سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان

اگر نصب رئیس جمهور با ولایت فقیه نباشد حتی رئیس جمهور هم طاغوت است

آیت‌الله قرهی گفت: دشمن قصد تخریب جایگاه ولایت فقیه را دارد که بایستی از تحقق این امر در قالب لباس روحانیت جلوگیری شود و متاسفانه برخی امروز منش «بنی صدر» را برای ازبین بردن ولایت فقیه و اسلام در پیش گرفته‌اند.

آیت ابه گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ لله روح الله قرهی مدیر مرکز علمیه امام مهدی(عج) در گفتگو با طرقبه نیوز، در رابطه با واکنش به سخنان اخیر رئیس جمهور و تفسیر به رأی نسبت به سیره و عملکرد و فرمایشات ائمه اطهار (ع) برای توجیه اقدامات و طرز تفکر خود اظهار کرد: اولین مرجع در موضوع ولایت، قرآن کریم و آیات الهی است و نشان می دهد که موضوع ولایت تعبیری الهی بوده و آیات فراوانی صراحتا تبیین می کند که این موضوع از جانب خداوند است.

وی ضمن تأکید بر این که باید مستندات افاضات رئیس جمهور ازلحاظ زمانی باید بررسی شود تصریح کرد: علی(ع) به عنوان اتمام حجت با مردم می فرماید، اگر از من درخواست حکومت‌رانی دارید آنچه که حکم می‌کنم آن چیزی است که خودم صلاح می دانم و به سخن هیچ گوینده توجه نمی‌کنم و اگر اصرار بر حکومت نداشته باشید و مرا ترک کردید، من هم مانند بقیه مردم هستم چراکه کاری می‌کنید من امر خدا را زمین بگذارم؛ آیا این بر اساس صحبت‌های اخیر گفته شده خلاف دموکراسی مورد نظر است.

مدیر مرکز علمیه امام مهدی(عج) گفت: سخنان اخیر قصد مصادره به مطلوب کردن آیات و روایات را دارد چراکه هیچ جا از قرآن این مطلب گفته نشده است؛ با این منطق بی اساس، باید برای پیامبران نیز انتخابات برگزار شود که صحیح نیست، حتی سقیفه هم انتخابات نبود و عده ای محدود تصمیم گیر بودند.

وی افزود: وجه تمایز شیعه این است که امامت را بر اساس مباحث کلامی می داند و اعتقاد دارد نبوت، امامت از ناحیه خداوند تعیین می‌شود و جانشین نبی که امام است تبعا باید با ملاک الهی مورد پذیرش قرار گیرد.

آیت الله قرهی خاطرنشان کرد: هدف مطرح شدن این موضوعات و شبهه وارد کردن به امامت و ولایت معصوم(ع)، ضربه زدن به ریشه‌های ولایت فقیه و همچنین ریشه‌کن کردن دین است.

وی افزود: بر اساس فرمایشات امام خمینی(ره) اگر نصب رئیس جمهور با ولایت فقیه نباشد حتی رئیس جمهور هم طاغوت است و اطاعت از او اطاعت طاغوت محسوب می شود، افرادی که خودشان را روشنفکر می‌دانند بدانند چنانچه ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است و تکرار می کند؛ یا خداست یا طاغوت.

این استاد درس خارج فقه هدف اصلی این افراد را منزوی کردن دین دانست و اظهار کرد: برخی امروز منش بنی صدر را در ازبین بردن ولایت فقیه و اسلام در پیش گرفته‌اند لذا شبهه افکنی از تریبون‌های مختلف در ولایت پذیرفته نیست.

آیت الله قرهی با بیان اینکه پیامبر(ص) خودشان فرمودند جانشینی پس از من موضوع الهی است افزود: دشمن می خواهد با اسلام مبارزه کنند و در این مرحله قصد تخریب جایگاه ولایت فقیه را دارند که بایستی از تحقق این امر در قالب لباس روحانیت جلوگیری شود.




موضوع مطلب : نصب رئیس جمهور با ولایت فقیه, رئیس جمهور طاغوت است
بازیگر جوان سینما و تلویزیون کشور گفت: مسلما دوستان رسانه ای و هنرمند ما نیز هر کسی در صنف خودش سختی های بسیاری را متحمل شده و زحمت فراوانی میکشند که با وجود یک اتفاق نباید آن زحمات نادیده گرفته شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ سمانه پاکدل بازیگر جوان سینما و تلویزیون کشورمان در گفت وگو با راه دانا؛ در خصوص درگیری لفظی روی داده میان بهناز جعفری و خبرنگاران اظهار داشت: هیچ کسی دوست ندارد که بین دو  قشر هنرمندان و خبرنگاران شاهد این اتفاقات باشد.

وی با بیان اینکه بهناز جعفری بازیگر زحمت کشیده و بی حاشیه ای است، افزود: دقیقا نمیدانم در روز نشست نقد و بررسی فیلم «زیر پای مادر» چه اتفاقی افتاده ولی این را میدانم که امروز بهناز جعفری هم از سخنان خود خوشحال نیست.

این بازیگر جوان کشورمان ادامه داد: بهناز جعفری یک بیماری را پشت سر گذاشته و شاید برخی واکنش ها از اثر همان بیماری باشد.

پاکدل با اشاره به اینکه سریال زیر پای مادر بسیار درخشیده است، گفت: توقع همه بازیگران یک تشکر و نقد سازنده اثر است نه اینکه به حاشیه های دیگر بپردازیم.

وی در ادامه با بیان اینکه همه ما از چیزی ناراحت هستیم و نباید این برخوردها را با استفاده از رسانه و فضای مجازی وارد سطح مردم کنیم، بیان کرد: من به بازیگری بهناز جعفری ایمان دارم و اگر حرفی زده است باید بدانیم که در چه شرایطی بوده است.

پاکدل عنوان کرد: مسلما دوستان رسانه ای و هنرمند ما نیز در صنف خودشان سختی های بسیاری را متحمل شده و زحمت فراوانی میکشند که با وجود یک اتفاق نباید آن زحمات نادیده گرفته شود.

گفتنی است هفته گذشته پایان نشست خبری «زیر پای مادر» با حواشی و تنش‌هایی همراه شد، جایی که بهناز جعفری در واکنش به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه دیالوگ‌های سعید نعمت‌الله شبیه به فیلم‌های مسعود کیمیایی است، پاسخ داد: «این قبیل صحبت‌ها کمی تقصیر جامعه منتقدان و مردم ماست که به دلیل عدم آگاهی و شناخت و تنبل بودن‌شان همه چیز را گردن فردی دیگر می‌اندازند. این در حالی است که حتی آقای کیمیایی را هم نمی‌شناسیم و می‌آییم می‌گوییم که این چنین است. متاسفانه مثل همین نشستی که هیچ بار شناخت و تحلیلی در پرسش‌های شما وجود ندارد.»

او خطاب به خبرنگاران حاضر در این نشست ادامه داد: «شما افرادی هستید که حتی پیش‌پا افتاده‌ترین سوال‌ها را برای به چالش کشاندن ما بازیگرهایی که یک‌سال زحمت کشیدیم و این سریال را ساختیم ندارید و یک‌سری سوال کسالت‌آور می‌پرسید.»

در واکنش به این صحبت‌های جعفری، چند نفر از خبرنگاران به لحن این بازیگر اعتراض کردند که او در پاسخ گفت: «فقط بلدید بگویید به ما بی‌احترامی می‌کنید! این از بی سوادی شماست. شما حتی برای خودتان هم سوال ندارید و همه‌تان صرفا یک کارمند هستید که برای پر کردن وقت کارتان آمده‌اید اینجا.»

وقتی هم خبرنگاری در اعتراض گفت اگر همین بچه‌های رسانه نبودند، شما الان بهناز جعفری نبودید، این بازیگر با کنایه پاسخ داد: «می‌خواهم نباشم! حتما من به واسطه شماها شدم بهناز جعفری، شما روزنامه نگاران فقط بلدید اعتراض‌های بی‌اساس کنید.»

با این بحث و جدل لفظی، نشست خبری سریال «زیر پای مادر» در دقیقه‌های پایانی به حاشیه کشانده شد و با ترک جلسه توسط چند نفر از حاضران، ناتمام و ناقص ماند.




موضوع مطلب : سمانه پاکدل, بهناز جعفری
این بنر غلط ترین برداشت از سخنان رهبر انقلاب در باره آتش به اختیار بودن نیروهای انقلابی در فعالیت فرهنگی است. با دیدن آن به یاد سخنان روحانی در مجلس افتادم که خواستار اعدام مخالفان در نمازجمعه شده بود

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از 598/حمید رسایی نوشت: جمعه این هفته بنری، در گوشه یکی از خیابان های اطراف نماز جمعه تهران خطاب به رییس قوه قضاییه نصب شده که جلوی ورود بانوان به ورزشگاه ها را بگیرید و الا ما (دانشجویان حزب الله نماز جمعه تهران) مطابق بند میم وصیت نامه امام و امر آتش به اختیار امام خامنه ای از آن جلوگیری می کنیم!
با دیدن این بنر که غلط ترین برداشت از سخنان صریح، واضح و روشن رهبر انقلاب در باره آتش به اختیار بودن نیروهای انقلابی در فعالیت های فرهنگی و معطل نماندن برای دستور و بخشنامه از سوی نهادها و ارکانها در فعالیتهای فرهنگی است، به یاد سخنان رئیس جمهور مدعی اعتدال امروزمان افتادم!
حسن روحانی هم روزگاری در مجلس شورای اسلامی، خواستار برپایی چوبه های دار و اعدام مخالفان در نماز جمعه شده بود! عاقبت این نوع تفکر افراطی 30 سال قبل حسن روحانی را امروز در اتخاذ مواضعی مانند ایراد اتهام 38 سال زندان و شکنجه به نظام جمهوری اسلامی، ترویج اباحه گری در امور دینی و انحرافات اعتقادی مانند "درس مذاکره از عاشورا" و "تقدیس خیانت یاران امام حسن(ع) و تحمیل صلح" و در روزهای اخیر انحراف در خصوص "مشروعیت ولایت" شاهدیم، آن هم در حالی که عمامه به سر دارد و رییس جمهور مهمترین کشور شیعی است!
جناب الله کرم! متاسفانه برداشت غلط و شاذ حضرتعالی از سخنان رهبر معظم انقلاب در خصوص آتش به اختیار بودن نیروهای فرهنگی و نصب این بنر که بر خلاف فهم اکثر قریب به اتفاق نیروهای انقلابی و اقدامات خودجوش فرهنگی آنها و پیشنهادات موثر ایجابی ایشان در این خصوص بوده، خوراک قابل توجهی برای رسانه های معاند بویژه در فضای مجازی فراهم کرده است که امیدوارم توضیحات اصلاحی شما مانع سوءاستفاده های بیشتر معاندان داخلی و خارجی شود.
از آنجا که شما سابقه جبهه و جنگ دارید و در عرصه جنگ فرهنگی هم فعالید، ما به عنوان سربازان این جبهه، دوست نداریم عاقبتی مانند حسن روحانی برایتان رقم بخورد، لطفا ضمن بازنگری در شیوه عملکرد انقلابی خود، به این بیانات رهبر معظم انقلاب توجه بیشتری نمایید تا در فهم امر آتش به اختیار دچار اشتباه نشوید:
«راه درست، راه قانون است. همه تابع قانون باشند، همه تسلیم قانون باشند. گاهی ممکن است یک قانون، صددرصد درست هم نباشد، اما از بی‌قانونی بهتر است. گاهی ممکن است در یک بخشی، یک خطائی هم از مجری قانون سر بزند که من و شما بفهمیم او در اجرای قانون این خطا را کرده است؛ اما اگر نتوانیم آن را از طریق قانونی اصلاح کنیم، تحمل آن بهتر است از این‌که باز بی‌قانونی کنیم؛ از راه بی‌قانونی بخواهیم آنچه را که به نظر ما خطا است، درست کنیم. قانون، معیار بسیار خوبی است؛ وسیله‌ای است برای آسایش کشور، آرامش کشور، حفظ وحدت ملی، ادامه‌ی راه عمومی.»

(بیانات امام خامنه ای در دیدار اقشار مختلف مردم‌؛ 92 اردیبهشت 25)

پ ن: خطاب این متن به آقای الله کرم نوشته شده چون ایشان در صفحه اینستاگرامش با قرار دادن این تصویر، تلویحا مسئولیت این کار را پذیرفته اند.




موضوع مطلب : هشدار به حسین الله کرم, آتش به اختیار بودن
شنبه 96 خرداد 27 :: 10:48 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از رجانیوز/سعیدفتحی سارانی:با شروع دولت اصلاحات، رفتار سیاسی برخی افراد و گروه‌های سیاسی نسبت به دهه 60 تغییرات جدی کرد؛ کسانی مانند اکبر گنجی که به دلیل دیدگاه‌های تند خود علیه بدحجاب‌ها به اکبر پونز ملقب شده بودند یا افرادی مانند محسن مخملباف، محسن سازگارا، هاشم آغاجری و ... که برخوردهای خارج از منطق و خشن با منتقدین در دهه شصت داشتند؛ یا موسوی خوئینی‌ها که پدر معنوی گروه منحرف فرقان بود یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که نماد یک جریان اقتدارطلب با روحیه چپ بود ناگهان در چرخشی 180 درجه‌ای نسبت به عملکرد، رفتار و نگرش خود نسبت به یک دهه پیش ظاهر شدند. خط امامی‌های دهه شصت صرفاً از نام امام (ره) استفاده می‌کردند و قصد داشتند امام را به گوشه‌ای موزه تاریخ بسپرند. رفتار و اظهاراتشان پر از تناقض و خارج از منطق و از روی هیجان بود تا زمانی که مهره و عناصر نفوذ آمریکا و غرب در کشور شدند، در آن زمان حداقل شاهد انسجامی در اظهارات سیاسی آنها شدیم. همانگونه مارقین تا زمانی خوارج نامیده می‌شدند، رفتار و عملکردی پاردوکس‌وار داشتند ولی همینکه مانند شمر به سپاه معاویه و یزید گرویدند، در راستای برنامه امویان قرار گرفتند. خوارج هر چند بی‌بصیرت بودند ولی دغدغه اصلاح جامعه را داشتند.
 
اینکه چرا علی مطهری حساس به مباحث فرهنگی اینگونه از سند 2030 می‌گذرد، در برابر اظهارات روحانی و مسئولین فرهنگی دولت واکنشی نشان نمی‌دهد و یا دیگر حرفی از آزادی بیان برای منتقدین دولت به زبان نمی‌آورد، علامت‌های خطرناکی برای وی می‌باشد که شاید مانند اکبر پونزها و شمرها دیگر حتی مانند خوارج دغدغه اصلاح جامعه را ندارد. 
 
رفتار و عملکرد علی مطهری در یک دهه گذشته نیز یادآورد اکبر پونزها هست؛ 
 
1. فردی که در دولت اصلاحات منتقد جدی فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خاندان هاشمی رفسنجانی بود ولی در سال 88 برای دفاع از خاندان هاشمی در برابر همان انتقادات خود ولی از زبان احمدی‌نژاد، رفتارهای هیجانی و غیرمنطقی و عقلایی از خود نشان داده است.
 
 2. انتقادات احمدی‌نژاد و مشایی از طرح گشت ارشاد موجب شد که مطهری به آنان اتهام غیراخلاقی ایجاد کاواره و بار بزند و منتقد جدی سیاست‌های فرهنگی دولت وقت شود؛ ولی چهار سال در برابر اظهارات مشابه از سوی روحانی و مسئولین فرهنگی دولت یازدهم سکوت اختیار کرد. حتی انتقادات احساسی خود نسبت افراد بی‌حجاب و بدحجاب در یک سال گذشته دیگر از سوی مطهری تکرار نشد؛ علی مطهری که روزی تصاویر دختران ساپورت‌پوش را در مجلس نشان می‌داد، در برابر مراسم‌های خارج از شئون اسلامی ستادهای انتخاباتی حسن روحانی سکوت کامل اختیار نمود. متهم‌کننده احمدی‌نژاد به ایجاد بار و فاحشه‌خانه در برابر ظهور کاواره‌ها و بارهای واقعی در برخی ستادهای انتخاباتی حسن روحانی موضعی اتخاذ ننمود.
 
3. مطهری حتی تا پایان دولت احمدی‌نژاد یکی از مدافعین شیوه سیاست خارجه دولت نهم و دهم بود. این اظهارات مطهری در فروردین 92 در برشمردن نقاط قوت احمدی‌نژاد است: "از جمله نقاط قوت رئیس جمهور ساده زیستی، سخن گفتن به زبان مردم، قدرت بیان خوب، حضور درمیان مردم، داشتن صلابت لازم در مقابل غربی‌ها و باج ندادن به آنها است، گرچه در این اواخر در مورد قضیه هولوکاست و رابطه با آمریکا کوتاه آمد." چگونه مطهری که طرفدار حمله به اسرائیل با بیان قضیه هلوکاست و مخالف رابطه با آمریکا در فروردین 92 بود در خرداد همان سال مدافع روحانی می‌شود و در دولت یازدهم نیز به دفاع از برجام می‌پردازد؟
 
4. مطهری بارها اظهار داشته است که رفتار احمدی‌نژاد موجب بروز فتنه 88 شده است؛ هر چند تحلیل علی مطهری نسبت به فتنه 88 سطح نازلی دارد ولی بر فرض صحت ادعای مطهری، چرا وی در برابر رفتارهایی با شدت بیشتر توسط روحانی در انتخابات 96 سکوت کرد و از روحانی حمایت تام انجام داد؟ چگونه انتقاد از هاشمی رفسنجانی بد است ولی اتهام به نهادها و شخصیت‌های نظام توسط روحانی مورد اعتراض قرار نمی‌گیرد؟
 
5. مطهری بارها از آزادی رسانه‌ها در عرصه سیاسی کشور سخن گفته است؛ چگونه در برابر اتهامات بی‌اساس دولت روحانی نسبت منتقدین و رسانه‌های آنها سکوت کرده است و حتی خواهان توقیف رسانه‌های منتقد دولت یازدهم مانند کیهان و وطن‌امروز شده است؟ چگونه حکم به توقیف یک روزنامه صرفاً به خاطر تحلیل متفاوت می‌دهد هر چند فرض شود که تحلیلهایشان اشتباه باشد؟ در دوران دولت نهم و دهم نه روزنامه‌ای به خاطر انتقاد از عملکرد دولت توقیف شد و نه مانند روحانی منتقدین خود را بی‌سواد، بی‌شناسنامه و ... معرفی کردند. اگر روزنامه و نشریه‌ای توقیف شد به خاطر اقدامات خلاف قانون بود نه اینکه نشریه‌ای توقیف شد و بعد در دادگاه تبرئه شود.  البته از مطهری که این حق را برای خود قائل هست که هر اتهامی به هر کسی بزند ولی برای دیگران کوچکترین حقی در انتقاد از خود قائل نیست انتظاری دیگر نیست. از مطهری که منتقد خود را پفیوز خطاب می‌کند باید از ادبیات روحانی نسبت به منتقدین استقبال کند. مطهری دیگر به هیچ عنوان دغدغه دفاع از آزادی و رسانه‌ها را ندارد بلکه مدافع کسانی است که منافع مشترک با آنها دارد.  
 
امثال مطهری در این کشور زیاد است، نقویانی که فساد اقتصادی بهانه‌ای شد برای حمله وی به نهادهای حاکمیتی و دولت سابق، چهار سال در برابر فسادهای مختلف در دولت یازدهم سکوت کرده است و به حمایت از وی پرداخته است. سید مهدی طباطبایی که با نام اخلاق منتقد دولت سابق بود چهار سال در برابر بی‌اخلاقی‌های روحانی و دولتش سکوت کرده است. غرویانی که فاصله گرفتن احمدی‌نژاد از فرمایشات رهبرمعظم انقلاب را دلیلی برای تصمیمات جریان انقلابی می‌دانست، در برابر تمام اظهارات برخلاف نظر رهبرمعظم انقلاب توسط روحانی و دولت نه تنها سکوت کرده است بلکه به توجیه آن می‌پردازد. 
 
رفتار امثال مطهری،غرویان، امجد، نقویان، سید مهدی طباطبایی و ... که پر از تناقض و پارادوکس هست نگران کننده است. اگر در رفتار آنان دنبال انسجام مشخصی وجود نداشت می‌توان امید داشت که حداقل دغدغه اصلاح کشور را دارند. خطر بی‌حجاب‌ترین و بی‌حیاترین زنان از علی مطهری مخالف بی‌حجابی، خطر فاسدترین فعالین اقتصادی از نقویان منتقد فساد، ضدنظام‌ترین افراد بین اپوزوسیون از غرویان مدعی حامی مراجع و ولایت، بی‌اخلاق‌ترین افراد از طباطبایی و امجد مدعی اخلاق به مراتب کمتر است زیرا تاریخ ثابت کرده است کمکی که اهل شام به معاویه و یزید نتوانستند بکنند، ابن‌ملجم ضد اموی، شمر جانباز صفین و عمربن سعد به اصطلاح معلم اخلاق انجام دادند.



موضوع مطلب : اکبر پونز, علی مطهری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از خبرآنلاین :ایلنا نوشت:دبیرکل مجموع روحانیون مبارز گفت: چرا وقتی اختلاف بین اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان بالا می‌گیرد، گروه‌هایی در خیابان‌ها و در اجتماعات به جان اصلاح‌طلبان می‌ریزند و نه‌تنها آنان را می‌زنند، بلکه زشت‌ترین کلمات را در مقابل چشم صدها نفر بر سر آنان فریاد می‌کنند.

متن بخش دوم پاسخ‌های موسوی خوئینی‌ها به یکی از مخاطبان کانال تلگرامی او که سوال‌هایی درباره جریان اصلاحات پرسیده بود، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز به بخشی از پرسش‌های یکی از خوانندگان محترم پاسخ دادم. همان‌طور که وعده کرده بودم، اکنون ادامه? پاسخ‌ها را عرض مى‌کنم:

این خواننده? محترم مدعی شده‌اند اسرائیل و آمریکا به اصلاح‌طلبان بیشتر علاقه دارند. ولی گویا از یاد برده‌اند که در زمان دولت اصلاحات بود که آمریکا ایران را محور شرارت نامید و امروز هم، در دولتِ مورد حمایت اصلاح‌طلبان، رئیس‌جمهور آمریکا به منطقه آمده است و علیه ایران رجزخوانی می‌کند و سنای آمریکا تحریم‌های جدیدی علیه ایران آغاز کرده است.

این خواننده? محترم پرسیده‌اند: «چرا اکثر مراجع با اصلاح‌طلبان نیستند؟» اطلاعاتی که بنده دارم این ادعا را تأیید نمی‌کند. اما چرا بعضی از جریان‌های سیاسی سعی می‌کنند برای پیروزی سیاسی خود تمام مقدسات را سنگر قرار دهند؟ چرا طلاب و روحانیونی را که باید مردم را به اخلاق و به معنویات و به عمل به احکام دین دعوت کنند وادار می‌کنند برای رأی‌آوردنِ نامزد مورد علاقه? خود به میان مردم بروند و تفاوت رأی‌دادن به آن نامزد را با رأی‌دادن به نامزد رقیب تفاوت بین بهشت و جهنم معرفی کنند؟ یا به طرفداری از امام حسین (ع) و طرفداری از یزید تشبیه کنند؟ پس اولاً، اکثر مراجع آن‌گونه نیستند که این خواننده? محترم ادعا کرده‌اند، و ثانیاً، حاضر نباشید مراجع معظّم تقلید را از جایگاه رفیع خود تنزل دهید و به درون جریان‌های سیاسی بکشانید، که مقلدان آنان از همه? جریان‌های سیاسی هستند.

این خواننده? محترم پرسیده‌اند: «چرا خواننده‌ها و بازیگرها و اپوزیسیون خارج از کشور و سازمان بهائیت و... از اصلاح‌طلبان حمایت می‌کنند؟» من نمی‌دانم این خواننده? محترم چه نگاهی به هنرمندانِ جامعه و به‌طور کلی به هنر دارند! خلقِ انبوهی از فیلم‌ها و موسیقی‌ها و سایر آثار هنری ارزشمند نتیج? کار همین هنرمندان است که تمام یا اکثر اقشار جامعه برای دیدن و شنیدن آن‌ها به اماکن فرهنگی کشیده می‌شوند. مگر یک هنرمند در ایام انتخابات در کنار نامزد اصول‌گرایان ننشست و از او حمایت نکرد؟ البته گمان نمی‌کنم نامزد اصلاح‌طلبان، حتی اگر هیچ یار و یاوری از هنرمندان نمی‌داشت، حاضر بود با آن آقا بنشیند و به طمع حمایت او، بخشی از اعتبار خود را از دست بدهد.

این خواننده? محترم پرسیده‌اند: «چرا وقتی یک اصلاح‌طلب رأی می‌آورد، یک عده می‌آیند و در خیابان می‌رقصند و [...] می‌خورند؟» من فرض می‌کنم آنچه ایشان ادعا کرده‌اند صحیح است، ولی امثال این افراد در جامعه فراوان‌اند، و این ظرفیت و توان اصلاح‌طلبان است که می‌توانند تمام اقشار جامعه، از جمله همان‌هایی که ایشان یاد کرده‌اند، را پای صندوق‌های رأی بیاورند و پس از پیروزی نامزدی که به او رأی داده‌اند به‌عنوان ابراز شادمانی رقص و پایکوبی کنند. این‌ها هم از همان 41 میلیونی هستند که مقام معظم رهبری از تک‌تکشان تشکر کردند؛ شما هم با همین سعه? صدر باید به آن 41 میلیون نفر نگاه کنید. اگر من و شما با رقصیدن در خیابان به‌ویژه در مقابل نامحرمان مخالف هستیم، سبب نمی‌شود که در یک کار بزرگ ملی و خداپسندانه که اعتبار نظام را در برابر چشم جهانیان به نمایش می‌گذارد آنان را از خود برانیم.

حضرت امام (ه) اگر با این منطق با رژیم شاه مبارزه می‌کرد، هرگز پیروز نمی‌شد. او همه? کسانی که با استبداد و دیکتاتوری و فساد رژیم شاه مخالف بودند را به صف مبارزه دعوت کرد؛ در میان آنان از نمازشب‌خوان تا بی‌نماز و از بانوان باحجاب تا بانوان بی‌حجاب و از هر قشری، همه و همه، بودند و آمدند و پیروز شدند.

از این خواننده? محترم می‌پرسم آن عده‌ای که آمدند و به قول ایشان در خیابان رقصیدند و ...، اگر روزی برای پیروزی نامزد اصول‌گرایان به خیابان‌ها بریزند و آن کارها را بکنند، آیا اصول‌گرایان خوشحال می‌شوند یا عده‌ای را با چوب و چماق بر سرشان بسیج می‌کنند؟!

اکنون یک سؤال هم من می‌پرسم: چرا وقتی اختلاف بین اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان بالا می‌گیرد، گروه‌هایی در خیابان‌ها و در اجتماعات به جان اصلاح‌طلبان می‌ریزند و نه‌تنها آنان را می‌زنند، بلکه زشت‌ترین کلمات را در مقابل چشم صدها نفر بر سر آنان فریاد می‌کنند؟! این گروه‌ها آن‌قدر در این فحاشی‌ها و دشنام‌های ناموسی حرفه‌ای هستند که معلوم است از کدام قماش‌اند؛ اگر کسی قیافه? آن افراد و رفتار و کردارشان و، بدتر از آن، سخنانی که از دهانشان خارج می‌شد را می‌دید، مطمئن می‌شد که این افراد در انجام بدترین کارها و گفتن زشت‌ترین کلمات حرفه‌ای هستند. اگر آمدن عده‌ای در خیابان‌ها و رقصیدنشان برای پیروزی اصلاح‌طلبان سؤال برانگیز باشد، آمدن آن گروه‌ها به خیابان‌ها و ضرب و شتم اصلاح‌طلبان و فحاشی به آنان به حساب حمایت از اصولگرایان بارها و بارها سؤال‌برانگیزتر است.

این خواننده? محترم در آخر پرسیده اند: «اگر یک بیننده? بی‌طرف و منصف به این صحنه و گروه‌بندی نگاه کند، باید به این نتیجه برسد که مطلوب امام زمان (عج) و امام خمینی (ره) همین است که اصلاح‌طلبان می‌خواهند؟ شما من را اقناع بفرمایید.» پیش از پاسخ، سؤال را این‌گونه با یک مقدمه تکمیل می‌کنم: دو جریان سیاسی نیرومند در صحنه? سیاسی کشور به نام اصلاح‌طلب و اصول‌گرا حضور دارند و از آغاز تأسیس جمهوری اسلامی هم حضور داشته‌اند، هرچند با نام‌های دیگر. مدیریت کشور هم در این سال‌ها به دست یکی از این دو جریان و یا ترکیبی از آن‌ها بوده است و امروز وضعیت کشور را، اگر تنها از زبان مسئولان مختلف بشنویم، این‌گونه می‌بینیم: افزایش جرائم، افزایش فاصله? فقیر و غنی که یکی از اصولگرایان از آن به 96 درصد و 4 درصد یاد کرد، افزایش آمار طلاق، افزایش قاچاق مواد مخدر و مصرف آن، افزایش نرخ بیکاری و... . اکنون، با این مقدم? کوتاه و ناقص، سؤال این است که آیا مطلوب امام زمان (عج) و امام خمینی (ره) همین است که این دو جریان اصلی کشور به وجود آورده‌اند؟! شما به این سؤال چه پاسخی دارید؟ اگر من سیاهه‌ای از آنچه به دست افراد منتسب به جریان اصول‌گرا انجام شده است ارائه دهم، خواهید گفت که مطلوب حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و امام خمینی رضوان الله تعالی علیه آن چیزی نیست که اصول‌گرایان به وجود آورده‌اند.

بنده پیش از پاسخ دادن عرض کردم که سؤال‌ها را به صحنه? واقعیت می‌برم و به داوری می‌گذارم و همین کار را هم کردم. اما در صحن? واقعیت، با وجود هم? کاستی‌ها، می‌توانم فهرستی از توفیقات و دستاوردهای ارزشمند جمهوری اسلامی ارائه دهم بسیار بلندتر از فهرستی که در بالا آوردم.

پس ارزیابی مطلوب یا نامطلوب بودن اصولگرایان یا اصلاح‌طلبان را از نظر مبارک حضرت ولی عصر، ارواحنا فداه، بگذارید برای روزی که خدمت آن حضرت رسیدیم، ان‌شاءالله. و اما آنچه در ترازوی عقل و منطق من و شما قابل سنجش است عملکرد این دو جریان در ادار? کشور است و احترام گذاشتن به آرای اکثریت. اکنون بیایید با هم عملکرد این دو جریان را، از سر انصاف، مقایسه کنیم و به‌عنوان نمونه، مقایسه کنیم هشت سال ریاست‌جمهوری جناب آقای خاتمی را (دوره اصلاحات) با هشت سال ریاست‌جمهوری آن آقایی که مدعی هاله نور بود و اصولگرایان گمان می‌کردند که در پرتو آن نور دوران خوشی را می‌گذرانند.




موضوع مطلب : کنایه تلگرامی موسوی خوئینی‌ها
شنبه 96 خرداد 27 :: 9:0 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏ گیری است و شب قدر شب اندازه‏ گیری است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر می‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری ازاین قبیل را دراین شب مقدر می‏ گرداند.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از خبرآنلاین مرحوم علامه طباطبایی ذیل تفسیر شریف المیزان در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطالبی را مطرح کرده اند که در ادامه از نظرتان می گذرد.

شب قدر یعنی چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه ‏گیری است و شب قدر شب اندازه‏ گیری است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر می‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری ازاین قبیل را دراین شب مقدر می‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه‏ای که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی‏شود. ولی از جمع‏بندی چند آیه از قرآن کریم می‏توان فهمید که شب قدر یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می‏ فرماید: « انا انزلناه فی لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می‏فرماید: « شهررمضان الذی انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر می‏فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده می‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می‏توان آن شب را معین کرد.

در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالی که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار می‏شود. یعنی درهر ماه رمضان شب قدری است که درآن شب امور سال آینده تقدیر می‏شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکی از شب‏های قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولی تعیین حوادث تمامی قرون گذشته و آینده درآن شب بی‏ معنی است.

ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمی‏آید که مادامی که ماه رمضان تکرار می‏شود آن شب نیز تکرار می‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار می‏شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبی است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می‏شده و چون از دنیا می‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل می‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)

عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر می‏خوانیم: «انا انزلناه فی لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال برای بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می‏توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.» (4)

وقایع شب قدر
الف- نزول قرآن
ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فی لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجی است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .

آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجی قرآن را بیان می‏کند.
در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏ای که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت ‏یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت می‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله‏اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمی‏آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند. مراد از روح، آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربی‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده می‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتی شب قدر می‏شود ملائکه‏ای که ساکن در «سدره المنتهی‏» هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می‏شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایی را به همراه دارند.
یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طورسینا نصب می‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏ای دراین نقاط نمی‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام می‏کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمی‏بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم می‏شود روح غیر از ملائکه است. (6)

د- سلام و امنیت
قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می‏فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضی از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می‏دهند.

پی‏ نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع کافی، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .
6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.




موضوع مطلب : شب قدر, مرحوم علامه طباطبایی, تفسیر شریف المیزان
جمشید انصاری استاندار زنجان

رییس سازمان اداری و استخدامی کشور با بیان این که دولت تا پایان سال 1397 باید 115 هزار نفر از نیروی انسانی خود را کم کند گفت: دولت از طریق بازنشستگی و واگذاری بخشی از خدمات دولتی به بخش خصوصی از نیروی انسانی خود می کاهد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، «جمشید انصاری» روز شنبه در بخش پرسش و پاسخ نشست خبری با خبرنگاران افزود: براساس ماده 28 قانون برنامه ششم،علاوه بر بازنشستگی که رویه طبیعی کاهش نیروی انسانی است، دولت موظف است با واگذاری بخشی هایی از خدمات دولتی به همراه کارکنان شاغل در آن بخش، سیاست کاهش نیروی انسانی را اجرا کند.

وی اضافه کرد: در این برنامه سیاست کاهش نیروی انسانی دولت در مقایسه با برنامه توسعه پنجم با شدت بیشتری اجرا می شود و تا پایان برنامه، دولت موظف است 15 درصد نیروی انسانی خود را کاهش دهد.
به گفته انصاری، بر اساس برنامه ششم، دولت تا پایان سال 1397باید 115 هزار نفر و تا پایان برنامه ششم 360 هزار نفر از نیروی انسانی خود را کم کند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا اعطای مجوزهای جدید استخدام در تضاد با سیاست کاهش نیروی انسانی دولت نیست، تصریح کرد: از ابتدای دولت یازدهم تا الان تعداد نیروهایی که در بخش دولتی استخدام شده اند 108 هزار نفر است. این 108 هزار نفر شامل کسانی است که یا مجوز لازم برای استخدام را قبل ازاین دولت گرفتند و یا آنها که در دولت کار می کرده اند و در آزمون ها مانند آزمون ادواری شرکت کرده و قبول شده اند و تبدیل وضعیت پیدا کردند.
رییس سازمان اداری و استخدامی کشور اظهار کرد: در کنار این استخدام محدود، اما دولت کاهش نیرو نیز دارد به طوری که در پایان سال 1394، دولت تعداد نیروهای خود را در مقایسه با سال 1392 که دولت را تحویل گرفت 47 هزار واحد کاهش داده است.
انصاری ادامه داد: این مساله نشان می دهد سیاست دولت کاستن از بدنه خودش است و این کار را ادامه می دهد.
در برنامه توسعه پنجم، دولت موظف به کاهش پنج درصد نیروی انسانی خود بود. دولت باید 10 درصد نیروی انسانی خود را کاهش و پنج درصد استخدام می کرد که خروجی آن پنج درصد کاهش نیروی انسانی دولت بود.
انصاری در ادامه تاکید کرد: براساس آمار منتشرشده، در ابتدای دولت نهم جمعیت شاغل بخش دولتی 2 میلیون و 280 هزار نفربود. مقام های دولتی در آن زمان باید در طول برنامه چهارم و 2 سال از برنامه پنجم که مسئولیت داشتند، روند کاهش نیروی انسانی را دنبال می کردند.
وی ادامه داد: اما در عمل اتفاقی که افتاد این بود که حتی بیش از 10 درصدی که برنامه مشخص کرده بود از تعداد نیروی انسانی دولت کم شد، زیرا قانون بازنشستگی پیش از موعد تصویب شد و نزدیک بیش از 260 هزار نفر بازنشسته پیش از موعد شدند.
رییس سازمان اداری و استخدامی ادامه داد: با این وجود از هزینه دولت چیزی کم نشد، چون صندوق های بازنشستگی پول نداشتند، در عمل این بازنشسته ها از دولت حقوقشان را می گرفتند و حتی کاهش نیرو نیز با اسخدام های جدید جایگزین شد.
این مقام مسئول تصریح کرد: در انتهای سال 1392 و ابتدای سال 1393 تعداد نیروی انسانی دولت 2 میلیون و 384 هزار و 577 نفر بود و به عبارت دیگر، نه تنها 260 هزار بازنشسته خروجی جایگزین شد بلکه تعداد 100 هزار نفر نیز اضافه بر آنچه که ابتدای کار دولت تحویل گرفته شده به جمعیت نیروی انسانی دولت اضافه شده بود.
به گفته انصاری، این آمار در ابتدای سال 1395 معادل 2 میلیون و 341 هزار و 726 نفر بوده یعنی ما توانستیم 47 هزار نفر از نیروی انسانی دولت را کاهش بدهیم و به تعهد قانونی خود عمل کنیم.
رییس سازمان اداری و استخدامی کشور هزینه دولت برای هر استخدام را 20 تا 25 میلیون ریال اعلام کرد.
انصاری ادامه داد: در ابتدای سال 1396 آمار نیروی انسانی بخش دولت به 2 میلیون و 50 هزار نفر کاهش یافت در حالی که این رقم موقع تحویل گرفتن دولت 2 میلیون و 380هزار نفر بود.
به گفته این مقام مسئول عمده این کاهش در سال های 1394 و 1395 انجام شد.
بر اساس این گزارش، انصاری امروز در بخش نخست این نشست خبری گفت: ادغام وزارتخانه ها در دولت گذشته نیز مبنای کارشناسی نداشت.
«آمار بازنشستگان مشمول صندوق بازنشستگی کشوری در پایان سال 1395 یک میلیون و 325 هزار نفر بود در حالی که در شروع برنامه سوم توسعه این آمار 500 هزار نفر بود، یعنی 825 هزار نفر در طول این مدت از سیستم بازنشسته و خارج شده اند.
رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور افزود: این در حالی است که از تعداد کارکنان دولت کم نشده است در حالی که اگر قاعده استخدام یک نیروی انسانی به ازای هر سه بازنشسته یا قاعده یک سوم، رعایت می شد، دستکم باید از تعداد کارکنان دولت 500 هزار نفر کم می شد زیرا دولت های نهم و دهم در عمل این قاعده را رعایت نمی کرد.




موضوع مطلب : رییس سازمان اداری و استخدامی
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2849
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122003
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2849
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122003