سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
صفحه نخست              عناوین مطالب وبلاگ     
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
راهی که دولتی‌ها و حامیان اصلاح‌طلب و بعضا فتنه‌گر تدبیر پیش گرفته‌اند، در فتنه 88 تجربه شده و نتیجه‌اش هم برای همگان روشن است.بهتر است دولت در این ماه‌های پایانی کمی به فکر مسکن، رفاه و اقتصاد مردم باشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:فرض کنیم یکی از شخصیت‌های اصولگرا در مصاحبه با روزنامه‌ای بگوید:‌ "پیروزی فلان شخص در انتخابات ریاست جمهوری قطعی است" و این موضوع با فونت بزرگ تبدیل به تیتر یک آن رسانه شود. حال به نظر شما واکنش اصلاح‌طلبان چیست؟
 
قدم گذاشتن دولتی‌ها و حامیان اصلاح‌طلب روحانی در مسیر فتنه88از قضا این بار شرایط عوض شده و رسانه‌ای که با پرچم اصلاح‌طلبی خود را حامی سرسخت دولت معرفی می‌کند در مصاحبه با حسینعلی امیری که چندماهی است معاون پارلمانی حسن روحانی شده، از وی سوالی درباره ترمیم کابینه و زمان باقی‌مانده از دولت می‌پرسید و معاون رئیس جمهور در پاسخ می‌گوید: "این افراد- وزرایی که به تازگی رای اعتماد گرفتند- باید برای 4 سال و 7 ماه آینده برنامه‌ریزی کنند. (باخنده)"
 
خبرنگار این رسانه هم سوال خود را ادامه می‌دهد و در ادامه می‌پرسد: انتخاب آقای روحانی قطعی است؟

و اینبار بازهم جناب معاون با همان لبخند پاسخ می‌دهد: "ان‌شاءالله. ان‌شاءالله" و در ادامه گریزی به قسمتی از فرمایشات رهبری می‌زند و مجدد از زمان 4 سال و 7 ماهه وزرای دولت یازدهم می‌گوید: "مقام معظم رهبری روزی از امیرکبیر مثالی زدند و فرمودند، امیرکبیر که این همه در تاریخ ایران آوازه پیدا کرده است، کل دوره مسئولیتش 3 سال بوده است. فقط در سه سال این مقدار کار برای کشور انجام داده است. حالا به نظر شما 4سال و 7 ماه زمان کمی‌است؟ زمان زیادی برای خدمت به مردم است."
  آقای روحانی! دخالت دولت در انتخابات هم حقوق شهروندی است؟///
 
این مطالبی که مطرح شد قسمتی از مصاحبه مطبوعاتی قائم مقام سابق وزارت کشور و عضو ستاد انتخابات در مصاحبه با شماره 4782 روزنامه آفتاب بود.

دخالت اعضای کابینه روحانی مخصوصا مسئولان مرتبط با برگزاری انتخابات پیش از شروع رسمی این رویداد موضوع جدیدی نیست.

پیش از این نیز رحمانی‌فضلی وزیر کشور دولت روحانی که مسئولیت مستقیم برگزاری انتخابات را برعهده دارد در نقش یک مهره سیاسی به میدان آمد و در فاصله بیش از 6 ماه تا برگزاری انتخابات خبر از کاندیداتوری قطعی رئیس خود در ریاست جمهوری 96 داد.
 آقای روحانی! دخالت دولت در انتخابات هم حقوق شهروندی است؟///
 
 وی که با خبرگزاری فارس مصاحبه کرده بود، در پاسخ به سوالی پیرامون فعالیت های انتخاباتی روحانی و اینکه احتمال دارد وی کاندیدای سال 96 ریاست جمهوری شود؟ گفت: «چرا احتمالاً، حتما! قطعاً خواهند بود و تایید می‌کنم».
 
 محمود واعظی وزیر ارتباطات دولت تدبیر و امید نیز دیگر مسئول دولتی بود که در چند وقت اخیر بحث انتخابات را پیش کشید و بدون توجه به موقعیت خود، اعلام کرد:
 
" شما می‌دانید وقتی رأی از یک حدی بالاتر رود تضمین‌شده است اما من فکر می‌کنم که در 29 اردیبهشت، انتخابات سختی خواهیم داشت چون هر کس با هر تفکری که کاندید شود، هدفش تخریب آقای روحانی است. "
 
 قدم گذاشتن دولتی‌ها و حامیان اصلاح‌طلب روحانی در مسیر فتنه88
بخشی از مصاحبه را می خوانید:

در مجلس هفتم گویا نام شما هم برای ریاست مجلس مطرح شد. در موارد دیگر چطور؟ به عنوان یکی از پیشنهادهای ریاست مجلس چند بار روی شما توافق شد و چرا هیچ وقت عملی نشد؟
 در مجلس هفتم ما یک مقدار نگران بودیم که وضعیت رأی در تهران به چه صورت است برای همین من کرمان رفتم و آنجا کاندیدا شدم. آنجا تقریبا معلوم بود که رأی می‌آورم. حدود یک ماه مانده به روز انتخابات از دفترم به من زنگ زدند و گفتند یکی از روزنامه‌های ایتالیایی می‌خواهد با شما مصاحبه کند. گفتم پس بگویید زنگ بزند، گفتند نه می‌خواهند حضوری مصاحبه کنند. خانمی بود که آمد کرمان و اصل پیام او این بود که ما بررسی کردیم و به نظر می‌رسد شما تنها کسی هستید که می‌توانید رئیس مجلس آتی باشید. گفتم حالا هنوز که انتخابات برگزار نشده و مشخص نیست من نماینده شوم یا نه. انتخابات برگزار شد و من هم موفق شدم به مجلس راه پیدا کنم. یک نگرانی جدی در اصولگرایان به وجود آمده بود. می‌گفتیم حالا که مملکت از دست مجلس ششم نجات پیدا کرده است در مجلس هفتم اصولگرایان با هم دعوا نکنند. انگشت اشاره به سمت سه نفر رفت آقای حداد، توکلی و بنده که یکی از این سه نفر رئیس مجلس شوند. تحقیقا تردید نبود که آرای نمایندگان برای من است. یعنی در حد 200 رأی را تقریبا همه قبول داشتند. خیلی از بزرگان گفتند الان سفره پهن است و شما بیایید استفاده کنید. من گفتم قبل از اینکه مشخص کنیم چه کسی رئیس مجلس شود باید نگرانی جامعه اصولگرایی را برطرف کنیم. حتی یک جاهایی هم احساس کردم که شخص آقا هم نگران هستند.
‌چرا؟ اگر شما رئیس مجلس می‌شدید اختلاف پیش می‌آمد؟
نه نگران اختلاف بودند. نگرانی این بود که حالا که مملکت از مجلس ششم نجات پیدا کرده است مجلس هفتم سر رؤسای فراکسیون و تقسیم ارث با هم دعوا کنند.
‌شما که گفتید اکثریت مجلس به ریاست شما رأی می‌دادند.
ما انسجام مجلس هفتم را مهم‌تر از این می‌دانستیم که چه کسی رئیس شود. در این بحث‌ها آقای توکلی کنار کشید. من و آقای حداد ماندیم. بحث یک مقدار بالا گرفت که من هم آن پیام را دادم و هم مصاحبه کردم و گفتم جامعه اصولگرایی کشور مطمئن باشد ما در مجلس هفتم سر حق ریاست با هم دعوایی نخواهیم داشت. با آقای حداد هم رفتیم نشستیم و صحبت کردیم. من به این نتیجه رسیدم باید آقای حداد رئیس باشد. آقای حداد قبول نکرد گفت اکثر آرا برای توست.
‌ یعنی درواقع برخلاف دموکراسی و نظر اکثریت می‌خواستید با شیخوخیت کار را حل کنید؟
شاید برخلاف سیاست‌ورزان همه دنیا عمل کردم. تازه از این به بعد سختی کار من شروع شد. بعد از اینکه من نظرم را گفتم، عده زیادی به من پرخاش کردند. از این 200نفری که گفتم رأی آنها برای من بود شاید در یک ماه با 150 نفر از اینها تک‌تک ملاقات کردم که اینها را قانع کنم من نباید رئیس مجلس شوم. گفتم آقا مصلحت این است که من رئیس نباشم آقای حداد ریاست مجلس شوند. برخی عصبانی می‌شدند برخی التماس می‌کردند و برخی هم دعوا می‌کردند. هر کدام یک برخوردی داشتند.
‌شما چطور به این مصلحت رسیدید که باید کنار بکشید؟ هیچ پیام مستقیمی به شما داده نشد؟
نه، اینجا احساس کردم تنها راه حل‌شدن قضیه کوتاه‌آمدن من است.
‌آقای حدادعادل حاضر نبودند کوتاه بیایند؟
نمی‌دانم، البته همان اول که من اعلام کردم خیلی جا خورد که چرا این کار را کردید رأی تو بیشتر از من است. بعد از آن هم شایعات زیادی بود که می‌گفتند رئیس اصلی باهنر است و آقای حداد هم خیلی نسبت به من محبت داشتند. بدون اینکه مشورت و نظر من را بگیرد خیلی کارها را انجام نمی‌داد. حتی اداره‌کردن جلسات بدون من امکان‌پذیر نبود. آقای سیدمهدی طباطبایی در یکی از جلسات سخنرانی‌ای داشت که مضمون حرفش این بود می‌گفت ما عجب مجلسی داریم سه رئیس داریم که یکی مجلس را شاعرانه اداره می‌کند یکی خواهشانه و یکی هم مستبدانه.  
منظور از شاعرانه آقای حداد، مستبدانه من و متواضعانه را هم منظورشان آقای ابوترابی بود. من برخی مواقع جلسات را خیلی تند و سریع برگزار می‌کردم و نمایندگان از دست من دلخور می‌شدند ولی دل و احساس آنها این نوع مدیریت را می‌پسندید.
‌در مجلس هشتم هم باز بر سر ریاست مجلس؛ رقابت بین آقای لاریجانی با آقای حداد در گرفت. آن زمان چرا شما وارد رقابت نشدید؟
نه، آنجا آقای حداد از من گلایه‌هایی کرد و گفت تو چه بدی‌ای از من دیدی که به سمت آقای لاریجانی رفتی. به نظر من، آقای حداد هیچ عیبی نداشتند. من به دو دلیل به سمت آقای لاریجانی رفتم؛ یکی اینکه احساس کردم ریاست آقای حداد شناکردن برخلاف جهت رودخانه است. مجلس‌هشتمی‌ها به طور طبیعی دنبال تغییر بودند.
‌چرا؟ چون آقای لاریجانی با سابقه ریاست صداوسیما وارد مجلس شده بود؟ آیا به دلیل آن پشتوانه است که اتوماتیک فکر می‌کردید یا می‌کردند که او باید رئیس مجلس شود؟
ما در ساختار ایراداتی داریم که علت اصلی آن هم نداشتن حزب است؛ اگر دو، سه حزب قدرتمند داشته باشیم، این اشکالات پیش نمی‌آید.
‌در ساختار و گفتمان اصلاح‌طلبی میل به تحزب بیشتر وجود دارد. اگر حزب بزرگی شکل نمی‌گیرد بیشتر عوامل بیرونی مؤثر هستند درحالی‌که در اصولگرایی برعکس است. به نظر می‌رسد این عدم تمایل درونی است.
ممکن است این‌طور باشد اما مشکل برای ما این بود که در هر سه مجلس هفتم، هشتم و نهم اکثریت ازآنِ اصولگراها بود اما در همین مجلس‌ها دوسوم افراد آن عوض می‌شدند. کسی که رقیب خود را کنار می‌گذارد و وارد مجلس می‌شود، دنبال تغییر است و خیلی سخت است به کسی رأی دهد که رقیب او در مجلس قبلی به این فرد رأی داده است.
مگر اینکه جریان، جریان دوطیفی باشد. امکان دارد سؤال شود آقای لاریجانی که مجلس نهم رئیس شد، مجلس دهم هم رئیس شد، برای اینکه آقای لاریجانی رقیب اصولگرا نداشت. بنابراین تغییر آقای حداد با آقای لاریجانی طبیعی بود.
‌چه اتفاقی افتاد که آقای لاریجانی نامزد ریاست شدند؟
آقای لاریجانی در حد مدیریت کلان سابقه داشت. سوابق او خیلی بیشتر از من و آقای حداد بود. کاملا یک چهره حاکمیتی با ویژگی حکمرانی خوب را داشت. مشخصه‌ها و شناسه‌های کاری آقای لاریجانی بالا و قوی بود.
‌البته شما پیش‌از‌آن در انتخابات ریاست‌جمهوری هم رئیس ستاد آقای لاریجانی بودید؛ پس نزدیک‌شدن شما به ایشان و دور‌شدنتان از آقای حداد که در گزینه ریاست مجلس رقیب بودید، طبیعی بود؟
در انتخابات ریاست‌ جمهوری بله، من رئیس ستاد ایشان بودم. اینها مناسباتی است که خیلی شاید بیرون متوجه نباشند؛ ولی پارامترهایی است که قطعا تأثیر می‌گذارد.
‌خود شما از نحوه مدیریت آقای حدادعادل ناراضی بودید یا فکر می‌کنید که نمایندگان راضی نبودند یا اصلا لازم بود یک تغییر ایجاد شود؟
من احساس کردم که اگر دنبال آقای حداد برویم، شناکردن برخلاف مسیر رودخانه است.
‌می‌توان گفت که شما در مجلس هفتم و هشتم یک نوع بدشانسی آوردید؛ یعنی ورود دو شخصیت مثل آقای حداد و لاریجانی باعث شد که پُستی که به صورت اتوماتیک زمانش رسیده بود دیگر به آقای باهنر برسد، به ایشان نرسد.
نه، این بدشانسی نیست. من اگر می‌خواستم در مجلس هفتم رئیس شوم، خیلی زحمت کمتری نسبت به ریاست آقای حداد داشتم و هیچ مانعی در بیرون وجود نداشت؛ اما ما می‌خواستیم مجلس با اختلاف شروع نشود. برخی من را متهم می‌کنند، می‌گویند باهنر می‌خواهد آدم دوم باشد؛ اما من تعهدم به کار تشکیلاتی بیش از این رفت‌وآمدهاست. من در مجلس هفتم و هشتم نایب‌رئیس بودم. در سال سوم مجلس هشتم یک هفته قبل از نایب‌رئیس‌شدن، یک جلسه فراکسیون تشکیل شد که من آن روز سه رأی از آقای صدر در جلسه فراکسیون کمتر کسب کردم و به محض اینکه انتخابات تمام شد، تعداد زیادی از دوستان ما شروع کردند به تماس‌گرفتن و گفتند که ما به حدی به رأی‌آوردن تو مطمئن بودیم که اصلا در جلسه فراکسیون شرکت نکردیم و فکر نمی‌کردیم که این‌گونه شود. تقریبا همه طیف‌های سیاسی به من نصیحت کردند و گفتند حالا در فراکسیون اشتباهی شده است، شما در جلسه علنی شرکت کنید، حتما رأی می‌آورید. من هم تردید نداشتم. آقای صدر هم که به‌اصطلاح رقیب من بود، تردید نداشتند. گفتند که اگر می‌خواهید کاندیدا شوید، من کنار می‌کشم. من گفتم کاندیدا نمی‌شوم. برخی فکر کردند که من قهر کرده‌ام. گفتم من به رأی فراکسیون سیاسی متعهد هستم؛ حتی اگر اشتباه کرده باشند و استدلالم این بود که من قرار است هشت سال نایب‌رئیس باشم، حالا هفت سال نایب‌رئیس می‌شوم. گفتم من متعهدماندن به تصمیمات تشکیلات برایم ارزشمندتر است تا اینکه قرار باشد یک سال دیگر نایب‌رئیس باشم. جالب است که طیف‌های مختلف مجلس هشتم به من توصیه می‌کردند که تو کاندیدا شو، رأی خواهی آورد؛ از‌جمله آقای لاریجانی و آقای حداد. این اتفاق شاید در کشور نمونه نداشته باشد که متعهدماندن به تصمیمات تشکیلاتی را کسی در عمل نشان داده باشد.
‌آیا آقای باهنر واقعا نفر دوم است یا اینکه سعی می‌کند به‌عمد این تصور را ایجاد کند؟ ما عملا نمی‌بینیم که جریان پیروان خط امام و رهبری که شما ریاست آن را بر عهده دارید، نقش و اثرگذاری خاصی در جریان اصولگرایی داشته باشد. نمونه آن هم گلایه‌های آقای سجادی، سخنگو، درباره سهم این جبهه از فهرست تهران است. بالاخره اگر این جبهه مدعی است که 17 یا 18 تشکل اصولگرا عضو آن هستند، نمود و بروز آن را کجا باید دید؟ آیا آقای باهنر و جریان او همیشه در جایگاه دوم قرار دارد یا اینکه شما پشت صحنه حضور دارید و این نمود هم نتیجه بازی‌گردانی شماست؟
شما طیف اصولگرایی را یک ستون آدم در نظر بگیرید، به طول صد متر. من می‌خواهم این ستون را مدیریت کنم. چهار نفر اول خیلی تند و رادیکال هستند و اگر به آنها بگویید کلاه بیاورند، سر می‌آورند. چهار نفر ته صف هم به حدی محافظه‌کار هستند که حاضر هستند در یک شب تاریک در گوش ما بگویند ما اصولگرا هستیم؛ ولی جایی نگویید. آن کسی که مدیر است، اگر مقداری تند‌مزاج باشد، سر ‌و‌ ته صف را قطع می‌کند و فقط وسط را نگه می‌دارد. ما می‌گوییم اگر این‌گونه رفتار کنیم، در اقلیت قرار می‌گیریم. ما نه‌تنها باید تمام ستون را حفظ کنیم که حتی باید به صف رقیب خود هم طمع داشته باشیم. مدیریت جریان مفصلی مانند اصولگرایی به این نرمی‌ها نیاز دارد.
‌جریان پیروان خط امام توانسته است این تأثیر را داشته باشد؟
بله، ممکن است یک نفر مثل آقای سجادی صدایش در‌بیاید؛ اما ترکیبی که ما برای مجلس دهم پیشنهاد کردیم، به نسبت ترکیب مجلس نهم خیلی به نفع جبهه اصولگرایی بود. اگر کسی تصور کند همه باید برای طیف اصولگرایی باشند، می‌شود شش گروه، یعنی همان چیزی که اصلاح‌طلبان می‌خواهند. مدیریت این جریان نیاز به یک‌سری سعه ‌صدر و نرم‌خویی دارد.
‌از همین‌جا برسیم به انتخابات 1400. شما و خیلی از چهره‌های اصولگرا که احتمال می‌رفت سال آینده نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شوند، اعلام کرده‌اند که چنین قصدی ندارند. تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه اصولگرایان چهره‌های اصلی خود را که شانس پیروزی دارند، برای انتخابات 1400 نگه داشته‌اند و نمی‌خواهند که آنها را در سال 96 بسوزانند. آیا آقای باهنر می‌خواهد بالاخره به نفر اول جریان اصولگرایی و یکی از گزینه‌های انتخاباتی آنها در سال 1400 بدل شود؟
تا ببینیم چه چیزی پیش می‌آید. چند تا گزینه هم که نداریم.
‌این یعنی می‌خواهید بیایید؟
ما را با رقبایمان درنیندازید.
 
 این موارد در حالی مطرح می‌شود که فعالین اصلاح طلب نیز طی روزهای گذشته، در مصاحبه‌های خود، آنچنان درباره دولت آینده و ریاست روحانی اظهار نظر میکردند که گویی هنوز از جوسازی‌های غیرواقعی که در سال 88 بوجود آوردند و موجبات فتنه را فراهم کردند، درس عبرت نگرفتند.
 
برای نمونه، علی تاجرنیا، فعال اصلاح‌طلب و از نمایندگان مستعفی مجلس ششم، طی یادداشتی در روزنامه اعتماد از کابینه آینده روحانی سخن به میان آورد و نوشت:
 
 " آقای روحانی اگر بتواند برای دوره دوم ریاست جمهوری‌اش از الان تیم همکارانش را یا لااقل بخشی از تیمش را به مردم معرفی کند، بسیار به نفعش خواهد بود. او می‌افزاید: با توجه به اینکه مجلس دهم امروز مجلسی همراه و همگام با دولت است، گرفتن رأی اعتماد برای کابینه آقای روحانی آسان‌تر خواهد بود."
 
عبدالله ناصری از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نیز پا را از این هم فراتر گذاشته و در بخشی از مصاحبه با سایت جماران اظهار کرده است:

" پیش‌بینی من این است که وزرایی که آقای روحانی در دولت آینده معرفی خواهد کرد در مجلس دهم رأی خواهند آورد."
 
هاشمی رفسنجانی نیز یک پای قطعی دانستن پیروزی روحانی در دور دوم است.
 
قدم گذاشتن دولتی‌ها و حامیان اصلاح‌طلب روحانی در مسیر فتنه88هاشمی در سی و سومین اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش کشور گفت: «باید کاری کنیم که ایران در دور دوم دولت روحانی به اهداف بزرگ علمی برسد و بسیاری از این سم‌پاشی‌ها، اهانت‌ها و هوچی‌گری‌ها برای این است که ما به اینجا نرسیم که این بسیار خطرناک است.

وی در مراسم افتتاح پروژه های عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند نیز از دور دوم دولت روحانی خبر داد و گفت:‌ « امیدوارم در دوره بعدی دولت روحانی ، قدم‌های بسیار بلندی برداریم و ایران را به جایگاهی که استحقاق آن را دارد، برسانیم.
 
 طرح این مسئله از سوی مسئولان دولتی در حالی اتفاق می‌افند که دو بند از سیاست‌های کلی انتخابات که رهبری معظم انقلاب به تازگی آن را ابلاغ کردند توجه ویژه بر عدم ورود و دخالت مجریان و دولت در فرآیند انتخابات دارد.
 
در بند 15 این سیاست ها آمده است: پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس در قانون‌گذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد مؤثر با خاطیان.

بند 16 نیز به این موضوع به طور خاص اشاره می‌کند و می‌افزاید: ممنوعیت ورود نیروهای مسلح، قوای سه‌گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های تابعه آنها، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانبداری از داوطلبان.
 
اما آنچه در این میان مهم است، قطعی گرفتن پیروزی مجدد روحانی در انتخابات سال آینده است، پیش بینی از پیروزی قطعی قبل از برگزاری انتخابات ریشه در فتنه گری یکی از سران فتنه دارد؛ فتنه گری که در ظهر روز انتخابات و هم چنین ساعت 22 شب 22 خرداد 88؛ به دروغ اعلام کرد که من برنده قطعی انتخابات هستم.
 
«میرحسین موسوی» طی پیامی، از پیروزی خودش در رقابت انتخاباتی خبر داد. وی در پیام خود آورده است: «به اطلاع می‌رسانم به رغم تخلفات وکارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات و گزارش‌های واصله حاکی از ایناست که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است.
 
از مسؤولان امرمی‌خواهم در شمارش آرا نهایت دقت و حفظ امانت را بنمایند و اعلام می‌کنم، در غیراین ‌صورت از همه‌ی امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه‌ی ملت ایران استفاده خواهم کرد. همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌‌خواهم آماده‌ی برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیه) باشند.»
 
‌ساعت 20:11 دقیقه (شب 22 خرداد 88) نیز در ستاد مرکزی موسوی کنفرانس مطبوعاتی با حضور رسانه‌های خارجی برگزار شد. در این کنفرانس مطبوعاتی، میرحسین موسوی خود را پیروز انتخابات نامید و اعلام کرد که برحسب اطلاعات واصله وی در مرحله‌ی نخست، پیروز قطعی انتخابات است.
 
موسوی افزود: «من با نسبت آرای بسیار زیادی برنده‌ی قطعی انتخابات هستم. اکثریت مردم به من رأی دادند. البته نتایج قطعی اعلام می‌شود و آن‌چه من گفتم نتایجی است که ما از استان‌ها و شهرستان‌های سطح کشور گرفته‌ایم. ما با اخراج وسیع ناظران خود، حمله به ستادها و معطل کردن تعرفه‌ها روبه‌رو بودیم.» تابناک؛ کد خبر (170564)
 

به هرجهت راهی که دولتی ها و حامیان اصلاح‌طلب و بعضا فتنه‌گر تدبیر پیش گرفته‌اند، در فتنه 88 تجربه شده و نتیجه‌اش هم برای همگان روشن است، آقایان دولتی قدری از هیجانات خود بکاهند و به جای قدم گذاشتن در مسیر تجربه شده و انحرافی، به فکر مسکن مردم، رفاه مردم و اقتصاد مردم باشند.




موضوع مطلب :
جریان سیاسی خاص تلاش می‌کند در یک پروژه دوگانه سازی، عرفان و فقه امام خمینی(ره) را از هم جدا کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:«وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم...

 

***

 

اصرار کرباسچی برای معرفی «خشونت‌آفرینان کلامی و فیزیکی»!

اصرار کرباسچی برای معرفی «خشونت‌آفرینان کلامی و فیزیکی»!/ تاجرنیا: اصلاح‌طلبان مورد بی‌مهری دولت قرار گرفته‌اندغلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و از فعالان اصلاح‌طلب اخیراً طی یادداشتی در روزنامه اعتماد از این نوشت که منتقدان دولت و اصلاح‌طلبان «اهل خشونت کلامی و فیزیکی» هستند!

او گفته است: آیا به راستی و بعداز این همه تجربه، خشونت‌آفرینان کلامی (و احیانا فیزیکی) هنوز تاثیر این روش‌ها را در جامعه و افکار عمومی در نیافته‌اند؟ تجربه سال‌ها بدرفتاری و درشت‌گویی خود را علیه شخصیت‌های مورداحترام و محبوب مردم نفهمیده‌اند؟

کرباسچی همچنین با بیان اینکه مسیر اصلاح و اعتدال هیچگاه از سرزمین توهین و تخریب رقبا عبور نمی‌کند، می‌افزاید: این نوع ادبیات که از سوی یک جناح به کار گرفته می‌شود، اگر منجر به تضعیف آن نشود، موجب تقویت نخواهد شد. با نگاهی به تاریخ جمهوری اسلامی هم می‌توان تشخیص داد که این نوع رفتارها عموما از چه جناحی سرزده است    .    [1]

 

*کسی نمی‌داند تاریخ رفتارهای متناقض‌نمای یک جریان سیاسی خاص چه زمانی به سر می‌رسد؟!

رفتارهایی که به دموکراسی و قانون اشاره می‌کنند اما انتخابات مجلس نهم را تحریم می‌کنند و نتیجه انتخابات سال 88 را نمی‌پذیرند.

از خط امام سخن می‌گویند اما ولایت فقیه را «دیکتاتوری مؤمنین» می‌دانند.

بر عقلانیت و اعتدال تأکید دارند اما از هیچیک از رفتارهای بد و نانجیبانه برخی رفقای خود نه تنها برائت نمی‌جویند که بر رفاقت‌های خود نیز اصرار می‌کنند.

و قس علی هذا...

و اما در اشاره به صحبت‌های کرباسچی نیز بیان برخی نکات ضروری است.

از حدود 40 توهین مستقیم آقای روحانی به منتقدانش و 39 توهین به منتقدان برجام که در طول سه و نیم سال گذشته احصا شده‌اند؛ که بگذریم! در ادامه، برخی گفته‌های جریان خاص و بزرگان آنها را درباره مردم ایران و اصولگرایان یادآوری می‌کنیم و ضمن عذرخواهی، قضاوت درباره ادعای کرباسچی یعنی «معرفی خشونت‌آفرینان کلامی» را به مخاطبان محترم وا می‌گذاریم...

 

_مرحوم مهدی بازرگان: سر بقای ایران در پفیوزی ما ایرانی‌هاست

_حمیدرضا جلایی‌پور: رسانه‌های اصولگرا تریبون‌های مفت تندروها هستند

_صادق زیباکلام: فلانی سر سفره پدر و مادر ننشسته

_تقی آزادارمکی: ریشه پرخاشگری و کینه توزی مردم ایران به فرهنگ و دین و اخلاق و نظام اجتماعی‌شان برنمی‌گردد، بلکه به نحوه ظهور همه این امور در کالبد مدیریتی و اجرایی برمی‌گردد    ! 

_محمود سریع‌القلم: مردم ایران متملّق و چاپلوس هستند

_روزنامه شرق: مردم ایران اهل تقدیس قدرت‌اند

_محسن رهامی: (رئیس‌جمهور)روحانی بی‌عرضه است

_احمد پورنجاتی: مواضع روحانی برای بی‌بی شلوارک نمی‌شود!

_مصطفی ملکیان: اکثر مردم در جهت تشخیص ندادن مصلحتشان مثل عوام‌الناس و کودکانند

_ محمد قوچانی: برخی از ما مردمان ایران به خصوص در لایه‌های روشنفکری خود به بحران اخلاقی عمیقی مبتلا هستیم که ریاکاری یکی از نمادهای آن است

_غلامحسین کرباسچی: حاضر نیستیم، بپذیریم روش زندگی ما فاصله چندانی با دیکتاتوری ندارد

_اکبر ترکان: 4 میلیون نفر از مردم ایران حامی بی‌قانونی‌اند

_عباس عبدی(در چند مقطع): اصولگرایان افراطی، فرصت‌طلب و کوته‌بین هستند

_فائزه هاشمی: مجلس نهم عقل ندارد

_سعید لیلاز: بیشتر اصلاح‌طلبان سواد اقتصادی چندانی ندارند

_محمد کیانوش راد: اصولگرایی عقلانیت ندارد

*منابع تمام سخنان فوق‌الذکر اصلاح‌طلبان در اینترنت به سهولت قابل دسترسی است.

و اما درباره «خشونت‌آفرینان فیزیکی» هم گفتنی‌های زیادی وجود دارد که مردم باید در جریان آنها قرار بگیرند.

جدای از اینکه ردّ پای جریان خاص در اغتشاشات سال 88، پدید‌آورنده سؤالات زیادی درباره نسبت آنها با چیزی به نام خشونت است؛ سرفصل‌هایی در تاریخ حیات این جریان وجود دارد که تأمل در آنها، پاسخ‌های بهتری را برای سؤال «خشونت‌آفرینان کلامی کیستند؟» فراهم می‌آورد.

سرفصل‌هایی از قبیل چپ بودن عناصر قتل‌های زنجیره‌ای به گواه معاون وقت وزارت اطلاعات، بازجویی‌های همراه با نقاب در دهه 60، فرو کردن پونز در پیشانی بدحجاب‌ها و شلاق زدن فی‌المجلس یک چهره سینمایی در وزارت ارشاد و...

 

***

 

«امام عارف» یا «امام فقیه»؟! تقلّای جریان خاص بر دوگانه‌سازی از امام خمینی(ره) 

    اصرار کرباسچی برای معرفی «خشونت‌آفرینان کلامی و فیزیکی»!/ تاجرنیا: اصلاح‌طلبان مورد بی‌مهری دولت قرار گرفته‌اند«عمادالدین باقی» از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب، روز دوشنبه گذشته طی گزارشی مطوّل در روزنامه شرق که به بررسی حیات مرحوم منتظری پرداخته بود، نوشته است:

«در مطالعه شخصیت و افکار امام خمینی و آیت‌الله منتظری یک تفاوت باریک، اما بسیار مهم نادیده انگاشته شده است و آن اینکه مشرب کلی امام خمینی، "عارفانه" بود و مشرب کلی منتظری، "فقیهانه" یا حقوقی!
اگر در این مجال کوتاه بیان تفاوت‌های این 2 رویکرد و آثار فکری آن میسّر بود، دستیابی به یکی از ریشه‌های معرفتی تفاوت دیدگاه و عملکرد این دو شخصیت برجسته جهان تشیع سهل‌تر بود. در واقع هرجا آیت‌الله خمینی بر اساس نگرش فقهی، موضعی اتخاذ کرده، محصولش آثاری مانند بیانیه 8     ماده‌ای و نظایر آن است!»[2]

 

*تلقی دوگانه عمادالدین باقی از امام راحل، پیش از این در کلام «سعید حجاریان» نیز به چشم خورده بود.

او چند سال قبل در مقاله جنجالی خود با عنوان «فرهنگ عاشورا، فرهنگ اربعین» که طی آن مدعی «عقلانی‌شدن عملکرد ائمه پس از حادثه خونبار عاشورا» شده بود! در همین رابطه نوشت:

(با اشاره به فریضه امر به معروف و نهی از منکر)    باید احتمال ضرر نباشد... از درون آن (فریضه) فرهنگ فنا بیرون نمی‌آید. عنصر فنا و فدا را امام خمینی احتمالا از عرفان بیرون کشیده است. در عرفان است که عقل در مقابل عشق قرار می‌گیرد و دیگر محاسبه عقلایی جایی ندارد و باید عاشقانه عمل کرد. عشق با عقلانیت و محاسبه و حسابگری و مصلحت‌اندیشی سروکار ندارد    .

وی می‌افزاید: آیا ما مکلف به حفظ محمل مادی نیستیم؟ تا زمانی که حفظ اندیشه اوجب واجبات بود و این یعنی فرهنگ عاشورایی. از زمانی دیگر به این نتیجه رسیدیم که باید نظام را حفظ کنیم و این ظرف باید باشد تا آن مظروف باقی بماند. آن مظروف بدون ظرف کاری از پیش نمی‌برد. فکر می‌کنم در پایان جنگ ما به این نتیجه رسیدیم؛ پذیرش قطعنامه 598 در این زمینه یک نقطه عطف مهم است. در فرهنگ اربعین حفظ نظام اصل است و دیدگاه‌های معتقد به بقا و توسعه نظام رشد می‌کند و گسترش می‌یابد. بعد از شهادت خود امام حسین(ع) در تشیع هم همین اتفاق افتاد. یعنی بعد از اربعین، ائمه به تربیت شاگرد و تدارکات سیاسی پرداختند و جهت‌گیری حرکت‌ها بر مبنای محاسبات عقلانی صورت گرفت. استراتژی بقا ملزومات خویش را دارد. امام تا قبل از انقلاب حرکت‌های عاشوراگونه زیاد داشت. امام(ره) عارف پس از انقلاب کم‌کم در یک تحول فرهنگی فقیهی پیشتاز می‌شود و فقاهت او دوباره قدرت می‌گیرد و ولایت مطلقه فقیه مطرح می‌شود    .    [3] 

صحبت‌های حجاریان و باقی درباره دوگانگی امام راحل هرگز صحیح نیستند...

عملکرد امام راحل در قبل و بعد از انقلاب تفاوتی با هم نداشت. اگرچه حتی دلایل بیشتری بر نگاه عاشورایی آن یار سفر کرده را می‌توان در دوران دفاع مقدس و در حکومت اسلامی دید نه لزوماً در قبل از انقلاب.

و در جریان قطعنامه نیز بایستی اذعان کرد که جلوه‌ای دیگر از عاشورا در صبر و بصیرت و مظلومیت امام راحل جلوه یافت.

چه اینکه اساساً در تفکر شیعی، «فرهنگ عاشورا» به معنای زیست عقلانیت در ساحت وحی است. که شمشیر کشیدن و خون دادن فقط یکی از شعوب آن محسوب می‌شود.

بر اساس همین معناست که پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: «الحسن و الحسین امامان، قاما اَو قَعِدا» (حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند؛ چه قیام کنند و چه صلح کنند _ بحارالانوار)

و لذاست که عرفان نتیجه‌ای برآمده از عقل و تفقه و دین است نه یک کالای برساخته‌ی مجزا!

در اشاره به صحبت‌های عمادالدین باقی ذکر این نکته هم ضروریست که در ماجرای فرمان 8 ماده‌ای امام راحل با مضمون حقوق شهروندی و ادعای باقی مبنی بر اینکه امام(ره) با رویکرد فقهی این فرمان را صادر کرده‌اند؛ ذکر این نکته ضروریست که نمی‌شود عرفان و طریقت شیعی را در حالتی فرض کرد که به شریعت و در نتیجه آن به حقوق دیگران معتقد نباشد و یا در قبال آن اهل ولنگاری باشد؟!

فی‌الواقع نگرش و زیست عرفان شیعی ممکن و میسور نیست مگر با توجه به تمامی تعالیم شریعت که التزام به صدر تا ذیل حقوق دیگران یکی از موارد آن است.

 

***

 

مخاطبان خاص عارف درباره «غرور» و «توهم» چه کسانی بودند؟

تاجرنیا: اصلاح‌طلبان مورد بی‌مهری دولت قرار گرفته‌اند

اصرار کرباسچی برای معرفی «خشونت‌آفرینان کلامی و فیزیکی»!/ تاجرنیا: اصلاح‌طلبان مورد بی‌مهری دولت قرار گرفته‌اندعلی تاجرنیا، فعال اصلاح‌طلب و از نمایندگان مستعفی مجلس ششم، به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با خبرگزاری ایلنا گفته است: متأسفانه اصلاح‌طلبان از سوی دولت مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند.

او تصریح می‌کند: باتوجه به تلاش‌هایی که صورت گرفت، توقع می‌رفت در بدنه دولت از اصلاح طلبان نیز استفاده شود اما متأسفانه آن‌طور که باید و شاید این امر محقق نشد    . 

این چهره اصلاح‌طلب همچنین درباره انتخابات شورای شهر نیز گفته است: طبیعتا با رد صلاحیت‌های که در انتخابات مجلس صورت گرفت ما یک حضور ترکیبی از نیرو‌ها را خواهیم داشت، زیرا کسانی که از میدان اسفند 94 کنار گذاشته شدند در شوراهای اسلامی شهر و روستا کاندیدا خواهند شد    . 

 

*شکواییه‌های مکرر و بی‌پاسخ اصلاح‌طلبان از رئیس‌جمهور روحانی تبدیل به یک مثنوی حجیم شده است...

پیش از تاجرنیا، محمد عطریانفر نیز در گفت‌وگو با شماره 94 نشریه صدا به تلخی از این گفته بود که «روحانی شرط‌پذیر نیست؛ نه برای اصولگرایان و نه برای اصلاح‌طلبان»!

البته این انتقادات و اعلام بی‌مهری‌ها و دلگیری‌ها هرگز برای آقای روحانی بدون تاوان نبوده است...

چه اینکه اصلاح‌طلبان صراحتاً اعلام کرده‌اند در انتخابات آتی، تمرکز خود را بر انتخابات شورای شهر قرار داده‌اند.

به این معنی که حمایت آنها از روحانی، یک حمایت دموکراتیک و مسئولیت‌آور نخواهد بود!

مرتضی الویری، از فعالان اصلاح‌طلب نیز چندی قبل صراحتاً بیان کرد که «روحانی در انتخابات آینده نامزد اصلاح‌طلبان نیست بلکه فقط مورد حمایت قرار می‌گیرد.»[4] حمایتی که البته اصلاح‌طلبان یکصدا بیان کرده‌اند به هیچ وجه شبیه به رفتارهایشان در انتخابات‌های قبلی نیست و مثلا در ازای آن برای روحانی هیچ ستادی تشکیل نمی‌دهند.

گفتنیست تاجرنیا البته در حالی از بی‌مهری روحانی به اصلاح‌طلبان سخن می‌گوید که مردادماه گذشته در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه آرمان امروز، درباره اصلاح‌طلبانی که معتقد به عبور از روحانی هستند، گفته بود: «آن بخش از جریان دلواپس اصولگرا که سعی می‌کنند با فشار و مشکل‌زایی، دولت روحانی را دولت یک‌دوره‌ای معرفی کنند و آن بخش از نیروهایی که به اسم اصلاح‌طلبی و در اصل با اتکا به رفتارهای دلواپسانه بحث عبور از دولت روحانی را مطرح کنند دو تیغه یک قیچی هستند که هدفشان قطع رگ حیاتی عقلانیت، اعتدال و مصلحت است    .    »

و بدیهیست که بی‌پاسخ ماندن این انتقادات از سوی آقای روحانی، کار را به جایی رسانده است که اکنون حتی تاجرنیا هم از بی‌مهری دولت به اصلاح‌طلبان حرف می‌زند.

غیر از تاجرنیا، «محمدرضا عارف» نیز هفته گذشته در یک دیدار سیاسی گفته بود: «اینکه برخی از آقایان به نقش محوری اصلاح‌طلبان در انتخابات خرداد 92 باور ندارند و گاهی منکر این نقش می‌شوند، بیشتر به یک توهم و غرور کاذب برمی‌گردد. برادرانه می‌گویم طرح این‌گونه اظهارات به تداوم روند موجود در انتخابات آینده کمکی نمی‌کند»[5]

عده‌ای معتقد بودند که این صحبت‌های عارف، مخاطبانی خاص در داخل ستاد دولت یازدهم دارد...

 

***

 

1_http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3480815 

2_http://sharghdaily.com/News/110272 

3_http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930807001263 

4_ 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950709000777 

5_     http://sharghdaily.com/News/109683




موضوع مطلب :

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از الف؛محمدرضا باهنر در مصاحبه با روزنامه شرق به سوالاتی در باره سیاست‌های انتخاباتی اصولگرایان پرداخته است.

بخشی از مصاحبه را می خوانید:

در مجلس هفتم گویا نام شما هم برای ریاست مجلس مطرح شد. در موارد دیگر چطور؟ به عنوان یکی از پیشنهادهای ریاست مجلس چند بار روی شما توافق شد و چرا هیچ وقت عملی نشد؟
 در مجلس هفتم ما یک مقدار نگران بودیم که وضعیت رأی در تهران به چه صورت است برای همین من کرمان رفتم و آنجا کاندیدا شدم. آنجا تقریبا معلوم بود که رأی می‌آورم. حدود یک ماه مانده به روز انتخابات از دفترم به من زنگ زدند و گفتند یکی از روزنامه‌های ایتالیایی می‌خواهد با شما مصاحبه کند. گفتم پس بگویید زنگ بزند، گفتند نه می‌خواهند حضوری مصاحبه کنند. خانمی بود که آمد کرمان و اصل پیام او این بود که ما بررسی کردیم و به نظر می‌رسد شما تنها کسی هستید که می‌توانید رئیس مجلس آتی باشید. گفتم حالا هنوز که انتخابات برگزار نشده و مشخص نیست من نماینده شوم یا نه. انتخابات برگزار شد و من هم موفق شدم به مجلس راه پیدا کنم. یک نگرانی جدی در اصولگرایان به وجود آمده بود. می‌گفتیم حالا که مملکت از دست مجلس ششم نجات پیدا کرده است در مجلس هفتم اصولگرایان با هم دعوا نکنند. انگشت اشاره به سمت سه نفر رفت آقای حداد، توکلی و بنده که یکی از این سه نفر رئیس مجلس شوند. تحقیقا تردید نبود که آرای نمایندگان برای من است. یعنی در حد 200 رأی را تقریبا همه قبول داشتند. خیلی از بزرگان گفتند الان سفره پهن است و شما بیایید استفاده کنید. من گفتم قبل از اینکه مشخص کنیم چه کسی رئیس مجلس شود باید نگرانی جامعه اصولگرایی را برطرف کنیم. حتی یک جاهایی هم احساس کردم که شخص آقا هم نگران هستند.
‌چرا؟ اگر شما رئیس مجلس می‌شدید اختلاف پیش می‌آمد؟
نه نگران اختلاف بودند. نگرانی این بود که حالا که مملکت از مجلس ششم نجات پیدا کرده است مجلس هفتم سر رؤسای فراکسیون و تقسیم ارث با هم دعوا کنند.
‌شما که گفتید اکثریت مجلس به ریاست شما رأی می‌دادند.
ما انسجام مجلس هفتم را مهم‌تر از این می‌دانستیم که چه کسی رئیس شود. در این بحث‌ها آقای توکلی کنار کشید. من و آقای حداد ماندیم. بحث یک مقدار بالا گرفت که من هم آن پیام را دادم و هم مصاحبه کردم و گفتم جامعه اصولگرایی کشور مطمئن باشد ما در مجلس هفتم سر حق ریاست با هم دعوایی نخواهیم داشت. با آقای حداد هم رفتیم نشستیم و صحبت کردیم. من به این نتیجه رسیدم باید آقای حداد رئیس باشد. آقای حداد قبول نکرد گفت اکثر آرا برای توست.
‌ یعنی درواقع برخلاف دموکراسی و نظر اکثریت می‌خواستید با شیخوخیت کار را حل کنید؟
شاید برخلاف سیاست‌ورزان همه دنیا عمل کردم. تازه از این به بعد سختی کار من شروع شد. بعد از اینکه من نظرم را گفتم، عده زیادی به من پرخاش کردند. از این 200نفری که گفتم رأی آنها برای من بود شاید در یک ماه با 150 نفر از اینها تک‌تک ملاقات کردم که اینها را قانع کنم من نباید رئیس مجلس شوم. گفتم آقا مصلحت این است که من رئیس نباشم آقای حداد ریاست مجلس شوند. برخی عصبانی می‌شدند برخی التماس می‌کردند و برخی هم دعوا می‌کردند. هر کدام یک برخوردی داشتند.
‌شما چطور به این مصلحت رسیدید که باید کنار بکشید؟ هیچ پیام مستقیمی به شما داده نشد؟
نه، اینجا احساس کردم تنها راه حل‌شدن قضیه کوتاه‌آمدن من است.
‌آقای حدادعادل حاضر نبودند کوتاه بیایند؟
نمی‌دانم، البته همان اول که من اعلام کردم خیلی جا خورد که چرا این کار را کردید رأی تو بیشتر از من است. بعد از آن هم شایعات زیادی بود که می‌گفتند رئیس اصلی باهنر است و آقای حداد هم خیلی نسبت به من محبت داشتند. بدون اینکه مشورت و نظر من را بگیرد خیلی کارها را انجام نمی‌داد. حتی اداره‌کردن جلسات بدون من امکان‌پذیر نبود. آقای سیدمهدی طباطبایی در یکی از جلسات سخنرانی‌ای داشت که مضمون حرفش این بود می‌گفت ما عجب مجلسی داریم سه رئیس داریم که یکی مجلس را شاعرانه اداره می‌کند یکی خواهشانه و یکی هم مستبدانه.  
منظور از شاعرانه آقای حداد، مستبدانه من و متواضعانه را هم منظورشان آقای ابوترابی بود. من برخی مواقع جلسات را خیلی تند و سریع برگزار می‌کردم و نمایندگان از دست من دلخور می‌شدند ولی دل و احساس آنها این نوع مدیریت را می‌پسندید.
‌در مجلس هشتم هم باز بر سر ریاست مجلس؛ رقابت بین آقای لاریجانی با آقای حداد در گرفت. آن زمان چرا شما وارد رقابت نشدید؟
نه، آنجا آقای حداد از من گلایه‌هایی کرد و گفت تو چه بدی‌ای از من دیدی که به سمت آقای لاریجانی رفتی. به نظر من، آقای حداد هیچ عیبی نداشتند. من به دو دلیل به سمت آقای لاریجانی رفتم؛ یکی اینکه احساس کردم ریاست آقای حداد شناکردن برخلاف جهت رودخانه است. مجلس‌هشتمی‌ها به طور طبیعی دنبال تغییر بودند.
‌چرا؟ چون آقای لاریجانی با سابقه ریاست صداوسیما وارد مجلس شده بود؟ آیا به دلیل آن پشتوانه است که اتوماتیک فکر می‌کردید یا می‌کردند که او باید رئیس مجلس شود؟
ما در ساختار ایراداتی داریم که علت اصلی آن هم نداشتن حزب است؛ اگر دو، سه حزب قدرتمند داشته باشیم، این اشکالات پیش نمی‌آید.
‌در ساختار و گفتمان اصلاح‌طلبی میل به تحزب بیشتر وجود دارد. اگر حزب بزرگی شکل نمی‌گیرد بیشتر عوامل بیرونی مؤثر هستند درحالی‌که در اصولگرایی برعکس است. به نظر می‌رسد این عدم تمایل درونی است.
ممکن است این‌طور باشد اما مشکل برای ما این بود که در هر سه مجلس هفتم، هشتم و نهم اکثریت ازآنِ اصولگراها بود اما در همین مجلس‌ها دوسوم افراد آن عوض می‌شدند. کسی که رقیب خود را کنار می‌گذارد و وارد مجلس می‌شود، دنبال تغییر است و خیلی سخت است به کسی رأی دهد که رقیب او در مجلس قبلی به این فرد رأی داده است.
مگر اینکه جریان، جریان دوطیفی باشد. امکان دارد سؤال شود آقای لاریجانی که مجلس نهم رئیس شد، مجلس دهم هم رئیس شد، برای اینکه آقای لاریجانی رقیب اصولگرا نداشت. بنابراین تغییر آقای حداد با آقای لاریجانی طبیعی بود.
‌چه اتفاقی افتاد که آقای لاریجانی نامزد ریاست شدند؟
آقای لاریجانی در حد مدیریت کلان سابقه داشت. سوابق او خیلی بیشتر از من و آقای حداد بود. کاملا یک چهره حاکمیتی با ویژگی حکمرانی خوب را داشت. مشخصه‌ها و شناسه‌های کاری آقای لاریجانی بالا و قوی بود.
‌البته شما پیش‌از‌آن در انتخابات ریاست‌جمهوری هم رئیس ستاد آقای لاریجانی بودید؛ پس نزدیک‌شدن شما به ایشان و دور‌شدنتان از آقای حداد که در گزینه ریاست مجلس رقیب بودید، طبیعی بود؟
در انتخابات ریاست‌ جمهوری بله، من رئیس ستاد ایشان بودم. اینها مناسباتی است که خیلی شاید بیرون متوجه نباشند؛ ولی پارامترهایی است که قطعا تأثیر می‌گذارد.
‌خود شما از نحوه مدیریت آقای حدادعادل ناراضی بودید یا فکر می‌کنید که نمایندگان راضی نبودند یا اصلا لازم بود یک تغییر ایجاد شود؟
من احساس کردم که اگر دنبال آقای حداد برویم، شناکردن برخلاف مسیر رودخانه است.
‌می‌توان گفت که شما در مجلس هفتم و هشتم یک نوع بدشانسی آوردید؛ یعنی ورود دو شخصیت مثل آقای حداد و لاریجانی باعث شد که پُستی که به صورت اتوماتیک زمانش رسیده بود دیگر به آقای باهنر برسد، به ایشان نرسد.
نه، این بدشانسی نیست. من اگر می‌خواستم در مجلس هفتم رئیس شوم، خیلی زحمت کمتری نسبت به ریاست آقای حداد داشتم و هیچ مانعی در بیرون وجود نداشت؛ اما ما می‌خواستیم مجلس با اختلاف شروع نشود. برخی من را متهم می‌کنند، می‌گویند باهنر می‌خواهد آدم دوم باشد؛ اما من تعهدم به کار تشکیلاتی بیش از این رفت‌وآمدهاست. من در مجلس هفتم و هشتم نایب‌رئیس بودم. در سال سوم مجلس هشتم یک هفته قبل از نایب‌رئیس‌شدن، یک جلسه فراکسیون تشکیل شد که من آن روز سه رأی از آقای صدر در جلسه فراکسیون کمتر کسب کردم و به محض اینکه انتخابات تمام شد، تعداد زیادی از دوستان ما شروع کردند به تماس‌گرفتن و گفتند که ما به حدی به رأی‌آوردن تو مطمئن بودیم که اصلا در جلسه فراکسیون شرکت نکردیم و فکر نمی‌کردیم که این‌گونه شود. تقریبا همه طیف‌های سیاسی به من نصیحت کردند و گفتند حالا در فراکسیون اشتباهی شده است، شما در جلسه علنی شرکت کنید، حتما رأی می‌آورید. من هم تردید نداشتم. آقای صدر هم که به‌اصطلاح رقیب من بود، تردید نداشتند. گفتند که اگر می‌خواهید کاندیدا شوید، من کنار می‌کشم. من گفتم کاندیدا نمی‌شوم. برخی فکر کردند که من قهر کرده‌ام. گفتم من به رأی فراکسیون سیاسی متعهد هستم؛ حتی اگر اشتباه کرده باشند و استدلالم این بود که من قرار است هشت سال نایب‌رئیس باشم، حالا هفت سال نایب‌رئیس می‌شوم. گفتم من متعهدماندن به تصمیمات تشکیلات برایم ارزشمندتر است تا اینکه قرار باشد یک سال دیگر نایب‌رئیس باشم. جالب است که طیف‌های مختلف مجلس هشتم به من توصیه می‌کردند که تو کاندیدا شو، رأی خواهی آورد؛ از‌جمله آقای لاریجانی و آقای حداد. این اتفاق شاید در کشور نمونه نداشته باشد که متعهدماندن به تصمیمات تشکیلاتی را کسی در عمل نشان داده باشد.
‌آیا آقای باهنر واقعا نفر دوم است یا اینکه سعی می‌کند به‌عمد این تصور را ایجاد کند؟ ما عملا نمی‌بینیم که جریان پیروان خط امام و رهبری که شما ریاست آن را بر عهده دارید، نقش و اثرگذاری خاصی در جریان اصولگرایی داشته باشد. نمونه آن هم گلایه‌های آقای سجادی، سخنگو، درباره سهم این جبهه از فهرست تهران است. بالاخره اگر این جبهه مدعی است که 17 یا 18 تشکل اصولگرا عضو آن هستند، نمود و بروز آن را کجا باید دید؟ آیا آقای باهنر و جریان او همیشه در جایگاه دوم قرار دارد یا اینکه شما پشت صحنه حضور دارید و این نمود هم نتیجه بازی‌گردانی شماست؟
شما طیف اصولگرایی را یک ستون آدم در نظر بگیرید، به طول صد متر. من می‌خواهم این ستون را مدیریت کنم. چهار نفر اول خیلی تند و رادیکال هستند و اگر به آنها بگویید کلاه بیاورند، سر می‌آورند. چهار نفر ته صف هم به حدی محافظه‌کار هستند که حاضر هستند در یک شب تاریک در گوش ما بگویند ما اصولگرا هستیم؛ ولی جایی نگویید. آن کسی که مدیر است، اگر مقداری تند‌مزاج باشد، سر ‌و‌ ته صف را قطع می‌کند و فقط وسط را نگه می‌دارد. ما می‌گوییم اگر این‌گونه رفتار کنیم، در اقلیت قرار می‌گیریم. ما نه‌تنها باید تمام ستون را حفظ کنیم که حتی باید به صف رقیب خود هم طمع داشته باشیم. مدیریت جریان مفصلی مانند اصولگرایی به این نرمی‌ها نیاز دارد.
‌جریان پیروان خط امام توانسته است این تأثیر را داشته باشد؟
بله، ممکن است یک نفر مثل آقای سجادی صدایش در‌بیاید؛ اما ترکیبی که ما برای مجلس دهم پیشنهاد کردیم، به نسبت ترکیب مجلس نهم خیلی به نفع جبهه اصولگرایی بود. اگر کسی تصور کند همه باید برای طیف اصولگرایی باشند، می‌شود شش گروه، یعنی همان چیزی که اصلاح‌طلبان می‌خواهند. مدیریت این جریان نیاز به یک‌سری سعه ‌صدر و نرم‌خویی دارد.
‌از همین‌جا برسیم به انتخابات 1400. شما و خیلی از چهره‌های اصولگرا که احتمال می‌رفت سال آینده نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شوند، اعلام کرده‌اند که چنین قصدی ندارند. تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه اصولگرایان چهره‌های اصلی خود را که شانس پیروزی دارند، برای انتخابات 1400 نگه داشته‌اند و نمی‌خواهند که آنها را در سال 96 بسوزانند. آیا آقای باهنر می‌خواهد بالاخره به نفر اول جریان اصولگرایی و یکی از گزینه‌های انتخاباتی آنها در سال 1400 بدل شود؟
تا ببینیم چه چیزی پیش می‌آید. چند تا گزینه هم که نداریم.
‌این یعنی می‌خواهید بیایید؟
ما را با رقبایمان درنیندازید.



موضوع مطلب : باهنر, حدادعادل, لاریجانی
سه شنبه 95 آذر 30 :: 9:38 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

دبیر شورای نگهبان گفت: برخی از جملات حضرت امام خمینی(ره) در دنیا توفان برپا می‌کند. همانطور که جمله کوتاه «ما می‌توانیم» در دنیا قدرت‌آفرین شد و امروز «حلب» با همین شعار آزاد شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایسنا، آیت الله جنتی در آئین افتتاح «مسجد حضرت امام سجاد(ع)» در محله صادقیه تهران، با گرامیداشت هفته وحدت و ضمن تبریک میلاد با سعادت پیامبر بزرگ اسلام(ص) و حضرت امام صادق (ع) گفت: باید اعتراف کنیم که شناخت ما از سیره پیامبر اعظم(ص) و ائمه هدی(س) و حتی بزرگانی مثل حضرت امام خمینی(ره) اندک است. اگر به اجرای اسلام ناب و حرکت در مسیر آرمان های بنیاگذار انقلاب اسلامی، باور داشته باشیم قسط و عدل در جامعه محقق می شود و استکبار جهانی به زانو در می آید.

رئیس مجلس خبرگان رهبری، با تشریح اجمالی وضع جامعه بشری در بدو ظهور اسلام گفت: پیش از ظهور اسلام و در بدو میلاد حضرت، مکه خانه یکتاپرستی به مرکز بت پرستی تبدیل شده بود و بسیاری از انحرافات بشر نیز از خداگریزی و فاصله گرفتن از توحید به وجود آمده بود. وضع مردم چنان بود که گاهی برای خود از «خرما» بت می ساختند و آن را می پرستیدند و وقتی فقر و گرسنگی به آنها فشار می آورد، خدای ساخته خود دست خود را می خوردند و باز درک نمی کردند که از چنین خدایی، کاری بر نمی آید.

وی افزود: شرک و بت پرستی، موجب رونق «دنیاپرستی»، «ستمگری»، «فساد اخلاقی و عیاشی اشراف» از یک سو و در مقابل «ازدیاد فقر مستمندان» و «افزایش فاصله فقرا و اغنیا» شده بود.

جنتی تصریح کرد: نه تنها در مکه مکرمه ، بلکه در تمام جهان آن روز، یکتاپرستی کمرنگ شده بود و در کشورهای کوچک و حتی ممالک بزرگ و کشورهای متمدنی همچون ایران مردم به انواع شرک دچار شده بودند. به طوری که حتی «انسان پرستی» ترویج می شد و برخی پادشاهان مثل فرعون شده بودند و مردم را به پرستش خود دعوت می کردند.

جنتی، تولد پیامبر اعظم(ع) را شگفت‌انگیز توصیف کرد و گفت: در زمانه‌ای که جامعه بشری دچار چنان وضع اسفبار و تاریکی بود، پیامبر عزیز ما، در خانه پدری به نام عبدالله به دنیا آمد، در حالی که پدر قبل از تولد فرزند از دنیا رفته بود و پس از اندکی سایه مادر نیز از دست داد. پیامبری که ملائکه آسمان و انبیاء عظام منتظر تولدش بودند، محروم از سایه پدر و مادر با الطاف خداوند متعال رشد و نمو یافت و به چنان مقامی رسید که در شب معراج، جبرئیل امین(س) نمی‌تواند همه راه را همراه با او گام بردارد.

دبیر شورای نگهبان با تشریح مرارت ها و رنج های پیامبر اعظم(س) طی 13 سال نبوت در مکه گفت: ابوجهل ها و ابولهب ها در مکه چنان با هتک حیثیت و شرف، به آزار حضرت گستاخ بودند که تا پای کشتن آن بزرگوار ایستادند و اگر حضرت در مکه می ماند با شهادت ایشان، چراغ هدایت بشر، خاموش می شد.

ئیس مجلس خبرگان رهبری، سرعت توفیقات پیامبر اعظم(ص) در تأسیس حکومت اسلامی و گسترش آن را نیز از شگفتی های تاریخ دانست و گفت: آن بزرگوار طی 3 سال در مدینه با برپایی حکومت برپایه قسط و عدل، کاری کرد که هیچ پیامبر و پادشاهی توفیق آن را نیافت و این حکومت چنان جاودانه شد که الگوی حکومت ها در روی زمین شد.

وی افزود: اندکی از تأسیس حکومت در مدینه نگذشته بود که پیامبر اعظم(ص) برای هدایت مردم جهان اقدام کرد و به پادشاهان ممالک مختلف نامه نوشت و از همان مردم مستضعف و پابرهنه، در آن سرزمین دور افتاده، چنان قدرتی ایجاد کرد که ابرقدرتهای زمان را متزلزل ساخت.

وی تصریح کرد: وقتی نامه پیامبر به ایران رسید، پادشاه زمان آن را پاره کرد ولی امروز نه تنها در ایران که در تمام جهان، سر هر ظهر صدای «اشهد ان محمّدا رسول الله (ص)» از هر کوچه ای به آسمان می رسد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با تجلیل از مقام شامخ بنیانگذار جمهوری اسلامی و شهدای انقلاب اسلامی گفت: حضرت امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی، «اسلام» را تجدید حیات کرد. اسلامی که با حاکمیّت فرهنگ غربی و استکبار جهانی، به فراموشی سپرده شده بود.

وی تصریح کرد: امام خمینی(ره) به عنوان یکی از اولاد پیامبر ما، همان پرچمی را به اهتزاز درآورد که زمانی پیامبر اعظم(ص) و امیرمومنان(ع) برافراشته بودند و توانست مجدداً قدرت اسلام را نمایان سازد و قدرتهای استکباری و شیطانی را به لرزه درآورد.

جنتی افزود: استکبار جهانی از کشورهایی مثل روسیه هراسی ندارد بلکه، از قدرت اسلام نابی می ترسد که امواج بیداری آن در چهار دیواری ایران متوقف نمانده و تا آفریقا را در نوردیده است.

دبیر شورای نگهبان گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام بر ایران حاکم شد، زیرا با تحقق ولایت فقیه و زیر لوای قانون اساسی، شورای نگهبانی تأسیس شده است که اجازه تصویب هیچ قانونی را بر خلاف اسلامی نمی دهد.

وی یادآور شد: باید بر تمام مراکز اداری، احکام اسلام حاکم باشد تا مردم آسایش و سعادت داشته باشند. ولی من نگرانم، قدرتی که حضرت امام خمینی(ره) از حاکمیت قرآن و اسلام برای این کشور به دست آورد و توانست دنیا را به لرزه درآورد، با جهل برخی مقامات، تضعیف گردد.

دبیر شورای نگهبان گفت: دنیاگرائی، اشرافیت گرائی، ترجیح دادن فرزندان بر قانون و حاکمیت پول بر مناسبات موجب شده است بازهم فرهنگ غرب در این کشور رخنه کند. تا جایی که برخی جرأت می کنند از صندوق ذخیره فرهنگیان یعنی از جیب معلم، هزارها میلیارد تومان، پول بالا بکشند.

وی با ابراز تأسف از پدیده فیش های نجومی گفت: مسأله صنار و سه شاهی نیست؛ ظاهراً حقوق های 50 میلیونی فقط پرداخت های رسمی است و برخی افراد، به طور غیر رسمی در قالب وام یا پاداش، دریافتهای کلان بسیاری داشته اند و اکنون هم متأسفانه برخی توجیه می کنند که این پرداختها، غیر قانونی نبوده است!

جنتی افزود: کجای این دریافتها، با تعالیم اسلام، با قانون، با منویات امام خمینی(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری سازگاری دارد؟! من تعجب می کنم که چطور مقامات مافوق از این پدیده خبر نداشتند. البته با دفاعی که از این پرداخت ها می شود، ظاهراً خبر داشتند و به این پرداختها هم راضی بودند!

رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: چطور نهادهای نظارتی از این پدیده اطلاع نداشتند؟! آیا باید این قدر درباره پرداختهای نابجا سکوت بشود تا داد مردم بلند بشود؟! آیا با وجود اعتراض مردم، نباید حاضر به جبران باشند و بازهم باید توجیه کنند؟!

دبیر شورای نگهبان با ابراز تأسف از قانونی خواندن حقوق های نجومی گفت: کدام قانون اجازه داده از جیب مردم محروم و بیکار و گاه حتی گرسنه، حقوق های این چنین بردارند؟! اگر برخلاف قانون پرداخت شده که «خیانت» نسبت به مردم هم هست و ظلم مضاعف است.

وی دنیا گرائی مقامات را منشأ پرهیز آنان از مقاومت در برابر دشمنان دانست و گفت: آیا یک مقام مسئول با اشرافیت گرائی می تواند مقابل آمریکا و اسرائیل و عربستان سعودی مجنون، بایستد؟

جنتی در ادامه با اشاره به فرازی از نامه 62 نهج البلاغه گفت: این جمله که حضرت می فرماید: «به خدا سوگند! اگر من تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند، نه باکی داشته، و نه می‏ هراسم.» مانند جمله حضرت سیدالشهداء (س) در کربلا که فرمود: «هیهات مِنّاالذِلَّه»، توفان برپا می کند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری، ایستادگی حضرت امام خمینی(ره) در برابر دشمنان اسلام را ناشی از وارستگی و پرهیز از دنیازدگی دانست و افزود: امام بزرگوار، مرد خدا بود و با اتکای به خداوند متعال می فرمود: «مسلمانان جهان با همراهی نظام جمهوری اسلامی ایران عزم خود را جزم کنند تا دندانهای آمریکا را در دهانش خرد کنند.» (صحیفه نور، جلد 20، صفحه 172)

وی افزود: متأسفانه ما نه تنها حضرت پیامبر اعظم(ص) و حضرت امام صادق (ع) را نشناختیم بلکه باید اعتراف کنیم که شناخت ما از حضرت امام خمینی(ره) نیز اندک است. اگر به اجرای اسلام ناب و حرکت در مسیر آرمان های بنیانگذار انقلاب اسلامی، باور داشته باشیم قسط و عدل در جامعه محقق می شود و استکبار جهانی به زانو در می آید.

وی تصریح کرد: رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) یادگارهایی است که باید باید مورد توجه قرار گیرد. مانند جمله کوتاه «ما می توانیم» که در دنیا قدرت آفرین شده است و امروز «حلب» با همین شعار آزاد شد و نشان داد، با باور به همین جمله می توانیم در برابر آمریکا و اسرائیل مقاومت کنیم و پیروز شویم.

رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: باید شعار «ما می توانیم» بالای سقف آسمان این کشور باشد تا اقتصاد، تولید و اشتغال رونق بگیرد. اما مشکل اینجاست که برخی از مسئولان ما به آن باور ندارند. گاه حتی «ما می‌توانیم» و «اقتصاد مقاومتی» را به زبان می آورند اما به آن باور ندارند.

جنتی با تشریح آثار آزادی حلب گفت: باید آزادی حلب را واقعاً جشن گرفت. زیرا تیر آزادی حلب، اکنون به قلب آمریکا و اسرائیل اصابت کرده است و شکست ایادی شیطان بزرگ در حلب، به معنای شکست اسرائیل و عربستان سعودی است.

دبیر شورای نگهبان با ابراز تأسف از حمایت های آل سعود از گروههای تکفیری گفت: متأسفانه این رژیم با نفت مردم محروم عربستان، گروههای دیوانه‌ای را به سوریه و عراق گسیل کرده است که به صغیر و کبیر رحم نکردند. اما خداوند متعال خواست که رزمندگان اسلام که فرزندان امام خمینی(ره) و رهبر عزیز ما هستند، با تکیه بر شعار «ما می توانیم» پیروز شوند.

وی در ادامه خواستار توجه بیشتر مردم و مسئولان به بازماندگان شهدای مدافع حرم شد و افزود: این شهدا، ابوذرها، عمارها، میثم تمارهای امروز هستند و وظیفه همه است که به احوال خانواده این شهدا توجه کنند.

جنتی در ادامه با اشاره به آیه 29 سوره فتح، گفت: قرآن کریم می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»؛ حضرت محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و در میان خود مهربانند. مسئولان هم باید مانند پیامبر (ص) با دشمنانی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی، دشمن باشند و با مردم دوست و مهربان باشند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در پایان از کسانی که برای برپایی مسجد حضرت امام سجاد(ع) به شیوه های مختلف کمک کرده اند، تجلیل کرد.




موضوع مطلب : آیت الله جنتی, جهل مقامات

افزایش میزان رقم اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان به 12 هزار میلیارد تومان/ دریافت وام 3 هزار میلیاردی در بانک سرمایه  با وثیقه 30 میلیاردی/ یک نفر 1000 میلیارد بدهکار است!

وزیر اسبق آموزش و پرورش با بیان اینکه دولت در مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان فرافکنی می کند عنوان کرد: هر چه تحقیقات از این صندوق بیشتر می شود، رقم اختلاس بالاتر می رود تا جایی که شواهد نشان می دهد، رقم اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان تا 12 هزار میلیارد تومان نیز رسیده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ؛ محمود فرشیدی وزیر اسبق آموزش و پرورش در گفت و گو با راه دانا ؛ در خصوص اختلاس های گسترده در صندوق ذخیره فرهنگیان اظهار داشت: ادعاهای بی اساسی مبنی بر اینکه این تخلفات و اختلاس ها از دولت های قبلی بوده است مطرح می شود اما تا جایی که بنده مسئولیت داشتم هیچ یک از این تخلفات مربوط به دوره های قبلی نبوده است.

وی با بیان اینکه در دولت های هشتم و هفتم نیز صندوق ذخیره فرهنگیان حاشیه های مالی داشت عنوان کرد: در دوران اصلاحات نیز بانک سرمایه دچار حاشیه های مالی شد که البته به گستردگی مشکلات مالی مربوط به دولت یازدهم نبود؛ برخی ادعا می کنند این اختلاس ها مربوط به دولت های قبلی است اما تا کنون هرکس بازداشت شده از دست اندرکاران این دولت بوده است.

وزیر اسبق آموزش و پرورش با بیان اینکه دولت در مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان فرافکنی می کند عنوان کرد: هر چه تحقیقات از این صندوق بیشتر می شود، رقم اختلاس بالاتر می رود تا جایی که شواهد نشان می دهد، رقم اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان تا 12 هزار میلیارد تومان نیز رسیده است.

فرشیدی عنوان کرد: متأسفانه در طول تاریخ انقلاب بالاترین رقم اختلاس در کشور در جایی رخ داده است که متعلق به فرهنگیان و معلمان که جزء مظلوم ترین اقشار جامعه هستند رخ داده است که روحانی باید نسبت به بررسی و بازگرداندن این مبالغ دستور ویژه و اکیدی را بدهند که مانند حقوق های نجومی روی آن سرپوش گذاشته نشود.

وی همچنین افزود: برخی وام های بسیار مسأله دار در بانک سرمایه پرداخت شده است به عنوان مثال مبلغ 3 هزار میلیارد وام پرداخت شده است که این وام تنها با یک وثیقه 30 میلیاردی پرداخت شده است هرچند فرد مذکور بخشی از این وام را تسویه کرده است اما 1000 میلیارد به بانک سرمایه بدهی دارد.

وزیر اسبق آموزش و پرورش در ادامه گفت: یکی از مشکلات اصلی بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان این بود که برخی از افراد با اعمال نفوذ، وام های میلیاردی را در قبال وثیقه های اندک دریافت می کردند که همه این موارد با پارتی بازی و تبانی صورت گرفته است.

فرشیدی با اشاره به صحبت های سخنگوی دستگاه قضا مبنی بر تأسیس شرکت های خانوادگی در این صندوق و اعطای وام های خانوادگی اظهار داشت: تمام افرادی که برای این تبانی ها دستگیر شده اند مربوط به دولت فعلی هستند و برخی از این افراد نیز به صورت خانوادگی دستگیر شده اند.

وی تصریح کرد: اگر خوشبینانه نگاه کنیم اعتماد به هم حزبی ها و ورود برخی از جریان های سیاسی به صندوق ذخیره فرهنگیان در نهایت باعث شد که برخی از این اعتمادها سوء استفاده کرده و در راستای اهداف حزب و منافع شخصی خود دست به بیت المال ببرند.

وزیر اسبق آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: برخی از مسئولان در صندوق ذخیره فرهنگیان از دست اندرکاران فتنه 88 بوده و همچنین برخی از آنها در بنیاد باران مسئولیت هایی داشتند که در نهایت پیگیری اهداف حزبی در این صندوق منجر به اختلاس چند هزار میلیاردی در این صندوق شد.




موضوع مطلب : وزیر اسبق آموزش و پرورش افشا کرد
دوشنبه 95 آذر 29 :: 9:16 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
آنارشیست ها که خشونت بروکراتیک سرمایه داری لیبرال و بعد ها رژیم های سوسیالیستی را احساس کرده اند و از آن ناراضی هستند، کوشیده اند خود را از سیطره هر گونه اقتدار دولت نجات دهند زیرا آنها دولت را شر مطلق تلقی می کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:آنارشیسم به لحاظ لغوی ماخوذ از کلمه یونانی anarch به معنای فقدان اقتدار یا رهبر یا دولت است. آنارشیسم یکی از ایدئولوژی های افراطی عصر جدید است که با هر نوع سازمان یا نهادی مخالفت می کند و به ویژه حکومت را به عنوان مظهر تجمع قدرت سیاسی مورد حملات بسیاری قرار می دهد.

 آنارشیست ها که خشونت بروکراتیک سرمایه داری لیبرال و بعد ها رژیم های سوسیالیستی را احساس کرده اند و از آن ناراضی هستند، کوشیده اند تا با تعمیم فرد گرایی به شیوه افراطی – آنگونه که منکر هر نوع نهاد یا ساختار و یا سازمان اجتماعی و سیاسی گردد- خود را از سیطره هر گونه اقتدار دولت نجات دهند زیرا آنها دولت را شر مطلق تلقی می کنند.

 اما راه حل آنارشیست ها کاملا خیالبافانه و غیر منطقی با طبع اجتماعی بشر و نیز طبیعت نهادگرایی و زندگی اجتماعی است. آنارشیسم به لحاظ مبانی نظری خود کاملا یک ایدئولوژی مدرن است و نحوی اعتراض افراطی فرد گرایانه به ماهیت سلطه گرایانه زندگی اجتماعی در تمدن مدرن و ایدئولوژی های مارکسیستی و لیبرالیستی است. 

آنارشیسم؛ آیا دولت شر مطلق است؟

آنارشیسم ساختار مدون و سیستماتیک فکری و تئوریک ندارد و گروه های مختلف آنارشیستی برای رسیدن به اهداف خود از راه حل های مختلف صلح آمیز و خشونت آمیز استفاده کرده اند. ظاهرا "ژوزف پرودن" سوسیالیست معروف اولین فردی است که اصطلاح آنارشیسم را باب کرد. همزمان با او "ویلیام گالدوین" و "میخائیل باکونین" از چهره های آنارشیسم الحادی نیز متمایل به گرایش سوسیالیستی بودند. 



آنارشیسم؛ آیا دولت شر مطلق است؟


آنارشیست ها در ایجاد تشکل های بزرگ سیاسی چندان موفق نبودند. کنگره اول آنان در سال 1877 و کنگره بعدی به سال 1907 برگزار گردید، اما هیچ گاه منجر به تاسیس سازمان پایداری نگردید. به لحاظ جنبش های اجتماعی آنارشیست ها در شکل گیری جنبش "سندیکالیسم" (مبارزه برای خواست های صنفی) در اروپا و امریکای جنوبی تاثیر گذار بوده اند. برخی آنارشیست های خشن و تندرو در انجام چند ترور معروف از جمله ترور "الکساندر تزار روسیه" ، "هوبرت پادشاه ایتالیا"، "میکنای رئیس جمهور امریکا" و سوء قصد به کالسکه حامیان ناصرالدین شاه در فرانسه نقش داشته اند. ویلیام گادوین (1843) نویسنده کتاب "پژوهشی در عدالت سیاسی"، پرودون (1865) نویسنده کتاب "مالکیت چیست؟"، "شاهزاده کروپوتکین" و همچنین اگوست بلانکی (1881)، میخائیل باکونین (1876) و لئو تولستوی (1910) از چهره ها و ایدئولوگ های معروف آنارشیسم هستند. 


آنارشیست ها گرایشات مختلف دارند و بعضی از آنها به ایده های کمونیستی نزدیک اند و برخی دیگر تمایلاتی در دفاع از مالکیت خصوصی دارند. به لحاظ روش نیز عده ای به استفاده از ترور و خشونت معتقدند و گروهی دیگر به دنبال موعظه مبتنی بر محبت و مبارزه منفی هستند. بر خلاف آنچه در افواه معروف است، آنارشیسم به معنای هرج و مرج طلبی و جستجوی اغتشاش نیست.


میخائیل باکونین کیست؟

میخائیل باکونین روشنفکر و ایدئولوگ روسی یکی از چهره های برجسته آنارشیسم در قرن نوزدهم اروپاست. او در سال 1814 میلادی در روستای "پروخینو" به دنیا آمد. خانواده او از آریستوکرات های زمین دار روسی بودند و پدرش برای مدتی از طرف وزارت خارجه روسیه تزاری به عنوان سفیر در فلورانس و ناپل فعالیت می کرد. میخاییل در سال 1831 وارد مدرسه نظام سن پطرزبورگ شد. این مدرسه به آموزش نظامی به فرزندان خانواده های آریستوکرات می پرداخت. باکونین پس از چهار سال مدرسه نظام را ترک کرد و شروع به مطالعه فلسفه نمود. باکونین عمیقا تحت تاثیر فلسفه هگل قرار گرفت. میخاییل در سال 1840 میلادی به برلین رفت و به فعالیت های سیاسی پرداخت. به دلیل همین فعالیت ها بود که چند بار در آلمان و روسیه دستگیر و به سیبری تبعید شد. 


آنارشیسم؛ آیا دولت شر مطلق است؟

باکونین در فرانسه با پرودون و کارل مارکس آشنا شد، در لندن به عضویت "انترناسیول اول" در آمد، تشکیلات مخفی به نام "اتحاد دموکراسی" را تشکیل داد و در کمون پاریس شرکت کرد. در سال 1872 میلادی بر اثر فشار های مارکس، باکونین از انتر ناسیونال اول (اتحادیه کارگری) اخراج گردید. میخاییل باکونین یکی از ایدولوگ های آنارشیسم بود. او فردی آته ئیست بود و با دین و مالکیت خصوص و دولت مخالفت می کرد. باکونین مدعی بود که دولت وابسته به مذهب و یکی از محصولات آن است. او در مقام یکی آنارشیست به شدت با وجود هر نوع دولت و حکومت متمرکز مخالف بود. او آنارشیستی جمع گرا (کلکتیویست) بود و تفسیری سوسیالیستی از آنارشیسم ارائه می کرد. وی در سال 1876 در گذشت. 


آنارشیسم؛ آیا دولت شر مطلق است؟

 

آنچه که امروزه باکونینیسم نامیده شد، مجموعه آراء باکونین است که  بعدها بر جریان آنارشیسم در اروپای قرن نوزده و بیست (به ویژه در مناطق از اسپانیا و ایتالیا) تاثیر بسیاری نهاد. 

رئوس اصلی آراء میخاییل باکونین را می توان این گونه بر شمرد:

1-ضدیت با دولت سالاری و هر نوع نظام حکومتی متمرکز

2-اعتقاد به نوعی فدرالیسم شورایی

3-اعتقادبه سوسیالیسم و مخالف مالکیت خصوصی

4-آته ئیسم و دین ستیزی

5-اعتقاد به رعایت مفهوم مدرن فردیت

6-اعتقاد به وجود ظرفیتی در روسیه به منظور پیشبرد و سردمداری انقلاب جهانی علیه نظام لیبرال سرمایه داری

باکونین با لیبرالیسم و نیز آراء مارکس مخالف بود. انتقادات باکونین به حکومت و دولت و آنچه که او تحت عنوان مدل سیاسی آنارشیستی به عنوان جایگزین دولت عنوان می کرد، اوهامی بی بنیاد بود که قابلیت تحقق عملی و عینی نداشت. باکونین مردی با طبیعت شورشی و شخصیتی نامتعادل بود. او با آنکه بی دین بود اما با رواج اخلاق مبتنی بر هرزگی جنسی مخالفت می ورزید. آراء باکونین (باکونینیسم) مجموعه ای درهم و مغشوش و گرفتار تضاد و تناقض است که سامان منسجمی ندارد.




موضوع مطلب : آنارشیسم, دولت شر مطلق
یکشنبه 95 آذر 28 :: 10:27 صبح ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا
اکنون به آسانی می‌توان حدس زد که از شکایت به کمیسیون مشترک برجام آبی گرم نمی‌شود و به احتمال بسیار زیاد - و نزدیک به یقین - 5عضو کمیسیون مشترک شکایت کشورمان را وارد نمی‌دانند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت:
 
 آقای دکتر ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان با ارسال نامه‌ای به فدریکا موگرینی، مسئول هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک برجام، خواستار تشکیل کمیسیون مشترک برای رسیدگی به بدعهدی اخیر آمریکا در تمدید تحریم‌های 10 ساله ایران شده است.
 
نتیجه این نشست را با توجه به پیوست 4 از متن برجام که موضوع آن، کمیسیون مشترک و شرح وظایف آن است، از هم‌اکنون می‌توان حدس زد. بخوانید!

الف: در بند یک از پیوست 4 برجام با سرفصل «تأسیس، ترکیب و هماهنگ‌کننده» تاکید شده است؛  «کمیسیون مشترک تأسیس می‌شود تا کارکردهایی که در برجام- از جمله پیوست‌هایش - به آن واگذار شده را اجرا نماید» و در بند 2 از همان پیوست درباره اعضای این کمیسیون آمده است؛ «کمیسیون مشترک مرکب است از نمایندگان گروه 5+1 (شامل دولت‌های ایالات متحده آمریکا، چین، فرانسه، فدراسیون روسیه، انگلستان، آلمان و نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی) و ایران که همه با هم، اعضای برجام هستند».

در بند 2 از فصل مربوط به تصمیمات کمیسیون مشترک آمده است؛ «هر عضو برجام یک رأی خواهد داشت» و در بند 4 از همان فصل آورده‌اند؛ «موضوعات مطرح نزد کمیسیون مشترک تحت بند Q از پیوست یک، با اجماع یا، با 5 رأی مثبت اعضای برجام مورد تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد و حد‌نصابی برای رسمیت یافتن جلسه وجود نخواهد داشت.»

ب: مطابق بند 2 از فصل یک پیوست، کمیسیون مشترک دارای 8 عضو است - ایران، 5+1 و نماینده اتحادیه اروپا - و براساس بند 2 از فصل دوم، هر عضو دارای یک رأی خواهد بود. فقط با اندکی دقت به وضوح می‌توان دید که حریف در تدوین این دو بند دست به یک کلاهبرداری آشکار زده است. چرا که در جریان مذاکرات هسته‌ای، ایران یک سوی مذاکرات و کشورهای 5+1 باضافه نماینده اتحادیه اروپا مجموعا طرف دیگر مذاکرات بودند، به بیان دیگر، مذاکرات هسته‌ای فقط 2 طرف داشت، ایران و 5+1 باضافه اتحادیه اروپا، بنابراین شکل قانونی و پذیرفته شده کمیسیون مشترک آن بود که مجموعه 5+1 و اتحادیه اروپا یک رای داشته باشند نه این که،‌ هنگام مذاکرات یک واحد به هم پیوسته تلقی شوند ولی در کمیسیون مشترک با عنوان 7 عضو جداگانه به حساب آیند! این نکته و پی‌آمدهای آن در همان گرماگرم مذاکرات از سوی کیهان مطرح شده و آمده بود که پذیرش این ترکیب می‌تواند قانون‌شکنی‌های حریف را در صورت مراجعه به کمیسیون مشترک، علیه کشورمان سامان دهد. ولی البته مثل سایر موارد به آن توجهی نشد!

ج: در بند 4 از فصل تصمیمات کمیسیون مشترک، آمده است تصمیمات کمیسیون با اجماع و یا 5 رای مثبت اعضاء اتخاذ خواهد شد. در این جمله که با زیرکی حریف - بخوانید با شیادی و شارلاتان‌بازی حریف - گنجانده شده است، دقت کنید. «اجماع یا 5 رای مثبت»! اگر اجماع مورد‌نظر بوده است، دیگر 5 رای مثبت غیر از کلاهبرداری چه مفهوم و معنایی می‌تواند داشته باشد؟! «اجماع» و «5 رای از 8 رای» با یکدیگر در تناقض هستند. اجماع در فرهنگ حقوقی به معنای رأی مثبت یا منفی تمامی اعضاء است،  بنابراین چرا بعد از قید «با اجماع»، عبارت «یا 5 رأی مثبت آمده است»؟!

حریف کهنه‌کار عدد 5 را کاملا حساب شده انتخاب کرده و در متن گنجانده است. چرا؟!  زیرا، اگر قرار بر اجماع بود، رأی منفی ایران یا چین و روسیه می‌توانست مانع از رسیدن به نتیجه‌ای باشد که علیه کشورمان است ولی غربی‌های شارلاتان 5 رأی مثبت را ملاک قرار داده‌اند. از این روی، اگر مصوبه‌ای علیه کشورمان باشد، کافی است، 5 عضو کمیسیون مشترک یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و نماینده اتحادیه اروپا، به آن رأی مثبت بدهند!  در این حالت، رأی منفی ایران و یا رأی منفی احتمالی چین و روسیه نیز در جلوگیری از تصویب آن بی‌تاثیر خواهد بود.

د: باید به این نکته نیز توجه داشت که در تمامی طول مذاکرات هسته‌ای، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و خصومت علیه کشورمان، اشتراک نظر داشته‌اند، به بیان دیگر؛ در بند مورد اشاره (بند 4 از فصل مربوط به تصمیمات)، حریف عبارت «یا 5 رأی مثبت اعضاء برجام» را با دقت و به گونه‌ای کاملا حساب شده جای داده و با این ترفند واژه «اجماع» را خنثی و بی‌اثر ساخته است. به بیان دیگر، واژه «اجماع» فقط یک ترفند برای فریب بوده است که این فریبکاری متاسفانه موثر نیز واقع شده است!

ه‍: اکنون باید از  تیم محترم مذاکره‌کننده کشورمان که در دلسوزی آنان تردیدی نیست پرسیده شود؛ از تشکیل جلسه کمیسیون مشترک چه انتظاری دارید؟ آیا تصور می‌کنید که طرف مقابل به مستندات روشن شما مبنی بر نقض برجام توجهی خواهد کرد؟ مگر در جریان مذاکرات هسته‌ای به هیچیک از استدلال‌ها و مستندات ارائه شده از جانب مذاکره‌کنندگان کشورمان کمترین توجهی کرده بودند که اکنون انتظار توجه دارید؟ به یقین اسناد ارائه شده از سوی شما تردیدی باقی نمی‌گذارد که آمریکا با تمدید 10 ساله تحریم‌های موسوم به ISA،  برجام را نقض کرده است ولی مگر در اسنادی که حاکی از صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران باشد کمترین تردیدی بود که آن را نپذیرفتند و برنامه هسته‌ای کشورمان را به «اردک لنگ» تبدیل کردند و از تاب و توان انداختند؟!
برادران عزیز تیم مذاکره‌کننده باید علاج واقعه را قبل از وقوع می‌کردند و از ابتدا با ترکیب کمیسیون مشترک و نیز مکانیسم تصویب تصمیم‌های آن، مخالفت می‌کردند، که نکردند.
و اما، با توجه به اینکه مشکل غرب با ایران اسلامی، فعالیت هسته‌ای آن نبوده و نیست بلکه اقتدار کشورمان مشکل اصلی آنان است اقتداری مثال‌زدنی که امروزه در منطقه حماسه آفریده است و مخصوصا ماجرای این روزهای حلب نمونه‌ای مثال‌زدنی از بی‌اعتباری و غیرقابل اعتماد بودن غرب است. آنها تا همین چند هفته قبل که به علت حمایت‌های گسترده خود از تروریست‌های تکفیری احتمال سرکوب آنان را نمی‌دادند برای مبارزه با تروریسم گلو پاره می‌کردند و یقه چاک می‌دادند تا آنجا که ائتلاف به اصطلاح «ضدتروریسم» نیز تشکیل دادند. اما، امروزه برای همان تروریست‌ها که تا دیروز به دروغ از ضرورت مبارزه با آنها دم می‌زدند، اشک تمساح می‌ریزند و دبیرکل سازمان ملل متحد از سقوط حلب سخن می‌گوید! انگار حلب بخشی از سرزمین متعلق به تروریست‌ها بوده است که اکنون از چنگ آنان خارج شده! و یا فرانسه چراغ‌های برج ایفل را در سوگ تروریست‌ها خاموش می‌کند. انگلیس از سرکوب تروریست‌های تکفیری با عنوان فاجعه در حلب یاد می‌کند! و... انگار نه انگار تا همین دیروز، اقدامات وحشیانه تروریست‌های تکفیری که در کمال وقاحت فیلم‌ها و کلیپ‌های آن پخش می‌شد را جنایت علیه بشریت می‌نامیدند و... آیا کسانی با این هویت جنایتکارانه می‌توانند از اینکه نقض عهد آمریکا در برجام را نادیده بگیرند، کمترین احساس رسوایی و ننگ داشته باشند؟! و آیا نباید در ادامه اجرای برجام منتظر بدعهدی‌های فراوان دیگر بود؟!

 اکنون به آسانی می‌توان حدس زد که از شکایت به کمیسیون مشترک برجام آبی گرم نمی‌شود و به احتمال بسیار زیاد - و نزدیک به یقین - 5عضو یاد شده کمیسیون مشترک یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و نماینده اتحادیه اروپا، شکایت کشورمان را وارد نمی‌دانند و قضیه به همین سادگی علیه ایران اسلامی خاتمه می‌پذیرد!


در دور قبلی مذاکرات نیز وقتی تروئیکای اروپایی - انگلیس، فرانسه و آلمان - زیر قول خود زدند و بهترین تضمین از سوی کشورمان را دست کشیدن کامل از فعالیت‌ هسته‌ای خود دانستند، راه‌حل موثر آن بود که تمامی فعالیت‌های تعلیق شده را از سرگرفتیم و امروز هم تنها راه همان است، بازگشت به نقطه اول یعنی نقطه قبل از امتیازات نقدی که به حریف داده و در مقابل وعده‌های نسیه‌ای که گرفته‌ایم!




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2853
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122007
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 2853
  • بازدید دیروز: 4206
  • کل بازدیدها: 10122007