موارد دیگری که در این بحث دلیلی برای ذکر آن‌ها نیست.

وقتی این قرارداد امضا شد و حضرت فرمودند به مدینه برمی‌گردیم، گروهی از اصحاب مخالفت کردند. حتی جسارت کردند و گفتند باعث سرشکستگی است زیارت نکرده برگردیم و چنین امتیازی نیز به قریش بدهیم. یکی از نام‌آشناترین این افراد، بارها اعتراض کرد و به پیمان بسته‌شده خرده گرفت؛ به‌گونه‌ای که باعث آزار پیغمبر (ص) شد. می‌گفت: مگر نگفتید به زیارت خانه‌ی خدا می‌رویم، به چه دلیل باید بر‌گردیم؟ جالب اینجاست امتیازی که رسول‌ اکرم به قریش دادند را به ضرر اسلام می‌دانند، درحالی‌که اگر درک درستی نسبت به ولایت پیغمبر (ص) داشتند، متوجه می‌شدند که ایشان همان پیغمبری هستند که آن‌ها را از جهالت، بدبختی و شقاوت به اسلام رهنمون شده‌اند.

چگونه سخن پیغمبر نعوذبالله اشتباه می‌شود؟ این همان پیغمبری است که قرآن در سوره‌ی نجم درباره‌ی او فرموده است: «مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْوَمَا غَوَى»؛ این پیغمبری که همنشین شماست، گمراه نشده است و اغوا نمی‌شود. «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى»؛ از روی هواوهوس سخن نمی‌گوید. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى،عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى»؛ هرآنچه می‌گوید به او وحی شده است و خدای بسیار نیرومند به او آموخته است.

سوره‌ی نجم در مکه پیش از هجرت نازل شد، درحالی‌که صلح حدیبیه سال‌ها بعد از هجرت، یعنی در سال ششم هجرت، اتفاق افتاد. بنابراین مردم از آن آگاه بودند. با این ‌حال، این افراد در مقابل پیامبر می‌ایستند و نافرمانی می‌کنند. اگر این افراد، اولاً ولایت‌مدار و ولایت‌پذیر بودند، ثانیاً بصیرت و درک درستی از اوضاع و شرایط داشتند، متوجه می‌شدند که تدبیر پیغمبر در امضای این صلح و قرارداد، عین ابتکار، مصلحت و پیروزی اسلام بر مشرکان قریش است.

آیه‌ی «إِنَّافَتَحْنَالَکَفَتْحًا مُّبِینًا» در شأن صلح حدیبیه نازل شده است و خدا از آن به‌عنوان فتح‌المبین یاد کرده است. برخی به‌غلط تصور می‌کنند این آیه برای فتح مکه نازل شده است، اما این‌طور نیست، زیرا فتح مکه از پیامدهای صلح حدیبیه بود. طبق این قرارداد، قرار بود تا ده سال بین قریش و اسلام آتش‌بس برقرار باشد، اما به دو سال نکشید که مکه فتح شد. مشرکان از میان رفتند و اسلام بر مکه حاکم شد. به ‌هر صورت، چنین نافرمانی و جسارتی نسبت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) اتفاق افتاد.

مورد دیگری از نافرمانی به پیامبر درباره‌ی جنگ موته است که در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد. در این جنگ که با رومیان و عرب‌های وابسته به روم درگرفت، سرداران بزرگ اسلام چون جعفر‌بن‌ابی‌طالب، زید‌بن‌حارثه و عبدالله‌بن‌رواحه به شهادت رسیدند. جنگ موته، جنگی نابرابر بود. اگر نقل‌ها صحیح باشند، تعداد دشمنان در برابر سه هزار مسلمان، بیش از صد هزار نفر بوده است. لذا مسلمانان شکست خوردند.

خالدبن‌ولید که در این جنگ حضور داشت، وقتی فرماندهان سپاه اسلام شهید شدند، فرماندهی سپاه را به‌عهده گرفت و شبانه فرمان عقب‌نشینی صادر کرد. وقتی سپاه به مدینه بازگشت، مورد خشم و اعتراض مردم قرار گرفت که شما از روی ترس عقب‌نشینی کردید. با اینکه پیغمبر از زحمات و ایستادگی آن‌ها در مقابل دشمن تجلیل کردند و این جنگ را نابرابر دانستند، باز هم عده‌ای دست از اعتراض برنداشتند.

آیا مواردی بوده است که نافرمانی‌ها از پیامبر به‌خاطر مال و ثروت باشد و همراهان پیامبر به‌خاطر چنین مسائلی روبه‌روی پیامبر ایستاده باشند؟


از مواردی که بنده به‌ یاد می‌آورم، این است که در سال هشتمِ بعد از فتح مکه، جنگ حنین به پیغمبر تحمیل شد. این جنگ با قبیله‌ی هوازن، که قبیله‌ی نیرومندی بود، درگرفت. در ابتدا مسلمانان در حال شکست خوردن بودند، اما با ایستادگی امیرالمؤمنین (ع)، این شکست به پیروزی بزرگی تبدیل شد. غنایم هنگفت و فراوانی نیز به ‌دست مسلمانان افتاد. حضرت این غنایم را در منطقه‌ای به نام جعرانه جمع کرد و به تعقیب فراریان پرداخت. آن‌ها در شهر طائف، که شهری با برج‌وبارو بود، مستقر شدند. پیغمبر (ص) آنجا را محاصره کردند، اما موفق به فتح آن نشدند. بنابراین به جعرانه برگشتند و غنایم را تقسیم کردند.

پیغمبر (ص) با ده هزار نیرو از مدینه حرکت کردند و مکه را فتح کردند. دو هزار نفر از تازه‌مسلمانان مکه را نیز بسیج کردند و با دوازده هزار نفر به جنگ حنین و بعد نیز به جنگ طایف رفتند. ابوسفیان، پسرش معاویه و عده‌ای از سران مشرکان نیز در سپاه دوازده‌هزارنفری پیغمبر (ص) حضور داشتند. این افراد، که از بدترین دشمنان اسلام بودند، از ترس جان خود مسلمان شده بودند. پیغمبر (ص) در تقسیم غنایم برای تلطیف قلوب این تازه‌مسلمانانی که از‌ ترس مسلمان شده بودند و ایمانی در دل نداشتند، سهم بیشتری به آن‌ها اختصاص داد.

دو گروه از مسلمانان با پیغمبر (ص) مخالفت کردند. یک گروه انصار بودند. انصار که اهل مدینه بودند، تصور کردند چون اهل مکه، همشهری‌ها و هم‌قبیله‌ای‌های پیغمبر (ص) هستند که مسلمان شده‌اند، پیغمبر غنایم بیشتری به آن‌ها داده است. به این دلیل لب به گلایه گشودند. پیغمبر (ص) وقتی از گلایه‌ی آن‌ها باخبر شدند، سخنانی فرمودند که اشک آن‌ها را درآورد. مضمون آن سخنان، این بود که اگر در مکه متولد نشده بودم، خود را اهل مدینه و از شما انصار می‌دانستم. من گاو و گوسفند و شتر را به این افراد دادم و خود را برای شما گذاشتم. من در بین شما خواهم بود. در بین شما از دنیا می‌روم و در شهر شما دفن می‌شوم. این سخنان انصار را منقلب کرد. آن‌ها را به گریه انداخت. بنابراین عذرخواهی کردند، اما اینکه که از ظاهر عمل پیغمبر (ص) قضاوت کردند و لب به اعتراض گشودند، به‌گونه‌ای که پیغمبر(ص) مجبور به پاسخ شدند، عدم‌ بصیرت و فهم آن‌ها را نشان می‌دهد.

گروه دوم که اهل مدینه نبودند، افراد طمع‌کاری بودند که بعضاً متشرع نیز به نظر می‌آمدند. نماینده‌ی این گروه شخصی به نام حرقوص‌بن‌زهیر سعدی، از مهاجرین بود. او وقتی دید پیغمبر غنایم را این‌گونه تقسیم کردند، جلو آمد و به پیغمبر (ص) جسارت کرد. اولاً به‌جای اینکه بگوید «یا ‌رسول‌الله»، «یا نبی‌الله»، پیغمبر (ص) را به نام صدا کرد که این خود توهینی آشکار بود و گفت با عدالت تقسیم کن. گستاخی او به این معناست که پیغمبر (ص) عادل نیست و او به حضرت توصیه به عادل بودن می‌کند. حضرت فرمودند وای بر تو اگر من عادل نباشم. عده‌ای به دلیل این گستاخی به تعقیب او پرداختند، اما او گریخت. پیغمبر (ص) فرمودند این فرد امروز کشته نشد، اما روزی که فتنه‌ای در عالم اسلام پدید می‌آورد و عده‌ی زیادی را به کشتن می‌دهد، کشته خواهد شد. رسول‌ اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند تو او را خواهی کشت.

حرقوص‌بن‌زهیر سعدی، فرمانده و رهبر خوارج در جنگ نهروان بود. در آن جنگ نیز به دست امیرالمؤمنین (ع) به هلاکت رسید. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند جسد حرقوص را پیدا کنید. جسد را نیافتند و گفتند ظاهراً جزء معدود افرادی است که فرار کرده‌اند. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند به خدا سوگند دروغ نمی‌گویم و به من نیز دروغ گفته نشده است. دوباره گشتند، اما جسد را پیدا نکردند. حضرت علی (ع) سخن خود را تکرار کردند و این‌ بار فرمودند شاید صورتش معدوم شده باشد. او را از روی علامت ویژه‌اش شناسایی کنید. بالأخره او را از زائده‌‌ی درشتی که روی دست داشت و با صورت در برکه‌ای افتاده بود و صورتش از بین رفته بود، شناسایی کردند. جسدش را جلوی حضرت امیرالمؤمنین (ع) که سوار بر اسب بودند، آوردند. ایشان پیاده شدند و سجده‌ی شکر به‌جا آوردند که سخن پیغمبر (ص) به‌ دست آن حضرت محقق شده است و آن فرد پلید و فتنه‌گر، که به ساحت مقدس پیغمبر (ص) گستاخی کرده بود، از میان رفته است. باز هم بر این نکته تأکید می‌کنم که این مثال‌ها، مواردی هستند که بنده به ‌یاد می‌آورم.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3013
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10005654
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3013
  • بازدید دیروز: 4545
  • کل بازدیدها: 10005654