سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
یکشنبه 91 اردیبهشت 31 :: 11:25 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
سید محمد خاتمی به عنوان یک انسان، شاید از دوست‌داشتنی‌ترین کسانی باشد که دیده‌ام. اما در مقام سیاست‌مدار و مدیر، نادیده گرفتن خطاها و کوتاهی‌ها و فرصت‌سوزی‌هایش را یک خطای بزرگ می‌دانم. خاتمی از بسیاری از قول‌هایی که داد، کوتاه آمد.
به گزارش جام نیوز، سایت خودنویس(Khodnevis)، روز یکشنبه 31 اردیبهشت(May 20) در یادداشتی تحت عنوان" خاتمی؛ پای طاووسی که زیبا نیست"به قلم نیک آهنگ کوثر نوشت: «لازم به توضیح نیست که بخشی از بدنه روزنامه‌نگاری ما را فعالان سیاسی‌ اشغال کرده‌اند. فعالانی که بیشتر بر اساس منافع می‌نویسند یا سانسور می‌کنند. دم فرو می‌بندند به وقت گفتن و می‌گویند به وقت خاموشی. فعالیت سیاسی شاخ و دم ندارد! وقتی دوستان فقط به نتیجه کار دارند نه درستی عمل، و بنا به مصالح و منافع گروه‌های سیاسی می‌نویسند و مانعی بر سر انتشار نگاه‌های متفاوت ایجاد می‌کنند، کار عیب دارد.

وقتی روزنامه‌نگار در روز 2 خرداد می‌رود برای عرض تبریک و زیارت سید محمد خاتمی، آدم می‌ماند به همکاران عزیز ما نیاموخته‌اند که این کارها زشت است؟ می‌روند رهنمود بگیرند؟ اما بزرگ‌ترین فایده این دیدارها، حداقل ثبت حرف‌هایی است که زده شده! خاتمی گفته است که از شرکت در انتخابات راضی نیست. خاتمی گفته است: "به خاطر گشایش در امور رای دادم اما متاسفانه هیچ خیرخواهی دیده نشد و فضا هر روز بدتر و تنگ تر از گذشته شده است... من قبول دارم رای دادنم یک شوک در جامعه ایجاد کرد که در این زمینه انتقاد ها را قبول دارم." بررسی عملکرد خاتمی بعد از 22 خرداد 1388 و مباحثی که پارسال درباره انتخابات طرح کرد را به خاطر آورید. خاتمی شرط‌هایی گذاشت برای مشارکت در انتخابات. خاطرتان هست؟»

این سایت ادامه داد: «سید محمد خاتمی به عنوان یک انسان، شاید از دوست‌داشتنی‌ترین کسانی باشد که دیده‌ام. اما در مقام سیاست‌مدار و مدیر، نادیده گرفتن خطاها و کوتاهی‌ها و فرصت‌سوزی‌هایش را یک خطای بزرگ می‌دانم. خاتمی از بسیاری از قول‌هایی که داد، کوتاه آمد. قرار بود پرونده قتل‌های زنجیره‌ای را به سرانجام برساند. به عنوان مجری قانون اساسی، در مقابل نقض گسترده حقوق بشر و قانون اساسی کوتاه آمد. معتقدم خاتمی انسان نسبتا خوبی بود که مدیریت نمی‌دانست و گروهی از روزنامه‌نگاران از جمله خودم، هیچگاه به مسوولیت خودمان در سال‌های دهه 70 عمل نکردیم و از هر گونه برخورد سخت‌گیرانه با خاتمی خودداری کردیم. وقتی بعد از توقیف فله‌ای روزنامه‌ها، احمد زیدآبادی پیشنهاد کرد که خاتمی برای فشار به حاکمیت استعفا بدهد، روزنامه‌نگارانی که فعال سیاسی بودند و منافعی در حضور خاتمی در قدرت داشتند به جای انتقاد از ضعف خاتمی، به زیدآبادی تاختند. لطفا به من یادآوری کنید که فایده ماندن خاتمی از روزی که عملا مجلس ششم را اخته[!] کردند چه بود؟»
البته معلوم نیست به چه نیک آهنگ کوثر مدعی است مجلس ششم اخته شده بود، در حالی که نمایندگان اصلاح طلب در این مجلس هر آنچه خواستند کردند و با نشان دادن چهره واقعی خود، موجب شدند مردم از آنها روی برگردانند.

خودنویس افزود: «وقتی عباس عبدی به خاتمی پیشنهاد کرد که در سال 1380 نامزد انتخابات نشود و بعدها طرح خروج از حاکمیت را مطرح کرد، می‌دانید جماعتی که نفعی در ماندگاری خاتمی داشتند چه اعتراض‌هایی کردند؟ آیا نتیجه سستی‌های خاتمی، جز برآمدن پدیده‌ای مثل احمدی‌نژاد بود؟ پارسال از خاتمی نقل کردند که گفته است شرکت در انتخابات از سال 1384 اشتباه بوده است. گفتند در جلسه‌ای غیر عمومی گفته شده اما چون فایل صوتی‌اش وجود داشته، امکان تکذیب را از رئیس جمهوری سابق گرفتند. به نظرم، کسانی که عامداً سعی در نادیده گرفتن تناقض‌های خاتمی داشته‌اند و سعی کرده‌اند پاهای طاووس را زیبا جلوه بدهند، به مردم بدهکارند.»



موضوع مطلب :
یکشنبه 91 اردیبهشت 31 :: 11:24 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
هونزا منطقه‌ای در هیمالیا است که مردمش به داشتن طول عمر زیاد شهرت دارند. محققان معتقدند که راز طول عمر مردمان این منطقه زردآلو است

به نقل از تبیان، خوشبختانه امروزه در جای جایِ این کره‌ی خاکی زردآلو کشت و مصرف می‌شود. زردآلو نه تنها خوشمزه است بلکه سرشار از عناصر مغذی و لازمی است که با بیماری‌ها، از بین رفتن قدرت بینایی و بیماری‌های قلبی عروقی مقابله می‌کند. برای آشنایی بیشتر با این میوه‌ی خوشمزه با ما همراه باشید.

زردآلو میوه‌ی پرخاصیتی است. به خاطر اینکه این میوه سرشار از کاروتنوئیدهای مختلف است. کاروتنوئیدها رنگدانه‌هایی به رنگ نارنجی و زرد هستند که در بیشتر میوه‌ها و سبزیجات مختلف وجود دارند. کاروتنوئیدهای زرد رنگ نقش حفاظتی دارند و با پیری و بیشتر بیماری‌ها مقابله می‌کنند. خوشبختانه زردآلو یکی از میوه‌هایی است که سرشار از این رنگدانه‌ها می‌باشد و شما می‌توانید به خواص مفید آن اعتماد کنید.

این میوه‌ی زرد خوشمزه همچنین سرشار از ویتامین A، ویتامین‌های گروه B و مواد معدنی مختلف به ویژه پتاسیم، آهن، مس، فسفر و منیزیم می‌باشد. هر کدام از این ویتامین‌ها و مواد معدنی نقش مهمی در حفظ سلامت بدن دارند.

بتاکاروتن موجود در زردآلو که به ویتامین A تبدیل می‌شود از قوه‌ی بینایی شما محافظت می‌کند. این ویتامین به طور مستقیم در تولید رنگدانه‌ی ردوپسین شرکت دارد

زردآلو طلایه‌دار انرژی‌زایی است. این میوه قوای بدن انسان را بالا برده و عمر او را طولانی می‌کند. هونزا منطقه‌ای در هیمالیا است که مردمش به داشتن طول عمر زیاد شهرت دارند. محققان معتقدند که راز طول عمر مردمان این منطقه زردآلو است. فرقی نمی‌کند که شما زردآلوی تازه میل کنید و یا از خشک شده‌ی آن استفاده کنید. مهم این است که تا می‌توانید زردآلو بخورید.

زردآلو دوست قلب نازنین شماست 

حتماً می‌پرسید زردآلو چگونه از قلب محافظت می‌کند؟ در جواب شما باید بگوییم که این میوه سرشار از بتاکاروتن و لیکوپن است. این دو ترکیب جزو آنتی اکسیدان‌های قوی محسوب می‌شوند و میزان کلسترول بد (LDL) را کاهش می‌دهند. نتایج یک پژوهش ژاپنی که روی بیش از 3000 مرد و زن انجام گرفته نشان می‌دهد که داشتن تغذیه‌ای سرشار از بتاکاروتن و لیکوپن از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی پیشگیری می‌کند. نتایج پژوهش‌های آمریکایی و آلمانی نیز نتایج این پژوهش را تایید کرده‌اند. از طرف دیگر زردآلو سرشار از پتاسیم است و این ماده‌ی معدنی نیز از ابتلا به بیماری‌های قلبی پیشگیری می‌کند.

زردآلو برای دستگاه گوارش و روده‌ها مفید است 

زردآلو برای سیستم گوارش فوق‌العاده است. زردآلوی تازه با اسهال مقابله می‌کند و زردآلوی خشک برای افرادی که از یبوست رنج می‌برند عالی است.

زردآلو با سرطان مقابله می‌کند 

گوجه فرنگی به دلیل دارا بودن لیکوپن ضدسرطان قوی محسوب می‌شود که به ویژه با سرطان پروستات مقابله می‌کند. اگرچه گوجه فرنگی سرشار از لیکوپن است اما لازم است که پخته شود تا بدن لیکوپن آن را به خوبی جذب کند. این در حالی است که لیکوپن موجود در زردآلو (همچنین آب طالبی) به طور مستقیم جذب بدن می‌شود.

زردآلو قوه‌ی بینایی را تقویت می‌کند 

بتاکاروتن موجود در زردآلو که به ویتامین A تبدیل می‌شود از قوه‌ی بینایی شما محافظت می‌کند. این ویتامین به طور مستقیم در تولید رنگدانه‌ی ردوپسین شرکت دارد.

زردآلو طلایه‌دار انرژی‌زایی است. این میوه قوای بدن انسان را بالا برده و عمر او را طولانی می‌کند.

این رنگدانه برای قوه‌ی بینایی لازم و ضروری است. کمبود ویتامین A بسته به شدت یا ضعف آن باعث خستگی چشم می‌شود و اگر این کمبود بیش از حد باشد ممکن است به ضعف دید شبانه و یا به بیماری آب مروارید منجر شود.

زردآلو سرشار از فیبرها است 

زردآلو منبع خوب فیبرها است که نه تنها با یبوست و سرطان کولون مقابله می‌کند بلکه از ابتلا به اکثر بیماری‌ها از جمله دیابت و بیماری‌های قلبی عروقی پیشگیری به عمل می‌آورد. توصیه می‌کنیم تا می‌توانید زردآلوی تازه و یا خشک میل کنید تا از تمام خواص آن بهره‌مند شوید. مردم قبایل هونزا تمام طول سال زردآلو می‌خورند. یعنی در فصل آن از میوه‌ی تازه استفاده می‌کنند و در مابقی سال زردآلوی خشک شده می‌خورند. پس بخشی از سبد میوه‌تان را به زردآلو اختصاص دهید. از این میوه‌ی خوش‌رنگ و خوشمزه میل کنید و پروردگار را به خاطر نعمت‌های بی پایانش شاکر باشید.




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 اردیبهشت 31 :: 11:23 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
کمتر کسی است که در وادی سیر و سلوک مطالعه کند و نام شیخ حسنعلی نخودکی را نشنیده باشد. او که از علمای برجسته و عرفای به نام شیعه است در سیر و سلوک و کرامات و مقامات معنوی گوی سبقت را ربوده و شهرت اهل عرفان شده است.

به نقل از تبیان بر خلاف تصور بسیاری که گمان می کنند اشخاصی چون آیت الله نخودکی شاید از نظر علمی چندان قوی و برجسته نباشند باید گفت که او فقیه، فیلسوف و از عرفا و اخلاقیون بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری است.

او بر اثر برخوردی با شیخ محمد صادق تخته فولادی وارد عالم عرفان شد. علاوه بر علوم معارفی و عرفانی در اصفهان و نجف دروس فقه، اصول و فلسفه را از بزرگانی چون جهانگیر خان قشقایی، آخوند خراسانی و سید محمد فشارکی فراگرفت.

او در نجف هم حجره‌ای سید حسن مدرس بود. از دوستانش می‌توان به شخصیت عارف شیخ محمد بهاری و سید حسین طباطبایی بروجردی اشاره کرد.

در این نوشتار علاوه بر چند حکایت از ایشان به توصیه مهم او درباره کسانی که می خواهند در مسیر عرفان و اخلاق گام بردارند اشاره می کنیم.

طى الارض

آقاى سید ابوالقاسم هندى نقل کرد که در خدمت حاج حسنعلى به کوه (( معجونى )) از کوهپایه هاى مشهد رفته بودیم در آن هنگام مردى یاغى به نام (( محمد قوش آبادى )) که موجب نا امنى آن نواحى گردیده بود از کنار کوه پدیدار شد و اخطار کرد که اگر حرکت کنید، کشته خواهید شد.

مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو دارى ؟

عرض کردم : آرى ، دست مرا گرفتند و گفتند: چشم خود را ببند. پس از چند ثانیه که بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم ، فرمودند: باز کن ، چون چشم گشودم ، دیدم نزدیک دروازه شهریم .

حجاب چهره جان من شود غبار تنم خوشا دمى که از این چهره پرده برفکنیم

غرور علمى

مرحوم ابوالقاسم اولیائى دبیر شیمى دبیرستانهاى مشهد تعریف مى کردند که هر روز جمعه به خدمت حاج شیخ که در خارج از شهر سکونت داشتند، مى رفتم .

یک روز در میان راه ، به عبارتى از ابو على سینا مى اندیشیدم و آن عبارت را خطا و اشتباه مى دیدم . چون به حضور حضرت شیخ رسیدم ، بدون آنکه مطلبى را طرح کنم ، ایشان عبارت ابو على سینا را قرائت فرمودند و مشکل آن را براى من حل کردند.

سپس فرمودند: شایسته نیست که آدمى بدون تاءمل به مردان بزرگ دانش ، همچون ابو على سینا، نسبت غلط و اشتباه دهد.


شبان وادى ایمن گهى رسد به مراد که چند سالى به جان ، خدمت شعیب کند

طى الارض دیگر از شیخ

فرزند ایشان آقاى مقدادى اصفهانى تعریف مى کنند که در آن هنگام که خارج از شهر مشهد سکونت داشتیم ، روزى پس از اداى فریضه ظهر، براى بازگشت به منزل ، به اتفاق پدرم از شهر خارج گردیدیم و در دست هر یک از ما چیزى از لوازم و مایحتاج خانه بود.

از ایشان خواستم تا در رفتن شتاب کنند، اما ایشان به سبب کهولت و ضعف آهسته گام بر مى داشتند. در راه ، به دو نفر از سادات محترم که بر درشکه اى سوار بودند، بر خوردیم با دیدن پدرم از درشکه پیاده شدند و قریب نیم ساعت با ایشان به گفتگو پرداختند پس از آن از ما جدا شدند. مجددا از پدرم خواستم که در رفتن شتاب کنند و از این توقف طولانى که موجب اتلاف وقت شده بود، اظهار نارضائى کردم .

فرمودند: سید بودند و نخواستم نسبت به ایشان کم توجهى شود. باز عرض کردم : پس در رفتن تعجیل فرمائید. فرمودند: من بار تو را مى کشم و به خاطر تو آهسته مى روم ، اکنون مى روم ، اگر توانایى همراهى مرا دارى ، بیا. ناگهان با کمال تعجب دیدم ، که زمین زیر پاى پدرم به سرعت مى گذرد و ایشان همچنین به حال طبیعى گام بر مى دارند و من ، چون آن کسى که بر اتومبیل سوار باشد.
زمین و درختان را در حال حرکت سریع مى دیدم . بارى هر چه دویدم به ایشان نرسیدم . چون اندکى از این وضع گذشت توجهى نمودند و زمین به حال نخستین قرار گرفت . پس از آن فرمودند: خواستم بدانى که ما بار تو را مى کشیم .


صمت و جوع و سحر و عزلت و ذکر به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تمام

استهلال ماه

باز هم فرزند ایشان تعریف مى کنند: شب اول ماه شوال بود و ما در مزرعه (( نخودک )) در خارج از شهر مشهد ساکن بودیم .

پدرم فرمود: تا به بالاى بام بروم و استهلال کنم چون ابر، دامن افق مغرب را پوشانده بود، چیزى ندیدم فرود آمدم و گفتم : رؤ یت هلال با این ابرها هرگز ممکن نیست .
عتاب آلوده فرمودند: بى عرضه چرا فرمان ندادى که ابرها کنار روند؟ گفتم : پدر جان ، من کى هستم که به ابر دستور دهم ؟ فرمودند: باز گرد و با انگشت سبابه اشاره کن که ابرها از افق کنار روند.

ناچار به بام شدم ، با انگشت اشاره نموده و چنانکه دستور داده بودند عمل کردم ، لحظه هایى نگذشته بود که افق را صافى از ابر و هلال ماه شوال آشکار دیدم و پدرم را از رؤ یت ماه آگاه ساختم .
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

موعظه

این چند جمله هم از پیر طریقت و مراد سالکان شیخ حسنعلى (رض) عرضه به پیروان راهش : اینکه انسان دو سه خواب ببیند، و یا وقت ذکر نورى مشاهده کند، به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست . عمده نظر در دو مطلب است : یکى غذاى حلال ، دوم توجه در نماز و اصلاح آن .

در جوانى پاک بودن شیوه پیغمبرى است/ ورنه هر گبرى به پیرى مى شود پرهیزگار




موضوع مطلب :
نگاهی دقیق به سخنان حسن عباسی پیرامون فلسفه:
انتشار غرضمندانه تکه ای از سخنان دو سال پیش حسن عباسی در هفته های گذشته و نیز انتخاب تیترهایی جنجال برانگیز و کذب برای آن، برخلاف آنچه عاملان آن انتظار داشتند، موجب احیای مجدد موج نقد و بررسی حجیت و کارآمدی فلسفه اسلامی شد. اگرچه برخی با مصاحبه های تند و البته بدون هیچ نقد علمی، حسن عباسی را متهم به فحاشی کرده و می کنند، اما واقعیت غیر قابل انکار این است که پس از گذشت یک ماه، هیچ کس پاسخی علمی به بحث وی نداده است.

پایگاه 598 - حجت الإسلام رضا علیرضااحسانی نیاموسوی/ انتشار غرضمندانه تکه ای از سخنان دو سال پیش حسن عباسی در هفته های گذشته و نیز انتخاب تیترهایی جنجال برانگیز و کذب برای آن، برخلاف آنچه عاملان آن انتظار داشتند، موجب احیای مجدد موج نقد و بررسی حجیت و کارآمدی فلسفه اسلامی شد. اگرچه برخی با مصاحبه های تند و البته بدون هیچ نقد علمی، حسن عباسی را متهم به فحاشی کرده و می کنند، اما واقعیت غیر قابل انکار این است که پس از گذشت یک ماه، هیچ کس پاسخی علمی به بحث وی نداده است. حتی پس از انتشار جوابیه مفصل، علمی و متقن او، در دو سه مصاحبه ای که صورت گرفته هیچ اشاره ای به نقدهای بنیادین او به فلسفه اسلامی نشده و مخالفین بجای پیروی از رهنمود مؤکد مقام عظمای ولایت مبنی بر ورود حوزه به عرصه کرسی های نقد و نظر، سیاست «بایکوت نقد، منجر به پخش نشدن آن خواهد شد» را در پیش گرفته اند.

اما بهانه ای که مخالفین برای این برخوردشان مطرح می کنند، «هتاک خواندن» ناقد است. متأسفانه این رویه ی همیشگی این افراد بوده و حتی در برخورد با روحانیونی چون مهدی نصیری و ایت الله حسن میلانی نیز آن را در پیش گرفته و ایشان را به بهانه فحاش بودن بایکوت کرده اند. شاید زمان آن رسیده باشد که در این نحوه برخورد تجدید نظری صورت گیرد تا بلکه حوزه بتواند مانند سابق، پویایی علمی خود را حفظ کند. بالأخره آیندگان از ما نخواهند پذیرفت که برای مناظره با امثال سروش تشنه بودیم و افرادی چون عباسی و نصیری و میلانی را بایکوت می کنیم.

در این مجال، اتفاقاً قصد داریم نشان دهیم تمام آنچه «توهین حسن عباسی به ایت الله جوادی آملی (حفظه الله)» تلقی شده و روی آن جنجالی به پا شد، از اساس کذب محض و شاید کاسه داغ تر از آش شدن عده ای مرید بوده است. لذا روی آن جملات منتشر شده تمرکز کرده و خواهیم دید که آیا آنها براستی توهین بوده اند؟

 * در تیتری آمده است: «حسن عباسی: همه فلاسفه مسلمان اشتباه کرده اند». هر کس که اندکی به فضای رسانه آگاه باشد، می دانند که از این تیتراین مطلب برداشت می شود که «منِ (عباسی) از همه فلاسفه مسلمان بیشتر می فهمم» و نوعی توهم بزرگ بودن را نسبت به کسی که عموم مردم تاکنون اکثراً سخنان سیاسی اش را شنیده اند و خبری از صدها جلسه بحث های سنگین علمی اش ندارند، به ذهن متبادر می کند.

اما جمله ای که این تکه از آن بریده شده: «فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است. فارابی ، ابن سینا ، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند؛ فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت.» عباسی در واقع دارد نقدی بنیادین بر فلسفه وارد می کند (که تفصیل آن را در متنی که منتشر کرده بیان نموده) و لذا فلاسفه ای که این نقد را بر آنها وارد می داند نیز در نظر او باید این اشتباه را مرتکب شده باشند. اینکه فلاسفه در مسأله ای در طول تاریخ به خطا رفته باشند، حرف تازه ای نیست و چنانچه همین الآن سری به آرای فیلسوفان نوصدرایی چون ایت الله مصباح، ایت الله جوادی، استاد فیاضی، استاد خسروپناه و... بزنیم، آراء بسیاری را خواهیم یافت که در مقابل آرای هزار ساله فلاسفه مسلمان است. جالب است بدانید حتی جناب غرویان نیز در همایشی، به اینکه موضوع فلسفه «موجود بما هو موجود» است اعتراض می کنند و «ملکوت» را بعنوان موضوع اصلی فلسفه پیشنهاد می دهند. پس چنین اشکال واضحی که «فلسفه» همان «حکمت» قرآنی نیست، ادعایی بلند پروازانه نیست که فردی از سر توهم بزرگ بودن آن را طرح کرده و بر تمامی فلاسفه خرده گرفته باشد.

* در تیترها آمده است« حسن عباسی: آقای جوادی بیاید با من مناظره کند». کافی است جملاتی که این جمله از آنها استخراج شده را مرور کنیم: «کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند ... این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟ هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم.»

پیش از پرداختن به مضمون این کلام، آیا از آن عبارت «آقای جوادی بیاید با من مناظره کند» استنباط می شود؟ آیا مسئولینی که به محض درج چند انتقاد به یک مسئول، سایت های ارزشی را فله ای پایین می آورند، دغدغه ای نسبت به تخریب یکی از انگشت شمار ترین نیروهای نخبه فرهنگی انقلاب هم دارند؟ آخر اگر حسن عباسی را مرتد کنیم، جایگزینش را هم داریم؟ کسی را داریم که هر روز در یک دانشگاه کشور، در بین صدها دانشجو مشغول تبیین ابعاد ناپرداخته اسلام و نقد بنیادین غرب و مدرنیته باشد؟ قصد ما مقایسه او با بزرگان و ارکان حوزه نیست و این مقایسه اساس اشتباه است. آن بزرگان وظیفه خاص خود را دارند، اما در بین آنها که شغلشان تبلیغ دین است، فی الواقع چند نفر را به دغدغه مندی عباسی می شناسیم؟

خطاب عباسی در جمله اول (کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد، بیایند بشینند مناظره کنند) تحدی به جا و به حقی است که مدعیان کارآمدی فلسفه اسلامی موظف اند پاسخگوی ان باشند. بالاخره هزاران ساعت از وقت طلاب ما امروزه به تحصیل این فلسفه می گذرد و ملیاردها ریال هزینه صرف آموزش و پژوهش در آن می شود. آیا این هزینه ها، بازتاب و اثری هم دارند؟ از دل این پژوهش ها، کدام نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی درآمده است؟ این فلسفه بر کدام علم انسانی کمترین تأثیر را داشته؟ حتی می توان به جرأت پرسید، آیا مسائل و موضوعات فلسفه اسلامی، منطبق با سوالات فلسفی جدی جوانان امروز ما هست؟ بجاست نهادهای آموزشی و پژوهشی بررسی های میدانی ای را در این عرصه به عمل آورند و گمان نگارنده بر این است که این تحقیقات، نتایج خوشحال کننده ای برای طرفداران فلسفه اسلامی در پی نخواهند داشت.

اما جمله اصلی که توهین به آیت الله العظمی جوادی تلقی می شد، این بود که « این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟». نگارنده به سبب آشنایی با مباحث استاد عباسی، ابتدا متذکر می شود که ایشان بسیاری از مباحث خود، من جمله در فلسفه هنر از اندیشه های ایت الله جوادی استفاده کرده اند. تعبیری که بارها بر سر کلاس نسبت به ایشان بکار می برند، «حکیم جوادی آملی» می باشد و باید دانست که «حکیم» در نظر ایشان، هیچ ربطی به فیلسوف ندارد و مطابق آن چیزی است که معصوم فرمود: «کاد الحکیم ان یکون نبیا» حکیم در آستانه پیامبری است. لذا همانطور که خود نیز بعداً اشاره می کند، نه تنها هیچ ادعایی برای مناظره با ایت الله جوادی آملی ندارد، بلکه ایشان را یکی از منابع معرفت دینی در زمان حاضر می داند.

حال باید پرسید که منظور او از آن جمله چه بوده است؟ واضح است که منظور ایشان، همچنان اشاره به ضعف کارآمدی فلسفه اسلامی است و نقدشان نه به ایت الله جوادی، بلکه به برنامه ریزان صدا و سیماست که هیچگونه دقتی در انتخاب برنامه های متناسب مذهبی برای جامعه ندارند. صحبت بر سر این است آیا باید در محدود ساعاتی که به برنامه های مذهبی در صدا و سیما اختصاص دارد، جلسات سنگین تدریس فلسفه و تفسیر فلسفی پخش شود؟ آیا این اعتراض، توهین به مدرس فلسفه است؟ بله، انکار نمی کنیم که حسن عباسی بالکل فلسفه را مفید جامعه نمی داند، اما آیا آن حرف او ناظر به ایت الله جوادی است و یا مسئولین صدا و سیما؟ حتی اگر فلسفه هم بی فایده نباشد، آیا پخش جلسات سنگین تدریس آن از رسانه ملی و بعداً خود را بخاطر بالا بودن سطح برنامه های دینی تشویق کردن، کار مطلقا مفیدی است؟

به هر جهت باید اعتراف نمود که این شانتاژ خبری، با سعه صدر عباسی و ارائه علمی و متقن بحثش، هم به ضرر آن سایت ها و هم نهایتاً به ضرر برخی از مخالفین(نه منتقدین) تمام شد. چراکه این نقدها را عباسی سالهاست مطرح می کند و این دوستان با این نحو برخوردهایشان، تنها حساسیت و توجه جامعه را برای شنیدن حرف های او برانگیختند و هزاران نفر، نقدهایی جدی بر فلسفه اسلامی که شاید تا سالها شنیده و خوانده نمی شد را خواندند و شنیدند.

.............................................................................................................................................

در اینجا نقد یک دوست محترم که در قسمت نظرات نظردادند رابه پیوست می آوریم

.............................................................................................................................................

سلام دوست من ازشما بعیده که مطلبی رو بدون تحقیق وبررسی بنویسید:اولا:این آقای عباسی مگر رشته درسی شون فلسفه بوده؟؟؟ ایشون فقط وفقط ترجمه بدایه ونهایه علامه طباطبایی رو خوندن.   ثانیا:کسی میتواند در مورد فلسفه ملاصدرا نظر دهد که حداقل یک دور اسفار خوانده باشد.
ثالثا:بحث فلسفه اسلامی مساله حل شده است(رجوع شود به مجله معرفت فلسفی  ج1و2)
رابعا: با کسی مناظره میکنند که شرایط را داشته باشد( حداقل شرایط تحصیلی:به آن مبحث مسلط باشد ،اما کسی که فقط ترجمه یکی ،دو کتاب خوانده میتوان با آن بحث کلی کرد؟!)
خامسا: آیت الله علامه مصباح جوابیه ای در رد سخن ایشان داده اند که در اینترنت هم موجود است .
سادسا:اگر قرار است مثلا به فرض نقدی ازصدا وسیما گفته شود چرا باید به یک آیت الله و درس ایشان توهین شود؟!
تازه بحث تفسیری آیت الله جوادی مگر درچه ساعتی پخش میشود ( ساعات مرده به اصطلاح که آنقدر مخاطب وجود ندارد) و مگر چند در صد درس تفسیر ایشان فلسفی است تنها بخشی از آن.

منبع:http://mahbob786.parsiblog.com




موضوع مطلب :
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر بهداروند در نقد مهرنامه:
نقدی بر کثرت گرایی در حوزه دین و عرفان از نگاه مهرنامه
باید دانست که امروزه طرفداران پر و پا قرص پلورالیزم دینى در حقیقت بدنبال نوعى بومى ‏سازى نظریه پلورالیزم دینى جان هیک ؛ با استفاده از تجربیات قبلى افرادى همچون "محمد آرکون" و " فضل الرحمان " هستند. شک نداریم که معرفت شناختى پلورالیزم جان هیک داراى ساخت آمپریستى بوده و اکیداً مبتنى بر نفى امکان معرفت مطابق با واقع بویژه در مقولات دینى و مستلزم نوعى شکاکیّت جزمى‏در باب ادیان مى‏ باشد.

علی رضا احسانی نیا-فرزانگان امیدواربه گزارش پایگاه 598، ماهنامه مهرنامه، یکی از مروجین علوم انسانی الحادی است که اخیراً با سوء‌استفاده از فضای آزاد رسانه ای و غفلت و مشغولیت دوستان، ناشیانه می کوشد تا به ریشه‌های فکری و علمی انقلاب اسلامی هجمه ببرد و برنامه‌ های کلان فرهنگی جمهوری اسلامی را رصد کرده و آنها را نقد کند.

یکی از مباحثی که در مهرنامه به صورت جدی دنبال می شود کثرت گرایی در حوزه دین و عرفان است، لذا بر آن شدیم که با تلخیصی از مقاله دکتر محمد مهدی بهداروند پاسخ کوتاهی به تلاش جدید این ماهنامه سکولار داده باشیم که در ادامه می آید:

بر ارباب معرفت پوشیده نیست که بحث پلورالیزم دینى در چند دهه اخیر کانون توجه بسیارى از دین پژوهان معاصر بوده است. این بحث در این دوران در جهان اسلام از طریق تلفیق مبانى معرفت شناسى لیبرال (سنت اصالت تجربه) با الاهیات دستکارى شده برخى فرقه‏ هاى مسیحى و گونه‏اى صوفیگرى غالیانه طرح و ترویج مى‏ گردد، که فى ‏الواقع ، روند حساسیت زدائى نسبت به » «درست و نادرست» حذف دغدغه «حقیقت و مشروعیت» که همواره پرسش از حق و باطل را ایجاب مى‏ کرده و نیز «شریعت زدائى» را که ریشه احساس و مسئولیت و تکلیف را بر مى‏ کند، ایجاب و تعقیب مى‏ نماید.

تکثرگرایى (پلورالیزم pluralism) ابعاد وصور مختلف فرهنگى ، اجتماعى ، سیاسى ، فلسفى و دینى دارد. این پدیده طرحى است که برخى از دانشمندان و متکلمین غربى با تأثیر پذیرى از دیدگاه فلسفى خاصى در پاسخ به بعضى مسائل عقیدتى و هم چنین براى حل برخى از مشکلات اجتماعى ارائه مى‏ دهند. پلورالیزم در دهه‏ هاى اخیر با کار «جان هیک» در جهان مسیحى بالا گرفت. پلورالیزم یک طرز تلقى در تئولوژى مسیحى است و اگر کلام مسیحى و اختلاف فرقه‏هاى مسیحیت را ندانیم ، نمى ‏توانیم پلورالیزم را درست بفهمیم. با فرض مفهوم جان هیک ازپلورالیزم باز هم براى یک مسلمان بابسیارى از ضروریات دینى قابل سازش نیست، زیرا مفهوم نبوت ، مفهوم سعادت ، هدایت ، ضلالت ، و شقاوت ، مفهوم تکلیف و شریعت ، مفهوم اخلاق ، عقاید و اساساً کفر و ایمان را در هم ریخته بلکه نفى مى‏ کند.

بنابراین آموزه‏ هاى اسلامى، منافات قطعى با تعبیر پلورالیستى که تحت تأثیر دیدگاههاى لیبرال غرب، پرورده شد، دارد، اما البته تفکر اسلامى ‏در مرحله عمل اجتماعى و تربیت بشر ، کاملاً اهل مدارا است.

پلورالیزم دینى که در واقع به نام «تساوى ادیان» به افکار همه ادیان مى‏ انجامد، این نگاه به اخلاق ، شریعت و کلام و فلسفه را مدیون آموزه‏ هاى «هیوم» «کانت» در علم المعرفه غربى است و «لا ادرى گرى» و تکثرگرایى خود را از ترکیب «لیبرالیزیم و مسیحیت» وام گرفته است . محصول این ترکیب الاهیات پروتستانى بود که مبتنى بر تردیدى بنیادین در کلیه نظریه پردازى‏هاى عقلى و استدلال‏هاى الهیّاتى ، ارجاع تعارضات متون «عهدین» با علوم طبیعى و تاریخى به تفاسیر اصطلاحاً غیر ارتدوکسى و تمرکز دادن دین در یک «تجربه روانى از دیندارى» ، گسترش راههاى نجات به صورتى که به نفى آموزه صدق بیانجامد، تاکید بر گرایش عام و مشترک بین الادیان در مورد مبهم‏ترین معناى «امر نهایى» و فرعى (بلکه بى‏ اهمیت) ساختن مضون ایمان و مناسک و دکترین الهیاتى دین ، مى‏ باشد. تصور مى‏ شود که مشکلاتى که احیاناً در انتقال گفتمانهاى جارى در مباحث دینى - فلسفى غربى به داخل کشورهاى اسلامى‏پیش مى‏آید و در ایران اسلامى‏ هم با نمونه هایى از آن مواجه هستیم ، به خاطر آن است که موضوعات عمیقاً مسیحى و گاه فرقه‏اى اروپا را مى‏ خواهیم به زور وارد فضاى فکر اسلامى کنیم در حالى که در فرهنگ اسلامى، نه چنان مشکلى وجود داشته و نه چنین مسئله‏اى مفهوم مى‏ شود.

آیا براستى کسانى که در صدد ترجمه و تفسیر و اقتباس از کلام و تئوریهاى غربى هستند و با ردیف نمودن گزینشى آیات قرآن و روایات و اشعار مولوى و ... توجه دارند که اولاً آیا ورود و طرح این مباحث در جامعه ما بدون در نظر گرفتن روند طبیعى آنها، چه توجیه معقول و منطقى دارد؟ آیا مروجان این دیدگاه به پیامدهاى نظرى و عملى آن در جامعه واقفند؟

و ...

باید دانست که امروزه طرفداران پر و پا قرص پلورالیزم دینى در حقیقت بدنبال نوعى بومى ‏سازى نظریه پلورالیزم دینى جان هیک ؛ با استفاده از تجربیات قبلى افرادى همچون "محمد آرکون" و " فضل الرحمان " هستند. شک نداریم که معرفت شناختى پلورالیزم جان هیک داراى ساخت آمپریستى بوده و اکیداً مبتنى بر نفى امکان معرفت مطابق با واقع بویژه در مقولات دینى و مستلزم نوعى شکاکیّت جزمى‏در باب ادیان مى‏ باشد. این نظریه و اعتقاد از رمانیتزم شلایرماخر (دین ، بمثابه احساس شخصى و بدون بار معرفتى) و تفکیک "نومن "و "فنومن" کانت را (سدّباب معرفت به واقع) نیز رنگ و بوى گرفته است .

در حقیقت پلورالیزم دینى بدین معنا است که ابتداء افراد یا گروههاى انسانى ، اصولى را به مثابه حقایق ثابت و اصول موضوعه یک دین بنگرند و آن پیش فرضها مسلم باشند ، سپس بپردازند به این که تحقق فلان اصل از کدام راه میسرتر است و نتیجه گیرى نسبت بدان چگونه باید باشد و کیفیت بهره بردارى و آموزش آن چگونه باشد؟ اینها امورى است که مى تواند مشمول تکثر گرایى یا تنوع گرایى باشد.

ولى اگر اساس اصول موضوعه مورد تردید و شک باشد ، دیگر کثرت گرایى معناى محصلى نخواهد داشت و اصولاً رقابتى تحقق نمى پذیرد بلکه یکى به نفى دیگرى پرداخته است بعبارت دیگر باید «ما به الاشتراکها» و «ما به الامتیازهایى» داشته باشیم که مشترکات مفروض تلقى شود و در دسته دوم رقابت شود ولى اگر مسلمات و مشترکاتى نباشد چه تحققى صورت خواهد گرفت.

بنابراین پلورالیزم دینى یعنى حضور مسالمت آمیز افرادى در کنار هم که هر کدام معتقدست هم حقیقت متعلق به او است، پلورالیزم بعنوان یک وضعیت در جایى پدید مى آید که عده زیادى به آن عقیده نداشته باشند، به اعتقاد ما پلورالیزم دینى بهمین معنا پذیرفته است و این که چگونه مى توان با این اعتقاد، با پیروان دیگر ادیان زندگى مسالمت آمیز و همزیستى خوبى داشت. تنها مشکل پلورالیزم در این است که باید راه حل آن را ارائه دهد و این راه حل جز در مکتب اسلام در هیچ جاى دیگر به طریق صحیح و منطقى ارائه نشده است. مسلماً پلورالیزم مورد نظر جان هیک چه از میث تئوریک و چه از حیث عملى و کاربردى قابلیت دفاع را ندارد. ما معتقدیم که اسلام دینى است که واجد تمامى حقایق دینى است. هر چند ممکن است سایر ادیان، بخشى از حقیقت را نزد خود داشته باشند ولى آن حقایق در اسلام هم هست ولى جامعیت آن حقایق با اسلام است. سایر ادیان البته هر کدام بخشى از حقیقت را دارند وگرنه مقام و بقا پیدا نمى کردند. اصلاً بقاى هر دین و گرایشى براى این است که بخشى از حقیقت درون آن وجود دارد ، زیرا باطل محض هیچ بقاء پیدا نمى کند.

پس در اسلام حقایق مطرح و موجود است و در حقیقت اسلام، جامع همه حقایق دینى است.

بماند که ما باید در بررسى موضوع از دیدگاه برون دینى، حتماً ملاک و معیارى جهت حقیقت داشته باشیم، که این ملاک و معیار خواه یا ناخواه به مسئله معرفت شناسى بر مى گردد که ما ملاک حق و باطل را چه بدانیم و سپس بررسى کنیم که آیا در اسلام یافت مى شود یا نه؟

با ذکر این نکته بحث را به پایان مى بریم که منشأ اجتماعى پلورالیزم چگونگى زیست مسیحیان با پیروان سایر ادیان و مهمتر از آن، رفتار با دیگر انسانها بود. این مسئله بصورت مشکل زمانى تبدیل به مشکلى اجتماعى شد که نظام بورژوازى پس از پشت کردن به عقل نظرى و عملى و پس از ادبار از سنتهاى دینى با اتکاء به عقلانیت ابزارى یعنى تکنولوژى و بوروکراسى در مسیر اقتدار دنیوى ، ناگزیر از جهانى شدن و توسعه گردید. این نظام به تناسب ، ارتباط گسترده و فراگیرى را طلب مى نمود . روابطى که سنت هاى دینى و بومى جوامع و فرهنگ هایى را که در مسیر امپراطورى قرار مى گیرند، تاب نمى آورد .




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 اردیبهشت 31 :: 11:18 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

ادعاهای علی مطهری در نطق میان‌دستور خود به تیتر یک رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب تبدیل شد.

به گزارش فارس، نطق میان دستور علی مطهری نماینده تهران در جلسه علنی امروز مجلس به خبر برتر رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه بدل شد.

علی مطهری در نطق سیاسی جنسی امروز خود رئیس جمهور و دولت را متهم به آزاد کردن تحریک جنسی در جامعه کرده و مدعی شده که "‌احمدی‌نژاد ‌زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌ که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کرده‌اند و در واقع تحریک جنسی را آزاد کرده‌اند".

مطهری همچنین ‌رئیس جمهور را به "‌ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه" توصیه کرده ‌است.

این نماینده همچنین ‌مدعی دخالت سپاه پاسداران در ‌حوزه‌های انتخابیه شده و گفته که ‌"دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به منظور حمایت جدی از کاندیداهای مورد نظر این واقعیت را تأیید می‌کند".

این ادعاهای مطهری بلافاصله در صدر اخبار رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب قرار گرفت و این رسانه‌ها بخش برتر سایت‌های خود را به پوشش این اظهارات مطهری اختصاص دادند.

بی‌بی‌سی فارسی رسانه وابسته به رژیم سلطنتی انگلیس خبر اول خود را به نطق علی مطهری اختصاص داد و با انتخاب تیتر "اعتراض علی مطهری به "دخالت سپاه" در انتخابات مجلس نهم" نوشت: "علی مطهری، نماینده تهران در مجلس ایران با "مشهود دانستن" دخالت سپاه پاسداران در تعداد زیادی از حوزه‌های انتخابات مجلس گفت: "بسیاری از کاندیداهایی که چه در آن حوزه ها چه رای آوردند و چه رای نیاوردند این موضوع را تایید می‌کنند."

علی رضا احسانی نیا-فرزانگان امیدوار

بی‌بی‌سی‌ فارسی همچنین نوشت: "انتقادات این نماینده مجلس، در شرایطی مطرح می‌شود که در پی برگزاری مرحله اول انتخابات نهمین دوره مجلس ایران، عده‌ای از نمایندگان مجلس هشتم در نطق‌های خود در صحن علنی به انتقاد از بروز "تخلف" در انتخابات پرداخته‌اند".




موضوع مطلب :

 افزایش پوشش‌های نامناسب این روزها و با آغاز فصل گرما به یکی از بحث های اصلی مسئولین فرهنگی کشور تبدیل شده است. این در حالی است که هر روز اخباری از اقصی نقاط دنیا مبنی بر گرایش زنان نخبه و سرشناس اعم از دانشگاهی و هنرپیشه به حجاب اسلامی منتشر می‌شود.

علی رضا احسانی نیا-فرزانگان امیدوار

انتشار این اخبار اگرچه حاکی از رشد معنویت و اخلاق در جامعه جهانی است اما در داخل، این شبهه را ایجاد کرده که چرا در کشور ما علی رغم علقه‌ها و وابستگی‌های عمیق مذهبی، تقید به این پوشش اسلامی آنچنان که باید به چشم نمی آید.

البته روشن است که  ارائه تحلیل و نظر قاطع درباره رشد و یا کاهش تقید به حجاب در کشور، تنها با مشاهده لایه‌های بیرونی و ظاهری جامعه تحلیلی منطقی و واقعی به نظر نمی رسد، اما اینکه پوشش‌های غیر شرعی در میان برخی از زنان و دختران دیده می‌شود، امری غیر قابل انکار است.

در همین زمینه حجت الاسلام و المسلمین میراحمدرضا حاجتی از کارشناسان فرهنگی کشور با یادآوری این شبهه، به پاسخ آن پرداخته و در ادامه به رسالت نهادهای فرهنگی از جمله حوزه‌ علمیه درباره افزایش فرهنگ حجاب در جامعه اشاره می‌کند.

 

حجاب نشانه عفاف در جامعه است و مختص زنان هم نیست

مدیر حوزه علمیه خوزستان در گفتگوی که  با  خبرگزاری حوزه داشت، با بیان اینکه یکی از مسایل مهمی که  مورد تاکید خاص مقام معظم رهبری است، بحث حجاب و صیانت از حریم عفاف و حیا در جامعه اسلامی است، اظهار داشت: این بحث از منظر دینی و با عنایت به آیات و روایات از اهمیت و جایگاه خاصی در آموزه های اسلامی برخوردار است، به گونه ای که این مهم خود نقش اساسی در تربیت انسانی و تعالی جامعه دارد.

 
وی افزود: حجاب نشانه‌ای از وجود عفاف و حیا در جامعه است و لذا مختص به زنان هم نیست چه آن که هم مردان و هم زنان مخاطب آموزه های دینی در این خصوص هستند.
 
حیا و عفت نشانه تعالی جامعه است
 
امام جمعه موقت اهواز با تاکید بر این که جامعه با حیا و با عفت، جامعه ای متعالی و سالم است، خاطرنشان کرد: اگر به جوامعی که ضدیت با حجاب دارند یا این که نسبت به آن بی تفاوت هستند را بنگریم، متوجه می شویم که خلا حجاب در آن ها توام با چه آسیب ها و آفاتی برای آن جامعه بوده و چه خطرات عظیمی را به همراه داشته است.
 
وی گفت: امروز در جوامع غربی که مدعی هستند رفاه کامل را برای مردم خود به ارمغان آورده اند مشاهده می کنیم که دغدغه ها و نگرانی های فرهنگی و اجتماعی تا چه حد در بین آن ها جدی و ملموس است که این دغدغه ها و نگرانی ها عموما ناشی از کم توجهی به امر حجاب است.
 
بن بست غرب در غوغای ابتذال و بی خانوادگی!
 
این استاد حوزه و دانشگاه همچنین یادآور شد: آمارها نشان می دهد، از هم گسیختگی نهاد خانواده در جوامع غربی ، هویت آن ها را به خطر انداخته به گونه ای که امروز بزرگترین سیاست مداران و برجسته ترین متفکران غربی به ویژه در حوزه علوم انسانی بر این نکته تاکید کرده و می کنند که غرب حقیقتا به بن بست رسیده است.
 
وی اضافه کرد: همین چند وقت پیش بود که یکی از اندیشمندان مطرح غربی در مصاحبه ای رسما اعلام کرده بود آینده از آن شرقی هاست و غرب به جهت آن که نهاد خانواده را در درون خود از هم پاشیده می بیند، به بن بست رسیده است؛ طبعا از هم پاشیدگی نهاد خانواده در غرب به خاطر لجام گسیختگی فرهنگی و بی توجهی مردمان دیار غرب به مساله عفت و حیاست.
 
حجاب، مصونیت بخش است نه محدودیت آفرین
 
حجت الاسلام و المسلمین حاجتی همچنین تاکید کرد: این در حالی است که از منظر آموزه های دینی ما ، حجاب نه عامل محدودیت بلکه عامل مصونیت است.
 
وی افزود: انسان بالطبع به واسطه غرایز خدادادی که درون اوست، یک سری نیازهای دارد از جمله در زمینه مسایل جنسی که اگر از این غرایز حفاظت کرده و از نیازهای خود در مسیر درست و متعادلش استفاده کند، قطعا به رشد و سعادت حقیقی دست می یابد اما اگر لجام گسیخته درباره آنها عمل کند، نتیجه می شود همان چیزی که امروز در غرب مشاهده می کنیم.
 
عضو شورای حوزه علمیه استان خوزستان بیان داشت: بی شک حجاب از جمله عواملی است که این غرایز و نیازها را متناسب با فطرت آدمی تعدیل کرده و از هویت انسانی حفاظت می کند.
 
ضرورت حضور تبلیغی حوزویان در مدارس
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص رسالت و کارکردهای حوزویان در مقابله با معضل بدحجابی در جامعه تصریح کرد: یکی از رسالت های حوزویان و حوزه های علمیه برنامه ریزی مناسب به منظور حضور فکری و فرهنگی در سطح مدارس آموزش و پرورش و برقراری ارتباط تبلیغی با دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع مختلف تحصیلی است.
 
امام جمعه موقت اهواز افزود: حوزه های علمیه باید بیش از پیش بر اساس سیاست گذاری ها و برنامه های مدون روی موضوع تبیین عفاف و حجاب در مدارس کار کنند.
 
شبکه تبلیغی؛ یک طرح موفق در خوزستان
 
وی همچنین گفت: به لطف الهی و با درایت و حمایت های آیت الله جزایری، نماینده ولی فقیه در استان و همکاری و تعامل همه مسئولان شبکه تبلیغی در مدارس شهر اهواز با عنوان «طرح معراج» به مرحله اجرا در آمده است که در این خصوص حدود 200 تن از برادران طلبه و نیز 90 بانوی طلبه حضور دارند.
 
پاسخ به 30 هزار سوال و شبهه دانش آموزی
 
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که بیش از 250 مدرسه آموزش و پرورش در اهواز تحت پوشش این طرح قرار دارند، بیان داشت: تاکنون در قالب اجرای این طرح، به بیش از 30 هزار سوال دانش آموزان دختر و پسر اهوازی از سوی طلاب پاسخ داده شده است.
 
وی افزود: یکی از چالش های مهم ما در بحث حجاب به ویژه در رابطه با نوجوانان و جوانان این است که باید بتوانیم به درستی و با بهره گیری از شیوه مناسب، اهمیت و ضرورت حجاب را برای آن ها تبیین و توجیه کنیم.
 
تعارف را کنار بگذاریم!
 
حجت الاسلام و المسلمین حاجتی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر این که مخاطرات فرهنگی دشمن از طریق فضای سایبری و ماهواره ها را باید جدی گرفت، ابراز داشت: ما نباید فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در طول این سال ها مبنی بر جدی بودن تهاجم ، شبیخون و ناتوی فرهنگی را مورد غفلت قرار دهیم؛ قطعا در این خصوص نیاز به کار جهادگونه است و با تعارفات و کارهای مقطعی کاری از پیش نمی رود.
 
 وی همچنین خاطرنشان کرد: حوزه های علمیه با ظرفیت های مناسبی که در اختیار دارند باید در بحث نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب با ساماندهی لازم و برنامه ریزی پیش بیایند و فلسفه احکامی که در این باب مطرح شده را برای نسل جوان به خوبی بیان کنند.
 
زنان غربی با حجاب می شوند ، برخی زنان ما….!
 
این صاحب نظر مسایل فرهنگی در ادامه با اشاره به بازگشت بشر امروز به دین و معنویت گفت: امروز شاهدیم که بسیاری از زنان تحصیلکرده غربی و یا هنرپیشگان بی حجاب کشورهای مسلمان ، رو به انتخاب حجاب آورده اند و اگر امروز بعضا ما در داخل چالش هایی در بحث حجاب و عفاف می بینیم ، این ها ریشه در بی برنامگی ها و عدم توجه ها دارد.
 
وی با اشاره به دغدغه و رسالت علمای دین در برخورد با مظاهر بدحجابی در جامعه تصریح کرد: علما وظیفه خود می دانند که به مسئولان در قبال بدحجابی ها هشدار و تذکر بدهند تا آنان به وظایف خود در این باره به درستی عمل کنند.
 
دولت به دغدغه متدینین توجه کند
 
مدیر حوزه علمیه خوزستان تاکید کرد: مقابله جدی با بدحجابی ها ، خواست قاطبه امت حزب الله و شهید پرور است و مسلما دولت برخی کارها را در این باره می تواند انجام دهد و ما چشم انتظار هستیم که این انتظارات را بر آورده سازد.
 
تاکید بر قاطعیت نیروی انتظامی
 
وی همچنین خواستار قاطعیت هر چه بیشتر نیروهای انتظامی در برخورد با عوامل ساماندهی شده بدحجابی در سطح شهرها شد و گفت: مشخص است که برخی مانکن ها که اقدام به بدحجابی می کنند، بر اساس برنامه و خواست دشمن ،دست به این هنجارشکنی ها می زنند که بی شک باید با آن ها برخورد لازم و قاطعانه را داشت.



موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2864
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122018
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2864
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122018