سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2854
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453439
صفحات وبلاگ
نویسندگان

آزاده بزرگوار اقای حاج اصغر محمدیان از آزادگان شهرستان رامهرمز پس از تحمل مدتی درد و رنج در بستر بیماری که اخیرا نیز درحالت کما به سر می برد دعوت حق را لبیک گفته و به دیدارحق شتافت .

http://www.uplooder.net/img/image/78/f174c847a43ba802b4355b9b2538d297/IMG-20141011-WA0000.jpg




موضوع مطلب :

در روایت است که دین دارى در آخر الزمان، مثل گرفتن آتش در دست است، چرا دین دارى در این زمان، سخت?تر از زمان?هاى دیگر است؟ اصولاً در عصر نزدیک به ظهور، مردم از دین فاصله مى?گیرند یا این که به طرف دین بیشتر مى?آیند؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقه‌مند به مباحث مهدویت هستند، می‌پرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.

به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فرهنگ نیوز در ابتدا با استفاده از برخى روایات، تصویرى از وضعیت دینى در آخرالزمان ارائه مى?شود:

«اسلام و ایمان، غریب مى?شود، همان طور که در ابتدا غریب بود»،
«مساجد از نظر ظاهرى آباد، ولى از نظر هدایت خراب هستند»،
«انسان دین خود را مى?فروشد، به گونه?اى که ممکن است صبح مؤمن باشد و عصر کافر شود یا عصر، مؤمن باشد و صبح کافر گردد»،
«جو عمومى و حاکم، جو کفر و بى?دینى است ؛ به گونه?اى که حتى بعضى از مؤمنان را نیز متزلزل کرده و به کفر دعوت مى?کند»،
«ملت?هاى دیگر از ادیان خود، گمراه مى?شوند»،
«هر کس که پرچم گمراهى بلند کند، هوادارانى خواهد یافت»،
«با عقاید اسلامى - حتى ایمان به خدا - به طور علنى برخورد مى?شود»،
«شنیدن حقایق قرآن، بر مردم گران آید ؛ اما شنیدن باطل آسان است»،
«مردم نسبت به وقت نماز، بى?اعتنا مى?شوند»،
«بدعت?ها ظاهر و زیاد شود»،
«حلال، حرام شود و حرام، حلال» و....
مجموع این جملات نورانى، بیانگر وجود نوعى تحیر، پس رفت اعتقادى، ظاهرسازى و رنگ باختن دیندارى در آخرالزمان است. چنان که حضرت على (علیه?السلام)? نیز به این مطلب اشاره فرموده است:
«یکون حیره و غیبه تضل فیها اقوام و تهتدى فیها آخرون»  ؛ «غیبت و حیرتى پیش خواهد آمد که گروه?هایى گمراه مى?شوند و دسته?اى دیگر هدایت مى?یابند».
وضعیت دیندارى در آخرالزمان سخت و شکننده و میزان رویگردانى اغلب مردم از دستورات الهى، زیادتر است. این مسئله دلایل مختلفى مى?تواند داشته باشد، از جمله :
1. تحریف در آموزه?هاى متعالى و راستین دین در این عصر فزونى مى?گیرد و ادیان و مکاتب مختلفى شکل مى?گیرد؛ این ادیان ساختگى، رنگ و بویى از حقیقت ندارند و تهى از معنویت و باورهاى راستین حق گرایانه هستند.در روایات نیز اشاره شده که سرگردانى در عقاید دینى، نتیجه جریانات باطلى است که با جهالت و کنار گذاشتن تفکر در میان امت ظاهر مى?شود.
2. غول?هاى ارتباط جمعى و رسانه?اى، به شدت با اسلام درگیر مى?شوند و با انواع تخریب?ها و تحریف?ها و سیاه نمایى?ها، سعى بر آن دارند که چهره خشن و سیاهى از اسلام و دین نشان دهند و در این کار، چنان ماهرانه و شیطنت?آمیز واقعیت?ها را تحریف و تخریب مى?کنند که حتى برخى از مسلمانان نیز دچار تردید مى?شوند و گاه از دین خود شرمنده مى?شوند، و از طرفى دیگر، ظواهر دنیا را چنان فریبنده و زیبا جلوه مى?دهند و انواع فساد و فحشا را در جامعه پخش مى?کنند، به گونه?اى که مردم در کنترل کردن امیال و غرایز خود باید مجاهدت و تلاش فراوان کنند. بازار فسادهاى مالى و اخلاقى، چنان گرم مى?شود که برخى، همه چیز را به فراموشى مى?سپرند و حتى انسانیت را زیر پا قرار مى?دهند روشن است که با فساد علنى دنیاى امروز، حفظ دین و معنویت، بسیار مشکل است.
3. مردم از محتواى اسلام و قرآن و حقیقت آن دور مى?شوند. این دور شدن به چند شکل اتفاق مى?افتد. توجه بیش از حد به ظاهر و غفلت از محتوا و پیام؛ یعنى، مردم به جاى این که دنبال فهم معانى قرآن باشند، بیشتر به خواندن آن و لحن و صوت ارزش بدهند.
همچنین به قدرى معانى مختلف و برداشت?هاى غیرمعقول از قرآن عرضه مى?شود و به قدرى اختلاف قرائت?ها و تکثرگرایى رواج و مقبولیت یابد که معناى اصلى قرآن و منظور الهى از نزول آن در بین مردم گم شود و کسى نداند که منظور خداوند از نزول فلان آیه یا سوره یا کل قرآن و اسلام چیست. در این صورت نیز از قرآن و اسلام، جز اسم چیزى نخواهد ماند، زیرا هر کس حرفى خواهد زد و آن را حرف اسلام و قرآن قلمداد خواهد کرد.


با این حال نباید از نظر دور داشت که اگر حفظ دین در آخرالزمان دشوار است به همان نسبت عوامل و زمینه?هاى دیندار شدن نیز بهتر و بیشتر فراهم است. براى نمونه در هیچ زمانى به اندازه زمان ما ابزار و وسایلى که بتوان با کمک آنها دین را شناخت فراهم نبوده است ؛ مانند کتاب، صوت، تصویر و نیز گسترش دانش و معارف. اگر در گذشته شخصى براى استماع حدیثى فرسنگ?ها راه بیابان را طى مى?نمود، امروز با زدن چند کلید رایانه و یا مراجعه ساده به کتاب?ها و نیز امواج رادیویى و تصویرى و... مى?تواند به همان اطلاعات دسترسى پیدا کند. علاوه بر آنکه مردم آخرالزمان از عقل و هوش بیشترى برخوردارند.
از امام سجاد (علیه?السلام)? نقل شده که فرمود: «خداوند آیات سوره توحید و نیز اول سوره حشر را براى مردم آخرالزمان نازل کرده است، چرا که مردم آخرالزمان از عقل و بینش بالاترى برخوردارند».
از طرف دیگر هر چند حفظ دین و عمل به وظیفه، در دنیاى پرتلاطم و سراسر ظلم و فساد، کارى دشوار است ؛ ولى پاداش انسان?هاى متدین و دین?مدار نیز افزون است.
در روایتى پیامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى?آیند که یک نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد». اصحاب گفتند: «یا رسول الله! ما با تو در بدر و احد و حنین شرکت داشتیم و قرآن در میان ما نازل شد». پیامبر فرمود: «اگر بر شما وارد مى?شد آن چه آنان تحمل مى?کنند، مانند صبر آنان صبر نمى?کردید».
مؤمنان آخرالزمان، به فرموده امیرمؤمنان: «در کارها و فداکارى?هاى نیک و بزرگ مسلمانان صدر اسلام شریک?اند». «و اینان کسانى?اند که پیامبر،  آنان را برادر خود خوانده و آرزوى دیدار آنان را کرده است» و «افرادى هستند که خداوند، آنان را اولیاى خود خوانده است».

بنابراین در این دوران عده?اى از مردم، به اوج تقوا و دین?دارى رسیده و به آن پایبند هستند. اینان یاران و دوستداران حضرت مهدى(عج) هستند و تلاش مى?کنند تا زمینه ظهور و قیام آن حضرت را فراهم سازند و جامعه را آماده کنند




موضوع مطلب : آخرالزمان

عضو ناظر مجلس در شورای رقابت از صدور دستور علی لاریجانی برای پیگیری پرونده دکل گم شده 78 میلیون دلاری «دین» خبر داد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ،«نادر قاضی‌پور» در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، از دستور رئیس مجلس به رئیس کمیسیون انرژی جهت پیگیری دکل گمشده 78 میلیون دلاری «دین» خبر داد.
وی افزود: این دکل نفتی در سال 90 از یک شرکت ترک به قیمت 78 میلیون دلار خریداری شده و هنوز به ایران انتقال نیافته است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن تصریح کرد: در این راستا علی لاریجانی به آقای مروی رئیس کمیسیون انرژی دستور داده است تا موضوع سریعا رسیدگی شود.
وی افزود: آقای مروی نیز در نامه‌های جداگانه به رئیس سازمان بازرسی، رئیس دیوان محاسبات، معاون وزیر نفت و مدیر عامل شرکت مهندسی ساخت و تاسیسات دریایی خواستار رسیدگی به این موضوع شده است.
قاضی‌پور پیشتر در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، از نامه چند نفر از نمایندگان به هیئت رئیسه مجلس در پی گم شدن یک دکل نفتی خبر داد.
وی تصریح کرد: در این رابطه از وزیر نفت طرح سوال کردیم که به امضای چند نفر از نمایندگان رسیده است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن گفت: متن نامه مزبور به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
مطابق ماده 236 آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی علت اینکه یک دستگاه دکل نفتی با حدود مبلغ 78 میلیون دلار در سال 90 خریداری شده ولی تاکنون این دکل به ایران انتقال نیافته است.
این دکل «دین» نام دارد و در سال 90 از یک شرکت ترک خریداری شده است لذا از وزیر نفت درخواست اعمال ماده 236 آیین نامه داخلی مجلس را داریم تا این دکل به ایران منتقل و مورد استفاده قرار گیرد.
اسامی نمایندگان امضا کننده این نامه به شرح زیر است:

1-نادر قاضی‌پور
2-جواد جهانگیرزاده
3- موید حسینی صدر
4- علیرضا محجوب
5- سیدحسین دهدشتی
6- علیرضا سلیمی
7- سیدشریف حسینی
8- علی علیلو
9- مشهدی عباسی
10- علی اصغر زارعی
11- سید محمد بیاتیان
12- اسماعیل جلیلی
13 - حمیدرضا فولادگر

14- امضای ناخوانا




موضوع مطلب :

نظر احمدی نژاد نسبت به حدادعادل مثبت نبود/از نامزدهای اصول گرای انتخابات 92 ناراحتم/حاضر بودم به خاطر حادثه شین آبادی‌ها کتک بخورمبه گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دانا،متن زیر مشروح گفتگوی آقای حمیدرضا حاجی بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش با برنامه شناسنامه به تهیه کنندگی محمد صراف و اجرا و سردبیری حسین رنجبران می باشد.

*شناسنامه: سلام. الان کجایید و مشغول چه کاری هستید؟

حاج بابایی: من قبل از این که به مجلس بروم سال 74 و 75، تا آن موقع در دانشگاه فرهنگیان بودم. دانشجوی دوره‌ی دکترا. فقط پایان نامم مانده بود. وقتی وارد مجلس پنج شدم از پایان نامه ام دفاع کردم، سال 77. و انتقالی ام بعد از چند سال از دانشگاه بو علی سینا گرفتم. بعد از این که دوره‌ی وزارت تمام شد انتقالی به دانشگاه تهران داشتم. الآن در دانشکده معارف و اندیشه اسلامی تدریس می‌کنم کارهای جانبی هم انجام می‌دهیم.

*شناسنامه: جانبی مثلا؟

حاج بابایی: از قبیل کارهای سیاسی نشستن، صحبت کردن، تحلیل کردن.

*شناسنامه: می‌گویند در جمهوری اسلامی قانونی است که بشود از این فرصتی که وزیران، مسئولان جمهوری اسلامی که تجربه مند می‌شوند، بعد از یک مدتی که از مسئولیت جا به جا می‌شوند، یک قاعده‌ای است که از آن‌ها استفاده می‌شود؟ یا نه اگر دانشگاهی نبود اکثرا بیکار بودند!؟

حاج بابایی:به هر حال یک کارهایی انجام می‌شود. اما می‌شود پذیرفت که قاعده مند نیست. چون در کشور ما هنوز ما خیلی در زمینه جا به جایی دولت‌ها و جابه جایی مسئولین از یک بلوغ سیاسی قابل قبول برخوردار نیستیم .

*شناسنامه: پس شما خودتان در وزارت که رسیدید تلاش کردید که از وزرای قبلی استفاده بکنید؟

حاج بابایی: معمولا من با آن‌ها صحبت کردم. سعی ام بر این بود در طول مدتی که بودم جز مورد خاص با همه‌ی وزرا دیداری داشتیم. معمولا هم این طور است که خیلی این هم یک اشکال است که به فرض دارم عرض می‌کنم، وزرای قبل خیلی حاضر نباشند که مشاور وزیر بعد از خودشان باشند. چون کار بر اساس یک روند جاری و ساری تعریف شده در کشور نیست. مثلا شاید انتظار این باشد اگر یک وزیری آمد، وزیر قبلی که می‌خواهد بیاورد، حتما باید با سیاست‌های او در یک راستا باشد و استفاده‌ی کارشناسی از آن نبرد. معمولا وزرای قبلی ممکن است از نظر سیاسی با وزیر بعدی همراهی نداشته باشند.

*شناسنامه: چه کسانی را توانستید جمع بکنید؟

حاج بابایی: جمع نکردم یکی یکی صحبت کردم. مثلا در دوره‌ی خودم با آقای علی احمدی، آقای فرشیدی، آقای مظفر که جز یکی دو تا از شوراهای ما بودند، سازمان پژوهش آقای دکتر حداد که وزیر نبودند. قبلا بعضی‌ها را پیشنهاد دادیم توسط مسئولین ذی ربط پذیرفته نشدند. با آقای نجفی حتی من سه چهار ساعت بحث داشتیم در مورد آموزش و پرورش. یک جلسه‌ای را من اواخر بود با آقای اکرمی صحبت‌هایی کردم. این که مشورتی انجام پذیرد، معمولا شکاف‌های سیاسی خیلی اجازه‌ی این کارها را متاسفانه نمی‌دهد.

*شناسنامه: اولین باری که معلمی کردید قبل از انقلاب بود یا بعد از آن؟

حاج بابایی: بعد از انقلاب. من قبل از انقلاب دانش آموز بودم.

شناسنامه: شما قبل از انقلاب دانش آموز بودید ولی قطعا کسی که بلافاصله بعد از دانش آموزی می‌آید در عرصه‌ی معلمی حتما علاقه‌ی خاصی داشته. این درست است که می‌گویند معلم‌ها قبل از انقلاب قدر و منزلت شان و عمق علمی شان بیشتر بود؟

حاج بابایی: قبل از انقلاب سطح بالاترین سوادها را معلم‌ها داشتند. در همه‌ی شهرها دانشگاه نداشتید، استاد دانشگاه نبود. معمولا بالاترین حقوق را معلم می‌گرفته. خیلی مراکز استان‌ها دانشگاه به وجود آمده اساتید دانشگاه تعدادشان بیشتر شده یک شهر بررسی می‌کردیم تعداد لیسانس هایش خیلی محدود بود که معلم بودند یا مثلا قاضی بودند. بعد از انقلاب به دلیل گستردگی هم مدرک و هم وجود افراد با سواد، هم دانشگاه‌ها، هم ادارات، هم کشور که یک انقلاب به وجود آمده؛ از یک جهت خوشبختانه چون کشور رشد کرده، متاسفانه از این جهت که معلم‌ها جایگاه خودشان را پیدا نکردند. من در دوره وزارتم همه‌ی تلاشم این بود یک حرکتی انجام دهیم جبران کنیم و آن بحث نظام رتبه بندی معلمان بود. سند تحول این را می‌خواست و سیاست‌های کلی که مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند. اگر واقعا آموزش پرورش جایگاه خودش را پیدا کند معلم جایگاه دارد. در جامعه واقعا باید به سمتی حرکت کرد که معلمان ما همان جایگاه قبل از انقلاب خودشان را بین جامعه، در مثال عرض می‌کنم نه این که قبل از انقلاب بالاتر بوده، در بین اقشار آن زمان با سوادترین محبوب ترین جایگاه ویژه تقریبا مال معلمان بوده. بعد از انقلاب متناسب با رشد انقلاب رشد پیدا نکرده است.

*شناسنامه: فعالیت انقلابی‌تان قبل از انقلاب چه بود؟

حاج بابایی: من سال 56 دیپلم گرفتم و وارد تربیت معلم شدم. کارمان تقریبا با تظاهرات و راه پیمایی بود اخوی شهید ما زودتر ورود پیدا کرده بودند. ما تقریبا از سال 57 کارها را همراه با تظاهرات و این‌ها شروع کردیم.

*شناسنامه: دستگیر نشدید؟

حاج بابایی: نه. ولی خیلی از آن موقع تمام عیار و با تمام ظرفیت کار کردیم.

*شناسنامه: نخستین مسئولیت‌تان بعد از انقلاب چه بود؟

حاج بابایی: من در دو قسمت کار کردم. در حزب جمهوری حضور پیدا کردم. در کنار این من نیروی ذخیره‌ی سپاه بودم. تا زمانی که امام فرمود کسانی که در حزب هستند دیگر در سپاه عضو نباشند. همکاری باز کردیم ولی به عنوان عضو. کار بسیجی بیشتر می‌کردم خانوادگی بیشتر به این سمت حرکت کردیم

*شناسنامه: بعد از انقلاب سمت‌های مدیریتی آموزش پرورش در شهرستان‌های مختلف همدان و بعد خود شهرستان همدان بودید. بیشتر در زمان هشت سال دفاع مقدس در مدارس و سمت‌های مدیریتی بودید، یا جبهه می‌رفتید؟

حاج بابایی: هر دو با هم. گاهی وقت‌ها هر سه . من تقریبا اوایل سال 60 چون ورودم با یک سال سابقه بود به عنوان رئیس دبیرستان در رزن استفاده شدم. بعد در استرآباد یک سری مسائل و مشکلات خاص خودش را داشت. اختلاف سلائق بود. شهید شهبازی آمدند دبیرستان ما با اخوی من که فرمانده سپاه همدان بود که بعدا قائم مقام لشکر محمد رسول الله بود و به شهادت رسید. یک سخنرانی داشت ... دو سه ماه آن جا معاون آموزش پرورش بودم، بعد رئیس آموزش پرورش که تقریبا آن موقع بیست و یک سال و نیم داشتم. اولین بار هم که رفتم، رئیس آموزش پرورش استرآباد به من گفت ابلاغ زد گفت شما باید بروید آن جا ما هم گفتیم فردا که رفتیم شروع کنیم چه کار کنیم؟ گفت همه‌ معلمان را جمع کردیم مسجد من هم می‌ایم برویم با هم همایش معلمان را برگزار کنیم. ما را سوار جیپ کردند به سمت استرآباد غافل از این که ایشان خودش نمی‌آید. ما رفتیم رسیدیم گفتند شما باید بروید بالا سخنرانی بکنید. ما هم سن و سالمان زیاد نبود رفتیم سخنرانی کردیم. البته دوستان در آن جا در جبهه و داخل شهر می‌شناختند و تقریبا اطلاعات خوبی داشتند همراهی کردند و آن جا هم به شدت اختلاف سلائق وجود داشت. به شکلی که خیلی از مدارس مدیر نداشت. خود دانش آموزان اداره می‌کردند. این طور به هم ریختگی‌ها داشت. ما رفتیم و همه کمک کردند. مردم بسیار با روحیه‌ی خوب جمع شدند.

*شناسنامه: جبهه هم می‌رفتید؟

حاج بابایی: بله من اولین جبهه را آن لحظه‌ای که اعلام کردند پایگاه نوژه بمباران شد، بنده با اخوی هایم یک خانه داشتیم می‌ساختیم من بنایی می‌کردم یکی آجر می‌داد یکی ماسه سیمان می‌آورد هر کدام یک کاری می‌کردیم. یک بار رادیو اعلام کرد که به پایگاه نوژه حمله شده. اخوی بزرگ تر من گفت من رفتم ایشان فوری رفت سپاه و آماده شد برود. یک گروه رفتند. ایشان معلم بود گفتند شما معلم هستید باید بروید از آموزش پرورش نامه بیاورید. آن گروهی که رفتند اسیر شدند. ایشان ماند چند روز دیگر نامه برد رفت سر پل ذهاب و با چند تا از دوستان، سردار همدانی، سردار شادمانی، سردار شهید بهمنی، مسئولیت داشتند، مسئولیت فرماندهی جبهه میانی سر پل ذهاب را داشتند. 45 روز که ایشان رفت برگشت آبان ماه من رفتم. اولین حضور من در جبهه آبان 1359 بود. من چون مسئول بودم موقع عملیات‌ها معمولا سعی می‌کردم یا مواقعی که جبهه سر و صدایی دارد حضور پیدا کنم.

*شناسنامه: چند نفر از خانواده شهید هستند؟ اخوی‌تان آقای علیرضا که از شهدای معروف هستند؟

حاج بابایی: ایشان اولین فرمانده تیپی از همدان که تا آن موقع همدان تیپ نداشت، بود. ما با هم سر پل ذهاب بودیم از آن جا برگشتیم 17 ام ماه رمضان بود. با یک ماشین هم برگشتیم گفت برویم تا آخر ماه رمضان با خیال راحت روزه بگیریم آمدیم دو سه روز گذشت عملیات رمضان انجام شد. اطلاع دادند که باید نیرو برود چهار گردان از همدان آماده شد و ایشان فرمانده آن تیپ شد و معاون‌اش هم سردار شهید حبیب مظاهری بود که در لشکر محمد رسول الله شهید شد. رفتند در علمیات رمضان و شب بیست و سوم ماه رمضان ایشان به شهادت رسید. با یک چهارلول‌های ضد هوایی به شهادت رسید. بی سیم چی ایشان الآن یکی از اساتید بسیار شایسته‌ی دانشگاه بو علی سینا در رشته‌ عمران است. آن موقع جوان هجده نوزده ساله بود که در دامن او به شهادت رسید. ایشان در عملیات رمضان به شهادت رسید و اخوی بعد از من ما پنج برادر هستیم یک خواهر؛ یک عمه هم داشتیم که او چون با پدر من سنش خیلی فاصله داشت از ما سنش کمتر بود. با ما زندگی می‌کرد. او را خواهر ما می‌دانستند ما در واقع پنج برادر و دو خواهر می‌شدیم. اولین سردار شهید علیرضا است که به شهادت رسید. بعد از من حبیب است. ایشان در مهران جز یک گروه اطلاعات عملیات بود رفتند کار می‌کردند. یک نارنجکی خورد ایشان جانباز پنجاه درصد است که در نیروی قدس کار می‌کند. نفر بعد از او سردار شهید ابوالقاسم از فرماندهان لشکر انصار الحسین بودند که در عملیات والفجر هشت با هم رفتیم یک گردان 154 بود. خیلی مشهور بود ایشان از فرماندهان آن گردان بود. عملیات والفجر هشت قرار بود شروع شود به تاخیر افتاد. به ما گفتند شما برگردید من برگشتم. ایشان وقتی با قایق رفته بود برای گردان چون از آن جا باید عبور می‌کردند؛ یک انگشتری شهید علیرضا داشتند با ترکش یک مقدار کج شده بود، داد به من و من دادم به ایشان گفتم من که دارم می‌روم این را می‌دهم به شما، یکی از همراهان تعریف کردند ما که عبور می‌کردیم گفت همین جا قایق را نگاه داشت، گفت من چند دقیقه کار دارم پرید در آب غسل کرد، آمد بیرون گفت انگشترم نیست، داشت با قایق می‌آمد بالا توی قایق یک خمپاره زدند، تا کنار خشکی به شهادت رسیدند. ایشان چهل روز بود که ازدواج کرده بود. روز قدس ما نمی‌دانستیم که ایشان شهید شده روز قدس دو روز بعدش نماز جمعه‌ همدان را بمباران کردند که پدر و مادربزرگم در آنجا جانباز شدند. پدر من با دامادمان عملیات بیت المقدس دو رفتند. این عملیات تمام می‌شود فردا صبح می‌نشینند صبحانه بخورند در حالی که دارند صبحانه می‌خورند خمپاره درست وسط صبحانه اصابت می‌کند. ایشان به شهادت می‌رسد که خود پدر من شاهد شهادت بود. آن موقع پدرم به دلیل موج انفجار که ایجاد شد رگ عصبی‌اش قطع شد. که الان هم بعد از حدود سی سال ایشان را می‌آوریم تهران در بیمارستان خیلی عذاب می‌کشند. اما جالب این جا است که هیچ وقت تا به حال گلایه نداشته ایشان به این شکل. در هشت سال ما داماد‌مان هم که شهید شد از آن پنج فرزند باقی ماند. ما شش آثار باقی داریم از این‌ها ما همیشه در خانه می‌گفتم ما هشت سال دفاع مقدس نبودیم تا الآن شده 36 سال دفاع مقدس ما همیشه آثار دفاع مقدس را درک می‌کنیم و خدا را شکر می‌کنیم.

*شناسنامه: چه شد شما در دهه‌ی 70 سال 74 بالاخره یک معلم، یک شخص فرهنگی که عرصه‌های مختلف را درک کرده عرصه‌ی اصلی‌اش عرصه‌ی فرهنگ و تربیت بود، به فکر نمایندگی مجلس افتاد؟ مستقیم آمدید یا یک گروهی شما را در نظر گرفته بودند؟

حاج بابایی: آن موقع‌ها چند تا از دوستان گفتند باید ثبت نام کنید. گفتم ول کنید بگذارید کار معلمی‌مان را انجام بدهید. همان سال هم به عنوان مدرس نمونه کشوری معرفی شدم که آمدیم تهران جایزه گرفتیم. گفتند نه باید ثبت نام کنید. ما یک خیابان داریم به نام خیابان کرمانشاه از آن جا عبور می‌کردیم. من را به زور بردند عکس گرفتند و گفتند باید برویم ثبت نام. بالاخره جمع شدند دوستان گفتند باید شما ثبت نام بکنید. رفتیم ثبت نام کردیم. کاندیداها خیلی زیاد بودند کاندیداهای مشهوری هم بودند در نهایت بنده و سرکار خانم دباغ با همدیگر. ایشان مرحله‌ اول رای آورد من مرحله‌ دوم رای آوردم.

*شناسنامه: خانم دباغ شهرتشان به خاطر فرمانده سپاه همدان بود؟

حاج بابایی: بله خانم بسیار محترم و زحمت کش از هر جهت برای ما هم حالت خواهری مادری همه نوع داشتند. خیلی مطالب از ایشان آموختیم در کنار ایشان. دوره‌ پنجم مجلس بود.

*شناسنامه: دوم خرداد 76 شما در ستاد آقای ناطق بودید؟

حاج بابایی: من در ستاد به آن معنا نبودم. اما وقتی که جامعه‌ مدرسین به دفاع از آقای ناطق پرداخت من اطلاعیه ای در همدان صادر کردم که بنده به آقای ناطق رای می‌دهم. علاوه بر این هم سعی کردیم. کسانی که خانواده‌ دو یا سه شهید بودند نامه‌ای تهیه کردیم و از ایشان حمایت کردیم.

*شناسنامه: فکر می‌کردید آقای ناطق رای نیاورد؟

حاج بابایی: من خیلی به این فکر نمی‌کردم. چون با توجه به اعتقاد و به ریاست مجلس ایشان هم رای داده بودم. مجلس پنجم هر دو طرف فراکسیون‌های قوی بودند به خاطر همین آن زمان من حس ام همین بود که برآمده از اصول گرایی، آن موقع اصول گرایی نمی‌گفتیم، حزب اللهی‌ها و جناح راست می‌گفتند. برآیند این است که ما باید از ایشان حمایت کنیم.

*شناسنامه: اگر الآن برگردید با مقتضیات سیاسی الان شرایط سیاسی که الآن بعد از 17 سال، برگردید به 76، بین آن چهار گزینه دوباره به آقای ناطق رای می‌دهید؟ آقای خاتمی، آقای ناطق، آقای ری شهری و مرحوم زواره‌ای؟

حاج بابایی: به هر حال اگر الآن بخواهم فکر کنم من باید بین آقای ری شهری و آقای ناطق انتخاب بکنم. ولی با جو آن روز فضا متفاوت بود. من گاهی وقت‌ها این را می‌کردم. یک روزی شوخی کردم گفتم که من یک موقعی شاید به آقای ناطق بود عرض کردم که من یک موقعی همه‌ امضای خانواده‌ شهدا را گرفتم برای ریاست جمهوری شما. یک نکته بگویم در دوره‌ ششم خیلی انتخابات سختی بود من رای بالای همدان را آوردم آن موقع،

*شناسنامه: رقیب‌های سرسختی هم داشتید؟

حاج بابایی: بله خیلی سرسخت بود من را دعوت کردند در یک مراسمی در آن مراسم من اسم نمی‌برم چه کسانی بودند. سردم داران آن جناح بودند. چون حقی ایجاد می‌شود نمی‌گویم. دعوت کردند همه هم تقریبا آن زمان جبهه‌ مشارکت بود. رئیس جبهه‌ مشارکت آن جلسه را راه انداخته بود. من رفتم میزگردی تشکیل دادند و صحبت کرد. الآن هم نوارش است. من تنها کاندیدایی بودم که در دوره‌ ششم، ننوشته بودم حمایت از دولت می‌کنم. تقریبا همه‌ کسانی هم که هم خط ما بودند به نوعی نوشته بودند حمایت از دولت می‌کنیم ولی من ننوشته بودم. در مناظره تقریبا من کم نیاوردم. یک بنده خدا بلند شد آن وسط از همان حزب به من گفت شما در دوره‌ گذشته به آقای ناطق نوری رای دادید. گفتم درست است. پس بگذار من نکته‌ای را بگویم که دینم را به نظام ادا کرده باشم، گفتم اگر فردا باز بین آقای خاتمی و بین آقای ناطق رای گیری شود من باز به آقای ناطق رای می‌دهم بین این دو. ضمنا این را هم می‌گویم من اگر بروم مجلس قطعا بدانید جلوی بعضی از حرکات دولت می‌ایستم. برای من دست زدند بعد از این که تمام شد عده‌ای آمدند دور من را گرفتند گفتند ما یک تعدادیم، هم‌خط نیستیم اما یک رای به شما خواهیم داد. همیشه اعتقادم بر این بوده اگر دیدگاهی دادم یکی به من همان موقع گفت تو به ناطق نوری رای دادی دیگر از این به بعد نه نماینده خواهی شد. کارت تمام شد. گفتم اگر ما برای خدا کاری کرده باشیم آن موقع این حرکت را انجام می‌دهیم اگر خوب بود باشد اگر نباشد هم برای ما خیلی مهم نیست.

*شناسنامه: خیلی‌ها در مورد مجلس ششم گفتند اگر بخواهید مجلس ششم را توصیف بکنید چه می‌گویید؟

حاج بابایی: مجلس ششم را من از دو منظر توصیف می‌کنم. یک منظرش آزمایش بسیار بسیار بزرگ بود برای همه هم برای اصول گرایان هم برای اصلاح طلب ها. آن موقع خیلی کار سختی بود. در مجلس ششم من حس می‌کردم در جبهه ام. در مجلس ششم خیلی‌ها فکر کردند نظام تمام شده این طور حسی بود یعنی چه؟ یعنی دارد نظام تغییر می‌کند. بعضی‌ها این طور فکر می‌کردند. یعنی اگر می‌خواهی بعدا به جایی برسی باید تغییر موضع بدهی. در مجلس ششم یادم است 218 نفر آبونمان می‌دادند برای حزب و کارهای حزبی خیلی سنگین بود. برای من یک روز که حتما یادتان می‌آید آن دستگیری که انجام شد ایشان همکار ما بود آن روز چه اتفاقی افتاد؟ همه‌ مجلس یک پارچه آتش بود. در آن قضیه حداقل این بود اگر من یک سر و سوزن آدم محتاطی باشم آن روز مجلس را نیایم ولی آمدم نشستم در مجلس. استان ما دوستان یک پارچه بیانیه‌ای دادند، تفکرشان این بود دیگر. نشستم مجلس یک لحظه حس کردم حدود دویست بیست سی نفر نگاه می‌کنند به من می‌گویند این همه از استان شما دارند بیانیه می‌خوانند شما نمی‌خواهی بخوانی. من با صدای بلند اعلام کردم نه من مخالف هستم که ما موضع بگیریم که به یک جای نظام لطمه بخورد. این که من می‌گویم شاید حس کردنش کار آسانی نباشد ولی خیلی سخت بود برای من. دو حرکت را حس کردم که باید شکل بدهم، یکی بحث تحقیق و تفحص از تراکم در شهر تهران بود و آن وضعیت شورایی که یک نفر را هم من پیشنهاد دادم درخواست تحقیق و تفحص را دادم. خیلی جالب است رای آورد وقتی شروع شد ما بیست و سه نفر را انتخاب کردند عضو این کار شوند ما رفتیم جلو فقط من ماندم یکی از همکاران که نماینده دماوند بود. ایشان هم البته از آن جبهه بودند. ولی همکاری کردند تا آخر هم با ما همکاری کردن.د من یک جانبازی که دو دست‌ها قطع بود و دو پاهایش قطع بود مسئول این کار کردم. گفتم می‌دانم هیچ کس نمی‌تواند تو را تطمیع کند اسناد را در آورد بیاور همه چیز آماده شد برای قرائت. من را رئیس هیئت نکردند، من مخبر شدم تا روزی که قرار بود این قرائت شود در صحن مجلس. همه چیز را آماده کردیم خیلی هم اذیت کردند من نمی‌خواهم به آن‌ها ورود پیدا کنم خیلی سخت گرفتند تهدید‌های گوناگون. به هر حال من عصر روزی که فردایش قرار بود تحقیق تفحص باشد، یکی از دوستان آن جبهه‌ی ملایم به من گفت ما دیشب در استخر بودیم، یک بحثی بود. گفتم چه بحثی؟ گفت بحث این بود، چون این تذکر در مجلس ثبت شده خیلی پوشیده نیست گفتند یک جاهایی از تحقیق و تفحص را تغییر بدهیم من فردا ساعت شش صبح رفتم کمیسیون عمران باز شد و فوری یک سی دی گرفتم و آن یک برگه هم پیش خودم بود. طبق روال نشستم در صحن به من اعلام کردند که فلانی بیاید برای قرائت تحقیق و تفحص. من شروع کردم یک صفحه خواندم گفتند ببخشید اشتباه شده شما نباید بخوانید. گفتند مخبر کمیسیون باید بخواند گفتم به من که می‌گویند مخبر گفتند نه الا و لابد. من این را گذاشتم همان جا بود. آن کسی که آمد پشت سر من رفت همان را شروع کرد خواند همانی که تغییر نکرده بود. من تذکر آیین نامه‌ای دادم این تذکر ثبت شده گفتم ملت شریف ایران آن کسی که من تحقیق کردم اینی که قرائت می‌کنند نیست این دیشب تغییر کرده. جالب این جاست 48 ساعت من در دفتر رئیس مجلس مستقر شدم ایشان انصافا همکاری کرد تا تحقیق و تفحص را گرفتم. امضا را گرفتم بردم دادم قوه قضائیه. دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد.

*شناسنامه: ماجرای عضویت‌تان در حزب اعتدال توسعه چطور بود؟

حاج بابایی: مجلس ششم که شروع شد فضای کشور خیلی بسته شد. یعنی کسی یارای این که بگوید من به اسمم امروز اصول گرا هستم مثل الآن نبود. آن روز در واقع حتی اجازه‌ صحبت کردن و گفتگو به یک نفر را هم نمی‌دادند. به من گفتند در این حزب شما فلان بکنید من با آقای ناطق نوری مشورت کردم گفتم نظر شما چیست؟ گفت اگر جلسه‌ای باشد که بشود یک تعادلی ایجاد شود و کار متعادل شود و از این وضعیت بن بست بیاید بیرون خیلی خوب است. شما بروی می‌توانی کمک بکنی که یک حزب متعادل باشد. ما هم رفتیم. من بودم آقای جلالی شاهرود بود آقای ایروانی، آقای قاسمی بود آقای دکتر روحانی، نوبخت، آقای واعظی وزیر مخابرات. تعداد قابل توجهی بود دبیرکل آقای نوبخت بودند. رفتیم شروع کردیم یک مدت گذشت و ما هم رفتیم و نشستیم و همه‌اش بحث از این بود که چه کار بکنیم کشور یک مقداری به تعادل برگردد. یک مدتی گذشت تقریبا نمی‌رفتیم چون من آن موقع حس می‌کردیم دارد یک مقداری به سمت جریان حاکم بر کشور حرکت می‌کند. به سمت جریان اصلاحات. یعنی دارد تند می‌شود. یک مقدار حس من این طور بود حداقل.

*شناسنامه: تذکر می‌دادید؟

حاج بابایی: یک بحث‌هایی مطرح می‌شد آن جا گفتگو می‌شد. حس ما این بود. شاید اصلا اکثریت این نظر را دارند. مردد بودیم چه کار کنیم. یک روز آقای جلالی به من زنگ زد گفت فلانی نظر شما چیست سمت و سو دارد یک مقدار تغییر می‌کند. برداشت ما این بود. جمع بندی‌مان این شد که چهار نفره با هم دیگر من آقای جلالی ایروانی و آقای قاسمی یک نامه نوشتیم و گفتیم که ما استعفا می‌کنیم از حزب بیرون آمدیم. من حس می‌کردم می‌توانم یک کمکی بکنم.

*شناسنامه: اکثریت تحلیل شما را قبول نداشتند؟

حاج بابایی: جنس کار و برنامه فکر می‌کردیم چون مصاحبه‌هایی که می‌شد سخن گو بود صحبت می‌کردند موضع گیری می‌کردند این‌ها را حس می‌کنیم آن چیزی که ما دنبال می‌کنیم نداشت.

*شناسنامه: بعد اعتدال توسعه به سمت جریان دیگری نرفتید؟

حاج بابایی: نه من قبلش هم نرفته بودم من در جریان اصول گرایی ام آن هم حس می‌کردم ماموریت کاری است که می‌شود آن موقع به عنوان یک سرباز ورود پیدا کنیم انسداد اجتماعی که به وجود آمده رفع شود که موفق نشدیم.

ادامه مطلب...




موضوع مطلب : برنامه شناسنامه, حاجی بابایی

نماینده مردم ارومیه در پی تخلفات صورت گرفته در شرکت معدنی «چادر ملو» از وزیر امور اقتصاد و دارایی، رئیس سازمان امور مالیاتی و مدیرکل امور مالیاتی استان یزد به کمیسیون اصل نود شکایت کرد.
به گزارش علیرضا احسانی نیا از پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از باشگاه خبرنگاران، «نادر قاضی‌پور» نماینده مردم ارومیه از «علی طیب‌نیا» وزیر امور اقتصاد و دارایی، «علی عسگری» رئیس سازمان امور مالیاتی و نوربخش مدیرکل امور مالیاتی استان یزد شکایت کرد.
طبق گفتگوی قاضی‌پور با باشگاه خبرنگاران، این شکایت در پی تخلفات صورت گرفته در شرکت معدنی «چادر ملو» انجام شده است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شکایت خود را به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی ارسال کرده است.
عضور ناظر مجلس در شورای رقابت می‌گوید: نباید اجازه دهیم برخی افراد با همکاری هم و رانت‌های درست شده به اموال مردم دست‌اندازی کنند.
وی تصریح کرد: باید مشخص شود دست چه کسانی در پشت پرده این معدن مشغول است که چنین رانت و تخلفاتی به راحتی انجام می‌شود.
عضو کمیسیون صنایع و معدن مجلس می‌گوید: اینکه سال‌ها از این رانت استفاده‌ کرده‌اند کافی است، باید حق مردم استیفا شود تا عده‌ای معدن چادر ملو را ارث پدری خود فرض نکنند تا هر گونه که دوست داشتند درآمد آن را حیف و میل کنند.
همچنین رونوشت این شکایت به رئیس مجلس، رئیس جمهور، رئیس دیوان محاسبات، رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس جهت استحضار و صدور دستور پیگیری جدی برای وصول حق دولت ارسال شده است.
در نامه شکایت قاضی پور از وزیر اقتصاد و امور دارایی آمده است:
«ریاست محترم کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی

با سلام

احتراما، به استناد نامه شماره 5000.303.د- 93.8.25 معاون فنی و حسابرسی امور اقتصادی و زیربنائی دیوان محاسبات کشور، شرکت چادر ملو از سال 1390 الی شش ماهه 93 مبلغ 19.534.810.395 هزار ریال بدهی به دولت بابت حق انتفاع از معدن که در اجرای ماده 48 قانون محاسبات عمومی کشور مراتب طبق مقررات اجرائی قانون مالیات‌های مستقیم قابل وصول می‌باشد، متاسفانه سازمان امور مالیاتی برخلاف قانون نسبت به وصول حقوق دولت اقدامی ننموده، بلکه مدیرکل امور مالیاتی یزد برخلاف واقعیت مصاحبه نموده که شرکت فوق بدهی ندارد، لذا از آقایان دکتر طیب نیا وزیر محترم امور اقتصادی و دارائی، دکتر عسکری رئیس محترم سازمان امور مالیاتی و نوربخش مدیرکل محترم امور مالیاتی استان یزد شکایت دارم که حقوق دولت را از شرکت‌های چادر ملو و گل گهر به مبلغ15317574648 هزار ریال جمعا 34.852.385.042 هزار ریال میزان حق انتفاع دارند پروانه بهره برداری از معادن آن وصول ننموده‌اند.
این در حالی است قاضی پور، در جلسه علنی روز سه‌شنبه 27 آبان ماه نیز طی تذکر شفاهی گفته بود: متأسفانه دو معدن چادرملو و گل‌گهر حدود 3 هزار میلیارد و 485 میلیون تومان بدهی دارد و باید پرداخت کند، از این رو وزارت اقتصاد و امور دارایی هم باید این موضوع را پیگیری کند.

ماجرای رانت

پیشترمحمدصالح جوکار نماینده مردم یزد و اشکذر در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، با ابراز تاسف از فساد برخی معادن سنگ آهن گفت: هرگاه که قصد داریم به رانت و فساد این معادن ورود کنیم، از طریق لابی و سفارش‌های برخی نمایندگان مجلس و یا مسئولان دولتی مانع بررسی ما می‌شوند.
وی افزود: ما نگران روزی هستیم که این رانت‌ها و فسادها مانند فساد 3 هزار میلیاردی یک باره مطرح شود که دیگر کاری از کسی ساخته نیست و سرمایه ملی به تاراج رفته باشد.
وی با یادآوری اینکه بازار سنگ آهن در چند سال اخیر رشد کرد چون بازارهای جهانی بازار خوبی برای سنگ آهن بود، ادامه داد: این دوران، دوران شکوفایی و طلایی برای کسانی بود که در قالب پیمانکار از معدن استخراج می‌کردند و این فرصت پیمانکاری به خصوص در بعضی از معادن بزرگ ما مانند معدن «چادرملو» وجود داشت.
وی با ابراز تاسف از اینکه یک سری رانت‌هایی در معادن سنگ آهن وجود دارد که مبنای این رانت‌ها قانون است، اظهار داشت: آقایان به ظاهر هیچ تخطی از قانون نمی‌کنند، بلکه به نوعی مزایده برگزار می‌شود که اگر برای بررسی بروید، اسناد و مدارکی ارایه می‌کنند که طبق قانون است و هیچ مشکلی هم ندارد ولی در پشت پرده قطعا رانت‌هایی وجود دارد که این رانت‌ها از چشم افراد غیر کارشناس ناپیدا است.
نماینده یزد با تاکید بر اینکه متاسفانه تخلفات برخی از معادن سنگ آهن از چشم دستگاه‌های ناظر هم پنهان است، گفت: در بعضی از این معادن برداشت‌های غیر قانونی می‌شود و حتی قوانین را هم اجرا نمی‌کنند.
وی افزود: دولت در بند 55 قانون بودجه سال 92 یک سری حقوقی دارد که از سوی معادن سنگ آهن پرداخت نشده و به نوعی از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند، بعضی از معادن سنگ آهن باید حدود 800 میلیارد تومان پرداخت می‌کردند تا بخش از آن به خزانه دولت و بخشی هم به خزانه استان واریز شود، در صورتی که وقتی ما بررسی می‌کنیم، فقط نزدیک 30 درصد این مبلغ واریز شده است.
جوکار با اشاره به توجیهات غیر منطقی معادن سنگ آهن تصریح کرد: گاهی برداشت خود را از بند 55 مطرح می‌کنند که قانون محصول را مشخص کرده یا سنگ آهن خام را مطرح کرده یا ما استخراج کردیم، اما فروش نداشتیم.
وی با ابراز تاسف از اینکه قانون معادن شفاف و محکم نیست و خیلی از معادن از ضعف قانون سوءاستفاده می کنند، گفت: باید در این قانون تجدید نظر صورت بگیرد.
نماینده یزد و صدوق با اعلام اینکه شبکه‌های اختاپوسی در راس برخی از شرکت‌های پیمانکار در معادن سنگ آهن کار می‌کنند، خاطرنشان کرد: فامیل، وابستگان یا دوستان روءسا و مدیران ارشد شرکت‌هایی ایجاد کردند و در حقیقت سود معدن را خودشان می‌برند.
وی با تاکید بر اینکه باید واقعا بررسی شود که این پیمانکاران چه سودهای کلانی به جیب می زنند، ادامه داد: این شرکت‌ها ادعای خصوصی بودن می‌کنند اما در واقع خصوصی نیستند و بخش عمده سهام آنها برای یک بانک است، اینها به منزله خصوصی نیست بلکه عمومی هستند و متاسفانه چتر قانون بر سر این‌ها تسلط پیدا نمی‌کند.
جوکار با تاکید بر اینکه برخی معادن سنگ آهن تخلفات عمده‌ای دارند، گفت: متاسفانه تحقیق و تفحص مجلس هم کارآمدی خودش را از دست داده است به نوعی که تحقیق و تفحص از بخش فولاد کشور کامل نبود و تنها یک پوسته ای‌از فاجعه را توانستیم کشف کنیم در حالی که باید ببینیم ناحیه پنهان آن چیست.
وی با ابراز تاسف از اینکه فعالان برخی معادن سنگ آهن اجازه نمی‌دهند بررسی دقیقی در مورد عملکرد آنان صورت بگیرید، تاکید کرد: آنقدر رانت بالایی دارد که همه جا لابی می‌کنند حتی در مجلس شورای اسلامی و دولت هم لابی می‌کنند که اجازه ندهند بررسی به خوبی صورت بگیرد.
نماینده یزد و اشکذر با تاکید بر اینکه باید با فساد مقابله بشود، گفت: مردم از ما انتظار دارند، نباید معادن سنگ آهن ما و حتی دیگر معادن مانند اختلاس 3 هزار میلیاردی باشد و هنگامی که یک نفر این مبلغ را به جیب زد، بعد از مدتی آن را کشف بکنیم و قوه قضاییه با آن برخورد کند.
وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر رانت و فساد در معادن ما از جمله برخی معادن سنگ آهن وجود دارد، گفت: قبل از اینکه فسادی در معادنی اتفاق بیفتد باید به سراغ آنها برویم و معانی دستگاه نظارتی همین است.
جوکار با تاکید بر اینکه مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه باید نظارت کاملی بر معادن سنگ آهن داشته باشند، افزود: متاسفانه معادن سنگ آهن به بهانه‌های مختلف از زیر چتر قانون فرار می‌کنند.
نماینده یزد و صدوق در پاسخ به اینکه آیا بنا دارید در مورد معدن سنگ آهن استان یزد کار را شروع کنید، گفت: بحث تحقیق و تفحص مطرح است ولی متاسفانه اطلاعات کاملی نمی‌دهند، هنگامی هم که متوجه می‌شوند به اصل قضیه فساد نزدیک شده‌ایم، از طریق افراد مختلف لابی می‌کنند که نباید تفحص بشود.
وی با تاکید بر اینکه فساد در برخی معادن سنگ آهن بسیار وسیع است، گفت: معادن سنگ آهن سرمایه ملت است که پیمانکاران می‌برند و کشور این ظرفیت را از دست می‌دهد و جای خالی آن به صورت یک بیابان برهوت باقی می‌ماند.
جوکار در خصوص اینکه برخی معادن سنگ آهن، حقوق مردم، حقوق دولت و حتی حقوق سهامدارانشان را رعایت نمی‌کنند، اظهار داشت: برخی از این معادن به صورت یک شرکت خانوادگی درآمده که افراد خاصی از آن نفع می‌برند و حتی سهامداران زیان می‌بینند که این افراد خاص سود ببرند.
نماینده یزد و صدوق خطاب به معادن سنگ آهن استان یزد گفت: گمان نکنید که این معادن بخش خصوصی است و می توانید هرطور دلتان خواست رفتار کنید، رفتار شما چیزی جز از دست دادن سرمایه‌های ملی این کشور، اقتصاد کشور و محیط زیست کشور برای ما به ارمغان نخواهد داشت.

افشاگری یک نماینده

این در حالی است، پیش از این محمدعلی مددی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، با اشاره به اسنادی که از رانت در یکی از معادن سنگ آهن کشور به دستش رسیده است، گفت: این رانت مدت‌هاست که در این معدن سنگ آهن اتفاق می‌افتد و دیگر زمان آن رسیده که به این رانت و این قبیل رانت‌ها پایان داده شود.
وی با ابراز تاسف از اینکه رانت‌خواری در کشور به یک امر عادی تبدیل شده است، افزود: با توجه به اینکه مقام معظم رهبری، رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و رییس قوه مقننه بر مبارزه با رانت و فساد تاکید داشته‌اند، اگر به دست هر کسی سندی برسد که حاکی از رانت و فساد باشد، بدون تامل و درنگ باید آن را افشا کند.
نماینده مردم شهرستان میانه با اشاره به اینکه اسناد رانت این معدن سنگ آهن حکایت از آن دارد که رانت به فساد تبدیل شده است، گفت: ابتدا تنها مورد این معدن، رانت در برگزاری مزایده و فروش سنگ‌آهن به قیمتی پایین‌تر بود که همین مورد، نیاز به بررسی دارد اما به مرور زمان مشخص شده که خریداران سنگ آهن در بازار ارز نیز تاثیرات منفی برجای می‌گذارند.
وی با اشاره به اینکه از اسناد چنین بر می‌آید که آقایان دلارهای ناشی از فروش سنگ‌آهن را وارد بازار آزاد کرده و به قیمت روز می‌فروشند، گفت: این افراد به جای اینکه دلارهای ناشی از فروش سنگ آهن را به بانک مرکزی منتقل کنند و از آن طریق وارد نظام بانکی سالم بانکی شود، با ترفندی سوال برانگیز، دلارها را وارد بازار آزاد کرده و به قیمت بالا می فروشند که از این طریق بازار ارز را نیز به چالش می‌کشند.
مددی با اشاره به اینکه امروزه کشورمان در معرض تحریم و تهدید جدی قرار دارد، تصریح کرد: در شرایطی که دشمنان نظام اسلامی از تضعیف ایران اسلامی لذت می‌برند و خوشحال خواهند شد که ایران در اداره کشور دچار بحران شود، هیچ کس حق ندارد به جیب خود بیندیشد و جیب خودش را از منافع ملی پر کند.
وی با تاکید بر اینکه این عملکرد این رانت در این معدن سنگ آهن مصداق مفسد فی الارض است، تاکید کرد: چه دلیلی دارد که تنها مه‌آفرید خسروی اعدام شود و رانت‌خواران دیگر آزادانه بگردند.
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه چرا نام این معدن و رانت خواران را اعلام نمی‌کند؟ گفت: بر اساس آنچه دستگاه قضایی تاکید دارد، تا زمانی که جرمی محرز نشده، نمی‌شود نامی از افراد آورد اما می‌توان نام محلی که جرم در آن اتفاق افتاده را فاش کرد.
وی با تاکید بر اینکه در حال بررسی مدارک و اسنادی هستم که به تازگی به دستم رسیده است، اظهار داشت: به محض آنکه در مورد این اسناد به قطعیت نهایی برسم، آنها را در یک نشست خبری علنی خواهم کرد.
مددی با اعلام اینکه همه مردم ایران در یک کشتی نشسته‌اند و هر کس به این کشتی آسیبی برساند، کشتی به علاوه تمامی سرنشینانش غرق خواهند شد، گفت: مبارزه با فساد و رانت به یک نفر یا یک دستگاه مختص نمی‌شود و نباید انتظار داشته باشیم که دستگاه قضا به این امور رسیدگی کند و بقیه مردم کنار بکشند، بلکه هر کس در هر مقام و جایگاهی با رانتی برخورد کرد، به سرعت باید آنرا علنی کند و اگر توان اطلاع رسانی نسبت به آنرا نداشت، بهتر است از طریق نمایندگان مجلس یا افرادی که می‌توانند اطلاع رسانی کنند، وظیفه ملی و دینی خودش را علنی کند.

جزئیات افشا

محمدعلی مددی چندی بعد از این مصاحبه در تشریح جزئیات رانت‌خواری در یکی از معادن کشور به باشگاه خبرنگاران گفت: خبر موثق دارم که مزایده‌ها در یکی از معادن سنگ آهن در انحصار عده‌ای انگشت‌شمار است و سنگ‌آهن را به قیمتی بسیار پایین‌تر از قیمت جهانی به این افراد واگذار می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه امروزه خصوصی‌سازی به معنای غارت بیت‌المال تعریف شده است، افزود: قرار بر این است که اگر کارخانه یا معدنی را به بخش خصوصی واگذار می‌کنیم، محصولات این بخش‌ها به نفع دستگاهی باشد که آنرا خریداری کرده است اما امروزه شاهد این هستیم که این ذخایر معدنی کشور را به بهانه خصوصی‌سازی به دستگاه‌های زیر مجموعه دولتی از جمله سازمان‌های بزرگ یا بانک‌ها واگذار می‌کنند و آن‌ها نیز هر جور که می‌خواهند با محصولات این کارخانه‌ها و معادن برخورد می‌کنند.
نماینده میانه با اشاره به اینکه سال‌هاست در یکی از معادن سنگ آهن کشور مزایده‌ها به نفع افراد مشخصی تمام می‌شود، تصریح کرد: آقایان شرایط را به نوعی تعیین می‌کنند که پیمانکار دیگری توان انجام تعهد را نداشته باشد و در ‌‌نهایت همه ساله‌‌ همان افراد خاص این مزایده را برنده می‌شوند.
وی با بیان اینکه سهامدار عمده این معدن یکی از شروط مزایده را پرداخت پول سنگ‌آهن ظرف مدت کوتاه چند روزه تعیین می‌کند، گفت: به عنوان مثال مزایده یک میلیون تن را برگزار می‌کنند و شرط می‌گذارند که باید پول آن ظرف مدت 10 روز پرداخت شود بنا بر این تنها افرادی برنده این مزایده شده‌اند که با مسوولان معدن رابطه دارند و البته هر بار که این مزایده را برنده شده‌اند، هرگز پول آنرا پرداخت نکرده‌اند بلکه به عنوان مشتریان خوش‌حساب، پول را به مرور زمان و پس از فروش سنگ آهن پرداخته‌اند.
مددی با اعلام اینکه سنگ آهن در بازار جهانی بین 100 تا 140 دلار بالا و پایین می‌شود، ادامه داد: این در حالی است که این مشتریان خوش‌حساب(!) سنگ‌آهن را به قیمت کمتر از 50 دلار قرار داد می‌بندند.
عضو کمیسیون اقتصادی با اشاره به اینکه به محض بالا رفتن سنگ‌آهن، برندگان مزایده تقاضا می‌کنند که سنگ‌آهن را بیشتر و به سرعت به آنان تحویل دهند، توضیح داد: وقتی سنگ آهن به مرز 130 دلار می‌رسد، آقایان تقاضا می‌کنند که کل سنگ‌آهن را یک باره به آنان تحویل دهند که مالکان معدن نیز به بهانه مشتری خوش‌حساب این کار را انجام می‌دهند و یک باره سود کلانی به جیب این دو مشتری ثابت معدن می‌رود، اما به محض اینکه قیمت سنگ‌آهن پایین بیاید، همین مشتریان خوش‌حساب که احساس می‌کنند درصد سودشان پایین آمده، ترک مزایده می‌کنند و دوباره مزایده دیگری برگزار می‌شود و همین آقایان دوباره مزایده را با قیمت پایین‌تر و البته سودی به مراتب بیشتر از گذشته برنده می‌شوند.
وی با تاکید بر اینکه چه کسی گفته این معادن متعلق به این آقایان است، گفت: اگر معدن را به بخش خصوصی واگذار کرده‌اند برای این است که استخراج به سرعت و دقت صورت بگیرد و نفع آن برای کشور باشد نه اینکه سنگ آهن را به قیمت مفت به دو نفر بدهند و آنان نیز پول‌ها را به خارج از کشور ببرند.
مددی با اشاره به اینکه این معدن سهامداران دیگری هم دارد، گفت: سهامداران باید بررسی کنند که چرا سنگ آهن تا این اندازه ارزان و با این شرایط به خارج صادر می‌شود؟
وی با اشاره به اینکه درصد خلوص در سنگ‌آهن باید بین 50 تا 60 باشد، افزود: اگر درصد خلوص پایین‌تر از این‌ها باشد، نه تنها کشور‌ها برای خرید آن رغبتی ندارند بلکه صادارت آن نیز مشکل دارد. اما مشاهده می‌شود که آقایان سنگ‌آهن با خلوص 60 درصد را به جای سنگ‌آهن با خلوص 50 درصد می‌فروشند که معلوم نیست این اتفاق چرا و چگونه می‌افتد!
مددی تاکید کرد: یک شرکت بین‌المللی استاندارد میزان خلوص این سنگ‌آهن را بررسی و اعلام می‌کند، بار‌ها اتفاق افتاده که این شرکت میزان خلوص اعلام شده را رد کرده و میزان اصلی را تعیین کرده است اما در اصل ماجرا تفاوتی نکرده و مشتریان خوش‌حساب‌‌ همان مبلغ 50 درصد را پرداخت کرده‌اند که جای سوال دارد.
نماینده میانه با ابراز نگرانی از اینکه هیچگونه نظارتی بر عملکرد مدیران این بانک‌ها وجود ندارد، خاطرنشان کرد: به راستی امکان دارد این اتفاق بدون همدستی یک باند بزرگ اتفاق بیفتد؟ حتی اگر یک درصد این مطالب هم درست باشد، کافی است تا تیم حقوقی، حسابداری، مدیریت و تمامی دست اندرکاران مورد بازخواست قرار بگیرند.
مددی اظهار داشت: باید بررسی شود که آیا دستگاه‌هایی همچون وزارت صنایع، گمرک و سایر دستگاه‌های نظارتی دقت لازم را داشته‌اند یا آنکه در آن‌ها نیز قصوری اتفاق افتاده است؟
وی با تاکید بر اینکه به محض پایان تعطیلات مجلس شورای اسلامی، اطلاعات خود را به کمیته معدن کمیسیون صنایع مجلس منتقل خواهد کرد، گفت: شک ندارم که این اطلاعات باعث می‌شود هرچه سریع‌تر تحقیق و تفحص از معادن کشور و این معدن خاص اتفاق بیفتد. اگرچه آقایان مدعی باشند که این معدن خصوصی است اما رانت در آن فسادی علیه منافع کشور است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با ابراز تاسف از اینکه رسانه‌های اقتصادی به فساد در معادن و کارخانه‌ها نمی‌پردازند، تاکید کرد: به دلیل آنکه رابطه درآمد ناشی از آگهی با رسانه‌ها قطع نشود، نسبت به انعکاس اخبار اقتصادی حساسیت مشاهده می‌شود در حالی که انتظار داریم رسانه‌های اقتصادی در زمینه فسادهای اقتصادی حساستر باشند که متاسفانه نیستند.

واکنش معنی‌دار

نکته جالب آنکه مددی در این مصاحبه اسمی از آن معدن سنگ‌آهن که در آن رانت رخ داده اسمی نبرده بود، ولی مدیر عامل شرکت چادرملو در گفتگویی به اظهارات محمدعلی مددی واکنش نشان داده و گفته بود: مزایده سال گذشته برای فروش یک میلیون تن سنگ‌آهن دانه‌بندی شده، برگزار شد که آگهی آن در روزنامه و همچنین سایت شرکت منتشر شد.
وی با بیان اینکه حدود 12 شرکت برای خرید اسناد مزایده اقدام کردند، افزود: در نهایت 4 یا 5 شرکت، پیشنهاد قیمتی خود را ارائه کردند که شرکت اسمیران برای خرید سنگ آهن دانه‌درشت و شرکت شهداب یزد برای خرید سنگ‌آهن ریزدانه برنده شدند.
وی با بیان اینکه شرکت‌های حاضر در مزایده، شرکت‌های داخلی بودند، گفت: یکی از شرکت‌ها نیز با شریک خارجی خود در این مزایده حضور داشت.
نوریان در مورد بحث‌های مطرح شده مبنی بر تقاضای شرکت چادرملو از برنده مزایده برای واریز مبلغ مزایده به حساب ارزی این شرکت در خارج از کشور نیز گفت: برای خرید برخی ماشین‌آلات و قطعات به ارز نیاز داشتیم و به همین دلیل خواستیم تا پول سنگ‌آهن فروخته شده به صورت ارزی و در خارج از کشور پرداخت شود.
وی با بیان اینکه این کار در دو مزایده قبلی طی دو سال اخیر نیز انجام شده بود، گفت: برای این کار نیازی به مجوز نداشتیم و می‌توانستیم پول محصول را به صورت ارزی دریافت کنیم و این کار توسط شرکت‌های دیگر نیز صورت می‌گیرد.
وی تأکید کرد: ارز حاصل از صادرات سنگ آهن در داخل کشور برای ما کارایی نداشت و به همین دلیل برای خرید مواد مورد نیازمان، آن را در خارج از کشور تحویل گرفتیم.
مدیرعامل شرکت چادرملو با بیان اینکه ارزش مزایده فروش یک میلیون تن سنگ آهن دانه‌بندی شده این شرکت در سال 91 حدود 38.5 میلیون یورو بوده است، تصریح کرد: قیمت سنگ آهن در شرایط مختلف، متفاوت است به طوری که قیمت فوب‌ بندر با قیمت تحویل سنگ آهن در مقابل معدن و یا تحویل در کشور مقصد متفاوت است.
وی ادامه داد: در عین حال سنگ آهن بر اساس عیار و میزان عنصر مزاحم آن قیمت‌گذاری می‌شود و استاندارد بودن میزان عناصر مزاحم موجود در آن بر قیمت این کالا تاثیر گذار است.
به گفته وی، هر تن سنگ‌آهن دانه‌بندی شده در سال گذشته 38.5 یورو عرضه شد که در آن زمان، قیمت جهانی این کالا 37 یورو بوده است.
نوریان با بیان اینکه عملکرد شرکت چادر ملو از سوی سهامداران مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، گفت: چادرملو، یک شرکت خصوصی است که سهامداران آن نظارت زیادی بر عملکرد شرکت دارند و در عین حال، کسی به جز سهامداران نمی‌تواند در مورد عملکرد آن اظهار نظر کند.
وی با بیان اینکه شرکت چادرملو دارای آئین نامه معاملات خاص خود است، افزود: شرکت خصوصی بر اساس آئین‌نامه معاملات خود عمل می‌کند و نیازی به مطابقت با آئین‌نامه قوانین و مناقصات نیست.
وی با انتقاد از برخی رسانه‌ها درمورد اعلام ارزش صادرات سنگ آهن چادرملو طی 10 سال گذشته، گفت: برخی افراد مدعی شده‌اند که طی 10 سال گذشته مبلغ زیادی بابت فروش ارزی چادرملو حاصل شده است و در این خصوص، ارزش صادرات این شرکت را بر مبنای دلار 3500 تومانی محاسبه کرده‌اند، در حالی که قیمت دلار طی ماه‌های اخیر به این رقم رسیده و در سال‌های گذشته ارزش بسیار کمتری داشته است.
نوریان با بیان اینکه اولین محموله صادراتی چادرملو در سال 85 صادر شد، گفت: در آن زمان، ارزش هر تن سنگ آهن صادراتی ما 14 هزار تن بود.
با استناد به افشاگری‌های محمدعلی مددی به عنوان ناظر مجلس در شورای رقابت و اظهارت اخیر محمدصالح جوکار به عنوان رئیس مجمع نمایندگان یزد و البته واکنش و اظهارات مدیر عامل معدن سنگ آهن چادر ملو این موضوع به ذهن متبادر شده و به مرحله یقین می رسد که رانت گفته شده در معدن سنگ آهن چادرملو اتفاق افتاده است.
بنابراین باید منتظر ماند و دید که آیا چادملو خواهد توانست از زیر بار سنگین این لکه ننگ خود را رها کند؟




موضوع مطلب : نادرقاضی پور, وزیر اقتصاد
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2854
  • بازدید دیروز: 3588
  • کل بازدیدها: 9453439