سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
هر واحد خلق پول توسط بانک مرکزی به واسط ضریبی به نام ضریب فزاینده، 5 تا 6 برابر می‌شود و حجم نقدینگی موجود در اقتصاد را به سرعت بالا می‌برد. تنها یکی از آثار این فرآیند بروز تورم در اقتصاد است. این روند در دولت فعلی کار را به جایی رسانده که به نظر می‌رسد کار از کنترل دولت خارج شده است و در طول کمتر از دو سال حجم پول و به تبع آن نقدینگی خلق شده در این دولت معادل کل 4 سال دولت دهم است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از 598:خلق پول به زبان ساده یعنی در ازای یک گرم طلایی که موجود است؛ به جای هزار تومان ده یا صد هزارتومان پول چاپ کنیم. یا به عبارتی دیگر در ازای 100هزار تومان (به عنوان مثال) پول چاپ شده، 99 هزارتومان آن هیچ پشتوانه‌ای در بانک مرکزی ندارد! این فاجعه‌ایست که در لفافه توضیحات شیک و علمی آن را از مردم پنهان داشته‌اند.
روند خلق پول و خلق نقدینگی در دولت‌های مختلف همواره به دلیل عدم هماهنگی هزینه‌ها و درآمدها، به طرز سریعی در حال افزایش بوده است. در سال‌های اخیر به دلیل کسری بودجه‌ی مضاعف در دولت‌های دهم و یازدهم، خلق پول توسط بانک مرکزی راه آسان اما پرضرری بوده که دولت‌ها انتخاب کرده‌اند و نتیجه‌ی آن افزایش بی حد و حصر نقدینگی در اقتصاد است.




(نمودار خلق پول بدون پشتوانه و خلق نقدینگی در دولت های پس از انقلاب)

هر واحد خلق پول توسط بانک مرکزی به واسط ضریبی به نام ضریب فزاینده، 5 تا 6 برابر می‌شود و حجم نقدینگی موجود در اقتصاد را به سرعت بالا می‌برد. تنها یکی از آثار این فرآیند بروز تورم در اقتصاد است. این روند در دولت فعلی کار را به جایی رسانده که به نظر می‌رسد کار از کنترل دولت خارج شده است و در طول کمتر از دو سال حجم پول و به تبع آن نقدینگی خلق شده در این دولت معادل کل 4 سال دولت دهم است. خلق پول با این سرعت بالا باید به صورت مداوم رصد شود، چرا که نشان‌گر سرعت بالای خلق پول بدون پشتوانه است.
پول بدون پشتوانه‌ای که هیچ معادلی در بخش واقعی اقتصاد ندارد و کالاها و خدمات به هیچ وجه نمی‌توانند با این سرعت خلق شوند. همان‌گونه که گفته شد نتیجه‌ی این اتفاق چیزی جز تورم نیست. به علاوه خلق پول بدون پشتوانه در نگاه دقیق‌تر ربا است؛ چرا که خلق از عدم است و برای خلق هر یک واحد پول که با یک واحد از کالاها و خدمات در اقتصاد هم ارزش خواهد شد، هیچ زحمتی کشیده نمی‌شود و در مقابل کالاها و خدمات در اقتصاد با زحمت تولید شده‌اند و دارای ارزش ذاتی و واقعی‌اند.







درست مانند آن‌چه که در ربای ساده، اضافه بر پول قرض داده شده گرفته می‌شود. هر چند در ربای قرضی، دسته‌کم پولی قرض داده شده است! اما در اینجا بدون این‌که حتی پولی قرض داده شود، از اقتصاد بهره اخذ می‌شود، بهره‌ای که نرخ ماهانه‌ای آن معادل کل پول چاپ شده توسط بانک مرکزی در هر ماه است!
لازم به ذکر است که ارقام فوق از ذکر از سایت رسمی بانک مرکزی (اداره بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی) استخراج گردیده است و برای اطلاع از آمار لحظه ای خلق پول در ایران می توانید به  پایگاه ساعت خلق پول ایران مراجعه فرمایید.




موضوع مطلب :
رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی می‌گوید در دولت سازندگی برخلاف شعارهای این دولت، واگذاری رانت عرف شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از کیهان: عباس شاکری ضمن سخنانی در مؤسسه دین و اقتصاد گفته است: در دوران پس از جنگ اگر رویه درستی در پیش می‌گرفتیم می‌توانستیم رشدهای دورقمی در اقتصاد را تجربه کنیم. دوره تعدیل، بر شفافیت تاکید داشت اما کاملا برعکس عمل شد و در دستگاه‌های مختلف، شرکتهای اقماری ایجاد شدند که از دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور در امان باشند و آزادانه هرگونه که خواستند عمل کنند. در کل دوره‌ها در امر مالیات، از هر پرونده‌ای که روشن و حاضر بود، مالیات گرفتیم و هر کس عملکرد شفافی نداشت مالیات نپرداخت. وضع مالیات بر ثروت و میزان فرار مالیاتی هم که عیان است. بدون اینکه در امر قیمت‌گذاری دقت کنیم خصوصی‌سازی کردیم. به افراد و نهادهای نزدیک به دولت رانت دادیم و اسمش را خصوصی‌سازی گذاشتیم. گرچه دوران پس از جنگ باید با تدبیر مدیریت می‌شد اما فکر کردیم دولت که کنار می‌رود همه‌چیز درست می‌شود.




موضوع مطلب :

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از شهید نیوز:جانبازان اعصاب و روان امشب میهمان برنامه خندوانه بودند، بله جانباز اعصاب و روان را می گویم، امشب آمدند این دلیر مردان و رزمندگان دیروز ، امروز و در شب آغاز هفته دفاع مقدس برای مردم شعر گفتند.

با آن حال خاص خود طنز گفتند و خاطره تعریف کردند، آنها که همه ما مدیون آنها هستیم ،بدون هیچ توقعی، بسیار ساده با مردم صحبت کردند و گفتند که دلاوری ها و رشادت هایشان را وقتی از جمع مردم رفتیم ،در آینده از زبان سنگ ها و کوه ها و دره ها در مناطق جنگی بیشتر خواهید شنید.

http://8pic.ir/images/4lirylxcuqdzxm2m3ndo.jpg

این دسته ازجانبازان که میهمان خانه های مردم بودند ،هنوز هم هر وقت موج انفجار به سراغشان می آید ، دیگر هیچ کس را نمی شناسند نه زن، نه فرزند و نه پدر و مادر. آنوقت است که همه از دستشان عاصی میشوند و تحملی برای اطرافیانش باقی نمیگذارند. خانواده ها برای سلامتی خود جانباز وبه توصیه پزشکان مدتی آنها را به آسایشگاه جانبازان اعصاب و روان می آورند تا شاید چند روزی یا چند ماهی و شاید برای همیشه از دست فریادها، شیشه شکستن ها و کتک زدن هایش آرامش یابند. این عزیزان همان رزمندگان جوان سال های نه چندان دور هستند که حالا به این عزیزان می گوییم جانباز اعصاب و روان، بعضی هم از روی ندانستن شاید هم میگویند روانی...!

 

بگذریم و برویم سراغ خندوانه که امشب رنگ دیگری پیدا کرده وبه جای ستاره های سینما وتئاتر ،قهرمانان واقعی را با برنامه آورده بود ،جناب خان در همان ابتدا یک آهنگ حماسی برای جانبازان خواند وخیلی سریع به رامبد جوان گفت امشب خوشحالم که این میهمان باحال را به برنامه آوردی که باید بگویم یک حال وهوا خیلی خوبی دارم و در ادامه بسیار جالب وطنز گونه رفتن برای انتقال خون خون ندادن خود را آنقدر برجسته کرد و با گفتن گرفتن عکس ها واینکه چه خدمت بزرگی برای مردم کردم این کار خودش را یک حماسه و کار ویژه معرفی میکند تا حماسه بزرگ این دلیر مردان میهمان برنامه امشب بیشتر نمود پیدا کند.

http://8pic.ir/images/a1gl7euk2geihq1r178d.jpg

برنامه روال عادی خودش را پی میگیرد و رامبد جوان هم دکلمه ای با عنوان "کی میگه جنگ تمام شده " یادی از دوران پس از حماسه دفاع مقدس میکند و در ادامه دکترپژمان آقایی ،فرزند شهید را به برنامه دعوت میکند. دکتر آقایی رییس  بیمارستان وآسایشگاه میلاد شهریار است وسالیان سال است که در کنار جانبازان اعصاب و روان حضور دارد.دکتر آقایی چهره ای دیگر از جانبازان را معرفی میکند و بسیار زیبا شرایط زندگی و رفتاری این جانبازان را به تصویر میکشد و در برخوردی شایسته یادی هم میکند از جانبازانی که در آسایشگاه به خاطر شرایط روحی ومصرف روزانه 50 تا 60 قرص مجبور شدند که از پای تلویزیون آسایشگاه برنامه را ببینند.

دکتر آقایی در پاسخ به رامبد جوان جانبازان اعصاب وروان را ،جانبازان مظلوم وغریب معرفی کرد و گفت : بسیاری از مردم ومسئولان که توفیق دیدار با این جانبازان را دارند فقط در حد یک عکس یادگاری واهدای گل به این عزیزان سر میزنند و اشکال آنها اینجاست که خیال میکنند این وظیفه بنیاد شهید که همه امکانات این شهیدان زنده را فراهم کند ،در صورتیکه همه باید کمک کنند وما برای کمک به این عزیزان نیازمند یک عزم همگانی وملی هستیم.

http://8pic.ir/images/qzkwjzeztdutmb79x0pw.jpg

رامبد اشاره ای به عواطف واحساسات  میکند ومیپرسد که ما به غیر از محبت ودوست داشتن و دور سر این عزیزان گشتن چکار باید بکنیم که دکتر آقایی جواب میدهد:این عزیزان شایسته بهترین ها هستند و مردم ومسئولین باید کمک های مالی وحمایتی بیشتری داشته باشند تا شرایط کاملی را برای این عزیزان در همه جای ایران داشته باشیم.

دکتر آقایی با معرفی بیمارستان‌هایی که به جانبازان اعصاب و روان اختصاص یافته میگوید: «بیمارستان‌ نیایش، صدر، میلاد شهریار و بیمارستان‌هایی در شهرهای تبریز، یاسوج، اهواز، اصفهان و مشهد برای این جانبازان در نظر گرفته شده است.»

او یکی از این جانبازان که در استودیو «خندوانه» حضور دارد را صدا میزند که محمد جان بلند شو وبایست ودوربین محمد را نشان داده ودکتر میگوید:‌ «محمد ماکویی دانشجوی عمران دانشگاه شفیلد انگلیس بود اما او اول جنگ به ایران می‌آید و به جبهه می‌رود. او از سال 63، در بیمارستان بستری است و ما هر کاری برای این آدم بکنیم کم کرده‌ایم. واقعا چه کسی می‌تواند بگوید زحمت و ایثارگری این آدم‌ها چقدر بوده است؟»

رامبد جوان بحث پدر شهید دکتر را مطرح میکند وپژمان آقایی در خصوص پدر شهیدش میگوید: ما در اهواز بودیم که به همراه برادر کوچکم وقتی بابا را میدیدیم سریع خودمان را به او میرساندیم واو مارا در آغوش میگرفت شوکلات های که به عنوان جیره قضایی در جیب خود نگه داشته بود بدون استفاده برای ما می آورد. و در یاد دارم وقتی که بخشی از خاک وطن به اشغال نیروهای عراقی درآمده بود به خانه آمد و بسیار ناراحت بود وناخدآگاه گریه میکرد وآماده اعزام ورسیدن به شهادت که لیاقت آن را داشت میشود.

آقایی وقتی که عکس پدرش را برایش می آورند  ودر دست رامبد جوان قرار میگیرد اشک در چشمانش حلقه میزند ومیگوید :خداوند وقتی اولین پسرم را به من هدیه کرد به عشق پدر نامش را علی گذاشتم واین افتخاری برای من است وانشالله پدر شهیدم از من راضی باشد ودست مرا مانند همیشه بگیرد.

در این لحظه دکتر آقایی یک چفیه که یکی از جانبازان میدهد را به رامبد جوان هدیه میکند و بر روی دوش او می اندازد و فضای معنوی در برنامه حاکم میشود.

جالب هدایای منبت کاری شده با آرم خندوانه وهمچنین تابلو منبت کاری شده کاریکاتور رامبد و یک سری از کارهای هنری که به دستان جانبازان ساخته شده و به رامبد هدیه می شود.

جناب خان در بخشی از صحبت هایش خطاب به دوست شهیدش عماد گفت: رفیقم عماد ، کاکا  دلم برات تنگ شده ، این روزها خیلی هواتو کردم ، همین حالا که با این رفقا هستم ،رامبد جان این رفیق هامان(جانبازان ) حقشان این است که این آخر تنها نباشند وباید بیشتر قدر اینها رو بدانیم.

و درآخر هم که یکی از جانبازان با توسل به حضرت مهدی(عج ) شعری برای حضرت خواند و ذکر یابن طاها،یابن یاسین گرفت واین شد اشک شوقی برای خندوانه........




موضوع مطلب : جانبازان اعصاب و روان میلاد شهریار, میهمان خندوانه
نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با تأکید بر اینکه فداکاری، ایثار و مقاومت در راه خدا و محو و ذوب شدن در خدا راه جانبازان بود، گفت: ادامه راه ایثار و ترویج فرهنگ والای ایثار و شهادت که همان فرهنگ امام حسین (ع) است وظیفه همه ما محسوب می‌شود.
راه جانبازان فداکاری، ایثار و مقاومت است/ راز و عشق بی‌نهایتی میان مقام معظم رهبری و جانبازان وجود دارد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از ایثار، حجت الاسلام و المسلمین شهیدی شامگاه امروز دوشنبه 30 شهریور ماه در مراسم اختتامیه دومین کنگره ملی تجلیل از جانبازان با عنوان «اسطوره‌های ماندگار» با ابراز خوشحالی از حضور در کنار جانبازان گفت: در این دو روز خاطره به یاد ماندنی دیدار با مقام معظم رهبری که رمز و راز و عشق و عاشقی بی‌نهایتی میان ایشان و شما است، دیدار با رییس جمهوری و توفیق زیارت مرقد معمار کبیر انقلاب اسلامی نصیب شما شد.
نماینده ولی فقیه در بنیاد با اشاره به آیه ای از قرآن کریم که خداوند در آن مؤمنین را به سرمایه گذاری و جهاد از مال و جان و نجات از عذاب الهی راهنمایی می‌کند، گفت: برای هر کسی در دنیا فروشنده و خریدار مورد نیاز است؛ خداوند نیز انسان را به سودی هنگفت با سرمایه مال و جان و جهاد در راه خدا راهنمایی کرده است و شما به عنوان فروشنده با سرمایه دست، پا، چشم و جانتان وارد این تجارت شدید و خداوند خریدار سرمایه شما بود.
معاون رییس جمهوری اظهار داشت: شما وظیفه خود را انجام دادید شما جلو دار و پیش قافله بودید و با ارائه یک سند خوب بهشت را خریدید، سند بهشت شما چشم، پا و دستان شما است و ما نیز پشت سر شما در حرکتیم و وظیفه داریم راه شما را ادامه دهیم.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با تأکید بر اینکه فداکاری ایثار و مقاومت در راه خدا و محو و ذوب شدن در خدا راه جانبازان بود، گفت: ادامه راه ایثار شما و ترویج فرهنگ والای ایثار و شهادت که همان فرهنگ امام حسین (ع) است وظیفه همه ما محسوب می‌شود.
حجت الاسلام والمسلمین شهیدی افزود: شما در هشت سال دفاع مقدس فرهنگ خود را با نوارهای منقش به «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه»، «السلام علیک یا ابا عبدالله»، «یا مهدی» و «یا ابو الفضل» اعلام کرده بودید و اکنون نیز این فرهنگ باید در جامعه بماند.
معاون رییس جمهور اظهار داشت: اگر بیش از 1400 سال از جریان عاشورا می‌گذرد و هنوز نام امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و عاشورا به عنوان مظهر شیعه در جامعه باقی مانده است به دلیل پیام رسانی امام سجاد (ع) و زینب کبری (س) و پیام رسانان کربلا تا به امروز بوده است و ما هم اگر می‌خواهیم بمانیم باید فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت را به آیندگان معرفی کنیم که این مسئله همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده است.
حجت الاسلام و المسلمین شهیدی در ادامه گفت: از اقداماتی که برای نهادینه شدن این فرهنگ در حال انجام است اجرای ماده 63 قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران و تشکیل دبیرخانه توسعه فرهنگ ایثار و شهادت و تشکیل نخستین جلسه این شورا با حضور رییس جمهوری است.
وی گفت: ما اگر این فرهنگ را داشته باشیم همه چیز داریم و اگر آن را فراموش کنیم باز به قبل از انقلاب اسلامی باز می‌گردیم. این فرهنگ، فرهنگ آزادگی و افتخار ما است که ما را از دست آمریکا و جنایت کاران آمریکایی نجات داده است؛ فرهنگی که امام (ره) آن را نهادینه کرد و امروز به دست ما سپرده شده است.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با تأکید بر اینکه فداکاری‌های ایثارگران قابل جبران نیست گفت: شما همه هستی خود را داده‌اید و اکنون وظیفه ما است که در خدمت شما باشیم؛ ایثارگران باید بنیاد را خانه خود بدانند و کارکنان بنیاد باید با برخوردی خوب در حد توان مشکلات را حل کرده و در خدمت آنان باشند.
وی با اشاره به اینکه درمان، مهم‌ترین دغدغه بنیاد است به حل مشکل بیمه ایثارگران اشاره کرد و گفت: ما با راه اندازی صندوق سلامت سعی در برطرف کردن مشکلات ایثارگران در حد توان خود داریم.
معاون رییس جمهور با بیان اینکه دغدغه بعدی ما اشتغال فرزندان ایثارگران است، گفت: 71 درصد از قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران اجرایی شده و 21 درصد آن نیز در حال بررسی و تصویب در دولت است.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران افزود: خدا را گواه و شاهد می‌گیریم که عزیزان ما در بنیاد دست به دست هم داده‌اند تا گره ای از مشکلات شما باز کنند چون شما ماندگارید و شهید زنده هستید.
لازم به ذکر است، در پایان مراسم اختتامیه لوح تقدیر مشترک بنیاد و سپاه پاسداران با امضای حجت الاسلام و المسلمین شهیدی و سردار جعفری به جانبازان و خانواده‌های آن‌ها اهدا شد.
همچنین رییس ستاد دومین کنگره ملی تجلیل از جانبازان 70 درصد در مراسم اختتامیه این کنگره گفت: 49 نفر از جانبازان، قطع نخاع 70 درصد، با مصدومیت از ناحیه چشم بصیر و قطع چند عضو در این همایش شرکت داشتند.
سردار محسن انصاری با اشاره به نظم و انضباط مثال زدنی جانبازان به خانواده‌های آنان در دیدارها گفت: این همایش کار مشترک سپاه پاسداران و بنیاد شهید و امور ایثارگران بود و به لطف خدا و همت شما عزیزان به خوبی برگزار شد.
وی با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری در ادامه و کامل‌تر شدن برگزاری این برنامه‌ها گفت: سازماندهی این کنگره با تشکیل کمیته‌های بهداشت و درمان، اجرایی، پشتیبانی، تشریفات، اطلاع رسانی و محتوا و تبلیغات انجام شد و این برنامه در کمال برادری و هماهنگی به شکل بسیار خوبی در سه روز به مرحله اجرا در آمد.
قائم مقام بنیاد در پایان با تشکر از نماینده ولی فقیه و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جانبازان خواست تا نظرات و پیشنهادات خود را برای بهتر برگزار شدن کنگره سوم در اختیار بنیاد قرار دهند.




موضوع مطلب : جانبازان, مقام معظم رهبری
نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با اشاره اینکه امروز دیدار با ایثارگران در بین تمام مسئولان فراگیر شده است، گفت: در سال گذشته بیش از 420 هزار دیدار با خانواده معظم شهدا و ایثارگران انجام شد.
خدمات رسانی به ایثارگران با حمایت های رییس جمهوری امکان پذیر شده است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از ایثار، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی شهیدی صبح امروز دوشنبه، 30 شهریور ماه 94 در دومین کنگره ملی اسطوره‌های ماندگار (تجلیل از جانبازان 70 درصد) ضمن تسلیت شهادت امام محمد باقر (ع)، گفت: از رییس جمهوری محترم تشکر می‌کنم که در آستانه هفته دفاع مقدس امکان برگزاری این کنگره را در اختیار ما قرار داده است.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران به افتخار آفرینی رزمندگان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: رزمندگان ما در 8 سال دفاع مقدس حماسه آفرینی کردند و دفاع جانانه آن‌ها برای همیشه در تاریخ ماندگار است.  رزمندگان ما پس از 8 سال در مقابل دشمنی که مورد حمایت تمام ابرقدرت‌ها بود به پیروزی رسیدند و خوشحالیم که امروز در خدمت تعدادی از این اسطوره‌های ماندگار مقاومت و ایثار هستیم.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، ادامه داد: مقام معظم رهبری در دیدار روز گذشته با این جانبازان فرمودند «این عزیزان تابلوهایی هس
تند که برای همیشه بین مردم باقی می‌مانند».
حجت الاسلام و المسلمین شهیدی به معرفی جانبازان حاضر در این جلسه پرداخت و گفت: امروز در خدمت جانبازان عزیزی از بسیج مردمی و نیروهای نظامی هستیم که به همراه همسران و برخی از اعضای خانواده خود در این جلسه حضور دارند؛ شش نفر از این عزیزان جانباز قطع نخاع گردنی هستند که یک نفرشان علاوه بر قطع نخاع، 2 چشم خود را نیز در راه انقلاب داده است.
معاون رییس جمهوری افزود: 26 نفر از این عزیزان نیز جانباز بصیر و 2 عضو قطع، 3 نفر 3 عضو قطع، 3 نفر 4 عضو قطع و 11 نفر جانباز 2 دست قطع هستند.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران به تدوین برنامه ای 5 ساله برای خدمت رسانی به ایثارگران اشاره کرد و گفت: خدمات رسانی به ایثارگران با حمایت‌های رییس جمهوری محترم امکان پذیر شده است. هرچند معتقد هستیم که فداکاری‌های جانبازان بزرگوار قابل جبران نیست، اما می‌کوشیم به گونه ای بهتر در خدمت آنان باشیم.
حجت الاسلام و المسلمین شهیدی ادامه داد: ما کوشیده‌ایم دیدارهایمان را با ایثارگران افزایش دهیم و به همراه رییس جمهوری محترم به صورت مستمر به دیدار ایثارگران رفته‌ایم که خوشبختانه امروز این دیدارها در بین تمام مسئولان فراگیر شده است. در سال گذشته بیش از 420 هزار دیدار با ایثارگران داشتیم تا به گونه ای از آنان سپاسگزاری کرده باشیم. همچنین اردوهای متعدد زیارتی و سیاحتی برای این عزیزان برگزار کرده‌ایم و در حال حاضر دو کاروان ویژه جانبازان در مراسم حج، نایب الزیاره تمام مردم هستند.
نماینده ولی فقیه در بنیاد با بیان اینکه امروز هرچه داریم از آرامش و امنیت تا موفقیت در عرصه هسته ای، همه مدیون این عزیزان است، گفت: یکی از دغدغه‌هایی که برای ما وجود دارد و دغدغه کلی کشور هم محسوب می‌شود، مسئله اشتغال فرزندان ایثارگران است. در این زمینه نیز تلاش کرده‌ایم تا با ایجاد مشاغل و طرح‌های خود اشتغالی بخشی از این نیاز را پاسخ دهیم که در همین راستا در سال 93 از هزاران فرزند ایثارگر جویای کار، 10 هزار و 145 نفر در دستگاه‌های اجرایی استخدام و 8 هزار و 118 نفر نیز به‌صورت خوداشتغالی از حمایت شغلی و تسهیلات اشتغال بنیاد بهره‌مند شده‌اند و امیدواریم با همت و رهنمودهای شما مسئله اشتغال ایثارگران را برطرف کنیم.
معاون رییس جمهور با تأکید بر اینکه فداکاری‌های همسران جانبازان کمتر از ایثارگری‌های جانبازان نیست، گفت: ما برای خدمات رسانی به همسران و فرزندان این عزیزان نیز برنامه ریزی‌هایی انجام داده‌ایم و همچنین نیاز به برنامه ریزی‌های بیشتری نیز داریم. اولین قدم برای خدمت رسانی به همسران جانبازان 70 درصد صدور کارت ایثارگری برای آنان بود.
حجت الاسلام و المسلمین شهیدی به موضوع بیمه درمانی جانبازان اشاره کرد و گفت: مسئله بیمه جانبازان عزیز و ایثارگران شاغل در دستگاه‌ها یکی از دغدغه‌هایی بود که با دستور شما در حال خاتمه یافتن است.




موضوع مطلب : ایثارگران
مخدوش‌کردن فضای انقلابی‌جامعه ماموریت مروجان منکراتمتاسفانه وضعیت آرایش های آنچنانی به خانواده مذهبی نیز کشیده شده است و بازهم متاسفانه الان آرایش کردن در بین دختران جامعه که هنوز هم ازدواج نکرده اند رواج یافته و تبدیل به یک فرهنگ شده است و خیلی ها فکر می کنند که اگر بدون آرایش بیرون بیایند کار غلطی انجام داده اند!...
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از پایگاه خبری انصارحزب الله، دکترمحمدحسین رجبی دوانی پژوهشگر و استاد دانشگاه طی سخنانی در جلسه هفتگی انصارحزب الله روز یکشنبه 15 شهریورماه در محل دفتر مرکزی این تشکل به راهها و اهداف نفوذ دشمن در کشورپرداخت .مشروح این سخنان در پی می آید:
امروز یکی از دغدغه های مهم رهبر معظم انقلاب عرصه فرهنگ است که نیاز هست همه به آن توجه کنند.
انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی بوده است،تأکید حضرت امام(ره) بر اصل قرار گرفتن فرهنگ در انقلاب،به جایی رسید که سپاه پاسداران در آغاز تأسیس از منظر حضرت امام90درصد فرهنگی و 10درصد نظامی برنامه‌ریزی شد؛چون انقلاب ما فرهنگی بود و باید از این انقلاب پاسداری فرهنگی می شد و سپاه که برای حفظ انقلاب پدید آمد،90درصد وظیفه اش فرهنگی بود.نشر انقلاب ما باید بر اساس فرهنگ اسلامی صورت بگیرد،انقلاب اسلامی ما فرهنگ ما را تکان داد و تغییرداد،ارزشهایی برای ما مطرح بود که قبل از انقلاب اصلاً برای ما ارزشی نداشت.
در آغاز انقلاب، مردم ما در ارزشهایشان یک تحولی صورت گرفت و یک سری مسائلی مطرح شد که قبل از آن زمان -در رژیم طاغوت- به مردم اجازه نمی دادند که این مسائل به آنان آموزش و تعلیم داده و یا مطرح شود؛مثل ایثار و فداکاری وگذشت و توجه به مومنان دیگر و تلاش برای رفع گرفتاریهای آنها. لذا چنان معنویتّی در روحیات مردم ما حاصل شده بود که مثلاً در زمانی که یک کالایی مورد نیاز مردم بود و آن کالا کم بود و یا در دسترس نبود و یک نفر این کالا را به دست می آورد خودش طبق وظیفه وتکلیف دینی آن کالا را در اختیار برادر دینی خود قرار می داد و اصلاً شرم می کرد که آن چیز را خودش داشته باشد و برادر و خواهر مسلمانش نداشته باشند!
از نظر اخلاقی جامعه پاک شده بود از آن جامعه منحطی که به فرموده حضرت امام(ره) تعداد مشروب فروشی های آن از تعداد مساجد و کتابخانه های آن بیشتر بود و جوانان ما را سوق می دادند به فحشا و تباهی وآخرین مدلهای غربی در قالب و ظاهر لباسهای زن و مرد که (هنوز در غرب رواج یافته نبود) در زمان طاغوت در ایران منعکس می کردند و... این چه لطف عظیم الهی بود که اینگونه جامعه ما تحول پیدا کرد و مردم به معنویات و ارزشهای اخلاقی و نفرت داشتن به مفاسد و رذائل اخلاقی کشیده شدند.
تا مدتها بعد از انقلاب حجاب اجباری نبود ولی کسی به بی حجاب ها نگاه نمی کرد و اگر کسی نگاه می کرد از روی تنّفر بود؛چنان معنویتی حاصل شده بود که اگر زنی این گونه بیرون می آمد کسی نگاه بدی و یا تعرضی و توهینی نسبت به او نداشت، امنیت وجود داشت،جامعه در اوایل انقلاب اینگونه بود؛ انقلاب همه چیز را متحّول کرده بود!
لذا دشمن از همان اول انقلاب جنگ نرمی علیه ارزشهای ما صورت داد. جنگ نرم چیز جدیدی نبوده است. از همان ابتدای انقلاب این جنگ با انقلاب آغاز شد ولی در آغاز موفق نبود چرا؟ چون ایمان های اکثر مردم قوی بود و ارزشهایی که در سطح جامعه مورد قبول بود، بیشتر مردم جامعه به آنها پایبند بودند و لذا جنگ نرم دشمن در آن روزها پیشرفت نداشت.از همان روزهای آغازین دشمن به افرادی خبیث، پول و امکانات می داد تا منکرات را در جامعه علنی انجام دهندو فضای جامعه را نگذارند انقلابی شود.
آن زمان نیز صدای دلسوزان که می گفتند نباید به سادگی از کنار اینها گذشت به جایی نمی رسید و برخوردی ریشه ای صورت نمی گرفت. آن زمان به خاطر فضای جنگ و معنویت خون پاک شهدا و اخلاص مردم، دشمن زیاد نتوانست کاری از پیش ببرد.

انحراف در فرهنگ جامعه، مهمترین هدف دشمن

دشمن جهت تخریب فضای فرهنگی از همان روزهای اول با برنامه وارد میدان می شد و برای تغییر فضای ارزشی که به سبب انقلاب در جامعه ایران ایجاد شده بود طرح هایی را جهت ضربه زدن به فرهنگ اجرا نمود. آنها تلاش می کردند تا حجاب اجباری نشود، اما فضای جامعه و نوع نگاه مردم به حجاب ایجاب می کرد تا حجاب اجباری شود و به قانون تبدیل شود؛وگرنه تا مدتها بعد از انقلاب نیز هنوز در برخی از ادارات ما کارمند بی حجاب وجود داشت،بی‌حجابی در دید آحاد مردم یک ضدارزش شد و مردم معتقد بودند که اینها هنجارهای جامعه اسلامی را می شکنند.
در آن روزها نیز مسئولان به خوبی با ترفندهای دشمنان برخورد نمی کردند و اگر دشمن در آن روزها نتوانست به موفقیت دست یابد به سبب فضای معنویت خود مردم و جّو جامعه بود. برخی از مسئولان ما فکر می کردند که اوضاع همین گونه می ماند و دشمن دست روی دست می گذارد ولی دشمن دست از دشمنی با ما برنداشت،و هر روز با ترفندی دیگری به دشمنی خود ادامه داد تا این که جنگ سخت را به ما تحمیل کرد به این امید که بتواند نظام ما را از پا دربیاورد.

هوشیاری و بصیرت مردم معادلات دشمن را برهم زد

معادلات آنها هم کاملاً درست بود کشوری تازه انقلاب کرده و با ذخایری خالی و در حالی که هنوز ارگانهای انقلاب شکل نگرفته و سپاه تازه تاسیس شده بود و هنوز آموزش ندیده بودند و ارتش به لحاظ حوادث قبل از انقلاب و نیز دستگیری و اعدام وفرار برخی از سران ارتش هنوز روحیه لازم را نداشت و... معادله اینها درست بود که اگر صدام با 12 لشکر غافلگیرانه به ایران حمله کند ایران و نظام سقوط خواهد کرد.
البته چیزی را که دشمن در معادلات خود ندیده بود این بود که خدا با این انقلاب است و این مردمی که برای خدا به میدان آمده اند خدا وعده داده که آنها را یاری کند. لذا با حضور ملت ایران معادلات اینها به هم ریخت و این جنگ سخت -که شرق و غرب هم دشمنی با هم را به خاطر دشمنی با ما کنار گذاشته بودند با حمایت و با پولهای کلان کشورهای جنایتکار عربی از صدام بر علیه ما، 8 سال طول کشید.
اما دشمن به این نتیجه رسید که تنها راهی که می تواند بر این مردم و بر این نظام غلبه پیدا کند ایجادانحراف در فرهنگ آنها است. دشمن هر آنچه که می توانست بر علیه ما به کار برده است،نه اینکه نخواسته است،بلکه نتوانسته است. اگر آمریکا می توانست تا به حال ما را با بمب اتم زده بود ولی نمی تواند و حضرت آقا شعار نمی دهند و بر مبنای حقایق موضع می گیرند.
ایشان فرمودند: اگر حادثه ای بخواهد بر علیه ما صورت بگیرد چنان عمل خواهیم کرد که تلاویو و حیفا با خاک یکسان شود،این شدنی است. این هنر رهبری ماست که فرمود بخشی از قدرت ما را دشمن خبر دارد و اگر لازم بود بخشی دیگر را هم در عمل نمایان خواهیم کرد.ایران در این 36 سال خار چشم آمریکاست؛ همانطور که امام فرمودند آمریکا را ما تحقیر کرده ایم، ما آمریکا را زیر پا له کردیم.

جواب گستاخی دشمن را باید با قاطعیت داد

اشتباه می کنند مسئولانی که فکر می کنند با این مذاکراتی که شده است آمریکا از دشمنی خودش دست بر می دارد و با ما پسر خاله خواهد شد! کما اینکه اینها اینگونه فکر می کنند که نباید مقابل آن توهینها و آن اظهارات گستاخانه مقامات آمریکا عکس العمل نشان داد،که حضرت آقا در این خصوص موضع گرفتند و فرمودند: اگر شماها در مقابل اینها حرفی نزنید و همیشه بگویید برای مصرف داخلی عنوان کرده اند آن حرف آنها تثبیت می شود و به عنوان اینکه حرف آنها درست است و مجرای قانونی پیدا کرده است جا می افتد و دیگر نمی شود کاری کرد.
آمریکا هنوز که هنوز است چون از شوروی سابق ضربه خورده بود و میلیاردها دلار برای مقابله با توسعه طلبی های شوروی در حوزه نفوذ آمریکا هزینه کرده بود بااینکه شوروی نظامش عوض شد و یک نظام غربی شد و نظام مارکسیستی فرو ریخت و حتی روسیه حاضر شد در خیلی از جاها حتی علیه ما با امریکا همپیمانی کند و حاضر نشد قطعنامه های آمریکا را علیه ما وتو کند که آمریکا بدش نیاید، با این حال آمریکا سر آن سابقه قدیمی دست از سر روسیه برنداشته و این دشمنی را در جریان اوکراین دیدیم.آنها روسیه را تحریم کردند و از این طریق به روسیه ضربه وارد کردند.

حالا مسئولان روسیه می گویند الان می فهمیم که ایران در تحریم ها چه کشیده است! و این در حالی است که تحریم های روسیه اصلاً قابل قیاس با تحریم های ایران نیست.آمریکا اینطور کینه توز است اگر یک دلار جایی هزینه کند تا چندین برابر آن منفعت کسب نکند دست بردار نیست؛ چرا که آنها همه چیزشان مادیات و دنیا است.

دشمن با یک قطعنامه از دشمنی با ما دست بر نمی دارد

آمریکا از سر روسیه دست بردار نیست حالا بیاید از سرما دست بردارد؟! و فکر می کنند با یک قرارداد دیگر کاری با ما ندارد؟!دشمن ،دشمن است، دشمن در لغت به معنای بدخواه است و جز به بدی برای شما به چیز دیگری نمی اندیشد و اگر امروز آمده با ما قرارداد بسته است به اعتراف خودشان برای این است که بیایند اطلاعات بیشتری از ما کسب کنند که فردا اگر خواستند حمله کنند بهتر بتوانند ضربه وارد نمایند.
آمریکا زمانی هیچ غلطی نمی‌تواند بکند که مسئولان ما در جهتی بروند که رهبر معظم انقلاب و امام آن را ترسیم کرده اند و دغدغه های رهبری را جدی بگیرند.امام فرمودند که آمریکا قابل اعتماد نیست و آمریکا سابقه عهدشکنی و خیانت دارد و در طول تاریخ این را ثابت کرده است و حتی بر عهد خود با همپیمانان و دوستان خود نیز پایبند نیست و به آنها خیانت کرده است؛ در قضیه مصر،لیبی و عراق و... دیدیم با دست نشانده های خودش چگونه برخورد کرد! در مصر وقتی حسنی مبارک ساقط شد حسنی مبارک همچون شاه ایران از آمریکا گلایه داشت و گفت آمریکا تعهد کرده بود از ما حمایت کند و اما حمایت نکرد،حال آمریکایی که به دوستان و هم پیمانان خودش رحم نکرد می خواهد به ما که آمریکا را تحقیر کرده ایم رحم نماید و بر تعهد خودش بماند؟!
آمریکا اندیشید که چگونه می تواند این نظام را به زانو در آورد و به این نتیجه رسید که تا مردم با این نظام هستند این نظام ساقط شدنی نیست، قوی‌تر می‌شود که ضعیف نخواهد شد؛حالا چرا این مردم با این نظام هستند برای اینکه مردم بر باورهای دینی روی این نظام ایستاده اند و لذا تلاش کردند که این باورها و اعتقادات و این ایمان را در مردم تضعیف کنند و این فقط از راه فرهنگ می‌شود .

اولین جرقه نفوذ فرهنگی دشمن در دولت سازندگی

متاسفانه از همان اول دولت سازندگی که تازه جنگ تمام شده و این دولت شکل گرفته بود بابرداشتهای غلطی که داشتند و می خواستند بگویند ما کشور بسته ای نیستیم ،درب کشور را بر روی محصولات فرهنگی فاسد غربی باز کردند و غربی ها نیز دنبال جای پا برای نفوذ خودشان بودند.
مسئولان آن دولت در پی این بودند تا به دنیا بگویند که دیگر بر روی مواضع اصولی خود نمی ایستیم و نمی خواهیم با دنیا قطع ارتباط داشته باشیم.
البته ما از اول چنین اعتقادی نداشته‌ایم که با دنیا قطع رابطه کنیم، اما کدام کشور ونظام است که درب کشور خود را به سوی فرهنگ مهاجم بدون هیچ قید وبندی باز کند؟! خود آمریکا نیز چنین سیاستی ندارد. شما ببینید که چندین سال پیش عروسکهای سارا و دارا که مثلاً نماد یک عروسک با فرهنگ ایرانی و اسلامی بود آمریکاییها -در زمان بوش پسر- اجازه نداده بودند که وارد کشورشان شود!اینها از عروسکی که ظاهر ایرانی داشت،ترس داشتند،کشور 300میلیونی احساس خطر کرد که اگر این عروسک وارد کشورش بشود ممکن است بچه های آمریکایی تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار بگیرند! او مراقبت می کند،اما ما مراقبت نکردیم و درب های کشور را باز گذاشتیم تا آخرین مدهای غربی و لوازم آرایشی آنچنانی وارد کشور شوند!
ما در این سالها به خصوص بعد از جنگ بخاطر برخی سیاستهای غلط متولیان فرهنگی قبح بسیاری از آداب را شکستیم و از بین بردیم؛مثل آرایش دختران مجرد!آن زمان رسم این بود که آن آرایش حداقلی هم اگر وجود داشت متعلق به زن متاهل بود و نه دختران مجرد.اما امروز ما دچار چه وضعیتی شده ایم؟!متاسفانه وضعیت آرایش های آنچنانی به خانواده مذهبی نیز کشیده شده است و بازهم متاسفانه الان آرایش کردن در بین دختران جامعه که هنوز هم ازدواج نکرده اند رواج یافته و تبدیل به یک فرهنگ شده است و خیلی ها فکر می کنند که اگر بدون آرایش بیرون بیایند کار غلطی انجام داده اند! در حالی که در احکام اسلامی آمده است که آرایش زن فقط برای همسر و محارمش جایز است و اگر نامحرمی از آرایش زنی خوشش بیاید چندین هزار ملائکه آن زن را لعنت می کنند.
از یک سو ما این احکام و این احادیث را برای مردم جا نینداخته ایم و از سوی دیگر درب کشور را به سوی کالا های فرهنگی غرب باز گذاشته ایم که با این روش یقیناً ضربه هایی خواهیم خورد که امروز با این ضربه ها مواجه هستیم.
اگر اصالت انقلاب و فضای ملکوتی از بابت خون پاک شهدا نبود،اگر سایه خانواده شهدا بر سر ما نبود هر کشور دیگری بود با این بی تعهدی که مسئولان در قبال مسائل فرهنگی انجام داده اند کشور رفته بود!
خبرنگاری از رئیس دولت سازندگی در پایان کارش در سال76 (قبل از اینکه دولت اصلاحات کار را تحویل بگیرد) پرسید که شما در عرصه فرهنگ چه کرده‌اید؟ و ایشان در جواب گفت: فرهنگ مقوله ای پیچیده بود که ما اصلاً در آن وارد نشدیم!
این مصاحبه در نشریات آن زمان منعکس شده است. 8 سال زمام کشور در اختیار شما بود،دشمن از همان روز اول تلاش می کرد تا فرهنگ کشور را آسیب پذیر کند.مهمتر از این در همان سالها بود که حضرت آقا نسبت به تهاجم فرهنگی غرب هشدارهای جدی فرمودند و از مسئولان خواستند تا در برابر تهاجم فرهنگی دشمن صف آرایی و برنامه ریزی کنند ولی می بینیم که رئیس دولت سازندگی می گوید ما اصلاً کاری در عرصه فرهنگ نکردیم!! اینها باید به خدا و خلق پاسخگو باشند.
حضرت آقا سالهاست که چفیه به دوش خود می اندازند و این کار رهبری بعد از جنگ سخت است و دارای پیام است. معظم له می خواهند بگویند که جنگ جدیدی در پیش است،چفیه نشان آمادگی برای مقابله با دشمن است. این جنگ عرصه ای است که متخصصان را فرا می خواند،اگر درجنگ دیروز که جنگ سخت بود همه مردم از هر طیف و هر سنی حضور داشتند در جنگ نرم و یا جنگ فرهنگی باید اهل علم و فکر ورود کنند.
حوزه های علمیه ما کوتاهی کردند و دانشگاهیان ما که اصلاً کار نکردند و در دوران اصلاحات ،دانشگاه پایگاهی برای افکار سران دولت اصلاحات شد. در دولت اصلاحات تخریب بن مایه های ارزشهای انقلاب را هدف قرار دادند.(خدا از سر تقصیرات آنها نگذرد)با کمال گستاخی می گفتند شهادت و شهادت طلبی خشونت‌طلبی است و می گفتند زمان ارزشها تمام است و امام را باید در موزه ها دنبال کرد!وزیرخائن ارشاد دولت اصلاحات اصلاً پایبند به سیاستهای ارزشی نبود و خون به دل رهبر انقلاب کرد. و سرانجامِ او را که به دامن غرب رفت همه دیدند.
بچه های مومن در برابر این حرمت شکنی ها و حرکات ضدارزشی ایستادند و نگذاشتند که این عقاید را پیاده کنند و آرزوهای غرب را جهت تخریب پایه های فرهنگی در داخل کشورعملی کنند.
آنها الان رسوا شده اند و جریان اصلاحات هیچ اعتبار وارزشی در بین مردم و اهل فکر ندارد.این جریان یک جریان با سلیقه خاص نبود بلکه یک جریان منحرف فکری و سیاسی است،بسیاری از متفکران آنها به غرب گریختند و برخی از زنان این طیف که به بیگانگان پناه بردند در تلویزیون آنها کشف حجاب کردند و دنباله های آنها در داخل یک کلام در نقد این افراد فراری حرف نزدند! و حتی هنوز در سایتها از آنها حمایت هم می کنند! اینها از اعتقادات فاسد آنها حکایت می کند. رئیس دولت اصلاحات به ولایت امیرالمومنین علیه السلام توهین نمود تا بتواند رأی اهل سنت را جذب نماید!
دولت نهم و دهم با اینکه بازگشتی به ارزشها داشت و جای تقدیر داشت اما متاسفانه در قبال فرهنگ نیز هیچ برنامه ای نداشت . دولت فعلی نیز الان دارد به گونه ای حرکت می کند که با این بی مسئولیتی و بی توجهی معلوم نیست فرهنگ را به کجا دارند می برند!

سعادتمندی فرد فرد جامعه وظیفه حکومت ولایی

آقا در دیدار اخیرشان با هیئت دولت در خصوص نگرانی از فضای فرهنگ در کشور می فرمایند:مشکلات فرهنگی گاهی اوقات خواب را از چشم من می‌رباید.
یعنی رهبر معظم انقلاب به خاطر مشکلات فرهنگی برخی اوقات خواب ندارند. مسئولان ما در خواب هستند و موضعی اتخاذ نمی کنند و برعکس رئیس دولت اعتدال در این شرایط می گویدکه نباید مردم را با زور شلاق به طرف بهشت کشاند! این جمله یعنی چه؟بله هیچ حکومتی احساس وظیفه در قبال به بهشت بردن مردم ندارد اما ولایت اتفاقاً وظیفه دارد؛حضرت علی (ع) می فرماید که من می خواهم مردم را به بهشت برسانم،حکومت ولایی وظیفه اش این است که نه تنها جامعه را به رشد برساند بلکه وظیفه دارد فرد فرد جامعه را سعادتمند بکند.
حضرت آقا در برابر این منطق غلط می فرماید: فرق حاکم اسلامی با دیگران همین است می خواهد کاری کند که مردم را به بهشت برساند.یعنی ببینید وقتی باور نسبت به مسائل فرهنگی نباشد و بگویند کاری به بهشت و جهنم رفتن مردم نداریم، نتیجه اش این می شود که آنانی که می خواهند بی‌بندوباری کنند خیالشان راحت می شود و به آرزوی خود می رسند.

نگذاریم تهاجم فرهنگی به ما ضربه بزند

مسائل فرهنگی و تهاجمی که دشمن نسبت به فرهنگ ما کرده است به قدری حسّاس وحساب شده است که اگر مسئولین ما توجه نکنند و در این عرصه کوتاهی کنند و خود ما حساسیت نداشته باشیم با این که تهاجم نظامی دشمن کارساز نبود،تحریم های اقتصادی او کارساز نبود ولی خدایی نکرده تهاجم فرهنگی می تواند کارساز باشد.اگر فرهنگ آسیب پذیر باشد می تواند در عرصه‌های دیگر هم ما را آسیب پذیر کند.
ولایت مداری در شعار نیست و در عمل است باید دغدغه های رهبری رصد شود و از مسئولان مطالبه کرد.



موضوع مطلب : چه زمانی آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟!
دوشنبه 94 شهریور 23 :: 7:38 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار و به نقل از الف-آیلان پایه:نویسنده مقاله ده اسطوره اسرائیلی نادرست The Ten Mythologies of Israel پروفسور ایلان پاپه( وی موسس و مدیر مرکز اروپایی مطالعات فلسطین در دانشگاه اگزتر انگلستان است. پاپه پیشتر استاد دانشگاه حیفا در اسرائیل بود اما به دلیل انتقاد از جنایات رژیم صهیونیستی از این دانشگاه اخراج شد. او بارها به دلیل این اظهارات تهدید به مرگ شده است) در مورد آن دسته از دروغهای اسرائیل است که در رسانه های غربی حاکم شده است. این مقاله تاکنون در ایران ترجمه و چاپ نشده است. از دکتر سید هادی برهانی بخاطر ترجمه و ارسال آن تشکر می شود. مطالب مقاله می تواند روشنگری خوبی در میان دانشجویان و قشر تحصیلکرده در زمینه فریبکاری های اسرائیل ایجاد نماید.
********************************
هر تلاشی برای حل و فصل یک منازعه در گرو شناخت ماهیت آن بوده و تاریخ منازعه منبع اصلی چنین شناختی است. یک تاریخ مخدوش یا دستکاری شده دلیل محکمی برای ناکامی در حل و فصل یک منازعه بشمار می آید در حالیکه نگاه صادقانه به گذشته و همه ابعاد آن نوید بخش حل و فصل و صلحی پایدار است. همچنانکه نمونه اسرائیل و فلسطین بخوبی نشان می دهد تاریخ مخدوش میتواند مخرب و زیانبار باشد: این تاریخ میتواند به وسیله ای برای تداوم سرکوب، استعمار و اشغال بدل شود.
پذیرش گسترده روایت صهیونیستی (از تاریخ منازعه اعراب و اسرائیل) در جهان بر زنجیره ای از اسطوره ها استوار است که با ایجاد شک در زمینه حق اخلاقی فلسطینی ها و برخورد اخلاقمند با منازعه، آینده هرگونه صلح عادلانه را دچار ابهام می نماید. پذیرش این اسطوره ها بعنوان حقیقت از سوی رسانه های گروهی مسلط در کشورهای غربی و همچنین نخبگان سیاسی غرب دلیل اصلی این وضعیت است. هنگامیکه این اسطوره ها حقیقت تلقی شدند نه تنها اقدامات اسرائیل بلکه همچنین گرایش (جانبدارانه) کشورهای غربی به دخالت در منازعه را توجیه می نمایند.
ده اسطوره رایج (در کشورهای غربی) که فضای امنی برای اقدامات ضدانسانی در فلسطین فراهم آورده و همچنین زمینه فرار (اسرائیل) از مکافات (جنایاتش) را میسر ساخته در بخش زیر مطرح شده است:

1. اسطوره شماره یک: فلسطین سرزمینی بود بدون مردم در انتظار مردمی بدون سرزمین

نخستین اسطوره در مورد سرزمین فلسطین آنرا سرزمینی خالی از سکنه معرفی می نماید که در انتظار مردمی بدون سرزمین بود. نادرستی بخش اول این اسطوره بوسیله مورخینی برجسته با موفقیت به اثبات رسیده است. آنها توانستند نشان دهند چگونه فلسطین پیش از ورود صهیونیستهای نخستین جامعه ای پررونق، عمدتا روستایی، اما برخوردار از مرکزیتی شهری و پرجنب و جوش بود. این جامعه مشابه سایر جوامع موجود در منطقه که تحت حاکمیت عثمانی و بخشی از امپراتوری بودند، از جنبشی ملی برخوردار بود. اگر صهیونیستها به سواحل آن نمی رسیدند این جنبش میتوانست فلسطین را به یک کشور-ملت مشخص مانند عراق و سوریه تبدیل نماید.

دومین بخش این اسطوره نیز مشکوک اما واجد اهمیت کمتری است. دانشمندان متعددی، از جمله چندین اسرائیلی، در وجود رابطه ای ژنتیکی میان مهاجران صهیونیست و یهودیانی که در دوره رومی ها در فلسطین می زیسته و یا از آن اخراج شده اند، تردید کرده اند. این البته موضوعی کاملا کم اهمیت تر است زیرا در موارد بسیاری جنبشهای ملی داستانهایی در مورد تولد خود ابداع می نمایند و آنرا به گذشته های دور نسبت می دهند. در اینجا مسئله مهم این است که شما بنام این داستان چه می کنید. آیا این داستان بعنوان توجیهی برای استعمار، کشتار و اخراج دیگران مورد استفاده قرار می گیرد، و یا از آن برای صلح و آشتی بهره برداری می شود؟ این که این روایت درست یا نادرست است چندان اهمیتی ندارد. آنچه غیرقابل قبول است این است که شما بنام این داستان اهالی بومی یک سرزمین را استعمار نموده، آنها را اخراج کرده و حتی در مواردی آنها را قتل عام نمایید.

2. اسطوره شماره دو: فلسطینی ها پیش از تاسیس اسرائیل به اقدامات تروریستی علیه مهاجران یهودی متوسل شدند

دومین اسطوره بنیادی در زمینه یهودی ستیزی فلسطینی ها و اقدامات تروریستی آنها علیه مهاجران یهودی از ابتدای ورود آنها (به خاک فلسطین) تا زمان تاسیس دولت اسرائیل است. همچنانکه خاطرات بسیاری از صهیونیستهای نخستین نشان می دهد فلسطینی ها با این یهودیان برخورد خوبی داشته، به آنها پناه و سرپناه دادند و (حتی) در موارد بسیاری به آنها یاد دادند چگونه کشاورزی نمایند. مقاومت فلسطینی از زمانی آغاز گشت که فلسطینی ها دریافتند این مهاجران برای زندگی در کنار آنها یا در میان آنها نیامده اند بلکه هدف آنها زندگی در فلسطین به جای آنهاست. هنگامی که این مقاومت شروع شد تفاوتی با سایر مقاومتهای ضد استعماری نداشت.

3. اسطوره شماره سه: اسطوره های نادرست در حول و حوش تاسیس اسرائیل
اسطوره شماره سه پیرامون دروغهای اسرائیل در مورد جنگ 1948 است. در این رابطه چهار مورد قابل توجه می باشد:
الف) فلسطینی ها باید برای آنچه برای آنها اتفاق افتاده سرزنش شوند زیرا آنها طرح تقسیم سال 1947 سازمان ملل را رد کردند. این اتهام ماهیت استعماری جنبش صهیونیسم را نادیده می گیرد. کاملا نامحتمل است که الجزایری ها، برای مثال، با طرحی برای تقسیم الجزایر میان مهاجران فرانسوی و مردم بومی موافقت می نمودند و چنین موضعی غیرمنطقی و غیرمنصفانه بحساب نمی آمد. از نظر اخلاقی کاملا روشن است که چنین موضعی، از سوی هر ملت عربی، نمی توانست توجیهی برای ریشه کن کردن مردم فلسطین بعنوان مجازات عدم پذیرش طرح صلحی باشد که بدون هرگونه مشورتی با آنها تهیه شده بود.

ب) فلسطینی ها داوطلبانه یا بنا به درخواست رهبران عرب خانه های خود را ترک کردند. این اسطوره که فلسطینی ها داوطلبانه خانه های خود را رها کردند و یا به دعوت رهبران خود و یا رهبران کشورهای عربی همسایه لبیک گفتند که خواستار باز کردن راه برای ورود ارتشهای عربی برای آزادسازی فلسطین بودند، نیز به همان اندازه پوچ است. چنین درخواستی صورت نگرفته است. این دروغی است که در اوایل دهه پنجاه توسط وزارت خارجه اسرائیل ساخته و پرداخته شد. پس از مدتی مورخین اسرائیلی داستان را تغییر داده و مدعی شدند ترک یا فرار فلسطینی ها از فلسطین بدلیل وقوع جنگ صورت گرفته است. اما حقیقت آن است که نیمی از آنهایی که در سال 1948 آواره شدند قبل از شروع جنگ 1948 (از فلسطین) اخراج شده بودند.

ج) اسرائیل داودوار با طالوت عربی درافتاد.1 تحقیقات نشان می دهد که (اولا) فلسطینی ها فاقد هرگونه قدرت نظامی بودند. ثانیا ارتشهای عربی نیروهای اندکی به فلسطین اعزام کردند که از نظر تعداد و تجهیزات و آموزش کمتر و پائین تر از نیروهای یهودی بود. مهم تر آنکه این نیروها پس از 15 می 1948، زمانیکه اسرائیل اعلام موجودیت کرد، و در پاسخ به عملیات پاکسازی نژادی نیروهای صهیونیست (علیه فلسطینی ها) که از فوریه این سال شروع شده بود، وارد عمل شدند.

د) پس از پایان جنگ، اسرائیل دستش را برای صلح بسوی همسایگان عرب و فلسطینی دراز کرد. در مورد این اسطوره اسناد مربوطه کاملا نشان می دهد که رهبری اسرائیل با لجاجت با هرگونه مذاکره در مورد سرنوشت فلسطین و بازگشت آنانکه اخراج شده یا فرار کرده اند، مخالفت می نمود. زمانیکه دولتهای عربی و رهبران فلسطینی آماده بودند در ابتکار صلحی نوین و منصفانه تر در 1948 مشارکت نمایند، اسرائیلی ها میانجی سازمان ملل متحد، کنت برنادت2 ، را ترور کردند و پیشنهاد کمیسیون آشتی فلسطین3 سازمان ملل برای از سرگیری مذاکرات را رد نمودند. این لجاجت همچنانکه آوی شلایم4 در کتابش، دیوار آهنین5 ، نشان داد، بعدها نیز ادامه یافت. از نظر وی برغم اسطوره موجود، که فلسطینی ها هرگز فرصتی را برای از دست دادن صلح از دست نداده اند، این اسرائیل بود که مستمرا پیشنهادهای ارائه شده برای صلح را رد می کرد.

4. اسطوره شماره چهار: اسرائیل تا 1967 دولتی دموکراتیک و متعادل بود
چهارمین اسطوره در مورد طبیعت دموکراتیک و متعادل اسرائیل قبل از جنگ 1967 است که بدنبال صلح با همسایگان و اعطای حقوق برابر به همه شهروندان بود. این اسطوره ای است که حتی توسط برخی دانشمندان مطرح فلسطینی یا طرفدار فلسطین نیز بازتولید شده اما فاقد اساس تاریخی است. یک پنجم شهروندان اسرائیلی (اعراب) با توسل به مقررات سختگیرانه شرایط اضطراری، که در دوران قیمومیت انگلستان وضع شده بود، تحت حکومت نظامی بیرحمانه ای بودند که آنها را از حقوق اولیه بشر و مدنی محروم می کرد. در این مدت بیش از پنجاه شهروند فلسطینی بدست نیروهای امنیتی اسرائیل کشته شدند. در همین مدت اسرائیل سیاستی سلطه جویانه علیه همسایگان عرب خود دنبال می نمود: به آنها به دلیل اجازه به آوارگان برای تلاش جهت بازگشت (به فلسطین) و پس گرفتن اموال و املاک (از دست رفته) حمله می نمود. (در همین مدت) اسرائیل در تبانی با کشورهای انگلستان و فرانسه تلاش نمود حکومت مشروع جمال عبدالناصر را سرنگون نماید.

5. اسطوره شماره پنج: مبارزه فلسطینی ها هدفی جز ترور ندارد
پنجمین اسطوره آن است که مبارزه فلسطینی ها هدفی جز تروریسم ندارد. مبارزه ای که بوسیله سازمان آزادیبخش فلسطین رهبری شد مبارزه ای آزادیبخش علیه یک پروژه استعماری بود. در عین حال برای جهان سخت بود مبارزه ضداستعماری مشروعی که اکثریت قربانیان آن مسلمان و ستمگران آن یهودی بودند را برسمیت بشناسد.

6. اسطوره شماره شش: اسرائیل مجبور شد کرانه باختری و نوار غزه را در 1967 تصرف نماید، و ناچار است این سرزمینها را تا زمان پذیرش صلح از سوی دیگران نگاه دارد
ششمین اسطوره می گوید جنگ 1967 اسرائیل را وادار نمود کرانه باختری و نوار غزه را تصرف نموده و بعنوان گروگان در اختیار بگیرد تا جهان عرب یا فلسطینی ها وادار شوند صلح با دولت یهودی را بپذیرند. نخبگان سیاسی و نظامی اسرائیل به جنگ 1948 بعنوان فرصتی ضایع شده می نگرند: لحظه ای تاریخی که اسرائیل می توانست تمامی فلسطین تاریخی (از رود اردن تا دریای مدیترانه) را تصرف نماید. تنها عاملی که مانع انجام این کار شد توافق ضمنی با پادشاهی اردن هاشمی بود: به پاداش مشارکت محدود اردن در جنگ اعراب (علیه اسرائیل) به اردن اجازه داده شد کرانه باختری را ضمیمه خاک خود نماید. پس از 1948، نخبگان اسرائیل به دنبال فرصتی بودند، و از نیمه دهه شصت (میلادی) به دقت آنرا برنامه ریزی می کردند، تا چگونه همه (خاک فلسطین) را به چنگ آورند.

در چندین موقعیت تاریخی دیگر اسرائیلی ها در صدد اجرای این برنامه برآمدند اما در آخرین لحظات از اجرای آن منصرف شدند. موارد مشهور مربوط به سالهای 1958 و 1960 می باشد. در سال 1958، رهبر کشور و اولین نخست وزیر آن، دیوید بن گوریون، بدلیل نگرانی از واکنشهای بین المللی عملیات را در آخرین لحظه ملغی نمود. در 1960، دلیل اصلی عقب نشینی بن گوریون از این برنامه نگرانیهای دموگرافیک ناشی از جذب جمعیت کثیر فلسطینی در اسرائیل بود. بهترین فرصت در 1967 فراهم شد، براساس (یکی دیگر از) اسطوره های اسرائیلی این کشور رغبتی به جنگ با اردن نداشت، اما مجبور شد به تجاوز اردن واکنش نشان دهد. اگر این نمونه یکی از موارد تنش های (مکرر) میان دو کشور بود، باقی ماندن اسرائیل در کرانه باختری (پس از جنگ) ضرورتی نداشت. الحاق کرانه باختری و غزه به اسرائیل برنامه ای اسرائیلی از سال 1948 بود که در 1967 محقق گردید.

7. اسطوره شماره هفت: اسرائیل کرانه باختری و غزه را با نیاتی خیرخواهانه تصرف نمود، اما (در ادامه) مجبور شد به خشونت فلسطینی ها پاسخ دهد
هفتمین اسطوره دال بر نیت (اولیه) اسرائیل برای اشغال کرانه باختری و غزه براساس اصول خیرخواهانه است که بدلیل خشونت فلسطینی ها بناچار به سیاستی سخت گیرانه تر بدل گردید. اسرائیل از همان آغاز هرگونه درخواستی برای پایان دادن به اشغال – چه از طرق مسالمت آمیز و چه از طریق مبارزه را- را تروریسم بشمار آورد. از ابتدا هر گونه مقاومتی با واکنش بیرحمانه و تنبیه دسته جمعی فلسطینی ها مواجه گردید.

فلسطینی ها در برابر دو انتخاب قرار داده شدند: پذیرش زندگی در زندان باز اسرائیل ضمن برخورداری محدود از خودمختاری، و حق کار در اسرائیل بعنوان کارگر ارزان، و (در عین حال) محروم از حقوق کارگران، و یا مقاومت، حتی مقاومت ملایم، و پذیرفتن خطر زندگی در زندانی با تدابیر امنیتی شرایط اضطراری، و تحمل انواع مجازاتهای دسته جمعی، شامل تخریب منازل، بازداشت بدون محاکمه، اخراج، و در حالتهای شدیدتر ترور و قتل.

فلسطینی ها باید با این واقعیت را بپذیرند – یا مجازاتهای دسته جمعی را تحمل نمایند – که اسرائیل بطور یکجانبه در مورد بخشهایی از کرانه غربی و غزه که از آنها گرفته شده و برای همیشه به اسرائیل ملحق خواهد شد بطور یکجانبه تصمیم خواهد گرفت. در حال حاضر، بیش از نیمی از کرانه باختری به نوعی به اسرائیل ضمیمه شده، در همین حال نوار غزه از شمول سرزمینهایی که اسرائیل مایل است بر آن سلطه مستقیم اعمال نماید خارج شده است.

بخشی از این اسطوره به ادعاهایی در مورد سازمان آزادیبخش فلسطین و مبارزه آن مربوط است که توسط صهیونیستهای لیبرال در آمریکا و اسرائیل مطرح شد و توسط سایر نیروهای سیاسی در اسرائیل مورد استفاده قرار گرفت. براساس این ادعا سازمان آزادیبخش فلسطین متهم شد که جنگی تروریستی را – در داخل اسرائیل و خارج آن- با هدف نهایی ترور براه انداخته است. متاسفانه این ابلیس نمایی همچنان در غرب حاکم بوده و از سال 2001 از طریق یکی دانستن اسلام، تروریسم و فلسطین قوت گرفته است.

در واقع موقعیت سازمان آزادیبخش فلسطین بعنوان تنها نماینده مشروع مردم فلسطین بیش از به رسمیت شناختن اسرائیل مورد تایید کشورهای (جهان) قرار گرفته است. قابل توجه است که این ابلیس نمایی حتی پس از توافق اسلو در 1993، که طی آن ظاهرا اسرائیل ساف را بعنوان شریک مشروع خود برسمیت شناخت، نیز ادامه یافت. حتی حکومت (خودگردان) فلسطینی همچنان از سوی اسرائیل بسان سازمانی تصویر می شود که از ترور حمایت می نماید. بدترین نوع ابلیس نمایی که جهان غرب را قانع نمود به تحریم سیاسی متوسل شود، علیه حماس بکار گرفته شد. در حالیکه جامعه مدنی بین المللی چنین برخوردی را به زیر سوال برده است، رسانه های گروهی مسلط و سیاستمداران همچنان در دام این فریبکاریها گرفتارند.

8. اسطوره شماره هشت: پیمان اسلو محصول تمایل طرفین برای حل و فصل (مسئله) بود
هشتمین اسطوره دال بر این است که پیمان اسلو تبلور فرایند صلح و خواست طرفین برای حل و فصل (مسئله) است. ایده تقسیم فلسطین در دهه سی ایده ای صهیونیستی بشمار می رفت که فلسطینی ها با آن مخالفت نمودند. این مخالفت تا اواخر دهه 1980 ادامه داشت. در این مدت سهم (فلسطینی ها) از زمین در پیشنهادهای اسرائیل از 50 درصد به 15 درصد تقلیل یافته است. کشور نامیدن این سهم 15 درصدی نمی تواند این حقیقت را پنهان نماید که پیمان اسلو، که ساخته و پرداخته اسرائیلی هاست، چیزی بیش از بانتوستانی6 (Bantustan) تکه تکه برای فلسطینی ها در نظر نگرفته و حقی برای بازگشت میلیونها فلسطینی، یا حل مشکل آنان، قائل نیست.

اسلو محصول مجموعه شرایطی بود که ساف و رهبر آن یاسر عرفات را در حدی تضعیف نموده بود که او برغم توصیه بهترین دوستانش و با امید به کسب استقلال، حداقل در بخشی از فلسطین، وارد این فرایند شد. نتیجه نهایی این امر نابودی تقریبا کامل فلسطین و فلسطینی ها بود.

9. اسطوره شماره نه: انتفاضه دوم عملیات تروریستی گسترده ای بود که توسط عرفات سازماندهی شده بود

اسطوره شماره نه می گوید انتفاضه دوم برنامه تروریستی کلانی بود که بوسیله عرفات حمایت، و به نوعی، برنامه ریزی شد. انتفاضه دوم در حقیقت نمایش نارضایتی عمومی از خیانت (اسرائیل) در جریان پیمان اسلو بود که از اقدامات تحریک آمیز آریل شارون و نزدیکان وی در اماکن مقدس مسلمانان در فلسطین تاثیر پذیرفت. اعتراضات مسالمت آمیز (اولیه) فلسطینی ها با بیرحمی توسط اسرائیل سرکوب شد که به واکنش (شدیدتر) فلسطینی ها انجامید: استفاده وسیع از حملات انتحاری بعنوان آخرین وسیله (برای مقاومت) در برابر برتری قدرت نظامی اسرائیل. مدرک گویایی از سوی خبرنگاران روزنامه های اسرائیل مطرح شده که نشان می دهد چگونه گزارشهای (خبری) آنان از مراحل اولیه انتفاضه – سرکوب خشن اعتراضات مسالمت آمیز (فلسطینی ها)- توسط سردبیران این نشریات به گونه ای چیده می شد که با روایت رسمی حکومت (اسرائیل) مطابقت داشته باشد.

این روایت که فلسطینی ها با استفاده از زور فرایند صلح را عقیم کردند و این امر صحت نظرات اسرائیل در مورد آنها را تایید می نماید- که آنها هیچ فرصتی را برای از دست دادن صلح از دست نمی دهند و اینکه در طرف فلسطینی کسی وجود ندارد که بتوان با او گفتگو نمود- کاملا بدبینانه است. دولت و ارتش اسرائیل تلاش کردند تا با اعمال زور برداشت خود از پیمان اسلو را به فلسطینی ها تحمیل نمایند – برداشتی که می خواست اشغال را برای همیشه، و با اخذ رضایت از فلسطینی ها، تثبیت نماید – امری که عرفات ضعیف نیز نمی توانست آنرا قبول نماید. او و بسیاری دیگر از رهبران فلسطینی که توان هدایت گفتگوهای صلح را داشتند هدف قرار گرفتند: بسیاری از آنها، و ترجیحا خود عرفات، (در این برنامه) ترور شدند.

10. اسطوره شماره ده: حل (مسئله) در اسرائیل و فلسطین بسیار ساده و قابل حصول است
دهمین و آخرین اسطوره اسرائیلی بر ساده و در دسترس بودن یک راه حل برای مسئله فلسطین استوار است: راه حل دو دولت (two state solution) اجرا می شود و درگیری پایان می یابد. چنین فرمول (ساده ای) برای حل مسئله مطمئنا در کره زمین یافت نمی شود. شاید بتوان آن را در آسمانها یافت! واقعیتهای موجود در صحنه، احداث شهرکهای (صهیونیست نشین) و انضمام مستقیم بخشهای بزرگی از کرانه باختری به اسرائیل، جایی برای یک کشور (مستقل) بجز یک بنتوستان (Bantustan) باقی نگذاشته است. اگر (تاسیس) چنین کشوری مورد موافقت قرار گیرد آنچه بدست می آید بنتوستانی بدون حق حاکمیت است. بدتر از این، فلسطین به 20 درصد آنچه اکنون وجود دارد تقلیل خواهد یافت و فلسطینی ها نیز به ساکنان کرانه باختری محدود خواهند شد. (قابل توجه است که نوار غزه از مباحثات تشکیل چنین کشوری کنار گذاشته شده است همچنانکه بخشهای بسیاری از بیت المقدس نیز جایی در نقشه کشور آینده ندارند.)

راه حل دو دولت، همچنانکه مطرح شد، اختراعی اسرائیلی است که با هدف دستیابی به امری صعب الحصول طراحی شده است: انضمام کرانه باختری به اسرائیل بدون ادغام ساکنان (فلسطینی) آن در جمعیت این کشور. براین اساس پیشنهاد شد بخشی از کرانه باختری به موجودیتی خودمختار و یا حتی یک کشور تبدیل شود بشرط آنکه فلسطینی ها دست از آرمانهای خود بردارند: آرمان بازگشت آوارگان، آرمان برخورداری از حقوق برابر برای فلسطینی های ساکن اسرائیل، آرمان سرنوشت بیت المقدس، و آرمان برخورداری از یک زندگی عادی و انسانی در سرزمین مادری خود.

هرگونه انتقادی از این اسطوره ها (در غرب) اتهام یهودی ستیزی را در پی خواهد داشت. اما در واقع این سیاست و چنین اسطوره هایی است که موجبات تداوم یهودی ستیزی را فراهم نموده است. آنچه اسرائیل انجام می دهد با اصرار بنام یهودیت صورت می گیرد. لاجرم این امر، در ذهن مردمان کژتاب، رابطه ای میان استعمار صهیونیستی و دین یهودیت ایجاد می نماید. یهودیت باید چنین ارتباطی را نفی نماید.

در واقع، براساس ارزشهای جهانی، حق هر انسانی که در فلسطین زندگی می کند (یا از آن اخراج شده است) باید مورد احترام باشد. حق برابر همه مردمان اسرائیل و فلسطین برای برخورداری از زندگی باید مقصد اعلای همه تلاشهایی باشد که هدف آنها صلح و آشتی در منطقه است.
7
پی نوشت ها
1-منظور نویسنده از این عبارت تصویر مقایسه صورت گرفته میان ارتشهای عربی و اسرائیلی است که در آن امکانات طرف اسرائیلی نسبت به طرف عربی کاملا ناچیز بحساب آمده است.

2-Count Bernadotte 
3- The Palestine Conciliation Commission (PPC
4- Avi Shlaim
The Iron Wall-5
6- تکه زمینی که از سوی رژیمهای نژادپرست (آپارتاید آفریقای جنوبی برای مثال) برای زندگی و اقامت سیاهان در نظر گرفته می شود.
7- این مقاله در کتاب غزه در بحران (Gaza in Crisis) و بعنوان اولین فصل آن به چاپ رسیده است.



موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2857
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122011
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2857
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122011